موسوی خوئینی‌ها: براندازی نبود “سوءتفاهم” بود
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز ، فتنه 88
آقای موسوی خوئینی‌ها که چند روز پیش گفته بود “هدف اصلاح طلبان فقط جمهوری اسلامی است و آنها نه تنها با شعار علیه رهبری مخالفند”، برای بازداشتن محافل ضدانقلاب از ادامه انتقادات به خود رویکردش را تغییر داد.

http://peymane.ir/files/fa/news/1389/3/1/14869_721.jpg

به گزارش جهان، دبیرکل مجمع روحانیون مبارز در پاسخ یکی از مخاطبان وبلاگش با ابراز امیدواری برای آزادی سران و فعالان جریان فتنه، اعتراض را حق آنان دانسته و با تعبیر پروژه براندازی سال ۸۸ به یک “سوءتفاهم” گفته است: امیدوارم سوءتفاهم ها از میان برداشته شود و نه تنها این دو عزیز گرامی بلکه تمام زندانیان سیاسی در رابطه با انتخابات هشتاد و هشت آزاد شوند، علّت اینکه می گویم سوءتفاهم این است که همه آنها در یک انتخابات قانونی شرکت کرده اند و به نتایج اعلام شده اعتراض داشته و دارند و اعتراض هم حقّ آنان بوده است، ولی آنان ناروا متّهم به براندازی و … شده اند، در حالیکه یقیناً آنان مبرّا از چنین اتّهامی هستند.

آقای موسوی خوئینی ها که چند روز پیش شعار «جمهوری ایرانی» را تخطه و رویکرد جریان فتنه را زیر سوال برده بود، روشن نیست چرا اکنون از جریان فتنه و حامیان شعار “جمهوری ایرانی” دفاع کرده و تلاش آنان را برای براندازی در ایران که با حمایت آشکار غرب و رژیم صهیونیستی و کل جبهه ضدانقلاب همراه بود، تنها یک “سوءتفاهم” و “اتهامی ناروا” توصیف کرده است.

البته خود دبیرکل مجمع روحانیون مبارز و حزب متبوعش از حامیان و تقویت کنندگان فتنه و حتی متهم اصلی آشوب شب ۳۰ خرداد ۸۸ هستند.

آقای موسوی خوئینی ها پیش از موضع گیری امروزش با محکوم کردن بخشی از مواضع فتنه گران مدعی پایبندی اصلاح طلبان به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه شده بود.

برخی محافل ضد انقلاب به خاطر این اظهارات به او حمله کرده و آن را فرصت طلبی و تلاش برای ورود به عرصه سیاسی خوانده بودند.

اما رسانه های همسوی مجمع روحانیون از جمله کلمه، جرس، امروز و نوروز و… که سخنان موسوی خوئینی ها علیه جریان فتنه را سانسور کرده بودند، موضع امروز او در حمایت از موسوی و کروبی را پوشش گسترده داده اند.

ناظران سیاسی دلیل موضع گیری سران مجمع روحانیون علیه فتنه را در پیش بودن انتخابات مجلس نهم و علاقه مندی اعضای این مجمع برای کسب جواز ورود به عرصه سیاسی قلمداد می کنند و معتقدند اعضای مجمع روحانیون در عین حال درصدد با حمایت از سران فتنه، خود را در معرض انتقادات محافل ضدانقلاب و حامی فتنه قرار ندهند.


چرا موسوی خویینی‌ها استراتژی «برائت» را دنبال می‌کند؟
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، انتخابات ، مجمع روحانیون مبارز

خویینی‌ها می‌کوشد در آستانه انتخابات مجلس فضای تحرکی برای خود فراهم کنند و موقعیت رسمی سیاسی خود را اعاده کنند. برای نیل به این موضوع استراتژی «برائت» در دستور کار قرار گرفته است.

دبیرکل مجمع روحانیون مبارز اخیرا در پاسخ به سوالی در رابطه با دفاع از نظام جمهوری اسلامی و برخی هتاکی‌های فتنه گران به مقام معظم رهبری گفته است : « رهبری و دیگر مقامات جمهوری اسلامی تفاوتی با دیگر افراد یا گروه‌ها دارند و آن جایگاه آنان است و اهانت به آن مقامات در واقع اهانت به مردم ایران نیز هست.» وی در ادامه البته تبصره هایی را هم به این سخنان خود الصاق کرده است تا جدل در اردوی فتنه بیش از این بالا نگیرد!

به گزارش «فردا»، خویینی ها در واقع لیدر جریانی است که حیات و ممات خود را برعکس آنچه که ادعا می کنند نه در عرصه مدنی بلکه در ساختار رسمی سیاسی جستجو می کنند . اینچنین است که پس از قریب به 2 سال دفعتا در آستانه انتخابات مجلس به یاد می آورند که شعارهای پیاده نظام خیابانی شان «اهانت» بوده و توهین به «مردم ایران» محسوب می شده است. این امر اکنون کاملا آشکار است که جریان آقای خویینی ها می کوشد در آستانه انتخابات مجلس فضای تحرکی برای خود فراهم کنند و موقعیت رسمی سیاسی خود را اعاده کنند. برای نیل به این موضوع استراتژی «برائت» در دستور کار قرار گرفته است. استراتژی ای که بی شک زمان اجرای آن سپری شده است و نه تنها در دایره دوستداران انقلاب خریداری ندارد بلکه اساسا «جدی» گرفته نمی شود. در این میان این امر با ملاحظه سود و زیان صورت گرفته و استراتژیستی مانند خویینی ها قطعا به این نتیجه رسیده است که توان تحرک تشکیلاتی فتنه در خیابان ها «صفر» است و باید راه مصالحه و لحن ملایم را در پیش گرفت. لحنی که صداقت در آن دیده نمی شود و بلاشک مسیر بازگشت به قدرت را هموار نمی کند.

سوال کلیدی که ایشان باید به آن پاسخ دهد این است که چرا پس از 2 سال و در آستانه انتخابات مجلس چنین سخنانی را مطرح می کند؟ همگان منتظر پاسخ به این سوال اند...


دنده عقب خوئینی ها
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز ، جریان فتنه
خبرنامه دانشجویان ایران:محمد موسوی خوئینی ها که چند روز پیش گفته بود «هدف اصلاح طلبان فقط جمهوری اسلامی است»، برای بازداشتن محافل ضدانقلاب از ادامه انتقادات به خود رویکردش را تغییر داد.
به گزارش کیهان، این عضو مجمع روحانیون مبارز در پاسخ یکی از مخاطبان وبلاگش با ابراز امیدواری برای آزادی سران و فعالان جریان فتنه، اعتراض را حق آنان دانسته و با تعبیر پروژه براندازی سال 88 به یک «سوءتفاهم» گفته است: امیدوارم سوءتفاهم ها از میان برداشته شود و نه تنها این دو عزیز گرامی بلکه تمام زندانیان سیاسی در رابطه با انتخابات 88 آزاد شوند، علّت اینکه می گویم سوءتفاهم این است که همه آنها در یک انتخابات قانونی شرکت کرده اند و به نتایج اعلام شده اعتراض داشته و دارند و اعتراض هم حقّ آنان بوده است، ولی آنان ناروا متّهم به براندازی و... شده اند، در حالیکه یقیناً آنان مبرّا از چنین اتّهامی هستند.
موسوی خوئینی ها که چند روز پیش شعار «جمهوری ایرانی» را تخطئه و رویکرد جریان فتنه را زیر سوال برده بود، روشن نیست چرا اکنون از جریان فتنه و حامیان شعار «جمهوری ایرانی» دفاع کرده و تلاش آنان را برای براندازی در ایران که با حمایت آشکار غرب و رژیم صهیونیستی و کل جبهه ضدانقلاب همراه بود، تنها یک «سوءتفاهم» و «اتهامی ناروا» توصیف کرده است.
البته این عضو مجمع روحانیون مبارز و حزب متبوعش از حامیان و تقویت کنندگان فتنه و حتی متهم اصلی آشوب شب 30 خرداد 88 هستند.
موسوی خوئینی ها پیش از موضع گیری امروزش با محکوم کردن بخشی از مواضع فتنه گران مدعی پایبندی اصلاح طلبان به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه شده بود.
برخی محافل ضد انقلاب به خاطر این اظهارات به او حمله کرده و آن را فرصت طلبی و تلاش برای ورود به عرصه سیاسی خوانده بودند. اما رسانه های همسوی مجمع روحانیون از جمله کلمه، جرس، امروز و نوروز و... که سخنان موسوی خوئینی ها علیه جریان فتنه را سانسور کرده بودند، موضع دیروز او در حمایت از موسوی و کروبی را پوشش گسترده داده اند.

موضع موسوی خوئینی ها برای شرکت در انتخابات
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز

تذبذب و ریاکاری تبدیل به عادت برخی سران مجمع روحانیون شده است.
به گزارش  کیهان محمد موسوی خوئینی ها در مطلبی پرتناقض پیرامون انتخابات مجلس نهم و درباره این سؤال که «شما به مشارکت اعتقاد دارید یا عدم مشارکت در انتخابات مجلس؟» نوشت:

http://www.teribon.org/base/img//2010/10/musavi-khoeiniha1.jpg

آیا در زمانی که جمعی از دوستان ما براساس اتهامات واهی و محاکمات غیرعادلانه در زندان بسر می برند و دو شخصیت خدمتگزار جامعه آقای مهندس موسوی و حجت الاسلام والمسلمین کروبی در حصر خانگی قرار دارند و مطبوعاتی که می خواهند مستقل از اراده برتر جامعه به رسالت مطبوعاتی خود عمل کنند، نمی توانند، آیا انصاف و عدالت است که ما در انتخاباتی شرکت کنیم که در این شرایط برگزار می شود؟ مگر ما چه گناهی کرده ایم که باید از رسانه های رسمی و غیررسمی کشور ماه ها و بلکه سالها مورد زشت ترین هتاکی ها و تهمت ها قرار بگیریم و باز هم در انتخاباتی شرکت کنیم که به دست همان کسانی برگزار می شود که این بلاها و مصیبت ها را بر سر ما و دوستانمان آورده اند.
وی در عین حال در وبلاگ خود نوشت: بدون تردید شرکت در انتخابات حق ما است و اگر ببینیم با شرکت در انتخابات حقی را به صاحبش برمی گردانیم و باطلی را مانع می شویم قطعا شرکت خواهیم کرد. بنابراین گمان می کنم از هم اکنون به تصمیم نهایی نمی شود فکر کرد.
یادآور می شود طیف متبوع موسوی خوئینی ها به این رفتارهای مذبذب معروف هستند و به موازات ادعای تحریم انتخابات مجلس هفتم و هشتم و زیر سؤال بردن آن، فهرست انتخاباتی گسترده ای ارائه کرده اند که از جمله شامل ۱۵۰ نفر فهرست رسمی- غیر از افراد رسما معرفی نشده- بود و در تهران فهرست ۳۰ نفره «یاران خاتمی» با بی اقبالی مطلق مردم – به استثنای یک نفر- مواجه شد.
گفتنی است مظلوم نمایی این جریان در حالی است که در جریان فتنه ۸۸ آشکارا به دامان مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس پیوسته بودند و با بهایی ها و منافقین و مارکسیست ها و سلطنت طلب ها و تمامی جریانات ضدانقلاب علیه مردم مسلمان این مرز و بوم متحد شده بودند. بنابراین باید به موسوی خوئینی ها گفت؛ شما که با همه دشمنان اسلام و انقلاب در اتحاد به سر می برید مظلوم!! هستید یا ملت سرافراز و مسلمان ایران که پوزه مدیران بیرونی شما را به خاک مالید؟! و اساساً چگونه انتظار دارید که ایران اسلامی به ستون پنجم لو رفته مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس و هم پیمانان منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها اجازه مشارکت در انتخابات را بدهد؟!


موسوی خوئینی ها: با ذکر نام افشا می کنم
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز

موسوی خوئینی ها که به مرد خاکستری جریان اصلاحات معروف است و در حوادث سالهای گذشته نقش برنامه ریز بسزائی داشته است اخیرا اعلام کرده که بزودی نام کسانی که علیه من حرف زدند و تهمت زدند را افشا می کنم.

به گزارش جهان وی در پاسخ به سوالی در سایت شخصی خود گفت: در آینده اگر خدا بخواهد به تمام مواردی که علیه بنده مطرح شده است پاسخ خواهم داد. 

وی  در پاسخ به یکی از خوانندگان سایتش که پرسیده بود «بعد از بستن روزنامه سلام و پایان دوره محکومیت شما، بسیار منتظر بازگشایی دوباره روزنامه‌یی مانند سلام از سوی شما بودیم... که نشد. از آن پس به‌ندرت سخنانی از شما شنیدیم. و در پی هر تهمت و دروغی که به شما زدند جواب تنها سکوت بود و حال که دوباره آغاز به کار کرده‌اید همچنان از گفتن حقایق خودداری می‌کنید. درست مثل آقای خاتمی که از نخستین روز ریاست‌شان تا آخرین روز بنا داشت پرده از بسیاری حقایق بردارد که نکرد... آقای خویینی می‌ترسم آنقدر در دفاع از خود و گفتن حقایق سکوت کنید و به دلیل مصالحی آن را به تعویق بیندازید که دیگر آن روز که قصد سخن گفتن می‌کنید یا دیگر کار از کار گذشته باشد. یا دیگر سخن شما نه دید مردم را به انقلاب و شما تغییر دهد و نه راهگشا و مرهمی باشد برای مردم؟» افزود: تاکنون-که به قول شما خواننده عزیز و بسیاری از دوستان- سکوت کرده‌ام، باران تهمت و اهانت و دروغ‌پردازی، مجال نمی‌دهد تا ببینم کدام را تکذیب کنم و درباره کدامیک توضیح بدهم. اگر سکوت را بشکنم، چه‌ها خواهند گفت و چه کارها خواهند کرد؟!

وی تاکید کرد: آیا صحیح است که بگویم آن‌کس که در محراب نماز جمعه می‌ایستد و هزاران نفر به او اقتدا می‌کنند، در یک سخنرانی عمومی در مقابل صدها نفر مطلبی به من نسبت می‌دهد و سپس آن دروغ از برخی رسانه‌ها پخش می‌شود و دستمایه هتاکی دیگران می‌شود و هرگز با خود نمی‌اندیشد که پیش از آنکه آن مطلب را بر زبان بیاورد، از خود من سوال کند که آیا چنین سخنی گفته‌ام یا نه؟

دبیر مجمع روحانیون مبارز در پایان وعده داد که من در آینده اگر خدا بخواهد به تمام این موارد با ذکر نام تهمت‌زنندگان می‌پردازم و بدون اینکه متقابلا به آنان اهانت کنم فقط از آنان می‌خواهم که به مردم پاسخ دهند که مجوز این نسبت‌های ناروا به یک مسلمان چیست؟ 

گفتنی است موسوی خوئینی ها همان کسی است که در حوادث پس از انتخابات بیشترین سهم را در دفاع و حمایت از فتنه گران و آشوب طلبان داشته است و هیچگاه حاضر نشد درباره ارتباط خود با تهمت زنندگان به انقلاب و نظام روشنگری کند و شفاف سخن بگوید.

بدون شک باید از افشاگری موسوی خوئینی ها استقبال کرد. اما امیدواریم روزی هم فرا رسد که وی در دادگاه به تهمت های که به نظام و انقلاب و مردم زدند جوابگو باشد.


بالاخره سکوت موسوی خوئینی ها شکست
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز

من از چند جوان ناپخته که به دستور دیگران، روز و شب علیه من در سایت‌ها و روزنامه‌هایشان دروغ‌ پردازی می‌کنند، گلایه‌یی ندارم؛ اما از آن عالم برجسته حوزه که مطلبی را به من نسبت می‌دهد و از من به عنوان یک متهم (به زعم آن عالم) سوال نمی‌کند آیا شما چنین گفته‌اید یا نه، شکایت به خدا نبرم؟ آیا دنیای سیاست باید برخی را چنان ببلعد و در خود هضم کند که اولیات درس اخلاق را که به دیگران می‌دهند خود از یاد ببرند؟

روزنامه اعتماد نوشت:

آیت‌الله موسوی‌خویینی‌ها سرانجام به سکوت چند ساله‌اش در برابر تهمت‌هایی که علیه او مطرح می‌شود پایان داد و گفت: در آینده اگر خدا بخواهد به تمام مواردی که علیه بنده مطرح شده است پاسخ خواهم داد.

دبیر 70 ساله مجمع روحانیون مبارز که از سال 78 تاکنون یعنی پس از بسته شدن روزنامه سلام، مانع رسانه‌یی شدن فعالیت هایش در فضای سیاسی کشور و حتی نشست‌های مجمع شده و جز ارسال پیام به نشست‌های دانشجویی در سالروز 13 آبان‌ماه که آن هم برای بازخوانی تلاش‌های وی و دانشجویان همراهش برای تسخیر لانه جاسوسی است خبری از او منتشر نمی‌شود، اخیرا با راه‌اندازی سایت شخصی‌اش درصدد ترمیم ارتباط با حامیانش و رفع اتهام در برابر مخالفانش بر آمده است و سعی دارد به دور از جنجال‌های رسانه‌‌یی به ابهامات و اتهاماتی که حول فعالیت‌های وی عنوان می‌شود، پاسخ دهد.

در همین راستاست که وی اخیرا در پاسخ به یکی از خوانندگان سایتش که پرسیده بود «بعد از بستن روزنامه سلام و پایان دوره محکومیت شما، بسیار منتظر بازگشایی دوباره روزنامه‌یی مانند سلام از سوی شما بودیم... که نشد. از آن پس به‌ندرت سخنانی از شما شنیدیم. و در پی هر تهمت و دروغی که به شما زدند جواب تنها سکوت بود و حال که دوباره آغاز به کار کرده‌اید همچنان از گفتن حقایق خودداری می‌کنید. درست مثل آقای خاتمی که از نخستین روز ریاست‌شان تا آخرین روز بنا داشت پرده از بسیاری حقایق بردارد که نکرد... آقای خویینی می‌ترسم آنقدر در دفاع از خود و گفتن حقایق سکوت کنید و به دلیل مصالحی آن را به تعویق بیندازید که دیگر آن روز که قصد سخن گفتن می‌کنید یا دیگر کار از کار گذشته باشد. یا دیگر سخن شما نه دید مردم را به انقلاب و شما تغییر دهد و نه راهگشا و مرهمی باشد برای مردم؟» افزود: تاکنون-که به قول شما خواننده عزیز و بسیاری از دوستان- سکوت کرده‌ام، باران تهمت و اهانت و دروغ‌پردازی، مجال نمی‌دهد تا ببینم کدام را تکذیب کنم و درباره کدامیک توضیح بدهم. اگر سکوت را بشکنم، چه‌ها خواهند گفت و چه کارها خواهند کرد؟!

وی تاکید کرد: آیا صحیح است که بگویم آن‌کس که در محراب نماز جمعه می‌ایستد و هزاران نفر به او اقتدا می‌کنند، در یک سخنرانی عمومی در مقابل صدها نفر مطلبی به من نسبت می‌دهد و سپس آن دروغ از برخی رسانه‌ها پخش می‌شود و دستمایه هتاکی دیگران می‌شود و هرگز با خود نمی‌اندیشد که پیش از آنکه آن مطلب را بر زبان بیاورد، از خود من سوال کند که آیا چنین سخنی گفته‌ام یا نه؟

موسوی‌خویینی‌ها با تاکید بر اینکه «آیا دروغ نسبت دادن به یک مسلمان و وادار کردن شنوندگان به اهانت و هتاکی به آن مسلمان، موجب خدشه‌دار شدن عدالت نمی‌شود؟» یاد آورد شد که من از چند جوان ناپخته که به دستور دیگران، روز و شب علیه من در سایت‌ها و روزنامه‌هایشان دروغ‌ پردازی می‌کنند، گلایه‌یی ندارم؛ اما از آن عالم برجسته حوزه که مطلبی را به من نسبت می‌دهد و از من به عنوان یک متهم (به زعم آن عالم) سوال نمی‌کند آیا شما چنین گفته‌اید یا نه،شکایت به خدا نبرم؟ آیا دنیای سیاست باید برخی را چنان ببلعد و در خود هضم کند که اولیات درس اخلاق را که به دیگران می‌دهند خود از یاد ببرند؟

دبیر مجمع روحانیون مبارز در پایان وعده داد که من در آینده اگر خدا بخواهد به تمام این موارد با ذکر نام تهمت‌زنندگان می‌پردازم و بدون اینکه متقابلا به آنان اهانت کنم فقط از آنان می‌خواهم که به مردم پاسخ دهند که مجوز این نسبت‌های ناروا به یک مسلمان چیست؟


منظور رهبری از بی‌تقوایی سیاسی مجمع روحانیون بود
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مصطفی کواکبیان ، مجمع روحانیون مبارز ، جامعه روحانیت مبارز
خبرنامه دانشجویان ایران: مصطفی کواکبیان نماینده اصلاح طلب مجلس گفته است: یک زمانی منظور از چپ و راست، جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز بود بطوریکه جامعه روحانیت سمبل جریان راست و مجمع روحانیون سمبل جریان چپ تلقی می شد. البته شاید مصداق صحبتهای رهبری در خصوص جریان چپ بیشتر به مجمع روحانیون برگردد و نه به مجموعه احزاب کشور.
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، به نقل از "هفته نامه دانشجویان" در شماره اخیر این نشریه گفت‌وگوی مشروحی با کواکبیان دبیر حزب مردم سالاری انجام شده است که در ذیل می آید:
 
 
 
 
آقای دکتر! بعنوان نخستین سئوال حزب مردمسالاری برای ورود به عرصه انتخابات کشور چه راهبردی را اتخاذ کرده است؟
 
-ما نه با صندوقها قهر می کنیم و نه تحت هر شرایطی لیست خواهیم داد.البته حضور در انتخابات که به نظر من همانطور که حضرت امام در وصیت نامه سیاسی الهی خود فرمودند همه باید در انتخابات شرکت کنند و ما هیچ وقت اهل تحریم نبودیم ولی اینکه بعنوان یک حزب برای انتخابات لیست ارائه بدهیم یا ندهیم بستگی به این دارد که در سبد کالای ما عناصری که همسوی ما باشند در سراسر کشور یافت شوند یعنی افراد هم فکری  وجود داشته باشند که ما بتوانیم لیست انتخاباتی بدهیم.
 
با توجه به تجربیات پس ازانتخابات 88 ، ضرورت اعتماد آفرینی برای مردم جهت شرکت در انتخابات، داشتن مشکلات اقتصادی داخلی و تحریم های بین المللی و همچنین موضوع تحولات منطقه ، تصور می کنم که مجلس نهم شبیه مجلس پنجم خواهد شد.
 
بعبارت دیگر فضا بازتر خواهد شد برخلاف تحلیل های دیگر که می گویند گرفتند بردند مجلس ششم فضا خیلی باز بود مجلس هفتم فضا را بستیم و در مجلس هشتم فضا بینابین بود با این تفاسیر فکر می کنم که مفضای مجلس نهم نه مثل مجلس ششم خیلی باز خواهد بود و نه مثل مجلس هفتم که اکثر کاندیداها رد صلاحیت شدند بسته خواهد بود بنابراین فضای مجلس نهم همانند فضای مجلس پنجم خواهد بود و به نظر می رسد که اکثریت در مجلس نهم کاملا مطلق نخواهد بود بلکه اکثریت مجلس شکننده می شوند.
 
البته درخصوص مجلس هشتم هم می گفتند که اکثریت شکننده ای دارد.
 
-بله، اما با روی کار آمدن احمدی نژاد در سال 84 شرایط طور دیگری شد ضمن اینکه الان اصولگراها با احمدی نژاد زاویه پیدا کرده اند. به هرحال پیش بینی من این است که 310 کرسی بعلاوه 20 کرسی که قرار است لایحه اش از وزارت کشور بیاید 170 کرسی برای اکثریت اصولگراهاست و 150 کرسی هم برای اصلاح طلبان خواهد بود.
 
امیدواریم از حزب مردمسالاری یک لیست انتخاباتی از سراسر کشور ارائه دهیم و بصورت فعال و جدی وارد عرصه انتخاباتی شویم البته این اقدام به عوامل مختلفی مانند عملکرد دستگاههای اطلاعاتی امنیتی انتظامی، دستگاههای نظارتی، دستگاههای اجرایی، کنشگران سیاسی و کاندیداها بستگی دارد.
 
اگر عواملی که ذکر شد تاثیر زیادی در ارائه لیست انتخاباتی مردمسالاری داشته باشند ممکن است ما با جریانات دیگری همسویی کنیم و دیگر خودمان لیست جداگانه انتخاباتی ارائه ندهیم.
 
خودتان کاندیدای مجلس نهم خواهید شد؟
 
- اگر انتخاباتی باشد ما هم در آن شرکت خواهیم کرد البته شاید اینبار بعنوان نماینده مردم تهران در انتخابات کاندیدا شوم.
یک تلقی هم اکنون وجود دارد مبنی براینکه یک تقسیم کاری در اردوگاه اصلاح طلبان بوجود آمده است، بطوریکه عده ای مانند شما و اقلیت مجلس می خواهند درون حاکمیت بمانند و عده دیگری مانند موسوی و کروبی بیانیه تندی دهند و یک قدرت بالانسی هم بین اینها وجود داشته باشد که دارای پایگاه مردمی باشد که هنوز معتقد است در انتخابات تقلب صورت گرفته باشد. شاید شخصی مثل آقای خاتمی این نقش حد واسط را ایفا کند چون به نظر می رسد فضای ذهنی آقای خاتمی نه این و نه آن و هم این و هم آن باشد یعنی با فراکسیون اقلیت مجلس دیدار می کنند و شرط و شروط می گذارند. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
 
- من به شخصه مدتهاست که آقای خاتمی را ندیدم البته دوست داریم که ایشان راببینیم اما بدلیل حرفهایی که برخی ها می زنند مبنی بر اینکه اینها با میانه فتنه و سران فتنه سر و کار دارند از این کار ابا داریم. البته آقای خاتمی که نه کاندیدا بوده و نه اقدامی در انتخابات انجام داده در شعارهایی که در همان مقطع در مجلس سر می دادند برخی از نمایندگان می گفتند که خاتمی هم اعدام باید گردد که واقعا حرکت اشتباهی بود.
 
به همین دلائل من ارتباطی نداشتم و اعتقادم این است که صحبتهایی که ایشان می کند لزوما به مفهوم این نیست که مجددا بخواهد لیدری یک جریانی را در مجلس نهم عهده دار شود. مثلا ما در مجلس هشتم لیستی بنام یاران خاتمی داشتیم که رای هم نیاورد ولی قطعا برای مجلس نهم به این شکل نخواهد بود یعنی ما مجددا یک لیستی با لیدری ایشان ارائه دهیم و البته خود ایشان هم چنین توقعی ندارد بنابراین صحبتهای آقای خاتمی از باب دلسوزی است چون بالاخره 8 سال رئیس جمهور کشور بودند.
 
اما به نظر من اینکه شما فکر می کنید که جریاناتی برنامه ریزی کرده اند که عده ای در خارج از مرزها باشند و عده ای در داخل قدرت باشند و عده ای هم وسط اینها باشند اشتباه است چون ارتباطاتی که من دارم این را نمی گوید. البته من معتقدم که می توان تصور کرد که اصلاح طلبان سه لیست انتخاباتی ارائه دهند کما اینکه اصولگرایان هم سه لیست ارائه خواهند داد.
 
در بین اصلاح طلبان عده ای قهر قهرند تا آخر هم قهر خواهند بود و بعید است که به این زودیها بخواهند آشتی کنند و من در این رابطه با خیلی از این افراد صحبت کردم اما اعتقادی ندارند که بیایند و فعال شوند مثل برخی احزابی که رسما منحل شده اند و وزارت کشور فعلا این احزاب را قانونی نمی داند ضمن اینکه من در مجلس در قالب تذکری بیان کردم که روند غیرقانونی اعلام کردن این احزاب جای بحث دارد چون این موارد در چارچوب جرایم سیاسی می گنجد و طبق اصل 168 قانون اساسی باید محاکمه آنها هیئت منصفه داشته باشد ضمن اینکه محاکمه آنها علنی باشد و بعنوان جرایم سیاسی باید این افراد طبق قانون بتوانند از خود دفاع کنند که ما چنین چیزی را در این روند ندیدیم و یک دفعه گفتند این احزاب توقیف هستند.
 
یکسری افراد هم خیلی خوشبین هستند و می گویند ما باید در هر شرایطی و به هرشکل ممکن باید لیست انتخاباتی ارائه دهیم و عده ای هم ماها هستیم که نه قهر کامل و نه آشتی صد در صد هستیم و باید ببینیم اوضاع چگونه است و همانطور که گفتم اگر ببینیم براساس مر قانون و دقیقا همان چیزی که در قانون است رعایت شود ما خوشحال خواهیم بود چون آنوقت افرادی در سبد انتخاباتی ما قرار می گیرند که می توانند فعال شوند.
 
در مجموع من به این تحلیلی که شما ارائه می کنید نرسیده ام البته ممکن است عده ای که از دور دستی بر آتش دارند اینگونه فکر کنند اما من که داخل گود هستم می گویم عملا سه طیف در اردوگاه اصلاح طلبان وجود دارد با این تفاوت که به نظر من طیف میانه ای که وجود دارد جریان اقلیت مجلس است چون عده ای می گویند ما باید تحت هر شرایطی در انتخابات حضور داشته باشیم بطوریکه حتی می توانیم افراد منتقد اصولگرا را در لیست انتخاباتی خود قرار دهیم در صورتیکه تاکنون طیف اقلیت مجلس چنین رویکردی نداشته است.
 
بنابراین شما قطعا با منتقدین اصولگرای مجلس ائتلاف انتخاباتی تشکیل نمی دهید و لیست مشترک ارائه نمی دهید؟
 
- من چنین حرفی نزدم بلکه می گویم باید یک مقداری زمان پیش برود تا همه چیز مشخص شود چون به هرحال بحث سئوال از رئیس جمهور در مجلس جدی است و تاکنون صد امضاء جمع شده است و امضاء کنندگان هم از فراکسیون خط امام هستند و هم از فراکسیون اکثریت مجلس که این موضوع یک نوع همکاریست و الگوی این همکاری می تواند در انمتخابات هم تکرار شود.
 
ائتلاف انتخاباتی با ائتلاف جبهه ای فرق می کند یعنی هیچ وقت جبهه اصلاحات با جبهه اصولگراها ائتلاف نمی کنند اما برای انتخابات ائتلاف صورت می گیرد مثلا می گوئیم برای تهران سی نفر لازم داریم که کاندیدای مجلس شوند در آنصورت پانزده نفر از اصلاح طلبان مورد قبول و مطلوب آقایان و پانزده نفر هم منتقد اصولگرای مورد قبول و مطلوب آقایان را در لیست قرار می دهیم و در نهایت یک لیست سی نفره ارائه می دهیم و این به مفهوم ائتلاف جبهه ای نیست بلکه به مفهوم ائتلاف انتخاباتی است و اتفاقا ممکن است این همکاری انتخاباتی پیش بیاید ضمن اینکه ما هم اکنون در حال رایزنی و مذاکره هستیم و منتها هیچ پیش شرطی برای این کار نگذاشتیم چون فضا را هنوز انتخاباتی نمی بینیم.
 
به هرحال این سه ماه تابستان را باید پشت سر بگذاریم تا از مهرماه فعالیت انتخاباتی جدی تر شود.
 
یعنی تا مهرماه فعالیت انتخاباتی نمی کنید؟
 
-چرا، کار انتخاباتی تا مهرماه انجام می دهیم و کمیته های مربوط به انتخابات این حزب در استانها و شهرستانها فعالیت های انتخاباتی را آغاز کرده اند بطوریکه ما دو هفته دیگر اردوی تابستانی انتخاباتی حزب را در مشهد داریم و از سراسر کشور می آیند و در این اردوی انتخاباتی شرکت می کنند ، یعنی کار درون حزبی داریم اما هنوز برای ائتلاف کاری نکرده ایم.
 
در دیداری که به مناسبت سومین سال تشکیل مجلس هشتم با رهبری داشتید حضرت آقا یک نکته ای را فرمودند مبنی بر اینکه دو نوع تقوا داریم یک تقوای فردی و یک تقوای فردی و در ادامه مصداق رعایت نشدن تقوای جمعی را در جناح چپ عنوان کردند، جناح چپی که با تشکیل حزب جمهوری اسلامی رسما در کشور ما بوجود آمد. حضرت آقا گفتند اینها جریانی بودند که از اول خط امامی بودند اما نهایتا به یک نقطه ای رسیدند که افرادی که در روز عاشورا چنین هتاکی هایی را کردند زیر لوای این جناح چپ جمع شده بودند. در مورد این فرمایش آقا تحلیلتان چیست و فکر می کنید مصداق این افراد چه کسانی بودند و فکر می کنید تحلیل رهبری در نحوه ورود جناح چپ به انتخابات مجلس تا چه حد می تواند تاثیرگذار باشد؟
 
- معمولا ما اسامی که برای جناح های سیاسی کشور معتقد بودیم جریان چپی از درون حزب جمهوری اسلامی ایران داشتیم که آقایانی مانند بادامچیان و برخی دیگر اعضای حزب موتلفه در دفتر امور استانهای این حزب مشغول فعالیت بودند و افراد دیگری مانند مسیح مهاجری و موسوی در دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی فعالیت می کردند .
 
خود شما کجا بودید؟
 
-ما بین این دوتا سیر می کردیم، من از جهتی که مسئول حزب جمهوری اسلامی سمنان بودم مجبور بودم که با دفتر امور­استانها ارتباط تشکیلاتی داشته باشم و از نظر تفکرات هم گاهی به دفتر سیاسی حزب سر می زدم  وبا آنها ارتباط داشتیم. البته حزب را با هر دو جریان می خواستیم. براین اساس جناح چپ و راست بیشتر از آنجا شکل گرفت و حزب سازمان مجاهدین انقلاب رشد بیشتری پیدا کرد و مثلا جریان احمد توکلی و حسین فدایی و مسائلی که اینها داشتند در جریان انقلاب تبدیل به جناح راست شدند و افرادی مانند بهزاد نبوی جناح چپ را تشکیل دادند والبته اینها چند گروه بودند از جمله " ابوذر"، "صف" و "توحید" که احمد توکلی در یکی از این گروهها بود.
 
یک زمانی هم که چپ و راست می گفتند منظور جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز بود بطوریکه جامعه روحانیت سمبل جریان راست و مجمع روحانیون سمبل جریان چپ تلقی می شد. البته شاید مصداق صحبتهای رهبری در خصوص جریان چپ بیشتر به مجمع روحانیون برگردد و نه به مجموعه احزاب کشور.
 
رهبری در همین سخنرانی می گویند که ما نمی خواهیم مجلس یکدست باشد بلکه می خواهیم نحله های سیاسی مختلفی در آن حضور داشته باشند. پس این تصور که رهبری با صحبت خود در مورد جریان چپ بگویند کلا جریان چپ خداحافظ شما وجود ندارد. ایشان می گویند که جریان چپ در یک مقطعی تقوای جمعی را رعایت نکردند. بنابراین نباید از صحبت رهبری سوء برداشت شود بطوریکه تصور شود ایشان می گویند جریان چپ بکلی مضمحل شده و از بین رفته و یا دیگر نباید وجود داشته باشد.
 
من معتقدم ما باید بعضی از دیدگاههایی که بعنوان جریان چپ می شناختیم بیشتر در بحث اقتصادی بود و اینکه می گفتند این جریان مقداری گرایشات سوسیالیستی دارد و نزدیک به تفکرات سوسیالیستی هستند وگرنه در بقیه مسائل که هیچ وقت مشکلی وجود نداشت. یعنی در ارکان نظام مثل اینکه خط امام باید دقیقا رعایت شود یا اعتقاد به بحث ولایت مطلقه فقیه اختلاف نظری وجود نداشت.
 
یعنی واقعا در بحث ولایت مطلقه فقیه اختلاف نظری نداشتند؟
 
-نه، بلکه این جریان چپ سنتی که ما می گوئیم اتفاقا در زمان حضرت امام بیشتر به بحثهای ولایت مطلقه فقیه دامن می زدند.
 
آقای دکتر! شاید رهبری تقوای دهه 60 اینها را تائید کردند و منظورشان این بوده که جریان چپ تقوای جمعی را در دهه 80 رعایت نکرده اند. مثلا شخصی مثل آقای محتشمی پور که در مقطعی جانباز حرکت استکبارستیزی بودند بعد زمانیکه شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" سر داده می شد سکوت کردند. آیا منظور این دسته از افراد نبودند؟
 
-البته ایشان درخصوص این شعار موضع گیری کردند اما مثلا آقای موسوی خوئینی ها موضع گیری نکردند. شاید مجموعه مجمع روحانیون ما مصداق فرمایشات رهبری باشند ولی به هرحال نباید سوء برداشت شود چون ایشان یک بحث تاریخی را مطرح می کردند نه یک بحث تجویزی که الا و لابد جریان چپ تمام شده است.
 
من معتقدم ما سر این موضوع که دعوا نداریم بحث این است که الان دو تفکر وجود دارد یک تفکر معتقد است که ما یک نابسامانیهایی داریم که باید به سامان برسد و یک تفکر هم می گوید وضع موجود بسیار خوب است و همین وضعیت را باید حفظ کرد.
 
البته یک تفکر دیگری هم وجود دارد که با اصل نظام مشکل دارد.
 
- تفکری که براندازانه فکر می کند خارج از بحث ماست.
 
آیا منظور آقا از جریان چپ وجود همین تفکر نبوده است. برخی افرادی که یک دفعه چهره عوض کرده اند.
 
- ببینید من حتی آقای میرحسین موسوی که بالاخره این همه راجع بهش حرف زده می شود هیچ وقت راجع به براندازی فکر نکرده است. حالا در شرایط انتخابات بنا بدلائلی مقابل نظام ایستاد که نمی بایست می ایستاد اما هیچ وقت کسی نگفته که او جزء براندازها هست.
 
اما این تلقی را بوجود آورد.
 
-بله، ما می خواهیم بگوئیم برانداز دقیقا کسی است که بالاخره تمام خطوط را در هم نوردیده، قانون اساسی را قبول ندارد ، ولی فقیه را رد می کند و به همه چیز پشت پا می زند.
 
به نظر شما الان مجمع روحانیون جزء دسته ای است که می گوید وضعیت نابسامان است؟
 
- بله، آنها می گویند باید اوضاع نابسامان سامان یابد اصلا معنای اصلاح طلبی همین است و غیر از این نیست البته یکسری هم می گویند ما مشکلی نداریم و از وضع موجود راضی هستیم. به هرحال من معتقدم که مجمع روحانیون هنوز در چارچوب نظام فکر می کند، رهبری را هم قبول دارد ولی معتقد است که باید یکسری اصلاحات انجام شود.
 
یعنی شامل این بی تقوایی جمعی می شوند؟
 
-وقتی شما بخواهید برای ما مصداق تعیین کنید ما که نمی دانیم واقعا مصداقی که مدنظر رهبری هست چه چیزهایی بوده است چون در آن زمان خودمان جانشین رهبری می شویم پس اینطوری نباید بگوئیم. من تصور خودم را گفتم.
 
آیا این تحلیل درست است که برخی از افراد اصلاحات یک پیوند با جریان مشایی برقرار کرده اند؟
 
- مثلا چه کسانی ؟ اسم ببرید.
 
مثلا گفته می شود برادر آقای جهانگیری از لحاظ مالی با آقای مشایی و آقای بقایی ارتباط دارد.
 
- حالا گیرم اگر اینطور باشد خود آقای جهانگیری کل اصلاحات می شود تا چه رسد به برادرش؟!
 
ما گفتیم بخشی از اصلاح طلبان مانند ایشان.
 
-نه، من می گویم همه انسانها می توانند با انسانهای دیگر ارتباط داشته باشند اما بحث ارتباطات تشکیلاتی است، یعنی اگر آقای جهانگیری حزب کارگزاران باشد مجموعه حزب کارگزاران پیوند تشکیلاتی با تشکیلات با آقای مشایی داشته باشد این همان ارتباط می شود ولی نوع این ارتباطات با هم فرق می کند.
 
ما هم در حزب مردمسالاری و در روزنامه مردمسالاری هر روز مواضع خودمان را می نویسیم و همه هم از آن با خبر هستند. اصلا من معتقدم که بدون شک دعوای اصلی ما با آقای احمدی نژاد از انتخابات شروع شده است  و مگر می شود بین احمدی نژاد و مشایی تفکیک قائل شویم؟ چه کسی همچنین حرفی زده؟ هر که می گوید اشتباه کرده است. اصلا بزرگترین انحراف آن است که ما بگوئیم بین احمدی نژاد و مشائی تفکیک قائل می شویم. این خود اول انحراف است چه تفکیکی؟
 
خود آقای احمدی نژاد بارها گفته است که هرچه آقای مشایی می گوید من تائید می کنم. مثلا حرفی که آقای مشایی گفت که ما مردم اسرائیل را دوست داریم ما می خواستیم طرح سئوال از احمدی نژاد را در مجلس کلید بزنیم که بعد از آن رهبری در خطبه ها مسائلی را مطرح کردند که ما هم از این موضوع دست کشیدیم درحالیکه احمدی نژاد پس از این صحبتهای مشائی گفت موضع ایشان موضع دولت است و صریحا این موضوع را بیان کرد و در همه موارد گفته مشائی انسان پاک، لطیف و رئوفی است و ما با او مشکلی نداریم و از طرف دیگر هم آقای مشایی می گوید هرچه آقای احمدی نژاد بگوید همان است و ما مشکلی نداریم. پس چه تفکیکی بین اینها قائل هستید؟
 
اگر اینطور است پس باید بگوئید احمدی نژاد هم اینطور است. اصلا دعوای اصلی از همان جایی که گفتم شروع شده بعد پایان یک دوره ای بگوید نقطه سرخط ما با هم رفیق شده ایم. من معتقدم که یک زمانی عده ای از دوستان واقعا به قصد تبرک از سر و کول هم بالا می رفتند تا فقط به احمدی نژاد یک دستی بکشند الان به هر دلیل مشکل پیدا کردند بالاخره باید به یک کسی گیر دهند و بگویند شما باعث شدی و نمی توانند بگویند ما اشتباه کردیم و در آن دوران خیلی افراطی عمل می کردیم والان یک کمی معتدل تر شده ایم فلذا فرافکنی می کنند. به نظر من برای تخریب این جریان این کار را می کنند والا بسیاری از اصولگراها با من رفیقند و فرقی نمی کند بین آنها.
 
یعنی با آقای ابوترابی هم رفیقید؟
 
- بله، حتی با آقای لاریجانی هم ارتباط خوبی داریم اما با این وجود نمی توانیم بگوئیم که این هیئت رئیسه مجلس صد در صد مورد تائید ماست ولی به هرحال ارتباطات کاری با آنها داریم.

بازخوانی نقش مجمع روحانیون مبارز در روز سیاه تهران
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز
30خرداد و خون‌هایی‌که خاتمی‌و خوینی‌ها باید پاسخگویش باشند+ عکس

روز پنجشنبه ۲۸ خرداد 1388، مجمع روحانیون مبارز اعلام کرد که روز شنبه ۳۰ خرداد، از ساعت ۱۶ راهپیمایی‌ اعتراضی از میدان انقلاب تا میدان آزادی برگزار خواهد کرد. پس از آنکه روز جمعه رهبر انقلاب اسلامی خواستار پایان اردوکشی خیابانی شد، این حزب سیاسی تا ساعت ۱۵ روز شنبه ۳۰ خرداد حاضر نشد تا اعلامیه راهپیمایی را لغو کند و فقط دقایقی مانده به ساعت ۱۶ یک مقام آگاه در مجمع روحانیون مبارز به خبرگزاری‌ها گفت: از آنجا که مجوزی برای راهپیمایی امروز صادر نشده و احتمال درگیری و برخورد از سوی نیروی انتظامی وجود دارد، ‌ لذا مجمع تصمیم گرفت که تجمع امروز را لغو نماید. این مقام آگاه با اشاره به امکان سوءاستفاده برخی عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر و احتمال بروز درگیری و آشوب و تبعات ناشی از آن گفت: برگزاری تجمع امروز را به مصلحت کشور نمی‌دانیم. در واقع موسوی خوئینی‌ها با عدم امضای بیانیه لغو تجمع، مسئول اصلی آشوب‌ها و خون‌های روز ۳۰ خرداد بود.

صبح روز شنبه ۳۰ خرداد اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی در نامه‌ای به میرحسین موسوی اظهار داشته بود: پس از اعلام نتایج انتخابات، هواداران جناب‌عالی در یک اقدام غیرقانونی با هجوم به خیابان‌ها و برهم زدن نظم و امنیت عمومی، فضای جامعه را به هم ریختند و در سایه این بی‌نظمی و بی‌قانونی عده‌ای سودجو و اراذل و اوباش به تخریب اموال عمومی، مزاحمت برای مردم، آتش زدن خودرو‌ها و موتوسیکلت‌های مردم، شکستن شیشه بانک‌ها و مغازه‌های هموطنان پرداختند و در این میان خود شما و هوادارانتان دیدید که ناجا منطبق با وظیفه ذاتی و قانونی، با اراذل و اوباش و اغتشاشگران با اقتدار برخورد کرد و با هوادارانتان مدارا و مماشات کرد. این مدارا تاکنون راهبرد پلیس بوده است و خود خوب می‌دانید که از این حیث ناجا مورد شماتت و عتاب برخی سایت‌ها نیز قرار گرفته است.

فرمانده نیروی انتظامی تصریح کرد: اعلام می‌نمایم که در صورت تداوم رویه کنونی ناجا در راستای حفظ نظم و امنیت جامعه و مردم، به صورت قاطع با اقدامات غیرقانونی براساس وظایف ذاتی خود برخورد خواهد کرد و جای هیچ گله‌ای وجود نخواهد داشت.

تصمیم قطعی برای آشوب

اما موسوی، کروبی و اعضای پشت پرده مجمع روحانیون تصمیم قطعی برای آشوب در روز ۳۰ خرداد گرفته بودند. در واقع پس از اظهارات قاطع رهبر انقلاب مبنی بر پایان اردوکشی‌های خیابانی و اغتشاش، سران فتنه تصمیم داشتند به هر نحو ممکن قطعیت سخنان رهبری را بشکنند تا راهی برای ادامه فتنه داشته باشند. از همین رو با هدایت ماهواره‌ها و سایت‌های جریان فتنه، جمعیتی حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر در خیابان‌های مرکزی تهران به صورت پراکنده تجمع کردند و به آشوب و اغتشاش پرداختند. آشوب و اغتشاشی که پربرخورد‌ترین روز در تاریخ جمهوری اسلامی را در پی داشت.

خیابان‌های ستارخان، میدان نواب، میدان جمهوری و خیابان‌های منتهی به خیابان آزادی صحنه درگیری شدیدی میان بسیج و نیروی انتظامی و اغتشاشگران بود. در خیابان ستارخان، یک دستگاه اتوبوس شرکت واحد و چند موتوسیکلت توسط اراذل و اوباش به آتش کشیده شد‏. اما کانون اصلی درگیری‌ها، حمله به مسجد لولاگر در خیابان آذربایجان بود. در درگیرهای اطراف مسجد لولاگر هفت نفر کشته شدند. چندی بعد سردار عراقی، فرمانده وقت فرمانده سپاه تهران بزرگ در این باره گفت: بسیجی‌های داخل مسجد لولاگر بیش از ۲ ساعت در حال کتک خوردن از اغتشاشگران بودند و حتی اغتشاشگران این پایگاه را آتش زدند اما یک تیر از بسیجیان شلیک نشد ولی در دنیا گفتند که بسیجیان مردم را کشتند اما داخل خودشان افرادی بودند که به مردم شلیک کردند و به نام بسیجی، نیروی انتظامی و بچه‌های وزارت اطلاعات تمام می‌کردند. حمله به پایگاه بسیج مقداد نیز از برنامه‌های اغتشاشگران در روز ۳۰ خرداد بود. در این روز بی. بی. سی فارسی گزارش داد که میرحسین موسوی در خیابان جیحون حاضر شده و گفته که من غسل شهادت کرده‌ام که این خبر از سوی سایت قلم تکذیب شد.

از سوی دیگر در حالی که سایت کلمه وابسته به میرحسین موسوی ساعت ۱۲: ۵۱ این روز از انتشار بیانیه مهم وی تا ساعتی دیگر خبر می‌داد، ساعت ۲۰: ۴۲ همین سایت در خبر دیگری نوشت: با توجه به درگیری‌های شدیدی که امروز عصر در تهران رخ داد، مهندس میرحسین موسوی صدور بیانیه خود را به تعویق انداخت. این سایت در حالی که از اغتشاشگران به عنوان مردم یاد می‌کرد، افزود: طبق اعلام قبلی قرار بود تا امروز عصر بیانیه جدید میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران منتشر شود اما با توجه به برخوردهای شدید نیروهای نظامی با مردم، مهندس موسوی صدور این بیانیه را به تعویق انداخت. دستگیری فائزه هاشمی در خیابان آزادی هم از اتفاقات روز ۳۰ خرداد بود. چند روز بعد هاشمی رفسنجانی در این باره گفت که فائزه به قصد خوردن ساندویچ به محل آشوب‌ها رفته بود.

اما آنچه 30 خرداد را به یک روز سیاه برای مجمع روحانیون و فتنه‌گران تبدیل کرد، قتل مشکوک «ندا آقاسلطان» بود؛ ماجرایی که برای یک سال خوراک تبلیغاتی رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران را آماده کرد و سنگین‌ترین حملات تبلیغاتی و رسانه‌ای علیه ایران را فراهم کرد و نهایتا با تهیه چندین مستند مشخص شد که دکتری به نام «آرش حجازی» در پشت پرده این جنایت قرار داشته است.
به هر روی در حالی روز ۳۰ خرداد، آفتاب غروب کرد که ده‌ها نیروی امنیتی زخمی و خیابان‌های مرکزی تهران غرق در آتش و سنگ و کلوخ بود. بعد‌ها اعلام شد در درگیری‌های روز ۳۰ خرداد بیش از ۱۰ نفر کشته شدند.