اختلافم با هاشمی از جنگ شروع شد
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن رضائی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، جبهه وجنگ

به گزارش ندای انقلاب، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد از اختلافاتش با هاشمی‌رفسنجانی پرده برداشت و تاکید کرد اختلافش با رییس مجمع تشخیص از اداره جنگ شروع شد.

http://media.farsnews.com/Media/8507/Images/jpg/A0233/A0233937.jpg

او در پاسخ به این سوال که چرا طی سالیان اخیر اصرار زیادی دارد نشان دهد خط و ربطش با هاشمی فرق دارد، پاسخ داد :من هیچ اصراری ندارم. همه ، اختلاف نظرهای ما را می‌دانند، البته اهل هیاهو نیستم.

اختلاف نظر من با آقای هاشمی از زمان اداره جنگ شروع شد و در دوره اول ریاست‌جمهوری ایران اوج گرفت ولی هیچگاه این اختلاف نظرها را علنی نمی‌کردم مگر در موارد بسیار نادر. اما در نامه‌هایی به ایشان یا صحبت‌های حضوری نظرات خود را به ایشان می‌گفتم و الان هم می‌گویم.

اگر اعتقادات خود را نسبت به هاشمی بروز می‌دادم جامعه متلاطم و دچار تنش می‌شد.اعتماد ادامه داد:او همچنین انتقادات تند و تیزی به دولت زمان جنگ مطرح کرده و دولت موسوی را متهم به کم‌کاری در حوزه اقتصاد می‌‌کند.


از آغاز جنگ تا ماجرای نامه به امام و... نقل مکان به مجمع تشخیص
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦  کلمات کلیدی: محسن رضائی ، جبهه وجنگ ، خاطرات

علت آغاز جنگ.../ ناگفته‌های بسیاری از دوران دفاع مقدس وجود دارد که.../ یکی از آن نامه‌هایی که برخی گمان می‌کنند من به امام نوشته‌ام، نامه مهمی است که من به جناب آقای هاشمی نوشته‌ام و برخی آن را با عنوان نامه رضایی به امام برای پذیرش قطعنامه طرح می‌کنند/ دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر/ دلایل ناکامی‌‌های سال سوم جنگ / نقل مکان به مجمع و نامه 18/6/76 رهبر انقلاب...

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس، ظهر امروز مهمان برنامه زنده «نیمروز» از شبکه سوم سیما بود.

به گزارش «تابناک»، محسن رضایی که به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس در این برنامه حضور یافته بود، پیرامون مباحثی چون، علت آغاز و پایان جنگ، اختلافات سیاسی، مدیریتی و تخصصی دوران دفاع مقدس، دلایل تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر، نامه‌نگاری‌های وی به حضرت امام(ره) و... به اظهار نظر پرداخت که خلاصه‌ای از آن به شرح زیر است:


 علت آغاز جنگ

علت مهم وقوع جنگ تحمیلی علیه ایران را باید در اصل وقوع انقلاب و آرمان های آن جستجو کرد، در واقع استکبار شرق و غرب با عاملیت صدام، جنگ را آغاز کرد تا انقلاب اسلامی و اهداف آن را ناکام بگذارد.

 ناگفته‌ها...

ناگفته‌های بسیاری از دوران دفاع مقدس وجود دارد که بخش‌هایی از آن تنها برای نسل‌های بعدی ناگفته مانده، ولی بخش‌هایی هم هست که حتی همان نسل حاضر در آن دوران هم آنها را نشنیده‌اند.

برای نمونه، بیشتر بخش‌های مدیریتی جنگ ناگفته مانده که من همواره از ترس سیاسی شدن و برخوردهای غیرمنصفانه با آن، به آنها راه نیافته‌ام، ولی می‌خواهم به مرور آنها را بازگو کنم.


نکته مهمی که در این باره باید بدان توجه داشت، این که به ویژه در سال‌ نخست جنگ، بیشتر اختلافات سیاسی بود‏ و بنی‌صدر و هم‌فکرانش بدون توجه به ابعاد گسترده هجوم دشمن و لزوم همدلی میان مسئولین، در دو جبهه سیاسی و جنگ همواره بر طبل تفرقه می‌کوبیدند که نتایج سال اول جنگ گویای آن است.

این در حالی است که در سال‌های بعدی  اختلافات صرفا  فنی و تخصصی بود، ولی از آنجا که دغدغه همه یکی بود، این اختلافات اتفاقا باعث بهتر انجام شدن کارها می‌شد.


 دلایل شکست در برخی عملیات‌ها

باید توجه داشت در هر جنگی هم شکست هست و هم پیروزی و برای همین، ما هم در این هشت سال در مقاطعی پیروز میدان بودیم و در مقاطعی با شکست مواجه می‌شدیم، چنانکه روی هم رفته، ‌شش سال و نیم از طول جنگ را ما در حال تهاجم بودیم و عراق تنها یک سال و نیم در وضعیت تهاجم بود.

اما هم در شکست‌ها و هم در پیروزی‌ها یک سلسله عوامل دست به دست هم می‌داد. مثلا در کربلای 4 عوامل منافقین به کمک جاسوسی ماهواره‌های آمریکایی، سبب لو رفتن عملیات و شکست آن شد یا در عملیات رمضان و... ولی نکته مهم آن است که در مجموع و در پایان جنگ، این ما بودیم که سرافرازانه پیروز شدیم.


ماجرای نامه‌هایم به امام

من نزدیک چهارصد صفحه نامه به امام(ره) دارم که بیش از 95 درصد آنها هنوز منتشر نشده است و هر جا احساس نیاز کنم، به مرور آنها را منتشر خواهم کرد.

اما درباره پایان جنگ، یکی از آن نامه‌هایی که برخی گمان می‌کنند من به امام نوشته ام، نامه مهمی است که من به جناب آقای هاشمی نوشته‌ام که ظاهرا ایشان آن نامه را به امام داده‌اند.


محتوای آن نامه اساسا درباره قطعنامه نبود، چون شخصا در آن مقطع موافق قطعنامه نبودم و در آن نامه، تنها در مورد امکانات مورد نیاز برای ادامه کار صحبت کرده بودم و خطاب به آقای هاشمی به عنوان فرمانده جنگ، گفته بودم که ما پیروزی سریع تر، نیاز به چنین امکاناتی داریم؛ البته گفته بودیم که اگر این امکانات را هم ندهند ما برای رسیدن به اهداف انقلاب به دفاع ادامه خواهیم داد. این همان نامه‌ای است که برخی آن را با عنوان نامه رضایی به امام برای پذیرش قطعنامه طرح می‌کنند.

 دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر

نخست اینکه در آن زمان، هرچند خرمشهر به لطف خداوند آزاد شده بود، اما همچنان هزاران کیلومترمربع از زمین‌های ما دست دشمن بود... مانند موسیان، نفت‌شهر و... و اینکه برخی مدعی‌اند که جنگ در آن زمان باید پایان می‌پذیرفت، عمدا یا سهوا از این نکته عبور می‌کنند.

دوم آنکه جنگ قاعدتا تنها با پذیرفتن بین‌المللی مرزها ـ همان قرارداد معروف 1975 الجزایر ـ پایان می‌پذیرفت و بنابراین نمی‌شد بدون تعیین تکلیف مرزها دست از جنگ بکشیم؛ افزون بر اینکه مثل روز روشن بود که عراق مترصد این مسأله بود تا به بازسازی قوای خود پرداخته و دوباره حمله کند.


از سویی، هنوز هم که هنوز است، هیچ سند و مدرکی از سوی کسانی که مدعی‌اند اعراب و عراق حاضر به پایان جنگ و پرداخت غرامت به ما بوده ارایه نشده و فقط ادعا می شود  که یک مقام سعودی در جلسه ای با سفیر ما چنین چیزی گفته است  که البته چون در جایی ثبت و از سوی طرف مقابل رسما بیان و اعلام نشد، هیچ ارزشی نداشت.

دلایل ناکامی‌‌های سال سوم جنگ

در مقطعی از جنگ، و درست پس از فتح خرمشهر، ما دچار ناکامی‌هایی شدیم. دلیل عمده آن هم این بود که نیروهای عراقی با کمک گسترده مالی ـ تسلیحاتی آمریکا، کشورهای اروپایی و اعراب رشد و بازسازی شده بودند، ولی ما چنین امکانی را نداشتیم؛ بنابراین، ما تنها به فکر ابتکارات افتادیم و مثلا از رودخانه‌ها و باتلاق‌ها استفاده کردیم و محور عملیات‌ها را چنین جاهایی تعیین می‌کردیم تا آنها نتوانند از امکاناتشان بهره ببرند.


 چه اتفاقی با حضور شما در سپاه افتاد؟

پس از ابلاغ حکم حضرت امام(ره) به من، مبنی بر پذیرفتن فرماندهی کل سپاه،‏ رمز اصلی کلام امام(ره) را در تأکید ایشان بر بهره‌مندی از «انسان‌ها» یافتم؛ بنابراین، با پیروی از ایشان بچه‌های انقلابی را پیدا کردیم و به اینها که هر کدام سی‏، چهل نفر نیرو داشتند، گفتیم بروند تیپ و بعدا لشکر درست کنند.

مثلا همت را که در پاوه مستقر بود، خرازی را که در دارخوین بود، باکری را که در اهواز حضور داشت و... جمع کردیم و همین شد که به مرور تیپ‌ها و لشکرهای گوناگون توسط همین بچه‌های بی ادعا تشکیل شد و سرنوشت جنگ تغییر کرد.

البته برخی همیشه می‌پرسند که چگونه شما و این نیروهای جوان ـ عمدتا بین بیست تا سی سال ـ که قاعدتا هم بی تجربه بودند، توانستید جنگ را اداره کنید؟

در این باره باید گفت که اینها همه از مبارزین پیش از انقلاب بودند و اغلب در کوران مبارزه با رژیم ستم شاهی ساخته و پرداخته شده بودند؛  هنر امام(ره) این بود که زمینه را برای جوانان فراهم کرد تا بتوانند بیایند و در حین کار توانایی های خود را به فعلیت برسانند و البته گاهی هم اشتباه کنند، اما در مدت کوتاهی اشتباه خود را جبران نمایند و سرانجام خود را نشان دهند و همین شد که این جوانان با رشادت‌هایشان در تاریخ این کشور ماندگار شدند.


نقل مکان به مجمع تشخیص مصلحت نظام از سپاه و نامه 18/6/76 رهبر انقلاب

دلیل خروج من از سپاه همان دلیل ورودم به آن است؛ ورود من به سپاه از سر تکلیف و برای مبارزه با دشمنان بود و پس از پایان جنگ با توجه به اینکه احساس می‌کردم، اکنون کشور در موقعیتی دیگر به کمک من نیاز دارد، از سپاه خارج شدم و با تغییر رشته از مکانیک به اقتصاد، ادامه تحصیل دادم و با اینکه تصمیم خود را گرفته بودم، با توجه به شرایط پیش آمده ـ ارتحال حضرت امام(ره) ـ با تجه به ضرورت های پیش آمده، صبر کردم و سه سال بعد خدمت رهبر انقلاب رسیدم و مسأله را با ایشان در میان گذاشتم.

ایشان به من فرمودند که الآن به صلاح نیست و هر موقع وقتش شد، به شما می گویم که این مسأله تا چند سال بعد مسکوت ماند تا اینکه ایشان مرا خواستند و از دلایلم برای این کار پرسیدند و پس از شنیدن دلایل من فرمودند که قانع شدم. پس از آن روز هم تا زمانی که جایگزینی پیدا کنند، من ماندم و سپس با نظر ایشان به دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام رفتم که البته نامه محبت آمیز ایشان در تاریخ هجدهم شهریور سال 76 موید این مسأله است.

البته من به زودی همه این ماجرا را در کتاب خاطرات خود با مستندات موجود منتشر خواهم کرد.


روایت رضایی از نقش آیةالله خامنه ای در جنگ
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦  کلمات کلیدی: جبهه وجنگ ، مقام معظم رهبری ، محسن رضائی ، خاطرات

این خاطره می تواند هشداری باشد به بسیاری از تحریفات و مصادره های غیرمنصفانه که این روزها در ارتباط با جنگ بیان می شود. افرادی که این روزها، غیر مسئولانه در رابطه با دفاع مقدس اظهار نظر می کنند باید بدانند اگر بسیاری از نکات صادق جنگ بیان شود این نااهلان فرصت تحریف پیدا نمی کنند.

فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس از نقش فرماندهی رهبر معظم انقلاب در آن دوران روایتی شنیدنی نقل کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر محسن رضایی متن این روایت به این شرح است.

بعد از عملیات رمضان برای اولین بار بین سپاه و ارتش چالشی به وجود آمد. به شدت نگران این چالش بودم و فکر می کردم که اگر این چالش ادامه پیدا کند و گسترده شود ممکن است در عملیات های بعدی، یک وقفه جدی به وجود آورد و یا ما را در عملیات های آینده با شکست روبرو کند.

خدمت امام رفتم و عرض کردم که اگر جنابعالی حضرت آیت الله خامنه ای را به فرماندهی جنگ منصوب کنید از این چالشی که شروع شده جلوگیری می شود چرا که برادران ارتش ایشان را قبول دارند من و فرماندهان سپاه هم ایشان را قبول داریم و اگر این تصمیم را بگیرید همه ما به ایشان کمک می کنیم که در فرماندهی جنگ موفق شوند.

امام فرمودند چنین چیزی در ذهنم من هم بود ولی شما مسئله را به کسی نگویید. از خدمت امام مرخص شدم مطمئن شدم که حکم فرماندهی حضرت آیت الله خامنه ای به زودی صادر خواهد شد.

یک هفته بعد حضرت امام(ره) حکمی را صادر کردند و به مدت یک سال و چند ماه از جمله والفجر مقدماتی و والفجر 1 ایشان فرماندهی جنگ را به عهده گرفتند.

ایشان در ابتدای جنگ با شهید چمران ستاد جنگ های نامنظم را در اهواز تشکیل داده بودند و در خطوط مقدم تردد می کرد و با جنگ آشنایی کامل داشتند. پس از آنکه حضرت امام(ره)، آیت الله خامنه ای را به فرماندهی جنگ منصوب کرد ایشان در تهران ستادی تشکیل دادند که برادر رشید از طرف سپاه در جلسات ستاد شرکت می کرد.

البته بعدها با این استدلال که اگر حضرت آیت الله خامنه ای که رئیس جمهور هستند به خط مقدم بروند و اتفاقی برای ایشان پیش بیاید در تضعیف روحیه مردم موثر است لذا از عملیات خیبر به بعد آقای هاشمی مسئول هماهنگی ارتش و سپاه شد.

البته همیشه برایم این ابهام وجود داشت که چرا این تغییر به وجود آمد اما فرصت نکردم از حضرت امام سوال کنم که آیا غیر از این استدلال دلیل دیگری داشته است؟ ولی مطمئن بودم که اگر فرماندهی حضرت آیت الله خامنه ای ادامه می یافت پشتیبانی بیشتری از جبهه های جنگ صورت می گرفت.

در مدتی که ایشان فرماندهی جنگ را به عهده گرفتند از توانایی بسیار بیشتری نسبت به دیگران برخوردار بودند و انسجام بیشتری بین سپاه و ارتش به وجود آوردند.

این خاطره می تواند هشداری باشد به بسیاری از تحریفات و مصادره های غیرمنصفانه که این روزها در ارتباط با جنگ بیان می شود. افرادی که این روزها، غیر مسئولانه در رابطه با دفاع مقدس اظهار نظر می کنند باید بدانند اگر بسیاری از نکات صادق جنگ بیان شود این نااهلان فرصت تحریف پیدا نمی کنند.


چرا خاطرات جنگ را منتشر نمی‌کنم؟
ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، جبهه وجنگ ، محسن رضائی ، خاطرات

گفت‌وگوی «جام جم» با محسن رضایی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران جنگ تحمیلی

در میان فرماندهان دفاع مقدس، برخی در همان دوران شربت شهادت نوشیدند و برخی در سال‌های پس از پایان جنگ به همرزمان شهیدشان پیوستند؛ اما برخی نیز ماندند تا حافظ میراث جنگ، راوی و نگهدارنده تاریخ دفاع مقدس باشند؛ تاریخ پرافتخاری که با فراز و فرودهای فراوان خود، هشت سال طول کشید و در این سال‌ها، سیاست و تدبیر مسئولان و همچنین رشادت و فداکاری جوانان این مرز و بوم را به خوبی محک زد و به منصه ظهور رساند.

هنگامی که سخن از فرماندهان جنگ به میان می‌آید، محسن رضایی از نخستین نام‌هایی است که به ذهن می‌رسد؛ شخصی که در دوران دفاع مقدس، فرماندهی کل سپاه پاسداران را بر عهده داشت؛ اما رضایی 57 ساله، سال‌هاست که لباس نظامی را از تن به درآورده و تکلیف خود را در سال‌های اخیر، حضور در عرصه‌های دیگر، از جمله سیاست دیده است؛ حضور در یک دوره انتخابات مجلس و دو دوره انتخابات ریاست‌جمهوری که البته در یکی از آنها، پیش از برگزاری انتخابات انصراف داد، از جمله تجربه‌های بارز رضایی در عرصه سیاست است.

البته عمده فعالیت‌های او در سال‌های اخیر در مجمع تشخیص مصلحت نظام است و به عنوان دبیر این مجمع در فعالیت‌های این نهاد، نقش دارد؛ وی دکترای اقتصاد دارد و در این عرصه نیز صاحب‌نظر است.

همزمان با هفته دفاع مقدس در گفت‌وگویی با فرمانده سپاه پاسداران در دوران جنگ تحمیلی به بررسی و طرح پرسش درباره برخی دیدگاه‌ها و انتقادهایی که به تاریخ جنگ وارد شده، پرداختیم و فرمانده اسبق سپاه، نظر خود در این باره را آشکارا با ما در میان گذاشت.

رضایی در گفت‌وگوی خود با جام‌جم بر ضرورت حفظ و تقویت میراث دفاع مقدس تأکید می‌کند و بر این باور است، نباید به دلیل حب‌ و بغض‌های شخصی، تاریخ پرافتخار جنگ را که یک میراث ملی است، مخدوش کرد.

مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

* دفاع مقدس، امروز به عنوان یک میراث فرهنگی ارزشمند به شمار می‌رود؛ به نظر شما کارآیی عینی دفاع مقدس در جامعه امروز ما چیست؟

ـ معمولا هر ملتی دارای ویژگی‌های رفتاری معینی است و تغییرات و تحولات، هیچ گاه این ویژگی‌های رفتاری را از بین نمی‌برد؛ بنابراین، اگر در رویدادهای بزرگی چون انقلاب و جنگ، انسان بتواند این ویژگی‌های رفتاری را استخراج کند، در دیگر ابعاد زندگی مردم ایران هم استفاده شدنی است.

در جنگ، تحول بزرگی در جامعه ایران آغاز شد و اگر ما قواعد این تحول را بشناسیم، برای زندگی امروز ما و نیز تحول در عرصه‌های اقتصاد، سیاست و فرهنگ هم می‌توانیم از آن قواعد بهره گیریم؛ بنابراین، بازخوانی جنگ، برای حل مشکلات امروز، می‌تواند یک موضوع جدی باشد و ما باید ببینیم چگونه می‌توان مشکلات امروز را با بازخوانی رفتار ملت ایران در هشت سال دفاع مقدس حل کنیم، چرا که این می‌تواند یک موضوع مورد تحقیق و پژوهش کارشناسان ما باشد.

* در تاریخ دفاع مقدس، فرازهایی است که هر کدام و هر وجه آن از زاویه‌ای نگریسته شده است؛ به نظر شما، مهمترین فرازهای دفاع مقدس کدام‌ها بود و چه تأثیری در سرنوشت جنگ داشت؟

ـ نخستین فراز جنگ، در حقیقت همان آغاز جنگ است که در جلوی چشم جهانیان، کشوری با پشتیبانی قدرت‌های بین‌المللی از مرزهای ایران گذر کرد و وارد خاک کشور ما شد.

دومین نقطه تحول، کنار رفتن مدیران سیاسی کشور در مجموعه آقای بنی‌صدر و ظهور یک مدیریت جدید در میدان جنگ بود که موجب یک مجموعه پیروزی‌های پی‌درپی در ایران شد.

سومین مقطع مهم جنگ، مسأله صدور قطعنامه 598 و چهارمین آن هم، پذیرش این قطعنامه یک سال پس از آن بود.

مقطع مهم دیگر هم خود پایان جنگ است که ایران در آخرین روزها، حملات دشمن را دفع کرد و دوباره به مرزهای بین‌المللی رسید. البته رزمندگان می‌خواستند ادامه دهند که حضرت امام (ره) چون قطعنامه را پذیرفته بودند، پیشروی‌های ایران را متوقف کردند و گفتند: ما چیزی را که پذیرفته‌ایم، زیر پا نمی‌گذاریم. به این ترتیب، اگر هر کدام از این مقاطع را بررسی کنیم، دارای پیامدها و آثار خاصی هستند؛ مثلا آغاز جنگ، مسأله بسیار مهمی است که اصلا چرا یک کشور همسایه به جمهوری اسلامی ایران حمله کرده است؛ آن هم نه یک تجاوز مرزی محدود بلکه پنج استان را اشغال کرده است؟!

این مقطع، بسیار مهم و قابل مطالعه است. فراز دوم یعنی تغییر مدیریت سیاسی و نظامی جنگ به پیروزی‌های مهمی توسط رزمندگان اسلام منجر می‌شود. این بحث قابل مطالعه است که چرا ایران در سال نخست، هیچ پیشروی ندارد، ولی در سال دوم که مدیریت جنگ عوض می‌شود، این پیروزی‌ها به دست می‌آید؟

بنابراین این مساله، زمینه‌های بسیاری برای پژوهش و مطالعه را در دل خود دارد. صدور قطعنامه بسیار جای بحث دارد. قطعنامه 598 نخستین قطعنامه‌ای بود که برخی خواسته‌های ایران را در بر داشت و این پرسش هست که چرا در قطعنامه‌های پیشین، چنین امتیازاتی به ایران داده نشد، ولی در قطعنامه 598 تقریبا بیشتر امتیازاتی که ایران می‌خواست لحاظ شد؟

در بحث پذیرش قطعنامه 598 این پرسش مطرح می‌شود که چرا یک سال پیش که این قطعنامه صادر شد، پذیرفته نشد و بعد چرا حضرت امام (ره) ابتدا از آن به جام زهر تعبیر کردند، اما وقتی آن را پذیرفتند از هر نوع ورود نیروهای ایران به خاک عراق جلوگیری کردند؟

چندی پیش، دانشجویی از من پرسید، اگر پذیرش قطعنامه 598، یک پذیرش زهرآلود بود، چرا امام خمینی (ره) جلوی ورود نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را پس از پذیرش قطعنامه به خاک عراق را گرفتند؟ اینها همه پرسش‌های بسیار مهمی هستند که در مقاطع گوناگون وجود دارد و هر کدام از آنها دارای بحث‌های بسیار مهم و جدی هستند.

* هم‌اکنون اگر شما بخواهید مختصر به برخی از این بحث‌ها پاسخ دهید، به نظرتان چرا حضرت امام(ره) نخست قطعنامه 598 را نپذیرفتند و یک سال بعد آن را پذیرفتند؟

ـ دلیل این مسأله روشن بود، چون امام(ره) به اهداف بلندتری از قطعنامه 598 نگاه می‌کرد؛ یعنی امام می‌دیدند که در قطعنامه 598، مرزهای بین‌المللی به رسمیت شناخته شده است و این دستاورد بسیار بزرگی بود. در این قطعنامه همچنین کمیته تعیین متجاوز و کمیته تعیین خسارات تعیین شده بود که اینها همگی امتیاز بودند، ولی حضرت امام به سازمان‌های بین‌المللی اعتماد نداشتند.
از سوی دیگر، ایشان به مسائل بیشتر از قطعنامه 598 می‌‌اندیشیدند و آن سقوط صدام بود. برداشت امام(ره) این بود که اگر صدام سقوط نکند، هر آن ممکن است دوباره دست به جنگ بزند، ولی وقتی که یک سال پس از صدور قطعنامه 598، شرایط عوض می‌شود، امام قطعنامه را می‌پذیرند.

* در آن مقطع شرایط چه تغییری کرده بود؟

ـ عراق شروع به حمله کرد و سرزمین‌هایی را که از عراق گرفته بودیم، در آن یک سال آخر از ما گرفتند؛ فاو، منطقه شلمچه، جزایر مجنون و منطقه والفجر 10 را از دست ما گرفتند و کلیه پیشروی‌هایی که در آن سوی مرزها داشتیم و به منزله اهرم فشاری به عراق در اختیار ما بود، از دست ما بیرون شد. همین اهرم‌ها هم بود که باعث شده بود، قطعنامه 598 صادر شود و آن امتیازات را به ما بدهند. امام وقتی دیدند که آنها نه تنها اهرم ما را گرفته‌اند، بلکه می‌خواهند وارد خاک ما هم بشوند، قطعنامه 598 را با تلخی پذیرفتند، ولی این پذیرش موجب شد که امام یک شکست را تبدیل به پیروزی کردند.

*شما فرمودید زمانی امام(ره) که قطعنامه را پذیرفتند، نیروهای ما در حال پیشروی بودند؟

ـ نه، آن وقت که ما در حال پیشروی بودیم، قطعنامه 598 صادر شد. وقتی که امام در این شرایط سخت، این قطعنامه را پذیرفت، عراق دوباره آمد و وارد خاک ایران شد. یعنی ما قطعنامه 598 را پذیرفته بودیم، ولی آنها نپذیرفتند. اگر همان موقع که ما قطعنامه 598 را پذیرفتیم، آنها نیز این قطعنامه را می‌پذیرفتند، آنها دست بالاتر را داشتند، اما عراق یک اشتباه بزرگ تاریخی را در این مقطع مرتکب شد. این کشور در حالی که در اوج پیروزی بود، وارد خاک ایران می‌شود، ولی عراقی‌ها با ورود به خاک ایران، شکست سنگینی خوردند.

آنها آمدند خرمشهر را محاصره کردند اما ما خرمشهر را آزاد کردیم. از غرب به کرمانشاه حمله کردند تا این شهر را تصرف کنند ولی ما از دروازه‌های کرمانشاه، ارتش عراق را عقب زدیم و به مرز رسیدیم. حال ما در اوج پیروزی قرار گرفته بودیم و می‌خواستیم از مرزها عبور کنیم که امام(ره) دستور توقف جنگ را دادند؛ بنابراین پس از آن تلخی پذیرش قطعنامه 598، به خاطر اشتباهی که صدام مرتکب شد، اوضاع برگشت و این ما بودیم که ضربات پی در پی به ارتش عراق وارد کردیم و دیدیم که امام(ره) یک ماه بعد فرمودند: ما حتی یک لحظه هم نادم و پشیمان از جنگ نیستیم؛ یعنی آن رخدادهایی که روی داد، باعث شد تا امام(ره) این جمله را فرمودند و در پیامی که خطاب به فرماندهان صادر کردند، فرمودند که شما از بهترین همراهان من در جنگ بودید.

* این فعل و انفعالاتی که پش از پذیرش قطعنامه توسط جمهوری اسلامی ایران رخ داد، چقدر طول کشید؟

ـ تقریبا ده روز.

* یعنی در این ده روز ما در موقعیت برتری نسبت به عراق قرار گرفتیم؟

ـ بله، هم در جنوب و هم در غرب در موقعیت برتری قرار داشتیم و آماده بودیم که وارد خاک عراق شویم؛ اما بلافاصله صدام قطعنامه 598 را پذیرفت و به محض این که ما نیروهای عراقی را در خرمشهر سرکوب کردیم و آنها را از کرمانشاه عقب زدیم و تا مرز تعقیب کردیم، صدام حسین بلافاصله قطعنامه را پذیرفت و ما هم که پیشتر این قطعنامه را پذیرفته بودیم، بنابراین آتش‌بس برقرار شد.

* پس از این که در آن شرایط جمهوری اسلامی ایران بار دیگر در شرایط برتری قرار گرفته بود و امام خمینی (ره) دستور توقف جنگ را دادند، آیا دیگر بحثی در میان فرماندهان راجع به ادامه جنگ نبود؟

ـ خیر. خود حضرت امام مانع شدند.

* هم‌اکنون تصویری از جنگ نزد برخی هست و برخی هم تلاش می‌کنند به آن دامن بزنند و آن این است که به دلایل سیاسی مطرح روز مثل ضدیت با افراد و مسئولان وقت یا حتی شما، عده‌ای تلاش می‌کنند کل تاریخ جنگ را به شکلی جدید بنویسند، به گونه‌ای که گویا فرماندهان آن زمان به خاطر سیاسی‌کاری، سوءتدبیر یا حتی خیانت، جنگ را به جایی بردند که منجر به پذیرش قطعنامه شد؛ موضع شما در قبال ارایه چنین تصویری از جنگ چیست؟

ـ تاریخ جنگ را باید از حب و بغض‌های شخصی و تمایلات سیاسی کاملا جدا کرد. هر یک از سیاسیون، ممکن است نسبت به فرد دیگری، دیدگاه‌های خاصی داشته و اعتقادات برخی را قبول نداشته باشند. نباید این تمایلات سیاسی و حب و بغض‌های شخصی با جنگ مخلوط شود. افراد باید بسیار صادقانه و صریح، سایرین را خارج از موضوع جنگ، نقد و بررسی کنند. در غیر این صورت، جنگ، وجه‌المصالحه افراد خواهد شد و یک تاریخ پرافتخار ملی، همچون یک توپ فوتبال در میان امیال افراد رد و بدل می‌شود.

تاکنون بسیاری درباره من حرف زده و در رابطه با جنگ انتقاد کرده‌اند. علت این که من پاسخ این افراد را نداده‌ام، همین بوده است که من می‌ترسیدم پاسخ من باعث شود خراشی به سیمای پرفروغ جنگ وارد شود یا در حقیقت، تصویر جنگ تیره و تار شود و من به همین دلیل همیشه از پاسخ‌ دادن به انتقاداتی که درباره جنگ نسبت به من وارد می‌شود، پرهیز کرده‌ام، زیرا می‌ترسم این نوع دفاع به ضرر تاریخ جنگ تمام شود. حتی من نگران بودم که اگر خاطراتم را چاپ کنم، این کار به طرح مسائل سیاسی و شخصی منجر شود و  به همین دلیل، تلاش کردم این کار را نکنم یا کمتر انجام دهم تا خدای ناکرده به چهره جنگ آسیبی وارد نشود، زیرا جنگ یک مسأله ملی و یک افتخار ملی است. حتی ملی‌گرایانی هم که مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران هستند، دفاع ایران را تقدیس می‌کنند و آزادی خرمشهر را نقطه مثبتی برای جمهوری اسلامی ایران می‌دانند. این در حالی است که خودشان مخالف جمهوری اسلامی هستند، اما دفاع از وطن را ارج می‌گذارند.

پس چرا باید چنین مسأله بزرگی را فدای حب و بغض‌های شخصی و تمایلات سیاسی کرد. افرادی که در ارتباط با جنگ بودند، هر چقدر هم که مورد پذیرش ما نباشند، نباید شخص آنها را در حادثه جنگ تحلیل کنیم، بلکه باید آنها را ببریم و در فضاهای دیگر نقدشان کنیم و در موردشان سخن بگوییم. مگر این که افرادی بخواهند یک حقیقت روشنی را زیر پا بگذارند که انسان ناچار شود، آن حقیقت را بازنمایی کرده و توضیح دهد.

به هر حال جنگ را نباید به چماقی برای تسویه‌حساب شخصی و جناحی تبدیل کرد، چرا که این خیانت به جنگ است.

* به عنوان فرماندهی کل سپاه پاسداران در مقطع دفاع مقدس، آیا فکر نمی‌کنید همین مسأله در برخی جاها به تحریف جنگ منجر شود؟

ـ بله، به همین خاطر ناچار شده‌ام، اکنون پس از گذشت این همه سال، آرام آرام خاطراتم را بازگو کنم. من به همراه برخی دیگر از فرماندهان در حال روایت تاریخ شفاهی جنگ هستیم که این روایت‌ها در حال گردآوری و تدوین است. در این زمینه از آغاز جنگ شروع کرده‌ایم و در حال روایت تاریخ شفاهی جنگ هستیم و همچنین تلاش کرده‌ام آرام آرام، دست به قلم ببرم و بنویسم.

* برخی بر این باورند، کسانی که در جنگ حضور نداشتند، حق ندارند درباره فرماندهان و برنامه‌های آنها در جنگ اظهار نظر کرده و آنها را نقد کنند. گمان نمی‌کنم چنین نظری داشته باشید، نظرتان در این باره چیست؟

ـ من چنین نظری ندارم. البته معتقدم همان‌هایی که در جنگ هم حضور داشتند اگر غیرکارشناسانه و بدون مطالعه نظر دهند، با وجود این که در جنگ بوده‌اند، این کارشان اشکال دارد؛ بنابراین، هر کسی که می‌خواهد درباره جنگ اظهار نظر کند، باید با تحقیق و مطالعه این کار را انجام دهد، چرا که جنگ دامنه گسترده‌ای داشت؛ مثلا کسی که در بعد لجستیکی جنگ حضور داشته است، وقتی درباره مباحث عملیاتی اظهارنظر می‌کند، باید روی اظهارنظر او اندیشید، یا اظهارنظر کسی که فرمانده گردان و لشکر بوده است، درباره کل جنگ، اظهارنظر قابل تاملی است.

بنابراین کسانی که می‌خواهند در جنگ اظهار نظر کنند، باید با مطالعه و تحقیق حرف بزنند. جنگ، یک حادثه کوچک در یک نقطه محدودی نبوده و برای همین، باید توجه داشت که ابعاد گسترده‌ای داشته است.

* به باور شما، رعایت انصاف در نقد و بررسی و مهمتر از همه، حفظ شأن نظرات حضرت امام(ره) در خصوص دفاع مقدس چگونه باید صورت بگیرد؟

ـ به اعتقاد من حضرت امام در فرماندهی و اداره جنگ خیلی عالی و بسیار خوب حرکت کردند. ایشان در سطح کلان خیلی خوب عمل کردند و در انگیزه دادن و روحیه دادن بسیار خوب ظاهر شدند. ایشان مسائل دیپلماسی جنگ را خیلی عالی پیش بردند و در عین حال که شعارهای آرمانی را مطرح می‌کردند، واقع‌بینانه حرکت می‌کردند؛ بنابراین من تاکنون ندیده‌ام که نقدی نسبت به عملکرد و تصمیم‌های امام خمینی(ره) در جنگ مطرح شده باشد و این نقد درست و منطبق بر واقعیات باشد.

* درباره انتقاداتی که به عملکرد فرماندهان وارد می‌شود و برخی می‌گویند که شماری از این عملکردها، حضرت امام(ره) را مجبور به پذیرش قطعنامه 598 کرد، چه نظری دارید. شما پذیرش قطعنامه 598 را تا چه حد ناشی از شرایط بین‌المللی و فشارهای بیرونی می‌دانید و نقش مسائل داخلی و عملکرد فرماندهان را در این زمینه چگونه تحلیل می‌کنید؟

ـ پذیرش صادقانه و تلخ قطعنامه 598 با عنایت الهی به یک معجزه تبدیل شد؛ یعنی امام ( ره ) صادقانه و بر پایه مصلحت جامعه و نظام و در سخت‌ترین شرایط جنگ، قطعنامه را با تلخی پذیرفتند. ایشان در حقیقت، تصمیمی گرفتند که این تصمیم، شکست عراق را در دل خودش داشت و آن تصمیم موجب تحولی در جنگ شد. آن تصمیم امام(ره) تحولی در عرصه جهانی پدید آورد و به جهانیان گفت، این صدام است که به جنگ ادامه می‌دهد. این موضوع نشان‌دهنده خوی تجاوزگری صدام بود و تصمیم امام، این مسأله را به اثبات رساند.

پس از این‌که ما قطعنامه 598 را پذیرفتیم، بار دیگر عراق به ایران حمله و خرمشهر را محاصره کرد. این نشان‌دهنده خوی تجاوزگری صدام بود. اثر مهم دیگری که تصمیم امام(ره) با خود به همراه داشت، این بود که شش سال تبلیغات علیه جمهوری اسلامی ایران را خنثی کرد. زیرا پس از آزادی خرمشهر، آنها مرتب می‌گفتند ایران به عراق تجاوز می‌کند. در واقع امام خمینی(ره) با یک ضربه نهایی، دو اثر مهم در سرنوشت جنگ گذاشتند؛ یکی این‌که کلیه تبلیغات این شش سال را خنثی کرده و دیگر آن ‌که روحیه تجاوزگری صدام را به جهانیان نشان دادند.

از سوی دیگر، پذیرش قطعنامه، باعث تحول عظیمی در جنگ شد و از مسئولان کشور، مردم و جوان‌ها همگی به جبهه‌ها آمدند و صدام دیر متوجه شد که پذیرش قطعنامه، چه انقلابی را در ایران به پا کرد؛ بنابراین، پس از این‌که نیروهای عراقی دوباره وارد خاک ایران شدند، توانایی‌ها چند برابر شده بود و صدام را یک بار دیگر در ایران شکست دادیم. این پیروزی نظامی و آن پیروزی سیاسی، دو ضربه مهمی بودند که پذیرش قطعنامه 598 به دشمن وارد کرد، پذیرش تلخ قطعنامه 598، پیروزی بسیار بزرگ نظامی و سیاسی را برای کشور به ارمغان آورد و آخرین روزهای جنگ با پیروزی آشکار ما به پایان رسید.

* پاسخ شما به انتقاداتی که نسبت به فرماندهان وارد می‌شود، مبنی بر این که آنها امام (ره) را وادار به پذیرش قطعنامه کردند، چیست؟ این نظری است که به هر حال امروز از سوی برخی فعالان و تریبون‌ها مطرح شده است.

ـ اینها عمدتا به دلیل جهل و ناآگاهی این افراد نسبت به شخصیت امام خمینی (ره) است. چنین افرادی امام را یک فرد بدون قدرت تصمیم‌گیری تصور می‌کنند که تحت تأثیر یکی دو نفر قرار می‌گرفتند. در حالی که حضرت ایشان فرماندهان بزرگی داشتند و اگر می‌خواستند می‌توانستند، آن یکی دو نفر را کنار بزنند و از افراد دیگری استفاده کنند. اگر هم بگویند که عملکرد همه افراد، مشکل داشته که این ظلم بزرگی به انقلاب است، حال آن که خود حضرت امام (ره) پس از جنگ می‌فرمایند: شما فرماندهان از بهترین همراهان من بودید.

امام می‌دانستند برخی از افرادی که کمتر به جبهه می‌آمدند یا کمتر نقش داشتند در آینده شروع به انتقام‌گیری از کسانی می‌کنند که جنگ بر دوش آنها بوده است؛ بنابراین، بیشتر افرادی که چنین صحبت‌هایی را می‌کنند یا اصلا در جنگ حضور نداشته‌اند یا از جنگ فرار کردند یا کسانی بودند که نقش کمی در جنگ داشتند و مثلا در سال‌های آخر، به جبهه آمده بودند. برخی از این افراد هم کسانی بودند که در گوشه‌ای از جنگ حضور داشتند یا به آنها مسئولیتی داده شده بود و در مسئولیت‌شان شکست خورده بودند. بیشتر کسانی که چنین مسائلی را مطرح می‌کنند، از جمله چنین افرادی هستند؛ بنابراین، باید ریشه چنین اظهارنظرهایی را در نوعی جهل همراه با عقده‌های روانی جستجو کرد.

* بحث بعدی من راجع به راه‌های تقویت روحیه جهادی است. به اعتقاد شما چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی میان جهاد نظامی با جهاد اقتصادی وجود دارد؟

 ـ از نظر روحی، اینها هر دو یکی هستند. جهاد در اسلام اعم از جهاد نظامی است و ویژگی‌های جهاد چه در بعد نظامی و چه در بعد اقتصادی، خیلی به هم نزدیک و شبیه است و می‌توان از آن جهاد نظامی برای جهاد اقتصادی استفاده کرد. مثلا انگیزه جهادی با انگیزه عادی خیلی فرق می‌کند. انگیزه جهادی، انگیزه برای جلب رضایت خداست و کسی که در مقابله با دشمن یا در مقابل تحریم‌های اقتصادی جهاد می‌کند، به دنبال کسب رضایت خداست. روحیه جهاد نظامی نیز به روحیه جهاد اقتصادی بسیار شباهت دارد و روحیه‌ای است که بسیار ریسک‌پذیر و همراه با توکل و تعقل است. اخلاق جهاد دفاعی نیز خیلی به اخلاق جهاد اقتصادی شبیه است؛ مثل ایثارگری، برادری، همراهی ‌کردن، همکاری ‌کردن و از خود گذشتن.

* ایستادگی در برابر دشمنان، وجه مشترک دوران دفاع مقدس با دوران کنونی است. اما با توجه به تغییر شرایط و روحیات حتی میان برخی سیاستمداران و مسئولان و نیز تغییر ماهیت تهدیدها، آیا قیاس این دو مقطع و شرایط قیاس مع‌الفارق نیست؟

ـ ایستادگی در مکتب امام (ره) و رهبر معظم انقلاب، تبدیل به یک مکتب سیاسی شده و حتی این مکتب سیاسی در روابط بین‌الملل برای خودش جایگاهی پیدا کرده است. روابط بین‌الملل را عمدتا از بعد واقع‌گرایی و آرمان‌گرایی مطرح می‌کردند، اما الان از بعد ایستادگی هم می‌توان به آن نگاه کرد؛ بنابراین، مهم این است که ما قواعد و اصول ایستادگی را در مسائل سیاسی داخلی و خارجی و همچنین مسائل اقتصادی رعایت کنیم. اگر ما این قواعد را رعایت کنیم، ایستادگی که در دوران انقلاب و دفاع مقدس وجود داشت به زندگی امروز ما هم سرایت می‌کند.

* این روزها شاهد موج تحولات در کشورهای منطقه و شمال آفریقا هستیم. مهمترین فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی جمهوری اسلامی ایران در این تحولات به نظر شما چیست؟

ـ ما چند موضوع را به عنوان چالش پیش روی داریم؛ یکی از آنها رقبای منطقه‌ای ما مثل ترکیه و عربستان هستند. این کشورها در تلاشند که از این بیداری اسلامی، بهره‌برداری سیاسی بکنند. در حقیقت، عربستان و ترکیه هر کدام با انگیزه‌های خاصی به دنبال بهره‌برداری سیاسی از این حوادث هستند؛ بنابراین، ما می‌بینیم که عربستان، قیام مردم بحرین را سرکوب و از عبدالله صالح حمایت می‌کند، ولی در سوریه در کنار معترضان سوری قرار می‌گیرد.

این نشان می‌دهد که دفاع از آزادی و مردمسالاری برای عربستان مهم نیست و آنها به دنبال منافع کشور خودشان هستند. یا مثلا ما می‌بینیم که ترکیه در بعضی جاها خوب عمل می‌کند اما در جاهای دیگر کاملا به سود آمریکا و رژیم صهیونیستی عمل می‌کند و بعد که دقت می‌کنیم، می‌بینیم که اینها به دنبال بهره‌برداری‌های سیاسی خودشان هستند. این یک چالش است و باید چالش با عربستان و ترکیه در خصوص بیداری اسلامی را به طریقی مدیریت کرد.

مساله دوم خود آمریکایی‌ها هستند که با همه امکانات و با کمک اروپا به دنبال ایجاد انحراف در حرکت عظیم بیداری اسلامی هستند. برای همین، ما یک مبارزه سیاسی هم با آمریکا و غرب داریم که نگذاریم آنها جریان بیداری اسلامی را به سمت خودشان منحرف کنند. هدف ما این است که به معنای واقعی از استقلال، آزادی و مردمسالاری در کشورهای اسلامی دفاع کنیم و به هیچ وجه به دنبال منافع شخصی خودمان نیستیم. ما فکر می‌کنیم اگر این کشورها مستقل شوند و مردمسالاری و آزادی داشته باشند، این موضوع به سود همه کشورهای اسلامی و همه ملت‌های اسلامی است و ما از استقلال آنها دفاع می‌کنیم و نمی‌خواهیم این کشورها به ما و هیچ کشور دیگری وابسته و ذلیل باشند.

* به نظرتان راهکار تعامل ایران با دولت‌های جدید که در جریان این تحولات پدید می‌آید، چیست؟

ـ ایران باید فعالتر برخورد کند. اکنون نوعی ابهام و تردید در رفتار دولتمردان ایرانی هست که ما آن را که در مشی رهبر معظم انقلاب هست‌‌‌‌‌‌‌‌، کمتر در دولتمردان ایران می‌بینیم. دولتمردان ما باید قاطعانه از این امواج بیداری دفاع و روابط فعالتری با تحولات برقرار کنند.

* با غنیمت‌ شمردن فرصت، می‌خواهم چند پرسش هم راجع به مسائل داخلی و جناح‌بندی‌های سیاسی بپرسم. اصلاح‌طلبان یکسری شروط برای حضور در انتخابات مطرح کرده‌اند و برخی نیز بر این باورند که انتخابات بدون حضور این دسته از اصلاح‌طلبان، پررمق نخواهد بود. نظر شما در این زمینه چیست و کدام را بیشتر می‌پسندید: برآورده شدن شرایط این اصلاح‌طلبان و حضورشان در انتخابات یا برگزاری انتخابات بدون حضور آنها؟

ـ من موافقم که همه گروه‌های سیاسی که نظام جمهوری اسلامی و رهبری را قبول دارند، وارد انتخابات شوند، ولی تجربه نشان داده است که گروه‌های سیاسی که با سوءظن و بدبینی وارد صحنه انتخابات می‌شوند، میدان انتخابات را چالشی می‌کنند. گروه‌های سیاسی باید هر نوع سوءظن و بدبینی را در سطح کلان کنار بگذارند و از راه قانونی، حقوق خودشان را دنبال کنند؛ بنابراین، هر نوع سوءظن و بدبینی، موجب چالش‌های جدیدی می‌شود. پیشنهاد من این است که همه گروه‌های سیاسی، بدبینی و سوءظن را کنار بگذارند و با اعتماد به نظام، وارد صحنه انتخابات شوند و فعالیت کنند تا ما انتخابات پرشوری داشته باشیم.

* درباره مذاکراتی که شما با آیت‌الله مهدوی کنی در خصوص حضور نمایندگان‌تان در جبهه متحد اصولگرایان داشتید، مطالبی منتشر شد. چطور شد که شما قانع شدید در آن جبهه نماینده نداشته باشید؟

ـ من قانع نشدم، ولی وحدت را مهم می‌دانم. داشتن نماینده را خیلی مهم نمی‌دانم. همه 8 + 7 می‌توانند نماینده  ما باشند. اصولا وحدت را برای کل کشور، امر مبارکی می‌دانم و این موضوع درباره اصولگرایان هم صادق است. من نزدیک دو ماه است که با آیت‌الله مهدوی کنی جلسه‌ای نداشته‌ام. بعد هم آیت‌الله مهدوی کنی در مصاحبه‌هایشان فرمودند که رضایی می‌تواند نماینده داشته باشد، منتها من هیچ تلاشی برای داشتن نماینده در این جبهه نکردم.

* البته ظاهرا منظور آیت‌الله مهدوی کنی این بود که شما یکی از همان افراد حاضر در ساز و کار 8 + 7 را به عنوان نماینده خودتان انتخاب کنید؟

ـ دیگر در این زمینه صحبتی نشد که حالا آیا یکی از همان افراد، نماینده ما باشد یا این که نماینده جدیدی تعیین کنیم. آقای مهدوی کنی در این زمینه موضوع را روشن نکردند و من هم تلاشی در این زمینه انجام ندادم. البته اگر واقعا ببینیم اعضای 8 + 7 برای مشارکت دوستانی که با ما همراه هستند، جدیت دارند ما هم استقبال می‌کنیم. اگر آنها جدی از ما بخواهند، به خاطر احترامی که برای آیت‌الله مهدوی کنی و جامعتین قایلیم، تلاش در این زمینه را برای خودمان یک تکلیف می‌دانیم.

* اگر این اتفاق نیفتد آیا شما فهرست جداگانه‌ای می‌دهید؟

ـ خیر. مصلحت نمی‌دانم که چند لیست مستقل، شکل بگیرد. اگر بتوان کاری کرد که به تشکیل یک فهرست منجر شود، بسیار خوب است؛ البته من نمی‌توانم جلوی کاندیدا شدن افراد را به صورت مستقل بگیرم. من خودم به دنبال ارایه فهرست جداگانه‌ای نیستم.

* به نظرتان متناسب با دیدگاه‌هایی که دارید و ارایه می‌دهید، از تأثیرگذاری لازم در معادلات سیاسی برخوردار هستید؟

ـ من به همه دولت‌ها کمک کرده‌ام و هیچ دولتی نبوده که به او کمک نکرده باشم. هم اکنون هم با وجود این که انتقاداتی به آقای احمدی‌نژاد دارم، هر کمکی از دستم بربیاید به دولت و همچنین مجلس و قوه قضاییه انجام می‌دهم.

حسین نیک‌پور؛ گروه سیاسی جام جم


جنگ جزییاتی دارد که آقای هاشمی در خاطراتشان ذکر نکرده اند!
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦  کلمات کلیدی: جبهه وجنگ ، محسن رضائی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

انتظاری که ما از دولت داشتیم در جنگ تحقق پیدا نکرد ادامه جنگ نیاز به توانایی‌های بیشتری داشت که در اختیار دولت بود/ اینکه من خاطراتم را هنوز منتشر نکردم به این دلیل بود که نمی‌خواستم حقایق جنگ مورد استفاده امیال سیاسی جناح‌ها شود/ آقای هاشمی قبل از آمدن به کرمانشاه در خردادماه سال 1367 با امام ملاقات مهمی داشتند ولی ایشان این موارد را در خاطرات خود ذکر نمی‌کنند/ پس از انتخابات هم رفتار سران فتنه موثر بود هم رفتار آقای احمدی‌نژاد.

سن رضایی گفت: اختلاف نظر من با آقای هاشمی از زمان اداره جنگ شروع شد و در دوره اول ریاست‌جمهوری ایشان اوج گرفت ولی هیچگاه این اختلاف نظرها را علنی نمی‌کردم مگر در موارد بسیار نادر. اما در نامه‌هایی به ایشان یا صحبت‌های حضوری نظرات خود را به ایشان می‌گفتم و الان هم می‌گویم، چون بیان علنی اختلافات تاثیرگذاری‌های دوستانه را کاهش می‌دهد. اگر اعتقادات خود را نسبت به هاشمی بروز می‌دادم جامعه متلاطم و دچار تنش می‌شد.

به گزارش «تابناک»، فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس، در گفتگو با روزنامه «اعتماد» همچنین افزود: انتقادات تند و تیزی به دولت زمان جنگ داشتم و معتقد بودم که دولت در حوزه اقتصاد کم‌کاری می‌‌کند.

بنابر این گزارش، اهم نکات طرح شده در این گفتگو به شرح زیر است:

دلایل بن بست سال اول جنگ

ـــ نخستین بن‌بستی که در جنگ پیدا شد سال اول جنگ بود. ارتش عراق از پنج استان وارد ایران شد در سال اول جنگ تئوریسین‌ها و کارشناسان نظامی ایران آن چیزی که در چنته داشتند را رو کردند و از نظر رزمی و نظامی هر چه که داشتند را آوردند. ولی هر چند جلوی پیشروی ارتش عراق گرفته شد ولی شهرهایی مثل آبادان محاصره شد و شهر سوسنگرد، مهران، دهلران، نفت شهر و قصرشیرین اشغال شد. مقاومت و تلاش نیروهای مسلح ایران نتوانست منجر به آزادسازی سرزمین‌های ایران در سال اول جنگ بشود. جنگ چریکی را کارشناسان ایران آزمایش کرده بودند و نبردهای کلاسیک ناموفق بود و بعد هم استراتژی‌های مختلفی پی‌ریزی شد، یک عده می‌گفتند اول باید خرمشهر را آزاد کرد عده‌یی دیگر می‌گفتند باید به بغداد حمله کرد هرکسی یک چیزی می‌گفت و همه هم این استراتژی‌ها را تست کرده بودند یعنی استراتژی‌های شناخته‌شده‌یی که کارشناسان نظامی و فرماندهان می‌دانستند امتحان کردند ولی به نتیجه نرسید و به همین دلیل جنگ به بن‌بست رسید.

ایده خروج از بن بست

ـــ من سال اول جنگ فرمانده سپاه نبودم. در حقیقت فرمان اداره جنگ به دست من نبود. توصیه‌هایی که می‌کردم به درد کسی می‌خورد که در واقع فرمان دستش باشد و آن را اجرایی کند آن زمان مطمئن بودم که این جنگ های کلاسیک به نتیجه نمی‌رسد جنگ های چریکی هم بیش از 20، 30 سال طول می کشد و ما باید با یک مدل و روشی به نبرد دست پیدا کنیم یعنی نوعی از نبرد را برگزینیم که نه جنگ طولانی بشود و نه شکست‌های پی در پی را متحمل بشویم لذا به عنوان یک سوال آن سال‌های اول جنگ ذهن من را به خودش کاملا مشغول کرده بود. می‌دیدم که باید از جنگ چریکی پرهیز کنیم و جنگ های کلاسیک هم فایده‌یی نداشت. در حال آماده کردن ایده‌های خودم بودم که امام من را فرمانده سپاه کرد. خوشبختانه ایده‌یی که به دنبالش بودم در ذهنم شکل گرفته بود. پس از آن نخستین عملیات موفق که عملیات ثامن‌الائمه بود بعد از 20 روز اتفاق افتاد.

اختلاف نظرها درباره جنگ تا صلح یا جنگ تا پیروزی؟ و نظرحضرت امام(ره)

ـــ ما بعد از اینکه روی دور پیروزی افتادیم عملیات‌های پی در پی ما موفق می‌شد یعنی بعد از ثامن‌الائمه، طریق‌القدس بعد فتح‌المبین، بیت‌المقدس تا اینکه 95 درصد زمین‌ها را آزاد کردیم حدود هزار کیلومتر از سرزمین‌های ما دست عراق بود که از مناطق مهم هم بود مثل چاه‌های نفت موسیان و نفت‌شهر که دست عراق مانده بود. در این مقطع بحث‌هایی شروع شد که اگر جنگ ادامه داشته باشد ما کجا بمانیم یا اینکه وارد خاک عراق بشویم؟ با وجودی که ما بخش‌های مهمی از خاک ایران را آزاد کرده بودیم ولی وقتی جنگ کشیده شد به داخل خاک عراق اینجا اختلاف نظر شد که آیا ما یک عملیات انجام دهیم و با کمک دیپلماسی جنگ را تمام کنیم یا آنکه پیروزی به دست آوریم و اراده خود را به دشمن تحمیل کنیم.

ـــ بیشتر با آقای هاشمی سر این مسئله بحث و اختلاف داشتیم، البته اختلاف نظرها تاثیری در انجام عملیات نداشت. روی راهبرد جنگ اثر داشت. فرماندهان دستورات سیاستمداران را عمل می‌کردند چون مسوولیت نهایی را حضرت امام به آنها می‌داد. در بحث‌های کارشناسی صحبتی که شد این بود که اگر بحث پیروزی هدفگذاری شود. جنگ زودتر تمام می‌شود عراق و غرب هیچ‌وقت به دادن حقوق کامل ایران راضی نمی‌شوند لذا جنگ طولانی خواهد شد، نظر بر این بود که بر استراتژی پیروزی سرمایه‌گذاری شود. البته دوستان سیاسی ما امیدوار بودند که اگر یک عملیات انجام بدهیم دنیا تسلیم می‌شود.

ـــ حضرت امام(ره) اما فراتر از حتی فرماندهان می‌اندیشیدند، برداشت ما این بود که ایشان معتقد بودند اگر وارد خاک عراق شدید دیگر نباید جایی متوقف بشویم باید تا یک نقطه‌یی رفت که قاعدتا آن نقطه چیزی جز تسلیم یا شکست کامل عراق نبود.

رفتار دولت در زمان جنگ

ـــ انتظاری که ما از دولت داشتیم در جنگ تحقق پیدا نکرد ادامه جنگ نیاز به توانایی‌های بیشتری داشت که در اختیار دولت بود. توانایی نیروهای مسلح ما برای آزادسازی سرزمین‌هایمان کافی بود اما برای پایان دادن به جنگ کافی نبود ما برای اینکه حقوق سیاسی‌مان را بگیریم نیاز داشتیم که توانایی‌های بیشتری را وارد صحنه جنگ کنیم این توانایی‌ها دیگر فراتر از سپاه و ارتش بود باید کشور وارد جنگ می‌شد که این کار صورت نگرفت یعنی دولت آن توانایی‌ها را وارد نکرد. دولت می‌گفت از ما نمی‌خواهند آقای هاشمی می‌گفت ما از دولت می‌خواستیم. البته نمی‌توانم صراحتا بگویم عمدی در کار بوده ولی بسیاری از اعضای دولت از جمله آقای بهزاد نبوی بودند که مخالف پشتیبانی بیشتر از جنگ بودند و برخی هم فکر می‌کردند خود دولت باید مسوولیت جنگ را بر عهده بگیرد. اینکه در آخر جنگ دولت را رییس ستاد کل کردند به این دلیل بود که احتمالا دنبال این بودند یک مسوولیتی در جنگ به آنها بدهند.

محل تامین بودجه جنگ

ـــ بودجه را دولت و مجلس تامین می‌کردند. هیچگاه خواسته‌هایی که از نظر بودجه داشتیم تامین نشد. همیشه درصد کمی از این بودجه را تامین می‌کردند، در حقیقت دولت و مجلس این کار را انجام می‌دادند و با محوریت آقای هاشمی این کار صورت می‌گرفت. یک مساله هم که در بحث مدیریت اقتصادی جنگ مطرح است این است که جنگ فرصت خوبی بود که ما اقتصادمان را بسازیم و به سمت تولید پیش برویم و یک تحول صنعتی ایجاد کنیم کمااینکه پیشرفت‌های مهم آلمان در دو جنگ اول و دوم صورت گرفت یعنی تمام صنایع آلمان متحول شد. همین کار هم در ژاپن اتفاق افتاد. بزرگ‌ترین انتقاد از دولتمردان ایران این نیست که چرا از جنگ حمایت نکردند، این انتقاد دوم ما است انتقاد اول اینکه چرا اصلا اقتصاد کشور را در جنگ نساختند، اصلا چرا اقتصاد ایران را متحول نکردند و از آن انگیزه ملی که به وجود آمده بود چرا استفاده نکردند و صنعت را متحول نکردند. «انگیزه» عامل بسیار مهمی در تحول اقتصادی است و چه انگیزه مهم‌تر از اینکه پنج استان کشور اشغال شده و همه مردم حاضر بودند هر نوع فداکاری کنند. بسیاری از زنان کشور النگوهایشان را درمی‌آوردند و کمک جنگ می‌کردند، نمی‌توانستند برای خود و تولید بیشتر کار کنند؟ منتها طرح و برنامه‌یی نبود که بیشتر کار کنند. طرح و برنامه نبود که در صنایع کشور تانک بسازیم یا مهمات بسازیم. تانک‌سازی آلمان و ژاپن پس از جنگ تبدیل به تولید بنز و تویوتا شده بود.

چرایی تفاوت روایت شما و آقای هاشمی از جنگ؟

ـــ در جنگ اختلاف نظر تخصصی بود، اختلاف نظر سیاسی کمتر بود چون برداشت‌ها و نظرات تخصصی مختلفی برای اداره جنگ وجود داشت. برای اینکه جنگ ابعاد مختلفی دارد و هرکسی که نظر می‌دهد چون در یکی از ابعاد جنگ مسوول بوده در همان بعد نگاه می‌کند مثلا یکی مسوول لجستیک بوده و قطعا برای این نوع افراد سخت است که مسائل عملیاتی را هم بتوانند کاملا روایت کنند یک کسی در عملیات بیشتر نقش داشته، بیشتر از دید عملیات به جنگ نگاه می‌کند، یکی در دیپلماسی جنگ بیشتر مشارکت داشته بیشتر از این نگاه از جنگ صحبت می‌کند هر کسی وقتی در رابطه با جنگ نظر می‌دهد باید دید چه نقشی داشته و به چه ابعادی از جنگ دسترسی داشته یا در چه ابعادی از جنگ نقش‌آفرینی و تصمیم‌گیری داشته است. در حقیقت فرماندهان عالی جنگ به نظر من دسترسی شان به اطلاعات جنگ از همه بیشتر بود. نمی‌خواهم بگویم حتما همه اظهارنظرهایشان درست است ولی دسترسی‌شان به اکثر اطلاعات نبرد، لجستیک، فشارهای داخلی و خارجی زیادتر بود لذا اختلا‌ف‌نظر طبیعی است ولی از آنجایی که محیط ایران محیط سیاسی است هیچ مساله‌یی نیست که سیاسی نشود حتی برخی دین را هم که امر مقدسی است سیاسی می‌کنند. یعنی سیاسی شدن موضوعات در ایران امر عادی شده است.

چرا خاطرات و ناگفته ها را منتشر نمی کنید؟

ـــ اینکه من خاطراتم را هنوز منتشر نکردم به این دلیل بود که نمی‌خواستم حقایق جنگ مورد استفاده امیال سیاسی جناح‌ها شود. مسائل فعلی و جاری کشور، از درگیری‌های روزمره جناح‌های سیاسی متاثر هستند معلوم نیست این درگیری‌ها با منافع ملی سازگاری داشته باشد. لذا بیان خاطرات و حقایق نبرد اگر سیاسی شود خدمت به منافع ملی نیست. اگر یک ایرانی در آینده بخواهد به گذشته مراجعه کند حتما جنگ ایران و عراق را به عنوان یک افتخار تاریخی از آن یاد می‌کند حالا اگر مسائل سیاسی را با واقعیات جنگ دخیل کنند خیلی از مسائل جنگ روشن نمی‌شود.

جزییاتی که آقای هاشمی در خاطراتشان ذکر نکرده اند!

ـــ در کتاب خاطرات سال 67، آقای هاشمی بعضی‌جاها ایشان از یادشان رفته که جزییات را بگویند. آقای هاشمی قبل از آمدن به کرمانشاه در خردادماه سال 1367 با امام ملاقات مهمی داشتند. ایشان که خدمت امام می‌روند، امام حرف های مهمی به آقای هاشمی می زنند ولی ایشان این موارد را در خاطرات خود ذکر نمی‌کنند. احتمالا ایشان از یادشان رفته است. ولی عدم ذکر آنها برداشت از خاطرات ایشان را به انحراف می‌کشاند، لذا من در خاطراتم حتما این مسائل را خواهم گفت و دقیق توضیح خواهم داد. این کتاب خاطرات خود من است و مربوط به سال‌های آخر جنگ می‌شود که در آن برخی اسناد و نامه‌های من به امام منتشر می‌شود.

ماجرای نامه ای که می گویند به امام نوشتم...

ـــ یکی از این نامه ها همانی است که می‌گویند رضایی به امام نوشت. اما من هنوز نگفتم که چه نامه‌یی نوشتم طرف‌های مقابل هم نمی گویند من چه چیزی و به چه کسی نوشته‌ام. در حالی نامه مذکور نامه‌یی بود که یک ماه قبل از پذیرش قطعنامه 598 برای آقای هاشمی نوشتم، آقای هاشمی تعبیرش این است که من این نامه را بردم به امام دادم این نامه کی رفته پیش امام در حالی که یک ماه قبل از پذیرش قطعنامه این نامه نوشته شده بود و امام تا چند روز قبل از پذیرش قطعنامه به فکر ادامه نبرد بودند. من در آن نامه برای آقای هاشمی شرایط جنگ را توضیح دادیم که جنگ چه شرایطی دارد و اگر بخواهیم پیروز بشویم در حقیقت چه کار باید کرد و اگر این امکانات فراهم نشود مشکلات ما چه خواهد بود و نهایتا گفتم که با شناختی که از صدام داریم راهی غیر از جنگیدن نداریم.

پیشنهاد شما در آن نامه چه بود؟

ـــ پیشنهاد من شکست صدام و پیروزی نهایی در جنگ بود چون دیپلماسی جواب نمی‌داد. البته امام در پیامی که پس از قطعنامه به فرماندهان صادر کردند که البته در صحیفه نور اشاره شده است اینکه امام می‌گویند شما از بهترین همراهان من بودید این جملات یک شأن نزولی دارد که در این کتاب توضیح می‌دهم. اما برخی می گویند فرماندهان به امام نوشتند که ما هیچ امکاناتی نداریم و امام ناچار شد که قطعنامه را بپذیرد. این مسئله واقعیت ندارد بنابراین ناچار شدیم یک نامه‌یی که سه سال قبل از این نامه نوشته شده بود را منتشر کنیم که آن نامه هم شبیه همین نامه است. خب، اگر بیان این مطالب باعث تصمیم‌گیری برای پایان جنگ شد چرا سه سال پیش آتش بس داده نشد لذا ما ناچار شدیم آن نامه را هم منتشر کنیم. فکر می‌کنم چهار یا پنج نامه مهم در کتاب منتشر بشود.

اختلاف نظر شما با آقای هاشمی بر سر چیست؟

ـــ همه اختلاف نظرهای ما را می‌دانند البته اهل هیاهو نیستم، اختلاف نظر من با آقای هاشمی از زمان اداره جنگ شروع شد و دوره اول ریاست‌جمهوری ایران اوج گرفت ولی هیچگاه این اختلاف نظرها را علنی نمی‌کردم مگر در موارد بسیار نادر. اما در نامه‌هایی به ایشان یا صحبت‌های حضوری نظرات خود را به ایشان می‌گفتم و الان هم می‌گویم. بیان علنی اختلافات تاثیرگذاری‌های دوستانه را کاهش می‌دهد. در واقع بعضی‌ها همیشه روی صحنه حرکت می‌کنند و بعضی‌ها هم ممکن است بیشتر پشت صحنه کار کنند پشت صحنه به معنای تایید نیست. نامه‌هایی که من به مسوولان کشور نوشته‌ام اگر منتشر بشود بهتر می‌توانند اختلاف نظرها را نشان دهد. البته تا ضرورتی پیدا نکند و آن هم سال‌ها نگذشته باشد آنها را منتشر نمی‌کنم مثلا سال 72 خدمت رهبری گفتم که شما دست آقای هاشمی را بگیرید و از این خطر بزرگ نجاتشان بدهید. چون تکنوکرات‌های اطراف ایشان مسیر نظام را از روحانیت جدا می‌کنند. هیچ کسی فکر نمی‌کرد من چنین اعتقادی داشته باشم.

رعایت اخلاق برایم اولویت دارد

ـــ می‌خواهم بگویم که شما ببینید یک اعتقادی که سال 72 داشتم چطور آن را حفظ کردم و در سطح جامعه بروز ندادم چون اهل هیاهو نبودم وگرنه من اگر اعتقادات خود را بروز می‌دادم جامعه متلاطم و دچار تنش می‌شد و نمی‌خواستم این اتفاق صورت بگیرد. من همیشه در حداقل ضرورت نسبت به اشخاص حرف می‌زنم همیشه مسائل را در دل خودم نگه می‌دارم چون نگرانم که این موضع‌گیری‌ها آسیب جدی به کشور وارد کند. یا نامه‌یی که به آقای احمدی‌نژاد نوشتم که مضمونش این بود که جواب نقد اهانت نیست چون آقای هاشمی چند سال پیش در رابطه با یارانه‌ها اظهارنظر کرده بودند و آقای احمدی‌نژاد در زنجان گفت «شکم‌پاره‌هایی که شکمشان پر شده اینها نباید در رابطه با یارانه‌ها حرف بزنند» من نامه‌یی را برای ایشان نوشتم ولی نامه را منتشر نکردم. تا آنکه مجبور شدم در یک کتاب آن هم بنابر ضرورت آن را منتشر کنم در آن نامه به آقای احمدی‌نژاد گفتم که جواب نقد اهانت نیست و توضیح دادم که ما باید به دنبال جامعه اسلامی باشیم و در این جامعه اسلامی اخلاق بسیار مهم است. بنابراین من تنها همیشه آن بخشی از عقایدم را نسبت به اشخاص بروز می‌دهم که یک ضرورت مهمی مطرح باشد.

دلیل نام بردن از آقای هاشمی در برنامه «دیروز، امروز، فردا»

ـــ من مطمئن بودم که اگر نقش احمد آقا در حوادث بعد از انتخابات ایفا می‌شد خیلی از مسائل پیش نمی‌آمد چون در تاریخ انقلاب، احمد آقا یک نقش بی‌بدیل داشته است و جلوی بسیاری از فتنه‌ها و بحران‌ها را گرفت مثلا در ماجرای قهر آقای طالقانی اگر احمد آقا نمی‌رفت و ایشان را پیدا نمی‌کرد و پیش امام نمی‌برد و بعد آقای طالقانی آن مصاحبه را نمی‌کرد بحران جدی در کشور درست می‌شد در حوادث بعد از انتخابات هم اگر آقای هاشمی همت می‌کردند این ماجراها تا این اندازه طول نمی‌کشید و یک ماهه جمع می‌شد ولی این افراد اکثرا سکوت کردند.

مواضعم پس از انتخابات متناقض نبود

ـــ مواضعم متناقض نیست و اصول واحدی بر تمام مواضع من حاکم است، هم نظام و هم مردم را قبول دارم و معیار تشخیص ما قانون است و عقلانیت در مواضع من بر احساسات غلبه دارد. فکر می‌کنم طی 40 سال کار سیاسی ثابت‌ترین مواضع را داشته‌ام در حالی که بسیاری از سیاسیون چندین بار تغییر موضع فاحش داشته‌اند. مثلا شما حادثه 25 خرداد را با 25 بهمن یکی می‌دانید در حالی که این دو حادثه یکی نیستند اولی یک اعتراض مردمی بوده ولی دومی یک شورش بوده است. معلوم است که من سران فتنه‌یی که در شورش شرکت می‌کنند را آلت دست دیگران می‌دانم. در حوادث 25 بهمن مردم از آن آقایان جدا شده بودند ولی آنها متوجه نشدند. البته در حوادث 25 خرداد هم به مردم و هم به نظام و امنیت ملی ما آسیب وارد شد ولی اشتباهات سیاسی بیشتر دخالت داشت اما در حوادث 25 بهمن امریکا با یک جمع‌بندی از حوادث 25 خرداد یک طراحی جدید کرده بود که عده‌یی در خیابان‌های تهران به دست پلیس ایران کشته شوند و سپس به بهانه حقوق بشر در ایران دخالت کنند.

ریشه حوادث بعد از انتخابات

ـــ رفتارهای سران فتنه موثر بود، رفتارهای آقای احمدی‌نژاد هم موثر بود، به ویژه رفتارهای خود آقای میرحسین که ساعت 11شب گفتند من رییس‌جمهور هستم موثر بوده است.


تحرکات مشکوک برای بی ثبات نشان دادن فضای کشور
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن رضائی

بیکاری سرچشمه بسیاری از مفاسد اجتماعی است که دولت و مجلس هر چه سریعتر باید برای آن فکر اساسی بکنند. جوانان کشور نیاز به نشاط دارند و با رفع بیکاری این نشاط در جوانان ما تقویت خواهد شد/ توجه به فرامین رهبر انقلاب، پاسخگویی به مطالبات بر حق مردم، تقویت تولید ملی و رسیدگی به اشتغال جوانان، از مهمترین راه های ارتقای اعتماد عمومی است.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: تحرکات مشکوکی دیده می شود که هدف آن بی ثبات نشان دادن فضای کشور است.

به گزارش «تابناک»، محسن رضایی در دیدار جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران گفت: تحرکات مشکوکی در عرصه های اجتماعی و سیاسی دیده می شود که هدف آن ناامن و بی ثبات نشان دادن فضای کشور است.

وی ادامه داد: هدف این گونه تحرکات لطمه وارد کردن به اعتماد عمومی است که این روند نیازمند هشیاری است.

دکتر رضایی به ذکر نمونه هایی از این تحرکات پرداخت و گفت: حملات کور به نوامیس مردم و ایجاد ناامنی اجتماعی همچنین بزرگ کردن اختلافات سیاسی در کشور و اخلال در بازارهای ارز و طلا نتیجه ای جز بی ثبات جلوه دادن فضای کشور ندارد که این این گونه حرکات با اهداف پیچیده داخلی و خارجی دنبال می شود.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در تشریح اهداف داخلی این نوع تحرکات اظهار داشت: سلب اعتماد عمومی، یکی از مهمترین اهداف شوم دست اندرکاران این توطئه است. جریاناتی می خواهند با برجسته کردن اختلافات سیاسی و در بن بست نشان دادن آن به اعتماد عمومی به کارآمدی نظام خدشه و لطمه وارد سازند. این اقدامات موجب بالا بردن ریسک و خطر سرمایه گذاری در کشور است که مکمل تحریم های اقتصادی غرب است؛ بنابراین، مراقبت همه نیروهای انقلاب و دلسوزان نظام و ملت شریف ایران در این برهه از زمان ضروری است.

رییس کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه نباید اجازه داد مسائل فرعی جانشین مسائل اصلی کشور شود، از نیروهای انقلاب خواست نگذارند شعله شعار جهاد اقتصادی کمرنگ شود و بدین منظور همه باید در مسیر ترسیم شده توسط مقام معظم رهبری در راستای تقویت اعتماد عمومی و حرکت جهادی در فرهنگ و اقتصاد اهتمام ورزیم.

دکتر رضایی با بیان اینکه یکی دیگر از اهداف حادثه سازان رخدادهای اخیر ناامید ساختن جریان بیداری اسلامی در منطقه از ایران است، اظهار داشت: آنها چشم امید به جمهوری اسلامی ایران دوخته اند؛ بنابراین، ناامید کردن بیداری اسلامی از ایران مهمترین هدفی است که دشمنان خارجی انقلاب به دنبال آن هستند و در این جهت متأسفانه، از جهل یا غرض ورزی برخی افراد و جریان های داخلی نیز استفاده می کنند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: دشمنان نظام اسلامی از نفوذ معنوی و الهام بخشی انقلاب اسلامی ایران در منطقه آگاه هستند. برای همین، با اجرای سناریوهای گوناگون در کشور می خواهند مانع پیوند بیشتر جریان بیداری اسلامی در منطقه با انقلاب اسلامی شوند. به سکوت کشاندن دولت ضد صهیونیستی و ضد آمریکایی ایران از اهداف آنان است.

دکتر رضایی توجه به فرامین رهبر انقلاب، پاسخگویی به مطالبات بر حق مردم، تقویت تولید ملی و رسیدگی به اشتغال جوانان را از مهمترین راه های ارتقای اعتماد عمومی دانست.

وی در پایان افزود: بیکاری سرچشمه بسیاری از مفاسد اجتماعی است که دولت و مجلس هر چه سریعتر باید برای آن فکر اساسی بکنند. جوانان کشور نیاز به نشاط دارند و با رفع بیکاری این نشاط در جوانان ما تقویت خواهد شد.


مچگیری سایت محسن رضایی از دکتر با اشاره به مناظره 2سال قبل
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن رضائی ، دکتر محمود احمدی نژاد

نیمه های اردیبهشت سال جاری بود که یکی از فعالان رسانه ای در وبلاگش با طرح اظهارات یکی از وزرای کابینه نهم بار دیگر بر این واقعیت صحه گذارد و تأکید کرد که حتی این موضوع در هیأت دولت نیز طرح شده بود.

در پی سخنان احمدی نژاد در مرقد امام و اشاره به برنامه آمریکا برای حمله به ایران، سایت محسن رضایی با اشاره به مناظره 2سال قبل این دو نفر به مچگیری پرداخت و نوشت:

"آنها برای نجات رژیم جعلی صهیونیستی و خودشان، طراحی​هایی چون ۱۱ سپتامبر را انجام دادند و مثل ماجرای هولوکاست اجازه تحقیق درباره آن را نمی​دهند. آنها این بهانه را برای نجات اقتصاد خودشان دارند که اول افغانستان، بعد عراق و بعد ایران را در دستور کارشان داشتند اما با هوشیاری ملت و رهبری ما شکست خوردند." این جملات که بخشی از سخنان محمود احمدی نژاد است که امسال در مراسم بزرگداشت رحلت امام(ره) بیان شد در واقع نشانه خوبی است که می گوید آقای رئیس جمهور امروز در قیاس با ۶ سال گذشته به درک وسیع تر و بهتری از تحولات بین المللی رسیده است.

تنها ۴ روز پس از اظهار نظر کارشناسی «محسن رضایی» در گفتگو با سیمای جمهوری اسلامی در فروردین ماه سال ۱۳۸۸ در خصوص قطعی بودن حمله آمریکا به ایران و اقداماتی که جلوی این حمله را گرفت، «محمود احمدی نژاد» در بیانی کنایه آمیز؛ این اظهارات را بی اساس توصیف کرد و آنها را ناشی از آرزوی شهادت گوینده آن دانست.

اما این تنها موضع سرسختانه آقای رئیس جمهور در برابر تحلیل کارشناسی «رضایی» درباره حمله آمریکا به ایران نبود. «احمدی نژاد» در خلال مناظره انتخاباتی ریاست جمهوری گذشته نیز آنگاه که در برابر انتقادهای «رضایی» که عملکرد اقتصادی و سیاست خارجی دولتش را به چالش کشید، سعی کرد با غیر واقعی خواندن تحلیل رقیبش درباره حمله آمریکا به ایران بحث را عوض کند که در ادامه با این پاسخ «رضایی» مواجه شد: «متاسفانه آقای احمدی‌نژاد خود را کارشناس ارشد در تمام امور کشور می‌داند و این یکی از مشکلات او است. مسئله حمله آمریکا قطعی بود و حتی مقام معظم رهبری نیز در این مورد با نیروهای مسلح سخن گفته بودند».

البته رضایی پیش از این در یادداشتی دلایل خویش برای طرح ادعای جدی بودن حمله آمریکا به ایران را، با تاکید بر درایت رهبر انقلاب در این باره، اینگونه مطرح ساخت:

«۱- افشاگری بین المللی علیه حمله آمریکا به ایران، که تحلیلگران ایران هم در این رابطه مؤثر بودند، موجب لو رفتن عملیات آمریکا و حساس شدن جهانیان شد.

۲- جدی گرفتن حمله از سوی رهبری و آمادگی فوق العاده نیروهای مسلح ایران برای رویارویی احتمالی با حمله آمریکا به ایران.

۳- تهدید جدی رهبری ایران که درصورت حمله آمریکا، ایران تلافی سنگینی خواهد کرد.

۴- مانور سلاح های جدید ایران به خصوص نوع جدیدی از موشکهای دریایی که آسیب پذیری ناوهای آمریکا را نشان داد و تا آنموقع امریکا اطلاعی از آنها نداشت.

۵- جلوگیری از قطع مذاکرات با اروپایی ها درباره مسائل مربوط به انرژی هسته ای و ارائه پیشنهادهای جدید به سولانا در بسته پیشنهادی یازده بندی آقای لاریجانی (دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی کشور) که حتی مورد توافق سولانا نیز قرار گرفت.

۶- شکست آمریکا در حمله به لبنان که مقدمه ای برای حمله به ایران محسوب می شد.

در حقیقت اقدامات بازدارنده نظامی و سیاسی، همراه با افشاگری بموقع و در نتیجه آن فشار افکار عمومی مردم جهان، مانع حمله آمریکا به ایران شد. اگر نیروهای مسلح ایران در آمادگی بسر نمی بردند و یا افشاگری صورت نمی گرفت، و یا آمریکا در حمله به لبنان موفق می شد، جنگ بین ایران و آمریکا قطعی بود.»

این گزارش می افزاید، هر چند دلایل ارائه شده از دقیق و حساب شده بودن این تحلیل حکایت داشت، اما آقای احمدی نژاد همچنان بر غیر واقعی بودن آن اصرار می کرد. این ماجرا داشت به فراموشی سپرده می شد اما انتشار خاطرات «جورج بوش»، رئیس جمهور پیشین آمریکا، هم این بحث را به عرصه رسانه ها بازگرداند و هم تأییدی شد بر آنچه «رضایی» پیش بینی کرده بود.

بوش در کتاب خاطرات خود فاش کرد که در دوران ریاست جمهوری‌اش طرحی برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران آماده کرده و گزینه حمله به تأسیسات هسته‌ای سوریه را نیز به درخواست اسرائیل مورد بررسی قرار داده بود. وی در کتاب خاطرات خود در این باره نوشت: «به پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) دستور دادم،‌ بررسی‌های لازم را درباره ضروریات حمله به ایران انجام دهد. چنین اقدامی می‌توانست، لااقل به صورت موقت، بمب ساعتی را متوقف سازد.»

اما این پایان نمایان شدن شواهدی که حمله پیش بینی شده علیه کشورمان را تایید می کرد نبود. نیمه های اردیبهشت سال جاری بود که یکی از فعالان رسانه ای اصولگرایان در وبلاگش با طرح اظهارات یکی از وزرای کابینه نهم بار دیگر بر این واقعیت صحه گذارد و تأکید کرد که حتی این موضوع در هیأت دولت نیز طرح شده بود. «میثم تولایی» از روزنامه نگاران حامی دولت در این باره نوشت:

«ماجرا از یک برنامه زنده تلویزیونی شروع شد، اسم برنامه: گفت‌وگوی ویژه خبری، مجری: حیدری و مهمان... . قطعا تا الآن فهم کرده‌اید که از چه می‌گویم! از آن شبی که آقای محسن رضایی خبر از حمله آمریکا به ایران طی ۲۰ روز آینده داد اما اکنون که ۵ سال از آن شب می‌گذرد به لطف خدا و تدبیر مقام معظم رهبری چنین اتفاقی نیفتاد.

احمدی‌نژاد در شب مناظره همین قضیه را مطرح کرد و از پیش‌بینی خودش حرف زد که ما می‌دانستیم هیچ اتفاقی نمی‌افتد و غیره که البته آقای رضایی اینگونه پاسخ داد که باید به مقام معظم رهبری به دلیل درایت و تدبیرشان تبریک گفت، چرا که ایشان کشور را از بحران خارج کردند.

اما واقعیت: جلسه‌ای را اخیرا با یکی از اخراجی‌های! دولت داشتیم که البته تعداد اندکی در این جلسه حضور داشتند. این بنده خدا ماجرایی را برایمان تعریف کرد که از تعجب فک چسبانده بودیم بر ارض و سقف دهان بر سماء!!

او گفت: در آن ماجرایی که آقای رضایی در تلویزیون بحث حمله به ایران را مطرح کرد همه ما این قضیه را می‌دانستیم و حتی به لحاظ ...بودیم(اینجا را هم نباید گفت!) و جالب‌تر اینکه در هیئت دولت در مورد این قضیه بحث‌های زیادی صورت گرفت .»

اما شاه بیت این ماجرای بحث برانگیز که همواره با تکذیب یا سکوت آقای رئیس جمهور همراه بود در نیمه خردادماه سال جاری سروده شد، آنگاه که، «محمود احمدی نژاد» به صراحت طی سخنانی در حرم امام(ره) تأیید کرد که خود نیز از طرح حمله آمریکا به ایران در زمان دولت «جورج بوش» مطلع بوده و بدان باور داشته است.

این نوشته آن هم پس از گذشت چندین روز از سخنان آقای رئیس جمهور در اثبات تحلیلی که روزی از سوی ایشان غیرواقعی پنداشته می شد نه برای تخطئه وی نگاشته شده و نه در تجلیل از تحلیل دقیق بیان کننده آن.

آنچه در باب اظهارات آقای «احمدی نژاد» از اهمیت خاصی برخوردار است، گرایش ایشان به درک واقعی از تحولات پیچیده و چند بعدی بین المللی است. رویکردی که در صورت تداوم می تواند برکات بسیاری در مدیریت بهینه امور مملکت داشته باشد.

اکنون امید می رود آقای رئیس جمهور به نظرات کارشناسی دلسوزان مملکت در همه زمینه ها، به ویژه اقتصاد و سیاست خارجی، بیش از پیش توجه و تمکین نماید و عرصه ملی را برای پیشرفت شتابان کشور مهیا سازد.


مدعیان مکتب ایرانی قدرت طلبند/ اصولگراها رهبری را تنها نگذارند
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن رضائی ، جریان انحرافی

اصولگرایان تمام تخم‌مرغ‌هایشان را در سبد انتخابات نریزند و رهبری را در جبهه انقلاب تنها نگذارند/ طرح مکتب‌ایرانی انحرافی و با انگیزه تثبیت قدرت است/ امام(ره) فرمودند ملی‌گرای واقعی آن بسیجی است که خرمشهر را آزاد کرد/ مدعیان مکتب ایرانی اعتراضی به لشکر‌کشی عربستان به خلیج فارس نکردند/ جهاد اقتصادی یعنی ورود هویت اسلامی- ایرانی به اقتصاد/ دولت درباره سفر به عربستان و دعوت از ‌عبداا‌لله رسما تبری بجوید/ تحرک جدی از سوی دولت در زمینه جهاد اقتصادی صورت نگرفته است.

 دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: نمی‌دانم چرا برخی می‌خواهند هویت شناخته شده ما را به هم بزنند، معلوم نیست که برخی افراد از هویت انقلابی ما چه آسیبی دیده‌اند که می‌خواهند آن را جابه جا کنند و به همین دلیل است که یک بار از ناحیه آزادی‌خواهی و بار دیگر از ناحیه ایرانی‌گری به جنگ با هویت انقلاب می‌آیند؛ برخی مواقع هم از زاویه تحجر و خرافات به مبارزه با هویت انقلابی ما می‌آیند در حالی که هویت اسلامی- ایرانی یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب بود که در دفاع مقدس تثبیت شد.

به گزارش «تابناک» محسن رضایی در بخش دوم گفت‎وگوی خود با خبرنگاران فارس به برخی مسائل روز کشور از جمله جهاد اقتصادی و جریان انحرافی اشاره کرد که متن این مصاحبه در ادامه از تظر مخاطبان می‌گذرد.

* طرح مکتب‌ایرانی انحرافی و با انگیزه تثبیت قدرت است

ـــ  در طی 100 سال اخیر همیشه مباحث ایران‌گرایی به عنوان یک سوژه برای رسیدن به قدرت یا تثبیت قدرت مورد سوء استفاده قرار گرفته و قالب افرادی که بحث ایرانی‌گری را در صد سال اخیر کشور مطرح کردند به دنبال این بودند که دولت خودشان را تحکیم کنند یا اینکه با طرح این شعارها احساسات مردم را تحریک و در نهایت به قدرت برسند، چنانکه جشن‌های 2500 ساله برای تحکیم قدرت شاه بود نه برای ابراز افتخارات ایرانی‌ها، اگر کوروش در زمان جشن‌های 2500 ساله زنده بود از این اقدام خجالت می‌کشید، لذا ایرانی‌‌گری همیشه شعاری بوده که برای رسیدن به قدرت و حفظ قدرت مطرح شده است و این عده همواره رفتاری متفاوت با گفتار از خود نشان داده‌اند. طرح مکتب‌ایرانی انحرافی است و با انگیزه تثبیت قدرت بیان شده است.


* امام خمینی فرمودند ملی‌گرای واقعی آن بسیجی است که خرمشهر را آزاد کرد

ـــ شاه مخلوع نوکر آمریکا بود و بر خلاف رفتارش ادعا می‌کرد که جشن‌های 2500 ساله برای بزرگداشت افتخارات ایران برگزار می‌شود، بر این اساس باید گفت که ایرانی‌گرایی همیشه مورد سوء استفاده قرار گرفته است در حالی که امام خمینی (ره) فرمودند ملی‌گرای واقعی آن بسیجی است که خرمشهر را آزاد کرد، مکتب واقعی ایران همان اسلام است و اگر ایران از اسلام جدا شود قطعا شکست می‌خورد و فرو می‌پاشد و حتی نمی‌تواند از تمامیت ارضی و سرزمین‌های خود دفاع کند. هنر ایرانی این بود که اسلام را با قلب خود پذیرفتند و آن را گسترش دادند، چنانکه ما در طول جنگ، سرزمین‌هایمان را با رمز یا زهرا (س) و یا حسین (ع) آزاد کردیم و اگر امروز ایران باقی مانده است به دلیل وجود اسلام در این کشور است.

ـــ در سال اول جنگ بنی‌صدر می‌گفت من می‌خواهم به سبک اشکانیان بجنگم و زمین بدهم و زمان را بدست آورم ولی زمین‌ها را داد و از زمان بدست آمده نتوانست بهره برداری کند، بر این اساس، هرگاه ایران از اسلام جدا شد ما شکست خورده‌ایم. مبنای تفکر امام خمینی(ره) این است که نباید ایران را از اسلام جدا کرد چرا که جدا کردن ایران از اسلام باعث آسیب‌های جدی به کشور می‌شود و برخی از کسانی که نغمه جدایی ایران از اسلام را سر داده اند، افرادی قدرت طلب‌اند که قصد دارند با تحریک احساسات مردم به قدرت برسند.

* مدعیان مکتب ایرانی اعتراضی به لشکر‌کشی عربستان به خلیج فارس نکردند

ـــ طی 2 سال اخیر نمونه‌هایی از پرداختن به ایرانیت صرف در کشور مشاهده شد و اگر واقعا این عده ادعا دارند که طرفدار ایران هستند بهتر است حق ایران را در خلیج فارس و دریای خزر احیاء کنند. بهتر است مدعیان ایرانی گری عملا به ایرانی بودن خود عمل کنند، نه اینکه با شعار احساسات مردم را تحریک کنند و در داخل نظام درگیری درست کنند و بعد هم روحانیت و رهبری را در مقابله با ایرانی‌گری قرار دهند و جبهه‌ای را به نفع خود تشکیل دهند؛ رهبری و روحانیت هیچگاه علیه ایرانیت ملت ایران نبوده‌اند و این در حالی است که کسانی که از مکتب ایرانی صحبت کردند کوچکترین اعتراضی به لشکر‌کشی عربستان به خلیج فارس نکردند.

ـــ برخی می‌گفتند که اگر دین در مقابله با آزادی قرار گیرد دین شکست خواهد خورد در حالی که آزادی در متن اسلام بوده و هست و اساسا این نوع تفکیک‌سازی و ادبیات غلط است. همین خط مشی را امروزه در تفکیک ایرانیت و اسلامیت می بینیم، آن هم در شرایطی که جهان اسلام در حال قیام هستند.

ـــ درست کردن ماجرای غیر واقعی و تقسیم‌بندی کردن افراد درون این ماجرا درست نیست، چراکه مسئله ایرانیت در کشور حل شده است و ما در جریان انقلاب مسئله ایرانیت، ملیت، اسلامیت و مسائل دیگر را با هم ترکیب کردیم؛ هویت ما اسلامی - ایرانی است و ما با چنین هویت جدیدی مسائل بزرگی را در کشور حل کردیم.

* هویت شناخته شده‌ای داریم

ـــ نمی‌دانم چرا برخی می‌خواهند هویت شناخته شده ما را به هم بزنند، معلوم نیست که برخی افراد از هویت انقلابی ما چه آسیبی دیده‌اند که می‌خواهند آن را جابه جا کنند و به همین دلیل است که یک بار از ناحیه آزادی‌خواهی و بار دیگر از ناحیه ایرانی‌گری به جنگ با هویت انقلاب می‌آیند؛ برخی مواقع هم از زاویه تحجر و خرافات به مبارزه با هویت انقلابی ما می‌آیند در حالی که هویت اسلامی- ایرانی یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب بود که در دفاع مقدس تثبیت شد.

*جهاد اقتصادی یعنی ورود هویت اسلامی- ایرانی به اقتصاد

ـــ هدف از طرح جهاد اقتصادی این است که ایدئولوژی‌های غیرانقلابی در اقتصاد کنار گذاشته شود چرا که اقتصاد لیبرالی یا تکنوکراتی یا سوسیالیستی در کشور ما جواب نمی‌دهد بلکه باید از اقتصاد جهادی بهره گرفت؛ یعنی اینکه افراد باید هویت انقلابی خود را در اقتصاد وارد کنند، چرا که وقتی افراد هویت انقلابی‌شان را در سیاست و دفاع از کشور وارد کردند، مؤثر واقع شد. چرا نباید هویت اسلامی- ایرانی ما وارد اقتصاد شود؟ افرادی که بحث‌های انحرافی را مطرح می‌کنند، با ایدئولوژی انقلاب تقابل ایدئولوژیک دارند و نمی‌خواهند اجازه دهند ایدئولوژی انقلاب از عرصه سیاست فراتر رود و وارد اقتصاد، صنعت و عرصه‌های دیگر شود، این افراد می‌خواهند پس از آنکه از گسترش ایدئولوژی و هویت انقلابی به عرصه‌های دیگر جلوگیری کردند سیاست را نیز هویت زدایی کنند.


* اصولگرایان رهبر انقلاب را در جبهه انقلاب تنها نگذارند

ـــ اصولگرایان از رهبر انقلاب در جبهه سیاست و حکومت حمایت می‌کنند ولی در جبهه انقلاب تلاش لازم را ندارند، در واقع ادبیات انقلابی رهبری در جامعه باید تبیین و تشریح شود و منحصر کردن رهبری به ادبیات سیاسی و حکومتی ظلم بزرگی به انقلاب است لذا باید گفت که اصولگرایان کم کم به یک جناح و حزب در حال تبدیل شدن هستند در حالی که اصولگرایی فراتر از یک جناح است. اصولگرای واقعی باید امتداد انقلابی امام و رهبری در جامعه باشد، ‌یعنی اندیشه‌ها، رفتار و گفتمان امام و رهبری را در جامعه انتشار دهد؛ اصولگرایان رهبر انقلاب را در جبهه انقلاب تنها نگذارند.

* اصولگرایان تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد انتخابات قرار داده‌اند؛ با این وضع، وحدت در معرض خطر است

ـــ متاسفانه در حال حاضر اصولگرایان تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد انتخابات قرار داده‌اند و دلیل اختلاف آنها هم همین موضوع است و تا زمانی که این طور باشد وحدت در معرض خطر است و دلیل اختلافات برای این است که اصولگرایان گفتمان انقلابی امام و رهبری را رها می‌کنند که یک نمونه آن شیوع بد اخلاقی، تهمت و غیبت در جبهه اصول‌گرایی است که با آن مبارزه جدی صورت نگرفته است.

* مسئولین دولت در رابطه با سفر به عربستان و دعوت از ملک‌عبداا‌لله رسما تبری بجویند

ـــ دعوت از ملک‌عبدالله اردنی در شرایط بیداری اسلامی و یا سفر به عربستان چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ ‌حتی اگر این اقدامات شایعه باشد باز هم مسئولین کشور باید از آن تبری بجویند و عکس العمل سریع از خود نشان دهند، چرا که ورود عربستان به بحرین و لشکرکشی در خلیج فارس انقلاب ما و نیز امنیت ملی منطقه و ما را تهدید کرده است، عربستان هر چه سریع تر باید نیروهای خود را از بحرین خارج کند و به اشغالگری خود پایان دهد و دولت هم نباید به این مساله کم توجهی کند. همچنین این موضوع باید از طریق مجامع اسلامی و بین المللی پیگیری شود که در این رابطه تشکیل جبهه واحدی از ایران، ترکیه و عراق در شرایط کنونی مفید است.

* تحرک جدی از سوی دولت در زمینه جهاد اقتصادی صورت بگیرد

ـــ  به اعتقاد بنده باید تحرک جدی از سوی دولت در زمینه جهاد اقتصادی صورت بگیرد ،چرا که اولین تحرک دولت در جهاد اقتصادی باید در زمینه اشتغال و تولید باشد. دولت باید سهم یارانه‌ها از تولید را در اردیبهشت ماه پرداخت می‌کرد و اگر این مبلغ در خردادماه پرداخت نشود بسیاری از بنگاه‌های تولیدی ورشکست می‌شوند و بیکاری افزایش پیدا می‌کند و این مسئله در سال جهاد اقصادی زیبنده کشور نیست.

ـــ رهبر انقلاب نامگذاری سال جاری به عنوان سال جهاد اقتصادی را به عنوان سرآغاز یک انقلاب عملی در اقتصاد انجام دادند، چرا که انقلاب سیاسی و تئوریک 5 سال است که در کشور شروع شده است، اما جهاد اقتصادی سرآغاز عملیاتی کردن انقلاب در صحنه است، بر این اساس دولت باید به جهاد اقتصادی به عنوان واقعه‌ای مهم بنگرد و از آن به عنوان یک فرصت مهم استفاده کند. تحرکی که در زمینه جهاد اقتصادی در مجلس و قوه قضائیه شروع شده و همچنین همایش اخیری که در مجمع تشخیص برگزار شد، به نظر من می‌تواند گام‌های خوبی برای عملیاتی کردن جهاد اقتصادی باشد و اگر همه نهادها دست به دست هم بدهند در پایان سال می‌توانیم کارنامه خوبی در زمینه جهاد اقصادی داشته باشیم.


سواستفاده سایت منسوب به محسن رضایی از مشترکین ایرانسل
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤  کلمات کلیدی: محسن رضائی ، سیاسی
خبرنامه دانشجویان ایران: شرکت ایرانسل در قادامی عجیب اقدام به پوشش خبری یکی از سایت های خبری جنجالی وابسته به محسن رضایی کرده است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، این اوپراتور مخابراتی در اقدامی عجیب با ارسال پیامک به مشتریان خود از آنها خواسته تا با فرستادن عبارتی خاص به این اوپراتور خبرهای روزانه را دریافت کند.

جالب آنکه در همان پیامک که برای دارندگان ایرانسل فرستاده شده است "tabnak.ir" نشان از آن دارد که ایرانسل به رسانه پیامکی محسن رضایی تبدیل شده است.

جالب آنکه ایرانسل برای ارسال هر خبر از سایت تابناک به مخاطبانش مبلغ 35تومان را از جیب مخاطبان می گیرد.

به نظر این رفتار برنامه ریزی شده تابناک با نزدیک شدن به ایام انتخابات در حالی که این سایت در نظر دارد تا با بمباران خبری به خط دهی میلیون ها دارنده شماره های ایرانسل بپردازد.

از سوی دیگر سو استفاده ایرانسل از شماره های موجود در این اوپراتور نیز بر خلاف رویه معمول خبر رسانی و سیستم پیامکی سایت های خبری است.

قرار دادن تبلیغات ایرانسل در سایت تابناک و پوشش اخبار تابناک توسط ایرانسل نشان از مبادله مرموز سایت خبری نفر سوم انتخابات 88 و کاندیدای احتمالی مجلس نهم یعنی محسن رضایی  با این اوپراتور دارد.
 

سوالی که محسن رضایی از پاسخ به آن طفره رفت
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن رضائی
خبرنامه دانشجویان ایران: دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که عصر روزگذشته در دانشگاه شاهد سخنرانی می کرد از پاسخ به سوال یکی از دانشجویان طفره رفت.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، محسن رضایی روز گذشته در جمع دانشجویان دانشگاه شاهد حاضر شد که این برنامه حاشیه هایی در پی داشت.

یکی از دانشجویان پشت تریبون رفت و پرسید: بعد از اعلام نتایج انتخابات، همگام با دو کاندیدای مغلوب انتخابات نسبت به نتایج از شورای نگهبان شکایت کردید و بعد از چند روز به نحوی که انگار بر سر نظام منتی گذاشته باشید، شکایتتان را پس گرفتید.

این دانشجو ادامه داد: سوال اینجاست که آیا تا به حال و در این سی سال نظام جمهوری اسلامی در امانتی خیانت کرده بود که در انتخابات 88 به دنبال آرا مفقوده خود از شورای نگهبان بودید؟ چرا بعد از این ماجرا سکوت کردید و حرفی از فتنه نزدید؟

این دانشجو همچنین پرسید: جناب آقای رضایی شما اصلا به وقوع فتنه اعتقاد دارید؟ چرا امثال آقای هاشمی ها در این فتنه سکوت کردند؟

این سوال که گویی حرف دل دیگر دانشجویان باشد با تشویق دیگر دانشجویان همراه شد و البته محسن رضایی نیز از پاسخ به این سوال طفره رفت.

محسن رضایی همچنین در پاسخ به سوال دانشجویی مبنی بر اینکه چرا شما معمولا زمان نزدیک انتخابات به جمع دانشجویان می آیید؟ گفت: اکنون که نزدیک انتخابات ریاست جمهوری نیست و خیالتان راحت باشد کاندیدای انتخابات مجلس شورای اسلامی نهم نیز نخواهم بود.

وی افزود: البته باز هم اگر فرصت کنم چه انتخابات باشد چه نباشد به دانشگاه شاهد خواهم آمد.

رضایی در ادامه گفت: دشمنان در یک هفته اخیر جنجال کردند تا بگویند میان مسئولان اختلاف و دوگانگی وجود دارد اما به زودی همه خواهند فهمید که خبری از اینگونه مسایل نبوده است و تیر دشمنان به سنگ خواهد خورد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: دشمنان در شرایطی که بیداری اسلامی در منطقه به وجود آمده است سعی در القای چنین مسایلی را در کشور دارند و به همین منظور جنجال می کنند تا از الگوشدن انقلاب اسلامی در این مرحله حساس جلوگیری کنند.

رضایی تاکید کرد: آنها باید بدانند که بیداری اسلامی در منطقه به پیش خواهد رفت و ارتباط ملت انقلابی ایران با ملت انقلابی مصر نیز بیشتر از گذشته خواهد شد.

ناگفته هایی از استعفای محسن رضایی از سپاه در اردیبهشت 66
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٦  کلمات کلیدی: محسن رضائی
اکنون که علی رغم مقاومت های زیاد در برابر مشکلات و نارسایی های میدان نبرد ـ که عمدتاً ناشی از افراد و عوامل داخلی جامعه و مسئولین کشور بوده اند ـ مجبور به استعفا از مسئولیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده ام.../من در نامه خود به حضرت امام (ره) که متن کامل آن به زودی و برای اولین بار در کتاب «پایان جنگ» آورده خواهد شد، هشدار داده بودم که اگر فکری برای برطرف کردن این مشکلات نشود و کل کشور در حمایت از جبهه ها و جنگ بسیج نشود، عراق با درک این ضعف ها و محدودیت های ما، به زودی به حملات جدید و گسترده ای در تمامی جبهه ها دست خواهد زد که ...

پایگاه اطلاع رسانی «دکتر محسن رضایی» به مناسبت هفته دفاع مقدس، چند سند تاریخی درباره این حماسه هشت ساله را در اختیار علاقه مندان قرار خواهد داد.

به گزارش «تابناک» یکی از این اسناد، مربوط به نامه رضایی به مرحوم حاج سید احمد خمینی است که به تاریخ 29/2/1366 و پس از استعفای وی از فرماندهی کل سپاه نوشته شده و به شرح زیر است:

بسمه تعالی
برادر ارجمندم؛ حضرت حجت الاسلام جناب آقای حاج سید احمد خمینی (زید عزه)
با اهدای تحیت؛

اکنون که علی رغم مقاومت های زیاد در مقابل مشکلات و نارسایی های میدان نبرد (که عمدتاً ناشی از افراد و عوامل داخلی جامعه و مسئولین کشور بوده اند)، مجبور به استعفا از مسئولیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده ام، لازم می دانم از زحمات جنابعالی در حمایت از نیروهای انقلاب اسلامی بالاخص رزمندگان جان بر کف حزب اللهی کشور (و علی الخصوص در عملیات والفجر 8 و کربلای 5) تشکر و قدردانی کنم.

امیدوارم نسل های آینده انقلاب، چهره های وفادار به امام و اصول مبنایی انقلاب اسلامی را فراموش نکرده و به آنان وفادار باقی بمانند.

برادر شما - محسن رضایی
9/2/1366

دکتر محسن رضایی 23 سال پس از نگارش این نامه، در گفت وگو با خبرنگار «rezaee.ir» درباره این سند می گوید:

وضعیت نامساعد تجهیزاتی، تدارکاتی و ضعف پشتیبانی مسئولین کشور از جبهه های جنگ در سال 65 ـ درست در شرایطی که ما درصدد آن بودیم با ادامه عملیات های بزرگ و کمرشکن، رژیم بعث صدام را به زانو درآوریم ـ و پیگیری های بی نتیجه من در بر طرف کردن این مشکلات، سرانجام من را وادار به انجام عملی ناخواسته کرد تا در اردیبهشت ماه 1366 طی نامه ای به محضر حضرت امام(ره) با ذکر مشکلات، استعفای خود را از فرماندهی کل سپاه تقدیم کنم.

من در نامه خود به حضرت امام(ره) که متن کامل آن به زودی و برای نخستین بار در کتاب «پایان جنگ» ـ که در حال تدوین نهایی آن هستم و به زودی منتشر می شود ـ آورده خواهد شد، هشدار داده بودم که اگر فکری برای برطرف کردن این مشکلات نشود و کل کشور در حمایت از جبهه ها و جنگ بسیج نشود، عراق با درک این ضعف ها و محدودیت های ما، به زودی به حملات جدید و گسترده ای در تمامی جبهه ها دست خواهد زد که در نتیجه آن، ما ضربات سختی می خوریم و تأکید کرده بودم اگر در این جهت کاری نشود، آسیب های جدی به کشور وارد خواهد آمد که متأسفانه این پیش بینی ها درست از آب درآمد و حملات ارتش بعث به مواضع ما صورت گرفت.

البته حضرت امام(ره) این استعفا را که در اوائل اردیبهشت 1366 نوشته شد، نپذیرفتند و فرمودند شما همچنان به کارتان ادامه دهید و من هم تذکر لازم را به مسئولین کشور در این زمینه ها خواهم داد که در اجرای دستور حضرت امام(ره)، به طراحی عملیات های سال 66 در جنوب و غرب کشور پرداختیم.

حال که بیست و سه سال از آن تاریخ می گذرد، می توانیم در هفته دفاع مقدس، بخشی از اسناد آن موقع را در اختیار افکار عمومی گذاریم؛ از جمله این اسناد، نامه ای است که پس از استعفای اردیبهشت 66 خطاب به یادگار حضرت امام(ره) مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی نوشتم و اکنون (در مهر ماه 89) منتشر می شود.


نامه رضایی و بیانیه موسوی دو روی یک سکه با دو ادبیات به‌ظاهر متفاوت
ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن رضائی ، میر حسین موسوی ، حسین شریعتمداری
حسین شریعتمداری نوشت:
نامه رضایی و بیانیه موسوی دو روی یک سکه با دو ادبیات به‌ظاهر متفاوت

مدیرمسئول روزنامه کیهان با انتشار سرمقاله‌ای به نامه محسن رضایی به رهبر انقلاب واکنش نشان داد.

به گزارش رجانیوز، در حالی که حجت‌الاسلام روح الله حسینیان نماینده مردم تهران در مجلس نامه رضایی و بیانیه موسوی را محصول طراحی یک مرکز مشترک خواند، حسین شریعتمداری نیز در مقاله‌ای، این دو نامه را دو روی یک سکه خواند و با نقد محورهای نامه رضایی تاکید کرد که این یک خوشبینی بی‌جا است که نامه دبیر مجمع تشخیص مصلحت، تنها از سر درک اندک سیاسی وی دانسته شود.

شریعتمداری نوشت:

خوشبینی حکم می کند که نامه سرگشاده آقای محسن رضایی به رهبر معظم انقلاب را ناشی از درک سیاسی اندک ایشان تلقی کنیم ولی برخی از شواهد و قرائن موجود آنچه در متن این نامه آمده است زمینه چندانی برای خوشبینی باقی نمی گذارد و بیم آن می رود که خوشبینی و «حمل به صحت» درباره اقدام ایشان مصداق «حمله به صحت»! باشد.

و اما، اگر ماجرا به خود آقای رضایی ختم می شد و دنباله دیگری در پشت صحنه نداشت، نوشتن این یادداشت نیز ضروری نبود، ولی با عرض پوزش از آقای رضایی باید گفت نامه سرگشاده ایشان به رهبر معظم انقلاب و بیانیه اخیر مهندس موسوی دو روی یک سکه اند که با دو ادبیات به ظاهر متفاوت نوشته شده اند، به همین علت، اشاره به نکاتی در این باره ضروری به نظر می رسد.

١- با توجه به دسترسی آسان و سریع آقای محسن رضایی به بیت رهبر معظم انقلاب و ارسال مستقیم نامه به محضر ایشان، انتخاب نامه سرگشاده و انتشار عمومی آن، تردیدی باقی نمی گذارد که مخاطب اصلی آقای رضایی در این نامه سرگشاده، رهبر معظم انقلاب نبوده است و نامه یاد شده با هدف دیگری نوشته شده. راستی چرا آقای رضایی نامه ای را که ظاهرا خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته است، پیشاپیش در رسانه ها منتشر می کند؟! مگر نامه خطاب به رهبری نبوده است؟!... استقبال گسترده و ذوق زدگی بی حد و حصر مقامات و رسانه های آمریکایی و اسرائیلی و به به و چه چه منافقین، بهایی ها، سلطنت طلبان و همه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب برای آقای محسن رضایی می تواند، پاسخ گویا و روشنی به این پرسش باشد.

2- یک روز بعد از انتشار این نامه سرگشاده خبرنگار خبرگزاری ایلنا - خبرگزاری نزدیک به سران فتنه- از محسن رضایی می پرسد؛ «با توجه به صدور نامه شما به مقام معظم رهبری که بلافاصله پس از صدور بیانیه میرحسین موسوی بود، آیا شما با معترضین- بخوانید اهانت کنندگان به ساحت امام حسین(ع) در روز عاشورا- هماهنگی داشته اید»؟ و آقای رضایی که ظاهرا انتظار این سؤال را نداشته است در پاسخ می گوید «من نامه به مقام معظم رهبری را از قبل آماده کرده بودم و وقتی بیانیه آقای موسوی صادر شد، بخش های مربوط به آن را در نامه ام اضافه کردم»

این در حالی است که نامه آقای رضایی از شروع تا پایان با استناد به بیانیه منافقانه موسوی نوشته شده است و در آن تقریباً هیچ جمله یا پاراگرافی را نمی توان یافت که بیرون از این موضوع و بدون استناد به بیانیه موسوی باشد. بنابراین باید از آقای رضایی پرسید اگر آن گونه که ادعا می کنید نامه سرگشاده شما قبل از بیانیه موسوی و بدون هماهنگی با تهیه کنندگان آن نوشته شده است، چرا در تمامی متن آن به بیانیه منافقانه موسوی استناد کرده اید؟! و چنانچه -باز هم به قول خودتان- بعد از صدور بیانیه موسوی، بخش های مربوط به بیانیه را در نامه خود گنجانده اید، مشخص بفرمایید که بخش های مورد ادعا در کجای نامه شما آمده است؟! جز در یک جمله که به هنگام توصیف حضور حماسی مردم از «صحنه تظاهرات دیروز» یاد می کنید که البته می تواند نشانه تهیه نامه قبل از بیانیه موسوی باشد، ولی این توصیف نیز نهایتاً در توجیه بیانیه مهندس موسوی به کار گرفته شده است!

3- آقای محسن رضایی از یکسو می نویسد «حضور باشکوه و میلیونی و یکپارچه ملت ایران در روز چهارشنبه در خیابان های تهران و شهرستان های سراسر کشور، شرمندگی ناشی از اهانت به مراسم عاشورا را جبران کرد» و از سوی دیگر بدون کمترین اشاره به این که اهانت کنندگان به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام چه کسانی بوده و در حمایت از چه کسانی به صحنه آمده بودند؟! نسخه وحدت با آنها را می پیچد و می نویسد «صحنه تظاهرات دیروز مصداق بارز پیام وحی بود که واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا»! آقای رضایی توضیح نمی دهد اگر منظور ایشان وحدت ملت مسلمان و عاشقان امام حسین(ع) با یکدیگر است که تحقق این وحدت به قول خود ایشان در تظاهرات چند ده میلیونی روز چهارشنبه به وضوح دیده شده است و اگر مقصودشان وحدت با اهانت کنندگان به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام است که باید به ایشان یادآور شد، اسلام با کفر و نفاق قابل جمع نیست و در همان پیام وحی آمده است «کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند هرگز با دشمنان خدا و رسول دوستی نمی کنند، هرچند که آن دشمنان پدران و فرزندان و برادران و خویشاوندان آنها باشند» سوره مبارکه مجادله آیه 2.2 آخر چگونه می توان با دشمن امام حسین علیه السلام دوستی کرد و با اهانت کنندگان به ساحت مقدس ایشان نرد وحدت باخت؟! جناب آقای رضایی! از جنابعالی خیلی بعید بوده و هست.

4- آقای محسن رضایی بیانیه منافقانه مهندس موسوی را مثبت! ارزیابی کرده و می نویسد «عقب نشینی آقای میرحسین موسوی از انکار دولت احمدی نژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به این که مجلس و قوه قضائیه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هرچند دیرهنگام بود ولی می تواند سر آغاز یک حرکت وحدت بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد»! دراین باره گفتنی است که؛

الف: کجای بیانیه موسوی، مثبت! و به قول آقای رضایی نشانه عقب نشینی است؟! او اهانت کنندگان به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را «مردم خداجوی» نامیده است! آیا جناب رضایی با این نظر الحادی موافق هستند؟! موسوی درباره هتاکی هواداران خود به عاشورای حسینی(ع) بدون آن که هتاکی آنها را محکوم کند می نویسد، این مردم خداجوی! بر اثر اقدامات تحریک آمیز، شعارهای آنچنانی داده اند؟! آقای رضایی! بر فرض که ادعای موسوی درباره تحریک را بپذیریم، آیا مردم خداجوی! اگر تحریک شوند، به امام حسین(ع) اهانت می کنند؟! از موسوی انتظاری نیست چرا که او مأمور بیگانه است ولی شما را چه می شود جناب رضایی؟! کدام انسان خداجوی را سراغ دارید که به امام حسین(ع) و عاشورای حسینی اهانت کند؟! أین تذهب؟!

ب: و اما، می دانید که اراذل و اوباش اجاره ای با نقشه قبلی- دستور العمل صریح رادیو اسرائیل- و با سوءاستفاده از حضور مردم در مراسم عزاداری و سینه زنی به خیابان آمده و دست به آن جنایت زدند و بلافاصله بعد از اطلاع و حضور مردم، پا به فرار گذاشتند. اگر مردم به هنگام اهانت آنها حضور داشتند که به آنان فرصت اهانت و جسارت نمی دادند. آیا غیر از این است؟ دیدید و دیدیم که چنین بود.

5- معلوم نیست آقای محسن رضایی در نامه سرگشاده خود با تظاهرات چند ده میلیونی مردم همراهی می کند و یا - خدای نخواسته- علیه آن موضع می گیرد ؟! چرا که همه حرف مردم در راهپیمایی بی نظیر روز چهارشنبه، خشم و خروش علیه اهانت کنندگان به عاشورای حسینی(ع) بود و خواسته آنان، محاکمه و مجازات سران فتنه، از جمله موسوی و کروبی و خاتمی. آقای رضایی می نویسد که خود از میدان فردوسی تا دانشگاه تهران در جمع راهپیمایان بوده است. بنابراین از خواسته و شعارهای آنان باخبر است. شعارها و خواسته هایی که با شور و شعور بر زبان ها جاری و روی پلاکاردها دست نویس شده بود و صداوسیما و رسانه ها از انتشار بسیاری از آنها خودداری ورزیدند. خب! آقای رضایی اگر با مردم همراه هستید- که انشاءالله هستید- چرا برخلاف نظر یکپارچه مردم از موسوی حمایت می کنید؟! و بیانیه منافقانه او را که در آن از اهانت کنندگان به ساحت امام حسین(ع) با عنوان مردم خداجوی! یاد کرده است، مثبت!! ارزیابی می فرمائید؟! و اگر خدای نخواسته حامی سران فتنه هستید! چرا تظاهرات چند ده میلیونی مردم را با شکوه و در ادامه پیروی از امام حسین علیه السلام می دانید؟! این تناقض را چگونه توجیه می فرمائید؟! با یک دل که نمی توان «صد دله» بود!

در کلام وحی آمده است که «ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه... خدا درون یک انسان دو قلب قرار نداده است» سوره مبارکه احزاب آیه 40 بدیهی است که می دانیم جنابعالی چنین نیستید ولی باور بفرمائید که فریبتان داده اند.

6- آقای محسن رضایی برای این که بیانیه موسوی را مثبت جلوه دهد! می نویسد «آقای میرحسین موسوی از انکار دولت احمدی نژاد عقب نشینی کرده است» که اگر خوش بینانه به این بخش از نامه رضایی نگاه کنیم، باید از ساده اندیشی و کم دانشی ایشان ابراز تأسف کرده و به وی این مسئله بسیار بدیهی را یادآور شد که اولاً موسوی در جایگاهی نیست که دولت برخاسته از رأی مردم را بپذیرد یا نپذیرد، وانگهی مگر موضوع فتنه و اهداف فتنه گران، دولت احمدی نژاد بوده است که اکنون از انکار آن عقب نشینی کرده باشند؟ آیا جناب رضایی این نکته بدیهی را نمی داند که «انتخابات» و «تقلب در انتخابات» و «دولت احمدی نژاد» و... فقط بهانه فتنه گران بوده است و سران فتنه آشکارا علیه اسلام، امام و نظام به صحنه آمده بودند. مخالفت با احمدی نژاد و فلان معضل اقتصادی و فلان انتقاد به سیاست خارجی و... چه ربطی به حمایت از اسرائیل و آمریکا و بهائیان و منافقین و اهانت به امام حسین(ع) و حضرت امام(ره) و... دارد؟ یعنی بعد از اینهمه شواهد و قرائن و اسناد و مواضع خصمانه سران فتنه علیه اسلام و امام و رهبری و انقلاب هنوز آقای رضایی- با آنهمه ادعای سیاستمداری!- نمی داند که هدف اصلی فتنه، اسلام و انقلاب و امام(ره) و رهبری بوده و هست؟!

7- آقای رضایی به خیال خود، هوشمندی به خرج داده و می نویسد «شک ندارم که افراط گرایان هر دو طرف با رفتارهای نادرست از یکسو و دشمنان کمین کرده ملت ایران با بغض و عصبانیت از سوی دیگر تلاش خواهند کرد آثار و دستاوردهای این حرکت عظیم- تظاهرات روز چهارشنبه- را خنثی کنند.»

با این بخش از نوشته ایشان موافقیم که دشمنان داخلی و خارجی نظام سعی می کنند دستاوردهای حضور حماسی و بی نظیر مردم در دفاع از ساحت امام حسین(ع)، حضرت امام، رهبری معظم و نظام اسلامی را خنثی کنند ولی سؤال این است که چه کسانی دست به این حرکت خائنانه زده و می زنند؟ مگر غیر از این است و مگر آقای رضایی نمی بیند و نمی داند که آمریکا، اسرائیل، اروپا، بهایی ها، منافقین، سلطنت طلب ها و همه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب بلافاصله بعد از حماسه عظیم روز چهارشنبه، با بهره گیری از هزاران سایت اینترنتی، صدها شبکه تلویزیونی و خبرگزاری و... برای خنثی کردن این حضور حماسی دست به کار شده و همان مردمی که آقای رضایی از حضور «باشکوه» آنها سخن می گوید را به دریافت پول و ساندویچ و ساندیس برای حضور در راهپیمایی متهم می کنند؟! آقای رضایی! برادر عزیز! به کجا می روید؟!

8- و بالاخره خطاب به برادر محسن- واژه متداول در میان برادران سپاه برای نامیدن آقای رضایی- باید مشفقانه گفت؛ مراقب خود و فریب فتنه گران باشید و از توده های عظیم مردم خدا دوست و عاشورایی فاصله نگیرید. دشمن درپی فریب شماست و متاسفانه و با عرض پوزش در مقصود خود چندان هم ناموفق نبوده است. انتظار از جنابعالی آن است که «قطع این مرحله بی همرهی خضر» نکنید تا مانند توده های عظیم ملت- همان ها که در نامه خود آنان را ستوده اید- از کید و فریب دشمنان در امان باشید. انشاءالله.


ماست مالی از نوع دبیر تشخیص مصلحت نظام (محسن رضائی)
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن رضائی
 
توضیح محسن رضایی درباره نامه اخیرش به رهبر معظم انقلاب
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره نامه‌ای که دیروز به رهبر معظم انقلاب نوشته است گفت: این نامه را از قبل آماده کرده بودم و می‌خواستم به نخبگان بگویم از مردم عقب نیفتند و به آنها بپیوندند.
به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، محسن رضایی در مصاحبه مطبوعاتی روز شنبه خود، افزود: حضرت امام (ره) می‌فرمودند" مردم همیشه جلوتر از ما حرکت می‌کنند"، در دوران انقلاب هم همین طور بود یعنی زمانی که نخبگان دچار تردید و ابهام می‌شدند مردم حرکت می‌کردند که این حرکت موجب به باور رسیدن نخبگان می‌شد، زیرا حرکت مردمی نشانی از تایید الهی و معیاری برای تشخیص حق و باطل است.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: همان طور که نخبگان روی مردم تاثیر می‌گذارند مردم هم روی آنها موثر هستند. معمولا در حوادث ملی مردم زودتر حرکت می‌کنند که حرکت مردم پیرامون حوادث اخیر در کاهش ابهام نخبگان بسیار موثر بود و زمینه اجماع را برای آنها فراهم کرد.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که با توجه به این که رهبر معظم انقلاب همواره پیام وحدت می‌دادند چرا بار دیگر در نامه‌تان این موضوع را درخواست کرده‌اید؟ خاطر نشان کرد: حرکت مردم در روز چهارشنبه عزیمت جدیدی بود. در 6 ماه گذشته اتفاقاتی افتاده است، به عنوان مثال سرمایه‌گذاری های اقتصادی رشد کندی را گرفته است که این حرکت مردمی می‌تواند شتاب سرمایه‌گذاری را بیشتر و ابهامات دنیا را برطرف کند، همچنین جذب سرمایه‌گذاری در ایران را افزایش دهد.
وی در بخش دیگری از این مصاحبه با اشاره به این که کسانی که دچار اشتباهات سیاسی شده‌اند باید اشتباهات خود را جبران کنند، تصریح کرد: اگر حرکت مردمی با بیانات رهبر معظم انقلاب همراه شود می‌تواند منجر به نشاط سیاسی شود زیرا مردم همواره در پی بیانات ایشان به صحنه می‌آیند و در واقع تکمیل کننده هستند.
محسن رضایی با تاکید بر این که وحدت بدون رهبری و ولایت امکانپذیر نیست، بیان داشت: با توجه به این که مردم به صحنه آمده‌اند در این شرایط صحبت‌های رهبر معظم انقلاب می‌تواند تکمیل کننده باشد.
وی در پاسخ به سوال خبرنگار ایرنا مبنی بر این که آیا با ایجاد وحدت باید از جرایم سران فتنه چشم پوشی کرد، گفت: باید وحدت را بر عدالت مقدم کنیم البته سیاسیونی که اشتاباهاتی را مرتکب شده‌اند باید در پی جبران آن باشند زیرا جبران می‌تواند به فضای سیاسی کشور کمک کند.
رضایی در پاسخ به سوالی دیگر در خصوص نحوه بررسی موضوع کمیسیون ملی انتخابات در مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت: بحث قانون انتخابات در مجلس شورای اسلامی و مجمع از ماه‌ها قبل از انتخابات مطرح بوده است، آقای پورمحمدی در زمان وزارت خود قانون جامع انتخابات را از رهبر معظم انقلاب تقاضا کردند که ایشان هم این امر را به مجمع واگذار کردند و بررسی این قانون ادامه دارد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از این مصاحبه مطبوعاتی با اشاره به مصوبات جلسه امروز مجمع بیان داشت: در این جلسه هاشمی رفسنجانی هتاکی‌های روز عاشورا را نسبت به مراسم حسینی محکوم و از حرکت جوشنده مردم تقدیر و تشکر کرد. هاشمی همچنین گفت که همیشه مردم از اول انقلاب تا کنون در حوادث سرنوشت ساز انقلاب، نظام، اصول و ارزش‌ها را حفظ کردند که در راهپیمایی میلیونی شاهد پاسخ قاطع ملت ایران به هتاکان بودیم. هاشمی راهپیمایی میلیونی مردم را موجب تقویت نظام دانستند.

وی افزود: اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام از مسئولان مربوطه می‌خواهند عاملان این حوادث را مورد پیگرد قرار دهند و آنها را به مجازات برسانند. اگرچه حضور میلیونی مردم می‌تواند نقطه آغازی برای وحدت مردم، اقشار مختلف و نخبگان بر روی موضوعاتی مانند رهبر معظم انقلاب، ولایت، قانون و ارزش‌ها باشد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به بررسی موضوع بیمه کارگزاران روستایی مخابرات در جلسه امروز مجمع بیان داشت: بیمه این کارگزاران در بودجه‌های سالانه کشور تصویب شده بود اما در بسیاری از سال‌ها این بیمه توسط شرکت مخابرات پرداخت نشده بود. با توجه به مصوبه مجمع دولت موظف شد حق بیمه کارگزاران را تا قبل از واگذاری شرکت مخابرات به بورس پرداخت کند و شرکت جدید که پس از واگذاری بورس این مسئولیت را برعهده گرفته است براساس قانون کار با کارگزاران بیمه شرکت مخابرات قرارداد ببندد و حق بیمه آنها را پرداخت کند.
وی موضوع اصلاح الگوی مصرف را از موضوعاتی دیگری دانست که در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شده است و گفت: در حال حاضر در کشورمان اتلاف انرژی بسیار بالاست به طوری که در ایران سالانه صد میلیارد دلار انرژی گاز و نفت مصرف می‌شود که 40 درصد آن اتلاف می‌شود، اگر 50 درصد از این 40 میلیارد صرفه‌جویی شود سالیانه 20 میلیارد دلار به دست می‌آید که رقم آن در 10 سال 200 میلیارد دلار می‌شود، اگر این رقم را بر هر ایرانی تقسیم کنیم سالی 500 هزار تومان نصیب هر ایرانی می‌شود.
وی در ادامه اذعان داشت: در انرژی برق انتقال آن از سدها به شهرها بخش زیادی از این انرژی را اتلاف می‌کند، در مصرف نان و آب هم همینطور است که اگر صرفه جویی انجام شود منابع عظیمی به دست می‌آید که می‌توان آن را صرف اشتغال و تولید کرد.
محسن رضایی با تاکید بر این که باید شعار رهبر معظم انقلاب برای اصلاح الگوی مصرف از امسال شروع شود تصریح کرد: البته این امر باید در سال‌های بعد ادامه داشته باشد، مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره سیاست‌های کلی این موضوع نتیجه‌گیری کرده است که براساس آن اصلاح قیمتی و اصلاح غیرقیمتی هر دو لحاظ خواهد شد.

گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح روز بعد از بیانیه شماره 17 میرحسین و نامه رضائی
ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، محسن رضائی

جام جم: آدرس اشتباه!

«آدرس اشتباه!؟» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم بیژن مقدم است که در آن می‌خوانید؛
آقای محسن رضایی طی نامه‌ای که دیروز در رسانه‌ها منتشر شد، متاثر از راهپیمایی میلیونی ملت در روز چهارشنبه گذشته، رهبر معظم انقلاب را مخاطب خود قرار داده و از ایشان خواسته است تا طی پیامی یا سخنانی، حرکت جدیدی را که در جهت وحدت، همدلی، برادری، ایثار و گذشت در جامعه شروع شده، تقویت و استمرار بخشند. به نظر وی این حرکت جدید از بیانیه اخیر آقای موسوی آغاز شده است.

محورهای اصلی بیانیه وی علاوه بر آنچه در بالا آمد، عبارتند از؛

1- تقدیر از حضور باشکوه و میلیونی مردم در راهپیمایی چهارشنبه

2- دعوت از فعالان سیاسی و بزرگان انقلاب به سپاسگزاری

3- تصریح به عقب‌نشینی آقای موسوی از انکار دولت احمدی‌نژاد و اینکه پیشنهادهای سازنده وی می‌تواند سرآغاز حرکت وحدت‌بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد.

نگاهی به بند 3 و درخواست از رهبری نشان می‌دهد که آقای رضایی در خطاب قرار دادن رهبری، دچار اشتباه فاحشی شده است که باید آن را ناشی از ساده‌انگاری از مساله دانست.

بی‌تردید نادیده گرفتن بخش‌های عمده آخرین بیانیه آقای موسوی که هیچ چرخش و تغییر نگرشی از آن مستفاد نمی‌شود و تمسک جستن به پیشنهادهای وی باعث این تحلیل نادرست از شرایط شده است. شایسته‌تر آن بود که آقای رضایی با اشاره به خروش عاشورایی ملت، پیام این حضور را در نامه‌ای خطاب به آقایان موسوی و کروبی یادآور می‌شد و آنان را به همراهی نکردن با ضدانقلاب و تلاش برای برداشتن گام‌های عملی در جهت آرامش بخشی و وحدت در جامعه فرا می‌خواند.

آیا تا امروز رهبری مانع وحدت و آرامش جامعه بوده‌اند که چنین درخواستی مطرح می‌گردد؟ و مگر رهبری انقلاب طی 7 ماه گذشته از هر تلاش و اظهار نظری در جهت حل مساله، اعتمادسازی، جداسازی نامزدهای معترض از حرکت ضدانقلاب، برخورد با قانون‌شکنان و متخلفان (ماجرای کهریزک) و ... استنکاف ورزیده‌اند که امروز باید ایشان را مخاطب قرار دهیم؟

برای یادآوری تلاش می‌کنم به اجمال مروری داشته باشم بر روند اظهارات رهبر انقلاب طی 7 ماه گذشته تا معلوم شود چه کسانی از این همه نجابت، بزرگواری و سماحت به خود غرّه شده‌اند و برخی دوستان هم نشانی غلط می‌دهند.

پس از برگزاری انتخابات در حالی که آقایان کروبی و موسوی، رئیس‌‌جمهور منتخب مردم را غیرقانونی و غیرمشروع معرفی می‌کردند و آقای کروبی در بیانیه اولش(1) با خط و نشان کشیدن اعلام کرد: «تازه این اول داستان است.»

رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه بعد از انتخابات هر 4 نامزد را جزو عناصر نظام معرفی کردند و با اعلام این که همه‌شان را من از نزدیک می‌شناسم و با همه‌شان کار کرده‌ام فرمودند دعوا بین نظام و بیرون از نظام نیست، دعوا بین انقلاب و ضدانقلاب نیست.(2)

در همان سخنرانی نیز نقدهای خود را نسبت به مناظره دوطرف در تلویزیون بیان فرمودند و بصراحت اعلام کردند ضمن آن که از آزادی بیان لذت بردم، اما بخش معیوب قضیه بنده را ناخرسند و متاثر کرد.

در همین سخنرانی بود که ایشان صریحا از آقایان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری که در سخنان آقای احمدی‌نژاد مسائلی به آنها منتسب شده بود، دفاع کردند.

تمام تلاش رهبر انقلاب این بوده است تا معترضان و ناکامان انتخابات (آقایان کروبی و موسوی) را در زمره نیروهای انقلاب حفظ نمایند. با پیام‌های خصوصی(3) و در نهایت علنی آنان را دعوت به قانون کردند، فرصت رسیدگی فراهم ساختند که هیچ‌کدام از این دو از فرصت خود استفاده نکرده و اسنادی ارائه ننمودند.

در اظهارات خود این اختلافات را جزئی تلقی کردند که قابل حل است.(4) وقتی در دیدار با بسیجیان گروهی شعار مرگ بر منافق و ضدولایت فقیه سر دادند، هشدار دادند: «مراقب باشید، مواظب باشید نمی‌شود هر کسی را به مجرد یک خطایی یا اشتباهی گفت منافق، نمی‌شود هر کسی را به مجرد این که یک کلمه حرفی برخلاف آنچه که من و شما فکر می‌کنیم، زد، بگوییم آقا این ضدولایت فقیه است. در تشخیص‌ها خیلی باید مراقبت کنید.» (5)

و این نگاه محبت‌آمیز و اسلامی ایشان همچنان ادامه دارد. مگر رهبر انقلاب به تأسی از امام بزرگوار به آقایان متذکر نشدند که اگر دیدید استکبار و صهیونیسم از حرکت و اقدام شما خوشحال شدند بدانید مسیری کج، غلط و زاویه‌دار را طی می‌کنید. (6)

مگر بارها آقایان را «دوستان ما» خطاب نکردند و فرمودند: «اصل این حوادث خیلی خلاف انتظار نبود اما اشخاصی که وارد شدند خلاف انتظار ما بود.» (7)

و در نماز جمعه سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی را در قبال جریان‌های سیاسی کشور اعلام کردند.(8)

در سخنان بعدی متناسب با خشونت آشوبگران و سرسختی و لجاجت سران این جریان آن هنگام که به امام اهانت شد، شعار حذف اسلام سر داده شد، در روز قدس شعار «نه غزه، نه لبنان» فریاد شد باز این رهبر انقلاب بود که آقایان را با احترام مورد خطاب قرار داد که: «چشم خود را باز کنید و از این جریان تبری بجویید... این برادران سابق ما که اسم و رسم خود را مدیون انقلاب اسلامی هستند چرا به خود نمی‌آیند و نمی‌بینند که دشمنان انقلاب و امام چگونه از سخنان و اقدامات آنها خوشحالند و کف و سوت می‌زنند و عکس آنان را سر دست گرفته‌اند... من همچنان قائل به جذب حداکثری و دفع حداقلی هستم ولی برخی افراد ظاهرا خودشان اصرار بر فاصله گرفتن از نظام، و طرد شدن دارند.» (9)

جناب آقای رضایی!

همه این موارد را متذکر شدم تا یادآوری باشد برای همه تا بدانیم و بدانند که رهبر انقلاب تا امروز همه راه‌های کاهش تنش، تبیین صحنه نزاع، تفکیک منتقدان و ضدانقلاب، هشدار و دعوت به بازگشت از مسیر خطا را طی کرده‌اند. اما کینه‌ها، حسادت‌ها، خودمحوری و لجاجت‌های نفسانی ظاهرا راه را بر آقایان بسته است. اگر جنابعالی و سایر دوستان انقلاب این قدرت را در قلم و کلام خود می‌بینند، بهتر است حجت را (به سهم خود) برای آقایان کروبی و موسوی تمام کنند.

بیانیه اخیر آقای موسوی نیز چیزی جز ادامه حرف‌ها و مشی گذشته نیست و نباید به آن دلخوش دارید.

و به تعبیر رهبر انقلاب «مشکل اصلی همین حرف‌ها و عمل‌های فریبکارانه و غبارآلودگی فضاست.»

پاورقی‌ها
1- 23/3/88
2- 29/3/88
3- رهبر انقلاب: در همان ساعت اول به آنها پیغام خصوصی دادم که شما در حال شروع برخی مسائل هستید اما دیگران از آنها سوءاستفاده می‌کنند و شما نمی‌توانید ماجرا را کنترل کنید و همانطور هم شد.(6/8/88)
4- 5/8/88
5- 4/9/88
6- 15/7/88
7- 4/6/88
8- 20/6/88
9- 22/9/88

اعتماد:شب سمور و لب تنور

«شب سمور و لب تنور»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی اعتماد به قلم مرتضی شاملی است که در آن می‌خوانید؛زمانه از چیزی و کسی ملاحظه ندارد و دیر یا زود درباره هر کس و کاری که کرده است خوب باشد یا بد و کم باشد یا زیاد قضاوت خواهد کرد. دوست داشتم این موضوع را خصوصاً به نمایندگان مجلس بگویم چون در آینده یی نزدیک لایحه بودجه سال آینده در دستور کارشان قرار می گیرد و نیز به سایر دست اندرکاران و تصمیم گیرانی که به نحوی در روند کار و تصویب این لایحه موثرند.

مهم نیست که در چه موقعیت علمی و سیاسی و از کدام قوه و نهاد و جناحی باشند؛ مهم و فرض بر این است که قلب شان برای آبرو و سربلندی این سرزمین بتپد؛ چیزی که متاسفانه با سیاست های مالی و بازرگانی سال های اخیر کشور چندان عنایتی به آن نشده و جای حرف در این زمینه بسیار است. اما آنچه عیان است و جایی برای هیچ گونه پرده پوشی و نهان گویی نگذاشته و به مرور تبدیل به گناه آشکاری شده که قبح آن هم با کمال تاسف ریخته است، وضع تولید و تجارت و بازار کار است که از محصولات کشاورزی مان گرفته تا تولیدات کارگاه های کوچک و قابل ملاحظه صنعتی مان منکوب اجناس و تولیدات مشابه خارجی و عمدتاً چینی شده اند و این روند نامبارک همچون غده بدخیمی ریشه در اعماق اقتصادی کشور دوانده و در حال گسترش است.

هر کس نداند و بازارها و خیابان های ما را ببیند فکر می کند این مملکت آفریده شده تا دکه ها و واحدهای صنفی اش در گرو تولیدات چین باشد و تجار و بازاری هایش خانه شاگردان و فروشندگانی باشند در خدمت تجار و صنعتگران چینی. آیا بازاری های امروز ما خلف صالح همان هایی هستند که روزگاری کوزه های قلیان را شکستند و تنباکو را تحریم کردند؟ آیا بازاری های امروز ما هیچ نشانی از حاج محمدحسن شمشیری و امثال او دارند که در 50 ، 60 سال پیش سرمایه و هستی شان را در گرو استقلال مالی و سیاسی کشور گذاشتند تا با خرید و تبلیغ اوراق قرضه ملی و تشویق تولیدات داخلی از هر نظر پشتوانه یی باشند برای مبارزات ملی شدن نفت و استقلال اقتصادی کشور؟ من شک دارم.

متاسفانه آن بازار و بازاری هایش دیگر به تاریخ پیوسته اند. در بازارهای امروز ما آن در و دیوارهای کهنه و طاق های ضربی قدیمی هم که هنوز مانده اند، از این ماندن و سخت جانی شان خجل اند و سرافکنده. چنین به نظر می آید که تجار و کسبه امروز ما دیگر با آمال و حمیت اسلاف شان در مشروطیت و ملی شدن نفت کاری ندارند. اینها بیشتر نگران کانتینرهای مالامال از بنجل های چینی و امثال آن هستند که به هر طریقی وارد بازارهای کشور می کنند.

اینها را که می نویسم نمی توانم افسوس و دریغ نخورم و به یاد تکبیرها و اظهار مسرت هایی نیفتم که همین نمایندگان مجلس نثار چند نفر از وزرای بازرگانی و اقتصاد هنگام رای اعتماد به آنها می کردند. اما در عوض چه کردند آنها و چه گلی به سر بازرگانی و امور مالی ما زدند؟ آیا منظور از آن تکبیرها و نطق ها و ابراز مسرت ها این بود که دکه ها و فروشگاه های بازار و خیابان ما مملو از اجناس چینی شود و کارگاه های کوچک و بزرگ تولیدی مان تاب رقابت نیاورند و زانو بزنند و خیل عظیمی را بیکار کنند؟، آیا هدف این بود که ارزش ریال ما که شاخص حیثیت مالی کشور است روز به روز پایین بیاید و این سردرگمی سیاست های پولی و سلیقه یی عمل کردن تا آنجا پیش برود که مثلاً دو یا سه نوع سکه 250 ریالی، 500ریالی و هزار ریالی ضرب کنیم و همین وضع هم در چاپ اسکناس هایمان باشد؟، اگر چنین اهدافی داشته اند باید به آنها تبریک گفت، چون موفق شده اند، اصلاً ای کاش آن تکبیرها زبان داشتند تا خود به دفاع از حرمت و قداست شان برمی خاستند و از خجالت حضرات درمی آمدند. شب سمور و لب تنور می گذرد اما آنچه نمی گذرد قضاوت زمانه است که بدون هیچ ملاحظه یی جایگاه هر کس و مقام درخور او را در روند تاریخ یک ملت نشان خواهد داد که به قول پروین اعتصامی؛

زمانه زرگر و نقاد هوشیاری بود
سیاه کرد مس و روی را به کوره وقت
نگاهداشت به هر جا زر عیاری بود.

کیهان:از شما بعید بود ... !

«از شما بعید بود ...!»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن می‌خوانید؛خوشبینی حکم می کند که نامه سرگشاده آقای محسن رضایی به رهبر معظم انقلاب را ناشی از درک سیاسی اندک ایشان تلقی کنیم ولی برخی از شواهد و قرائن موجود و آنچه در متن این نامه آمده است زمینه چندانی برای خوشبینی باقی نمی گذارد و بیم آن می رود که خوشبینی و «حمل به صحت» درباره اقدام ایشان مصداق «حمله به صحت»! باشد.

و اما، اگر ماجرا به خود آقای رضایی ختم می شد و دنباله دیگری در پشت صحنه نداشت، نوشتن این یادداشت نیز ضروری نبود، ولی با عرض پوزش از آقای رضایی باید گفت نامه سرگشاده ایشان به رهبر معظم انقلاب و بیانیه اخیر مهندس موسوی دو روی یک سکه اند که با دو ادبیات به ظاهر متفاوت نوشته شده اند، به همین علت، اشاره به نکاتی در این باره ضروری به نظر می رسد.

1- با توجه به دسترسی آسان و سریع آقای محسن رضایی به بیت رهبر معظم انقلاب و ارسال مستقیم نامه به محضر ایشان، انتخاب نامه سرگشاده و انتشار عمومی آن، تردیدی باقی نمی گذارد که مخاطب اصلی آقای رضایی در این نامه سرگشاده، رهبر معظم انقلاب نبوده است و نامه یاد شده با هدف دیگری نوشته شده. راستی چرا آقای رضایی نامه ای را که ظاهرا خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته است، پیشاپیش در رسانه ها منتشر می کند؟! مگر نامه خطاب به رهبری نبوده است؟!... استقبال گسترده و ذوق زدگی بی حد و حصر مقامات و رسانه های آمریکایی و اسرائیلی و به به و چه چه منافقین، بهایی ها، سلطنت طلبان و همه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب برای آقای محسن رضایی می تواند، پاسخ گویا و روشنی به این پرسش باشد.

2- یک روز بعد از انتشار این نامه سرگشاده خبرنگار خبرگزاری ایلنا - خبرگزاری نزدیک به سران فتنه- از محسن رضایی می پرسد؛ «با توجه به صدور نامه شما به مقام معظم رهبری که بلافاصله پس از صدور بیانیه میرحسین موسوی بود، آیا شما با معترضین- بخوانید اهانت کنندگان به ساحت امام حسین(ع) در روز عاشورا- هماهنگی داشته اید»؟ و آقای رضایی که ظاهرا انتظار این سؤال را نداشته است در پاسخ می گوید «من نامه به مقام معظم رهبری را از قبل آماده کرده بودم و وقتی بیانیه آقای موسوی صادر شد، بخش های مربوط به آن را در نامه ام اضافه کردم»!

این در حالی است که نامه آقای رضایی از شروع تا پایان با استناد به بیانیه منافقانه موسوی نوشته شده است و در آن تقریباً هیچ جمله یا پاراگرافی را نمی توان یافت که بیرون از این موضوع و بدون استناد به بیانیه موسوی باشد. بنابراین باید از آقای رضایی پرسید اگر آن گونه که ادعا می کنید نامه سرگشاده شما قبل از بیانیه موسوی و بدون هماهنگی با تهیه کنندگان آن نوشته شده است، چرا در تمامی متن آن به بیانیه منافقانه موسوی استناد کرده اید؟! و چنانچه - باز هم به قول خودتان- بعد از صدور بیانیه موسوی، بخش های مربوط به بیانیه را در نامه خود گنجانده اید، مشخص بفرمایید که بخش های مورد ادعا در کجای نامه شما آمده است؟! جز در یک جمله که به هنگام توصیف حضور حماسی مردم از «صحنه تظاهرات دیروز» یاد می کنید که البته می تواند نشانه تهیه نامه قبل از بیانیه موسوی باشد، ولی این توصیف نیز نهایتاً در توجیه بیانیه مهندس موسوی به کار گرفته شده است!

3- آقای محسن رضایی از یکسو می نویسد «حضور باشکوه و میلیونی و یکپارچه ملت ایران در روز چهارشنبه در خیابان های تهران و شهرستان های سراسر کشور، شرمندگی ناشی از اهانت به مراسم عاشورا را جبران کرد» و از سوی دیگر بدون کمترین اشاره به این که اهانت کنندگان به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام چه کسانی بوده و در حمایت از چه کسانی به صحنه آمده بودند؟! نسخه وحدت با آنها را می پیچد و می نویسد «صحنه تظاهرات دیروز مصداق بارز پیام وحی بود که واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا»! آقای رضایی توضیح نمی دهد اگر منظور ایشان وحدت ملت مسلمان و عاشقان امام حسین(ع) با یکدیگر است که تحقق این وحدت به قول خود ایشان در تظاهرات چند ده میلیونی روز چهارشنبه به وضوح دیده شده است و اگر مقصودشان وحدت با اهانت کنندگان به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام است که باید به ایشان یادآور شد، اسلام با کفر و نفاق قابل جمع نیست و در همان پیام وحی آمده است «کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند هرگز با دشمنان خدا و رسول دوستی نمی کنند، هرچند که آن دشمنان پدران و فرزندان و برادران و خویشاوندان آنها باشند» سوره مبارکه مجادله آیه 2.2 آخر چگونه می توان با دشمن امام حسین علیه السلام دوستی کرد و با اهانت کنندگان به ساحت مقدس ایشان نرد وحدت باخت؟! جناب آقای رضایی! از جنابعالی خیلی بعید بوده و هست.

4- آقای محسن رضایی بیانیه منافقانه مهندس موسوی را مثبت! ارزیابی کرده و می نویسد «عقب نشینی آقای میرحسین موسوی از انکار دولت احمدی نژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به این که مجلس و قوه قضائیه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هرچند دیرهنگام بود ولی می تواند سر آغاز یک حرکت وحدت بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد»! دراین باره گفتنی است که؛

الف: کجای بیانیه موسوی، مثبت! و به قول آقای رضایی نشانه عقب نشینی است؟! او اهانت کنندگان به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را «مردم خداجوی» نامیده است! آیا جناب رضایی با این نظر الحادی موافق هستند؟! موسوی درباره هتاکی هواداران خود به عاشورای حسینی(ع) بدون آن که هتاکی آنها را محکوم کند می نویسد، این مردم خداجوی! بر اثر اقدامات تحریک آمیز، شعارهای آنچنانی داده اند؟! آقای رضایی! بر فرض که ادعای موسوی درباره تحریک را بپذیریم، آیا مردم خداجوی! اگر تحریک شوند، به امام حسین(ع) اهانت می کنند؟! از موسوی انتظاری نیست چرا که او مأمور بیگانه است ولی شما را چه می شود جناب رضایی؟! کدام انسان خداجوی را سراغ دارید که به امام حسین(ع) و عاشورای حسینی اهانت کند؟! أین تذهب؟!

ب: و اما، می دانید که اراذل و اوباش اجاره ای با نقشه قبلی- دستور العمل صریح رادیو اسرائیل- و با سوءاستفاده از حضور مردم در مراسم عزاداری و سینه زنی به خیابان آمده و دست به آن جنایت زدند و بلافاصله بعد از اطلاع و حضور مردم، پا به فرار گذاشتند. اگر مردم به هنگام اهانت آنها حضور داشتند که به آنان فرصت اهانت و جسارت نمی دادند. آیا غیر از این است؟ دیدید و دیدیم که چنین بود.

5- معلوم نیست آقای محسن رضایی در نامه سرگشاده خود با تظاهرات چند ده میلیونی مردم همراهی می کند و یا - خدای نخواسته- علیه آن موضع می گیرد ؟! چرا که همه حرف مردم در راهپیمایی بی نظیر روز چهارشنبه، خشم و خروش علیه اهانت کنندگان به عاشورای حسینی(ع) بود و خواسته آنان، محاکمه و مجازات سران فتنه، از جمله موسوی و کروبی و خاتمی. آقای رضایی می نویسد که خود از میدان فردوسی تا دانشگاه تهران در جمع راهپیمایان بوده است. بنابراین از خواسته و شعارهای آنان باخبر است. شعارها و خواسته هایی که با شور و شعور بر زبان ها جاری و روی پلاکاردها دست نویس شده بود و صداوسیما و رسانه ها از انتشار بسیاری از آنها خودداری ورزیدند. خب! آقای رضایی اگر با مردم همراه هستید- که انشاءالله هستید- چرا برخلاف نظر یکپارچه مردم از موسوی حمایت می کنید؟! و بیانیه منافقانه او را که در آن از اهانت کنندگان به ساحت امام حسین(ع) با عنوان مردم خداجوی! یاد کرده است، مثبت!! ارزیابی می فرمائید؟! و اگر خدای نخواسته حامی سران فتنه هستید! چرا تظاهرات چند ده میلیونی مردم را با شکوه و در ادامه پیروی از امام حسین علیه السلام می دانید؟! این تناقض را چگونه توجیه می فرمائید؟! با یک دل که نمی توان «صد دله» بود!

در کلام وحی آمده است که «ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه... خدا درون یک انسان دو قلب قرار نداده است» سوره مبارکه احزاب آیه 4. بدیهی است که می دانیم جنابعالی چنین نیستید ولی باور بفرمائید که فریبتان داده اند.

6- آقای محسن رضایی برای این که بیانیه موسوی را مثبت جلوه دهد! می نویسد «آقای میرحسین موسوی از انکار دولت احمدی نژاد عقب نشینی کرده است» که اگر خوش بینانه به این بخش از نامه رضایی نگاه کنیم، باید از ساده اندیشی و کم دانشی ایشان ابراز تأسف کرده و به وی این مسئله بسیار بدیهی را یادآور شد که اولاً موسوی در جایگاهی نیست که دولت برخاسته از رأی مردم را بپذیرد یا نپذیرد، وانگهی مگر موضوع فتنه و اهداف فتنه گران، دولت احمدی نژاد بوده است که اکنون از انکار آن عقب نشینی کرده باشند؟ آیا جناب رضایی این نکته بدیهی را نمی داند که «انتخابات» و «تقلب در انتخابات» و «دولت احمدی نژاد» و... فقط بهانه فتنه گران بوده است و سران فتنه آشکارا علیه اسلام، امام و نظام به صحنه آمده بودند. مخالفت با احمدی نژاد و فلان معضل اقتصادی و فلان انتقاد به سیاست خارجی و... چه ربطی به حمایت از اسرائیل و آمریکا و بهائیان و منافقین و اهانت به امام حسین(ع) و حضرت امام(ره) و... دارد؟ یعنی بعد از اینهمه شواهد و قرائن و اسناد و مواضع خصمانه سران فتنه علیه اسلام و امام و رهبری و انقلاب هنوز آقای رضایی- با آنهمه ادعای سیاستمداری!- نمی داند که هدف اصلی فتنه، اسلام و انقلاب و امام(ره) و رهبری بوده و هست؟!

7- آقای رضایی به خیال خود، هوشمندی به خرج داده و می نویسد «شک ندارم که افراط گرایان هر دو طرف با رفتارهای نادرست از یکسو و دشمنان کمین کرده ملت ایران با بغض و عصبانیت از سوی دیگر تلاش خواهند کرد آثار و دستاوردهای این حرکت عظیم- تظاهرات روز چهارشنبه- را خنثی کنند».

با این بخش از نوشته ایشان موافقیم که دشمنان داخلی و خارجی نظام سعی می کنند دستاوردهای حضور حماسی و بی نظیر مردم در دفاع از ساحت امام حسین(ع)، حضرت امام، رهبری معظم و نظام اسلامی را خنثی کنند ولی سؤال این است که چه کسانی دست به این حرکت خائنانه زده و می زنند؟ مگر غیر از این است و مگر آقای رضایی نمی بیند و نمی داند که آمریکا، اسرائیل، اروپا، بهایی ها، منافقین، سلطنت طلب ها و همه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب بلافاصله بعد از حماسه عظیم روز چهارشنبه، با بهره گیری از هزاران سایت اینترنتی، صدها شبکه تلویزیونی و خبرگزاری و... برای خنثی کردن این حضور حماسی دست به کار شده و همان مردمی که آقای رضایی از حضور «باشکوه» آنها سخن می گوید را به دریافت پول و ساندویچ و ساندیس برای حضور در راهپیمایی متهم می کنند؟! آقای رضایی! برادر عزیز! به کجا می روید؟!

8- و بالاخره خطاب به برادر محسن- واژه متداول در میان برادران سپاه برای نامیدن آقای رضایی- باید مشفقانه گفت؛ مراقب خود و فریب فتنه گران باشید و از توده های عظیم مردم خدا دوست و عاشورایی فاصله نگیرید. دشمن درپی فریب شماست و متاسفانه و با عرض پوزش در مقصود خود چندان هم ناموفق نبوده است. انتظار از جنابعالی آن است که «قطع این مرحله بی همرهی خضر» نکنید تا مانند توده های عظیم ملت- همان ها که در نامه خود آنان را ستوده اید- از کید و فریب دشمنان در امان باشید. انشاءالله.

آفتاب یزد:مترهای متفاوت!

«مترهای متفاوت!»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفتاب یزد است که در آن می‌خوانید؛پس از دوره‌ای نسبتا کوتاه از توقف چالش میان حامیان و منتقدان دولت در خصوص «وحدت ملی» در کشور و نحوه پیگیری آن، حوادث تاثرانگیز روز عاشورا و بازتاب‌های آن، بار دیگر این موضوع را در کانون توجهات قرارداد.

دور جدید اظهارنظرها پیرامون وحدت و طرف های آن، پس از آن آغاز شد که تصاویر نمایش داده شده از برخی ناآرامی‌ها در روز عاشورا اغلب فعالان سیاسی کشور را دچار نگرانی کرد و موجی از محکومیت «حرمت شکنی»ها آغاز شد. در این مرحله، عده‌ای از حامیان افراطی دولت، تلاش کردند آنچه را که هتک حرمت می‌دانستند به رقبای انتخاباتی نسبت دهند و محاکمه سران جبهه اصلاحات را خواستار شوند. در این میان، حتی هاشمی رفسنجانی هم از حملات، هتاکی‌ها و «اعدام‌خواهی» ها مصون نماند؛ در حالی که به جرئت می‌توان گفت تنها اشتراک فعلی رفسنجانی با جنبش سبز و سران جبهه اصلاحات، مخالفت او با برخی سیاست‌ها و اقدامات دولت نهم و دهم است. البته گسترده سازی طیف کسانی که محاکمه و مجازات آنها مورد درخواست حامیان دولت می‌باشد، در این مرحله ‌‌به آنها کمک نکرد به طوری که علیرغم حساسیت بسیار شدید مراجع تقلید و علمای بلاد نسبت به حرمت عاشورا و نیز مخالفت آنها با بعضی ساختار‌شکنی‌ها ، برخی از آنها همچون حضرات آیات مکارم شیرازی و سبحانی، در بیانیه‌های خود به صراحت جداسازی حساب معترضان انتخاباتی از هتاکان را خواستار و بر لزوم مذاکره با معترضان تاکید نمودند.

پس از آن، تجمعات اعتراضی گسترده که برای محکومیت حرمت شکنی در عاشورا برگزار شد، فرصت‌دیگری در اختیار برخی مخالفان جبهه اصلاحات قرار داد تا شعارها و حملات علیه سران این جبهه را با چاشنی هتاکی علیه رفسنجانی همراه و اعدام کروبی، خاتمی و موسوی و مجازات رفسنجانی را خواستار شوند. اما در این مرحله نیز تعدادی از چهره‌های شاخص جبهه اصولگرایی، به صراحت مخالفت خود با حملات شدید علیه مقامات سابق نظام را اعلام و باز هم بر تلاش برای وحدت تاکید کردند.

سومین حادثه که موجب شدتفاوت «معیار» و «متر» بسیاری از فعالان سیاسی کشور با گروهی از افراد، تشکل‌ها و رسانه‌های حامی دولت به خوبی آشکار شود، صدور بیانیه میرحسین موسوی ‌‌بود. نگارنده فعلا بنا ندارد در خصوص محتوای بیانیه به اظهارنظر بپردازد. اما بازتاب‌های متفاوت این بیانیه در میان اصولگرایان، نشانه دیگری از وجود «متر»های مختلف برای ارزیابی مهمترین حوادث و تحولات کشور حتی در داخل یک جناح سیاسی کشور است.

محسن رضایی که سوابق او در دفاع از انقلاب و نظام، به هیچ وجه با بسیاری از مدعیان امروزی قابل مقایسه نیست، به استقبال بیانیه میرحسین رفت و تلویحا خواستار پیگیری بعضی از دغدغه‌هایی شد که در بیانیه موسوی به آنها اشاره شده است. هم زمان با اظهارنظر رضایی، گروهی از حامیان سرشناس دولت، حملات شدید و غیرمنصفانه خود را نصیب او کردند زیرا «متر» آنها برای وحدت، هیچ شباهتی با «معیار» فرمانده جنگ و کاندیدای آرام انتخابات اخیر نداشته است.

هم‌زمان با این مسئله، تعدادی از رسانه‌های حامی دولت، باردیگر «متر» خاص خود را به دست گرفتند و آمار و ارقامی ارائه نمودند که اگر چه صحت آنها می‌تواند همه علاقه‌مندان به انقلاب و نظام را خوشحال کند اما اولاً صحت آماردهی بعضی از این روزنامه‌ها محل تامل است و‌ ثانیا هدف از ارائه این آمارها، به جای تلاش برای افزایش وحدت در کشور، خنثی سازی هرگونه تلاش وحدت خواهانه می‌باشد.

دیروز یکی از روزنامه‌های حامی دولت با اعلام حضور 4 میلیون تهرانی‌ در راهپیمایی بزرگ روز چهارشنبه، تلاش کرد یکی از اهداف این راهپیمایی - و شاید هدف اصلی آن - را درخواست مجازات موسوی، کروبی و خاتمی معرفی‌کند. این روزنامه در حالی ادعای حضور 4 میلیون نفر در تجمع اخیر را مطرح کرد که کمتر از دو هفته قبل، همین روزنامه با انجام محاسبات ریاضی، ثابت کرده بود شرکت کنندگان در مراسم تشییع جنازه مرحوم آیت الله منتظری 5000 نفر بوده است.

استدلال روزنامه مزبور برای پنج هزار نفری دانستن تشییع جنازه، آن بود که طول خیابان برگزاری تشییع، 150 متر و عرض آن تنها بیست متر بوده است. اگر «متر» این روزنامه در محاسبه تعداد شرکت کنندگان در تشییع جنازه مرحوم منتظری درست باشد و در فضای سه هزار متر مربعی (به ادعای آن روزنامه) تنها امکان حضور پنج هزار نفر وجود داشته باشد، شرط حضور چهار میلیونی ‌در تجمع روز چهارشنبه، وجود فضایی به مساحت دو میلیون و چهار صد هزار متر مربع است. عرض خیابان انقلاب و خیابان‌های منتهی به میدان انقلاب، حدود سی متر است و با «متر» روزنامه اصولگرا، شرط حضور چهار میلیون نفر در تجمع چهارشنبه، ‌‌آن است که طول جمعیت حدود 80 کیلومتر باشد*! بدیهی است که هر مسلمان عاشق اباعبدالله‌الحسین (ع) و حامی نظام ولایتی، از افزایش تعداد کسانی که عاشقانه به امام خود ابراز ارادت می‌کنند،خوشحال خواهد شد اما اگر «متر» روز‌نامه اصولگرا در تخمین تشییع کنندگان مرحوم منتظری صحیح باشد، ادعای اخیر در مورد تجمع روز چهارشنبه و نتایجی که آن روزنامه به دنبال آن بوده است با واقعیت، فاصله زیادی دارد.

نگارنده یقین دارد کسانی که در تهران مایلند از حرمت عاشورا و اصول مورد احترام مردم و نظام حمایت کنند اگر از چهارمیلیون نفر بیشتر نباشد کمتر از آن هم نیست و اگر جمعیت حاضر در روز چهارشنبه بسیار کمتر از رقم ادعایی روزنامه اصولگرا بود علت آن را باید در نگرانی بسیاری از متدینان از همین گونه استفاده‌های ابزاری و جناحی از حساسیت‌های مذهبی و انقلابی مردم جستجو کرد.

اما نکته‌مهمی که باید به آن اشاره کرد این است که اگر کسانی واقعا نگران آینده کشور هستند و«وحدت» واقعی را برای رسیدن به آینده‌ای هر چه روشن‌تر ضروری می‌دانند باید برای ایجاد یک «متر» استاندارد در تعریف دوست و دشمن، وحدت و تفرقه، کارآمدی و شعارگرایی، سعه‌صدر و انتقادناپذیری و ... تلاش کنند و در تعریف این معیار، تنها از نظرات کسانی استفاده کنند که «متر» آنها بنابر مصالح فردی و جناحی، کوتاه و بلند نمی‌شود.

پی‌نویس

‌‌فاصله میدان فردوسی تا میدان انقلاب، حدود 2600 متر و طول خیابان انقلاب و آزادی - از میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی - دقیقا ده کیلومتر می‌باشد.
 
رسالت:مردم خداجو!

«مردم خداجو!»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم محمدکاظم انبارلویی است که در آن می‌خوانید؛روز عاشورا ، روز عزای حسین (ع) جماعتی به تحریک منافقین و با کارگردانی آمریکا، انگلیس و اسرائیل در تهران فاجعه آفریدند و با حمله به مردم و دسته های سینه زنی و حمله به نماز ظهر عاشورای مردم و نیز آتش زدن قرآن، خون به دل ملت کردند. آنها با شعارهای موهن علیه مقدسات نظام، شرارت را به اوج خود رساندند. فیلم و عکس تبهکاریهای آنها در رسانه های خارج به گونه ای انعکاس یافت که گویی نظام در حال سرنگونی است .

روز عاشورا ، روز عزای حسین (ع) جماعتی به تحریک منافقین و با کارگردانی آمریکا، انگلیس و اسرائیل در تهران فاجعه آفریدند و با حمله به مردم و دسته های سینه زنی و حمله به نماز ظهر عاشورای مردم و نیز آتش زدن قرآن، خون به دل ملت کردند. آنها با شعارهای موهن علیه مقدسات نظام، شرارت را به اوج خود رساندند.

فیلم و عکس تبهکاریهای آنها در رسانه های خارج به گونه ای انعکاس یافت که گویی نظام در حال سرنگونی است .

مردم روز چهارشنبه در سراسر ایران بویژه در تهران با حضور40 میلیونی این شرارتها را محکوم کردند . مردم در عزای این حرمتشکنی سخت گریستند و مراجع عظام تقلید، علمای بزرگ، روحانیون، بزرگان دانشگاه و نخبگان جامعه فریادشان علیه این ستم بلند شد .

آقای موسوی در بیانیه روز جمعه خود تبهکاران روز عاشورا را «مردمی خداجو» توصیف کرد و تمام آن آتش افروزی را «مسالمت آمیز» خواند این در حالی است که سرکرده منافقین رسما مسئولیت آشوب و اغتشاش را در روز عاشورا پذیرفته و اعلام کرده ما در این معرکه همراه فرقه موسوی بودیم! و از همه اینها تعجب آورتر بیانیه رضا ربع پهلوی است که در پیامی رسما از هتک حرمت روز عاشورا حمایت کرده و اعتراف نموده همراه فرقه سبز در این تبهکاریها مشارکت داشته است.

آنچه موسوی در بیانیه هفدهم خود آورده است ، سراسر اهانت به شعور مردم و راهپیمایی تاریخی ملت ایران در روز چهارشنبه گذشته است.

موسوی در بیانیه خود در حالی در مقام انکار بیعت خود با منافقین و آمریکا و انگلیس است که رسما از سوی منافقین مورد حمایت است و ارتش رسانه ای صهیونیستی در حمایت از فرقه سبز حتی یک لحظه فروگذاری ندارد.

موسوی در بیانیه خود در حالی خواستارآزادی اغتشاشگران شده است که مردم در روز چهارشنبه فریادشان بر سر مسئولان قوه قضائیه بلند بود که با سران فتنه برخورد قضائی کنید!

 به راستی ما در برابر چه پدیده ای هستیم . ماهیت جدید دشمنان جمهوری اسلامی که با آرایشی جدید در برابر مردم مسلمان و انقلابی ایران صف آرایی کردند چیست؟ دشمن با تجربه30  سال مقابله با ملت ایران همه استعداد مخالفت و معاندت با نظام را در روی یک خط قرار داده است . هر کس که اندکی زاویه با مردم و نظام پیدا می کند مورد رصد دشمن و در تیررس جریان ارتباطی و اطلاعاتی و بالاخره سازمانی دشمن قرار می گیرد.

ما باید بدانیم چون نهضت امام (ره) ادامه دارد دشمنی با آن هم شدیدتر از گذشته استمرار دارد.
خداوند در قرآن می فرماید
«و کذلک جعلنا نبی عدوا شیاطین الانس و الجن یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول غرورا ولوشاء ربک ما فعلوه فذر هم و ما یفترون» (سوره انعام ، آیه112 )
«و بدین گونه برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم که بعضی از آنان به قصد فریب، سخنان (باطل) آرایش کرده را به بعضی دیگر القا می کنند؛ و اگر پروردگار تو می خواست چنین نمی کردند. پس آنان را با افترایشان واگذار.»

نقلاب ما ادامه انقلاب انبیای الهی است .  نهضت ما ادامه نهضت حسینی است و طبیعی است که شیاطین با آن دشمنی می کنند و خداوند این دشمنی را اجتناب ناپذیر می داند.

خداوند در این آیه تصریح دارد که «روبرو شدن همه پیامبران با دشمنانی از شیاطین جن و انس یک سنت الهی است »

درگیری حق و باطل در سراسر تاریخ انبیاء و رهبران الهی جریان داشته است. ما دشمنان لجوج و عنودی داریم . خداوند در این آیه به پیامبر گرامی اسلام دلداری می دهد که نگران لجاجت دشمنان نباش.

خدا در این آیه به مومنین یادآور می شود که دشمنان ارتباطی مداوم و پنهان با یکدیگر دارند و سعی می کنند با سخنان به ظاهر آراسته و منطقی مردم را فریب دهند.

شیاطین از هنر و تبلیغات برای فریب مردم و مبارزه با رهبران الهی بهره می برند  دروغپردازی و افترا سیره تبلیغات دشمنان است.

ما نباید تردید کنیم که در مسیر انبیاء و اولیای الهی حرکت می کنیم و به همین دلیل رهبر الهی ما مورد حقد، حسد ، کینه و دشمنی لجوجانه کسانی است که در پیچیده ترین شکل ممکن در برابر او صف آرایی کرده اند . مردم با درک چنین پیام قرآنی روز چهارشنبه گذشته در مقیاس میلیونی به خیابانها ریختند تا بگویند ما دشمنان پیامبر (ص) و امام حسین (ع) را شناسایی کردیم، ما از لجاجت آنها با خبریم، ما تا آخر ایستاده ایم و تا آخرین نفر و رمق مقاومت خواهیم کرد.

مردم سالاری:ضرورت تقویت وحدت و انسجام ملی

«ضرورت تقویت وحدت و انسجام ملی»عنوان یادداشت روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم کرم محمدی است که در آن می‌خوانید؛در مملکت ایران عقلا و بزرگان فراوانی در طیف های مختلف مذهبی و سیاسی وجود دارند که می توانند مرد عبور از بحران ها و تبدیل تهدیدها به فرصت شوند. اما مدتی است بسیاری از آنان سکوت پیشه کرده اند و بخش محدودی نیز متاسفانه در یکی از طیف ها قرار گرفته و طرف مقابل را به انواع و اقسام القاب مورد حمله قرار می دهند. این روند خطرناک که سرانجام آن نامشخص است بیش از هفت ماه است همچنان ادامه دارد و روز به روز بر مشکلات کشور می افزاید.

با تداوم تنش بین نیروهای درون نظام و معتقدان به اصول و ارزش های انقلاب بزرگ ملت ایران; عده ای قلیل که حیات خود را در نزاع ها و اختلاف ها جست وجو می کنند در صفوف هر دو طرف رخنه نموده و درصدد گرفتن ماهی مقصود خویش هستند.

در همان حالی که دلسوزان و معتقدان به نظام درگیر اختلافات; در تلاش برای از میدان بدر کردن و کوبیدن یکدیگر هستند عده ای کم تعداد اما فعال و پرتلاش که به هیچ یک از طرفین اعتقادی ندارند; آتش بیار معرکه شده اند. در فضای غبارآلود موجود و در هنگامه ای که برادرانی که دیروز در یک صف واحد و با یک هدف همسنگرانی متحد بودند به جان هم افتاده اند; فرصت طلبان وقت را مغتنم شمرده و به شکار لحظه ها روی آورده اند. یک روز به ساحت بنیانگذار و معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) اسائه ادب می شود، یک روز به حسینیه آن عبد صالح حمله می گردد، یک روز عزای سرور و سالار شهیدان مورد هتاکی قرار می گیرد و... اگر به دقت بررسی شود این فجایع از سوی عده ای انگشت شمار اجرا می شود که در صفوف دو طرف اختلاف، نفوذ کرده اند.

یکی از راه های گذر از وضعیت موجود این است که با دخالت عقلای جناح های سیاسی و دلسوزان نظام و آنانی که دل در گرو آبادانی و وحدت و یکپارچگی این ملک و ملت دارند، تندروها را که به اقدامات ساختارشکن یا تفرقه افکنانه مبادرت می ورزند، از حضور در جمع خود و میدانداری خلع ید کنند. میدانداری تندروها مساوی است با حاشیه نشینی و سکوت بزرگان. راه دیگر برای آرام کردن فضای کنونی در کشور; وجود فضای نقد و انتقاد است.

در اینکه بخش قابل اعتنائی از افکار عمومی از جمله نخبگان و دانشگاهیان به بخشی از سیاست ها و عملکردها نقد و انتقاد دارند شک نباید کرد. باز هم در اینکه می توان از انتقادات موجود به نفع پیشبرد برنامه های مختلف بهره برد و کاستی ها را شناسایی و در رفع آنها تلاش کرد تردید نباید داشت. بستن منفذهای ابراز نظرات و انتقادات راه حل رفع مشکلات نیست.

با محدود کردن کانال های ارتباطی داخلی مخالفان و منتقدان; راه رویآوری بخشی از مردم به سوی رسانه های بیگانه که به دنبال اهداف خاص خود می گردند باز می شود. همه منتقدان را عوامل یا وابسته به بیگانه خواندن ضمن آنکه جفای آشکار به دلسوزانی است که از سر صدق و برای دفاع از نظام به بیان دیدگاه های خویش اقدام می کنند; گره موجود را پیچیده تر خواهد کرد. باید به نظرات این دسته از افراد و شخصیت ها و کارشناسان گوش فرا داد و از نقطه نظرات آنان آگاه شد.

فضای رسانه ای کشور آمیخته به اهانت، شایعه پراکنی، تهمت، دروغ پردازی و... است. در چنین فضایی کاهش التهاب امری دور از انتظار می باشد. روزی نیست که در برخی از روزنامه ها و سایت های خبری و تحلیلی تعدادی از شخصیت های انقلابی; زجر کشیده و یاران و شاگردان امام راحل در هر دو طیف سیاسی عمده موجود کشور; مورد هجمه قرار نگیرند.

برخی از نویسندگان و رواج دهندگان اهانت ها که بارها و بارها مبادرت به اهانت کرده اند بدون کمترین تذکر و پیگردی همچنان به رویه ناصواب خود ادامه می دهند. دستگاه های نظارتی و متولیان امر قضا باید در برخورد با عوامل تخریب ها هیچ کس را استثنا ننموده و کسی در این عرصه در حاشیه امن قرار نگیرد. برخوردهای به موقع، شفاف و یکسان مراجع قانونی با چنین اشخاصی می تواند تا حدودی در تلطیف کردن فضا کمک کند. صدا و سیما رسانه ملی و متعلق به همه ملت است، برنامه های این رسانه باید بازتاب خواست جامعه باشد. فراموش نکنیم که شائبه جناحی بودن برنامه های صدا و سیما ضربه به وحدت ملی خواهد بود.

ادامه روند کنونی هم در عرصه داخلی و هم در عرصه بین المللی برای نظام و ملت ایران تبعات منفی در پی داشته و خواهد داشت. جا دارد تا بزرگان و معتمدین مورد وثوق که می  توانند به عنوان حکم و داور مورد قبول طرفین واقع شوند; بیش از این درنگ روا نداشته و با ورود به عرصه میانجی گری; تلاش های عملی خویش را برای پایان دادن به مناقشات و اختلافات آغاز نمایند.

امروز بسیاری از نیروهای خدوم و انقلابی و جبهه رفته و شهید داده نگران وضعیت کنونی کشور هستند و چشم انتظار اقدام شخصیت های اثرگذار هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا هستند. باید بپذیریم که راه مقابله با  دشمنان انقلاب اسلا می حفظ و تقویت وحدت و انسجام ملی است.

ابتکار:اقدامات بدون خروجی از سوی اسرائیل

«اقدامات بدون خروجی از سوی اسرائیل»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی ابتکار به قلم امیر موسوی است که در ان می‌خوانید؛درست در روزهایی که رسانه های بین المللی از به پایان رسیدن مهلت یک ساله باراک اوباما به ایران برای دست کشیدن از برنامه هسته ایش سخن می گویند، نشریات اسرائیلی همچنان به بزرگ نمایی فعالیت های هسته ای ایران ادامه می دهند و تلاش دارند رویکرد مقابله با ایران را تقویت کنند. اسرائیل قبل از صدور هر قطع نامه علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل این نقش را ایفا کرده است و همچنان نیز ادامه خواهد داد اما تلاش های تبلیغاتی اسرائیل برای تقویت گزینه مقابله با ایران به مانند گذشته هم کارایی نخواهد داشت.

تلاش های اسرائیل برای ایجاد جو تبلیغاتی علیه ایران است و صرفا می تواند اروپاییان را تحت تاثیر قرار دهد اما تل آویو تاکنون نتوانسته است برای جلب نظر چین و روسیه اقدامی انجام دهد. به نظر می رسد که چین و روسیه کماکان نسبت به تعهد خود در قبال جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ممانعت از تشدید فشارها علیه این کشور پایبند هستند.

در شرایط کنونی تمایلی از سوی چین و روسیه برای حرکت در مسیر خواسته های اسرائیل را شاهد نیستیم اما این پکن و مسکو در عین حال ابزارهای فشار خود را برای تاثیرگذاری بر نظر ایران به کار گرفته و تلاش دارند همسو را جامعه بین المللی گام بردارند. اهمیت تلاش های اسرائیل در بعد رسانه ای علیه ایران تنها در بعد تشدید جو روانی و تبلیغاتی است اما در نهایت این اقدامات اسرائیل خروجی خاصی نخواهد داشت. در بعد بین المللی تحریم های بیشتر علیه ایران با کسب همراهی چین و روسیه قابل تصور است و تحریم های جدید به طور قطع در حد بالا نخواهد بود. همچنین به نظر می رسد که بحث تحریم فروش بنزین به ایران نیز منتفی باشد چراکه روسیه و چین به طور کامل مخالف این نوع تحریم هستند.

بحث تحریم های مالی کل کشور نیز کمتر قابل بررسی خواهد بود و این گزینه برای برخی مقام های کشور احتمال اجرا دارد که در این صورت نیز به دلیل این که مقام های ایران در خارج از کشور حساب های مالی ندارند چندان از این تحریم متاثر نخواهند شد. با این حال اگر ما بتوانیم در داخل کشور به نوعی مصالحه ملی دست یابیم می توانیم در بیرون از مرزها و در مباحث بین المللی بسیار قوی تر از گذشته حاضر باشیم اما اگر شرایط داخلی به شکل کنونی ادامه یابد بعید نیست که طرف های مقابل ایران بیش از گذشته تجری کرده و بر اعمال فشارهای سخت تر متمرکز شوند.

در شرایط کنونی امریکا، انگلیس و فرانسه به تحریم ایران تمایل دارند اما به دلیل مخالفت چین و روسیه، اجماع بین المللی موجود نیست اما چنانچه روسیه و چین به تحریم های جدید در مورد ایران تن دادند، قطعا این تحریم ها در سطح بالا نبوده و به مانند سه قطع نامه پیشین شاهد تحریم هایی سطحی، کمرنگ و بی اثر خواهیم بود. تلاش امریکا و اسرائیل شکل دادن به اجماع علیه ایران است و ایجاد اجماع برای آنها مهمتر از اعمال تحریم هاست; با شکل گیری اجماع امریکا می تواند نشان دهد که کل جامعه بین المللی در برابر ایران قرار دارد اما نوع تحریم ها در صورت تصویب به نظر نمی رسد که گسترده و فراگیر باشد.

مهمترین تحریم که می تواند بر وضعیت ایران اثرگذار باشد ممانعت از فروش یا صادرات نفت کشور همچنین تحریم ارتباطات ماهواره ای است. چنانچه این تحریم ها در مورد ایران اعمال نشود، سایر تحریم ها چندان بر وضعیت کشور اثرگذار نخواهد بود ضمن آن که دو  تحریم نامبرد به طور مستقیم بر مردم ایران تاثیر می گذارد و کشورهای غربی در ظاهر تاکید دارند که خواهان اعمال فشار بر مردم ایران نیستند

جمهوری اسلامی:افغانستان چشم انداز تیره و تار برای اشغالگران

«افغانستان چشم انداز تیره و تار برای اشغالگران»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوی اسلامی است که در آن می‌خوانید؛پایان سال میلادی گذشته و فرا رسیدن ایام تعطیلات کریسمس هر چند در کشورهای غربی مجالی را برای فکر کردن و نگاه به گذشته باقی نمی گذارد و صرفا فرصتی برای خرید بیشتر و شادمانی هاست اما در نگاه تیزبین برخی رسانه های مستقل و مردم کشورهایی که به هر علت درگیر سیاستهای مداخله جویانه هستند و آنرا با پوست و گوشت خود احساس می کنند زمینه ای برای بررسی عملکرد کشورهای سلطه گر در آستانه فصل سرما و زمستان طولانی فراهم می کند.

حادثه 20 شهریور 80 در نیویورک و انفجار برج های دوقلو فرصتی استثنایی را برای کاخ سفید بویژه نومحافظه کاران حامی صهیونیسم فراهم کرد که به منظور تسلط بر منابع انرژی خاورمیانه و برقراری امنیت رژیم صهیونیستی طرحهایی را به مورد اجرا بگذارند. از این رو به بهانه مقابله با تروریسم جنگ بزرگی را علیه جهان اسلام آغاز کرده و کشورهای اسلامی را یکی پس از دیگری اشغال کردند یا در معرض تهدید قرار دادند. حمله به افغانستان و اشغال این کشور اسلامی به فاصله اندکی از این ماجرا نشان دهنده وجود برنامه ای از قبل طراحی شده بود که با اشغال عراق و حمله رژیم صهیونیستی به لبنان کامل شد.

مبارزه با تروریسم بهانه ای بود که آمریکائیها برای آنکه ماشین جنگی خود را پس از پایان جنگ سرد به حرکت درآوردند سلاح های زنگ زده خود را روغنکاری کرده و کارخانه های تسلیحاتی خویش را رونق دهند افغانستان را به اشغال در آوردند.

مقامات آمریکایی چند ماه پس از اشغال این کشور ادعا کردند که دوران گذار افغانستان و رسیدن به جامعه ای مدرن امن باثبات و دمکراتیک بزودی فرا می رسد ولی در اندک زمانی ناامنی ها از همان مناطقی که آمریکائی ها و سایر نیروهای اشغالگر عضو ناتو در آن حضور داشتند به سرعت گسترش یافت و مواد مخدر بیش از هر زمان دیگری در همان مناطق کشت شد و قاچاق مشتقات آن رو به افزایش گذاشت.

نیروهای ائتلاف به سرکردگی آمریکا در کارنامه حضور هشت ساله خود در افغانستان به اعتراف فرماندهان نظامی و سیاستمداران غربی دستاوردی جز فقر و گرسنگی فساد و بی عدالتی کشتار و ناامنی و گسترش تولید مواد مخدر برای مردم افغانستان نداشته و نه تنها قادر به تامین امنیت برای این کشور نشدند بلکه نتوانستند حتی امنیت لازم را نیز برای نظامیان خود تامین کنند. غربی ها که ابتدا با وعده های واهی و سرمست از اشغالگری 50 هزار نیروی نظامی روانه افغانستان کرده بودند امروز آنچنان فرتوت و بی روحیه شده اند که این روزها اعتراف به شکست تنها صدایی است که از کشورهای آمریکائی و اروپایی عضو ناتو به گوش می رسد. اکنون تابوت های متجاوزان آمریکایی انگلیسی و کانادایی است که بدون حضور خبرنگاران و به صورت مخفیانه وارد این کشورها می شوند و فقط خانواده این نظامیان حق حضور در مراسم تدفین آنها را دارند.

سال گذشته میلادی برای نیروهای اشغالگر یکی از خونبارترین سالها در افغانستان بود و رویدادهای این کشور غارت زده نشان داد که رهبران غربی بویژه سران کاخ سفید درک درستی از تحولات افغانستان ندارند . آمریکائیها علیرغم گسیل 50 هزار نیرو به افغانستان طی هشت سال گذشته و دستاورد غیرقابل قبول در تحقق وعده های خود اکنون چاره را در این دیده اند که 30 هزار نظامی تازه نفس به افغانستان اعزام کنند شاید این نیروها بتوانند ماشین جنگی نیروهای اشغالگر را به تحرک وادارند ولی حوادث هفته گذشته افغانستان و کشته شدن 8 نظامی آمریکایی و 5 کانادایی نشان داد استقرار نظامیان بیشتر در افغانستان زمینه را برای تلفات آنها مساعدتر می کند و تاثیری در برقراری امنیت ندارد. روند صعودی تلفات نیروهای اشغالگر در ماهها و روزهای پایانی سال میلادی بدون اینکه اهداف اشغالگران محقق شده و یا لااقل توقفی در شدت یافتن روزافزون بحران مشاهده شود اوضاع افغانستان را کاملا در ابهام فرو برده و سایه ناامیدی را در اردوگاه کشورهای ناتو گسترانده است .

این ناامیدی و بلاتکلیفی در بارزترین شکل آن در اعلام استراتژی جدید اوباما در افغانستان قابل مشاهده است . او که قبل از انتخابات با شعار ایجاد تغییر و کاهش تعداد نظامیان آمریکایی در افغانستان و عراق و خروج از این کشورها روی کار آمد اکنون در وضعیتی گرفتار شده که در ادامه مسیر سیاستهای جنگ طلبانه دولت گذشته آمریکا وعده اعزام 30 هزار نظامی جدید را به افغانستان داده است و این درحالیست که به اعتراف وزیر دفاع آمریکا ملت و سربازان این کشور از جنگ افغانستان خسته شده اند.

واقعیت نیز اینگونه نشان می دهد که هشت سال لشکرکشی آمریکا به افغانستان و صرف هزینه های نجومی و تلفات سنگین جانی دستاوردی جز ویرانی و ناامنی بیشتر برای مردم افغانستان نداشته و اوضاع با روزهای قبل از این تهاجم تفاوت چندانی ندارد و همه چیز به نقطه صفر بازگشته است . نه بن لادن و ملاعمر دستگیر شده اند و نه مردم افغانستان از شعارهای فریبنده غرب که وعده امنیت و پیشرفت و آسایش می داد بهره برده اند. اکنون حوزه نفوذ نظامیان آمریکایی در افغانستان روز به روز کاهش می یابد و نیروهای طالبان بر مناطق بیشتری تسلط می یابند. سیاستهای اوباما نه تنها نتوانسته با تروریسم مقابله کند و افغانستان را از بحران خارج نماید بلکه استراتژی او باعث نهادینه شدن بحران در افغانستان شده است . امروزه به همان نسبت که نیروهای بیشتری از آمریکا و متحدانش در ناتو به افغانستان اعزام می شوند به همان نسبت بر تعداد تلفات و تعداد تابوت هایی که باید برروی دوش سربازان اشغالگر از افغانستان خارج شود افزوده می شود به طوری که در آخرین روز سال میلادی گذشته 13 نظامی نیروهای اشغالگر در افغانستان کشته شدند که فرماندهان نظامی آمریکا نتوانستند به علت همزمانی با ایام سال نو اجساد آنها را به خانواده هایشان تحویل دهند و این صحنه ای است که از این پس هر روز در افغانستان تکرار خواهد شد.

شاید اگر رهبران کاخ سفید نسبت به مردم آمریکا احساس مسئولیت می کردند بهترین اقدام قبل از اینکه کلاف سردرگم اشغال افغانستان برای واشنگتن به باتلاق و جهنمی غیرقابل بازگشت تبدیل شود فکر کردن به بازگشت آبرومندانه و پایان دادن به حضور اشغالگرانه آمریکا در افغانستان بود. قطعا بهترین و عاقلانه ترین تصمیمی که اوباما و دستیارانش پس از بازگشت از تعطیلات سال نو میلادی می توانند اتخاذ کنند که هم آنها را از ورطه بحران خارج کند و هم امنیت را برای مردم افغانستان به ارمغان بیاورد خروج از این کشور است . افغانستان باید توسط مردم این کشور اداره شود و حاکمیت ملی در آن تحقق یابد نه اینکه آمریکائیها و اشغالگران برای آینده این کشور دولت سازی کنند.

نمایش انتخابات اخیر افغانستان نشان داد که دولت سازی چیزی جز یک تئاتر مضحک نیست و عمر خیمه شب بازی های از قبیل دولت سازی توسط استعمارگران به پایان رسیده است . این واقعیت را رویاروئی مردم افغانستان با اشغالگران به اثبات رسانده است .

دنیای اقتصاد:مسئولیت‌ها درباره استیصال بانک‌ها

«مسئولیت‌ها درباره استیصال بانک‌ها»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم محمدصادق جنان صفت است که در َآن می‌خوانید؛ظاهر و روی ماجرا این است که بانک‌های ایرانی از دریافت طلب خود عاجز شده‌اند؛اما باطن و پشت این داستان اندوهبار و تکراری، بلوکه شدن میلیاردها تومان دسترنج ایرانیان توسط شخصیت‌های حقوقی و حقیقی است که سهم دولت و شرکت‌های دولتی کمتر از بخش خصوصی نیست. این ماجرای فاجعه‌بار اگر در نظام بانکی هر کشوری با اقتصاد آزاد رخ می‌داد، موجی از هیجانات اجتماعی و اقتصادی داشت، اما در ایران به دلیل گرد‌وغبار برخاسته از رویدادهای سیاسی، از چشم‌ها پنهان مانده است.

فراموشی، نادیده گرفتن عمدی، کوچک انگاری این پدیده توسط نمایندگانی از مجلس قانونگذاری که برای هر رویداد کوچک و بزرگ سیاسی، آماده اظهار نظر و موضع‌گیری‌اند، در چنین فضایی چندان عجیب نیست. آن‌طور که یک کارشناس ارشد مالی گفته است، وقتی نسبت مطالبات معوقه بانک‌ها به کل تسهیلات و اعتبارات پرداختی به 10 درصد برسد، یعنی به خط قرمز رسیده است.

این کارشناس می‌گوید نسبت یاد شده در سیستم بانکی ایران به 4/24 درصد رسیده که 4/2 برابر رقم خط قرمز تعریف شده در نظام بانکی جهان است. این بحث در شرایطی بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است که رییس بزرگ‌ترین بانک دولتی ایران می‌گوید: مسوولان درک یکپارچه‌ای از «مطالبات معوقه» ندارند و اظهار امیدواری می‌کند که به این درک یکسان برسند.

در این وضعیت است که برخی نهادهای دولتی از بانک‌ها انتظار دارند زمان دریافت طلب خود از بدهکاران را یک سال به تاخیر بیندازند و کار حتی به تهدید لفظی و شکایت قانونی نیز رسیده است.

با توجه به ورود نیروهای قضایی و نهادهای نظارتی در موضوع مطالبات معوقه، بیم این می‌رود که این موضوع اقتصادی به یک مساله قضایی - امنیتی تبدیل شده و دلیل اصلی فراهم شدن این وضعیت که حراج پس‌انداز مردم با دستورات اداری است، به فراموشی سپرده شود.

نوشتن درباره طلب مردم از افراد حقیقی و حقوقی که از طریق بانک‌ها، پس‌انداز آنها را با قیمت‌های پایین قرض گرفته و حاضر نیستند اصل و سود متعارف آن را برگردانند، شاید تکراری باشد؛ اما پیامدهای انسانی و اقتصادی آن اگر با توجه و دقت کافی بررسی شود، ضرورت نوشتن در این باره را بیش از پیش می‌کند. باید نوشت و پرسید که چه کسی در این باره باید حرف نهایی را بزند و چه کسی مسئول طلب مردم است و چه نهادی باید به فکر این معضل بزرگ بانکی باشد؟
 
آفرینش:جاذبه یا دافعه؟

«جاذبه یا دافعه؟»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن می‌خوانید؛اگر سیاست را هنر تبدیل تهدیدها به فرصت ها و چگونگی تدبیر و مدیریت این روند در راستای پیگیری اهداف خود در عرصه مدیریت کلان جامعه  بدانیم بی گمان در پی آن خواهیم بود که تهدیدها را به تدریج حذف و فرصت ها را سریعا جذب نماییم .

این رویکرد در استراتژی ها و تاکنیک های  هر نظام سیاسی متناسب با هدف و آرمان های ویژه آن انجام می گیرد چرا که از اهرم ها و ابزارهای کار آمد و مفید در جهت رسیدن به اهداف به شمار می رود.راه و روش  فوق در سیاست داخلی  نه تنها دارای کارایی حداکثری است بلکه در زمینه ی سیاست خارجی نیز توانایی فوق العاده ای در تبدیل دشمنان به دوستان داشته و دارد .

با این حال در زمینه ی سیاست داخلی و قلمرو مرزهای ملی کشورمان با آنکه رهبر معظم انقلاب بر سیاست جذب حداکثری و رفع حداقلی تاکید کردند برخی نگرش ها و مسئولان در جهتی خلاف رویکرد جذب حداکثری و دفع حداقلی عمل می نمایند عملی که بی شک حاوی پیامدها و آثار زیانبار خاص خود بر منافع همگانی و ملی کشور در سطوح مختلف اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و روانی است .

مهارت و تدبیر سیاست مداران در دریای آرام و خفته آشکار نمی شود بلکه هدایت کشتی در تلاطم امواج سهمگین است که راه ساحل نجات را فرا روی آنان می گشاید گرنه امواج تهدیدها آنچنان گسترده و عظیم خواهد بود که در صورت سو» مدیریت ساکنان کشتی آنان را به دست سرنوشت خواهد سپرد سرنوشتی که دیگر آنان قادر به تغییر آن نیستند اما چنانچه تدبیر و مهارت در کنارمدارا و مداراگری بینش آنان باشد جدااز اجماع در اهداف مشترک از اختلافات در راستای رسیدن به هدف مشترک سود می جویند.

بی گمان شرایط خطیر جامعه ما با توجه به اوضاع بین المللی هر نگرش و گرایش فکری را در جامعه باید بر نگاهی مداراگرایانه و افزودن بر دایره دوستان و کاهش دایره دشمنان رهنمون می ساخت اما به نظر می رسد کسانی هنوز بر سیاست خویش مبنی بر" خذف حداکثری و جذب حداقلی" پایبند بوده و بر اساس این نگرش گفتار و رفتار خویش را به اجرا می گذارند گفتار و رفتاری که جز در سایه ی بحران زدایی و تولد بحرانی نو و اضافه کردن بر مشکلات سیاسی کشور حاصلی نداشته است چرا که اگر سیاست و تدبیر طرفداران این نگرش مفید فایده بود اکنون و پس از گذشت شش ماه از پایان انتخابات همچنان شاهد جو نامتلاطم در جامعه نمی بودیم جوی که بی شک بر سطوح مختلف جامعه تاثیرات چند بعدی گذاشته است و تاثیرات نامطلوبی در تمام حوزه های کشور به بار آورده است.

آیا براستی سیاست مسئولان دولتی در چند ماه گذشته در راستای جذب حداکثری  و دفع حداقلی بوده است آیا در این راه گام هایی برداشته شده است و نتایجی از آن حاصل شده است آیا فرهنگ مداراگری و افزودن بر دایره دوستان و جذب سایر طیف های خارج از دولت در دستور کار مسئولان دولتی بوده است و... آیا دولت و صدا و سیما کوشیده است با گذاردن تریبون صدا و سیما به جناح های مخالف دولت جلو گرایش مردم و شهروندان را به رسانه های خارجی سد نماید ؟ این پرسش ها و دهها پرسش دیگر در شرایطی مطرح می شود که بسیاری از کارشناسان سیاسی بر این نظر هستند جریان ها و نگرش هایی در دولت همچنان بر طبل رادیکالیسم ،ناروا داری و رفتارهای تنگ نظرانه پافشاری می کنند و عملا فرصت آزادی بیان و نظرات مخالفان سیاست های دولت را با اعمال سیاست های سلیقه ای گرفته اند در این میان شایان توجه است که آیت ا... مطهری در اوایل انقلاب فرموده بود :" من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می دهم که یک وقت خیال نکنند حفظ و نگهداری اسلام با سلب آزادی بیان محقق می شود" حال باید از مدافعان سیاست های تنگ نظرانه و سلیقه ای پرسید آیا براستی کوشیده ایم در راستای سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی گام هایی را برداریم و آیا این گام ها منتج به نتیجه ای فراخور و مثبت در جامعه انجامیده است؟
 
ایران:درباره قیام 9 دی

«درباره قیام 9 دی»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی ایران به قلم میثم نیلی است که در آن می‌خوانید؛حضور ده‌ها میلیونی عاشورائیان در سراسر میهن پرافتخارمان ایران را نباید تنها پایانی بر یک بغض فروخورده از تحمل چند ماهه نادرستی‌ها و یا صرفاً سیلابی روان و زلال برای رفت و روب خس و خاشاک و پلیدی‌ها ارزیابی کرد و آن را در همین الفاظ محدود و محبوس نمود.

عامه ملت ایران حتی جوانان عزیز، در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد و خالق حماسه‌های پرعظمتی بوده‌اند که هر یک در همان مقاطع آیه‌ای از آیات حقانیت انقلاب اسلامی و نشانه استواری آن درخت تنومند و پر ثمر در برابر شدیدترین شداید و عظیم‌ترین مکاید «نظام جهانی ظلم و فریب» بوده و هست. از راهپیمایی‌های قدسی و بهمنی که نور امید و شکوه آرمان‌های ملت مؤمن ایران را هر ساله به توده‌های مستضعف و آرمانگرا در سراسر کره ارض هدیه می‌کند، تا تظاهرات غیرتی مردم در 25 اردیبهشت‌ها و 23 تیر‌ها و 28 آبان‌ها و... و بسیار روزهای خدایی دیگر که از فرط تعدد حتی در ذهن جاگیر هم نمی‌شوند؛ از تجمع‌ها و استقبال‌های بی‌نظیری که از مولا و مقتدای عزیز انقلاب اسلامی در کوی و برزن شهرها و استان‌ها صورت می‌پذیرد تا آنچه که مردم در سفرهای استانی دولتمردان خدوم و انقلابی در این سال‌ها به نمایش گذارده‌اند و...

اما آنچه که در روز چهارشنبه نهم دی 88 رخ داد، حتی از جنس آن چهارشنبه غربت‌زدا و دوست داشتنی بیست و سوم تیر 78 هم نبود.
تهران در آن چهارشنبه عاشورایی شاهد یک تجمع بزرگ یا یک راهپیمایی باشکوه و یا حتی یک تظاهرات به یاد ماندنی نبود؛ نه.

شاید تنها کلمه مبارک «قیام» بتواند بار آن همه معنای مستتر در قیام امت برای دفاع غیورانه از دین خدا و اولیای خدا، قیام مؤمنان برای هشدار به منافقان کهنه‌کار و دوچهرگان حرفه‌ای که این روزها به برکت خون سید شهیدان، پرده از دوستی‌های پنهانی‌شان با ائمه کفر فرو افتاده است؛ باشد.

قیام اسلامی به مانند 15 خرداد 42 علیه تمام جبهه باطل، از صهیونیست‌ها تا منافقین خلق و سلطنت‌طلب‌ها و بهایی‌ها و رسانه‌های انگلیسی و امریکایی و...؛ قیام در برابر هتاکی و سب و آشوب؛ قیامی برای بیدارباش به کسانی که با پز نخبگی و در لباس خواص، از سویی بدترین مواضع را با سکوت راضیانه خویش و از سوی دیگر، فتنه‌انگیزترین بیانات را در پوشش و تظاهر به حکمیتی منفعلانه ابراز داشتند؛ قیام مستضعفان ولایتمدار و بی‌ادعا در مصاف با مستکبران و گردن کلفت‌ها و پروارشدگان از اموال و سرمایه‌ها و رانت‌های حرام که خویش و تبار خویش را فراتر از قانون می‌شمرند و عدالت را سال‌هاست قربانی مصلحت‌ها و منفعت‌های شخصی و گروهی خود نموده‌اند. قیام دینمداران عاشورایی در برابر ...
و تازه این شروع حرکت است. قیامی که نقطه آغاز هزیمت‌های پی در پی دشمنان ایران اسلامی است.

البته انتظار انقیاد و تسلیم زودهنگام جریان نفاق در برابر این قیام میلیونی ملت را نباید داشت، اما از آنجا که راهبرد دشمن به مانند جنگ صفین، فرسایشی کردن نبرد و غبارآلودن و به هم زدن مرزهای حق و باطل است، همه ما می‌توانیم با شفاف‌سازی و تبیین‌گری و البته مطالبه جدی اجرای عدالت از دستگاه‌های قانونی استواری و جزمیت این بیرق عاشورایی را مستمراً به رخ دشمنان بکشیم.

جهان صنعت:چه کسی از حق ایران دفاع می‌کند؟

«چه کسی از حق ایران دفاع می‌کند؟»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی جهان صنعت است که در آن می‌خوانید؛درخصوص تزلزل جایگاه ایران در اوپک باید گفت که دیدگاه‌های موافق و مخالف درخصوص عملکرد وزارت نفت در سال‌های گذشته و حال باید هم منجر به تزلزل جایگاه ایران شود،چه آنکه درجا زدن تولید نفت در 5/3 میلیون بشکه در مقابل خیز عراق برای افزایش تولید نفت از 5/2 میلیون بشکه کنونی به 12 میلیون بشکه موضوعی است که روز به روز قدرت ایران را در اوپک به چالش کشیده است.

این موضوع در مقابل انتخاب دبیرکلی اوپک از سوی ایران که اینک به رویا‌های دست نیافتنی تبدیل شده بر دشواری شرایط افزوده است.از سویی به گفته تحلیلگران بازار نفت از دیگر علل این امر را می‌توان در دست نیافتن ایران به جایگاه مطلوب در دبیرخانه اوپک مورد بررسی قرار داد. زیرا جایگاه ایران در این دبیرخانه در سال‌های گذشته تنزل یافته و پست‌های کلیدی و حساس در اختیار ایران نیست.

این در حالی است که وزیر نفت جایگاه ایران در دبیرخانه اوپک را بسیار خوب ارزیابی می‌کند، معلوم نیست این خوش‌بینی‌ها که به چنین نتایجی منجر شده، چه نتایج وخیم‌تری را در پی خواهد داشت؟


افشای سناریوی فراری دادن سران فتنه از مهلکه
ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، محسن رضائی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

ارزیابی فعالان سیاسی از بیانیه موسوی و نامه رضایی  

■ حسینیان، رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس: از محورها و خواسته‌های مشترک نامه رضایی و بیانیه موسوی، این برمی‌آید که از یک مرکز مشترک برنامه‌ریزی شده است
■ کوثری، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس: موسوی با انتشار بیانیه، مردم را رودرروی هم قرار می‌دهد و این از شیوه‌های نفاق است
■ 5 اتحادیه دانشجویی سراسر کشور: نامه دبیر مجمع تشخیص مصلحت به رهبری، تکرار سناریوی جام زهر‌ هاشمی، موسوی و رضایی در دوران امام(ره) است
■ ابراهیمی، عضو جامعه روحانیت مبارز: موسوی به‌جای بیانیه باید توبه نامه صادر می‌کرد و از مردم و رهبر معظم انقلاب عذرخواهی می‌نمود
■ صفایی، رئیس فراکسیون زنان مجلس: طرح رضایی در حکم یک راه فرار و مفری برای سران فتنه است

گروه سیاسی ـ بیانیه شماره 17 میرحسین موسوی که در آن ضمن دفاع از حرمت‌شکنان در روز عاشورا و ایراد اتهامات واهی به نظام پنج شرط اولیه برای پایان دادن به حرکت‌های غیرقانونی و آشوب‌طلبانه تعیین شده است، در حالی از سوی محسن رضایی نوعی عقب‌نشینی تلقی می‌شود و وی بر آن مبنا در نامه‌ای به رهبر انقلاب راهکارهایی برای حل بحران خود ساخته آنان ارائه می‌دهد که فعالان سیاسی بیانیه اخیر موسوی را در تداوم 16 بیانیه گذشته با همان لحن طلبکارانه ارزیابی و به تبع آن نامه رضایی را در راستای یافتن راهی برای فرار سران فتنه از محاکمه تحلیل کرده‌اند.
در این زمینه رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس با اشاره به محورهای مشترک نامه رضایی و بیانیه اخیر موسوی درباره وحدت ملی گفت: محورهایی از نامه و بیانیه سیاسی محسن‌رضایی و موسوی با هم مشترک است که این امر نشان می‌دهد اینگونه نامه‌ها و بیانیه‌ها از یک مرکز مشترک برنامه‌ریزی می‌شود.
حجت الاسلام والمسلمین روح‌الله‌حسینیان نماینده مردم تهران و رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس، مجلس با ابراز تعجب از محسن رضایی که بیانیه سراسر تهمت، توهین و نیز باطل موسوی را در نامه خود به رهبر انقلاب عقب نشینی می‌خواند، تصریح کرد: متأسفانه آقای رضایی عقب نشینی نظام را، پیشنهاد سازنده در نامه سیاسی خود می‌انگارد.
وی به محورهای مشترک نامه محسن رضایی و بیانیه سراسر توهین موسوی اشاره کرد و اظهار داشت: سخنان مشترکی چون اذعان به وجود بحران، محور قرار دادن اقتصاد، عمل کردن مجلس و قوه قضائیه به وظایف قانونی، محور مشترکی است که در نامه و بیانیه سیاسی محسن رضایی و میرحسین موسوی مشترک است که این امر نشان دهنده آن است که این‌گونه خواسته‌های غیرقانونی و احیاناً شعارهای حقی که اراده باطل از آنها صادر شده، در یک مرکز مشترک برنامه‌ریزی می‌شود و از حلقوم افرادی خاص خارج می‌شود.
حسینیان اضافه کرد: آقای رضایی ظاهرا در راهپیمایی مردم تهران شرکت کرده، اما به شعارهای یکپارچه آنان که خواستار برخورد قاطعانه با سران فتنه بود شاید نشنیده‌ و یا به درستی آن را درک نکرده‌اند.
حسینیان با طرح این سئوال از محسن رضایی که آیا قادر است جنایت‌های هولناک سران فتنه و بدتر از همه جنایت‌ها یعنی تهمت تقلب به جمهوری اسلامی را جبران کند، متذکر شد: قطعاً صدور چنین نامه‌هایی آب به آسیاب دشمن ریختن است و موجب ترغیب و تشویق دشمن و سران فتنه به ادامه جنایت خود می‌شود.
رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی خطاب به محسن رضایی تأکید کرد: بعد از نامه یا بیانیه سیاسی خواهید دید که سران فتنه جرأت بیشتری پیدا خواهند کرد و امریکای جنایتکار امیدوار و دشمنان اسلام و امام حسین پررو تر خواهند شد.
● بیانیه جدید موسوی همان خطبه‌هاشمی رفسنجانی است
فاطمه آلیا، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: محتوای بیانیه جدید موسوی با پیشنهادهای‌هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه بعد از انتخابات، یکی است.
اسماعیل کوثری، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز گفت: موسوی با انتشار بیانیه مردم را رودرروی هم قرار می دهد و این طرز صحبت و انتشار بیانیه‌ها همگی در حکم نفاق است.
● موسوی به جای بیانیه باید توبه‌نامه صادر می‌کرد
حجت الاسلام حسین ابراهیمی عضو جامعه روحانیت مبارز هم تأکید کرد: موسوی به‌جای بیانیه باید توبه نامه صادر می‌کرد و از مردم و رهبر معظم انقلاب عذرخواهی می‌نمود. محمود احمدی‌بی‌غش نماینده مردم گرمی نیز بیانیه جدید موسوی را دست نوشته امریکا دانست و تأکید کرد: موسوی دیگر یک متهم نیست بلکه یک مجرم است.
● طرح‌های ارائه شده برای فرار سران فتنه از محاکمه است
همچنین رئیس فراکسیون زنان نیز با اشاره به نامه رضایی به رهبری گفت: این طرح در جهت تساهل و تسامح بیشتر و یک راه فرار و مفری برای سران فتنه است. طیبه صفایی نماینده مردم تهران و رئیس فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی در نقد نامه محسن رضایی به مقام معظم رهبری اظهار داشت: نامه رضایی و توصیه به رهبر برای ارائه رهنمود ایجاد وحدت اصلاً صحیح نبود.
● نامه محسن رضایی تکرار سناریوی جام زهر است
در همین حال پنج اتحادیه دانشجویی سراسر کشور با صدور بیانیه مشترکی تأکید کردند: نامه دبیر مجمع تشخیص نظام به رهبری، تکرار سناریوی جام زهر‌هاشمی، موسوی و رضایی است.
در این بیانیه که به امضای اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان، بسیج دانشجویی، دفتر تحکیم و جنبش عدالتخواه دانشجویی و اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل رسیده، تأکید شده است: با انتشار پشت سر هم و در یک روز بیانیه هفدهم موسوی و نامه آقای رضایی از یک سو و گذری کوتاه به سال‌های جنگ و حضور سؤال برانگیز آقایان‌ هاشمی، موسوی و رضایی - مثلث ما نمی‌توانیم- در پرونده ناراحت‌کننده خوراندن جام زهر به امام راحل(ره) سؤالات و ابهامات جدی و جدیدی به عرصه می‌آید. به راستی آیا باز هم عده‌ای بنای بر تحمیل خواست خود دارند؟
● عباس عبدی: سیاستمدار باید اهل سازش باشد
با این وجود در میان اصلاح‌طلبان نیز بیانیه موسوی چندان هم مورد توجه قرار نگرفته و نسبت به آن انتقاداتی وجود دارد. از جمله عباس عبدی با انتقاد به جمله آخر بیانیه موسوی که می‌گوید این مسائل احتیاج به گفت‌وگو و مذاکره ندارد، گفت: «سیاستمدار همیشه باید آمادگی گفت‌وگو و مذاکره داشته باشد. سازش حسن هر سیاستمداری است.»
عباس عبدی از مشاوران مهدی کروبی در انتخابات در گفت‌وگو با یک سایت خبری نزدیک به اصلاح‌طلبان در مورد تحلیل‌هایی که بیانیه موسوی را عقب‌نشینی می‌دانند اظهار داشت: «استفاده از کلمه عقب‌نشینی، استفاده بیجا و نامناسبی است.»
وی با مردود دانستن این نظر که رویکرد موسوی تغییر سطح چانه‌زنی سیاسی و آشکار ساختن مذاکرات پنهان است؛ گفت: «متأسفانه موسوی اهل مذاکره نبود، و اساساً یکی از ایرادهای من به ایشان همین است که همیشه باید باب مذاکره را باز می‌گذاشت، بلکه زمینه را خودش فراهم می‌کرد.»
از سوی دیگر اما عماد افروغ با موضعی مشابه محسن رضایی در قبال نامه موسوی در یادداشتی نوشت: بیانیه آقای میرحسین موسوی و تأکید بر محورهایی که مورد تردید برخی از جناح‌ها و فعالین سیاسی بود را به فال نیک می‌گیرم.


نامه محسن رضایی به رهبر معظم انقلاب/ استقبال رضایی از راهکارهای میرحسین برای باز
ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن رضائی

نامه محسن رضایی به رهبر معظم انقلاب/ استقبال رضایی از راهکارهای میرحسین برای بازگشت آرامش

نامه محسن رضایی به رهبر معظم انقلاب/ استقبال رضایی از راهکارهای میرحسین برای بازگشت آرامش

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، پس از حضور میلیونی مردم در راهپیمایی روز چهارشنبه نامه‌ای را به خطاب به رهبر معظم انقلاب اسلامی نوشت.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر رضایی راهپیمایی روز چهارشنبه را جبران شرمندگی ناشی از اهانت به مراسم عاشورا دانست و تصریح کرد علاوه بر آن باعث خنثی شدن برنامه‌های دشمن نیز شده است .

وی با شاره به حضور میلیونی مردم در این راهپیمایی و با تاکید بر اینکه همه اقشار و گروه‌های سیاسی در میان جمعیت دیده می‌شد، افزود: « صحنه این تظاهرات مصداق بارز پیام وحی بود که " واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا ". این حادثه می‌تواند سر آغاز یک تحرک جدی در پیشرفت امور کشور و پایان بخشیدن به نگرانی‌ها و ابهامات ماه‌های اخیر در سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی و سایر فعالیت‌های کشور گردد ولی شک ندارم که افراط‌گرایانِ هردو طرف، با رفتارهای نادرست از یک سو و دشمنان کمین کرده ملت ایران با بغض و عصبانیت از سوی دیگر، تلاش خواهند کرد آثار و دستاوردهای این حرکت عظیم را خنثی کنند.»

فرمانده جنگ در دوران دفاع مقدس در ادامه از تمام تمام فعالان سیاسی و بزرگان انقلاب خواست تا به پیروی از ملت ایران به صورت دسته جمعی در سپاسگذاری از حرکت مردم به یک حرکت نمادین دست بزنند.

وی سپس به بیانیه جدید میرحسین موسوی اشاره کرد و با تاکید بر راهکارهای وی برای برون‌رفت از وضعیت به وجود آمده، تصریح کرد: عقب‌نشینی آقای میرحسین موسوی از انکار دولت آقای احمدی‌نژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به اینکه مجلس و قوه قضاییه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هر چند دیرهنگام بود ولی می‌تواند سر آغاز یک حرکت وحدت‌بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم چنین از رهبر انقلاب درخواستی را مطرح کرد و گفت:‌ صدور پیامی از سوی حضرتعالی و یا رهنمودهایی در یک سخنرانی می‌تواند حرکت جدیدی را که برای وحدت، همدلی، برادری، گذشت و ایثار در جامعه شروع شده تقویت کند و استمرار بخشد تا هم کسانی که در جناح‌های سیاسی اشتباهاتی داشته اند از اشتباه خود برگردند و همکاری با یکدیگر را آغاز کنند و هم از شروع فعالیت افراط‌گرایان جلوگیری شود و دشمن کمین کرده را نا امید سازند.