| کدیور،سروش و ملکیان مثلث عرفان های کاذب |
| ساعت ۱:٥٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧ کلمات کلیدی: عرفانهای کاذب ، محسن کدیور ، عبدالکریم سروش ، مصطفی ملکیان |
|
روشنفکرنمایان دینی کشورمان از جمله: «سروش، ملکیان و کدیور»، در واقع به جنگ با خدا برخاستهاند. آنها به جای رفع مشکلات معرفتی مردم، اول حیات آدمی را تا حد زیست حیوانی فرو کاستند و سپس معنویت و دیانت را تا حد احساسات روانشناختی و حالات درونی، بریده از مبدأ، معاد و فارق از هستیبخش و معنابخش جهان، فرو میکاهند.
برهان/ ابوالفضل عنابستانی؛ تمامی ادیان در زمان خود، دینی نوظهور تلقی میشدند: «مسیحیت، زرتشت، اسلام، متودیسم و …» خصوصیت ویژهای که در ادیان نوظهور معاصر وجود دارد و آنها را از ادیان سنتی جدا میسازد، تکثر، تنوع و التقاطگرایی شدیدی است که در میان آنها یافت میشود. اولین موج ظهور فِرق جدید در غرب، نظیر «بیداریهای بزرگ» در آمریکا یا آیینهایی نظیر «علم مسیحی»، «شهود یهوه» و «مورمونها» که در قرن نوزدهم میلادی ظهور یافتند، تقریباًً همگی مشترکاتی با سنت یهودی- مسیحی داشتند، اما در موج جدیدتر، اول؛ به ادیان غیرابراهیمی نظیر هندوییزم، بودیزم و شینتو تمایل و تشابه فراوان نشان دادهاند و دوم؛ ترکیبی التقاطی از ادیان رسمی، مفاهیم اومانیستی و سایکولوژیک، در قالبی تجربهگرایانه مهیا ساختهاند. افزون بر این، جامعهشناسان دین، از نوعی ادیان بسیار جدید نیز یاد کردهاند که خصوصیت فروکاهشی دین در آنها بسیار ملموستر و مشهودتر است و به طور کلی سیری نزولی در ادیان جدید دیده میشود: ۱ـ از وحی لایتغیر الهی به دینی چونان عناصر معنوی و تجربی؛
۲ ـ از این دین معنوی فروکاسته به دین معنوی معطوف به غایات اومانیستی؛
۳ ـ از دین اومانیستی به دین مصرفی عرضه شده در بازار دینی؛
۴ ـ از بازار دینی به دینی مانند ابزاری معطوف به اهداف اقتصادی دون پایه.
در جامعهی ایران نیز برخی از روشنفکران، خواسته یا ناخواسته در همین راه گام برداشتهاند و در واقع با دین و خدا به جنگ برخاستهاند. میراث پیامبران الهی حذف «دنیاگرایی» بود، اما در عصر جدید، پیامبران «این جهانیگری» به دنبال حذف خدا و دین از شئون دنیوی بودند تا سکولاریسم و «این جهانیگرایی» بر حیات جمعی آدمی چیره شود و قلمرو حضور دین و معنویت، محدود به حوزهی خصوصی و آخرت شود، اما هماکنون موج سوم مخالفت با خدا در حال شکلگیری است، موجی که همچون کف روی آب است و سودای حذف خدا و دین از معنویت و سکولاریزاسیون امر آخرت را در سر میپروراند.
روشنفکر نمایان دینی کشورمان از جمله: «سروش، ملکیان و کدیور»، در واقع به جنگ با خدا برخاستهاند و نشان این مدعا نیز، ادعاهای خود ایشان است.ادعاهایی مبنی بر «دین سکولار»، «سکولاریسم دینی»، «معنا منهای خدا»، «معنویت بلا دیانت»، «معنویان بی دین» و…. این روشنفکر نمایان به جای اینکه به دنبال رفع مشکلات معرفتی مردم باشند، اول حیات آدمی را تا حد زیست حیوانی فرو کاستند و تمامی همت بشر را مصروف شکم و شهوات معرفی کردند و سپس معنویت و دیانت را تا حد احساسات روانشناختی و حالات درونی، بریده از مبدأ، معاد و فارق از هستی بخش و معنابخش جهان، فرو میکاهند.
«معنویت» و طرح آن در ایران
«عبدالکریم سروش» با ترویج نسبیت معرفتی، پلورالیسم دینی، تجربهی دینی، ضدیت با اسلام فقاهتی و مرجعیت مدار، اخلاق نسبی، مخالفت با جهاد و شهادت، طرد حجیت دین، نفی دین در دنیای مدرن و … دقیقاً همان مدعاهای مروجان عرفانها و معنویتهای نوظهور را مطرح ساخت و راه را برای روشنفکران بعد از خود، باز کرد. «مصطفی ملکیان» در پروژهی عقلانیت و معنویت خود گفته است که معنویت یعنی احساس آرامش، شادی، امید و رضایت باطن داشتن و با درون خود کشمکش نداشتن. وی همچنین اظهار داشته است که دین و معنویت دو پدیدهی متعارض و متغایرند و شرط معنویت تعلق خاطر داشتن به یک دین و مذهب خاص نیست، بلکه معنویت از نظر تعلق خاطر و عدم تعلق خاطر به یک دین خاص، بیاقتضا و لا بشرط است.
شاخصهی بسیار اصلی معنویت، فاصله گرفتن از ادیان سنتی در اموری همچون تفاسیر آزاد متون دینی و خالی شدن از مناسک و شعایر است. خالی شدن ادیان مبتنی بر معنویت جدید، از محوریت وحی و اتوریتهی فوق بشری، موجب آن میشود که انواع «معنویت»، بیاندازه متکثر و غیرمشابه شود، بهگونهای که مفهوم «معنویت» همچون مثالی که ویتگنشتاین بهکار میبرد یعنی «بازی» و جز با «شباهت خانوادگی»، قابل بازشناسی نخواهد بود. به ظاهر همین امر است که جناب ملکیان را وا میدارد تا تعریفی کارکردی از «معنویت» ارایه دهد: «ما معنویت را بر اساس فونکسیون آن اینگونه تعریف میکنیم: فرآیندی که فرآوردهی آن، کمترین درد و رنج ممکن باشد.»
«عبدالکریم سروش» با ترویج نسبیت معرفتی، پلورالیسم دینی، تجربهی دینی، ضدیت با اسلام فقاهتی و مرجعیت مدار، اخلاق نسبی، مخالفت با جهاد و شهادت، طرد حجیت دین، نفی دین در دنیای مدرن و … دقیقاً همان مدعاهای مروجان عرفانها و معنویتهای نوظهور را مطرح ساخت و راه را برای روشنفکران بعد از خود، باز کرد.
افزون بر غایتی که بنا به اعتقاد ملکیان، عبارت است از کاستن درد و رنج انسان، نه بار یافتن به عبودیت و تهیگشتن از انیت و انانیت، بدایت معنویت نیز ناظر به انسان است. انسان روشنگری شده و غوطهور در نگرش اومانیستی، آغاز پروژهی «معنویت» را نه در خارج، بلکه در درون فرد انسانی میجوید. «معنویت»، دیانتی است در خدمت بشر، نه آنکه بشر در خدمت معنویت باشد. «معنویت» تا آنجا معتبر، قابل احترام و لازم الاطاعه است که فرد انسانی، آن را خادم و نه سر بار و مزاحم خویش بیابد. صبغهی اومانیستی «معنویت»، کاملاً غالب است و بنابراین معنویتهای نوظهور «مادیگرایی معنوی» است و شاخصهی اصلی آنها، تقویت نوعی خود محوری بهوسیلهی تکنیکهای معنوی است.
مصطفی ملکیان اولین بحث را که به طور رسمی گفتمان معنویت را شکل داد، آغاز کرد و «اسلام معنوی»، اصطلاحی که از سوی «محسن کدیور» در سال ۱۳۸۰ بهکار رفت، کاربردی متأخر بود. پیشتر از او، مصطفی ملکیان با پیگیری آنچه خود، آن را «پروژهی عقلانیت و معنویت» میخواند، از اواسط دههی ۷۰، جایگزینی «معنویت» بهجای دین را مطرح ساخته بود و پیش از این نیز، بحث صرطهای مستقیم (پلورالیسم) و تجربهی نبوی (تجربهی دینی) که از سوی عبدالکریم سروش مطرح شده بود، راه را برای ادعاهای تناقضآمیز و پیامبر گونهی معنویتهای نوظهور باز کرده بود. هر چند ملکیان از «معنویت»، به شدت حمایت کردهاست، ولی سخنی از «اسلام معنوی» به میان نیاورده است، شاید به این دلیل که در معنویت ملکیان، چندان تمایزی میان ادیان مختلف باقی نمیماند. پروژهی معنویت ملکیان و کدیور، یک نقطهی اساسی و جوهری مشترک دارند: «تشدید زدایی از دین»
حجم احکام، حدود انتظارهای بشر، شدت الزامآوری، میزان معرفتزایی و یقینآوری و ثقل اعتقادهای متافیزیکی، همه و همه تضعیف شده و به سوی محو شدن شتاب میگیرند. تشدید زدایی از دین، هر چند آشکارا در محصولات فکری دههی ۷۰ عبدالکریم سروش دیده نمیشود، اما وی در اوایل دههی ۷۰، با طرح تمایز میان بخشهای ذاتی و عرضی دین، یا قشر و لب و لب لب، فضایی گفتمانی را گشود که سالهای بعد، شاهد روشنفکران «معنویت» اندیش گشت. سخنرانی «محسن کدیور» در سال ۱۳۸۰ تحت عنوان «از اسلام تاریخی به اسلام معنوی» را میتوان آغاز مشخص مرحلهی دوم روشنفکری او دانست. کدیور که پیشتر به عنوان مثال در کتاب «حکومت ولایی»، مقالهی «بحث ارتداد» (عصر ما، ۱۳۷۷) و نوشتار «اسلام، مدارا و خشونت» (کیان، ۱۳۷۷)، از موضعی درون دینی و با اتکا بر مفاهیم و قواعد و ظرفیتهای فقه سنتی، به بررسی مسایلی همچون ولایت فقیه و حقوق بشر میپرداخت، در این مرحله به نوعی اجتهاد در مبانی گرایش یافت.
«مصطفی ملکیان» در پروژهی عقلانیت و معنویت خود گفته است که معنویت یعنی احساس آرامش، شادی، امید و رضایت باطن داشتن و با درون خود کشمکش نداشتن. وی همچنین اظهار داشته است که دین و معنویت دو پدیدهی متعارض و متغایرند و شرط معنویت تعلق خاطر داشتن به یک دین و مذهب خاص نیست، بلکه معنویت از نظر تعلق خاطر و عدم تعلق خاطر به یک دین خاص، بیاقتضا و لا بشرط است. محسن کدیور «رها کردن اسلام از آن دسته احکامی که مصلحتشان منقضی شده و تنها قالب، ظاهر و صورتشان باقی مانده و دیگر، وصول به اهداف و غایات متعالی دین را تأمین نمیکنند و تأکید مضاعف بر غایت، محتوا و مغز تعالیم دینی» را کار مشترک عالمان دین و اسلامشناسان بصیر دانسته است. وی پذیرفته است که این روند، سبب «کوچکتر شدن قلمرو دین» میگردد و ضرورت پیگیری این روند را در تناقضی میجوید که مفاهیم دینی با یافتههای عصر مدرنیته پیدا کردهاند. او معتقد است: «آرام آرام دستآوردهای تمدن جدید و محصولات مدرنیته به عرف زمانه و به اصطلاح فنیتر، به سیرهی عقلای این دوران تبدیل شده است» و همین سیرهی عقلا است، که باید گزارههای دینی متعارض با آن به صورتی حل شود. او در نهایت رویکرد اسلامی معنوی و غایتمدار را در نکات زیر خلاصه میکند: «اول: ملاک اعتبار احکام شرعی در هر زمان، عادلانه بودن و موافقت آن با سیرهی عقلا است.
دوم: احکام شرعی در عصر نزول عادلانه، عقلایی و بههنجار بودهاند. این ضوابط هم شرط حدوث و هم شرط بقای دینی بودن است.
سوم: شارع تنها خدا و رسول(صلیاللهعلیهوآله) است و غیر معصوم نمیتواند عهدهدار تشریع دینی شود. احکامی که به دلیل عدم احراز عادلانه بودن یا عقلایی بودن از حوزهی احکام شرعی خارج میشوند، هیچ حکم دینی جایگزین آنها نمیشود؛ بلکه در آن موارد به قوانین عقلایی بدون استناد متکلفانه به دین عمل میشود.
چهارم: در این رویکرد، از حوزهی فقه و شریعت به تدریج کاسته میشود؛ هر چند به عمق و ژرفای قلمرو دین افزوده میشود.»
مصطفی ملکیان معتقد است که باید امروزه فهم سنتی از دین تاریخی را کنار نهاد و به معنویت روی آورد. به تعریف وی، «معنویت یعنی دین عقلانیت یافته و عقلانی شده»؛ معنویت ملکیان، غیرتعبدی، تجربهگرا و غیر مبتنی بر ما بعدالطبیعه و فاقد شخصیتهای مقدس و امور مقطعی و محلی است. در مقایسهی این مفهوم از معنویت با اسلام معنوی کدیور، آشکار میشود که به رغم اشتراک در تشدید زدایی از دین (به شرحی که گذشت)، تفاوتهایی جدی در میزان این تشدید زدایی میان آن دو وجود دارد. محسن کدیور با مد نظر قرار دادن نوعی روتوش دین برای سازگار ساختن آن با مدرنیته، این پروژه را در حوزهی فقه، آن هم تنها در بخش احکام معاملی، محدود و محصور ساخته است؛ حال آنکه مصطفی ملکیان، آن را به تمام ابعاد دین، از مبانی متافیزیکی گرفته تا روح تعبد، برکشانده است.
سخنرانی «محسن کدیور» در سال ۱۳۸۰ تحت عنوان «از اسلام تاریخی به اسلام معنوی» را میتوان آغاز مشخص مرحلهی دوم روشنفکری او دانست. کدیور که پیشتر به عنوان مثال در کتاب «حکومت ولایی»، مقالهی «بحث ارتداد» (عصر ما، ۱۳۷۷) و نوشتار «اسلام، مدارا و خشونت» (کیان، ۱۳۷۷)، از موضعی درون دینی و با اتکا بر مفاهیم و قواعد و ظرفیتهای فقه سنتی، به بررسی مسایلی همچون ولایت فقیه و حقوق بشر میپرداخت، در این مرحله به نوعی اجتهاد در مبانی گرایش یافت.
* سروش، ملکیان و کدیور به دنبال سکولاریتهکردن الهیات شیعه نچه از گفتههای بالا دریافت میشود این است که ترویج معنویتهایی که از سوی ملکیان، سروش و کدیور ترویج و تبیین شده است، در راستای سکولاریته و یا عرفی کردنالهیات شیعه است و غلبهی تفسیر سکولاریستی از الهیات، مانع از آن مىشود تا از دین به عنوان یک ایدئولوژى جهت تفسیر و توجیه رفتارهاى سیاسى استفاده شود و در نهایت دین را به عنوان یک امر شخصی و درونی فروکاهش داده است. تفسیرهای لیبرالیستى و عرفیگرایانه از معنویت و دیانت عمیقترین کار نظرى و تئوریکى است که غرب مدرن در شرایط فعلى براى استحالهی حرکت انقلاب اسلامی مىتواند انجام دهد. این نکتهی حایز اهمیت که روشنفکری و تحجر دو لبهی قیچی هستند که به اسلام ناب محمدی ضربه زدهاند و بنابراین غرب براى مقابله با حرکت اجتماعى و سیاسى دنیاى اسلام افزون به حمایت از تفسیرهاى لیبرالیستى و سکولاریستی از دین! از هر حرکت مذهبى دیگرى که بتواند در جهت تضعیف آن عمل نماید، نیز استفاده مىکند و به همین دلیل از حرکتهاى مذهبى قشرىگرایانه و متحجرانهاى که فارغ از تفسیرهاى مدرن حضور فعال سیاسى اسلام را تاب نمىآورند و یا آن که فعالیتهاى سیاسى دینى خود را در خدمت اختلافهای فرقهاى و مانند آن قرار داده و امت اسلامى را تضعیف مىکنند، حمایت مىکند.
ترویج معنویتهایی که از سوی ملکیان، سروش و کدیور ترویج و تبیین شده است، در راستای سکولاریته و یا عرفی کردنالهیات شیعه است و غلبهی تفسیر سکولاریستی از الهیات، مانع از آن مىشود تا از دین به عنوان یک ایدئولوژى جهت تفسیر و توجیه رفتارهاى سیاسى استفاده شود و در نهایت دین را به عنوان یک امر شخصی و درونی فروکاهش داده است. * ویژگىهاى معنویت سکولار و عرفانهای کاذب
در مجموع میتوان گفت که معنویتهای نوظهور و عرفانهای کاذب که حاصل تفسیر لیبرالیستى و عرفیگرایانه از دین است، داراى خصوصیات زیر میباشد:
۱ ـ حضور اجتماعى دین و از جمله اسلام را به صورت یک ایدئولوژى فعال اجتماعى تاب نمىآورد و آن را در سطح زندگى فردى و شخصى به رسمیت مىشناسد.
۲ ـ اصالت معرفت دینى و هویت هدایتگرایانهی آن را انکار نموده است.
۳ ـ قرائتی عرفیگرایانه و لیبرالیستی از دین که منجر به شکلگیری معنویتهای نوظهور در جامعه میشود در قیاس با نظم جهانى موجود صورتى محافظهکارانه دارد و در قیاس با حرکت تمدنى دنیاى اسلام صورتى برانداز دارد و در ابعاد داخلى به رغم داعیههاى محافظهکارانه و اصلاحطلبانهاى که دارد، خشونتزا و براندازانه است.(*)
*ابوالفضل عنابستانی؛ کارشناس مسایل فرهنگی
|
|
| اطلاعات ابطحی از سفر کدیور به اسرائیل |
| ساعت ۱٢:٥۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدعلی ابطحی ، محسن کدیور ، جنبش سبز |
|
گفته می شود محمدعلی ابطحی اطلاعات مهمی از دو سفر کدیور به اسرائیل و برخی از روابط آنچنانی مهاجرانی با لابی صهیونیست ها، دارد کدیور از ترس افشای این اطلاعات خود را ناچار به تحویل گرفتن ابطحی می داند.
"عماریون"- به گزارش کیهان، ارگان حلقه لندن از یک سو محمدعلی ابطحی را «شهید زنده جنبش سبز»! خطاب کرد و از طرف دیگر خطاب به وی که جزو حامیان کروبی بود، نوشت: شما بسیار تندروتر از حامیان آقای موسوی بودید و نقطه ضعف های فراوان ستاد شما به کل جنبش سبز لطمه زد.
ابطحی هفته گذشته در مصاحبه ای تاکید کرده بود: تندروی های جنبش سبز به اصلاح طلبان خیلی ضربه زد. عمده ترین اشتباه جریان اصلاحات را این می دانم که مواضع طیفی از اصلاح طلبان، حرکات رادیکال بود و قطعا مواضعی نبود که اصلاح طلبی به خاطر آن بنا شده بود. برخی مواضع رادیکال این چنین باعث شکست ما شد. جریان اصلاحات در جنبش سبز خیلی ضربه خورد. مواضع متناقض در جنبش سبز، یأس و ناامیدی را پراکند. سایت «جرس» بلافاصله پس از این اظهارات ضمن ترور شخصیت ابطحی مدعی شده بود وی زیر فشار و شکنجه کم آورده، این بار مدعی شد ابطحی شهید زنده جنبش سبز است و نوشت: شهید را معنای بسیار است، حاضر، ناظر، محسوس و مشهود، نمونه و سرمشق، میداندار و کانون گرم هر قضیه. نیز جانباز را هم معنای بسیار است و چه زیباتر از آن که او را «شهید زنده» می نامند. آری یک جانباز را با شهید چه تفاوتیست که او هم در راهی که می داند آمیخته به هزار خطر است مردانه گام بردارد و بی هیچ باکی به جان می خرد جنبش سبز در دل خیل عظیم طرفدارانش از این نوع جانباز و از این قماش جانبازیها بسیار دیده و باید متعجب بود که چرا از تکریم این ابرمردان بازنشسته است. جانبازان آن دادگاههای نمایشی نفرت انگیز که گاه تمام و گاه بخشی از آبرو و اعتبار و منصب و جان خود را فدا کردند سخن با آن کسانی است که ابطحی ها و دیگر همرزمانش را برای زخمهایی که بر آبرو و پیشینه دارند سرزنش می کنند! این زخمها ننگ ابطحی ها نیست بلکه سند محکم آبرو و شرف آنهاست. مدال افتخاری است که جنبش سبز با آن بر تمام اقتدار این جبارین می تازد و بر آنها فخر می فروشد آری ابطحی ها شهدای زنده این جنبش اند و احترامشان از همیشه واجب تر.» سایت وابسته به محسن کدیور با وجود این تعارفات توخالی، طاقت نیاورده و در مطلب دیگری به قلم ابراهیم نبوی نوشت: گاه شرایط بحرانی چنان دشوار می شود که چشم چشم را نمی بیند و زیر این آب گل آلود، یا در این جنگل مه آلود، نمی دانی داری جلو می روی یا دور می زنی یا به عقب برمی گردی. گفتگوی ابطحی در چنین شرایطی منتشر شد. حاصل اینکه او مورد هجوم وحشتناک و سنگین برخی حامیان جنبش سبز، یا برخی از طرفداران تندروی قرار گرفت و در این فضای هشت الهفت، ارتش سایبری نیز مثل همیشه آتش بیار معرکه شد. وی با پیاده کردن کروبی از قطار جنبش سبز نوشت: آقای ابطحی! شما می گویید اصلاحات از جنبش سبز خیلی ضربه خورد. شما مرد شماره دوم ستاد جناب کروبی بودید، طبیعی است که نمی توانستید عضو جنبش سبز حامی موسوی هم باشید. اینکه شما به سمت آقای کروبی رفتید به دلیل این نبود که جنبش سبز به اصلاحات لطمه می زد، از قضای روزگار، حامیان آقای کروبی بسیار تندروتر از حامیان میرحسین بودند و نقطه ضعف های فراوانی در ستاد زیر نفوذ شما به کل جنبش لطمه زد. اما فارغ از اینکه طرفداران کروبی بیشتر به جبهه خودشان ضربه زدند یا حامیان موسوی، باید از جرسی ها پرسید ابطحی چه طور می شود هم شهید زنده و جانباز فتنه سبز باشد و هم متهم شود که او و دوستانش بیشترین ضربه را به همین جریان زده اند؟! گفتنی است اظهارات ابطحی با استقبال بسیاری از فریب خوردگان فتنه سبز روبرو شد به طوری که نفی سخنان مستدل وی از سوی اپوزیسیون امکان پذیر نبود. و اما گفته می شود محمدعلی ابطحی اطلاعات مهمی از دو سفر کدیور به اسرائیل و برخی از روابط آنچنانی مهاجرانی با لابی صهیونیست ها، دارد کدیور از ترس افشای این اطلاعات خود را ناچار به تحویل گرفتن ابطحی می داند. |
|
| پاسخ رسالت به اظهارات محسن کدیور؛ در اموری که بی صلاحیتید ورود نکنید |
| ساعت ۱٢:٤۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن کدیور ، روزنامه رسالت |
|
روزنامه رسالت در یادداشتی با عنوان«وقتی کدیور چک بلامحل میکشد!» نوشت: *"محسن کدیور" طی سخنانی در جلسهای که ظاهراً به پرسش و پاسخ اختصاص داشته، سخنان مبسوطی را پیرامون مسائل مختلف طرح نموده است. اظهارنظر وی در لندن و در اواخر تیر ماه بیان شده که به تازگی یکی از سایت های ضد انقلاب آن را منتشر کرده است.
* کدیور پیرامون سیستم قضائی موجود در ایران خاطر نشان میکند: "یکی از اشتباهاتی که در جمهوری اسلامی اتفاق افتاد، این همانی فقه و حقوق بود؛ چرا که برداشتن مرز میان قوانین عرفی و شرعی- که در مشروطه مشخص شده بود- توسط جمهوری اسلامی و نه به نفع سیستم عرفی، بلکه تنها به نفع سیستم شرعی بود و قانون مجازات اسلامی نیز که به نظر من یکی از پسرفتهترین قانون نویسیها در جهان معاصر است این کار را بر عهده گرفت و بسیاری از فقها در زمینه قضاوت اشتباه کردهاند که پنداشتهاند قضاوت کردن صرفاً کار فقهاست."
* شناخت مبنایی از دو مقوله "فقه" و "حقوق" دلالت بر آن دارد که میان آن دو ارتباط وجود دارد و نمیتوان آن دو را به کلی جدای از هم تلقی کرد. البته تفاوتهایی بین "فقه" و "حقوق" وجود دارد ولی نکته آن است که نمیتوان صرف آن تفاوتها، حکم بر بی ارتباطی فقه و حقوق راند... با شکلگیری و قوام نظام جمهوری اسلامی، ارتباط تنگاتنگ و در هم تنیده "فقه" و "حقوق" به بار نشسته است و در قالب قوانین موضوعه عینیت یافته است بی آنکه به "عرف" لطمه وارد آید چه اینکه ردپای عرف در بسیاری از قوانین مشهود است؛ ضمن آنکه در "فقه" نیز به مسئله عرف همواره توجه شده است و فقها در فتاوی خود، "عرف" را لحاظ کردهاند.
*این ادعای کدیور مبنی بر اینکه "قانون مجازات اسلامی" از پسرفتهترین قانونها در جهان معاصر است در حالی است که ایشان برای ادعای خود هیچ دلیلی را بیان نمیکنند و تنها از این مطلب گویا عصبانی هستند که چرا قانون مجازات اسلامی، سیستم "شرعی" - و نه عرفی- را حاکم کرده است.با این توصیف؛ اگر به گمان کدیور علت پسرفته بودن قانون مجازات اسلامی، موازین اسلامی و استفاده از مجازاتهای اسلامی چون "حدود"، "قصاص"، "دیات" و "تعزیرات" بر مبنای فقه اسلامی است، باید گفت:اولااین مجازاتها متکی بر قانون الهی "و ما انزل الله" است و ناگفته پیداست که از نقصان قوانین بشری مبرا میباشد. ثانیا فقه اسلامی این ظرفیت و پتانسیل را دارد که بنابر اقتضائات زمانی در هر عصر و دورهای، پیشرفتهترین قوانین از آن متأثر و ملهم باشند.
*جای تعجب است که اساتید و حقوقدانان غربی بر پیشرفته بودن و استحکام فقه اسلامی اعتراف و اذعان دارند ولی کدیور سعی دارد القا نماید که قانون مجازات اسلامی مبتنی بر فقه اسلامی پسرفتهترین قانونها در جهان معاصر است.
* از آنجایی که "لکل مقام مقال" بهتر است کدیور در اموری که تخصص و صلاحیت آن را ندارند، ورود نیابند چرا که آن وقت ادعاهای مطرح شده آن چنان بدون پشتوانه است که گویا چک بلامحل کشیده شده است!(*)
|
|
| فالوده خوری محسن کدیور با مامور سابق CIA |
| ساعت ۱۱:۱٥ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩ کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، محسن کدیور ، جنبش سبز |
|
کیهان نوشت: امضای بیانیه مشترک با 2 مقام اطلاعاتی و امنیتی آمریکا از سوی برخی عناصر ضدانقلاب، تعجب یک سایت وابسته به مخالفان جمهوری اسلامی را برانگیخت. محسن کدیور، فاطمه حقیقت جو، تریتا پارسی، رامین جهانبگلو، مهرزاد بروجردی، فریده فرهی و... اخیرا بیانیه ای را در کنار پل پیلار (رئیس سابق بخش خاورمیانه در سیا) و جان لیمبرت (از جاسوسان سفارت آمریکا در تهران و رئیس سابق میز ایران در وزارت خارجه) و نیز برخی شهروندان آمریکایی نظیر شائول نجاش، پروانه آبراهامیان، جیمز دوبینز، خوان کول، وین وایت، استفان کینزی و گری سیک امضا کردند که طی آن به بهانه مخالفت با سازمان منافقین، از فتنه سبز اعلام حمایت شده بود. سایت خودنویس در واکنش به این اتفاق عجیب نوشت: سایت روزنامه فایننشال تایمز این اعلامیه را منتشر اما خیلی زود حذف کرد. یک روزنامه نگار به خودنویس گفت که ممکن است دلیل این مساله، آمدن نام حجت الاسلام کدیور در کنار یک مسئول سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) باشد. به گفته این روزنامه نگار یکی از دلایل حساسیت و حذف احتمالی فهرست از سایت فایننشال تایمز، همراهی نام محسن کدیور و یک مسئول سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و همچنین یک مسئول امنیتی سابق وزارت خارجه این کشور است. اکثر افرادی که در این فهرست حضور دارند، شهروند آمریکا هستند و درخواستشان از دولت و کنگره این کشور از نظر این روزنامه نگار بلااشکال است اما شاید حضور نام محسن کدیور و برخی افراد در این فهرست می توانست باعث ایجاد تحلیل هایی متفاوت از سوی رسانه های حاکمیت در ایران شود. |
|
| آب انگلستان مزاج محسن کدیور را اسرائیلی کرد |
| ساعت ۱:۱٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩ کلمات کلیدی: محسن کدیور ، بهائیت ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی |
|
ارگان حلقه لندن رسماً از فرقه استعماری و انگلیس ساخته بهائیت حمایت کرد. به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان، پایگاه اینترنتی جرس وابسته به محسن کدیور در مطلبی خلاف واقع ادعا کرد بهائیان در ایران مورد تجاوز!! قرار می گیرند. کدیور افندی در این خوش خدمتی و سیاه بازی بی سابقه، بهائیان را مردمانی صلح جو و خواهان آرامش که حقوق مذهبی شان در ایران نقض می شود معرفی کرد و مدعی شد به همین خاطر انسانیت زیرپای حکومت ایران له می شود. سایت جرس در عین حال به نیابت از سران بهائیت خواستار مجازات مقامات ایرانی شده است. |
|
| نظرات جالب کدیور در مورد آرا فقهی منتظری |
| ساعت ۱٢:٢۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن کدیور ، حسینعلی منتظری |
|
یخ انقلاب اسلامی و تصمیمات بزرگی که برای آن گرفته شده است از آن دست مقولاتی است که باید نسل به نسل منتقل تا نقش هر کس و میزان خدمت و یا خیانت او ثبت شود. برخی در طول تاریخسازی یک کشور ممکن است تصمیمات متضاد و حتی متناقض اتخاذ کنند و با تحریف تاریخ، گذشته خویش را تطهیر سازند. |
|
| ادامه انشقاق گسترده در لیدرهای فرقه سبز؛ |
| ساعت ٢:۱٧ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، محسن کدیور ، جنبش سبز |
|
پس از فحاشی به مهاجرانی نوبت به کدیور رسید هنوز بحث اختلاف گسترده فرقه سبز و رسانه های ضد انقلاب با عطاءالله مهاجرانی در مورد اظهارات اخیرش داغ بود که امروز یکی از این رسانه ها از عمق اختلافش با محسن کدیور نیز پرده برداشت. |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |



