انتقادهای اصولگرایان به 8+7 و جدیدترین نظرات جبهه پیروان
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، اصولگرایی ، محمدحسین صفارهرندی ، جبهه پایداری
احتمال تغییر در 8+7/ این ساز و کار جامع‌ترین نیست و تغییر در آن را باید به عقلانیت اضلاع اصولگرایی سپرد

گروه سیاسی- جریان اصولگرایی همان‌طور که در انتخابات مجلس هشتم با مدل 6+5 و جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات حاضر شد،‌ در پی آن است که برای انتخابات مجلس هشتم نیز به ساز و کار واحدی دست یابد.

به گزارش رجانیوز، در حال حاضر، از ساز و کار 8+7 به‌عنوان یک مدل اولیه یاد می‌شود، اگرچه برخی اصرار دارند که این مدل را نهایی بخوانند اما برخی از اصولگرایان که حتی در این مدل نیز نماینده اضلاع اصولگرایی هستند به این ساز و کار انتقاد دارند.

شاید مهم‌ترین این انتقادها مربوط به اختصاص نماینده ویژه برای لاریجانی و قالیباف باشد. برخی از جمله محمد حسین صفارهرندی معتقد هستند که منطق اختصاص سهم مجزا از اضلاع اصولگرایی به این دو نفر روشن نیست، چرا که آن‌ها در قالب جریان سنتی و تحول‌خواه جای می‌گیرند، بنابراین، نباید نماینده جداگانه داشته باشند.

حسین فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران نیز از این روش انتقاد کرده و گفته است اگر قرار باشد افراد به‌طور مجزا از جریان‌ها نماینده داشته باشند، فردی مانند احمد توکلی به‌دلیل سوابقش بر بقیه اولویت دارد.

برخی از نزدیکان محسن رضایی هم پس از آنکه دیدند قرار است به لاریجانی و قالیباف سهم ویژه داده شود اما برای رضایی در این فرآیند سهمی در نظر گرفته نشده است، شاکی شده و جبهه ایستادگی را به راه انداختند. حسین کنعانی از نزدیکان رضایی نیز تهدید کرده که چنانچه نظرات‌شان تأمین نشود، احتمال ارائه لیست جداگانه وجود دارد.

اما شاید جدی‌ترین انتقادها به این فرآیند را جبهه پایداری انقلاب اسلامی داشته باشد که نظرات خود را اوائل هفته جاری به‌صورت مکتوب نیز به آیت‌الله مهدوی‌کنی و آیت‎الله یزدی ارائه کرد.

این جبهه که معتقد به تبعیت کامل از ولایت فقیه و مرزبندی با جریان‌های فتنه و انحرافی است، معتقد است که بر اساس معیار اول، رهبر معظم انقلاب در دیدار هشتم خرداد ماه با نمایندگان مجلس، بر رعایت احترام انتخابات با دخالت نکردن قوا تأکید کردند که همان‌طور که قوه مجریه و قضائیه نباید در این قضیه دخالت کنند، رئیس قوه مقننه نیز نباید شأن خود را در حد دخالت در ساز و کار انتخاباتی فروبکاهد، آنچنانکه در انتخابات مجلس هشتم نیز حدادعادل رئیس وقت مجلس از دخالت در مدل جبهه متحد خودداری کرد.

حدادعادل نیز هفته گذشته در حاشیه همایش جبهه پایداری وقتی که خبرنگار با یادآوری بیانات رهبر انقلاب در مورد دخالت نکردن مسئولان در انتخابات کشور از وی پرسید "شما در زمانی که ریاست مجلس هفتم را بر عهده داشتید، به این توصیه رهبر معظم انقلاب عمل کردید، آیا در این دوره نیز ریاست مجلس هشتم به این توصیه عمل خواهد کرد"، گفت: هنوز اتفاقی نیفتاده در این دوره هم توصیه های رهبر انقلاب رعایت می شود.

جبهه پایداری همچنین با یادآوری هشدار دیگری از رهبر انقلاب مبنی بر نزدیک نشدن نمایندگان به کانون‌های قدرت و ثروت، شهرداری تهران را یکی از این کانون‌ها می‌داند و تأکید دارد که بر همین اساس، وزن دادن به شخص شهردار تهران مغایر بیانات رهبری است.

این جبهه همچنین با یادآوری سابقه فعالیت‌های انتخاباتی مجلس هشتم که لاریجانی و قالیباف از لیست موازی ائتلاف اصولگرایان با عنوان "ائتلاف فراگیر اصولگرایان" بر خلاف توافق اصولگرایان مبنی بر حضور در انتخابات با لیست واحد حمایت کردند، تأکید می‎‌کند که با توجه به این سابقه عهد شکنی سیاسی نباید با سهم دادن به این افراد به نوعی به آن‌ها جایزه داد!

در عین حال، برخی با اصرار بر مدل 8+7 به نوعی القا می‌کنند که این فرآیند نهایی شده و به منزله وحی منزل همه باید به آن تن بدهند. اما علاوه بر انتقادهای فوق، حبیب‌اله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز می‌گوید که احتمال تغییر در ساز و کار 8+7 وجود دارد.

وی در گفت‌وگو با شماره امروز (پنج‌شنبه)‌ هفته‌نامه شما در پاسخ به این سؤال که "چشم‌انداز آینده وحدت و همگرایی اصولگرایی را چگونه می‌بینید؟"، می‎گوید:

«چشم‌انداز آینده اصولگرایان بسیار روشن است. آنها بر اساس عقل جمعی به تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری می‌رسند. در انتخابات مجلس هشتم با ساز و کار 6+5 به تصمیم خوبی رسیدند اکنون هم با ساز و کار 8+7 که ممکن است در آینده اندکی تغیر کند روند همگرایی خود را طی می‌کنند.

اصولگرایان همه زعامت آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی و جامعتین را پذیرفته‌اند. در جامعه خودشان در انتخابات آینده نامزدی ندارند. آنها دغدغه حفظ انقلاب و حفظ وحدت اصولگرایان را دارند. خالصانه و متواضعانه پای پیش نهادند تا این امر محقق شود. اولین اقدام آنها صدور منشور اصولگرایی بود که مورد استقبال همه اصولگرایان قرار گرفت. اکنون نیز بحث‌های ابتدایی صورت گرفته است و یک پایداری برای اتحاد و همگرایی اصولگرایان شکل گرفته است و انشاءالله این پایه هر روز محکمتر می‌شود.

سازمان اصولگرایان هیچ مشکلی برای شکل‌گیری خود ندارند. هر رجل سیاسی و مذهبی در این سازمان و هر حزب و گروهی جایگاه خاص خود را دارند.

هیچ کس جای دیگری را تنگ نمی‌کند. هر کس به اندازه توان و استعداد خود در مسیر گفتمان خدمت، پیشرفت و عدالت گام برمی‌دارد. مردم ناظر این فعالیت‌ها هستند و هر کس را فعال‌تر، مخلص تر دیدند به آن کمک می‌کنند.

اصولگرایان اکنون در حال باز تولید گفتمان خود هستند. ما در آینده شاهد نوعی نوسازی در این گفتمان بر اساس نیازهای مردم و مطالبات مردم به‌ویژه اقشار محروم هستیم.»

در ادامه این گفت‌وگو نیز وقتی خبرنگار مجدداً می‌پرسد که "ساز و کار 8+7 چقدر جامع است؟"،‌ عسگراولادی بار دیگر بر احتمال تغییر در این ساز و کار تأکید می‌کند و می‌گوید: «ما معتقد نیستیم این ساز و کار جامع‌ترین است، ممکن است در آینده بر اساس آخرین برآوردها مورد قبض و بسط قرار گیرد ما باید این قبض و بسط را به سیاست‌ورزی و عقلانیت اضلاع اصولگرایی بسپریم.»

در عین حال، به‌نظر می‌رسد اکثریت جریان اصولگرا ساز و کار فعلی را قابل اصلاح بدانند تا بتواند چتر فراگیرتری ایجاد کند و احتمال چندگانگی در این جریان را کاهش دهد، اگرچه ممکن است یک بخش اقلیت با اصرار بر این ساز و کار و مطلق و بی‌عیب دانستن آن، بخواهد زمینه انشقاق را ایجاد کند اما همان‌طور که عسگراولادی تأکید کرده باید قبض و بسط در این ساز و کار به عقلانیت اضلاع اصولگرایی سپرده شود و اجازه نداد برخی با سهم‌خواهی‌های بی‌‌منطق و بدون انعطاف مخل وحدت شوند و برونداد این ساز و کار را نیز به نفع خواص مردود به پیش ببرند.


صفار: نوع ورود ویژه‌نامه ایران به موضوع حجاب منافقانه است
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدحسین صفارهرندی ، روزنامه ایران ، حجاب

برهان؛ به دنبال اوج تنش و جنجال آفرینی جریان انحرافی در چند ماه گذشته و واکنش بجا و اصولی رسانه‌های ارزشی، شاهد یک مقطع تقریبا سکوت در رویکرد این جریان بودیم که تحلیل‌گران نکته‌سنج سیاسی از آن تحت عنوان «سکوت فعال» نام می‌بردند و معتقد بودند باید منتظر فاز بعدی چالش زایی این جریان بود. سرانجام این سکوت شکسته شد و این بار تیم مرد جنجالی دولت دهم با ویژه‌نامه‌ی خاتون، ضمیمه‌ی رایگان روزنامه‌ی ایران عرض اندام کرد. در این زمینه با محمدحسین صفار هرهندی، وزیر سابق فرهنگ و ارشاد و کارشناس وتحلیل‌گر مسایل سیاسی به گفت‌و گو نشسته‌ایم:

پس از یک دوره سکوت فعال، جریان انحرافی ویژه نامه‌ای با موضوع «حجاب» و رویکردی لیبرال توسط روزنامه‌ی «ایران» منتشر کرد. به اعتقاد شما این اقدام در چنین شرایطی چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

نفس کاری که صورت گرفت، یکی از مصداق‌های روشن عمل انحرافی بود. انحراف، عبارت است از نشاندن فرع به جای اصل و بردن اصل به حاشیه؛ بر اساس عملکرد ماه‌های گذشته‌ی جریان انحرافی می‌توان گفت مهم‌ترین مشخصه‌ی این جریان، نوعی تباه کاری در حوزه‌ی فرهنگ، اقتصاد و نیز مباحث اخلاقی و مشابه آن بوده است. برای جریانی که به گفته‌ی برخی عناصر دستگیر شده‌ی آن، دچار انحراف اقتصادی بوده و در حوزه‌ی اعتقادی نیز به خصوص در موضوع مهدویت و انتظار، به دنبال دامن زدن و نهادینه سازی نگاهی به شدت فاسد و ناسالم در جامعه و ایجاد نوعی انحراف اعتقادی بوده است، بهترین راه برای فرار از این اتهام‌ها، نوعی فرافکنی می‌باشد. از این رو در این راستا و برای معطوف ساختن توجه افکار عمومی از این انحرافات اقتصادی و اعتقادی، به شکلی جنجالی مسأله‌ای مناقشه برانگیز را مطرح کردند که البته موضوعی فرعی بوده و محل بحث اساسی میان صاحبان اندیشه و نظر نیست. در این میان نوع پردازشی که صورت می‌گیرد نیز به گونه‌ای است که تنها القا کننده‌ی نگاه اصلی آن‌ها به مقوله‌ی حجاب نمی‌باشد. نگاهی که در مصاحبه با برخی عناصر این جریان مطرح شده و نشان دهنده‌ی فاصله‌ی فراوان آن با نگاه خالص دینی و اسلامی است. چراکه هدف اصلی، ایجاد آشوب در فضای ذهنی جامعه و تقابل کاذب میان دو بخش از مردم می‌باشد که بر اساس آن، طرفداران چادر در مقابل مخالفان چادر قرار می‌گیرند و در واقع این مسأله به عنوان عامل اصلی‌ترین دسته‌بندی فرهنگی جامعه معرفی می‌شود.

به اعتقاد بنده نوع پرداخت به این مسأله، منافقانه بوده به گونه‌ای که عوامل آن از یک سو خود را طرفدار حجاب به منزله‌ی یک ضرورت اعتقادی و دینی معرفی کرده و حتی از سوابق تاریخی حجاب قبل از اسلام در ایران که بیان‌گر پای‌بندی به این ارزش است، صحبت به میان آورده و از دیگر سو با الگو نمایی از کسانی که هیچ‌گونه التزام عملی به حجاب ندارند، پوشش آن‌ها را بهترین نوع پوشش معرفی می‌نماید. در واقع در محتوای این ویژه نامه دامن زدن به یک نوع حیرت و سرگردانی موج می‌زند. بنابراین از این رفتار می‌توان نتیجه گرفت که این مجموعه در صدد اثبات هیچ چیزی نبوده و هدف آن صرفاً به هم ریختن و ایجاد آشفتگی و دسته‌بندی کاذب در جامعه می‌باشد. البته این مسأله، شیوه‌ی همیشگی این جریان به شمار می‌رود به گونه‌ای که همواره ارتزاق آن به واسطه‌ی ایجاد یک تضاد در جامعه اعم از تضاد بین دسته‌ها، اقشار اجتماعی و فرهنگی و یا گروه‌های سیاسی صورت گرفته است. بنابراین جامعه باید با حفظ هوشیاری خود و با درک اهداف واقعی و پنهان این جریان، از افتادن در دام آن پرهیز نموده و بهای مورد نظر آن را نپردازد.

هم‌چنین باید گفت در حقیقت نفس اعلام برائت بسیاری از کسانی که حتی در جایگاه مشاور رییس جمهور و یا در رده‌های نزدیک به آن، در قالب نویسنده، مشاور و ... در تهیه‌ی این ویژه نامه از آن‌ها استفاده شده و انتقاد آن‌ها از سوء استفاده و بعضاً تحریف مطالبشان، گواه نیات ناسالم دست‌اندرکاران تولید این نشریه بوده است. البته این قبیل اقدامات توسط روزنامه‌ی ایران در گذشته نیز روی داده است. پیش از این نیز یک ویژه نامه‌ی چهار صفحه‌ای همراه روزنامه‌ی ایران منتشر گردید که پُر بود از اهانت به شخصیت‌های برجسته‌ی نظام اعم از عالمان دینی و یا دست‌اندرکاران؛ در این ارتباط عملکرد ارگانی که منتسب به دولت می‌باشد جای تعجب دارد. چرا که از آن انتظار می‌رود ضمن پرهیز از تحریک افکار عمومی و احساسات جامعه همواره آرامش آفرینی نماید. اما به دلیل حضور افرادی که شأن این جایگاه را حفظ نمی‌کنند شاهد مواردی از این دست می‌باشیم. هر چند این اقدام در یک قالب فرهنگی و با رنگ و لعابی فرهنگی صورت گرفته است اما این‌گونه به نظر می‌رسد که دست‌اندرکاران تولید این ویژه‌نامه در آستانه‌ی انتخابات مجلس شواری اسلامی به دنبال اهدافی سیاسی خود می‌باشند.

هرچند این اقدام در یک قالب فرهنگی و با رنگ و لعابی فرهنگی صورت گرفت لکن این‌گونه به نظر می‌رسد که دست‌اندرکاران آن در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی اهدافی سیاسی را دنبال می‌کنند. به اعتقاد شما این جریان با ایجاد دوقطبی در فضای فرهنگی کشور کدام بخش از جامعه را برای سبد رآی خود نشانه رفته است؟

مهم‌ترین هدفی که این جریان دنبال می‌کند القای دوقطبی یا وجود تعارض میان قشری در مقابل قشری دیگر، می‌باشد. اما از آن‌جایی که این اقدام بسیار ناشیانه صورت می‌گیرد اثرگذاری مطلوب آن‌ها را در پی نخواهد داشت. به عنوان مثال دست‌اندرکاران این نشریه در حالی که خود را به عنوان وکیل مدافع و نماینده‌ی دولت معرفی می‌کنند، این‌گونه القا می‌نمایند که دولت حاضر، اهل تساهل و تسامح فرهنگی بوده و در قبال مسایلی از قبیل پای‌بندی به شرع مقدس و مسایل اخلاقی حساسیت لازم را نداشته و به نوعی در پی تبلیغ آسان گیری‌های آن هستند. اما مشاهده می‌شود در همین ویژه نامه، تمامی خانم‌هایی که منتسب به دولت معرفی می‌شوند ملتزم به پوشش حجاب از نوع چادر هستند. بر این اساس، باید از دست اندرکاران نشریه ای که درصدد مقابله با حجاب بر آمده پرسید چگونه است که خانواده‌ی شخصیت‌های مطرح همین دولت، هم‌چنان پای‌بند به استفاده از چادر بوده و با افتخار و سرافرازی، خود را منتسب به این لباس وارداتی -به قول او- دانسته و هم‌چنان با این کسوت در انظار عمومی ظاهر می‌شوند؟ این پریشانی در پردازش، محصول حضور یک نگاه منحرف از مقوله‌ی فرهنگ و کاملاً جهت دار سیاسی است، تا با ایجاد دوقطبی در جامعه، دامی را برای جذب جماعتی که احیاناً از نظر پوشش ظاهری ملتزم به قواعد جاری کشور نیستند، پهن نماید. این دوگانگی را تنها می‌توان محصول یک نفاق و دورویی دانست. لکن با هوشیاری موجود در جامعه، این اقدام نه به دل افراد ملتزم به حجاب اسلامی -اعم از چادر یا حجاب اسلامی بدون چادر- می‌نشیند و نه به دل کسانی که اهل رعایت حجاب اسلامی نیستند. چرا که آن‌ها گوینده‌ی این ادعاها را ناصادق تشخیص داده و این عدم صداقت مانع از رسیدن دست اندرکاران این نشریه به اهداف خاصشان می‌شود. این جریان با الگوگیری از تجربه‌های گذشته سعی دارد تا با شکل دادن دوگانه‌ای مشابه مدل‌های پیشین، بهره‌ی مورد نظر خود را در فضای سیاسی در آستانه‌ی انتخابات ببرد. این یک ترفند نخ نما شده و رنگ و رو رفته است که تنها می‌تواند افراد ساده لوح را فریب دهد.

بنابراین چنین اقدامی را مسبوق به سابقه می‌دانید؟

بله؛ در اواخر دولت سازندگی، فرزند رییس جمهور وقت با توسل به همین اقدام‌ها، به قطب به اصطلاح معنوی جریانی بدل شده بود که هنجارهای جامعه را مورد تعرض قرار می‌دادند. هرچند می‌توان گفت در یک دوره جامعه به نوعی فریب همین ترفند را خورد و نتیجه‌ی دوگانه‌ی به وجود آمده، راه یافتن این خانم به مجلس شورای اسلامی بود اما با گذشت چند سال از این ماجرا، در انتخابات بعد ایشان حتی بخت انتخاب شدن در آخرین نفرات لیست 30 نفره‌ی تهران را پیدا نکرده و نتوانست از رتبه‌ی 45 یا 46  بالاتر بیاید و آن جا بود که مردم به مضحک بودن یک چنین ترفندی پی بردند، از این رو هیچ یک از دسته‌های اجتماعی به او روی خوشی نشان ندادند.

به نظر می‌رسد یکی از نتایجی که این جریان دنبال می‌کند آن است که یک فضای امنیتی علیه آنان شکل بگیرد تا به واسطه‌ی آن، پروژه‌ی القای مظلوم نمایی به جامعه را استارت بزند. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

تصور کنید گروهی متهم هستند که میراث فرهنگی کشور را به حراج گذاشته و با ذخایر معنوی جامعه‌ی ما که اشیا و عتیقه‌هایی با قدمت هزاران ساله می‌باشند از سر سوداگری و به نفع خود معامله کرده باشند. شعارهای چنین افرادی که در قبال به تارج بردن میراث معنوی و فرهنگی این کشور اتهام مشخص داشته‌اند هر چند که با رویکرد دفاع از میراث فرهنگی و سوابق تاریخی باستانی و مکتب ایرانی همراه باشد تا چه حد برای مردم قابل قبول خواهد بود؟ در این خصوص باید گفت دم خروس طمع ورزی‌های شخصی از لای ردای آن‌ها هویداست. بنابراین تصور بنده این است که تغییر دادن صورت مسأله و فریب دادن جامعه، از جمله اهداف پنهان چنین اقدامی است. بر این اساس به اعتقاد بنده واکنش‌هایی از جنس تجمع‌های اعتراض آمیز گروه‌های مختلف برضد مسایل سخیفی که احیاناً در این ویژه نامه مطرح شده حرکت کردن در پازل مطلوب این جریان به شمار می‌آید.

واکنش صحیح را چه می‌دانید؟

بنابراین بی‌توجهی به این اقدام و در عوض برجسته نمودن اتهام‌های اصلی این جریان که فساد اقتصادی و اعتقادی و حرکت در جهت خلاف مصالح و منافع عمومی کشور می‌باشد، بهترین راه مقابله با این جریان به شمار می‌رود. برای کسانی که چندان این جریان را جدی نمی‌گرفتند و با سکوت لیدر جریان معتقد بودند رسانه‌ها نیز باید سکوت کرده و نباید به آن توجه نمایند آیا این اقدام می‌تواند سندی دال بر این واقعیت باشد که این جریان شمشیر را از رو برای اسلام و ارزش‌های انقلاب بسته و سکوت آن صرفاً یک حرکت تاکتیکی بوده است؟

اگر ما به وجود یک جریان انحرافی با آن سوابق و کارنامه‌ی مشخص باور داشته و مطلع باشیم که دستگاه‌های اطلاعاتی کشور نیز نسبت به وجود آن اعلام هشدار نموده و در نهایت متهمان قابل توجهی از آن‌ها در دستگاه قضایی پرونده دارند، چه طور می‌توان پذیرفت که این جریان در یک نقطه اعلام آتش بس نموده و در واقع دست از اعتقادها و اقدام‌های خود برداشته است؟ این یک سکوت و آتش بس تاکتیکی می‌باشد که با هدف کاهش فشار افکار عمومی صورت گرفته و در پی آن است تا هر از چند گاهی با عملیات و اقدام‌های ایضایی نظیر اقدامی که مشاهده شد در حقیقت صورت مسأله‌ی اصلی را به فراموشی سپرده و با طرح موضوعات جدید فرافکنی، در حقیقت، جامعه را به نخود سیاه ارجاع بدهند.


حاشیه ‏های دیدار موتلفه با هاشمی رفسنجانی ادامه دارد
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، جمعیت موتلفه اسلامی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، محمدحسین صفارهرندی
هشدار به‌موقع صفار در مورد ارتجاع، واکنش تند بادامچیان را برانگیخت

دیدار اعضای حزب موتلفه اسلامی با هاشمی رفسنجانی که با عنوان دیدار خانواده های شهدای 26 خرداد،‌ حاج صادق امانی، محمد بخارایی، مرتضی نیکنژاد و رضا صفارهرندی برگزار شده بود، واکنش های متفاوتی را برانگیخت.

به گزارش رجانیوز، پس از آن که روزنامه کیهان به انتقاد از سخنان هاشمی رفسنجانی و نبی حبیبی در این دیدار پرداخت، محمدحسین صفارهرندی نیز در گفتگویی رسانه ای اظهار داشت: این نشست‌ و برخاست‌هایی که اخیرا بعضی‌ از اصولگرایان با آقای هاشمی داشتند به نظر می‌رسد نوعی تعریض به گفتمان اصولگرایی از جانب همین آقایان اصولگرا هم هست که باید گفت اگر آن‌ها هوس کرده‌اند این گفتمان را در مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنت‌ها دفاع کنند، آن سنت‌ها با واقعه ۳ تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست.
 
وی که از خانواده شهدای 26 خرداد است‌،‌ همچنین تاکید کرد: کسان دیگری هستند که از حرف‌هایشان می‌شود این چیز‌ها را فهمید. کسانی که اخیرا از برخی ناکامی‌هایی که در دوستی با آقای احمدی‌نژاد حاصل شده و برخی ناملایمات و رفتارهای نامیمونی که در دولت دهم بروز کرد؛ این را بهانه کرده‌اند برای بازگشت به ارزش‌های قبلی و مثلا هم‌پیمانی با گفتمان سازندگی و شخصیت‌های آن دوره برایشان موضوعیت پیدا کرد.
 
این نشست‌ و برخاست‌هایی که اخیرا بعضی‌ از اصولگرایان با آقای هاشمی داشتند به نظر می‌رسد نوعی تعریض به گفتمان اصولگرایی از جانب همین آقایان اصولگرا هم هست که باید گفت اگر آن‌ها هوس کرده‌اند این گفتمان را در مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنت‌ها دفاع کنند، آن سنت‌ها با واقعه ۳ تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست و اگر دو مرتبه کسانی بخواهند به نوعی همین سنت‌ها را زنده کنند و سنت‌های جناح راستی قبل از اصولگرایی نوین را مطرح کنند مطمئن باشند که در چشم مردم این روش‌ها جلوه نمی‌کند.
 
اگر کسانی می‌خواهند از این مسیر که متضمن تعهد به اصول و ارزش‌های انقلاب و امام است دو مرتبه باز گردند به سنت‌های ماقبل اصولگرایی به یک بخت‌آزمایی شکست خورده وارد می‌شوند که نتیجه آن را در آزمونی مثل انتخابات خواهند دید. هر کس که چنین سودایی در سر داشته باشد بعد از پایان انتخاباتی که حماسه‌سازان اصلی آن مردم هستند، می‌تواند برآورد‌ها و توهمات خود را محک بزند. و باید گفت که وقتی چنین آزمونی به سرانجام می‌رسد دیگر فرصتی برای جبران اشتباهات نیست.
 
پس از این سخنان صفار بود که «اسدالله بادامچیان» در واکنش به انتقادات مطرح شده درباره دیدار اعضای حزب موتلفه با هشامی رفسنجانی، منتقدین را به توطئه علیه روحانیت متهم کرد.
 
وی که شامگاه پنجشنبه در اولین کنگره مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم سخن می‌گفت، اظهار داشت: اخیرا توطئه کثیفی به راه افتاد که اصولگرایی را به سنتی و مدرن تقسیم‌بندی می‌کنند. کسانی که این تفکیک را بیان می‌کنند می‌خواهند روحانیت را تضعیف کنند و می‌گویند روحانیت سنتی است. ما یک اصولگرایی ولایی داریم که در خدمت ولایت است و البته در آن خط و انشعاب رخ می‌دهد.
 
این نماینده مجلس شورای اسلامی بر لزوم مواظبت از شکل‌گیری گروه و باند و سلطه‌گری در درون حزب تاکید کرد و در توصیه‌ای اظهار داشت: لطفا جلوی باند‌ها را بگیرید تا با مشکل مواجه نشوید. هرگز این هدف از یادتان نرود که می‌خواهید هماهنگی انجام دهید.
 
وی بدون اینکه به صورت شفاف نام جریان حاکم را بیان کند تصریح کرد: در این قضیه تغییر جهت سریع و به موقع لازم است و طبق شرایط کند یا تند نرویم. همه تشکلات الهی باید از افراط گرایی، سازش و نرمش بر روی ارزش‌ها و ستیز غیراخلاقی پرهیز کنند و در شناخت فتنه‌ها و انحرافات به خوبی عمل کنند.
 
در این باره یکی از اعضای شورای مرکزی حزب موتلفه به خبرنگار رجانیوز گفت در دیدار خصوصی پیش از دیدار عمومی آقای حبیبی به شدت از مواضع هاشمی رفسنجانی انتقاد کرد. 
 
وی افزود هر ساله در انتهای خردادماه حزب موتلفه اسلامی از دفاتر مسئولین نظام تقاضای وقت می کند که تاکنون و در شش سال گذشته دکتر احمدی ن‍ژاد وقتی به این حزب اختصاص نداده است؛‌اما امسال دیدارها با آقایان هاشمی رفسنجانی و علی لاریجانی و صادق آملی لاریجانی برگزار شده است.

پاسخ تند بادامچیان به صفار هرندی: این یک توطئه کثیف است
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدحسین صفارهرندی ، اسدالله بادامچیان

در حالی که حسین صفار هرندی در اظهاراتی بی‌سابقه حزب مؤتلفه اسلامی را به دلیل دیدار با هاشمی رفسنجانی مورد شماتت قرار داده بود و گفته بود "این نشست‌ و برخاست‌هایی که اخیرا بعضی‌ از اصولگرایان با آقای هاشمی داشتند به نظر می‌رسد نوعی تعریض به گفتمان اصولگرایی از جانب همین آقایان اصولگرا هم هست که باید گفت اگر آنها هوس کرده‌اند این گفتمان را در مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنت‌ها دفاع کنند، آن سنت‌ها با واقعه 3 تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست"، شب گذشته اسدالله بادامچیان از پرسابقه‌ترین اعضای حزب مؤتلفه اسلامی در اظهاراتی بی‌سابقه‌تر به سخنان صفار هرندی پاسخ گفت و افرادی که چنین تفکری را مطرح می‌کنند به تلاش برای تضعیف روحانیت در چارچوب یک توطئه کثیف متهم کرد.

حسین صفار هرندی، وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت نخست احمدی‌نژاد،در گفتگویی با یک خبرگزاری گفته بود: «کسان دیگری هستند که از حرف‌هایشان می‌شود این چیزها را فهمید. کسانی که اخیرا از برخی ناکامی‌هایی که در دوستی با آقای احمدی نژاد حاصل شده و برخی ناملایمات و رفتارهای نامیمونی که در دولت دهم بروز کرد؛ این را بهانه کرده‌اند برای بازگشت به ارزش‌های قبلی و مثلا هم‌پیمانی با گفتمان سازندگی و شخصیت‌های آن دوره برایشان موضوعیت پیدا کرد. این نشست‌ و برخاست‌هایی که اخیرا بعضی‌ از اصولگرایان با آقای هاشمی داشتند به نظر می‌رسد نوعی تعریض به گفتمان اصولگرایی از جانب همین آقایان اصولگرا هم هست که باید گفت اگر آنها هوس کرده‌اند این گفتمان را در مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنت‌ها دفاع کنند، آن سنت‌ها با واقعه 3 تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست و اگر دو مرتبه کسانی بخواهند به نوعی همین سنت‌ها را زنده کنند و سنت‌های جناح راستی قبل از اصولگرایی نوین را مطرح کنند مطمئن باشند که در چشم مردم این روش‌ها جلوه نمی‌کند. اگر کسانی می‌خواهند از این مسیر که متضمن تعهد به اصول و ارزش‌های انقلاب و امام است دو مرتبه باز گردند به سنت‌های ماقبل اصولگرایی به یک بخت‌آزمایی شکست خورده وارد می‌شوند که نتیجه آن را در آزمونی مثل انتخابات خواهند دید. هر کس که چنین سودایی در سر داشته باشد بعد از پایان انتخاباتی که حماسه‌سازان اصلی آن مردم هستند، می‌تواند برآوردها و توهمات خود را محک بزند. و باید گفت که وقتی چنین آزمونی به سرانجام می‌رسد دیگر فرصتی برای جبران اشتباهات نیست». 

در همین حال، اسدالله بادامچیان در پاسخ به این اظهارات حرکت در صراط مستقیم فقاهت،امامت، ولایت، روحانیت و مرجعیت را یکی از موفقیت‌های احزاب الهی برشمرد و اظهار داشت: اخیرا توطئه کثیفی به راه افتاد که اصولگرایی را به سنتی و مدرن تقسیم‌بندی می‌کنند.

وی که شامگاه پنجشنبه در اولین کنگره مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم سخن می‌گفت، ادامه داد: کسانی که این تفکیک را بیان می‌کنند می‌خواهند روحانیت را تضعیف کنند و می‌گویند روحانیت سنتی است. ما یک اصولگرایی ولایی داریم که در خدمت ولایت است و البته در آن خط و انشعاب رخ می‌دهد.

این نماینده مجلس شورای اسلامی بر لزوم مواظبت از شکل‌گیری گروه و باند و سلطه‌گری در درون حزب تاکید کرد و در توصیه‌ای اظهار داشت: لطفا جلوی باندها را بگیرید تا با مشکل مواجه نشوید.

وی دقت در حفظ هدف را مهم دانست و به اعضای مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری گفت: هرگز این هدف از یادتان نرود که می‌خواهید هماهنگی انجام دهید.

بادامچیان خلوص نیت را در انجام کارهای تشکیلاتی حائز اهمیت دانست و تاکید کرد: باید مراقبت کنیم که غرور و افکار قدرت طلبان در تشکیلات حزبی شکل نگیرد.

وی عدم تحمیل دستورات تشکیلاتی بر اعضاء و حضور جدی در صحنه را از اصول مهم فعالیت حزبی دانست و افزود: یک مجموعه حزبی باید همیشه ناصر به زمان باشد و این نصرت و حضور بدون حضور ولی الله زمان میسر نمی‌شود.

بادامچیان با تاکید بر ضرورت همخوانی مواضع احزاب با ولایت فقیه اظهار داشت: ممکن است کسی بگوید که برای چی از یک جریانی حمایت کردیم‎، به خاطر اینکه خط ولایت از این جریان حمایت کرد و امروز هم خط ولایت مخالف است.

قائم مقام حزب موتلفه اسلامی تاکید کرد: امروز شرایط تغییر یافته و وظایف عوض شد‎ و ما نه از گذشته پشیمان هستیم و نه می‌ترسیم، به خاطر اینکه از خودمان اراده داریم و در هر زمان بر اساس شرایط عمل می‌کنیم.

وی بدون اینکه به صورت شفاف نام جریان حاکم را بیان کند تصریح کرد: در این قضیه تغییر جهت سریع و به موقع لازم است و طبق شرایط کند یا تند نرویم.

بادامچیان بیان داشت: همه تشکلات الهی باید از افراط گرایی، سازش و نرمش بر روی ارزش‌ها و ستیز غیراخلاقی پرهیز کنند و در شناخت فتنه‌ها و انحرافات به خوبی عمل کنند.

این نماینده مجلس شورای اسلامی با اشاره به جریان بنی‌صدر گفت: اگر حمایت امام از بنی صدر مصلحتی نبود مسلما اولین کسانی که لبیک گوی امام بودند بهشتی‌ها و یارانشان بودند ولی اینجا وقتی می‌بینیم ابوذر داد می‌زند باید بدانیم چه خبر است.

قائم مقام حزب موتلفه اسلامی تصریح کرد: باید در زمینه شناخت جامعه فعالیت کرد؛ هر چند که کتکش را بهشتی‌ها می‌خورند.

بادامچیان در ادامه انجام فعالیت‌های تشکیلاتی و حزبی را برای کسب قدرت نوعی شرک دانست. 

وی اظهار داشت: متاسفانه بعضی افراد معتقدند که کار حزبی و تشکیلاتی برای کسب قدرت است‏، در حالی که این تفکر نوعی شرکت است.

وی ادامه داد: حزب برای انجام تشکیلات دسته‌جمعی و الهی است و بحث قدرت و ثروت مطرح نیست.

این نماینده مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: کسانی که تصور می‌کنند حزب از غرب آمده باید بدانند که از حزب به زیبایی در اسلام یاد شده و این زیبایی قابل مقایسه با تفکرات غربی نیست.

وی با بیان اینکه قدرت ابزار نیست، تاکید کرد: اگر کسی تشکلی ایجاد کند و برای دستیابی به قدرت به مردم خدمت کند، این شخص قدرت‌پرست است. 

بادامچیان تصریح کرد: کسانی هستند که دوست دارند رئیس جمهور شوند و کار زیادی هم انجام می‌دهند اما همه می‌دانند که این خدمت برای کسب صندلی ریاست جمهوری است.

وی ادامه داد: نفوذ افکار انحرافی در حزب، ظاهرش ساده است ولی اصلش این است که بنیان حزب را متزلزل می‌کند.

قائم مقام حزب موتلفه اسلامی خطر نفوذ افکار انحرافی در احزاب را جدی دانست و تاکید کرد: به محض اینکه تشکلی به راه افتاد شیاطین سعی می‌کنند در آن نفوذ پیدا کنند.

وی تاکید کرد: باید مراقب بود که انسان‌های فرصت طلب و قدرت طلب در احزاب نفوذ پیدا نکنند.

بادامچیان با اشاره به صدور پروانه رسمی برای فعالیت مجمع پیروان امام و رهبری استان قم از کمیسیون ماده 10 اظهار داشت: تولد یک تشکل اسلامی پدیده مبارکی است، چون اراده جمعی در راستای وظایف اسلامی امری پربرکت است.

وی تصریح کرد: عنوان مجمع پیروان امام و رهبری بسیار پرمحتوا و با مفهوم است و اگر محور فعالیت این تشکل غیر از اینکه می‌خواهد یک حزب خدایی باشد، بر محور ولایت و امامت شکل گرفته باشد معلوم است که برکات الهی و عنایات امام زمان(عج) بر این تشکل که اگر صادقانه و مومنانه اقدام کند همواره خواهد بارید.

وی با اشاره به ویژگیهای تشکل‌های اسلامی گفت: تشکل اسلامی یک تشکل کمونیستی نیست که از بالا دستور صادر شود و عده‌ای بی‌چون و چرا اجرا کنند.

بادامچیان گفت: این تشکل‌ها مثل تشکل‌های غربی نیستند که در راستای منافع شخصی کار کنند و در چارچوب تشکل هضم شوند و یا به ابزار منافع سرمایه‌داری تبدیل شوند، بلکه انتخاب آگاهانه و آزادی برای رای دادن در احزاب اسلامی موجود است.

وی ادامه داد: مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری نیاز به هماهنگی و وحدت دارد؛ وحدتی که بر محوریت ولی فقیه و امامت عدل جامعه است و هماهنگی‌های شما در فهم این موضوع به طور جمعی راهگشاست. 

قائم مقام حزب موتلفه اسلامی گذشت نسبت به همدیگر را در موفقیت حزب موثر دانست و گفت: در تشکل ایمانی هر کس خودش را از برادر و خواهر ایمانی خود برتری بداند از نظر اخلاقی مذموم است.

وی بر لزوم تقویت مشترکات بین اعضای تشکیلات حزبی تاکید کرد و یادآور شد: مجمع پیروان امام و رهبری در اداره امور باید به جذب حداکثری و دفع حداقلی اهتمام بیشتری داشته باشد.

بادامچیان اضافه کرد: در نظام اسلامی نباید تشکیلات در خط سلطه و التقاط با مردم باشد، به خاطر اینکه نظام اسلامی نظام ضددیکتاتوری و ضد سلطه است.

وی با ابراز امیدواری از توسعه مجمع پیروان امام و رهبری استان قم اظهار داشت: این مجمع تا قبل از رسمی شدن، فعالیت‌های خوبی ارائه داد و امیدواریم از این به بعد فعالیت‌های این تشکل گسترش یابد.


چگونه فتنه گران و گروه انحرافی به یک نقطه رسیدند؟
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدحسین صفارهرندی ، جریان انحرافی

هرچند جریان منحرفی که به تازگی بروز یافته، حقیرتر از آن است که نظریه پردازی کند، لکن همین ایده را تعقیب می‌کند؛ تا جایی که سرکرده آن، پایان عصر اسلام‌گرایی و آغاز عصر انسان را اعلام می‌نماید. عصر انسان در حقیقت، همان دوره‌ اومانیسمی است که سال‌ها پیش...

پیوند دیدگاه سکولار و لائیک با نگاه متحجرانه‌ای که هیچ‌گونه مأموریت اجتماعی برای انسان قایل نیست، ملغمه‌ای از گروه‌هایی را پدید آورده که با وجود تفاوت‌ها، نتیجه واحدی را دنبال می‌کنند.

به گزارش «تابناک»، حسین صفار هارندی در گفت وگویی با «برهان» با همین موضوع و با بیان اینکه جریان انحرافی و فتنه، هر دو به یک نقطه رسیده​اند، فرازهای تاریخی را طرح کرد که اهم آن به شرح زیر می​آید:

ـــ در این میان، پرسشی مطرح است که هم اینک وارثان تفکر طرد شده توسط مردم، انقلاب و امام(ره) چه افراد و جریان‌هایی هستند؟ به عبارتی می‌توان بخش‌هایی از آن را در تفکرات امثال مجاهدین انقلاب شاخه‌ «بهزاد نبوی»، شاخه‌ای از دفتر تحکیم وحدت که به تکیه بر نگاه روشنفکری اصرار داشت، نفراتی از مجمع روحانیون که خود را مبرای از نگاه متعبد به مسایل دینی می‌دانستند، عناصری از حوزویان که از نگاه تعبدی برائت می‏جستند و نگاه روشنفکرانه را تعقیب می‌کردند، نظیر «مجتهد شبستری» و «کدیور» جست‌وجو نمود.

ـــ با گذشت زمان دیده می‌شود، کسانی که حتی تا در دوره‌ای با هم رقیب بودند، مانند لیبرال‌ها که به شدت با مجمع روحانیون و نیز با مجاهدین انقلاب زاویه داشتند، هم‌سو می‌شوند، همان گونه که با بررسی نشریه‌ «عصر ما» در سال‌های 74 ـ 75 به روشنی مواضع تند علیه جریان لیبرال در آن دیده می‌شود، لکن پس از چند سال این نگاه تلطیف شده و رفته رفته به این سمت ترغیب می‌شود و سرانجام رسما اعلام می‌کند، ما با لیبرال‌ها مشکل نداشته و در کنار هم فعالیت خواهیم کرد.

ـــ نگاه آنها درباره حضور دین در جامعه، یک نگاه حداقلی است که رسمی اعلام می‌شود. بدین معنا که دین باید در ساحت مسایل اجتماعی، کمترین مداخله را داشته باشد. همان‌گونه که از ظواهر امر پیداست، این نگاه طبعاً با نظریه‌ «ولایت فقیه» سازگار نیسد؛ بنابراین، به تدریج شاهد انتقادهای ایشان به مبانی انقلاب و ولایت فقیه هستیم؛ برای نمونه «محسن کدیور» در مقالات مفصلی ادعا می‌کند که خود حضرت امام(ره) هم از احساسات انقلابی مردم سوءاستفاده کرد و در آن هیاهویی که گل کرده بود، حرف خود را به کرسی نشاند. در حالی که اگر مردم فرصت اندیشیدن درست داشتند، زیر بار ولایت فقیه نمی‌رفتند.

ـــ این جمع آرام آرام هویّت واحد خود را به جامعه معرفی می‌کند. در یکی از شماره‌های نشریه‌ «کیان» در مقاله‌ای «سنت نوین روشنفکری» یا «روشنفکری نوین دینی» بررسی می‌شود. این مقاله در بیان ویژگی های جریان روشنفکری تصریح می‌کند که آن‌ها بر خلاف جریان سابق، بر این باورند که عقل و اندیشه متکی به مباحث عقلانی ـ و نه تعبد ـ باید محور باشد؛ افزون بر این‌که باید تکلیف از جامعه رخت بربند و حق جایگزینش شود. آقای «سروش» تأکید داشت که «جامعه‌ مدرن جامعه‌ی حقوق مداران است، نه تکلیف مداران.

ـــ ویژگی دیگر این سنت نوین روشنفکری آن است که تابع حماسه نیست؛ حماسه‌ای که در چپ دهه‌ی 60، شور انقلابی ایجاد می‌کرد. وقتی در این دوره حماسه سرکوب می‌شود، روح سازشکاری جای آن را می‌گیرد؛ برای نمونه، مطرح می‌کردند که ما در گذشته یک چیزی بر ضد آمریکا گفتیم، لکن دوران حماسه گذشته و می‌توان گفت که ما اشتباه کرده‌ایم.

ـــ امروز هر گامی که این جریان برداشته به سمت نزدیکتر شدن به اهداف روشنفکری بوده است؛ بنابراین، در این راه، از یک سو متحد کسانی خواهند شد که لاییک یا سکولار هستند. از سوی دیگر، با گروهی از اهالی دین، که از پیش اعلام کرده‌اند که دین نباید در عرصه‌ سیاست وارد بشود، مثل «انجمن حجتیه» و گروه‌های مشابه پیوند می‌خورند.

برای همین، یک معجونی متشکل از افرادی که شاید به لحاظ فکری متحجرترین‌ها بودند، نظیر انجمن حجتیه و مانند این‌ها و تصورشان این بوده که از انسان، هیچ کاری جز انتظار امام عصر ـ عجل‌الله‌تعالی ـ ساخته نیست تا آن کسانی که اصلاً برای دین هیچ مأموریت اجتماعی قایل نیستند، همچون لاییک‌ها و سکولارها پدید می‌آید، به گونه‌ای که چنانچه از هر گروه دیگری نیز ریزشی صورت گیرد ـ به این معنا که معتقد باشند، باید پر و بال دین را از دخالت در امور اجتماعی سیاسی چید ـ وارد این مجموعه می‌شود؛ برای نمونه، جریانی که معتقد به مهدویتی است که در آن، مسیر اعمال ولایت، یک مسیر شهودی است و نه مسیر و ترتیبی که سلسله مراتب طبیعی داشته باشد، از این دست ارزیابی می‌شود.

ـــ آقایان اصلاح طلب به دلیل تمکینشان در برابر اندیشه روشنفکران به تدریج به این نقطه رسیده‌اند. در این میان، برخی از آن‌ها جسارت بیان کردن این مباحث را به صورت جدی‌تر داشته که شاخه‌ سکولار را تشکیل می‌دهند. برخی دیگر نیز همچنان در رو دربایستی بوده و خود را شاگردان معنوی امام(ره) می‌خوانند، لکن متحدان فکری خود را از بین سکولارها برمی‌گزینند.

ـــ هرچند جریان منحرفی که به تازگی بروز یافته، حقیرتر از آن است که نظریه پردازی کند، لکن همین ایده را تعقیب می‌کند؛ تا جایی که سرکرده آن، پایان عصر اسلام‌گرایی و آغاز عصر انسان را اعلام می‌نماید. عصر انسان در حقیقت، همان دوره اومانیسمی است که سال‌ها پیش در غرب مطرح شد و جریان روشنفکری هم از آنجا ریشه گرفت. حال این جریان نیز ارجاع به اومانیسمی می‌دهد که در آن محور همه‌ موجودات هستی، انسان بوده و تکلیف الهی در آن هیچ‌گونه موضوعیتی ندارد.


منحرف ترین ها از دوران مشروطه تاکنون ...
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدحسین صفارهرندی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

صفارهرندی:منحرف‌ترین‌ها از دوران مشروطه تاکنون با قرارگیری در کنار علما هدفشان را دنبال‌کرده‌اند.

ما آن امام جمعه هاشمی را می‌خواهیم که وقتی خطبه‌های نماز جمعه را می‌خواند تا یک هفته بچه‌های حزب‌الله بسیجی انرژی داشتند. اما اگر ایشان می‌خواهند امام جمعه افرادی باشند که در صف نماز زن و مرد دوشادوش هم با کفش به نماز می‌ایستند، این نظر و تصمیم ایشان است.

صفار هرندی گفت : در گذشته افرادی بودند که بارها گفتند نیازی به کمک رهبری و ولایت فقیه نداریم یا در چارچوب قانون اساسی رفتار می‌کنیم، مانند آقای خاتمی که در ابتدای ریاست جمهوری این حرف را زدند اما بعد از گذشت مدتی به بن‌بست رسیدند و ناچار شدند برای خروج از این بن‌بست از رهبری چاره‌جویی کنند.

به گزارش ایسنا وزیر ارشاد دولت نهم ، در همایش مسوولین بسیج دانشجویی دانشگاه مراکز آموزشی خراسان رضوی با بیان این‌که « یک جریان ریشه اعتقادی شما دانشجویان را نشانه گرفته است» ادامه داد: منحرف‌ترین انسان‌ها از دوران مشروطه تاکنون با قرارگیری در کنار علما به دنبال رسیدن به اهداف‌شان بودند و جریان انحرافی می‌داند که باید از اسلام و مهدویت استفاده ابزاری کند.

صفار در بخشی دیگر از سخنانش خاطرنشان کرد :« معمولا دولت‌ها در بن‌بست‌ها؛ مثلا مشکلاتی که با مجلس پیدا کرده‌اند ـ برای عبور از بن‌بست‌ها و برای چاره‌جویی به حضور رهبری رفته و مجوز گرفته‌اند.»

وی با اشاره به عملکرد رییس‌جمهور تصریح کرد: آقای احمدی‌نژاد خود مولود انقلاب و شاگرد همین مکتب هستند و ما به آقای رییس‌جمهور به اعتبار جایگاه‌شان احترام می‌گذاریم و همراهی می‌کنیم.

وی تاکید کرد: ساز و کارهای طبیعی نظام معمولا بدون ضرورت مداخله مستقیم رهبری صورت می‌گیرد، در موارد استثنا امام و رهبر معظم انقلاب ندرتا برای گره‌گشایی و عبور از بن‌بست ها من جمله در مسائل سال‌های اخیر مداخله مثبت داشته‌اند.

مشاور فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: فتنه آینده، مکتب و رهبری ما را که نقاط اصلی قدرت ما هستند، نشانه گرفته است؛ بنابراین مکتب‌تراشی در برابر مکتب ما که مبارزه با زیاده‌خواهی و استکبار و توکل به خدا سرمشق آن است، نمونه‌هایی از فتنه‌گری است.

وی در بخش دیگری از این جلسه در پاسخ به سوالی درباره عملکرد هاشمی رفسنجانی گفت: آقای هاشمی همچنان رییس مجلس تشخیص مصلحت نظام هستند البته ما سوالات بسیاری از ایشان داریم که هنوز به هیچ کدام از آن‌ها جوابی داده نشده است.

مشاور فرهنگی سپاه ادامه داد: ما آن امام جمعه هاشمی را می‌خواهیم که وقتی خطبه‌های نماز جمعه را می‌خواند تا یک هفته بچه‌های حزب‌الله بسیجی انرژی داشتند. اما اگر ایشان می‌خواهند امام جمعه افرادی باشند که در صف نماز زن و مرد دوشادوش هم با کفش به نماز می‌ایستند، این نظر و تصمیم ایشان است.


ماجرای برکناری وزیر اطلاعات درسی ماندگار در تاریخ شد
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدحسین صفارهرندی ، گفتگو و مصاحبه

حسین صفار هرندی امروز و ساعاتی پس از ماجرای برکناری و البته ابقای وزیر اطلاعات در گفتگو با خبرنگار سیاسی جهان تحلیل خود را پیرامون این جریان و حواشی و پشت پرده های آن بیان کرد.

او که به نظر می رسد در پرونده ای همسو با جریانات مشابه وزیر اطلاعات، رحل اقامت خود را از دولت برداشت و هم اینک در سمت مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران مشغول فعالیت است در مورد این پرونده جنجالی به ما گفت: در نظام اعتقادی ما، ولی فقیه به عنوان نایب امام عصر(عج) شناخته می شود و مطابق قانون اساسی نیز بالاترین جایگاه را در نظام دارد و بنا براین در مقولات مختلف، نظر ایشان همواره فصل الخطاب است.

وی با بیان اینکه این مسئله یک حقیقت شناخته شده و خدشه ناپذیر است، افزود: گمان من این است که همه کسانیکه در چارچوب نظام فعالیت می کنند با این گزاره هیچ مشکلی ندارند و اتفاقات بعضا ناخوشایندی که رخ می دهد ناشی از برداشت ها و برآوردهای نادرستی است که یا در مقدمات یک قضیه صورت می گیرد و یا در مسائل بعدی و پیرامونی آن.

این فعال سیاسی اصولگرا با بیان اینکه انتشار خبر کنار رفتن حجت الاسلام مصلحی یک اقدام خبری شتابزده بود، خاطرنشان کرد: انتشار این خبر محصول عملکرد شتابزده و مسئله دار عناصری است که ما باید همیشه نگران حضور آنها در جایگاه های حساس نظام باشیم.

وی تأکید کرد: من جریانی را می بینم که در اطلاع رسانی های خود از دولت بر یک عملکرد غلط پافشاری می کنند.

وی با اشاره به چهره های پشت پرده این اطلاع رسانی های غلط و همچنین ماجرای تکذیب دستور رهبری که صبح امروز توسط یکی از این اشخاص در وبلاگش منتشر شد، تصریح کرد: اگر بخواهیم خیلی حسن ظن به خرج بدهیم باید بگوییم که این افراد ناآگاه و بی اطلاع هستند.

صفار هرندی با بیان اینکه حجت الاسلام مصلحی از صبح امروز در دفترشان حضور یافته اند، گفت: به نظر من صراحت کلام رهبری در عدم برکناری حجت الاسلام مصلحی چه در گذشته و چه در مورد اخیر به هیچ وجه قابل حمل به توجیهاتی نظیر "مولوی و ارشادی" نیست زیرا بنده اطلاع دارم که نامه معظم له به رئیس جمهور رسیده است.

وی همچنین در بخش دیگری از صحبت های خود با خبرنگار جهان با تأکید بر اینکه در سطوح بالای نظام و تصمیمات کلان باید هر اقدامی، سنجیده و مطابق با اصول باشد، تصریح کرد: برای ما ملاک سنجش و تراز تعیین کننده درستی امور، ولایت فقیه است.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم افزود: اگر به جای اینکه از این معیار حقیقی استفاده شود؛ ملاک و معیار را چیز دیگری قرار بدهیم و حجت ما تراز دیگری باشد در آن صورت به نظر من همه چیز همانند ماجرای اخیر حالت آشفتگی به خود می گیرد.

صفار هرندی با اشاره تلویحی به وجود یک تراز و شاقول کج و معوج در این میان به صحبت هایش ادامه داد و گفت: وقتی همه چیز به معیار قرار دادن این تراز کج وابسته می شود، هرکس که با جریان انحرافی مخالفت کند بیرون پرتاب می گردد در حالیکه درست این است که آن شاقول کج و تراز خراب دور انداخته شود.

این فعال سیاسی اصولگرا ادامه داد: همین مسئله مورد انتقاد دلسوزان نظام است و بسیاری از آنچه مراجع، نیروهای انقلابی و حزب اللهی ها مطرح می کنند، در همین راستاست.

وی تصریح کرد: امیدواریم در آینده توجه بیشتری به معیارهای اصلی نظام بشود و این ناروایی جای خود را به روایی بدهد.

صفار هرندی در پایان صحبت های خود گفت: این اتفاقات (ماجرای وزیر اطلاعات) دستمایه درس های بزرگی برای آینده است و امیدواریم عناصری که شایستگی تصدی جایگاه های نزدیک به رئیس جمهور را ندارند، از کنار ایشان رانده شوند.

گفتگو از مسعود یارضوی-


انتقاد دوباره صفار هرندی از هاشمی
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمدحسین صفارهرندی ، سخنرانی

معاون فرهنگی سپاه در نشست «شکوه بیداری» ـ که توسط مرکز مطالعات فکری و پژوهشی امام رضا(ع) وابسته به بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد، واحد تهران - شمال برگزار ‌شد ـ سخنرانی کرد و به سوالات دانشجویان پاسخ داد.

به گزارش ایسنا محمدحسین صفارهرندی در پاسخ به سوالی اظهار کرد: برخی حضرات متعلق به اردوگاه اصلاح‌طلبی و جنبش سبز این ادعا را مطرح کردند که خیزش‌های منطقه الهام‌ گرفته از جنبش سبز بوده که این قابل تحقیق است و باید شعارها و نتایج قیام‌ها بررسی شود. فرق این دو، این است که آن‌چه در تونس و مانند آن اتفاق افتاد مسجدمحور بود و مساجد را آباد کرد ولی آن‌چه شما می‌گویید، آمدند و حتی گاه مساجد را سوزانند.

وی در پاسخ به سوال دیگری اظهار کرد: صحنه سوریه را باید آن‌گونه که هست بشناسیم. اطلاعاتی که ما از سوریه داریم کم است و بسیاری از اطلاعاتی که غرب می‌دهد توهمات است و هیچ کدام مستند به صحنه نیستند و دلیل آن بسته بودن جامعه سوریه می‌باشد؛ اما آن‌قدر که ما خبر داریم جریاناتی که در سوریه وجود دارد از جنس آن چیزی نیست که در دیگر نقاط منطقه رخ می‌دهد. سیر حوادث را وقتی دنبال می‌کنیم به طور مثال در پیامکی‌هایی که برای مردم سوریه فرستاده می‌شد، بیش از 70 درصد آن از اسرائیل بوده و منشاء این هیجان و اعتراض ملی نیست؛ اگرچه زمینه‌های ملی وجود دارد و کمبودهایی دیده می‌شود؛ اما مسیر هدایت این جریان یک مسیر متفاوت است.

وی افزود: خود آمریکایی‌ها می‌گفتند که نمی‌شود بشار اسد را به این راحتی از قدرت انداخت، بلکه بهتر است با او معامله کنیم.

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به این سوال که آیا آزادی در اسلام تضمین شده است؟ گفت: اسلام، آزادی را حق خدادادی مردم می‌داند، اما هرکس آزادی را بر محور خود تعریف کند، آزادی به هرج و مرج تبدیل می‌شود. از همین روست که می‌گویند بزرگترین دشمن آزادی، خود آن است.

وی ادامه داد: همه می‌توانند اعتراض کنند؛ اما باید در چارچوب قانون اساسی صورت گیرد. اگر قرار بود در چارچوب قانون نباشد، هر کسی به خیابان می‌آمد و هرج و مرج می‌شد. فرض کنید 13 میلیونی که به آقای موسوی رای دادند و 24 میلیونی که به آقای احمدی‌نژاد رای دادند به خیابان‌ها می‌آمدند آنگاه چه اتفاقی می‌افتاد.

وی با بیان این‌که «نظامات قانونی به خوبی طراحی شده است» افزود: برای اعتراض باید از وزارت کشور مجوز گرفته شود، شعارها، مسیر راهپیمایی و تعداد نفرات مشخص شود و اگر از این‌ها تخطی صورت گیرد مجوز آن حزب یا گروه باطل می‌شود.

معاون فرهنگی سپاه در پاسخ به سوال یکی دیگر از دانشجویان اظهار کرد: یکی از اتهاماتی که به دولت وارد می‌دانند، این است که چرا به اسم یارانه‌ها، سهام عدالت و این‌که به محرومین سیب‌زمینی می‌دهد پول خرج می‌کند و چرا فاصله فقیر و غنی را کم می‌کند؛ اما موضوعی که در مورد کمک به حزب‌الله و مانند این‌هاست، باید بگویم نمی‌دانم در قیاس با چه اطلاعاتی گفته می‌شود که این مبالغ زیاد است، این یک سرمایه‌گذاری معقول است، همان‌طور که آمریکا در عراق و افغانستان سرمایه‌گذاری می‌کند تا قدرت و نفوذ خود را افزایش دهد.

وی افزود: اگر حاصل سرمایه‌گذاری شما این شد که بجای نبرد در مرزهای خودتان، دو هزار کیلومتر آن‌ طرف‌تر جلوی آن را بگیرند به سود شماست و این یک سرمایه‌گذاری خوب است. وقتی اسم حزب‌الله می‌آید، می‌گویند حزب‌الله به نیابت از ایران جلوی اسرائیل را گرفته است، همه کشورهای عربی منطقه می‌دانند اگر جلوی اسرائیل گرفته نمی‌شد از نیل تا فرات را می‌گرفت.

وی در پاسخ به سوال دانشجویی مبنی بر این‌که اگر نظری مخالف نظر امام داشته باشیم، تخلف کرده‌ایم؟ گفت: اگر امام احکام خدا را بگوید و به عنوان کسی که از موضع دین حرف می‌زند، روی حرف او حرفی زده شود خلاف مصلحت عمل شده است؛ اما اگر قبل از اعلام نظر نهایی امام بوده باشد اشکالی ندارد. مقام معظم رهبری نیز به انتقادها گوش می‌دهند و حتی برخی از آن‌ها محل تجدیدنظر قرار می‌گیرد.

صفارهرندی در پاسخ به سوال دیگری نیز گفت: موضوع قیام‌های منطقه با مردم ایران فرق می‌کند. به مردم ایران فرصت داده می‌شود که رای دهند، اما مشکل کشورهای منطقه این است که آن‌ها کسی را که بخواهند به آن رای دهند در انتخابات حضور ندارد.

وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: اگر دقت کنید می‌بینید که ما نسبت به کسانی که اول انقلاب بودند مسائل را آسان‌تر می‌گیریم، اما چپ‌های آن زمان خیلی سخت‌تر عمل می‌کردند. اکبر گنجی که امروز ادعا می‌کند آن روزها دنبال دخترهایی می‌گشت که چند تار مو از زلف‌شان بیرون زده و به روی آن‌ها اسید می‌پاشید و این‌که به او اکبر پونز می‌گفتند برای این بود که به پیشانی دخترهای جوانی که پوشش متفاوتی داشتند پونز می‌چسباند.

دانشجویی با انتقاد از سخنان صفارهرندی درباره عملکرد مسوولان وزارت خارجه و رییس‌جمهور در سیاست خارجی سوال کرد که صفارهرندی در پاسخ اظهار کرد: همچنان که خاتمی به آمریکا رفت و آن مدح بلند را از سران آمریکا کرد و از لینکلن به عنوان شهید یاد کرد،‌ این را کسی قبلا انجام نداده بود، معلوم است راهی که آقای خاتمی صاف کرد بعدش نامه هم می‌نویسند.

وی افزود: امام گفت اگر آمریکا آدم شود با آمریکا هم رابطه برقرار می‌کنیم. موضوع من سر این است که حضرات روزی موضع تند داشتند و بعد موضع‌شان کاملا برعکس می‌شود.

وی در پاسخ به سوال این دانشجو درباره وضعیت اقتصاد در زمان جنگ نیز گفت: در صحیفه آمده و دو بار امام به دولت تشر زده است که درست است زمان جنگ است و بهتر است اقتصاد در دست دولت باشد ولی تلاش نکنید همه چیز دولتی شود.

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به دانشجویی که معتقد بود وی به شخصیت‌های انقلاب تهمت می‌زند، و در مقابل درباره شریعتمداری از وی سوال کرد، افزود: من با آقای شریعتمداری از اوایل انقلاب که در سپاه بود آشنا شدم، اما قبل آن ایشان به زندان ابد در رژیم گذشته محکوم بود و شکنجه‌های او را باید از الویری و خسرو تهرانی بپرسید. تمام دندان‌های ایشان مصنوعی است؛ چراکه با لگد دندان‌های وی را خرد کردند. اگر به موزه عبرت بروید عکس آقای شریعتمداری و خانمش را می‌بینید، چرا با واقعیت ستیز می‌کنید.

وی در پاسخ به سوالی یادآور شد: در کشور ما نیز یک بار خواستند قانون را عوض کنند و پیشنهاد آن را اتفاقا آقای مهاجرانی داد و گفت حیف است آقای هاشمی تنها دو بار رییس‌جمهور باشد، بهتر است قانون را تغییر دهیم؛ اما هم رهبری و هم خود آقای هاشمی و دیگران مانع انجام این کار شدند.

وی افزود: رهبری در نظام ما با نظام‌های دیگر تفاوت‌هایی دارد و وجهی از رهبری مربوط به حوزه اعتقادی و دینی ماست. اگر قانون مشکل دارد باید آن را حل کرد که آن نیز راه دموکراتیک خود را دارد.

معاون فرهنگی سپاه خاطرنشان کرد: در مجلس خبرگان یکی از گزارش‌های مفصل، نظارت بر عملکرد رهبری است و این‌طور نیست که این موضوع به امان خدا رها شود.

وی در پاسخ به سوالی درباره خصوصی‌سازی نیز گفت: اگر پروژه‌های بزرگ ملی که به دلیل فقدان امکانات داخلی به خارج واگذار می‌شده به سپاه که توان انجام این کار را دارد، داده شود چه اشکالی دارد، شرکت‌های تابع نیروهای مسلح به دلیل توانایی لجستیکی که دارند، پروژه‌های بزرگ به آن‌ها داده می‌شود؛ چراکه اگر این توان بماند بعدها به درد جنگ نیز نمی‌خورد. اگر از متروی تهران هم بپرسید که سریع‌ترین و کم‌هزینه‌ترین پیمانکاران چه کسانی هستند، می‌گویند سپاه است.

وی خاطرنشان کرد: یک موضوع درست است، سپاه نباید جایگزین همه شرکت‌ها شود و خودش نیز می‌گوید که من در پروژه‌های بزرگی که دیگران نمی‌توانند انجام دهند وارد می‌شوم.

صفار هرندی در پاسخ به سوالی درباره مرحوم آیت‌الله منتظری گفت: در مورد آقای منتظری بستگی دارد که بر اساس روایت رفقای سابق او بررسی کنید یا به روایت امام؛ اگر به آن‌چه امام درباره منتظری گفته‌اند رجوع کنیم، امام می‌فرماید "متاسفانه جریان ضدانقلاب و منافقین به بیت شما نفوذ کرده‌اند" لذا آقای منتظری به دلیل بازی خوردن از منافقین کاری کردند که اعتبار ایشان در پیش امام و مردم ساقط شد.

وی هم‌چنین گفت: پیش از نامه امام، نامه آقای کروبی است که به عنوان یکی از قطب‌های جریان چپ می‌باشد، آقای کروبی در اسفند 67 در نامه‌ای ایشان را کاملا هو کرده و حرف‌هایی به ایشان گفته که آدم از شنیدن آن‌ها تکان می‌خورد.

وی در پاسخ به سوال دانشجوی دیگری در مورد اظهار نظرش درباره دختر هاشمی رفسنجانی نیز گفت: خود من هیچ‌گاه سعی نکردم برای دیگران سوابق آن‌چنانی بسازم. من در یک متنی سخن می‌گفتم که روزی دختر خانم آقای هاشمی برگشت و گفت که این آقا زمان پدر من و خاتمی رهبر نبود و حالا رهبر شده است، مگر آقای هاشمی اعتبارنامه حکومتی خود را از دست ایشان گرفته است. من گفتم منشا این حرف شیطانی است، برای این‌که خلاف یک امر واقع حرف می‌زند.

معاون فرهنگی سپاه افزود: به نظر من خود آقایان موسوی و کروبی شاید در خلوت خود بگویند چرا به جای کسانی که عشق امام در دل‌شان بود، طرفداران ما، رادیوی آمریکا و لس‌آنجلسی‌ها شدند. خود آقای خاتمی در یک جلسه خصوصی گفته است حاضر نبودیم مردم را به خیابان‌ها بیاوریم که ای کاش این را در بین عموم نیز می‌گفتند.

وی با بیان این‌که «باید در مورد مسائل فرهنگی مانند موضوع حجاب و چادر و مسائلی از این دست که به اینجا رسیده، تحقیق شود» گفت: به نظر من فضای معنوی بهتر از گذشته نیز شده است و امروز تعداد دختران و پسرانی که به اعتکاف می‌روند و همه هستی خود را صرف خدا می‌کنند بسیار بیشتر است در حالی که از این چیزها در زمانی که ما دانشجو بودیم خبری نبود.

به گزارش ایسنا صفارهرندی در بخش ابتدایی سخنرانی خود در این مراسم نیز اظهار کرد: پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، محیط فرهنگی و سیاسی به ویژه در دانشگاه‌ها این‌طور تصویر می‌شد که دو جریان مشخص یکی معروف به مذهبی‌ها و دیگر جریان چپ‌ها حضور داشتند که افراد چپ معتقد به مارکسیسم و هر دوی این جریان‌ها، جریان‌هایی آرمان‌خواه بودند.

وی افزود: وجه مشترک آن‌ها، آرمان‌هایی بود که امروز هم برای آن‌ها شعار می‌دهیم، مانند آزادی‌خواهی، عدالت و ایستادگی در برابر استکبار. هر دوی این جریان‌ها در ابتدای سال که گروه‌های جدید دانشجو وارد می‌شدند درصدد یارگیری از آن‌ها بودند و با ارائه نگاه خود، سعی در جذب آن‌ها داشتند.

وی ادامه داد: آن‌چه در این میان دو جریان مذهبی و چپ را از یکدیگر جدا می‌کرد، بحث مبارزه نبود، بلکه مبنای اعتقادی و تفکر فرهنگی اصولی بود که شاید بشود با اغماض این دسته‌بندی را کرد که مذهبی‌ها طرفدار تعبد دینی و چپ‌ها مخالفان تعبد دینی بودند، البته معنای طرفدار تعبد دینی بودن، این نیست که تعقل را قبول ندارند.

معاون فرهنگی سپاه هم‌چنین یادآور شد: مارکسیست‌ها زمانی که جریان مجاهدین خلق نفوذ کرده و از اعتمادی که مذهبی‌ها داشتند، سوءاستفاده کرده بودند برخی را که در مقابل آن‌ها ایستادگی می‌کردند تهدید کرده و سپس تهدید خود را نیز عملی کردند که شهید شریف واقفی پرچم برافراشته این مظلومیت است. او قربانی کینه‌توزی مارکسیست‌هایی شد که تحمل کسانی که پایبند به دین بودند را نداشتند؛ لذا پس از آن بود که مذهبی‌ها سفره خود را از آن‌ها جدا کردند.

وی اظهار کرد: از این‌جا بود که جریانات سیاسی آرایش تازه‌ای به خود گرفتند، هرچند همزیستی جریانات داخلی ادامه داشت، همچنان که جریاناتی که طرفدار نهضت مجاهدین انقلاب، حزب توده یا چریک‌های فدایی خلق بودند و حتی کسانی که دست‌شان به خون شهید واقفی آغشته شده بود در میان نیروهای انقلاب حضور داشتند.

وی خاطرنشان کرد: اما اگر از این موج عظیم مردمی که در انقلاب به حرکت درآمده بود، سوال می‌شد که شما را چه جریانی به صحنه آورده، پاسخ بیش از 90 درصد آن‌ها این بود که ما به دنبال حرکت امام آمده‌ایم و پیشوایی امام چیزی نبود که بتوان آن را با دیگران به صورت مشارکتی تفسیر کرد.

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین گفت: بعد از انقلاب بسیاری از این جریانات تصورشان این بود که باید به خاطر مبارزاتی که در دوران انقلاب داشتند، سهمی به آن‌ها پرداخت شود اما امام در حکم خود به بازرگان فرمود شما را بدون تعلق به تشکیلات‌تان انتخاب کردم، شما هم هر کسی را انتخاب می‌کنید فارغ از تعلق تشکیلاتی باشد.

وی با بیان این‌که «برخی‌ها تصور می‌کردند که انقلاب مال آن‌هاست» افزود: گاهی الان هم برخی در تفسیرهای‌شان می‌گویند انقلاب اسلامی دنباله کار ما در مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت بود که حالا امکان تشکیل یک نظام را پیدا کرده است و همین جا بزنگاه جدایی آن‌ها با نیروهای مذهبی و حضرت امام است.

وی با اشاره به این‌که «تفاوت اندیشه و تفکر در تعیین نام نظام هم پیش می‌آید» ادامه داد: این موضوع که نظام، جمهوری باشد، دموکراتیک یا جمهوری دموکراتیک باشد، طرفداران مختلفی داشت که امام(ره) آن را به رای مردم گذاشت و فرمود که مردم برای جمهوری اسلامی خون داده‌اند و اگر پیش آمدند برای حکومتی از این جنس بوده است.

صفار هرندی ادامه داد: با وجود این‌که جمهوری اسلامی با رای بالای 98 درصدی انتخاب شد، ولی طرفداران نظرات دیگر، دست از موضع خود برنداشتند و این مبارزه که اول شکل آن سیاسی بود، تدریجا با جمع‌آوری سلاح در گروه‌های خود در فتنه‌های مختلفی مانند کردستان، سنندج و استان‌های دارای اقلیت‌های مختلف اتفاق افتاد و آن‌ها متوسل به زور شدند.

وی با بیان این‌که «دفاتر دانشگاهی، محل اعزام نیروهای جریان‌های مخالف برای ایجاد آشوب شده بود» تصریح کرد: این تعارض به نقطه‌ای رسید که جریان اصیل دانشجویی علیه آن اعتراض کرد که بخشی از آن مربوط به آشوب‌ها، بخشی به خاطر متون درسی و بخشی نیز مربوط به وجود افرادی بود که پس از آن منجر به تشکیل کمیته انقلاب فرهنگی شد.

وی یادآور شد: گروه‌های اهل مبارزه مسلحانه به تدریج آهنگ جنگ خود را آغاز کردند که نقطه اوج آن خرداد سال 60 بود و سازمان مجاهدین خلق جلودار آن محسوب می‌شد که مردم به حق نام آن‌ها را منافق گذاشتند.

معاون فرهنگی سپاه هم‌چنین یادآور شد: در فاصله سال‌های 61 تا 67 عملا در محیط داخلی ردی از جریان چپ مارکسیستی را نداریم و کسی از این جریان جرات ابراز وجود در مقابل مردم نداشت و هرکس که این سبقه را ادعا می‌کرد، ناگزیر به فرار از کشور می‌شد.

وی در بخش دیگری از سخنانش با بیان این‌که «بین سال‌های 62 تا 67 یک محیط تقریبا خودمانی داشتیم» اظهار کرد: اگر رقابتی نیز بین جریانات وجود داشت، رقابت داخلی بود اما از این‌جا، کم‌کم شاهد بازگشت ادبیات قبل از انقلاب هستیم و بین کسانی که طرفدار نظام‌اند، گروه چپ و راست تشکیل می‌شود. این تقسیم‌بندی مبتنی بر کسانی که به نوعی به جریانات چپ پیش از انقلاب تعلق داشتند، شکل گرفت.

وی ادامه داد: بخشی از نیروهای مجاهدین انقلاب، بقایای سازمان‌های چریکی قبل از انقلاب بودند که دیدگاه‌شان مارکسیستی بود یا التقاطی که مثلا بهزاد نبوی خود بارها گفته است که من ابتدا توده‌ای بودم، بعد سه جهانی شدم، بعد در زندان به رجایی برخوردم.

صفارهرندی ادامه داد: برخی نیروهایی که به نظام جمهوری اسلامی ابراز وفاداری کردند مانند لطف‌الله میثمی که بعدها دعوایش با رجوی بر سر سازمان بالا گرفت، اندیشه‌ای که در گذشته تحت عنوان مجاهدین خلق به آن پایبند بوده را رها نکرده و آن‌ها را با خود دارد اما به امام هم ابراز وفاداری می‌کند. از دید آن‌ها، چپ نگاه مقدسی است که هرکه آن را نداشته باشد، راست است و فرقی نمی‌کند که آیت‌الله باشد، امپریالیسم آمریکایی یا ... باشد.

وی خاطرنشان کرد: این ادبیات توسط برخی گروه‌ها و بدتر از آن توسط کسانی که ادعای دفاع از امام(ره) داشتند مانند مجاهدین خلق و تیم بهزاد نبوی شروع شد.

وی ضدیت مطلق با امپریالیسم و غرب را از دیدگاه‌های سیاسی جریان چپ خواند و افزود: به همین دلیل در پای اعلامیه‌های اول این گروه‌ها، مبارزه با امپریالیسم آمریکا شعار محوری آن‌ها محسوب می‌شود و در موضوع اقتصادی نیز چپ‌های مارکسیستی اساسا حقی برای مالکیت خصوصی قائل نبودند اما بعدها تجدیدنظر‌طلب‌های‌شان آمدند و مالکیت را در چارچوب‌هایی به رسمیت شناختند.

معاون فرهنگی سپاه با بیان این‌که «گروه‌های داخلی که خود را چپ معرفی می‌کردند سعی داشتند اقتصاد را در دولت قرار دهند» گفت: لذا در دولت آقای موسوی به واسطه وجود این تفکر، اشخاصی چون نبوی معتقد بودند نباید به غیردولتی‌ها میدان داد که بعدها این رفتار سبب شد امام(ره) به طور صریح به رییس دولت بگوید که کاری نکنید که همه چیز دست دولت باشد، بلکه اجازه دهید مردم نیز وارد شوند و امام چندین بار در این موضوع به آن‌ها تشر زدند.

وی معتقد است: آقای هاشمی که طرفدار آقای موسوی و حامی اصلی او در مقابل جناح راست بود، بعدها در نماز جمعه به گونه‌ای سخنرانی کرد که گویی جواب امام(ره) را می‌داد و می‌گفت نمی‌توانیم مقدرات اقتصادی را به یک عده خاص دهیم اما هفت هشت سال بعد خطبه‌های ایشان در مذمت آن نگاه دولتی و ستایش خصوصی‌سازی بود.

وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: در مرزبندی سیاست داخلی، بزرگترین زاویه جریان چپ (چپ اسلامی) درون نظام با جریانات لیبرال است که به صورت خشونت‌آمیزی با آن برخورد می‌کند و اعلامیه‌های دفتر تحکیم وحدت که جریان دانشجویی جناح چپ محسوب می‌شد، تضاد اصلی در سیاست داخلی با لیبرال‌ها را نشان می‌دهد.

صفارهرندی ادامه داد: دیگر شاخص برجسته جریان چپ، اعلام وفاداری بی‌چون و چرا با ولایت فقیه است که ولایت از جنس مطلقه را تبلیغ می‌کرد و دیگران را به این محکوم می‌کردند که چرا وقتی نگاه رهبری موضوع خاصی است آن را نمی‌گیرید.

وی یادآور شد: در قضیه رای به دولت موسوی، یک گروه 99 نفره رای منفی دادند در حالی که امام(ره) گفته بودند مصلحت این است که به دولت رای دهید. این گروه 99 نفره از سوی جریان چپ به عنوان گروه ضدامام و اسلام معرفی شدند. بعدها از امام پرسیدند که آیا رای آن 99 نفر تمرد از حکم بوده که امام فرمودند نه؛ چراکه این حکم نبود بلکه مصلحت بود که گفتم.

وی هم‌چنین معتقد است: جریانی که سال 72 خود را وارث جریان چپ دهه 60 می‌داند در مساله آمریکا و غرب شل شدند و می‌گویند مبارزه با آمریکا باید معقول و منطقی باشد. چه اتفاقی باعث شد که این‌ها از موضع خود برگردند، دلیل آن این بود که نظام شوروی فرو پاشید و مارکسیست‌ها احساس کردند که به یک حامی نیاز دارند. آن‌ها به جای آن‌که پی به اشتباه خود ببرند، نتیجه‌گیری بدی کردند و وقتی شوروی پاشید،‌ گفتند باید از آمریکا آویزان می‌شدیم و این بار به آن خیمه زدند و امروز بسیاری از مارکسیست‌های بنام نوکر امپریالیسم هستند.

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: از اوایل دهه 70 تمایل چپ سابق، مجاهدین انقلاب و ... به لیبرال‌ها و نهضت آزادی بیشتر می‌شود و حتی دفتر تحکیم وحدت منتظر بزرگترها نمی‌ماند و از یزدی دعوت می‌کند و به او می‌گوید که ما از این به بعد با شما هستیم.

وی خاطرنشان کرد: اکثر جریان‌های سیاسی ما در مسیر، دچار اعوجاج و سستی شدند، ولی جریانی که دنبال پرچمی که امام برافراشته بود راه افتادند یعنی توده مردم منحرف نشدند و امروز برخی به این ملت که نگاه می‌کنند به حال آن‌ها غبطه می‌خورند و سهم عمده‌ای از این ملت در قیام‌های اخیر دارد.

وی با بیان این‌که «اگر در 32 سال کوتاه آمده بودیم، دیگر کسی دنبال ما راه نمی‌افتاد» افزود: نمی‌گویم همه حوادث منطقه از ما الگو گرفته شده؛ چراکه برخی از آن‌ها حتی با ما مخالفند و الگوی ما را قبول ندارند اما اگر بگویم یک الگو که در بوته آزمایش کاملا محک خورده ایران است. عمروموسی رییس اتحادیه عرب گفته است در حالی که ایرانی‌ها در فضا سیر می‌کردند ما مصری‌ها تونل‌های غزه را برای جلوگیری از رسیدن امکانات به آن‌ها گرفته بودیم.

صفارهرندی در بخش پایانی سخنانش اظهار کرد: این‌هایی که گفتند جمهوری ایرانی، زمان انقلاب هم این شعار را می‌دادند اما رای نیاورد. این‌که بعد از این مدت باز این پرچم را بلند کردند چه معنا دارد. در 25 بهمن می‌خواستند زیر بغل آمریکا عصا بزنند که یکی دو ماه بود دائما خبرهای مرگ در مورد عوامل خود در منطقه دریافت می‌کرد.

وی با بیان این‌که «چرا کسانی که خودشان سر جمهوری اسلامی شدن نظام یقه دیگران را می‌گرفتند، کم آوردند» گفت: زیرا از همان ابتدا مبنای نگاه‌شان آلودگی داشت. معتقدم نباید اصرار کرد که این‌ها از اول اجیر شده آمریکا بودند، بلکه بیشتر آن‌ها در مسیر راه کم آوردند و آن هم از آلودگی افکار اولیه‌شان بود.