منتجب‌نیا و محمد هاشمی: ما که نبودیم!
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمد هاشمی ، رسول منتجب نیا ، حزب کارگزاران

 ایلنا: محمد هاشمی و رسول منتجب​نیا شرکت اعضای حزب کارگزارن و اعتماد ملی در جلسه انتخاباتی را تکذیب کردند.

رسول منتجب نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی با تکذیب شرکت اعضای حزب متبوعش در جلسات انتخاباتی گفت: من از برگزاری این جلسه بی‌اطلاعم و با توجه به این که کسی هم نمی‌تواند بدون هماهنگی با مسئولین ارشد در جلسه‌ای شرکت کند، حضور اعضای حزب اعتماد ملی را در این جلسات تکذیب می کنم.

منتجب نیا افزود: در حال حاضر حزب اعتماد ملی فعالیتی ندارد که بخواهد در زمینه انتخابات وارد رایزنی شود.

در همین زمینه محمد هاشمی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران نیز گفت: حزب کارگزاران مدت‌هاست که فعالیتی نمی‌کند و بنده ضمن اینکه از این جلسه اطلاعی ندارم شرکت اعضای حزب کارگزاران در جلسات انتخاباتی را نیز تکذیب می‌کنم.

گفتنی است یکی از سایت ها خبری را منتشر کرده بود مبنی بر برگزاری جلسه مشترک بین نمایندگان حزب اعتماد ملی، کارگزاران، مجمع نیروهای خط امام و بنیاد باران که در آن جلسه صحبت‌هایی درباره انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده بود.


ادعا و عملکرد متفاوت محمد هاشمی
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمد هاشمی ، امام خمینی(ره)
امام گفت پخش نکنید اما ما باز هم پخش کردیم!
چند روز پیش "محمد هاشمی رفسنجانی" در مصاحبه با ماهنامه مدیریت ارتباطات ادعا کرد که امام خمینی(ره) از آتش زدن پرچم امریکا ناراحت بوده و برای نمایش آن از تلویزیون به او که در آن زمان رییس سازمان صداوسیما بوده، اعتراض کرده است.

به گزارش رجانیوز، این سخنان علاوه بر اینکه یادآور مطالب مندرج در یکی از کتاب‌های خاطرات آقای اکبر هاشمی رفسنجانی مبنی بر مخالفت امام(ره) با شعار مرگ بر امریکا بود، به‌طور جدی با منش و مواضع ضداستکباری بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در تناقض بود؛ تا جایی که برخی از فعالان سیاسی نسبت به آن واکنش نشان دادند.

در این زمینه، امروز "محمد کاظم انبارلویی" مسئول سیاسی حزب مؤتلفه اسلامی در مصاحبه با باشگاه خبرنگاران جوان، در واکنش به این ادعا گفت:‌ هر مطلب و متنی که به نقل از امام(ره) از سوی اشخاص در رسانه‌ها منتشر می‌شود، باید دارای مستندات قانونی باشد. تاکنون بنده هیچ‌گونه نقل و قولی از جانب امام(ره) در راستای نمایش ندادن به آتش کشیدن پرچم امریکا در تلویزیون نشنیده‌ام؛ محمد هاشمی برای اثبات ادعا خود در این خصوص باید دست خط، امضا، صدا و تصویری را از امام ارایه دهد.

معاون سیاسی حزب موتلفه سلامی خاطرنشان کرد: آتش زدن پرچم امریکا در نظام جمهوری اسلامی ایران در راستای محکوم کردن جنایات این کشور است. اعمال جنایت‌هایی مانند انهدام هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس و رقم زدن جنگ هشت ساله و اقدام‌های این‌گونه خشم ملت ایران را از دولت‌مردان امریکایی در حد بالایی قرار داده است.

وی همچنین با یادآوری آتش زدن قرآن کریم توسط یکی از کشیشان امریکایی و به تصویر کشیدن این اقدام وقیح در رسانه‌های خارجی، تاکید کرد: آتش زدن پرچم امریکا نماد سوزاندن شیطان است.

همچنین برخی از کاربران اینترنتی با اشاره به این سخنان رئیس سابق سازمان صداوسیما درباره مخالفت بنیانگذار جمهوری اسلامی با پخش تصاویر آتش زدن پرچم امریکا از سوی مردم، از هاشمی پرسیده‌اند که اگر واقعا امام خمینی (ره) با این مساله مخالف بوده‌اند، پس علت ادامه پخش این تصاویر از تلویزیون در زمان مدیریت وی چه بوده است؟! آیا محمد هاشمی در آن زمان به نظر ولی‌فقیه عمل نکرده و با آن مخالفت کرده است؟!

از سوی دیگر، سخنان بدون سند محمد هاشمی درحالی بیان شده که نگاهی به سیره و مواضع امام خمینی(ره) در مورد امریکا به ویژه حمایت ایشان از دانشجویان پیرو خط امام که سفارت وقت دولت امریکا را به تصرف خود درآوردند، مشخص می‌کند که ایشان تا آخرین لحظه زندگی خود به طور جدی به تقابل با استکبار پرداختند.

اگرچه علت تکرار اینگونه مسائل در حمایت از سیاست‌های استعماری امریکا آن هم به نقل از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران از سوی برادران هاشمی رفسنجانی مشخص نیست اما فعالان سیاسی معتقدند مطالب مکتوب مندرج در صحیفه امام که تنها مرجع رسمی و معتبر در زمینه ارجاع به سخنان ایشان است، راه را برای تحریف و مصادره اظهاران امام خمینی(ره) برای پیشبرد برخی اهداف خاص سیاسی بسته است.


نقد محمد کاظم انبارلویی بر اظهارات محمد هاشمی
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمد هاشمی ، اکبر هاشمی رفسنجانی
اگر آهنگ سخن امام‌جمعه منطبق با رهبری نباشد، یک میتینگ سیاسی است/ هاشمی هنوز در وسط شکاف‌های فتنه 88 نشسته
دو روز پیش اظهاراتی از محمد هاشمی در سالروز نمازجمعه 26 تیر 88 حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی منتشر شد که وی با دفاع از برادر خود از جای خالی وی در نمازجمعه تهران سخن گفته و او را از ارکان نظام خوانده بود که انقلاب بدون او یک رؤیای محال است.

به گزارش رجانیوز، این اظهارات در حالی مطرح شد که نمازجمعه 26 تیر 88 به‌جای آنکه محور وحدت مؤمنین باشد، به محل نزاع جمعی از فتنه‌گران با مردم انقلابی تبدیل شد. فتنه‌گرانی که در کنار سران داخلی خود؛ موسوی و کروبی با فراخوان ضد انقلاب به این نمازجمعه آمده بودند و به خطبه‌های خطیب جمعه امیدوار بودند.

البته آقای هاشمی خطیب آن روز جمعه تهران نیز امید آن‌ها را ناامید نکرد و در روزی که بخش عمده‌ای نمازگزاران متدین پس از خطبه‌ها یا نماز خود را فرادی خواندند و یا اعاده کردند و در مقابل جمعی از فتنه‌گران به‌طور مختلط و با کفش نماز خواندند، برای حل آنچه که او نام بحران را بر آن گذاشته بود، پیشنهادهایی مانند آزادی زندانیان سیاسی و امکان حضور یافتن معترضان در صداوسیما و بیان اعتراض‌های خود را مطرح کرد.

در عین حال، محمد کاظم انبارلویی در نوشته‌ای به اظهارات محمد هاشمی واکنش نشان داده و علت محروم ماندن آقای هاشمی از حضور در نمازجمعه تهران را بررسی کرده است:

«دیروز برخی از روزنامه‌های دوم خردادی به واکاوی غیبت دو ساله آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از منصب نمازجمعه تهران پرداختند.

مصاحبه آقای محمد هاشمی زینت بخش این واکاوی‌ها بود.

محمد هاشمی در تجلیل از برادر بزرگوارشان گفت که "جای هاشمی در نماز جمعه تهران خالی است. هاشمی در این 50 سال که با نهضت همراه است هیچ گاه یک لحظه از نهضت قهر نکرده است. هاشمی از ارکان نظام است. انقلاب بدون هاشمی رویای محالی است." (روزنامه آرمان 27/4/90 ص 2)

26 تیرماه سال 88 آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آخرین خطبه‌های نماز جمعه خود را خواند و از آن پس توفیق نیافت در نماز جمعه حضور یابد. حسب روایات نماز جمعه از مناصبی است که به‌امام مسلمین اختصاص دارد.

نمازجمعه پایگاهی برای روشنگری، وحدت و انسجام جامعه است.

امام جمعه نباید وامدار گروه، جناح یا حزب خاصی باشد چرا که از منصب حقیقی خود فاصله می‌گیرد.

خطبه‌های روز 26 تیر ماه آیت‌الله هاشمی نتوانست مومنینی را که در صف اول و نیز محوطه دانشگاه تهران حضور یافته بودند اقناع کند. چرا که بر حسب تصویری که از آن روز داریم اکثر نمازگزاران نماز خود را اعاده کردند. حتی کسانی که با فراخوان ماهواره‌ها آمده بودند، اغلب نماز نخواندند و رفتند و واکنش منفی نسبت به اظهارات ایشان داشتند. نگارنده فردای آن روز در سر مقاله‌ای تحت عنوان  "انتظار مومنین نمازگزار" نوشتم: "به نظرم خطیب محترم نماز جمعه در مخاطب شناسی خطبه‌ها دقت کافی نکرده‌اند"

امام جمعه از آنجا که منصوب ولایت فقیه است آهنگ سخن خود را  باید از رهبری بگیرد. اگر غیر از این باشد، خطبه‌ها را در حد یک سخنرانی در یک میتینگ سیاسی فرو می‌کاهد. آهنگ سخنان آقای هاشمی در خطبه‌های 26 تیر هیچ تناسبی با مواضع رهبری و مردم نداشت.

لذا به طور طبیعی ایشان نمی‌توانست نقش یک روشنگر سیاسی و یک رجل سیاسی و مذهبی که دغدغه وحدت مردم را داشت بازی کند. او درباره بی‌مهری عده‌ای نسبت به نتایج انتخابات که از روز اول اعلام نتایج تا 26 تیرماه هراز چندی که در خیابان برگزار می‌شد، واکنش منفی نشان نداد. این بی مهری شامل ارکان نظام،‌ امام و انقلاب بود که مردم و رهبری استخوان در گلو و خار در چشم این بی‌مهری‌ها را تحمل می‌کردند.

دستور شورش خیابانی و اردوکشی خیابانی در صورت عدم رای آوری کاندیدای مورد نظر بیت محترم آقای هاشمی رفسنجانی همان صبح روز رای‌گیری هنگام‌انداختن رای به صندوق‌ها صادر شد. خبری که همه رسانه‌های دشمن آن را با آب و تاب مخابره کردند.

این نشان می‌داد که اراده‌ای در داخل و خارج قصد تمکین رای ملت را ندارد و از راه‌های غیرقانونی و از طریقی به غیر از نهادهای فیصله بخش می‌خواهد نتایج انتخابات را روشن کند.

خطای اصلی محتوای خطبه‌های 26 تیرماه آن بود که خطیب محترم مشکل پدیده ‌آمده را "بحران" نامید و ادعای "‌تقلب" که رمز آشوب بود، جدی گرفت. حال آنکه بحران در ضلعی بود که رأی مردم را برنمی‌تافت و بر طبل آشوب می‌کوبید. مردم وقتی تداوم شرارت خیابانی را در 13 آبان، روز قدس، 16 آذر و روز عاشورا دیدند در روز 9 دی ماه و 22 بهمن 88 با جریان فتنه مرزبندی کردند.

آقای هاشمی می‌توانست با مرزبندی با باند تبهکار موسوی و کروبی و جریان منافقین و سلطنت طلب‌ها، کفار و گروه‌های مارکسیستی که این باند را حمایت و پشتیبانی می‌کردند، جای خود را در نمازجمعه پرکند،‌ اما این اتفاق نیفتاد!

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با همراهی  مردم می‌توانست خود را در کنار نهضت به تعبیر محمد هاشمی حفظ کند، ‌اما مردم جای او را خالی دیدند!

مردم که وجود آقای هاشمی را از ارکان نظام می‌دانستند، در کنار خود حس نکردند حتی او در اسفند 89 یک بار دیگر تصریح کرد؛ "همچنان به مواضع‌ام در نماز جمعه معتقدم" اگر این مواضع درست بود، تاکنون مشکل پدید آمده یا به قول آقای هاشمی "بحران" را خاتمه می‌داد.‌اما نه تنها آن مشکل حل نشد، بلکه همچنان جای آقای هاشمی را  در نماز جمعه در کنار مردم و نظام و رهبری خالی گذاشت.

نگارنده نمی‌خواهد به عقب برگردد و به بازخوانی حوادث تلخ گذشته بپردازد،‌ باید دنبال راه حل بود تا مشکل را حل کرد.

می‌خواهم بگویم در قضیه پذیرش قطعنامه 598 که آقای هاشمی تا حد فدا کردن جان خود در پیشنهادات مطرح پیش رفته بود و ‌امام(ره) نپذیرفت و رسما مسئولیت حسن و قبح صلح را پذیرفت، در همین مسئله چرا با همان روحیه فداکاری وارد نمی‌شود.

موضوع حوادث پس از انتخابات در سال 88 موضوع یک نبرد تمام عیار برای سرنگونی نظام،‌ از طریق فعال کردن شکاف نخبگان، شکاف اقوام و مذاهب، شکاف بین رهبران انقلاب و شکاف... بود. آیت الله هاشمی رفسنجانی در وسط این شکاف‌ها نشسته است، نیازی به فدا کردن جان هم ندارد. فقط بازگشت او به آهنگ رهبری و مردم و تشویق به بازگشت کسانی که به هر دلیل با انقلاب و نظام فاصله گرفته‌اند، 80 درصد توطئه فعال کردن شکاف‌ها را خنثی می‌کند.

در این صورت است که  جای خالی او در نمازجمعه پر می‌شود و دوباره مردم صدای انقلاب، امام و رهبری را از زبان او می‌شنوند و عاشقانه مثل دوران خطبه‌های قبل از 26 تیرماه 88 گرد او جمع خواهند شد و به این غیبت دوساله پایان داده می‌شود.

موضوع جنگ نرم، سربازگیری از حریف است. انقلاب،‌ مردم و رهبری 2 سال است یکی از فداکارترین سربازان خود را در کنار خود نمی‌بیند.

به طوری که دو سال است سنگر نماز جمعه از وجود او خالی است، پر کردن این سنگر با موضع‌گیری صریح علیه فتنه‌گران آن هم در کنار رهبری معظم انقلاب امکان پذیر است. آیا آقای هاشمی پس از دو سال به این مطالبه مردم پاسخ مثبت خواهد داد؟»


پاسخ کیهان به ادعای رفسنجانی درباره برادرش
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه کیهان ، محمد هاشمی ، اکبر هاشمی رفسنجانی

کیهان نوشت:

در حالی که تنها دو سال از آخرین نماز جمعه هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تهران می گذرد برادر وی و مسئول سیاسی حزب کارگزاران به تحریف تاریخ پرداخت و گفت: بستر را اینگونه فراهم کردند که آیت الله هاشمی رفسنجانی دیگر در نماز جمعه شرکت نکند!

محمد هاشمی گفت: حالا اگر بستر را اینگونه بسازیم که یک عده از به اصطلاح تشکل ها یا جریان های سازمان یافته بیایند و آنجور علیه آقای هاشمی شعار بدهند یا مثلا توهین کنند هم به ساحت نماز جمعه توهین شده و هم به شخص آقای هاشمی.

تحلیل وارونه برادر هاشمی رفسنجانی از آخرین نماز جمعه وی در حالی است که عده ای از عناصر خیابانی فتنه در هنگام برگزاری نماز جمعه با کفش و به صورت مختلط به اقامه نماز پرداختند! و در حالی که نمازگزاران مشغول نماز بودند آنها با سنگ پرانی مشغول حفظ قداست نماز جمعه بودند! بنا به ادعای برادر هاشمی رفسنجانی آخرین نماز جمعه هاشمی در حالی برگزار شد که وی برخلاف جریان نظام و انقلاب در خطبه های نماز جمعه به تحلیلی وارونه از نتیجه انتخابات پرداخت که باعث شادمانی نیروهای ضدانقلاب و رسانه های بیگانه شد. وی در این خطبه ها حتی اغتشاشات خیابانی را هم محکوم نکرد.

محمد هاشمی در ادامه این مصاحبه که با خبرگزاری ایلنا انجام داده است یک رپرتاژ تبلیغاتی را برای هاشمی رفسنجانی تهیه کرده و انقلاب بی هاشمی را امری محال دانسته و گفته است: «انقلاب بی هاشمی رویای محال است، مردم هاشمی را با انقلاب می شناسند.»

این در حالی است که در سالیان گذشته مردم از رای دادن به آقای هاشمی رفسنجانی خودداری ورزیده و به کسانی هم که از جانب ایشان مورد حمایت قرار گرفته بودند رای نداده اند.


مشروح یک مصاحبه ناتمام با محمد هاشمی
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، محمد هاشمی ، گفتگو و مصاحبه

هفته نامه "دانشجویان" در شماره اخیر خود با محمد هاشمی برادر اکبر هاشمی رفسنجانی گفت‌وگو کرده است واتفاق نادری حین انجام مصاحبه با هاشمی روی می دهد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» به نقل از هفته نامه "دانشجویان"، «مرکز تحقیقات و درمان سرطان» !محلی بود که با محمد هاشمی  در آن قرار ملاقات داشتیم. وقتی به ساختمان مدرن خیابان سئول رسیدیم، پیش از ورود، دم در کیفهایمان را گشتند ادکلن، کاغذ و... گفتم: نترس برادر، با خودم اسلحه نیاورده‎ام، سلاح من خودکارم است که در جیبم گذاشته‎ام!
 
 و این پیش‎درآمد گفت‎وگویی پرحاشیه بود با محمد هاشمی، گفتوگویی که با نیم ساعت تأخیر شروع شد. سئوالاتمان را از قبل فرستاده بودیم و علیرغم این‎که قول گرفتیم در حین گفت‎وگو بتوانیم سئوالات مرتبط با بحث را که قبلا تحویل ندادهایم بپرسیم، در نقطهای چالشی از بحث، گفتوگو به شکلی ناگهانی و البته توهینآمیز از طرف ایشان نیمه تمام رها شد.
 
***
آقای هاشمی با عرض سلام و تشکر از جنابعالی برای فرصتی که دراختیار ما قرار دادهاید، بهعنوان اولین سئوال بفرمایید در انتخابات مجلس نهم حزب کارگزاران سازندگی چگونه عمل خواهد کرد؟
 
ببینید شما یک تعدادی سئوال فرستادید که قرار شد  فقط آن سئوالات را بپرسید، اما این سئوال در بین آنها نیست!  با این حال باید بگویم که حزب بعد از انتخابات 88 جلسهای برگزار نکرده است.
 
البته سئوالی که مطرح شد، بین سئوالات ارسالی بود!
 
ولی به عنوان سئوال اول نبود!
 
خب  من ترتیب سئوالات را که حفظ نیستم!
 
میگویم سئوالات را برایتان بیاورند. (سئوالات را مسئول دفتر میآورد)
 
شما وضعیت گروه‎‎های سیاسی را در انتخابات مجلس نهم چه طور میبینید؟
 
 از الان پیشبینی کردن وضعیت گروه‎‎های سیاسی در انتخابات آینده یک مقداری مشکل است. چون فضای سیاسی کشور از لحاظ جناحبندی، تقسیمبندی گذشته را ندارند. چون در گذشته دو جبهه اصولگرا و اصلاح طلب وجود داشتند که از تعداد زیادی تشکل و حزب تشکیل میشدند. بعد از انتخابات 88، جبههها به قوت خود باقی هستند، ولی روابط درونی آن‎ها تغییر کرده است. مثلا  هم اکنون در درون جبهه اصولگرا که اتفاقا در انتخابات گذشته بهصورت یکپارچه نیز عمل کرد، نوعی تقسیمبندی بهوجود آمده که اگر به آن توجه کنیم، خواهیم دید به دلیل همین تغییر روابط دورن گروهی، به نظر نمیرسد اینبار جبهه اصولگرا در فضای انتخاباتی کشور، با یک لیست واحد شرکت کند و احتمال دارد این جریان به گروهها و دسته‎‎هایی متفاوت تقسیم شود؛ مثلا جریانی که بهعنوان جریان انحرافی نام گرفته، خودش مدعی است و صحبت‎‎هایی وجود دارد که این جریان دنبال لیست دادن در انتخابات است.
 
فکر میکنید شورای نگهبان صلاحیت آن‎ها را تأیید کند؟
 
نمیدانم، من که عضو شورای نگهبان نیستم! من بحثم پیرامون تقسیمات جدید درون این جبهه است که قبلا بهصورت یک حزب واحد دیده میشد. تقسیمات دیگری هم مطرح شده و ویژگی‎‎هایی که در آن راجع به شرایط اوایل انقلاب بحث میکنند، نوعی بازگشت به آن شرایط و آن روحیات انقلابی و آن ویژگی‎‎هایی که امام داشتند، الان بینشان مطرح است.
 
در همین جبهه اصولگرا تشکل‎ها و گروههایی‎‎هایی وجود دارد که الان دنبال مجلس و احتمالا 
بعضا دنبال انتخابات ریاست
جمهوری هستند، ولی در انتخابات 88 بهدلیل اینکه به اشرافیگری و یا تجملگرایی معروف بودند و یا اینکه در عرصه اجرایی خیلی پاسخگو نبودند، از نظر عدهایی مطرودند. ببینید دستهبندی که الان در جبهه اصولگرا بهوجود آمده متفاوت از گذشته است. آن موقع جبهه اصلاحات را بهعنوان یک حزب در مقابل خود میدیدند و رقیب سرسختی را در مقابل خود احساس میکردند که این مسأله یک مقداری ایجاب میکرد با هم وحدت داشته باشند. ولی الان فضا را به گونهای ترسیم شده و بعضی صحبتها را در رسانهها مطرح کرده‎اند که می‎گوید گویا جریان اصلاحات دیگر حق شرکت در انتخابات را ندارند و این نوعی رقابت درون گروهی برای اصولگرایان ایجاد کرده است.
 
به عقیده شما اصلاحطلبان در انتخابات مجلس شرکت نمی‎کنند؟
 
 من نمیگویم که اصلاح‎طلبان نمیآیند، بلکه میگویم در جبهه اصولگرا این نوع حرفها مطرح است. مثلا برای بازگشت و شرکت  اصلاح طلبها در انتخابات شرط و شروط میگذارند.
 
در جواب شما  که میفرمایید شرایط سیاسی کشور را چگونه میبینید، بحث من این است که در  فضای سیاسی فعلی، پیشبینی آینده مجلس یک مقدار مشکل است. چون اگر ما فرض کنیم به همین روال که می بینیم با اصلاحطلبان در کشور برخورد شود و اجازه ندهند کاندیداهای سرشناسشان در انتخابات حضور داشته‎باشند، این صحنه متفاوت خواهد شد.
 
ببینید یک موقع بحث ما این است که فضای سیاسی کشور را چطور میبینید، و یک‎ موقع بحث این است که در انتخابات آینده چه اتفاقی میافتد؛ این دو با یکدیگر فرق می‎کند. شما فرض کنید که بیایند بگویند که هیچ شرطی برای حضور جریان اصلاحات وجود ندارد و یا اینکه برعکش شرط و شروط زیادی برای حضور آنها در نظر گرفته شود؛ متناسب با هر دوی این شرایط تحلیل‎ها فرق میکند. بهعنوان مثال امروز من یک سری اخبار را راجع به انتخابات مجلس در شهرهای مختلف میخواندم که اخبار مربوط به قم به جهت اهمیت این شهر، برای من جالب بود که احتمال حضور افراد  مختلف در آن وجود داشت؛ از آقای دکتر لاریجانی و روحانیون مختلف بگیر تا یک روحانی  خیلی تندرو (روانبخش) و... حدود 50 نفر از افراد و روحانیون مختلف اسمشان در لیست احتمالی کاندیداهای این شهر وجود داشت، در حالیکه قم فقط سه نماینده در مجلس دارد و این شرایط، پیشبینیها را سخت کرده است.
 
حالا که قرار است فقط از سئوالات فرستاده شده بپرسیم، وضع عدالت اجتماعی را در حال حاضر چطور میدانید؟
 
بهنظرم رهبری بهترین جمله را در این رابطه چند وقت پیش گفتند، اینکه وضعیت عدالت مطلقا مطلوب نیست. و وقتی رهبری این را میگویند، ما دیگر چه میتوانیم بگوییم؟!
 
ولی خب رهبری در نماز جمعه 29 خرداد 1388، فرمودند نگاهی که در بحث عدالت اجتماعی دارند، به این دولت نزدیکتر است تا دولت آقای هاشمی.
 
خب بالاخره این فرمایش ایشان که گفتید مربوط به دو سال پیش بود، ولی صحبتی که من از ایشان نقل کردم مربوط به چهل روز پیش است!
 
یعنی شرایط خیلی فرق کرده؟
 
نه. من نمیگویم شرایط خیلی فرق کرده، وقتی شما بخواهید مقایسه کنید با هم فرق میکنند؛ آن شرایط مربوط به دو سال پیش بود.
 
تحلیل شما راجع به فرمایش دو سال پیش ایشان چیست؟
 
من تحلیلی ندارم!  عدالت تعریفی نسبی است. وقتی بحث عدالت میشود، در هر نظامی تعریف خاص خودش را دارد. در اسلام وقتی بحث عدالت و یا بحث عدالت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... میشود، بیشتر بحث قسط مطرح است که  این واژه در قرآن هم استفاده شده است. قسط در واقع به معنای برابری و تساوی نیست، بلکه به این معنی است که هر کس به اندازه سعی و کوششی که می‎کند، سهم دارد. بنابراین اینگونه بحث‎‎ها جنبه‎های خیلی زیادی دارد که نمیشود من نوعی بیایم وارد آن‎ها شده و درباره عدالت نظر بدهم. شاخص‎‎هایی که در عدالت وجود دارد، یک شاخص «جینی» است؛ و ضریب جینی در زمان هاشمی از همه دورهها وضعیتش بهتر بود. حالا این معنایش چیست؟ اقتصادانها میگویند، نشاندهنده کاهش فاصله طبقاتی است.
 
یعنی شما معتقدید که الان  فاصله طبقاتی بیشتر شده؟
 
نه! من میگویم اگر ما به شاخصها مراجعه بکنیم، آن شاخصی که اقتصادانها دارند، ضریب جینی است و این ضریب جینی نشان میدهد که فاصله طبقاتی کمتر شده است.
 
تعبیری که مقام معظم رهبری در آن زمان به‎کار بردند، آیا خانواده هاشمی را دلگیر کرد؟
 
نه. مگر من جزوه خانواده هاشمی نیستم؟ به هیچ وجه دلگیر نشدم. مگر کسی از فرمایش رهبری دلگیر میشود؟ ایشان نظرشان را گفتند که این بود.
 
آقای هاشمی! رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس گفتند که مصداق بیتقوایی جمعی، جریان چپ است؛ بهنظر شما منظور رهبری چه کسانی بودند؟
 
مسئول گفته‎های رهبری خودشان هستند، من که تحلیلکننده صحبت‎‎های ایشان نیستم!
در اوایل انقلاب گروهی بود به نام منصورون که ترکیب اعضای‎شان یکنواخت نبود که گروهی از آن‎ها جدا شدند و سازمان مجاهدین انقلاب را تشکیل دادند، گروهی حزب جمهوری اسلامی و گروهی هم خط سوم یا چپ را تشکیل دادند.
 
در این زمان تعریفی که از چپ میشد، عمدتا حول محور اقتصادی بود. مثلا فرض کنید در آن زمان در قانون اساسی بحث اقتصاد دولتی، تجارت خارجی و سهم تعاونی، خصوصی ودولتی و... مطرح بود. یعنی عمده مسائل سیاسی حول چپ و راست بودن، یکی اقتصاد بازار و یکی هم  اقتصاد دولتی. قانون اساسی ما گرایشش حول محور اقتصاد دولتی بود و مسائل اقتصادی را دولتی کردن؛ مانند اصل 44 قانون اساسی و تجارت که اکثرا دولتی بود. در آن سالها بیش از 70 درصد اقتصاد ما دولتی بود. به هر حال آن زمان بحث چپ و راست، بیشتر از دیدگاه اقتصادی مطرح بود؛ تا آنجا که ذهنم مرا یاری میکند عمدتا بین چپ و راست این مسائل مطرح بود.
 
تحلیل من بهعنوان یک دانشجو، این است که جریان چپ یک زمانی در دهه  شصت آمد و شعارهای انقلابی سر داد، اما در دهه هفتاد آقای هاشمی را کرد عالیجناب سرخ پوش! به عقیده شما منظور رهبری، اینها نبودند؟
 
من نمیدانم از خودشان بپرسید!
 
در دهه هفتاد جریان ارزشی در دانشگاه شاید حتی از این هتاکان به آقای هاشمی، کتک هم خورده باشد، اما امروز میبینیم بین آقای هاشمی و پایگاه ارزشی جامعه فاصله افتاده، دلیل این مسأله را چه چیزی میدانید؟
 
من یک سئوال از شما دارم، چرا 60 سال بعد از رحلت حضرت رسول، فرزندانشان (امام حسین و اهل بیتش) را به شهادت رساندند؟
 
چون ارزشها عوض شدند، آدمها عوض شدند وحتی برخی ازصحابه عوض شدند. بالاخره تاریخ عوض شده است.
 
من یکی از فرمایشات رهبری را میخواندم که ایشان میفرموده بودند که چرایی واقعه عاشورا مهمتر از خود واقعه است؟ ما که نمیتوانیم تاریخ را عوض کنیم، ما باید بیایم و آسیبها را بررسی کنیم. هجمه تبلیغاتی که علیه آقای هاشمی از سال 54 شروع شد و همچنان ادامه دارد و کم نظیر هم هست.  نخیر. بخش ارزشی جامعه تغییر نکرده است. محبوبیت ایشان الان بیشتر است.
 
یه عده که بهعنوان طرفداران معتدل هاشمی مطرح بودند، ولی بهخاطر سکوتشان در جریان فتنه از ایشان بریدند...
 
آقای...؟ شما قرار بود یک سری صحبت‎‎های دیگر بپرسید و... این[ضبط] رو به من بدید، این رو هم به من بدید... شما اصلا دنبال مصاحبه نیامدید، شما دنبال چیز دیگه‌ای هستید
 
چرا ببینید اگر...
(گفتو‎گو در اینجا از سوی آقای هاشمی نا تمام رها می‎شود)