| موج انقلاب مصر به امریکا رسید |
| ساعت ۱:٥٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، بیداری اسلامی ، مصر ، آمریکا |
|
الهامجوانانامریکا از میدانالتحریر در قیام والاستریت علیه سرمایهداری
پلیس نیویورک با هدف پایان دادن به تجمع هزار نفری جوانان آمریکایی علیه سیاستهای اقتصادی دولت آمریکا (حرکت اعتراضی تسخیر وال استریت) که امروز وارد هشتمین روز خود شده است، 80 نفر از این تجمع کنندگان را با رفتارهای خشونتبار دستگیر کرده است. به گزارش رجانیوز، در حالی که برگزاری اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در امریکا و بیان مسائل پر حاشیه در این مراسم از جمله سخنرانی اوباما، احمدینژاد، محمود عباس و نتانیاهو اکثر تحلیلها و اخبار رسانههای جهانی را به خود اختصاص داده است، اعتراض هزار نفری جوانان امریکایی در مرکز اقتصادی نیویورک (خیابان وال استریت) که به گفته این معترضین با الگوگیری از انقلاب مردم مصر آغاز شده است با وجود دنبالهدار بودن، با بایکوت رسانهای در امریکا مواجه شده است.
شعار اصلی معترضین: وال استریت را اشغال کنید در این اعتراضات که با شعار اصلی "تسخیر وال استریت" معروف شده است، جوانان آمریکایی به صراحت "نظام کاپیتالیستی" آمریکا را مورد هجمه انتقادات خود قرار دادهاند و این نظام را مسبب مشکلات بینالمللی میدانند. تحصیلکرده بودن، و به کار گیری ایدههای نو در این اعتراضات، از مشخصههای جوانان شرکتکننده در این اعتراضات است و تبلور آن بر روی پلاکاردها و شعارهای طرح شده، به وضوح قابل مشاهده است. بررسی شعارهای معترضین نشان میدهد که دلایل این اعتراضات، «طرح نجات بانکها»، «بحران وام مسکن» و «اعدام تروی دیویس» سیاهپوست آمریکایی است که چندی پیش توسط دستگاه قضایی آمریکا اعدام شد. جوانان معترض عنوان کردهاند که از مدل تظاهرات در مصر برای اعتراض خود الهام گرفتهاند و با هدف افزایش تعدا معترضین، خیابانهای مشرف به خیابان "وال استریت" را که به عنوان نماد اقتصاد کاپیتالیستی غرب و امریکا شناخته میشود، ترک نمیکنند.
پلیس نیز با اطلاع از این موضوع، تلاش میکند به هر وسیلهای از جمله به خشونت کشاندن تظاهرات و یا دستگیری گسترده معترضین، به این غائله پایان دهد. معترضین عنوان میکنند که ریشه همه مشکلات در وال استریت به عنوان قلب تپنده سیاستهای اقتصادی دولت آمریکاست و اگر این ساختمان تسخیر و گردانندگان آن بیرون شوند، مشکلات جهانی حل میشود. بر روی پلاکاردهای معترضین، جملات بسیار جالب به چشم میخورد که برخی از شعارهای آنها بدین شرح است: «تا زمانی که شما (منظور مردم آمریکا) از خواب بیدار شوید، ما به خاطر شما می جنگیم»، «اگر ما هم اعتراض نکنیم، پس چه کسی باقی میماند؟ اگر الان نباید اعتراض کنیم، پس چه وقتی زمانش میرسد؟»، «دروغپردازی در سی ان ان را پایان دهید»، «برای عدالت به ما بپیوندید»، «حمایت شما همه چیز است»، «از ثروتمندان مالیت بگیرید»، «ما برای بهداشت و درمان پول می خواهیم و نه برای رفاه شرکتها»، «وال استریت را تسخیر کنید»، «چه اتفاقی برای "رویای آمریکایی" افتاد؟ به یک کابوس تبدیل شد؟» پلیس با هدف پایان دادن به تجمع آرام جوانان آمریکایی، اقدام به دستگیری 80 نفر کرده است. استفنز، دانشجوی حقوق، قبل از اینکه دستگیر شود، با اشاره به ساختمان یکی از بانکهای دولتی گفت: "این همان بانکی است که خانه مادرم را گرفت". معترضان به روزنامه نیویورک تایمز گفتند که حدود 85 نفر بازداشت شدهاند و پنج زن با اسپری فلفل مورد حمله قرار گرفتهاند. پلیس عنوان کرده که معترضان را به خاطر ایجاد کردن ترافیک در خیابانها دستگیر کرده است! پاتریک برونر سخنگوی معترضان در گفتگو با نیویورک تایمز، رفتارهای پلیس را "به شدت خشونت آمیز" خواند و گفت معترضان به دنبال این هستند که تظاهرات مسالمتآمیز باقی بماند. برونر ادامه داد:"در حال حاضر ما بیشتر از هر زمان دیگری مصمم هستیم که کارمان لازم و درست است." به نظر میرسد پس از اعتراضات جوانان انگلیسی به شکاف طبقاتی در این کشور، ظهور اثرات بحران اقتصادی در امریکا و افزایش سقف بدهیهای این کشور، شورشهای جدی را در امریکا بدنبال خواهد داشت.
هر فرد جای خالی را با کلمهای جالب و ایده پردازانه پر کرده است
این ماسک به عنوان سمبل معترضین و برای شناخته نشدن آنها استفاده میشود
پلیس تلاش می کند اعتراضات را به خشونت بکشاند تا بهانه سرکوب را فراهم کند
چه بر سر "رویای آمریکایی" (جمله مارتین لوتر رهبر معترضین در سال 1968 که توسط دولت آمریکا ترور شد) آمد؟ به کابوس آمریکا تبدیل شد؟
اینجا هستم چون برای کشورم نگرانم
وال استریت با طمع ورزی خود به اقتصاد گند زد، دولت کمکهای سرسام آوری به وال استریت کرد و مردم به جای اعتراض، برای وال استریت ترحم کردند.. من عدالت میخواهم
جملات و شعارهای جالب معترضین روی پلاکاردها، نظر همه را به خود جلب کرده است. جوانان معترض از این پلاکاردها شبها برای خواب استفاده میکنند تا بتوانند به صورت شبانه روزی در این تجمع حضور داشته باشند.
شرکتهایی که برای حفظ منافع بانکداران و دولتمردان آمریکا، به اقتصاد جهانی ضربه زده اند |
|
| شکست راهبردی ترکیه در مقطع حساس نظامسازی انقلابیون با برخورد به دیوار سفت مصر |
| ساعت ۸:٤٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، رجب طیب اردوغان ، مصر ، مقام معظم رهبری |
|
بهوجد آمدن اندیشمندان انقلابی از مانیفست رهبر انقلاب گروه بینالملل- مهدی جهانتیغی: اگرچه سفرهای اخیر اردوغان به مصر، لیبی و تونس با تبلیغات رسانهای و حتی استقبالهای گرم از او در لیبی یکبار دیگر نگاه ها را به سمت ترکیه به عنوان بازیگری فرصت طلب در حوادث منطقه جلب کرد اما نگاه دقیق به بازتاب های این سفر نشان می دهد که این سفرها رفتارهای سیاسی و ایدئولوژیک اردوغان و دولت ترکیه را زیر ذرهبین انقلابیون قرار داده و مخالفتهای صریحی نیز با او ایجاد کرده است.اعتراض انقلابیون مصر از جمله اخوان المسلمین به اظهارات اردوغان درباره پیشنهاد حکومت سکولار آنهم با گزاره های صریحی همچون اینکه وی را متهم به دخالت در کشور مصر متهم کرده و مدل حکومتی او را برای مصر غیرکارآمد عنوان کرده اند و یا اظهارات "شیخ مظهر شاهین" که به خطیب انقلاب مصر شهرت یافته، در خطبه نمازجمعه این هفته در مسجد "مکرم" میدان التحریر قاهره، که حتی از استقبال از اردوغان با تشریفات خاص انتقاد شدید و نکوهش کرد و گفت که چرا باید از اردوغان طوری استقبال شود که گویا فاتح مسلمانان و نجات دهنده مصر است، نشان می دهد که ترکیه در راهبردی ترین سیاست خارجی خود در قبال منطقه که به دست گرفتن رهبری قیام خاورمیانه و شمال آفریقاست، ضربه سنگینی خورده است. انقلابیون مصر که تاثیر گذاری زیادی بر دیگر انقلابیون منطقه دارند، مدل حکومتی اردوغان را رد کرده و آن را ناکارآمد و حتی مغایر با اصول اسلامی میدانند و در قبال اینکه وی خود را در جایگاه رهبری قیام های منطقه بداند، احتیاط میکنند. رد کردن گزینه حکومتی ترکیه آنهم در شرایط نظام سازی کشورهای رها شده از بند دیکتاتوری، یعنی شکست استراتژیک در یکی از حساس ترین قسمت های سریال تاریخی بیداری اسلامی منطقه. از سوی دیگر، همزمان با همایش بیداری اسلامی در تهران، رهبر انقلاب توانستند با منطق انقلاب اسلامی، مانیفست بینقصی را به جهان اسلام ارائه دهند که صدها نخبه از بیش از 80 کشور را به وجد آورد و همزمان با ایراد سخنرانی چند بار تکبیر آنها را به نشانه تأیید و ابراز محبت بلند کرد. غربی ها می دانند مدل حکومتی خاندانی، سلطنتی و سکولار ضد دینی در خاورمیانه شکست خورده و باید حکومت های با ظاهر اسلامگرایی سرکار بیایند و در راستای همین راهبرد است که امریکایی ها از تشکیل احزابی شبیه حزب توسعه و عدالت ترکیه در برخی کشورها مانند تونس و مصر استقبال و برای تقویت آنها تلاش هایی هم کرده اند و این همان نسخه انحرافی است که غربی ها می خواهند آدرسش را به فعالین انقلاب بدهند تا از جهتگیری قیامها به سمت نسخه حکومت داری و سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی منحرف شوند. اگرچه شتاب تحولات منطقه زیاد است اما بر اساس چند اصل کلی در حال تغییر است. کلی ترین اصل که به صراحت مردم منطقه و حتی برخی انقلابیون محافظه کار که برای حفظ سرمایه اجتماعی خود مجبور به بیان آن هستند؛ ایجاد حکومت اسلامی بر اساس قوانین اسلام و حضور جدی قوانین اسلام در عرصه نظام سازی، حکومت داری و اجتماع و سیاست است اما این رویکرد با سیاست های راهبردی و ایدئولوژیک ترکیه در حوزه حکومت داری و سیاست خارجی و حتی حوزه مسائل اجتماعی و سیاسی داخلی سازگار نیست. در نتیجه این رویکرد، گزینه استراتژیک دیگری که ترکیه با رفتار متناقض خود از دست خواهد داد، کاهش اعتماد عمومی مردم منطقه خواهد بود. اما در مقابل، ایران در حال حاضر بالاترین سطح اعتماد عمومی منطقه را دارد و سیر صعودی این روند نیز ادامه دارد. در بعد نظامی، اگرچه ترکیه بهظاهر تلاش می کند با استقرار سپر موشکی ناتو در خاک این کشور یک گزینه نظامی استراتژیک به خود اضافه کند اما اگر این موضوع را در شرایط فعلی منطقه تحلیل کنیم، با توجه به بیداری اسلامی و مولفههای جدید قدرت مانند قوت گرفتن ملت ها و اسلامگرایان سیاسی مخالف غرب، قطعا ترکیه گزینههای راهبردیتر دیگری را در دراز مدت از دست خواهد داد. همچنین، استقرار سپر موشکی ناتو در ترکیه عوامل امنیتی غربیها را در منطقه افزایش خواهد داد و اذعان مقامهای ترک مبنی بر اینکه سرباز ترکیه سرباز ناتو است، عنصر استقلال در مسائل امنیتی و سیاست خارجی را به شدت ضعیف خواهد کرد و ادامه این روند، از ترکیه تصویر کشوری با مشخصات برخی کشورهای عربی که دل به حمایت های غرب در امنیت داخلی خود بستهاند، میسازد. به هر حال، راهی که ترکیه در پیش گرفته، یک مدل شکست خورده است و تنها در برخی ظواهر آن با نحوه نگرش برخی حکومت های سرنگون شده اخیر تفاوت دارد ولی در اصول کلی که تعریف منافع بر اساس نگاه به غرب است، مشترک است. در صورت ادامه روند سیاست های ترکیه با بازی در پازل امنیتی و سیاسی غربی ها در پوشش اسلامی، آنها را به روی دیگر سکه کشوری مانند عربستان تبدیل خواهد کرد که یکی ایدئولوژی سلفی و دیگری شبه سکولار تنها با پوشش ظاهری اسلام دارند. تلاش ترکیه برای کسب هر چه بیشتر رضایت غرب و امتیاز دادن به آنها در مقابل بیداری روز افزون مردم خاورمیانه و شمال آفریقا، تنها به کاستن از نفوذ ترکیه در منطقه منجر خواهد شد و این کشور ناخواسته بازیگری اصلی در منطقه را به ایران واگذار خواهد کرد، زیرا در این صورت، تنها گزینه مستقل و با ثبات و دارای اصول ثابت، انقلابی و جامع جمهوری اسلامی خواهد بود. حتی در تحلیل های غربی ها نیز این موضوع بیان می شود که ایران با نسخه بینقص جمهوری اسلامی تنها بازیگر مؤثر در منطقه باقی خواهد ماند که منشأ آن، سرمایه گذاری ایران در شبکهسازی در جهان اسلام و تقویت بیداری مردم منطقه است که چند سطح بالاتر از قدرت های نظامی و نهادهایی مانند ناتو و برخی ائتلاف های اقتصادی است. در عین حال، جمهوری اسلامی باید با تعامل و برخی اقدامات دیپلماتیک و حتی در صورت لزوم فشار با ابزارهای منطقه ای و اقتصادی به ترکیه فرصت بازگشت به همسایگی مطلوب را به این کشور بدهد. شاید بازی گرفتن و نقش دادن به ترکیه در موضوع هسته ای، ترکها را دچار سوء برداشت کرده است، در حالی که ایران، ترکیه را در جریان مقاومت در منطقه به عنوان یک شریک راهبردی انتخاب کرد اما در صورت ادامه روند فعلی، ترکیه تبدیل به رقابت راهبردی خواهد شد که قطعا در این رقابت، موقعیت ترکیه تضعیف می شود و این به ضرر ترک ها خواهد بود و وظیفه وزارت خارجه دقیقاً فهماندن این موضوع به ترک ها است. نکته جالب دیگر اینکه حذف فریبکارانه تهدید ایران از لیست تهدیدهای امنیت ملی ترکیه و اظهارات مسئولین ترکیه مبنی بر استفاده نکردن از این سلاح ها علیه ایران در آستانه استقرار سپر موشکی جدای از یک کار تبلیغاتی و رسانه ای در منطقه، فریب خود مردم ترکیه نیز به شمار می آید، چون برخی نظر سنجیها نشان می دهد بیش از 75 درصد مردم ترکیه خواهان ارتباط با ایران هستند و مقامهای ترکیه به خوبی از رابطه اقلیت کردها و علویان با ایران خبر دارند. حتی مشاهده می شود که احزاب سیاسی رقیب اسلام گرایان نیز مانند حزب جمهوری خواه ترکیه هدف طرح سپر موشکی را حمایت از رژیم صهیونیستی اعلام و در این زمینه از اردوغان انتقاد می کنند. بنابراین نحوه تعامل ترکیه با جمهوری اسلامی قطعا آرای دولت اسلامگرای ترکیه را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد و این یکی از گزینه های برتر استراتژیک ایران در قبال ترکیه هست که ترک ها نمی توانند آن را نادیده بگیرند. در حال حاضر، قوی ترین جریان شکل گرفته در منطقه، جریان گسترده مردمی ضد صهیونیستی است و افکار عمومی نمی تواند سپر موشکی ناتو را در ترکیه که یکی از مزیت های آن جاسوسی برای صهیونیست ها است، هضم کند که این، سرمایه گذاری چند میلیون دلاری ترکیه را در بحث دیپلماسی عمومی به باد خواهد داد و یکی از ضررهای راهبردی دیگر برای ترکیه خواهد بود. معادلات امروز جهان اسلام بسیار شفافتر از گذشته است و یک گزاره مهم این است که میان رضایت غرب و ملت های مسلمان باید تنها یکی را انتخاب کرد. از سوی دیگر ترکیه مورد سوء ظن و چه بسا خشم روسیه که سپر موشکی را علیه امنیت ملی خود می داند، قرار دارد و تبعات این موضوع نیز برای این کشور سنگین خواهد بود و همچنین روسیه را به ایران نزدیکتر خواهد کرد. روسها بهتازگی مجدداً و با صراحت از سپر موشکی ناتو ابراز نگرانی و حتی صحبت از مقابله به مثل با آن کرده اند. در عین حال، تناقضهای سیاست خارجی ترکیه موجب شده دولت اردوغان در عرصه سیاست داخلی نیز دچار چندگانگی شود، زیرا مردمی که چند روز قبل حتی حاضر به تحمل ورزشکاران رژیم صهیونیستی در خاک ترکیه نبودند و تجمع اعتراض آمیز برگزار کردند، چگونه استقرار سپر موشکی ناتو را در خاک ترکیه که یکی مزیت های آن ایجاد فرصت جاسوسی برای رژیم صهیونیستی است، هضم میکنند. از سوی دیگر، گام بلند سپاه در مقابله قاطع با گروک تروریستی پژاک نشانه توانمندی ایران برای برقرار امنیت در منطقه است و پیام روشنی نیز برای افکار عمومی ترکیه دارد که کشورهای منطقه خود می توانند تامین کننده امنیتشان باشند و حتی در صورت همکاری نظامی با یکدیگر دیگر نیازی به حضور نیروهای خارجی نیازی نیست و حضور این نیروها تنها به بی ثباتی منطقه کمک خواهد کرد. |
|
| سفارت اسرائیل در مصر فتح شد! / اسناد در حال خروج از سفارت است |
| ساعت ۱۱:۳٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠ کلمات کلیدی: سیاسی ، مصر ، اسرائیل ، بیداری اسلامی |
|
پلیس با استفاده از گاز اشک آور سعی در متفرق کردن معترضین داشت، و پزشکان میگویند یک نفر به دلیل خفگی از گاز اشک آور شهید، و ۴۵۰ نفر مجروح شدهاند. به گزارش شفاف، در حالی که از روز گذشته تظاهرات اعتراضی مردم مصر علیه شورای نظامی و ادامه ارتباط با اسرائیل آغاز شده با پایداری مردم دربرار فشارها این تظاهرات در بامداد امروز، ساعت ۶ صبح به وقت ایران، منجر به فتح سفارت اسرائیل شد.
معترضان، پس از مراسم نماز جمعه دیروز، تظاهرات موسوم به «اصلاح مسیر» جهت تشکیل دولت غیر نظامی و همچنین مخالفت با ارتباط با اسرائیل آغاز گردید که تظاهرات کنندگان به سمت وزارت کشور، ساختمان کابینه دولت و بخشی از ایشان نیز به سمت سفارت دولت صهیونیستی اسرائیل تظاهرات را ادامه داده و خواستار قطع روابط قاهره با تل آویو شده بودند. ![]() تصویری از شروع اعتراضات جمعه در جوار دیوار حائل سفارت اسرائیل در قاهره؛ منبع: پرس تی.وی هدف اصلی معترضین عبور از دیوار حائلی بود که شورای نظامی مصر برای حفظ امنیت این سفارتخانه احداث کرده است، زیرا سفارت اسرائیل از ابتدای شروع انقلاب از اهداف اصلی انقلابیون بوده است و ماه گذشته نیز یکی از تظاهر کنندگان با صعود از دیوار سفارت و پایین کشیدن پرچم اسرائیل پرچم مصر را به جای آن قرار داده بود. پلیس با استفاده از گاز اشک آور سعی در متفرق کردن معترضین داشت، و پزشکان میگویند یک نفر به دلیل خفگی از گاز اشک آور شهید، و ۴۵۰ نفر مجروح شدهاند. همچین صدای تیر اندازی نیز در اطراف سفارت شنیده میشود؛ کشته شدن پنج افسر پلیس مرزی مصر در ۱۸ آگوست از دلایل محرک این تظاهرات هستند. به گزارش شفاف از پرس تی. وی، در حالی که جمعیت هزاران نفری با پاره کردن پرچمهای اسرائیل در حال ابراز احساسات هستند، معترضینی که با شکستن دیوار حائل بتونی به سفارت دسترسی و به آن وارد شدهاند در حال بیرون کردن اسناد از طریق پنجرهها هستند. این ساختمان چند طبقه محل اسکان کارکنان نیز هست و سفیر و بخشی از کارکنان فرار کردهاند. قابل توجه است که، پس از شکستهای جنگ شش روزه و پس از آن، دولت مصر در وضعیتی شبه آتش بس و همکارانه با دولت اسرائیل قرار گرفت که از دلائل اجبار به بستن مرز رفح در عین فشارهای اجتماعی احتمال گسترش جنگ به مصر بود؛ با این حال با وقوع انقلاب، وضعیت در حال تغییر به اوضاع پیش از پیمان صلح ۱۹۷۹ است. این وقایع در حالی رخ میدهد که در اسرائیل نیز صدها هزار نفر در تل آویو در تظاهرات و اعتراض به وضعیت بغرنج اقتصادی دولت نتانیاهو هستند. |
|
| جنایت پنهان مانده مبارک |
| ساعت ۱٢:٢۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦ کلمات کلیدی: سیاسی ، حسنی مبارک ، مصر ، دیکتاتور |
|
ملت مصر با اینکه از محاکمه حسنی مبارک بسیار خرسند است، با این حال اعتقاد دارد، 10 جنایتی که مبارک مرتکب آن شده، در طومار جنایاتش به آنها اشاره نشده و مورد غفلت قرار گرفته است. به گزارش فارس به نقل از مجله مصری "روز الیوسف "، اگرچه انقلاب مصر موفق شد، برای اولین بار در تاریخ جهان عرب رئیس جمهور خود را بابت جنایاتی که مرتکب شده، در دادگاه محاکمه کند، با این حال ملت مصر این محاکمه را کامل و تمام نمیداند. |
|
| "آیتالله خامنهای از ما مصریها به انقلاب مصر آگاهتر بود" |
| ساعت ۱۱:٥٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، مصر ، بیداری اسلامی |
|
نویسنده مصری بااشارهبه هشداررهبر جمهوری اسلامی ایران به مردم مصر برای ممانعت از انحراف انقلاب مصر اعلام کرد که پس از 6 ماه اذعان میکند که رهبر ایران از خود مصریها به انقلاب آنان آگاهتر بود. به گزارش فارس، «نیفین مسعد» نویسنده مصری در مقالهای در روزنامه الشروق با اشاره به بصیرت بالای رهبر جمهوری اسلامی ایران اذعان کرد که آگاهی و بصیرت ایشان به انقلاب مصر از خود مصریها بیشتر بوده است. خانم مسعد در این مقاله اذعان کرد: زمانی که علی خامنهای در فوریه (بهمنماه سال گذشته) اعلام کرد که مصریها در انقلاب خود از روح انقلاب اسلامی ایران الهام گرفتند، بسیاری در مصر از این حرف خشمگین شدند. [آن روز] با سربلندی گفتیم که انقلاب ما انقلابی کاملا مصری است و سران آن جوانان هستند و همه در آن مشارکت کردند. نه امام و نه رنگی سیاسی واحدی. [اما] امروز پس از گذشت شش ماه، این شجاعت را دارم که اعلام کنم این مرد از خود ما مصریها به انقلابمان آگاهتر و بابصیرتتر بود. مسعد در ادامه به مراجعه خود به منابع پژوهشی (دو پایاننامه مصری) درباره انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد و نوشت: زمانی که به انقلاب ایران مراجعه کردم شوکه شدم. هر کس این دو پایاننامه را بخواند درمییابد که ما در مصر همان راهی را میرویم که در ایران رفتهاند. البته با کمی اختلاف. مسعد افزود: در مارس 1979 (فروردین سال 1358) در ایران همهپرسی برگزار شد و در مارس امسال 2011 هم در مصر برگزار شد. در اولی از ایرانیها سوال شد که آیا با جمهوری اسلامی در ایران موافقید یا خیر که 98 درصد به این سوال آری گفتند و در همهپرسی دوم در مصر سوال این بود که آیا با اصلاحات قانون اساسی موافقید و بعد پنهان سوال این بود که آیا با ابقای ماده دوم قانون اساسی و با ثبات موافقید یا خیر که 77 درصد مصریها پاسخ آری دادند. این نویسنده مصری افزود: دریافتم که رهایی [امام] خمینی از نیروهای سیاسی شریک در انقلاب از لیبرالها در سال 1980 گرفته تا چپها در سال 1981 به اقدام اخیر برخی در مصر برای تحریک مصریها علیه لیبرالها و چپها و ملیگراها بسیار نزدیک است. وی در ادامه با اشاره به این گفته امام خمینی(ره) که قانون اساسی ایران باید 100 درصد اسلامی باشد اعلام کرد که مصر هنوز قانون اساسی خود را اصلاح نکرده است ولی در راه این کار قدم گذاشته است و بحثهای داغی درباره آن به راه افتاده است. صبح جمعه گذشته روزنامه الاخبار مصر خبری منتشر کرد مبنی بر اینکه دکتر محمد یسری دبیر کل هیئت حقوق و اصلاح خواستار تدوین قانون اساسی اسلامی با مشارکت علمای الازهر و شیوخ دیگر از جمله اخوان المسلمون شده است. وی در ادامه با اشاره به روی کار آمدن ابوالحسن بنیصدر در ایران، درباره بنیصدر مصر هشدار داد و نوشت: این مقاله نزد من و برای وجدان من سنگین است زیرا چیزی را میبینم که [آیتالله] خامنهای آن را دید، در نتیجه تا زمانی که نیروهای مردمی [مصر] متحد نشوند و از توجه زیادی به دستاوردهای سیاسی دست برندارند و تا زمانی که کشور و ملیگرایی خود را با اصولی که برای همه الزامآور است، مصونیت نبخشیم، گمان میکنم شمارش معکوس برای ابوالحسن بنیصدر مصر آغاز شده است. |
|
| گفتوگوی رجانیوز با حسین شیخ الاسلام پیرامون تحولات مصر |
| ساعت ۱۱:٥٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، اخوان المسلمین ، مصر |
|
ارتش نمیتواند در مصر کودتا کند/ اخوان المسلین پشت پرده عمل میکند
گروه بیداری اسلامی- مهند حامد: حسین شیخ الاسلام دیپلمات کارآزموده ای است که سالها به عنوان معاونت سیاسی و عربی- آفریقایی وزارت خارجه، خدمت کرده است. وی هم چنین مدتی نیز سفیر ایران در دمشق بوده و در حال حاضر نیز دبیر کل دبیر خانه کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین در مجلس شورای اسلامی است. از این رو در گفتگوی رجانیوز با وی تحولات کنونی و آینده احتمالی مصر را به بحث گذاشته و سناریوهای مختلف پیرامون عملکرد انقلابیون این کشور و اینکه اسلامگرایان تا چه می توانند در نظام آینده مصر ایفای نقش کنند را واکاوی کردیم. متن کامل این گفتگو را از نظر می گذرانید: هم چنین وقتی در مصر افسران آزاد کودتا کردند، این مسئله در دیگر کشورها نیز تکرار شد. مثلاً همین قذافی کودتای مصر را در لیبی تکرار کرد. حتی حزب بعثی که در سوریه و عراق حاکم شدند، به عنوعی الگو برداری از مصر است و یا وقتی مصر قرارداد سازش با اسرائیل را متأسفانه امضا کرد (کمپ دیوید) اول کمی حکام عربی مقاومت کردند اما بعد آنها هم قبول کردند، پس توجه به مصر خیلی مهم است و اینکه در نهایت نهضت بیداری در مصر چگونه به سرانجام برسد بر همه جهان عرب تأثیر خواهد گذاشت. لذا شما تصور کنید مصری ها سالها توسط حسنی مبارک تحقیر شدند. اسرائیلی ها از طریق آمریکایی ها و اذنابش آنها را تحقیر کردند. شروع این امر با کار اطلاعاتی- امنیتی بر انور سادات انجام شد و کیسینجر نقش مهمی در این قضیه داشت ، بنا بر قولی انورسادات اینقدر در این قضیه پیش رفت که ناصر را هم مسموم کرد، این دعوایی است که الان هم مطرح است و خانواده عبدالناصر علیه خانواده انورسادات مطرح کرده اند. در همین زمینه آقای حسنین الهیکل در مصاحبه با الجزیره گفت که: "قبل از کنفرانس عرب که در اتاق آخرین بحثها را با هم می کردند، ناصر گفت خسته هستم، انور گفت که خودم برای تو قهوه درست می کنم، هنگام درست کردن قهوه مقداری سم در داخل آن ریخت و 3 روز بعد از این قضیه ناصر به رحمت خدار فت." سیستم امنیتی اسرائیل تا این حد پیش رفته بود. بعد هم تمام عزت عرب و مسلمانها و علیالخصوص ملت مصر را قربانی کرد و البته دوباره حسنی مبارک این کار را در مورد انور السادات کرد. این قضیه بیش از 30 سال طول کشید. تا جایی پیش رفتند که هم پیمان اسرائیلی ها درباره کشتار و شکنجه مردم در غزه شدند. ملت مصر عکس العمل اولش در مقابله با دیکتاتوری مصر و استبداد بود و فکر می کرد که 30 سال است که در حال تحقیر شدن است و از حقوق اصلی خودش محروم می شود. سیستم دیکتاتوری اساسش این است که اموال مردم را به نفع افراد خاصی تاراج می کند، مردم مصر هم چنین تصوری داشتند، فقر در مصر بیداد می کرد. این عوامل دست به دست هم داد و این تغییر را به وجود آورد که جوانها در این تغییر نقش اساسی داشتند که عادت به این تحقیرها نداشتند و تازه پا به این عرصه گذاشته بودند و علی رغم اینکه تجربه ایران هم پیش چشمانشان بود که در مقابل غرب و استکبار، با همه فشارها در جریان فلسطین، انرژی هسته ای، هولوکاست و ... در طول 30 سال ایستاده است. دومین عامل اساسی قیام مصر نیز تشکیلات اخوان المسلمین بود. سمبل مردم، جوانان بودند و تشکیلات اخوان المسلمین از دیر باز تشکیلات قوی بوده که البته از صحنه سیاسی محروم شده بود، اما در صحنه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نقش به سزایی داشت. علی الخصوص تشکیلات خیریه اسلامی آنها خیلی مؤثر بود. مردم مصر مسلمان هستند و از مسجد راه افتاده بودند، و جمعه ها از نماز جمعه با شعار ا... اکبر می آمدند. پیام آقا هم از طریق نماز جمعه ما برای نماز جمعه آنها ارسال شد. بعد از انقلاب ما شیوه جدیدی تعریف ارائه شد، شیوه ای که قبل از انقلاب ما بود مثل انقلاب در فرانسه ، شوروی و چین ... شیوه ای بود که تکیه بر ارتش آزادی بخش داشت، اما این تنها امام خمینی بود که کل مردم را با دستهای خالی جلوی ارتش آورد. امام شعار را برد در حج به اسم مراسم برائت به همه یاد داد. در فلسطین هم مردم این روش امام را در انتفاضه گرفتند که بادستهایشان عمل کنند. مردم در مصر روش امام را یاد گرفتند. بعد از این تغییر، آمریکایی ها نمی دانستند چه کاری باید انجام دهند. مصر برای آمریکایی ها بسیار مهم است چون در آنجا کانال سوئز است، ارتباط شرق و غرب عالم از لحاظ تجاری است، مصر با اسرائیل باشد یک معنی دارد و اگر برخلاف اسرائیل باشد معنی دیگری دارد، کیسینجر می گوید: "جنگ اعراب با اسرائیل بدون مصر نمی شود، صلح اعراب با اسرائیل بدون سوریه نمی شود". لذا برای اینکه جنگ با اسرائیل نشود در مورد مصر کار کردند که جنگ نشود، الان هم در حال تلاشند که با سوریه صلح کنند که هنوز نتوانسته اند به این دست یابند.
|
|
| خانوده از هم گسیخته مبارک+تصاویر |
| ساعت ۱۱:٥٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳ کلمات کلیدی: سیاسی ، حسنی مبارک ، مصر ، دیکتاتور |
|
عکس خانوادگی حسنی مبارک
از تصویر فوق پدر و دو پسر خانواده در زندان به سر می برند و مادر و نوه خانواده در کاخ یاست جمهوری. بیمارستان شرم الشیخ
مبارک که از هفته ها پیش در این بیمارستان تحت درمان قرار دارد با مرگ دست وپنجه نرم می کند. گفته می شود در این مدت حالت روانی وی روز به روز بدتر شده و وی با کسی حتی سوزان مبارک همسرش هم سخن نمی گوید و تنها کسی که اجازه دارد به ملاقات وی برود نوه اش عمر است. جمال مبارک
وی که از دو ماه پیش تا کنون در زندان طره در بازداشت به سر می برد به زودی به اتهام قتل تظاهرکنندگان در طول قیام مردمی و فساد مالی محاکمه خواهند شد. هفته گذشته وکیل وزارت امور فنی در نهاد ریاست جمهوری افشا کرد که وی متظاهر به دینداری بوده و حتی در وجود پیامبر اکرم (ص) نیز تردید داشته است. جمال، علا و سوزان مبارک
علا که در تصویر بالا سمت راست ایستاده است نیز به همراه برادرش در زندان طره در قاهره به سر در انتظار محاکمه است. زندان طره قاهره
محل بازداشت فرزندان مباک در قاهره توسط نیروهای امنیتی تحت محاصره قرار داد. منابع خبری هفته پیش اعلام کردند علاء و جمال مبارک در عزلت کامل بسر می برند و کمترین ملاقات کننده را در زندان دارند. فقط دو نفر به ملاقات آن ها آمده اند و این دو کسی جز عصام مبارک عموی متهمان و محمود جمال، داماد جمال مبارک نبوده. این منبع آگاه اعلام کرد که خانواده های این متهمان و همچنین دوستانشان از آمدن برای ملاقات با آنان خودداری می کنند. سوزان مبارک
همسر دیکتاتور مصر این روزها در کنار دو عروسش در کاخ ریاست جمهوری مانده و منتظر تعیین تکلیف همسر و فرزندانش است. همسر جمال مباراک
خدیجه الجمال، گفته می شود با توجه به اینکه پدر او اکثر هزینه های آنان در کاخ ریاست جمهوری، هزینه ارسال غذا به زندان و هزینه های درمانی و پیگیری سلامتی دیکتاتور مخلوع را پرداخت می کند، خود را بانوی نخست کاخ می داند که این مسئله چندان به مذاق سوزان مبارک و هایدی راسخ خوش نیامده است.
بنا به اخبار رسیده درگیری های همسر جمال با دیگر عروس خانوده و نیز سوزان مبارک به اوج خود رسیده است تا جایی که سوزان در برخی موارد تحمل این درگیریها را نداشته و شروع به گریه کردن می کند.
در یکی از این جنگهای لفظی همسر علاء مبارک به همسر جمال تاکید کرده که از زمانی که پایش را در کاخ ریاست جمهوری گذاشته نحسی را به همراه خود آورده است. علا مبارک و همسرش
هایدی راسخ، عروس دیگر خانوده مبارک یکی دیگر از کسانی است که در کاخ یاست جمهوری باقی مانده و در کنار مادر شوهر خود روزهای پر تنشی را سپری می کند. هایدی راسخ
گفته می شود در هر کدام از این درگیریهای لفظی که میان همسر مبارک و زنان علا و جمال رخ می دهد یکی از آنها در صدد قدرت نمایی بر می آید. کاخ ریاست جمهوری مصر در شرم الشیخ
مکانی که روزگار نچندان دور خانواده پر قدرت مبارک را کنار هم جمع می کرد امروز در سکوت و انتظار پذیرای باقی مانده خانواده از هم پاشیده دیکتاتور است.
منبع : فرارو |
|
| خودشیرینی البرادعی برای پادشاه آلسعود |
| ساعت ۱۱:٢۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، مصر ، محمد البرادعی |
|
حمد البرادعی رئیس سازمان ملی تغییر در مصر و نامزد احتمالی ریاست جمهوری در این کشور مدعی شد: " ملک عبدالله از سالها پیش مشکلات برخی از حکومتها در جهان عرب را پیش بینی کرده بود." به گزارش جهان به نقل از العربیه، به گفته البرادعی، " نتایج مشکلات ناشی از عدم اعتماد بین رهبران و مردم در جهان عرب در مصر ، لیبی، یمن وتونس مشاهده شد." وی هیچ اشارهای به اعتراضات قطیف در عربستان سعودی و اعتراضات مردم بحرین که بهوسیله قوای آلسعود سرکوب میشود، نکرد. |
|
| البرادعی سرانجام حرف دلش را زد! |
| ساعت ۱٢:٤۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥ کلمات کلیدی: محمد البرادعی ، اخوان المسلمین ، مصر ، سیاسی |
|
محمد البرادعی سرانجام نگرانی خود را از قدرت گرفتن احتمالی جریان اخوانالمسلمین در مصر ابراز داشت تا ثابت کند که همان مهره سکولار همیشگی غربیهاست. به گزارش جهان به نقل از بلومبرگ، مدیر کل پیشین آژانس بینالمللی انرژی اتمی که با سیانان گفتگو میکرد، ضمن ابراز نگرانی از قدرتیافتن اخوانالمسلین به عنوان گروهی اسلامگرا که سازمانیافتهتر از گروههای سیاسی تازه سر برآورده مصری است، از وضعیت اجتماعی و اقتصادی مصر انتقاد کرد. |
|
| هراس آمریکا از اتحاد در مصر |
| ساعت ۱:۱۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢ کلمات کلیدی: سیاسی ، اخوان المسلمین ، مصر |
|
هراس امریکا از اتحاد اخوان و غیر اخوانیهادر مقابل رفیق گرمابه و گلستان مبارک و سلیمان
![]() رجانیوز/ گروه بین الملل- "نبیل العربی وزیر امور خارجه مصر اعلام کرده که در حاشیه اجلاس وزیران خارجه غیرمتعهدها در اندونزی با علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران دیدار میکند"، "وزیر خارجه مصر روز گذشته در واکنش به این انتقاد که چرا به کشتیهای ایرانی اجازه عبور از کانال سوئز داده شد، تأکید کرد که ایران دشمن ما نیست و بنابراین دلیلی برای جلوگیری از عبور کشتیهای ایران وجود ندارد"، "محاصره غزه با بازگشایی مرز رفح عملاً شکسته شده و حماس و حزبالله نیز در ماههای گذشته چند تن از مهمترین زندانیهای خود را از زندانهای قاهره خارج کردند"، "اسناد مهمی از سفارت رژیم صهیونیستی قاهره به دست انقلابیون مصر افتاد"، "مراد موافی رئیس جدید سرویس امنیتی مصر بانی توافق تاریخی فتح و حماس در قاهره شد"، اینها تنها نمونههایی از مواردی است که نشان میدهد روند تحولات بیداری اسلامی در مصر کاملاً به نفع ایران و جبهه مقاومت است. اما امریکاییها که در پیشبینی این تحولات غافلگیر شده و علیرغم حضور در خاورمیانه و ایستگاههای اطلاعاتی قادر به پیشبینی نبودند، با شروع انقلاب مصر تلاش کردند مدیریت هوشمندانهای بر فرآیند گذار اعمال کنند و در این زمینه با ارتباط هایی که با ارتش گرفتند، از این نهاد نظامی خواستند با توجه به مقبولیت نسبی خود در میان مردم، حتی در مقابل نیروهای امنیتی مبارک از مردم حمایت کند تا برای دوره بعد از مبارک، یک جایگزین مقبول وجود داشته باشد.
این در حالی است که طنطاوی رئیس ستاد ارتش مصر که مسئولیت دولت انتقالی پس از مبارک نیز برعهده او قرار داده شد، عملاً رفیق گرمابه و گلستان عمر سلیمان (که اکنون در امریکا است) و مبارک بوده و امریکاییها نیز بهشدت به او اطمینان دارند. وی همچنین نظرات رادیکالی علیه ایران دارد که بخشی از آنها پیش از این در اسناد ویکیلیکس منتشر شده بود.
با این حال، در شرایط فعلی، ارتش، اخوانالمسلمین و گروههای غیراخوانی مؤثر در انقلاب مصر سه ضلع مثلث راهبردی قدرت را تشکیل میدهند و در این شرایط، نزدیک شدن هر یک از این دو ضلع به یکدیگر به بیاثر شدن ضلع دیگر منجر میشود. امریکاییها معتقدند اگر قرار باشد گروههای اخوانی به غیراخوانیها نزدیک شوند، قطعاً باید ارتش و شخص طنطاوی بهعنوان نهاد رسمی در انتقال قدرت حفظ شود.
بهترین گزینه برای امریکاییها در مصر کنونی، پیوند ارتش با گروههای معارض غیراخوانی است که تاکنون چنین اتفاقی به دلایل متنوع از جمله انسجام نداشتن این گروهها رخ نداده و بدترین وضعیت برای امریکا که در حقیقت بهترین گزینه برای ایران است، پیوند اخوانالمسلمین با گروههای غیراخوانی است. در این حالت حتی چنانچه فردی با دیدگاههای کاملاً سکولار مانند عمرو موسی روی کار بیاید، باز هم شرایط به نفع ایران است.
در عین حال، اخوانیها و غیراخوانیها علیرغم اختلافهای موجود نقش مؤثری در انقلاب مصر داشتند، بهطوری که بهعنوان نمونه نه اخوان میتواند بگوید که پیروزی انقلاب مصر کاملاً در اثر برنامههای آنها بوده و نه غیراخوانیها. مثلاً در روزی که چماقداران مبارک با شتر به میدان التحریر هجوم آوردند، در حالی که بخش عمدهای از مدیریت میدانی بر عهده شباب الثورة بهعنوان گروههای غیراخوانی بود، چنانچه جوانان اخوان حضور نداشتند، ممکن بودف بساط انقلاب برچیده شود.
راهبرد فعلی امریکا برای جلوگیری از چنین پیوندی، ایجاد جناح ضدایرانی در اخوانالمسلمین مصر است که این احتمال موفقیت چنین راهبردی حداقل در کوتاه مدت و میان مدت نزدیک به صفر است. امریکاییها چنانچه از قبل این تحولات را پیشبینی و برای آن برنامهریزی کرده بودند، میتوانستند بهتدریج با تعامل با بخشی از اخوان چنین تعارضهایی را دامن بزنند اما سیاست امریکا در چند دهه اخیر تمرکز بر ارتباط با دولتها بوده و این دولتها نیز متقابلاً محتاج امریکا بودهاند، در حالی که ایران بهدلیل برخی محدودیتها در تعامل با دولتها بهعنوان نمونه در همین مصر، به شبکهسازی اجتماعی روی آورد.
بر این اساس، جمهوری اسلامی در طی این سالها گروهها و احزاب معارض با مبانی عمدتاً ایدئولوژیک را به یکدیگر متصل کرده است و در نتیجه احزاب سیاسی که در نتیجه انقلابهای منطقه روی کار میآیند، بهدلیل سابقه معارضه، کاملاً به ایران نزدیک هستند.
بهعنوان نمونه، اخوانالمسلمین در حال حاضر اعلام کرده که برای انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا نمیدهد اما عملاً حزب "الوسط" را تشکیل داده است که در این پوشش کاندیدا معرفی کند. محمد مهدی عاکف تا سال 2008 رئیس اخوان مصر بود، در رأس حزب الوسط نیز قرار دارد. وی بسیار به ایران نزدیک بود و جملات مهمی در مورد امام خمینی و انقلاب ایران دارد.
شرایط فعلی مصر اما همانقدر که به نفع ایران و جبهه مقاومت است، به ضرر امنیت اسرائیلیها است. به این نمونهها توجه کنید: اسلامگراها اکثریت پارلمان را از آن خود خواهند کرد، رئیسجمهور آینده مصر اگر ضدامریکایی هم نباشد، حتما ضداسرائیلی است، چون کاندیداها برای اینکه رأی بیاورند، شعار ضداسرائیلی باید بدهند، مصر سالانه سه میلیارد دلار گاز به زیر قیمت به رژیم صهیونیستی میداد و امریکا یک میلیارد و 300 میلیون دلار به مصر کمک میکرد که این یعنی مبارک سالیانه یک میلیارد و 700 میلیون دلار برای ماندن و جلب موافقت امریکا و اسرائیل برای جانشینی پسرش به رژیم صهیونیستی باج میدادهاست، در شرایط فعلی حتی چنانچه جنگ جدیدی در این منطقه رخ دهد، مصر مرز رفح را نخواهد بست.
اما امریکاییها نیز تقریباً به این نتیجه رسیدهاند که قافیه را باختهاند، معاون سیاسی رابرت گیتس وزیر دفاع برکنار شده ایالات متحده در مصاحبه تلویزیونی بلومبرگ اعلام کرد در شرایط فعلی حمایت از دموکراسی به روی کار آمدن حکومتهای ضدامریکایی منجر میشود و باید ابتدا نهادهای واسط جامعه مدنی شکل بگیرد و بعد انقلابها رخ دهد.
|
|
| ماجرای قطع رابطه جمهوری اسلامی ایران با رژیم مصر پس از کمپ دیوید |
| ساعت ۱:٤٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸ کلمات کلیدی: مصر ، ایران ، کمپ دیوید |
|
سایت مرکز اسنادانقلاب اسلامی نوشت: بازخونی تاریخ / به دنبال قراردادصلح ننگین بارژیم اشغالگر قدس توسط رئیس جمهور مصر به دستورخضرت امام جمهوری اسلامی بادولت مصر قطع رابطه کرد. محمد انور سادات رئیس جمهور مصر به خاطر خیانت به آرمان فلسطین و امّت اسلام و امضای قرارداد ننگین صلح با رژیم اشغالگر قدس با فشار دولت استکباری ایالات متحده آمریکا، موسوم به پیمان کمپ دیوید، مورد انزوای کشورهای اسلامی از جمله جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و با دستور امام خمینی(ره) در چنین روزی، دولت جمهوری اسلامی با دولت مصر قطع رابطه کرد. امضای قرارداد خائنانه بین مصر و اسرائیل که بدون توجه به خواستههای مشروع ملت فلسطین و مصالح امت اسلام انجام گرفت، به معنای صحّه گزاردن به تجاوزات صهیونیسم بین الملل و پایمال کردن حقوق مردم فلسطین که سرزمین آنها مورد تجاوز اسرائیل غاصب قرار گرفته است، میباشد. این قرارداد که تحت نظر آمریکا تنظیم شده بود، جز استقرار اسرائیل در سرزمینهای اشغالی فلسطین و تثبیت آن به عنوان یک دژ استعماری در منطقه و ذلت و خفت و اسارت مردم مسلمان نتیجهای در برنداشت. انور سادات مدتی بعد، به جرم انعقاد این قرارداد ننگین در حین برگزاری یک رژه نظامی، مورد هدف رگبار خالد اسلامبولی، افسر غیرتمند مصری، قرار گرفت و به کیفر اعمال خویش رسید. |
|
| گفتگو اختصاصی رجانیوز با عضو جنبش اخوان المسلمین مصر |
| ساعت ۱۱:٤٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳۱ کلمات کلیدی: سیاسی ، اخوان المسلمین ، مصر ، مقام معظم رهبری |
|
سخنان امام خامنهای راه درست را در مقابل تمامی مسلمانان جهان قرار داد
شگفتى هاى سیاست در خاورمیانه کامل شد وقتى که زمام امور مصر پس از سالها دیکتاتوری نظام حسنی مبارک به دست جوانان مسلمان مصر افتاد وهیبت نظام آمریکایی-صهیونیستی در هم شکست. پیروزى انقلابیون مصر در موج بیداری اسلامی که از تونس آغاز شد معادلات سیاسى در منطقه را دستخوش تغییراتی نمود، معادلاتی که به اعتقاد صاحبنظران برجسته شرق وغرب پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره)بطور کلی دگرگون شد و کاخ پوشالین امپریالیسم جهانی را متزلزل نمود و امروز موج بیداری عظیم اسلامی در حال به ثمر نشستن در خاورمیانه که مهد تمدن بشریت است، می باشد .جنبش اخوان المسلمین به عنوان یکی از قدیمی ترین گروههای سیاسی ومذهبی مصر با پایگاهی مستحکم در اجتماع این کشور نقش مهمی را در سالها مبارزات مردم مصر برضد رژیم دست نشانده سابق داشته است وامروز اخوان المسلیمن به عنوان جزئی از موج بیداری اسلامی در بلاد کنانه ایفای نقش میکند. در هفته های اخیر یکی از رهبران برجسته اخوان المسلمین سفری به ایران داشت وی که سالها ظلم وجور رژیم مبارک را لمس نموده بود می توانست امور مهمی را روشن سازد. آنچه در پی می آید گفتگوی رمز عبور با دکتر کمال الهلباوی از رهبران برجسته اخوان المسلمین مصر می باشد. |
|
| جنایت تکان دهنده پسر دیکتاتور مصر |
| ساعت ٢:٢۳ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ کلمات کلیدی: سیاسی ، مصر ، حسنی مبارک ، ترور |
|
مدارک فوق محرمانه جدیدی کشف شده است که نشان می دهد انفجار های سال ۲۰۰۵ در منطقه توریستی شرم الشیخ مصر که موجب مرگ ۸۸نفر از جهانگردان مصری و خارجی شد به دستور جمال مبارک پسر دیکتاتور مخلوع مصر و برای تصفیه حساب با یک رقیب صورت گرفته است. به گزارش ایرنا،روزنامه کویتی الجریده روز دوشنبه مدارک فوق محرمانه و تکان دهنده ای را فاش کرد که نشان می دهد جمال پسر مبارک و حبیب العادلی وزیر کشور رژیم مبارک دستور انفجارهای شرم الشیخ در ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۵ را صادر کرده اند تا از یک تاجر مصری که حق کمیسیون جمال از قرارداد صادرات گاز را کاهش داده بود انتقام جویی کنند. |
|
| آتش زدن مراکز امنیتی برای از بین بردن اسناد جنایات رژیم مبارک |
| ساعت ۱۱:٥٦ ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ کلمات کلیدی: سیاسی ، مصر ، حسنی مبارک ، دیکتاتور |
|
درپی تلاش برخی افسران دستگاه امنیت کشور مصر برای از بین بردن اسناد جنایات خودشان و رژیم "حسنی مبارک " دیکتاتور پیشین این کشور، هزاران نفر از مردم با حمله به مقرهای این دستگاه جلوی از بین رفتن یا سوخته شدن اسناد را گرفته و از ارتش خواستند تا از آنها حفاظت کند.
به گزارش فارس به نقل از شبکه تلویزیونی "الجزیره " قطر، هزاران نفر از تظاهرات کنندگان مصری برای جلوگیری از معدوم شدن اسناد موجود در مراکز دستگاه امنیت کشور توسط افسران وابسته به این دستگاه یا سوخته شدن این اسناد، به این مراکز حمله کردند که درپی آن "عصام شرف " نخست وزیر دولت پیشبرد امور مصر از تظاهراتکنندگان خواست تا اسنادی را که در اختیار دارند به ارتش مصر تحویل دهند. |
|
| افشای پشتپردههای خانوادگی پس از پایان تراژدی مبارک |
| ساعت ٤:٤۱ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤ کلمات کلیدی: حسنی مبارک ، مصر ، دیکتاتور |
|
«سوزان مبارک»، از همسرش حسنی مبارک ۱۰ برابر باهوشتر و بلندپروازیهای او از همسرش بسیار بیشتر است. سوزان در سال ۱۹۴۱ میلادی از پدری مصری و مادری انگلیسی متولد و در ۱۶ سالگی با حسنی مبارک آشنا شد در آن زمان مبارک به عنوان سرهنگ نیروی هوایی مصر ...
|
|
| رمزگشایی از نقش عمر سلیمان در تثبیت حکومت دیکتاتوری سرهنگها |
| ساعت ۱:۱٢ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٤ کلمات کلیدی: سیاسی ، مصر ، حسنی مبارک |
|
رمزگشایی از نقش عمر سلیمان در تثبیت حکومت دیکتاتوری سرهنگها
![]() حجتالاسلام سید هادی خسروشاهی با توجه به بیش از نیم قرن ارتباط با رهبری حرکتهای آزادیبخش و تلاش و کوشش در راستای شناخت و شناساندن حرکتهای اسلامی از آغاز نهضت سید جمالالدین حسینی تا دوران معاصر، یکی از افراد آشنا به مسائل روز حرکتهای مردمی تونس و مصر است. وی در گفتوگوی زیر به موضوع زمینههای قیام مصر و ناگفتههای خواندنی از وضعیت جامعه مصر، نحوه روی کار آمدن مبارک و تحولات اخوان المسلمین و رهبران آن پرداخته است. همچنین با توجه به اینکه شب گذشته عمرو سلیمان اطلاعیه کنارهگیری حسنی مبارک را از تلویزیون مصر قرائت کرد و با توجه به مدیریت انتقال قدرت که اداره اوضاع به ارتش سپرده شده، خسروشاهی نکات مهمی در مورد نقش سلیمان در سرکوب حرکتهای اسلامی و تثیبت دیکتاتوری مبارک بیان کرده و همچنین با یادآوری فرآیند به قدرت رسیدن نظامیان که وی آن را "حکومت دیکتاتوری سرهنگها" میخواند، در مورد آینده هشدار میدهد. حوادث اخیر مصر را در واقع باید قیام و انقلاب مردم مصر نامید. این انقلاب در استمرار دیکتاتوری سی ساله آقای حسنی مبارک ریشه دارد و از مدتها قبل وقوع آن پیش بینی میشد. اصولاً باید توجه داشت که از زمان کودتای "افسران آزاد" در سال 1952 میلادی، یک نوع "حکومت دیکتاتوری سرهنگها" در مصر حکمفرما شد. نخست سرهنگ جمال عبدالناصر پس از طرد ناجوانمردانه ژنرال محمد نجیب -نخستین رئیس جمهوری شریف و نجیب مصر- به سرکوب مردم و منحل کردن احزاب و دستگیری و محاکمه مخالفین، بهویژه رهبری و اعضای اخوانالمسلمین پرداخت که ماجرای این برهه از تاریخ مصر بسیار دردناک و اسفبار است و شرح آن نیاز به تألیف کتابی قطور دارد. پس از سرهنگ ناصر، سرهنگ محمد انور سادات که به دنبال برکناری غیرمنتظره سرهنگ حسینالشافعی، معاون اول ناصر شده بود، به حکومت رسید و به ادعای خویشان ناصر و رازدار و امین سرّ او آقای محمد حسنین هیکل، با قهوه مسمومی که سادات به خورد ناصر داد، باعث مرگ وی شد... و پس از امضای قرارداد ننگین "کمپ دیوید" او هم توسط سروان خالد اسلامبولی اعدام شد و نوبت به جناب سرهنگ محمد حسنی مبارک رسید! که با اعلام «وضعیت فوقالعاده» حکومت خود را آغاز کرد و این "وضعیت فوقالعاده" در طول این 30 سال حکومت وی همچنان ادامه یافت و در نتیجه، هر نوع فعالیت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ممنوع شد و یا زیر نظارت سازمان امنیت وی قرار گرفت و سالیان درازی است که مسئول اول و تامالاختیار آن هم همین آقای عمرو سلیمان است که همراه با وزیر کشور به نام "حبیبالعدلی" -که با آنچه که آشنایی نداشت "عدل" بود-، هرگونه فشار و اختناقی را بر ملت شریف مصر تحمیل کردند و از سوی دیگر برای جلوگیری از توسعه نفوذ معنوی اسلامگرایان در میان نسل جوان، به سرکوب حرکتهای اسلامی و طلیعهی آنها "اخوانالمسلمین" پرداختند. در نتیجه، در این دورهی حکومت 30 ساله آقای حسنی مبارک، ملت مصر، محروم از دنیا و آخرت، سرکوب شده توسط سازمان امنیت و وزارت کشور، تحقیر شده در جهان اسلام و عرب، به علت سیاستهای ضد مردمی رئیسجمهوری! خود و فقرزده توسط اشراف و اوباش و سرمایهداران حزب دموکراتیک ملی! -حزب حاکم- به شمار میآمدند، دچار نوعی سردرگمی، ناامیدی، سستی و تسلیم شدند که در واقع هیچ گونه راهی برای حل مشکلات مادی و معنوی خود پیدا نکردند... این فشار و اختناق و سرکوب و سلب آزادی و دور ساختن مردم مسلمان از مبانی عقیدتی، مذهبی و محروم ماندن مردم از ابتداییترین وسائل زندگی عادی روزمره و آثار و تبعات اجتماعی، فرهنگی آن در میان نسل جوان و خانوادهها... بالاخره دست به دست هم دادند و ملت مسلمان مصر را به عصیان و طغیان و قیام واداشتند که قیام مردم تونس، بهانهای برای آغاز بود! آیا حسنی مبارک هم در دوره عبدالناصر، نقشی هم در سرکوب و اعدام رهبران اخوانالمسلمین به عهده داشت؟ رهبری و اعضای اخوانالمسلمین در دوره سرهنگ عبدالناصر در دو نوبت در دادگاههای نظامی او محاکمه و اعدام شدند که یکی از آنها سرهنگ عبدالحکیم عامر، رفیق صمیمی ناصر و سرهنگ خالد محیالدین نقشهای اصلی را به عهده داشتند. در سری دوم، سرهنگ انور سادات و سرهنگ حسین شافعی، به عنوان مدعی و دادستان و قاضی! جلسات محاکمه را اداره کردند که به گفته شخص آقای حسین الشافعی به اینجانب، دستور اصلی از "قیاده" -یعنی ناصر- صادر شده بود. البته در هر دوی این محاکمههای غیرقانونی، گروهی از بهترین و فرهیختهترین و دانشمندترین اعضای مکتب ارشاد -کمیته مرکزی- سازمان اعدام شدند که شیخ محمد فرغلی (از علمای الازهر) و دکتر عبدالقادر عوده (فقیه و حقوقدان معروف و صاحب کتاب فقهی "التشریع الجنایی فی الاسلام") و سید قطب صاحب تفسیر سی جلدی "فی ظلال القرآن" از آن جمله بودند. اما سرهنگ محمد حسنی مبارک ظاهراً در آن دادگاهها نقشی و سمتی به عهده نداشت، ولی به هر حال جزو "افسران آزاد" و از عمله سرهنگ ناصر بود. البته حسنی مبارک در دوره ریاست جمهوری خود با رهبران حرکتهای اسلامی جهادی که به مبارزه مسلحانه روی آورده بودند، بهشدت برخورد کرد و دهها نفر از آنها به اعدام و یا زندانهای درازمدت محکوم شدند که عامل و مسئول اصلی این امر، همین عمرو سلیمان و حبیبالعدلی، وزیر داخله حسنی مبارک بودند. البته باید اشاره کرد که انور سادات مدت کوتاهی برای مبارزه با هواداران چپ سرهنگ ناصر و کمونیستها، رهبران اخوانالمسلمین را از زندان آزاد کرد و آنها به کار فرهنگی، تربیتی مشغول شدند، اما دیری نپایید که پس از سرکوب مخالفان ناصری و چپگراها، مجدداً نوبت به سرکوب اخوانالمسلمین رسید و این فشار و خفقان تا دوران ریاست حسنی مبارک ادامه یافت. وضعیت اقتصادی کنونی مردم مصر چگونه است؟ وضع اقتصادی اکثریت مردم مصر رقتآور است. طبق آمارهای رسمی 40% مردم مصر زیر خط فقر زندگی میکنند، یعنی با درآمدی روزانه یک دلار... و خود تصور بکنید که با یک دلار در روز، چگونه میتوان زندگی کرد؟ نمونهای زنده از وضع مسکن مردم مصر، بهویژه در قاهره که مرکز رفت و آمدهای بینالمللی و دیدارهای توریستها از سراسر دنیاست، میتواند چهره واقعی اقتصاد مصر امروز را نشان دهد. طبق نوشته جراید مصری چاپ قاهره، در این شهر حدود صد هزار مقبره خاص -نه گورستانهای عمومی- وجود دارد که بیشتر در اطراف مساجد معروف یا مقابر اهل بیت و اولیا و بزرگان دین ساخته شدهاند و دارای مالکیت خصوصی میباشند. همه این مقابر مملو از انسانها و خانوادههایی هستند که محلی برای سکونت ندارند، یعنی جماعتی بالغ بر یک میلیون نفر -طبق نوشته روزنامه رسمی "الاهرام"- در این مقابر شب را به روز میرسانند! و البته در این مقابر که بنده شخصاً به بازدید و بررسی وضع آنها پرداختهام، هیچ گونه امکانات رفاهی اعم از آب شرب و برق و گاز و راههای آسفالته وجود ندارد. در واقع مراکزی از فقر، برای پرورش نسلی منحط میباشند که افراد مجرمی را -در همه زمینهها: دزدی و فساد و فحشاء و اعتیاد- تحویل جامعه میدهند! بهطور کلی باید گفت که بیکاری و بیسوادی و در واقع "بی همه چیزی" مطلق، پدیدهای است فراگیر که سراسر مصر، بهویژه قاهره را در بر گرفته است. سود درآمدهای ویژه از گاز، توریسم، کشاورزی و کارخانهها، نصیب مافیای ثروت و قدرت در اطرافیان مبارک و میان حاکمیت، بهویژه حزب دموکراتیک! ملی! تمرکز یافته است، یعنی یک طرف فقر مطلق و یک طرف تکاثر مطلق و این وضع عمومی اقتصاد مصر در 50 سال گذشته بهویژه در دوران آقای حسنی مبارک است. سیاست کلی داخلی و خارجی مصر بر چه پایهای استوار است؟ منافع ملی یا طبقه حاکمه یا بیگانگان؟ و اصولا وضع کلی جامعه مصر چگونه است؟ سیاست کلی داخلی کشور مصر توسط مافیای قدرت و ثروت تنظیم و اداره میشود. وزارت داخله و الامنالعام کشور -سازمان امنیت- مجری و طراح و یا پشتیبان چگونگی اجرای این سیاست است و نتیجه نهایی آن هم البته و پیشاپیش روشن است. اما سیاست خارجی که بهظاهر زیر نظر رئیس جمهوری و دولت است، سیاستی بر اساس برنامه "کمپدیوید" و حفظ منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه عربی است و نتیجه این نوع سیاست خائنانه، تحقیر کامل ملت و دور کردن مردم مصر از عزت کرامت و تهی ساختن آنان از احترام و سربلندی و تسلیم شدن در مقابل دشمن خارجی است. در اجرای این سیاست رذیلانه، نه تنها اسلامگرایان تند و بلکه عناصر معقولی را هم که در یک تشکیلات سالم مردمی، تحت عنوان اخوانالمسلمین میخواهند فعال بمانند، سرکوب شدهاند و اصولاً این نوع احزاب و سازمانهای وابسته به آنها "غیرقانونی" و "منحله" اعلام شدهاند و در نتیجه "اسلامگرایان" بهطور مطلق، حق فعالیت اجتماعی و سیاسی ندارند و مراکز فرهنگی و آموزشی یا اقتصادی آنها هم به بهانههای گوناگون تعطیل میگردد و یا به نفع دولت مصادره میشود که این روش ضد انسانی و ضد اخلاقی، از دوران نخستین حکومت "افسران آزاد!" به ریاست سرهنگ عبدالناصر آغاز و تمامی متملکات اخوان، حتی کتابخانههای عمومی و مدارس آموزشی آنها، تعطیل شدند و یا به نفع دولت مصادره شدند! محصول نهایی این سیاست داخلی- خارجی، چیزی جز سرکوب مردم و سلطه دیکتاتوری مطلق نیست که در مصر توسط همین آقای عمرو سلیمان رئیس امنیت کشور، بهطور کامل به مرحله اجرا در آمده بود. در انتخابات اخیر مجلس شورای مصر، با دستگیری و توقیف کاندیداهای اخوانالمسلمین و بعضی از عناصر دیگر اپوزیسیون، حتی امکان ثبتنام از آنها سلب و مجلسی تشکیل شد که اکثریت قاطع اعضای آن از حزب حاکم بودند! در سیاست خارجی، تبعیت از آمریکا به آن مرحله از رسوایی رسید که مصر مبارک در همه جنایتهای جنگی در غزه و لبنان عملاً شریک اسرائیل بود؛ یعنی مبارک و عمرو سلیمان علاوه بر موافقت با حمله به غزه و لبنان، در مورد غزه حتی از رسیدن وسائل معیشتی روزانه مردم عادی از طریق مرز "رفح" که تنها راه اتصال غزه از طریق خشکی به دنیای خارج است، جلوگیری کردند و برای آنکه فلسطینیها نتوانند از طریق صحرای سینا و رفح به حفر "نفق"- تونل- بپردازند و غذا و دارو به مردم برسانند، با تصویب قانونی! در طول مرز رفح، "دیوار فولادین" احداث کردند تا فلسطینیها –حماس- نتوانند به زنان و کودکان محاصره شده در غزه دارو و غذا برسانند! نقش و موقعیت فعلی اخوانالمسلمین در حوادث کنونی مصر چیست و آنها برای در دست گرفتن قدرت چه برنامهای دارند؟ و سابقه تاریخی آن چیست؟ سازمان یا جمعیت اخوانالمسلمین در سال 1307 ش( 1928 میلادی) توسط شیخ حسنالبنا در مصر تأسیس گردید. پدر شیخ حسنالبنا یکی از علمای الازهر به نام شیخ احمدالبنا معروف به شیخ احمد الساعاتی بود. این شیخ، فقیه و حدیثشناس معروفی بود، ولی برای امرار معاش خود، در اوقات فراغت به تعمیر ساعت میپرداخت و به همین دلیل به "ساعاتی" معروف شده بود. در کنار او شخصی به نام حاج محمد سلطان هم مغازه آموزش تعمیر ساعت داشت که شاگردان بسیاری را تعلیم داد. یکی از این شاگردان وی "حسنالبنا" بود. مغازه او و شیخ احمد، مرکز تجمع و رفت و آمد "سلفیها" -هواداران بازگشت به خویشتن- به شمار میرفت و میگویند که سید جمالالدین اسدآبادی -معروف به افغانی- در مدت اقامت خود در قاهره، از جمله افرادی بود که اغلب در این محل حضور مییافت و به سخن گفتن میپرداخت و به همین دلیل، علیرغم فاصله زمانی، بعضیها مدعی هستند که حسنالبنا از طریق حاج سلطان و پدر خود با افکار سید آشنا شده و راه جدیدی را در پیش گرفته است. خود شیخ حسنالبنا در کتاب خاطراتش به نام "مذکره الدعوه و الداعیه" تصریح میکند که راه او "استمرار راه جمالالدین و محمد عبده" است. به هر حال سازمان اخوانالمسلمین پس از تأسیس بهسرعت و در عرض پنج سال در سراسر مصر گسترش یافت و شعبههای آن حتی در روستاها نیز گشوده شد، زیرا رهبری، یعنی خود شیخ حسنالبنا به شرق و غرب و جنوب و شمال مصر و به روستاهای دورافتاده سفر و در همه جا مردم را به خیر و نیکی و صلاح و ارشاد دعوت میکرد و در تأسیس مدرسه، مسجد، حمام و... به آنها کمک میکرد. نفوذ معنوی و توسعه فعالیت اخوانالمسلمین برای سفارتهای آمریکا و انگلیس نگران کننده بود، بهویژه که اخوان در نخستین "جنگ فلسطین"، نیروهای مجاهد خود را به میدان نبرد فرستاد که در همه جا با موفقیت کامل اقدام کردند و به نبرد و دفاع پرداختند، سپس در جریان مبارزات چریکی "کانال سوئز" برای اخراج نیروهای اشغالگر انگلیس، این فدائیان اخوان بودند که معرکه را اداره میکردند و رهبری آن گروه هم به عهده یک شیخ الازهری به نام شیخ محمد فرغلی، عضو جمعیت اخوان بود و انگلیس برای یافتن مرده یا زنده او، جایزه هنگفتی را تعیین کرده بود. در کودتای افسران آزاد به سال 1952 سازمان نظامی اخوان نقش ویژهای را به عهده داشت و حتی عبدالناصر و انور سادات و یکی دو نفر دیگر از این گروه افسران، خود از اعضای رسمی و مخفی سازمان نظامی اخوان به شمار میرفتند و با رهبری -شیخ حسنالبنا- بیعت کرده بودند. پس از پیروزی ژنرال محمد نجیب نخستین رئیس جمهوری مصر، هوادار اخوان بود و عبدالناصر برای کسب کامل قدرت، نجیب و اخوان را متهم به همکاری برای "ترور" خود نمود و ناجوانمردانه هر دو را سرکوب کرد. اما علیرغم سرکوب او که از همان زمان و تا کنون ادامه یافته است و اخوان جمعیتی غیرقانونی! و به اصطلاح "منحله" باقی مانده است، فعالیتها و خدمات فرهنگی، آموزشی و خیریهای آن هرگز تعطیل نشده و بر خلاف تصور دولت، اخوان قدرت و نفوذ معنوی خود را حفظ کرده و بلکه گسترش دادهاند. در انتخابات دور قبل که اینجانب در قاهره بودم، اخوان علیرغم فشار حکومت، بهتنهایی بیش از 80% نماینده به مجلس فرستادند، در حالی که کل احزاب مخالف مانند: الوفد، التجمع، الاحرار، الناصری و... فقط 15 نفر را به مجلس فرستادند که تنها یک نفر از آنها نماینده حزب ناصری! بود. به هر حال در طول این مدت 30 ساله، حسنی مبارک توسط همین سرتیپ عمرو سلیمان و سرهنگ حبیبالعدلی -وزیر کشور مخلوع- ظالمانهترین روشها را بر ضد اخوان و سازمانهای وابسته به آن اعمال کردند، اما اخوان هرگز از پا ننشستند و به مبارزه خود ادامه دادند. البته در برههای گروهی از جوانان اخوان از مکتب ارشاد درخواست کردند که به مبارزه مسلحانه دست بزنند، ولی رهبری موافقت نکرد و در نتیجه "گروههای جهادی" به وجود آمدند که جدا از اخوان به کارهایی دست زدند. مبارزه اخوان عمدتاً فکری، فرهنگی بود... و اکنون در جریان انقلاب مردم مصر، دخالت مستقیم ندارد، اما به گفته رهبری، چون اخوان جزو مردم هستند، در درون مردم و در همه تظاهرات شرکت دارند، ولی انقلاب را "ویژه خود" نمیدانند، بلکه همه مردم مصر، حتی "قبطیها" را هم در آن سهیم میدانند؛ یعنی حرکت اخوان رنگ انحصارگرایی ندارد و راز و رمز موفقیت و محبوبیت آن هم در همین نکته نهفته است. اما در مورد اخذ قدرت و یا به دست گرفتن حکومت، اخوان این بار نیز مانند گذشته رسماً اعلام کردهاند که به دنبال کسب قدرت و اخذ حکومت برای سازمان خود نیستند، ولی آمادگی همکاری با همگان برای تغییر بنیادین و سرنگون ساختن کامل رژیم دیکتاتوری 60 ساله افسران آزاد! را دارند و در این راستا وظیفه خود را بهنحو احسن انجام میدهند. امروز سازمان اخوان بیتردید نیرومندترین تشکیلات با موفقترین سازماندهی و بیشترین اعضا و هوادار در سراسر مصر میباشد، اما این نیرو و قدرت، حکومت را فقط برای خود نمیخواهد. آیا در گذشته و در زمان رژیم سابق، رهبران مذهبی- سیاسی ایران با اخوانالمسلمین روابطی داشتند؟ تا آنجا که من اطلاع دارم نخستین رابطه اخوت بین رهبر سیاسی مذهبی ایران، یعنی آیت الله کاشانی و اخوان در مراسم حج در سال 1948 میلادی به وجود آمد. در آن دیدار ضمن گفتگو در مورد مسئله تقریب بین شیعه و سنّی تصمیم گرفته میشود که یک کنفرانس بینالمللی- اسلامی با شرکت شخصیتهای برجسته جهان اسلام در تهران یا قاهره، تشکیل و در آن کنفرانس راه حلهای عملی برای رفع مشکلات دنیای اسلام و رهائی از قید استعمار غربی یا شرقی بررسی شود. یکی از اعضای معروف اخوانالمسلمین مصر در کتاب خود به نام "لما ذا اغتیل حسنالبنا" -چرا حسنالبنا ترور شد؟- به بررسی این موضوع میپردازد و مینویسد: «اگر عمر امام حسنالبنا کوتاه نمیشد، او با همکاری آیتالله کاشانی در از میان بردن اختلاف شیعه و سنی موفق میشد، زیرا این دو در مکه مکرمه به توافق کلی در این زمینه رسیده بودند، اما حسنالبنا پس از مراجعت از حج در فاصله کوتاهی ترور شد و به شهادت رسید.» باید اشاره کرد که در همان ایام کوتاه، آیتالله کاشانی برای آماده سازی مقدمات تشکیل کنفرانس اسلامی تلاش خود را آغاز کرد که متأسفانه با مخالفت دولت آقای دکتر مصدق موضوع منتفی شد. چرا دولت دکتر مصدق با این امر مخالفت کرد؟ دولت اعلام کرد که برای این کار بودجه ندارد! ولی در واقع باید قبول کرد که مسئله جنبه سیاسی داشت و دکتر مصدق نمیخواسته که موقعیت آیتالله کاشانی در سطح جهان اسلام تثبیت و تحکیم شود. اخوان المسلمین با شخصیتهای دیگر شیعه و ایرانی ارتباطی برقرار نکردند؟ شهید حسنالبنا در این راستا بسیار فعال بود، روی عقیده و ایمان در ایجاد "دارالتقریب" در قاهره توسط مرحوم علامه شیخ محمدتقی قمی با ایشان همکاری تنگاتنگی داشت و حتی خود یکی از مؤسسین دارالتقریب بود و شیخ عمر التلمسانی، مرشد اسبق اخوان مصر من نقل کرد که: «علامه قمی وقتی به قاهره وارد شد، جایی برای اقامت نداشت، لذا مدتی در مکتب اخوان اقامت کرد تا محلی برای سکنی پیدا شود.» پس از علامه قمی، اخوان روابطی با دیگر فعالین میدان دین و سیاست در ایران نداشتند؟ چرا، این روابط همچنان ادامه یافت و با سفر مرحوم آیتالله طالقانی به اردن برای شرکت در کنفرانس فلسطین به دعوت دکتر سعید رمضان، داماد حسنالبنا و سپس سفر ایشان به قاهره و دیدار با رهبران اخوان، این روابط مستحکمتر شد. بعدها با شرکت شهید نواب صفوی در کنفرانس قدس در اردن که به دعوت شهید سید قطب در آن شرکت و سخنرانی کرد، روابط ادامه یافت و اتفاقاً پس از پایان کنفرانس قدس، باز به درخواست سید قطب، شهید نواب به قاهره رفت و در آنجا میهمان اخوانالمسلمین بود و در دانشگاه قاهره برای هزاران دانشجوی مصری وابسته به سازمان دانشجویی اخوان سخنرانی کرد که با حمله چماق به دستان عبدالناصر که تازه به قدرت رسیده بود، این سخنرانی به هم خورد و شهید نواب هم بهطور موقت دستگیر شد و جمعیت اخوانالمسلمین هم برای بار دیگر -پس از فاروق- در تاریخ خود، غیرقانونی اعلام شد. من داستان این ماجرا را در کتاب "زندگی و مبارزه نواب صفوی" با اسناد و مدارک آوردهام و نقل مجدد آن در این گفتگو ضرورتی ندارد. البته این موضوع را شهید دکتر فتحی شقاقی هم در کتابی تحت عنوان "الشیعه و السنّه ضجّه مفتعله" در قاهره منتشر ساخته است و بنده متن عربی آن را چندین بار در ایتالیا- رم چاپ کردم که در بلاد عربی- اسلامی مختلف منتشر و توزیع شد. در مورد سفر شهید نواب صفوی به اردن، سوریه، قاهره و روابط او با اخوانیها به تفصیل سخن گفته است که خوشبختانه ترجمه آن توسط حقیر تحت عنوان "شیعه و سنی: غوغای ساختگی" چند بار از سوی "مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی" در ایران چاپ و منتشر شده است. علاقمندان به این موضوع میتوانند به آن کتاب مراجعه نمایند. پس از پیروزی انقلاب روش اخوان با ایران اسلامی چگونه بود؟ با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اخوانالمسلمین در واقع به آرزوی تحقق نیافته خود که تشکیل یک حکومت و دولت اسلامی در جهان اسلام بود، رسیدند و گروهی از رهبران اخوان و حرکتهای اسلامی دیگر با یک هواپیما به ایران آمدند و این پیروزی را به امام خمینی(ره) و ملت ایران تبریک گفتند که داستان آن در همان موقع در جرائد منعکس گردید. جنابعالی در مدت اقامت در مصر و به عنوان رئیس هیئت دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران آیا با حسنی مبارک هم دیداری و گفتگوئی داشتید؟ بلی! من دو بار با آقای حسنی مبارک، همراه وزیر محترم امور خارجه وقت، جناب آقای دکتر خرازی ملاقات داشتم. در دیدار اول، من خواستار افزایش تعداد کارمندان ایرانی نمایندگی قاهره شدم که این پیشنهاد با پاسخ مثبت وی روبرو شد، به شرط آنکه مصر نیز بتواند به همان تعداد افراد خود را در نمایندگی مصر در تهران افزایش دهد که ایران نیز آن را پذیرفت. در این دیدار باز من خواستار باز شدن "صفر" تلفن به ایران شدم که از مدتها قبل "بسته" شده بود و ایرانیها بدون ارتباط با اپراتور مصری، نمیتوانستند با ایران تماس بگیرند. مبارک از این امر تعجب کرد و گویا اصلاً از آن مطلع نبود! من با خنده ضمن اشاره به تلفنی که روی میز او قرار داشت، گفتم: «آقای رئیس! میتوانید امتحان کنید.» و او به سوی عمرو موسی که هوادار سرسخت روابط حسنه با ایران بود، برگشت و نگاه کرد. عمرو موسی هم موضوع را تأئید کرد و آن گاه آقای مبارک دستور داد که "صفر" ایران باز شود. ما نامهای از وزارت امور خارجه مصر برای اداره پست و تلفن قاهره گرفتیم که دستور شفاهی رئیس جمهوری را ابلاغ میکرد! اما پس از شش ماه پیگیری، بالاخره مدیر اداره مربوطه به رابط ما "محرمانه" گفته بود که "الامن العام"، یعنی همین آقای عمرو سلیمان موافقت نکرده است و در نتیجه صفر ایران تا امروز بسته مانده است. البته ما در سفارت دستگاه ویژهای داشتیم که میتوانستیم بهراحتی با ایران و بدون ارتباط با اپراتور! تماس بگیریم و آنها بهظاهر از این امر غافل بودند، چون نتوانستند "صفر" آن را ببندند! و یا میخواستند باز باند تا بتوانند "شنود" کنند! |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |




































شگفتى هاى سیاست در خاورمیانه کامل شد وقتى که زمام امور مصر پس از سالها دیکتاتوری نظام حسنی مبارک به دست جوانان مسلمان مصر افتاد وهیبت نظام آمریکایی-صهیونیستی در هم شکست. پیروزى انقلابیون مصر در موج بیداری اسلامی که از تونس آغاز شد معادلات سیاسى در منطقه را دستخوش تغییراتی نمود، معادلاتی که به اعتقاد صاحبنظران برجسته شرق وغرب پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره)بطور کلی دگرگون شد و کاخ پوشالین امپریالیسم جهانی را متزلزل نمود و امروز موج بیداری عظیم اسلامی در حال به ثمر نشستن در خاورمیانه که مهد تمدن بشریت است، می باشد .
همیشه پس از سقوط دیکتاتورها، رسانههای داخلی و خارجی به بررسی زوایای زندگی آنها پرداخته و دلایل تفکر، اقدامات و اتخاذ سیاستهای مستبدانه را در زندگی آنان جستجو میکنند. با سقوط صدام حسین، رئیس جمهور سابق عراق، رسانهها به کنکاش و جستجو در زندگینامه او پرداختند و او را به عنوان فردی بیمار معرفی کردند که گاهی آرام و دوستداشتنی و گاهی در پی سیراب کردن عطش آدمکشی و خونریزی خود بر میآمد. امروزه رسانهها حسنی مبارک را موضوع تحقیق و بررسی خود قرار داده و در مورد آن مقاله و گزارش مینویسند. ولی کدام رسانهها؟ و چه مینویسند؟ 

