۵۰ دروغ بی بی سی در مستند ۶۰ دقیقه‌ای
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، bbc ، مقام معظم رهبری ، امام خمینی(ره)
مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران با بیان اینکه مستند اخیر بی‌بی‌سی بیش از ۵۰ شبهه و دروغ آشکار دارد، به مستندسازان این شبکه توصیه کرد استنادات خود را در زمینه تحریف تاریخ ارائه دهند.

http://up98.org/upload/server1/01/t/1awaujamqhht1eavv10j.jpg

امیر حسین ثابتی، مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران در گفت‌و‌گو با فارس در خصوص تحریف‌ها و دروغ‌های آشکار مستند بی‌بی‌سی پیرامون رهبر معظم انقلاب، با بیان اینکه این مستند بیش از ۵۰ شبهه دارد، اظهار داشت: اینکه بی‌بی‌سی پس از ۳۳ سال درباره رهبر ایران مستند می‌سازد باید به حال تمام دستگاه‌های رسمی و حکومتی جمهوری اسلامی تأسف خورد که چرا در این سال‌ها یک کلیپ سه دقیقه‌ای از حضرت آیت الله خامنه‌ای نساخته‌اند.

وی ادامه داد: وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی و تشکل‌های دانشجویی هرچند در راستای وظایف خود اقداماتی را انجام داده‌اند اما آنقدر ضعیف عمل کردند که مستند رهبر ایران را باید از بی‌بی‌سی و با روایت آنها مشاهده کرد.

ثابتی با اشاره به اینکه شبیه این مستند برای امام (ره) توسط شبکه المنار ساخته شده بود، خاطرنشان کرد: الحمدالله آن مستند به خیر گذشت چراکه شبکه المنار رسانه حزب‌الله لبنان محسوب می‌شود و رویه آن تخریبی نبود اما این مسئله برای دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی نامطلوب است که در رابطه با امام (ره) و رهبر انقلاب که مهم‌ترین شخصیت‌های سیاسی اجتماعی قرن معاصر هستند، مستندی ساخته نشده و المنار و بی‌بی‌سی این‌کار را انجام داده‌اند.

* مستند اخیر بی‌بی‌سی هشداری به تمام دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای است

وی با بیان اینکه مستند اخیر بی‌بی‌سی هشداری به تمام دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای است، افزود: علت ساخت چنین مستندی توسط این شبکه انگلیسی نیز روشن است؛ آنها قطعاً دلشان برای اسلام و کشور ما نسوخته است و این موضوع یک شعار سیاسی نیست و سبقه تاریخی دارد؛ نگاه به جریان کودتای ۲۸ مرداد از دید رادیو بی‌بی‌سی نشان می‌دهد که آنها علیه دکتر مصدق عمل می‌کردند یعنی در آن دوره نیز که یک حکومت سکولار به رهبری مصدق به سمت منافع ملی تلاش‌ می‌کرد، بازهم نقش بی‌بی‌سی علیه ملت ایران بود.

مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه ضلع جدید دشمنی بی‌بی‌سی با ایران پس از انقلاب اسلامی، دشمنی با اسلام و حکومت دینی است، افزود: این حکومت به دلیل دارا بودن پایه‌های ایدئولوژیک و مذهبی مورد دشمنی این رسانه قرار گرفته است.

وی گفت: این مستند قطعاً نشانگر حقانیت رهبر ایران است چرا که امام (ره) نیز بارها فرمودند: “اگر دشمن از شما تعریف کرد، باید به خود شک کنید” و در این مستند ۶۰ دقیقه‌ای بی‌بی‌سی اگرچه سعی کرد بی‌طرفانه ظاهر شود، اما نزدیک به ۶۰ شبهه مطرح می‌کند که این عمق کینه و عداوت دشمن انقلاب را نشان می‌دهد.

ثابتی با تأکید بر اینکه این مستند ژست‌های ناشیانه بی‌بی‌سی برای ادعای بی‌طرفی است، عنوان کرد: در اینکه رویه بی‌بی‌سی، تخریب، شبهه‌افکنی و دروغ‌پردازی است و هیچ تلاشی برای روشنگری نمی‌کند، شکیس نیست از این‌رو مستند اخیر آنها به هیچ عنوان بی‌طرفانه نبود و این امر برای نیروهای انقلاب و افراد ضدانقلاب کاملا مشخص است.

وی یادآور شد: مستند “خط و نشان رهبر” نشانه حقانیت و عملکرد صحیح رهبر انقلاب است چرا که اگر سمت و سوی این مستند نسبت به رهبری غیر از این بود، باید دچار شک می‌شدیم.

ثابتی با بیان اینکه در موارد متعددی شبکه بی‌بی‌سی از برخی روحانیون مخالف حکومت ایران مصاحبه گرفته و از آنها تمجید کرده است که در این زمینه می‌توان به مرحوم منتظری و آیت‌الله صانعی اشاره کرد، افزود: تعارض عملکرد این افراد با مبانی خط امام (ره) کاملاً مشخص است و به همین خاطر بی‌بی‌سی از آنها حمایت کرده است.

این فعال دانشجویی در ادامه با اشاره به برخی از دروغ‌های بی‌بی‌سی در این مستند، اظهار داشت: یکی از دروغ‌های آنها این است که ادعا می‌کنند ” دوستی آقای خامنه‌ای با بهشتی و هاشمی منجر به اتصال ایشان به امام (ره) شد” که این مسئله یک دروغ تاریخی است چراکه حضرت آقا از سال ۳۷ تا ۴۳ به صورت مستقیم شاگرد امام (ره) و مرحوم حائری بودند و تازه در سال ۳۸ با آقای هاشمی دوستی خود را آغاز کردند.

وی ادامه داد: آقای شبیری‌زنجانی نیز این بحث را مطرح کرده و گفته است که “اولین دیدار آقای خامنه‌ای با هاشمی در سال ۳۶ در کربلا بود که هیچ دوستی در آن دیدار شکل نگرفت و آغاز دوستی آنها سال ۳۸ بود” لذا طبق خاطرات رهبری نیز ایشان از سال ۳۸ با هاشمی در ارتباط بودند.

ثابتی در ادامه گفت‌وگوی خود به ۶ دروغ تاریخی بنی‌صدر پیرامون آیت‌الله خامنه‌ای در این مستند اشاره کرد و افزود: به تمام این شبهات به صورت مفصل در وبلاگ خود پاسخ داده‌ام.

وی به نامه منتظری به رهبر انقلاب پس از انتخاب معظم‌له برای رهبری و دروغ دیگر بی‌بی‌سی در این زمینه پرداخت و توضیح داد: زمانی که رهبر انقلاب توسط مجلس خبرگان رهبری انتخاب شدند، اکثریت فقهای آن مجلس بر فقاهت ایشان تأکید داشتند و این موضوع چیز جدیدی نیست.

مسئول سیاسی دانشگاه تهران در همین زمینه تصریح کرد: مقام معظم رهبری در سال ۶۱ برای مجلس خبرگان کاندید می‌شوند که در آن دوره تأیید صلاحیت شده و توسط رأی مردم وارد این مجلس می‌شوند؛ از خصوصیات مجلس خبرگان اول این بود که حتماً افرادی که قصد ورود به آن را داشتند، باید مجتهد مسلم می‌بودند.

* شهید بهشتی نیز بر فقیه بودن آیت‌الله خامنه‌ای تأکید داشت

وی به نامه سرگشاده دانشجویان پیرو خط امام(ره) پس از تسخیر لانه جاسوسی که در پاسخ به ادعای شیخ‌علی تهرانی نوشته شده بود اشاره و عنوان کرد: در آن نامه از تعبیر «فقیه مجاهد خامنه‌ای» استفاده شد و شهید بهشتی نیز این متن را در پاسخ به شیخ‌علی تهرانی ‌خواند و در واقع شهید بهشتی نیز این تعبیر را برای مقام معظم رهبری تأیید کردند.

ثابتی اضافه کرد: در سال ۶۸ نیز تمام فقهای مجلس خبرگان فقیه بودن آیت‌الله خامنه‌ای را تأیید کردند؛ فقط یک نفر یعنی شیخ‌علی تهرانی مخالف بود و مخالفت خود را به صورت علنی اعلام کرد و علت آن نیز وجود سابقه ضدانقلابی وی و کینه‌های شخصی او از رهبر انقلاب است.

* بی‌بی‌سی در این مستند هشت سال تاریخ را جلو آورده است!

وی با اشاره به نامه منتظری و دروغ بی‌بی‌سی در این رابطه، متذکر شد: آقای منتظری چند روز پس از انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری پیام تبریک داد که متن این پیام در سایت خود او و سایت رهبر انقلاب موجود است و او در آن پیام برای رهبری آرزوی توفیق کرد، اما بحث “ابتذال مرجعیت شیعه” که این مستند به انتخاب شدن رهبری در سال ۶۸ نسبت می‌دهد مربوط به ۱۳ آبان سال ۷۶ و دعواهای منتظری با نظام است لذا این امر یکی از دروغ‌های دیگر بی‌بی‌سی است که هشت سال تاریخ را جلو آورده است.

* مستندسازان بی‌بی‌سی استنادات خود را در خصوص ادعای دشمنی رهبری با روشنفکران ارائه دهند

ثابتی در بخش دیگری از گفت‌و‌گوی خود به مستندسازان بی‌بی‌سی توصیه کرد که استنادات خود را در خصوص ادعای دشمنی رهبر انقلاب با روشنفکران ارائه دهد چرا که ایشان هرگز تعبیری با این عنوان که روشنفکری دشمن نظام است، ندارند؛ حتی تعابیر ایشان درباره جلال آل‌احمد و شریعتی مثال‌های نقض ادعای بی‌بی‌سی است.

“رهبری جزء معدود کسانی هستند که علاقه روشنی به شریعتی داشتند و در این زمینه فرمودند که شریعتی از دو طرف یعنی از سوی متحجرین، ضدانقلاب و جریان‌های روشنفکر بی‌ریشه، مورد ظلم قرار گرفت، این سابقه تاریخی ارتباط رهبری با جریان‌های روشنفکری و ارتباط ایشان با جریان‌های دانشجویی در قبل و بعد از انقلاب نشان‌دهنده عدم صحت ادعای بی‌بی‌سی است. بنابراین آنها باید برای حرف خود یک سند ارائه دهند.”

وی به دروغ دیگر این مستند مبنی بر شیفتگی رهبری به موسیقی اشاره کرد و گفت: از قبل از انقلاب نیز مطرح بوده که رهبر انقلاب با موسیقی رابطه بدی نداشتند اما ادعای شیفتگی موسیقی و در عین حال نشان دادن فقط بخشی از بیانات ایشان در جمع هیئت دولت خاتمی که می‌فرمایند ” چرا در دانشگاه‌ها ترویج موسیقی می‌شود”، هیچ تعارضی ندارد چرا که آنها در این مستند جرأت نکردند این بخش از فیلم دیدار رهبری با اعضای هیئت دولت وقت را به صورت کامل نشان دهند.

وی ادامه داد: ایشان در آن دیدار فرمودند که “در دانشگاه‌ها ترویج موسیقی می‌شود که نباید بشود” اما بی‌بی‌سی ادامه صحبت‌های ایشان را حذف کرده است و توضیح نداده که آنها هر نوع موسیقی را به اسم حلال بودن مطرح می‌کردند که این خلاف مذاق اسلام است بنابراین ادعای شیفتگی موسیقی رهبری اغراق دیگر بی‌بی‌سی و تقطیع حرف‌های ایشان است.

مسئول سیاسی بسیج دانشگاه تهران به یکی دیگر از ۵۰ دروغ بی‌بی‌سی در این مستند اشاره کرد و ادامه داد: آنها می‌گویند سال ۶۰ که آقای خامنه‌ای رئیس‌جمهور شد، نخست‌وزیر وقت به ایشان تحمیلی بود در حالی که این‌طور نیست چرا که میرحسین موسوی در سال ۶۰ به انتخاب خود آقای خامنه‌ای به مجلس معرفی شد و رأی آورد و در دوره اول، نخست‌وزیر تحمیلی از سوی امام (ره) نبود؛ البته انتخاب اول آیت‌الله خامنه‌ای، ولایتی بود که رأی نیاورد و سپس موسوی مطرح شد لذا نخست‌وزیری وی تحمیلی نبود کما اینکه ایشان در دولت شهید رجایی برای انتخاب شدن موسوی به وزیرخارجه از وی دفاع کردند.

وی یادآور شد: بحث تأسیس وزارت اطلاعات نیز در این مستند به صورت کلی به آقای خامنه‌ای نسبت داده شده است در حالی که در جلد سوم خاطرات ری‌شهری چگونگی تأسیس این وزارتخانه کاملاً مورد بررسی قرار گرفته و نشان می‌دهد که این وزارت اطلاعات را آقای خامنه‌ای تأسیس نکرده است هرچند این امر به معنای نقطه‌ای تاریک محسوب نمی‌شود بلکه دروغ بی‌بی‌سی در اینجا قابل تأمل است.

ثابتی افزود: اگر کسی قرار بود به عنوان وزیر اطلاعات معرفی شود این‌طور نبود که منصوب رئیس‌جمهور باشد و باید مانند وزرای دیگر رأی اعتماد می‌گرفت کما اینکه مرحوم فردوسی‌پور برای بار اول رأی نیاورد و ری‌شهری انتخاب شد.

وی در خاتمه متذکر شد: ادعای بی‌بی‌سی مبنی بر حیاط خلوت شدن وزارت اطلاعات برای رئیس‌جمهور وقت هیچ سند تاریخی ندارد چرا که اولاً یک شورا، مسئول تأسیس یک وزارتخانه‌ را دارد و ثانیاً آن وزیر باید از مجلس مانند سایر وزرا رأی اعتماد می‌گرفت.


تحقق پیش بینی‌های 10 سال پیش رهبر معظم انقلاب درباره آمریکا
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، آمریکا

خبرنامه دانشجویان ایران: در دیدار اخیر مقام معظم رهبری با مردم کرمانشاه نکته ای که درخلال بحث ها بسیار توجه را جلب می کند، دقت نظر ایشان به مساله آمریکا و تاکید ایشان بر نابودی و به بن بست رسیدن نظام سرمایه داری است.اما سابقه این مباحث در کلام رهبری به همین چند سال اخیر محدود نمی شود.

خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در  بازخوانی فرمایشات ایشان در این دیدار و فرمایشات ایشان در سالهای گذشته نکاتی را به اختصار آورده است:

*نظم ظالمانه جهانى، قابل زوال است و ابدى نیست؛ مى‏شود با آن مبارزه و در مقابل آن ایستادگى کرد.(30/7/81 دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلّاى تهران‏)

*پرچم دمکراسى و آزادیخواهى یک دروغ آشکار است.امریکا ملتها را با فجیعترین وضع به بدبختى سوق مى‌دهد(6/12/81 دیدار با مردم سیاستان)

*شکست اوّل آنها در شعار دمکراسى و آزادى غربى است. همین لیبرال دمکراسى‏اى که این‏گونه در دنیا ترویج مى‏کنند، با این کار شکست خورد. آنها نشان دادند که لیبرال دمکراسى نمى‏تواند یک ملت را به آن جایى برساند که به معناى حقیقى کلمه به آزادى انسان معتقد باشند. شکست دوم آنها شکست سیاسى است. امروز آمریکا در دنیا از لحاظ سیاسى منزوى است.

سومین شکست آمریکاییها، شکستِ ابهّت نظامى آنهاست. شکست چهارم، شکست اعتبار رسانه‏اى آنهاست. در دنیا اعتبار خبررسانى و رسانه‏اى آنها به‏کلّى درهم شکست. همه دنیا فهمیدند که آمریکاییها آشکارا سانسور مى‏کنند و خبرنگاران را مى‏زنند.(22/1/82 نماز جمعه)

*این استبداد جهانی (مکتب لیبرال دموکراسی آمریکا) نیز همانند دیگر استبدادها در کشور ها ، به سرخواهد آمد و نشانه های آن آشکار شده است. (21/5/83در جمع رایزنان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران)

*در شرایطی که مکتب مارکسیسم، فروپاشیده است و فریادهای اضمحلال مکتب لیبرال دموکراسی غرب نیز به گوش می رسد، حرکت اسلامی روز به روز در حال گسترش است و انقلاب اسلامی به عنوان موتور محرک این مکتب فکری بزرگ باید عوامل پیشرفت و ایستادگی خود را بیش از پیش تقویت کند. (22/7/87 دیدار ائمه جمعه)

*ادعاهای سیاسی و شعارهای دروغین حقوق بشر و دموکراسی این مکتب در گوانتانامو، ابوغریب، حمله به عراق، حمله به افغانستان، و بمباران مناطق مختلف برملا شد و امروز نیز حباب کاذب حاکمیت پول در دنیای غرب شکسته شده و فریادهای آنان به آسمان بلند شده است. (22/7/87 دیدار ائمه جمعه)

*امروز حباب کاذب پول در دنیای غرب شکسته شده و فریادهای آن به آسمان بلند شده و خود آنها می گویند دوران حاکمیت مطلق امریکا به پایان رسیده است. (22/7/87 دیدار ائمه جمعه)
و.....

زمانی که این بیانات را در کنار وقایع امروز جهان می گذاریم به عمق آینده نگری و تحلیل های ژرف ایشان پی خواهیم برد .

حدود 9 ماه از شروع بیداری اسلامی کشورهای عرب منطقه می گذرد.

این حوادث با رویدادهای مهمی روبرو بوده است و در شرایطی که ملتهای مسلمان از اوج گیری ناگهانی این بیداری به شگفت آمده بودند رهبر انقلاب در اردیبهشت ماه  امسال سخنانی را ایراد فرمودند که همگان را ازعمق جهت گیری ها و نظرات ایشان مطلع ساخت.

ایشان با بیان این که "این حرکت مسلما تا قلب اروپا پیش خواهد رفت. ریشه‌های این حرکت (اعتراضات در اروپا) در آینده آن چنان گسترش خواهد یافت که نظام سرمایه‌داری آمریکا و غرب را زمین خواهد زد." دامنه اعتراضات ضد دیکتاتوری و ضداسلامی به وجود آمده را محدود به این کشورها ندانستند. و مساله اعتراضات در کشورهای اروپایی را پیش بینی نمودند.

دقیقا ده روز پس از ایراد این بیانات کشورهای اروپایی ازجمله یونان پرتغال و اسپانیا دست به اعتراضات مردمی گسترده برای انتقاد ازسیاستهای اقتصادی دولتهای خود زدند.

پس از آن گسترش این اعتراضات به انگلیس هم رسید. این اتفاقات در حالی است که همواره آمریکا قصد داشت با دخالت های خود از فرستادن نیرو های ناتو گرفته تا هجمه های تبلیغاتی و نیز فرستادن افراد وابسته و نفوذی در قلب این انقلاب ها برای انحراف آن بتواند این انقلاب ها را به نفع خود مصادره کند و رهبر انقلاب اولین فردی است که از این سناریو پرده برمی دارد ایشان در دیدار های مختلف اشاره کردند که "نمود اصلی حرکتهای اخیردر مصر، تونس، لیبی، بحرین، یمن، و دیگر مناطق، شکست سیاستهای آمریکا در منطقه است. البته آمریکائیها تلاش زیادی دارند تا بر تحولات منطقه مسلط شونداما ملتها بیدار شده اند وسیاستهای استکبار به نتیجه نخواهد رسید. گر چه مقامات آمریکایی در ابتدا تلاش کردند تااین حرکت اعتراضی را کوچک نشان دهند اما اکنون مجبور به اعتراف شده اند."

و اما امروز وعده ایشان برای مردم آمریکا به دلیل دفاع از حقوق خود و اعتراض به صرف شدن بودجه های دولت آنان در لشکرکشی به افغانستان و عراق؛ مورد هجوم پلیس ونیروهای حکومتی قرار می گیرند، این است که: "ممکن است حکومت آمریکا با شدت عمل، این جنبش اعتراضی را سرکوب کند اما نمی‌تواند ریشه‌های آن را از بین ببرد... نظام سرمایه‌داری در بن‌بست کامل قرارگرفته و بحران غرب بطور کامل شروع شده است."( کرمانشاه مهر 90)

از طرفی با نگاهی دقیقتر به تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب اسلامی ایران می توان مشابه این سخنان را در جای دیگر و از زبان امام دیگری یافت.

همانجایی که صدر هیات رئیسه اتحاد جماهیر شوروی درحالی که فکر می کرد مکتبش باید در تمام دنیا فراگیر شود از سوی امام خمینی(ره) نامه مهمی دریافت کرد. پیامی که گورباچف را به جای جستجوی راه حل در بین مشکلات اقتصادی، سیاسی و غیره به روی آوردن به خدا و دین دعوت می کرد. همان نامه ای که مکتب کمونیسم را رو به زوال دانست وکشف آن را به موزه های تاریخی جهان سپرد.

در قسمتی از این پیام آمده بود: "برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجوکرد؛ چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا که مکتبی است مادی، و با مادیت نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد."


مهمترین سخنان رهبر انقلاب در کجا مطرح شد؟
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی

خبرنامه دانشجویان ایران: "من پیشنهاد ‌می‌کنم که آقای آقا سیدعلی آقا بیایند، خامنه‌ای... ایشان بیایند به‌جای آقای مطهری. بسیار خوب است ایشان، فهیم است، ‌می‌تواند صحبت کند،‌ می‌تواند حرف بزند." این‌ها سخنان امام خمینی است خطاب به دانشجویانی که بعد از شهادت استاد مطهری به دیدار ایشان آمده بودند تا امام از میان شخصیت‌های آن روز کشور و اطرافیان‌شان کسی را به آنان معرفی کنند تا جای شهید مطهری را به‌عنوان یک فقیه و اسلام‌شناس آگاه به مسایل روز و علوم جدید برای آنان پر کرده و شبهات عقیدتی و پرسش‌های سیاسی آنان را در آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی پاسخ دهد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، رهبر انقلاب بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حضور مستمری در دانشگاه داشتند. سخنرانی، مناظره، جلسات پرسش و پاسخ هفتگی متناوب در دانشگاه های مختلف و دیدار و ارتباط مستمر با مجموعه‌ها و گروه ‌های دانشجویی از جمله نشانه‌های حضور گسترده آیت‌الله خامنه‌ای در دانشگاه‌ها بود.

دیدار رهبر انقلاب با دانشجویان، اساتید، نخبگان و پژوهشگران که هرساله به مناسبت های مختلف و دفعات گوناگون انجام می‌شود، و علاوه بر این رهبری نظام معمولا به اجلاس‌های سالانه تشکل‌های دانشجویی فراگیر مثل انجمن اسلامی دانشجویان(دفتر تحکیم وحدت و اتحادیه مستقل)، جامعه اسلامی دانشجویان، جنبش عدالت‌خواه دانشجویی و بسیج دانشجویی پیام‌هایی می‌دهند و نقطه نظرات خود را در خصوص فعالیت‌های جنبش دانشجویی مطرح می‌کنند.

ایشان به دانشگاه‌های مختلف رفته و دیدارهایی را با دانشجویان برگزار کرده‌اند. حضور ایشان در دانشگاه‌های افسری امام علی(ع) و امام حسین(ع) معمولا به طور سالانه بوده است و در سفرهای استانی هم ایشان همواره دیدار با دانشجویان استان را دربرنامه‌های خود داشته‌اند.

با این حال به نظر می رسد رهبر انقلاب نکات بسیار مهم و کلیدی در خصوص مسائل مختلف کشوری را در دیدار با دانشجویان مطرح می کنند.

در این میان و از بین دیدارهای صورت گرفته سه دیدار را می توان جز دیدار های خاص و زنجیره ای دانست و آن هم دیدار صورت گرفته در دانشگاه علم و صنعت در سال 87، دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب در ماه رمضان 90 و حضور اخیر ایشان در دانشگاه رازی کرمانشاه.

تاکید بر سیرت و صورت انقلاب، ثبات انقلاب و مردمی بودن انقلاب اسلامی ایران همان زنجیریه ای است که حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار با دانشجویان مطرح فرمودند.

ایشان در دانشگاه علم و صنعت تاکید کردند که آنچه مهم است این است که نظام جمهورى اسلامى یک ساخت حقوقى و رسمى دارد که آن قانون اساسى، مجلس شوراى اسلامى، دولت اسلامى، انتخابات - همین چیزهائى که مشاهده میکنید - است، که البته حفظ اینها لازم و واجب است؛ اما کافى نیست. همیشه در دلِ ساخت حقوقى، یک ساخت حقیقى، یک هویت حقیقى و واقعى وجود دارد؛ او را باید حفظ کرد. این ساخت حقوقى در حکم جسم است؛ در حکم قالب است، آن هویت حقیقى در حکم روح است؛ در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، ولو این ساخت ظاهرى و حقوقى هم باقى بماند، نه فایده‌اى خواهد داشت، نه دوامى خواهد داشت؛ مثل دندانى که از داخل پوک شده، ظاهرش سالم است؛ با اولین برخورد با یک جسم سخت در هم میشکند. آن ساخت حقیقى و واقعى و درونى، مهم است؛ او در حکم روح این جسم است. آن ساخت درونى چیست؟ همان آرمانهاى جمهورى اسلامى است: عدالت، کرامت انسان، حفظ ارزشها، سعى براى ایجاد برادرى و برابرى، اخلاق، ایستادگى در مقابل نفوذ دشمن؛ اینها آن اجزاء ساخت حقیقى و باطنى و درونى نظام جمهورى اسلامى است. اگر ما از اخلاق اسلامى دور شدیم، اگر عدالت را فراموش کردیم، شعار عدالت را به انزواء انداختیم، اگر مردمى بودنِ مسئولان کشور را دست‌کم گرفتیم، اگر مسئولین کشور هم مثل خیلى از مسئولین کشورهاى دیگر به مسئولیت به عنوان یک وسیله و یک مرکز ثروت و قدرت نگاه کنند، اگر مسئله‌ى خدمت و فداکارى براى مردم از ذهنیت و عمل مسئولین کشور حذف شود، اگر مردمى بودن، ساده‌زیستى، خود را در سطح توده‌ى مردم قرار دادن، از ذهنیت مسئولین کنار برود و حذف شود؛ پاک شود، اگر ایستادگى در مقابل تجاوزطلبى‌هاى دشمن فراموش شود، اگر رودربایستى‌ها، ضعفهاى شخصى، ضعفهاى شخصیتى بر روابط سیاسى و بین‌المللى مسئولین کشور حاکم شود، اگر این مغزهاى حقیقى و این بخشهاى اصلىِ هویت واقعى جمهورى اسلامى از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهرىِ جمهورى اسلامى خیلى کمکى نمیکند؛ خیلى اثرى نمیبخشد و پسوند «اسلامى» بعد از مجلس شورا: مجلس شوراى اسلامى؛ دولت جمهورى اسلامى، به تنهائى کارى صورت نمیدهد. اصل قضیه این است که مراقب باشیم آن روح، آن سیرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید. این، اساس قضیه است.

اما رهبری انقلاب در دیدار با دانشجویان در ضیافت افطاری امسال نیز بحث جدیدی تحت عنوان ثبات انقلاب مطرح کردند که به نظر دنباله همان بحث سیرت و صورت انقلاب باشد.

ایشان فرمودند: آن مطلبى که من میخواهم عرض بکنم، در واقع شروع یک بحث است، که حالا این بحث را بعد خود شما جوانها ان‌شاءاللَّه در محافلتان باید دنبال کنید. در این شش هفت ماه گذشته، من در چند سخنرانى به ثبات نظام و انقلاب اشاره کردم و گفتم که ثبات و استمرار و استقرار نظام جمهورى اسلامى از جمله‌ى مهمترین عواملى بوده است که ملتهاى منطقه و ملتهاى مسلمان را امیدوار کرده و میتوان گفت نقش مؤثرى در ایجاد این حرکت عظیم اسلامى منطقه و آزادى و بیدارى ایفاء کرده. امروز میخواهم یک مقدارى راجع به ثبات و استمرار و استقرار انقلاب مطلبى را عرض کنم؛ یک مقدارى آن را باز کنم.

روز گذشته نیز رهبر انقلاب در جمع دانشجویان استان کرمانشاه و در دانشگاه رازی نیز بحث بسیار مهمی را عنوان کردند: من امروز اینجا یک بازخوانى‌اى از هویت کلى و شاکله‌ى کلى انقلاب مطرح میکنم. براى خود ما هم مهم است. ما نمیتوانیم سرمان را پائین بیندازیم و نفهمیم در دنیا چه میگذرد، همین طور جلو برویم. اینجور حرکت کردن که انسان چشم و گوش بسته، بدون توجه، بدون نگاه به اطراف، بدون نگاه به واقعیتها، بدون نگاه به افقهاى دوردست حرکت کند، غالباً به گمراهى و اشتباه منجر خواهد شد. پس خودمان هم باید یک نگاهى بکنیم، یک بازخوانى‌اى بکنیم.

ایشان در سال 77 نیز در دانشگاه تهران بحث مفصلی درباره مسئله روشنفکری بیان کردند و در بخشی از فرمایشاتشان فرمودند: من دوست دارم این بحث را نه به عنوان یک مسؤول، بلکه به عنوان یک روحانى و یک طلبه و به عنوان کسى که تقریباً همه جوانیم را در فضاى روشنفکرىِ زمان خودم گذرانده‏ام و با خیلى از این چهره‏هاى معروف روشنفکرى ایران، یا از نزدیک آشنا بوده‏ام، یا با آثارشان آشنا بوده‏ام و درست آنها را مى‏شناسم - از شاعرشان، نویسنده‏شان، هنرمندشان - مطرح کنم و با شما حرف بزنم. دلم مى‏خواهد شما جوانان این دوره، قدرى فضاى فرهنگ کشورتان را بشناسید؛ چون شما جزو قشرهاى روشنفکر هستید. ببینید کجا قرار دارید، چه بوده و چه شده و مى‏خواهند چه بشود. مایلم شما این نکته را توجّه کنید.

رهبر فرزانه انقلاب در سال 78 در دانشگاه شریف ویژگی های جنبش دانشجویی را تبیین و در بخشی از سخنان خود فرمودند: آرمانگرایى در مقابل مصلحت گرایى است؛ عشق به آرمانها و مجذوب آرمانها شدن. انسان وقتى که در محیط تلاش و کار معمولى زندگى قرار مى‏گیرد، گاهى موانع جلوِ چشم او را مى‏گیرد؛ آرمانها را دور دست و غیرقابل دستیابى به انسان نشان مى‏دهد و این خطر بزرگى است.

اما جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه امیرکبیر در سال 79 را باید اوج تعامل ایشان با دانشگاهیان دانست از جمله مهم‌ترین مطالب مطرح شده در این دیدار از سوی رهبر انقلاب تأکید ایشان بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم در مراکز دانشگاهی و آموزشی بود که برای اولین‌بار در دیدار با دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر مطرح شد.

دانشگاه شهید بهشتی در سال 82 نیز میزبان رهبر انقلاب بود و در این دیدار رهبری هم برای اساتید و دانشجویان در دو جلسه مجزا سخنرانی کردند و بعد هم به سؤالات تقریباً مفصل دانشجویان در جلسه‌ی پرسش و پاسخ، جواب گفتند.


رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم مردم کرمانشاه
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، جریان فتنه
گناه اصلی فتنه‌گران تمکین نکردن به قانون و رأی مردم بود/ نماینده‌ای انتخاب شود که غیر مرتبط به‌کانون‌های ثروت و قدرت باشد
رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در جمع پُر شور هزاران نفر از مردم کرمانشاه در ورزشگاه آزادی این شهر، در سخنان مهمی به تبیین نقش، جایگاه و حضور و عزم مردم در نظام جمهوری اسلامی بعنوان معیار اصلی و تأثیرگذاری استفاده از ظرفیت و تواناییهای برجسته مردم برای مقابله با چالش های سخت و نرم و حرکت شتابان در مسیر پیشرفت علمی، اقتصادی، صنعتی و کشاورزی پرداختند.

حضرت آیت الله خامنه ای گسترش و موفقیت تحولات و جنبش های گوناگون اجتماعی را، همواره وابسته به ارتباط و نزدیکی آن جنبش با مردم دانستند و افزودند: در تاریخ معاصر ایران، دو تجربه مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت  وجود دارد که نقش بی بدیل "مردم" عامل مؤثر در موفقیت ابتدایی این دو تجربه تاریخی بودند اما چون این دو حرکت، از مردم فاصله گرفتند، نهایت و سرانجام آنها، استبداد رضاخانی و کودتای 28 مرداد شد.

ایشان خاطر نشان کردند: هیچ حادثه ای در تاریخ ایران همانند انقلاب اسلامی وجود ندارد که "مردم" در پیروزی و ادامه آن نقش مستقیم و اساسی داشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامی مهمترین ویژگی انقلاب اسلامی را، تمام نشدن نقش مردم با پیروزی آن، ارزیابی کردند و افزودند: استمرار نقش و حضور مردم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، از حکمت، تدبیر و ژرف نگری امام بزرگوار (ره) بود که ملت ایران را بدرستی شناخته و باور کرده بود و به تواناییها و عزم راسخ ملت ایران، ایمان داشت.

حضرت آیت الله خامنه ای با مروری گذرا به تدابیر امام خمینی(ره) در فاصله کوتاهی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از جمله رأی گیری از مردم برای تعیین نوع نظام، برای تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی، تأیید قانون اساسی و انتخاب اولین رئیس جمهور، تأکید کردند: در طول 32 سال گذشته همواره و بدون وقفه همه مسئولان نظام اسلامی اعم از رهبری، خبرگان رهبری، رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و نمایندگان شوراهای اسلامی با رأی و نظر مردم برگزیده شده اند.

ایشان افزودند: در 32 سال گذشته، سلائق و ذائقه های مختلف سیاسی نیز بر سر کار آمدند که حتی برخی از آنها با اصول نظام زاویه داشتند، اما ظرفیت عظیم مردمی نظام اسلامی، بدون ناشکیبائی، از همه این مسائل عبور کرد که اصلی ترین علت آن، همان حضور و ایمان مردم و پایبندی مردم به نظام اسلامی است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به آرمانهای بلند نظام جمهوری اسلامی و مخالفت آن با نظام استکبار و بی عدالتی بین المللی و چالشهای دشمنان برای این نظام، خاطرنشان کردند، اگر چنین نظامی بخواهد بماند و به مسیر حرکت خود ادامه دهد، نیازمند نیرو و ظرفیت عظیم مردمی است که با تدبیر امام خمینی(ره) از متن اسلام گرفته شد.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند بر اساس این تدبیر و به پشتوانه ایمان، عزم و حضور مردم ، نظام جمهوری اسلامی ایران بر همه چالشهای سخت و نرم فائق آمده است و به لطف خداوند، در آینده نیز بر هر چالشی پیروز خواهد شد.

رهبر انقلاب در ادامه سخنان خود، برخی چالشهایی را که نظام اسلامی توانسته با اتکاء به مردم بر آنها فائق بیاید، بیان کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به جنگ تحمیلی 8 ساله بعنوان یکی از چالشهای بزرگ در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، افزودند: دفاع مقدس را مردم اداره کردند و نظام اسلامی بواسطه ایمان، عشق و صفای مردم، در این جنگ نابرابر پیروز شد. ایشان تأکید کردند: جا دارد که آن حوادث ممتاز و زیبای دوران دفاع مقدس برای نسل جوان بازخوانی شود.

رهبر انقلاب اسلامی، فشارها و تحریم های اقتصادی را که از ابتدای پیروزی انقلاب از جانب دشمنان اعمال شد، یکی دیگر از چالش های پیش روی نظام اسلامی خواندند و افزودند: تحریم و فشار اقتصادی برای ملت ایران، مسئله جدیدی نیست زیرا نظام اسلامی با صبر و بصیرت مردم بویژه جوانان توانسته است از همه این محدودیتها بعنوان یک فرصت استفاده کند و در میدانهای نوآوری، و ابتکار به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا کند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به فتنه 18 تیر سال 78 و فتنه سال 88 در تهران بعنوان یکی از چالش های پیچیده پیش روی نظام، خاطر نشان کردند: حضور مردم، این دو فتنه را نیز به شکست کشاند بگونه ای که پنج روز بعد از فتنه 18 تیر، حرکت عظیم 23 تیر در سراسر کشور بوقوع پیوست و در فتنه 88، دو روز بعد از حوادث عاشورا، حرکت عظیم و کم نظیر مردم در 9 دی روی داد.

ایشان مسئله هسته ای را یکی دیگر از چالش های پیش روی نظام برشمردند که مسئولان توانستند با اتکاء به پشتیبانی و اقتدار مردمی، در مقابل تهدیدهای دشمنان ایستادگی کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، پیشرفتهای علمی و فناوری کشور را یکی از عرصه های بسیار مهم نقش آفرینی مردم بویژه جوانان دانستند و افزودند: امروز در سراسر کشور بخصوص در مراکز علمی و حساس، جوانان ایرانی، کارهای بزرگی را از لحاظ علم و فناوری انجام می دهند که زمینه ساز اعتماد به نفس ملت ایران و همچنین رونق اقتصادی کشور است.

حضرت آیت الله خامنه ای در جمع بندی این بخش از سخنان خود به دو نکته مهم اشاره کردند: 1ـ سیاستگذاران غربی واقعیت نظام اسلامی ایران را که همان نقش، حضور و بافت مردمی است، متوجه شوند. 2ـ مسئولان از ظرفیت های بزرگ و ابتکارات و حضور مردمی در همه عرصه ها استفاده کنند.

ایشان خطاب به سیاستگذاران استکبار خاطرنشان کردند: ایران را با برخی کشورهای دیگر اشتباه نگیرید، زیرا در ایران اسلامی اراده و عزم مردم نقش اصلی را دارد و مردم در انقلاب، صاحب سهم هستند.

رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: بر همین اساس دنیا بداند، اگر مسئولی هم در کشور بخواهد، کج روی کند و حرکت دیگری در قبال انقلاب اسلامی براه بیاندازد، مردم او را حذف خواهند کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای حضور گرم و پُرشور امروز مردم کرمانشاه را نمونه ای از پشتیبانی مردمی نظام اسلامی برشمردند و ضمن تشکر از این حضور پُرشکوه  خاطر نشان کردند: من راضی به رنج و زحمت مردم در چنین استقبال هایی نیستم.

ایشان همچنین خطاب به مسئولان تأکید کردند: نظام اسلامی در هر عرصه ای که مسئولان با شناخت توانایی‌های مردم از آن بهره گرفته اند، موفق و پیروز بوده است اما در هر عرصه ای که مسئولان نتوانسته اند زمینه حضور مردم را فراهم کنند، ناکامی هایی بروز کرده است.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: مهم آن است که مسئولان بتوانند در عرصه های مختلف با مهارت، دقت و ابتکار، مدل و فرمول حضور مردم را پیدا کنند.

ایشان با اشاره به نامگذاری دهه آینده بعنوان دهه پیشرفت و عدالت و تعیین سیاستهای کلان نظام در چارچوب سند چشم انداز 20 ساله، سیاست‌های اصل 44 و سیاستهای برنامه پنج ساله که با واقع نگری انجام شده است، خاطرنشان کردند: اگر زمینه حضور مردم برای تحقق این هدف‌ها تأمین شود، این هدف‌ها زودتر از زمان تعیین شده به نتیجه خواهند شد.

رهبر انقلاب اسلامی، ترسیم مدل‌های قابل فهم برای حضور مردم در عرصه های مختلف به‌ویژه عرصه اقتصادی و تولید را از وظایف مسئولان برشمردند و تأکید کردند: قوای مجریه، قضائیه و مقننه باید زمینه حضور مردم را فراهم و از نیرو و نشاط مردم بویژه جوانان استفاده کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای این نکته را هم به مسئولان گوشزد کردند که هرگونه سازو کار برای حضور مردم در عرصه های اقتصادی و تولیدی باید شفاف باشد.

ایشان، مسئولان را به قدرشناسی مردم و نیت خدمتگزاری خالصانه توصیه کردند و در خصوص توقعات مردم از مسئولان افزودند: تعامل و همکاری و وحدت مسئولان بویژه در رده های بالا، تمرکز بر اولویت های کشور و پرهیز از مسائل فرعی و حاشیه ای، کار و تلاش بی وقفه، صداقت، عمل به وعده ها، دوری از مناقشات، امانت و پاکدستی،  برخورد با متخلف خائن ،حل مسئله اشتغال ، تقویت تولید ،کشاورزی و صنعت از مطالبات اصلی مردم هستند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر در جایی مسئولان نتوانند کاری را انجام دهند و صادقانه به مردم بگویند، مردم حرفی ندارند اما مشکل و ناراحتی مردم در مواقعی است که در برخورد با متخلف و پیگیری عدالت کوتاهی می شود.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اهمیت مبارزه قاطعانه و مدبرانه با فساد مالی و اداری خاطر نشان کردند: خوشبختانه در قضیه فساد بانکی اخیر، مسئولان سه قوه با یکدیگر همکاری خوبی دارند و این قضیه باید تا رسیدن به نتیجه ادامه یابد و متخلف، هر که باشد با آن برخورد شود تا درس عبرتی برای دیگران شود.

رهبر انقلاب اسلامی، پیشگیری را اولویت اصلی مبارزه با فساد خواندند و خاطر نشان کردند: اگر به هر دلیلی، فساد بدلیل کوتاهی در پیشگیری محقق شد، در این شرایط، پیگیری مقابله با فساد، نباید مورد غفلت قرار گیرد.

حضرت آیت الله خامنه ای رعایت فرهنگ اسلامی و حفظ ارزشهای انقلاب را از جمله توقعات مهم عموم مردم برشمردند و تأکید کردند: بسیاری از مردم توقع دارند که ظواهر اسلامی و فرهنگ اسلامی در جامعه رعایت شود و مسئولان باید این موضوع را مورد توجه جدی قرار دهند.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه با اشاره به انتخابات مجلس شورای اسلامی که در اسفند ماه برگزار خواهد شد، انتخابات را مظهر حضور مردم و دمیده شدن روح تازه در کالبد کشور دانستند و افزودند: انتخابات در همه دوره ها برای مردم، کشور و نظام یک دستاورد بزرگ بوده است و به همین دلیل دشمن همواره تلاش کرده است که یا انتخابات برگزار نشود و یا انتخابات کمرنگ باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر جایگاه رفیع مجلس شورای اسلامی بعنوان محور اصلی تصمیم گیریهای کشور ، خاطر نشان کردند : در انتخابات دو موضوع مهم باید مورد توجه قرار گیرد : 1- حضور وسیع و گسترده مردم 2- قانونگرایی و احترام به رای مردم.

رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری قضایای فتنه سال 88 افزودند: گناه اصلی آتش افروزان فتنه 88 ، تمکین نکردن به قانون و رأی مردم بود.

حضرت ایت الله خامنه ای تأکید کردند، اگر بعد از انتخابات هم، اعتراضی وجود داشته باشد، مسیر قانونی آن مشخص است.

ایشان انتخاب نماینده را هم موضوعی مهم خواندند و افزودند: باید نماینده ای انتخاب شود که دلسوز، مؤمن، علاقه مند، و غیر مرتبط به کانونهای ثروت و قدرت باشد و بر اساس وجدان، دین و وظایف انقلابی عمل کند.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین به تحولات اخیر منطقه و جنبش "وال استریت" در آمریکا اشاره کردند و افزودند: نمود اصلی حرکتهای اخیر در مصر، تونس، لیبی، بحرین، یمن، و دیگر مناطق، شکست سیاستهای آمریکا در منطقه است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: البته آمریکائیها تلاش زیادی دارند تا بر تحولات منطقه مسلط شوند اما ملت‌ها، بیدار شده اند و سیاست‌های استکبار به نتیجه نخواهد رسید.

ایشان به مسئولیت مهم مردم ایران در قبال تحولات منطقه اشاره کردند و افزودند: ملت ایران بعنوان الگوی حرکت‌های اخیر منطقه تأثیر زیادی در جهت گیری این حرکت ها دارد و پیشرفت، امنیت، مشارکت عمومی، اعتماد به نفس ملی و وحدت ملی ایران، قطعاً تأثیر مثبت و پیشبرنده خواهد داشت.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به جنبش "وال استریت" در آمریکا، آن را مسئله مهمی خواندند و افزودند: اگر چه مقامات آمریکایی در ابتدا تلاش کردند تا این حرکت اعتراضی را کوچک نشان دهند اما اکنون مجبور به اعتراف شده اند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سکوت چند هفته ای رسانه ها و مقامات آمریکایی در قبال جنبش اعتراضی "وال استریت" خاطر نشان کردند: مدعیان آزادی بیان بعد از آنکه مجبور به اعتراف به این حرکت اعتراضی شدند، با آن به شدت برخورد کردند و چهره واقعی آزادی بیان، حمایت از حقوق بشر و حمایت از آزادی اجتماعات در نظام سرمایه داری و لیبرال دموکراسی را نشان دادند.

ایشان با اشاره به دست نوشته های چندین هزار معترض در آمریکا که خود را نود و نه درصد و اکثریت ملت آمریکا معرفی می کنند ، افزودند: مردم آمریکا در واقع به حاکمیت اقلیت یک درصدی بر اکثریت نود و نه درصدی  معترض هستند که مالیات و پول مردم آمریکا را هزینه براه انداختن جنگ در افغانستان و عراق و حمایت از رژیم صهیونیستی می‌کنند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: ممکن است حکومت آمریکا با شدت عمل، این جنبش اعتراضی را سرکوب کند اما نمی تواند ریشه های آن را از بین ببرد.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: ریشه های این حرکت در آینده آن چنان گسترش خواهد یافت که نظام سرمایه داری آمریکا و غرب را زمین خواهد زد.

ایشان شدت عمل در برخورد با معترضان در انگلیس را نیز نمونه دیگری از عملکرد مدعیان حمایت از حقوق بشر و آزادی بیان دانستند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه واقعیت های امروز نظام سرمایه داری، درس عبرت برای کسانی است که خواستار عمل به روشهای نظام سرمایه داری غرب هستند، افزودند: نظام سرمایه داری در بن بست کامل قرار گرفته و بحران غرب بطور کامل شروع شده است.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: جهان در یک مقطع حساس و تاریخی قرار گرفته است که ملت ایران و همچنین ملتهای مسلمان می توانند نقش آفرینی کنند و نظام اسلامی ایران می تواند الگو بودن خود را اثبات کند.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود ، استان کرمانشاه را از لحاظ جایگاه انسانی، طبیعی و جغرافیایی یکی از استانهای ممتاز کشور برشمردند و با اشاره به ویژگیهای جوانمردی، سلحشوری، وفاداری و صفات نیک پهلوانی مردم کرمانشاه، افزودند: زندگی همراه با همدلی و مدارای اقوام، مذاهب و گویش‌های مختلف در استان کرمانشاه یکی از ویژگی های برجسته مردم این استان است.

رهبر انقلاب با اشاره به نقش ممتاز و ایستادگی مردم کرمانشاه در دوران دفاع مقدس و همچنین وجود شخصیت های ارزشمند دینی، علمی، ادبی و هنری و ورزشی در استان کرمانشاه، نقش زنان این استان را نیز برجسته خواندند و تأکید کردند: در هیچ استان و شهری در ایران بغیر از یک نمونه ، تعداد زنان شهیده و جانبازان زن به تعداد استان کرمانشاه نیست.

حضرت آیت الله خامنه ای شرایط طبیعی، آب‌های فراوان سطحی، زمین های مستعد کشاورزی، قابلیت های گردشگری و نزدیکی با مراکز مهم اقتصادی کشور را از دیگر ویژگی های استان کرمانشاه برشمردند و خاطر نشان کردند: با وجود همه این امتیازات و و ویژگیها، مشکلات متعددی در استان کرمانشاه وجود دارد که در رأس همه آنها موضوع اشتغال است.

ایشان تأکید کردند مسئولان باید همه همت و تلاش خود را برای برطرف کردن مشکلات استان کرمانشاه بکار گیرند.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی حجت الاسلام و المسلمین علماء نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمانشاه به حضرت آیت الله خامنه ای خیر مقدم گفت.


دیدار سرشار از عشق و دلداگی بسیجیان کرمانشاه با رهبر معظم انقلاب
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
لازمه دیپلماسی‎هوشمند و ابتکاری، روحیه بسیجی/ بسیج مقابل هر انحراف در حرکت مستقیم انقلاب و نظام خواهد ایستاد
حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در سومین روز از سفر به استان کرمانشاه صبح امروز با هزاران نفر از بسیجیان سرافراز و دلاور این استان دیدار کردند. دیداری که سرشار از عشق و دلدادگی بسیجی به انقلاب و ولایت بود.


به گزارش رجانیوز، رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار به تبیین خاستگاه بسیج و ویژگی‌های منحصر به‌فرد آن، به‌عنوان یکی از ابتکارهای ماندگار و معجزه آسای امام راحل(ره) و همچنین نیاز همه عرصه های کشور به روحیه بسیجی برای ادامه مسیر حرکت پیشرفت نظام اسلامی و مقابله با چالش ها، پرداختند و تأکید کردند: روحیه بسیجی باید روز به روز در همه ارکان و بخش‌های مختلف کشور گسترش و تعمیق یابد و ملت ایران به لطف خداوند با همین روحیه بسیجی قله های اقتدار جهانی را فتح خواهند کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای، سپاه را شاخه برومند برآمده از ریشه انقلاب دانستند و در تشریح چگونگی شکل گیری بسیج به‌عنوان یک حادثه بدیع و بی نظیر در مجموعه حوادث انقلاب اسلامی، افزودند: از آنجا که لازمه هر نهضت و حرکتی، واژه سازی و نهادسازی متناسب با اهداف آن نهضت است، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، امام بزرگوار (ره) با مطالبه سازماندهی بسیج، عمق و ژرفای نگاه خود به نیاز آینده را نشان دادند.

ایشان با اشاره به آرمان‌های بلند نظام اسلامی و ایستادگی این نظام در مقابل نظام سلطه و استکبار، خاطر نشان کردند: چنین نظامی قطعاً همواره با چالش‌های مختلفی مواجه خواهد شد و بر همین اساس امام خمینی(ره) بسیج را بعنوان یکی از ارکان آمادگی دفاعی دائمی کشور پایه گذاری کردند و در آن زمان فرمودند اگر کشوری 20 میلیون انسان آماده دفاع داشته باشد، هیچ قدرتی توانایی طمع ورزی به آن را نخواهد داشت و آن کشور شکست ناپذیر خواهد بود.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه بسیج 20 میلیونی مورد نظر در سال 58، اکنون بسیج ده‌ها میلیونی مورد نظر است، افزودند: البته مسائل نظامی و دفاعی فقط یک بُعد بسیج است و ابعاد متنوع دیگری همچون علم، نوآوری و ابتکار را نیز در بر می گیرد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پیام امام خمینی(ره) در سال 67 مبنی بر تشکیل بسیج دانشجو و طلبه، آن را نشان دهنده نیاز کشور به روحیه بسیجی در حوزه‌های علمیه و دانشگاه ها دانستند و خاطر نشان کردند: عشق و ایمان و اعتماد به نفس همراه با ابتکار مهمترین ویژگی‌های روحیه بسیجی در عرصه های مختلف است که هم در بُعد دفاعی و هم در بُعد سیاسی و مدیریتی کارایی برجسته ای خواهد داشت.

ایشان در عرصه دفاعی به ابتکار در فرماندهی، سازماندهی، جنگ آوری و جنگ‌افزار اشاره کردند و افزودند: در بُعد سیاسی نیز ابتکار در عرصه گسترده دیپلماسی نیز که با انواع شیطنت ها همراه است، کارآمدی بالایی دارد و لازمه دیپلماسی هوشمند و با ابتکار عمل، روحیه بسیجی است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر گسترده بودن دایره روحیه بسیجی خاطر نشان کردند: روحیه بسیجی می تواند شامل عرصه های مختلفی همچون پیشرفت علمی و علم آموزی بسیجی، تولید ثروت و اقتصاد بسیجی، سیاست ورزی بسیجی، مدیریت بسیجی و سازماندهی بسیجی، است.

حضرت آیت الله خامنه ای، گمنامی و اخلاص در کار را از دیگر ویژگی‌های برجسته روحیه بسیجی برشمردند و افزودند: روحیه بسیجی با این مختصات، می تواند در همه عرصه های کشور بروز و ظهور یابد و البته این روحیه بسیجی به معنای غافل شدن از بسیج آمادگی دفاعی نیست.

ایشان با اشاره به ایستادگی 32 ساله ملت ایران و ظهور تدریجی تفکر اسلامی و انقلابی این ملت در منطقه و توطئه چینی دائمی قدرت‌های جهانی، خاطر نشان کردند: تا رسیدن به پیروزی نهایی، قطعاً چالش و مبارزه وجود خواهد داشت، بنابراین نظام اسلامی همواره نیازمند یک نیروی دفاعی توانا، بیدار، مستحکم و آماده بکار است که همان روحیه بسیجی در عرصه دفاعی است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه صبر و استقامت و ایمان به وعده پیروزی خداوند، عوامل اصلی پیروزی جبهه حق است، افزودند: روحیه بسیجی در عرصه های دفاعی، انتظامی، دولتی و دیپلماسی، این پیروزی را سرعت خواهد بخشید.

حضرت آیت الله خامنه ای دفاع از اصول تغییر ناپذیر اسلامی را از مهم‌ترین وظایف بسیج دانستند و تأکید کردند: بسیج نسبت به حرکت عمومی انقلاب و نظام اسلامی، یک نقش فرا دوره ای دارد و اگر انحرافی در حرکت مستقیم انقلاب و نظام دیده شود، بسیج در مقابل آن خواهد ایستاد.

ایشان پایبندی به قوانین و ضوابط را از لوازم بسیج و روحیه بسیجی برشمردند و تأکید کردند: همانگونه که بسیج و بسیجی باید قانون را رعایت کند، از طرف دیگر، اگر قوانین و ضوابط دست و پاگیری مقابل بسیج و گسترش روحیه بسیجی وجود داشته باشد، باید کسانی که تغییر قوانین بعهده آنان است، این موانع را بر طرف کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، جوانان بویژه جوانان بسیجی را به تعمیق معارف دینی، گسترش تأثیرگذاری در محیط پیرامونی و تقویت ارتباط معنوی توصیه کردند و افزودند: پایبندی نسل جوان امروز به اعتقادات و ارزش‌های اسلامی بیشتر و عمیق‌تر از سال‌های اول انقلاب است.

حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از افرادی که چشم خود را بر نقاط مثبت و پیشرفت‌ها بسته اند و فقط برخی ناهنجاری‌ها را می بینند، خاطر نشان کردند: این روش غلط است. البته ناهنجاری وجود دارد اما اگر سیر این ناهنجاری‌ها، به سمت علاج باشد، باید آنرا علامت درست بودن کارها دانست.

ایشان آینده کشور را بر خلاف میل دشمنان و انسان‌های غرض ورز و بدخواه، بسیار روشن ارزیابی و خاطر نشان کردند: حرکت انقلاب اسلامی، حرکتی موفق بوده است و دلیل آن هم تجربه های عینی و واقعیات موجود و پیشرفت‌های برجسته 32 ساله ملت ایران است.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: حرکت رو به جلو و پیشرفت انقلاب به معنای نبود مشکلات نیست اما اکنون تجربه های متراکمی در عرصه های گوناگون وجود دارد که می تواند الهام بخش مدیران بخش‎های کلان و بخش‎های مختلف دیگر باشد.

در ابتدای این دیدار جمعی از ورزشکاران بسیجی سپاه نبی اکرم(ص)، به اجرای ورزش باستانی و پهلوانی پرداختند.

در این دیدار همچنین سردار سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به آمادگی بالای دفاعی تمام یگان‌های سپاه در منطقه غرب کشور گفت: نیم میلیون بسیجی ضمن تعمیق معارف دینی خود، دژی مستحکم در برابر تهدیدهای سخت و نرم، تشکیل داده اند.

سردار سرتیپ دوم عظیمی فرمانده سپاه نبی اکرم(ص) نیز ضمن خیر مقدم به فرمانده کل قوا، گزارشی از آمادگی های دفاعی این سپاه ارائه کرد.


رهبر معظم انقلاب در دیدار با روحانیون و علمای کرمانشاه
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
حرکت‌های‌منطقه و مأیوس‎شدن از سرمایه‌داری؛ موج‌سوم گرایش به‌اسلام
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی امشب (چهار شنبه) در دیدار علماء، فضلا، روحانیون و طلاب شیعه و اهل تسنن استان کرمانشاه، با اشاره به موج سوم گرایش به اسلام بعد از حرکت‌های اخیر منطقه و جنبش ضد سرمایه داری در غرب، وظیفه روحانیت را مضاعف دانستند و تأکید کردند: امروز که سخن جمهوری اسلامی مبنی بر بی نتیجه بودن نظام مارکسیستی تحقق یافته و در مورد نظام سرمایه داری نیز در حال تحقق است،  علما و روحانیون باید با استفاده از مبانی مستحکم عقلی و متناسب با نیازهای روز، معارف منطقی و ریشه دار اسلام را برای مشتاقانی که در سراسر دنیا، در حال افزایش است، ارائه کنند.

رهبر انقلاب اسلامی روحانیون را به کسب آمادگی های معنوی و علمی برای ورود به عرصه های جدید و سخت توصیه کردند و افزودند: نباید از دشواریهای کار بهراسید بلکه همواره باید به سراغ کارهایی رفت که به ظاهر محال و نشدنی است.

حضرت آیت‌الله خامنه ای، پیروزی انقلاب اسلامی ایران و همچنین پیروزی بزرگ‌ترین انقلاب دوره کنونی در مصر را از اتفاقات به‌ظاهر محال دانستند و افزودند: روحانیت در تبلیغ دین و انجام وظیفه باید اهداف بزرگ را مد نظر قرار دهد.

ایشان کسب آمادگی برای مقابله با شیوه های تهاجم مخالفان دین اسلام را از جمله ضروریات ورود به عرصه اهداف بزرگ خواندند و تأکید کردند: امروز مخالفان از سخت افزارها و نرم افزارهای مدرن برای تهاجم به اسلام و ایجاد شبهه افکنی در میان جوانان استفاده می کنند که باید برای مقابله با آنها، از شیوه ها و روش‌های متناسب با نیازهای نسل جوان استفاده کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی یکی از روش‌ها برای تضعیف اسلام است افزودند: علمای شیعه و اهل سنت باید به شدت مراقب توطئه‌ها باشند و با برگزاری جلسات مشترک و همکاری با یکدیگر راه‌های مقابله با طراحی های مخالفان را بیابند.

حضرت آیت الله خامنه ای مقابله با تکفیری ها را یکی از وظایف علمای شیعه و اهل سنت برشمردند و با اشاره  به وظیفه مهم روحانیت برای تبلیغ خاطر نشان کردند: بهترین روش برای تبلیغ شناخت مخاطب و آماده کردن مطالب مورد نیاز او، با زبان روز است.

ایشان با تأکید بر لزوم ارائه مستدل و منطقی معارف اسلامی به منظور تأثیرگذاری در لایه های عمیق ذهن مخاطب افزودند: یکی دیگر از وظایف روحانیون، حضور در مسائل اجتماعی است که باید همراه با اخلاق، نصیحت و ارائه طریق باشد.

رهبر انقلاب اسلامی با تقسیم بندی امواج گرایش به اسلام در دنیا به سه مقطع ،خاطر نشان کردند: موج اول گرایش به اسلام، همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد و موج دوم نیز بعد از شکست نظام مارکسیستی شکل گرفت.

حضرت آیت الله خامنه ای حرکت‌های مردمی اخیر در منطقه و مأیوس شدن مردم غرب از نظام سرمایه داری را موج سوم گرایش به اسلام دانستند و تأکید کردند: در چنین شرایط حساس و سرنوشت سازی، روحانیت اسلام، باید به سلاح معنویت و علم مجهز باشد تا بتواند معارف دین را با استفاده از کتاب و سنت به‌صورت عقلانی و قابل فهم برای نسل امروز ارائه کند.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به علمای دینی بزرگ کرمانشاه و حضور خانواده‌های علمی بزرگ در این استان، از مقام علمی و معنوی شهید محراب آیت الله اشرفی و برخی علمای بزرگ کرمانشاه تجلیل کردند.

در ابتدای این دیدار حجت الاسلام و المسلمین علماء نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمانشاه با اشاره به سابقه دینی مردم این استان و حضور علما و شخصیت های دینی برجسته در کرمانشاه گفت: در استان کرمانشاه زمینه گسترش مدارس دینی و تربیت علمای بزرگ همچنان وجود دارد که نیازمند بر طرف شدن برخی مشکلات است.

آیت الله ممدوحی نماینده مردم استان کرمانشاه در مجلس خبرگان نیز در سخنانی با اشاره به معارف عقلانی و منطقی دین اسلام که از کتاب و سنت استخراج شده است، گفت: حوزه های علمیه نقش اساسی را در ارائه الگوی مدیریتی فقه اسلامی، براساس نیازهای روز دارند.


10 نکته درباره سناریوی ضد ایرانی امریکا
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، آمریکا ، مقام معظم رهبری
خوش‌خدمتی اوباما به‌صهیونیست‌ها/ انتقام‌گیری از رهبرانقلاب برای برهم زدن نقشه‌تجزیه‎فلسطین/ اختلاف میان FBI و CIA

سه‌شنبه شب گذشته به وقت تهران، دولت امریکا برای اولین بار یک کشور و دولت را به طراحی برای عملیات تروریستی در خاک ایالات متحده متهم کرد تا بر اساس مدل‌های تجربه شده و سناریوهای تخریبی جنگ سرد، رسانه‌های امریکایی بار دیگر در خط مقدم جنگ روانی حاضر شوند.

به گزارش رجانیوز، در حالی که در طی هفته‌های اخیر داد مردم امریکا از رسانه‌هایشان درآمده و بر خلاف ادعای "رسانه‎های آزاد"، رسانه‌ها در امریکا با بایکوت جنبش وال‌استریت نشان داده‌اند که کاملاً‌ در خدمت سیاست داخلی و خارجی امریکا قرار دارند و حاضر نیستند منافع گردانندگان‌شان را که همان سرمایه‌دارهایی هستند که در 1200 شهر امریکا علیه آن‌ها شعار داده می‌شود، با منافع مردم عوض کنند، ناگهان ادعای تروریستی علیه ایران مطرح می‌شود.

ادعای طراحی سپاه پاسداران ایران برای ترور احمد الجبیر سفیر عربستان در امریکا در حالی است که هر چقدر رسانه‌های امریکایی این موضوع را برجسته می‌کنند، بر تردیدهای نخبگان جامعه امریکا که هنوز رودستی را که از دولت بوش در ماجرای حمله به عراق با استناد به اظهارات کالین پاول وزیر امور خارجه وقت دولت امریکا فراموش نکرده‌اند؛ اظهاراتی که پاول بعدها و در حالی که از قدرت کنار گذاشته شده بود، با روشن شدن کذب بودن آن‌ها عذرخواهی کرد.

اما در شرایطی که رسانه‌های امریکایی مانند همیشه نداشته‌های دولت امریکا را جبران می‌کنند، شناسایی اهداف و برآورد از آینده این گستاخی دولت امریکا علیه کشورمان مهم‌تر از هر چیز دیگری است.

1- امریکایی‌ها برآورد دقیقی از داخل ایران ندارند و به‌دلیل اشتباه اطلاعاتی، اشتباه‌های محاسباتی پی در پی‌ای از آن‌ها دیده می‌شود. این را می‌شود از آنچه که در همین چند روز در رسانه‎هایشان نوشته‌اند، فهمید. برخی از تحلیلگران امریکایی که عمدتاً‌ وابسته به منابع دیپلماتیک یا جاسوسی ایالات متحده هستند، ادعا کرده‌اند که افشای طرح ترور به اختلاف‌های داخلی میان رهبری و رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور و سپاه منجر شده است. فهم نادرست از داخل ایران همان نقطه ضعفی است که امریکایی‌ها هنوز علاج آن را پیدا نکرده‌اند و گویا نمی‌خواهند از این رویه غلط خود هم درس بگیرند.

2- اما در بعد خارجی، دولت امریکا همواره یک خط ثابت اتهام‌زدن به ایران در چارچوب "تروریسم" را در طول سال‌های پس از انقلاب دنبال کرده است. این اتهام در چارچوب حمایت از حزب‌الله لبنان و گروه‌های مقاومت فلسطینی مانند حماس و جهاد اسلامی بوده است، اما این ادعا به اندازه کافی برای جامعه امریکا جذابیت ندارد و به اقدامات احتمالی مشروعیت کافی نمی‌دهد، بلکه این اتهام بیشتر مورد توجه جامعه صهیونیستی است.

3- صهیونیست‌ها به‌ویژه بعد از جنگ 33 روزه لبنان تلاش زیادی برای ایجاد وحدت استراتژیک و محور منطقه‌ای با عربستان علیه دشمن مشترک منطقه‌ای یعنی ایران کرده‌اند و در موضوع اخیر نیز ادعای ترور هم‌زمان سفیران عربستان و رژیم صهیونیستی مطرح شده است.

4- صهیونیست‌ها در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری به ایجاد جنجال و هیاهوی رسانه‌ای برای تحت‌الشعاع قرار دادن موضوع فلسطین دارند. برخی معتقدند که این طراحی صهیونیستی اساساً برای انتقام‌گیری از رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌دلیل برهم زدن نقشه مطلوب غرب در زمینه فلسطین 12 درصدی که غربی‌ها مدت‌ها روی آن کار کرده بودند.

5- در ادعای اخیر علیه ایران، اختلاف نظر میان FBI (پلیس فدرال) و CIA (سازمان اطلاعات و امنیت) کاملاً‌ واضح است. FBI از گذشته موضع خصمانه‌تری علیه کشورمان داشته و رئیس سابق آن، مدت‌ها در کمپین منافقین به همراه جان بولتون شرکت می‌کرد.

این در حالی است که سیا به‌دلیل حضور در منطقه و آشنایی بیشتر با ایران، واقع‌گرایی بیشتری در قبال کشورمان دارد، به‌طوری که تاکنون نیز موضع رسمی در این زمینه نگرفته است و در عین حال، برخی مقام‌های سابق این سیستم که اکنون به‌عنوان روزنامه‌نگار و تحلیلگر فعالیت می‌کنند اما در واقع مواضع غیررسمی سیا را منعکس می‌کنند، تردیدهای جدی در مورد این سناریوی ضد ایرانی مطرح کرده‌اند.

به‌عنوان نمونه "رابرت بایر" در مقاله‌ای که هفته‌نامه "تایم" منتشر کرد، می‌نویسد امریکا باید به صهیونیست‌ها نشان دهد که در سیاست خارجی خود مقابل ایران قدرتمند و با اراده است. عربستان هم مشکلات داخلی خود را دارد و باید با مخالفان و تظاهرکنندگان برخورد کند، همچنین خود رژیم سعودی در معرض اتهام تروریسم است. وی ادامه می‌دهد که عربستان به تنهایی قادر به برخورد با ایران نیست و همیشه خود را پشت دیگران مخفی می‌کند مانند ماجرای حمله صدام به ایران. این مقام سابق سیا می‌افزاید سفیر عربستان در امریکا فردی از خاندان سلطنتی نبوده که کشتن او برای ایران فایده‌ای داشته باشد.

یک جاسوس دیگر سیا نیز تأکید می‌کند که اوباما و هیلاری کلینتون نیاز دارند به صهیونیست‌ها نشان دهند که مقابل ایران جدی هستند و از طرف کمپین‌های انتخاباتی که تأمین کننده اصلی منابع آن‌ها صهیونیست‌ها و لابی‌هایشان در امریکا هستند، تحت فشارند.

6- در سناریوی ادعایی علیه ایران، طرف امریکایی یک قاچاقچی سابق مواد مخدر و طرف ایرانی بر اساس آنچه رویترز نیز گزارش داده یک مشروب‌خوار، دزد و چاقوکش است که صورت او پر از جراحت‌های ناشی از درگیری با چاقو است. طرف امریکایی برای کاهش مجازاتش حاضر به هر گونه خوش‌خدمتی بوده و طرف ایرانی نیز برای نیاز مالی خود هر کاری می‌کرده است.

7- روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی نوشت که سناریوی مطرح شده علیه ایران بخشی از یک فیلمنامه هالیوودی بوده است که در دفاتر فیلم‌سازی امریکا بررسی و رد شده بود. بر اساس این سناریو، یک ایرانی صاحب آژانس اتومبیل به همراه یک کارتل مکزیکی به‌دنبال انفجارهای تروریستی است.

8- مهم‌ترین سند امریکایی‌ها در این ماجرا، انتقال 100 هزار دلار از یک حساب به حساب دیگر است. ابتدا مدعی شدند که این پول از یک حساب درا یران منتقل شده است اما پس از مطرح شدن ابهام‌ها مبنی بر اینکه چگونه ممکن است علی‌رغم تحریم‌ها چنین وجهی منتقل شود، گفتند که این وجه از داخل ایران منتقل نشده است. گاف دیگر این سناریوی هالیوودی این است که برای چنین عملیات‌هایی هیچ‌گاه از حساب‌های بانکی، تلفن و... برای ارتباطات و تبادلات استفاده نمی‌شود.

9- گریس پورتر تحلیلگر دیگر امریکایی نیز که در حوزه‌های امنیتی و جاسوسی متخصص است و دسترسی‌های خوبی دارد، در مقاله‌ای می‌نویسد که تمام ادعاها را نماینده مبارزه با مواد مخدر امریکا مطرح کرده است. مأمور امریکایی تأکید داشته که باید سفیر سعودی را به همراه 100 نفر بکشیم و طرف ایرانی سکوت می‌کرده است. هیچ سندی نیست که طرف ایرانی جوابی داده باشد. طرف ایرانی احتمالاً به‌دنبال مواد مخدر بوده ولی طرف امریکایی می‌خواسته او را به سمت نیازهای خود بکشد.

10- علاوه بر جنبش وال استریت که امریکایی‌ها نیاز به انحراف افکار عمومی و رسانه‌ها از این ماجرا داشتند، در بحث منطقه نیز به‌دنبال بد نام کردن ایران برای جلوگیری از تسری الگوی جمهوری اسلامی هستند. پیش از این، مقام‌های سعودی به‌شدت از امریکایی‌ها و تنبلی آن‌ها گلایه داشتند.


در اجتماع عظیم مردم گیلانغرب مطرح شد
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤  کلمات کلیدی: سخنرانی ، مقام معظم رهبری ، تروریسم ، سیاسی
هشدار شدید رهبر معظم انقلاب به امریکایی‌ها در قبال توطئه مهمل جدید و تهمت تروریسم علیه ایران
رهبر معظم انقلاب با تصریح بر اینکه ایستادگی ملت در حفظ هویت ملی ، کشور را در برابر دشمنان فائق خواهد ساخت ، تاکید کردند جمهوری اسلامی در برابر دشمنان می ایستد و عقب نشینی هم نمی کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری چهارمین روز سفر رهبر معظّم انقلاب اسلامی به استان کرمانشاه به عطر دیدار با مردم مومن، مقاوم و وفادار گیلان غرب معطر شد.

حضرت آیت الله خامنه ای در اجتماع عظیم و پرشور مردم گیلان غرب، آحاد ملت پر استقامت ایران به ویژه جوانان را،'مدافعان هوشیار مرزهای هویت، شخصیت و شرف ملی و دینی' خواندند.

ایشان با اشاره به تهمت های تروریستی اخیر آمریکا به جمهوری اسلامی ایران تأکید کردند: دشمن برای منزوی کردن ملت ایران و گسترش ایران هراسی یقه می دَرّاند و جان می کند اما همانند گذشته جز نفرت بی پایان ملتها از رژیم آمریکا و افزایش علاقه مردم به شعارهای پر افتخار ملت ایران هیچ نتیجه ای بدست نمی آورد.

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار که صبح امروز(شنبه) در ورزشگاه شهدای گیلان غرب برگزار شد، پایداری پرشکوه مردم غیور و عزیز این شهر را در دوران هجوم رژیم بعثی، مایه افتخار جوانان این منطقه دانستند.

ایشانو با اشاره به بازدید چند باره خود از گیلان غرب و مناطق اطراف در طول هشت سال جنگ تحمیلی افزودند: جوانان این منطقه بدانند که در دامان خانواده هایی پرورش یافته اند که شجاعت و دلاوری توأم با غربت آنها در دفاع مقدس، حقیقتاً جای افتخار دارد و نشان دهنده وجود زمینه های با ارزش معنوی و انسانی است.

حضرت آیت الله خامنه ای، دوران کنونی را دوران دفاع مقدس از 'هویت و عزت ملی و اعتقادات مستحکم اسلامی' برشمردند و خاطر نشان کردند: همه دختران و پسران جوان و زنان و مردان مومنی که دوران دفاع نظامی از کشور و ملت را درک نکرده اند اکنون با همان روحیه ملی در میدان پر افتخار دفاع از شرف و شخصیت عظیم ملی و اسلامی به نقش آفرینی بپردازند.

ایشان حفظ خاطرات پر معنای دفاع مقدس را از عوامل موثر در حفظ هویت ملی برشمردند و با تجلیل از بانوی مسلمان و شجاع گیلان غربی که در آن دوران تعدادی از نظامیان دشمن را به هلاکت رساند و اسیر کرد، افزودند: حفظ خاطرات پایداری مردم گیلان غرب، قصر شیرین و اسلام آباد، سرپل ذهاب و دیگر مناطق کشور در حفظ هویت ملی، دارای چنان اهمیتی است که شخصیت های برجسته، دانشمندان و عناصر فعال و متفکر باید در این زمینه احساس مسئولیت کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، انکار هویت اسلامی ملت مبارز و قهرمان ایران و منزوی کردن جمهوری اسلامی را مهمترین هدف هجوم مستمر جبهه استکبار خواندند و خاطر نشان کردند: آمریکا، اروپا و دولت‌های وابسته برای درهم شکستن مقاومت ملت ایران به آب و آتش می زنند و خود را می کشند و این واقعیت نشان می دهد که ارزش تاریخی پایداری این ملت عزیز بر سر آرمانها، تا چه حد است.

حضرت آیت الله خامنه ای جنجال روزهای اخیر رسانه های وابسته به شبکه صهیونیستی بین الملل را درباره حمایت ایران از تروریزم، حلقه ای از توطئه های پی در پی مستبدان جهانی خواندند و افزودند: آنها با نسبت دادن یک تهمت مُهمَل و بی معنا به چند ایرانی تلاش کردند بهانه ای به‌دست آورند و جمهوری اسلامی ایران را به‌عنوان مدافع تروریزم مورد هجوم تبلیغاتی سیاسی قرار دهند اما این توطئه نیز نگرفت و نخواهد گرفت و مانند دیگر اقدامات آنها بی فایده و بی اثر می ماند و بر خلاف تصورشان به انزوای بیشتر خود آنها منجر خواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به واقعیات و حوادث منطقه و جهان، رژیم آمریکا را در چشم ملت‌های جهان حکومتی منزوی و منفورترین دولت‌ها برشمردند و خاطرنشان کردند: رئیس جمهور کنونی آمریکا دو سال قبل برای فریب افکار عمومی منطقه، در مصر به تملق گویی پرداخت اما امروز در همان کشور و دیگر کشورهای منطقه، مردم شعارهای ضد آمریکایی سر می دهند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به هراس رئیس جمهور آمریکا از مردم منطقه افزودند: این شخص حتی هنگام سفر به افغانستانِ تحت اشغال نیروهای آمریکایی و ناتو نیز، از پایگاه هوایی بگرام خارج نشد و جرأت نکرد به کابل برود چرا که در میان ملت‌ها منزوی است و از آنها می ترسد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به گسترش جنبش وال استریت به شهرهای مختلف امریکا خطاب به مقامات این کشور تأکید کردند: شما در میان ملت خود نیز منزوی هستید و از اکثریت مردم می هراسید، آن وقت می خواهید با حرف‌های بیهوده ایران هراسی را عمومی کنید؟

ایشان با تحسین و تجلیل از پایداری ملت ایران به سردمداران استکبار خاطر نشان کردند: این نکته را بخاطر بسپارید که جمهوری اسلامی ایران طرفدار ملت‌های مظلوم است، با ظالمان مخالفت و مبارزه می کند و در مقابل زورگویی و زیاده خواهی شما با همه وجود می ایستد و از هیچ آرمانی عقب نشینی نمی کند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به علاقمندی و طرفداری ملتها از شعارهای جمهوری اسلامی افزودند: در مقابل این اشتیاق روزافزون، سردمداران آمریکا طرفدارانی اقلیتی و یک درصدی دارند و این واقعیت، درست در نقطه مقابل جایگاه جمهوری اسلامی ایران است.

ایشان جوانان کشور را به قدرشناسی از این جایگاه و ظرفیت عظیم توصیه کردند و افزودند: کشور متعلق به جوانان عزیز ایران است و نسل جوان و پر شور، باید با حضور هر چه گسترده تر در میدان‌های علم و فناوری و دیگر عرصه ها، و مقابله هوشیارانه با نفوذ دشمن، خود را برای آینده درخشان ایران آماده کنند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به گسترش روز به روز نهضت اسلامی در منطقه بسیار مهم خاورمیانه تأکید کردند: جوانان فهیم کشور، اسلام را به‌عنوان عامل نجات بخش مادی و معنوی، پاسداری کنند چرا که هیچ تردیدی نیست که آینده متعلق به اسلام است و پرچم اسلام ان‌شاءالله در همه منطقه به اهتراز در خواهد آمد و مجموعه ای مقتدر متحد و با عزت از ملت‌های منطقه تشکیل خواهد داد.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان‌شان با اشاره به وجود زمینه های مستعد در استان کرمانشاه، افزودند: میزان بیکاری در منطقه بالاست و دولت باید با استفاده از امکانات و توانایی های خود برای حل مشکلات استان اقدام کند و جوانان عزیز نیز با پیامدهای اجتماعی بیکاری از جمله اعتیاد و فساد اخلاقی مبارزه کنند.

در ابتدای این دیدار امام جمعه گیلان غرب، ضمن تشکر و خیر مقدم به رهبر انقلاب اسلامی به سابقه درخشان مبارزات مردم این منطقه در جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: تقدیم 750 شهید از جمله 100 زن شهیده و چند کودک خردسال و بیش از 2300 جانباز و آزاده نمره ممتازی را در کارنامه رشادت مردم این خطه به ثبت رسانده است.

حجت الاسلام رضوانی در ادامه بر ضرورت رفع مشکل بیکاری جوانان، کمبود آب کشاورزی و توجه به مقوله فرهنگی تاکید کرد و خواستار توجه بیشتر مسئولان به این منطقه شد.


رهبر انقلاب در دیدار دو ساعت و نیمه با نخبگان جوان
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، عکس
کرسی‌های آزاداندیشی را که حدود 100 بار تأکید کرده‌ام راه بیندازید/ رئیس‌جمهور به دولت دستور دهد کالای خارجی نخرند
ایران، برای دستیابی به قله های پیشرفت و عزت و افتخار، نیازمند دانشمندان و نخبگانی است که عاشق کشور و مردم و عاشق هویت و سرنوشت ملت باشند.

این جمله، توصیه اصلی رهبر انقلاب به هزار نخبه جوانی بود که صبح امروز بیش از دو ساعت و نیم با ایشان دیدار و تبادل نظر کردند.

در این دیدار، ابتدا 12 نخبه دانشگاهی، حدود یک ساعت و 45 دقیقه دیدگاه های جامعه نخبگانی را درباره مسائل دانشگاهی، علمی ـ فرهنگی ـ اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی بیان کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای پس از شنیدن و یادداشت برخی نکاتِ سخنان نخبگان، این نکته اساسی را خطاب به جامعه نخبگانی کشور، چه سیاسی و چه علمی ـ‌ فرهنگی، خاطرنشان کردند که: نخبه باید با احساس دلبستگی معنوی به کشور و ملت، در عرصه کاری خود، تلاش و فداکاری کند چرا که بدون عشق به سرنوشت کشور و ملت، نخبه نمی تواند در جامعه خود، تأثیری واقعی و راهگشا داشته باشد.

رهبر انقلاب با اشاره به برخی تجربیات تاریخی و معاصر، "قدرت بدون اتکا به دین" را منجر به ظلم و وحشیگری دانستند و بر این واقعیت تأکید کردند که اگر ملتی می خواهد در دنیای پُرتلاطم کنونی، خود را حفظ کند و مانع از ”هجوم نظامی ـ امنیتی" و "هجوم نرم افزاری، فرهنگی و اخلاقی مراکز قدرت جهانی" شود، احتیاج به نخبگانی دارد که "همّ و غمّ" اصلی آنها، "پیشرفت و عزت و افتخار" کشور و ملت‌شان باشد و ایمان، مهمترین عاملی است که می‌تواند این احساس درونی را، عمیقاً ایجاد کند.

ایشان، پیشرفت‌های ملت ایران را در 33 سال اخیر، ناشی از ایمان و احساس دلبستگی نخبگان به کشور بر شمردند و خاطر نشان کردند: با وجود فشارهای همه جانبه بیگانگان، صدها شخصیت و نخبه برجسته نظیر شهید شهریاری در رشته های مختلف، به تلاش فداکارانه و کارهای برجسته و ماندگار مشغولند.

رهبر انقلاب اسلامی، بیگانه ستیزی را در مباحث علمی مردود خواندند و افزودند همانگونه که بارها گفته ایم حاضریم برای دستیابی به دانش، شاگردی کنیم اما نباید همیشه شاگرد بمانیم بلکه می خواهیم ملت ایران به جایی برسد که دیگران، شاگردی او را بکنند.

حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به احساس حقارت و خود باختگی سیاستمداران و عناصر حکومت پهلوی در مقابل غرب افزودند: آنها، ایران را با این سابقه درخشان و ذخایر عظیم فکری و فرهنگی، در مقابل غرب به هیچ می انگاشتند اما انقلاب، این تفکر ارتجاعی را از بین برد و کشور ضمن برخورداری از پیشرفت‌های چشم گیر، در پرتو احساس مسئولیت و عزم و اراده جامعه نخبگانی و عموم مردم، انشاءالله به پیشرفتهای بیشتری دست خواهد یافت.

رهبر انقلاب در ادامه سخنانشان، دولتمردان را به سرمایه گذاری هر چه بیشتر در تولید علم و نوآوری علمی فرا خواندند و خاطر نشان کردند: این کارِ بسیار ضروری، باید با ارتقای مدیریتی در دانشگاهها و مراکز و نهادهای علمی همراه شود تا آثار درخشان خود را به بار آورد.

 ایشان همچنین در بحث ارتباط دانشگاه و صنعت، بر برنامه ریزی دولت برای ایجاد و گسترش پژوهشگاهها و مراکز علمی ـ تحقیقاتی تأکید و خاطر نشان کردند: این گونه مراکز می توانند نیاز بخش صنعت را به نوآوری و افزایش کیفیت تأمین کنند ضمن اینکه اینکار متقابلاً به افزایش شور و نشاط علمی در دانشگاهها، کمک خواهد کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به محصولات کیفی تولید داخل در برخی عرصه ها، خودداری دستگاههای دولتی از خرید تولیدات خارجی را، کاملاً الزامی دانستند و افزودند: رئیس جمهور به دستگاه‌های دولتی دستور دهد که در این موارد، مطلقاً کالای خارجی خرید نکنند.

اقدام دولت برای وادار کردن دستگاهها و بانکها به حمایت از تولید کنندگان و صنعتگران داخلی و حمایت بیشتر دولت از بخش کشاورزی از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب، آنرا بسیار ضروری خواندند.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین از رشد کمّی و گاه کیفی مقالات علمی ابراز خرسندی کردند، اما افزودند: نباید رشد کمّی مقالات هدف قرار داده شود بلکه کیفیت مقالات و مهمتر از آن جهت گیری مقالات در تأمین نیازهای کشور، باید اصل قرار گیرد.

رهبر انقلاب اسلامی جوانان پُر طراوت، با ایمان و آماده بکار ایران را سرمایه ای ارزشمند و گران‌بها برای پیشرفت خواندند و با استقبال از بیان ایرادها در سخنان نخبگان خاطر نشان کردند: ملت ایران و مسئولین راه دشواری را بسوی هدفی بزرگ آغاز کرده اند که وجود نقاط ضعف و یا بروز اشکال در این مسیر، طبیعی است ولی هیچ‌گاه نباید به خاطر این گونه مسائل در مسیر حرکت به سمت هدف و ادامه پیشرفت، متزلزل شد.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به سخنان یکی از نخبگان جوان در خصوص نبود مجال برای نقش آفرینی نخبگان جوان در مراکز تصمیم گیر و تأثیرگذار فرهنگی، تأکید کردند: این درخواست، منطقی است و حضور جوانان در بخشهایی، قطعاً بسیار پیش برنده است اما مهمتر از حضور اجرایی جوانان، تأثیرگذاری فکری و گفتمان سازی جوانان است چرا که این کار مسئولان و مدیران را هم به همان جهت مورد نظر جوانان، سوق خواهد داد.

ایشان ضمن انتقاد از عدم اهتمام لازم به مسئله کرسی های آزاد اندیشی با وجود تأکیدهای مکرر، خاطرنشان کردند: جوانان باید با فکر کردن، نوشتن و انعکاس ایده های خود در کرسی‌های آزاد اندیشی فضای گفتمانی بوجود آوردند.

 رهبر انقلاب تأکید کردند: حرکت علمی سالهای اخیر و تبدیل تولید علم به یک ارزش، نتیجه شکل گیری گفتمان علمی در بیش از یک دهه گذشته است.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود، با قدردانی از تلاش‌ها و اقدامات خوبی که در معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و بنیاد ملی نخبگان انجام گرفته بویژه انجام مراحل تدوین سند ملی نخبگان، افزودند: تهیه سند ملی نخبگان یکی از اقدامات بسیار ضروری و مهم است زیرا مسیر شناسائی استعدادها، پرورش استعدادها برای تربیت نخبگان، و مراحل بعد از احراز عنوان نخبه را، مشخص خواهد کرد.

ایشان اظهار امیدواری کردند: این سند هر چه زودتر تصویب و اجرایی شود.

در ابتدای این دیدار، سخنگویان کمیسیون‌های پنجگانه اجلاس نخبگان جوان، نتایج بحثهای فشرده صدها دانشجوی نخبه و استادان دانشگاهها را بیان کردند. اسامی این 5 نخبه دانشگاهی عبارت است از:

دکتر نیما رضایی: عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران ـ سخنگوی کمیسیون سلامت

سید سعید سرافراز : دارنده مدال طلای المپیاد 86 ـ سخنگوی کمیسیون انرژی

حسن نیک آئین: دارنده مدال نقره المپیاد کامپیوتر ـ سخنگوی کمیسیون صنعت

دکتر علیرضا شایسته: دارنده مدال طلای المپیاد جهانی شیمی ـ سخنگوی کمیسیون علوم انسانی

و  سعید صالحی پور: دارنده مدال طلای المپیاد دانشجویی ریاضی ـ سخنگوی کمیسیون علوم پایه

شناسایی، جذب، پرورش نخبگان در رده های مختلف مدیریتی و مدیریت تحول در کشور از نکات اصلی مطرح شده در این بخش از دیدار بود. سخنگویان کمیسیون های اجلاس نخبگان جوان، یک انتقاد صریح و یک نکته مثبت مدیریتی هم مطرح کردند: انتقاد از مدیرانی که سیستم مدیریت فردی را دنبال می کنند و به نخبگان اهمیت لازم را نمی دهند و استقبال از دیدگاه مدیران و مسئولینی که خرد جمعی و استفاده از نخبگان را مبنای سیستم مدیریتی خود قرار داده اند.

نیاز کشور به تدوین نقشه جامع در عرصه های مختلف، نکته مشترک دیگری بود که سخنگویان کمیسیون های سلامت، انرژی، صنعت، علوم انسانی و علوم پایه بیان کردند.

اهمیت کار فرهنگی بر روی نخبگان با توجه به تاثیرگذاری و الگوسازی آنها در جامعه، ضرورت توجه همزمان نخبگان به کلان نگری و درک درست شرایط کشور، حل مشکلات شرکتهای دانش بنیان، ایجاد ارتباط میان نخبگان ایده پرداز و مراکز اجرایی و صنعتی، ضرورت توجه بیشتر به علوم پایه بعنوان مبنای توسعه و تکنولوژی برتر، فراهم شدن امکانات لازم برای ارتقای علمی استعدادهای برتر در داخل کشور، انتقاد از برخی نواقص بنیاد علمی نخبگان از جمله در زمینه پرورش نخبگان و اهمیت تولید الگوهای صحیح بومی در حوزه های هنری از جمله سینما از دیگر نکاتی بود که به عنوان جمع بندی اجلاس نخبگان مطرح شد.

پس از بیان این جمع بندی، هفت نفر دیگر از نخبگان به بیان دیدگاههای مختلف خود پرداختند. این افراد به انتخاب خودِ نخبگان، از میان صد نفر که خواستار بیان نظراتشان در این دیدار بودند انتخاب شده بودند. اسامی این نخبگان جوان:

* مهتاب ترک بیات: نفر سوم کنکور هنر ـ دانشجوی کارشناسی دانشکده هنر

* سید محمد امین آقامیر: نفر سوم المپیاد فیزیک ـ کارشناسی ارشد مدیریت دانشگاه صنعتی شریف

* جعفر حسنی: رتبه اول دکترای دانشگاه تربیت مدرس

* آزیتا بلالی اسکویی: برگزیده جشنواره های خوارزمی و فارابی ـ عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز

* میرهادی رهگشایی: طلای المپیاد فیزیک ـ دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف

* خدیجه مظفری: رتبه سوم المپیاد حقوق ـ دانشجوی دانشگاه تهران

و ناصر صباغ نیا: دارنده رتبه اول مهندسی کشاورزی

نکاتی که نخبگان در این بخش از دیدار مطرح کردند طیف وسیعی از مسائل دانشگاهی، علمی ـ فرهنگی ـ اجتماعی ـ سیاسی و اقتصادی را شامل می شد.

انتقاد از درسهای قدیمی و عمدتاً غربی رشته های هنری، لزوم استفاده از جوانان نخبه در مراکز مدیریت فرهنگی بویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی و ضرورت توجه به معماری اسلامی ـ ایرانی در آرایش عمومی شهرها مهمترین نکاتی بود که چند نفر از نخبگان جوان در زمینه مسائل فرهنگی ـ اجتماعی مطرح کردند. نخبگان جوان همچنین از کمبود فضای تعامل حوزه و دانشگاه ـ حاکم شدن نگاه کمّی در حوزه پژوهشی و مقالات علمی ـ ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت ـ و کمبود حمایت های اجرایی، فرهنگی و اقتصادی از تولیدات داخلی سخن گفتند و خواستار ایجاد کرسی های پژوهشی اصلاح نظام قضایی با هدف سرعت یافتن روند رسیدگی به پرونده ها و توجه بیشتر دولت به بخش کشاورزی شدند.

خانم دکتر سلطانخواه معاون علمی و فناوری رئیس جمهور نیز در این دیدار اعلام کرد: تهیه و تصویب آئین نامه تسهیلات جذب و نگهداری نیروهای نخبه در دستگاههای اجرایی، تشکیل هیأت های جذب نخبگان، بستر سازی برای ورود نخبگان به کسب و کار دانش بنیان، ایجاد زمینه ادامه تحصیل نخبگان در کشور، و تصویب آئین نامه اعطای بورس دکترا به نخبگان از جمله اقدامات بنیاد ملی نخبگان است.

رئیس بنیاد ملی نخبگان همچنین از در دست تدوین بودن سند راهبردی کشور در امور نخبگان خبر داد و افزود: تدوین این سند ملی در مراحل نهایی است که پس از آماده شدن، به شورایعالی انقلاب فرهنگی ارائه خواهد شد.

عکس:دیدار نخبگان و برگزیدگان علمی با رهبرانقلاب در ادامه مطلب

پیش بینی خارق العاده سی سال پیش رهبر انقلاب:
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، انقلاب اسلامی

انقلاب ایران، مادر همه انقلاب‌های اسلامی خواهد شد

ولتن نیوز: سخنان زیر را با هم بخوانیم. این آینده نگر توانا که بیش از سی سال پیش جنبشهای امروز جهان عرب و اسلام را به روشنی پیش بینی کرده است کیست؟ این ذهن تحلیلگر که ایران را به درستی «مادر انقلاب»های جهان عرب و اسلام نام می نهد چگونه توانسته بیش از سه دهه قبل اعلام کند که فرزندان انقلاب اسلامی در جهان عرب، روزی به پا خواهند خواست و به یاری ایران انقلابی خواهند آمد!

این سخنان، سخنان سیدنا القائد در نماز جمعه 17/5/1359 است. البته فرازهایی شبیه این سخنان در برهه های زمانی اخیر هم از سوی ایشان بیان شده است. بخوانید و بر آینده نگری این بزرگ مرد درود فرستید:

«ملت ایران هفتاد هزار شهید داده است. ملت ایران باز هم آماده است که شهید و مجروح دهد. ملت ایران برای خاطر خدا و برای اقامه‌ی نام خدا و برای احیاء اسلام، برای اقامه یک دولت بزرگ اسلامی، یک قدرت عظیم اسلامی که بینی آمریکا و شوروی را به خاک بمالد و ابرقدرتها را از این منطقه مأیوس کند باز هم حاضر است فداکاری کند و باز هم حاضر است شهید بدهد.

انقلاب ایران، انقلاب ایران مادر همه انقلاب‌های اسلامی در سراسر این منطقه شده است و خواهد شد. بعد از پیروزی انقلاب شما احساسات اسلامی و ایمانی در سراسر این منطقه به جوش آمده است امروز جنبش‌های آزادی‌بخش بر مبنای ایدئولوژی اسلام درمنطقه، اینجا و آنجا به وجود آمده و آتش‌ها شعله‌ور شده است. اما شما باید ادامه بدهید، ملت ایران باید بداند که این فرزندان به کمک او خواهند شتافت.

 

 

ای مادر انقلاب‌های اسلامی جهان عرب و جهان اسلام، ای انقلاب اسلامی ایران و ای ملت بزرگ مسلمان در ایران و ای رهبر عظیم الشأن، بی گمان آن کسانی که زاییده‌ی این انقلابند یعنی انقلاب‌های دیگری که در سراسر کشورهای مسلمان‌نشین به وقوع پیوسته است و به وجود آمده است و خواهد آمد اینها به کمک انقلاب اسلامی ایران می آیند، اما انقلاب اسلامی ایران باید راه خود را ادامه دهد. ما باید آمریکا را مأیوس کنیم و دیدیم که می‌توانیم مأیوس کنیم. «اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرین‏»(بقره153) خدا با صابران است خدا با دانشجویان مسلمان است. خدا با مبارزان مسلمان است.»

آری این سخنان رهبر انقلاب در سی سال پیش است. وقتی به این سخنان گوش می کردم بی اختیار این ابیات به خاطرم آمد و ایشان را عاشقی شوریده دیدم که عشق را به آواز بلند فریاد می زنند:

عشق را دیدم میان عاشقان ساقی شده

جان ما را دیدن ایشان مبادا بی​شما

جان​های مرده را ای چون دم عیسی شما

ملک مصر و یوسف کنعان مبادا بی​شما

امروز مردم مصر و یمن و تونس و بحرین و... به فراخور خود از نشئات این عشق بهره گرفته اند و به مانند رهبر ما عشق را به آواز بلند فریاد می کنند و در فراق جمال آزادگی و استقلال می سرایند که:

درد ما را در جهان درمان مبادا بی​شما

مرگ بادا بی​شما و جان مبادا بی​شما

سینه​های عاشقان جز از شما روشن مباد

گلبن جان​های ما خندان مبادا بی​شما

امروز دیگر ایران اسلامی به مدرسه انقلابهای ضد استعماری جهان تبدیل شده است. ایران انقلابی می رود تا بتواند تشکیل فدراسیون هایی از کشورهای مسلمان همسایه را پیشنهاد کند. ایران تحت رهبری امام خامنه ای می رود که به پایتخت فرهنگی و سیاسی جهان اسلام تبدیل شود. یقینا این میوه ی سه دهه مقاومت و صبر و ایستادگی مردم انقلابی ایران است که "بهشت را به بها می دهند نه به بهانه". فی الحال بایستید و سقوط دیکتاتوری لیبرال دموکراسی را نظاره گر باشید که آن پیر خمین وعدع صدق داد که قرن پانزدهم، قرن اسلام و غلبه حق بر باطل است.


عبور از بحران با رفراندوم 95 درصدی
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، جبهه وجنگ

خبرنامه دانشجویان ایران: سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری  در شرایطی برگزار شد که کشور در اوج بحران سیاسی قرار داشت‌؛ تداوم جنگ تحمیلی و نیاز نیروهای جبهه به حمایتهای لجستیکی، انسانی و همچنین تشدید ترورهای کور منافقین علیه مردم عادی کوچه و بازار دو بحران عمده کشور بود؛ رئیس جمهور پیشین، محمد علی رجایی به تازگی در یک سوقصد به شهادت رسیده بود.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، پس از فاجعه هشتم شهریور 1360 که منجر به شهادت مظلومانه شهیدان رجایی و با هنر گردید، با تصویب مجلس شورای اسلامی آیت الله مهدوی کنی به سمت نخست وزیری موقت منصوب شد و اولین مأموریت او برگزاری انتخابات سومین دوره ریاست جمهوری بود.

اوضاع و احوال سیاسی و امنیتی کشور کاملاً تحت شعاع فضای جنگ تحمیلی و ترورهای کروهک منافین قرار گرفته بود.

یاران اصلی امام (ره) و انقلاب هر چند روز یک بار یکی پس از دیگری ترور می شدند و شخصیت های بزرگی چون مطهری، بهشتی، قدوسی، مفتح، عراقی، رجایی و باهنر از صحنه تحولات سیاسی کشور حذف شده بودند و از طرفی رزمندگان جبهه و جنگ خود را آماده انجام عملیات ثامن الائمه (ع) و شکستن حصر آبادان می کردند.

در این بحبوحه که آیت الله خامنه ای در ماجرای مسجد ابوذر مجروح گردیده بودند و در بیمارستان بستری بودند، نامزدی ایشان برای کاندیداتوری سومین دوره ریاست جمهوری اعلام شد که با استقبال احزاب و تشکل های متعدد مواجه گردید، بخصوص با حمایت مشترک جامعه مدرسین حوزه های علمیه قم، حزب جمهوری اسلامی، جامعه روحانیت مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی وقت و... موج حمایت ها از سوی انجمن ها و گروه های سیاسی و صنفی از کاندیداتوری ایشان آغاز شد.

روز جمعه دهم مهرماه به عنوان تاریخ برگزاری انتخابات اعلام گردید و تعداد 46 نفر ثبت نام کردند که در بین آنها چهار نفر واجد صلاحیت تشخیص داده شدند که عبارت بودند از حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای ، سید علی اکبر پرورش ، حسن غفوری فرد، سیدرضا زواره ای.
 
مردم با شور و هیجانی دیگر اقدام به فعالیت های تبلیغی انتخابات نمودند و انتخابات در وقت مقرر انجام گردید و نتایج قطعی آن در روز 14 مهرماه سال 60 اعلام شد. و در نهایت آیت الله سید علی خامنه‌ای با کسب بیش از 16 میلیون  رای (۹۵٪) از مجموع ۱۶ میلیون و ۸۴۷ هزار و ۷۱۷ رای ماخوذه رئیس جمهور ایران شدند.

در تاریخ 17مهرماه که حکم تنفیذ ریاست جمهوری مقام معظم رهبری توسط امام راحل صادر گردید، مصادف با عید سعید قربان بود. حضرت امام (ره ) مرقوم فرمودند: «اینجانب به پیروی از ملت عظیم الشأن و با اطلاع از مقام و مرتبت متفکر و دانشمند محترم جناب حجت الاسلام آقای سیدعلی خامنه ای ایده الله تعالی رأی ملت را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب نمودم و رأی ملت مسلمان متعهد و تنفیذ آن محدود است به اینکه ایشان به همان نحو که تاکنون خدمتگزار اسلام و ملت و طرفدار قشر مستضعف و به حکم قرآن کریم «اشداء علی الکفار، رحماء بینهم» بوده اند، از این پس نیز به همان تعهد باقی باشند و از طریق مستقیم انسانیت و اسلام انحراف ننمایند که ان شالله نمی نمایند... آقای رئیس جمهور و سایر دست اندرکاران و دولتمردان در جمهوری اسلامی باید بدانند که ملت شریف ایران بر همه آنان محبت و منت دارند؛ چرا که این ملت فداکار است که در اول انقلاب با نثار خون جوانان خود و زحمات طاقت فرسا پیروزی را به دست آورد و همه را از زندان ها و تبعیدها و انزواها و اختتاق ها نجات داد و حکومت را از ستمگران بازستاند و به آنان تحویل داد.»


حضرت آیت الله خامنه ای در این انتخابات توانستند بالاترین درصد آرأ مردم را در جریان ده مرحله انتخابات ریاست جمهوری تاریخ ایران به خود اختصاص دهند. ایشان که در سالهای پس از پیروزی انقلاب مسؤولیتهایی چون عضویت در شورای انقلاب‌، نمایندگی امام در شورایعالی دفاع‌، امامت جمعه تهران و نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشت‌، دو دوره چهار ساله در سمت ریاست جمهوری خدمت کرد.

البته شایان ذکر است در این دوره از انتخابات، آیت‌ا... مهدوی‌کنی یک روز قبل از اخذ آراء از نامزدی انصراف داد، همچنین آقایان علی موحدی ساوجی و علی‌اکبر ولایتی از جمله داوطلبان این دوره از انتخابات بودند که به دلیل حضور مقام معظم رهبری وارد میدان رقابت نشدند.

از جمله مسائل درخور توجّه در این دوره از انتخابات نسبت به انتخابات دوره‌های قبل آن است که رئیس‌جمهور منتخب، با بیش از16 میلیون رأی یعنی  بیش از  95درصد از کل آراء به ریاست جمهوری انتخاب شدند. این تعداد رأی تابه‌حال بیشترین میزان رأی در خلال انتخابات‌های ریاست جمهوری ایران می‌باشد. لازم به توضیح است پس از شهادت آقای محمدعلی رجائی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران علی‌رغم نظر قبلی، شرط غیرروحانی بودن رئیس‌جمهور را برداشته و با این اقدام امکان حضور روحانیون در پست‌های اجرایی نظام فراهم شد.

افراد واجد شرایط رأی در این دوره بالغ بر بیست‌ودو میلیون نفر بوده‌اند. از دیگر ویژگی‌های بارز این دوره از انتخابات ریاست جمهوری افزایش آراء نسبت به دوره‌های قبلی بود. به طوری که نسبت به دورة دوم تعداد آراء 20 درصد افزایش یافت و مشارکت 75 درصدی مردم و کسب 95% از کل آرای مأخوذه توسط رئیس‌جمهور منتخب علی‌رغم اینکه انقلاب نوپای ایران اسلامی به دلیل اتخاذ مشی مسلحانه و ترورهای کور توسط منافقین و گروه‌های ضدانقلاب در درون درگیر و در جبهه‌های دفاع مقدس وارد یکی از بحرانی‌ترین مقاطع تاریخی شده بود، نشان داد که اولاً وحدت و همبستگی نیروهای انقلاب رمز پیروزی است، ثانیاً مردم به هر کنش مذبوحانه‌ای از آنچه و آنکه دشمن می‌پنداشت واکنش سترگ و حماسه ‌وار نشان داده و می‌دهد. علاوه بر آن انتخاب شخصیتی دانشمند و انقلابی و  از نزدیکترین  یاران حضرت امام روح تازه ای به مقاومت های ملت بخشید و کشور وارد مرحله ی جدیدی شد.

فرماندهی سپاه پاسداران آن زمان می گوید: «با انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رئیس جمهور چیدمان جنگ و نیروهای آن نیز تغییر یافت و افرادی مانند شهید خرازی، شهید احمد کاظمی و مهدی باکری و شهید صیاد شیرازی که در اوایل جنگ به حاشیه رفته بودند به صحنه بازگشتند. »


روایت رضایی از نقش آیةالله خامنه ای در جنگ
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦  کلمات کلیدی: جبهه وجنگ ، مقام معظم رهبری ، محسن رضائی ، خاطرات

این خاطره می تواند هشداری باشد به بسیاری از تحریفات و مصادره های غیرمنصفانه که این روزها در ارتباط با جنگ بیان می شود. افرادی که این روزها، غیر مسئولانه در رابطه با دفاع مقدس اظهار نظر می کنند باید بدانند اگر بسیاری از نکات صادق جنگ بیان شود این نااهلان فرصت تحریف پیدا نمی کنند.

فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس از نقش فرماندهی رهبر معظم انقلاب در آن دوران روایتی شنیدنی نقل کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر محسن رضایی متن این روایت به این شرح است.

بعد از عملیات رمضان برای اولین بار بین سپاه و ارتش چالشی به وجود آمد. به شدت نگران این چالش بودم و فکر می کردم که اگر این چالش ادامه پیدا کند و گسترده شود ممکن است در عملیات های بعدی، یک وقفه جدی به وجود آورد و یا ما را در عملیات های آینده با شکست روبرو کند.

خدمت امام رفتم و عرض کردم که اگر جنابعالی حضرت آیت الله خامنه ای را به فرماندهی جنگ منصوب کنید از این چالشی که شروع شده جلوگیری می شود چرا که برادران ارتش ایشان را قبول دارند من و فرماندهان سپاه هم ایشان را قبول داریم و اگر این تصمیم را بگیرید همه ما به ایشان کمک می کنیم که در فرماندهی جنگ موفق شوند.

امام فرمودند چنین چیزی در ذهنم من هم بود ولی شما مسئله را به کسی نگویید. از خدمت امام مرخص شدم مطمئن شدم که حکم فرماندهی حضرت آیت الله خامنه ای به زودی صادر خواهد شد.

یک هفته بعد حضرت امام(ره) حکمی را صادر کردند و به مدت یک سال و چند ماه از جمله والفجر مقدماتی و والفجر 1 ایشان فرماندهی جنگ را به عهده گرفتند.

ایشان در ابتدای جنگ با شهید چمران ستاد جنگ های نامنظم را در اهواز تشکیل داده بودند و در خطوط مقدم تردد می کرد و با جنگ آشنایی کامل داشتند. پس از آنکه حضرت امام(ره)، آیت الله خامنه ای را به فرماندهی جنگ منصوب کرد ایشان در تهران ستادی تشکیل دادند که برادر رشید از طرف سپاه در جلسات ستاد شرکت می کرد.

البته بعدها با این استدلال که اگر حضرت آیت الله خامنه ای که رئیس جمهور هستند به خط مقدم بروند و اتفاقی برای ایشان پیش بیاید در تضعیف روحیه مردم موثر است لذا از عملیات خیبر به بعد آقای هاشمی مسئول هماهنگی ارتش و سپاه شد.

البته همیشه برایم این ابهام وجود داشت که چرا این تغییر به وجود آمد اما فرصت نکردم از حضرت امام سوال کنم که آیا غیر از این استدلال دلیل دیگری داشته است؟ ولی مطمئن بودم که اگر فرماندهی حضرت آیت الله خامنه ای ادامه می یافت پشتیبانی بیشتری از جبهه های جنگ صورت می گرفت.

در مدتی که ایشان فرماندهی جنگ را به عهده گرفتند از توانایی بسیار بیشتری نسبت به دیگران برخوردار بودند و انسجام بیشتری بین سپاه و ارتش به وجود آوردند.

این خاطره می تواند هشداری باشد به بسیاری از تحریفات و مصادره های غیرمنصفانه که این روزها در ارتباط با جنگ بیان می شود. افرادی که این روزها، غیر مسئولانه در رابطه با دفاع مقدس اظهار نظر می کنند باید بدانند اگر بسیاری از نکات صادق جنگ بیان شود این نااهلان فرصت تحریف پیدا نمی کنند.


حسینیان در همایش جبهه پایداری خراسان رضوی مطرح کرد
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، روح الله حسینیان ، مقام معظم رهبری ، آیت الله مصباح یزدی
پیام‌های رهبری معنوی آیت‌الله مصباح بر جبهه پایداری/ اگر ساکتین در برابر غارت‌حق حضرت‌امیر سکوت نمی‌کردند، مسیر تاریخ عوض می‌شد

گروه استان‌ها- خراسان رضوی: جبهه پایداری انقلاب اسلامی بر اساس وعده‌ای که داده بود، پس از ماه مبارک رمضان همایش‌های استانی خود را آغاز کرده و اعضای مؤسس این جبهه با حضور در مراکز استان‌ها هم هسته‌های استانی را شکل می‌دهند و هم مبانی نظری و گفتمانی‌ای را که جبهه پایداری برای آن‌ها تشکیل شده، تبیین می‌کنند تا در همین ابتدای کار برای تمام کسانی که علاقه‌مند به فعالیت در این چهارچوب هستند، روشن شود که بنای کار جبهه بر قدرت‌طلبی و بازی‌های سیاسی نیست، بلکه قرار است با متشکل شدن مجدد ظرفیت‌هایی که بیم آن می‌رفت در اثر حوادث سال جاری در دولت از هم پاشیده شوند، هسته‌های گفتمانی در خدمت رهبری و انقلاب اسلامی شکل بگیرد.

در ادامه این همایش‌های استانی، تالار مملو از جمعیت "نور" مشهد مقدس میزبان همایش جبهه پایداری استان‌های خراسان (رضوی، شمالی و جنوبی) بود که سخنران اصلی این همایش حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان بود و صادق محصولی و علی اصغر زارعی نیز در بخشی از برنامه به تعدادی از سؤال‌ها پاسخ گفتند.

همچنین حجت‌الاسلام و المسلمین ماندگاری دبیر جبهه پایداری خراسان رضوی نیز در این همایش سخنانی ایراد کرد و دکتر امیرحسین قاضی‌زاده نماینده مردم مشهد و کلات و عضو جبهه پایداری نیز در این همایش حاضر بود.

به گزارش رجانیوز، حسینیان بخش اصلی سخنان خود را به آسیب‌های ناشی از سکوت خواص در بزنگاه‌ها اختصاص داد تا نشان دهد بر خلاف اینکه عده‌ای می‌خواهند جرم ساکتین فتنه را تقلیل دهند و آن‌ها را در مرکزیت تصمیم‌گیری اصولگرایان بنشانند، این خطا به این سادگی‌ها قابل جبران و گذشت نیست.

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه نباید ساکتین فتنه در پیشانی اصولگرایان قرار بگیرند و مدیریت کنند، اظهار داشت: اگر ساکتین در برابر حق حضرت امیر سکوت نمی‌کردند و حمایت می‌کردند، مسیر تاریخ عوض می‌شد؛ مگر قاعدین چه کسانی بودند همان‌هایی که در برابر حق حضرت امیر بی اعتنایی کردند.

حسینیان سخنان خود را با همان تبیین مبانی گفتمانی جبهه پایداری شروع کرد و گفت: عقلانیت، معنویت، عدالت و ولایت از اصول و مبانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی است.

وی با بیان اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یک دینی که امام نام آن را اسلام ناب نهادند، در جامعه مذهبی به وجود آمد، گفت: در انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم افرادی که دنباله رو و هوادار گفتمان امام بودند که در ساده زیستی و استکبار ستیزی تبلور یافت، بسیاری از این مبانی و تفکر را در شخص آقای احمدی نژاد یافتند.

حسینیان ادامه داد: اگر مردم آقای احمدی نژاد را مورد حمایت قرار دادند و در اوج مظلومیت دفاع کردند، به خاطر این بود که او را تجسم این گفتمان می‌دانستند.

نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه "دنیا دار آزمایش است و انسان های بسیاری آمده اند، آزمایش شده اند و عبرتی برای آیندگان و نسل‌های بعدی شده اند"، افزود: بعد از اینکه این هواداران گفتمان امام و انقلاب نسبت به ولایت پذیری آقای احمدی نژاد دچار تشکیک شدند، یک نوع نگرانی، احساس یأس و سرخوردگی در وجودشان پیدا شد.

جلوگیری از احساس یاس و سرخوردگی فلسفه تشکیل جبهه پایداری

رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، این احساس یاس و سرخوردگی را طبیعی برشمرد و با یادآوری رویدادهای تاریخی گفت: بنده به عنوان کسی که مطالعه ای در تاریخ دارم، خیلی عجایب فراوانی در این زمینه ها وجود دارد دارد که نشان می‌دهد در زندگی سیاسی و اجتماعی، همه ما در معرض خطر هستیم.

وی با اشاره به زندگی سید ضیاء الدین طباطبایی اظهار داشت: سید ضیا یک طلبه بود و تا شب کودتا هم معمم بود، طلبه انقلابی پرجوش و خروشی هم بود. شب کودتای اسفند با سفیر انگلیس در خارج تهران ملاقاتی داشت، لباس را همان جا کند و گذاشت توی بقچه و برای همیشه پیچید. همین جوان طلبه انقلابی وقتی که حکومت تشکیل داد -حکومت حزبی‌ها- پر مصوبه و اسلامی ترین دولت همین حزبی هاست. شما اگر در تاریخ نگاه کنید بستن قمارخانه ها، شراب فروشی ها همه این ها مصوبه های دولت سید ضیا بود اما همین که سید ضیا طلبه جوان به قدرت رسید، شد سید ضیایی که سرانجام اسرائیل نشین شد و بدون هیچ اعتقادی از دنیا رفت.

جبهه پایداری تشکیل شد تا نشان دهد گفتمان انقلاب متعلق اشخاص نیست

حسنیان در ادامه به نحوه شکل‌گیری چبهه پایداری اشاره کرد و گفت: یک عده از دوستان نشستند و گفتند چه کنیم که خدای نکرده برخی از رفتارها باعث سرخوردگی نیروهای طرفدار گفتمان انقلاب اسلامی ناب نشود و آنها مأیوس و سرخورده شده و به دنبال زندگی خود بروند؛ خوب است که یک تشکیلاتی به وجود بیاید که این گفتمان را ادامه داده و نشان دهد این گفتمان به شخص خاصی تعلق ندارد، بلکه یک جریانی است که همیشه تاریخ بوده و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به شکل خاصی جریان پیدا کرده و انشاءالله تا ظهور حضرت مهدی هم این تفکر جاری و ساری خواهد بود که این فلسفه تشکیل جبهه پایداری بود.

مبنای قرآنی عقلانیت به عنوان یکی از اصول جبهه پایداری

وی یکی از مبانی تشکیل جبهه پایداری را عقلانیت عنوان کرد و در توضیح آن گفت: قرآن آفرینش هستی را بر مبنای سبب و مسبب و علّی و معلولی بیان می کند و نظام سبب مسببی را اصل آفرینش می‌داند. حتی در زبان روایات هم امام صادق(ع) می‌فرماید که خداوند ابا داشت از اول خلقت پدیده ها را بدون سبب بیافریند. به هر تقدیر، قرآن در مسائل و پدیده های اجتماعی هم این رابطه علّی و معلولی را مورد تآیید قرار می دهد و از مؤمنین می خواهد که زندگی اجتماعی و سیاسی خودشان را بر این مبنای نظام سبب و مسببی هموار کنند و شکل دهند.

نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به آیه "و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة و من رباط الخیل ترهبون به عدوّ الله و عدوّکم" افزود: بر مبنای این آیه، خداوند به مؤمنین امر می کند که آن چه که در توان دارید، از نیروها و امکانات را آماده کنید تا دشمنان شما و دشمن خدا بترسند و به سبب نیروها، امکانات و ادواتی که آماده کردید، جرأت دست‌اندازی به سوی شما را نداشته باشند. یعنی قرآن می فرماید چه در طبیعت، چه در پدیده های اجتماعی یک نظام علّی و معلولی حاکم هست که مؤمن باید برود و این علت ها را کشف کند.

وی اظهار داشت: انسان تعجب می‌کند وقتی این آیات خدا را مطالعه می‌کند، چرا کشورهای اسلامی عقب افتادگی دارند. چرا دنبال کشف این معلول ها و علت ها و کشف روابط علّی و معلولی نرفتند. جهان غرب اگرچه ریشه ها و مبانی تمدن‌شان را از تمدن اسلام گرفتند اما آن ها پیگیری کردند و متأسفانه جوامع اسلامی در اثر فساد حکومت ها نتوانستند رشد کرده و این اصل قرآنی را رعایت کنند.

حسینیان تصریح کرد: یکی از این اسباب اجتماعی، همین تشکیلات است که اگر انسان می خواهد کاری کند و اگر در جامعه هدفی دارد، باید وسیله اجتماعی آن کار را هم فراهم کند و مقصود از این آیه کریمه "تعاونوا علی البرّ و التّقوی" این همکاری، تجمع، اجتماع و تشکیلات برای این است که یک هدف اجتماعی را با کمک بکدیگر به پیش ببریم.

خاطره ای از تأکید امام بر کار تشکیلاتی

رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی با اشاره به تأکیدات حضرت امام به کارهای تشکیلاتی افزود: شاید امام در بین روحانیون از کسانی بوده که بر این تشکیلات اعتقاد داشتند؛ در جریان نهضت در سال‌های1341 تا 1343 امام بارها کارشان همین بود و نامه شخصی می نوشتند. در یک شب 60 نامه نوشتند به روحانیون بلاد که شما شب های یک شنبه را بنشینید دور هم یک چای بخورید. همین گردهمایی و چای خوردن شما موجب می شود اطلاعات زیادی را به دست بیاورید و همفکری کنید که جلوی بسیاری از مشکلات گرفته شود. همین جوامع روحانیت تهران و شهرهای مختلف که به وجود آمد از همین راهنمایی حضرت امام بود.

وی با تاکید بر اینکه برای رسیدن به اهداف مهم قطعاٌ نیاز به تجمع تشکیلاتی، انسجام و هماهنگی نیروهای معتقد به آن راه و هدف و آرمان داریم، خاطر نشان کرد: الحمدلله در شهر شما این تجمع بزرگ امروز نشانگر این هماهنگی و نشانگر تشخیص این ضرورت است. بنابراین اصل اولیه ما تعقل، اندیشه، کشف علت ها، کشف رابطه متقابل علت ها و معلول ها و کشف نیازهای اجتماعی برای رسیدن به هدف هاست.

معنویت عامل تاثیر گذار

رییس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس، معنویت را دومین مبنای جبهه پایداری انقلاب اسلامی برشمرد و توضیح این مبنا را با بیان این پرسش که مسأله معنویت به چه معناست، آغاز کرد و گفت: درست است که ما نظام آفرینش را بر مبنای آموزه های قرآن یک نظام علّی و معلولی می دانیم اما در فرهنگ قرآن همین نظام سبب مسببی دائمی است. به قول حضرت امام رابطه خدا و جهان رابطه بَنّا و بِنا نیست، رابطه ساعت و ساعت ساز نیست که ساخته شود و نصب شود بلکه خداوند رابطه اش با جهان هستی مانند رابطه خورشید با نور است، دم به دم باید این نور دمیده شود.

وی ادامه داد: معتقدیم همه معلول هایی که می خواهد از علت ها به وجود بیاید، با اذن الهی صورت می گیرد و اگر خدا نخواهد، هیچ‎گاه علتی هم نمی تواند معلول خود را به‎وجود بیاورد در حقیقت علت ها ذاتی به اشیا نیستند بلکه یک چیزهای دیگری غیر از آن چه ما در طبیعت می بینیم، وجود دارد. قرآن به صراحت می فرماید که حتی در مواردی که همه عوامل طبیعی جمع هستند، باید اذن الهی وجود داشته باشد. " وَ الْبَلَدُ الطّیبُ یخْرُجُ نَبَاتُهُ بأذنِ ربّهِ والّذی خَبُثَ لَایخْرُجَ اِلّا نَکداً" درست است که زمین شوره زار شوره می رویاند و زمین پاک هم ثمره پاک، اما همه این ها به اذن الهی است.

عضو جبهه پایداری با بیان اینکه "اعتقاد ما بر این است که مؤمن وظیفه دارد همه عوامل طبیعی را آماده کند اما تکیه اش بر این عوامل طبیعی نباشد، بلکه بر خدا تکیه کند چرا که او تأثیرگذار است"، تصریح کرد: آیات قرآن اساساً به مؤمنین با عده کم این نوید را می دهد که پیروزی با آن هاست و اگر خلوص باشد، خداوند اراده کرده است که مؤمنین را حمایت کند. در سوره محمد(ص) می فرماید که "وَالَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَءَامَنُواْ بِمَا نُزِّلَ عَلَى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بَالَهُمْ‏" خداوند بدی‌های کسانی که ایمان آوردند و بر آن چه بر پیامبر نازل شده ایمان آوردند، می‌پوشاند و نواقص آنها را مرتفع می کند. علتش را هم این آیات خیلی زیبا بیان می کند. می فرماید: ذَلِکَ بِأَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ کسانی که کفر ورزیدند علتش این است که از باطل پیروی می کنند و آن هایی که ایمان آوردند از حق تبعیت. لذا خداوند حق را همیشه مورد حمایت قرار می دهد. می فرماید "حقّاً عَلینا نُنجی المؤمنین" نجات مؤمنین و پیروزی مؤمنین حقی است از آن ها بر ما.

حسینیان افزود: حضرت امیر بر همین اساس می فرماید نباید از کمبود امکانات و نیرو ترسید، اعتقادمان بر این است که اگر راهی که انتخاب کردیم، راه حق باشد، راه خدایی و برای خدا باشد، هیچ چیز نمی تواند منجر به شکست شود و هیچ چیز ممانعت از الطاف خداوند و پیروزی نمی کند که نمونه اش را شما در انقلاب اسلامی و جنگ به خوبی تجربه کردید.

اخلاص مایه برافراشته شدن پرچم جبهه پایداری

وی با تاکید بر اینکه خلوص مهم‌ترین وظیفه ما است، گفت: پرچمی که به عنوان جبهه پایداری انقلاب اسلامی بر افراشته شده، اگر خلوص در آن نباشد، بر زمین می افتد، بنابراین، باید هر خواسته ای جز اعتلای حق را از خود بیرون ریخت و تمام منافع شخصی و شهرت را زیر پا بگذاریم و فقط یک چیز آن‎هم ارزش های خدا در زمین زنده شود و شعائر اسلامی در انقلاب اسلامی زنده و گفتمان امام پاینده و پایدار بماند.

نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به حملاتی که با شروع به کار جبهه پایداری به این جبهه از هر سو شد، گفت: با این حال، شاهدیم که وقتی خدا می خواهد عدو سبب خیر می‌شود و جبهه ای که نامی نداشت و تنها یک گردهمایی در تهران برگزار کرد و مشغول هماهنگی کارها بود، در اثر همان حملات بر سر زبان ها افتاده و امروز به لطف خدا جبهه پایداری، سرفرازتر، آینده دار تر و با قدرت تر در جامعه ظهور و بروز پیدا می کند.

وی با بیان اینکه جبهه پایداری نه تنها در مقابل اصولگرایان نیست بلکه چنین هدفی هم ندارد، افزود: این جبهه یک حلقه مفقوده ای بود چرا که تشخیص داده شده که باید دوستان را یک چتر خاصی پوشش دهد و این جبهه تشکیل شد.

دوستان اصولگرا با جبهه پایداری احساس رقابت نکنند

عضو جبهه پایداری با تأکید بر اینکه ما دنبال بر هم زدن وحدت نیستیم، تصریح کرد: از ابتدا هم اعلام کردیم که جبهه برای اصولگرایان یک فرصت است و یک خلأ مهمی را پر خواهد کرد، بنابراین دوستان اصولگرای ما نباید با ما احساس رقابت کنند.

وی اضافه کرد: ما اعلام کردیم جبهه به دنبال احیای گفتمان انقلابی است و رویکرد ما هم رویکرد فرهنگی خواهد بود و اگر بحث انتخابات مطرح شده، به عنوان بخشی از وظیفه‌ای‌ است که یک اصولگرا نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد و لذا جبهه و پرچم اصلی ما فرهنگی است. ما باید خود را برای یک کار فرهنگی دراز مدت آماده کرده و مبانی فکری را بسازیم.

حسینیان افزود: دوستان اعتراض نکنند که من چرا این مسائل را شروع کرده ام، این مسائل فکری قرآنی با متون دینی باید در کار و حرکت شما به‌عنوان اصل قرار بگیرد. همه اش نباید دنبال مسائل سیاسی روزمره ای که فردا از ذهن خارج می شود و یک مساله جدیدی پیش می آید، باشید، بلکه به دنبال قوی کردن مبانی فکری خود و جامعه باشید که اگر مبانی فکری قوی شود، جامعه را میتوانیم در مقابل حوادث مصون و بیمه نگه داریم و الا اگر همه اش همین بحث های روز مره سیاسی باشد، نتیجه ای ندارد.

نقش و پیام رهبری معنوی جبهه پایداری توسط آیت الله مصباح یزدی

وی با یادآوری نقش آیت الله مصباح یزدی در تشکیل این جبهه یادآور شد: مبانی فکری و عقلانی یک جامعه مذهبی و یک تشکیلات دینی باید محکم شود. جبهه نیز با نظر و هم‌فکری و رهبری معنوی شخصیتی مثل آیت الله مصباح تأسیس شده که این خود نعمت بزرگی است. شخصیت فکری، معنوی، صاحب اندیشه و تفکر، مردی که در طول حیات اجتماعی و سیاسی خود نشان داده که در اصول با کسی از در سازش در نخواهد آمد؛ یک چنین شخصیتی با چنین عظمت فکری رهبری معنوی چنین تشکیلاتی را دارد.

حسینیان، رهبری معنوی آیت الله مصباح بر جبهه پایداری را حاوی پیام‌هایی دانست و گفت: اولین پیام این است که این تشکیلات باید کار فکری و علمی کند. دومین پیام این است که این تشکیلات، خط قرمزهای برجسته‌ای نسبت به خطوط انحرافی، التقاطی و فتنه دارد؛ آیت الله مصباح هشت سال تمام در حاکمیت دوم خردادی‌ها در برابر انحراف‌های آنها ایستادند و شخصیتی بودند که در مقابل جریان انحرافی که در اطراف ریاست جمهوری در حال نظم و شکل گیری بود، اخطار دادند و ایستادگی کردند.

اتهام خنده دار ارتباط جبهه پایداری با جریان انحرافی

رییس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس با ابراز تعجب از متهم کردن جبهه پایداری به ارتباط با جریان انحرافی تصریح کرد: من تعجب می‎کنم که برخی از این افراد غیر منصف که ان‌شاءالله جاهل هستند، این جبهه را متهم به یک نوع وابستگی به جریان انحرافی می‌کنند، در حالی که اگر ذره‌ای انصاف داشته باشند، متوجه می‌شوند که شخص آیت‌الله مصباح و دوستان دیگر در جای خودشان در برابر جریان انحرافی ایستادگی کردند و بعضاً‌به‌خاطر همین مسأله از دولت هم کناره گیری کردند، ولی اگر فقط شخص آیت الله مصباح را هم در نظر بگیرند باعث تعجب است که چگونه این جبهه را متهم به ارتباط با جریان انحرافی می‌کنند. بی شک شخص آیت الله مصباح بیانگر این برائت و ایستادگی در برابر این جریان است.

وی با بیان اینکه باید با اهداف عاقلانه، تفکر، اندیشه، اعتماد و اتکای به خدا کارمان را آغاز کنیم تاکید کرد: این جبهه وابسته به هیچ فرد خاصی نیست، بلکه یک جریان فکری یا به قول دوستان یک گفتمان فکری است و هر کاری که در جهت احیای تفکر و اندیشه حضرت امام و ولایت و حول محور ولایت باشد، از وظایف این جبهه است.

حسینیان اظهار داشت: من به عنوان کسی که تجربه ای در انقلاب و مطالعه ای در تاریخ دارم، اگر ولایت برای همه از نظر تئوریک و نظری بحث قابل درکی است برای ما از لحاظ تجربی قابل درک است.

وی ادامه داد: 2500 سال حکومت شاهنشاهی برای این کشور جز عقب ماندگی و استبداد هیچ چیز دیگری نداشت و هرجا روشنفکران جلو افتادند و علما را دور زدند، مانند مشروطه که یک انقلابی بود که توسط علما آغاز شد اما علما دور خوردند و روشنفکران جلو افتادند، چه نتیجه‌ای داشت؟ اول تقی زاده های وابسته به غرب که گفتند ایران باید از موی سر تا ناخن پا غربی شود تا نظام پیشرفته شود و آخرهم از برآیند این فرایند رضا خان درآمد.

حسینیان با بیان اینکه رهبری این انقلاب را مرجعیت و ولایت بر عهده گرفت، افزود: مردم روی آزادی و مشارکت را در همین حکومت ولایی دیدند و درک کردند و لذت استقلال را در همین حکومت ولایت تجربه کردند، بنابراین ولایت یک مساله تجربه شده است

رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه به غیر از مقام ولایت هیچ کس نمی‌توانست فتنه اخیر را مهار کند، گفت: مقام ولایت در مقابل این طوفانی که می‌توانست هر نظامی را از ریشه در بیاورد، ایستادگی و ثبات بیشتری پیدا کرد و تجربه ای برای آیندگان شد. در مورد ولایت ما هم از نظر تئوری حرف داریم و هم از نظر تجربی و عملی درک کرده ایم که آنچه ناجی و منجی ماست، ولایت است؛ بنابراین ما ولایت را اصل و محور کار خود قرار داده ایم.

اگر ساکتین در برابر غارت حق حضرت امیر(ع) سکوت نمی‌کردند مسیر تاریخ عوض می‌شد

وی با تاکید بر اینکه نباید ساکتین و فتنه گران در پیشانی اصولگرایان قرار بگیرند و مدیریت کنند، اظهار داشت: اگر ساکتین در برابر غارت حق حضرت امیر(ع) سکوت نمی‌کردند و حمایت می‌کردند، مسیر تاریخ عوض می‌شد. مگر قاعدین چه کسانی بودند؛ همان‌هایی که در برابر حضرت امیر بی اعتنایی کردند.

عضو جبهه پایداری ادامه داد: اینکه ما سوال می‌کنیم چرا باید فلان شخص به عنوان پرچم دار اصولگرایی جلو بیفتد و چرا باید فلان فرد تعیین کننده و مشخص کننده اصولگرایان باشد، برای این است که مبادا خدای نکرده انقلاب به جایی برسد که کسانی که در حوادث و فتنه ها سکوت کردند و دنبال زندگی خودشان بودند، پرچم دار هدایت مردم شوند.

وی با بیان اینکه اگر خدای نکرده انقلاب به دست نااهلان بیفتد، خطرش از هر چیزی بیشتر خواهد بود افزود: ما که می‌گوییم "کسانی که رویکرد فرهنگی‌شان انقلابی نیست، رویکرد خانوادگی‌شان تمایز خواهانه است، زندگی‌شان، رفتار و منش‎شان اشرافی است، نباید جلو بیفتند"، به خاطر همین است که ولایت مصون بماند. ولایت علوی سلمان، اباذر، مقداد و عمار پرچم دارش است که انشا الله مقدمه ظهور حضرت مهدی هم آماده شود.

در پایان این سخنان، حجت الاسلام حسینیان به همراه صادق محصولی و علی اصغر زارعی از اعضای جبهه پایداری به پرسش های حاضران پاسخ گفتند.

عده ای برای اینکه به مقاصد خود برسند دم از ولایت می زنند

در ابتدای این همایش نیز حجت الاسلام ماندگاری به عنوان دبیر جبهه پایداری خراسان رضوی در سخنانی تاکید کرد: مسیر ولایت، مقبولیت و جایگاه ویژه دارد و عده ای برای این که به مقاصد خود برسند، دم از ولایت می زنند.

وی اظهار داشت: خیلی ها برای منافع و مقاصد خود به صحنه می آیند اما عده ای می آیند که خود را فدای ولایت کنند، چون معتقدند که اگر ولایت بماند، همه چیز می ماند.

ماندگاری تصریح کرد: اگر خارج از مسیر ولایت باشیم، خدا ما را رسوا می کند؛ ولایت خط قرمز خداست و خدا نمی گذارد کسی با پرچم ولایت بازی کند.

وی با بیان اینکه "هر کس با ولایت طرف شود، با خدا طرف می شود"، بیان کرد: ما نمی خواهیم با ظاهرسازی با دیگران رقابت کنیم چون آنها به اخلاق اعتقادی ندارند.

دبیر جبهه پایداری خراسان رضوی با تاکید بر اینکه "اگر وعده های خدا را باور کنیم، جبهه پایداری می تواند بهترین عملکرد را داشته باشد"، بیان کرد: ما فقط با عنصر تسلیم در برابر خدا می خواهیم رقابت کنیم.


شکست راهبردی ترکیه در مقطع حساس نظام‌سازی انقلابیون با برخورد به دیوار سفت مصر
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، رجب طیب اردوغان ، مصر ، مقام معظم رهبری

به‌وجد آمدن اندیشمندان انقلابی از مانیفست رهبر انقلاب

گروه بین‌الملل- مهدی جهانتیغی: اگرچه سفرهای اخیر اردوغان به مصر، لیبی و تونس با تبلیغات رسانه‌ای و حتی استقبال‌های گرم از او در لیبی یک‌بار دیگر نگاه ها را به سمت ترکیه به عنوان بازیگری فرصت طلب در حوادث منطقه جلب کرد اما نگاه دقیق به بازتاب های این سفر نشان می دهد که این سفرها رفتارهای سیاسی و ایدئولوژیک اردوغان و دولت ترکیه را زیر ذره‌بین انقلابیون قرار داده و مخالفت‌های صریحی نیز با او ایجاد کرده است.

اعتراض انقلابیون مصر از جمله اخوان المسلمین به اظهارات اردوغان درباره پیشنهاد حکومت سکولار آن‌هم با گزاره های صریحی همچون اینکه وی را متهم به دخالت در کشور مصر متهم کرده و مدل حکومتی او را برای مصر غیرکارآمد عنوان کرده اند و یا اظهارات "شیخ مظهر شاهین" که به خطیب انقلاب مصر شهرت یافته، در خطبه نمازجمعه این هفته در مسجد "مکرم" میدان التحریر قاهره، که حتی از استقبال از اردوغان با تشریفات خاص انتقاد شدید و نکوهش کرد و گفت که چرا باید از اردوغان طوری استقبال شود که گویا فاتح مسلمانان و نجات دهنده مصر است، نشان می دهد که ترکیه در راهبردی ترین سیاست خارجی خود در قبال منطقه که به دست گرفتن رهبری قیام خاورمیانه و شمال آفریقاست، ضربه سنگینی خورده است.

انقلابیون مصر که تاثیر گذاری زیادی بر دیگر انقلابیون منطقه دارند، مدل حکومتی اردوغان را رد کرده و آن را ناکارآمد و حتی مغایر با اصول اسلامی می‌دانند و در قبال اینکه وی خود را در جایگاه رهبری قیام های منطقه بداند، احتیاط می‌کنند.

رد کردن گزینه حکومتی ترکیه آن‌هم در شرایط نظام سازی کشورهای رها شده از بند دیکتاتوری، یعنی شکست استراتژیک در یکی از حساس ترین قسمت های سریال تاریخی بیداری اسلامی منطقه.

از سوی دیگر، هم‌زمان با همایش بیداری اسلامی در تهران، رهبر انقلاب توانستند با منطق انقلاب اسلامی، مانیفست بی‌نقصی را به جهان اسلام ارائه دهند که صدها نخبه از بیش از 80 کشور را به وجد آورد و هم‌زمان با ایراد سخنرانی چند بار تکبیر آن‌ها را به نشانه تأیید و ابراز محبت بلند کرد.

غربی ها می دانند مدل حکومتی خاندانی، سلطنتی و سکولار ضد دینی در خاورمیانه شکست خورده و باید حکومت های با ظاهر اسلام‌گرایی سرکار بیایند و در راستای همین راهبرد است که امریکایی ها از تشکیل احزابی شبیه حزب توسعه و عدالت ترکیه در برخی کشورها مانند تونس و مصر استقبال  و برای تقویت آن‌ها تلاش هایی هم کرده اند و این همان نسخه انحرافی است که غربی ها می خواهند آدرسش را به فعالین انقلاب بدهند تا از جهت‌گیری قیام‌ها به سمت نسخه حکومت داری و سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی منحرف شوند.

اگرچه شتاب تحولات منطقه زیاد است اما بر اساس چند اصل کلی در حال تغییر است. کلی ترین اصل که به صراحت مردم منطقه و حتی برخی انقلابیون محافظه کار که برای حفظ سرمایه اجتماعی خود مجبور به بیان آن هستند؛ ایجاد حکومت اسلامی بر اساس قوانین اسلام و حضور جدی قوانین اسلام در عرصه نظام سازی، حکومت داری و اجتماع و سیاست است اما این رویکرد با سیاست های راهبردی و ایدئولوژیک ترکیه در حوزه حکومت داری و سیاست خارجی و حتی حوزه مسائل اجتماعی و سیاسی داخلی سازگار نیست.

در نتیجه این رویکرد، گزینه استراتژیک دیگری که ترکیه با رفتار متناقض خود از دست خواهد داد، کاهش اعتماد عمومی مردم منطقه خواهد بود. اما در مقابل، ایران در حال حاضر بالاترین سطح اعتماد عمومی منطقه را دارد و سیر صعودی این روند نیز ادامه دارد.

در بعد نظامی، اگرچه ترکیه به‌ظاهر تلاش می کند با استقرار سپر موشکی ناتو در خاک این کشور یک گزینه نظامی استراتژیک به خود اضافه کند اما اگر این موضوع را در شرایط فعلی منطقه تحلیل کنیم، با توجه به بیداری اسلامی و مولفه‌های جدید قدرت مانند قوت گرفتن ملت ها و اسلام‌گرایان سیاسی مخالف غرب، قطعا ترکیه گزینه‌های راهبردی‌تر دیگری را در دراز مدت از دست خواهد داد.

همچنین، استقرار سپر موشکی ناتو در ترکیه عوامل امنیتی غربی‌ها را در منطقه افزایش خواهد داد و اذعان مقام‌های ترک مبنی بر اینکه سرباز ترکیه سرباز ناتو است، عنصر استقلال در مسائل امنیتی و سیاست خارجی را به شدت ضعیف خواهد کرد و ادامه این روند، از ترکیه تصویر کشوری با مشخصات برخی کشورهای عربی که دل به حمایت های غرب در امنیت داخلی خود بسته‌اند، می‌سازد.

به هر حال، راهی که ترکیه در پیش گرفته، یک مدل شکست خورده است و تنها در  برخی ظواهر آن با نحوه نگرش برخی حکومت های سرنگون شده اخیر تفاوت دارد ولی در اصول کلی که تعریف منافع بر اساس نگاه به غرب است، مشترک است. در صورت ادامه روند سیاست های ترکیه با بازی در پازل امنیتی و سیاسی غربی ها در پوشش اسلامی، آنها را به روی دیگر سکه کشوری مانند عربستان تبدیل خواهد کرد که یکی ایدئولوژی سلفی و دیگری شبه سکولار تنها با پوشش ظاهری اسلام دارند.

تلاش ترکیه برای کسب هر چه بیشتر رضایت غرب و امتیاز دادن به آنها در مقابل بیداری روز افزون مردم خاورمیانه و شمال آفریقا، تنها به کاستن از نفوذ ترکیه در منطقه منجر خواهد شد و این کشور ناخواسته بازیگری اصلی در منطقه را به ایران واگذار خواهد کرد، زیرا در این صورت، تنها گزینه مستقل و با ثبات و دارای اصول ثابت، انقلابی و جامع جمهوری اسلامی خواهد بود.

حتی در تحلیل های غربی ها نیز این موضوع بیان می شود که ایران با نسخه بی‌نقص جمهوری اسلامی تنها بازیگر مؤثر در منطقه باقی خواهد ماند که منشأ آن، سرمایه گذاری ایران در شبکه‌سازی در جهان اسلام و تقویت بیداری مردم منطقه است که چند سطح بالاتر از قدرت های نظامی و نهادهایی مانند ناتو و برخی ائتلاف های اقتصادی است.

در عین حال، جمهوری اسلامی باید با تعامل و برخی اقدامات دیپلماتیک و حتی در صورت لزوم فشار با ابزارهای منطقه ای و اقتصادی به ترکیه فرصت بازگشت به همسایگی مطلوب را به این کشور بدهد.

شاید بازی گرفتن و نقش دادن به ترکیه در موضوع هسته ای، ترک‌ها را دچار سوء برداشت کرده است، در حالی که ایران، ترکیه را در جریان مقاومت در منطقه به عنوان یک شریک راهبردی انتخاب کرد اما در صورت ادامه روند فعلی، ترکیه تبدیل به رقابت راهبردی خواهد شد که قطعا در این رقابت، موقعیت ترکیه تضعیف می شود و این به ضرر ترک ها خواهد بود و وظیفه وزارت خارجه دقیقاً فهماندن این موضوع به ترک ها است.

نکته جالب دیگر اینکه حذف فریبکارانه تهدید ایران از لیست تهدیدهای امنیت ملی ترکیه و اظهارات مسئولین ترکیه مبنی بر استفاده نکردن از این سلاح ها علیه ایران در آستانه استقرار سپر موشکی جدای از یک کار تبلیغاتی و رسانه ای در منطقه، فریب خود مردم ترکیه نیز به شمار می آید، چون برخی نظر سنجی‌ها نشان می دهد بیش از 75 درصد مردم ترکیه خواهان ارتباط با ایران هستند و مقام‌های ترکیه به خوبی از رابطه اقلیت کردها و علویان با ایران خبر دارند. حتی مشاهده می شود که احزاب سیاسی رقیب اسلام گرایان نیز مانند حزب جمهوری خواه ترکیه هدف طرح سپر موشکی را حمایت از رژیم صهیونیستی اعلام و در این زمینه از اردوغان انتقاد می کنند.

بنابراین نحوه تعامل ترکیه با جمهوری اسلامی قطعا آرای دولت اسلام‎گرای ترکیه را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد و این یکی از گزینه های برتر استراتژیک ایران در قبال ترکیه هست که ترک ها نمی توانند آن را نادیده بگیرند.

در حال حاضر، قوی ترین جریان شکل گرفته در منطقه، جریان گسترده مردمی ضد صهیونیستی است و افکار عمومی نمی تواند سپر موشکی ناتو را در ترکیه که یکی از مزیت های آن جاسوسی برای صهیونیست ها است، هضم کند که این، سرمایه گذاری چند میلیون دلاری ترکیه را در بحث دیپلماسی عمومی به باد خواهد داد و یکی از ضررهای راهبردی دیگر برای ترکیه خواهد بود.

معادلات امروز جهان اسلام بسیار شفاف‌تر از گذشته است و یک گزاره مهم این است که میان رضایت غرب و ملت های مسلمان باید تنها یکی را انتخاب کرد.

از سوی دیگر ترکیه مورد سوء ظن و چه بسا خشم روسیه که سپر موشکی را علیه امنیت ملی خود می داند، قرار دارد و تبعات این موضوع نیز برای این کشور سنگین خواهد بود و همچنین روسیه را به ایران نزدیک‌تر خواهد کرد. روس‌ها به‌تازگی مجدداً و با صراحت از سپر موشکی ناتو ابراز نگرانی و حتی صحبت از مقابله به مثل با آن کرده اند.

در عین حال، تناقض‌های سیاست خارجی ترکیه موجب شده دولت اردوغان در عرصه سیاست داخلی نیز دچار چندگانگی شود، زیرا مردمی که چند روز قبل حتی حاضر به تحمل ورزشکاران رژیم صهیونیستی در خاک ترکیه نبودند و تجمع اعتراض آمیز برگزار کردند، چگونه استقرار سپر موشکی ناتو را در خاک ترکیه که یکی مزیت های آن ایجاد فرصت جاسوسی برای رژیم صهیونیستی است، هضم می‌کنند.

از سوی دیگر، گام بلند سپاه در مقابله قاطع با گروک تروریستی پژاک نشانه توان‌مندی ایران برای برقرار امنیت در منطقه است و پیام روشنی نیز برای افکار عمومی ترکیه دارد که کشورهای منطقه خود می توانند تامین کننده امنیت‌شان باشند و حتی در صورت همکاری نظامی با یکدیگر دیگر نیازی به حضور نیروهای خارجی نیازی نیست و حضور این نیروها تنها به بی ثباتی منطقه کمک خواهد کرد.


داستان غم‌انگیز پایگاه‌های دشمن، درد دل‌های رهبری و حماقت مدیران فرهنگی
ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، مسعود بهنود ، bbc
بی‌بی‌سی‌و عواملش افشا می‌شوند، کتاب‌ها و مقالات بهنود منتشر می‌شود!
گروه فرهنگی - امیر ابیلی: اول اردیبهشت 1379. مصلی تهران. دیدار رهبر انقلاب با جوانان. رهبر که انگار از شرایط کشور بسیار ناراضی است، مثل همیشه جوانان را بهترین گوش‌ شنوای سخنان خود می‌بیند و شروع به انتقاد از مسائل جاری کشور می‌کند. نوبت به سیستم رسانه‌ای (مطبوعاتی) کشور می‌رسد: «البته من آن روز در نمازجمعه گفتم قلباً از بعضی از پدیده‌هایی که در کشور هست، رنج می‌برم. من نمی‌خواهم آنچه را که برایم رنج آور است، با افکار عمومی مطرح کنم؛ اما این نکته که آن روز گفتم داستان غم‌انگیزی است. حقیقتاً همین طور است .بنده دو سال قبل از این در یکی از خطبه‌های نمازجمعه گفتم که دستگاه‌های استکباری دنیا -و در رأس همه امریکا- از تبلیغات برای ساقط کردن و ایجاد اغتشاش در کشورها استفاده می‌کنند.

بعد به آن مراکز تبلیغاتی خطاب کردم و گفتم: ولی بدانید این توطئه که شما بخواهید به وسیله رادیوهای‌تان در ایران اسلامی، همان برنامه‌هایی را که در اروپای شرقی و در بعضی از کشورهای دیگر به وجود آوردید، به وجود بیاورید، این نشدنی است؛ این خیال خامی است.

متأسفانه امروز می‌بینم همان دشمنی که به‌وسیله تبلیغات خود، همتش این بود که افکار عمومی یک کشور را به سمتی متوجه کند، به جای رادیوها آمده در داخل کشور ما پایگاه زده است! بعضی از این مطبوعاتی که امروز هستند، پایگاه‌های دشمنند؛ همان کاری را می‌کنند که رادیو و تلویزیون‌های بی. بی. سی و امریکا و رژیم صهیونیستی می‌خواهند بکنند!

من نه با آزادی مطبوعات مخالفم، نه با تنوع مطبوعات. اگر به جای 20 عنوان روزنامه، 200 عنوان روزنامه در این کشور در بیاید، بنده خوشحال‌تر هم خواهم بود و از اینکه روزنامه‌های کشور زیاد شوند، هیچ احساس بدی ندارم. اگر مطبوعات، آن طوری که در قانون اساسی هست، مایه روشنگری باشند؛ مصالح کشور را رعایت کنند، به نفع مردم قلم بزنند، به نفع دین قلم بزنند، هرچه بیشتر باشند، بهتر است.

اما امروز مطبوعاتی پیدا می‌شوند که همه همت‌شان، تشویش افکار عمومی و ایجاد اختلاف و بدبینی در مردم و خوانندگان‌شان نسبت نظام است! 10 عنوان، 15 عنوان روزنامه، گویا از یک مرکز هدایت می شوند؛ با تیترهای شبیه به هم در قضایای مختلف. قضایای کوچک را بزرگ می‌کنند و تیترهایی می‌زنند که هرکس این تیترها را می‌بیند، خیال می‌کند که همه چیز در کشور از دست رفته است! این‌ها امید را در جوانان می‌میرانند؛ روح اعتماد به مسؤولان را در آحاد مردم کشور تضعیف می‌کنند و نهادهای اصلی کشور را مورد اهانت و توهین قرار می‌دهند! من نمی‌دانم مدل این‌ها کجاست و کیست!؟ مطبوعات غربی هم این طور نیستند! این یک نوع شارلاتانیزم مطبوعاتی است که امروز بعضی از مطبوعات در پیش گرفته‌اند!»

یک دهه بعد

حالا بیش یک دهه از آن سخنرانی و آن انتقادات می‌گذرد. در این یک دهه چهره‌ی واقعی کسانی که رهبر فرزانه انقلاب آن روز خطرشان را گوشزد کرده بودند، کاملاً روشن شده. تعداد زیادی از فعالین همان نشریاتی که رهبری از روش کار آنها به عنوان "شارلاتانیزم مطبوعاتی" یاد کردند در جدی‌ترین فتنه‌ی بعد از انقلاب نقشی فعال و تاثیرگذار ایفا کردند.

تعداد بسیار زیادی از آنها فراری شده‌اند و در انگلیس و امریکا ساکن هستند و به عنوان مفسر و تحلیل‌گر و گزارشگر در بی‌بی‌سی و صدای امریکا فعال هستند. پس احتمالا دیگر نباید آن مشکل قدیمی در سیستم مطبوعاتی کشور وجود داشته باشد. چنین افرادی آنقدر تابلو و مشخص هستند که مدیران فرهنگی از فعالیت مجددشان در دستگاه رسانه‌ای کشور جلوگیری کنند و امروز با نشریات سالمی طرف باشیم.

یک نمونه

مسعود بهنود از روشنفکران قدیمی است. از پدرهای معنوی بسیاری از روزنامه‌نگاران فعلی جریان اصلاح‌طلب. از سال 1381 به لندن مهاجرت کرده و تا امروز در آنجا زندگی می‌کند. جزو کارشناسان و تحلیل‌گران بی بی سی فارسی است و در فتنه سال 88 نقش فعالی در آن شبکه و بسیاری از نشریات و سایت‌های داخلی و خارجی داشت. با نکات سیاه دیگر زندگی‌اش هم کاری ندارم مثلا اینکه وی تنها روزنامه‌نگاری بود که در دوران پهلوی با حمایت موساد به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده و دوره‌هایی را در آنجا گذرانده، و یا اینکه اعتماد رژیم پهلوی به وی آن‌قدر بوده که بنا به نوشته فرج سرکوهی (از عناصر ضد انقلاب) وی تنها گوینده رادیویی بود که حق داشت بدون نوشته و بازبینی برنامه راه شب رادیو را اجرا کند. برای اثبات اینکه او امروز یکی از ضدانقلاب‌های تابلودار است همین فعالیت امروز او در بی‌بی‌سی کفایت می‌کند.

منطقا انتظارمان از دستگاه‌های فرهنگی کشور این است که چنین فردی اجازه‌ی فعالیت آزادانه در رسانه‌های کشور را نداشته باشد. نیازی به توضیح هم نیست که این مخالف آزادی بیان نیست، در هیچ کجای دنیا اجازه نمی‌دهند کسانی که اصول اساسی کشور را قبول ندارند، در رسانه‌ها فعالیت کنند.

اما وبلاگ همین مسعود بهنود را که نگاه کنید، می‌بینید ابتدای اکثر مقالاتش نوشته "این مطلبم امروز در نشریه "مهرنامه" (یا تجربه) منتشر شده". و جالب آنکه در یک تناقض آشکار وبلاگ فیلتر است، اما نشریات "مهرنامه" و "تجربه" و امثال اینها با استفاده از پول بیت‌المال به عنوان یارانه‌ی کاغذ در جمهوری اسلامی چاپ می‌شوند و در کیوسک‌های مطبوعاتی به فروش می‌رسند.

البته این فقط بخشی از این تناقض بزرگ است. قسمت جالب‌تر ماجرا این است که صدا و سیمای جمهوری اسلامی بعد از فتنه 88، ماه‌هاست انرژی و سرمایه‌‌ی زیادی را صرف این کرده که همین عوامل فتنه، به‌ویژه دست‌اندکاران بی‌بی‌سی را به مردم بشناساند و با ساخت تعداد زیادی مستند کم و بیش در این امر موفق بوده، اما یک سر که به کتاب‌فروشی‌های انقلاب بزنید، متوجه خواهید شد که کتاب‌های مسعود بهنود توسط انتشاراتی‌های رسمی کشور هنوز به‌صورت عمده و با تبلیغات فراوان واراد بازار کتاب می‌شوند و به راحتی قابل تهیه هستند.

مسئله‌ی اصلی

در اینجا دو معضل عمده به‌وضوح قابل مشاهده است. یکی معضل بزرگی به نام "معضل مدیران فرهنگی" که یا واقعاً خودشان مخالف نظام هستند و به همان دلیل اینگونه رفتار می‌کنند، و یا اینکه با وجود نیت خیرشان تجربه و سواد این کار را ندارند، که در هر دو صورت نبودشان کم‌ضررتر از بودن‌شان است. مدیرانی مثل معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد در مسئله‌ی واضحی مثل حضور ضدانقلاب در نشریات کشور دقیقاً چه واکنشی از خود نشان داده‌اند؟ آیا قائل به این هستند که امثال بهنود ضدانقلاب هستند یا خیر؟ اصلاً امثال بهنود را می‌شناسند؟

معضل دوم هم که به نظر حتی از مشکل اول جدی‌تر هم هست، مسئله‌ی ناهماهنگی بین بخش‌های مختلف دستگاه فرهنگی کشور است. بخش‌های گوناگون فرهنگی در کشور به مثابه جزیره‌هایی از هم دورافتاده عمل می‌کنند که ظاهراً هیچ ربطی به هم ندارند. در همین نمونه‌ی مطرح شده دقت کنید. مدیر بخشی که وظیفه فیلتر کردن سایت‌های مشکل‌دار را برعهده دارد، به درستی تشخیص داده که مثلاً وبلاگ مسعود بهنود باید فیلتر شود، اما همان مطالب فیلتر شده به‌صورت رسمی در نشریات کشور به چاپ می‌رسد، سپس صدا و سیما با بودجه‌ی هنگفت سعی در شناساندن چهره‌ی واقعی همین افراد شاغل در نشریات کشور به مردم دارد، و از همه بدتر اینکه کتاب‌های همین افراد راحت در کتاب‌فروشی‌ها در دسترس قرار دارند. جالب است نه.

کلام آخر

این مطلب را به مثابه یک عکس در نظر بگیرید، یک تصویر از نمای بالا از گوشه‌ی کوچکی از سیستم عریض و طویل فرهنگی کشور، برای به‌دست آوردن مختصات بهتری از آنچه در حال وقوع است. مسعود بهنود صرفاً یک نمونه است که اتفاقاً این روزها حال و روز خوبی هم ندارد و تا سطح یک روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس معمولی پایین آمده. متاسفانه امروز نمونه‌های مهم‌تر و جدی‌تر از بهنود بسیار در سیستم رسانه‌ای کشور وجود دارد.

بیش از یک دهه قبل، رهبر انقلاب از وجود چنین افرادی در سیستم مطبوعاتی خبر دادند. آن زمان از دولت مستقر انتظار برخورد نبود، چرا که خود مسبب و حامی چنان اوضاعی بود، طیف انقلابی و حزب‌اللهی هم شاید به اندازه‌ی امروز از رسانه و قواعد و شرایط آن آگاهی نداشتند. اما با اینکه در این یک دهه دولت و همچنین حزب‌اللهی‌ها عوض شدند، اوضاع تغییری که نکرده که هیچ، بدتر هم شده. آن زمان بسیاری هنوز چهره‌ی واقعی فعالین آن روز نشریات زنجیره‌ای را نشناخته بودند، اما امروز و بعد از پشت سر گذاشتن فتنه چه بهانه‌ای برای برخورد نکردن با آنها وجود دارد؟

آن روز رهبری فرمودند: «من بارها به مسؤولان دولتی تذکر داده‌ام و به‌طور جدی از آنها خواسته‌ام که جلوِ این وضعیت را بگیرند. این اسمش محدود کردن مطبوعات نیست. این اسمش جلوگیری از انتقال آزاد اطّلاعات نیست - انتقال سالم اطّلاعات مورد تأیید ماست .این معنایش جلوگیری از نفوذ دشمن است. جلوگیری از به ثمر رسیدن توطئه تبلیغاتی دشمن است. من وجود این جریان تبلیغاتی و مطبوعاتی را به حال کشور، به حال جوانان، به حال آینده، به حال انقلاب و به حال ایمان مردم مضر می‌دانم این جریان، دائم درصدد قداست شکنی از مسائل اساسی اسلامی است. مباحث اسلامی را زیر سؤال می‌برند؛ انقلاب را زیر سؤال می‌برند؛ نه با بیان منطقی، با روش‌های بسیار غلط که جز در مطبوعات ناسالم در دوره‌هایی که بوده، انسان نمی‌تواند نظیر و شبیه‌ش را پیدا کند! من به نظرم رسید بعد از آن که با مسؤولان در میان گذاشتم و به رئیس جمهور گفتم، این را به عنوان یک درد دل و شکوه - مثل پدری که با فرزندانش مطلبی را در میان می‌گذارد - با شما در میان بگذارم.»

دلیل یک دهه روی زمین ماندن حرف رهبری چیست؟ حماقت مدیران؟ کارشکنی مدیران؟ یا تعلل خود ما؟


بازخوانی مواضع رهبر انقلاب درباره چگونگی به‌وجود آمدن مفاسد اقتصادی؛
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، فساد اقتصادی
مفسدان مرعوب رویکرد رییس‌جمهورند اما اگر کار واقعی نشود این رعب شکسته می‌شود/ فاسدها از اول فاسد نبودند

انتشار خبر اختلاس 3000 میلیارد تومانی، این روزها به مهم ترین خبر رسانه های داخلی تبدیل شده و همچنان افکار عمومی انتظار دارند نهادهای مسئول در هر سه قوه هر چه زودتر ابعاد مختلف این جنایت بزرگ اقتصادی را روشن سازند.

اما بدون تردید از هر بعد که به دلایل به‌وجود آمدن این فاجعه اقتصادی نگریسته شود، یکی از مهم ترین آنها بی توجهی به هشدارهای تاریخی رهبر انقلاب در طی سال‌های گذشته پیرامون لزوم جدیت و چگونگی مبارزه با مفاسد اقتصادی است.

هشدارهایی که طی یک دهه اخیر بیش از هر زمان دیگر در بیانات ایشان پر رنگ شده است، از پیام 8 ماده ای خطاب به سران سه قوه در سال 80، تا دیگر هشدارهایی که طی این مدت در دیدارهای مختلف با مسئولان دولت، قوه قضاییه، قوه مقننه و حتی دیدارهای مردمی و دانشجویی و... بیان شده است.

رجانیوز ضمن بازخوانی مهم‌ترین هشدارها و انذارهای رهبر انقلاب خطاب به مسئولین سه قوه در مورد اهمیت و چگونگی مبارزه با مفاسد اقتصادی، هوشمندی و دوراندیشی ایشان و غفلت و کم کاری مسئولین در این زمینه را یادآوری می کند:

با فقر و فساد و تبعیض مبارزه کنید

مسؤولان کشور - چه در قوّه‌ى مجریّه، چه در قوّه‌ى قضایّیه و چه در قوّه‌ى مقنّنه - باید با فقر و فساد و تبعیض در این مملکت مبارزه کنند. اگر بخواهند وضع امنیت کشور را، وضع معیشت مردم را، وضع عزّت بین‌المللى ما را تأمین کنند، راهش مبارزه‌ى با همین هاست. انواع و اقسام فسادها را باید شناسایى کنند و با آن مبارزه‌ى جدّى نمایند؛ نه در حرف و زبان.

7 دی 79 . خطبه های نماز عید فطر

تسامح در مبارزه با فساد، هم دستی با فاسدان است/ کار مبارزه با فساد را به افراد سالم بسپارید/ به جای پرداختن به ضعفا، سراغ ریشه ها بروید

... امروز کشور ما تشنه ی فعالیت اقتصادی سالم و ایجاد اشتغال برای جوانان و سرمایه گذاری مطمئن است و این همه به فضایی نیازمند است که در آن سرمایه گذار و صنعت گر و عنصر فعال در کشاورزی و مبتکر علمی و جوینده ی کار و همه ی قشر ها از صحت و سلامت ارتباطات حکومتی و امانت و صداقت متصدیان امور مالی و اقتصادی مطمئن بوده و احساس امنیت و آرامش کنند . اگر دست مفسدان و سوء استفاده کنندگان از امکانات حکومتی قطع نشود و اگر امتیازطلبان و زیاده خواهان پر مدعا و انحصار جو طرد نشوند سرمایه گذار و تولید کننده و اشتغال طلب همه احساس ناامنی و نومیدی خواهند کرد و کسانی از آن به استفاده از راه های نامشروع و غیر قانونی تشویق خواهند شد.

خشکانیدن ریشه ی فساد مالی و اقتصادی و عمل قاطع و گره گشا در این باره مستلزم اقدام همه جانبه به وسیله ی قوای سه گانه مخصوصا دو قوه ی مجریه و قضاییه است . قوه ی مجریه با نظارتی سازمان یافته و بی اغماض از بروز و رشد فساد مالی در دستگاه ها پیشگیری کند و قوه ی قضاییه با استفاده از کارشناسان و قضات قاطع و پاکدامن مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالی کشور بردارد . بدیهی است که نقش قوه ی مقننه در وضع قوانین که موجب تسهیل راه کارهای قانونی است و نیز در ایفاء وظیفه ی نظارت بسیار مهم و کار ساز است.

لازم است نکاتی را به حضرات آقایان و دیگر دست اندرکاران کشور که می توانند در مبارزه بافساد نقش ایفا کنند تذکر دهم:

1. با آغاز مبارزه جدی با فساد اقتصادی و مالی یقینا زمزمه ها و به تدریج فریادها و نعره های مخالفت با آن بلند خواهد شد. این مخالفت ها عمدتا از سوی کسانی خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر می شوند و طبیعی است بددلانی که با سعادت ملت و کشور مخالفند یا ساده دلانی که از القایات آنان تاثیر پذیرفته اند با آنان هم صدا شوند . این مخالفت ها نباید در عزم راسخ شما تردید بیفکند! به مسئولان خیر خواه در قوای سه گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد به نوعی هم دستی با فاسدان و مفسدان است . اعتماد عمومی به دستگاه ها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعیت و عدم تزلزل خود را نشان دهد.

2. ممکن است کسانی به خطا تصور کنند که مبارزه با مفسدان و سوء استفاده کنندگان از ثروت های ملی موجب ناامنی اقتصادی و فرار سرمایه ها است. به این اشخاص تفهیم کنند که به عکس این مبارزه موجب امنیت فضای اقتصادی و اطمینان کسانی که می خواهند فعالیت سالم اقتصادی داشته باشند تولید کنندگان این کشور خود نخستین قربانیان فساد مالی و اقتصاد ناسالمند.

3. کار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه ی قضاییه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپارید. دستی که می خواهد با ناپاکی دربیفتد باید خود پاک باشد و کسانی که می خواهند در راه اصلاح عمل کنند باید خود برخوردار از صلاح باشند.

4. ضربه ی عدالت باید قاطع ولی در عین حال دقیق و ظریف باشد. متهم کردن بی گناهان یا معامله ی یکسان میان خیانت و اشتباه یا یکسان گرفتن گناهان کوچک با گناهان بزرگ جایز نیست . مدیران درستکار و صالح و خدمتگزار که بی گمان اکثریت کارگزاران در قوای سه گانه کشور را تشکیل می دهند نباید مورد سوءظن و در معرض اهانت قرار گیرند و یا احساس ناامنی کنند چه نیکو است که تشویق صالحان و خدمتگزاران نیز در کنار مقابله با فساد و مفسد وظیفه ای مهم شناخته شود.

5. بخش های مختلف نظارتی در سه قوه از قبیل سازمان بازرسی کل کشور دیوان محاسبات و وزارت اطلاعات باید با همکاری صمیمانه نقاط دچار آسیب در گردش مالی و اقتصادی کشور را به درستی شناسایی کنند و محاکم قضایی و نیز مسئولان آسیب زدایی در هر مورد را یاری رسانند.

6. وزارت اطلاعات موظف است در چارچوب وظایف قانونی خود نقاط آسیب پذیر در فعالیت های اقتصادی دولتی کلان مانند معاملات و قراردادهای خارجی و سرمایه گذاری های بزرگ طرح های ملی و نیز مراکز مهم تصمیم گیری اقتصادی و پولی کشور را پوشش اطلاعاتی دهد و به دولت و دستگاه قضایی در تحقق سلامت اقتصادی یاری رسانند و به طور منظم به رییس جمهور گزارش دهد.

7. در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود . هیچ شخص یا نهاد نمی تواند با عذر انتساب به این جانب یا دیگر مسئولان کشور خود را از حساب کشی معاف بشمارد با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد.

8. با این امر مهم وحیاتی نباید به گونه ی شعاری تبلیغاتی و تظاهر گونه رفتار شود. به جای تبلیغات باید آثار و برکات عمل مشهود گردد به دست اندرکاران این مهم تاکید کنید که به جای پرداختن به ریشه ها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهای کوچک نروند و نقاط اصلی را رها نکنند.

بخش‌‎هایی از فرمان هشت ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی خطاب به سران سه قوه. 10 اردیبهشت 80

یکی از بزرگترین مسئولیت های رییس جمهور تعقیب مفاسد اقتصادی است

فساد انواع و اقسامی دارد که فسادهای مالی و اقتصادی از جمله آنهاست. یکی از بزرگترین مسؤولیتهای مسؤولان کشور - از جمله رئیس جمهوری محترم - تعقیب مفاسد مالی و اقتصادی است که باید در برنامه دولت قرار گیرد. البته قوّه قضایّیه و قوّه مقنّنه هم در این زمینه مسؤولند و خوشبختانه همکاریهایی هم می‏کنند. این مبارزه باید جدّی شود و خود را در مرحله عمل نشان دهد. مبارزه با مفسده اقتصادی و مالی یکی از کارهایی است که به گشایش اقتصادی کشور هم کمک خواهد کرد. یکی از موانع پیشرفت اقتصادی کشور، وجود گلوگاههای فساد است که به‏شدّت باید از آن ترسید و با آن مقابله و مبارزه کرد. البته کار سختی هم هست. من در جریان آن نامه هشت ماده‏ای که نوشتم، هم به رئیس جمهور محترم، هم به رئیس محترم قوّه قضایّیه و هم به رئیس محترم مجلس گفتم که بدانید مبارزه با فساد، یک مبارزه جدّی و واقعی است. مفسدین تهاجم خواهند کرد و فشار خواهند آورد؛ لذا کار سختی است. برای مقابله با شیوع فساد اقتصادی و مالی، باید لباس مبارزه به تن کرد.   

11 مرداد 80. بیانات رهبر انقلاب پس از تنفیذ رییس جمهور (خاتمی)

جاهایى را که گلوگاه فساد است، تحت نظارت قرار دهید و نگذارید از اوّل فسادى به وجود آید

این‏که ما اصرار مى‏کنیم باید با فساد و سوء استفاده مالى و اقتصادى با جدّیت برخورد شود، به خاطر همین است؛ چون اگر دستهاى سودجو بتوانند فساد اقتصادى را در میان مسؤولان رایج کنند، ضربه‏اى به کشور مى‏خورد که با هیچ چیز جبران نمى‏شود. لذا عرض کرده‏ایم، باز هم تکرار مى‏کنیم: مبارزه با فساد، یک جهاد واقعى و البته کار بسیار دشوارى است. اگر این جهاد بزرگ بخواهد موفّق شود و پیش برود - که ان‏شاءاللَّه به فضل الهى و به پشتیبانى شما مردم، این کار خواهد شد - یک شرط مهم و اصلى آن این است که همه مسؤولان کشور با یکدیگر همدل و شریک باشند. البته رؤساى قوا بحمداللَّه در این کار همکارى و همدلى مى‏کنند؛ اما در همه‏ى سطوح، مسؤولان کشور و قواى سه‏گانه باید در این راه با یکدیگر همکارى کنند و عزم جدّى نشان دهند.

هر کدام از قوا در این زمینه سهمى دارند و باید نقش خود را ایفا کنند. در میان مسؤولان - چه در دولت، چه در قوّه قضایّیه و چه در مجلس - هیچ کس نمى‏تواند نسبت به این کار بزرگ، که براى سرنوشت کشور و ملت و نظام اسلامى تعیین‏کننده است، خود را کنار بکشد و شانه از این کار خالى کند. همه باید در این زمینه فعال باشند.

لازم است در این خصوص هیچ تبعیضى وجود نداشته باشد. دستگاههایى که با فساد مبارزه مى‏کنند، نباید بگویند فساد در فلان‏جا بد است؛ اما در جاى دیگر - اگر باشد - به آن بدى نیست. فساد، فساد است؛ در هرکس فساد وجود داشته باشد، باید با او مبارزه کنند. کسانى که با فساد مبارزه مى‏کنند، باید قاطعانه و بدون مجامله مبارزه کنند و در حقّ فاسد و مفسد، مُرّ قانون را اعمال کنند. من به شخص یا پرونده یا موضوع خاصّى نظر ندارم. براى من اشخاص مطرح نیستند؛ این کار باید به نحو صحیح و قاطع انجام گیرد و دنبال شود.

کسى که وسوسه مى‏شود وارد میدان فساد مالى شود، باید بداند دردسر این کار زیاد است. بفهمد مردم و مسؤولان کشور با این قضیه برخورد مى‏کنند. این یکى از شرایط بسیار مهم است.

از جمله مسائلى که در این مبارزه وسیع حتماً باید مورد توجّه قرار گیرد، این است که تنها با کسى که فساد کرده و فسادى که تحقّق پیدا کرده است، برخورد نشود؛ مواظب باشند فساد به وجود نیاید. بنده به مسؤولان دستگاههاى اجرایى و قضایى تأکید کرده‏ام، بگردند ببینند جاهایى که گلوگاه فساد است، کجاست؛ آن‏جا را تحت نظارت قرار دهند و نگذارند از اوّل فسادى به وجود بیاید.

3 بهمن 80. سخنرانی در جمع کارگزاران حج و برگزار کنندگان مراسم دهه فجر

وجود یک مفسد چهره همه را خراب می کند/ مبارزه با فساد نباید سیاسی باشد

در مورد برخورد با فساد دو گرایش افراطی و تفریطی هست. بعضی‌ها وقتی صحبت از مبارزه با فساد می‏شود، تصوّر می‏کنند که مبارزه با فساد، یک بهانه سیاسی برای برخورد با این و آن است؛ این غلط است. مبارزه با فساد، مبارزه با فساد است! در هر جامعه‏ای اگر نقطه فاسد، شناسایی، کنترل و قلع و قمع شد، فساد متوقّف می‏ماند، والّا رشد پیدا می‏کند. فرق نظام اسلامی و نظام صالح با نظامهای فاسدی که در مقابل گسترش فساد بی‏دفاعند، این است که در این‏جا مسؤولان اصلی کشور و دلسوزانِ جامعه، برخوردار از صلاحند؛ برنامه و رفتار کشور، برنامه صلاح است. البته آدم فاسد هم پیدا می‏شود، منتها باید با او برخورد شود. بعضی تصوّر می‏کنند که مبارزه با فساد یک حرکت سیاسی است؛ این تصوّر غلطی است. مبارزه با فساد حرکت سیاسی نیست؛ یک حرکت حقیقی و کاری لازم است. بعضی هم در نقطه مقابل، از آن طرف افراط می‏کنند؛ یعنی وقتی گفته می‏شود «فساد» خیال می‏کنند همه‏جا را فساد گرفته است؛ خیر، این چنین نیست. آنچه که ما را برمی‏انگیزد، وجود فساد، ولو در یک بخش، در یک گوشه و به وسیله افراد معدودی است. ما می‏دانیم اگر با این پدیده مبارزه نشود، فساد نهادینه و ریشه‏دار می‏شود و در آن صورت قلع و قمعش مشکل می‏گردد. این مبارزه معنایش آن نیست که عناصر فاسد و مفسد همه زمام‌های کار را در بخشهای مختلف به دست گرفته‏اند. عناصر صالح، مؤمن و دلسوز، در دستگاههای داخل کشور - چه قوّه مجریّه و چه قوّه قضاییّه - بسیار هستند که اجرا هم دست آنهاست و با کمال صلاح، کا‌ر خودشان را انجام می‏دهند و خوشبختانه اینها اکثریت و چهره غالبِ دستگاهند. منتها یک مفسد و فاسد، چهره دیگران را هم خراب می‏کند.

9 فروردین 81. دیدار با قشرهاى مختلف مردم در پادگان دوکوهه‏

اگر با مفاسد اقتصادی مقابله نشود، کل فضا آلوده می شود

یک سال پیش بود که ما مبارزه با مفاسد اقتصادی را عرض کردیم و دستگاه‌ها را ترغیب نمودیم که در این مبارزه جدّی باشند. اهتمام به این کار به خاطر آن است که مفاسد اقتصادی، جریان آلوده‏ای است که اگر جلوگیری و با آن مبارزه نشود، کلّ فضا را آلوده خواهد کرد. بحثِ یک جرم منفرد و تک افتاده نیست؛ برخورد با مفاسد اقتصادی برای نظام اهمیت حیاتی دارد.

5 تیر 81. در دیدار با مسئولین قوه قضاییه

مبارزه با فساد در درجه اول کار خود دولت است/ اصلاحات واقعی یعنی مبارزه با فقر و فساد و تبعیض

مسأله مبارزه با فساد را جدّی بگیرید. ببینید! شما می‏نشینید برای کارهای سازنده برنامه‏ریزی می‏کنید، تأمین سرمایه می‏کنید، صرفه‏جویی می‏کنید، برای این‏که بتوانید تعدادی شغل در فعّالیتهای صنعتی یا کشاورزی یا خدماتی یا ساختمانی و غیره به وجود آورید؛ اما بعد از گوشه‏ای نقبی زده شود، یک شخص یا یک باندِ سودجو وارد میدان شود و همه یا بخش مهمی از چیزی را که شما به عنوان سرمایه ملی می‏خواهید استحصال کنید و به سود کشور به کار بزنید، بمکد واز بین ببرد و به سود خودش استحصال و مصادره کند. این چیز خیلی خطرناک و واقعاً نگران کننده‏ای است و این وجود دارد ...

به مناسبت هفته دولت، یکی از دوستان برای من یادداشتی نوشته - یادم نیست از کجا و کی بود - و گفته بودند در همه جای دنیا مبارزه با فساد، کار دولت است؛ چرا ما قوّه قضاییّه را مسؤول این کار می‏کنیم؟ من به این حرف معتقدم. معتقدم مبارزه با فساد، در درجه اوّل کار خود دولت است؛ بخصوص که دولتمردان سطح بالای ما - یعنی شما وزرای محترم، معاونان محترم رئیس جمهور و بقیه مسؤولان سطح بالای کشور - افراد پاکی هستند. شما می‏خواهید پاک کار بکنید؛ بنابراین می‏توانید خودتان مبارزه کنید و بکنیدبخش قضا مربوط به مرحله آخرِ کار است. در قدیم می‏گفتند: آخرین دارو، داغ کردن است: «آخر الدّواء الکی» . قبل از آن‏که به داغ کردن برسد، انسان انواع و اقسام دواها را به کار می‏برد؛ اگر خوب نشد، آن وقت محل زخم را داغ می‏کند، والّا تا وقتی می‏تواند با مرهم و مراقبت و تنظیف، بیمار را معالجه کند، محل زخم را داغ نمی‏کند. در بخشهای اقتصادی، پولی، صنعتی، خدماتی و دیگر بخشهای تولیدی و آن‏جایی که بخصوص معاملات خارجی و کلان وجود دارد، حضور شما حقیقتاً به عنوان مدّعی و معارضِ فساد و مفسد تلقّی شود. وقتی با این جدیّت دنبال رفع فساد رفتید، در جایی می‏بینید باید به قوّه قضاییّه بگویید ما از شما می‏خواهیم به این قضیه رسیدگی کنید. در این صورت با میل و خواست و مطالبه شما، قوّه قضاییّه وارد میدان خواهد شد. وقتی شما مبارزه نکنید، طبعاً وضع طور دیگری خواهد شد.

من می‏خواهم خواهش کنم که حتماً مسأله مبارزه با فساد را جدّی بگیرید و دنبال کنید. این‏که ما دو سه سال قبل گفتیم اصلاحات واقعی در کشور، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض است، هر روز که می‏گذرد، اعتقاد بنده به این مسأله راسختر می‏شود. هیچ اصلاحی در کشور بدون پرداختن به این سه مقوله اساسی و بنیانی ممکن نیست صورت گیرد؛ اینها مادرِ همه اصلاحات است و باید بالاخره در کارها به این قضیه بپردازید.

4 شهریور 81. در دیدار با اعضای هیئت دولت (خاتمی)

فساد اقتصادی در دولت، پول را در خدمت قدرت و قدرت را در خدمت پول قرار می دهد/ برای جلوگیری از فساد در دولت، خودِ مسؤولان دولتی مسؤولند

این‏که بنده تأکید می‏کنم باید مراقب سوءاستفاده‏های مالی در دستگاههای قدرتِ وابسته به حکومت بود، به خاطر این است. زیان بزرگ فساد اقتصادی در دستگاههای دولتی این است که پول را در خدمت قدرت و قدرت را در خدمت پول به کار می‏گیرد و دور باطلی به وجود می‏آید. از قدرت و داشتن مسؤولیت و مدیریّت در بخشهای مختلف برای جمع‏آوری ثروت و پول سوءاستفاده شود؛ بعد همان پول مجدّداً در خدمتِ خریدن آراءِ رأی‏دهندگان قرار گیرد؛ حالا یا خریدن آشکار - که در خیلی جاها در دنیا معمول است پول بدهند - یا خریدن پنهان با شیوه‏های گوناگون؛ یعنی با خرج کردنهای گوناگون، جلب محبوبیّت کنند. وقتی با تبلیغات فریبنده پُرخرج، آراءِ مردم را به سمت خود جلب کنند، این مردم‏سالاری و دخالت مردم در امور نیست؛ رأی مردم در این‏جا بازیچه شده است.

در نظام اسلامی که مظهر کامل آن، حکومت حضرت بقیةالله ارواحنافداه است، فریب و حیله‏گری برای جلب آراء مردم، خودش جرم است؛ استفاده از قدرت برای به‏دست آوردن پول، یکی از بزرگترین جرائم است. آن‏جا یاران حضرت مهدی موظّفند در سطوح پایین زندگی کنند. نظام اسلامی ما پرتو کوچکی از آن حقیقت درخشان است. ما هرگز این ادّعا را نکردیم و نمی‏کنیم؛ اما باید نشانه‏ای از او داشته باشیم ... به مسؤولان بارها گفته‏ام، تأکید هم کرده‏ام، باز هم می‏گویم و پای این مطلب ایستاده‏ام: باید با فساد در دستگاههای دولتی و دیگر دستگاههای حکومتی مبارزه شود. متعهّدِ این مبارزه، خودِ مسؤولان قوای مختلف هستند. در درجه اوّل، برای جلوگیری از فساد در دولت، خودِ مسؤولان دولتی، خودِ وزرا و خودِ مدیران ارشد مسؤولند. نگذارند در مجموعه‏های آنها فساد به وجود آید. اگر آنها بخواهند مبارزه کنند و اگر این مبارزه را جدّی بگیرند، بهتر از هر کس خواهند توانست مبارزه کنند. البته باید حواسشان جمع باشد که دامنهای خود را پاکیزه نگهدارند.

30 مهر 81.  سخنرانی در دیدار با اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلّاى تهران‏

مبارزه با فساد همیشه با جنجال و هیاهو  همراه نیست

مبارزه با فساد همیشه همراه با جنجال و هیاهو نیست. ممکن است در مواردی جنجال شود و گاه ممکن است این کار بی‏جنجال صورت گیرد. نباید در این زمینه منتظر غوغا و جنجال و تبلیغات بود؛ باید منتظر کار و عمل بود. قوه مقنّنه هم باید به این مبارزه بپیوندد. کار و عمل مسؤولان محترم در قوای مجریّه، قضاییّه و مقنّنه طوری باشد که شیرینی آن در کام مردم عزیز ما بنشیند و آثار آن را حس کنند. بنابراین باید امسال هم مبارزه برای اشتغال و ریشه‏کن کردن فساد مالی و اقتصادی در دستگاههای دولتی ادامه پیدا کند.

پیام نوروزی به مردم ایران.  1 فروردین 82

بی توجهی به گلوگاه های فساد مالی، علت اصلی به‌وجود آمدن فساد

در بخش های مالی، در بخش های پولی، در بخش های بازرگانی، در بخش های مربوط به گمرک، بخشهای گوناگونی هست که اینها گلوگاه های فساد مالی است. بی توجهی به این مراکز موجب می شود فساد بوجود آید. وقتی دستگاه ها نظارت و مراقبتشان را دقیق کنند، جلوی فساد گرفته خواهد شد، این می شود پیشگیری. در بخش قضایی، برخورد با مواردی است که از این پیشگیری عبور کرده اند؛ یعنی از این مانع نتوانستند عبور کنند و جرم اتفاق افتاده است. آنجا نوبت دستگاه قضایی است. البته تا امروز هم بیشتر از صد مورد از موارد مهم و کلان را دنبال کرده اند، منتها نباید جنجال کنند.

22 اردیبهشت 82

فساد، ابزار دشمن در نظام ماست/ در هیچ یک از ارکان نظام فساد را تحمل نکنید

البته من به همه مسؤولان کشور بارها گفته‏ام، امروز هم مجدّداً در این محضر عام تکرار مى‏کنم: بزرگترین مبارزه با امریکا، خدمت به این مردم است. هرکه مى‏خواهد با امریکا مبارزه اساسى کند، باید به این مردم خدمت کند. هر که مى‏خواهد با دشمنان این ملت مبارزه عملىِ کارآمد کند، با فساد مبارزه کند. ابزارهاى دشمن در درون کشور و نظام ما عبارت است از فساد، تبعیض و فاصله طبقاتى. ما باید با اینها مبارزه کنیم. این وظیفه دولت و مجلس و قوّه قضاییّه و همه ارکان نظام است. به مردم خدمت کنند، با مفسد مماشات نکنند، فساد را در بدنه دستگاههاى حکومت به‏هیچ‏وجه نپذیرند و تحمّل نکنند؛ این بزرگترین خدمت است.

14 خرداد 82. سخنرانی در مراسم سالگرد امام خمینی (ره)

اداره کشور متوقف به مبارزه با مفاسد است/ با دستمال کثیف نمی توان شیشه را پاک کرد

از جمله‏ی مهمترین کارها، مبارزه‏ی با فساد است. مبارزه‏ی با فساد، یک جنبه‏ی اخلاقی محض نیست؛ اداره‏ی کشور متوقف به مبارزه‏ی با فساد است. بنده دو سه سال پیش که آن نامه را درباره‏ی مبارزه‏ی با فساد به مسؤولان کشور نوشتم، به دنبال یک کار طولانی و یک بررسی و مطالعه‏ی وسیع و همه‏جانبه بود. از هر طرف می‏رویم، می‏بینیم اگر با فساد مبارزه نشود، همه‏ی کارها لنگ خواهد ماند. این همه کار خوب دارد در کشور انجام می‏گیرد - کارهایی که انجام گرفته، کم نیست - اما وجود فساد، بعضی از آنها را خنثی می‏کند. استخری را در نظر بگیرید که از چند چاه عمیق با لوله‏های چند اینچی مرتب در آن آب ریخته می‏شود، اما استخر پُر نمی‏شود. وقتی نگاه می‏کنید، می‏بینید بدنه‏ی استخر ترک خورده و ته آن سوراخ است؛ هرچه از این طرف آب می‏ریزید، از آن طرف بیرون می‏رود؛ به کانالهایی که شما در نظر گرفته‏اید آبیاری کنید، اصلاً آب نمی‏رسد. فساد در جامعه، این‏طوری است. فساد مالی، مثل خوره، ایدز و سرطان است؛ باید با آن مبارزه کرد ... باید با فساد مبارزه‏ی جدی کرد. یک پایه‏ی مبارزه، شمایید. آن روزی که بنده مسأله‏ی مبارزه‏ی با فساد را گفتم، توقعم این بود که مجلس شورای اسلامی سینه سپر کند و جلو بیاید و در این میدان حرکت کند تا ما دیگر احتیاج نداشته باشیم دنبال کنیم؛ اما متأسفانه این‏طور نشد. آنها نکردند، شما بکنید. البته به قول برادر ظریف و نکته‏سنج‏مان، با دستمال کثیف نمی‏شود شیشه را تمیز کرد. اگر انسان بخواهد با فساد مبارزه کند، باید در درجه‏ی اول مراقب باشد که فساد دامن خودش را نگیرد. داخل خودتان و درون مجلس مراقب باشید. دست پاک، دامن پاک، زبان پاک و چشم پاک خواهد توانست در حوزه‏ی اقتدار وسیعی که شما دارید، همه چیز را پاک کند.

27 خرداد 83. دیدار با نمایندگان مجلس هفتم

مبارزه‏ی با فساد، کار دستگاه‏های حکومتی است نه مردم/ مهم ترین بخشی که می تواند با فساد مبارزه کند، دولت است

من در دو سه سال اخیر بر مبارزه‏ی با فساد اقتصادی در دستگاه‏های حکومتی و دولتی اصرار کرده‏ام. من می‏خواهم شما برادران و خواهران عزیزی که مسؤول هستید، به این نکته توجه کنید که اگر در دستگاه‏های حکومتی با فساد اقتصادی و کجروی در مسائل مالی برخورد نشود، همه‏ی چیزهایی که مطرح کردند، اگر یکی یکی هم اینها را برآورده کنیم، فایده‏یی ندارد؛ علاوه بر این‏که خیلی از این چیزها با فساد اصلاً نشدنی است. من انتظار ندارم که همه‏ی مسؤولان نظام ما فرشته یا فرشته‏گون باشند؛ نه، بالاخره همه‏ی ما خودمان را می‏شناسیم؛ ما مردمانی هستیم ضعیف، انسانهایی هستیم آسیب‏پذیر، که باید به خدا پناه ببریم؛ ولی باید به این نقطه توجه کرد که در هر جایی فساد به‏وجود بیاید، مثل زخم واگیرداری است. شما که مدیر هستید، شما که مسؤول هستید، شما که یک مجموعه به دستتان سپرده شده است، با بروز فساد در زیرمجموعه‏ی خود به‏طور جدی مقابله کنید و حساسیت نشان دهید؛ بدون این، کار پیش نخواهد رفت و اوضاع بسامان نخواهد شد. من برای دوستان و مسؤولان بالای کشور مثال زدم و گفتم چند حلقه چاه عمیق با لوله‏های قطورِ چند اینچی زده‏اید و دارید مرتب به استخری آب می‏ریزید، اما پُر نمی‏شود؛ بعد وقتی دقت می‏کنید، می‏بینید چند شکاف عمیق در بدنه و کف استخر وجود دارد که هر چه شما از این‏جا آب می‏ریزید، از آن‏جا بیرون می‏رود. فساد، این‏طوری است. این همه کار و تلاش دارد انجام می‏گیرد - امروز در سطح مسؤولان، اندازه و حجم کار و تلاش دلسوزانه‏یی که دارد انجام می‏گیرد، خیلی بالاست - در عین حال هنوز می‏بینیم بعضی از بخشها دچار مشکلات جدی است. باید ببینیم این زخم در کجاست؛ این ترک در بدنه یا کف استخر در کجاست. با فساد باید مبارزه کرد. مبارزه‏ی با فساد، بسیار جدّی است. من گله کردم و هنوز هم از بعضی دستگاه‏ها گله دارم که وقتی ما چند سال پیش مسأله‏ی مبارزه‏ی با فساد را مطرح کردیم، به جای این‏که سینه سپر کنند و به میدان بیایند و پرچم را در دست بگیرند، توجیه‏های سیاسی و تعدیلهای غلط و سیاست‏بازانه روی این مسأله گذاشتند و آن کاری که باید بکنند، نکردند. حالا نمایندگان مجلس این کار را بکنند؛ مسؤولان دولتی این کار را بکنند؛ شما مسؤولان بخشهای مختلف و مدیران دولتی این کار را بکنید. مردم نمی‏توانند با فساد مبارزه کنند. مبارزه‏ی با فساد، کار دستگاه‏های حکومتی است. ذهن هم فقط به سمت دستگاه قضایی نرود؛ دستگاه قضایی آخرالدواء است. من گفتم بعضی از بخشها درباره‏ی فساد مطالعات عمیق کنند. چند مجموعه در این زمینه تدوین کردند و برای من آوردند که درباره‏ی مسأله‏ی فساد و شیوه‏های فساد و رخنه‏گاه‏های فساد، تحقیقی صورت گرفته بود. دیدیم مهمترین بخشی که می‏شود با فساد مبارزه کرد، دولت است. خود دولت هم این را قبول دارد و دنبال کرده است. برای مبارزه‏ی با فساد، در دولت انصافاً کارهای مهمی هم در گلوگاه‏ها انجام گرفته است. گلوگاه‏های فساد باید گرفته شود ... اگر موردی بود که از این صافی‏ها و از زیرِ دست مسؤولان دولتی رد شد، آن وقت نوبت قوه‏ی قضاییه است. البته هم قوه‏ی قضاییه و هم مسؤولان دولتی ذی‏ربط باید دست خودشان را کاملاً پاک نگه دارند. من آن‏روز گفتم؛ باید دستمال را تمیز کرد تا بشود شیشه را با آن تمیز کرد.

 19 تیر 83. دیدار با مسئولان و نخبگان استان همدان

مادامی که با فساد مبارزه نشود، کارها هدر خواهد رفت

صحنه را تا آن‏جایی که می‏توانید از فساد پاک کنید. من روی مسأله‏ی فساد خیلی تکیه کرده‏ام و ممکن است بعضی به نظرشان بیاید که تکراری است، و چرا؟ نه، من اعتقاد راسخ دارم که مادامی که ما مجموعه‏ی دستگاه اجرایی خودمان را - اعم از دستگاه‏های قوه‏ی مجریه و دستگاه‏های قوه‏ی قضاییه - از فساد مالی و انحراف از روشهای قانونی و صحیح خالی نکنیم، همه‏ی کارهای ما مثل همان آبی - گزارش دادند که ما از مصرف آب کشور درست استفاده نمی‏کنیم؛ مثل همین آبیاری‏های غرقابی، یا مثل همین یارانه‏هایی که دولت می‏دهد و بخش عمده‏ی آن هدر می‏رود و بخشی از آن به جایی که باید برسد، می‏رسد - که گزارش دادند، هدر خواهد رفت ... تا یک عزم جدی و راسخ برای مقابله‏ی با اینها وجود نداشته باشد - که حالا بحمدالله این عزم هست و انسان آن را می‏بیند - و به دنبال آن عزم، عمل، تحرک، دنبالگیری و عدم اغماض نباشد، ریشه‏ی فساد بیرون نخواهد آمد و همین‏طور روی مجموعه‏ی فعالیتهای مخلصانه‏یی که در مجموعه‏ی دستگاه انجام می‏گیرد، تأثیر می‏گذارد.

4 شهریور 83. دیدار با اعضای هیئت دولت (خاتمی)

رویکرد رییس جمهور به‌گونه ای است که متمایلان به فساد مرعوبند اما اگر کار واقعی انجام نگیرد این رعب شکسته می شود/ میل به فساد هنوز در یک جاهایی وجود دارد

مسئله‏ى دیگر، مبارزه‏ى با فساد همراه با قاطعیت است. الان خوشبختانه رویکرد دولت و آقاى رئیس‏جمهور طورى بوده که کسانى که تمایل به فساد دارند، مرعوبند؛ اما اگر کار صحیح و واقعى انجام نگیرد، کم‏کم این رعب شکسته میشود و این ابهت از بین میرود؛ میل به فساد در یک جاهایى وجود دارد. با فساد و تخلفات مالى بى‏محابا برخورد کنید. البته عرض کردیم بى‏محابا و با شجاعت و قاطعیت برخورد کردن، معنایش بى‏درایتى در نوع برخورد نیست! اینها را باید با هم جمع کنید. هر دو طرفِ این کفه‏ى متوازن بایستى دیده بشود.

6 شهریور 85. در دیدار با هیئت دولت (احمدی نژاد)

اهمیت مبارزه با فساد در دولت، بیشتر از قوه قضاییه است/ آدم‌های فاسد، از اول فاسد نبودند

در داخل تشکیلات دولتى، اهمیت مبارزه‏ى با فساد اقتصادى بیشتر است از عین همین کار در دستگاه قضائى. دستگاه قضائى مجازات مفسد را بر عهده دارد، دستگاه اجرائى جلوگیرى از بروز فساد را بر عهده دارد؛ این مهمتر است؛ این پیشگیرى است. در پیچ و خم دالانهاى گوناگون اجرائى است - چه در مرحله‏ى برنامه‏ریزى، چه در مرحله‏ى اجرا - که فساد جان میگیرد؛ این میکربهاى فساد به وجود مى‏آیند و رشد میکنند و تکثیر میشوند؛ جلوى اینها را باید گرفت. البته مبارزه‏ى با فساد به صلاح احتیاج دارد؛ اول خودمان باید صالح باشیم؛ اهل فساد نباشیم تا بتوانیم با فساد حقیقتاً مبارزه کنیم. اگر در ما نقطه‏ى ضعفى از باب فسادپذیرى وجود داشته باشد، آن وقت دیگر خاطرجمع نخواهیم بود از اینکه در میدان قدم بگذاریم. لذا مواظب خودمان باشیم.

برادران و خواهران عزیز! مواظب خودتان باشید. آدمهاى فاسدى که اسمهایشان را شنیده‏اید یا توصیفشان را مى‏شنوید، اینها از اول که فاسد نبودند؛ یک وقت یک لقمه‏ى چرب و نرمى، دهن شیرین‏کنى - دانسته یا ندانسته - کسى توى دهن اینها گذاشته، به کامشان شیرین آمده، بعد لقمه‏ى بعدى و لقمه‏ى بعدى را خودشان برداشته‏اند و شده‏اند فاسد. خیلى مراقب باشید. این چندسالى که مشغول خدمتید - حالا هر چه هست؛ ده سال است، پانزده سال است، چهار سال است، پنج سال است - خیلى از خودتان مراقبت کنید. تقوا یعنى همین؛ یعنى همین مراقبت.

9 تیر 86. دیدار با مسئولان نظام

مفسد اقتصادی، همیشه در دولت جای پا پیدا می کند

مسئله‌ى مبارزه با فساد اقتصادى هم خیلى مهم است. البته متأسفانه همیشه اینجور است که مفسد اقتصادى در مرکز دولتى جاپا پیدا میکند. یعنى یک کسى را پیدا میکند که به او کمک کند، به او پاس بدهد، تا او آبشار بزند. تا کسى در داخل حصار نباشد که به آن متجاوز کمک کند، آن متجاوز نمیتواند فساد اقتصادى بکند. لذا مسئولین دولتى موظفند نسبت به بُروز و نفوذ فساد اقتصادى در دستگاه‌هاى دولتى بشدت حساس باشند. شما وقتى که مثلاً در صنعت دامدارى کشور یک نمونه‌اى را پیدا کردید که نشان داد فلان بیمارى وارد این مرغدارى شده، دیگر رحم نمیکنید؛ چون میدانید اگر چنانچه ملاحظه کردید، ضایعات منحصر به این چند هزار مرغ نخواهد بود؛ دامنه‌اش وسیع خواهد شد؛ لذا بى‌ملاحظه نابود میکنید، محو میکنید. فساد اینجورى است. اگر یک جا احساس کردید و دیدید در دستگاه‌هاى دولتى - این، مخاطبش مسئولین دولتى هستند - شائبه‌ى فساد وجود دارد، نباید هیچ ملاحظه بکنید. اگر ملاحظه کردید، این مسئله خیلى سریع گسترش پیدا میکند؛ چون بشدت واگیردار است. بیمارى فساد اقتصادى جزو آن بیمارى‌هاى واگیردارِ بسیار شدید و سریع است؛ لذا بایستى حتماً به این مسئله توجه کرد. 

26 مرداد 90. در دیدار با فعالان اقتصادی


ولی امر مسلمین جهان در همایش بیداری اسلامی؛
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، بیداری اسلامی ، سخنرانی
دموکراسی لائیک و افراطی‌گری مذهبی در مقابل اسلام‌گرایی/ نگذارید اصول اسلامى در پاى منافع زودگذر قربانى شود

رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌عنوان مهمان و سخنران ویژه همایش بیداری اسلامی بیانات مبسوطی را در این همایش ایراد کردند که مورد استقبال حاضران نیز قرار گرفت.

به گزارش رجانیوز، در جریان سخنرانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که بخش‌هایی از آن با شعرخوانی از شاعران معروف عرب همراه بود، حاضران چند بار با سردادن تکبیر، بیانات ایشان را تأیید کردند.

ایشان در سخنان خود با یادآوری حرکت‌های بزرگ منطقه، برخی از آسیب‌ها و تهدیدهای پیش رو را نیز گوشزد کردند و پیشنهادهایی ارائه دادند.

متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در ادامه آمده است:

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

السّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

الحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلوة والسّلام على سیّدنا محمّد و آله الطّیّبین و صحبة المنتجبین.

قال اللَّه العزیز الحکیم: بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم. «یا أیّها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الکافرین و المنافقین انّ اللَّه کان علیماً حکیماً. واتّبع ما یوحى الیک من ربّک انّ اللَّه کان بما تعملون خبیراً. و توکّل على‌اللَّه و کفى باللَّه وکیلاً».(1)

به حضار گرامى و میهمانان عزیز خوشامد می‌گویم. آنچه ما را در اینجا گرد آورده، بیدارى اسلامى است؛ یعنى حالت برانگیختگى و آگاهى‌اى در امت اسلامى که اکنون به تحولى بزرگ در میان ملت‌هاى این منطقه انجامیده و قیام‌ها و انقلاب‌هایى را پدید آورده که هرگز در محاسبه‌ى شیاطین مسلط منطقه‌اى و بین‌المللى نمى‌گنجید؛ خیزش‌هاى عظیمى که حصارهاى استبداد و استکبار را ویران و قواى نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است.

شک نیست که تحولات بزرگ اجتماعى، همواره متکى به پشتوانه‌هاى تاریخى و تمدنى و محصول تراکم معرفت‌ها و تجربه‌ها است. در 150 سال اخیر حضور شخصیت‌هاى فکرى و جهادى بزرگ جریان‌ساز اسلامى در مصر و عراق و ایران و هند و کشورهاى دیگرى از آسیا و آفریقا، پیش‌زمینه‌هاى وضع کنونى دنیاى اسلامند.

همچنانکه تحولات دهه‌هاى 50 و 60 میلادى در تعدادى از این کشورها که به رژیم‌هاى غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژی‌هاى  مادى منتهى شد و به اقتضاى طبیعت خود پس از چندى در دام قدرتهاى استکبارى و استعمارى غرب گرفتار آمد، تجربه‌هاى درس‌آموزى‌اند که سهم وافرى در شکل دادن به اندیشه‌ى عمومى و عمیق کنونى دنیاى اسلام دارند.

ماجراى انقلاب کبیر اسلامى در ایران که در آن به تعبیر امام خمینى عظیم، خون بر شمشیر پیروز شد و تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیش‌رونده‌ى جمهورى اسلامى و تأثیر آن در بیدارى اسلامى امروز، نیز خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقیقى است که یقیناً فصل مشبعى در تحلیل و تاریخ‌نگارى  وضعیت کنونى دنیاى اسلام را به خود اختصاص خواهد داد.

حاصل آنکه حقایق رو به افزایش کنونى در دنیاى اسلام، حوادث بریده از ریشه‌هاى تاریخى و زمینه‌هاى اجتماعى و فکرى نیستند تا دشمنان یا سطحى‌نگران بتوانند آن را موجى گذرا و حادثه‌اى در سطح بینگارند و با تحلیل‌هاى انحرافى و غرض‌آلود، مشعل امید را در دل ملتها خاموش سازند.

من در این گفتار برادرانه میخواهم بر روى سه نقطه‌ى اساسى درنگ کنم:

1-  نگاهى اجمالى به هویت این قیامها و انقلاب‌ها.

2-  خطرات و آسیب‌هاى بزرگى که بر سر راه آن قرار دارد.

3- پیشنهادهایى در علاج‌جویى و پیشگیرى از آسیب‌ها و خطرها.

1-  در موضوع اول، به نظر من مهم‌ترین عنصر در این انقلاب‌ها، حضور واقعى و عمومى مردم در میدان عمل و صحنه‌ى مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ایمان‌شان، بلکه علاوه بر آن، با جسم و تن‌شان. فاصله‌ى عمیقى است میان چنین حضورى با قیامى که به وسیله‌ى یک جمع نظامى یا حتى یک گروه مبارز مسلح در برابر چشمان بى‌تفاوت مردم یا حتى مورد رضایت آنان انجام می‌گیرد.

در حوادث دهه‌ى 50 و 60 در تعدادى از کشورهاى آفریقا و آسیا، بار سنگین انقلاب را نه قشرهاى گوناگون مردم و جوانان از همه جاى کشورها، که دستجات کودتاگر یا هسته‌هاى کوچک و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصمیم گرفتند و عمل کردند و آنگاه که خودشان یا نسل پس از آنها بر اثر انگیزه‌ها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض کردند، انقلاب‌ها به ضد خود تبدیل شد و دشمن بار دیگر بر آن کشورها تسلط یافت. این به کلى متفاوت است با تحولى که بر دوش توده‌ى مردم است و آنهایند که جسم و جان خود را به میدان مى‌آورند و با مجاهدت و فداکارى، دشمن را از صحنه بیرون می‌رانند.

در اینجا این مردم‌اند که شعارها را می‌سازند، هدف‌ها را معین می‌کنند، دشمن را شناسایى و معرفى و تعقیب می‌کنند، آینده‌ى مطلوب را، اگر چه به اجمال، ترسیم می‌کنند و در نتیجه اجازه‌ى انحراف و سازش با دشمن و تغییر مسیر را به خواص سازش‌کار و آلوده و به طریق اولى به عوامل نفوذى دشمن نمی‌دهند.

در حرکت مردمى ممکن است کار انقلاب با تأخیر انجام گیرد، ولى از سطحى‌گرى و ناپایدارى به دور است؛ کلمه‌ى طیبه‌اى است مصداق کلام خداوند که فرمود:

«ألم تر کیف ضرب اللَّه مثلاً کلمة طیّبة کشجرة طیّبة اصلها ثابت و فرعها فى السّماء».(2) من وقتى پیکر دلاور ملت پر افتخار مصر را از تلویزیون در میدان تحریر دیدم، یقین کردم که این انقلاب پیروز خواهد شد. حقیقتى را بگویم: پس از پیروزى انقلاب اسلامى و تشکیل نظام اسلامى در ایران که زلزله‌ى عظیمى را در حکومتهاى دنیاطلبان شرق و غرب پدید آورد و ملت‌هاى مسلمان را در جوش و خروشى بى‌سابقه انداخت، ما غالباً انتظار داشتیم که مصر پیش از همه جا به پا خیزد. سابقه‌ى جهاد و روشنفکرى و تربیت شخصیتهاى بزرگ مجاهد و متفکر در مصر، این توقع را در دل ما برمى‌انگیخت. اما از مصر صداى واضحى شنیده نمیشد. من در دل، خطاب به ملت مصر این شعر ابوفراس را زمزمه میکردم: اَراکَ عَصِیَّ الدَّمعِ شیُمتُک الصبر/اَما لِلهوى نهىٌ علیک و لا امرٌ

وقتى ملت مصر را در میدان تحریر و میادین دیگر شهرهاى مصر دیدم، پاسخ خود را شنیدم. ملت مصر با همان زبان دل به من میگفت:

بَلى اَنَا مُشتاقٌ و عِندِىَ لَوعةٌ/ولکنَّ مِثلى لایُذاعُ لهُ سِرٌّ

این سرّ مقدس؛ یعنى انگیزه و عزم قیام، بتدریج در ذهنیت ملت مصر قوام یافت و شکل گرفت و در لحظه‌ى مناسب تاریخى، عریان در صحنه‌اى پرشکوه به میدان آمد.

تونس و یمن و لیبى و بحرین هم دقیقاً محکوم به همین حکمند؛ «و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلاً.»(3)

در چنین انقلاب‌هایى، اصول و ارزش‌ها و هدف‌ها، نه در مانیفست‌هاى پیش‌ساخته‌ى گروه‌ها و حزب‌ها، بلکه در ذهن و دل و خواست آحاد مردمِ حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهاى آنان اعلام و تثبیت می‌شود.

با این محاسبه به روشنى میتوان تشخیص داد که اصول انقلاب‌هاى کنونى منطقه، مصر و دیگر کشورها، در درجه‌ى اول اینها است:

احیا و تجدید عزت و کرامت ملى که در طول زمان با دیکتاتورى حاکمان فاسد و با سلطه‌ى سیاسى آمریکا و غرب، در هم شکسته و پایمال شده است.

برافراشتن پرچم اسلام که عقیده‌ى عمیق و دلبستگى دیرین مردم است و برخوردارى از امنیت روانى و عدالت و پیشرفت و شکوفایى‌اى که جز در سایه‌ى شریعت اسلامى به دست نخواهد آمد.

ایستادگى در برابر نفوذ و سلطه‌ى آمریکا و اروپا که در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این کشورها وارد آورده‌اند.

مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلى صهیونیست که استعمار چون خنجرى در پهلوى کشورهاى منطقه فرو برده و وسیله‌اى براى ادامه‌ى سلطه‌ى اهریمنى خود ساخته و ملتى را از سرزمین تاریخى خود بیرون رانده است.

بى‌شک این حقیقت که انقلابهاى منطقه متکى به این اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند آمریکا و غرب و صهیونیسم نیست و آنها همه‌ى تلاش خود را به کار می‌برند تا آن  را انکار کنند، ولى واقعیت با انکار آن دگرگون نمیشود.

مردمى بودن این انقلاب‌ها مهمترین عنصر در تشکیل هویت آنها است. قدرتهاى خارجى که با آخرین توانائیها و شگردهاى خود سعى میکردند حکام مستبد و فاسد و وابسته را در این کشورها حفظ کنند و تنها هنگامى از حمایت آنها دست برداشتند که قیام و عزم مردم، هیچگونه امیدى براى آنها باقى نگذاشت، حق ندارند خود را در پیروزى این انقلابها سهیم بدانند. در جائى مانند لیبى هم، ورود و دخالت آمریکا و ناتو نمیتواند حقیقت را مشوب کند. در لیبى، ناتو ضایعه‌هاى بى‌جبران آفریده است. اگر دخالت نظامى ناتو و آمریکا نبود، ممکن بود مردم اندکى دیرتر پیروز شوند، ولى در عوض این همه زیرساخت نابود نمیشد؛ این همه نفوس بى‌گناه از زنان و کودکان کشته نمیشدند و آنگاه دشمنانى که خود سالها همراه و همدست قذافى بوده‌اند، مدعى حق دخالت در این کشور مظلوم و جنگ‌زده، نمیشدند.

مردم و نخبگان مردمى و کسانى که از مردم برآمده‌اند، خود صاحبان این انقلابها و متعهد به حراست از آن و ترسیم‌کننده‌ى مسیر آینده و رو به تکامل آن میباشند و خواهند بود ان‌شاءاللَّه.

2- در موضوع آسیب‌ها و خطرها. نخست باید تأکید کنم که خطر هست، ولى راه مصونیت از آن نیز هست. توجه به خطر نباید ملتها را بترساند. بگذارید دشمنانتان از شما بترسند و بدانید که : «انّ کید الشّیطان کان ضعیفا».(4) خداوند درباره‌ى گروهى از مجاهدان صدر اسلام می‌فرماید: «الّذین قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایماناً و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل. فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لّم یمسسهم سوء و اتّبعوا رضوان اللَّه و اللَّه ذو فضل عظیم».(5)

خطرها را باید شناخت تا در مواجهه با آن حیرت و تردید پیش نیاید و چاره و علاج، شناخته شده باشد.

ما با این خطرها پس از پیروزى انقلاب اسلامى روبه‌رو شدیم و آنها را شناختیم و تجربه کردیم و به خواست خدا و رهبرى امام خمینى و بصیرت و فداکارى مردم‌مان، از بیشتر آنها به سلامت گذشتیم. البته توطئه‌ها از سوى دشمن و عزم راسخ از سوى ملت ما همچنان ادامه دارد.

من این آسیب‌ها را به دو قسم می‌کنم: آنها که در درون خود ما ریشه دارد و از ضعفهاى ما بر میخیزد، و آنها که دشمن به طور مستقیم آن را برنامه‌ریزى میکند.

دسته‌ى اول، چیزهایى از این قبیل است: احساس و گمان اینکه با سقوط حاکم وابسته و فاسد و دیکتاتور، کار تمام شد. راحتىِ خیالِ ناشى از احساس پیروزى و به دنبال آن کم شدن انگیزه‌ها و سست شدن عزم‌ها، نخستین خطر است. و آنگاه این خطر مهیب‌تر می‌شود که اشخاص در صدد تصاحب سهم ویژه در غنیمتِ به دست آمده باشند.

ماجراى جنگ اُحد و غنیمت‌جوئى مدافعان تنگه که به شکست مسلمانان انجامید و مجاهدان از سوى خداوند متعال سرزنش شدند، یک نمونه‌ى نمادین است که هرگز نباید از یادها برد. مرعوب شدن از هیمنه ظاهرى مستکبران و احساس ترس از آمریکا و دیگر قدرت‌هاى مداخله‌گر، آسیب دیگرى از این دسته است که باید از آن پرهیز کرد. نخبگان شجاع و جوانها باید این ترس را از دلها بیرون کنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعده‌ها و حمایت‌هاى آنها افتادن نیز آسیب بزرگ دیگرى است که به طور ویژه باید پیشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس باید شناخت و از کید او که در مواردى در پسِ ظاهرِ دوستى و کمک پنهان می‌شود، باید ملت و انقلاب را مصون ساخت. روى دیگر این صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را باید با تدبیر و حزم در هم آمیخت. در مقابل شیطان جن و انس، باید همه‌ى ذخائر الهى در وجود خود را به کار گرفت. ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابیون و رخنه در پشت جبهه‌ى مبارزه، نیز آفتى بزرگ است که با همه‌ى توان باید از آن گریخت.

آسیب‌هاى دسته‌ى دوم را غالباً ملت‌هاى این منطقه در حوادث گوناگون آزموده‌اند. نخستین آسیب، بر روى کار آوردن عناصرى است که خود را متعهد به آمریکا و غرب میدانند. غرب میکوشد پس از سقوط ناگزیر مهره‌هاى وابسته، اصل سیستم و اهرمهاى اصلى قدرت را حفظ کند و سر دیگرى را بر روى این بدن بگذارد و بدین وسیله، سلطه‌ى خود را همچنان ادامه دهد. این به معناى هدر رفتن همه‌ى تلاشها و مجاهدتها است. در این مرحله اگر با مقاومت و هشیارى  مردم مواجه شوند، میکوشند تا بدیلهاى انحرافى گوناگون در پیش پاى نهضت و مردم بگذارند. این سناریو میتواند پیشنهاد مدل‌هاى حکومتى و قانون اساسى‌هائى باشد  که کشورهاى اسلامى را بار دیگر در دام وابستگى فرهنگى و سیاسى و اقتصادى به غرب بیفکند، و می‌تواند نفوذ میان انقلابیون و تقویت مالى و رسانه‌اى یک جریانِ نامطمئن و به حاشیه راندن جریان‌هاى اصیل در انقلاب باشد. این نیز به معنى بازگرداندن سلطه‌ى غرب و تثبیت مدلهاى نوسازى شده‌ى غربى و بیگانه از اصول انقلاب و در نهایت، تسلط آن‌ها بر اوضاع است.

اگر این تاکتیک نیز به نتیجه نرسد، تجربه‌ها به ما میگوید که آنگاه روشهائى چون هرج و مرج و تروریزم و جنگ داخلى میان پیروان ادیان یا قومیتها یا قبائل و احزاب و یا حتى میان ملتها و دولت‌هاى همسایه، و همراه با آن، حصر اقتصادى و تحریم و بلوکه کردن سرمایه‌هاى ملى و نیز هجوم همه جانبه‌ى تبلیغاتى و رسانه‌اى را در پیش خواهند گرفت. مقصود آنان از این همه، خسته و نومید کردن مردم و مردد و پشیمان کردن مبارزان است، که میدانند در این صورت، شکست دادن انقلاب، ممکن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر یا بدنام کردن برخى از آنان و از سوئى خریدن کسانى از سست‌عنصران، نیز در شمار روشهاى متداول قدرتهاى غربى و مدعیان تمدن و اخلاق است.

در ایران اسلامى، اسناد لانه‌ى جاسوسى که به دست انقلاب افتاد، نشان داد که همه‌ى این توطئه‌ها، بدقت از سوى رژیم ایالات متحده‌ى آمریکا براى ملت ایران برنامه‌ریزى شده بود. براى آنان بازگرداندن ارتجاع و استبداد و حاکمیت وابسته در کشورهاى انقلابى، اصلى است که همه‌ى این روشهاى کثیف را تجویز میکند.

3- در آخرین بخشِ سخنانم، توصیه‌هائى را بر اساس تجربه‌ى عینى خودمان در ایران و آنچه از مطالعه‌ى دقیق دیگر کشورها به دست آمده است، در معرض دید و تشخیص و انتخاب شما میگذارم. شک نیست که شرائط ملتها و کشورها در همه چیز یکسان نیست، ولى بیناتى وجود دارد که میتواند براى همه مفید باشد.

اولین سخن آن است که با توکل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعده‌هاى مؤکد نصرت الهى در قرآن و به کارگیرى خرد و عزم و شجاعت، میتوان بر همه‌ى این موانع فائق آمد و پیروزمندانه از آنها عبور کرد. البته کارى که شما بدان همت گماشته‌اید، بسى بزرگ و سرنوشت‌ساز است. پس باید زحمات بزرگ را هم به خاطر آن تحمل کرد. امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) در خطبه‌ای فرموده است: فانّ اللَّه لم یقصم جبّارى دهر قطّ الّا بعد تمهیل و رخاء و لم یجبر عظم أحد من الامم الّا بعد أزل و بلاء و فى دون ما استقبلتم من عتب و ما استدبرتم من خطب معتبر.(6)

توصیه‌ى مهم آن است که خود را همواره در میدان بدانید: «فاذا فرغت فانصب».(7) همیشه خداوند را حاضر و کمک‌کار خود بدانید: «و الى ربّک فارغب».(8) و پیروزیها ما را دچار غرور و غفلت نکند: «اذا جاء نصراللَّه و الفتح و رأیت النّاس یدخلون فى دین اللَّه افواجاً فسبّح بحمد ربّک واستغفره انه کان توابا».(9) اینها پشتوانه‌هاى حقیقى‌یک ملت مؤمن است.

توصیه‌ى دیگر، بازخوانى دائمى اصول انقلاب است. شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانى و محکمات اسلام تطبیق داده شوند. استقلال، آزادى، عدالتخواهى، تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفى تبعیضهاى قومى و نژادى و مذهبى، نفى صریح صهیونیزم؛ اینها ارکان نهضتهاى امروز کشورهاى اسلامى است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است.

اصول‌تان را روى کاغذ بنویسید؛ اصالت‌هاى خود را با حساسیت بالا حفظ کنید؛ نگذارید اصول نظام آینده‌ى شما را دشمنان شما بنویسند؛ نگذارید اصول اسلامى در پاى منافع زودگذر قربانى شود. انحراف در انقلاب‌ها، از انحراف در شعارها و هدفها آغاز میشود. هرگز به آمریکا و ناتو و به رژیمهاى جنایتکارى چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا که زمانى دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت کردند، اعتماد نکنید؛ به آنها سوء ظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید؛ پشت این لبخندها و وعده‌ها، توطئه و خیانت نهفته است. راه حل خود را خود با بهره‌گیرى از سرچشمه‌ى فیاض اسلام به دست آورید و نسخه‌هاى بیگانه را به خودشان پس دهید.

توصیه‌ى مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبى، قومى، نژادى، قبیله‌اى و مرزى است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامى کلید نجات است. آنها که آتش تفرقه‌ى مذهبى را با تکفیر این و آن دامن میزنند، اگر خودشان هم ندانند، مزدور و عمله‌ى شیطانند.

نظام‌سازى کار بزرگ و اصلى شما است. این کارى پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهاى لائیک یا لیبرالیسم غربى، یا ناسیونالیسم افراطى، یا گرایشهاى چپ مارکسیستى، خود را بر شما تحمیل کند.

اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خیرى براى آن متصور نیست. گذشت زمان به زیان آنها و به سود جریان اسلام است. هدف نهائى را باید امت واحده‌ى اسلامى و ایجاد تمدن اسلامى  جدید بر پایه‌ى دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار داد.

آزادى فلسطین از چنگال درنده‌ى صهیونیستها نیز هدفى بزرگ است. کشورهاى بالکان و قفقاز و آسیاى غربى پس از هشتاد سال از چنگال شوروى سابق نجات یافتند؛ چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیستهاى ظالم نجات یابد؟

نسل امروزِ کشورهاى اسلامى این ظرفیت را دارد که به چنین کارهاى بزرگى بپردازد. نسل جوان امروز مایه‌ى افتخار نسلهاى پیشین خویش است. به قول شاعر عرب:

قالوا: ابوالصَّخر مِن شَیبان قُلتُ لَهُم/کلاّ لَعمَرى ولکن منهُ شیبانٌ‌

وَ کَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُرى شَرَفٍ/کما عَلا برسول اللَّه عدنانٌ‌

به نسل جوان خود اعتماد کنید، روح اعتماد به نفس را در آنان زنده کنید، و از تجربه‌هاى مجربان و پیران، آنها را بهره‌مند سازید. دو نکته‌ى مهم در اینجا وجود دارد:

اول آنکه ملت‌هاى انقلاب کرده و آزاد شده، یکى از مهمترین خواسته‌هایشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مدیریت کشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردمسالارى اسلامى» است؛ یعنى حاکمان با رأى مردم برگزیده میشوند و ارزشها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنى بر معرفت و شریعت اسلامى است. این خود میتواند در کشورهاى گوناگون به اقتضاى شرائط، با شیوه‌ها و شکلهاى گوناگون تحقق یابد، ولى با حساسیت کامل باید مراقب بود که این با دموکراسى لیبرال غربى اشتباه نشود. دموکراسى لائیک و در مواردى ضد مذهب غربى با مردمسالارى اسلامى که متعهد به ارزشها و خطوط اصلى اسلامى در نظام کشور است، هیچ نسبتى ندارد.

نکته‌ى دوم آن است که اسلامگرایى نباید با تحجر و قشرى‌گرى و تعصبهاى جاهلانه و افراطى مشتبه گردد. مرز میان این دو نیز باید پر رنگ باشد. افراط‌هاى  مذهبى که غالباً با خشونت کور همراه است، عامل عقب‌ماندگى و دور شدن از هدف‌هاى والاى انقلاب است، و این به نوبه‌ى خود مایه‌ى جدا شدن مردم و در نتیجه شکست انقلاب خواهد بود. خلاصه کنم:

سخن از بیدارى اسلامى، سخن از یک مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأویل و تفسیر نیست؛ سخن از یک واقعیت خارجىِ مشهود و محسوس است که فضا را انباشته و قیامها و انقلابهاى بزرگى  را پدید آورده و مهره‌هاى خطرناکى از جبهه‌ى دشمن را ساقط کرده و از صحنه بیرون رانده است. با این حال، صحنه همچنان سیال و نیازمند شکل دادن و به سرانجام رساندن است. آیاتى که در طلیعه‌ى سخن تلاوت شد، دستورالعمل کامل و کارسازى است؛ براى همیشه و بویژه در این برهه‌ى حساس و سرنوشت‌ساز. خطاب به پیامبر اکرم (صلّى اللَّه علیه و آله و سلم) است، ولى در واقع ما همگى بدان مخاطب و مکلفیم. در این آیات، تقوا با همان معنى  بلند و گسترده‌اش، اولین توصیه است، و سپس سرپیچیدن از فرمانبرى کافران و منافقان، و پیروى از وحى الهى، و سرانجام توکل و اعتماد به خداوند.

بار دیگر این آیات را مرور کنیم: بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم. «یا أیها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الکافرین و المنافقین انّ اللَّه کان علیماً حکیماً. واتّبع ما یوحى الیک من ربّک انّ اللَّه کان بما تعملون خبیراً. و توکّل على اللَّه و کفى باللَّه وکیلاً».

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه‌

1) احزاب: 3 - 1
2) ابراهیم: 24
3) احزاب: 23
4) نساء: 76
5) آل‌عمران: 174 - 173
6) نهج‌البلاغه: خطبه‌ى 88
7) شرح: 7
8) شرح: 8
9) نصر: 3 - 1


امام جماعت واشنگتن:ولایت فقیه نقشه‌های آمریکا و غرب طی فتنه 88 را ناکام گذاشت
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، آمریکا

مام جماعت مسجد الاسلام واشنگتن دی.سی با اشاره به نقش ولایت فقیه در حفظ ایران در حوادث پس انتخابات، تاکید کرد که مردم ایران تحت رهبری واحد ایران حفظ کرده‌اند و ایران الگوی اصلی ملت‌های عرب منطقه است.

«امام عبدالعلیم موسی» امام جماعت مسجد الاسلام واشنگتن دی.سی در آمریکا در گفت‌وگو با فارس در حاشیه اولین اجلاس بیداری اسلامی در تهران گفت: نهضت بیداری اسلامی در منطقه دستاورد ارزشمند انقلاب اسلامی ایران و تلاش این کشور برای صدور آرمان‌های گرانبهای آن به کشور‌های منطقه و حتی کشور‌های اروپا و آمریکا است.
 
وقوع انقلاب‌های منطقه نشانه شکست سیاست‌های 30 ساله آمریکا است
 
موسی با اشاره به تلاش‌های آمریکا برای ممانعت از صدور پیام انقلاب ایران در منطقه تصریح کرد که سیاستمداران آمریکا ابتدا با استفاده از ابزار نظامی حمله رژیم بعث عراق به ایران و سپس با استفاده از ابزار‌های اقتصادی تحریم‌ها سعی کردند تا این انقلاب را کنترل کنند اما با گذشت 30 سال، وقوع انقلاب‌های مختلف در کشور‌های عربی نشانه ناکامی سیاست‌های آمریکا در منطقه است.
 
امام جماعت مسجد الاسلام واشنگتن با اشاره به اینکه ایران الگوی اصلی ملت‌های عرب منطقه است،‌ تاکید کرد ایران نشان داد هم می‌توان انقلاب کرد و هم از ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب محافظت کرد. وقتی شما نظم جهانی را برهم می‌زنید باید از آرمان‌های انقلاب خود دربرابر بازیگرانی که این موضوع را به چالش می‌کشند، دفاع کرده و آن را حفظ کنید.
 
ممنون فداکاری دولت و ملت ایران طی 30 گذشته هستیم
 
وی با اشاره به هزینه‌هایی که دولت و ملت ایران برای حفظ انقلاب و صدور ارزش‌های اسلام واقعی در جهان پرداخته‌اند، تاکید کرد مردم ایران نمی‌دانند که ما چقدر بابت فداکاریشان از آنها ممنون هستیم؛ مردمی که تحت رهبری واحد دربرابر فتنه‌های گوناگون ایستادگی کردند.
 
ولایت فقیه نقشه‌های آمریکا و غرب طی فتنه 88 را ناکام گذاشت
 
عبدالعلیم موسی افزود: آمریکا و غرب در خلال حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 تمام تلاش خود در سطح بین‌المللی و داخلی را برای نابودی انقلاب ایران به کار بستند، اما نقش مهم ولایت فقیه، تمامی نقشه‌های آنها را ناکام گذاشت.
وی با اشاره به حضور گسترده مردم ایران در این انتخابات و مقایسه آن با انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا اعلام کرد با بیش از 40 درصد  مشارکت سیاسی گویا دموکراسی درایران بیشتر از آمریکا است.
موسی انتخاب واژه «بیداری اسلامی» از سوی مقامات ایرانی برای این اجلاس را استراتژیک توصیف کرده و استفاده آن در مقابله با واژه بهار عربی رسانه‌های غربی،‌ مناسب دانست.
وی در پایان از مقامات ایرانی برای برپایی این کتفرانس و از صبر و شکیبیایی ملت ایران در طول 30 سال گذشته تشکر و قدردانی کرد.

نویسنده ای که روشنفکری را از کوتاه بینی نجات داد/جلال آل احمد در نگاه رهبری
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠  کلمات کلیدی: جلال آل احمد ، روشنفکری ، مقام معظم رهبری ، سیاسی
خبرنامه دانشجویان ایران: هجدهم شهریورماه سالروز درگذشت نویسنده ی پر آوازه ایرانی است که در زمان حیات و مماتش تاثیر زیادی بر جامعه خود گذاشت.
 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ جلال آل احمد داستان نویس و مقاله نویسی سیاسی است که خود را وقف روشنگری در جامعه کرد. جلال روشنفکری است که هرچند خیلی از افراد سعی کردند تا او را ضد دین نشان دهند اما نفوذ دین در تار و پود آثارش به وضوح مشخص و در زندگی فردیش متجلی است.
 
جلال آل احمد در 18 شهریور سال 1348 در سن چهل و شش سالگی در گیلان درگذشت. جنازه جلال بعد از فوتش بطور مشکوکی سریع تشییع و در مسجد فیروزآبادی جنب بیمارستان فیروزآبادی شهر ری دفن شد. برادر جلال، شمس آل احمد علت درگذشت وی را مسومیت بدست عناصر ساواک می‌داند.
 
سهم جلال در انقلاب اسلامی ایران بسیار قابل ملاحظه و مهم است. یک نهضت انقلابی از «فهمیدن» و «شناختن» شروع می‌شود. روشنفکر درست، آن کسی است که در جامعه جاهلی، آگاهی‌های لازم را به مردم می‌دهد و آنان را به راهی نو می‌کشاند و اگر حرکتی در جامعه آغاز شده است، با طرح آن آگاهی‌ها، بدان عمق می‌بخشد.
 
برای این کار، لازم است روشنفکر اولاً جامعه خود را بشناسد و ناآگاهی او را دقیقاً بداند ثانیاً آن «راه نو» را درست بفهمد و بدان اعتقادی راسخ داشته باشد، ثالثاً خطر کند و از پیشامدها نهراسد. در اینصورت است که می‌شود: العلماء ورثه الانبیاء.
 
آل‌احمد، آن اولی را به تمام و کمال داشت. از دوم و سوم هم بی‌بهره نبود. وجود چنین کسی برای یک ملت که به سوی انقلابی تمام عیار پیش می‌رود، نعمت بزرگی است. و آل‌احمد به راستی نعمت بزرگی بود. حداقل، یک نسل را او آگاهی داده است و این برای یک انقلاب، کم نیست.
 
جلال شخصیتی بزرگ است که تاثیر و عمق این شخص درانقلاب را می توان در سخنان مقام معظم رهبری جست. مقام معظم رهبری در 22 اردیبهشت سال 77 در سخنرانی ای که در جمع دانشجویان دانشگاه تهران داشتند ضمن تشریح روشنفکری به نکاتی از زندگی و شخصیت جلال آل احمد اشاره می‌کنند که خواندنی است.در پایین گوشه هایی از سخنرانی ایشان که حاوی مطالبی در مورد جلال آل احمد است، آمده است.
 
روشنفکرى در ایران، بیمار متولّد شد. مقوله روشنفکرى، با خصوصیّاتى که در عالمِ تحقّق و واقعیّت دارد - که در آن، فکر علمى، نگاه به آینده، فرزانگى، هوشمندى، احساس درد در مسائل اجتماعى و بخصوص آنچه که مربوط به فرهنگ است، مستتر است - در کشور ما بیمار و ناسالم و معیوب متولّد شد. چون کسانى که روشنفکران اوّلِ تاریخ ما هستند، آدمهایى ناسالمند. اکنون من سه نفر از این شخصیتها و پیشروان روشنفکرى در ایران را اسم مى‏آورم: میرزا ملکم خان ارمنى، میرزا فتحعلى آخوندزاده، حاج سیّاح محلّاتى. این کسانى که اوّلین نشانه‏ها و پیامهاى روشنفکرىِ قرن نوزدهمى اروپا را وارد ایران کردند، به‏شدّت نامطمئن بودند. مثلاً میرزا ملکم خان که داعیه روشنفکرى داشت و مى‏خواست علیه دستگاه استبداد ناصرالدّینشاهى روشنگرى کند، خود دلّال معامله بسیار استعمارى و زیانبار «رویتر» بود!
 
شما به خاطرات «کیانورى» و دیگر رؤساى توده‏ایها که در جمهورى اسلامى گیر افتادند، نگاه کنید! خاطرات اینها چاپ شده است؛ از پنجاه سال قبل، شصت سال قبل صحبت مى‏کنند. با آن‏که اینها شاید همه حقایق را هم نمى‏خواستند بگویند، اما کاملاً از گوشه و کنار حرفهایشان مشخّص مى‏شود که آن روز حقیقت حزب توده چه بود. درعین‏حال، باز صادقترین و مخلصترین روشنفکران در همین مجموعه جمع شده بودند. یکى از آنها «جلال آل احمد» بود که من در این بحث، از حرفهاى او براى شما نقل خواهم کرد. مرحوم جلال آل احمد، جزو حزب توده بود. «خلیل ملکى» و دیگران، اوّل در حزب توده بودند.
 
از 28 مرداد، از لحاظ نشان دادن انگیزه‏هاى یک روشنفکر در مقابل یک دستگاه فاسد، سکوت عجیبى در فضاى روشنفکرى هست. خیلى از کسانى که در دهه بیست مورد غضب دستگاه قرار گرفته بودند، در دهه سى به همکاران مطیع دستگاه تبدیل شدند! آل احمد در کتاب «خدمت و خیانت روشنفکران»، از همین روشنفکرى دهه سى حرف مى‏زند. آل احمد این کتاب را در سال چهل و سه شروع کرده، که تا سال چهل و هفت ادامه داشت. سال چهل و هفت که آل احمد به مشهد آمد، ما ایشان را دیدیم. به مناسبتى صحبت از این کتاب شد، گفت مدّتى است به کارى مشغولم؛ بعد فهمیدیم که از سال چهل و سه مشغول این کتاب بوده است. او از ما در زمینه‏هاى خاصى مطالبى مى‏خواست، که فکر مى‏کرد ما از آنها اطّلاع داریم. آن‏جا بود که ما فهمیدیم او این کتاب را مى‏نویسد. این کتاب بعد از فوتش منتشر شد. یعنى کتابى نبود که در رژیم گذشته اجازه‏ى پخش داشته باشد؛ کتابِ صددرصد ممنوعى محسوب مى‏شد و امکان نداشت پخش شود.
 
البته در این‏جا آل احمد مواضع خیلى خوبى را اتّخاذ مى‏کند؛ اما درعین‏ حال شما مى‏بینید که همین آل احمدِ معتقد به مذهب و معتقد به سنّتهاى ایرانى و بومى و شدیداً پایبند به این سنّتها و معتقد به زبان و ادب فارسى و بیگانه از غرب و دشمن غربزدگى، باز درباره مسائل روشنفکرى، در همان فضاى روشنفکرى غربى فکر کرده، تأمّل کرده، حرف زده و قضاوت نموده است! این که مى‏گویم روشنفکرى در ایران بیمار متولّد شد، معنایش همین است. تا هرجا هم ادامه پیدا کرده، بیمارى ادامه پیدا کرده است.
 
و اما این بیمارى چه بود؛ یعنى کجا بروز مى‏کرد؟ این را از زبان آل احمد براى شما ذکر مى‏کنم. آل احمد در مشخصات روشنفکر مى‏گوید: یک مشخصات، مشخصات عوامانه روشنفکر است. او مى‏گوید معناى «عوامانه» این نیست که عوام، روشنفکر را این‏گونه تصوّر مى‏کنند؛ بلکه خود روشنفکر هم گاهى همین‏طور فکر مى‏کند. این خصوصیات سه تاست: اوّل، مخالفت با مذهب و دین - یعنى روشنفکر لزوماً بایستى با دین مخالف باشد! - دوم، علاقه‏مندى به سنن غربى و اروپارفتگى و این‏طور چیزها؛ سوم هم درسخواندگى. این دیگر برداشتهاى عامیانه از روشنفکرى است؛ ممیّزات روشنفکر این است. یعنى اگر کسى متدیّن شد، چنانچه علّامه دهر باشد، اوّلْ هنرمند باشد، بزرگترین فیلسوف باشد؛ روشنفکر نیست! بعد مى‏گوید این سه خصوصیتى که برداشت عامیانه و خصوصیات عامیانه روشنفکرى است، در حقیقت ساده‏شده دو خصوصیت دیگرى است که با زبان عالمانه یا زبان روشنفکرى مى‏شود آنها را بیان کرد. یکى از آن دو خصوصیت، عبارت است از بى‏اعتنایى به سنّتهاى بومى و فرهنگ خودى - که این دیگر بحث عوامانه نیست؛ این حتمى است - دیگرى، اعتقاد به جهان‏بینى علمى، رابطه علمى، دانش و قضا و قدرى نبودن اینها؛ مثالهایى هم مى‏زند.
 
این در حالى است که در معناى روشنفکرىِ ساخته و پرداخته فرنگ - که اینها آن را از فرنگ گرفتند و آوردند - به‏هیچ‏وجه این مفهوم و این خط و جهت و این معنا نیست! یعنى چرا باید یک روشنفکر حتماً به سنّتهاى بومیش بى‏اعتنا باشد؛ علت چیست؟ روشنفکرى، عبارت است از آن حرکتى، شغلى، کار و وضعى که با فعّالیت فکر سر و کار دارد. روشنفکر، کسى است که بیشتر با مغز خودش کار مى‏کند، تا با بازویش؛ با اعصاب خودش کار مى‏کند، تا با عضلاتش؛ این روشنفکر است. لذا در طبقات روشنفکرى که سپس در فصلهاى بعدى کتابش ذکر مى‏کند، از شاعر و نویسنده و متفکّر و امثال اینها شروع مى‏کند، تا به استاد دانشگاه و دانشجو و دبیر و معلم و روزنامه‏نگار - که آخرین آنها روزنامه‏نگار و خبرنگار است - مى‏رسد.
 
چرا باید کسى که با تفکر خودش کار مى‏کند، لزوماً به سنّتهاى زادگاه و کشور و میهن و تاریخ خودش بیگانه باشد، حتّى با آنها دشمن باشد، یا بایستى با مذهب مخالف باشد؟ پاسخ این سؤال در خلال حرفهاى خود این مرحوم، یا بعضى حرفهاى دیگرى که در این زمینه‏ها زده شده، به دست مى‏آید. علّت این است که آن روزى که مقوله روشنفکرى - مقوله «انتلکتوئل» - اوّل بار در فرانسه به وجود آمد، اوقاتى بود که ملت فرانسه و اروپا از قرون وسطى‏ خارج شده بودند؛ مذهب کلیسایىِ سیاهِ خشنِ خرافىِ مسیحیّت را پشت سر انداخته و طرد کرده بودند. دانشمند را مى‏کُشد، مکتشف و مخترع را محاکمه مى‏کند، تبعید مى‏کند، نابود مى‏کند، کتاب علمى را از بین مى‏برد. این بدیهى است که یک عدّه انسانهاى فرزانه پیدا شوند و آن مذهبى که این خصوصیت را داشت و از خرافات و حرفهایى که هیچ انسان خردپسندى آن را قبول نمى‏کند ، پُر بود، به کنارى بیندازند و به کارهاى جدید رو بیاورند و دائرةالمعارفِ جدیدِ فرانسه را بنویسند و کارهاى بزرگ علمى را شروع کنند. بدیهى است که اینها طبیعت کارشان پشت کردن به آن مذهب بود. آن وقت روشنفکر مقلّد ایرانى در دوره‏ى قاجار، که اوّل بار مقوله «انتلکتوئل» را وارد کشور کرد و اسم منوّرالفکر به آن داد و بعد به «روشنفکر» - با همان خصوصیت ضدّ مذهبش - تبدیل شد، آن را در مقابل اسلام آورد؛ اسلامى که منطقى‏ترین تفکّرات، روشنترین معارف، محکمترین استدلالها و شفّافترین اخلاقیات را داشت؛ اسلامى که همان وقت در ایران همان کارى را مى‏کرد که روشنفکران غربى مى‏خواستند در غرب انجام دهند! یعنى در برهه‏اى از دوران استعمار، روشنفکران غربى، با مردم مناطق استعمارزده غرب همصدا شدند. مثلاً اگر کشور اسپانیا، کوبا را استعمار کرده بود و ثروت آن‏جا - شکر کوبا - را در اختیار گرفته بود، «ژان پل‏سارتر» فرانسوى از مردم کوبا و از «فیدل کاسترو» و از «چه‏گوارا»، علیه دولت استعمارى فرانسه دفاع مى‏کرد و کتاب مى‏نوشت: «جنگ شکر در کوبا».
 
به عبارت دیگر، روشنفکر غربى در برهه‏اى از زمان، با دولت و با نظام حاکم بر خودش، به نفع ملتهاى ضعیف مبارزه مى ‏کرد. این کار در ایران به وسیله چه کسى انجام مى‏گرفت؟ به وسیله میرزاى شیرازى؛ به وسیله میرزاى آشتیانى در تهران؛ به وسیله سیدعبدالحسین لارى در فارس. اینها با نفوذ استعمار مبارزه مى‏کردند؛ اما چه کسى به انعقاد قراردادهاى استعمارى و دخالت استعمار کمک مى‏کرد؟ میرزا ملکم‏خان و امثال او و بسیارى از رجال قاجار که جزو روشنفکران بودند. یعنى درست مواضع جابه‏جا شده بود؛ اما در عین‏حال مبارزه با دین خرافى مسیحیّت در روشنفکرى ایران، جاى خودش را به مبارزه با اسلام داد! بنابراین، یکى از خصوصیات روشنفکر این شد که با اسلام، دشمن و مخالف باشد.
 
البته هنوز هم که هنوز است، دنباله‏هاى همان خیل روشنفکران دوره پهلوى، از کتاب نویسشان گرفته، تا شاعرشان، تا محقّقشان، تا مصحّحشان، تا بیوگرافى نویسشان، گاهى با صراحت همان خط را دنبال مى‏کنند و از مثل «میرزا فتحعلى آخوندزاده»اى، آن‏چنان تجلیل مى‏کنند، که گویى از پیامبرى تجلیل مى‏کنند! براى این‏که میرزا فتحعلى به برکت ضدّیتش با دین و مبارزه‏اش با اسلام، هم رفت سر سفره تزارها نشست و نان آنها را خورد و کمک آنها را قبول کرد و هم بعداً وقتى که بلشویکها و کمونیستها به خامنه ما آمدند، به نام میرزا فتحعلى آخوندزاده کنسرت راه انداختند!
 
البته به نظر ما، در روشنفکرى به معناى حقیقى کلمه، نه ضدّیت با مذهب هست و نه ضدّیت با تعبّد. یک انسان مى‏تواند هم روشنفکر باشد؛ به همان معنایى که همه روشنفکر را تعریف کرده‏اند - کسى که به آینده نگاه مى‏کند، کار فکرى مى‏کند، رو به پیشرفت دارد - و هم مى‏تواند مذهبى باشد، مى‏تواند متعبّد باشد، مى‏تواند مرحوم دکتر بهشتى باشد، مى‏تواند شهید مطهّرى باشد، مى‏تواند بسیارى از شخصیتهاى روشنفکرِ مذهبىِ کاملاً مؤمن ما باشد که ما دیده‏ایم. هیچ لزومى ندارد که مخالف مذهب باشد.
 
جالب این‏جاست که وقتى قید عدم تعبّد را جزو قیود حتمى و اصلى روشنفکرى ذکر مى‏کنند، نتیجه این مى‏شود که علّامه طباطبایى، بزرگترین فیلسوف زمان ما که از فرانسه فلاسفه و شخصیتهاى برجسته‏اى مثل «هانرى کربن» به این‏جا مى‏آیند و چند سال مى‏مانند تا از او استفاده کنند، روشنفکر نیست؛ اما مثلاً فلان جوجه شاعرى که به مبانى مذهب و مبانى سنّت و مبانى ایرانیگرى اعتقادى ندارد و چند صباحى هم در اروپا یا امریکا گذرانده، روشنفکر است؛ و هرچه در اروپا بیشتر مانده باشد، روشنفکرتر است! ببینید چه تعریف غلط و چه جریان زشت و نامناسبى به نام روشنفکر در ایران ایجاد شده بود!
 
آل احمد در همین کتاب «خدمت و خیانت روشنفکران» مى‏ گوید: روشنفکران ایرانى ما - به نظرم چنین تعبیرى دارد - دست خودشان را با خون پانزده خرداد شستند! یعنى لب تر نکردند! همین روشنفکران معروف؛ همینهایى که شعر مى‏گفتند، قصّه مى‏نوشتند، مقاله مى‏نوشتند، تحلیل سیاسى مى‏کردند؛ همینهایى که داعیه رهبرى مردم را داشتند؛ همینهایى که عقیده داشتند در هر قضیه از قضایاى اجتماعى، وقتى آنها در یک روزنامه یا یک مقاله اظهارنظرى مى‏کنند، همه باید قبول کنند، اینها سکوت کردند! این قدر اینها از متن مردم دور بودند و این دورى همچنان ادامه پیدا کرد.
 
بنابراین، بدترین کارى که ممکن بود یک مجموعه روشنفکرى در ایران بکند، کارهایى بود که روشنفکران ما در دوره پانزده ساله نهضت اسلامى انجام دادند؛ به‏کل کنار رفتند! نتیجه هم معلوم شد: مردم مطلقاً از آنها بریدند. البته تا حدودى، تعداد خیلى معدودى وسط میدان بودند. از جمله خود مرحوم آل احمد بود. حتّى شاگردان و دوستان و علاقه‏مندانش وارد این میدان نشدند؛ خیلى دورادور حرکتى کردند.
 
البته روشنفکرجماعت وقتى بخواهند در این زمینه‏ها حرف بزنند، مى‏توانند بنشینند ببافند، حرف بزنند، که آقا نمى‏شود، روشنفکرى با دین نمى‏سازد؛ دین اگر به کشورى آمد، همه چیز را تحت‏الشّعاع قرار مى‏دهد؛ کمااین‏که متأسّفانه در یک پاورقى، مرحوم آل احمد هم یک جمله این‏طورى دارد، که خطاى تاریخى است. به نظر من، ایشان در این‏جا دچار خطاى تاریخى شده است.
 
مىگوید در زمان صفویه، چون دین، منشیگرى، ادیبى و دبیرى، در کنار دستگاههاى حکومتى قرار گرفت - یعنى مثلاً میرداماد رفت کنار شاه عباس نشست - لذا در آن زمان، فرهنگ و ادب و فلسفه و هنر تنزّل کرد! این اشتباه است. مثل دوره صفویه، دوره‏اى در طول ادبیّات نیست. مرحوم آل احمد اهل شعر نبوده؛ به نظر من از روى بى‏اطّلاعى اظهارنظر کرده است. شعراى مخالف سبک هندى، حرف معروف غلطى را در دهنها انداختند. سبک هندى در دوره صفویه رایج شد و تا دوره زندیه و اوایل قاجاریه هم ادامه داشت؛ بعد گروه دیگرى پدید آمدند، که به آنها به اصطلاح متجدّدان و انجمن ادبى اصفهان مى‏گفتند. اینها با سبک هندى خیلى مخالف بودند. البته شعرهایشان هرگز به پایه شعراى سبک هندى هم نمى‏رسد - فاصله خیلى زیاد است - لیکن مخالف بودند. از آن زمان ترویج شد که دروه صفویه، دوره انحطاط شعر است! نه؛ شاعر بزرگى مثل صائب، متعلّق به دوران صفویه است. شعرایى مثل کلیم، مثل عرفى، مثل طالب آملى، متعلّق به دوران صفویه‏اند. شعرایى که در همه طول تاریخ شعر، ما نظیرشان را کم داریم، در دوره صفویه بوده‏اند. نصرآبادى در «تذکره نصرآبادى»، در زمان خودش در اصفهان، نزدیک به هزار شاعر را اسم مى‏آورد و شرح حالشان را مى‏نویسد. شهرى مثل شهر اصفهان با هزار شاعر! البته شعراى خوب، نه شاعر جفنگ‏گو! شعرهایشان هست، تذکره نصرآبادى هم موجود است. ما کِى و کجا چنین چیزى داشتیم؟
 
در فلسفه، ملاصدرا، بزرگترین فیلسوف همه تاریخ فلسفه اسلامى، متعلّق به زمان صفویه است. میرداماد، مربوط به زمان صفویه است. فیض کاشانى - عارف معروف - مربوط به زمان صفویه است. لاهیجى - متکلّم و فیلسوف معروف - متعلّق به زمان صفویه است. این چه حرفى است که زمان صفویه، دوره انحطاط شعر است؟ نخیر؛ اتّفاقاً دوران صفویه، دوران شکوه و اوجِ ادب و هنر است. البته ادب به معناى شعر، نه نثر. نثر هم خوب است، اما آن‏چنان اوجى ندارد. بهترین کاشیکاریها و بهترین معماریها، متعلّق به دوران صفویه است. شما در طول تاریخ، مثل مسجد شیخ لطف‏اللَّه - در یک مقوله - مثل میدان نقش جهان اصفهان - در یک مقوله - مثل آن ساختمانها - در مقولات دیگر - نمى‏توانید پیدا کنید؛ مگر خیلى کم. اینها متعلّق به دوران صفویه است.
 
یکی دیگر از نوشته هایی که حاوی نظرات رهبر انقلاب درباره جلال آل احمد است نامه ایشان به شمس آل احمد است.شمس آل احمد در دست نوشته ای در ابتدای این نامه نوشته است:
 
" آیت الله خامنه ای به شیوه عیاری و جوانمردی شان، چندین بار مرا نواخته‌اند. یکبارش در ایام ریاست‌جمهوری‌شان که من زیر فشار خانواده‌هایی بودم از ده، دوازده تن اعاظم اهل قلم که با همه‌شان در دوران‌هایی الفت‌هایی داشتم. اما از ابتدای انقلاب، و بروز علایق فردی، تقریباً با همه‌شان اختلاف‌نظرهایی یافتم و آنان افرادی بودند از اهل قلم هم نسل‌ من یا بعضی‌شان نسل پس از من. که هر کدام بجهتی از دید و نظر من پنهان، مقید شده بودند.
 
در آن زمان ریش نداری من، گهگاه، اینجا و آنجا بگرو مورد قبول بود. خدمت ایشان رسیدم و تقاضای آزادی ده‌نفری از افراد مورد علاقه‌ام را کردم و ایشان از موضع تازه قدرتشان - ریاست‌جمهوری - سفارشاتی کردند که آن افراد دو، سه ماهه آزاد شدند. زشت می‌دانم بیشتر از این و در این مجال از آن عوالم حرف بزنم.
 
باری دیگر و قبل از آن هنگام - ده‌سال پیش- ایشان به سؤال من از موضع مدیریت رواق در مورد جلال اظهاررأی کردند. که من یک دو جا، شمه‌ای از آن رأی را چاپ کرده‌ام. اینک زمان انتشار کل نظر ایشان برایم فراهم شده است. اگر تأخیری در این امر واقع شده است، تنها بعلت عدم مجال ممکن برای من بوده است که از این بابت شرمسارم."
 
مسکوت ماندن جلال، تقصیر شماست - شمایی که او را می‌شناسید و نسبت به او انگیزه دارید. از طرفی مطهری و طالقانی و شریعتی در این انقلاب، حکم پرچم را داشتند. همیشه بودند. تا آخر بودند. چشم و دل «مردم» (و نه خواص) از آنها پر است و این همیشه بودن و با مردم بودن، چیز کمی نیست. اگر جلال هم چند سال دیگر می‌ماند ... افسوس
 
متن کامل نامه آیت الله خامنه ای به این شرح است:
 
نامه آیت‌الله خامنه‌ای به شمس آل احمد
بنام خدا
با تشکر از انتشارات رواق
اولاً بخاطر احیاء نام جلال آل‌احمد واز غربت در درآوردن کسی که روزی جریان روشنفکری اصیل و مردمی را از غربت درآورد. و ثانیاً بخاطر نظرخواهی از من که بهترین سالهای جوانیم با محبت و ارادت به آن جلال آل قلم گذشته است - پاسخ کوتاه خود به هر یک از سؤالات طرح شده را تقدیم می‌کنم:
 
1- دقیقاً یادم نیست که کدام مقاله یا کتاب مرا با آل‌احمد آشنا کرد. دو کتاب «غربزدگی و دستهای الوده» جزو قدیمی‌ترین کتابهایی است که از او دیده و داشته‌ام. اما آشنایی بیشتر من بوسیله و برکت مقاله «ولایت اسرائیل» شد که گله و اعتراض من و خیلی از جوانهای امیدوار آن روزگار را برانگیخت. آمدم تهران (البته نه اختصاصاً برای اینکار) تلفنی با او تماس گرفتم. و مریدانه اعتراض کردم. با اینکه جواب درستی نداد از ارادتم به او چیزی کم نشد. این دیدار تلفنی برای من بسیار خاطره‌انگیز است. در حرفهایی که رد و بدل شده هوشمندی، حاضرجوابی، صفا و دردمندی که آن روز در قله‌ای «ادبیات مقاومت» قرار داشت، موج می‌زد.
 
2- جلال قصه‌نویس است (اگر این را شامل نمایشنامه‌نویسی هم بدانید) مقاله‌نویسی کار دوم او است. البته محقق اجتماعی و عنصر سیاسی هم هست. اما در رابطه با مذهب. در روزگاری که من او را شناختم بهیچ وجه ضدمذهب نبود، بماند که گرایش هم به مذهب داشت. بلکه از اسلام و بعضی از نمودارهای برجسته آن بعنوان سنت‌های عمیق و اصیل جامعه‌اش، دفاع هم می‌کرد. اگرچه به اسلام به چشم یک ایدئولوژی که باید در راه تحقق آن مبارزه کرد، نمی‌نگریست.
 
 اما هیچ ایدئولوژی و مکتب فلسفی شناخته شده‌ای را هم به اینصورت جایگزین آن نمی‌کرد. تربیت مذهبی عمیق خانوادگی‌اش موجب شده بود که اسلام را اگرچه بصورت یک باور کلی و مجرد، همیشه حفظ کند و نیز تحت تأثیر اخلاق مذهبی باقی بماند. حوادث شگفت‌انگیز سال‌های 41 و 42 او را به موضع جانبدارانه‌تری نسبت به اسلام کشانیده بود. و این همان چیزی است که بسیاری از دوستان نزدیکش نه آن روز و پس از آن، تحمل نمی‌کردند و حتی به رو نمی‌آوردند!
 
اما توده‌ای بودن یا نبودنش. البته روزی توده‌ای بود. روزی ضد توده‌ای بود. و روزی هم نه این بود و ]نه[ آن. بخش مهمی از شخصیت جلال و جلالت قدر او همین عبور از گردنه‌ها و فراز و نشیب‌ها و متوقف نماندن او در هیچکدام از آنها بود. کاش چند صباح دیگر هم می‌ماند و قله‌های بلندتر را هم تجربه می‌کرد.
 
3- غربزدگی را من در حوالی 42 خوانده‌ام. تاریخ انتشار آن را به یاد ندارم.
 
4- اگر هر کس را در حال تکامل شخصیت فکری‌اش بدانیم و شخصیت حقیقی او را آن چیزی بدانیم که در آخرین مراحل این تکامل بدان رسیده است،‌ باید گفت «در خدمت و خیانت روشنفکران» نشان دهنده و معین‌کننده شخصیت حقیقی آل‌احمد است. در نظر من، آل‌احمد، شاخصه یک جریان در محیط تفکر اجتماعی ایران است. تعریف این جریان، کاری مشکل و محتاج تفصیل است. اما در یک کلمه می‌شود آن را «توبه روشنفکری» نامید. با همه بار مفهوم مذهبی و اسلامی که در کلمه «توبه» هست جریان روشنفکری ایران که حدوداً صد سال عمر دارد با برخورداری از فضل «آل احمد» توانست خود را از خطای کج‌فهمی، عصیان، جلافت و کوته‌بینی برهاند و توبه کند: هم از بدفهمی‌ها و تشخیص‌های غلطش و هم از بددلی‌ها و بدرفتاری‌هایش.
 
آل‌احمد، نقطه شروع «فصل توبه» بود و کتاب «خدمت و ...» پس از غرب‌زدگی، نشانه و دلیل رستگاری تائبانه. البته این کتاب را نمی‌شود نوشته سال 43 دانست. به گمان من، واردات و تجربیات روز به روز آل‌احمد، کتاب را کامل می‌کرده است. در سال 47 که او را در مشهد زیارت کردم سعی او را در جمع‌آوری مواردی که «کتاب را کامل خواهد کرد» مشاهده کردم.
 
خود او هم همین را می‌گفت. البته جزوه‌ای که بعدها با نام «روشنفکران» درآمد،‌ با دو سه قصه از خود جلال و یکی دو افاده از زید و عمرو، به نظر من تحریف عمل و اندیشه آل‌احمد بود. ]و ایشان اطلاع داشته باشند که خانواده آل‌احمد حتی در نظام نوین اسلامی هم، تاکنون موفق نشده‌اند ناشر قاچاقچی آن کتاب را در محاکم قضای اسلامی محکوم یا تنبیه کنند[ این کتاب مجمع‌الحکایات نبود که مقداری از آن را گلچین کنند و به بازار بفرستند. اثر یک نویسنده متفکر، یک «گل» منسجم است که هر قسمتش را بزنی، دیگر آن نخواهد بود. حالا چه انگیزه‌ای بود و چه استفاده‌ای از نام و آبروی جلال می‌خواستند ببرند بماند. ولی به هر صورت گل به دست گلفروشان رنگ بیماران گرفت ...
 
5- به نظر من سهم جلال بسیار قابل ملاحظه و مهم است. یک نهضت انقلابی از «فهمیدن» و «شناختن» شروع می‌شود. روشنفکر درست، آن کسی است که در جامعه جاهلی، آگاهی‌های لازم را به مردم می‌دهد و آنان را به راهی نو می‌کشاند و اگر حرکتی در جامعه آغاز شده است، با طرح آن آگاهی‌ها، بدان عمق می‌بخشد.
 
برای این کار، لازم است روشنفکر اولاً جامعه خود را بشناسد و ناآگاهی او را دقیقاً بداند ثانیاً آن «راه نو» را درست بفهمد و بدان اعتقادی راسخ داشته باشد، ثالثاً خطر کند و از پیشامدها نهراسد. در اینصورت است که می‌شود: العلماء ورثه الانبیاء.
 
آل‌احمد، آن اولی را به تمام و کمال داشت (یعنی در فصل آخر و اصلی عمرش). از دوم و سوم هم بی‌بهره نبود. وجود چنین کسی برای یک ملت که به سوی انقلابی تمام عیار پیش می‌رود، نعمت بزرگی است. و آل‌احمد به راستی نعمت بزرگی بود. حداقل، یک نسل را او آگاهی داده است و این برای یک انقلاب، کم نیست.
 
6- این شایعه (باید دید کجا شایع است. من آن را از شما می‌شنوم و قبلاً هرگز نشنیده بودم) باید محصول ارادت به شریعتی باشد و نه چیزی دیگر. البته حرف فی‌حد نفسه، غلط و حاکی از عدم شناخت است. آل‌احمد کسی نبود که بنشینند و مسلمانش کنند. برای مسلمانی او همان چیزهایی لازم بود که شریعتی را مسلمان کرده بود و ای کاش آل‌احمد چند سال دیگر هم می‌ماند.
 
7- آن روز هر پدیده ناپسندی را به شاه ملعون نسبت می‌دادیم. درست هم بود. اما از اینکه آل‌احمد را چیزخور کرده باشند، من اطلاعی ندارم، یا از خانم دانشور بپرسید یا از طبیب خانوادگی.
 
8- مسکوت ماندن جلال، تقصیر شماست - شمایی که او را می‌شناسید و نسبت به او انگیزه دارید. از طرفی مطهری و طالقانی و شریعتی در این انقلاب، حکم پرچم را داشتند. همیشه بودند. تا آخر بودند. چشم و دل «مردم» (و نه خواص) از آنها پر است و این همیشه بودن و با مردم بودن، چیز کمی نیست. اگر جلال هم چند سال دیگر می‌ماند ... افسوس. والسلام-
    
سیدعلی خامنه ای

ولایت مطلقه فقیه یعنی انعطاف پذیری دستگاه ولایت
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، خبرگان رهبری ، سخنرانی

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان، با اشاره به اقدام تاریخی و بی‌سابقه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در تشکیل نظام سیاسی مبتنی بر فقه اسلامی، به تبیین چالش ظاهری میان «حفظ هویت و اصول نظام» با «تحقق نیافتن برخی اهداف مادی و معنوی» پرداختند.

به گزارش شفاف از پایگاه دفتر حفظ و نشر آثار رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان، با اشاره به اقدام تاریخی و بی‌سابقه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در تشکیل نظام سیاسی مبتنی بر فقه اسلامی، به تبیین چالش ظاهری میان «حفظ هویت و اصول نظام» با «تحقق نیافتن برخی اهداف مادی و معنوی» پرداختند و ضمن تشریح معنای صحیح ولایت مطلقه فقیه و تأکید بر لزوم تصحیح و تکمیل مستمر مسیر حرکت نظام افزودند: حوادث بسیار عظیمی در منطقه در حال رخ دادن است که باید با تبیین دقیق و صحیح مفهوم مردمسالاری دینی برای ملتهای مسلمان، خلاء موجود را در زمینه جهت گیری آینده این حوادث، پُر کرد.


ایشان، با اشاره به سابقه بسیار دیرین فقه سیاسی در فقه شیعه خاطر نشان کردند: با وجود این سابقه عریق و ریشه دار، «نظام سازی بر اساس فقه اسلامی» تا قبل از امام راحل عظیم الشأن سابقه نداشته است و آن بزرگوار، اول کسی است که در مقام نظر و عمل، یک نظام سیاسی را بر مبنای مردمسالاری دینی و ولایت فقیه، مطرح و ایجاد کرد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای پس از بیان اهمیت بی‌بدیل و تاریخ ساز اقدام امام خمینی در نظام سازی سیاسی، افزودند: تحقق اهداف کلان مادی و معنوی این نظام، بطور طبیعی به زمان طولانی نیاز دارد و به همین علت، در کوتاه مدت و میان مدت ممکن است این تصور در ذهن برخی پیش آید که حفظ و پایبندی به اصول و مبانی نظام، مانع از دسترسی به پیشرفت و محقق شدن اهداف شده است.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین نگاه صحیح به این چالش بزرگ، به صبر پُر عظمت امام در تحمل فشار‌ها و دشواری‌ها اشاره کردند و افزودند: امام، هیچگاه چه در مسائل داخلی و چه در مسائل خارجی از مبانی و اصول، کوتاه نیامد و ضمن پیگیری اهداف، همواره به هویت نظام، کاملاً وفادار بود.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، پیگیری توأمان هر دو طرف این چالش، یعنی حفظ هویت نظام و دستیابی به پیشرفتهای مادی و معنوی را راه حل مسئله دانستند و خاطر نشان کردند: باید این واقعیت را یک اصل مهم و قطعی دانست که حفظ اصول نظام و پیشرفت و تعالی کشور، هم جهت و سازگارند و نباید بخاطر برخی مشکلات به قناعت حداقلی اکتفا کرد و از اصول کوتاه آمد.
ایشان، حفظ هویت نظام و پیگیری همزمان روند تحقق اهداف مادی، علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را کاری مهم، پیچیده و سخت برشمردند و خاطر نشان کردند: پیشرفتهای امروز کشور که در سایه حفظ اصول بدست آمده با وضع ایران در اول انقلاب قابل مقایسه نیست و این حقیقت نیز نشان می‌دهد که پیشرفت و تعالی جامعه، با حفظ اصول و هویت نظام امکان پذیر است، ضمن اینکه نصرت الهی نیز تنها در پرتو وفاداری به مبانی اسلام، شامل حال ملت و کشور خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی در دومین نکته از سخنانشان در جمع اعضای مجلس خبرگان، به تبیین لزوم تصحیح و تکمیل مستمر مسیر حرکت نظام پرداختند.
ایشان، نظام سازی را امری جاری و نه دفعی و یکباره خواندند و افزودند: اصلاح و تکمیل مسیر حرکت، جزو متمم نظام سازی است و باید با رصد و بررسی مداوم، اشتباهات را تصحیح، نواقص را رفع و نظام سازی را تکمیل کرد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، در ادامه همین بحث، موضوع ولایت مطلقه فقیه را ناظر به بحث نظام سازی و اصلاح حرکت نظام دانستند و افزودند: بُعد مهمی از مفهوم اطلاق که ابتدا در قانون اساسی نبود و امام به ولایت فقیه منضم و اضافه کردند به همین مسئله باز می‌گردد.
رهبر انقلاب افزودند: ولایت مطلقه فقیه یعنی انعطاف پذیری دستگاه ولایت. و معنای این مسئله این است که مجموعه دستگاههای تصمیم ساز و تصمیم گیر که رهبری در رأس آن‌ها قرار دارد بطور دائم با انتخاب آنچه درست‌تر و کامل‌تر است، خود را بطور مدام متحول کنند و با تکمیل نظام سازی، کشور را به پیش ببرند.
ایشان با اشاره به تناقض ذاتی فهم دشمنان از مفهوم ولایت مطلقه فقیه افزودند: آن‌ها می‌گویند ولایت مطلقه یعنی کشور بر اساس میل فقیه عادل حرکت کند در حالیکه فقیهی که عادل است نمی‌تواند به میل خود عمل کند.
رهبر انقلاب در تعبیر دیگری افزودند: مطلقه یعنی در دستِ کلیددار اصلی نظام، حالت انعطافی وجود دارد که می‌تواند هر جا لازم شود مسیر را تصحیح و تکمیل کند.
ایشان در تشریح تفاوت برداشت‌ها از مفهوم انعطاف پذیری در بحث ولایت فقیه افزودند: برداشت خطرناکی که باید از آن بر حذر بود اشتباه گرفتن انعطاف با انحراف و کوتاه آمدن در مقابل فشارهای بیرونی است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای در همین زمینه تأکید کردند: نباید بخاطر فشارهای سیاسی ـ تبلیغاتی دشمنان قسم خورده اسلام و ایران، در هیچ مسئله‌ای، از اصول و مبانی کوتاه آمد و در چارچوب‌های غربی حرکت کرد چرا که این مسئله تجدید نظر و انحراف است نه انعطاف.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین برداشت صحیح از انعطاف پذیری، پاسخ بروز به مسائل تازه در عرصه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و دیگر زمینه‌ها اشاره کردند: بعنوان مثال در بحث بانکداری اسلامی و یا موارد دیگر، مسائل تازه‌ای بروز می‌کند که فقه مکلف است آن‌ها را حل کند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با انتقاد از برآورده نشدن انتظار ایشان در ایجاد کرسی‌های آزاد فقهی در حوزه علمیه قم افزودند: باید در حوزه، «درسهای خارج استدلالیِ قوی»، مخصوص فقه حکومتی، وجود داشته باشد تا درباره مسائل و چالشهای نو به نو بحث فقهی شود و سپس نتایج این مباحث در اختیار نخبگان و روشنفکران دانشگاهی و غیر دانشگاهی قرار گیرد تا آن‌ها را به فرآورده‌هایی قابل استفاده برای افکار عمومی تبدیل کنند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای در ادامه سخنانشان درباره آثاری که نظام سازی امام خمینی می‌تواند در بر داشته باشد به حوادث عظیم ماههای اخیر در مصر، تونس، لیبی و یمن اشاره کردند و افزودند: دیکتاتورهای متکی به آمریکا و غرب یکی پس از دیگری سرنگون می‌شوند و آینده ملت‌ها در معرض احتمالات گوناگونی است که باید این احتمالات را به طور دقیق تحت نظر داشت.
رهبر انقلاب، در اختیار گرفتن زمام امور تحولات جاری منطقه را بدست نخبگان دینی، یکی از احتمالات مطرح دانستند اما افزودند: بازگشت عوامل نظام‌های دیکتاتوری سابق با ظاهری متفاوت و نیز خطر بسیار بزرگ استقرار نظام‌های وابسته به غرب تحت پوشش دموکراسی و آزادی در این کشور‌ها، از دیگر مسیرهای محتمل است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای تأکید کردند در این اوضاع و احوال پیچیده، طرح موضوع مردمسالاری دینی می‌تواند به کمک ملتهای منطقه بشتابد و بعنوان هدیه و یادگار امام خمینی نیازهای آنان را بر طرف سازد و با روشن کردن آینده ملت‌های منطقه، نگذارد دشمنان از خلاءهای موجود استفاده کنند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین در بخش دیگری از سخنانشان، ماه مبارک رمضان امسال را برای مردم ایران و نظام اسلامی پر برکت‌تر و با صفا‌تر از گذشته خواندند و افزودند: حضور با طراوت و شوق آفرین انبوه جوانان، نوجوانان و دیگر قشرهای ملت مومن ایران در جلسات تلاوت قرآن و مراسم ذکر و دعا و نیایش، حضور سیاسی آگاهانه و معتقدانه در مراسم روز جهانی قدس و حالت خشوع و تضرع ملت در عید سعید فطر، همه و همه نشانه‌های رحمت و لطف الهی است و این باران فضل الهی جز با اخلاص و ایمان و اعتقاد عمیق ملت به مبانی اسلام، با هیچ انگیزه دیگری، قابل تحقق نیست.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، با استناد به آیات قرآنی نصرت مومنین را تجلی نصرت الهی به نظام اسلامی خواندند و افزودند: ایمان ملت و یاری آنان، زمینه کارهای بزرگ را برای نظام اسلامی فراهم می‌کند.
ایشان، با اشاره به انواع وسایلی که دشمنان با اتکاء به آن‌ها انحراف اخلاقی جوانان را دنبال می‌کنند افزودند: با همه این اقدامات، مردم به توفیق الهی، از ایمان راسخ برخوردارند و وجود جوانان با ظواهر متفاوت در مراسم معنوی، نشان می‌دهد که نسل جوان دل در گرو محبت الهی دارد و همین جهت، شیرینی نصرت مومنین و نصرت پروردگار را به همراه آورده و خواهد آورد.
در ابتدای این دیدار آیت الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: در دو روز برگزاری اجلاس، سخنرانان، مطالب خوبی در خصوص موضوعات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بیان کردند که از دلسوزی آنان برای انقلاب و کشور نشأت می‌گیرد.
آیت الله هاشمی شاهرودی عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان هم در گزارشی از دو روز نشست خبرگان ملت گفت: خبرگان منتخب ملت در بیانیه پایانی نشست بر حفظ وحدت و حضور حداکثری در انتخابات و نیز رصد توطئه‌های دشمن و جریان فتنه، و پرهیز از طرح مسائل تنش زا در کشور تأکید کردند.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز عید سعید فطر:
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، انتخابات ، بحرین
انتخابات پشتوانه‌ى امنیت است، نباید اجازه داد به امنیت ما صدمه وارد کند/ از ظلم به مردم بحرین بسیار نگرانیم
مقام معظم رهبری در خطبه های نماز عید فطر با اشاره به انتخابات آتی مجلس تاکید کردند: باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسى، کسانى که میتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یک نعمت الهى پاسدارى کنند.



دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامی متن کامل خطبه‌های نماز عید سعید فطر تهران را که به امامت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اقامه شد را به شرح زیر منتشر کرد:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الأرضین‌.

عید سعید فطر را به همه‌ى شما برادران و خواهران نمازگزار عزیز و به همه‌ى ملت ایران و به امت بزرگ اسلامى در سراسر جهان تبریک عرض میکنیم. از خداوند متعال مسئلت میکنیم که در این روز شریف و مبارک، رحمت خود را، تفضل خود را بر همه‌ى برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان ببارد؛ طاعات آنها را، عبادات یکماهه‌ى آنها را به احسن وجه از آنها قبول کند و ان‌شاءالله این روز را روز عید واقعىِ امت اسلامى قرار بدهد.

در ماه مبارک رمضان، بسیارى از مردمِ موفق و باسعادت توانستند محصول زیادى را بردارند؛ محصولى که براى دوره‌ى سال آنها، بلکه در مواردى براى سراسر عمر آنها، داراى برکات خواهد بود. عده‌اى انس با قرآن پیدا کردند، از معارف قرآنى بهره بردند، تدبر کردند؛ عده‌اى انس و مناجات با خدا را در این ماه براى خودشان رویّه و روش قرار دادند و دلهاى خودشان را نورانى کردند. مردم روزه گرفتند؛ با روزه، در نفس خود صفا به وجود آوردند؛ که همین صفا و صمیمیت و نورانیت، منشأ برکات بسیارى در زندگى فردى و اجتماعى است. این صفاى نفسانى به انسان نیک‌اندیشى میدهد، تطهیر نفس از حسد و بخل و کبر و شهوت میدهد. صفا در نفس انسان، محیط جامعه را محیط امن و امان روحى و معنوى قرار میدهد؛ دلها را به هم نزدیک میکند؛ مؤمنان را به یکدیگر مهربان میکند؛ ترحم به یکدیگر را در میان جامعه‌ى ایمانى گسترش میدهد. اینها همه محصولات ماه مبارک رمضان است براى مردم موفق و باسعادت.

محصول عمده‌ى دیگر این ماه، تقواست؛ که فرمود: «لعلّکم تتّقون».(1) «دستى که عنان خویش گیرد»؛ معناى تقوا این است. عنان دیگران را گاهى درست میتوانیم بگیریم؛ اگر بتوانیم عنان خودمان را بگیریم، خودمان را از چموشى، از وحشیگرى، از عبور از خطوط قرمز الهى باز بداریم، این هنر بزرگى است. تقوا یعنى مراقبت از خود براى حرکت در صراط مستقیم الهى؛ یافتن علم و معرفت و بصیرت، و بر اساس علم و معرفت و بصیرت، حرکت کردن. خوشبختانه جامعه‌ى ما در ماه رمضان از این افراد باسعادتى که توانستند این برکات را کسب کنند، بسیار داشت. میشود گفت چهره‌ى غالب کشور و مردم ما بحمدالله چنین چهره‌اى بود. در مجالس گوناگون، در مجالس ذکر و دعا، در مجالس تلاوت قرآن، در شبهاى قدر، در مراسم گوناگون - آنجورى که ما خبرهایش را دنبال کردیم، تصویرهایش را دیدیم، اطلاع پیدا کردیم - جوانهاى ما، مردان و زنان ما، طبقات مختلف ما، گروه‌هاى مختلف اجتماعى ما، با رویّه‌هاى مختلف، با سلیقه‌هاى مختلف، همه بر سر این سفره‌ى ضیافت الهى در ماه رمضان جمع شدند و همه بهره بردند.

جامعه جوان ایران برای آینده امت اسلامی م‍ژده بزرگی است

اگر شاعر یک روزى میگفت «دستى که عنان خویش گیرد امروز در آستین کس نیست»، اما در زمان ما دستهائى که عنان خود را بگیرند، کم نیستند. این جامعه‌ى جوان کشور، این مجموعه‌ى نسل باطراوتِ بر روى کار آمده‌ى کشور، در راهِ درست حرکت میکنند، تمرین تقوا میکنند؛ این براى آینده‌ى این کشور، بلکه آینده‌ى امت اسلامى مژده‌ى بزرگى است.

 آنچه لازم است، این است که ما این دستاوردها را حفظ کنیم، این محصول را حفظ کنیم؛ نگذاریم صاعقه‌ى گناه، این خرمن ارزشمند محصول را آتش بزند و از بین ببرد. راه خدا را، راه توجه را، راه صفاى نفس را، راه انس با قرآن را، راه باز نگهداشتن رابطه‌ى خود با خدا، درد دل کردن به خدا و گفتن به خدا را به روى خودمان باز نگه داریم. اگر شما با خدا حرف زدید، خدا هم با شما حرف میزند؛ «فاذکرونى اذکرکم».(2)

پروردگارا! به محمد و آل محمد جامعه‌ى ما را همواره جامعه‌ى قرآنى، جامعه‌ى باصفا، جامعه‌ى اهل محبت و وداد، جامعه‌ى هماهنگ و همدل قرار بده. پروردگارا! این ملت بزرگ را، این جوانان عزیز را به آرزوهاى بلند و آرمانهاى ارزشمندشان برسان؛ آنها را بر دشمنانشان پیروز کن. پروردگارا! قلب مقدس ولى‌عصر را از ما خشنود بفرما؛ ما را مشمول دعاى آن بزرگوار قرار بده. پروردگارا! روح مطهر امام بزرگوارمان و ارواح طیبه‌ى شهدا را از ما راضى و خشنود بفرما.

خطبه دوم نماز عید نماز عید سعید فطر

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذین ءامنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(3)
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و الحمد لله ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نستغفره و نتوکّل علیه و نصلّى و نسلّم على حبیبه و نجیبه سیّد خلقه سیّدنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما علىّ امیرالمؤمنین و الصّدّیقة الطّاهرة و الحسن و الحسین سیّدى شباب اهل الجنّة و علىّ‌بن‌الحسین و محمّدبن‌علىّ و جعفربن‌محمّد و موسى‌بن‌جعفر و علىّ‌بن‌موسى و محمّدبن‌علىّ و علىّ‌بن‌محمّد و الحسن‌بن‌علىّ و الخلف القائم المهدىّ حججک على عبادک و امنائک فى بلادک و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین‌.

تشکر به خاطر حضور مردم در مراسم های ماه رمضان و روز جهانی قدس

در خطبه‌ى دوم، یک اشاره‌اى بکنیم به وضع خودمان و وضع دنیا. اولاً لازم میدانم از ملت شریف و عزیزمان به خاطر حضور ارزشمند و باشکوه در راهپیمائى روز قدس تشکر و تقدیر کنم. من قابل نیستم که بخواهم از این ملت بزرگ تقدیر یا تشکر کنم؛ صاحب چیزى هم نیستم؛ متعلق به خود مردم است؛ براى خودشان کردند و درست قدم برداشتند. ما لازم است خدا را شکر کنیم، به خاطر این بصیرت عمومى، این همت عمومى، این انگیزه‌ى گسترده‌ى در دلهاى زن و مرد مسلمان. امسال روز قدس، روز بسیار پرشکوهى بود. حوادثى که در منطقه اتفاق افتاده است، موجب شد برخى ملتهاى مسلمانِ دیگر هم امسال بیش از سالهاى گذشته در این آزمایش بزرگ، در این حرکت عظیمِ ضد استکبارى همراهى کنند. امیدواریم خداوند متعال شرّ وجود صهیونیستهاى ظالم و خونخوار را از سر فلسطینیان و از سر منطقه کم و کوتاه کند.

همچنین به خاطر حضور معنوى مردم در مراسم ماه رمضان، باز لازم است خداى متعال را سپاسگزار باشیم و شکر کنیم. آنجورى که گزارش دادند، امسال حضور مردم در مراسم مختلف ماه رمضان، یک حضور بسیار چشمگیر و بسیار گسترده‌اى در سراسر کشور بوده است؛ که این هم نشانه‌ى رحمت خداست، نشانه‌ى لطف خداست. هر وقت دیدید توفیقى به شما دست میدهد که میتوانید یک کار صالح را، یک حسنه را انجام دهید، خدا را شکر کنید؛ چون این نشانه‌ى آن است که خداى متعال به شما لطف دارد، توجه دارد، به شما توفیق میدهد. آن وقتى که بى‌توفیق میمانیم، باید به خود بلرزیم، بترسیم، به خدا پناه ببریم، مراقب باشیم ببینیم چه گناهى از ما سر زده است که خدا توفیقش را از ما سلب کرده است. امسال بحمدالله توفیقات الهى گسترده بود. از این فضاى معنوى استفاده کنیم.

اتحاد و همدلی نیاز اول امروز کشور است

به ملت عزیزمان بارها عرض کردیم که امروز ما به چند چیز احتیاج داریم: اول، اتحاد و همدلى میان مردم با یکدیگر، و میان مردم با مسئولین، و میان مسئولین با یکدیگر. این، نیاز بزرگ کشور ماست. امروز دنیا دارد یک بخش مهمى از تاریخ خود را میگذراند. ما باید در این فصل، در این بخش، در این مقطع، خیلى بهوش باشیم، خیلى مراقب باشیم؛ بفهمیم چه کار داریم میکنیم. اگر در بین خودمان کدورتها و بددلى‌ها و بدجنسى‌ها و ناسازگارى‌ها وجود داشته باشد - چه بین آحاد مردم، چه بین مسئولین و مردم، چه بین مسئولین با یکدیگر - نخواهیم توانست به این وظائف بزرگى که امروز متوجه به ماست، عمل کنیم. این یک توصیه‌ى مهم است، یک ضرورت اصلى است.

 ضرورت دیگر، احساس کار و تحرک است. همه‌ى کشور، همه‌ى آحاد مردم، همه‌ى مسئولین - که «کلّکم مسئول»(4) - بایستى تحرک و نشاط کار داشته باشند. باید از خودمان تنبلى و توانى و زمینگیرى را دور کنیم. امروز به کار نیاز هست؛ کار علمى، کار اقتصادى، کار سیاسى، کارهاى بزرگ اجتماعى. هر کسى در هر جا هست، میتواند براى خودش برنامه‌ى کارى را تعریف کند؛ این یکى از ضرورتهاست، که امیدواریم خداى متعال به همه‌ى ما توفیق بدهد.

انتخابات همیشه یک حادثه چالش انگیز است/ انتخابات پشتوانه امنیت ملی است

امسال ما در آخر سال، انتخابات را داریم. انتخابات همیشه در کشور ما تا حدودى یک حادثه‌ى چالش‌برانگیز است. اگرچه در مقایسه‌ى با انتخاباتهائى که در بعضى از کشورهاى دنیا - چه کشورهاى به اصطلاح پیشرفته، و چه بعضى از کشورهاى دیگر - برگزار میشود، که تویشان چه خباثتها، چه خیانتها، چه درگیرى‌ها، حتّى چه کشت و کشتارها اتفاق مى‌افتد، بحمدالله این حوادث در کشور ما نیست، اما بالاخره یک چالشى است؛ مردم را متوجه میکند. مراقب باشید این چالش به امنیت کشور صدمه نزند. انتخابات که مظهر حضور مردم است، مظهر مردم‌سالارى دینى است، باید پشتوانه‌ى امنیت ما باشد. نباید اجازه داد که این چیزى که ذخیره‌ى امنیت است، پشتوانه‌ى امنیت است، به امنیت ما صدمه وارد کند. دیدید، حس کردید، از نزدیک لمس کردید آن وقتى را که دشمنان میخواهند از انتخابات علیه امنیت کشور سوء استفاده کنند. باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسى، کسانى که میتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یک نعمت الهى پاسدارى کنند. البته ما حرفهاى گوناگونى درباره‌ى انتخابات داریم که در زمان خود به مردم عرض خواهیم کرد.

بیداری اسلامی در منطقه آغاز یک راه طولانی است

دنیاى اسلام هم در این ماه‌هاى اخیر، حوادث بزرگى را دارد از سر میگذراند. دنیاى اسلام عظمت حضور مردم در صحنه را به همه‌ى جهانیان و به همه‌ى تاریخ نشان داد. یک بار در سى و دو سال قبل از این، ملت ایران این عظمت را، این اقتدار بزرگ را نشان داد. مردم ما با تنِ خودشان جانها را کف دست گرفتند و در خیابانها وسط میدان آمدند و توانستند تحولى ایجاد کنند که مسیر تاریخ منطقه را، بلکه به یک معنا مسیر تاریخ جهان را تغییر داد. امروز بار دیگر مردم در صحنه هستند. حضور مردم در صحنه، گره‌هاى ناگشودنى را، قفلهاى بازنکردنى را باز کرد. کى فکر میکرد عوامل آمریکا و صهیونیسم در منطقه، یکى پس از دیگرى سقوط کنند؟ کى فکر میکرد دستى هست که بتواند این بتها را بشکند؟ اما این دست، بود. این دست، دست ملتها بود. همه باید به امت اسلامى با این چشم نگاه کنند. امت اسلامى چنین دست مقتدرى دارد؛ آن هم با اتکاء به ذکر الهى، با گفتن تکبیر، با گفتن نام خدا و آوردن یاد خدا، این نشاط و اقتدار را پیدا کردند و این کار را کردند؛ کار عظیمى است.



البته مسائل به اینجا تمام نشده است و تمام نمیشود؛ این شروع است، این آغاز یک راه طولانى است. ملتها باید هوشیار باشند. ما همین تجربه را داریم. بعد از آنکه صحنه‌ى انقلاب، با آن عظمت و شکوه، از حالت انقلابىِ خودش خارج شد و حکومت و دولتى بر سر کار آمد، فوراً راه افتادند، براى اینکه بیایند؛ شاید بتوانند با شیوه‌هاى خودشان و ترفندهاى خودشان امور را قبضه کنند؛ بر روى موج سوار شوند؛ از موقعیتِ پیش‌آمده باز سوءاستفاده کنند. هوشیارى ملت و رهبرى پیامبرگونه‌ى امام بزرگوار ما نگذاشت. ملتهاى مسلمان، چه در مصر، چه در لیبى، چه در تونس، چه در یمن و چه در بقیه‌ى کشورها، امروز این هوشیارى را احتیاج دارند. باید نگذارند پیروزى‌هائى که به دستشان آمده است، به وسیله‌ى دشمنان مصادره شود. فراموش نکنند؛ آنهائى که امروز در صحنه‌ى لیبى حضور پیدا کردند و خودشان را صاحب قضیه میدانند، همان کسانى هستند که تا چند صباح قبل با همان کسانى که بر ملت لیبى ستم میکردند، مى‌نشستند و همپیاله میشدند. امروز آنها آمده‌اند و میخواهند از موقعیت استفاده کنند؛ ملتها باید هوشیار باشند، بیدار باشند.

از وضعیت بحرین نگرانیم/ سومالی قصه بزرگی بر دل ما افکنده است

البته ما از وضع بحرین بسیار نگرانیم. به مردم بحرین جفا میشود، ظلم میشود؛ وعده‌هائى داده میشود، اما به آن وعده‌ها عمل نمیشود. ملت بحرین، ملت مظلومى است. البته هر حرکتى، هر اقدامى وقتى براى خداست، وقتى عزم و اراده پشت آن هست، این حرکت به طور قطع به پیروزى خواهد رسید؛ این در همه جا صادق است، در آنجا هم صادق است.

مطلب آخر درباره‌ى سومالى است. غصه‌ى بزرگى که امروز بر دل ما سایه افکنده است، غصه‌ى مردم سومالى است. خوشبختانه مردم ما خوب وارد میدان شدند، خوب کمک کردند؛ اما هرچه میتوانید - مسئولین و غیر مسئولین - ان‌شاءالله کمک کنید تا خداى متعال این گرفتارى را هم برطرف کند.
پروردگارا! به محمد و آل محمد امت اسلامى را، ملتهاى مسلمان را روزبه‌روز با عزت و شرفِ بیشتر قرار بده.

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
اذا جاء نصرالله و الفتح. و رأیت النّاس یدخلون فى دین الله افواجا. فسبّح بحمد ربّک و استغفره انّه کان توّابا.(5)

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

1) بقره: 183
2) بقره: 152
3) عصر: 1 - 3
4) جامع‌الاخبار، ص 119
5) نصر: 1 - 3


توصیه های مهم رهبر معظم انقلاب به اعضای دولت:
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
عدالتخواهی، استکبارستیزی و مقابله با اشرافی‌گری علت اقبال به رییس‌جمهور/اگر تقید به این شعارها سست شود توفیقات الهی کم می‌شود/دولت حاشیه سازی نکند/در فرهنگ انقلابی عمل کنید
رهبر معظم انقلاب اسلامی رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت با قدردانی صمیمانه از حضور پرشور ملت در راهپیمایی روز جهانی قدس، پایبندی دولت به اصول و ارزشها و شعارهای جذابی همچون عدالتخواهی، استکبار ستیزی و خدمت رسانی صادقانه را ضروری و اثرگذار خواندند و تأکید کردند: جهاد اقتصادی نیازی حیاتی و زمینه ساز پیشرفت و شکوفایی اقتصادی کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک هفته دولت و گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر، به حضور پرشکوه مردم در راهپیمایی روز قدس اشاره کردند و افزودند: از مردم عزیز ایران که در راهپیمایی روز قدس، بار دیگر عظمت خود را نشان دادند، صمیمانه قدردانی می کنم.
 
ایشان، روز قدس امسال را نمادی از حضور و انگیزه ملت ایران دانستند و خاطرنشان کردند: این حضور و شکوه و عظمت، امید را در فضای منطقه گسترش می دهد و انگیزه ملتها را برای استقامت دو چندان خواهد کرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با قدردانی از خدمات دولت، بر پایبندی به شعارها و جهت گیریهای اعلام شده تأکید کردند و افزودند: علت اقبال مردم در انتخابات سال 84 و 88 به رئیس جمهور همین شعارهای جذاب و ضروری بود چرا که مردم به ارزشها و آرمانها پایبند و دلبسته اند.
 
ایشان، عدالتخواهی، استکبارستیزی، ساده زیستی، مقابله با منش اشرافیگری، «مقابله با ویژه خواری و سوءاستفاده از ارتباطات اقتصادی و غیراقتصادی» و خدمت رسانی صادقانه را از جمله شعارهای جذاب دولت خواندند و افزودند: اصول و ارزشهایی که امام خمینی می فرمود و باعث محبوبیت ایشان در قلب ملتها شد از اساسی ترین شعارهای دولت است که باید کاملاًٌ به آن پایبند بود.
 
رهبر انقلاب اسلامی، کار برای خدا را رمز برخورداری از توفیق الهی و ایجاد جذابیت در دلهای مردم برشمردند و تأکید کردند: اگر به هر علت تقید به شعارهای دولت سست شود توفیقات الهی نیز کم خواهد شد بنابراین با همان شور و نشاط و تلاش به خدمت صادقانه و بدون توقع ادامه دهید.
 
ایشان گزارشهایی را که وزراء و معاونان رئیس جمهور در این دیدار بیان کردند، گزارشهایی خوب، مستند، منطقی و متکی به آمار بویژه آمار مقایسه ای خواندند و افزودند: این گزارشها را باید به مجموعه نخبگان و زبدگان کشور نیز ارائه داد و اقدامات انجام گرفته را برای آنان تشریح کرد. 
 
رهبر انقلاب اسلامی یکی از اشکالات دولت را حضور کم رنگ در میان نخبگان دانشگاهی و حوزوی دانستند و تأکید کردند: باید رئیس جمهور و وزراء اقدامات دولت در بخشهای مختلف بویژه در خصوص مسائل اقتصادی را که از مسائل اصلی کشور و مورد چالش موافقان و مخالفان دولت است، در جمع نخبگان مطرح کنند تا با استفاده از دیدگاهها و همچنین نظرات انتقادی آنان، هم افزایی بوجود آید.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه باید از انتقادها و اشکالات مجامع نخبگان استقبال کرد، افزودند: نباید به دلیل نحوه بیان برخی از مسائل، از دیدگاههای سازنده و مفید اکثریت نخبگان محروم شد.
 
بیان نقاط ضعف به موازات نقاط قوت از دیگر توصیه های رهبر انقلاب به رئیس جمهور و هیأت وزیران بود.
 
ایشان بیان نقاط ضعف را باعث اثرگذاری بیشتر در دلهای مردم دانستند و افزودند: همراه با تشریح کارها و بیان نقاط قوت، به صراحت به مردم بگویید که این کارها را نتوانستیم انجام دهیم و مطمئن باشید مردم، کسی را برای کاری که تلاش کرده اما نتوانسته انجام دهد، مؤاخذه نمی کنند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ضرورت برخورد صحیح در قبال انتقادهایی که از دولت در رسانه ها یا مراکز قانونی مطرح می شود افزودند: تنها جهت گیری صحیح در قبال انتقادات رویکرد توجیه کننده و تبیین کننده است و رویکرد مخاصمه و حمله متقابل به نتیجه ای نمی رسد.
 
ایشان در این زمینه به دولتمردان توصیه کردند با رویکرد تبیینی در جلسات عمومی و با مردم صحبت کنید، به سؤالات و ابهامات پاسخ دهید تا این مسائل در رسانه ها نیز پخش و مسائل روشن شود که در این صورت غرض ورزی غرض ورزان به جایی نمی رسد.
 
رهبر انقلاب، توجه دولت به اولویتها را مهم خواندند و افزودند: باید با کار کارشناسی و دقیق، اولویتها را مشخص و براساس آن حرکت و تلاش کرد.
 
ایشان دادن وعده به مردم را باعث افزایش توقعات خواندند و افزودند: تحقق وعده های داده شده دولت به مردم، امری مطلوب و ضروری است و باعث استحکام ایمان و اعتقاد مردم می شود و برعکس اگر این وعده ها محقق نشود در ذهن مردم، مشکل ایجاد می کند.
 
رهبر انقلاب مقایسه میان عملکرد دولت با دولتهای قبلی را کاری خوب برشمردند اما افزودند: خیلی مهم است که مقایسه ای نیز میان وعده های دولت و کارهای انجام شده صورت پذیرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای سخنانشان در جمع اعضای دولت دهم را با تشریح ضرورت جهاد اقتصادی از 3 منظر ادامه دادند. 1- از منظر رونق اقتصادی و حل مشکلات معیشتی مردم 2- از زاویه ضرورت رسیدن به اهداف چشم انداز و 3- از منظر مقابله با اهداف خصمانه نظام سلطه بر ضد ملت ایران.
 
ایشان جهاد اقتصادی را یک نیاز قطعی و نه صرفاً یک اولویت دانستند و در تشریح بیشتر این نکات افزودند: معیشت مردم برای نظام اسلامی بسیار مهم است و تنها یک اقتصاد خوب، سالم و قوی می تواند کشور را به این هدف برساند و اقتصاد خوب و توانا نیز نیاز به مجاهدت اقتصادی دارد.
 
رهبر انقلاب انگیزه دوم برای جهاد اقتصادی را ضرورت حیاتی رسیدن به اهداف چشم انداز برشمردند و افزودند: در این سند بسیار مهم، تبدیل ایران به قدرت اول اقتصادی منطقه پیش بینی شده است و اگر این هدف محقق نشود و در این عرصه از رقبا عقب بمانیم ضربات اساسی خواهیم خورد بنابراین چاره دیگری جز جهاد اقتصادی نداریم.
 
حضرت آیت الله خامنه ای مقابله با دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب را سومین انگیزه نظام، مسئولان و ملت برای جهاد اقتصادی خواندند و افزودند: سلطه گران همه امکانات خود را برای زدن ضربات اساسی به اقتصاد ایران به کار گرفته اند اما هوشمندی، زیرکی و تدبیر مسئولان و ایستادگی ملت، آنها را ناکام خواهد گذاشت.
 
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: دشمنان در اوایل امسال از تحریم های فلج کننده و هوشمند سخن می گفتند اما تحریم ها نه تنها فلج کننده نشد بلکه به برکت هوشمندی نظام و مردم در موارد متعدد به تحرک و خودکفایی و کارهای بزرگ در کشور منجر گشت.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، شکست را سرنوشت قطعی امریکا و جبهه استکبار در تحریم ایران خواندند و تأکید کردند: با توجه به واقعیات جهانی، امکان ادامه طولانی مدت این تحریم ها وجود ندارد و باید با جهاد اقتصادی، «توکل و اعتماد به خدا» و حرکت هدفمند و هوشمندانه آنها را خنثی کرد.
 
رهبر انقلاب اسلامی، طرح تحول اقتصادی را یکی از مصادیق جهاد اقتصادی برشمردند و تأکید کردند: به لطف خداوند اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها بعنوان یکی از محورهای طرح تحول اقتصادی آغاز شده ولی لازم است بقیه محورهای دیگر این طرح در دو سال باقیمانده دولت، به جریان بیفتد. 
 
حضرت آیت الله خامنه ای در خصوص اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها، به ضرورت تقویت بخش تولید اشاره کردند و افزودند: مصوبه قانونی برای کمک به واحدهای تولیدی هنوز تحقق پیدا نکرده و باید با اجرای این مصوبه، در کوتاه مدت منابع به واحدهای تولیدی نیازمند تزریق شود.
 
رهبر انقلاب اسلامی با اظهار نگرانی از واردات برخی کالاها و محصولات خاطر نشان کردند: باید در سیاستهای واردات بازنگری جدی شود و از واردات بویژه محصولات زراعی و باغی و واردات کالاهایی که در آن مزیت تولید داریم، پرهیز شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه توصیه های خود به مجموعه دولت، لزوم توجه بسیار جدی به موضوع فرهنگ را متذکر شدند و خاطر نشان کردند: در موضوع فرهنگ اعم از کتاب، کارهای هنری و مؤسسات هنری باید بدون رودربایستی و با قاطعیت، جهت گیریهای انقلابی و اسلامی لحاظ شود.
ایشان با اشاره به محدود بودن منابع و لزوم تعیین اولویتها در موضوعات فرهنگی، دولت را به پرهیز از حاشیه سازی توصیه کردند.
 
رهبر انقلاب با اشاره به نیاز فراوان کشور به کار و تلاش و روحیه کاری و خطر پذیری دولت، خاطر نشان کردند: در چنین شرایطی شایسته نیست که دولت خود را درگیر حاشیه ها کند که البته برخی اوقات، دولت با کم توجهی زمینه ساز این حاشیه ها می شود و برخی اوقات هم حاشیه هایی است که دیگران بوجود می آورند.
ایشان نکاتی هم درباره علاقه به ایران مطرح کردند. 
 
رهبر انقلاب اسلامی در این زمینه خاطر نشان کردند: اگر قرار است مسئله علاقه به ایران مطرح شود، یکی از مهمترین راهها، تحکیم و گسترش زبان و ادبیات فارسی است. 
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در مورد علاقه به ایران، بجای تأکید بر ایران قبل از اسلام، بر ایران بعد از اسلام تأکید شود زیرا افتخارات ایران بعد از اسلام در هیچ دوره ای از تاریخ ایران وجود نداشته است. ایشان تأکید کردند: رشد پیشرفتهای علمی، هنری، فرهنگی و حتی نظامی در ایران بعد از اسلام بویژه در دوران دیلمی، سلجوقیان و صفویه بهیچ وجه قابل مقایسه با ایران قبل از اسلام نیست. 
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اگر می خواهید از ایران و ایرانی گری حمایت کنید، ایران بعد از اسلام، مستندتر و آشکارتر است.
 
ارتباط میان سه قوه و همکاری قوا نکته دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هیأت دولت به آن اشاره کردند. حضرت آیت الله خامنه ای خطاب به دولت تأکید کردند: در مسائل مربوط به قوا، در مواردی که کوتاه آمدن امکان پذیر است، کوتاه بیایید، در مواردی که با تبیین قابل حل است، تبیین کنید و در مواردی هم که با ارتباطات دوستانه حل می شود، از این روش استفاده کنید.
 
در ابتدای این دیدار آقای احمدی نژاد رئیس جمهور مهرورزی، عدالت گستری، خدمت گذاری و همدلی و هم افزایی را از اصول و محورهای کاری این دولت ذکر کرد و گفت: همه موفقیتهای دولت نهم و دهم، حاصل پایبندی به ارزشهای الهی و آرمانهای انقلاب است.
 
وی با اشاره به نظارت نهادهای رسمی کشور بر فعالیت دستگاههای دولتی، حمایت از محرومین، مردمی بودن، پاک دستی و همدلی را خط ثابت این دولت برشمرد.
 
رئیس جمهور افزود: در این دولت با جهت گیریهای روشن، نسل جدیدی از مدیران و نیروهای مؤمن، کارآمد و پایبند به ارزشهای انقلاب پا به عرصه خدمت گذاشتند که همواره آماده خدمت و کار هستند.
 
آقای احمدی نژاد خاطرنشان کرد: دولت نهم و دهم در سخت ترین شرایط کشور و تحت فشار بی سابقه دشمنان با همراهی مردم و حمایتهای رهبر انقلاب، خدمات گسترده ای برای کشور انجام داده است. 
 
پس از سخنان رئیس جمهور شماری از معاونان وی و تعدادی از وزیران به بیان گزارش عملکرد حوزه های خود پرداختند.
 
آقای رحیمی معاون اول رئیس جمهور گزارشی از حوزه ستادی و شوراهای ویژه دولت بیان کرد. معاون اول رئیس جمهور با اشاره به برگزاری بیش از پنج هزار جلسه با حضور وزراء و مدیران و کارشناسان در 10 ستاد و کار گروه گفت: در ستاد تدابیر ویژه اقتصادی با برگزاری 56 جلسه و تصمیمات اتخاذ شده، شدیدترین تحریم های غرب یا بی نتیجه مانده و یا تأثیر آنها به حداقل رسیده است. بررسی مسائل خرد و کلان مربوط به هدفمندسازی یارانه ها در 70 جلسه ستاد هدفمندی یارانه ها، تصمیم گیری درخصوص موارد کلان رشوه خواری، زمین خواری، قاچاق و پولشویی و ساماندهی صندوق های قرض الحسنه و برخی شرکتهای لیزینگ در 274 جلسه اصلی و فرعی ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی، فراهم کردن زمینه های لازم بمنظور ایجاد 5/2 میلیون شغل در 44 جلسه شورایعالی اشتغال و نظارت بر قیمت اقلام و کالاها و کنترل عرضه و تقاضا و جلوگیری از شوک احتمالی در بازار در پی اجرای هدفمندی یارانه ها در 27 جلسه کارگروه کنترل بازار، بخش دیگری از گزارش معاون اول رئیس جمهور در مورد حوزه ستادی و شوراهای ویژه دولت بود.
 
آقای رحیمی در ادامه گزارش خود به جلسات و تصمیمات ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، کارگروه ویژه رئیس جمهور در امور نفت، کارگروه ترانزیت، شورایعالی صادرات غیرنفتی و شورایعالی اداری نیز اشاره کرد و گفت: رشد 83 درصدی کشفیات قاچاق، افزایش سرمایه گذاری در صنعت نفت تا مرز 54 میلیارد دلار در دولت دهم، افزایش 34 درصدی ترانزیت کالا در سال 89، و برنامه ریزی برای صادرات غیرنفتی تا مرز 45 میلیارد دلار از جمله نتایج تصمیمات اتخاذ شده در این شوراها و کارگروهها بوده است.
وزیر امور اقتصادی و دارایی نیز در این دیدار اعلام کرد دولت با پیگیری مدل اسلامی – ایرانی پیشرفت، اجرای سیاستهای کلی اصل 44 را در دستور کار جدی قرار داده بگونه ای که به موازات واگذاری مسئولیتها، میزان واگذاری مالکیتها به بخش خصوصی نیز از سال 84 تاکنون به 500 شرکت و 85 هزار میلیارد تومان بالغ شده که دهها برابر گذشته است.
آقای حسینی افزود: تاکنون 40 میلیون نفر دارای سهام عدالت شده اند که این میزان تا 45 میلیون نفر افزایش خواهد یافت.
 
وزیر اقتصاد قانون هدفمند کردن یارانه را گامی در جهت گسترش عدالت خواند و اعلام کرد: رشد مصرف در انرژی، آب و گندم متوقف شده و میزان مصرف 5 تا 30 درصد کاهش یافته است.
آقای حسینی از کاهش نقطه به نقطه تورم از تیرماه سال جاری خبر داد اما تأکید کرد برای حل مشکل تورم و بیکاری تلاشهای مضاعفی انجام خواهد شد.
 
به گفته آقای حسینی رشد اقتصادی کشور هر سال بیشتر شده است به گونه ای که مراکز جهانی نیز از بهبود اوضاع اقتصادی ایران در پی هدفمند کردن یارانه و اجرای اصل 44 سخن می گویند.
افزایش شاخص بورس به 25 هزار و پانصد واحد و افزایش سرمایه گذاری بورس به 118 هزار میلیارد تومان از دیگر نکات گزارش وزیر اقتصاد بود.
آقای حسینی با اشاره به افزایش بودجه عمرانی به 24 درصد افزود: سهم مالیات نیز در هزینه های دولت به حدود 42 درصد در سال 89 رسیده است که نشان دهنده تلاش برای رهایی از اتکای به درآمدهای نفتی است. 
وزیر اقتصاد با تأکید بر ناکامی تحریمهای غرب افزود: افزایش ترانزیت کالای 111 کشور خارجی از مسیر ایران، رشد 124 درصدی جذب سرمایه های خارجی و رشد تجارت خارجی از شاخصهایی است که نشان می دهد تحریم های غرب با تدابیر نظام و دولت و ایستادگی مردم به اهداف خود نرسیده است.
 
وزیر اقتصاد و دارایی، در جمع بندی گزارش خود افزود: شتاب حرکت کشور به سمت عدالت براساس سیاستها و فعالیتهای دولت افزایش یافته است که گسترش بیمه های تأمین اجتماعی – افزایش حقوق مستمری بگیران و سهام عدالت از نشانه های آن است.
 
رئیس کل بانک مرکزی سومین عضو هیأت دولت بود که گزارشی از وضع پولی، و بانکی کشور ارائه کرد.
آقای بهمنی در گزارش خود با اشاره به سیاست کنترل نرخ تورم و رسیدن آن به 4/12 درصد در پایان سال 89 گفت: در پایان تیرماه سال نود، نرخ تورم به 3/16 درصد افزایش یافت که علت آن، اجرای قانون هدفمندی یارانه ها بود.
رئیس کل بانک مرکزی خاطرنشان کرد: بدون در نظر گرفتن تأثیر مستقیم و غیرمستقیم، هدفمندسازی یارانه ها، نرخ تورم قاعدتاً 9/9 درصد می بود.
 
مهار بی رویه رشد نقدینگی، شفاف سازی مطالبات معوق و مهار رشد آن، رشد 140 درصدی فروش اوراق مشارکت به میزان 157 هزار میلیارد ریال، افزایش منابع قرض الحسنه، ساماندهی مؤسسات مالی غیرپولی، گسترش سیستم های الکترونیک و افزایش تراکنش های الکترونیکی، مدیریت بازار ارز، تعیین ابزارها و عقود جدید در بانکداری اسلامی، برنامه ریزی برای حذف صفرهای پول ملی و اختصاص 17 میلیارد دلار از منابع بانکی برای سرمایه گذاری در طرحهای نفت، گاز و پتروشیمی، محورهای دیگر گزارش رئیس کل بانک مرکزی بود.
 
وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز در این دیدار در گزارشی با مقایسه میان سالهای 78 تا 83 و 84 تا 89 گفت: سرمایه گذاری صنعتی و معدنی در این مدت از 14 هزار میلیارد تومان به بیش از 90 هزار میلیارد تومان رسیده است.
آقای غضنفری گفت: در سال 83، سه هزار و هفتصد معدن در کشور فعال بوده اند که در سال 89 به 5700 معدن و استخراج مواد معدنی نیز از 155 میلیون تن به 285 میلیون رسیده است.
افزایش دو برابری ظرفیت تولید خودرو، افزایش تولید سیمان از 32 میلیون تن به 74 میلیون تن، افزایش ظرفیت ذخیره سازی سیلوها به 9 میلیون تن از دیگر نکات گزارش آقای غضنفری بود.
وزیر صنعت معدن و تجارت با اشاره به افزایش محصولات کشاورزی و صادرات خدمات فنی مهندسی گفت: با مدیریت واردات کشور متوسط نسبت واردات به صادرات از 5/4 برابر به 3/2 برابر کاهش یافته است که نشان می دهد واردات و صادرات در روند متعادل شدن قرار دارد.
 
وزیر صنعت، معدن و تجارت در پایان گزارش خود اعلام کرد امیدواریم با سرمایه گذاری 70 هزار میلیارد تومانی در سالجاری و سال آینده، بیش از 1800 پروژه نیمه تمام معدنی و صنعتی را به مرحله بهره برداری برسانیم.
 
آقای خلیلیان وزیر جهاد کشاورزی در این دیدار در گزارشی به تولید 107 میلیون تن محصولات کشاورزی در سال 89 و رشد پانزده درصدی آن نسبت به سال 88 ، رسیدن به مرحله تولید پایدار در تولید گندم و برنامه ریزی برای صادرات 2 میلیون تن گندم در سال جاری، افزایش تولید برنج به دو میلیون و دویست و سی هزار تن در سال 89 ، و برنامه ریزی برای خودکفائی در تولید برنج در 2 سال آینده، افزایش کیفیت برگ سبز چای کشور و تولید 31 درصدی چای درجه یک در سال 90 ، و افزایش چهل درصدی تولید ابریشم در کشور، اشاره کرد.
 
آقای خلیلیان به توسعه زیرساختهای آب و خاک در بخش کشاورزی و افزایش اراضی تحت پوشش آبیاری تحت فشار و سامانه آبیاری مدرن نیز اشاره کرد و در خصوص صادرات و واردات محصولات کشاورزی گفت: صادرات محصولات کشاورزی در برنامه سوم 6 میلیارد دلار بود که در شش سال اخیر به بیش از 21 میلیارد دلار رسیده است. وزیر جهاد کشاورزی همچنین با اشاره به افزایش ظرفیت صنایع فرآوری محصولات کشاورزی، توسعه جنگل ها، مرتع داری و آبخیزداری، کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیائی گفت: میزان واردات محصولات کشاورزی تا پایان تیر ماه امسال، 27 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش داشته است.
 
آقای نیکزاد نیز در این دیدار در گزارشی مقایسه ای میان 8 سال قبل از دولت آقای احمدی نژاد با 6 سال دولت نهم و دهم گفت: احداث راه، بزرگراه و راه اصلی از 59 هزار کیلومتر به 72 هزار کیلومتر رسیده است و راه روستایی نیز از 43 هزار به 57 هزار کیلومتر بالغ شده است.
 
وزیر راه و شهرسازی، توسعه 10 برابری ناوگان هوایی و افزایش حجم ترانزیت کالاها را از دیگر نتایج فعالیتهای دولتمردان در 6 سال اخیر برشمرد و گفت: از سال 76 تا 83 حدود 3 میلیون واحد مسکونی احداث شده بود که در 6 سال اخیر به 4850 میلیون واحد رسیده است.
افزایش ساخت بیمارستانها، صنعتی سازی ساختمان، نوسازی مدارس، واگذاری بخش های مهمی از صنایع ارتباطات، موبایل و اینترنت به بخش خصوصی، افزایش ضریب نفوذ اینترنت،  افزایش هزار درصدی روستاهای برخوردار از خدمات الکترونیک و افزایش حجم مخازن سدها از 32 میلیارد به 43 میلیارد متر مکعب از دیگر مسائلی بود که مهندس نیکزاد در گزارش خود به آنها اشاره کرد.
وی همچنین آثار مثبت مسکن مهر را تشریح کرد.
 
آقای قاسمی وزیر نفت نیز گزارشی از حوزه های گاز، بنزین، پتروشیمی، صنعت نفت و بهره برداری از میادین مشترک ارائه کرد. وزیر نفت در خصوص دسترسی به گاز در شهرها و روستاها گفت: در سال 84 تعداد مشترکان گاز، 5/7 میلیون مشترک بود که این میزان در 6 سال اخیر به بیش از سیزده میلیون مشترک رسیده است. 
کاهش مصرف بنزین به 58 میلیون لیتر در روز با وجود افزایش تولید خودرو، در 6 سال گذشته، افزایش تعداد جایگاههای سی ان جی از 75 جایگاه در سال 84 به 1700 جایگاه در سالجاری، و افزایش تولید پتروشیمی از 18 میلیون تن در سال 84 به 52 میلیون تن در سالجاری عدد و رقم های دیگری بود که وزیر نفت در گزارش خود به آنها اشاره کرد.     
 
وزیر نفت به اشاره به بومی سازی طراحی و اجرای طرحهای وزارت نفت و 52 میلیارد دلار سرمایه گذاری داخلی در فازهای قدیم و فازهای باقیمانده پارس جنوبی تأکید کرد: اهتمام برای افزایش استخراج از میادین مشترک با کشورهای همسایه از جمله برنامه های اصلی وزارت نفت است.
وزیر بعدی که در این دیدار گزارش داد آقای شیخ الاسلامی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بود. آقای شیخ الاسلامی در حوزه تعاون از افزایش 2 برابری تعداد تعاونی ها در برنامه چهارم خبر داد و گفت: تعداد اعضای تعاونی ها نیز به بیش از 5 میلیون نفر رسیده است و در مجموع سهم ارزش افزوده بخش تعاون از 5 درصد در سال 83 به 5/8 درصد رسیده است.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی افزود: برای سال گذشته ایجاد یک میلیون و یک صد هزار شغل پیش بینی شده بود که با همت و تدبیر دولت و فعالان بخش های مربوط، این میزان به یک میلیون و 600 هزار شغل رسید و برای سال جاری نیز ایجاد 5/2 میلیون شغل پیش بینی شده است.
کاهش فاصله طبقاتی به عنوان مهمترین سیاست دولت در حوزه رفاه، افزایش 38 درصدی شمار افراد بیمه شده و افزایش متوسط حقوق افراد تحت پوشش صندوق تأمین اجتماعی از 140 هزار تومان به 550 هزار تومان در سال 89 دیگر مسئله ای بود که وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به آن اشاره کرد.
آقای بقایی معاون اجرایی رئیس جمهور هم با اشاره به نود سفر استانی دولت با بیش از بیست هزار مصوبه، گزارشی از این سفرها ارائه کرد.
 
معاون اجرایی رئیس جمهور گفت: هشتاد درصد مصوبات دور اول سفرهای استانی، 52 درصد مصوبات دور دوم سفرها، و 26 درصد مصوبات دور سوم سفرها کاملاً محقق شده و 18 درصد از مصوبات دور اول، 25 درصد از مصوبات دور دوم و 23 درصد از مصوبات دور سوم سفرها در دست اجرا است. آقای بقایی با اشاره به بیش از چهارده هزار ملاقات مردمی رئیس جمهور و 32 هزار ملاقات مردمی وزراء در 3 دور سفرهای استانی گفت: حل مشکلات مردم، مهمترین هدف سفرهای استانی است. 
 
آقای میرتاج الدینی معاون پارلمانی رئیس جمهور نیز در این دیدار با اشاره به همکاری دولت و مجلس، فضای کلی روابط قوای مقننه و مجریه را خوب خواند و نکاتی را برای بهبود روند این روابط بیان کرد.
خانم بداغی معان حقوقی رئیس جمهور نیز در گزارش خود به کارشناسی های حقوقی گسترده در دولت و کمیسیونهای تخصصی برای رعایت موازین قانونی و حقوقی در مصوبات اشاره کرد و گفت: رعایت قانون، اصل اساسی در سیاستها و اقدامات دولت به شمار می رود.
 
وزیر امور خارجه آخرین عضو هیأت دولت بود که در این دیدار 3 ساعته گزارش داد. آقای صالحی اعلام کرد: با وجود همه تلاشهای دشمنان، جمهوری اسلامی به یاری خداوند و با تدبیر مسئولان و ایستادگی ملت از موقعیت روزافزونی برخوردار است.

اعتراف اکبرگنجی درباره اقتدار رهبرانقلاب
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: اکبر گنجی ، مقام معظم رهبری ، مقالات ، سیاسی

اکبر گنجی در مقاله ای در رادیو زمانه بیانات اخیر مقام معظم رهبری را نشانه کوتاه نیامدن ایشان در عرصه داخلی و بین المللی دانست و با اعتراف به اقتدار آیت الله خامنه ای به بررسی دلایل این مساله پرداخت.

به گزارش جام نیوز؛ اکبر گنجی16آگوست(25 مرداد) در مقاله ای در سایت رادیو زمانه در تحلیل بیانات اخیر رهبرمعظم انقلاب در جمع کارگزاران نظام اسلامی ، با اعتراف به اقتدار مقام معظم رهبری ،این سخنان را نشانه عدم عقب نشینی و کوتاه آمدن ایشان دانست و نوشت: «سخنان او نشان‌دهنده آن است که به هیچ‌وجه حاضر به عقب‌نشینی از مواضع پیشین و سازش با مخالفان داخلی و دولت‌های خارجی نیست.»

گنجی، افزود:« آیت‌الله خامنه‌ای در سطح بین‌المللی نیز به هیچ‌وجه قصد عقب‌نشینی در هیچ یک از امور محل نزاع را ندارد. «عظمت‌طلبی اتمی» از طریق پروژه هسته‌ای بی‌وقفه دنبال شده است و می‌شود. تنها مانع کار، تحریم‌های جهانی است؛ تحریم‌هایی که مانع صدور تکنولوژی با کاربرد دوگانه به ایران می‌شوند. با این‌همه، کوچک‌ترین عقب‌نشینی در مواضع و رفتار او دیده نمی‌شود. این امر معلول چند علت است.»

اکبر گنجی، دلایل اقتدار و عدم عقب نشینی مقام معظم رهبری را چنین برشمرد:
«اول- رسالت الهی نایب امام زمان:...آیت‌الله خمینی بارها این سخن را تکرار می‌کرد که این نظام باید به ظهور حضرت حجت منتهی شود. آیت‌الله خامنه‌ای نیز چنین مقصدی را دنبال می‌کند.
دوم- بهترین دفاع، تهاجم است:آیت‌الله خامنه‌ای همیشه مدافع این استراتژی بوده است. او مدعی است هرجا کوچک‌ترین تزلزلی صورت گرفته، دول دشمن غربی پیش آمده‌اند، اما هرجا رفتارها تهاجمی بوده، آنان عقب نشسته‌اند و پیروزی نصیب ایران شده است.

سوم- ناتوانی جهان غرب:مطابق اطلاعات و تحلیل ولی فقیه، دول غربی نه تنها در موقعیتی قرار ندارند که ایران را مورد تهاجم نظامی قرار دهند، بلکه خود به شدت گرفتار بحران‌های اقتصادی و شورش‌های اجتماعی‌اند. حتی مریدان رهبری شادکامانه اعلام می‌کنند که اعتراض‌های کشورهای اروپایی را "مقام معظم رهبری" از قبل "پیش‌بینی کرده بوده‌اند".»


رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار فعالان اقتصادی تبیین کردند
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: فساد اقتصادی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
بی‌رحمانه با کوچک‌ترین مفاسد اقتصادی در دولت برخورد کنید/ تأکید بر قطع وابستگی به نفت تا حد امکان بستن چاه‌های نفتی
فعالان و برگزیدگان بخش خصوصی، مدیران عرصه‌های اقتصادی، صنعتی، کشاورزی، بانکی، فناوری اطلاعات و خدمات همراه با نمایندگان تشکل‌های صنفی، عصر امروز(چهارشنبه) در دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی به تبادل نظر و بررسی مسائل مختلف اقتصادی پرداختند.

در ابتدای این دیدار که بیش از 3 ساعت طول کشید، 18 نفر از فعالان اقتصادی، دیدگاه‌های خود را درباره اوضاع اقتصادی کشور بیان کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار با تأکید بر تلاش، تدبیر و شتاب بیشتر در تحقق اهداف سند چشم انداز 20 ساله افزودند: دشمن با سلاح ناکارآمد تحریم درصدد زمین زدن ملت ایران و نظام اسلامی است اما این هدف خصمانه، با جهاد اقتصادی مسئولان و مردم ناکام می‌ماند و ملت بزرگ ایران، با امید سرشار به آینده، به جایگاه شایسته خود دست خواهد یافت.

رهبر انقلاب اسلامی دیدار با فعالان اقتصادی بخش‌های دولتی و خصوصی را در مقطع حساس کنونی، اقدامی نمادین برای نشان دادن اهتمام نظام اسلامی به مسئله اقتصاد و تحرک و پیشرفت اقتصادی دانستند و تأکید کردند: پیام جلسه امروز، لزوم توجه بیشتر و جدی‌تر مسئولان و فعالان بخش‌های اقتصادی، و همچنین آحاد مردم به مسئله اقتصاد است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیان گزارش اوضاع اقتصادی کشور از زبان فعالان بخش‌های خصوصی را یکی دیگر از اهداف دیدار امروز برشمردند و افزودند: همانگونه که در سخنان اغلب فعالان مشهود بود با همت مغزهای متفکر، و شخصیت‌های علمی و فنی، پیشرفت‌های چشمگیری در عرصه‌های تولید، خدمات، کشاورزی، صنعت و صنایع دانش‌بنیان به وقوع پیوسته که متأسفانه اغلب مردم از آن مطلع نیستند و باید این افتخارات ملی که متعلق به ملت ایران است، به اطلاع مردم رسانده شوند.

ایشان خاطرنشان کردند: بیان پیشرفت‌ها به معنای نادیده گرفتن نقاط ضعف و کمبودها نیست اما بیان نقاط منفی باید با لحن علاج‌جویانه و امیدبخش باشد تا واقعیات کشور، وارونه جلوه داده نشود.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: یکی از شگردهای جنگ روانی دشمنان در شرایط کنونی، ناامید کردن مردم بویژه نسل جوان و فعال کشور است، بنابراین همواره باید پیشرفت‌ها و ظرفیت‌های شگرف کشور برای اطلاع مردم منعکس شود.

ایشان در بیان علت نامگذاری سال جاری به سال جهاد اقتصادی به هدف جبهه استکبار برای زمین زدن ملت مقاوم ایران و نظام اسلامی از راه اقتصاد اشاره کردند و افزودند: باید با شناخت اهداف، ابزار و سلاح دشمن و با جهاد اقتصادی به مقابله با این هدف رفت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین ویژگی‌های جهاد اقتصادی، به استمرار، همه جانبه‌گی،  هوشمندی و اخلاص اشاره کردند و افزودند: باید این نکته را درک کرد که جهاد اقتصادی، در واقع حرکتی هدفدار در مقابله با حرکت غرض‌آلود و خصمانه دشمن است.

رهبر انقلاب اسلامی هدف واقعی تحریم‌های ایران را فلج کردن اقتصاد کشور خواندند و خاطرنشان کردند: عامل حقیقی این تحریم‌ها مسئله انرژی هسته‌ای نیست چرا که روند تحریم ها، 32 سال پیش هنگامی آغاز شد که نامی از مسائل هسته‌ای در کشور نبود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر مقابله هوشمندانه ملت ایران و مسئولان کشور با تحریم‌ها افزودند: اگر تحریم، مؤثر و برای دشمنان کارگشا بود همان سال‌های اول انقلاب اهداف مستکبران را محقق می‌ساخت چه برسد به اکنون که ملت و نظام در مقابل تحریم‌ها، به تدریج حالت ضدضربه پیدا کرده‌اند.

ایشان دور زدن تحریم‌ها و مهم‌تر از آن روی آوردن به توانایی‌های داخلی را از جمله شیوه‌های موفق ملت و مسئولان در شکست دادن تحریم‌ها برشمردند و افزودند: مقابله افتخارآمیز نظام اسلامی با تحریم‌ها، همچون تمامی 32 سال اخیر، با موفقیت ادامه خواهد یافت.

رهبر انقلاب همچنین با تأکید بر لزوم تحقق اهداف سند چشم انداز 20 ساله و دستیابی ایران به رتبه اول کشورهای منطقه در عرصه‌های مهم و حیاتی افزودند: رقبای منطقه‌ای در حال کار و تلاش شدید هستند و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز، نیازمند سرعت بیشتر، تدبیر و حرکت منضبط‌تر و درواقع نیازمند جهاد اقتصادی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دستیابی به رتبه اول منطقه در مسائل مهم و حیاتی را نه یک هوس بلکه یک نیاز واقعی و سرنوشت‌ساز خواندند و افزودند: در اوضاع کنونی منطقه و جهان، هر کشوری که نتواند از لحاظ اقتصادی، علمی و زیرساخت‌ها از رشد لازم برخوردار شود بی‌رحمانه مورد تطاول قرار می‌گیرد بنابراین باید با استحکام درونی و پیشرفت اقتصادی، اهداف سند چشم انداز را محقق کرد.

رهبر انقلاب ظرفیت‌های کشور را از لحاظ منابع، هوش و استعداد انسانی، منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی، فوق‌العاده خواندند و افزودند باید این ظرفیت‌های درجه یک را بالفعل کرد و رتبه اول منطقه را به دست آورد که این مهم، نیازمند کار و تلاش مضاعف است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به گذشت 5 سال از آغاز اجرای سند چشم‌انداز 20 ساله، کارهای انجام شده در برنامه چهارم توسعه را خوب ارزیابی کردند اما افزودند: برخی اهداف آن برنامه از جمله رشد 8 درصدی، کاهش بیکاری، کاهش تورم و افزایش سرمایه‌گذاری محقق نشده است بنابراین در اجرای برنامه پنجم توسعه، باید همت و تلاش مضاعف انجام داد تا ضمن جبران این کمبودها، سهم برنامه پنجم در تحقق اهداف سند چشم‌انداز محقق شود.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه در زمینه اجرای سیاست‌های کلی اصل 44، کارهای خوبی انجام شده اما کافی نیست، خاطرنشان کردند: براساس سیاست‌های ابلاغی اصل 44، باید زمینه یک اقتصاد رقابتی با حضور بخش خصوصی بوجود آید که لازمه چنین کاری، تحرک بیشتر برای اجرای کامل سیاست‌های اصل 44 است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: هدف از اجرای سیاست‌های کلی اصل 44، فقط واگذاری بنگاه‌ها نیست بلکه در کنار واگذاری‌ها باید در زمینه توانمند کردن بخش خصوصی، فراهم کردن امکان مدیریت خوب و نظارت جدی برای جلوگیری از سوءاستفاده‌های احتمالی نیز کارهای اساسی انجام شود.

ایشان برخورد قاطعانه و جدی با مفاسد اقتصادی را یکی از زمینه سازی‌های مناسب برای تشویق حضور سالم و قانونمند بخش خصوصی دانستند و خاطرنشان کردند: مبارزه با مفاسد اقتصادی بسیار مهم و یک رکن اساسی است.

رهبر انقلاب اسلامی خطاب به مسئولان دولتی تأکید کردند: باید نسبت به بروز و نفوذ کوچک‌ترین فساد اقتصادی در دستگاه‌های دولتی بشدت حساس باشید و با آن بی‌رحمانه و بدون هیچ ملاحظه‌ای برخورد کنید چرا که در غیر این صورت مفاسد اقتصادی همچون بیماری واگیر سریعاً گسترش خواهد یافت.

ایشان اجرای کامل سیاست‌های حمایتی از بخش تولید را یکی دیگر از موارد مهم برشمردند و خاطرنشان کردند: تولید، اساس اقتصاد است و باید در چارچوب اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، سهم بخش تولید حتماً اختصاص یابد.

رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه افزودند: البته بخش تولید هم در قبال این حمایت وظایفی دارد که از آن جمله، صرفه‌جویی در مصرف انرژی، افزایش بهره‌وری، و نوسازی ماشین‌آلات و تجهیزات است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: در کنار اعطای تسهیلات به بخش تولید و حمایت از تولیدکنندگان، باید نظارت قوی نیز وجود داشته باشد تا برخی سوءاستفاده‌کنندگان، از تسهیلات اعطایی برای کارهای دیگر استفاده نکنند.

موضوع واردات و صادرات بخش دیگری از سخنان رهبر انقلاب اسلامی در جمع فعالان اقتصادی بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تنظیم و کنترل واردات را لازم دانستند و خاطرنشان کردند: در هر شرایطی باید ملاحظه تولید داخلی از جمله محصولات کشاورزی را کرد ضمن این که این توجیه که واردات به رقابت پذیری تولید داخلی کمک می‌کند، دارای منطق قوی نیست.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درخصوص موضوع صادرات، به رشد بسیار خوب صادرات غیرنفتی در سال‌های اخیر اشاره کردند و افزودند: انتظار این است که رشد صادرات غیرنفتی به گونه‌ای پیش رود که بخش صادرات بر واردات، غلبه پیدا کند و بتوانیم خود را از درآمد نفتی بی نیاز کنیم.

ایشان وابستگی به درآمد نفت را یکی از بلیات کشور دانستند و با یادآوری سخنان چند سال قبل خود مبنی بر قطع وابستگی به درآمد نفت تا حدی که امکان بستن درِ چاه‌های نفت برای هر مدتی امکان‌پذیر باشد، خاطرنشان کردند: رهایی اقتصاد کشور از درآمدهای نفتی، زمینه‌ساز اقتدار و پیشرفت عظیم ملت و نظام اسلامی خواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در کنار حمایت دولت از صادرات، صادرکنندگان نیز باید کیفیت، بسته‌بندی، تنوع، استحکام و زیبایی محصولات و تولیدات خود را ارتقا دهند و آنها را در موعد مقرر به دست مشتری و خریدار برسانند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: لازمه تحقق این موارد، نیازمند فرهنگ حُسن عمل در تولیدات است.

ایشان یکی دیگر از موارد ضروری در اقتصاد کشور را تدوین برنامه‌ای جامع برای رشد بخش تعاون دانستند و با اشاره به موضوع مهم لزوم دسترسی یکسان به اطلاعات اقتصادی، افزودند: همه فعالان بخش خصوصی باید به طور یکسان و بدون تبعیض از فرصت‌های سرمایه‌گذاری مطلع باشند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم پیگیری جدی‌تر موضوع شفاف‌سازی اطلاعات، خاطرنشان کردند: محدود بودن دسترسی اطلاعات برای برخی افراد خاص، زمینه‌ساز ویژه‌خواری‌های عجیبی می‌شود که برای مقابله با آن، باید دسترسی به اطلاعات، عمومی شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جمع بندی مطالب مطرح شده در دیدار فعالین اقتصادی بخش دولتی و خصوصی، اظهار امیدواری کردند: دیدار امروز زمینه ساز انگیزه بیشتر و فعالیت هوشمندانه، هدفدار و مضاعف همه علاقه مندان به ملت، کشور و نظام شود.

ایشان با تأکید بر لزوم توجه به همت مضاعف و کار مضاعف در کنار جهاد اقتصادی، افزودند: آینده کشور، آینده خوبی است و سابقه تاریخی، میراث فرهنگی، توانایی‌های مردمی و ظرفیت‌های طبیعی ایران، همه مؤید این است که ایران می تواند با کار و تلاش بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر مسئولان و مردم به جایگاه والا و شایسته برسد.

در آغاز این دیدار آقایان و خانم‌ها

-    اسدالله عسگراولادی – فعال اقتصادی و صادرکننده

-    سیدمحمد اتابکی – رئیس انجمن صنفی تولید کنندگان سیمان

-    هاشم نامور – مدیرعامل پالایشگاه نفت بندرعباس

-    قاسم نوده فراهانی – رئیس شورای اصناف کشور

-    مجید قاسمی – مدیرعامل بانک پاسارگاد

-    مجتبی شادلو – رئیس هیأت مدیره اتحادیه باغداران ایران

-    حسین قالیباف اصل – مدیرعامل شرکت بورس

-    لیلا لاریجانی – مدیرعامل شرکت گسترش انفورماتیک

-    محمدرضا جبارزارع – مدیرعامل گروه همگام

-    حمیدرضا جمشیدی – رئیس هیأت مدیره شرکت البرز دارو

-    ایرج رهبر – رئیس کانون سراسری انبوه‌سازان کشور

-    محمد آرام بنیار – مدیرعامل شرکت تأمین سرمایه امین

-    ابوالحسن خلیلی – مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های دانه‌های روغنی

-    غلامرضا حبیبی – مدیرعامل مؤسسه توسعه دانش، پژوهش و فناوری فرزان

-    احمدحسن جزنی – نماینده تولیدکنندگان و صادرکنندگان آبزیان

-    عطاءالله آیت‌اللهی – دبیر شورای رسته آب جامعه مهندسان مشاور ایران

-    پرویز رحمتی – رئیس سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کشور

-    و احمد توکلی – نماینده مجلس شورای اسلامی

به تشریح دیدگاه‌ها، انتقادها و پیشنهادهای خود در زمینه‌های مختلف اقتصادی پرداختند. سخنان فعالان اقتصادی در این دیدار عبارت است از:

-    هدف‌گذاری بخش خصوصی برای پیشی گرفتن صادرات غیر نفتی از واردات در پنج سال آینده

-    ضرورت توجه بیشتر دولت به دیدگاه‌ها و مشورت‌های بخش خصوصی

-    ناکارآمدی تحریم‌ها با توجه به افزایش 25 درصدی صادرات در چهار ماهه اول امسال در مقایسه با مدت مشابه سال قبل

-    افزایش بی‌سابقه تولید سیمان به عنوان یکی از شاخص‌های عمران و آبادانی کشور

-    توجه بیشتر به زیرساخت‌های صنعتی برای شتاب یافتن روند توسعه

-    کاهش کارمزد تسهیلات بانکی ویژه صنایع

-    ضرورت توجه به توانایی و ظرفیت اصناف در اجرای سیاست‌های اصل 44

-    کمک بیشتر دولت به واحدهای تولیدی – صنعتی و کشاورزی

-    نگاه تقویت‌کننده بخش دولتی به بخش خصوصی

-    ایجاد زمینه لازم برای رقابت سالم و قانونمند بانک‌های خصوصی و دولتی

-    مدیریت فشارهای ناشی از هدفمند کردن یارانه ها به بخش کشاورزی

-    انتقاد از تعدد مراجع تصمیم‌گیری درباره مسائل کشاورزی

-    پیشنهاد تشکیل شورای عالی فناوری اطلاعات

-    لزوم حمایت بیشتر دولت از سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین

-    افزایش ارزش بازار سرمایه به 118 هزار میلیارد تومان در سال جاری

-    توجه به ظرفیت اقتصادی شرکتهای دانش بنیان

-    پرهیز از تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای در تعیین تعرفه‌های اقتصادی

-    استفاده از ابزارهای جدید مالی برای استحکام بیشتر زیرساخت‌های اقتصادی کشور

-    تأثیر منفی افزایش قیمت مواد اولیه بر روند تولید

-    ضرورت اهتمام بیشتر به بخش تعاونی

-    انتقاد از واردات بی‌رویه، بخصوص محصولات کشاورزی

-    ظرفیت بی‌بدیل کشور برای خوداتکایی کشاورزی

-    سرمایه‌گذاری و اتخاذ تدابیر ویژه برای حل مشکل راندمان پایین آب در بخش کشاورزی و مصارف خانگی

-    راه اندازی نهضت کاهش قیمت تمام شده کالاها و خدمات

-    توجه به ظرفیت فناوری اطلاعات و ارتباطات در تولید ثروت ملی، اشتغال‌زایی و ارتقای بهره‌وری

-    و اهمیت مراکز خرد اقتصادی به موازات بنگاه‌های بزرگ اقتصادی


عکس های پرتره‌ رهبر انقلاب در دیدار با شعرا
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، عکس


چادر بهترین نوع حجاب ایرانی و نشانه ملی ماست
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، حجاب ، سخنرانی
آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند
روز گذشته روزنامه ایران با انتشار ویژه‌نامه‌ای بحث عفاف و حجاب و گشت ارشاد و چادر را مورد بی احترامی و بعضا تمسخر قرار داد.

به گزارش رجانیوز، این ویژه‌نامه با رویکرد کاملاً تقلیل‌گرایانه در موضوع حجاب منتشر شده و در یکی از بخش‌های آن در گفت‌وگو با مهدی کلهر به چادر مشکی که پوشش زنان محجبه ایرانی است، توهین بی‌سابقه‌ای کرده است.

در عین حال، به‌منظور بررسی حجاب برتر؛ چادر در کلام رهبر معظم انقلاب، بخش‌هایی از بیانات ایشان بازنشر داده می‌شود:

مردم ما چادر را انتخاب کرده‏اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.
20/7/1373
بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار گروهى از خواهران پرستار، به مناسبت «ولادت حضرت زینب»(س)
---------------

به نظر ما، بحث‌هایى که درباب پوشش زن مى‏شود، بحثهاى خوبى است که انجام مى‏گیرد؛ منتها باید توجه کنید که هیچ بحثى در این زمینه‏هاى مربوط به پوشش زن، از هجوم تبلیغاتى غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلاً بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد؛ این فکر غلطى است. نه این‏که من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مى‏گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه‏ى ملى ماست؛ هیچ اشکالى هم ندارد؛ هیچ منافاتى با هیچ نوع تحرکى هم در زن ندارد. اگر واقعاً بناى تحرک و کار اجتماعى و کار سیاسى و کار فکرى باشد، لباس رسمى زن مى‏تواند چادر باشد و - همان‏طور که عرض کردم - چادر بهترین نوع حجاب است.

البته مى‏توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همین‏جا هم بایستى آن مرز را پیدا کرد. بعضی‌ها از چادر فرار مى‏کنند، به خاطر این‏که هجوم تبلیغاتى غرب دامن‌گیرشان نشود؛ منتها از چادر که فرار مى‏کنند، به آن حجاب واقعى بدون چادر هم رو نمى‏آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مى‏دهد!

شما خیال کرده‏اید که اگر ما چادر را کنار گذاشتیم، فرضاً آن مقنعه‏ى کذایى و آن لباس‌هاى «و لیضربن بخمرهنّ على جیوبهنّ»(6) و همانهایى را که در قرآن هست، درست کردیم، دست از سر ما بر مى‏دارند؟ نه، آنها به این چیزها قانع نیستند؛ آنها مى‏خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عیناً این‏جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه که عمل مى‏شد. در آن زمان، زن اصلاً پوشش و حجابى نداشت؛ حتّى در این‏جاها وقتى نوبت به این کارها مى‏رسد، بى‏بندوبارى خیلى بیشتر هم مى‏شود؛ کمااین‏که در زمان شاه، بى‏بندوبارى‏یى که در همین شهر تهران و بعضى دیگر از شهرهاى کشور ما بود، از معمول شهرهاى اروپا بیشتر بود! زن معمولى در اروپا، لباس و پوشش خودش را داشت؛ اما در این‏جا آن‏طورى نبود. آن‏طور که دیده بودیم و شنیده بودیم و مى‏دانستیم و مناظرى که از آن وقت الان جلوى نظر من هست، انسان واقعاً حیرت مى‏کند که چرا بایستى این‏گونه بشود؛ کمااین‏که در خیلى از کشورهاى متأسفانه عقب‏مانده‏ى مسلمان و غیرمسلمان هم همین‏طور است. بنابراین، باید بدقت و با نهایت کنجکاوى و بدون اغماض، مسائل ارزشى را رعایت کرد.
4/10/1370
بیانات در دیدار با اعضاى شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان،(1) جمعى از زنان پزشک متخصص، و مسؤولان اولین کنگره‏ى حجاب اسلامى، به مناسبت میلاد حضرت فاطمه‏ى زهرا(س)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

حضرت آیِةالله خامنه ای تهاجم فرهنگی را هجوم یک مجموعه‍‌ی سیاسی یا اقتصادی به بنیان‌های فرهنگی یک ملت برای دستیابی به مقاصد شوم سیاسی دانستند و افزودند: ریشه کن کردن فرهنگ ملی از طریق فراگیر کردن بی بند و باری، عیاشی و هرزگی در میان یک ملت هدفی است که دشمنان درپی تحقق آن هستند. به‌طور مشخص دوران رضاخان سرآغام تهاجم فرهنگی در کشور ماست و بزرگ‌ترین قدمها به نفع فرهنگ غرب و در حقیقت در جهت سلطه ی غرب بر ایران در همین دوران بر داشته شد و با این بهانه که زن با چادر نمی‎تواند عالم و دانشمند شود و درفعالیتهای اجتماعی شرکت کند، چادرها را از سر زنان برداشتند. اما در عین حال دردوران رضاخان و پسرش هرگز به عموم زنان اجازه ی شرکت فعالانه در حرکتهای اجتماعی و سیاسی داده نشد و آن روزی که زنان ایران، وارد میدان مبارزه و صحنه ی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی شدند و کشور را با دست توانای خود به پیش بردند، چادر به سر کردند.

21/5/1371
دیدار نویسندگان، صاحبنظران و کارکنان رسانه های گروهی

-----------------------------------------------------------------------------

شما ببینید الان چقدر خرج مى‏کنند و زحمت مى‏کشند، براى این‏که حجاب را در دنیا از بین ببرند؛ کشورهایى که خودشان را مهد آزادى هم مى‏دانند، مى‏بینید که چه مى‏کنند براى مبارزه با حجاب. حالا همه آن تشکیلاتى که با حجاب مبارزه مى‏کنند یک طرف، این خواهر ورزشکارِ مؤمن و دخترِ جوانِ ما که با حجاب اسلامى و لباس محجّب - یا با چادر یا با آن شکل زیباى ارزشى - جلوِ دوربین‌هاى دنیا ظاهر مى‏شود و نشان مى‏دهد که به این ارزش پایبند است و این صحنه در همه دنیا منعکس مى‏شود، این یک طرف دیگر؛ او در واقع با این کار، همه آن تبلیغات را خنثى مى‏کند.
14/7/1383
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏در دیدار با ورزشکاران شرکت‏کننده در المپیک و پارالمپیک

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آنها با چه چیز زن مسلمان بیشتر دشمن‌اند؟ با حجاب او. آن‌ها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چیز بیشتر دشمن‌اند. چرا؟ چون فرهنگ آنها این را قبول ندارد. اروپایی‌ها این‏طورند؛ آنها مى‏گویند هرچه را که ما فهمیده‏ایم، دنیا باید از ما تقلید کند! مایلند که جاهلیت خودشان را بر معرفت عالم غلبه بدهند. آنها مى‏خواهند زن به سبک اروپایى را در جامعه رواج بدهند؛ که عبارت است از سبک مد و مصرف و آرایش در انظار عموم و ملعبه قرار دادن مسائل جنسى بین دو جنس؛ مى‏خواهند این چیزها را به وسیله‏ى زنان رواج بدهند. هرجا با این هدف‌گیرى غربی‌ها مخالفت بشود، فریادشان بلند مى‏شود! اینها کم‏طاقت هم هستند! همین مدعیان غربى، کمترین مخالفتى را با مبانى پذیرفته‏ى خودشان تحمل نمى‏کنند.
22/8/1370
سخنرانى در دیدار با جمع کثیرى از پرستاران، به مناسبت میلاد حضرت زینب کبرى‏(س) و روز پرستار

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

همیشه به شکل غلطى در نظام‌هاى طاغوتى به زن نگاه شده؛ امروز در غرب هم همین جور است. حالا عده‌اى از زنان - مثل خیلى از مردان - در همین نظام‌هاى غربى شخصیت‌هاى برجسته و محترم و پاکیزه‌اى ممکن است در بیایند، لیکن نگاه عمومى به زن که در فرهنگ غربى نهادینه شده، نگاه غلطى است؛ نگاه ابزارى است، نگاه اهانت‌آمیز است. از نظر غرب، علت اینکه شما نباید توى چادر باشید، نباید حجاب داشته باشید، این نیست که آزاد باشید. شما دارید می‌گوئید من با حجاب هم آزادى دارم. او چیز دیگرى مورد نظرش است؛ زن را براى نوازش چشم مرد، براى بهره‌ورى نامشروع مرد، میخواهند به شکل خاصى در جامعه ظاهر بشود. این، بزرگ‌ترین اهانت به زن است؛ حالا ولو با چندین لفّاف تعارف‌آمیز این را بپوشانند و اسم‌هاى دیگرى رویش بگذارند.
28/7/1388
بیانات در دیدار جمعى از بانوان قرآن‌پژوه کشور

--------------------------------------------------------------------

مقام‌ معظم‌ رهبری‌ از چادر به‌ عنوان‌ یک‌ لباس‌ ملی‌ و اسلامی‌ مورد علاقه‌ زنان‌ مسلمان‌ ایران‌ نام‌ بردند و فرمودند: انبوه‌ دختران‌ و زنان‌ مؤمن‌ و حزب‌اللهی‌ که‌ در دانشگاه‌ بهترین‌ علوم‌ را تدریس‌ و بالاترین‌ مدارج‌ علمی‌ را می‌گذرانند و نیز شمار زیادی‌ از بانوان‌ جوان‌ ایران‌ که‌ در آینده‌ای‌ نه‌ چندان‌ دور به‌ مقامات‌ عالی‌ علمی‌، فقهی‌ و فلسفی‌ دست‌ خواهند یافت‌ از افتخارات‌ نظام‌ اسلامی‌ محسوب‌ می‌شوند.
دیدار هزاران‌ تن‌ از خواهران‌ پرستار
20/7/1373

-----------------------------------------------------

حجابِ برتر که شما اشاره کردید -که مراد همین چادر ایرانىِ خود ماست - حقیقتاً حجاب برتر است؛ هیچ تردیدى در این نباید داشت. البته من هیچ وقت نگفتم که چادر را در جایى اجبارى کنند؛ اما همیشه گفته‌ام که چادر یک حجاب ایرانى است و زن ایرانى این را انتخاب کرده و خوب حجابى هم هست و مى‌تواند کاملاً حفاظ و حجاب داشته باشد. حالا بعضی‌ها هستند که از هرچه ایرانى و خودى است، ناراحتند و دل‌شان را مى‌زند؛ دل‌شان مى‌خواهد سراغ چیزهایى بروند که از خودى بودن دورتر است! به‌هرحال اگر حجاب را حفظ کنند، باز هم خلاف شرعى انجام نداده‌اند؛ منتها چیز بهترى را از دست داده‌اند. منتها چیز بهترى را از دست داده‌اند.

اما این‌که شما مى‌گویید «ما چگونه برخورد کنیم؟» ببینید؛ شما با تبلیغات کار کنید. یعنى همان حربه‌اى را که افراد مورد نظر شما براى سست کردن اعتقاد به حجاب به کار مى‌برند، شما هم به کار ببرید. یعنى شما درباره‌ى حجاب بنشینید واقعاً تحقیق کنید، فکر کنید، از لحاظ دینى هم مثلاً درباره‌اش بحث کنید، یا از بحث‌هایى که شده استفاده کنید.

از لحاظ اجتماعى هم روى همین مسأله‌ى کیفیّت حجاب تکیه کنید؛ به ترویج دیدگاه خودتان بپردازید؛ آن چیزى که به نظرتان درست است، آن را بگویید؛ این دغدغه را هم که اینها مى‌آیند تمایل به حجاب را در دلِ مردم از بین مى‌برند، نداشته باشید؛ حجاب از بین نمى‌رود. البته اگر قدرتى مثل قدرت رضاخانى بالاى سرش باشد، یا آن طور که شنیدم در بعضى از کشورها مثل تونس کسى حق ندارد در خیابان با حجاب باشد و اصلاً حقوق بشر هم در این‌جا دیگر مطرح نیست که چرا مردم را مجبور کردید بى‌حجاب باشند - کسانى که مسؤول این چیزها هستند، همین‌طور تماشا مى‌کنند و حرفى هم نمى‌زنند! - بالاخره همان کشف حجاب دوران رضاخانى پیش مى‌آید؛ اما به مجرّد آن‌که این زور برداشته شود، مردم به سمت حجاب برمى‌گردند.

حجاب، ارزشى است منطبق با طبیعت انسان. برهنگى و حرکت به سمت اختلاطِ هرچه بیشتر دو جنس با یکدیگر و افشاء شدن اینها در مقابل یکدیگر، یک حرکت خلاف طبیعى و خلاف خواست انسانى است. شرع مقدّس اسلام هم براى این حدودى را معیّن و مشخّص کرده و کسانى که معتقد و مؤمن هستند، نمى‌شود که این‌طورى با حجاب برخورد کنند. البته ممکن است کسانى بى‌خبر و بى‌اطّلاع باشند؛ بایستى اینها را با حجاب آشنا کرد.

من در همین سال‌هاى اوّلِ انقلاب به‌وضوح دریافتم که بعضى از زنانى که محجّب هستند و خیلى قدر حجاب را نمى‌دانند، اینها اصلاً از حکم حجاب و فلسفه‌ى حجاب و فواید حجاب اطّلاعى ندارند؛ یعنى با اینها کمتر صحبت شده است. البته بعضی‌ها چیزهایى نوشتند؛ سفارش کردیم، کارهایى کردند. الان هم به نظر من همین‌طور است؛ بخصوص در محیط دانشگاه. الحمدللَّه شنیدم که محیط دانشگاه شما، محیط خوبى است. مسؤولان دانشگاه هم، مسؤولان مواظب و مقیدى هستند؛امیدواریم که هرچه هم مى‌گذرد، بهتر شود.

در محیط دانشگاه خودتان، در نشریات خودتان، با نشریات زن - که الان در ایران چند نشریه‌ى مربوط به زنان وجود دارد - با دیگر نشریات رایج صحبت کنید، چیزهایى بنویسید، پخش کنید، در جامعه فکر را بپراکنید؛ منتها با استدلال، با منطق. بهترین راه تأمین حجاب هم همین است که با منطق برخورد شود.

البته اگر چیزى جزو مقرّرات شد و کسى برخلاف آن مقرّرات رفتار کرد، ممکن است قوانینى وجود داشته باشد که دولت برخورد کند؛ که لابد هم مى‌کند. درعین‌حال آن چیزى که در اساس لازم است و مهم‌تر از همه است، این است که شما ذهن این دختر جوان، یا این زن جوان را -که عمده هم خانمهاى جوان هستند- با اهمیت حجاب آشنا کنید؛ یعنى به او تفهیم کنید که حجاب از لحاظ شرعى و از لحاظ منطقى این است. در ذهن او، استدلال صحیح را در مورد رعایت حجاب راسخ کنید.

امیدواریم که ان‌شاءاللَّه روزبه‌روز بهتر شود. البته یکى از عواملى هم که در این زمینه تأثیرات منفى دارد، برخى از این فیلمهایى است که بعضى از زندگیهاى غربى را در دسترس همه مى‌گذارد. اینها در سُست کردن ذهنیّت مردم نسبت به مسأله‌ى حجاب بى‌تأثیر نیست. البته نسبت به پخش این فیلمها هم باید تذکّراتى داده شود.
 

4/12/1377
بیانات در جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سر دبیران نشریات دانشجویی

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

رضاخان قلدر وقتى خواست از غرب براى ما سوغات بیاورد، اولین چیزى که آورد، عبارت از لباس و رفع حجاب بود؛ آن هم با زور سر نیزه و همان قلدرىِ قزّاقىِ خودش! لباس‌ها نباید بلند باشد؛ باید کوتاه باشد؛ کلاه باید این‏طورى باشد؛ بعد همان را هم عوض کردند: اصلاً باید کلاه شاپو باشد! اگر کسى جرأت مى‏کرد غیر از کلاه پهلوى - کلاهى که آن موقع با این عنوان شناخته مى‏شد - کلاه دیگرى سرش بگذارد، یا غیر از لباس کوتاه چیزى بپوشد، باید کتک مى‏خورد و طرد مى‏شد. این چیزها را از غرب گرفتند!

زن‌ها حق نداشتند حجاب‌شان را حفظ کنند؛ نه فقط چادر - چادر که برداشته شده بود - اگر روسرى هم سرشان مى‏کردند و مقدارى جلوى چانه‏شان را مى‏گرفتند، کتک مى‏خوردند! چرا؟ براى این‏که در غرب، زن‌ها سربرهنه مى‏آیند! اینها را از غرب آوردند. چیزى را که براى این ملت لازم بود، نیاوردند. علم که نیامد، تجربه که نیامد، جِدّ و جهد و کوشش که نیامد، خطرپذیرى که نیامد -هر ملتى بالاخره خصوصیات خوبى دارد- اینها را که نیاوردند.

آنچه را هم که آوردند، بى‏دریغ قبول کردند. فکر و اندیشه را آوردند، اما بدون تحلیل قبول کردند؛ گفتند چون غربى است، باید قبول کرد. فرم لباس و غذا و حرف زدن و راه رفتن، چون غربى است، بایستى پذیرفت؛ جاى بروبرگرد ندارد! براى یک کشور، این حالت بزرگترین سمّ مهلک است؛ این درست نیست.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار جوانان و فرهنگیان در مصلّاى رشت‏
12/2/1380

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گاهى من در همین راه "کُلک چال" که از پایین به بالا مى‌آیم، یا بعکس به طرف پایین مى‌روم، خانم‌هایى را مى‌بینم که با چادر مشکى این راه را طى مى‌کنند. با این‌که قسمتى از این راه، بسیار ناهموار و یا به قول ما مشهدی‌ها قلب است، درعین‌حال خانم‌ها این راه ناهموار را تحمّل مى‌کنند و با چادر مشکى مى‌آیند. خوب؛ این همّت است دیگر. من این‌طور زن‌ها و همچنین افراد مسنّى که این راه‌هاى طولانى را طى مى‌کنند و مى‌روند، بسیار تحسین مى‌کنم.

2/6/1375
مصاحبه در کوهپیمایی


رهبر انقلاب دست چه کسی را بوسید؟
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: خاطرات ، مقام معظم رهبری ، امام خمینی(ره)

خاطره ای ناشنیده از زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای

بعد از این ماجرا بود که پزشکان زیادی دعوت شدند. حتی در یک نوبت چند دکتر از خارج از کشور آوردند. امام حدود یک ماه تحت نظر کامل بودند. بعد از آن رادیو اسرائیل و رادیو امریکا اعلام کرده بودندکه امام بیمار و رو به مرگ است! اینجا بود که خود امام پیشنهاد کردند یک برنامه ملاقات عمومی برای ایشان گذاشته شود و...

بولتن نیوز: یکی از بخش­ های جذاب تاریخی خاطرات افراد صاحب اعتبار است که از آن به عنوان سند دست اول تاریخی استفاده می ­شود. هر چه راوی این خاطرات به راس هرم حکومت نزدیک ­تر باشد، خاطرات او جالب ­تر و خواندنی ­تر است. در این میان خاطرات افراد تشکیل دهنده گارد حفاظتی رهبران حکومت­ های مختلف از اعتبار خاصی برخوردار است؛ چرا که آنها به لایه­ های زیرین وقایع و اتفاقات بسیار خصوصی سران مملکت اشراف دارند. در این میان رجوع به خاطرات یکی از محافظان امام خمینی می ­تواند در بر دارنده نکات مهم تاریخی باشد.

حاج حسین سلیمانی یکی از افراد حلقه اول محافظان امام بود که در سال­ های61 تا 66 به توفیق خدمت در این جایگاه نائل شد. ایشان در خاطرات خود از امام، به دو واقعه اشاره می ­کنند که می­ تواند ما را در شناخت بیشتر از ابعاد شخصیتی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت ­الله خامنه ­ای ، کمک کند. این دو خاطره را از زبان ایشان می­ خوانیم:

«از سال 61 و 62 به بعد که بنده محضر امام بودم، مشاهده کردم که یک تیم پزشکی قوی، متشکل از ده پانزده پزشک حاذق و با تجربه در آن­جا مستقر هستند و حتی پزشکانی از اصفهان نیز در آن­جا بودند. دکتر پورمقدس هفته ­ای یک شب در بیت می ­ماندند. هر شب دو دکتر کشیک داشتند و پرستارهای زیادی هم آنجا مستقر بودند. در آن مقطع، پزشکان در بالای حسینیه بودند. زنگی هم از داخل دفتر و منزل حضرت امام به اتاق پزشکان وصل بود تا اگر مشکل به وجود آمد، فوراً اطبا را خبر کنند و خود را به امام برسانند.

پزشکان هر روز راس ساعت هشت یا هشت و پنج دقیقه که حضرت امام خلاصه اخبار را گوش می­ کردند، امام را معاینه می ­کردند و نتیجه را ثبت می­ نمودند. در ماه رمضان سال 64 یا 65 بود که امام وقتی قبل از ظهر (حدود ساعت ده و یازده) برای مسواک زدن می ­روند، سرشان گیج می خورد و به زمین می­ افتند! زنگی را که برای این منظور تعبیه شده بود می ­فشارند. دکتر پورمقدس که نوبت کشیکش بوده با همان لباس استراحتش بالای سر امام می­ رود و می ­بیند که ایشان روی زمین افتاده است. تنفس سینه به سینه و دهان به دهان می ­دهند و بعد هم کپسول اکسیژن می ­آورند. بعد امام را با برانکارد به بیمارستان بردند و حدود یک ماه ایشان در آنجا بستری بودند که البته کسی از این ماجرا مطلع نشد.

وقتی امام بستری بودند، آقای خامنه ­ای به دیدنشان آمدند و بنده هم حضور داشتم. در آنجا حاج احمد آقا قضیه را توضیح دادند و گفتند که این آقای دکتر پورمقدس، آقا را نجات دادند. در همان موقع آقای خامنه­ ای برخاستند و به سمت دکتر رفتند. خم شدند و به زور دست پزشک را بوسیدند! (این حاکی از این است که رهبر انقلاب از طرفی چقدر به حضرت امام علاقه داشتند که دست پزشک ایشان را که باعث شده نسبت به درمان امام کاری انجام بدهند، می ­بوسند و از طرف دیگر نشان از تواضع و فروتنی و اخلاق ایشان است.)

بعد از این ماجرا بود که پزشکان زیادی دعوت شدند. حتی در یک نوبت چند دکتر از خارج از کشور آوردند. امام حدود یک ماه تحت نظر کامل بودند. بعد از آن رادیو اسرائیل و رادیو امریکا اعلام کرده بودندکه امام بیمار و رو به مرگ است!  اینجا بود که خود امام پیشنهاد کردند یک برنامه ملاقات عمومی برای ایشان گذاشته شود. لذا خانواده ­های شهدا دعوت شدند و امام در جمع آنان صحبت کردند. حتی در سخنانشان ابراز کردند که می­ گویند فلانی مریض است و...»

مجتبی شایسته ­نیا

منبع: خاطرات حاج حسین سلیمانی از محافظان حضرت امام، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص 59 و 60 و 92


رهبر انقلاب در دیدار پرشور جمعی از دانشجویان:
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
برنامه دشمن: تحریم اقتصادی، ترویج ابتذال و توقف حرکت علمی کشور/ قلباً‌ انتقادهای دانشجویی را تحسین می‌کنم
حدود دو هزار نفر از دانشجویان و نمایندگان تشکل‌های علمی، فرهنگی، سیاسی، انقلابی و صنفی دانشگاه‌های سراسر کشور عصر امروز با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار صمیمی و پرنشاط با تشریح روند انحرافات انقلاب‌های جهان، به تبیین مفهوم ثبات و استقرار انقلاب اسلامی پرداختند و تأکید کردند: انقلاب عظیم ملت ایران با اهداف مشخصی بوجود آمد و به عنوان یک استثناء در تاریخ، همچنان همان اهداف و ارزش‌ها را بدون انحراف پیگیری می‌کند.

ایشان اسلام‌خواهی، استکبارستیزی، حفظ استقلال کشور، کرامت‌بخشی به انسان، دفاع از مظلوم، و پیشرفت و اعتلای همه‌جانبه ایران را از اهداف اصلی انقلاب خواندند و با تأکید بر اتکای انقلاب اسلامی بر ایمان، اعتقادات، انگیزه‌ها و عواطف مردم افزودند: این خط مستقیم، پس از 32 سال همچنان بدون زاویه ادامه دارد و این حقیقت پرطراوت، معنای واقعی ثبات و استقرار انقلاب است.

ایشان با تجلیل از ایستادگی ملت ایران بر عهد خود با پروردگار خاطرنشان کردند: این استقامت تحسین‌برانگیز از نسل قدیم به نسل کنونی منتقل شده است به گونه‌ای که جوانان پرنشاط و صادق دانشجو، که دوران پیروزی انقلاب و زمان امام خمینی(ره) را درک نکرده اند، در جلسه امروز همان آرمان‌ها و مطالباتی را مطرح می‌کنند که نسل اول انقلاب به آن معتقد بوده است.

ایشان خواست‌ها و سخنان نسل امروز دانشجویی کشور را پخته تر، سنجیده‌تر و کارشناسانه‌تر از نسل اول انقلاب خواندند و افزودند: احساسات جوانان امروز همان احساسات جوانان دوران انقلاب است اما عقلانیت‌شان بیشتر شده است و این مسئله بسیار با ارزش است.

رهبر انقلاب اسلامی پس از تبیین حرکت رو به تکامل انقلاب در 32 سال اخیر ادامه این خط سعادت‌بخش و تکامل بیشتر آن را تکلیف اصلی نسل جوان دانشجویی خواندند و افزودند: جوانان و دانشجویان امروز، مسئولان و تصمیم‌گیران آینده کشور هستند و باید با تداوم و تکامل این راه، آن را به نسل‌های بعدی بسپارند و این واقعیت را اثبات کنند که اولین بار در تاریخ انقلاب‌های گوناگون جهان، انقلاب اسلامی همان  حرف‌ها و اصول و ارزش‌های اولیه خود را با همه وجود و بدون انقطاع استمرار بخشیده و انشاءالله به هدف‌های نهایی خود خواهد رساند.

ایشان، انگیزه، همت، شجاعت، قدرت تفکر و عزم راسخ نسل امروز را تضمین‌کننده تداوم راه انقلاب دانستند و خطاب به جوانان میهن افزودند: کشوری که با قدرت و ایستادگی به اینجا رسیده باید به پیش برود و الگویی تمام عیار برای جوامع اسلامی ایجاد کند و این وظیفه مهم تاریخی، از عهده شما نسل پرنشاط و مصمم امروز بر خواهد آمد.

ایشان در تشریح و ثبات و استقلال انقلاب اسلامی به انحراف انقلاب‌ها و حرکت‌های بزرگ مردمی در چند قرن اخیر و سرنوشت آنها اشاره کردند و افزودند: انقلاب کبیر فرانسه  نمونه‌ای از انقلاب‌های بزرگ مردمی بود که بر ضد نظام سلطنتی آن زمان شکل گرفت اما به تدریج از اهداف اولیه مردمی خود فاصله گرفت و در نهایت پس از رنج‌های فراوان بار دیگر نظام سلطنتی در فرانسه حاکم شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای استقلال امریکا و تشکیل این کشور را نیز نمونه دیگری از حرکتهای مردمی برشمردند که در طول سالیان متمادی از اهداف اولیه فاصله گرفت و دچار جنگها و کشتارهای داخلی شد.

ایشان افزودند: انقلاب شوروی نمونه دیگری است که مبانی ایدئولوژیک نیز داشت اما این انقلاب از همان سالهای اول، به سرعت از اهداف اولیه فاصله گرفت و مردم از معادلات سیاسی و اهداف انقلاب حذف شدند.

رهبر انقلاب اسلامی برخی شبه انقلاب‌ها در اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه 60 میلادی در منطقه، شمال افریقا و امریکای لاتین را نمونه های دیگری از انحراف انقلاب‌ها از اهداف انقلابی اولیه دانستند و خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی ایران در طول چند صد سال اخیر یک استثناء است زیرا توانسته است با قدرت و انسجام و با نشاط روز افزون، اهداف و اصول اولیه خود را پیگیری کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان به تشکل‌های دانشجویی چند توصیه کردند. نگاه جبهه‌ای به فعالیت دشمنان انقلاب و اسلام نخستین توصیه ایشان در این زمینه بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: دشمنان انقلاب اسلامی و ملت ایران در روند مقابله با ایران اسلامی، به صورت به هم پیوسته و جبهه‌ای عمل می‌کنند و با نوعی تقسیم‌بندی وظایف در چارچوب یک طرح کلی، به فعالیت‌های جبهه‌ای برضد انقلاب مشغولند که اگر این واقعیت از سوی تشکل‌های دانشجویی درک شود در عمل به وظایف انقلابی، کمک فراوانی به آنها خواهد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی به عنوان مثالی از جبهه‌ای عمل کردن دشمنان انقلاب، به ترور شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضایی‌نژاد اشاره کردند و افزودند: اگر با نگاه صرفاً امنیتی به این جنایات نگریسته شود انسان به خاطر از دست رفتن چند عزیز دچار غم و غصه می‌شود اما اگر به چشم جبهه‌ای به این اقدامات تروریستی نگاه شود آشکار می‌شود که این حرکت در مجموع حرکات دشمن، هدف مهم‌تری داشته است.

رهبر انقلاب اسلامی کوبیدن حرکت علمی در کشور را هدف اصلی این ترورها دانستند و خاطرنشان کردند: جبهه مستکبران در چند حلقه بهم پیوسته، دشمنی خود با انقلاب را دنبال می‌کند که تحریم اقتصادی، ترویج ابتذال، ایجاد تزلزل در مبانی و مسائل اقتصادی از جمله آنهاست و ایجاد ترس در دانشمندان ایران و متوقف کردن حرکت علمی کشور، حلقه مکمل این طرح کلان است.

ایشان خاطرنشان کردند: اگر با این نگاه، حرکت تروریستی دشمنان هوشیارانه تحلیل شود، احساس مسئولیت سنگین‌تری متوجه انسان می‌شود و مشخص می‌گردد که دشمن در حرکاتی به هم پیوسته قصد دارد مانع رشد و پیشرفت علمی کشور شود و از این زاویه، ملت ایران را دچار عقب‌ماندگی مجدد کند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اگر نگاه به دشمن چنین نگاه هوشمندانه‌ای باشد، آن موقع حمایت او از برخی جریان‌ها یا دخالت او در برخی مسائل کشور معنا پیدا می‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تشکل‌های دانشجویی را به کارهای فکری و فرهنگی برنامه‌مند، هدفمند و عمیق توصیه و خاطرنشان کردند: در شرایط فعلی مجموعه‌های دانشجویی باید توجه و توان خود را به سمت کارهای عمیق فکری و تحقیق در زمینه مسائل کلامی، اخلاقی، تاریخی، مسائل انقلاب و مسائل گوناگون کشور معطوف کنند.

ایشان تأکید کردند: در مورد مسائل سیاسی هم باید کارهای عمیق و به دور از احساسات انجام شود.

پرهیز از ابتذال فرهنگی و اخلاقی یکی دیگر از توصیه‌های رهبر انقلاب اسلامی به تشکل‌های دانشجویی بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: امروز یکی از سیاست‌های استکبار، ترویج برنامه‌ریزی شده ابتذال در جامعه و در میان جوانان است، بنابراین باید با این طراحی دشمن، مقابله صحیح شود.

ایشان تشکل‌های دانشجویی را به همکاری، همفکری و همدلی در جهت اهداف انقلاب و به منظور تأثیرگذاری در محیط‌های دانشگاهی توصیه و خاطرنشان کردند: مسئولان و تشکل‌های دانشگاهی نیز باید با یکدیگر همکاری و همدلی داشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامی فضای محیط های دانشگاهی را در مجموع خوب ارزیابی و تأکید کردند: این ارزیابی به معنای نبود لغزش و یا خطا نیست ولی کلیت فضای دانشگاه‌های کشور، پرنشاط، پرتحرک، و معتقد و پایبند به مبانی دینی است.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین در این دیدار با ابراز خرسندی فراوان از دیدار با جوانان پرنشاط، پرانگیزه و خوش‌روحیه دانشجو خاطرنشان کردند: تفکر، مطالبه براساس تفکر و بیان شجاعانه و با نشاط این مطالبات که در جلسه امروز کاملاً مشهود بود، نیاز امروز جوانان کشور است.

ایشان سخنان دانشجویان در این دیدار را، سنجیده، منطقی و مستدل خواندند و در پاسخ به درخواست یکی از دانشجویان درباره طرح دیدگاه‌های انتخاباتی افزودند: وقت طرح و بیان مسائل انتخاباتی هنوز نرسیده و انشاءالله در آینده بیان خواهد شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تشکیل گروه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی دانشجویی در زمینه‌های مختلف از جمله اقتصاد مقاومتی را بسیار جالب برشمردند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به وارد بودن برخی انتقاداتی که دانشجویان از دستگاه‌های مختلف بیان کردند افزودند: البته در مقام عمل به آرمان‌ها و آرزوها، مشکلات و موانع مختلفی بوجود می آید که باید هنگام قضاوت کردن، آن‌ها را هم در نظر گرفت.

ایشان در پاسخ به یک دانشجوی دیگر، تحرک و فعالیت‌های دستگاه‌های ذیربط را در مسائل جاری و تحولات منطقه بسیار خوب دانستند و افزودند: اعلام نظر دانشجویان در این زمینه به روند کارها کمک خواهد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با تمجید از مطالب سنجیده و دقیق یکی از دانشجویان درباره علوم انسانی افزودند: فکر و اندیشه، مبدأ و مبنای تحول ملت‌ها در طول تاریخ بوده است و حساسیت درباره علوم انسانی نیز از همین واقعیت سرچشمه می‌گیرد.

ایشان با رد تقلید از علوم انسانی غربی تأکید کردند: مبانی تفکرات ما با مبانی تفکرات مادی متفاوت است به همین علت تقلید از علوم انسانی غربی، نمی تواند مشکلی را برای ما حل کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین زمینه افزودند: ما از یادگیری علوم انسانی و دیگر علوم غرب و شرق به هیچ وجه احساس سرشکستگی نمی‌کنیم به شرط اینکه این یادگیری به آگاهی و دانایی و افزایش قدرت تفکر ما منتهی شود و با بومی کردن این علوم، از شاگردی به استادی برسیم.

رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به ابهام یکی از دانشجویان درباره فرمایش امیرمؤمنان در زمینه رسوا کردن مفسدان و سوءاستفاده‌کنندگان افزودند: این سخن مولای متقیان به هیچ وجه درباره موارد اثبات نشده و اتهامات افراد نیست و برمبنای منطق اسلام، قطعاً نمی توان به صرف اتهام، اصطلاحاً دست به افشاگری زد.

ایشان خاطرنشان کردند: حتی در مواردی که جرم اثبات شده است بجز مواردی که نفسِ افشاگری، دارای مصلحت و فایده است، اسلام اجازه افشاگری نمی دهد چرا که با این کار خانواده و وابستگان مجرم، بدون هیچ تقصیری، دچار آسیب می‌شوند.

رهبر انقلاب اسلامی، کارهای انجام شده درخصوص سیاست‌های اصل 44 را در مجموع خوب دانستند اما افزودند: طبعاً این کارها نیز کامل و راضی‌کننده نیست اما براساس گزارش‌های مسئولان در این زمینه فعالیت‌های خوبی صورت گرفته است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تدابیر اندیشیده شده برای افزایش فعالیت‌ها و تأثیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به سخنان یکی از دانشجویان درباره لزوم ورود نسل جوان به میدان مسئولیت‌ها پرداختند و افزودند: این ایده، خوب و لازم است اما قبل از ورود به عرصه‌ی قبول مسئولیت، باید صلاحیت‌های علمی و عملی را در خود بوجود آورد و با شناخت مقتضیات مسئولیت، وارد این عرصه شد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به انتقادات صریح دانشجویان از دستگاه‌های مختلف خاطرنشان کردند: بنده قلباً این انتقادها را تحسین می‌کنم البته ممکن است برخی از آنها را قبول نداشته باشم اما همین انتقادات نشان می‌دهد که جوانان برای به عهده گرفتن مسئولیت‌های کشوری، باید ظرفیت تحمل انتقاد را درخود افزایش دهند چرا که هرکسی کاری بر عهده گیرد طبعاً با انتقادهایی مواجه خواهد بود.

در ابتدای این دیدار یازده نفر از دانشجویان و نمایندگان تشکلها به بیان دیدگاههای جامعه دانشجویی درباره مسائل مختلف دانشگاهی، علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی پرداختند.

آقایان و خانمها:

-    محمدرضا کاشفی، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی
-    محمدصادق کریمی، دارنده مدال برنز المپیاد دانشجویی
-    ایوب توکلیان، نماینده اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان سراسر کشور
-    سمیه چیتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
-    محمد زعیم زاده، نماینده اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل
-    حُسنی زاغری، دارنده مدال طلای ادبی کشور و دانشجوی حقوق بین‌الملل
-    محمد جعفری نژاد، نماینده جنبش عدالتخواه دانشجویی
-    علی بازگیر، نماینده تشکل‌های دانشگاه آزاد اسلامی
-    امیرعباس سالارکیا، دارنده مدال برنز جهانی فیزیک
-    سیدعباس رضایی، نماینده اردوهای جهادی دانشجویی
-    و اسحاق عامری، فرزند شهید و دارنده مقام دوم مسابقه جهانی اختراعات

در سخنان خود بر این نکات تأکید کردند:

-    ضرورت درک عمیق سخنان و رهنمودهای رهبر انقلاب در زمینه مسائل دانشگاهی و دانشجویی و پرهیز از سطحی‌نگری در این زمینه

-    بازنگری در روند جذب دانشجویان دوره دکتری

-    توجه بیشتر همراه با برنامه‌ریزی سه قوه برای تحرک بیشتر و تحقق اهداف سال جهاد اقتصادی به ویژه طراحی اقتصاد مقاومتی

-    توجه به 4 محور «استاد، دانشجو، محتوای دروس و قوانین و مقررات آموزشی – دانشگاهی»، به عنوان زمینه اسلامی شدن دانشگاه‌ها

-    ضرورت حضور مسئولان در دانشگاهها برای پاسخگویی به سئوالات و دغدغه‌های جنبش دانشجویی

-    لزوم برائت عناصر سیاسی و همه خواص از فتنه‌گران به عنوان پیش‌شرط ملت برای فعالیت و حضور عناصر سیاسی در انتخابات مجلس شورای اسلامی

-    پاسخگویی نامزدهای نمایندگی مجلس در قبال هزینه‌هایی که در انتخابات مصرف می کنند

-    تأکید بر ضرورت برخورداری از بصیرت به عنوان نیاز امروز و همیشه انقلاب و ایران

-    توجه به ظرفیت هنر در تبیین مفاهیم دینی و فرهنگی

-    استفاده از ظرفیت‌های دانشجویی و دانشگاهی برای تحول در نظام بانکی

-    انتقاد از بی‌تقوایی سیاسی و بداخلاقی برخی سیاسیون و گروه‌های سیاسی

-    ضرورت بازگشت همه جریان‌های سیاسی به مکتب امام خمینی(ره)

-    انتقاد از فقدان نقشه راه جامع و کارآمد در زمینه مسائل رسانه‌ای و فرهنگی

-    لزوم توجه و ایجاد حساسیت برای اجرایی شدن اصل 8 قانون اساسی و ترویج امر به معروف و نهی از منکر

-    تلاش بی‌وقفه برای حل مشکل فقر و بیکاری

-    لزوم تشکیل مجلسی انقلابی و کارآمد با حضور پرشور ملت در انتخابات اسفندماه

-    انتقاد از برخی برنامه‌های صدا و سیما

-    حمایت عملی مسئولان آموزش عالی از علوم انسانی و حرکت به سمت بومی‌سازی در این حوزه

-    توجه به نخبگان علمی افتخارآفرین و مدال‌آور در سطح جهان به موازات توجه به  مدال‌آوران سایر حوزه‌های غیرعلمی

-    لزوم ایجاد شفافیت در اطلاعات اقتصادی به عنوان مبنایی برای مبارزه با مفاسد اقتصادی

-    انتقاد از خصوصی‌سازی خوابگاه‌های دانشجویی

-    تأکید بر فراهم کردن فرصت اثرگذاری در مسائل کلان کشور برای نخبگان

-    ضرورت ایجاد ارتباط عمیق میان صنعت و دانشگاه

-    لزوم توزیع عادلانه فرصت‌های رشد و بالندگی در همه مناطق کشور

-    نقد عدالت‌طلبانه دانشجویی زبان گویای مطالبات مردم از مسئولان

 در پایان این دیدار نماز جماعت مغرب و عشاء به امامت رهبر معظم انقلاب اقامه شد و دانشجویان روزه خود را همراه با ایشان افطار کردند.


ماجرای کناره‌گیری آیت الله مهدوی کنی به نفع آیت الله خامنه‌ای
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، آیت الله مهدوی کنی ، اصولگرایی

نقش آیت‌الله مهدوی‌کنی در ایجاد وحدت میان اصولگرایان در انتخابات‌های مختلف تعیین کننده بوده است. ایشان همیشه با بیان اینکه باید همه زیر یک علم جمع شوند، از تشتت آرای اصولگرایی انذار داده‌اند. /اگر قبول بکنم، دلم می‌خواهد کسی نخست‌وزیر باشد که بتوانم با او چون و چرا داشته باشم، مهدوی برادر بزرگ ماست. ما نمی‌توانیم از او پاسخ بخواهیم. این تعبیر ایشان در آن وقت بود... اما اینکه آیا مهدوی باشد یا نباشد، من دو تا پاسخ دادم؛ اولاً من اگر هم برادر بزرگ باشم، نشان داده‌ام که روح ناسازگاری ندارم. این‌طور نیست که تکروی داشته باشم و هرچه خودم می‌پسندم انجام بدهم. من اهل دعوا و استبداد نیستم.مسئله دیگر هم این بود که گفتم اگر شما از بودن من خیلی ناراحت هستید، من استعفا می‌دهم که شما ناراحت نباشید و..

نگاهی به سابقه تلاش برای ایجاد اتحاد اصولگرایی

شفاف:نقش آیت‌الله مهدوی‌کنی در ایجاد وحدت میان اصولگرایان در انتخابات‌های مختلف تعیین کننده بوده است. ایشان همیشه با بیان اینکه باید همه زیر یک علم جمع شوند، از تشتت آرای اصولگرایی انذار داده‌اند. در همین رابطه آیت‌الله مهدوی‌کنی در کتاب خاطرات خود روایتی از کناره‌گیری خود به نفع آیت‌الله خامنه‌ای در سومین انتخابات دوره ریاست جمهوری را چنین بیان کرده‌اند:

 «پس از شهادت آقای باهنر و آقای رجایی، بحث ریاست جمهوری جداً مطرح بود. روزی ما در راهروی مجلس، جلسه‌ای داشتیم. جلسه غیررسمی بود، در آن جلسه من، مقام معظم رهبری، جناب آقای هاشمی و جناب آقای موسوی اردبیلی بودیم. ظاهراً حاج‌احمد آقا هم بودند. دوستان در آن جلسه به آقای خامنه‌ای پیشنهاد دادند که شما نامزد ریاست جمهوری بشوید. ایشان گفتند من به چند جهت نمی‌پذیرم؛ یکی اینکه من بیمار هستم. من تازه از بیمارستان آمده‌ام (به خاطر‌‌ همان جریان انفجار) و آمادگی ندارم. مسئله دوم اینکه خوب نیست دو تا آخوند ریاست قوه مجریه را داشته باشند. آقای مهدوی‌کنی که نخست‌وزیر هستند، من هم رئیس‌جمهور بشوم؛ دو تا آخوند خوب نیست. مردم می‌گویند همه چیز را خودشان قبضه کرده‌اند. جهت سوم اینکه اگر قبول بکنم، دلم می‌خواهد کسی نخست‌وزیر باشد که بتوانم با او چون و چرا داشته باشم، مهدوی برادر بزرگ ماست. ما نمی‌توانیم از او پاسخ بخواهیم. این تعبیر ایشان در آن وقت بود...

بنده در پاسخ ایشان گفتم که الان بهتر از شما کسی نیست و این اشکال‌های شما وارد نیست؛ اما اشکال اول که آخوند و ملا نباید کار اجرایی بکند، زیرا حکومت، حکومت آخوندی می‌شود، این اشکال وارد نیست، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم حکومت آخوندی شده، ما دیگر نمی‌توانیم بگوییم نیست. قوه قضائیه روحانی است، ریاست مجلس روحانی است، بسیاری از مسئولیت‌های دیگر روحانی است، از همه بالا‌تر رهبر هم روحانی است، چه اشکال دارد که رئیس‌جمهوری نیز روحانی باشد. در این اوضاع آنچه مهم است، مدیریت صحیح، خدمت به مردم و انقلاب و رفع مشکلات مردم است. اما در مورد اشکال دیگر که کسالت بود، گفتم که ان‌شاءالله حالتان خوب می‌شود، البته زیاد روی آن تکیه نکردیم. تکیه اصلی ما روی مسئله روحانی بودن بود.

اما اینکه آیا مهدوی باشد یا نباشد، من دو تا پاسخ دادم؛ اولاً من اگر هم برادر بزرگ باشم، نشان داده‌ام که روح ناسازگاری ندارم. این‌طور نیست که تکروی داشته باشم و هرچه خودم می‌پسندم انجام بدهم. من اهل دعوا و استبداد نیستم.

مسئله دیگر هم این بود که گفتم اگر شما از بودن من خیلی ناراحت هستید، من استعفا می‌دهم که شما ناراحت نباشید و هیچ دغدغه‌ای نداشته باشید. گفتند نه، نمی‌شود شما استعفا بدهید! آقای موسوی اردبیلی گفتند یعنی چه؟ تو می‌خواهی استعفا بدهی که چه شود؟ گفتم بالاخره دنبال کار دیگری می‌رویم. کار که در دنیا کم نیست. لزومی ندارد بنده نخست‌وزیر باشم. ایشان اصرار می‌کردند که نه! نمی‌شود. گفتم نه! می‌شود. حالا می‌بینید که می‌شود. بالاخره به اینجا که رسید تقریباً همه قبول کردند و نتیجه‌اش این شد که پس از انتخابات بنده استعفا بدهم.» (خاطرات آیت الله مهدوی کنی – صفحه ۳۵۳-۳۵۴)

همزمان چهره‌های دیگری هم البته داوطلب کاندیداتوری شدند. آیت‌الله مهدوی‌کنی در این خصوص می‌گوید: «قرار شد که بنده و جناب آقای دکتر شیبانی و آقای عسگراولادی به منظور احتیاط نیز نامزد ریاست جمهوری شویم. در آن زمان که ما به حسب ظاهر نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدیم، از براداران نهضت آزادی، آقای مهندس بازرگان و آقای صباغبان به دفتر نخست وزیری آمدند و گفتند اگر شما جدا نامزد هستید، ما آماده‌ایم برای شما تبلیغ کنیم. من گفتم اولا نامزدی من جدی نیست و ثانیا اگر جدی هم بود، من علاقه‌ای به تبلیغ و تایید شما نداشتم.» (صفحه ۳۵۵)

کاندیداتوری آیت‌الله خامنه‌ای مورد استقبال احزاب و گروه‌های مختلفی قرار گرفت. روزنامه جمهوری اسلامی در این خصوص نوشت: «در ائتلاف بزرگ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، روحانیت مبارز، مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب جمهوری اسلامی، سازمان فجر اسلام، انجمن اسلامی معلمان، جامعه انجمن‌های اسلامی بازاریان و ده‌ها گروه و سازمان دیگر حجت الاسلام خامنه‌ای به طور یکپارچه به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری برگزیده شده است.» (یک خرداد ۶۰)


پس از این آیت الله مهدوی کنی از حضور در رقابت انصراف داد و در سخنرانی‌ها نیز از آیت‌الله خامنه‌ای حمایت کرد. در انتخابات سوم، ۴۶ نفر کاندیدا شده بودند که در ‌‌نهایت شورای نگهبان صلاحیت ۴ نفر را تایید کرد. این ۴ نفر عبارت بودند از: آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (نماینده شورای انقلاب و معاون وزارت دفاع)، سید رضا زواره‌ای (معاون وزارت کشور)، علی اکبر پرورش (نماینده مجلس شورای اسلامی) و دکتر حسن غفوری فرد.

آیت الله خامنه‌ای در آن روز‌ها در اوج محبوبیت بود و با اینکه هنوز در بیمارستان بستری بود، کاندیدای ریاست جمهوری شد. در ‌‌نهایت پس از برگزاری انتخابات، شمارش آراء از نصاب بالای رای آیت الله خامنه‌ای حکایت کرد. نصابی که شاید در مورد هیچ فرد دیگری به سهولت تکرار نشود. ۹۵ درصد شرکت کنندگان در انتخابات او را انتخاب کرده بودند. و در ‌‌نهایت آیت الله خامنه‌ای به عنوان سومین رئیس جمهور برگزیده شد.


کجا ایستاده‌ایم؛ به کجا می‌رویم؟/2
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری
ایران مقتدر؛ جمعیت 150 میلیونی
اشاره: نگاه کلان راهبردی و همه جانبه به مسائل کشور و تنظیم فهرست نقاط قوت وضعف نظام آخرین مطالبه رهبر انقلاب از نخبگان حوزوی و دانشگاهی در دیدار اخیر خود با کارگزاران نظام است. رویکرد متفاوت ایشان به مسائل کلان و بیان فهرستی از نقاط ضعف و قوت نظام را شاید بتوان نقطه عطفی در پرداختن نخبگان به مسائل کشور در فضای عمومی دانست.

ایشان در تبیین این نگاه فرمودند: «من با یک نگاه دیگرى مسائل کلى کشور را مطرح میکنم، و این براى ما مهم است. چرا مهم است؟ اولاً اطلاع از وضع کلى کشور و اینکه ما کجا قرار داریم، به کجا رسیده‌ایم، از کدام طرف باید برویم، خیلى مهم است، همیشه مهم است؛ لیکن امروز بالخصوص اهمیت بیشترى دارد و شاید بشود گفت به خاطر اوضاعى که بر دنیا حاکم است، اهمیت مضاعفى دارد.خب، در یک چنین شرائطى، ما باید خودمان را یک بازشناسى بکنیم، ببینیم ما در چه وضعى هستیم. البته در این نگاه کلى بایستى واقع‌بینانه نگاه کنیم؛ خودمان را نبایستى دچار خطا کنیم؛ یکسونگرى نکنیم. ما نقاط مثبتى داریم، نقاط منفى‌اى هم داریم؛ هر دو را ببینیم.»

و همین سخنان بهانه‌ای شد برای انتشار سلسله مطالبی با رویکرد نقاط ضعف و قوت نظام و آنکه کجا بوده‌ایم، کجا ایستاده‌ایم و به کجا می‌رویم؟

محمد قنادی- کارشناس شبکه تحلیل‌گران تکنولوژی ایران (ایتان): مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با مسئولان نظام نسبت به استمرار سیاست‌های سال‌های گذشته در حوزه جمعیت موضع گرفتند و از مطلوب بودن جمعیت 150 میلیون نفری برای کشور سخن به میان آوردند.

با توجه به حساسیت‌هایی که نسبت به این موضوع وجود دارد، ممکن است برخی از افراد به صورت علنی و یا غیرعلنی نسبت به این فرمایشات موضع‌گیری کنند، بنابراین، در اینجا تلاش شده است با برخی از توضیحات، درستی این سخنان تبیین و بیان شود که ظرفیت مطلوب کشور برای افزایش جمعیت حتی فراتر از 150 میلیون نفر است و نه تنها جای نگرانی از افزایش جمعیت نیست بلکه روند رو به رشد کشور در زمینه های مختلف علمی و فناوری و اقتصادی نشان دهنده‌ی نیاز کشور به افزایش جمعیت و از همه مهم‌تر جلوگیری از متوقف شدن رشد جمعیت و سالخوردگی جمعیت است.

1-    کشور پهناور ایران به لحاظ اقلیمی دارای ظرفیت¬ بالایی برای جمعیت است؛ برخلاف تصور عمومی جامعه، ایران به لحاظ سرزمین‌های زیستی رتبه بالایی را داراست. در حالی که ایران با وسعت 1.6 میلیون کیلومتر مربع در رتبه 18 کشورهای جهان قرار دارد، به لحاظ سرزمین¬های زیستی با حدود 616 هزار کیلومتر مربع در رتبه 15 کشورهای دنیا قرار دارد.

تراکم جمعیتی ایران با جمعیت 75 میلیون نفر در حدود 50 نفر در کیلومتر مربع است. این در حالی است که به نسبت اکثر کشورهای منطقه و جهان تراکم پایینی است و از آن مهم تر تراکم زیستی کشور در حدود 116 نفر در کیلومتر مربع است که باز هم به نسبت اکثر کشورهای جهان در رتبه‌ی بسیار پایینی قرار دارد.

2-    موضوع آب مسئله ای است که برای بسیاری از افراد دغدغه ایجاد کرده است و بالاتر رفتن جمعیت کشور را ناسازگار با ذخایر سالانه آب کشور می دانند. در این مورد باید توضیح داد که در حال حاضر ایران به لحاظ مصرف آب در رتبه 11 جهانی قرار دارد، در حالی که به لحاظ جمعیت در رتبه 18 جهان است، یعنی کشور ما در مصرف آب شدیداً دچار سوءمصرف است.

از تمام آب مصرفی در ایران حدود 90 درصد در بخش کشاورزی مصرف می شود و دو درصد در صنعت و در حدود هشت درصد مصرف شهری است؛ این واقعیت در شرایطی است که در بخش کشاورزی تا 40 درصد سوءمدیریت مصرف آب وجود دارد، یعنی با کمی اصلاح در بخش کشاورزی معادل چندین برابر جمعیت فعلی ظرفیت آب آزاد خواهد شد.

3-    معضل بیکاری شاید مهم‌ترین مشکلی باشد که برخی منتقدان افزایش جمعیت به آن اشاره دارند. این انتقاد در شرایطی است که یکی از مهم‌ترین عوامل اشتغال‌زایی در کشورها وجود بازار است؛ افزایش جمعیت یعنی افزایش نیاز به کالا و خدمات و از آن فراتر ایجاد خواسته‌های جدیدتر و متنوع‌تر در کالا و خدمات.

از طرف دیگر جمعیت بیشتر یعنی نیروی کار بیشتر و این به معنای افزایش رشد اقتصادی است. موضوع مهم و اساسی در مسئله جمعیت، تغییرات کُند و بسیار زمان‌بَر آن است چرا که هر جامعه پس از تغییر سیاست‌های جمعیتی‌اش نزدیک به سه دهه باید منتظر بماند تا نتایج این تغییرات را مشاهده کند؛ به همین دلیل، مطرح کردن مشکلات کنونی جامعه مانند بیکاری در مخالفت با افزایش جمعیت غلط و از روی عدم تسلط مطرح کنندگان اینگونه مباحث بر مسئله های اجتماعی است.

4-    کشورهای پرجمعیت نه تنها در عرصه اقتصادی قدرتمند‌تر هستند بلکه در عرصه علم و فناوری نیز ظرفیت بالاتری را در تولید علم و خلق فناوری دارند. به طور مثال کشور روسیه با 147 میلیون نفر جمعیت، دارای یک میلیون متخصص هوافضا است آیا می توان تصور کرد کشوری که به طور مثال در مجموع دو میلیون نفر جمعیت دارد، یک میلیون متخصص هوافضا داشته باشد؟!

بسیاری از تخصص‌ها و شاخه‌های علمی و فنی مستلزم وجود جمعیت است. ایران در مسیر پیشرفت قرار دارد و به سوی اقتدار منطقه‌ای و جهانی در حرکت است، سال 1404 چشم‌انداز توسعه و برتری منطقه‌ای ایران و سال 1435 چشم‌انداز مرجعیت علمی ایران در جهان است. دستیابی به این چشم‌اندازها تنها در گروی رشد مستمر و البته عقلانی جمعیت است.

تشویق به افزایش جمعیت به معنای بازگشت به رشد جمعیت در دهه 60 نیست بلکه باید با تدوین سیاست‌های درست در حوزه جمعیت، شرایط را برای به تعادل رسیدن فرزندآوری خانواده ها فراهم کرد؛ نه تعداد بسیار زیاد فرزندان برای خانواده‌ها و جامعه مطلوب است و نه بسنده کردن به یک یا دو فرزند.

مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران اعم از دولت و مجلس باید سیاست‌هایی را اتخاذ و اجرا کنند که شرایط اقتصادی و اجتماعی برای خانواده ها به نحوی تغییر کند که آن‌ها تشویق و ترغیب به داشتن فرزندان بیشتری شوند. این سیاست ها از حوزه فرهنگ سازی تا حمایت های مالی از تولد فرزندان بیشتر را در بر خواهد گرفت.


کجا ایستاده‌ایم؛ به کجا می‌رویم؟/1
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، دادگاه میکونوس ، مقام معظم رهبری
ماجرای "گفت‌وگوهای انتقادی"، "قهوه‌خانه میکونوس" و سیلی محکمی که اروپا از همین حسینیه خورد!

اشاره: نگاه کلان راهبردی و همه جانبه به مسائل کشور و تنظیم فهرست نقاط قوت وضعف نظام آخرین مطالبه رهبر انقلاب از نخبگان حوزوی و دانشگاهی در دیدار اخیر خود با کارگزاران نظام است. رویکرد متفاوت ایشان به مسائل کلان و بیان فهرستی از نقاط ضعف و قوت نظام را شاید بتوان نقطه عطفی در پرداختن نخبگان به مسائل کشور در فضای عمومی دانست.

ایشان در تبیین این نگاه فرمودند: «من با یک نگاه دیگرى مسائل کلى کشور را مطرح میکنم، و این براى ما مهم است. چرا مهم است؟ اولاً اطلاع از وضع کلى کشور و اینکه ما کجا قرار داریم، به کجا رسیده‌ایم، از کدام طرف باید برویم، خیلى مهم است، همیشه مهم است؛ لیکن امروز بالخصوص اهمیت بیشترى دارد و شاید بشود گفت به خاطر اوضاعى که بر دنیا حاکم است، اهمیت مضاعفى دارد.خب، در یک چنین شرائطى، ما باید خودمان را یک بازشناسى بکنیم، ببینیم ما در چه وضعى هستیم. البته در این نگاه کلى بایستى واقع‌بینانه نگاه کنیم؛ خودمان را نبایستى دچار خطا کنیم؛ یکسونگرى نکنیم. ما نقاط مثبتى داریم، نقاط منفى‌اى هم داریم؛ هر دو را ببینیم.»

و همین سخنان بهانه‌ای شد برای انتشار سلسله مطالبی با رویکرد نقاط ضعف و قوت نظام و آنکه کجا بوده‌ایم، کجا ایستاده‌ایم و به کجا می‌رویم؟
 

گروه سیاسی- علی نادری: تنش‌زدایی در سیاست خارجی. اگر مواضع مسئولین ارشد سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دهه 70 و اوایل دهه 80 را بررسی کنیم، شاید پر بسامدترین واژه، همین اصطلاح باشد. رویکردی که بر مبنای آن دولت‌های پس از جنگ حداقل به مدت 16 سال تلاش کردند، به شیوه‌های مختلف حسن نیت خود را به طرف‌های خارجی ثابت کرده و از طرف مقابل اعتماد و روابط حسنه طلب کنند.

هر چند در سال‌های ابتدایی این تغییر رویکرد در سیاست خارجی ایران انقلابی که به تازگی از جنگی هشت ساله در مقابل همه تحریم‌های جهانی، پیروز بیرون آمده بود - به دلیل اعتماد زیاد به دولت هاشمی رفسنجانی، و فضای بسته مطبوعاتی حاکم بر دولت سازندگی ـ انتقادهای چندانی رسانه‌ای نشد، اما تدریجا و با نمایان شدن تاثیرات این منش در روابط جمهوری اسلامی با کشورها انتقادات جریانات انقلابی به رسانه‌ها کشیده شد.

آنچه در این انتقادات از همه پررنگ‌تر بود، کوتاه آمدن از اصول انقلابی در سیاست خارجی به بهانه تنش‌زدایی و ایجاد فرصت چیرگی برای طرف مقابل با کوتاه آمدن‌های غیر موجه به امید رسیدن به جایگاهی مقبول در میان قدرت‌های جهانی بود. رویکردی که در سال‌های بعد و دولت اصلاحات نیز ادامه داشت و در دیدار اخیر رهبر معظم انقلاب با کارگزاران نظام مورد انتقاد قرار گرفت: «هر وقت ما کوتاه آمدیم، یک خرده‌اى سست برخورد کردیم، آنها پرروتر شدند. نخیر؛ ایستادگى جمهورى اسلامى، تصریح به شعارهاى انقلاب، تصریح به مبانى انقلاب، عزت ما را در دنیا بیشتر کرده است.»

و شاید سلسله گفت‌وگوها با مقامات اروپایی را که در آن دروه با عنوان "گفت‌وگوهای انتقادی" مشهور شد، بتوان یکی از جدی‌ترین محورهای رویکرد تنش‌زدایانه در دولت سازندگی دانست. هر چند سرانجام این گفتگوها، زمینه‌سازی برای محکوم کردن سران جمهوری اسلامی در دادگاهی معمولی در آلمان و به دلیل ماجرای قهوه‌خانه میکونوس بود!

"گفت‌وگوهای انتقادی" که مبنای آن حضور ایران در میز مذاکره با مقامات اروپایی برای بررسی انتقادات اروپا از ایران! وسپس تلاش برای رفع آن انتقادات بود، در همان زمان و با جدی شدن ماجرای دادگاه میکونوس مورد انتقاد جدی رهبر معظم انقلاب قرار گرفت.

ایشان در دیدار تاریخی خود با معلمان و کارگران در اردیبهشت 76 و همزمان با اوج گرفتن ماجرای میکونوس در انتقاد از این گفت‌وگوها عنوان کردند: «به خیال خودشان، دولت ایران را مى‌ترسانند و مى‌گویند ما گفت‌وگوهاى انتقادى را قطع مى‌کنیم. به درک که قطع مى‌کنید! اگر انتقادى هست، ما از شما انتقاد داریم. اسم این گفت‌وگوها، از اوّل غلط بود. من از اوّل هم مى‌گفتم که بگویید این گفت‌وگوها، انتقاد دو طرفه است. اگر انتقادات، انتقاد دوطرفه است، ما بیشتر از شما انتقاد داریم، تا شما از ما. شما چه انتقادى دارید؟ انتقاد شما به این است که چرا ما به اصول اسلامى خود پایبندیم! این، افتخار ماست. ببینید دشمنان ملت ایران، چقدر وقیح ، ظالم، غیرمنصف، پررو و بددلند!»

اما در شرایطی که تلاش برای تنش‌زدایی و تن دادن دیپلمات‌های ایرانی به نشستن بر سر میز "گفت‌وگوهای انتقادی" موجب شده بود تا طرف اروپایی برای ادامه جلسات انتقادی خود از ایران شرط گذاشته! و حتی اقدام به محکومیت قضایی دولتمردان جمهوری اسلامی کند، رهبر معظم انقلاب با ورود مقتدرانه به این موضوع، ماجرای قهوه‌خانه میکونوس را به یک پیروزی بزرگ در عرصه سیاست خارجی ایران تبدیل کردند. پیروزی بزرگی که ایشان در دیدار اخیر و راهبردی خود با کارگزاران نظام از آن با عنوان "سیلی محکمی که اروپا از همین حسینیه خورد!" یاد کردند.

امیر علی صفا در وبلاگ خود به شرح این سیلی تاریخی پرداخته است. وی با اشاره به ماجرای قهوه خانه میکونوس می‌نویسد:

پنج‌شنبه ۲۶ شهریور ماه ۱۳۷۱، حادثه‌ای در یک رستوران یونانی اما پاتوق ایرانی‌ها به نام میکونوس در منطقه "ویلمرسدورف" برلین رخ می‌دهد. ساعت حدود 22:50 ناگهان سه فرد مسلح وارد رستوران می‌شوند. یکی نزدیک در ورودی و دومی در قسمت جلویی رستوران می‌ایستند و نفر سوم نیز مسلسل به دست وارد قسمت پشتی رستوران که شش ایرانی در آنجا دور یک میز نشسته بودند رفته و همه آنها را به رگبار می‌بندد. از جمع افراد حاضر در رستوران چهار نفر در جا کشته می‌شوند و یک نفر نیز به شدت زخمی می‌شود و چهار نفر دیگر نیز جان سالم به‌در می برند.

در این حادثه "صادق شرفکندی" دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران، "همایون اردلان" نماینده حزب دمکرات کردستان ایران در آلمان،‌ "فلاح عبدلی" نماینده حزب دمکرات کردستان ایران در اروپا، "نوری دهکردی" کارمند صلیب سرخ، کشته می‌شوند.

یک سال بعد از این واقعه، دادگاهی در آلمان به ریاست "فریچوف کوبش" پیگیر این ماجرا می‌شود و پنج سال بعد، در ۲۱ فرودین ۷۶ طی حکمی که مدرک اصلی آن شهادت "ابوالحسن بنی صدر" است، "کاظم دارابی" از اتباع ایرانی و "عباس رحیل" تبعه لبنانی به حبس ابد و "یوسف امین" و "محمد اتریس" هر دو از اتباع لبنان به ترتیب به ۱۱ و ۵ سال زندان محکوم می‌شوند و مهم تر از اینها در ادامه‌ی رای در حکمی طنز گونه و با شهادت اپوزسیون خارج نشین، مسولین طراز اول جمهوری اسلامی متهم به صدور دستور قتل مخالفان بی خطر خود می‌شوند.

در واکنش به این اقدام دولت آلمان، دکتر ولایتی (وزیر امور خارجه وقت ایران) در مرحله‌ی اول، سفیر آلمان را فرامی‌خواند و مراتب اعتراض خود را بیان می‌کند، متعاقب آن آلمان سفیر خود را از ایران خارج می‌کند و چهار دیپلمات ایرانی را از آلمان اخراج می‌کند. متقابلاً ایران هم سفیر خود را از آلمان فرا می‌خواند. اینجاست که تمام کشورهای اروپایی در اقدامی بی سابقه و البته شتاب زده، جهت تحت فشار قرار دادن ایران، تمام سفرای خود را از ایران خارج می‌کنند و متقابلاً ایران نیز سفرای خود در اروپا را فرا می‌خواند و این اوج شکل گیری بحرانی بی‌سابقه است که می‌تواند حتی پایه‌های حیات سیاسی یک کشور را نیز به خطر بیاندازد.

در اکثر قریب به اتفاق منابع لاتین، قضیه این دادگاه را تا همین جا ذکر کرده و هیچ اشاره‌ای به ادامه‌ی جریان و نحوه خاتمه یافتن آن نداشته‌اند.

سیلی تاریخی به اروپا

یک ماه از صدور رأی گذشته و اردیبهشت ۷۶ فرا رسیده. غرب و صهیونیسم حساب تمام کارها را کرده اند، همه‌ی سفرای کشورهای اروپایی خارج از ایران مشغول استراحت هستند، یک بحران تمام عیار و فلج کننده! چشم‌ها به "حسینه‌ی امام خمینی" واقع در انتهای خیابان فلسطین در تهران است. معلمان به دیدار ره‌بر انقلاب رفته اند و البته اروپا منتظر است تا عقب نشینی طبیعی و ناگزیرانه بلند‌پایه ترین مقام ایران را بشنود.

رهبر حکیم انقلاب شروع به سخنرانی می‌کنند:

«همین آقایان اروپایی‌ها؛ همین‌هایى که دیروز در لوکزامبورگ نشستند و ریش‌های‌شان را هم‌قد کردند و با هم حرف زدند و حکمت(!) صادر نمودند، ده‌ها کشور دنیا را استعمار کرده‌اند. اگر استعمار و تضییع حقوق ملت‌ها گناه است، این گناه فقط بر گردن همین دولت‌هایى است که نمایندگانشان دیروز نشستند و راجع به ایران حرف زدند که حقوق بشر را رعایت کند!»

بعد هم از پرکشته ترین دو جنگ جهانی که همین‌ها با هم به وجود آوردند، سخن گفته و از کارخانه‌های سلاح شیمیایی در عراق که همین اروپایی‌ها ساخته بودند. پشت تریبونی که همه منتظر عقب نشینی ایران بودند، یکی یکی جنایات اروپا را برشمرد، از بوسنی گرفته تا قانا، و دست آخر هم آب پاکی را رو دست‌شان می‌ریزند:

«مگر کسى اهمیت مى‌دهد که اینها چه گفته‌اند؟ البته دستگاه دولتى ما که بحمداللَّه مواضع بسیار خوبى در مقابل حرکت‌هاى زشت اینها داشته است، از حالا به بعد هم بایستى با کمال قدرت عمل کند و در مرحله اوّل، سفیر آلمان را فعلاً تا مدّتى نباید راه بدهد که به ایران بیاید. بقیه هم که مى‌خواهند به عنوان یک حرکت به اصطلاح آشتى‌جویانه برگردند، مانعى ندارد. خودشان رفته‌اند، خودشان هم برمى‌گردند. دیدند که رفتن‌شان هیچ اهمیتى ندارد. اینها مى‌خواهند برگردند، مانعى ندارد؛ اما در رفتن سفراى ایران به کشورهاى آن‌ها، هیچ عجله‌اى نباید بشود. باید سرِ صبر و فرصت ببینند چه چیزى مصلحت است؛ هر چه که عزّت اسلامى اقتضا مى‌کند - همان طور که همیشه گفته‌ایم - همان گونه عمل کنند.»

«این نکته را، هم اروپایی‌ها و هم دیگران بدانند. اروپا خیال نکند که ما به او احتیاج داریم؛ ابداً. ما به اروپا هیچ احتیاجى نداریم. ما کشور خودمان را مى‌توانیم بدون اروپا هم اداره کنیم. حالا فرض کنید، اگر چهار قلم کالاى لوکس و تجمّلاتى از فلان جا مى‌آید، نیاید؛ چه اهمیتى دارد. آنچه که مورد نیاز ملت ماست، در داخل تولید مى‌شود و اگر هم چیزى باشد که ما لازم داشته باشیم، خیلى از کشورها هستند که صف کشیده‌اند تا به ما بفروشند. چه نیازى به این چند دولت کشور اروپایى است که خیال مى‌کنند صاحب دنیا هستند؟!»

پس از این سخنرانی، سفرای اروپا یکی یکی و به‌تدریج در آخرین مرحله نیز سفیر آلمان به ایران بازگشت تا این پایانی باشد بر ماجرای قهوه خانه میکونوس!

رهبر انقلاب اسلامی در سخنان راهبردی خود در دیدار اخیر با کارگزارن نظام و با تاکید بر اعتبار بین‌المللی ایران به عنوان یکی از نقاط مثبت نظام، ضمن اشاره به این ماجرا اینچنین از این سیلی تاریخی یاد کردند:

«اعتبار بین‌المللى. بنده موافق نیستم با این نظر که امروز وضع ما از لحاظ بین‌المللى وضع منفى است؛ به هیچ وجه. گاهى این مسئله در بعضى از اظهارات شنیده می‌شود، گفته می‌شود. نخیر، امروز وضع ما از لحاظ بین‌المللى بسیار خوب است. امروز جمهورى اسلامى در فضاى سیاست بین‌المللى، به عنوان یک کشور محترم، اثرگذار، معتبر و متنفذ در دنیا شناخته شده است.

این عزت بین‌المللى را که ناشى از عوامل خاص خودش است -حضور مردم، ایستادگى مردم، شعارهاى روشن و واضح انقلاب در دست و زبان مردم و مسئولین- فلان حرکت یک دولتى در یک گوشه‌ى دنیا که حالا یک دهن‌کجى‌اى می‌کند، یک حرفى می‌زند، نمی‌تواند خدشه‌دار کند. این حرکت‌ها همیشه بوده. بعضى خیال می‌کنند اگر امروز فلان دولت مستکبر، چه در اروپا، چه در غیر اروپا، نسبت به جمهورى اسلامى یک حرفى می‌زند، یک چیزى می‌گوید، یک اظهارنظرى می‌کند که اهانت‌آمیز به جمهورى اسلامى است، این معنایش تنزل رتبه‌ى جمهورى اسلامى است؛ نه، اینها هر وقت توانستند، کردند.

آن زمانى هم که ما متأسفانه یک مقدارى در مقابل دشمن کوتاه مى‌آمدیم، از این کارها می‌کردند. اینجور نیست که ما حالا چون ایستادگى کردیم، چون استقامت به خرج دادیم، بگوییم اینها را سر لج آوردیم؛ نه. یک روزى در خطابه‌هاى مسئولین‌مان مناقب آمریکا ذکر می‌شد؛ همان روزها رئیس جمهور وقت آمریکا با سبک‌سرى تمام، ایران را به عنوان محور شرارت معرفى کرد!

یک روزى یکى از دولت‌هاى اروپایى نسبت به جمهورى اسلامى اظهار علاقه و ارتباط و اینها می‌کرد؛ همان دولت سر قضیه‌ى قهوه‌خانه‌ى میکونوس دادگاه تشکیل داد، مسئولین درجه‌ى یک کشور را در آن دادگاه متهم کرد! دولت‌هاى اروپایى با آنها هم‌دست شدند، همه‌شان سفراى خود را از تهران فراخوانى کردند؛ اینها که یادمان نرفته. خواستند سیلى بزنند، البته سیلى سخت‌ترى خوردند. از همین حسینیه آنچنان سیلى‌اى خوردند که بعد تا مدت‌ها دنبال علاجش بودند! هر وقت توانستند، آنها درصدد سیلى زدن برآمدند.»


بیانات مهم رهبر انقلاب با تأکید بر پرهیز از مثبت یا منفی‌گرایی مطلق
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
مثبت‌ها:غلبه‌بر تهدیدها، اعتماد مردم، پیشرفت‌در تحریم/ منفی‌ها: رفتار قبیله‌ای در سیاست‌و اقتصاد و اشرافی‌گری/ برخورد توهین‌آمیزتر غرب‌در مقابل کوتاه‌آمدن‌در برخی‌دوره‌ها
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر یکشنبه در دیدار رؤسای قوای مجریه، مقننه و قضاییه، رییس مجلس خبرگان،اعضای هیأت وزیران، نمایندگان مجلس، مسئولان دستگاهها و سازمانهای مختلف، ائمه جمعه و نمایندگان ولی فقیه در استانها و فرماندهان ارشد نیروهای مسلح در سخنان بسیار مهمی با اشاره به شرایط بی سابقه منطقه و جهان، تحلیل جامعی از شرایط کشور ارائه کردند.

به گزارش رجانیوز، متن کامل بیانات ایشان در ادامه آمده است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم محمّد و ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الأرضین.

به برادران و خواهران عزیز، مسئولین زحمتکش و دلسوز کشور خوشامد عرض می‌کنم؛ ان‌شاءالله خداوند این ماه شریف را بر همه‌ى شما و بر ملت ایران مبارک بفرماید. خدا را سپاسگزاریم که یک سال دیگر به ما فرصت و مهلت داد تا باز بتوانیم این مجلس صمیمى و گرم را تشکیل بدهیم و درباره‌ى مسائل مبتلابه و مهم کشور مطالبى را بشنویم و بگوئیم.

من عرایضم را به سه قسمت تقسیم میکنم: بخش اول، تذکراتى است که در درجه‌ى اول خود این حقیر احتیاج دارم به اینکه به این تذکرات توجه کنم، که ان‌شاءالله الهام از معنویت ماه رمضان باشد. یک قسمت هم درباره‌ى مسائل کشور با یک نگاه کلى‌ترى است. در قسمت آخر هم اگر ان‌شاءالله وقت شد، یک اشاره‌اى به مسائل حول و حوش خودمان و مسائل منطقه خواهیم کرد.

مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى تبریزى - عارف معروف و مشهور و فقیه بزرگوار - در کتاب شریف »المراقبات«شان میفرمایند: روزه یک هدیه‌ى الهى است که خداى متعال این را به بندگان خود و به مؤمنین هدیه کرده است. تعبیر ایشان این است که: »الصّوم لیس تکلیفا بل تشریف«؛ روزه را به چشم یک تکلیف نگاه نکنید؛ به شکل یک تشریف و تکریم نگاه کنید، که »یوجب شکرا بحسبه«؛ این توجه به فریضه‌ى روزه - که تکریم الهى نسبت به بندگان است - خودش مستوجب شکر است؛ باید خدا را سپاسگزارى کرد. ایشان براى گرسنگى و تشنگى که مؤمنین در ماه رمضان خودشان را ملتزم به آن میدانند، فوائد متعددى را بیان میکنند که متخذ از روایات و برخاسته‌ى از دل نورانى این مرد بزرگ است. از جمله‌ى آنها، یا اهمّ آنها - که ایشان خودشان می‌گویند این خاصیت از همه مهم‌تر است - این است که میگویند این گرسنگى و تشنگى یک صفائى به دل میبخشد که این صفاى قلبى زمینه را فراهم میکند براى تفکر، که »تفکّر ساعة خیر من عبادة سنة«.(1) این تفکر از نوع تفکرِ مراجعه‌ى به باطن و روح و دل انسان است که حقایق را روشن میکند و باب حکمت را بر روى انسان میگشاید. از این باید استفاده کرد.

درباره‌ى عمر فکر کنیم. عمر سرمایه‌ى اصلى هر انسانى است. همه‌ى خیرات به وسیله‌ى عمر - همین ساعات زودگذر - به دست مى‌آید؛ این سرمایه است که میتواند سعادت ابدى و بهشت جاودان را براى انسان تدارک ببیند. درباره‌ى این عمر فکر کنیم. گذر عمر را ببینیم. ناپایدارى ساعات زندگى و روزها و شبهاى اوقات عمر را احساس کنیم. به این گذر زمان توجه کنیم؛ »عمر، برف است و آفتاب تموز«. لحظه به لحظه از این سرمایه دارد کاسته میشود؛ و این در حالى است که این سرمایه، همه چیز ماست براى کسب سعادت اخروى؛ چه جورى مصرفش میکنیم، در کجا مصرفش میکنیم، در چه راهى آن را خرج میکنیم؟

تفکر در باب مرگ، عبور از این عالم، لحظه‌ى خروج روح از بدن و ملاقات جناب ملک‌الموت؛ این لحظه براى همه‌ى ما پیش مى‌آید؛ »کلّ نفس ذائقة الموت«؛(2) همه، این را میچشیم. حالِ ما در آن لحظه چگونه است؟ دل ما در آن لحظه در چه حال است؟ اینها نکاتى است که در خور تدبر و تأمل است. فکر در این زمینه‌ها، از جمله‌ى تفکر لازم و اساسى و ضرورى است.

یک زمینه‌ى دیگر براى تفکر، همین دعاهاست. مضامینى که در دعاهاى مأثور هست، فوق‌العاده است. ایشان در همین »مراقبات« میفرمایند: حقایق و معارفى که در ادعیه‌ى رسیده‌ى از معصومین )علیهم‌السّلام( وجود دارد، یک دهم آن در همه‌ى روایات و خطبِ رسیده‌ى از معصومین )علیهم‌السّلام( وجود ندارد؛ جز آن روایات توحیدى و خطب توحیدى. این دعاها خیلى اهمیت دارد.

من حالا فقره‌اى از یک دعائى را در نظر گرفته‌ام که چند دقیقه‌اى بعضى از جملات آن را عرض بکنم و تکرارى باشد براى آن کسانى که شنیده‌اند، و تذکرى باشد براى آن کسانى که نشنیده‌اند: دعاى بیستم صحیفه‌ى سجادیه؛ دعاى شریف معروف به مکارم‌الاخلاق.

اولِ این دعا میفرماید: »اللّهمّ صلّ على محمّد و ءال محمّد و حلّنى بحلیة الصّالحین و البسنى زینة المتّقین«؛ آرایش بندگان صالح را به من عنایت کن، من را زینت بده به زینت صالحین، و زیور متقین را به من عنایت بفرما. یعنى من را جزو بندگان صالح و متقین و پرهیزگاران قرار بده. بعد درباره‌ى متقین خصوصیاتى را ذکر میکند، که اینکه میگوئیم زیور متقین را به من عنایت کن، من را مزین به زینت متقین کن، یعنى چه. در چه چیزى ما به زینت متقین و پرهیزگاران زیور پیدا کنیم و نزدیک شویم؟ معمولاً وقتى صحبت تقوا به نظر مى‌آید، اجتناب از گناهان فردى و انجام عبادات و این چیزها به ذهن متبادر میشود - که البته آنها یقیناً هست؛ شکى نیست - اما اینجا امام سجاد )علیه الصّلاة و السّلام( بیست و دو سه مطلب را در ذیل این فقره بیان میکنند که ماها را متوجه به ابعاد جدیدى از معناى تقوا، مفهوم تقوا و مصداق تقوا میکند.

"و البسنى زینة المتّقین" در این چیزها: اول، »فى بسط العدل«؛ گستردن عدالت. عدالت را در میان جامعه مستقر کنیم؛ عدالت قضائى، عدالت به معناى تقسیم منابع حیاتى کشور میان آحاد مردم، عدالت به معناى تقسیم درست فرصتها میان مردم. تقوائى که از ما انتظار میرود، جزو پایه‌ها و مبانى این تقواست.

"و کظم الغیظ"؛ فرو خوردن خشم. یک وقت هست که شما یک فرد معمولىِ متعارفى هستید، خشم شما نسبت به یک برادر دینى است، نسبت به یکى از اهل خانواده است، نسبت به یکى از کارکنانتان است - کظم غیظ خیلى فضیلت دارد؛ »و الکاظمین الغیظ و العافین عن النّاس«(3) - یک وقت هم هست که شما یک مسئول اجتماعى هستید، جایگاهى دارید؛ حرکت شما، اثبات و نفى شما، قول و فعل شما در جامعه اثر میگذارد؛ در یک چنین شرائطى، خشم شما دیگر با خشم یک آدم معمولى برابر نیست. علیه کسانى، علیه جریانى خشمگین میشویم و حرفى میزنیم؛ آثار اینچنین خشمى با آثار یک خشم معمولى که حالا انسان بر فرض خشمگین میشود و یک نفر را کتک میزند، خیلى متفاوت است. کظم غیظ؛ خشم را فرو بخورید؛ کار از روى خشم انجام نگیرد. ممکن است شما با یک کسى، با یک جریانى، با یک مجموعه‌اى موافق نباشید؛ اینجا استدلال و منطق حاکم باشد؛ اگر این استدلال و منطق آمیخته شد با خشم، کار را خراب میکند؛ تجاوز از حد انجام میگیرد، اسراف به وقوع میپیوندد؛ »ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا«.(4) اسراف یعنى زیاده‌روى.

"و اطفاء النّائرة"؛ یکى از کارهائى که لازمه‌ى تقواى ماست، فرو نشاندن آتش است. این شعله‌ور شدن آتش - مراد، همین آتشهاى اختلافاتى است که بین مجموعه‌ها هست، بین گروه‌ها هست، بین دستگاه‌ها هست - در حکم آتش سوزان است. سعى همه باید این باشد که اطفاء کنند. نباید بر روى آتش بنزین پاشید، نباید آتشها را مشتعل کرد. اینکه ما مکرر در مکرر توصیه میکنیم به دوستان، به مسئولین، به کسانى که تریبون دارند، به کسانى که حرفشان یا به طور عموم یا در بخشى از فضاى کشور منعکس میشود، که گفته‌ها را، زبانها را، اظهارات را، تعبیرات را کنترل و مراقبت کنند، به خاطر این است. گاهى اوقات یک تعبیرى نه فقط ضد اطفاء نائره است، بلکه مشتعل کردن هرچه بیشتر نائره است؛ اطفاء نیست، بلکه ضد اطفاء است.

"و ضمّ اهل الفرقة"؛ این کسانى که از جماعت مسلمین جدا میشوند، از جماعت کشور فاصله میگیرند، کوشش کنید اینها را نزدیک کنید، منضم کنید. کسانى که میانه‌ى راه هستند، اینها را به منزل مطلوب برسانید. نگذاریم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، کسانى که یک ایمان نیمه‌کاره‌اى دارند، بکلى از ایمان ببُرند؛ کسانى که نیمه‌ارتباطى با نظام دارند، از نظام منقطع شوند. عکس این عمل کنیم؛ کسانى که در نیمه‌ى راه هستند، اینها را جذب کنیم. مصداقهاى تقوا و شعب تقوا اینهاست.

"و اصلاح ذات البین"؛ میانه‌ى افراد را اگر اختلافى وجود دارد، اصلاح کنیم. »و افشاء العارفة و ستر العائبة«؛ درباره‌ى اشخاص، نقاط مثبت را، نقاط خوب را افشاء کنیم، منتشر کنیم. از کسى، از مسئولى کار خوبى سراغ دارید، این را بیان کنید و بگوئید. نقطه‌ى مقابل: اگر چنانچه نقطه‌ى منفى‌اى سراغ دارید، این را افشاء نکنید. افشاء نکردن معنایش این نیست که نهى از منکر نکنید؛ چرا، به خود آن کسى که به کارش اشکالى وارد است و باید ایراد گرفته شود، گفته بشود؛ اما افشاء کردن این چیزها مصلحت نیست. در این باره صحبتهاى زیادى هست. این یک بخشى از این دعاست. بیست و دو سه مطلب بود که حالا این شش هفت تایش را اجمالاً عرض کردیم. دلهامان را به این سمت ببریم. از خدا بخواهیم که »البسنى زینة المتّقین«؛ آرایش متقین را به ما بدهد. بالاخره چاره جز این نیست. روزه هم در قرآن »لعلّکم تتّقون«(5) است؛ روزه را واجب فرمود براى اینکه ما تقوا پیشه کنیم. از جمله‌ى موارد تقوا اینهاست. این، آن بخش اوّلى که عرض کردیم.

بخش دوم، یک برآورد کلى از وضع کشور است. خب، این گزارش بسیار خوب و مبسوطى که رئیس جمهور محترم دادند، گویا بود. نقاط برجسته و روشنى در این گزارش وجود داشت و چقدر خوب است که این مطالب و این اطلاعات به گوش مردم برسد و همه بدانند چه زحماتى کشیده شده، چه خدماتى انجام گرفته. من با یک نگاه دیگرى مسائل کلى کشور را مطرح میکنم، و این براى ما مهم است. چرا مهم است؟ اولاً اطلاع از وضع کلى کشور و اینکه ما کجا قرار داریم، به کجا رسیده‌ایم، از کدام طرف باید برویم، خیلى مهم است، همیشه مهم است؛ لیکن امروز بالخصوص اهمیت بیشترى دارد و شاید بشود گفت به خاطر اوضاعى که بر دنیا حاکم است، اهمیت مضاعفى دارد. اولاً اوضاع منطقه یک اوضاع کاملاً بى‌سابقه‌اى است. بیدارى اسلامى و حادثه‌ى عظیمى که در منطقه به وجود آمده است، این یک چیزى است که از اول انقلاب تا امروز در حیات جمهورى اسلامى شبیه این یا چیزى نزدیک به این مطلقاً سابقه ندارد؛ کار بزرگى انجام گرفته، حادثه‌ى بزرگى اتفاق افتاده. این که ملتى مثل ملت مصر، این حرکت عظیم را انجام بدهند، رژیم را ساقط کنند، بعد شعارهاى اسلامى بدهند، موجودیت حکومت جعلىِ یهودى و صهیونیستى را اوضاع منطقه اینجور تهدید کند، اینها چیزهائى است که اصلاً در ارزیابى‌هاى متعارف نمیگنجد؛ خیلى چیز عظیمى است. خب، ما در یک چنین شرائطى قرار گرفتیم که براى جمهورى اسلامى یک افق روشنِ عجیبى را ترسیم میکند.

وضع دنیا هم فراتر از منطقه، باز یک وضع بى‌سابقه‌اى است. بحران اقتصادى عجیبى که گریبان دولتهاى مستکبر غربى را اینجور محکم چسبیده و دارد تکان میدهد، این هم چیز فوق‌العاده‌اى است؛ این هم چیزى است که به‌آسانى نمیشود از آن گذشت. این تحلیلهائى که شما ملاحظه میکنید غربى‌ها راجع به بحران اقتصادى آمریکا و بعضى از کشورهاى اروپا و اعلام خطرى که نسبت به آینده میکنند، بخشى از قضایاست؛ همه‌ى مطالب گفته نمیشود. اتاقهاى فکر و سیاست‌سازان پشت پرده، طراحان مسائل جهانى در کشورهاى قدرتمند عالم - که عمده‌ى رسانه‌ها هم دست آنهاست - راضى نیستند که ابعاد این بحران براى مردم دنیا آشکار شود؛ والّا ابعاد بحران خیلى بالاتر از این حرفهاست؛ که حالا اگر ان‌شاءالله در آخر صحبت وقت باقى ماند، من چند جمله‌اى عرض خواهم کرد.

یک مسئله‌ى دیگر، رشد جریانهاى افراطى و جریانهاى تروریستى در غرب و بخصوص در اروپاست؛ از نئونازى‌هاى اروپا بگیرید تا نئوکانهاى آمریکا، که دولت قبلى آمریکا از همینها بود؛ اینها صریحاً اعلام افراطى‌گرى میکنند. رئیس جمهور سبکسر قبلى آمریکا علناً اعلام کرد که جنگ صلیبى در پیش است؛ آغاز جنگ صلیبى را اعلام کرد! دیگر از این افراطى‌گرى بالاتر معنى ندارد. بعد هم حمله کردند به دو تا کشور اسلامى. کارهاى دیگرى هم در برنامه‌هاشان بود که خداوند به آنها مهلت نداد و شکست خوردند. خب، اینها مسائل مهمى است. این حادثه‌اى که در نروژ اتفاق افتاد، نباید آن را به صورت یک حادثه‌ى موردى دید. اینجور حوادث غالباً معلول جریانهاى طولانى‌اى است که یک جا خودش را نشان میدهد و بروز میکند، و بروز کرد. حالا چقدر بتوانند کنترل کنند، جلویش را بگیرند، از ادامه‌اش جلوگیرى کنند، این موکول به آینده است؛ باید دید و مطمئن شد؛ که نمیتوانند هم. کمااینکه نئونازى‌ها اول در یک نقطه‌ى از اروپا شروع کردند، بعد یواش یواش توسعه پیدا کردند و امروز در خیلى از کشورهاى اروپا این جریانهاى نئونازى با روشهاى تروریستى، با روشهاى خشن دارند اظهار وجود میکنند.

خب، در یک چنین شرائطى، ما باید خودمان را یک بازشناسى بکنیم، ببینیم ما در چه وضعى هستیم. شرائط مهمى بر دنیا حاکم است که اینها میتواند فرصتهاى بزرگى را در پیش روى ما قرار بدهد. این فرصتها را اگر نبینیم، اگر نشناسیم، اگر از آن درست استفاده نکنیم، اگر بهنگام به سراغ این فرصتها نرویم، ضرر خواهیم کرد. گاهى هم هست که از دست دادن یک فرصت، خودش میشود یک تهدید، خودش موجب عقب‌ماندگى است. لذا بد نیست که از این جهت یک نگاه جمعى و کلى و عمومى به مسائل کشور بکنیم. البته در این نگاه کلى بایستى واقع‌بینانه نگاه کنیم؛ خودمان را نبایستى دچار خطا کنیم؛ یکسونگرى نکنیم. ما نقاط مثبتى داریم، نقاط منفى‌اى هم داریم؛ هر دو را ببینیم. گاهى فقط نگاه منفى غلبه داده میشود. امروز متأسفانه انسان مشاهده میکند که در بین برخى مسئولین و نخبگان سیاسى و غیره کأنه مد شده است که نگاه، نگاه بدبینانه باشد؛ نگاه منفى باشد؛ نقاط مثبت را نبینند؛ روى نقاط منفى تکیه کنند. در رسانه‌ها و غیررسانه‌ها مرتباً منفى‌بافى میشود. تا انسان میگوید هم چرا، میگویند آقا شما نمیگذارید ما واقعیات را بگوئیم. میگوئید سیاه‌نمائى است، میگوئید فلان است؛ ما میخواهیم حقایق را بگوئیم. نه، این یکسونگرى است. خب، اگر فرض بفرمائید یک واحد تولیدى دچار یک اشکالى میشود و شما میخواهید به عنوان یک نگاه واقع‌بینانه آن را بیان کنید، بسیار خوب، در کنارش مثلاً دو تا واحد تولیدى هم ایجاد شده. اگر این نقطه‌ى مثبت را بیان کنیم، یک جور مسائل کشور را میفهمیم؛ اگر این نقطه‌ى مثبت را بیان نکنیم، مسائل کشور را جور دیگرى خواهیم فهمید. اگر فقط نقاط منفى را مشاهده کنیم - که البته نقاط منفى وجود دارد - این طبعاً واقع‌بینى نیست؛ این برآورد درستى از اوضاع کشور به ما نخواهد داد؛ منجر به ناامیدى میشود؛ ضرر اجتماعى‌اش هم این است.

بنده روزها ده بیست تا روزنامه را معمولاً همین طور یک مرورى میکنم. بعضى از روزنامه‌ها هر روزى چهار تا، پنج تا تیتر دارند که هر کدام از این تیترها کافى است دل یک آدم ضعیف را بلرزاند؛ منفى، منفى، منفى، منفى! این کار را دوست میدارند. حالا اغراض سیاسى است، اغراض جذب مشترى است؛ هرچه هست، نمیدانیم؛ کسانى را متهم نمیکنیم؛ اما این واقعیت است، این غلط است. غلبه دادن نگاه منفى، خلاف واقع‌بینى است؛ موجب ناامیدى است.

نقطه‌ى مقابلش هم همین جور است. یعنى غلبه دادن نگاه مثبت، بدون دیدن نقطه‌ى منفى، این هم گمراه کننده است؛ موجب یک رضایتى در انسان میشود که احیاناً این رضایت، رضایت کاذب است؛ این هم درست نیست. نقاط منفى را هم باید در کنار نقاط مثبت دید. این کار را کشور و نظام توانسته انجام بدهد، این کار را نتوانسته انجام بدهد؛ این دو تا را در کنار هم ببینیم. بنابراین اگر بخواهیم اوضاع کشور را درست به دست بیاوریم، باید نقاط منفى و نقاط مثبت را در کنار هم مشاهده کنیم.

خب، این بحث طولانى‌اى لازم دارد. من خواهشم این است که مسئولان، نخبگان، دانشگاهیان و حوزویان بنشینند روى این بحث کار کنند. من امروز یک سررشته‌ى مختصرى را مطرح میکنم، اما این کارِ طولانى‌اى لازم دارد. بنشینند یک فهرستى از نقاط مثبت، یک فهرستى از نقاط منفى تهیه کنند. این نقاط مثبت ظرفیتها را به ما نشان خواهد داد که ما چه ظرفیتها و چه امکاناتى در کشور داریم. آن ستون نقاط منفى اولویتها را به ما نشان خواهد داد که چه کارهائى را باید بکنیم. وقتى که این دو تا را در کنار هم گذاشتیم، این میتواند راه ما را روشن کند؛ بفهمیم چه کار کنیم.

من اینجا پنج شش نقطه را نوشتم، که اینها محصول یک حرکت مستمرِ به‌هم‌پیوسته‌ى نظام جمهورى اسلامى در طول سى و دو سال است، که البته فراز و نشیب داشته است؛ یعنى بعضى سالها، بعضى دوره‌ها، بعضى دولتها بهتر، بعضى‌ها عقب‌تر؛ لیکن مجموعاً در طول این مدت، ما این نقاط مثبت را داشتیم.

اولین نقطه‌ى مثبت و نقطه‌ى قوت نظام این است که نظام ثابت کرده است که توانائى غلبه‌ى بر تهدیدها را دارد؛ این خیلى چیز مهمى است. ما در طول این سى و دو سال تهدیدهاى فراوانى داشتیم - تهدید سیاسى، تهدید امنیتى، تهدید نظامى، تهدید اقتصادى - لازمه‌ى این تهدیدها این بوده است که نظام ضربه بخورد. البته آنها میخواستند نظام را ساقط کنند - حالا این، دور از دسترسشان بود - لااقل نظام را عقب نگه دارند، کشور را عقب نگه دارند. نظام بر همه‌ى این تهدیدها غلبه پیدا کرده است؛ یک نمونه‌اش جنگ تحمیلى بود، یک نمونه‌اش حرکات آمریکائى‌ها بود، یک نمونه‌اش تحریمهاى گوناگون بود. بعضى از اینها مستقیماً از طرف بیگانگان بود؛ مثل تحریمها. تحریمها سالهاى متمادى وجود داشته است، اما سالهاى اخیر شدت پیدا کرده؛ خودشان گفتند تحریم فلج‌کننده. چه به کمک سازمان ملل - که در اختیار خودشان بود - و چه مستقلاً، این تحریمها را تحمیل کردند. اینها مربوط به بیگانگان بود، که مستقیماً آنها دخالت داشتند. تهدیدهائى هم بود که زمینه‌هاى داخلى داشت؛ اگرچه دشمن هم میتوانست از آنها استفاده کند؛ مثل مسئله‌ى قومیتها در کشور. نظام بر همه‌ى اینها غلبه کرد. امروز قومیتهاى گوناگون کشور ما، همه برادروار در کنار هم دارند زندگى میکنند؛ احساس اتصال به نظام و دلبستگى به نظام در همه‌ى آنها محسوس و مشهود است. به نظر من این یکى از مهمترین نقطه قوتهاست. ما در محاسبه‌ى نقاط قوت نظام باید این را در نظر بگیریم. نظامى تنها، بدون پشتیبان بین‌المللى، با دشمنىِ قدرتمندترین قدرتمندان مادى جهانى، در طول سى و دو سال با تهدیدهاى متوالى و پى‌درپى مواجه بوده، اما بر همه‌ى این تهدیدها فائق آمده؛ این خیلى نقطه‌ى مهمى است. به نظر من نقطه‌ى قوت درجه‌ى اول نظام این است.

دوم: اعتماد میان مردم و نظام. کمتر کشورى در دنیا وجود دارد که اعتمادى را که مردم ایران نسبت به نظام جمهورى اسلامى دارند، نسبت به نظام حکومتى خود داشته باشند. دلیل این اعتماد هم همین پدیده‌هاى روشنى است که جلوى چشم همه است. باز یک عده‌اى اینها را نمى‌بینند، هى دم از بى‌اعتمادى مردم میزنند؛ نخیر، مردم به نظام اعتماد دارند. یک دلیل، همین انتخابات دو سال قبل است که بیش از هشتاد درصد از مردمى که حق رأى داشتند و قادر به رأى دادن بودند، در انتخابات شرکت کردند. کجاى دنیا چنین چیزى هست؟ یک نمونه، همین دو راهپیمائى‌اى است که ما هر سال داریم؛ راهپیمائى بیست و دوى بهمن و راهپیمائى روز قدس. این راهپیمائى‌ها مربوط به نظام است؛ مربوط به هیچ دولتى، مربوط به هیچ جریان خاصى نیست؛ مال نظام است. شما ببینید مردم در این حرکت عظیم چه میکنند؛ در سرماى بیست و دوى بهمن، در ماه رمضان با دهان روزه؛ چه اوقاتى که هوا سرد بود، چه حالا که هوا گرم است. ان‌شاءالله خواهید دید روز قدس باز مردم چه عظمتى را از خودشان نشان میدهند. این نشان دهنده‌ى علاقه‌مندى و دلبستگى مردم به نظام است. اعتماد به نظام، از این بهتر و روشن‌تر نمیشود. این حضور، حضور بسیار پرمعنائى است. علاوه بر این، در موارد خاص، مثل نهم دى سال 88، بمجرد اینکه مردم احساس کردند حرکتى که شروع شده است، متوجه به نظام است، متوجه به انقلاب است، متوجه به شخص خاص و دولت خاصى نیست، آن حرکت عظیم را از خود نشان دادند. اینجور نبود که فقط جوانهاى پرشور به میدان بیایند؛ همه آمدند. حادثه‌ى نهم دى یک حادثه‌ى عجیبى است؛ به خاطر دلبستگى مردم به نظام بود. اینها نشان دهنده‌ى اعتماد مردم است. متأسفانه میشنویم همین طور در اظهارات مصلحت‌جویانه، مکرر میگویند: آقا اعتمادِ از دست رفته‌ى مردم را برگردانید! کدام اعتمادِ از دست رفته؟! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام را دوست دارند، از نظام دفاع میکنند؛ اینها نمونه‌هایش بود که عرض کردیم.

سوم: پیشرفت در شرائط تحریم. یکى از نقاط مهم قوت کشور این است. در سخت‌ترین شرائط تحریم، کشور پیشرفت کرده. در چه چیزى پیشرفت کرده؟ یکى در مقوله‌ى علم و فناورى، که آقاى رئیس جمهور در گزارششان به این مسئله اشاره کردند. ما در زمینه‌ى هسته‌اى پیشرفت کردیم، در زمینه‌ى فناورى زیستى پیشرفت کردیم، در فناورى نانو پیشرفت کردیم، در فناورى انرژى‌هاى نو پیشرفت کردیم، در صنایع هوافضا پیشرفت کردیم، در ساخت ابررایانه‌ها پیشرفت کردیم، در مسئله‌ى بسیار مهم سلولهاى بنیادى پیشرفت کردیم، مسئله‌ى شبیه‌سازى همین جور، در رادیوداروها همین جور، در نانوداروهاى ضد سرطان همین جور؛ اینها همه جزو دانشهاى سطح بالاى دنیاست. این چند موردى که من گفتم و بعضى از موارد دیگر، جزو دانشهاى درجه‌ى یک سطح بالاى دنیاست، که بعضى از اینها را پنج تا کشور، ده تا کشور در دنیا بیشتر ندارند؛ ما در اینها پیشرفت کردیم؛ این در حالى بود که درهاى انتقال دانش از همه سوى دنیا روى ما بسته است.

من مقاله‌اى را میخواندم که از یک روزنامه‌ى آمریکائى نقل کردند که همین دو سه روزه منتشر شده. میگوید ایران در مسئله‌ى هسته‌اى یک استثناء است. چین به مسئله‌ى هسته‌اى رسید، از کى گرفت؛ پاکستان رسید، از کى گرفت؛ هند رسید، از کى گرفت؛ ایران از کى گرفت؟ آن مقاله مینویسد: از هیچ کس. این در شرائطى بود که هم تحریم بود و امکانات پیشرفت هسته‌اى به او نمیدادند، و هم با او مبارزه میکردند؛ مثل همین ویروس رایانه‌اى که داخل تشکیلات ما فرستادند. دانشمندان ما، جوانهاى ما در مقابل اینها ایستادند، پیش رفتند و نقشه‌ى دشمن را خنثى کردند. او حتّى به ترور دانشمندان هسته‌اى ما اشاره میکند. اینها چیزهائى است که دشمنان ما دارند میگویند. این مقاله در روزنامه‌ى واشنگتن پست درج شده است. خب، این پیشرفت در علم و فناورى است.

پیشرفت در ایجاد زیرساختهاى کشور - همین آمارهائى که شنیدید - در جاده، بزرگراه، سد، سیلو، کارخانجات، تولید فرآورده‌هاى مهم صنعتى، فولاد، سیمان و امثال اینها. ایجاد زیرساختهاى فراوان در کشور، توانمندى‌هاى فنى و مهندسى در صنایع گوناگون، پیشرفت است.

پیشرفت در اعتماد به نفس ملى. امروز بخصوص جوانهاى ما اعتماد به نفسشان از ده سال پیش، از بیست سال پیش بیشتر است. ایشان درست گفتند، بنده هم اطلاع دارم؛ در زمینه‌هاى علمى، هر کارى که زیرساخت آن در کشور موجود باشد، جوانهاى ما آماده هستند آن را انجام دهند. یعنى هیچ چیزى نیست که ما به جوانهاى دانشمندمان بگوئیم این را دنبال کنید و اینها بعد از اندکى نتوانند؛ مشروط بر اینکه زیرساختش موجود باشد. ما بحمدالله یک چنین وضعى داریم. کارهاى عمرانى گسترده‌اى در کشور انجام گرفته؛ اینها پیشرفت است. در این زمینه‌ها پیشرفتهاى خیلى زیادى داشتیم.

چهارم از نقاط مثبت: اعتبار بین‌المللى. بنده موافق نیستم با این نظر که امروز وضع ما از لحاظ بین‌المللى وضع منفى است؛ به هیچ وجه. گاهى این مسئله در بعضى از اظهارات شنیده میشود، گفته میشود. نخیر، امروز وضع ما از لحاظ بین‌المللى بسیار خوب است. امروز جمهورى اسلامى در فضاى سیاست بین‌المللى، به عنوان یک کشور محترم، اثرگذار، معتبر و متنفذ در دنیا شناخته شده است. این عزت بین‌المللى را که ناشى از عوامل خاص خودش است - حضور مردم، ایستادگى مردم، شعارهاى روشن و واضح انقلاب در دست و زبان مردم و مسئولین - فلان حرکت یک دولتى در یک گوشه‌ى دنیا که حالا یک دهن‌کجى‌اى میکند، یک حرفى میزند، نمیتواند خدشه‌دار کند. این حرکتها همیشه بوده. بعضى خیال میکنند اگر امروز فلان دولت مستکبر، چه در اروپا، چه در غیر اروپا، نسبت به جمهورى اسلامى یک حرفى میزند، یک چیزى میگوید، یک اظهارنظرى میکند که اهانت‌آمیز به جمهورى اسلامى است، این معنایش تنزل رتبه‌ى جمهورى اسلامى است؛ نه، اینها هر وقت توانستند، کردند. آن زمانى هم که ما متأسفانه یک مقدارى در مقابل دشمن کوتاه مى‌آمدیم، از این کارها میکردند. اینجور نیست که ما حالا چون ایستادگى کردیم، چون استقامت به خرج دادیم، بگوئیم اینها را سر لج آوردیم؛ نه. یک روزى در خطابه‌هاى مسئولینمان مناقب آمریکا ذکر میشد؛ همان روزها رئیس جمهور وقت آمریکا با سبکسرى تمام، ایران را به عنوان محور شرارت معرفى کرد! یک روزى یکى از دولتهاى اروپائى نسبت به جمهورى اسلامى اظهار علاقه و ارتباط و اینها میکرد؛ همان دولت سر قضیه‌ى قهوه‌خانه‌ى میکونوس دادگاه تشکیل داد، مسئولین درجه‌ى یک کشور را در آن دادگاه متهم کرد! دولتهاى اروپائى با آنها همدست شدند، همه‌شان سفراى خود را از تهران فراخوانى کردند؛ اینها که یادمان نرفته. خواستند سیلى بزنند، البته سیلى سخت‌ترى خوردند. از همین حسینیه آنچنان سیلى‌اى خوردند که بعد تا مدتها دنبال علاجش بودند! هر وقت توانستند، آنها درصدد سیلى زدن برآمدند. هر وقت ما کوتاه آمدیم، یک خرده‌اى سست برخورد کردیم، آنها پرروتر شدند. نخیر؛ ایستادگى جمهورى اسلامى، تصریح به شعارهاى انقلاب، تصریح به مبانى انقلاب، عزت ما را در دنیا بیشتر کرده است.

امروز بحمدالله اعتبار بین‌المللى ما بسیار خوب است. متقابلاً دولت آمریکا - که دشمن قلدرِ صریحِ مقابل ما بود - امروز منفورترین کشور در منطقه‌ى اسلامى است. در دنیا نظرسنجى میکنند - این را خودشان دارند اعلام میکنند - میگویند اعتبار و آبروى آمریکا در کشورهاى اسلامى، در این منطقه، روزبه‌روز سقوط کرده و پائین رفته. البته اگر ملتهاى اروپا بفهمند که مشکلاتشان ناشى از آمریکا و ناشى از تسلط رژیم صهیونیستى بر سیاستهاى آنهاست، این افت محبوبیت آمریکا در اروپا هم بمراتب بیشتر خواهد بود و همه‌ى این حرکات علیه آمریکا بسیج خواهد شد؛ و این چیزى است که در آینده‌ى نه چندان دورى اتفاق مى‌افتد.

نقطه‌ى روشن دیگر، مسئله‌ى ثبات کشور است؛ على‌رغم این همه توطئه، این همه دسیسه. البته ثبات غیر از رکود است. ما در کشور رکود نداریم؛ حرکت داریم، پیشرفت داریم، جوشش داریم؛ اما نظام، نظام ثابت و مستقرى است؛ استحکام دارد. اینها نقاط مثبت ماست. البته نقاط مثبت فراوان دیگرى هست: الهام‌بخشى، الگوسازى، ضعیف شدن دشمنانمان در صحنه‌ى بین‌المللى، ناامیدى دشمن از منفعل کردن انقلاب. با اینکه روشهاى دشمنان ما پیچیده‌تر شده، امکاناتشان بیشتر شده - این اینترنت و این تشکیلات گوناگون عجیبى که در دنیا وجود دارد، شبکه‌اى که بر دنیا حاکم است - در عین حال از انفعال جمهورى اسلامى مأیوس شده‌اند.

تجربه‌ى متراکم در قانونگذارى، در اجرا؛ این هم جزو نقاط درخشان کشور است. جمعیت کشور، هفتاد و پنج میلیون. البته بنده همین جا عرض بکنم؛ من معتقدم که کشور ما با امکاناتى که داریم، میتواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد. من معتقد به کثرت جمعیتم. هر اقدام و تدبیرى که میخواهد براى متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد!

خب، اینها نقاط مثبت و درخشانى بود که بحمدالله وجود دارد. البته نقاط مثبت ما بیشتر از اینهاست. اما نقاط ضعف هم داریم. اگر نقاط منفى را نبینیم، ضعفهاى خودمان را نشناسیم، یقیناً ضربه خواهیم خورد. نقاط ضعف ما، هم در زمینه‌هاى اقتصادى است، هم در زمینه‌هاى فرهنگى است. ما خطاها داشتیم، ضعفها داشتیم، بر بعضى از چالشها نتوانستیم غلبه کنیم؛ این واقعیتى است. حتّى در همان تهدیدهائى که مستقیماً از طرف دشمن هست، اگر ما ضربه‌اى خوردیم، تقصیر خود ماست، کوتاهى‌هاى خود ماست. قرآن کریم در قضیه‌ى جنگ احد میفرماید: »ا و لمّا اصابتکم مصیبة قد اصبتم مثلیها قلتم انّى هذا قل هو من عند انفسکم«.(6) در قضیه‌ى احد، آن حادثه‌ى تلخ اتفاق افتاد: مسلمانها اول پیروز شدند، بعد یک عده‌اى مأموریتها را فراموش کردند، تنگه را رها کردند، رفتند سراغ غنیمت جمع کردن؛ دشمن هم توانست نیروهاى اسلام را دور بزند، بیفتد به جانشان، تعدادى از آنها را بکشد، آنها را منهزم کند؛ به طورى که مسلمانها از ترسشان مجبور شدند به کوه پناه ببرند. جان مبارک پیغمبر به خطر افتاد، به پیغمبر ضربه وارد آمد. بعد مسلمانها گفتند: خب، چرا اینجورى شد؟ خدا به ما وعده‌ى پیروزى داده بود. خداى متعال میفرماید که ما شما را پیروز کردیم، وعده‌ى خدا عملى شد، اما شما خودتان هستید که کار را خراب کردید. اولاً اگر دشمن به شما ضربه زد، شما هم متقابلاً به دشمن ضربه‌ها زدید - »قد اصبتم مثلیها« - تعجب نکنید؛ بالاخره در میدان جنگ، زدن و خوردن، هر دو هست. در عرصه‌ى جنگ بزرگِ میدان سیاست و اقتصاد جهانى، آدم، هم میزند، هم میخورد؛ نباید خلاف انتظار باشد. اما »قلتم انّى هذا«؛ میگوئید ما از کجا این ضربه را خوردیم. بعد قرآن میفرماید: »قل هو من عند انفسکم«؛ از خود شما بود، خودتان خطا کردید. ما یک جاهائى خطا کردیم - »انّ الله على کلّ شى‌ء قدیر«(7) - یک جاهائى طبق وظیفه عمل نکردیم؛ یک جاهائى مراقبتهائى که باید انجام بدهیم، انجام ندادیم؛ یک جاهائى دلبستگى‌هاى خودمان را زیر پا نگذاشتیم؛ اینها منجر شده به اشکالاتى - این را هم باید در نظر داشته باشیم - به چیزهائى که باید از آن پرهیز کرد و برحذر بود، سرگرم شدیم؛ به منازعات سیاسى، به مشاجرات سرگرم شدیم؛ به رفاه‌طلبى سرگرم شدیم، به منشهاى اشرافى سرگرم شدیم؛ اینها نقاط ضعف است. وقتى من و شما زندگى‌مان را زندگى رفاه‌طلبانه و اشرافى قرار بدهیم، مردم از ما یاد میگیرند. یک عده‌اى منتظر بهانه‌اند؛ به ما نگاه میکنند، میگویند آقا ببینید اینها چه جورى زندگى میکنند، ما هم میخواهیم همین جور زندگى کنیم. اینها کسانى هستند که دستشان میرسد. یک عده‌اى معتقدند که باید در زندگى مقتصد بود، نباید اسراف کرد، نباید افراط کرد؛ اینها وقتى نگاه میکنند مى‌بینند من و شما اسراف میکنیم، میگویند خب، ما از اینها که بالاتر نیستیم؛ اینها که رؤساى ما هستند. این کارها خطر دارد. روش انقلاب و انقلابیون به تبع آموزش اسلام، اعراض از زندگى رفاه‌طلبانه براى خود بود. براى مردم هرچه میتوانید، رفاه ایجاد کنید؛ هرچه میتوانید، درآمد ملى را زیاد کنید؛ هرچه میتوانید، در کشور ثروت تولید کنید؛ اما خودتان نه. مسئولین لااقل تا وقتى مسئولند، به زندگى رفاه‌طلبى رو نکنند. غفلت از روحیه‌ى جهادى و ایثار، غفلت از تهاجم فرهنگى دشمن، غفلت از در کمین بودن دشمن، غفلت از نفوذ دشمن در فضاى رسانه‌اى کشور، بى‌مبالاتى نسبت به حفظ بیت‌المال؛ اینها گناهان ماست، اینها نقاط ضعف ماست.

میل به رفتارهاى قبیله‌اى در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، از دیگر نقاط ضعف ماست. رفتار قبیله‌اى معنایش این است که تخطئه یا تأییدى که نسبت به کار کسى میکنم، ناشى نباشد از ماهیت عمل او؛ ناشى باشد از نحوه‌ى ارتباط او با من. اگر از قبیله‌ى ما کسى کار خطائى انجام داد، راحت قابل اغماض باشد؛ اما از قبیله‌ى مقابل اگر همان کار را انجام داد، این قابل پیگیرى و تعقیب میشود. کار خوب اگر از کسى که مربوط به قبیله‌ى ماست، انجام گرفت، قابل تحسین و تشویق باشد؛ اگر از قبیله‌ى دیگر بود، نه. رفتار قبیله‌اى این است. این رفتار، اسلامى نیست، انقلابى نیست. ما متأسفانه اینگونه رفتار را در میان خودمان داریم. نمیگویم همه‌گیر است، فراگیر است؛ اما وجود دارد.

در زمینه‌ى اقتصاد فعالیتهاى زیادى شده، باارزش هم هست؛ اما مسئله‌ى اشتغال حل‌نشده است، مسئله‌ى تورم حل‌نشده است، مسئله‌ى فرهنگ کار حل‌نشده است، مسئله‌ى ساعات مفید کار حل‌نشده است. فرهنگ کار باید در کشور یک جورى باشد که مردم کار را عبادت بدانند؛ هر یک ساعت کار را با شوق بیفزایند در مدت و مقدار کارى که انجام میدهند. باید کار کرد. با بیکارى و بى‌میلى به کار و تنبلى و وادادگى، کشور پیش نخواهد رفت.

در زمینه‌ى فرهنگ، اخلاق عمومى و عدم رواج فضائل اخلاقى، مشکلاتى داریم. باید روزبه‌روز فضائل اخلاقى در بین ما رشد کند. صبر ما، شکر ما، ذکر ما، احسان ما، مروت ما نسبت به دیگران، اجتناب ما از ایذاء دیگران، میل ما به خدمت به دیگران، روزبه‌روز باید در بین جامعه رشد پیدا کند. اینها به خودى خود پیش نمى‌آید؛ اینها کار لازم دارد، تلاش لازم دارد. در این زمینه‌ها کوتاهى داریم. رواج فرهنگ اسراف و تجمل‌گرائى در جامعه، رشد یا عدم توقف میل به خشونت در برخى از بدنه‌ى جوان کشور، مضر است. ما فیلمهائى پخش میکنیم که خود آن کسانى که سازنده‌ى این فیلمها هستند، به خودشان هشدار میدهند و میخواهند خطر این فیلمها را که تولید خشونت در جامعه است، متوقف کنند؛ ولى ما حالا داریم اینها را منتشر میکنیم! اینها مضر است. بچه‌هاى ما از اول با خنجر و با قمه و با اسلحه‌ى گرم - البته پلاستیکى‌اش - آشنا بشوند، انس پیدا کنند، یاد بگیرند؛ خب، اینها خطرات دارد، اشکالات دارد، تبعات دارد، در جامعه آثارش را هم مى‌بینیم؛ این جزو ضعفهاى ماست.

چند سال پیش من در یکى از مجلات آمریکائى دیدم که مصلحینى در آنجا پیشنهاد کرده بودند که این فیلمهاى رائجِ غالبِ هالیوودى را که در آنها یا شهوت بود یا خشونت، یواش یواش کم کنند و فیلمهاى خانوادگى، فیلمهاى معصومانه و نجیبانه را رائج کنند. آنها به فکرند، حالا ما تازه از آنها یاد گرفته‌ایم!

عدم مقابله‌ى درست و منطقى با تباه کردن نسل جوان، یکى دیگر از مشکلات ماست. یک نقشه، تباه کردن نسل جوان است. ما در این خصوص تا حالا مقابله‌ى درستى نداشته‌ایم و موفق نشده‌ایم. همچنین مواد مخدر صنعتى و تهییج غریزه‌ى جنسى و از این چیزها. طرح درست مبانى اعتقادى؛ چه مبانى اعتقادى مربوط به اسلام، چه آنچه که مربوط به انقلاب و نظام جمهورى اسلامى است. عرض کردیم؛ نقاط قوت، امیدهاى ما را افزایش میدهد، ظرفیتها را به ما نشان میدهد؛ نقاط منفى اولویتها را به ما نشان میدهد که چه کار باید بکنیم.

در مورد مسائل منطقه وقت گذشت؛ به نظرم الان باید حدود اذان باشد. در یک کلمه باید عرض بکنم که اوضاع منطقه درست عکس سیاستهاى قدرتهاى غربى و آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل دارد پیش میرود. آنها راجع به ایران برنامه‌هائى داشتند؛ درست عکس آنچه که آنها میخواستند، خداى متعال مقدر کرد و پیش آمد. آنها ایران را تحریم کردند، اما بحران اقتصادى گریبان خودشان را گرفت. آنها فتنه‌ى 88 را براى زمین زدن جمهورى اسلامى تقویت کردند - یا تدارک کردند، یا لااقل پشتیبانى و تقویت کردند - اما نظامها و رژیمهاى وابسته‌ى به خودشان یکى پس از دیگرى زمین خورده یا متزلزل شده. آنها به عراق و افغانستان حمله کردند، براى اینکه ایران را محاصره کنند - بزرگانشان گفتند که این براى محاصره‌ى ایران است - اما خودشان محاصره شدند؛ پاشان در گل فرو رفته، به دام افتادند. آنچه که آنها درباره‌ى ما تدبیر و عمل کردند، خداى متعال عکسش را مقدر کرد و نشد.

در مورد منطقه هم حوادث - همین طور که گفتم - فوق‌العاده است. واقعاً ابعاد آنچه که در مصر و در تونس و در یمن و در بعضى از مناطق دیگر دارد اتفاق مى‌افتد، الان قابل محاسبه نیست؛ ابعاد این خیلى عظیم است. این آوردن نامبارک مصر توى قفس و وارد دادگاه کردن، اصلاً یک حادثه‌ى پرمعناى عجیبى است. مسئله فقط مسئله‌ى اینکه یک رژیمى رفت یا یک قدرتى رفت و یکى دیگر جایش مى‌آید، نیست؛ از این خیلى عمیق‌تر است. امروز رژیم اشغالگر قدس محاصره است در بین کشورهائى که براى مقابله‌ى با او انگیزه دارند. حوادث، حوادث عجیبى است. البته مرتب دارند تلاش میکنند براى اینکه بر امواج بحران در این منطقه سوار شوند و بیدارى را به نحوى کنترل کنند؛ اما نتوانستند و ان‌شاءالله به برکت بیدارى ملتها نخواهند توانست؛ کمااینکه حالا همین شعارهاى اسلامى‌اى که در مصر داده شد، باز مجدداً خواب اینها را پریشان کرد.

البته من در مورد مسائل لیبى نگرانم. در لیبى، سیاست غرب، سیاست بسیار رذیلانه و موذیانه‌اى است. اینها از قیام مردم سوءاستفاده کردند. براى آنها، ماندن و جا پا باز کردن در لیبى خیلى مهم است. اولاً مسئله‌ى نفت لیبى است که برایشان مهم است، ثانیاً فضاى وسیع این کشور است که میتوانند در جاهاى مختلفش پایگاه بزنند، ثالثاً اشراف بر کشور مصر و کشور تونس؛ دو تا کشور انقلابى. در شرق لیبى مصر است، در غرب لیبى تونس است؛ علاوه بر اینکه از آنجا میتوانند بر سودان و بر الجزائر و بر همه‌ى کشورهاى این منطقه مسلط باشند. میخواهند آنجا جاپا محکم کنند. میخواهند زیرساختهاى این کشور را ویران کنند تا بعد اگر راه‌هاى دیگر ممکن نشد، از این طریق خودشان را در لیبى تثبیت کنند. الان دارند زیرساختها را ویران میکنند. به اسم حمایت از مردم، جاده‌ها ویران میشود؛ پالایشگاه‌ها ویران میشود؛ مختصر کارخانجاتى که دارند، ویران میشود. باید اینها ساخته بشود. مردم لیبى خودشان این توانایى را ندارند؛ اینها به بهانه‌ى ساختن، آنجا مى‌آیند. من از مسئله‌ى لیبى نگرانم.

پروردگارا! مردم لیبى را نجات بده؛ مردم یمن را نجات بده؛ مردم بحرین را نجات بده؛ مردم منطقه و مسلمانان منطقه را روزبه‌روز بیدارتر و استوارتر بفرما. پروردگارا! ما را مشمول رضایت خودت قرار بده. از آنچه کردیم، از آنچه گفتیم، از آنچه شنیدیم، راضى باش و آن را از ما قبول بفرما. پروردگارا! قلب مقدس ولى‌عصر را از ما راضى و خشنود کن. زندگى ما و مرگ ما را براى اسلام و در راه اسلام قرار بده.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

1) مستدرک، ج 11، ص 183
2) آل عمران: 185
3) آل عمران: 134
4) آل عمران: 147
5) بقره: 183
6) آل‌عمران: 165
7) همان


"آیت‌الله خامنه‌ای از ما مصری‌ها به انقلاب مصر آگاه‌تر بود"
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، مصر ، بیداری اسلامی

نویسنده مصری بااشاره‌به هشداررهبر جمهوری اسلامی ایران به مردم مصر برای ممانعت از انحراف انقلاب مصر اعلام کرد که پس از 6 ماه اذعان می‌کند که رهبر ایران از خود مصری‌ها به انقلاب آنان آگاه‌تر بود.

به گزارش فارس، «نیفین مسعد» نویسنده مصری در مقاله‌ای در روزنامه الشروق با اشاره به بصیرت بالای رهبر جمهوری اسلامی ایران اذعان کرد که آگاهی و بصیرت ایشان به انقلاب مصر از خود مصری‌ها بیشتر بوده است.

خانم مسعد در این مقاله اذعان کرد: زمانی که علی خامنه‌ای در فوریه (بهمن‌ماه سال گذشته) اعلام کرد که مصری‌ها در انقلاب خود از روح انقلاب اسلامی ایران الهام گرفتند، بسیاری در مصر از این حرف خشمگین شدند. [آن روز] با سربلندی گفتیم که انقلاب ما انقلابی کاملا مصری است و سران آن جوانان هستند و همه در آن مشارکت کردند. نه امام و نه رنگی سیاسی واحدی. [اما] امروز پس از گذشت شش ماه، این شجاعت را دارم که اعلام کنم این مرد از خود ما مصری‌ها به انقلاب‌مان آگاه‌تر و بابصیرت‌تر بود.

مسعد در ادامه به مراجعه خود به منابع پژوهشی (دو پایان‌نامه مصری) درباره انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد و نوشت: زمانی که به انقلاب ایران مراجعه کردم شوکه شدم. هر کس این دو پایان‌نامه را بخواند درمی‌یابد که ما در مصر همان راهی را می‌رویم که در ایران رفته‌اند. البته با کمی اختلاف.

مسعد افزود: در مارس 1979 (فروردین سال 1358) در ایران همه‌پرسی برگزار شد و در مارس امسال 2011 هم در مصر برگزار شد. در اولی از ایرانی‌ها سوال شد که آیا با جمهوری اسلامی در ایران موافقید یا خیر که 98 درصد به این سوال آری گفتند و در همه‌پرسی دوم در مصر سوال این بود که آیا با اصلاحات قانون اساسی موافقید و بعد پنهان سوال این بود که آیا با ابقای ماده دوم قانون اساسی و با ثبات موافقید یا خیر که 77 درصد مصری‌ها پاسخ آری دادند.

این نویسنده مصری افزود: دریافتم که رهایی [امام] خمینی از نیروهای سیاسی شریک در انقلاب از لیبرال‌ها در سال 1980 گرفته تا چپ‌ها در سال 1981 به اقدام اخیر برخی در مصر برای تحریک مصری‌ها علیه لیبرال‌ها و چپ‌ها و ملی‌گراها بسیار نزدیک است.

وی در ادامه با اشاره به این گفته امام خمینی(ره) که قانون اساسی ایران باید 100 درصد اسلامی باشد اعلام کرد که مصر هنوز قانون اساسی خود را اصلاح نکرده است ولی در راه این کار قدم گذاشته است و بحث‌های داغی درباره آن به راه افتاده است. صبح جمعه گذشته روزنامه الاخبار مصر خبری منتشر کرد مبنی بر اینکه دکتر محمد یسری دبیر کل هیئت حقوق و اصلاح خواستار تدوین قانون اساسی اسلامی با مشارکت علمای الازهر و شیوخ دیگر از جمله اخوان المسلمون شده است.

وی در ادامه با اشاره به روی کار آمدن ابوالحسن بنی‌صدر در ایران، درباره بنی‌صدر مصر هشدار داد و نوشت: این مقاله نزد من و برای وجدان من سنگین است زیرا چیزی را می‌بینم که ‍‍[آیت‌الله] خامنه‌ای آن را دید، در نتیجه تا زمانی که نیروهای مردمی [مصر] متحد نشوند و از توجه زیادی به دستاوردهای سیاسی دست برندارند و تا زمانی که کشور و ملی‌گرایی خود را با اصولی که برای همه الزام‌آور است، مصونیت نبخشیم، گمان می‌کنم شمارش معکوس برای ابوالحسن بنی‌صدر مصر آغاز شده است.


اذعان روزنامه آمریکایی به قدرت مدیریت رهبرانقلاب
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، روزنامه کیهان

کیهان نوشت:

رهبر عالی ایران مسائل حاشیه ای بسیاری را که آمریکا به راه می اندازد، به خوبی مدیریت می کند.

روزنامه وال استریت ژورنال در تبیین این تحلیل خود نوشت: رهبر عالی ایران آیت الله سیدعلی خامنه ای مسائل جانبی بسیاری را که ما پدید می آوریم به خوبی مدیریت می کند و به سرعت در جهت برنامه هسته ای خود با شتاب پیش می روند در حالیکه ما در این اوهام هستیم که تحریم ها سلاح برنده است و می تواند جلوی آنها را بگیرد.

این روزنامه با اشاره به راه اندازی سانتریفیوژهای پیشرفته در مراکز غنی سازی ایران خاطر نشان کرد: دولت اوباما ماه هاست ادعا می کند تحریم ها علیه ایران کارساز بوده اند. اما اگر دلیل تحریم ها کم کردن یا توقف برنامه هسته ای ایران بوده است بنابراین تحریم ها به شکست فاحشی انجامیده اند. برخلاف ادعاهای آمریکا در مورد تحریم ها، برنامه هسته ای ایران بسرعت در حال پیشرفت است. اگر تهران این سانتریفیوژهای پیشرفته را در فردو نصب کند، این نشانگر پیشرفت پر سرعت ایران است. مارک دوبوویتز از کارشناسان موسسه حمایت از دموکراسی ها با اشاره به نقش مهم رهبری ایران در مدیریت چالش ها می گوید «وقتی مسئله مقابله با ایران پیش می آید، ما دوست داریم بگوئیم از آنچه که در واقع هستیم موفقتر هستیم. اما آیا این پیشرفت ما نمادین است یا واقعی؟ پاسخ به این سوال در این زمان مشخص این است که خیر».


دید و بازدید معارضان‌اسد با کاخ‌سفید پیش‌بینی رهبرانقلاب را تأیید کرد
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سوریه ، بیداری اسلامی

گروه بیداری اسلامی- "سخنرانی اوباما برای مردم سوریه"، "رهبری امریکا در اعمال فشار علیه سوریه" و "تحریم صنایع نفت و گاز سوریه"؛ اینها بخشی از درخواست هایی است که از جلسه یک ساعت و نیمه کلینتون با معارضان سوری به بیرون درز کرده است. این دیدار سه شنبه گذشته، برای اولین بار بین مقامات امریکایی و معارضان اسد که در واشنگتن مستقر هستند، برگزار شد.

به گزارش رجانیوز، "رضوان زیاده" که او را رسانه های غربی به عنوان مدیر مرکز مطالعات حقوق بشر سوریه معرفی می کنند و در نشست اپوزیسیون خارجی در استانبول هم حضور داشت، یکی از آن افرادی است که با کلینتون ملاقات کرد.

او می گوید که در دیدار با کلینتون به نمایندگی از اپوزیسیون سوریه از اوباما خواسته تا به یاری مردم سوریه بشتابد و رژیم اسد را مجبور کند که هرچه سریع‌تر از قدرت کناره‌گیری کند.

دیدار معارضان سوری با کلینتون در ادامه سفری است که چندی پیش سفیر امریکا به شهر آشوب زده حماه داشت و در آن ضمن دیدار با مخالفان اسد، بی هیچ پرده پوشی از اپوزیسیون نظام حاکم حمایت کرد، اقدامی که بر خلاف اصول مسلم روابط بین کشورهاست. حماه همان شهری است که خشونت های چند روز گذشته در آن، تلفات بالایی را بر جای گذاشته است.

این در حالی است که واکنش ضعیف دمشق به دخالت وقیحانه سفیر امریکا در امور سوریه، موجب شده تا امریکا به دخالت های "رابرت فورد" بیش تر دل ببندد.

در روزهای گذشته رابرت فورد به واشنگتن آمده بود تا پس از دیدار با اوباما با دستور کاری مشخص به دمشق باز گردد. به همین جهت وقتی محافظه کاران کنگره از دولت اوباما خواستند سفیر امریکا را از سوریه فرابخواند، سخنگوی وزارت خارجه امریکا پاسخ داد آقای اوباما معتقد است ادامه حضور سفیرش در دمشق، منافع امریکا را تامین خواهد کرد.

امریکا در هفته های اخیر گفته است که بشار اسد فاقد مشروعیت است و با این وجود ادامه حضور فورد کارکردی جز تحریک ناآرامی ها در سوریه نخواهد داشت.

در این میان، انتظار از دولت سوریه آن بود که در واکنش به دخالت آشکار سفیر امریکا در سوریه لااقل او را اخراج کند. اما دمشق تنها به هشدار به سفیر امریکا بسنده کرد و او را از خروج از دمشق منع کرد.

نمایش هم پیمانی امریکا و سران معارض سوری در چارچوب "دید و بازدید" ها در حالی رو به افزایش است که پیش‌تر رهبر انقلاب با یادآوری تحریکات خارجی در سوریه، حساب جنبش های اعتراضی سوری را با آنچه در سایر کشورهای منطقه عربی می گذرد مجزا دانسته و تأکید کردند که هر جا پای امریکا و اسرائیل وسط باشد، حرکت انحرافی است.

ایشان در دیدار روز مبعث سال جاری با جمعی از مسئولان و کارگزاران نظام تأکید کردند:

«امروز امریکا براى شبیه‌سازى کارى که در مصر و در تونس و در یمن و در لیبى و امثال اینها انجام گرفته است، متوجه شده است که سوریه را -که در خط مقاومت است- دچار مشکل کند. ماهیت قضیه در سوریه با ماهیت قضیه در این کشورها متفاوت است. در این کشورها حرکت ضد امریکا و ضد صهیونیسم بود، اما در سوریه دست امریکا آشکار و مشهود است؛ صهیونیست‌ها دنبال قضیه هستند. ما نباید اشتباه کنیم. ما نباید معیار را فراموش کنیم. آنجایى که حرکت ضد امریکا و ضد صهیونیسم است، آن حرکت، حرکت اصیل و مردمى است؛ آنجایى که شعارها به نفع امریکا و صهیونیسم است، آنجا حرکت انحرافى است. ما این منطق را، این بیان را، این روشنگرى را حفظ خواهیم کرد.»


توصیه‌های امام زمان (عج) به شیعیان/براستی چقدر به اینها عمل می‌کنیم؟!
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  کلمات کلیدی: امام زمان (عج) ، مقام معظم رهبری

آیا نمی‌دانید که خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، برای مردم ملجأ و پناهی قرار داده که به ایشان پناه برند و راهنمایانی تعیین کرده که به سبب آنها هدایت یابند. هر زمان که نشانه‌ای از آنان پنهان شد نشانه‌ی دیگر آشکار گردید و هر وقت که ستاره‌ای از ایشان غروب کرد ستاره‌ی دیگر طلوع نمود.

به گزارش جهان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری آنچه در پی می آید توصیه‌هایی است که امام عصر (عج)‌ خطاب به شیعیان و پیروان اهل‌بیت (ع) فرموده‌اند.
براستی، چقدر به اینها عمل می‌کنیم؟!

۱. از خداوند ـ جل جلاله ـ بترسید و تقوا پیشه کنید.

۲. به ما در بیرون آوردن شما از فتنه و امتحانی که بر شما روی آورده است کمک کنید.

۳. عهد می‌کنم که هر کدام از شیعیان که راه تقوا را در پیش گیرد و هر آنچه که لازم است ]و حق خداست[ از مال خود خارج کند، از فتنه‌ی گمراه‌کننده و رنج‌های ظلمانی در امان باشد.

۴. هر کدام از شیعیان، در بخشش اموالی که خداوند به او داده به کسانی که خداوند فرمان داده است بخل ورزد، در دنیا و آخرت زیانکار خواهد بود.

۵. اگر شیعیان ما در وفا نمودن به عهد و پیمانی که از ایشان گرفته شد، همسو و یک‌دل شوند، دیدار ما از ایشان به تأخیر نخواهد افتاد.

۶. ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

(توقیع به شیخ مفید)


۷. از خدا بترسید ؛ و از ما اطاعت کنید ؛ و از راه راست منحرف نگردید.

۸. نیت خود را ـ مطابق سنت آشکاری که به شما گفتم ـ با دوستی، به سوی ما برگردانید.

(توقیع به ابن ابی‌غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان)


۹. اموال شما (خمس و زکات) را قبول نمی‌کنیم مگر اینکه پاک و طاهر باشد... هر کس می‌خواهد عمل کند و هر که نخواهد نکند ؛ چرا که ما به آنچه شما دارید نیازی نداریم.

۱۰. ظهور و فرج در دست خداست و کسانی که وقت رای آن تعیین می‌کنند "دروغگو " هستند.

۱۱. در مسایلی که روی می‌دهد به فقهاء مراجعه کنید ؛ زیرا که ایشان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم بر ایشان.

۱۲. منتفع شدن از من در ایام غیبتم، مانند استفاده از خورشید است زمانی که ابر روی آن را پوشانده باشد.

۱۳. درباره چیزهایی که به درد شما نمی‌خورد سؤال نکنید، و در دانستن چیزهایی که از دانستن آنها معاف شده‌اید خود را به سختی نیاندازید.

۱۴. برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید ؛ چرا که همین فرج شماست.

(توقیع به اسحاق بن یعقوب)


۱۵. هر کس بدون اجازه ما در اموال مربوط به ما (خمس، زکات و وقف) تصرف کند، از جمله ظالمین است و ما در روز قیامت شاکی او خواهیم بود.

(توقیع به محمد بن جعفر اسدی)


۱۶. آیا نمی‌دانید که خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، برای مردم ملجأ و پناهی قرار داده که به ایشان پناه برند و راهنمایانی تعیین کرده که به سبب آنها هدایت یابند. هر زمان که نشانه‌ای از آنان پنهان شد نشانه‌ی دیگر آشکار گردید و هر وقت که ستاره‌ای از ایشان غروب کرد ستاره‌ی دیگر طلوع نمود ؛ و وقتی که خدای عزوجل امام حسن عسکری (ع) را به سوی خود برد گمان ننمایید که واسطه میان خود و مخلوقاتش را قطع نموده است. هرگز چنین چیزی نشده و نخواهد شد تا وقتی که قیامت برپا شود.

(توقیع به محمد بن ابراهیم بن مهزیار)


۱۷. آیا نمی‌دانید که روی زمین از حجت خدا خالی نمی‌گردد ؛ خواه آن حجت، ظاهر باشد و خواه پنهان.

۱۸. مردم پیروی از خواهش‌های نفسانی را از خود دور کنند ؛ و همانگونه که ]پیش از غیبت[ رفتار می‌نمودند رفتار کنند ؛ و امری که از آنان پوشیده و پنهان شده است را جستجو ننمایند ... و بدانند که حق با ما و در نزد ماست.

(توقیع به عمری وپسرش)


توضیح:

توقیع ، در لغت به معنای "امضاء، نامه و فرمان" ، و دراصطلاح حدیثی به معنای "بخشی از نوشته‌های ائمه اطهار علیهم السلام " است . بیشتر توقیعات از سوی امام عصر (عج) صادر گردیده است. واژه توقیع نخستین بار در روایتی از امام کاظم (ع) به معنای یادداشتی که امام در زیر یک نامه نوشته دیده شده‌است. امروزه وقتی سخنی از «توقیع» به میان می‌آید، ذهن به توقیعات حضرت مهدی (ع) منصرف می‌گردد.

ارسال توقیعات برای شیعیان، معمولاً توسط وکلای امام صورت می‌گرفت. نواب اربعه امام عصر وکیلانی در شهرهای مختلف داشتند که توقیعات از طریق آنها انتشار می‌یافت.

در کتاب کمال الدین شیخ صدوق، غیبت شیخ طوسی، احتجاج طبرسی و بحارالانوار مجلسی، حدود هشتاد توقیع از سوی امام زمان (ع)‌ نقل شده است که محتوای آن‌ها، برخی خطاب به سفرا و نواب خاص است و برخی خطاب به علماء و فقهاست. برخی در پاسخ به سؤالات است و برخی در تکذیب کسانی است که به دروغ ادعای امامت یا نیابت از طرف آن حضرت را داشتند.

................


منبع توصیه‌ها :

علامه محمدباقر مجلسی؛ مهدی موعود ؛ ترجمه حسن بن محمد ولی ارومیه‏ای؛ قم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۰ ؛ ج ۲ .


همراه با علی مطهری؛ از ادعای ولایتمداری تا حمله به دفتر رهبری
ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری ، مقام معظم رهبری ، ولایت فقیه
علی مطهری در روزهای اخیر مصاحبه ای را انجام که در آن نظر خود را درباره موضوعات مختلف سیاسی بیان کرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی مشرق، علی مطهری در مصاحبه خود با خبرانلاین به سوالات مختلفی پاسخ گفته که بیشتر حول محور مسائل داخلی است. در بخشی از این مصاحبه مطهری به نوع ولایتمداری رییس جمهور اشاره و با آوردن دلایلی ولایتمداری احمدی نژاد را ماننده ولایتمداری سران فتنه می خواند.    

مطهری در ادامه این مصاحبه به حاشیه های پیش آمده در ماجرای وزارت اطلاعات اشاره و می گوید: احمدی​نژاد می​توانست بگوید که «من قانع نشدم و نمی​توانم با مصلحی کار کنم اما چون حکم حکومتی است، می​پذیرم».  

نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در سراسر این مصاحبه بر ولایتمداری و تبعیت از ولایت تاکید دارد و در همین راستا حملات مختلفی را به رییس جمهور می کند، اما در بخشی از این گفت و گو در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه؛ البته این اقدام ایشان (اشاره به موضوع وزیر اطلاعات) مورد پسند برخی افراد هم قرار گرفت که معتقد بودند ایشان به این ترتیب از جایگاه ریاست جمهوری صیانت کردند، می گوید: بله. روش ایشان در تعامل با رهبری از یک نظر مورد تمجید است و من هم آن را می پسندم چون این گونه نیست که او برای هر کاری از رهبری اجازه بگیرد.  

مطهری در همین راستا تعدادی از نمایندگان مجلس را مورد انتقاد قرار می دهد که چرا برای هرکاری ماننده طرح سوال از رییس جمهور از رهبری درخواست اظهار نظر می کنند. وی در اظهار نظری جدید مجلس را شاخه ای از دفتر رهبری می خواند و از هیات رییسه می خواهد که با عملکرد خود استقلال مجلس را حفظ کند.  



درست پس از این اظهارات رسانه های بیگانه شروع به پوشش آن کرده و با شادمانی از سخنان علی مطهری به عنوان انتقاد از رهبری یاد کرده و به نوعی به شایعه دخالت مقام معظم رهبری در ارکان نظام دامن زدند. این رسانه های غربی که همیشه منتظر خوراک هستند با تیتر« علی مطهری: مجلس به شاخه ای از دفتر رهبری تبدیل شده است» به استقبال اظهار نظر مطهری رفتند.  

حتی با جست و جوی این تیتر در اینترنت می توان دید که بیشترین بازتاب این مصاحبه و به طور ویژه بخش خاص آن، یعنی اظهار نظر درباره استمداد نمایندگان از رهبری، در سایت های ضدانقلاب یافت می شود.  



این اولین بار نیست که سخنان علی مطهری به تیتر این رسانه ها تبدیل می شود و جدای از اعلام نظر درباره سخنان او، باید این سوال را مطرح کرد که آیا دادن خوراک به رسانه های بیگانه و اپوزیسیون (خواسته یا ناخواسته) نشان از ولایت پذیری دارد؟  

گفتنی است رهبر فرزانه انقلاب بارها تاکید فرموده اند که مسوولان و کارگزاران نظام در اظهارات خود دقت کنند تا عاملی برای هیایو توسط رسانه های بیگانه را فراهم نکنند.


بیانات منتشرنشده رهبرانقلاب در دیدار ...
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، دکتر محمود احمدی نژاد

بیانات منتشرنشده رهبرانقلاب در دیدار رئیس‌جمهور، اعضای هیأت دولت و اعضای هیأت رئیسه‌ مجلس

ما در دوران خوبى واقع شدیم. باید خدا را شکر کنیم، براى اینکه در یک چنین دورانى واقع شدیم و خداى متعال یک چنین نعمت بزرگى، یک چنین فرصت بزرگى در اختیار ما قرار داده که بتوانیم براى جامعه‌مان، براى کشورمان، براى اسلام عزیز و براى تاریخ مفید باشیم.

به گزارش پایگاه حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، متن این بیانات به شرح زیر است:

یاد خدا را نباید از قلم انداخت. ما هرچه داریم، از توسل و توجه به حضرت ربوبیت است؛ اوست که دلها را به سمت اهداف والا متوجه میکند؛ اوست که دلها را قرص میکند؛ اوست که دلها را بر روى یک نقطه‌ى ویژه مجتمع میکند. انسانها با هیچ ترفندى نمیتوانند دلها را جذب و مجتمع کنند؛ این دست قدرت الهى است، این کار خداست. بحمداللَّه مردم تو راهند، متوجه‌اند.

ماها باید قدر فرصت را بدانیم. ما که مسئول هستیم، خداى متعال یک فرصتى به ما داده. این مهلت عمر و مهلت مأموریت یافتن - که ما هر کداممان در این نظام براى یک مدتى مأموریتى پیدا کردیم - سر مى‌آید. این فرصتى که به ما داده شده، باید قدر بدانیم و حداکثر استفاده را بکنیم؛ چون وقتى انسان از این عالم پایش را بیرون گذاشت، همه‌ى درهاى حرکت و تحرک از سوى خود انسان قفل میشود. بله، ممکن است دیگران براى ما استغفار کنند و به درد ما بخورد، یا کارهائى صدقه‌ى جاریه باشد؛ اما دیگر خود ما هیچ کار نمیتوانیم بکنیم، دستمان بسته است. تا در این دنیا هستیم، دستمان باز است؛ میتوانیم خیلى کارها بکنیم. با یک نگاه، با یک لبخند، با یک کلمه حرف، با یک حرکت دست، با یک حرکت قلم، شما الان میتوانید به قدر آسمانها و زمین براى خودتان حسنه ایجاد کنید - در این دنیا اینجورى است؛ میتواند انسان بکند، دست باز است - از اینجا که رفتیم، دست بسته است؛ دیگر هیچ کار نمیتوانیم بکنیم؛ مگر دیگران یک وقتى به یاد ما بیفتند، یک صدقه‌اى بدهند، استغفارى بکنند، یک چیزکى خواهد رسید؛ که به هیچ وجه جایگزین آن کارى که خود ما میتوانستیم بکنیم، نخواهد شد. لذاست که این فرصت را باید قدر دانست.

اگر بخواهیم این قدردانى را به معناى حقیقى کلمه به کار ببندیم، باید همه‌ى نیروها را به صحنه بیاوریم؛ واقعاً کمربسته‌ى کار، وارد میدان شویم و یک مقدارى هم برگردیم به خودمان، نقصهاى خودمان را مشاهده کنیم. ما هر کداممان نقصهائى داریم؛ کم هم نیست. معمولاً عیوب ما انسانها خیلى بیشتر از محسّناتمان است؛ خودمان ملتفت نیستیم. اگر اینجور نبود، کسى مثل پیغمبر با آن عظمت - که نور خالص است و ظلمتى در وجود او نیست - استغفار نمیکرد. پیغمبر هم استغفار میکرد؛ «لأستغفر اللَّه فى کلّ یوم سبعین مرّة». حضرت فرمود: بارها و بارها من در روز استغفار میکنم؛ «انّه لیغان على قلبى». طبیعت بشر، اینجورى است. ما مجموعه‌اى از ضعفها هستیم؛ اما خداى متعال توان قدرت پیشرفت و حسن بى‌انتها را هم در ما قرار داده، که میتوانیم همین طور هى بر این ضعفها فائق بیائیم؛ یکى پس از دیگرى این صفرها را تبدیل کنیم به عدد، این منفى‌ها را تبدیل کنیم به مثبتات. خدا که به ما ظلم نمیکند. ما میتوانیم همه‌ى اینها را از آن طرف برگردانیم به عدد. هرچه کردیم، پیش رفتیم. آن مقدارى که باقى میماند و کمبود کار ماست، این را باید متوجه باشیم. یعنى اگر انسان متوجه ضعفهاى خود و کمبودهاى کار خود و عیوب خود نبود، عقب خواهد ماند. یکى از فوائد مسابقه این است دیگر. در مسابقه چون یک رقیب بغل دست انسان هست، آدم کمبود خودش را میفهمد؛ والّا وقتى خود انسان به‌تنهائى دارد میدود، یک وقت لازم بداند، مثلاً مى‌ایستد و چند تا سرفه و عطسه‌اى هم میکند؛ دیگر نمیداند که همین کار چقدر انسان را عقب مى‌اندازد. وقتى یک نفر بغل دست انسان هست که همان دو ثانیه، پنج ثانیه را هم توقف نکرده، آدم مى‌بیند که عجب، چقدر انسان جلو افتاد. در زندگى کارى ما، ثانیه‌ها و دقایق و ساعات، عقب‌افتادگى وجود دارد؛ اینها را باید ببینیم تا به فکر جبران بیفتیم. اگر نتوانیم جبران کنیم، لااقل پیش خداى متعال اقرار کنیم؛ «و ان کان قددنا اجلى و لم یدننى منک عملى فقد جعلت الاقرار بالذّنب الیک وسیلتى».(1) یکى از راه‌هاى تقرب به پروردگار، همین است: اقرار به ذنب و اقرار به کوتاهى‌ها و عقب‌ماندگى‌ها و نقصها و تاریکى‌هائى که در وجود خودمان هست. به این مسئله توجه کنیم. همه‌ى اینها با توفیقات الهى امکان‌پذیر است.

ما در دوران خوبى واقع شدیم. باید خدا را شکر کنیم، براى اینکه در یک چنین دورانى واقع شدیم و خداى متعال یک چنین نعمت بزرگى، یک چنین فرصت بزرگى در اختیار ما قرار داده که بتوانیم براى جامعه‌مان، براى کشورمان، براى اسلام عزیز و براى تاریخ مفید باشیم. یک روزى بود که نمیتوانستیم. آن کسانى که میخواستند، انگیزه داشتند، همت داشتند، قادر نبودند؛ امروز آنهائى که همت دارند و انگیزه دارند، قادرند. این را قدر بدانیم و خدا را شکر کنیم. به روح مطهر امام بزرگوارمان رحمت بفرستیم و همچنین به شهداى عزیز و مجاهدان راه حق که این راه را به روى ما گشودند.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته

1) مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه

* این دیدار در تاریخ 15 فروردین‌ماه 90 برگزار شد و رهبر انقلاب در آن به ذکر توصیه‌هایی درباب «مغتنم‌شمردن فرصت‌ها» پرداختند.


هاشمی: بنای دعوا و تشدید اختلاف ندارم!
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، مقام معظم رهبری

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: با حسن‌ نیتی که در مقام معظم رهبری سراغ دارم، ان‌شاءالله فضای کشور به‌سوی وحدت، همبستگی و تألیف قلوب پیش خواهد رفت؛ چرا که این کار تنها از عهده ایشان برمی‌آید.

به گزارش فارس، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز، دوران دانشگاه و دانشجویی را فرصت سؤال و پرسش دانشجویان خواند و تأکید کرد: دانشجو تا پرسش و شک نکند، به یقین نخواهد رسید.

وی تصریح کرد: متأسفانه برخی جریان‌های افراطی در حوزه و دانشگاه، فضایی را به وجود آورده‌اند که جسارت پرسش و سؤال از دانشجویان و طلاب سلب شده و این امر نشاط علمی و سیاسی را در جامعه تضعیف می‌کند.

* هیچ‌گاه سکوت نکرده‌ام اما بنای دعوا و تشدید اختلاف‌ ندارم

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با یادآوری گشایش سیاسی و رسانه‌ای پس از جنگ تحمیلی، بسته‌شدن فضای پرسش و انتقاد را به نفع کشور ندانست و گفت: باید اجازه داد به ‌خصوص در مقطع کنونی جوانان، دانشجویان و آحاد مردم پرسش‌های خود را مطرح و پاسخ‌های مناسب و منطقی دریافت کنند، چرا‌‌که اگر این سؤالات از سوی ما پاسخ مناسب دریافت نکند، جواب خود را از منابعی دریافت خواهند کرد که احتمال انحراف نیز در آن وجود دارد.

هاشمی رفسنجانی در ادامه جلسه، در پاسخ به پرسش دانشجویی مبنی بر طولانی شدن سکوت وی نسبت به تحولات کشور، اظهار داشت: بنده هیچ‌گاه به‌ خصوص در تحولات و حوادث اخیر کشور سکوت نکرده و همواره حرفم را زده و می‌زنم اما بنای دعوا و تشدید اختلاف ندارم، چرا‌که تشنج، اختلاف و درگیری را به خصوص در مقطع کنونی که از همه سو تهدید می‌شویم و نیاز مبرم به وحدت داریم، مضر به حال نظام و کشور می‌دانم.

وی در پاسخ به سؤال دیگری، ارتباط خود با مقام معظم رهبری را بسیار خوب و همدلانه توصیف کرد و گفت: این به معنای این نیست که در مواردی هم اختلاف سلیقه‌ای وجود ندارد اما همواره سعی کرده‌ام مسائل را تا حدّ توان با رایزنی و گفت‌و‌گو با ایشان و تأثیرگذاران نظام حل کنم و بر فضای التهاب و درگیری نیفزایم و البته در نهایت تابع نظر ایشان هستم.

* «بنی‌صدر» مجلس را در رأس امور نمی‌دانست

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه چه شرایطی منجر به رأی عدم کفایت سیاسی مجلس به بنی‌صدر شد، مهم‌ترین دلیل این امر را ایستادگی وی مقابل قانون و رهنمودهای حضرت امام(ره) دانست و خاطرنشان کرد: بنی‌صدر علی‌رغم تأکیدات حضرت امام(ره)، مجلس را در رأس امور نمی‌دانست و اختیارات فوق قانون طلب می‌کرد؛ به‌گونه‌ای که در اواخر ریاست جمهوری او، گاهی قوانین برای اجرا توسط رئیس مجلس ابلاغ می‌شد.

* بدیلی برای شخص آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان ولی فقیه نمی‌شناسم

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در پاسخ به پرسشی درباره راه‌های خروج کشور از وضع سیاسی کنونی، انزوای جریان‌های افراطی و تندرو و به حاشیه راندن آنان را گام نخست ایجاد تغییر و تحولات مثبت در جامعه خواند و تأکید کرد: در وضعیت کنونی بدیلی برای نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه و نیز شخص آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه در کشور نمی‌شناسم.

وی تصریح کرد: معتقدم اعتماد متقابل میان مردم، فعالان سیاسی و رسانه‌ای با نظام کارگشا و حلال مشکلات خواهد بود و در گام‌های بعدی برگزاری انتخابات آزاد مجلس و ریاست جمهوری با حضور واقعی تمامی جناح‌ها و گروه‌های دلسوز و معتقد به نظام و قانون اساسی می‌تواند به خروج از اوضاع کنونی کمک کند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اصلاح سیستم اداره کشور و قوانین معیوب را گام‌های میان‌مدت و بلندمدت برای افزایش کارآمدی نظام و توسعه سیاسی و اقتصادی کشور دانست و تأکید کرد: با حسن‌ نیتی که در مقام معظم رهبری سراغ دارم، ان‌شاءالله فضای کشور به سوی وحدت، همبستگی و تألیف قلوب پیش خواهد رفت، چرا‌که این کار تنها از عهده ایشان برمی‌آید.

در ابتدای این جلسه، حامد خوبیاری دبیر انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز با ارائه گزارشی از نحوه شکل‌گیری این انجمن و فعالیت‌های آن طی سالیان اخیر، به موانع پیشِ‌روی تشکّل‌ها و دانشجویان طی چند سال گذشته پرداخت و گفت: امنیتی کردن فضای سیاسی دانشگاه نه تنها کمکی به حل مشکلات کشور نخواهد کرد بلکه نخبگان را از ابراز نظرات و چاره‌جویی برای برون‌رفت از بحران‌ها مأیوس خواهد کرد.

همچنین چند تن از حاضران به نمایندگی از جمع حاضر، با طرح سؤالاتی پیرامون تحولات کشور پس از انقلاب اسلامی و نیز حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری خواستار پاسخگویی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و ارائه راهکار از جانب وی برای برون‌رفت از وضع حاضر شدند.


رهبر انقلاب در دیدار اعضای اتاق‌های بازرگانی ایران و تهران:
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری
ارائه برآوردهای درست و امیدآفرین؛اولین شرط جهاداقتصادی
حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای به پیشرفت‌های بزرگ کشور در زمینه‌های گوناگون به‌ویژه در مسائل اقتصادی اشاره و اظهار کردند: باید این نگاه امیدآفرین را مقدمه‌ای برای هر پیشنهاد و طرحی قرار داد و در توضیح و تشریح وضعیت از نگاه منفی و سیاه‌نمایی پرهیز کرد.

به گزارش رجانیوز، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رئیس و اعضای هیئت رئیسه اتاق‌های بازرگانی ایران و تهران، با اشاره به سال جهاد اقتصادی، اولین شرط موفقیت در این جهاد عظیم را برآورد درست و امیدآفرین از شرایط کشور و ارائه آن به افکار عمومی دانستند.

رهبر انقلاب اسلامی به پیشرفت‌های بزرگ کشور در زمینه‌های گوناگون به‌ویژه در مسایل اقتصادی اشاره و خاطرنشان کردند: باید این نگاه امیدآفرین را مقدمه‌ای برای هر پیشنهاد و طرحی قرار داد و در توضیح و تشریح وضعیت از نگاه منفی و سیاه‌نمایی پرهیز کرد چرا‌که در سایه امید، نشاط حاصل می‌شود.

ایشان سیاست‌های کلی اصل 44 را‌ ریل‌گذاری جدید در اقتصاد کشور برشمردند که با یک زاویه‌ای دقیق، مسائل اقتصادی به سمت دیگری هدایت شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای‌ ایجاد جرأت و جسارت در بخش خصوصی را برای حضور در میدان‌های بزرگ اقتصادی، از وظایف مهم اتاق بازرگانی دانستند و با اشاره به امکانات گسترده در کشور، بر شناسایی فعالان بالقوه اقتصادی تأکید کردند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: فعالان اقتصادی که در مجموعه اتاق بازرگانی جمع می‌شوند، باید با احساس مسئولیت و با امید، نقش خود را در شرایط و وضع کنونی کشور تعریف و ایفا کنند.

ایشان به تلاش آمریکا و دیگر دشمنان جمهوری اسلامی برای ضربه زدن به کشور با استفاده از تحریم و دیگر توطئه‌ها اشاره و خاطرنشان کردند: هدف دشمنان از ایجاد این فشارها، نا‌امیدی مردم و به شکست کشاندن انقلاب اسلامی بود اما اینها نمی‌توانند بر حرکت مردمی و خدایی ملت ایران فائق شوند چرا‌که مطمئن هستیم تا وقتی که دل‌ها پر از امید و در کنارش مجاهدت باشد، بر همه این توطئه‌ها فائق خواهیم آمد.

در ابتدای این دیدار آقایان نهاوندیان رئیس اتاق بازرگانی ایران، میرمحمد صادقی عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی و آل‌اسحاق رئیس اتاق بازرگانی تهران در گزارش‌هایی بر لزوم واگذاری مدیریت‌های اقتصادی به بخش خصوصی و تعاونی، تعامل نزدیک‌تر با دولت، ایجاد احساس مسئولیت برای بخش خصوصی، بازنگری در قوانین و مقررات، تدوین استاندارد حلال در عرصه اقتصادی، پالایش جدی در فرهنگ عمومی اقتصاد کشور، استفاده از نظرات فعالان اقتصادی در تصمیم‌گیری‌های کلان و حمایت از جهادگران اقتصادی مطالبی را مطرح کردند.


گفت‌وگوی رجانیوز با ابوشریف از اولین فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، امام خمینی(ره) ، مقام معظم رهبری ، ابوشریف
امام خمینی(ره) و آیت‌الله خامنه‌ای هم جایگاه الهی داشته‌اند هم ارتباط عمیق با مردم
اشاره: دیدار با عباس آقازمان مشهور به ابوشریف، نه به عنوان یکی از اولین فرمانده سپاهان پاسداران انقلاب اسلامی یا سفیر سابق ایران در پاکستان، که به عنوان یک روحانی و عالم علوم دینی آن‌هم با پوشش مخصوص علمای پاکستان، عالمی که سال‌هاست در افغانستان و سپس پاکستان حضور پیدا کرده تا ضمن تکمیل معارف دینی خود، گامی در جهت وحدت مذاهب اسلامی و تقریب شیعه و سنی بردارد.

عباس آقازمانی (ابوشریف) از جمله چهره‌های رازآلود دوران معاصر است که علاوه بر سوابق مبارزاتی پیش از انقلاب، در اوایل انقلاب نیز مسئولیت‌های متعدد مهمی را برعهده داشته اما از سال‌ها پیش به کشور پاکستان رفته و به عبادت و مطالعات دینی مشغول بوده است.

ابوشریف که پیش از انقلاب در قالب گروه‌های مختلفی مانند حزب ملل اسلامی و گروه حزب‌ا... به مبارزه با رژیم ستم‌شاهی پرداخت، در تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش اساسی داشت و در اردیبهشت 1358 از طرف شورای انقلاب به سمت فرماندهی عملیات سپاه پاسداران منصوب شد.

او همچنین در آرام کردن آشوب‌های گنبد، کردستان و غائله حزب جمهوری خلق مسلمان تبریز به عنوان فرمانده عملیات سپاه نقش اساسی داشت و در کنار آزادسازی پاوه در کنار مصطفی چمران بود.

ابوشریف در تاریخ 2 خرداد 1359 طی حکمی از طرف ابوالحسن بنی‌صدر (رئیس‌جمهور وقت و فرمانده کل نیروهای مسلح ج.ا.ا) به فرماندهی کل سپاه پاسداران منصوب گردید اما پس از یک ماه در تاریخ 27 خرداد 1359 از این سمت استعفا کرد.

فرماندهی عملیات غرب کشور، رئیس ستاد جنگی غرب کشور، نمایندگی شورای عالی دفاع در غرب کشور، قائم‌مقامی کل سپاه و نمایندگی تام‌الاختیار سپاه در سازمان کمک به نهضت‌های آزادی‌بخش جهان از دیگر مسئولیت‌های ابوشریف بوده است. عباس آقازمانی در شهریور 1360 به سمت کاردار ایران در پاکستان منصوب شد و در فروردین 1361 به سمت سفیر ارتقا یافت. پس از سه سال مأموریت وی پایان پذیرفت و از وزارت امور خارجه رفت.

او سپس برای ادامه و تکمیل تحصیلات حوزوی در مقطع خارج فقه و اصول به قم رفت. در هنگام اقامت در قم (1364 تا 1366 ه.ش) نمایندگی قائم‌مقام وقت رهبری در امور افغانستان را عهده‌دار شد و تحت همین عنوان، عضو شورای عالی افغانستان بود و زیرنظر ریاست جمهوری وقت (آیت‌ا... سیدعلی خامنه‌ای) فعالیت می‌کرد.

پس از آن رهسپار پاکستان شد و ارتباطات خود را با نیروهای جهادی و احزاب شیعه و سنی افغانستان عمیق‌تر کرد و تجربیات خود را در اختیار مجاهدان افغان گذاشت و با تشکیل کلاس‌های عربی و قرآن، در تقویت ایدئولوژی و نیز ایجاد وحدت بین مجاهدان فعالیت می‌کرد. او در هنگامه سقوط دولت کمونیستی نجیب‌ا... در کنار مجاهدان افغان وارد کابل شد.

پس از آن که گروه طالبان بخش‌های عمده افغانستان را به اشغال خود درآورد و کابل در آستانه سقوط قرار گرفت، ابوشریف به همراه تعدادی از مجاهدان و نیروهای جهادی افغان، قبل از سقوط کامل پایتخت با تغییر چهره و ظاهر، از کابل خارج شد و پس از تحمل دشواری‌های فراوان وارد پاکستان شد.

او از آن زمان به بعد به زندگی در میان طلاب علوم دینی پاکستان بسنده کرد و به فعالیت‌های علمی و مذهبی در آن کشور مشغول شد. ابوشریف عباس آقازمانی به زبان‌های عربی، انگلیسی، اردو و پشتو مسلط است.

او که مدت‌هاست در خارج از ایران به سر می برد، جزو چهره های کمتر شناخته شده انقلاب اسلامی است که سخنان ناگفته زیادی از سال‌های آغاز انقلاب دارد، اما ترجیح می دهد که به مسائل روز جهان اسلام بپردازد و آینده ای که از زمان آغاز موج بیداری اسلامی در پیش روی ما قرار گرفته است. 

حاکمیت استکبار بر مسلمانان به پایان رسیده

خداوند می فرماید فساد سراسر جهان را فراگرفته است. فساد همین ظلمی است که استکبار جهانی بر مسلمانان و دیگر ملت‌های مستضعف اعمال می کند. به نحوی که مردم این کشورها از ابتدایی ترین نیازها و ملزومات زندگی محروم اند، در مقابل غرب با تکیه بر ثروت‎های ملت‌های محروم به رفاه رسیده اند. همین‌ها خودشان را داعیه دار دموکراسی و آزادی و تمدن می دانند و به کشورهای محرومی مثل عراق، افغانستان و پاکستان حمله می کنند و مردم را به خاک و خون می کشانند.

اما همانطور که در قرآن آمده خداوند شر عده ای را به‌وسیله عده دیگری دفع می کند. یک گروه مجاهد و مخلص هستند که ریشه این فساد را بر کند و این از فضل خداوند است که "ذوفضل عظیم" است. لذا می بینیم همانطور که کشورهای اسلامی زیر بمباران‌های ناتو و امریکا هستند، از سوی دیگر خود غرب هم از مقاومت مجاهدین مسلمان و حملات انتحاری در امان نیستند.

و اما همانطور که در قرآن آمده: "و نرید ان نمن الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم وارثین" خداوند متعال اراده فرموده که مردمی مستضعف را از زیر ظلم استکبار و کفر و شرک جهانی نجات بدهد و رهبری جهان را به ایشان عطا فرماید. امثال ریگان، بوش و کلینتون که ادعای رهبری جهان را داشتند، شکست خوردند و الان نوبت سروری و رهبری جهان به دست مردم مسلمان و مستضعف است.

عوامل بازدارنده گسترش انقلاب از میان رفته

انقلاب اسلامی ما هم به رهبری امام خمینی (ره) نور امیدی در دل مستضعفان جهان ایجاد کرد که نشان داد ظلم کنونی بر مسلمانان، جبر تاریخی و ابدی نیست و به‌زودی عدل الهی حاکم خواهد شد. انقلاب اسلامی ما درسی بود برای همه ملت‌های جهان که به پا خیزند و با ایجاد یک حکومت اسلامی، عدل الهی را در کشور خودشان مستقر کنند. کما اینکه می بینیم حرکت هایی پس از انقلاب ما در کشورهای منطقه ایجاد شده. اما در مقابل دشمنان هم ساکت نمی نشینند که رهبری الهی و پیامبرگونه امام خمینی (ره) به جهان سرایت نکند.

مثلا در افغانستان شوروی وارد شد و در جاهای دیگر هم امریکا رژیم های وابسته را تحریک کرد. اما با این همه دیدیم که هم شوروی از مجاهدان مسلمان شکست خورد و هم رژیم های مستبدی مثل صدام سقوط کردند تا عوامل بازدارنده انقلاب اسلامی از میان بروند. کما اینکه الان هم موج جدیدی از حرکت‌های اسلامی به‌راه افتاده که رژیم های دست نشانده استکبار و امریکا را از میان بر می دارد.

مردم ایران با رهبر پیوستگی عمیق دارند

اگر انقلاب اسلامی در ایران بوجود آمد، به‌واسطه یک اراده الهی بود و امام هم یک وجود الهی ماذون از پروردگار بودند بر اساس تفکر ولایت و امامت. اما این اراده الهی مختص به ایران نبوده و نیست، باید به سراسر جهان صادر شود و در همه جا استمرار یابد. البته موانعی هست، همانطور که بر سر پیامبر(ص) بود و 23 طول کشید تا ماموریت ایشان اتمام یابد.

در جامعه شناسی بحثی وجود دارد بر سر موضوع رهبری و جامعه. برخی معتقدند که رهبران هستند که جوامع را می سازند و متحول می کنند. برخی دیگر رهبر را برآمده از تکاپوی جامعه می دانند و معتقدند که جوامع خودشان رهبران خود را می سازند و مطرح می کنند. اما دیدگاه سومی هم وجود دارد که معتقد به تاثیر متقابل رهبر و جامعه است. ملت ایران هم به‌واسطه اعتقادی که به امامت و ولایت به عنوان یکی از اصول دین دارد؛ تقدسی برای رهبران مذهبی خود قائل است که همین تاثیر متقابل را ایجاد کرده.

چنین ارتباط عمیقی میان مردم و رهبران دینی در کشورهای مسلمانی که پیرو مذهب جعفری نیستند، وجود ندارد. لذا تفرقه و اختلاف میان رهبران و علمای دین از یک سو و عدم وحدت میان مردم و رهبران از سوی دیگر مانع از پیروزی حرکتهای انقلابی در این جوامع شده است.

علمای اهل تسنن به رهبری شیعه ایمان دارند

اما در میان ما پیروان مذهب جعفری، امر مرجع تقلید به مردم واجب الاطاعه است، مرجع تقلید حتی اگر در اجتهادش اشتباه کند، از نظر مقلدینش، همان حکم اشتباه هم حکم خداست. اما در عالم تسنن چنین اعتقادی به نقش رهبری و علما وجود ندارد. لذا حرکت‌های متفرقی به‌وجود آمده که مانع از پیروزی انقلاب می شود. چراکه رهبر انقلاب و جامعه انقلابی لازم و ملزوم یکدیگرند. لذا یا حرکت مسلمین به پیروزی نمی رسد یا اگر برسد، در ادامه دچار اختلاف می شود. یا می بینیم امریکا و غرب این ملت ها و قبایل را علیه هم بسیج می کند و به جان هم می اندازد. کمااینکه قرن ها مسلمانان در آتش اختلافات سوخته اند. جنگ بین شیعه و سنی و اخیرا اختلافاتی که می خواهند بین شیعیان به راه بیندازند.

من به شما یک بشارت بدهم و آن اینکه به واسطه اطلاعاتی که از وضعیت افغانستان و پاکستان دارم، علمای تراز اول اهل تسنن الان به این نتیجه رسیده اند که مشکل‌شان نداشتن یک رهبر جامع و دارای تقدس و پایگاه اجتماعی است و لذا می گویند که چون شما شیعیان دارای رهبر واحدی هستید که تقدس دارد، ما هم به ایشان روی بیاوریم و با ایشان بیعت کنیم.

همه ملت‌های جهان از این رهبری بهره مند شوند

از طرف دیگر، رهبری کنونی جمهوری اسلامی را هم نباید به درون ایران محدود کرد و باید افکار و آرای ایشان را به جهان معرفی کرد. باید ولایت فقیه را به جهان صادر کنیم. نه تنها مسلمانان بلکه همه ملت‌های جهان باید از این رهبری بهره مند شوند. چراکه طبق آیات و روایت دینی ما، اسلام و قرآن، نه تنها ادیان و کتب الهی قبلی را تایید که از آنها در برابر تحریف محافظت می کند. پس ما در برابر دیگر ملت های جهان هم وظیفه داریم.

نباید انقلاب ما به مرزهای ایران محدود شود، چراکه این رهبری بهترین رهبر جهان است، رهبری که متکی به کتاب و سنت انبیا و فرمان الهی است. همچنانکه در قرآن تاکید شده، حکومت تنها از آن خداست و در مقابل فرمان خدا همه حکم ها و اراده ها، حکم جاهلی است، بهترین حکومت همین حکومت الهی در ایران است و حکم آن حکم خداست.

امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه‌ای هم جایگاه الهی داشته‌اند هم ارتباط عمیق با مردم

در این میان نقش رهبری امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای برجسته می شود که هم جایگاه الهی داشته اند و هم ارتباط عمیق با مردم. مردم به تنهایی نمی توانستند انقلاب کنند و انقلاب را به پیش ببرند و رهبری هم بدون پشتوانه مردمی نمی توانست فرمان الهی را پیاده کند. کما اینکه پیامبر هم بدون پذیرش دعوت شان توسط مردم، ماموریت‌شان ناتمام می ماند.

از زمان خلفای اموی و عباسی تاکمنون سیاست بر این بود که مسلمانان را به بهانه های واهی عرب و عجم به جان هم بیندازند و خودشان سلطنت و سیادت کنند. در انقلاب اسلامی ما هم سیاست استکبار جهانی این بود که قومیت ها و اقلیت های مذهبی را بر انقلاب بشورانند. بلوچ و ترکمن و کرد را به بهانه اینکه فارس ها و شیعه حق شما را خورده اند تحریک کردند، حتی مردم خوزستان و آذربایجان را هم که جزو شیعیان هستند و علما و رهبران‌شان هم علمای شیعه، به بهانه اینکه حکومت دست فارس هاست بر علیه انقلاب بسیج کردند. اینها ادامه سیاست انگلیسی "تفرقه بینداز و حکومت کن" است.

ناتو در مقابل اسلام

همه تلاش‌های غرب و شرق برای محدود کردن نفوذ انقلاب اسلامی بود. اما با موفقیت همراه نشد. مثلا در افغانستان از آنجایی که کتاب‌های امام خمینی(ره) و دیگر علمای حوزه علمیه قم هم وجود داشت و همچنین کتاب‌های آیت الله خامنه ای -از جمله ترجمه ایشان درباره سید قطب- انقلاب اسلامی نفوذ پیدا کرد و اتحاد شوروی نتوانست در افغانستان نفوذ کند.

شوروی اگرچه بعد از این شکست دچار فروپاشی شد و سیطره آن در جهان بوسیله پیمان ورشو از میان رفت، اما غربی ها هنوز حضور دارند و از جمله آنکه پیمان ناتو را که در مقابل ورشو ایجاد کرده بودند، حفظ کردند. همان موقع نخست وزیر بریتانیا خانم مارگارت تاچر اعلام کرد که علی‌رغم انحلال پیمان ورشو، ناتو می ماند تا با بنیادگرایی اسلامی مقابله کند. کشورهای مثل ایران و افغانستان و پاکستان و... لذا الان می بینید که همچنان در افغانستان حضور دارد تا با گسترش انقلاب اسلامی مقابله کند.

رابطه علمای اسلام و رهبری باید شاگرد- استادی باشد

ما باید برای جهانی شدن انقلاب اسلامی و جهانی شدن ولایت فقیه و این امامت و ولایتی که شیعیان دارند، زمینه های توطئه را از میان ببریم. مهمترین توطئه هم، اختلاف میان شیعه و سنی است. ارتباط میان رهبران مذاهب اسلامی در گذشته، مثلا رابطه میان ابوحنیفه و امام شافعی و امام جعفر صادق(ع)، همه رابطه شاگرد و استادی بوده، امروز هم رابطه میان رهبران دینی و علمای مذهبی جهان اسلام با رهبر انقلاب اسلامی، رابطه اینچنینی باشد. باید برگردیم به کتاب خدا و سنت رسول (ص) که وحدت حاصل شود.

علی‌رغم پیشرفت تکنولوژی غرب که نمونه اش تسلیحات پیشرفته ای است که در پاکستان به کار می گیرد که کوچک‌ترین هدفی را هم نشانه می گیرد، اما همین آمریکا در افغانستان زمین گیر شده و مجبور است تا سال 2014 از آنجا عقب نشینی کند. حتی رئیس جمهور امریکا دو بار در مجلس درخواست کرده که زودتر از این موعد خارج شوند. این همان اراده الهی است که شکست مشرکین و کفار و حاکمیت مسلمانان را رقم خواهد زد، البته با بیداری و همت مسلمانان.

الان وظیفه همه مردم ایران و سایر مسلمانان جهان آن است که رهبری انقلاب اسلامی را تقویت کنند و مانع از هرگونه خطری که آنرا تهدید کند، شوند.


مقام معظم رهبری: ‫جداً از طرح باغشهرها نگرانم
ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، مقام معظم رهبری

در حالی این روزها طرح دولت برای واگذاری 1000 متر زمین به هر خانواده ایرانی برای ساخت مسکن و باغ میوه در رسانه‌ها داغ شده است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در اسفندماه گذشته از طرح باغشهرها اظهار نگرانی جدی کرده‌اند. /ایشان با توصیه مؤکد به دولت و مجلس برای در اولویت قرار دادن مسائل محیط زیست و حفظ منابع طبیعی در برنامه ریزیها، از طرح باغ شهرها اظهار نگرانی جدی کردند و افزودند: این موضوع که اخیراً مطرح شده است، زمینه را برای ورود افراد سوءاستفاده کننده و تخریب جنگلها و منابع طبیعی فراهم خواهد کرد.

شفاف : در حالی این روزها طرح دولت برای واگذاری 1000 متر زمین به هر خانواده ایرانی برای ساخت مسکن و باغ میوه در رسانه‌ها داغ شده است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در اسفندماه گذشته از طرح باغشهرها اظهار نگرانی جدی کرده‌اند.

محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری در روزهای اخیر از طرح جدید دولت برای ساخت مسکن ویلایی خبر داد که در صورت تصویب، به هر خانواده ایرانی زمینی 1000 متری برای ساخت خانه و احداث باغ داده می شود.

به گزارش مهر دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری با این پیشنهاد که می‌توان به هر خانواده ایرانی هزار متر زمین داد، تصریح کرده است: در شرایط کنونی، 20 میلیون خانواده در ایران زندگی می‌کنند که اگر به هریک از این خانواده‌ها هزار مترمربع زمین داده شود، در مجموع به دو میلیون هکتار زمین نیاز داریم و هر یک از این قطعه زمین‌ها را می‌توان به 800 متر باغ و فضای سبز و 100 الی 200 مترمربع بنای مسکونی تبدیل کرد.

این درحالی است که حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی 17 اسفندماه 1389 در جمع مسئولان بخشهای مختلف منابع طبیعی، محیط زیست، شهرداری تهران و اعضای شورای اسلامی شهر تهران رهبر انقلاب اسلامی با توصیه مؤکد به دولت و مجلس برای در اولویت قرار دادن مسائل محیط زیست و حفظ منابع طبیعی در برنامه ریزیها، از طرح باغ شهرها اظهار نگرانی جدی کردند و افزودند: این موضوع که اخیراً مطرح شده است، زمینه را برای ورود افراد سوءاستفاده کننده و تخریب جنگلها و منابع طبیعی فراهم خواهد کرد.

باتوجه به این تاکیدات، چه خوب است دولت دهم طرح واگذاری 1000 متر زمین به هر خانواده ایرانی برای ساخت مسکن و باغ میوه که هنوز به تصویب هم نرسیده است و به نوعی همان طرح باغ شهرها محسوب می‌شود، برای همیشه به بایگانی منتقل کند.


رهبر معظم انقلاب در جمع فرماندهان سپاه به مناسبت روز پاسدار
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سپاه پاسداران ، سخنرانی
کسانی که دراختلاف‌ها می‌دمندآیاشادمانی دشمن را نمی‌بینند/ لزوم روشنگری درقبال حرکت‌های‏ غلط به‌دور ازجنجال
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مسئولین حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه، پاسداری حقیقی از انقلاب اسلامی را حفظ حرکت پیش رونده، پرشتاب، پرنشاط و انقلابی نظام اسلامی به سمت اهداف والای ترسیم شده دانستند و تأکید کردند: یکی از موارد بسیار مهم و ضروری برای ادامه حرکت تکاملی و رو به جلوی انقلاب اسلامی، پرهیز از دمیدن و مشتعل کردن فضای اختلاف، هیاهو و جنجال در جامعه است و همه دستگاهها و جریانهای سیاسی و فکری باید به حفظ وحدت، پایبندی عملی داشته باشند.

به گزارش رجانیوز، در این دیدار که در آستانه سوم شعبان سالروز میلاد بزرگ پاسدار اسلام حضرت سیدالشهدا علیه السلام و روز پاسدار برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک اعیاد شعبانیه بویژه سوم شعبان، نامگذاری سالروز میلاد حضرت امام حسین علیه السلام به عنوان روز پاسدار را ابتکاری پرمغز و جهت دِه خواندند و افزودند: معنای واقعی پاسداری از اسلام با همه ابعاد آن، در دوران ده ساله امامت حضرت اباعبدالله علیه السلام تحقق پیدا کرد، بنابراین بازخوانی رفتار و حرکات آن حضرت در دوران امامت، ترسیم کننده مبانی و شاخص های واقعی پاسداری است.

رهبر انقلاب اسلامی در تبیین دوران ده ساله امامت حضرت سیدالشهدا علیه السلام، به سرفصل های مهم حرکت ایشان از جمله انذار، تحرک تبلیغاتی، بیدار و حساس کردن خواص، ایستادگی با جان و مجاهدت در مقابل حرکت انحرافی فوق العاده خطرناک آن زمان، و عمل براساس دستورات اسلام، اشاره و خاطرنشان کردند: حرکت و ایثار امام حسین علیه السلام و ابعاد گسترده آن بویژه فجایعی که برای خاندان آن حضرت پیش آمد، موجب ماندگاری این حرکت در تاریخ و حفظ اسلام و ارزشها شد.

حضرت آیت الله خامنه ای یکی از ابعاد سخت حرکت حضرت سیدالشهدا علیه السلام را صبر ایشان در مقابل تردید افکنی های خواص و صاحب نامان آن دوران ارزیابی کردند و افزودند: سخت ترین صبر امام حسین علیه السلام ایستادگی در برابر سخنان به ظاهر مصلحت اندیشانه و وسوسه های افراد صاحب نفوذ و تأثیرگذاری بود که با توجیهات به ظاهر شرعی، امام را از گام گذاشتن در این مسیر منع می کردند اما حضرت اباعبدالله علیه السلام با صبر بر این تردید افکنی ها و با عزم و اراده، وارد میدان شدند و جریان اسلام را از انحرافی بزرگ نجات دادند.

ایشان پس از تبیین معنای واقعی پاسداری در چارچوب حرکت امام حسین (ع)، افزودند: نامگذاری سوم شعبان به عنوان روز پاسدار، بدین معنا است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می خواهد همواره در راه حضرت سیدالشهداء حرکت کند و بررسی منصفانه عملکرد سپاه از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون نیز نشان می دهد سپاه پاسداران حقاً و انصافاً در این راه قدم برداشته و ایستادگی کرده است.

رهبر انقلاب اسلامی لازمه ادامه حرکت رو به رشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با توجه به ویژگیها و شاخص های ترسیم شده برای پاسداری را، ارتقای توانایی، کیفیت و هوشمندی سپاه در همه ابعاد دانستند و خاطرنشان کردند: اگر نسل گذشته سپاه در شرایط و انگیزه های قوی اوائل انقلاب و دوران دفاع مقدس رشد و تکامل پیدا کرد، نسل جوان و جدید سپاه نیز باید از لحاظ معرفت، آگاهی، بصیرت، فداکاری، انجام درست کار و انجام به هنگام وظیفه، به مراتب بالاتر و مستحکم تر باشد زیرا امروز اگرچه جنگ نظامی وجود ندارد ولی جنگی ظریفتر و البته خطرناک تر در جریان است.

رهبر انقلاب اسلامی سپس به تشریح معنای واقعی هویت پاسداری سپاه پرداختند و افزودند: نباید از مفهوم «پاسداری از انقلاب» معنایی محافظه کارانه و حفظ وضع موجود انقلاب برداشت شود.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه انقلاب در ذات خود یک حرکت پیش رونده و پرشتاب به سمت اهداف ترسیم شده است، خاطرنشان کردند: پاسداری از انقلاب به معنای حفظ حرکت پیش رونده و انقلابی نظام اسلامی است.

ایشان لازمه پاسداری سپاه از حرکت انقلابی و پیش رونده نظام اسلامی را دو حرکت درونی و بیرونی در سپاه پاسداران دانستند و افزودند: حرکت درونی که سپاه همواره به آن نیاز دارد دارای دو بُعد معنوی و مادی است که بعد معنوی آن، توجه ویژه به ارزشها و مشخص کردن شاخص های ارزشی پاسداری و سنجش و ارزیابی همه فرماندهان و بدنه سپاه براساس این شاخص ها، به منظور پیشرفت است.

رهبر انقلاب اسلامی درخصوص بُعد مادی حرکت درونی سپاه خاطرنشان کردند: کارهای تشکیلاتی، علمی، تحقیقاتی، و آموزش های نظامی اجزاء بُعد مادی حرکت درونی سپاه هستند که با قرار گرفتن در کنار بُعد معنوی، یک مجموعه زنده، پرنشاط، همیشه جوان و دارای حرکت رو به جلو بوجود خواهند آورد.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: چنین مجموعه ای به عنوان الگوی معنویت، بصیرت، پایبندی به اصول، فکر، تدبیر و حرکت در مسیر صحیح، می تواند تأثیرگذار در پیشبرد حرکت مجموعه انقلاب اسلامی باشد.

ایشان یکی از موارد لازم و بسیار مهم برای پاسداری از حرکت پیش رونده و رو به تحول نظام اسلامی را پرهیز از کارهای غیر مفید و مضر برای این حرکت دانستند و افزودند: یکی از این کارهای مضر، دامن زدن به اختلافات و مشتعل کردن فضای اختلاف و هو و جنجال است که باید همه دستگاهها و نهادهای نظام مراقب این موضوع باشند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: باید هرچه ممکن است اختلاف نظرها و اختلاف سلیقه ها را کم کرد و در فضای بحث های اختلافی ندمید.

حضرت آیت الله خامنه ای با اظهار تأسف شدید از برخی بگومگوها و بحث های اختلافی در کشور افزودند: کسانی که به این بحث ها دامن می زنند، آیا خوشحالی دستگاههای تبلیغاتی بیگانه و تحلیل های آنها را نمی بینند. ابراز شادمانی دشمنان، نشان می دهد این موضوع یک نقطه ضعف است، بنابراین باید از ادامه آن جلوگیری کرد.

ایشان با تأکید بر لزوم تفکیک میان اختلاف نظر با ایستادگی یک جریان در مقابل نظام، خاطرنشان کردند: زمانی ممکن است، جریانی در مقابل انقلاب اسلامی بایستد، که در آن زمان قطعاً وظیفه همه، دفاع از انقلاب است، همانگونه که در حوادث سال 88 اتفاق افتاد.

رهبر انقلاب اسلامی در همین خصوص افزودند: اما زمانی موضوع، اختلاف نظر و سلیقه است و نه ایستادن در مقابل انقلاب. در چنین شرایطی، وظیفه همه، ندمیدن در اختلاف نظرها و در پیش گرفتن شیوه تبیین و روشنگری در مقابل برخی افکار غلط، با در نظر گرفتن همه جوانب آن است.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: من با حرکت روشنگرانه، تبیین منطقی و مستدل در مقابل تفکر غلط مخالفتی ندارم اما نباید این تفکر غلط را نیز تابلو کرد تا همه از آن مطلع شوند.

ایشان تأکید کردند: هرگونه حرکت روشنگرانه باید به دور از هو و جنجال باشد زیرا جنجال، حرف منطقی را هم خراب می کند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم حفظ بیش از پیش وحدت در جامعه افزودند: همه باید همچون صف واحد و دیواری نفوذناپذیر، در مقابل دشمن بایستند.

حضرت آیت الله خامنه ای مجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به حفظ و تقویت امید، همت، تلاش و حرکت پیش روندگی توصیه کردند و افزودند: یکی از موارد ضروری در سپاه استمرار برنامه ریزی است.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحولات منطقه، آن را بی سابقه و فصل جدیدی در منطقه و دنیا خواندند و تأکید کردند: در این تحولات، توده های مردمی با گرایش های توحیدی و الهی به معنای واقعی کلمه در میدان هستند و فصل جدیدی در تاریخ منطقه و جهان ورق خورده است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به هراس امریکا و صهیونیستها از الگو قرار گرفتن نظام اسلامی برای مردم منطقه افزودند: امریکا و رژیم صهیونیستی هر اندازه هم که در تبلیغات و رسانه های خود، این موضوع و گرایش های اسلامی مردم منطقه را انکار کنند، نمی توانند واقعیات موجود و حقیقی را تغییر دهند.

ایشان تأکید کردند: موج بعدی حرکتی که اکنون در منطقه آغاز شده است، در کشورهایی فراتر از منطقه خواهد بود و چنین رویدادی به وقوع خواهد پیوست.

در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تبریک اعیاد شعبانیه و روز پاسدار گزارشی از فعالیتهای حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه بویژه تعیین شاخص ها و معیارهای ارزشی پاسداران ارائه کرد و گفت: توسعه و تعمیق آموزش های عقیدتی و فراهم کردن زمینه شایسته گزینی، شایسته سنجی، شایسته پروری و شایسته گماری در سپاه از جمله برنامه های نمایندگی ولی فقیه است.

سردار سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در سخنانی با گرامیداشت روز پاسدار، حفظ و تقویت شاکله معنوی مجموعه سپاه را از اهداف اصلی برنامه های در دست اقدام خواند و گفت: خودسازی معنوی، توسعه معرفت، شناخت و خودآگاهی، هوشمندی انقلابی، و طراحی راهبردهای اطمینان بخش محورهای اصلی برنامه باز مهندسی در سپاه است.

وی تأکید کرد: منظومه ای مدون تحت عنوان شایسته های پاسداری و شاخص های ارزشی و معنوی تدوین شده است.


روایت محافظ رهبرانقلاب از «کریسمس با آقا در خانه یک شهید ارمنی»
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۳  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، خاطرات

دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده معظم شهدا از دورانی که ایشان، اوایل جنگ نمایندة امام در وزارت دفاع بود، یعنی معاون شهید «چمران» بود، شروع شد. امام جمعه تهران که شدند این کار را شروع کردند و هم‌چنان هم ادامه دارد. افتخارمان این است که در استان تهران، خانوادة دو شهید به بالا نداریم که آقا خانه‌شان نرفته باشد. تقریباً محله و خیابان اصلی در شهر تهران نداریم که ایشان نیامده باشند و بلد نباشند. تک‌تک این محله‌های خود شما را من حداقل می‌دانم ما خانواده شهید سه شهید و دو شهید نداریم که ایشان نیامده باشند.

به گزارش  جهان حدود شش، هفت سال بعضی روزهای شیفت کاری‌ام، مسئول تنظیم ملاقات خانوادة معظم شهدا من بودم. به‌همین‌خاطر می‌دانم شرایط و وضعیت چگونه بود. دیدارهای خانواده شهدا، باصفاترین، باحال‌ترین لذتی که آدم می‌خواهد ببرد را دارد. بعضی‌هایش خیلی سوزناک است. یک خانواده شهید می‌روی فقط یک فرزند داشتند که آن هم شهید شده است. خیلی سخت است برای یک پدر و مادر که یک بچه بزرگ کرده باشند، آن بچه‌شان را هم در راه خدا داده باشند. هرچند آن‌ها با افتخار می‌گویند، ولی ما که می‌نشینیم نگاه می‌کنیم، آن خستگی را احساس می‌کنیم.

بعضی از خانواده شهدا با تقدیم چند شهید روحیة عجیبی دارند. به طور مثال خانواده شهید «خرسند»، در نازی‌آباد. خانوادة خرسند چهار تا شهید داده است؛ پدر خانواده، دو فرزند خانواده و داماد خانواده. مادر این شهیدان این‌قدر قدرتمند، باصلابت و بانجابت با آقا صحبت می‌کرد که یکی دو بار آقا گریه کرد.

این فقط اختصاص به شهیدان شیعه ندارد. همة آدم‌هایی که در راه خدا در کشور ما از ادیان مختلف کشته شدند. چه شیعه، چه سنی، چه مسیحی و...

صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند خانة چند ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است. ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهای‌شان زدیم که آن‌ها از ما بی‌خبرتر بودند. رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند. کمی اطلاعات خانوادة شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محله‌ها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم. صبح رفتیم گشتیم توی محلة مجیدیه شمالی، دو سه تا خانواده پیدا کردیم. در خانواده‌ها را زدیم و با آن‌ها صحبت کردیم. توی خانواده مسلمان‌ها ما می‌رویم سلام می‌کنیم و می‌گوییم از هیئت آمدیم از بسیج، پایگاه ابوذر، بالاخره یک چیزی می‌گوییم و کارتی نشان می‌دهیم. بین ارمنی‌ها بگوییم که از بسیج آمدیم که بالاخره فرهنگش... بگوییم از دادستانی آمدیم که باید دربروند. کارت صداوسیما نشان دادیم و گفتیم از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. امشب شب کریسمس که شب پاک شماهاست می‌خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.

برای نماز مغرب‌وعشا با یک تیم حفاظتی وارد مجیدیه شدیم. گفتیم اسکورت که حرکت کرد به ما ابلاغ می‌کنند، می‌رویم سر کارمان دیگر. اسکورت هم به هوای این‌که ما توی منطقه هستیم با بی‌سیم زیاد صحبت نکنند که مسیر لو نرود، روی شبکه بالاخره پخش می‌شود دیگر. چیزی نگفتند. یک آن مرکز من را صدا کرد با بی‌سیم گفتم به گوشم.

موردمان را گفت که شخصیت سر پل سیدخندان است. سر پل سیدخندان تا مجیدیه کم‌تر از سه چهار دقیقه راه است. من سریع از ماشین پیاده شدم. در خانه را زدم. خانمی در را باز کرد. ما با یاالله یاالله خواستیم وارد شویم، دیدیم نمی‌فهمد که. بالاخره وارد شدیم. چون کار باید می‌کردیم. گفتیم نودال و اَمپِکس و چیزایی که شنیده بودیم، کارگردان و این‌ها بروند تو.

کارگردان رفت پشت‌بام پست بدهد، اَمپِکس رفت توی زیرزمین پست بدهد، آن رفت توی حیاط پست بدهد. پست بودند دیگر حالا. فیلممان بود. یک ذره که نزدیک شد، بی‌سیم اعلام کرد که ما سر مجیدیه هستیم. من هم با فاصله‌ای که بود به این خانم چون احیا بشود، این‌جوری جلوی آقا نیاید، گفتم: ببخشید! الآن مقام معظم رهبری دارند مشرف می‌شوند منزل شما.

گفت: قدم روی چشم، تشریف بیاورد. گفتید کی؟

من اسم حضرت آقا را گفتم. ـ داستان بازرگان و طوطی را شنیده‌اید ـ‌، تا اسم آقا را گفتم افتاد وسط زمین و غش کرد. فکر کردیم چه کنیم داستان را؟ داد بیداد کردیم، دو تا دختر از پله آمدند پایین. یاالله یاالله گفتیم و بهشان گفتیم که مادرتان را فعلاً جمع کنید. مادر را بردند توی آشپزخانه.

دخترها گفتند: چه شد؟

گفتم: ببخشید! ما همان صداوسیمای صبح هستیم که آمده بودیم. ولی الآن فهیمدیم که مقام معظم رهبری می‌آیند منزلتان، به مادرتان گفتیم غش کرد. فکری کنید.

تا اجازه نگرفت وارد خانه نشد
این‌ها شروع کردند مادر خودشان را به حال آوردند. فشارشان افتاده بود، آب قند آوردند. بی‌سیم اعلام کرد که آقا پشت در است. من دویدم در خانه را باز کردم. نگهبانی هم که باید کنار در می‌ایستاد، رفت دم در. کارهای حفاظتی‌مان را انجام دادیم. آقا از ماشین پیاده شد تا وارد خانه بشود. آمد توی در خانه نگاه کرد و گفت: سلام علیکم.

گفتم: بفرمایید.

گفت شما؟

نه این‌که ما را نمی‌شناخت، گفتند، تو چه کاره‌ای یعنی؟ گفتیم: صاحب‌خانه غش کرده.

گفت: کس دیگری نیست؟

یاد آن افتادیم که دو تا دخترها هم می‌توانند به آقا بگویند بفرمایید. گفتیم آقا شما بفرمایید داخل.

گفت: من بدون اذن صاحب‌خانه به داخل نمی‌آیم.

معنی و مفهوم حفاظت، خودش را این‌جا از دست نمی‌دهد. مهم‌تر از حفاظت این است. بدون اذن وارد خانه کسی نمی‌شود. رهبر نظام است باشد، ارمنی است باشد، ضدحفاظت‌ترین شکل ممکن این است که مقام معظم رهبری توی خیابان اصلی توی چهارراه، با لباس روحانیت با آن عظمت رهبری خودشان بایستند، همة مردم هم ایشان را ببینند و ایشان بدون اذن وارد خانه کسی نشوند.

من دویدم رفتم توی آشپزخانه. به یکی از این دخترها گفتم آقا دم در است بیایید تعارف کنید بیایند داخل.

لباس مناسبی تنشان نبود. گفتند: پس ما لباسمان را عوض کنیم.

به آقا گفتیم: که رفته‌اند لباس مناسب بپوشند، شما بفرمایید داخل.

گفتند: نه می‌ایستم تا بیایند.

چند دقیقه‌ای دم در ایستادند. ما هم سعی کردیم بچه‌هایی که قد بلند دارند را بیاوریم، مثل نردبان دور ایشان بچینیم که ایشان پیدا نباشد. راه دیگری نداشتیم. چند دقیقه معطل شدیم. چون دانشجو بودند لباس دانشجویی مناسب داشتند. یکی از دخترها، دوید و آقا را دعوت کرد و آقا رفتند داخل اتاق. این خانم پیش آقا رفت و خوش‌آمد گفت. بعد گفت که مادرمان توی این اتاق است، الآن خدمت می‌رسیم.

رفتند بیرون. آقا من را صدا کرد گفت این‌ها پدر ندارند؟

گفتم: نمی‌دانم. چون صبح نپرسیده بودم.

گفت بزرگ‌تر ندارند؟ برادر ندارند؟

رفتیم آن اتاق پشتی. گفتم: ببخشید، پدرتان؟

گفتند، مرده.

گفتیم، برادر؟

گفتند، یکی داشتیم شهید شده.

گفتیم، بزرگتری، کسی؟

گفتند، عموی ما در خانة بغلی می‌نشیند.

فکر کردیم بهترین کار این است که عمو را بیاوریم بیرون. حالا چه کلکی بزنیم عمو را از خانه بیرون بیاوریم؟ با این هیبت و این تیپ و قدوقواره، همه دو متر درازی و لباس‌ها، شکل، تیپ و اسلحه. هرچه هم بخواهی بگویی من کسی نیستم، قیافه‌ات تابلو است.

در بغلی را زدیم. یک آقایی آمد دم در سلام کردم. گفتم، ببخشید! امر خیری بود خدمت رسیدیم.

این بندة خدا نگاه کرد، یک مسلمان بسیجی، خانة یک ارمنی آمده، چه امر خیری؟ خودش تعجب کرد. رفت لباس پوشید آمد دم در. محترمانه باهاش پیچیدیم توی خانة برادر خودش. داخل خانه که شدیم، نگهبان او را بازرسی کرد. نگاه کرد، پیش خودش گفت، برای امر خیر مگر آدم را بازرسی می‌کنند؟

بعد از بازرسی قضیه را بهش گفتیم. گفتیم: رهبر نظام آمده این‌جا، این‌ها چون بزرگتری نداشتند، خواهش کردیم که شما هم تشریف بیاورید.

او را داخل که بردیم و آقا را که دید، مُرد. یک جنازه را یدک کردیم و بردیم نشاندیم روی صندلی کنار آقا. این‌ها به خودی خود زبانشان با ما فرق می‌کند. سلام علیک هم که می‌خواهند بکنند کلی مکافات دارند. با مکافاتی بالاخره با آقا سلام و احوال‌پرسی کرد و درنهایت یک هم‌دمی را برای آقا مهیا کردیم.

حضرت آقا چایی و شیرینی‌شان را خورد
رفتیم توی این اتاق بالای سر مادر و با التماس دعا، مادر را هم راه انداختیم. آمدند رفتند بالا، لباس مناسب پوشیدند و آمدند پایین. وقتی وارد اتاق شد، آقا تعارفشان کردند در کنار خودشان، کنار همان عمویی که نشسته بود. بعد هم گفتند: مادر! ما آمده‌ایم که حرف شما را بشنویم؛ چون شما دچار مشکل شده بودید، دوستان عموی بچه‌ها را آوردند.

دخترها آمدند نشستند. آقا اولین سؤالشان این بود که شغل دخترها چیست؟

گفتند: دانشجو هستند.

آقا خیلی تحسینشان کرد و با این‌ها کلی صحبت کردند، توی این حالت، این دختر سؤال کرد که آقا آب، شربت، چیزی برای خوردن بیاورم؟

این‌ها همه‌اش درس است. من خودم نمی‌دانستم که بگویم بیاورد یا نیاورد؟ آقا می‌خورد یا نمی‌خورد؟ نمی‌دانستم. رفتم کنار آقا، از آقا سؤال کردم، گفتم: آقا این‌ها می‌گویند که خوردنی چیزی بیاوریم؟ چایی چیزی بیاوریم؟

آقا گفتند: ما مهمانشان هستیم. از مهمان می‌پرسند چیزی بیاورند یا نیاورند؟ خُب اگر چیزی بیاورند ما می‌خوریم.

بعد خود آقا گفتند: بله دخترم! اگر زحمت بکشید چایی یا آب‌میوه بیاورید، من هم چایی، هم آب‌میوة شما را می‌خورم.

این‌ها رفتند چایی، آب‌میوه و شیرینی آوردند. خود میوه را هم آوردند. خُب توی خانة مسلمان‌ها این‌‌طوری است. یک نفر چند تا میوه پوست می‌کند می‌دهد دست آقا، آقا هم دعا می‌کند. همان‌جا به پدر شهید، مادر شهید، پسر شهید و یا همسر شهید آن خوراکی را تقسیم می‌کنیم، همه یک قسمتی از این میوه می‌خورند که آقا به آن دعا کرده. توی ارمنی‌ها هم همین کار را باید می‌کردیم؟ واقعاً نمی‌دانستیم.

چایی آوردند، آقا خورد، آب‌میوه آوردند، آقا خورد، شیرینی آوردند، آقا خورد. آقا حدود چهل دقیقه توی خانه ارمنی‌ها نشستند و با این‌ها صحبت کردند. مثل بقیة جاها آقا فرمودند: عکس شهیدتان را من نمی‌بینم. عکس شهید عزیزمان را بیاورید ببینم.

توی خانة مسلمان‌ها چهار تا عکس بزرگ شهید وجود دارد که توی هر اتاقی یکی هست. می‌پریم و می‌آوریم. این‌ها رفتند آلبوم عکس‌شان را آوردند. آلبوم عکس هم متأسفانه برای شب عروسی شهید بود. آلبوم را گذاشتند جلوی آقا. صفحة اول یک عکس دوتایی. یادگاری فردین با دوستش گرفته بود آن وسط بود. آقا همین‌جوری نگاه می‌کردند، شروع کردند به صحبت کردن، همین‌جوری صفحه‌ها را ورق می‌زدند تا تمام شود. تمام که شد گفتند: خُب! عکس تکی شهید را ندارید؟

یک عکس تکی از شهید پیدا کردند و آوردند گذاشتند جلوی آقا. آقا شروع کردند از شهید تعریف کردن. گفت: خُب! نحوة اسارت، نحوة شهادت اگر چیزی داشته به من بگویید.

ما فهمیدیم نام این شهید بزرگوار، شهید «مانوکیان» است، به اندازة شهیدان «بابایی»، «اردستانی» و «دوران» پرواز عملیاتی جنگی داشته است. هواپیمایش F۱۴، بمب‌افکن رهگیر بوده و بالای صد سُرتی پرواز موفق در بغداد داشته. هواپیمایش را توی دژ آهنی بغداد می‌زنند. شهید، هواپیما را تا آن‌جا که ممکن است، اوج می‌دهد. هواپیما در اوج تا نقطة صفر خودش، که اتمسفر است بالا می‌آید و بقیه‌اش را به‌سمت ایران سرازیر می‌شود. چهار تا موتور هواپیما منهدم می‌شود. هواپیما لاشه‌اش توی خاک ایران می‌افتد، ولی چون دیگر سیستم برقی هواپیما کار نمی‌کرده‌، نتوانسته ایجکت کند و نشد که چتر برای شهید کار کند. هواپیما به زمین خورد و ایشان به شهادت رسید.

ارمنی‌ای بود که حتی حاضر نشد، لاشة هواپیمای جمهوری اسلامی به‌دست عراقی‌ها بیافتد. آن خانواده، این فرزندشان است. این بزرگوار در نیروی هوایی مشهور است. دربارة شهادتش و اخلاقش تعریف کردند.

مادر شهید گفت: امروز فهمیدم که علی(ع) کیست.

مادر شهید گفت: آقا! حالا که منزل ما هستید، من می‌توانم جمله‌ای به شما عرض کنم؟

آقا گفت: بفرمایید، من آمدم این‌جا که حرف شما را بشنوم.

گفت: ما با شما از نظر فرهنگ دینی فاصله داریم، در روضه‌هایتان شرکت می‌کنیم، ولی خیلی مواقع داخل نمی‌آییم. روز شهادت امام حسین(ع)، روز عاشورا و تاسوعا به دسته‌های سینه‌زنی امام حسین(ع) شربت می‌دهیم. می‌آییم توی دسته‌هایتان می‌نشینیم، ظرف یک‌بارمصرف می‌گیریم، که شما مشکل خوردن نداشته باشید، چون ما توی ظرف آن‌ها آب نمی‌خوریم. توی مجالس شما شرکت می‌کنیم و بعضی از حرف‌ها را می‌شنویم. من تا الآن نمی‌فهمیدم بعضی چیزها را.

می‌گفتند، در دین شما بانویی ـ که دختر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) است ـ را بین درودیوار گذاشته‌اند، سینه‌اش را سوراخ کرده‌اند. میخ، مسمار به سینه‌اش خورده. نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتند مسلمان‌ها یک رهبری داشتند به نام علی(ع). دستش را بستند و در سه دورة ۲۵ ساله، حکومتش را غصب کردند. نمی‌فهیمدم یعنی چی. گفتند، در ۲۵ سالی که حکومتش غصب شده بود، شغلش این بود، آخر شب نان و خرما می‌گذاشت روی کولش می‌رفت خانه یتیم‌هایش. این را هم نمی‌فهمیدم. ولی امروز فهمیدم که علی(ع) کیست.

امروز با ورود شما به منزل‌مان، با این همه گرفتاری‌ای که دارید، وقت گذاشتید و به خانة منِ غیر دین خودتان تشریف آوردید. اُسقُف ما، کشیش محلة ما به خانة ما نیامده است، شما رهبر مسلمین‌ هستید. من فهمیدم علی(ع) که خانة یتیم‌هایش می‌رفت چه‌قدر بزرگ است.

از ورود آقای خامنه‌ای به منزلشان، به علی(ع) و ۲۵ سال حکومت غصب شده‌اش و زهرا(س) پی برد. خُب! این برود مشهد، امام رضا(ع) شفایش نمی‌دهد؟

بعد از بازگشت حضرت آقا، پاسداران را توبیخ کردند
ما چهل دقیقه با این خانواده بودیم. عین چهل دقیقه،‌ به اندازة چند کتاب از این‌ها درس گرفتیم. آقا در خانة ارامنه آب، چایی، شربت، شیرینی و میوه‌شان را خورد. بعضی از دوست‌های ما نخوردند. کاتولیک‌تر از پاپ هم داریم دیگر. رهبر نظام رفته خورده، پاسدار، من نوعی، نخوردم. حزب‌اللهی‌تر از آقا هستم دیگر.

با آن‌ها خداحافظی کردیم و به‌سمت دفتر به‌راه افتادیم. وقتی رسیدیم آقا فرمودند: این بچه‌ها را بگویید بیایند.

آمدند. گفتند: این کار احمقانه چه بود که شما کردید؟ ما مهمان این خانواده بودیم. وقتی خانه‌شان رفتیم چرا غذایشان را نخوردید؟ این اهانت به این‌ها محسوب می‌شود. نمی‌خواستید داخل نمی‌آمدید.

منبع:ماهنامه امتداد


رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و قشرهای مختلف مردم:
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سوریه ، بحرین ، بیداری اسلامی
تبیین‌ماهیت متفاوت حوادث‌سوریه و مظلومیت‌مردم بحرین/ هرجا به نفع امریکا و صهیونیسم شعار داده شود انحرافی است

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار مسئولان نظام و قشرهای مختلف مردم، با تبریک عید شریف مبعث به ملت ایران و امت اسلامی، بعثت پیامبر اکرم (ص) را بزرگترین نعمت الهی و برترین و پربرکت ترین روزهای سال خواندند و تأکید کردند: بیداری اسلامی ملتهای منطقه، حرکتی در مسیر نبوی است و ملتهای مسلمان و ملت بزرگ ایران، با هوشیاری اجازه نخواهند داد امریکایی ها و صهیونیستها، با ایجاد اختلاف و حیله های دیگر، این حرکت عظیم را منحرف و یا بر آن موج سواری کنند.

به گزارش رجانیوز، ‌متن کامل این بیانات در ادامه آمده است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

تبریک عرض می‌کنم این عید بزرگ و این روز شریف را به حضار محترم این مجلس، مسئولان محترم کشور، سفیران محترم کشورهاى اسلامى و به عموم ملت عزیز ایران و به امت بزرگ اسلامى و به همه‌ى جامعه‌ى بشریت.

اگر عظمت و اهمیت ایام به این باشد که خداى متعال لطفى را در روزى بر بشریت نازل کرده باشد، یقیناً روز مبعث عظیم‌ترین و مهمترین همه‌ى روزهاى سال است؛ چون نعمت بعثت و برانگیختن پیامبر اعظم براى بشریت از همه‌ى نعمتهاى الهى در طول تاریخ بزرگتر است. بنابراین می‌توان به‌جرأت این را گفت که روز مبعث، برترین و بزرگ‌ترین و پربرکت‌ترین روزهاى همه‌ى ایام سال است. خاطره‌ى آن روز را باید گرامى بداریم و عظمت آن حادثه را در نظرمان مجسم کنیم.

امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) فرمود: «ارسله على حین فترة من الرّسل و طول هجعة من الأمم»؛ بعثت در هنگامى اتفاق افتاد که دوران طولانى‌اى بود بشریت از حضور انبیاى الهى محروم بود. از ظهور حضرت عیسى حدود ششصد سال می‌گذشت. صدها سال بود که بشر در میان خود سفیر الهى ندیده بود. نتیجه چه بود؟ «و الدّنیا کاسفة النّور ظاهرة الغرور»؛(1) دنیا تاریک بود، ظلمانى بود، معنویت رخت بربسته بود، بشر در جهالت و گمراهى و غرور به سر میبرد. در یک چنین شرائطى، خداى متعال پیغمبر را فرستاد.

نبى مکرم، آن عنصر شایسته‌اى بود که براى یک چنین حرکت عظیمى، براى طول تاریخ بشریت، خداوند او را آماده کرده بود. لذا توانست در طول 23 سال یک جریانى را به راه بیندازد که این جریان با همه‌ى موانع، با همه‌ى مشکلات، تا امروز تاریخ را جلو رانده و پیش برده است. 23 سال، زمان کوتاهى است. 13 سال از این مدت هم با مبارزاتِ غریبانه گذشت. در مکه اول با پنج نفر و 10 نفر و 50 نفر شروع شد و جمعیت معدودى در زیر فشارهاى طاقت‌فرساى دشمنان متعصب، کور و جاهل توانستند مقاومت کنند. ستون‌هاى مستحکمى ساخته شد، براى اینکه جامعه‌ى اسلامى و تمدن اسلامى بر روى این ستون‌ها قرار بگیرد.

بعد هم خداوند متعال شرایطى را پیش آورد که پیغمبر توانست به مدینه هجرت کند و این نظام و این جامعه را به وجود بیاورد و این تمدن را پى‌ریزى کند. همه‌ى مدتى هم که پیغمبر اکرم این نظام نوپا را پرداخت، ساخت، آماده کرد و پیش راند، 10 سال شده است؛ یعنى یک مدت کوتاه. یک چنین حوادثى معمولاً در طوفان امواج حوادث دنیا گم می‌شود، از بین می‌رود، فراموش می‌شود. 10 سال خیلى مدت کوتاهى است؛ اما در همین مدت پیغمبر اکرم توانست این نهال را غرس کند، آبیارى کند، وسیله‌ى رشد و نمو آن را فراهم کند؛ یک حرکتى را ایجاد کند که این حرکت یک تمدنى را آفرید و این تمدن بر اوج قله‌ى تمدن بشرى در دوران مناسب خود قرار گرفت. یعنى در قرن سوم و چهارم هجرى، در همه‌ى دنیاى آن روز، با سابقه‌ى تمدنها، با حکومت‌هاى مقتدر، با میراث‌هاى گوناگون تاریخى، هیچ تمدنى به عظمت و رونق تمدن اسلامى مشاهده نشده است؛ این هنر اسلام است.

و این در حالى است که از بعد از دوران نبى مکرم اسلام، از بعد از همان دوران ده‌ساله، حوادث گوناگون و تلخى هم براى امت اسلامى به وجود آمد؛ موانع به وجود آمد، اختلافات به وجود آمد، درگیرى‌هاى داخلى پیدا شد. با همه‌ى اینها، انحرافاتى که در طول زمان به وجود آمد، ناخالصى‌هایى که در جریان اسلام پیدا شد و رشد کرد، پیام پیغمبر اکرم و پیام بعثت در طول سه چهار قرن توانست آن عظمت را به وجود بیاورد که همه‌ى دنیا و همه‌ى تمدنهاى امروز مدیون آن تمدن قرن سوم و چهارم هجرى مسلمانان است. این یک تجربه است.

بشریت اگر بیندیشد و انصاف را رعایت کند، تصدیق خواهد کرد که نجات بشر و حرکت بشر به سوى کمال، به برکت اسلام ممکن خواهد شد و لاغیر. ما مسلمان‌ها قدرناشناسى کردیم؛ ما نمک خوردیم و نمکدان را شکستیم؛ ما قدر اسلام را ندانستیم؛ ما پایه‌هایى را که پیغمبر اکرم براى بناى جوامع برجسته و متکامل انسانى بناگذارى کرده بود، در میان خود نگه نداشتیم؛ ما ناشکرى و ناسپاسى کردیم و چوبش را هم خوردیم. اسلام این توانایى را داشت و دارد که بشریت را به سعادت برساند، به کمال برساند و از لحاظ مادى و معنوى او را رشد دهد. این پایه‌هایى که پیغمبر گذاشتند - پایه‌ى ایمان، پایه‌ى عقلانیت، پایه‌ى مجاهدت، پایه‌ى عزت - پایه‌هاى اصلى جامعه‌ى اسلامى است.

ایمان‌مان را در دل‌هاى خود و در عمل خود تقویت کنیم؛ از خرد انسانى، که هدیه‌ى بزرگ الهى به بشر است، استفاده کنیم؛ جهاد فى‌سبیل‌الله را  چه در میدان‌هاى نبرد نظامى، آن وقتى که لازم باشد؛ چه در میدان‌هاى دیگر، میدان سیاست، میدان اقتصاد و دیگر میدان‌ها - دنبال کنیم و حس عزت و کرامت انسانى و اسلامى را براى خودمان مغتنم بشماریم.

اینها وقتى در یک جامعه‌اى زنده بشود، این جامعه همان حرکت اسلامى را، همان خط نبى معظم اسلام را یقیناً دنبال خواهد کرد. به برکت پیام اسلام، به برکت نداى امام بزرگوار، ما ملت ایران توانستیم بخشى از آن را در زندگى خودمان تحقق ببخشیم؛ آثار و ثمراتش را داریم مشاهده می‌کنیم.

امروز دنیاى اسلام متوجه شده است. این حرکاتى که امروز در برخى کشورهاى شمال آفریقا و منطقه‌ى خاورمیانه مشاهده می‌شود، همان استفاده و استضائه‌ى از نور اسلام و استفاده‌ى از جهت‌گیرى دست مبارک پیغمبر اکرم است. لذاست که آینده‌ى این منطقه، آینده‌ى این کشورها، به توفیق الهى، به حول و قوه‌ى الهى، آینده‌ى روشنى است.

غربى‌ها بیخود لجاجت میکنند، بیخود بر مواضع غلط خودشان پافشارى می‌کنند. آنچه امروز در مصر و در تونس و در برخى کشورهاى دیگر به جریان افتاده است و مشاهده می‌شود، معنایش این است که تاریخ این منطقه ورق خورده است و فصل جدیدى شروع شده است. آن موازنه‌ى غلطِ ظالمانه‌اى که از صد سال پیش، صد و پنجاه سال پیش، مستکبران غربى، مستعمران غربى در این منطقه به وجود آورده بودند و می‌خواستند این را حاکم بر سرنوشت این منطقه‌ى عظیم و حساس بکنند، به هم خورده است؛ فصل جدیدى شروع شده است.

البته امروز قدرت‌هاى مستکبر غربى جان‌سختى به خرج می‌دهند؛ نمی‌خواهند در مقابل این واقعیت بزرگ و غیرقابل انکار تسلیم شوند که ملت‌هاى منطقه بیدار شدند، ملت‌هاى منطقه به اسلام برگشته‌اند؛ لیکن حقیقت همین است. نفس اسلامى در کشورهاى مسلمان دمیده شده است. وابستگان و حکام دست‌نشانده‌ى آمریکا و غرب با این ملت‌ها کارى کردند که این ملت‌ها احساس کردند که جز قیام، جز حرکت عظیم عمومى، جز انقلاب، راهى در مقابل آنها نیست؛ لذا قدم در این راه گذاشتند و دارند پیش می‌روند. این حرکت‌ها یقیناً به نتیجه خواهد رسید.

البته غربى‌ها خیلى تلاش می‌کنند. امروز همه‌ى دستگاه‌هاى تبلیغاتى و سیاسى و اقتصادى آمریکا و بعضى از مزدوران‌شان در این منطقه به کار افتاده است تا این انقلاب‌هاى مردمى را، این قیام‌هاى بزرگ را از مسیر اصلى منحرف کنند؛ جنبه‌ى اسلامى آن را مخفى کنند، مکتوم کنند، انکار کنند؛ کسانى را پیدا کنند که با فریب مردم بر سر کار بیایند و همه‌ى معادله‌ها را باز دوباره به نفع غرب برگردانند. این تلاش‌ها را دارند می‌کنند، لیکن فایده‌اى ندارد؛ ملت‌ها بیدار شده‌اند. وقتى ملتى بیدار شد، وقتى ملتى وارد عرصه شد، جان خود را کف دست گرفت و آمد، دیگر نمی‌شود او را برگرداند، نمی‌شود او را فریب داد. ما امیدواریم این مسیر دشوار ملت‌هاى مسلمانِ قیام کرده و آنهایى که این زمینه در آنها هست، ان‌شاءالله ادامه پیدا کند و این مسیر هرچه کوتاه‌تر شود. نتیجه قطعى است؛ راه ممکن است طولانى باشد، ممکن است کوتاه باشد.

امروز آمریکایى‌ها به کمک صهیونیست‌ها، به کمک برخى از هم‌پیمانان و مزدوران خودشان در منطقه تلاش می‌کنند این انقلاب‌ها را منحرف کنند، بر اینها مسلط شوند، بر روى امواج اینها سوار شوند؛ لیکن فایده‌اى ندارد. البته براى ملت‌ها دردسر درست میکنند - این دردسرها طبیعى است - اختلاف ایجاد می‌کنند؛ ما همه‌ى این چیزها را تجربه کرده‌ایم. در انقلاب ما هم اختلاف ایجاد کردند، نفوذ پیدا کردند، اقوام را به جان هم انداختند، درگیرى‌هاى داخلى درست کردند، یک دشمن خارجى را تحریک کردند که به ما حمله‌ى نظامى کند، لشکرکشى کند؛ اینها همه اتفاق افتاد، اما ملت ایستاد، راه را با قدرت ادامه داد، بر همه‌ى اینها فائق آمد، بعد از این هم فائق خواهد آمد. بنابراین، این مشکلات هست.

امروز مشاهده می‌کنید در مصر، در جاهاى دیگر، اختلافات داخلى ایجاد می‌کنند، درگیرى ایجاد می‌کنند، یقیناً سلسله‌ى ترورها و فتنه‌انگیزى‌ها را به راه خواهند انداخت. علاج عبارت است از همین بیدارى مردم، بیدارى نخبگان؛ نخبگان علمى، نخبگان سیاسى، مسئولان دلسوز و علاقه‌مند به سرنوشت کشور. اینها باید بیدار باشند، مراقبت کنند و ان‌شاءالله کار به بهترین وجهى ادامه پیدا خواهد کرد. این همان ادامه‌ى بعثت پیغمبر و حرکت نبوى است که امروز به این شکل دارد خود را نشان می‌دهد.

ملت‎هاى مظلوم دنبال کرامت خودشان هستند؛ همان عزت و کرامتى که یکى از پایه‌هاى دعوت پیغمبر بود. در طول سال‌هاى متمادى، دشمنان و مستکبران و اشغالگران و مداخله‌گران، ملت‌هاى ما را استثمار کردند؛ در عین حال آنها را تحقیر کردند، ذلیل کردند. ملت‌ها وقتى که از اسلام بهره‌مند باشند، عزت‌طلبند، کرامت‌طلبند. این همان حرکت اسلامى است. حرکت اسلامى معنایش این است.

ما ملت‌هاى مسلمان باید هشیار باشیم. نخبگان کشورهاى اسلامى باید بیدار باشند؛ خودشان را سرگرم بگومگوهاى بى‌مورد و کم‌اهمیت نکنند؛ اختلافات مذهبى، اختلافات قومى، اختلافات سلیقه‌اى و بحث‌هاى حاشیه‌اى را وارد نکنند. آنچه که در این منطقه دارد اتفاق مى‌افتد، عظمتش بیش از این حرف‌هاست.

ما ملت ایران هم خوشحال و خوشوقتیم از این که مى‌بینیم ملت‌هاى مسلمان دارند حرکت می‌کنند و آزادى و کرامت خودشان را به دست مى‌آورند. از آغاز پیدایش و پیروزى این انقلاب در ایران، مواضع انقلاب نسبت به مسائل منطقه، حرکت‌هاى منطقه، قیام‌هاى منطقه، روشن بوده است. هر جایى که حرکت بر ضد استکبار است، بر ضد صهیونیسم است، بر ضد دولت غاصب صهیونیستى در کشور عزیز فلسطین است، این حرکت، حرکت مقبول و مورد حمایت و تأیید ماست. هر جا حرکت علیه آمریکاست، علیه این دیکتاتورىِ بین‌المللى است - که امروز آمریکا یک دیکتاتورى بین‌المللى به وجود آورده است - هر جا حرکت علیه دیکتاتورى‌هاى داخلى است، براى احقاق حق ملت‌هاست، ما با آنها موافقیم.

باید همه هوشیار باشند؛ هم ما هوشیار باشیم، هم ملت‌ها هوشیار باشند؛ بدانند دسائس و حیله‌هاى دشمنان متنوع است، پیچیده است. بصیرت را معیار کار خودمان قرار بدهیم. ملت‌ها توجه داشته باشند؛ آمریکایى‌ها و صهیونیست‌ها و مزدوران‌شان و همراهان‌شان سعى می‌کنند انقلاب‌ها را منحرف کنند؛ کشورهایى را که در آنها بیدارى به وجود آمده است، مورد توجه قرار می‌دهند؛ هرچه می‌توانند، تلاش می‌کنند حرکت این ملت‌ها را منحرف کنند.

ملت مظلوم بحرین هم مثل ملت مصر است، مثل ملت تونس است، مثل ملت یمن است؛ آنجا هم قضیه همین است؛ تفکیک بین اینها معنا ندارد. ما مى‌بینیم متأسفانه کسانى به جاى اینکه به حرف دل ملت‌ها توجه کنند، راهى را می‌روند، حرکتى را می‌کنند که دشمنان این ملت‌ها این حرکت را دارند دنبال می‌کنند.

امروز آمریکا براى شبیه‌سازى کارى که در مصر و در تونس و در یمن و در لیبى و امثال اینها انجام گرفته است، متوجه شده است که سوریه را - که در خط مقاومت است - دچار مشکل کند. ماهیت قضیه در سوریه با ماهیت قضیه در این کشورها متفاوت است. در این کشورها حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم بود، اما در سوریه دست آمریکا آشکار و مشهود است؛ صهیونیست‌ها دنبال قضیه هستند. ما نباید اشتباه کنیم. ما نباید معیار را فراموش کنیم. آنجایى که حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم است، آن حرکت، حرکت اصیل و مردمى است؛ آنجایى که شعارها به نفع آمریکا و صهیونیسم است، آنجا حرکت انحرافى است. ما این منطق را، این بیان را، این روشنگرى را حفظ خواهیم کرد.

البته میدانیم دشمنان نظام جمهورى اسلامى خشمگین می‌شوند، عصبانى می‌شوند، بر توطئه‌هاى خودشان علیه ما مى‌افزایند. ما در مقابل این توطئه‌ها ایستادگى کردیم. ملت آبدیده شده است. ملت ایران در طول این 30 سال، در مقابل انواع توطئه‌ها ایستاده است؛ استقامت کرده است؛ آبدیده شده است. دل‌شان را خوش می‌کنند به بعضى از حوادث داخلى، خوشحالى می‌کنند.

خوشبختانه امروز دستگاه‌هاى گوناگون کشور، با امید، با شوق، مشغول کارهاى خودشان هستند. در همین مدت‌هاى اخیر، در همین سال اخیر، شما ببینید چقدر کار در کشور انجام گرفته است. ما از کشورى که وارد کننده‌ى فرآورده‌هاى نفتى بود، تبدیل شدیم به کشورى که این فرآورده‌ها را صادر می‌کنیم. در زمینه‌هاى مختلف، بحمدالله کشور مشغول است. همین مسئله‌ى کوچک کردن دولت - اقدامى که دولت و مجلس مشترکاً انجام دادند - کار بسیار مهم و بزرگى است؛ اینها بایستى دنبال شود و ان‌شاءالله دنبال می‌شود.

ملت ایران با ایستادگى خود، با مقاومت خود، با اتحاد خود، با امید بى‌پایان خود به کمک الهى، و مسئولان کشور با وحدت کلمه، با همکارى‌هاى خود، ان‌شاءالله خواهند توانست یک بار دیگر امید دشمنان ملت ایران را تبدیل به نومیدى و یأس کنند.

از خداوند متعال می‌خواهیم که به برکات فراوان خود بر این ملت بیفزاید؛ و به برکت این روز شریف و این عید مبارک، و به احترام وجود مقدس خاتم‌الانبیاء، ان‌شاءالله ملت ایران و ملت‌هاى مسلمان را مشمول تفضلات و نصرت خود قرار بدهد و قلب مقدس ولى‌عصر (ارواحنا فداه) را از همه‌ى ما راضى و خشنود کند.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته


رهبر معظم انقلاب در دیدار با متولیان دستگاه قضایی کشور
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی ، قوه قضائیه

نع رسانه‌ای کردن جرم و افشاگری تا قبل از اثبات شدن آن/ زیر سؤال بردن آمارها اعتماد مردم را از بین می‌برد

 حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رئیس و مسئولان عالی قوه قضاییه و جمعی از قضات و کارکنان دستگاه قضایی، صبر همراه با بصیرت در مقابل سختی ها را عامل اصلی پیشرفت حرکت رو به جلوی ملت ایران در 33 سال گذشته ارزیابی کردند و با اشاره به نیاز قوه قضاییه به دو رکن مهم اقتدار و اعتماد عمومی افزودند: هرگونه اقدام و یا القای تشکیک برای زیر سؤال بردن فعالیتها، گزارشها و آمارهای مسئولان عالی سه قوه بویژه قوه قضاییه، اقدامی نادرست، ضداعتماد عمومی و برخلاف مصالح کشور است و همه مسئولان، صاحبان تریبون ها و رسانه ها باید به این موضوع مهم کاملاً توجه کنند.

به گزارش رجانیوز، در این دیدار که در آستانه سالگرد حادثه انفجار تروریستی دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر سال 1360 و شهادت آیت الله دکتر بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب برگزار شد و جمعی از خانواده های شهدای حادثه هفتم تیر نیز حضور داشتند، رهبر انقلاب اسلامی با گرامیداشت یاد و خاطره این شهدا بویژه شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی، خاطرنشان کردند: حادثه هفتم تیر حقیقتاً یک محنت بود اما ملت ایران با صبر و بصیرتی که از طرف امام بزرگوار (ره) تزریق می شد، این محنت را تبدیل به نعمت کرد و موج را به طرف خود دشمن برگرداند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، این درس امتحان پس داده شده ملت ایران را عامل اصلی پیشرفتها و حرکت رو به جلو دانستند و افزودند: ملت ایران به دلیل اهداف والای خود که همان رسیدن به ارزشهای اسلامی و تحقق مبانی اسلامی در جامعه و انتشار آن در جهان است، همواره با زورگویان عالم و استعمارگران و دیکتاتورها و سختی های تحمیلی از طرف آنها مواجه بوده و خواهد بود، بنابراین باید با صبر همراه با بصیرت در مقابل سختی ها ایستاد و محنت ها را به نردبانی برای پیشرفت و ارتقاء تبدیل کرد.
 
مسائل مربوط به قوه قضاییه بخش دیگری از سخنان رهبر انقلاب اسلامی بود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، اقتدار و اعتماد عمومی را دو رکن اصلی مورد نیاز قوه قضاییه برشمردند و تأکید کردند: اقتدار قوه قضاییه با تأمین زیرساختهای مناسب انسانی و فنی بوجود می آید.
 
ایشان افزودند: تربیت انسانهای شایسته، فاضل، امین و درستکار و همچنین ابتکار و نوآوری، وضع قوانین صحیح و بهره گیری درست و براساس تشخیص عقلی، از پیشرفتهای گوناگون فنی و سازمانی، زمینه ساز استحکام درونی قوه قضاییه و اقتدار آن خواهد بود.
 
رهبر انقلاب اسلامی لازمه جلب اعتماد عمومی به عنوان دومین رکن مورد نیاز قوه قضاییه را، تأمین عدالت دانستند و تأکید کردند: تبدیل شدن عدالت به جریانی فراگیر و دائمی در قوه قضاییه نیازمند تقوا، نگاه بی طرفانه در حوادث کوچک و بزرگ، و عملکرد دقیق و حکیمانه به قانون است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در همین خصوص به موضوع سلب اعتماد عمومی هم اشاره کردند و با انتقاد از برخی القای تشکیک ها در اقدامات و گزارشهای قوه قضاییه و همچنین قوای مجریه و مقننه، افزودند: زیر سؤال بردن زحمات و گزارشهای رسمی مسئولان عالی نظام در سه قوه و سلب اعتماد عمومی، کاری غلط و نادرست است و همه مسئولان، صاحبان تریبون ها و رسانه ها باید متوجه این موضوع مهم باشند.
 
ایشان با اشاره به احتمال اشتباه در برخی گزارشها و یا آمارها خاطرنشان کردند: نباید با تعمیم این موضوع و القای شبهه، اعتماد مردم را از بین برد.
 
رهبر انقلاب اسلامی به موضوع رسانه ای کردن اتهامات نیز اشاره کردند و افزودند: متهم شدن به معنای مجرم بودن نیست، بنابراین هیچکس در قوه قضاییه و در خارج از این قوه و در رسانه ها حق ندارد تا زمانیکه جرمی ثابت نشده، آن را رسانه ای کند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از برخی فشارها به قوه قضاییه برای افشاگری، خاطرنشان کردند: هیچ لزومی به افشاگری وجود ندارد و هیچکس حق ریختن آبروی یک مسلمان را ندارد.
 
ایشان با تأکید بر اینکه در شرع فقط در مواردی خیلی خاص، اجازه انتشار مجازات و یا علنی شدن مشخصات شخص مجازات شونده، داده شده است، افزودند: حتی در مواردی که جرم در دادگاه نیز اثبات می شود، نباید نام فرد مجرم علنی و رسانه ای شود زیرا خانواده وی تحت فشار قرار می گیرند و دچار مشکل می شوند.
 
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنان خود با اشاره به پیشرفتهای قوه قضاییه از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون و در دوره های مختلف خاطرنشان کردند: در دوره فعلی نیز شخصیت برجسته ای از لحاظ علم، ابتکار، نشاط، انگیزه و همت در رأس قوه قضاییه قرار دارد و اقدامات عالمانه و مبتکرانه تحسین برانگیزی انجام گرفته است.
 
در ابتدای این دیدار، آیت الله آملی لاریجانی رئیس قوه قضاییه ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای حادثه تروریستی هفتم تیر بویژه شهید آیت الله بهشتی، گزارشی از اقدامات انجام گرفته در قوه قضاییه در دو سال گذشته ارائه کرد.
 
تلاش برای برطرف کردن مشکل کمبود نیروی انسانی کارآمد از طریق جذب یکهزار نیروی جدید، آموزش ضمن خدمت قضات و کارکنان، اهتمام جدی به نظارت درونی در قوه قضاییه از طریق تأسیس معاونت نظارت در دیوانعالی کشور و دادستانی کل کشور و فعال شدن شورایعالی نظارت در قوه قضاییه، توسعه زیرساختهای سخت افزاری و طراحی نرم افزارهای مورد نیاز برای تسهیل در ارائه خدمات، تشکیل معاونت پیشگیری و همکاری با دستگاهها برای پیشگیری از جرم، ایجاد زیرساختهای لازم برای دسترسی آسان مردم به اطلاعات حقوقی، تلاش برای حل مشکلات معیشتی قضات و کارکنان دستگاه قضایی، بهبود شرایط فیزیکی زندانها، و کاهش میانگین زمان رسیدگی به پرونده های قضایی از جمله مواردی بود که آیت الله آملی لاریجانی در گزارش خود به آنها اشاره کرد.
 
رئیس قوه قضاییه همچنین با اشاره به عملکرد دستگاه قضایی در برخورد با عوامل و سران فتنه 88 و تأکید بر برخورد با سایر جریانات انحرافی، گفت: قوه قضاییه به مبارزه بی امان، قاطعانه و عادلانه خود با مجرمان جرایم خاص، قاچاقچیان مواد مخدر، سارقان مسلح، متجاوزان به نوامیس، اشرار و مفسدان اقتصادی ادامه خواهد داد.

30 سال از روز واقعه در مسجد ابوذر گذشت
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٦  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، ترور
یک لحظه به ذهنم آمد که ایشان شهید شد/ سَر خُمِ مِی سلامت شکند اگر سبویی

گروه تاریخ- رضا اکبری: ترور آیت الله خامنه ای در ششم تیرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران صورت گرفت اما این اولین مرتبه ای نبود که دشمنان قصد ترور ایشان را داشتند. محافظ ایشان چند نمونه از شیطنت های قبلی دشمن را این گونه روایت می کند: « به نظر من اینها قبل از آن تاریخ به ترور به عنوان یک راه حل فکر کرده بودند و از همین بابت هم بسیاری از عوامل و وابستگان به خود را به دستگاههای مهم نظام نفوذ داده بودند. در مورد آقا هم اینها قبل از اینکه به صورت رسمی از سوی نظام طرد شوند، به شکل مخفی و مرموز، به فکر ترورایشان بودند. مثلاً به دفعات پیش می آمد که در مسیر تردد ایشان به سوی نمازجمعه بمب می گذاشتند اما هر بار با لطف الهی و به شکلی غیرمنتظره توطئه آنها بی اثر می شد.

خاطرم هست یک روز جمعه که ایشان را برای نماز به دانشگاه آوردیم پس از اینکه ایشان در جایگاه مستقر شدند و خطبه ها را شروع کردند یکی از فرماندهان وقت سپاه- آقای جبروتی- سراسیمه خودش را به من رساند و گفت: در راه که می آمدید به مشکلی برنخوردید؟ مسأله ای پیش نیامد؟ گفتم: نه گفت: در مسیرتان بمب گذاری شده بود، شما از کدام مسیر آمدید؟ من گفتم: از فلان مسیر. ایشان نفس راحتی کشید و گفت: پس مسیر عوض کرده اید و از مسیر همیشگی نیامده اید. به جبهه هم که می رفتیم بعضاً می دیدیم که به شکل سؤال برانگیزی محل حضور و تردد ایشان لو می رود، می فهمیدیم که کارستون پنجم دشمن است.

می دانید که آقا نماینده امام در شورای عالی دفاع بودند و با اجازه ایشان تقریباً از یکشنبه هر هفته تا پایان هفته در خطوط مختلف جبهه حضور داشتند و بر روند امور جنگ نظارت می کردند. ما جمعه ها ایشان را به تهران می آوردیم و ایشان سریع لباس عوض می کردند و نمازجمعه را می خواندند. به یاد دارم که در یکی از بازدیدهای ایشان از گردانهای سپاه در سوسنگرد، جلسه 3 ساعته ای با رزمندگان این گردان داشتند که به نمازظهر ختم شد و ایشان در همان محدوده به نماز ایستادند. در همان لحظات ناگهان ما دیدیم دشمن محدوده حضور ایشان را زیر آتش گرفت. معلوم شد که حضور ایشان در منطقه توسط ستون پنجم لو رفته است. از یک طرف ما می دیدیم که خط آتش هر لحظه دارد به ایشان نزدیک می شود و از طرف دیگر هم به لحاظ رفتارشناسی که از آقاسراغ داشتیم می دانستیم که به هیچ وجه نمی شود به ایشان گفت که شما نماز اول وقت را عقب بیندازید.

به هر حال با اضطراب زیاد صبر کردیم تا ایشان سلام نماز را بدهند و ایشان را سریع سوار ماشین کنیم و از منطقه دور شویم. البته ما هر قدر به ماههای اول سال 60 نزدیک می شدیم سطح تهدیدها علی الخصوص تهدیدهای تلفنی بیشتر می شد اما آقا اعتبار چندانی برای این تهدیدها قائل نبودند. به خاطرم دارم که در همان ایام، یک روز که ما ایشان را به مجلس برده بودیم، وقت ظهر و ناهار من زودتر از غذاخوری بیرون آمدم به یکباره دیدم که ایشان در پارکینگ مجلس ایستاده اند عرض کردم؛ آقا امروز زودتر از ساعت مقرر بیرون آمدید. فرمودند: می خواهم بروم منزل. گفتم: پس بایستید تا من بچه ها را خبر کنم. فرمودند: نه. من دیدم اگر بخواهم بروم سایرین را خبر کنم، ایشان خودشان به تنهایی خواهند رفت. بنابراین آن روز به تنهایی آقا را سوار ماشین کردم و به منزل بردم، این در اوج ترورها بود. خاطره دیگری که از آن ایام دارم این است که ایشان چند روز قبل از ترورخودشان قرار بود که در مجلس شب هفت شهید چمران در مدرسه عالی شهید مطهری سخنرانی کنند. ایشان از جبهه برگشتند... بنای ایشان هم این نبود که در رفتن به جایی صبر کنند تاهمه اعضای تیم حفاظت جمع شوند تا ایشان با آنها بروند.

آن روز مرحوم نظران زودتر از موعد جمع شدن بچه ها با یک وانت آمد و آقا جلوی همان وانت نشستند و ما هم به همراه همان عده ای که آمده بودند پشت وانت سوار شدیم و به طرف مدرسه شهید مطهری به راه افتادیم. آن روز مسجد به شدت شلوغ بود آقا سخنرانی کردند و پس از سخنرانی جمعیت در مسجد دور ایشان را گرفتند. البته اکثریت افرادی که دور ایشان جمع می شدند از علاقمندان و مشتاقان بودند اما به هر حال عناصر مغرض و با سوء نیت هم در میان آنها بودند. من آن روز همانطور که با دقت و تلاش مراقب ایشان بودم دیدم یک نفر برای نزدیک شدن به آقا با مشت به من می زند. من توجهی نکردم و سرانجام آقا را از میان جمعیت بیرون آوردیم و به منزل بردیم. در منزل من به ناگاه متوجه شدم که شلوارم از پایین پا با تیغ پاره شده و پای چپم دچار خونریزی شده است. آقا آمدند و نگاه کردند، فرمودند: چه شده؟به شوخی گفتم: آقا یکی از کسانی که اطراف شما جمع شده بودند به ما ابراز لطف کرده است!»

اولین نفر

وضعیت جبهه ها در زمان ریاست جمهوری بنی صدر به دلایل گوناگون بسیار بحرانی تر از اوضاع سیاسی کشور بود. از طرفی فرماندهی کل قوا به کسی سپرده شده بود که در مدیریت جنگ نیز تنها شیوه اش خودمحوری و کشاندن اختلافات سیاسی به جبهه ها و بخصوص بین ارتش وسپاه بود. اما با عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا و سپس ریاست جمهوری، امید تازه ای جهت بهبود شرایط جنگ در دل رزمندگان و فرماندهان در حال شکل گرفتن بود. از جمله این فرماندهان، آیت الله خامنه ای و دکتر مصطفی چمران بودند که نمایندگی امام در شورای عالی دفاع را بر عهده داشتند. ولی در نهایت تأسف در روز تصویب عدم کفایت سیاسی بنی صدر، در جبهه دهلاویه به شهادت رسید. منافقین نیزعلاوه بر ایجاد بحران در جبهه سیاسی، به عنوان ستون پنجم با رژیم بعثی دست همکاری داده بودند. لذا آیت الله خامنه ای که به عنوان یکی از بازوان قدرتمند امام در جبهه سیاسی و نظامی محسوب میشد، از دید منافقین یکی از افرادی بود که «شایسته به اصطلاح سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی» بود.

تقریباً از ماه های اول پیروزی انقلاب، یکی از برنامه های مستمر آیت الله خامنه ای حضور در جمع مردم و بخصوص جوانان برای پاسخگویی به شبهات بود. مخصوصاً از وقتی که امام به دانشجویان پیشنهاد کردند تا از ایشان به جای شهید مطهری استفاده کنند. اکثر این جلسات شنبه هر هفته ما بین نماز ظهر و عصر و در مسجد حاج ابوالفتح برگزار می شد. اما از آنجا که جبهه متحد ضد انقلاب با شایعه پراکنی فضای جامعه را غبار آلود ساخته بود، پیشنهاد داده شد تا این جلسات به صورت سیار و در مساجد مختلف برقرار شود. روزنامه جمهوری اسلامی هم که برنامه نیروهای خط امامی را تبلیغ میکرد، در صفحه اول خود اینچنین نوشت: « پاسخ به سؤالات توسط استاد سید علی خامنه ای شنبه 6 تیر ماه پس از اقامه نماز ظهر در مسجد ابوذر...»

البته این اولین تبلیغ برای این جلسه نبود چرا که قرار بود دو هفته قبل، این جلسه برگزار شود اما هفته اول هماهنگی لازم صورت نگرفته بود و هفته دوم هم مصادف شده بود با روز طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس. که البته شاید دوهفته تبلیغ و عدم برگزاری جلسه، فرصت مناسبی را برای منافقین فراهم می آورد تا برنامه ریزی دقیقتری انجام دهند. صبح شنبه آیت الله خامنه ای به جماران می رود تا طبق معمول اول یا آخر هر هفته، گزارشی را از وضعیت جبهه ها خدمت امام ارائه کند. و پس از دیدار امام جهت شرکت در جلسه راهی مسجد ابوذر می شود. در طول مسیر خلبان شهید سرلشکر عباس بابائی مشغول ارائه گزارش به ایشان بود. هر چند که سیستم محافظت از شخصیتها همچون امروز نبود اما محافظان همه تلاششان را انجام می دادند. این بار نیز در حیاط مسجد، محلی را مخصوص ضبط صوتها آماده نموده بودند تا افرادی که قصد ضبط سخنرانی را دارند، ضبط صوت را به داخل نیاورند.

پس از اقامه نماز ظهر، آیت الله خامنه ای به پشت تریبون می رود تا به پرسش های نوشته شده پاسخ دهد. مقدمه ای کوتاه در باب پرسش و پاسخ و شایعات، آغاز این سخنرانی ناتمام بود. هنگام ذکر این مقدمه بعضی چشم ها ضبط صوتی را دیدند که دست به دست شد و توسط نفر آخر روی تریبون قرار گرفت، اما روبروی سمت چپ سخنران و در مقابل قلب وی. این جملات از بلندگو در حال پخش بود: «شایعه را ضدانقلاب درست می کند، افراد ساده لوح و بیتوجه آن را این جا آن جا منتقل می کنند. مثل بلاتشبیه مگس که میکروب را از جایی به جای دیگری منتقل می کند. گناه آن مگس از گناه آن میکروب مختصری کمتر است؛ خیلی کمتر نیست.» گویا ذهن محافظان توانایی ایجاد این سؤال ساده را از دست داده بود که «چرا این ضبط به داخل آمده؟» چند ثانیه بعد کلید ضبط صوت در برابر چشمان محافظی که نزدیک تریبون بود به حالت تمام شدن نوار، بالا زد. او نیز ضبط را بر می دارد و پس از براندازی کوتاه دوباره آن را روی تریبون می گذارد، اما این بار در مقابل سمت راست سخنران.

ناگهان بلندگو سوت میکشد. آیت الله خامنه ای اندکی عقب رفته، می گوید: «آقا این اگر آمپلی فایر است، خاموشش کنید. یک بلندگوی رو راست بگذارید صدا ندهد.» و مشغول پاسخ به اولین سؤال می شود که موضوع آن علت منع قاضی و مجتهد شدن زنها بود. حین پاسخ به این سؤال بمبی که در ضبط صوت جاسازی شده بود، منفجر می گردد و چون بمب از نوع فشنگی بود و نه انفجاری، حتی تریبون هم آسیبی نمی بیند، اما هدف اصلی نقش بر زمین می شود. یکی از محافظان ادامه واقعه را اینگونه توصیف می کند: « یک لحظه که به عقب برگشتم دیدم ایشان بین محراب مسجد و تریبون بر روی بازوی چپ افتاده اند. دیگر معطل نکردم. چون اول حادثه خونریزی خیلی شدید نبود و از طرفی وزن ایشان هم کم بود به تنهایی ایشان را در بغل گرفتم و با سرعت از داخل شبستان به سمت بیرون مسجد حرکت کردم.

آن لحظات بود که من به یکباره دیدم که یک حفره از جراحت، زیرگلوی ایشان بوجود آمده که هر لحظه دارد خونریزی آن شدید می شود. زیر بغل ایشان هم به وسیله ترکش های انفجار سوراخ سوراخ شده بود. علاوه بر اینها برخی از شریانها وعروق قطع شده بود و استخوان های قفسه سینه، ترقوه و بازو شکسته شده بود. لحظه تلخی که یادآوری آن همواره مرا منقلب می کند این بود که همانطور که داشتم به طرف ماشین می رفتم یک لحظه دیدم که آقا به هوش آمد و پس از چند لحظه بدن ایشان سست شد و سرشان به روی شانه من افتاد. یک لحظه به ذهنم آمد که ایشان شهید شد.» توصیف آن لحظات توسط مقام معظم رهبری، شنیدنی است: «آن وقتی که بمب منفجر شد در آن مسجدی که من بودم، از وقتی که بار اول افتادم زمین -نفهمیدم البته چه جوری شد که افتادم- تا وقتی که به کلی بیهوش شدم و بعد از چند روز به هوش آمدم، سه مرتبه دیگر به هوش آمدم. در این فاصله سه بار لحظاتی به هوش آمدم و هر دفعه یک احساسی داشتم که آن حالات را من هیچ وقت یادم نمیرود.

یکی اش که حالا این جا عرض می کنم، این است؛ در یکی از این حالات احساس کردم که من دارم میروم، یعنی دارم میمیرم. احساس کردم که مرگ در مقابل من است. کاملاً خودم را در مرز عالم برزخ مشاهده کردم. به طور خلاصه اگر بخواهم در یک کلمه بگویم، احساس کردم که در آن حال، انسان هیچ دستاویزی به جز خدا ندارد؛ هیچ دستاویزی. یعنی هرچه هم عمل آدم پشت سر خودش داشته باشد، باز هم اگر تفضل الهی و رحمت خدا را نتواند جلب کند، آدم خاطرجمع نیست به آن عمل. آدم شک می کند که این عمل را با اخلاص بهجا آوردهام؟ آیا نیّتم صددرصد خدایی بود؟ آیا در آن شرک نبود؟ آیا ریا در آن نبود؟ ملاحظه این و آن نبود؟ میدانید، اینجوری است ها. چون واقعاً ماها مرکز عیوبیم دیگر، همه شائبه ها در ما هست متأسفانه. آنجا انسان احساس می کند که مثل پر کاهی بین زمین و آسمان است. این احساس را انسان دارد و منقطع می شود.

از همه چیز منقطع می شود. من این حالت انقطاع را در آن وقت احساس کردم و تضرع کردم پیش خدای متعال؛ پروردگارا میبینی که من چقدر دستم خالی است و چقدر محتاجم. اگر تفضلی کنی، کردی وإلاّ ما رفتیم. منظورم مردن نبود ها؛ رفتن از وادی سعادت بود. بعد دیگر بیهوش شدم و نفهمیدم چیزی را.» محافظان با سرعت بسیار زیاد و رانندگی ماهرانه ای ایشان را به اولین درمانگاه ممکن می رسانند. اما از آنجا که پزشکان کار را تمام شده می پنداشتند، ایشان را نپذیرفته و به بیمارستان بهارلو راهنمایی می کنند. پرستاری با احساس مسئولیت، با آوردن یک کپسول هوا محافظان را همراهی می کند. در طول مسیر موقعیت توسط بی سیم گزارش شده و از مسئولین پزشکی کشور خواسته می شود تا هر چه سریعتر خود را به بیمارستان بهارلو برسانند. دکترمحجوبی رئیس وقت بیمارستان بهارلو که تازه عمل قبلی اش تمام شده بود وهنوز از اتاق عمل بیرون نیامده بود، وضعیت جسمانی آیتالله خامنه ای را در آن لحظات اینگونه توصیف می کند: « حال مریض فوق العاده بد بود. به طوری که نه نبض داشت. نه فشار خون داشت. نه تنفس داشت. و مردمک چشم هم در حال باز شدن بود و این یعنی حال مریض فوق العاده وخیم است. ...بلافاصله از چهار دست وپا خون و سرم به آقا وصل کردیم. و بعد از ده دقیقه آهسته آهسته حال مریض بهتر شد. اول آنقدر حال مریض بد بود که دکتر بیهوشی ما می ترسید و میگفت به آنها بگو فوت کرده»

 جالب آن جاست که دکتر محجوبی تا روز قبل مأموریت بود و به خاطر اتفاقی مأموریت را رها کرده وبه تهران می آید. دکتر فاضل هم که از افراد مؤثر در بهبود وضعیت جسمانی آقا بود، دکتر آن بیمارستان نبود و آن روز جهت مشاوره در مورد مسئله ای دیگر به آن جا آمده بود. شهید دکتر فیاض بخش، شهید دکترمعیری از شهدای فاجعه تروریستی هفتم تیر، دکتر منافی و دکترزرگر نیز خود را به بیمارستان بهارلو رساندند. شهید محمد منتظری و شهید محلاتی نیز از اولین افرادی بودند که به بیمارستان آمدند.

دکتر میلانی می گوید: « جراحت خیلی سنگین بود، سمت راست بدن پر از ترکش و قطعات ضبط صوت بود، حتی یکی از ترکشها زیر گلوی آقا جا خوش کرده بود. قسمتی از سینه ایشان کاملاً سوخته بود! یکی دو تا از دنده ها هم شکسته بود. دست راست هم کاملاً از کار افتاده بود و از شدت ضربه ورم کرده بود. استخوانهای کتف و سینه کاملاً دیده میشد. 37 واحد خونی و فراوردههای خونی به آقا زده بودند که خود این تعداد، واکنشهای انعقادی را مختل میکرد... دو سه بار نبض آقا افتاد و چند بار مجبور شدیم پانسمان را باز کنیم و دوباره رگها را مسدود کنیم... خیلی عجیب بود، انگار هیچ چیز به اراده ما نبود» و دکتر زرگر ادامه می دهد: « رگ پیوندی می خواستیم، پای راست را شکافتیم. رگ دست راست و شبکه عصبیاش کاملاً متلاشی شده بود.

فقط توانستیم کمی جلوی خونریزی را بگیریم و کمی هم پانسمان کنیم. تصمیم بر این شد که آقا را ببریم بیمارستان قلب.» ازدحام جمعیت در اطراف بیمارستان به حدی بود که انتقال ایشان آن هم با برانکارد از میان این جمعیت غیرممکن می نمود. لذا تصمیم بر آن می شود تا فردی را به جای آیت الله خامنه ای با برانکارد از بین جمعیت رد کنند تا پس از متفرق شدن مردم هلی کوپتر دومی آمده و ایشان را به بیمارستان قلب منتقل کنند. در هلی کوپتر دو بار مونیتور وضعیت نبض، خط ممتد نشان می دهد. پس از رسیدن به بیمارستان و خونریزی مجدد و انجام یک عمل جراحی سه ساعته، آیت الله خامنه ای به بخش آی.سی.یو منتقل می شود.

شب برای چند لحظه به هوش آمده و کاغذ طلب می کند و با دست چپ و به سختی این چند کلمه را کنار هم می چیند: «همراهان من چطورند؟» جمعیت کثیری که جهت اهدای قلبشان به آن جا آمده بودند تا نیمه های شب در پشت در بیمارستان انتظار میکشیدند. منافقین نیز توسط نیروهای نفوذی در بیمارستان همچنان به شیطنت خود ادامه می دادند. محسن جوادیان در این زمینه می گوید: «واقعاً این پدیده تعجب آور بود. در بیمارستانی که با بستری شدن آقا به محل تردد مسئولان درجه اول نظام تبدیل شده بود، آنها هر از چند گاه برق را قطع می کردند. با توجه به اینکه ایشان در آی .سی. یو بیمارستان بستری بودند و تمام دستگاه های تنفس مصنوعی و ساکشن ها با برق کار می کرد، قطع مکرر برق واقعاً مشکل ایجاد می کرد. تماسهای تهدیدآمیز تلفنی آنها هم با بیمارستان که الی ماشاءالله بود. گاهی اوقات زنگ می زدند و می گفتند: ما همین امشب به بخش شما حمله می کنیم! ما آقای منافی را خواستیم و گفتیم این چه وضعی است، ظاهراً این بیمارستان صاحب ندارد! ایشان هم بلافاصله با یک اقدام انقلابی رئیس و برخی از کارکنان موردسوءظن بیمارستان را عوض کردند. شاید شما باور نکنید در آن چند روز یک تکنسین بالای سر آقا بود که ما بعدها فهمیدیم نفوذی است!»

پیام امام

اما به هر حال با الطاف الهی، ایشان به طرز معجزه آسایی نجات یافت. امام خمینی طی پیامی خطاب به آیت الله خامنه ای فرمودند:

«بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج سید علی خامنه‏ای دامت افاضاته


خداوند متعال را شکر که دشمنان اسلام را از گروهها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شکر که از ابتدای انقلاب شکوهمند اسلامی هر نقشه که کشیدند و هر توطئه که چیدند و هر سخنرانی که کردند ملت فداکار را منسجم‏تر و پیوندها را مستحکم‏تر نمود و مصداق «لازال یُؤیّدُ هذا الدّین بالرجل الفاجر» تحقق پیدا کرد. اینان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر کردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بیدارتر نمودند و هرچه شخصیتها را ترور نمودند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اکنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما که از سلاله رسول اکرم و خاندان حسین بن علی هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید و سربازی فداکار در جبهه جنگ و معلمی آموزنده در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنه انقلاب می‏باشید، میزان تفکر سیاسی خود و طرفداری از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند.

اینان با سوء قصد به شما عواطف میلیونها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان اینان آنقدر از بینش سیاسی بی‏نصیبند که بی‏درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایات دست زدند، و به کسی سوء قصد کردند که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین انداز است. اینان در این عمل غیرانسانی به جای برانگیختن و رعب، عزم میلیونها مسلمان را مصمم‏تر و صفوف آنان را فشرده‏تر نمودند. آیا با این اعمال وحشیانه و جرایم ناشیانه وقت آن نرسیده است که جوانان عزیز فریب خورده از دام خیانت اینان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزیز خود را فدای امیال جنایتکاران نکنند و آنان را از شرکت در جنایات آنان برحذر دارند؟

آیا نمی‏دانند که دست زدن به این جنایات، جوانان آنان را به تباهی کشیده و جان آنان به دنبال خودخواهی مشتی تبهکار از دست می‏رود؟ ما در پیشگاه خداوند متعال و ولی بر حق او حضرت بقیئ اللَّه- ارواحنا فداه- افتخار می کنیم به سربازانی در جبهه و در پشت جبهه که شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالی به سر می‏برند. من به شما خامنه‏ای عزیز، تبریک می‏گویم که در جبهه های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم. والسلام علیکم و رحمت اللَّه و برکاته. روح اللَّه الموسوی الخمینی»

 آیت الله دکتر بهشتی ومحمد علی رجایی نیز هر کدام طی پیام های جداگانه ای، برای آیت الله خامنه ای آرزوی سلامتی کردند. ایشان نیز در اولین مصاحبه تلویزیونی خود از بیمارستان، بیاناتی بدین شرح ایراد فرمودند: « بسمالله الرحمن الرحیم. بعد از چهار روز که از این حادثه بر من می گذرد به فضل الهی و به کمک و تلاش بیدریغ کارکنان عزیز این بیمارستان، خودم را در وضع بسیار مناسب و خوبی میبینم.

هر وقت به یاد این میافتم که این حادثه موجب شده امام عظیم الشأن ما اظهار لطف کنند و در پیامشان اظهار دلسوزی بکنند و ملت بزرگ و قهرمان ما دست به دعا بردارند و دعا کنند، در خودم احساس شرمندگی می کنم. در راه انجام وظیفه، اینگونه حوادث حوادثی نیست که این همه لطف و محبت و بزرگواری را چه از سوی امام، چه از سوی امت و همچنین از سوی کارکنان و کارمندان این واحدهای پزشکی که واقعاً شب و روزشان را در این کار گذاشته اند، این همه اظهار شد. من بحمدالله حالم خیلی خوب است. امروز هیچ احساس ناراحتی فوق العاده ای نمی کنم. بیشترین بخش از ناراحتیهایی که داشتم بحمدالله برطرف شده، راحت میتوانم بنشینم، راحت میتوانم از تخت پایین بیایم و راحت میتوانم غذا بخورم و در همه احوال محبت و لطف کارکنان بیمارستان، پزشکان و بقیه، به من کمک کرده و می کنند. من بدین وسیله از همین جا عرض سلام و ارادت بی پایان خودم را خدمت امام امت می کنم و به ایشان عرض می کنم که در مقابل حوادثی این چنین، ما هیچ انتظاری نداریم و توقعی نداریم که کمترین رنجشی به خاطر ایشان بنشیند.

ما معتقدیم که «سر خمّ می سلامت شکند اگر سبویی». همچنین از امت مسلمان و قهرمان که این همه دارند فداکاری میکنند در جبهه ها و پشت جبهه ها، این همه دارند جانهای عزیز و نفیسشان را در راه خدا میدهند، انتظار نداریم که در مقابل یک حوادث کوچکی از این قبیل اظهار نگرانی و احساس نگرانی کنند و ما را بیشتر از آنچه که شرمنده هستیم، شرمنده نکنند. از خداوند متعال توفیق همه را خواستارم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته »

هدیه گروه فرقان؟

نکته مهم درباره عوامل این ترور آن است که در بدنه داخلی ضبط صوت منفجر شده نوشته شده بود « هدیه گروه فرقان». جزوه ای نیز با امضای این گروه درباره این سوءقصد انتشار یافت.اما همه شواهد و قرائن وهمچنین اسنادی که بعدها به دست آمد حاکی از آن بود که این عملیات تروریستی توسط سازمان مجاهدین خلق انجام شده بود و صرفاً جهت رد گم کردن چنین اقداماتی صورت گرفته بود. از سویی دیگر همه میدانستند که رهبر و تمامی عوامل گروه فرقان در سالهای 58و59 دستگیر شده و به سزای اعمالشان رسیده بودند و در حقیقت دیگر گروه فرقان وجود خارجی نداشت. بعدها نیز در بیانیه وزارت خارجه آمریکا درباره سازمان ٬ مجروح شدن آیت الله خامنه ای یکی از مجموعه اقدامات تروریستی سازمان خوانده شد. احمد قدیریان معاون وقت دادستان انقلاب در خاطرات خود تصریح کرده است که «جواد قدیری یکی از طراحان انفجار مسجد اباذر بود.»

امیر سرتیپ مهدی منتظری رئیس سابق حفاظت اطلاعات ارتش درباره جواد قدیری می گوید:« او یک آدمی بود که سابقه تشکیلاتی کار با مجاهدین خلق را از قبل از انقلاب داشت. حتی زندان هم رفته بود و با مسعود رجوی هم بند بود و از نوچه های رجوی در زندان بود و جالبه که بعد از آزادی از زندان و جریانات انقلاب، یک دفعه سر از دستگاه اطلاعاتی در می آورد.» زهره عطریانفر خواهر محمد عطریانفر همسر قدیری است که با شاخه اصفهان مجاهدین خلق ارتباط داشت. عزت الله مطهری معروف به عزت شاهی که از دوران زندان قدیری را می شناسد، در لابه لای خاطرات مسئولیتش در کمیته انقلاب اسلامی، درباره جواد قدیری می گوید: «بعد از کودتای نوژه، روزی جواد آمد به سراغم. گویا او از طریق و حمایت محمد رضوی، از بچه های سازمان مجاهدین انقلاب، به دادرسی ارتش نفوذ کرده بود. بخشی از پرونده کودتا در اختیار باز پرسی کمیته بود. جواد گفت: عزت من دیگر با آن  بچه ها (مجاهدین) نیستم و با نظام همراه هستم و الان در دادرسی ارتش روی پرونده کودتای نوژه همکاری می کنم حالا اگر شما مدارکی در این زمینه دارید تحویل من بدهید.

من کلی خندیدم و سربه سرش گذاشتم و گفتم جواد من اگر یک بزغاله داشتم نمی دادم که تو برای چرا آن را به صحرا ببری، اینکه مدارک کودتا است، او هم دست از پا درازتر بازگشت. بعد هم چند بار تلفنی با محمد رضوی صحبت کردم و درباره وی هشدار دادم که این آدم خطرناکی است که به دادرسی نفوذ کرده است، حرفهایش را باور نکنید. آقای رضوی از حرفهای من ناراحت شد و با بی احترامی خاصی گفت: شما نسبت به اینها عقده دارید، چون اینها شما را در زندان اذیت کردند... به هر حال هرکسی درصدی ناخالصی دارد و این نباید مانع جذب آنها شود. گفتم: درست است. حالا به فرض هم بخواهی آنها را جذب کنی، باید از جلو در شروع کنی و پله پله آنها را بالا ببری نه این که یک دفعه بیاوری ودر آن جایگاه بالا قرار بدهی، تو الان جواد را به عنوان مغز متفکر آورده ای و در مرکز مطالعات قرارش داده ای، این که نمی شود. در آخر هم او حرفهای ما را نپذیرفت. تا این که قدیری فراری شد و حرفهای من درست از آب در آمد، که رضوی زنگ زد و از من عذر خواهی کرد.»

البته قدیری با همین روش اطلاعات بسیاری را در خصوص کودتای نوژه از کشور خارج کرد. از دیگر مسائلی که عزت شاهی در خاطراتش مدعی شده، فرستادن «غیر قانونی و قاچاقی» زهره توسط محمد عطریانفر است. عطریانفر در مصاحبه ای در سال 84 از پاسخگویی به این مسئله طفره رفته و می گوید: «حالا این حرفها که سایت ها میزنند و ما را تخریب میکنند، یک بخش از آن برمی گردد به سیاست رسانه ای و سیاست مقابله جویانه طرفی که باید پاسخگو باشد. من به عنوان فردی که تجربه رسانه ای دارم و شاید 15 سال در این حوزه فعال بوده ام، اتفاقاً معتقد نیستم که برای هر فتنه ای که به غلط یا غیرمنصفانه درست می شود، الزاماً باید پاسخگو بود. بنابر آموزه های دینی ای که دارم، گمان نمی کنم برابر هر پدیده ای آدم باید واکنشی داشته باشد اگر بخواهد آن طورعمل بکند،اساساً زندگی او تباه است.این مال امروز نیست. اساساً مقوله نسبتمان با سازمان منافقین یا جواد قدیری یا خواهرم زهره عطریانفر، مربوط به 25، 26 سال قبل است.

از روزی که فراری بودن اینها در دستور کار سرویس های امنیتی کشور بوده است. به گفته آقای عزت الله مطهری نه چیزی اثبات می شود و نه اهمیتی دارد. من وقتی این را شنیدم به آن سایت مراجعه کردم، حالا آن طور که در سایت ها مطرح کردند در کتاب نیست. در زندان هم با عزت شاهی روابط عمیقی نداشتم، ولی سلام و علیک خوبی داشتم. او را هم فردی میدانم که مسلمان است و اگر به یک حقیقتی برسد، خودش هم واکنش نشان میدهد. به ذهنم می زد اگر چنین چیزی در کتاب هست، بگویم که واقعیت ندارد. من در عین حال که برای این اتهامها اهمیتی قائل نیستم، اما معتقدم بعضی جاها باید پاسخ داد از باب ضرورت پاسخگویی، متن کتاب را دیدم، ایشان میگوید، «گفته می شود» این حرف غیر از این است که آقای عزت شاهی بیاید رسماً بگوید.

اصلاً مهم نیست که این حرف را آقای عزت شاهی بزند، وقتی که یک فردی 25 سال که از داستانی می گذرد و 25 سال هست که در هر سوراخی سر کرده و با همه نشست و برخاست داشته، موضوع منافقین هم در صدر کنترل و نظارت دستگاههای امنیتی، نه دیروز بلکه الآن هم قرار دارد و این آقا راست، راست دارد راه می رود، خودش بزرگترین دلیل برای بطلان چنین اتهامی است و اصلاً نیازی به پرداختن به آن نیست. ... در هر حال آن هم حرف باطلی بود، من بعداً که در کتاب دیدم، نوشته «گفته می شود» از این داستان خودم را باز داشتم که حتی به خود آقای عزت شاهی بگویم.»


اما با مراجعه به متن کتاب عزت شاهی خواهیم دید که عبارت «گفته می شود» مربوط به مسئله دیگری است، نه موضوع فراری دادن. عزت شاهی در خاطراتش این گونه آورده است: « من در جایی شنیدم که قبل از ترور آقای خامنه ای جواد قدیری گفته بود که کار نظام در همین پنج - شش روز تمام است، و اینها (مسئولین نظام) هم بار وبنه اشان را بسته اند. من همان موقع به آقای خسرو تهرانی{ از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب و متهمین به همکاری در فاجعه انفجار دفتر نخست وزیری} که در اطلاعات نخست وزیری بود پیغام دادم که جواد قدیری شوهر خواهر آقای عطریانفر چنین حرفی زده است. ما جای او را هم پیدا کرده ایم، بیایید پیگیری کنید که آنها این کار را نکردند. بعد خودمان حکم گرفتیم و رفتیم تا منزل او را بازرسی کنیم که دیدیم تخلیه شده است، گویا مدتی در منزل محمد عطریانفر در اختفا به سر می برد و بعد هم شنیدیم که از کشور گریخت و پس از چندی هم عطریانفر خواهرش زهره را به صورت غیر قانونی و قاچاق نزد وی فرستاد.»

در سال ٬1364 نام قدیری در لیست شورای مرکزی سازمان به عنوان « عضو مرکزیت» درج گردید. خاطرات احمد قدیریان نیز با این بخش از کتاب عزت شاهی منطبق است که قدیری «روز چهارم تیر1360به دوستان خود با اطمینان خبر می دهد که روز هفتم تیر ٬ کار یکسره خواهد شد.» وی روز ششم تیر نیز قبل از فرار از کشور«به بعضی از متهمین ( عضو سازمان) که مجدداً دستگیر شده اند گفته بود که فردا یعنی روز 7/4/60 کار نظام اسلامی تمام است.»

آری، برنامه دشمن حساب شده بود اما امداد غیبی که در ششم تیر ماه رخ داد، مانع از حضور آیت الله خامنه ای در جلسه فردا شب شد و سبب شد تا امروز با کمال افتخار ایشان را ولی امر خود و ذخیره انقلاب بدانیم. حال بهتر میتوان فهمید که چرا ذهن محافظان توانایی ایجاد این سؤال ساده را از دست داده بود که «چرا این ضبط به داخل آمده؟»


ادعای غرب در مبارزه با تروریسم وقاحت آمیز است
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری

رهبر معظّم انقلاب در پیامی به مناسبت آغاز بکار همایش مبارزه جهانی با تروریسم، با اشاره به سابقه قدرتهای سلطه گر در اقدامات تروریستی و حمایت از رژیم تروریستی صهیونیست و سیاهه بلند بالای آنها در ...


به بهانه سالگرد ترور رهبر معظم انقلاب
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، ترور

اولین جملاتی که مقام معظم رهبری با دست چپ نوشتند

آقا لوله تنفس داشتند و نمی‌توانستند حرف بزنند. خودشان کاملاً حس کرده بودند که دست راستشان کار نمی‌کند. اولین چیزی که با دست چپ نوشتند، دو سؤال بود.
 
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، ابتدای پیروزی انقلاب یکی از مشکلات جدی نظام جمهوری اسلامی موضوع منافقینی بود که برای رسیدن به اهدافشان دست به هر کاری می زدند و از کشته شدن زنان و کودکان و بی گناهان هیچ ترسی نداشتند. سال 60 سالی بود که آنها با عملیات های تروریستی پی در پی سعی در براندازی نظام داشتند. یکی از این عملیات ها ترور مقام معظم رهبری در 6 تیر 60 بود که الحمدالله با شکست منافقین رو به رو شد.

به همین مناسبت مطالبی را در چند روز آینده در اختیار مخاطبین مشرق قرار خواهیم داد.

*چهار پنج روز از عزل بنی‌صدر می‌گذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین بعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی، بحث داغ محافل بود. آیت‌الله خامنه‌ای که از جبهه‌ها برگشته و خدمت امام رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامه‌ شنبه‌ها، عازم یکی از مساجد جنوب‌شهر برای سخنرانی بودند.

خودرو حامل آیت‌الله خامنه‌ای که از جماران حرکت می‌‌کرد، آن روز مهمان ویژه‌ای داشت؛ خلبان عباس بابایی که می‌خواست درد دل‌هایش را با نماینده‌ امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آن‌ها نیم‌ ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفت‌وگوشان را در همان مسجد ادامه دادند.

نماز ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون. نمازگزاران همان‌طور منظم در صفوف نماز نشسته بودند. پرسش‌های نوشته‌ مردم را به سخنران می‌دادند، اگرچه بعضی از پرسش‌ها تند و حتی گاهی بی‌ربط بود.
آقا در سخنرانی مقدمه‌ای ‌چیدند تا به این‌جا ‌رسیدند که: «امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من می‌خواهم به بخشی از آن‌ها پاسخ بدهم.»

بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فری و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با ته‌ریش مختصر که آن روزها کلیشه‌ چهره‌ و تیپ خیلی از جوان‌ها بود. خودش را رساند به تریبون. ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه‌ Play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن نشد؛ مثل حالت پایان نوار، اما او رفت.

یک دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین‌طور که صحبت می‌کردند، گفتند: «آقا این بلندگو را تنظیم کنید.» بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند: «در زمان امیرالمؤمنین، زن در همه‌ جوامع بشری -نه فقط در میان عرب‌ها- مظلوم بود. نه می‌گذاشتند درس بخواند، نه می‌گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سیاسی تبحر پیدا بکند، نه ممکن بود در میدان‌های...
انفجار!
آقا که هنگام سخنرانی رو به جمعیت و پشت به قبله بودند، با یک چرخش 45 درجه‌ای به طرف چپ جایگاه افتادند. اولین محافظ خودش را بالای سر آقا رساند. مسجد کوچک بود و همان یک محافظ، به تنهایی تلاش کرد که آقا را بیاورد بیرون.

امام جماعت، متحیر وسط مسجد مانده بود. چشمش به یک ضبط صوت ‌افتاد که مثل یک کتاب، دو تکه شده بود. روی جداره‌ داخلی ضبط شکسته، با ماژیک قرمز نوشته بودند «عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی«.

بیرون از مسجد، در آغوش محافظ، لحظاتی به هوش آمدند. سرشان را آوردند بالا، اما زود سرشان افتاد. محافظ‌ها بلیزر سفید را انگار که ترمز نداشت، با سرعتی غیر قابل تصور می‌راندند.
در مسیر بیمارستان، هر وقت به هوش می‌آمدند، زیر لب زمزمه‌ای می‌کردند؛ شهادتین می‌گفتند. لب‌ها و چشم‌ها تکان می‌خوردند؛ خیلی کم البته.
در خیابان قزوین، خودرو به یک درمانگاه کوچک رسید. پنج نفر آدم با قیافه‌ خون‌آلود و اسلحه به دست، وارد درمانگاه شدند و آقا را روی دست این طرف و آن طرف ‌بردند.

با آن صورت خون‌آلود، کسی امام جمعه‌ شهر را نشناخت. دکتری با گوشی، دکتری ضربان قلب را گرفت: «نمی‌شود کاری کرد.» محافظ‌ها با سرعت به سمت در خروجی رفتند. پرستاری که تازه از راه رسیده بود، پرسید: «ایشان کی هستند‌؟ دارند تمام می‌کنند» اسم آقای خامنه‌ای را که شنید، گفت: «ببریدشان بیمارستان؛ اما یک کپسول اکسیژن هم با خودتان ببرید«.

انگار کسی صدای آن پرستار را نشنید. کپسول را برداشت و خودش را به ماشین رساند. «آقا این کپسول لازمتان است.» کپسول اکسیژن و پایه‌ آهنی چرخدار را نمی‌شد برد توی ماشین. پایه‌های کپسول را تکیه دادند روی رکاب ماشین، پرستار هم نشست بالای سر آقا. در تمام راه، ماسک اکسیژن را روی صورت آقا نگه داشت و به همه دلداری ‌داد.
یکی از محافظ‌ها پرسید:»حالا کجا برویم!؟» پرستار گفت: «بیمارستان بهارلو، پل جوادیه». ماشین انگار ترمز نداشت.
محافظ بیسیم را برداشت. کُدشان «حافظِ هفت» بود. «مرکز 50- 50»؛ این رمزِ آماده‌باش بود، یعنی حافظ هفت مجروح شده. کسی که پشت دستگاه بود، بلند زد زیر گریه.
محافظ یک‌دفعه توی بیسیم گفت: «با مجلس تماس بگیر.» اسم دکتر فیاض‌بخش و چند نفر دیگر از پزشک‌های مجلس را هم گفت؛ «منافی، زرگر، ... بگو بیایند بیمارستان بهارلو.».
ماشین را از در عقب بیمارستان بردند توی محوطه‌. برانکارد آورند و آقا را رساندند پشت در اتاق عمل. دکتر محجوبی از همدان آمده بود بیمارستان بهارلو. تازه جراحیش‌ را تمام کرده بود. داشت دستش را می‌شست که از اتاق عمل خارج شود. آقا را که با آن وضع دید، گفت خیلی سریع دوباره اتاق عمل را آماده کنند.
سمت راست بدن پر از ترکش بود و قطعات ضبط صوت. قسمتی از سینه کاملاً سوخته بود. دست راست از کار افتاده بود و ورم کرده بود. استخوان‌های کتف و سینه به راحتی دیده می‌شد. 37 واحد خون و فراورده‌های خونی به آقا زدند. این همه خون، واکنش‌های انعقادی را مختل ‌کرد. دو سه بار نبض افتاد. چند بار مجبور شدند پانسمان را باز کنند و دوباره رگ‌ها را مسدود کنند. کیسه‌ها‌ی خون را از هر دو دست و هر دو پا به بدن تزریق ‌می‌کردند، اما باز هم خون‌ریزی ادامه داشت.
یک‌دفعه یکی از دکترها دست از کار کشید. دستکشش را درآورد و گفت: «دیگر تمام شد.» بی‌راه نمی‌گفت؛ فشار تقریباً صفر بود. یکی دیگر از دکترها به او تشر زد که چرا کشیدی کنار؟
فشار کم‌کم بالا آمد و دوباره شروع کردند.
دکتر منافی، همان‌ طور که می‌آمد بیمارستان بهارلو، تلفن زده بود که دکتر سهراب شیبانی، جراح عروق و دکتر ایرج فاضل هم بیایند. آقای بهشتی هم دکتر زرگر را خبر کرده بود.
دکتر محجوبی که حال و روز دکتر زرگر را دید، گفت: «نگران نباش، من خون‌ریزی را بند آورده‌ام.»
عمل تا آخر شب طول کشید، اما دیگر نمی‌شد درمان را آن‌جا ادامه داد. کنترل امنیتی بیمارستان بهارلو مشکل بود. تنها بیمارستانی هم که می‌شد بعد از عمل مراقبت‌های لازم را به عمل آورد، بیمارستان قلب بود. آن موقع رئیس بیمارستان قلب دکتر میلانی‌نیا بود. چند ماه بعد، نام همین بیمارستان را گذاشتند «بیمارستان قلب شهید رجایی«.
هلی‌کوپتر خبر کردند. نمی‌توانستند بیمار را از میان ازدحام مردم نگران بیرون ببرند. محافظ پشت بی‌سیم گفته بود که قلب ایشان صدمه دیده؛ رادیو هم همین را اعلام کرده بود. مردم نگران بودند که نکند قلب ایشان از کار افتاده باشد، آمده بودند و می‌گفتند «قلب ما را بردارید و به ایشان بدهید«.
با هزار ترفند، هلی‌کوپتر را وسط میدان بیمارستان نشاندند. تا برسند به بیمارستان قلب، خط مونیتور وضعیت نبض، دو بار ممتد شد.
دکترها می‌گفتند آقا چند مرتبه تا مرز شهادت رفته‌ و برگشته. یک‌بار همان انفجار بمب بود، یک‌بار خون‌ریزی بسیار وسیع و غیر قابل کنترل بود، یک‌بار هم جمع شدن پروتئین‌ها در ریه و حالت خفگی. همه‌ این‌ها گذشت، اما بیمار تب و لرز شدیدی داشت. چند پتو می‌‌انداختند روی‌ آقا. گاهی حتی دکترها بغلشان می‌کردند تا لرز را کمتر کنند. معلوم نبود منشأ این تب‌ها کجاست؟ ضایعه‌ کوچکی هم در ریه دیده بودند.
آقا لوله تنفس داشتند و نمی‌توانستند حرف بزنند. خودشان کاملاً حس کرده بودند که دست راستشان کار نمی‌کند. اولین چیزی که با دست چپ نوشتند، دوتا سؤال بود؛ «همراهان من چطورند؟» «مغز و زبان من کار خواهد کرد یا نه؟»

دکتر باقی روی سطحی از پوست بدن کار می‌کرد که برای ترمیم و پیوند به قسمت‌های آسیب‌دیده برداشته بودند. زخم‌ها زیاد بودند. درد زخم‌ها خیلی زیاد بود، اما دکترها می‌گفتند تحمل‌ آقا زیادتر است. می‌گفتند «اصلاً مسکّن‌ها به حساب نمی‌آیند.»
بحث دکترها این بود که بالاخره تکلیف این دست چه می‌شود؟ شکستگیش رو به بهبود بود، ولی هیچ‌ علامت حرکتی نداشت. چند نفر از جراحان و ارتوپدها بحث می‌کردند که دست قطع شود یا بماند.
امام مرتب پیغام می‌دادند و از اطرافیان می‌پرسیدند که: «آقاسیدعلی چطورند؟» پیامشان ساعت دو بعد از ظهر پخش ‌شد. دکتر میلانی‌نیا رادیو را گذاشت بیخ گوش آقا. آن‌ موقع ایشان به هوش بودند؛ روح تازه‌ای انگار در وجودشان دمید، جان گرفتند.
حالشان بهتر بود، اما هنوز قضیه‌ هفتاد و دو تن را نمی‌دانستند. از تلویزیون آمدند که گزارش تهیه کنند. یک ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش آمد. پرسیدند حالتان چطور است؟ گفتند: «من بحمدالله حالم خیلی خوب است» و شعر رضوانی شیرازی را خطاب به امام خواندند:
«بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت سر خُمِّ می سلامت، شکند اگر سبویی»
آقای هاشمی می‌گفت «اگر یک روز از حال آقا باخبر نباشم، احساس می‌کنم چیزی کم دارم.» برای همین مرتب از ایشان احوال‌پرسی می‌کرد. حاج احمدآقا هم همین‌طور؛ مرتب احوال می‌پرسیدند و روزانه به حضرت امام خبر می‌دادند.
کم‌کم به اطرافیان فشار می‌آوردند که: «آقاجان من باید از وضع کشور اطلاع پیدا کنم. شما هم رادیو را از من گرفته‌اید، هم تلویزیون را.» دکترها بهانه می‌آوردند که امواج رادیویی، دستگاه‌های درمانی ما را به‌هم می‌ریزد و عملکردشان را مختل می‌کند!
خیلی از چهره‌های انقلاب برای عیادت می‌آمدند، اما آقا مرتب از شهید بهشتی می‌پرسیدند: «چرا همه می‌آیند، اما ایشان نمی‌آید؟» شک کرده بودند که یک خبرهایی هست. دور و بری‌ها هم مانده بودند که چطور به ایشان بگویند. دکتر منافی گفت بهترین راه این است که بگوییم حاج احمدآقا و آقایان رجایی و باهنر و هاشمی رفسنجانی بیایند و کم‌کم ایشان را مطلع کنند. جمع شدند، اما باز هم نتوانستند بگویند. گفتند فقط یکی‌ دو نفر شهید شده‌اند.
آقا از جمع آن شهیدها به دو نفر خیلی علاقه داشت؛ دکتر بهشتی و محمد منتظری. اولین کسی هم که به بیمارستان بهارلو آمده بود، محمد منتظری بود. آقا اول پرسیدند آقای بهشتی چطورند؟ گفتند یک‌ مقدار پاهایش مجروح شده است. آقایان که رفتند، ایشان رو کردند به دکتر میلانی‌نیا و پرسیدند شما از حال ایشان خبر داری؟ دکتر گفت: «بله، از وضعشان باخبرم.» پرسیدند: «مراقبت جدی از حال ایشان می‌شود؟ آن‌جا هم سر می‌زنید؟» بعد هم دکتر را سؤال‌پیچ کردند. دکتر میلانی‌نیا با بغض از اتاق زد بیرون. دوباره که آمد، آقا را دید که‌ بچه‌های همراه را جمع کرده‌اند و ازشان بازجویی می‌کنند. دکتر دست و رویش را شسته بود. نشست و یکی یکی اسم همه‌ شهدای حزب را به آقا گفت.
شیرینی عیدی گروهک فرقان، به کام مردم نشست. هر وقت که در حزب جلسه بود، آقا آخرین نفری بود که از حزب می‌آمد بیرون.


بنی صدر: رفتار آقای خمینی و آقای خامنه‌ای در خرداد 60 و 88 یکی بود
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدابوالحسن بنی صدر ، امام خمینی(ره) ، مقام معظم رهبری

ابوالحسن بنی صدر، رئیس جمهور مخلوع ایران، در مصاحبه ای اذعان کرد که برخورد رهبر معظم انقلاب با جریان فتنه همانند رفتار امام خمینی(ره) با او و حامیانش(که مجاهدین خلق اصلی ترین آنها بودند) بوده است.

به گزارش جهان، وی در گفت وگو با دویچه وله گفت که آقای خامنه ای در خرداد ۸۸ عین حرف‌های آقای خمینی در خرداد ۶۰ را زد.

وی البته ادعا کرد که سخنان امام راحل در خرداد ۶۰ علیه حامیان بنی صدر که اغلب مجاهدین خلق و توده ای ها بودند، خشونت آمیز بوده و "همین حرف‌ها را آقای خامنه‌ای به بیان دیگر در خرداد ۸۸ زده است."

گفتنی امام راحل در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ بنی‌صدر را از فرماندهی کل نیروهای مسلح عزل کرد، با این حال سه روز بعد طی یک سخنرانی خطاب به وی عنوان کردند: حالا هم دیر نشده... آن آقا هم بروند عذرخواهى کنند از ملت؛ بگویند ملتى که به من رأى داد من مطابق رأى آنها عمل نکردم؛ از حالا به بعد مى‏کنم. ... الآن هم من نصیحت مى‏کنم... آقاى رئیس جمهور را، ... که آقا شماها دست بردارید از این سنگ‏اندازى جلوى چرخ اسلام، دست بردارید از این تضعیف مجلس و تضعیف روحانیت و تضعیف ملت و تضعیف روحیه ملت و تضعیف روحیه ارتش.

بنی صدر هرگز ابراز پشیمانی نکرد تا اینکه سرانجام در تاریخ ۱ تیر ۱۳۶۰ و در پی اعلام نظر مجلس ـ که طی روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد که بر عدم کفایت سیاسی رئیس‌جمهور رأی داده بودند ـ امام، بنی‌صدر را از سمت ریاست جمهوری عزل کردند.

با وجود امام راحل بار دیگر بنی‌صدر را توصیه کرد که توبه کند و مبادا در دام گروههای خارج از کشور بیفتد زیرا به نفع او نیست.

نسخه ملایم همین توصیه ها را رهبر معظم انقلاب در ۲۹ خرداد ۸۸ به سران جریان فتنه کرد و از آنان خواست که به رای مردم و قانون احترام بگذارند و از آشوب طلبی پرهیز کنند که عاقبت این راه خطرناک است اما آنان همانند بنی صدر به این توصیه های دلسوازنه گوش نکردند.


سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در مجلس اول
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سیدابوالحسن بنی صدر ، سخنرانی
چهارده دلیل برای اثبات عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور

ویژه نامه خبرآنلاین در سالگرد عدم کفایت سیاسی اولین رئیس جمهور ایران / سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در مجلس شورای اسلامی، سال 1360

متن سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در مجلس به شرح زیر است:
«در این لحظات حساسی که یکی از سرنوشت‌سازترین صفحات تاریخی ایران رقم زده می‌شود، از خدا می‌خواهم که مرا به آن‌چه که رضای اوست، هدایت کند و از طغیان زبان و دل و غلبه‌ی هوی و هوس نگه دارد. و اکنون که پس از یک سکوت و بردباری طولانی و دردناک، فرصت و تکلیف گفتن و افشا کردن داده است نیز مانند گذشته ما را مدد رساند، یاری کند.
 
مخاطب این سخن، شما نمایندگان مردم هستید و آن‌گاه همه‌ی ملت ایران و بالأخره تاریخ و نسل‌های آینده که در کار ما به دقت‌ نظر خواهند کرد و من با این توجه، در محضر خدا و در حضور شما و همه‌ی کسانی که این سخن را خواهند شنید، اعلام می‌کنم که این‌جانب آقای بنی‌صدر رئیس جمهور را دارای کفایت سیاسی برای اشغال پست خطیر ریاست جمهوری نمی‌دانم.
 
پیش از آن ‌که به دلایل متعدد خود در اثبات این ادعا بپردازم، لازم می‌دانم که اول کفایت سیاسی را که در اصل 110 قانون اساسی به آن اشاره شده، معنا کنم.
 
کفایت سیاسی یعنی این ‌که شخص برای اداره‌ی مسئولیتی که بر عهده‌ی او گذاشته شده، کافی و صالح نباشد. فقدان کفایت سیاسی یعنی در هنگامی که وی آن شرایطی را که برای انجام این مسئولیت در قانون اساسی معین شده، فاقد باشد و کمبود یا عیبی داشته باشد که با آن صفات مقرره منافی است. اصل 115 قانون اساسی صفات لازم برای ریاست جمهوری را از جمله امانت و تقوی، اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی و مدیر و مدبر بودن می‌داند. هرکدام از صفات بالا که در شخصی نباشد، وی برای احراز این مقام فاقد کفایت و صلاحیت است.
 
با این زمینه، اکنون می‌توان به بررسی وضع آقای بنی‌صدر در رابطه با مقام ریاست جمهوری پرداخت. درباره‌ی عدم کفایت آقای بنی‌صدر، یعنی فقدان برخی از این صفات در ایشان، برادران مطالبی قبلاً اظهار کردند که هیچ جوابی از سوی مخالفان طرح به آن مطلب داده نشده است، و به عکس برخی از مخالفان به جای آن ‌که دلیلی بر کفایت آقای بنی‌صدر بیاورند و یا دلایل موافقان طرح را رد کنند، غالباً با تکیه بر شعار و احساسات سعی کرده‌اند حقیقت را بپوشانند.
 
لازم می‌دانم تذکر بدهم نظر من به مخالفینی است که دیروز در آغاز طرح بحث، درباره‌ی مخالفت صحبت کرده‌اند و فرصت را مغتنم شمرده‌اند تا حرف‌های دل خود و حتی نظرات ویژه‌ی خود در مخالفت با جریان فقاهت را که امروز در برابر تخلفات و عدم صلاحیت‌های آقای بنی‌صدر مقاومت می‌کند، به عنوان دفاع از آقای بنی‌صدر در این تریبون بگویند.
 
این عمل تا به آن‌جا عجولانه و ناشیانه انجام گرفت که اولین مخالف پیش از آن‌ که حتی یک کلمه درباره‌ی عدم کفایت آقای بنی‌صدر در مجلس گفته باشد، اظهار داشت که دلایل ادراک شده مربوط به تخلفات آقای بنی‌صدر است نه مربوط به عدم کفایت وی و بلافاصله ایراد گرفت که این دخالت قوه‌ی مقننه در قوه قضائیه است.
 
در اظهارات مخالفان طرح، اصرار عجیبی شد که اثبات عدم کفایت آقای بنی‌صدر را به یک دشمنی شخصی با بنی‌صدر یا به یک جریان حزبی یا سیاسی برگرداند و این برخلاف واقع است.
 
این یک خصومت شخصی یا جریان حزبی نیست. یک تکلیف شرعی و مسئولیت الهی و پاسخ به یک خواست مردمی و عمومی است. اگر نگرانی حفظ انقلاب و اسلام و لزوم ادای مسئولیت در قبال مردم نبود و ما حاضر می‌شدیم آقای بنی‌صدر را با همه‌ی عیوب و اشکالات تحمل کنیم و از مسئولیت الهی نمی‌اندیشیدیم، یقیناً نه آقای بنی‌صدر و نه شاید همین برادران، ما را به انحصارطلبی و قدرت‌گرایی و امثالهم متهم نمی‌کردند.
 
ما به خاطر خدا و در پاسخ به اطمینانی که امام امت ابراز می‌فرمودند و به خاطر مسئولیت سنگینی که در شورای انقلاب برعهده داشتیم، همواره در برابر جهت‌گیری‌های غرب و موج فرهنگ بیگانه از اسلام که به دست آنان گسترش می‌یافت، مقاومت می‌کردیم و این برای آقای بنی‌صدر و جناحی که وی را بهترین سنگر خود می‌شناخت، غیر قابل تحمل بود و همین بود که آن همه اتهام‌ها و اهانت‌ها را به دنبال می‌آورد.
 
یکی از مخالفین طرح به عنوان دفاع از آقای بنی‌صدر اظهار کردند که مخالفان وی برکناری او از فرماندهی کل قوا را مورد بهره‌برداری قرار داده و جو را متشنج کرده‌اند و مجال سخن برای او نگذاشته‌اند.
 
این برادر محترم گویا فراموش کرده است که آقای بنی‌صدر در پاسخ به اقدام امام در برکناری وی اعلامیه‌ای داد که با این ‌که سرشار از کذب و قلب حقیقت بود و در آن مردم را تحریک در مقابل دولت و به شورش و برهم زدن نظم عمومی کرده بود، اجازه یافت که از همین تریبون مجلس خوانده و از طریق رادیو و رسانه‌های گروهی در سراسر کشور پخش شود و البته پیش از آن، بسیاری از رادیوهای وابسته به شبکه‌ی تبلیغاتی صهیونیستی پخش شده بود.
 
اگر آقای بنی‌صدر در مجلس حضور ندارد، هستند آقایانی که همان ادعاهای بی‌دلیل و تهمت‌های ناروایی را که بیش از یک سال است آقای بنی‌صدر با استفاده از همه‌گونه وسائل ارتباط جمعی و بسیاری شیوه‌های تبلیغاتی تحمیل و بارها در سخنرانی و مصاحبه و مقاله گفته و نوشته و کوشیده‌اند تا به خورد اذهان بسیاری از بی‌خبران دهد و البته هرگز موفق هم نشده‌اند. باز هم تکرار کنند و غیرمنصفانه دیگران را شکنجه‌گر و او را فریاد کننده و دیگران را متعرض و او را مدافع جلوه دهند.
 
بله آقایان، جای آقای بنی‌صدر خالی نیست. به جز شما که بلندگویان اوئید، ایشان یک سال و نیم است می‌گوید و می‌نویسد و در مقابل جوابی متناسب با آن ‌همه، اکنون شما هم بخشی از آن را تکرار می‌کنید. گفته‌اند کاش ایشان شخصاً حضور می‌یافت و هرچه می‌خواست هجوم تبلیغاتی نمی‌شنود. ایشان همه‌ی حرف‌های خود را که می‌گفت تا بر شما نیز یک بار دیگر ثابت شود که وی حرفی را که نگفته باشد، ندارد.
 
و این دیگران هستند که گفتنی‌های فروخورده‌ای که برای مصلحت انقلاب و اسلام ناگفته گذاشته‌اند، بر زبان دارند. ما از این برادران گله‌ای نمی‌توانیم داشته باشیم. چرا که پذیرفته‌ایم که آن‌چه امروز همیشه در مقابل خط انقلاب و اسلام راستین ایستاده و با آن در افتاده، یک جریان است و این برادران اگر حتی چنان‌چه اظهار می‌کنند، با آقای بنی‌صدر مخالف هم باشند، نمی‌توانند ربط خود را به آن جریان پوشیده نگه دارند. طیفی که امروز بر محور آقای بنی‌صدر، با دولت‌مردان مکتبی مبارزه می‌کند، شامل این عناصر نیز هست.
 
برادران مخالف با اشاره به حضور مردم در خیابان‌ها و تشویق آقای رجایی که از آنان به نام حزب‌الله نام می‌برد، این کار را خلاف مصلحت و روشی غیر منطقی دانسته، اظهار داشته‌اند که با تحریک مردم هیچ مسئله‌ای حل نمی‌شود. این برادران گویا فراموش کرده‌اند که مردم را آقای رجایی به خیابان‌ها نکشانید. این حضور کوبنده و قاطع مردم فقط و فقط هنر شور و انگیزه ایمانی خود آنان و صدای رسا و همیشه نافذ امام امت بود و همیشه چنین بوده است. در گذشته هم هیچ عامل دیگری نمی‌توانست مردم را به حضور در صحنه وادار کند. نه فقط امروز، در گذشته هم شما نه این حرکت را به درستی می‌شناختید و نه بر آن توانایی داشتید و فرق میان امام بر حق این امت با مدعیان مبارزه‌ی سیاسی را نمی‌دانستید. او به مردم تکیه می‌کند، از آن‌ها مسئولیت می‌خواهد، به آن‌ها اعتماد می‌کند، برای آن‌ها ارزش قائل است و مدعیان سیاست از این ‌همه غافل و از خیرات آن محرومند.
 
روزی که امام به ایران آمده بودند نیز بودند کسانی از مدعیان که امام را به لحاظ صرف وقت طولانی در اجتماعات فشرده‌ی مردم ملامت می‌کردند و به جای آن، نشست و برخاست با سیاسیون و به قول خودشان با آدم‌های حسابی را پیشنهاد می‌نمودند. «حزب‌الله» که آقای رجائی از آنان تشکر کرد و باید هم می‌کرد، همین مردم کوچه و بازار و همین عامه‌ی مردم متوسط و پایین هستند که رجل سیاسی تحقیرشان می‌کند. مجاهد [مجاهدین خلق] و پیکاری و غیره هم می‌زند و می‌کشد و هم متهمشان می‌سازد و روشنفکرنمای وابسته به شرق و غرب باران تهمت و افترا را برسرشان می‌بارد. در عین حال بار اصلی انقلاب بر دوش آن‌هاست، ارتش و سپاه و بسیج متشکل از آن‌هاست، جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها گرم از آن‌هاست، دشمن نگران حضور آن‌هاست و امام امت پشتیبان و مدافع آن‌هاست و من نیز به عنوان یکی از همین مردم به آن‌ها از همین تریبون توصیه می‌کنم که حضور خود را حفظ کنند و صحنه را برای دشمن خالی نکنند.
 
آخرین نکته‌ای که در این مقدمه می‌خواهم بگنجانم، این است که عشق به جمهوری اسلامی ما را هم مثل آن برادری که دیروز سخن گفت، وادار به حراست از نهاد ریاست جمهوری و حمایت از اولین ریاست جمهوری می‌کرد. همین احساس موجب آن شد که ما با این ‌که آقای بنی‌صدر را از اول صالح برای احراز این مقام نمی‌دانستیم، پس از آن ‌که انتخاب شد، از او دفاع کردیم. این‌جانب در نماز جمعه بارها و بارها از او حمایت کردم و مردم را به حمایت از او دعوت کردم و علی‌رغم آن ‌همه فشار تبلیغاتی نسبت به جریان خط امام، عکس‌العمل نشان ندادم. اما جان کلام این‌جاست که وقتی وجود او با استفاده از انواع روش‌های تخریبی برای همین جمهوری به صورت آتشی بی‌علاج درمی‌آید و او در مقام ریاست جمهوری بزرگ‌ترین مدعی جمهوری اسلامی و تحقیرکننده‌ی آن و بلندگوی مخالفان آن می‌شود، آیا باز هم حمایت از او به معنی حمایت از جمهوری اسلامی است؟ نه برادر، منصفانه قضاوت کن.
 
هیچ حمایتی از بنی‌صدر ارزش واقعی و عملی حمایت امام از او را نداشت. اما دیدید که امام هنگامی که پس از یک سال صبر و سکوت دردآلود مشاهده کردند که همچنان خط نفاق و ارتداد و کفر و استکبار سنگر مستحکمی در وجود آقای بنی‌صدر یافته است، حمایت خود را از او سلب کرده‌اند و این را برای خود تکلیف دانسته‌اند. شما که به حمایت امام تا اسفند 59 تکیه می‌کنید، چرا به سلب امام در خرداد 60 تکیه نمی‌کنید؟ اگر عمل امام برای ما و شما حکمت‌آمیز و قابل پیروی است، چرا میان دو عمل امام تفاوت قائلید؟ بیایید به راستی بر این انقلاب، بر این مردم و بر این جمهوری و بر این‌ همه خون به ناحق ریخته دل بسوزانیم. اختلاف نظرها و دودستگی‌ها را در قضاوت‌هایی که به سرنوشت ملت ما مربوط است، دخالت ندهیم و خدا را حاضر و ناظر بشماریم.
 
 دلائل مطرح شده توسط آیت الله خامنه ای
 
اکنون به اصل مسئله می‌رسیم و من دلایل خودم را در موارد زیر خلاصه می‌کنم. البته بعضی از این دلایل شاید به همین زبانی که من خواهم گفت یا به زبان دیگری گفته شده، البته دلایلی هم هست که تا کنون ذکر نشده.
 
1- رئیس‌ جمهور صلاحیت و کفایت خود را باید در احترام به نهادهای قانونی ثابت کند. چرا که مشروعیت او مبتنی بر حرمت قانون‌ اساسی‌ای است که آن نهادها بخشی از تحقق خارجی آن را تشکیل می‌دهند. آقای بنی‌صدر بارها به نهادهای قانونی بی‌حرمتی روا داشته و به این طریق پایه‌ی مشروعیت خود را سست کرده است. نمونه: امضا نکردن لوایح مصوبه‌ی مجلس، اهانت به شورای نگهبان و شورای عالی قضائی، متهم کردن مجلس شورای اسلامی، اهانت دائمی و مستمر به کابینه و شخص رئیس دولت، مخالفت آشکار و پنهان با سپاه پاسداران و جهاد سازندگی و دیگر نهادهای انقلابی و قانونی. وقتی رئیس‌جمهور با بی‌حرمتی به این نهادهای قانونی، خود را که جزئی از مجموعه دولت است، از آن جدا می‌کند، در حقیقت قانون اساسی را که قاعده‌ی وجود خود اوست، سست می‌کند که این حد اعلای بی‌کفایتی است.
 
2- رئیس ‌جمهور بالاترین مقامی است که حفظ حرمت نظام جمهوری اسلامی از او انتظار می‌رود. تحقیر جمهوری تحقیر رئیس ‌جمهوری است. آقای بنی‌صدر در یک جمله‌ی کوتاه، جمهوری اسلامی و نهاد ریاست جمهوری را تحقیر می‌کند: «این جمهوری جمهوری نیست که من فخر کنم رئیس آن باشم.» در این جمله‌ی معروف و زبان‌زد فقط از یک چیز ستایش شده و آن شخص ابوالحسن بنی‌صدر است. هیچ فرهنگی نمی‌تواند شخصی را که برای بزرگ قلمداد کردن خود، در عین حال مقام ریاست جمهوری و نظام جمهوری اسلامی را تحقیر می‌کند، دارای کفایت و شایستگی سیاسی بداند.
 
3- آقای بنی‌صدر در مقابله با کسانی که وی آن‌ها را دشمن خود فرض می‌کرد، از هیچ اقدامی کوتاهی نکرد و حتی از این‌ که رویه‌های تخریبیش اساس جمهوری و استقلال کشور را خدشه‌دار می‌کند، پروایی نورزید. شاید امروز بالأخره وقت آن رسیده باشد که بپرسیم ماجرای بحران عمومی که یکی از نزدیکان و مشاوران وی در مناظره‌ی کذایی تلویزیونی مطرح کرد، واقعاً چه بود؟ سندهای افشاگرانه‌ای در این زمینه در دست است. بر اساس صورت‌جلساتِ یکی از جمع مشاوران و هم‌فکران نزدیک ایشان- این صورت‌جلسه همین‌جا موجود است- یکی از نقشه‌های آنان این بوده است که پس از روی کار آمدن دولتی که مجلس به آن رأی تمایل داد، آقای بنی‌صدر او را نمی‌پسندد، با کارشکنی‌ها و مخالف‌خوانی‌ها جلوی موفقیت او را بگیرند تا بی‌آبرو و ساقط شود و با یک جدال سیاسی، کارها را خود قبضه کنند.
 
رفتار نخست‌وزیر آقای بنی‌صدر و دوستانش در مقابله با دولت آقای رجایی قدم به قدم نشان‌دهنده‌ی همین طرح است. تقوای سیاسی و تعهد اسلامی که شرط اصلی ریاست جمهوری است، چنین روشی را نفی می‌کند و هرگز با آن نمی‌سازد.
 
4- در انقلاب و نیز در جمهوری ما که ثمره‌ی آن بود، ویژگی بارز چشم‌گیری می‌توانست آن را از همه‌ی تجربه‌های متشابه متمایز کند. «حقیقت‌گرایی» به جای «سیاست‌گرایی» بوده. همه‌ چیز در روش و رفتار امام و در خطوط سیاسی داخلی و خارجی ما از چنین روشی خبر می‌داد. آقای بنی‌صدر در مقام ریاست جمهوری این روش را نقض کرد و سیاست‌بازی را جانشین حقیقت‌گرایی کرد. نمونه‌ی این رفتار را در ایشان می‌توان به وضوح و تکرار دید.
 
از آن جمله است موضع‌گیری در مقابل گروه‌ها و گروهک‌ها. پیش از ریاست جمهوری، مجاهدین را به نحوی محکوم کرد. پس از ریاست جمهوری که به سازمان‌دهی آنان احساس نیاز می‌کرد، آن‌ها را به خود نزدیک ساخت. کارت حمل سلاح برای آنان صادر کرد و از عناصر و سازمان‌دهی آنان برای اداره‌ی اجتماعاتی که تشکیل آن را برای مقاصد خود لازم می‌شمرد، بهره گرفت. سندی به خط و امضای رجوی در دست است که حاکی از هم‌فکری و هم‌کاری آنان با آقای بنی‌صدر در رابطه با انتخابات مجلس شورای اسلامی و نقض طرح دومرحله‌ای و بعضی مطالب دیگر است. لحن حرف در این نامه که به خط رجوی است، خطاب به آقای بنی‌صدر جوری است که حاکی از استمرار روابط ایشان می‌باشد. این آقایان خیلی صمیمی و دوستانه پیشنهاد می‌کنند و نظر می‌دهند، سؤال می‌کنند و اعلام هم‌فکری می‌کنند.
 
از آن جمله از موضع‌گیری او نسبت به امام، همین اواخر به ظاهر خود را به امام متعهد وانمود می‌کرد. امام را پدر و مراد خود می‌نامید و نام امام، آری فقط نام را گرامی می‌داشت، اما در عمل همه‌ی جوانب دیگر ولایت فقیه را مورد تعرض قرار می‌داد. امام از سپاه با آن لحن تجلیل می‌کرد و او سپاه را مکرراً، از جمله در 14 اسفند در سخنرانی و غیره، به صراحت می‌کوبید. امام تصرف لانه جاسوسی را انقلاب دوم می‌نامید و او بارها آن را رد می‌کرد. امام قبل از عاشورا به روزنامه‌ها اعتراض کرد و بر آنان به خاطر پرداختن به مسائل تفرقه‌انگیز و تشنج‌انگیز نهیب زد و او در سخنرانی عاشورا گفت که جنگ موجب آن نمی‌شود که روزنامه‌ها محدود شوند. امام هیئت سه نفری را حاکم ساخت و او آن را بی‌اعتبار دانست. امام شورای عالی قضائی را معتبر و مرجع شمرد، او آن را غیر قانونی اعلام کرد. امام در اسفند 59 روزنامه‌ها را موظف به سکوت و عدم تعرض به هم‌دیگر نمود، او در اولین شماره‌ی روزنامه‌اش در فروردین 1360 کارنامه‌ی خود را سرشار از مطالب خلاف حقیقت و تشنج‌انگیز منتشر کرد.
 
یکی از اصول اخلاقی اسلام و مصداق بارز تقوا و امانت که جزء صلاحیت‌ها و شرایط رئیس‌جمهور در قانون اساسی به شمار آمده است. صداقت و راست‌گویی است. آقای بنی‌صدر این شرط را نقض کرده و اساس کار خود را بر عدم صداقت در اظهار و در عمل نهاده است.
 
مثال، بهره‌ی بانکی است که قبلاً بارها گفته‌ام و تکرار نمی‌کنم. اما مثال برجسته و واضح، مسأله‌ی گارد ریاست جمهوری است. به دنبال اعتراض‌هایی که در طی عمل‌کرد روز 14 اسفند نسبت به گارد ایشان در سطح جامعه مشاهده شد، ایشان بارها حضور گارد ریاست جمهوری را منکر شد و در کارنامه‌ی خود صریحاً نوشت «مرا گاردی نیست.» در اختیار این‌جانب یک پرونده‌ی قطور درباره‌ی گارد ریاست جمهوری است. این پرونده بخشی از پرونده‌ی مربوط به گارد ریاست جمهوری است که دو برابر این است و آن‌چه در اختیار بنده است، وجود چنان گاردی که در اوایل سال 1359 تشکیل شد و حتی از مربیان کره‌ای برای آموزش آن کمک گرفته شده است، مدلل می‌سازد. از آن‌ همه فقط به یک برگ اکتفا می‌کنم و بقیه در دسترس است. این نامه‌ای است که آقای بنی‌صدر در تاریخ 25/3/59 نوشته‌اند: «سرکار سرهنگ سیروس پرچمدار، به موجب این فرمان -توجه به تعبیرات بکنید- از تاریخ 11/2/59 به سمت مسؤول گارد حفاظت ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌گردید. ضروری است هرچه سریع‌تر نسبت به سازمان‌دهی و آموزش اقدام و از بروز هرگونه بی‌نظمی در کلیه‌ی مراسم، جلوگیری به عمل آورید. رئیس ‌جمهور دکتر ابوالحسن بنی‌صدر -امضای او که پای ورقه موجود است.
 
ایشان با وجود چنین فرمانی، این ‌طور صریح در کارنامه نوشته مرا گاردی نیست. عوامل ایشان هم شروع کردند مقدمه‌چینی که بله، ایشان گاردی ندارند. به دنبال شایعه‌ی مسافرت دو تن از یاران ایشان به اروپا و شاید امریکا برای مقاصدی نامعلوم، ایشان روز 14 اسفند با کمال صراحت و جسارت این شایعه را مطرح کرد. برای اثبات دروغ بودن آن، آن دو نفر مشار الیه را که آقایان منصور فرهنگ و سنجابی بودند، در تریبون نزد خود فراخواند و به مردم نشان داد وحضور آنان در آن ساعت را دلیل دروغ بودن شایعه‌ی مسافرت آنان قلمداد کرد.
 
سندی در اختیار هست که مسافرت آقای منصور فرهنگ را که مضمون شایعه‌ی تکذیب شده است، مسلم می‌سازد. سند: «وزارت امور خارجه، اداره‌ی گذرنامه. خواهشمند است دستور فرمایید جهت جناب آقای دکتر منصور فرهنگ و احمد تاجیک، مشاورین ریاست جمهوری که برای انجام مأموریتی عازم کشورهای فرانسه، انگلیس، ایتالیا، آلمان غربی، اتریش و سوئد هستند، گذرنامه‌ی سیاسی صادر و روادید لازم را تهیه فرمایید. فیش مبلغ چهل هزار یال پول عوارض خروج و چهار قطعه عکس و رونوشت شناسنامه مشار الیهما پیوست می‌باشد».
 
البته بعد، در زیرش رئیس دفتر ریاست جمهوری، آقای تقوی آن را امضا کرده‌اند. در کنار این امضا هم با خط آقای تقوی نوشته است که به اداره‌ی امور مالی ایفاد می‌گردد تا نسبت به مورد مبلغ چهل هزار ریال که بابت عوارض هست، اداره‌ی امور مالی آن را بدهند و نیز بلیت رفت و برگشت را تهیه کنند.
 
در مورد شایعه‌ی اقامت ایشان در یک کاخ، بارها نوشت و گفت که من هیچ خانه‌ای از خود ندارم و در هیچ کاخی سکونت نمی‌کنم. این‌جانب خود و همه اعضای شورای انقلاب سابق و دیگران شک ندارند که ایشان تا آخرین روز اقامت خود در تهران، در کاخ یکی از اعضای خانواده‌ی رژیم سابق که در مجاورت نخست‌وزیری که محل کارشان بود و با همان تزئینات و تشریفات دست‌نخورده باقی مانده، زندگی می‌کرد. در ایام اقامت در دزفول نیز در کاخ سلطنتی -در پایگاه هوایی دزفول است- اقامت داشت. این‌جانب در هر دو محل ایشان را زیارت کرده و به آن شهادت می‌دهم. این وضع تقوا و امانت و صراحت ایشان است. آیا با این وجود کسی می‌تواند مدعی کفایت و صلاحیت لازم در ایشان باشد؟ مثال دیگر وابستگی ایشان به جبهه ملی است که بارها آن را انکار کرده‌اند و مثال‌های فراوان دیگر.
 
5- بی‌شک چهره‌ی منور و شخصیت والای معنوی و روحانی و هوشمندی و قاطعیت امام خمینی سنگین‌ترین وزنه‌ی انقلاب و جمهوری ماست. حضور مردم در صحنه وزنه‌ی عظیم دیگری است که دشمن را مأیوس می‌کند و نظام جمهوری اسلامی صحنه‌ی اقدام و مجاهدت امام و امت است. هم‌اکنون آیا کوشش عمدی یا سهوی در بی‌قدر کردن این عظمت‌ها به چه تعبیر می‌شود؟ به خیانت یا عدم کفایت؟ فعلاً ما به دومی اکتفا می‌کنیم.
 
اکنون به شاه‌کارهای آقای بنی‌صدر در این مورد توجه کنید. در مصاحبه با مجله‌ی «لوماتن» خبرنگار می‌پرسد آیا امام خمینی از این وضع نگران نیست؟ بنی‌صدر: «چرا. مسلماً من به او نامه نوشته‌ام و در این‌باره با او صحبت کرده‌ام. امام فقط به اخبار و اطلاعاتی که دریافت می‌کند و طبق طرز فکر خاص خود عمل می‌کند. از آن‌چه می‌بینیم و تجربه‌ای که در عمل به دست می‌آورم، این نتیجه حاصل می‌شود که امام با واقعیت تماس مستقیم ندارد. شاید هم عقیده دارد که اگر از تمام این مسائل سخن گفته شود، مردم ناامید خواهند شد.»
 
در مصاحبه با «میدل ایست» هم درباره‌ی محدود بودن اطلاعات امام مطالبی هست که البته این مصاحبه، از مصاحبه‌های مفصل و تکان‌دهنده است. در این مصاحبه، دو بار درباره‌ی امام صحبت می‌کند و هر دو بار می‌گوید که به امام اطلاعات نادرستی می‌دهند. در این تعبیر ایشان، امام یک فرد ساده‌ای است که آن‌جا نشسته است، می‌روند و به او خبر می‌دهند و ایشان هم بر طبق آن خبرها نظر می‌دهند. -تاریخ این مصاحبه 8/1/1360 است.- در بخش دیگری از همین مصاحبه درباره‌ی نظام جمهوری اسلامی، آقای بنی‌صدر می‌گوید: «قبلاً، یعنی در دوران شاه، لااقل دورنمایی وجود داشت؛ دورنماهای تمدن بزرگ، امروز حتی این هم وجود ندارد.»
 
در بخش دیگری از همین مصاحبه درباره‌ی حضور مردم در صحنه می‌گوید: «لطیفه‌ای در ایران جاری است؛ طالقانی از بهشت تلگرامی به امام خمینی می‌فرستد که من در بهشت با شاه ملاقات کرده‌ام، اما از شهیدان انقلاب خبری نبود.» بنی‌صدر اضافه می‌کند: «این وحشتناک، ولی گویا و پرمفهوم است.» من از ملت ایران می‌پرسم آیا در ایرانِ شما چنین لطیفه‌ای هست که مضمون آن بی‌ایمانی به خون شهدای انقلاب و در مقابل، ایمان به شاه یعنی قاتل این شهدا باشد؟ آیا این لطیفه را ذهن بی‌اعتقاد آقای بنی‌صدر به انقلاب و خون‌های شهدای انقلاب نساخته و نپرداخته است؟
 
 *مورد ششم از دلایل مطرح شده از سوی آیت‌الله خامنه‌ای در نسخه‌ی قدیمی روزنامه‌ی اطلاعات موجود نیست.
 
 7- رئیس ‌جمهور باید حیثیت جمهوری را در خارج از کشور حفظ کند. تخلف از این کار قطعاً اگر خیانت نباشد، بی‌کفایتی سیاسی و اخلاقی و خیلی بی‌کفایتی‌های دیگری است.
 
در طول 9 ماه گذشته، یعنی اوایل تشکیل دولت جدید و پیش از آن، بزرگ‌ترین بلندگوی تبلیغاتی علیه رژیم جمهوری اسلامی، آقای بنی‌صدر بود و شگفتا که با اصرار در مطبوعات خارج نیز درج و منتشر شد. دولت رجایی را مصیبتی بالاتر از جنگ دانستن، دولت اسلامی را یک دولت بی‌قانون معرفی کردن، این‌ها عیناً تعبیرات ایشان است که در مصاحبه‌های خارجی ایشان وجود دارد و در نزد من هم الان موجود است، آزادی را در ایران به کلی پای‌مال شده وانمود کردن، شایعه‌ی شکنجه را علیرغم گزارش صلیب سرخ و نیز کمیسیون تحقیق در سطح عالم گستردن و خلاصه رژیم کنونی را از رژیم شاه هم بدتر معرفی کردن، جزو شاه‌بیت‌های اظهارات آقای بنی‌صدر است. به گوشه‌ای از مصاحبه با لوماتن توجه کنید:
 
آقای بنی‌صدر: «اکنون دیگر قانون وجود ندارد. چون گذشته افراد را دستگیر می‌کنند. شکنجه می‌دهند. کمیسیونی برای تحقیق در این مورد تشکیل شد و گزارش مسخره‌ای نیز تنظیم کرده‌اند. انسان هیچ حقی ندارد. او را دستگیر می‌کنند و چون زباله از بین می‌برند. قبلاً لااقل دورنماهایی وجود داشت؛ دورنماهای تمدن بزرگ، امروز حتی این هم وجود ندارد.»
 
آیا واقعاً می‌توان تصور کرد که این رئیس ‌جمهورِ یک کشور است که درباره‌ی کشور و نظام خود سخن می‌گوید؟ ملت ایران باید بداند که آقای بنی‌صدر با این اظهارات چه کسانی را در سطح جهان خشنود می‌کرد. نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای بنی صدر به امام که در آن، همه‌ی این اتهاماتِ بی‌قدر کننده‌ی جمهوری اسلامی، به اضافه‌ی نسبت تلویحی خیلی از اشکالات به شخص امام گنجانیده شده است، چگونه پخش شد و چگونه در سطح جهان منتشر گشت؟
 
در دست ما سندی هست که چگونگی انتشار آن را در سطح جهان روشن می‌کند. یکی از کارمندان روزنامه‌ی «هرالد تریبون» فاش می‌کند که در دوم نوامبر 1980 یک ایرانی به دفتر آن روزنامه آمد و پرسید که درج یک آگهی در روزنامه‌ی مذکور چقدر خرج برمی‌دارد؟ او نمی‌خواست که مشخص شود نامه به صورت آگهی چاپ شده و مایل بود به صورت خبر درج شود. روزنامه برای این کار مبلغ گزافی مطالبه می‌کند و وی از آن امتناع می‌ورزد. در روز 16 ژانویه 1981 در حالی که نامه‌ای از دفتر مرکزی «هرالد تریبون» در نیویورک به دست داشت، مجدداً به آن روزنامه مراجعه می‌کند. در آن نامه دستور داده شده بود که نامه‌ی بنی‌صدر بدون دریافت وجه چاپ شود و بدین‌ترتیب به توصیه‌ی دفتر نیویورک آن نامه تماماً در صفحه‌ی اول روزنامه درج می‌گردد.
 
(در این هنگام حجت‌الاسلام خامنه‌ای، صفحه‌ی اول روزنامه‌ی هرالد تریبون را که نامه‌ی آقای بنی‌صدر در آن چاپ شده است، به نمایندگان مجلس و حضار جلسه نشان می‌دهد.)
 
کوشش آقای بنی‌صدر در بی‌آبرو کردن جمهوری اسلامی، بی‌شک با منافع دشمنان جهانی منطبق و مورد علاقه‌ی آن‌هاست. این کمک را به کمتر از عدم کفایت سیاسی نمی‌توان به چیزی تعبیر کرد.
 
 8- کمترین حد کفایت سیاسی آن است: محدوده‌ی مشاوران نزدیک‌تر و یاران و هم‌کاران رئیس‌ جمهور از عناصر بدسابقه و بدنام و لااقل مشکوکو مورد سوء ظن پاک باشند. من لازم ندانستم در مورد اطرافیان آقای بنی‌صدر توضیحات زیادی بدهم، چرا که درباره‌ی آقای تقوی مطالبی در روزنامه افشا شده بود. درباره‌ی آقای فضلی‌نژاد و بعضی از آقایان دیگر که آن اسناد را از وزارتخانه برده‌اند، لزومی ندارد که وقت را بگیریم.
 
9- افشای اسرار اقتصادی کشور نیز یکی دیگر از دلایل عدم کفایت سیاسی آقای بنی‌صدر است. اظهار میزان نیاز ایران به صدور نفت و میزان موجودی ارزی کشور و اظهار فلج اقتصادی از آن جمله است.
 
وی بی ‌آن ‌که توجه کند که موجودی ارزی در ماه هشتم سال پایین است، (ایشان آن ‌وقت صریحاً اظهار کردند) نمی‌توان آن را گناه دولتی دانست که در اواسط ماه ششم بر سر کار آمده است، بلکه معلول عدم کفایت دستگاهی است که بیش از 9 ماه بر جریان اقتصاد جامعه و بانک مرکزی مسلط است و این خود او و مؤسسات نزدیکش را محکوم می‌کند و نه دولت رجایی را. در حقیقت کشور جمهوری اسلامی را در جهان بی‌اعتبار کرد و ضربه‌ی مهلکی بر اعتبار اقتصادی ایران در جهان وارد آورد.
 
او صریحاً اعلان کرد که ما چقدر ذخیره‌ی ارزی داریم، برای این ‌که آقای رجایی را بکوبد و بگوید که دولت از بانک مرکزی وام گرفته و چه کرده و کم شده، در حالی‌که تنظیم پول مسئولیتش با دستگاه اقتصادی کشور، یعنی بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و دارایی است.
 
و این ‌که آقای مهندس سحابی دیروز گفت که بنی‌صدر سه ماه وزیر اقتصاد و دارایی بود، این خلاف است. آقای بنی‌صدر بعد از آن هم که رئیس‌جمهور شد، خودش یک کفیلی گذاشت در شورای انقلاب. همان ‌وقت با تعیین یک وزیر از شورای انقلاب مخالفت شد. یعنی ماها مخالفت می‌کردیم و می‌گفتیم که باید به تصویب شورای انقلاب برسد و ایشان می‌خواست خودش کسی را منصوب کند. تفصیلات زیادی دارد. ایشان می‌توانست به راحتی یک اکثریت ضعیفی از شورای انقلاب پیدا کند، یعنی آقای بنی‌صدر از همان وقت در شورای انقلاب یک اکثریت ضعیف یعنی نصف به علاوه یک می‌توانست پیدا کند و کرد این کار را مثل خیلی‌ کارهای خلاف قانون دیگر.
 
10- در سی‌ام شهریور 59 حمله‌ی بزرگ متجاوزان عراقی به خاک ما آغاز شد. سیزده روز قبل از آن، آقای بنی‌صدر در یک سخنرانی (17 شهریور) با مشتعل کردن آتش اختلافات داخلی و با طرح مسائلی که در فارغ‌ترین اوقات نیز از یک فرد مسئول، ناروا و غیر مسموع است، منشأ یک سلسله خصومت‌های داخلی میان مردم و پیدایش جو اختلاف و کدورت شد. آیا بنی‌صدر در آن هنگام از حدوث قریب‌الوقوع جنگ مطلع بود یا نه؟ به هرترتیب یکی از این دو شکلِ بی‌تقوایی و بی‌کفایتی بر آن منطبق است. به گمان سرکار، بنی‌صدر انتظار چنان حمله‌ای را داشت. خود ایشان یک جا تصریح می‌کند که خبر داشت، ولی قاعدتاً او چنان کسی است که مناقشات و درگیری‌های سیاسی برای او بر هرچیزی مقدم است؛ حتی در حال جنگ. نمونه‌ای از این روحیه را که در طول جنگ نتوانست آن را هرگز پوشیده نگه دارد، در شماره‌های متوالی کارنامه و در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های عاشورا و 14 اسفند و قزوین و اصفهان و غیره به وضوح می‌توان دید. اکنون نمونه‌ای را که در ارتباط با حادثه‌ی سقوط بخش غربی خرمشهر عزیز است، ارائه می‌دهم.
 
در نامه‌ای که این‌جاست و دو سه روز قبل از این حادثه‌ی دردناک به ایشان نوشته‌ام، چنین نوشته‌ام: «در مورد خرمشهر و آبادان نظر من این بوده و هست که این دو شهر را باید دو گردان پیاده مکانیزه یا یک گردان پیاده و یک گردان زرهی در دو سوی این شهر، یعنی یکی در محور خرمشهر-شلمچه و دیگری در تقاطع خطوط ماهشهر-آبادان و اهواز-آبادان حفاظت کنند. تانک‌ها در سنگر قرار گیرند و از آسیب ضد تانک دشمن محفوظ بمانند و از پیش‌روی دشمن جلوگیری کنند و برای نیروهای ضد تانک ما این فرصت را فراهم کنند که به دشمن دستبرد و آسیب وارد آورد. شما در تلگراف از من پرسیده‌اید که اگر از نیروی دیگری اطلاع دارم، چرا به شما اطلاع نداده‌ام. مایه‌ی تعجب است. نیروئی که من از آن خبر دارم، نیروی ارتش است که شما فرمانده آن هستید، بلکه نیروهای پیاده و زرهی مستقر در دزفول است که به قول خودتان شما هر روز دو بار از آن بازدید می‌کنید. من می‌گویم این نیرو که یک ماه است به تدریج جمع شده و هنوز مورد بهره‌برداری واقع نشده است، می‌توانست بخشی از خود را به این منظور اختصاص دهد.
 
همان ‌وقت این نامه را به دفتر امام و اسناد سری مجلس شورای اسلامی فرستادم، در شورای انقلاب هم بایگانی کردم و به شورای عالی دفاع هم برای ثبت در تاریخ فرستادم. سوابق نامه این است که من خدمت امام رسیدم. ایشان در پیام کوتاهی که به وسیله‌ی من به همه‌ی سران نظامی دادند، چند نکته‌ای را گفتند. از جمله این بود که: «در کار آبادان و خونین‌شهر، از سوی مسئولان احساس تعلل می‌کنم. اگر نمی‌توانید، به من بگوئید تا خود در این‌باره تصمیم بگیرم. من باید به اسلام و به این ملت پاسخ بدهم.» این عین عبارت امام بود که من یادداشت کردم و بلافاصله به آقای بنی‌صدر تلگراف کردم. آقای بنی‌صدر در پاسخ تلگراف من یک تلگراف خیلی تندی به من زدند که متن تلگراف ایشان هم موجود است و از این سؤالات و اظهارات من به شدت رنجیده و طلب‌کار و ناراحت شدند که چرا چنین تلگرافی زده‌اید. من در پاسخ تلگراف ایشان این نامه را نوشتم که خیلی مفصل است و فقط بخشی از آن را خواندم. ایشان در کارنامه‌ای که همان روزها نوشته بود و به خاطر مسائلی در روزنامه‌ی انقلاب اسلامی چاپ نشد، (اگر یادتان باشد، یک شماره‌ی انقلاب اسلامی بدون کارنامه درآمد. نسخه‌ی چاپ نشده‌ی‌ آن کارنامه الان در اختیار من است.) ایشان در این کارنامه از این حادثه، مسأله‌ی خرمشهر و تکیه‌ی ما روی مسأله چنین یاد می‌کند: «از آبادان تلفن می‌شد که خرمشهر سقوط کرده است. سرهنگ رضوی‌فر که در خرمشهر دفاع شهر را به عهده دارد، می‌گفتند حصبه دارد و پی‌درپی می‌گفت: «شما قول داده بودید که تا امروز مرا کمک کنید و نیرو برسانید. چرا نیرو نرساندید؟ در برابر خداوند و در برابر ملت مسئول هستید.» بعد دکتر شیبانی گوشی را گرفت که جیغ و داد کند. چند تشر به او زدم و گفتم مگر نیروها در کف دست من است که به سوی تو پرتاب کنم. آن روز که باید عقل به خرج می‌دادید، ندادید. حقیقت را از من پنهان کردید و به فرصت‌طلب‌ها میدان دادید و آن‌ها هم تیشه را برداشتند و به ریشه‌ها زدند.
 
(توضیح حجت‌الاسلام خامنه‌ای: منظور ایشان مسأله‌ی کشف کودتا و گرفتن عناصر کودتاچی است که از نظر ایشان، مسئول سقوط خرمشهر یا پیش‌روی دشمن در 80 کیلومتر در خاک ما آن مسأله است.)
 
کی مانده است که برای شما بفرستم؟ مرا در هیچ زمینه‌ای یاری نکردید، در همه حال و در هر کاری، تا وقتی پای حیات و موجودیت خودمان در میان بود، مرا تنها گذاشتید ...»
 
در صفحه‌ی بعد، باز می‌نویسد: «البته اگر جنگ را هم تمام کنیم، تازه اول داستان است. مشکل‌هایی از این گنده‌تر سر راه ماست. هشدارها دادم وقتی همه‌ی این‌ها بی‌فایده شد. در 17 شهریور مسأله را باز در میان گذاشتم و باز هشدار دادم. متأسفانه روز بعد «سه تفنگدار» زبان به اعتراض به صورتی که همه از آن اطلاع دارند، گشودند. جوری هم رئیس مجلس عنوان مطلب کرد که پنداری امام به او گفته است این کار را بکنید. بعد معلوم شد امام گفته است که مرا با این کار کاری نیست. خود دانید، یا بکنید یا نکنید. (توضیح حجت‌الاسلام خامنه‌ای: که من لازم می‌دانم این‌ جا شهادت خودم را بگویم: من خدمت امام رسیدم. بعد از 17 شهریور، ایشان بعد از مبالغی صحبت به من فرمودند که آقای بهشتی و آقای هاشمی چیزی نگفتند. بخشی از بعضی از خلاف‌های آقای بنی‌صدر را جواب دادند. این تعبیر امام بود که من همان‌ وقت به این برادرها و به بقیه‌ی برادرها گفتم که تعبیر امام این است، ایشان این‌طوری می‌گویند.) آقای رجایی رفت در همین مجلس و چنان شیر شد که گفت اگر به وزرای او توهین شود، یا جای اوست یا جای من و هرگز در کنار رئیس ‌جمهور به سر یک میز نخواهد نشست. صحیح!! مدعی منتخب مردم شد. باز هم از هر سوی به من فشار آمد که دیگر دنبال نکنم ... (بعد از چند سطر) خب خود این‌ها که این ‌جور دنبال قدرت می‌دویدند، این‌ها که می‌خواستند و می‌خواهند همه‌ی ابزار عمل قدرت در دستشان باشد، کجا هستند؟ چرا به فریاد آبادان و خرمشهر نمی‌رسند؟ (خرمشهر را گذاشته است حالا که آقای رجائی پست نخست‌وزیری را گرفته است، به آن‌جا برسد.) گفتند نیروی مردمی به آن‌جا می‌برند؛ پنج هزار، ده هزار، بعد شد 500 تا که هنوز هم نرسیده است. بله آن‌جا که پای خطر هست، آن‌ها نیستند.»
 
من در همین نامه، دروغ ایشان را آشکار کرده‌ام و نوشته‌ام که نیروی مردمی را پنج هزار نفر ما فرستادیم و وارد آن‌جا شدند (فرستادیم که من نفرستادم، من در این‌جا به کمیته و سپاه گفتم، با مشهد تماس گرفتم، با همه‌ی‌ جاهایی که ممکن بود) پنج هزار نفر وارد اهواز شدند که خود ما تحویل گرفتیم و رفتند ماهشهر و خرمشهر و بودند.
 
11- رئیس‌جمهور باید در تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی بکوشد و در این زمینه توجه به خط اصلی انقلاب و رهبری آن که مورد پذیرش تمام توده‌های میلیونی کشور است، حائز اهمیت فراوان است.
 
کفایت سیاسی رئیس‌جمهور در درک صحیح پایه‌های رهبری و حرکت در جهت رهنمودهای آن تجلی می‌کند. آقای بنی‌صدر نه تنها در این جهت حرکت نکرد، بلکه عملاً در مقابل رهبری ایستاد و رهنمودهای امام امت مبنی بر حفظ آرامش و جلوگیری از تشنج‌آفرینی را آشکارا زیر پا نهاد. اختلاف آشکار میان روش او و رهنمودهای امام در آنچه که گذشت و بیشتر از آن، در رفتار مشهود چند ماهه‌ی اخیر او قابل تشخیص است، اما بهتر آن است که از زبان و قلم خود او هم در این زمینه سخنی بشنویم. در همان شماره‌ی کارنامه‌ی منتشر نشده چنین می‌گوید:
 
«خواستم که این گروه‌ها را از خود براند یا بگذارد که ما با کمک مردم آن‌ها را از سر راه برداریم، ممکن نشد. هر تصمیمی به قراری و طوری بلائی به سرش آمد که نتیجه‌ی عکس داد. این آخری که شورای دفاع باشد. ... روز عید فطر من نزد امام رفتم. پنجاه و پنج دقیقه در منتهای هیجان و داد و فریاد همه چیز را گفتم. بعد هم گفتم و تکرار کردم و ... و .... متأسفانه کسانی که کارشان افساد است، هر چیزی را جور دیگر وانمود کردند. نتیجه این شد که اکنون ما یک ملت تنها شده‌ایم در برابر دشمنی که از ابتدا خود را برای چنین دشمنی آماده می‌کرده است. بعد درباره‌ی مجلس گفتم که آقا من خواهان یک مجلس ضعیف نیستم، ولی این مجلس ضعیف است. مجلسی که انتخاباتش در وضعی انجام گرفت که گرفت، که کسانی انتخاب شدند که شدند، مجلسی نیست که با احساس مسئولیت و علم و اطلاع نسبت به مسائل کشور اظهار نظر کند. در مدتی که از عمر مجلس می‌گذرد، محصول کار، دولت رجایی است. در یک نامه به امام نوشتم که مصیبت این دولت از مصیبت جنگ و تجاوز دشمن، به مراتب بیشتر است و دیگر هیچ ...»
 
12- نفی قدرت مطلقه از ویژگی‌های انقلاب ما بود، طبعاً جمهوری ما از پذیرش هر قدرت دیگری ابا و امتناع دارد و قانون اساسی ما نیز بر همین پایه، پایه‌ی شکستن قدرت و تقسیم آن میان نهادهای قانونی، شکل گرفته است. آقای بنی‌صدر، درست به عکس، همواره جویا و تلاش‌گر قدرت مطلقه بود. طبیعی بود که در برابر او مقاومت می‌شود و او این مقاومت را کارشکنی می‌نامید و جای تأسف است که کسانی هنوز هم همان سخن را تکرار می‌کنند و قولاً و عملاً به قدرت‌طلبی و قدرت‌گرایی جنبه‌ی مشروعیت می‌دهند.
 
ایشان بر خلاف صریح قانون اساسی که قوا را منفک و مستقل می‌شمارد و برخلاف اصول مردم‌گرایی، معتقد بود که مجلس باید هماهنگ با رئیس‌جمهور باشد. این توهینی آشکار به مجلس و نمایندگان مردم بود که بارها از طرف ایشان تکرار می‌شد. دستگاه قضایی را که حاضر نبود آلت دست ایشان شود و کسانی را که ایشان مایلند، به مناصب عالی قضائی بگمارد، بارها متهم به فساد و عدم رعایت قانون و شرع می‌کرد و اعضای شورای عالی قضائی را که همه منتخب امام و از برجستگان روحانیون بودند، به قدرت‌طلبی و فسادگرایی، متهم می‌کرد. حتی برای حفظ قدرت مطلق از تعبیر و تفسیر نادرست قانون اساسی هم دریغ نکرد. ایشان در 12 فروردین 1360 اطلاعیه‌ای داد و استناد آورد به نص صریح قانون اساسی و بند پنج بیانیه‌ی مورخ 25/12/59 رهبر انقلاب که گفته‌اند «مسائل مربوط به دفاع در شورای عالی دفاع مطرح و رسیدگی می‌شود و بعد از تصویب، تصمیم‌گیری با فرمانده کل قواست و بدون این نباید در مسائل دفاعی تصمیمی انجام بگیرد. لازم می‌داند به کلیه‌ی ارگان‌ها، وزارتخانه‌ها و نهادها و سازمان‌های دولتی یادآور شود که کلیه‌ی فعالیت‌های تبلیغاتی، نظرات، پیشنهادها، طرح‌های سیاسی درباره‌ی جنگ تحمیلی و هرگونه اقدامی در این زمینه که به نحوی از انحاء در جهان بازتاب داشته باشد، باید در شورای عالی دفاع طرح تا پس از تصویب به وسیله‌ی فرماندهی کل نیروهای مسلح، ابلاغ و به اجرا گزارده بشود.» این را ایشان به صورت اعلامیه‌ای عنوان می‌کند و استناد می‌کند؛ اولاً به قانون اساسی ثانیاً به فرمان امام.
 
در قانون اساسی راجع به شورای عالی دفاع اصلاً به صورت مستقل بحث نشده است؛ به صورت تطوری در ضمن وظایف رهبر اشاره‌ای به شورای عالی دفاع است که در آن اشاره، شورای عالی دفاع هیچ ‌یک از آن وظایفی را که ایشان ذکر کردند، برعهده ندارد. در فرمان مورخ 25/12/59 امام هم عیناً همین‌طور، یعنی قبلاً امام فرمانی داده بودند که طبق آن شورای انقلاب موظف و متعهد کلیه‌ی امور مربوط به جنگ بود و در فرمان 25 اسفند، این وظایف را امام از شورای عالی دفاع گرفتند و شورای عالی دفاع را طبق قانون اساسی منظور داشتند. ایشان یک دروغ صریح و آشکاری را در اعلامیه می‌گنجاند و به آن استناد می‌کند و مقصودش این است که آقای رجایی همان وقت یک اظهاری در زمینه‌ی مسائل بین‌المللی کرده بودند. ایشان می‌گفتند این به جنگ مربوط است و شما چرا در سیاست خارجی که به جنگ مربوط است، با یک یا دو واسطه، این اظهار را کرده‌اید؟ این اعلامیه‌ی ایشان و نحوه‌ی بهره‌برداری ایشان از قانون اساسی است.
 
و حتی در مقابله با مردم نیز در مصاحبه‌ای اعلام کرد که این مردمند که باید خود را عوض کنند نه من. یعنی مردم باید طبق نظر آقای بنی‌صدر عوض شوند. به نظر می‌رسد که منافی این خصلت با تقوی و امانت که از اهم شرایط ریاست جمهوری است، اظهر من الشمس باشد.
 
13- عجیب‌ترین پدیده‌ای که در رابطه با عدم کفایت ایشان قابل بررسی است، اخلال و شورشگری ایشان است. این از هر کس در یک نظام اجتماعی قابل تصور باشد، از رئیس یک دولت غیر معقول است. بارها ایشان مردم را، کارگران را، نظامیان را به مقاومت در برابر نظم موجود دعوت کرده است؛ گویا به جبران غیبت از ایران در دوران مقاومت عمومی در برابر رژیم پهلوی! تا آن‌جا که خبرنگار خارجی که با وی مصاحبه می‌کند، او را رئیس مخالفان دولت می‌داند؛ ایشان هم قبول دارد. آیا این دعوت با آن‌چه که یکی از دوستان وی در مصاحبه‌ی تلویزیونی گفت که در انتظار یک بحران عمومی است، مرتبط است؟ این اخلال‌گری که تا آخرین نظر و سخن آقای بنی‌صدر در مقام ریاست جمهوری منعکس است، لزوماً به معنای جذب گروه‌های اخلال‌گر نیز هست و فقط به معنای تحریک عناصر ساده‌ی کوچه و بازار نیست. اکنون ما شاهد آشوب‌های خیابانی در تهران هستیم که بی‌شک آقای بنی‌صدر از مسئولیت آن بری نیست. اگر سپرده شدن یک کشور به دست آشوب، از طریق رئیس‌جمهورش عدم صلاحیت و عدم کفایت او را نتیجه نمی‌دهد، پس چه چیز را نتیجه می‌دهد؟
 
14- خصلت‌های شخصی ایشان نیز هر کدام در سلب صلاحیت لازم برای رئیس‌جمهوری یک دولت اسلامی دارای نقش و تأثیر است. غرور وی که خود را اندیشه‌ی بزرگ قرن و کتاب خود را بزرگ‌ترین اثر تاریخ اسلام می‌شناسد که نوار این گفته‌ی ایشان که اتفاقاً در همین‌جا در دبیرخانه‌ی کنونی مجلس موجود است. ترفند او که به ارتش وانمود می‌کند که اگر من کنار بروم، همه‌ی شما از بین خواهید رفت و به این وسیله سعی می‌کند خود را در چشم عناصر نظامی «فرشته‌ی نجات» معرفی کند تا شاید بتواند از ارتش بدین‌وسیله به صورت یک ابزار استفاده کند. در حالی ‌که ارتش پس از حمایت امام و اعلام برادری مردم، هرگز محتاج چنین واسطه‌ای بین خود و انقلاب نبود. مقام‌پرستی او که اطرافیان متملق و چاپلوس را در دایره‌ی نزدیک به او نفوذ می‌دهد. خودبزرگ‌بینی او که معتقد است پس از امام، کسی از او مناسب‌تر برای رهبری نیست و بسی خصلت‌های منفی دیگر در او عواملی هستند که از او آدمی فاقد صلاحیت‌های لازم برای احراز ریاست جمهوری مسلمانان و ریاست یک کشور در جامعه‌ی اسلامی می‌سازد.
 
چند موضوع دیگر به نظرم مهم و اساسی می‌رسید که این‌ها را نرسیدم بنویسم. یک موضوع، مسأله‌ی قرارداد پیشنهادی چهار کشور غیر متعهد است که ایشان در اعلامیه‌ی اخیر خود در این مورد یک دروغ آشکار گفته است. این قرارداد، یک قراردادی بود که پیش از این در جلسه‌ی‌ شورای عالی دفاع رو شد و اگر چنان‌چه من مطرح کنم و نمایندگان محترم و ملت ایران اطلاع پیدا کنند که شرایطی که در آن قرارداد به ما تحمیل می‌کرد، چه بود، همه رد خواهند کرد. دو پیشنهاد در زمینه‌ی آن قرارداد در مجلس گفته شد که آن دو پیشنهاد، یکی از سوی آقای رجایی و یکی دیگر از سوی بنده مطرح شد و پذیرفته شد که اگر این دو پیشنهاد عمل بشود، آن وقت این قرارداد قابل قبول تلقی می‌شود و ما هنوز پاسخی به آن قرارداد نداده‌ایم. و ایشان در این اعلامیه وانمود می‌کنند که این قرارداد وجود داشته و بنا بوده که کشورهای غیر متعهد بیایند و تعقیب کنند آن را و عزل ایشان از فرماندهی کل قوا به این کار صدمه زده و پایان آبرومند جنگ را عقب انداخته است و این یک دروغ آشکار است.
 
مسأله‌ی دیگر، یکی دو تا خاطره‌ی مهم از دوران شورای انقلاب است. یکی خاطره‌ی تحویل گرفتن گروگان‌ها از دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و سپردن آنان به دست شورای انقلاب است. این از جمله مسائل غوغاانگیز آن روز بود در داخل شورای انقلاب. در آن روز ما معممین شورای انقلاب، مصراً با این کار مخالفت کردیم و گفتیم که این کار را ما حاضر نیستیم و تقبل نمی‌کنیم. ایشان و بعضی دیگر از آقایان که در شورای انقلاب بودند، مصراً پافشاری می‌کردند که ما بایستی گروگان‌ها را از دانشجویان بگیریم و در اختیار شورای انقلاب بگذاریم و این چیزی بود که همان وقت هیأت‌هایی که واسطه می‌شدند، این را می‌خواستند و ایشان اصرار می‌کرد که انجام شود. خاطره‌ی دوم مسأله‌ی نصب سرپرست رادیو و تلویزیون است که یکی از دوستان خود را در آن‌جا نصب کرد. این‌ها هرکدام یک حادثه است. اما این حادثه نشان‌دهنده‌ی یک جهت‌گیری در کار آقای بنی‌صدر است؛ ایشان که این همه دم از قانون اساسی می‌زند. البته از این کارها در آن دوران بارها داشته است، من سرانگشتی می‌شمارم. یکی این مسأله است. یک مسأله، مسأله‌ی پاک‌سازی است که ایشان یک فردی را به عنوان پاک‌سازی، خودش امضاء کرد و معرفی کرد و حکم شورای انقلاب به او داد و او تمام پاک‌سازی‌های کشور را انجام داده که همان آقای فضلی‌نژاد است که در دفتر ایشان است و مسئول مراجعه‌ی به وزارتخانه‌ها هم برای آوردن پرونده‌ها، همان ایشان بود. و ایشان را حکم داد و به امضای شخص خودش از سوی شورای انقلاب مسئول پاک‌سازی کرد و تمام کارهایی که در پاک‌سازی در سطح کشور انجام گرفته است، جز در آموزش و پرورش که مربوط به ایشان نبود، مربوط به این آقاست. این‌ها کمیته‌های پاک‌سازی در سطح کشور به وجود آوردند و در مقام پاسخ به اعتراض‌های مردم سعی کردند بهره‌ی خودشان را بپوشانند و وانمود کردند که پاک‌سازی‌ها از سوی روحانیون یا عناصری که خودشان مخالف بودند، از سوی آن‌ها انجام گرفته است.
 
مسأله‌ی آقای فراحی هم از همین قبیل است. ایشان یک روز در شورای انقلاب حاضر شدند، در حالی که چند ساعت قبل رادیو اعلام کرده بود که آقای فراحی از سوی شورای انقلاب به سرپرستی رادیو تلویزیون منصوب شده است. ما چند ساعت بعد که در جلسه شرکت کردیم و شدیداً به ایشان اعتراض کردیم که چرا این کار را کردی؟ گفت که من رأی‌گیری کردم و تصویب شد. ما گفتیم که این مسأله مطرح نشده و تصویب نشده است. گفت من رأی گرفتم. گفتیم که از کی رأی گرفتی؟ گفت که دکتر شیبانی موافقت کرده است. گفتیم آقای دکتر شیبانی شما موافقت کردی؟ گفت نه. گفت که آقای بازرگان موافقت کرده است. آقای بازرگان آمد، ایشان هم گفت که موافقت نکرده است. بعد [معلوم شد] ایشان نشسته پای تلفن به آقای بازرگان تلفن کرده و گفته آقا بقیه موافق هستند، شما موافقید که آقای فراحی سرپرست رادیو و تلویزیون باشد؟ آقای بازرگان هم گفته بود خوب. بعد تلفن کرده به آقای شیبانی که آقا بقیه موافقند، شما هم موافقید؟ تلفنی، از دور با این زبان از اعضای شورای انقلاب موافقت گرفته. البته ظاهراً از شش نفر که با خود ایشان می‌شود هفت نفر. ما این را رد کردیم و گفتیم این رأی قانونی نیست. البته چون اعلام شده بود از سوی رئیس‌جمهور و در رادیو اعلام شده بود که آقای فراحی سرپرست رادیو تلویزیون است، شورای انقلاب مصلحت نمی‌دانست که علناً و صریحاً مخالفت کند.
 
یکی دیگر از مسائل، ماجرای فتاوی نظرخواهی ایشان است در مورد محبوبیت در بین مردم، که ایشان یک نظرخواهی کرده بودند که نتیجه‌اش این بود که آقای بنی‌صدر (شاید ارقام را اشتباه کنم، درست یادم نیست، ولی نسبت‌ها نزدیک به این مقدار است.) در میان 80 درصد مردم محبوبیت دارد، امام 53 درصد در میان مردم محبوبیت دارد و بقیه هم که جای خود دارند. ایشان این را آوردند در شورای انقلاب و گفتند که نظرخواهی ما این را نشان می‌دهد که محبوبیت من از امام امروز در جامعه بیشتر است! و همین را ایشان در یک مصاحبه‌ی خارجی گفته بود و بعد در شورای انقلاب مطرح شد. آقای بهشتی سؤال کرد که شما این را گفتی؟ گفت: «نه، این یک دروغ است.» یادش نبود که خودش در شورای انقلاب این را به ما هم گفته است و از اصل قضیه اظهار بی‌اطلاعی می‌کرد.
 
ایشان با یک چنین معرفتی نسبت به مردم و جامعه کارهای خودش را شروع کرد و ادامه داد. بنده خیال می‌کنم با این تفصیلات، یک دهمش کافی بود برای این‌که عدم کفایت ایشان را ثابت کند. بنده شاید سه برابر آن‌چه گفتم، الان مطلب این‌جا حاضر دارم که می‌توانم بیان کنم. مسأله‌ی عدم کفایت ایشان یک مسأله‌ی واضح و مبین است. واقعاً اگر کسی با این همه اظهارات و دلایل و شواهد قانع نشده باشد که آقای بنی‌صدر کفایت سیاسی و صلاحیت سیاسی و اخلاقی و غیره برای احراز ریاست جمهوری ندارد، باید گفت مثلاً در این مجلس نبوده و گوش نکرده، والا اگر کسی این حرف‌ها را گوش کرده باشد و به این نتیجه نرسد، برای من قابل قبول نیست.
 
اما مطلبی که راجع به هویزه دیروز خانم اعظم طالقانی یک جمله نقل کردند، وظیفه‌ی من است که بگویم آقایان، بنده روز پانزدهم دی ماه خودم در منطقه‌ی هویزه بودم. روز 15 دی روز حمله‌ به نیروهای عراقی از طرف نیروهای ما بود. این‌جا من لازم می‌دانم از این تریبون از فرمانده آن لشکر، سرکار سرهنگ لطفی که آن روز شجاعانه، مؤمنانه و بی‌پروا در صفوف اول حرکت می‌کرد و دائماً در میدان جنگ از آن طرف به این طرف می‌رفت، سپاس‌گزاری کنم و یاد و نام او را نیک بدارم. افسر لایق و شجاعی دیدم در این ماجرا ایشان را. میدان جنگ بود. نیروهای ما حمله می‌کردند. نیروهای دشمن منهدم شده بودند و یک لشکر ما به تمام در خطر بود و حرکت می‌کرد.
 
البته بچه‌های سپاه هم در همان حدود، ساعت دو تا دو و نیم بعد از ظهر بود. همان بچه‌هایی که شهید شدند، آن‌ها را من دیدم که مابین هویزه و آن منطقه که خط اول بود و آن‌ها به سوی خط اول حرکت می‌کردند و می‌رفتند لب کرخه‌کور. یعنی این‌ها از غرب به شرق می‌آمدند، نیروی دشمن هم به عکس حرکت می‌کرد. یعنی فرار می‌کردند که به نیروهای خودشان در «دب حردان» که در غرب اهواز و در شرق این نقطه‌ای که می‌گویم قرار دارد، بپیوندند. که من به بعضی از برادرها گفتم نیروهای ما هم دارد پیش می‌روند؛ عجله نکنید و آن‌ها گفتند که نه ما می‌خواهیم برویم. در آن ماجرا من هیچ‌کس را مقصر نشناختم. فردای آن روز، روز شانزدهم هم تا حدود ساعت سه تا سه و نیم و بعد از ظهر من بودم که اقای بنی‌صدر هم بود و نیروهای ما به تدریج شروع کردند به ضربت خوردن. یعنی نیروهای عراقی، نیروی کمکی بزرگی به کمکشان آمد و نیروهای ما را از پهلو مورد هدف قرار دادند که این برای ما قابل محاسبه نبود و محاسبه نشده بود برای نیروهای ما و دستگاه اطلاعاتی ما. این بود که نیروهای ما شروع کردند به عقب‌نشینی کردن. بین ساعت سه یا سه و نیم بود که با عجله آمدم شهر که در قرارگاه آن لشکر دیگر که هست، حاضر بشوم و به آن فرماندهان و افسران تأکید کنم و سفارش کنم که از یک طرف دیگر وارد شوند. بعضی از برادرهای دیگر نظامی آمدند که مهمات دست و پا کنند و همه آن ساعت،‌ «بینی و بین‌الله» تلاش می‌کردند. یعنی من آن کسانی را که مسئولان سطح بالا هستند، نظامی یا غیرنظامی، نیافتم که تلاش نکنند. البته در آن ساعت که من آمدم، آقای بنی‌صدر نبود؛ یا غذا می‌خورد یا نماز می‌خواند یا خوابیده بود. به هرحال نبود. یکی دو ساعتی لکن بعد که ما آمدیم، ایشان بوده آن‌جا. حدود چند ساعت هم آن‌جا بود و نیروهای ما وقتی منهدم شدند، ایشان آن‌جا بود. شاهد بود و بعداً آمده بود برای ما نقل می‌کرد.
 
علی‌ایﱢ‌حال، در هویزه که بچه‌های ما شهید شدند، من به طور قطع نفی نمی‌کنم، ولی من به هیچ وجه از کسانی یک تعلل عمدی، سستی عمدی، خیانت، خدای نکرده، مشاهده نکردم. چون دیروز شنیده شد که عده‌ای می‌گفتند، این کار کار آقای بنی‌صدر است، نه. درباره‌ی آقای بنی‌صدر ما آن‌قدر اشکال و ایراد وارد و منطقی داریم که محتاج این نیستیم که با این مسأله که هیچ راه اثباتی ندارد، ایشان را متهم کنیم. این را من گناه بنی‌صدر نمی‌دانم. یعنی طبق تشخیص من، تا آن‌جا که من اطلاع دارم، گناه بنی‌صدر نیست. بنی‌صدر اگر گناهی داشته باشد -که حتماً دارد- در جاهای دیگر است. والسلام علیکم و رحمه‌الله.»
 
روزنامه‌ی اطلاعات 7/4/1360 و 10/4/1360


مشخص شد چرا رهبری اجازه تغییر در وزارت اطلاعات را ندادند
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، وزارت اطلاعات ، اسفندیار رحیم مشائی

واقعاً اگر چنین اتفاقی افتاده بود و وزارت اطلاعات به عنوان چشم نظام کارآیی خود را از دست داده بود ، معلوم نبود در چنین مکاتباتی چه اتفاقی بیفتد و امثال ملک زاده با یک اشاره از دفتر مشایی تایید صلاحیت لازم را دریافت نمایند .

شفاف : وزیر اطلاعات نظر خود مبنی بر عدم صلاحیت ملک زاده را کتبا به وزیر خارجه اعلام کرد.


به گزارش  الف، حیدر مصلحی وزیر اطلاعات طی نامه ای اداری و کتبی مخالفت خود را با انتصاب محمدشریف ملک زاده به عنوان معاون وزیر خارجه اعلام کرد.
 
پیش از این احمد توکلی از اعلام نظر شفاهی وزیر اطلاعات و مخالفت وی با اجرای دستور رئیس جمهور خبر داده بود. پس از اصرار صالحی برای انتصاب ملک زاده به عنوان معاون وزارت خارجه مصلحی ضروری دانست تا موضع خود را کتبا نیز به وزیر خارجه اعلام کند.
 
گفتنی است صالحی پیشتر گفته بود که باید تخلفات ملک زاده اثبات شود و پس از آن حاضر است وی را برکنار سازد. گرچه وی حاضر نشد نظر دادستان را در همین رابطه  بپذیرد. دادستان پیش تر اعلام کرده بود که ملک زاده در آستانه بازداشت است.
 
با این حال انتظار می رود وزیر خارجه هشدار وزیر اطلاعات را جدی بگیرد و انتقاد دلسوزان دولت و نظام را پذیرفته و معاون خویش را برکنار سازد. در غیراینصورت به نظر می رسد حجت بر نمایندگان مجلس که پیش تر نیز نظر صریح خود را اعلام کرده بودند تمام شود و صالحی در مجلس استیضاح و برکنار شود.

اما فارغ از بحث ملک زاده و وزارت خارجه و مسائلی که این روزها پیش آمده ، نکته ظریفی درباره نامه نگاری وزارت اطلاعات با وزارت خارجه وجود دارد و آن این است که اکنون برای همگان مشخص شده که چرا رهبری انقلاب نگذاشتند که وزارت اطلاعات دستخوش تغییرات خاص شود و با فشارهای برخی دولتمردان ، مصلحی از وزارت اطلاعات برود. چرا که واقعاً اگر چنین اتفاقی افتاده بود و وزارت اطلاعات به عنوان چشم نظام کارآیی خود را از دست داده بود ، معلوم نبود در چنین مکاتباتی چه اتفاقی بیفتد و امثال ملک زاده با یک اشاره از دفتر مشایی تایید صلاحیت لازم را دریافت نمایند .

اکنون اما وزارت اطلاعات به عنوان چشم نظام و بازوی اطلاعاتی نظام و دولت استقلال خود را در ماجرای ملک زاده نشان داد و مشخص شد که حتی اگر فردی با سفارش عالی ترین مقام دولتی به پستی مهم و حساس دست پیدا کند ، وزارت اطلاعات تحت تاثیر فشارهای سیاسی ، تماس های تلفنی و ... قرار نمی گیرد و صراحتاً نظر اطلاعاتی خود را درباره مسائل مربوطه اعلام می کند . این همان مصلحتی است که رهبری نظام به آن توجه داشتند . چرا که اساساً بنا نیست در نظام جمهوری اسلامی ایران وزارت خانه های مهمی چون وزارت اطلاعات عرصه تاخت تاز جریانات سیاسی قرار گیرند و دستگاهی که بناست نظرات تخصصی امنیتی ارائه دهد با یک تلفن از فلان آقا مصالح نظام را فراموش کند و مصالح یک باند سیاسی را در اولویت قرار دهد .


دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با رهبر انقلاب
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، شورای عالی انقلاب فرهنگی ، مقام معظم رهبری
باید اخلاق اسلامی بصورت کامل در جامعه محقق شود/ یک تهاجم عظیم و پیچیده در عرصه فرهنگ در جریان است

 
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار رئیس و اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اهمیت بسیار بالای مقوله فرهنگ به عنوان هویت و شاکله معنوی یک ملت و گستره وسیع و تأثیر عمیق آن در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی، مسئولیت شورایعالی انقلاب فرهنگی را مهم و عظیم خواندند و تأکید کردند: در عرصه تهاجم پیچیده و فراگیر فرهنگِ جبهه استکبار برضد نظام اسلامی، شورایعالی انقلاب فرهنگی همچون یک قرارگاه اصلی، وظیفه سیاستگذاری راهبردی و هدایت دستگاهها و مراکز تأثیرگذار فرهنگی و بخشهای اجرایی را برعهده دارد.
 
رهبر انقلاب اسلامی با تشکر و قدردانی از تلاشها و اقدامات بسیار خوب شورایعالی انقلاب فرهنگی، دبیرخانه شورا و شوراهای تابعه، به اهمیت موضوع فرهنگ به عنوان کالبد و باطن یک ملت اشاره کردند و افزودند: «فرهنگ و هویت یک ملت و سمت و سوی آن» را می توان با استفاده از شاخص های مصداقی همچون عقاید، اخلاق، آداب، رفتارهای فردی و اجتماعی و خَلقیات ملی تشخیص داد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: اگر ملتی، از نظر شاکله ظاهری، مقبول و پیشرفته جلوه کند و از نظر فرهنگی و باطنی دچار نابسامانی باشد، ملت ورشکسته ای خواهد بود اما ملتی که از نظر فرهنگی غنی باشد، حتی اگر برخی مشکلات سیاسی و اقتصادی نیز داشته باشد، بالقوه، ملت مقتدری است.
ایشان حفظ هویت و شاکله باطنی یک ملت را منوط به برطرف کردن نقایص و اصلاح 
رخنه های احتمالی در فرهنگ دانستند و تأکید کردند: روشنفکران، نخبگان، علمای دینی، فعالان سیاسی و در رأس همه، حکومت و حاکمان، قطب های تأثیرگذار در فرهنگ ملتها هستند که هم توانایی تقویت فرهنگ و هم زمینه تضعیف و یا انحطاط آن را دارند.
 
رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری تعبیر چند سال گذشته خود از شورایعالی انقلاب فرهنگی به عنوان قرارگاه اصلی فرهنگی کشور افزودند: در آن زمان برای برخی سؤال و یا ابهام بوجود آمده بود که چرا یک اصطلاح نظامی برای مسائل فرهنگی استفاده می شود در حالیکه اگر به شرایط کنونی فرهنگی دنیا دقت شود مشاهده می شود که یک تهاجم عظیم و پیچیده در عرصه فرهنگ در جریان است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: با تحولات عظیم ارتباطاتی که امروز در دنیا بوجود آمده، جنگ فرهنگی به عرصه ای با ابعاد مختلف و فراگیر و پیچیده تبدیل شده است.
 
ایشان جبهه استکبار را سردمدار اصلی این جنگ فرهنگی خواندند و افزودند: گستره تهاجم فرهنگیِ جبهه استکبار، همه کشورهای دنیا است اما در این تهاجم مهمترین هدف، نظام جمهوری اسلامی است زیرا نظام اسلامی در مقابل نظام سلطه ایستاده و اثبات کرده که در این ایستادگی خود صادق است و توانایی مقابله و پیشرفت را نیز دارد.
 
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به رسالتهای فرهنگی انقلاب اسلامی، تأکید کردند: راه مقابله با تهاجم فرهنگی جبهه استکبار، گسترش و تعمیق رسالتهای فرهنگی انقلاب اسلامی در عرصه های اخلاقی، رفتارهای فردی و اجتماعی، عقاید و باورهای دینی و مسائل سیاسی است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای نسل جوان کنونی انقلاب اسلامی را نسلی مؤمن، انقلابی و آگاه خواندند و خاطرنشان کردند: من این نسل جوان را بسیار باور دارم و نمایشهای اعتقادی و دینی آن و حضور هوشمندانه سیاسی نسل جوان کنونی به مراتب عمیق تر، جذاب تر و پرمعناتر است اما باید قبول کرد که ظرفیت های جامعه اسلامی و جوانان بیشتر از وضعیت فعلی است.
 
ایشان با تأکید بر اینکه باید اخلاق اسلامی بصورت کامل در جامعه محقق شود و فرهنگ عمومی مردم در مسیر صحیح و اسلامی قرار گیرد، افزودند: لازمه این کار، رسوخ دادن باورها و عقاید به عمق جان مردم و جوانان و از بین بردن زمینه های گناه در جامعه است، ضمن آنکه باید برخی اختلالات و کمبودها در مسائل تعلیم و تربیت، خانواده، ارتباطات اجتماعی، همکاری جمعی، و وجدان کاری برطرف و اصلاح شوند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: سیاستگذاری راهبردی برای این اهداف و وظایف سنگین، بر عهده شورایعالی انقلاب فرهنگی است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، اجرای سیاستگذاری های شورایعالی انقلاب فرهنگی را موضوعی مهم و ضروری خواندند و تاکید کردند: شورایعالی انقلاب فرهنگی از نهادهای قانونی و قطعی نظام، و مصوبات آن لازم الاجرا است.
ایشان افزودند: تضمین اجرای مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی، حضور رؤسای سه قوه در این شورا است و مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی همواره باید به سرعت ابلاغ شوند.
 
رهبر انقلاب اسلامی تدوین سندهای بالادستی را از جمله وظایف اصلی شورایعالی انقلاب فرهنگی برشمردند و افزودند: یکی از سندهای بالادستی مورد نیاز کشور، تدوین نقشه مهندسی فرهنگی است که باید در آن، ضمن ترسیم وضع مطلوب، نیازها نیز دیده شود.
حضرت آیت الله خامنه ای یکی دیگر از وظایف مهم شورایعالی انقلاب فرهنگی را تعیین اهداف، سیاستها و راهبردهای مشخص در مورد نخبگان دانستند و تأکید کردند: نخبگان سرمایه های اصلی کشور هستند و نباید هیچ سستی یا غفلتی در این موضوع وجود داشته باشد.
ایشان افزودند: ترویج نخبگی، احترام به نخبگان و استقبال از فکر و ایده برتر نخبگان باید همواره مورد توجه شورایعالی انقلاب فرهنگی و دستگاههای مسئول باشد.
 
 
در ابتدای این دیدار آقای احمدی نژاد رئیس جمهور و رئیس شورایعالی انقلاب فرهنگی با اشاره به جایگاه و اهمیت این شورا و خدمات ارزشمند آن گفت: تدوین و تصویب سند جامع علمی کشور، بررسی سند تحول آموزش و پرورش، ساماندهی جذب اعضای هیأتهای علمی، تصمیم گیری در موضوع نخبگان، فرهنگ عمومی و عرصه کتاب از جمله اقدامات شورایعالی انقلاب فرهنگی در سالهای اخیر است.
 
آقای مخبر دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در گزارشی از فعالیتهای شورا، گفت: تدوین نقشه جامع علمی کشور و پیگیری اجرای آن، توجه به موضوع نخبگان و سند بالادستی آن، جداسازی نظام حوزه از وزارت علوم، اصلاح و بازنگری اسناد برخی فناوریهای پیشرفته همچون فناوری نانو و بیوتکنولوژی، تدوین منشور توسعه فرهنگ قرآنی، اصلاح ضوابط چاپ و نشر کتاب، شکل گیری بنیاد ملی بازیهای رایانه ای، سیاستگذاری برای بومی گزینی در آزمون سراسری دانشگاهها، و تأسیس پایگاه استنادی علوم جهان اسلام از جمله اقدامات و مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی است.

رهبر انقلاب:علم، بصیرت و صفا در آیت الله مصباح جمع است
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، آیت الله مصباح یزدی


رهبر معظم انقلاب اسلامی در یکی از سفرهای غیررسمی خود به شهر مقدس قم که با هدف بازدید از بزرگان و مراجع عظام تقلید صورت گرفته است، با حضور در منزل آیت الله مصباح یزدی، نزدیک به سی دقیقه با ایشان و ...


انتشار گزارش بنیاد آمریکایی کارنگی
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، بنیاد کارنگی ، مقام معظم رهبری

 آیت الله خامنه ای قدرتمندترین رهبر جهان است

موسسه آمریکایی کارنگی در گزارشی آیت الله خامنه ای را قدرتمندترین رهبر جهان دانست.
در سال 2008 مقاله ای تحقیقی تحت عنوان «بازخوانی آیت الله خامنه ای، نگاه جهان به قدرتمندترین رهبر ایران» از طرف موسسه آمریکایی «کارنگی» به قلم نویسنده ایرانی این موسسه، کریم سجادپور، منتشر شد که در دسامبر 2009 با اعمال ویرایش هایی، مجددا منتشر و روی وب سایت این موسسه قرار گرفت. نویسنده این مقاله گرچه خواسته آرای رهبر معظم انقلاب را از میان سه دهه سخنرانی ها و اقدامات ایشان استخراج و به زغم خود بطور دقیق و جزءجزء آنها را بررسی کند اما در خلال متن نتوانسته بغضش را از انقلاب اسلامی و رهبر مقتدر انقلاب مخفی کند و تحلیل های خود را به نحوی کینه توزانه ارائه داده است.
نویسنده این مقاله سخن خود را به این شکل آغاز کرده: «شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد که به اندازه آیت الله خامنه ای برای مسائل جاری جهان اهمیت داشته باشد اما در عین حال تا این حد هم برای جهانیان ناشناخته باشد» و در ابتدا سعی در تبیین چرایی اهمیت بررسی افکار و اندیشه های ایشان کرده و در عباراتی به اینکه ایشان پیش از تصدی رهبری، یک چهره «میانه رو ناشناخته» بوده است تاکید می کند نویسنده در ادامه به نفود ایران در منطقه و برخی کشورها از جمله عراق، لبنان و فلسطین اشاره کرد و بالا رفتن قیمت نفت را به افزایش توان ایران تعبیر کرده است! وی اشاره می کند که مسیر حرکت جمهوری اسلامی در نوشته ها و سخنان امام خمینی(ره) موجود است و بر همان مبنا نیز آیت الله خامنه ای چهار هدف انقلاب را عدالت، استقلال، خودکفایی و معنویت دینی می داند که از اینجا به بعد نویسنده سعی می کند دیدگاههای ایشان را در این چهار زمینه استخراج و بیان کند. او همچنین نواب صفوی(ره) و امام خمینی(ره) را دو شخصیت موثر بر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای می داند که رفتار سیاسی ایشان را شکل و جهت داده اند و سپس به ذکر تاریخچه ای مخدوش از دوران ریاست جمهوری و پیش از رهبری ایشان می پردازد و ادامه و تاکید می کند از آنجا که رهبری در ایران سیاستهای کلی را تعیین می کند و نفوذ فراوانی دارد، مهمترین شخصیت در ایران است.
نویسنده، آیت الله خامنه ای را در سیاست خارجی، که بخش مهم این مقاله است، پیرو امام خمینی(ره) می داند و تاکید می کند که ایشان در طول این سه دهه همواره بر شیطان بزرگ بودن آمریکا تاکید داشته و دشمنی خود با آن را به صراحت ابراز کرده اند و ریشه دشمنی آمریکا با ایران را در واقع نه بخاطر مسئله هسته ای یا نفی اسرائیل و دفاع از حزب الله بلکه بخاطر موقعیت استراتژیک ایران و ذخایر انرژی آن می دانند که اینک در اختیار یک کشور اسلامی قرار گرفته است.
راهبرد مقابله در برابر فشارهای شورای امنیت و آمریکا نیز در بیان ایشان «مقاومت» معرفی شده چرا که ایشان معتقدند هرچقدر در برابر ابرقدرتها کرنش کنی و کوتاه بیایی به همان اندازه فشارهای آنها بیشتر خواهد شد. او ضمن اشاره به توجه بسیار زیاد آیت الله خامنه ای در ترسیم «نقشه های آمریکا علیه انقلاب» برای مردم ایران، به تبیین ایشان درباره نحوه فروپاشی شوروی و انقلابهای رنگی نیز توجه داشته و با تعجب بسیار از این توجه زیاد، تاکید ایشان بر تهاجمات فرهنگی ضد اسلامی توسط غرب و آمریکا و بیدارگری درباره عوامل داخلی فروپاشی یک کشور را نیز مورد بررسی قرار داده است.
نکته قابل توجه این است که نویسنده مقاله در بخشی از این نوشته، دستورالعمل هایی را برای سران دولت آمریکا ذکر کرده است اما اشاره می کند که با وجود آیت الله خامنه ای، امید ایجاد شرایط مطلوب آمریکا دور از تصور است. وی با بیان برخی از این موانع می نویسد:
1. آیت الله خامنه ای باید متقاعد شود که آمریکا رویه خود در قبال ایران را تغییر داده و با احترام با ایران برخورد خواهد کرد.
2. آیت الله خامنه ای هیچ گونه عقب نشینی یا شکست را برای ایران نخواهد پذیرفت و هیچ نوع فشاری نیز بر ایشان موثر نمی افتد.
3. هر نوع برنامه ای باید در ارتباط با خود ایشان مطرح شود، نه مقامی دیگر وگرنه مانند تلاشهای قبلی که در دوره اصلاح طلبان صورت پذیرفت بی نتیجه خواهد ماند!
آخرین جملات این مقاله نیز تاکید می کند که تا زمانی که آیت الله خامنه ای رهبر ایران است، دستیابی به روابط دیپلماتیک میان ایران و آمریکا میسر نخواهد شد و همچنان با وجود گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب، فرهنگ «مرگ بر آمریکا» در ایران حاکم است وگرچه مدارا با رهبر ایران بسیار سخت است، اما باید دانست که اجرای هر برنامه ای برای دور زدن ایشان نتیجه نخواهد داد.


در گفت و گو با حجت الاسلام مهدی طائب مطرح شد
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام مهدی طائب ، مقام معظم رهبری ، امام خمینی(ره)
آیت‌الله خامنه‌ای در رهبری نظام ذره‌ای با امام(ره) تفاوت ندارند/جریان انحرافی ریشه خارجی دارد

برنامه دانشجویان ایران: با گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی و ورود به دهه چهام انقلاب  نظام جمهوری اسلامی ایران با رهبری امام خمینی و حضرت آیت الله خامنه ای به خوبی و با استواری تمامی موانع بر سر راه انقلاب را رداشته و آن را به سمت جلو هدایت کرده اند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در حوادث دو سه سال گذشته نیز مقام معظم رهبری به خوبی و با مواجه شدن با سختی های دوچندان توانسته از کشتی انقلاب را پس از گذر از طوفان ها همچنان در مسیر خود نگه دارد.

هفته نامه "دانشجویان " در مصاحبه ای با حجت‎الاسلام مهدی طائب، عضو شورای مرکزی جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی به واکاوی این مسئله پرداخته است.

بیش از 20 سال از آغاز رهبری مقام معظم رهبری می‎گذرد، به نظر شما رهبری و هدایت انقلاب و کشور، در این دو دهه اقتضائات خاصی داشته که با 11 سال پیش از آن، یعنی با سال‎های آغازین انقلاب متفاوت باشد. نظرتان در این خصوص چیست؟

نوع تدبیر مقام معظم رهبری در سیاست و امور، ذره‎ای با نوع تدبیر امام تفاوت ندارد. این را بار‎ها در مصاحبه‎‎هایم گفته‎ام. به این دلیل که تدبیر فقیه ناشی از مبانی فقهی است و مبانی فقهی ناشی از کتاب و سنت است، بنابراین اگر دو فقیه بر مسند امور قرار بگیرند و بر اساس فقه امور را تدبیر کنند مجموعه تدبیر‎ها همسان می‎شود.

به همین جهت ما می‎توانیم حاکمیتی را که در رأسش ولایت فقیه است، به عنوان یک مجموعه‎ای در نظر بگیریم که با نقشه‎ای، در حال ساخت یک بناست و این نقشه مورد قبول مهندسینی است که می‎خواهند این بنا را بسازند. بنابراین هر مهندسی کار را به مهندس بعدی واگذار می‎کند و کار نیز همان‎طور و طبق همان نقشه جلو می‎رود. مهندس عوض شده، اما نقشه ثابت است. مهندس فقط کارش خواندن نقشه و پیاده کردن آن است. ولی فقیه در حقیقت مجری فقه است. فقه یک امری است که در شاکله و ذات خود ثبات دارد، اگر در بعضی جزئیات هم تغییراتی صورت بگیرد، اصول و شاکله ثابت است. بنابراین حضرت امام به عنوان یک فقیه، جامعه را مدیریت می‎کرد و براساس همان نقشه فقهی، ساختمان حکومت را می‎ساخت که این در یک مقطعی واگذار شد به ولی فقیه بعدی که مقام معظم رهبری بودند و ایشان نیز همان نقشه را ادامه دادند. اگر گاهی هم تفاوت‎هایی به نظر دیگران می‎آید، تفاوت در اجرای نقشه نیست. بلکه مثل آن است که ما از یک مرحله ساختن، وارد مرحله دیگری شده باشیم و این شکل جدید به اقتضای خود آن نقشه است. مثلا اگر حضرت امام در سال 88 به جای مقام معظم رهبری بودند، همان کاری را انجام می‎دادند که مقام معظم رهبری انجام دادند. اگر که در سال 60 هم در جایگاه ولایت فقیه، حضرت آقا بودند، ایشان نیز همان کاری را انجام می‎دادند که حضرت امام انجام دادند. بنابراین اگر چیزی به نظر متفاوت جلوه می‎کند، این تفاوت نیست و این تفاوت در ساخت در مرحله جدید است.

می‎شود گفت در دوره حضرت امام، نظام اسلامی بیشتر در مرحله تثبیت خود و ایجاد ساختار‎‎ها بوده، ولی در دوره مقام معظم رهبری در حالی که نظام باید حفظ ‎شد و از خطر فروپاشی آن جلوگیری می‎شد، جمهوری اسلامی باید به یک مسأله دیگر، یعنی کارآمدی هم پاسخ ‎داده و جهت‎گیری‎های نظام نیز در این راستا قرار می‎گرفت و این خود شاید یکی دیگر از پیچیدگی‎های دهه دوم و سوم و البته دهه پیشرفت و عدالت، یعنی دهه چهارم از حیات انقلاب است.

ببینید من اصلا با این تعبیر اولویت‎‎ها موافق نیستم. این شاید نوعی نگاه مکانیکی، به معنای غیر قابل انفکاک بودن و البته استاتیکی، به معنای ثلب و جامد بودن به انقلاب است؛ در حالی که ماهیت انقلاب اسلامی یک ماهیت پویاست و شما اگر بخواهید یک ساختمان را بسازید، بدون این‎که پایه ستون‎‎ها را درست کرده و بتون‎ریزی کنید و یا دیوارهای پایه را بگذارید، نمی‎توانید سقف را بسازید. بحث این نیست که ما ابتدا ستون بزنیم و بعد سقف بزنیم، بلکه تا وقتی که شما ستون نزنید، اصلا سقف زدن امکان ندارد. آن چیزی که امروز می‎گویند، امام استقرار داد و آقا باعث ریشه دواندن و توسعه دادن انقلاب، اصلا غلط است. وقتی انقلاب پیروز شد، باید این نقشه پیاده می‎شد، شما اول کشور را از دست دشمن گرفتید. اما هنوز دشمن در پایه‎های این‎جا هست. شما می‎خواهید پایه‎های حکومت را بریزید، ولی این پایه‎‎ها پر از آجرهای سست و خراب است و بعضی از آن‎‎ها برای ساختمان شما، حکم مواد منفجره را دارند. لذا شما مجبورید پی‎‎ها را از این عناصر سست خالی کرده تا بتوانید پی‎ریزی کنید. بعد تاره وقتی که آمدید و پی‎ریزی کردید، باید مواظب باشید که این پی‎ریزی شما توسط عوامل مهاجم خراب نشود.

از زمان پیروزی انقلاب تا زمانی‎که زمان و فرصت اجازه می‎داد، حضرت امام این روند را دنبال کردند؛ در مقطعی که ایشان از دنیا رفتند، هنوز بسیاری از همان اموری که برای استقرار لازم بود، باقی مانده بود. وقتی‎که حضرت امام از دنیا رفتند، هنوز صدام در حال تهدید کشور بود، به ما می‎گفت که اروند را واگذار کنید و یا فلان جا و فلان جا را به ما بدهید! لذا مقام معظم رهبری، با کمال اقتدار آن مرحله استقرار را پشت سر گذاشتند. ببینید یک مسئله از آغاز مورد توجه امام بوده و اکنون هم مورد نظر مقام معظم رهبری‎ست منتها همه به اقتضای امکانات زمان ظهور و بروزش متفاوت بوده و آن این است که ما در گذر زمان برای نظام‎مان و توسعه آن نیرو‎ها لازم را تربیت بکنیم. از آغاز این تربیت بوده و به هر میزان که نیرو تربیت بکنیم، قابلیت برای افزایش بیشتر می‎شود. مثلا شما در آن آغاز می‎دانید 5 میلیون نفر برای این نظام و کار آمدی آن تربیت بکنید، ولی کل اساتیدی که دارید 50 نفر است.

بنابراین از آن 5 میلیون در آغاز، تعداد کمی را می‎توانید تربیت کنید؛ وقتی وارد تربیت شدید و تعداد اساتید شما از 50 به تعداد بیشتری رسید حالا قابلیت شما بالا می‎رود و می‎توانید مثلا 5 میلیون را تربیت کنید. به همین میزان با افزایش نیروهای تربیت شده، قابلیت‎‎ها نیز بالا می‎رود. وقتی هم که قابلیت‎‎ها نیز بالا برود ظهور و بروز بیشتر می‎شود. بنابراین همه این اقدامات که مقام معظم رهبری انجام می‎دهند، همان منویاتی بوده که حضرت امام از آغاز می‎خواستند، منتها اقتضائات آن زمان به برخی از امور در چشم ما ظهور و بروز می‎داد و برخی هم نمی‎داد. به همین جهت است که امروز  آقا همان تدابیر امام را ادامه می‎دهند البته به اقتضای زمان بار محوری روی تربیت نیرو گذاشته شده و به دلیل این‎که اقتضائات بیشتر خواهد شد. در واقع مقام معظم رهبری در حال مهندسی نظام با همان شاخصه‎هایی هستند که امام می‎فرمودند، اما به شکلی پویا.

عده‎ای منویات درونی خود و زوایایی را که با نظام و انقلاب داشتند، اما بنا به دلایلی در دهه اول نتوانسته بودند یا نخواسته بودند بروز دهند، در دهه دوم و سوم بروز دادند، یا عده‎ای از انقلابیون دچار استحاله شدند و از انقلابی بودن خود نادم شدند و این خودش به پیچیدگی‎های شرایط افزود.

ما در زمان حضرت امام، چند مدل افراد داشتیم که در منشور حکومت ما آمده و جای گرفته بودند.یک عده افرادی که توان‎شان در یک حدی بود که در آن روز برای یک سری پست‎‎ها و مقام‎‎هامناسب بودند، یک عده افرادی هم بودند که این‎ها اصلا برای این پست‎‎ها مناسب نبودند و با رانت‎‎ها یا به دلایل شرایط ویژه و پاره‎ای اعمال نظر‎‎ها می‎آمدند و در منشور حکومت قرار می‎گرفتند. آن افرادی هم که برای حکومت در آن زمان لازم بودند، خودشان به دو دسته تقسیم می‎شوند، یک دسته کسانی که وقتی وارد قدرت شدند، توانستند بفهمند که این قدرت و مقام مربوط به آخرت است و باید در آن برای آخرت کار کرد، یک عده وقتی آمدند این قدرت، آن‎‎ها را از واقعیتیکه باید از آن پیروی و بدان توجه کنند دور کرد و وارد دنیا و دنیا گرایی شدند.

پس ما دریک منظر سه دسته افراد را داشتیم: 1- کسانی که مناسب بودند، خدمت کرد و توانستند خود را حفظ کنند؛ 2- کسانی که مناسب بودند، ولی در طول کار و در ادامه نتوانستند خودشان را حفظ کنند و 3- کسانی که با رانت وارد شدند و مناسب نبودند.

اغلب گذر زمان آرام آرام باعث بروز و ظهور وقایعی می‎شود که حقایق را روشن می‎کند، مثلا در زمان حضرت امام، آقای کروبی مسئول بنیاد شهید بود. ایشان در آغاز که رفته بود در بنیاد شهید، مناسب آن جا بود، اما آرام آرام وقتی یک دفعه اموال بنیاد شهید در اختیارشان قرار گرفت، با توجه به قدرتی که به ایشان داده شده بود، نتوانستند خودشان را حفظ کنند. در نتیجه در زمان خود حضرت امام و در آن اواخر، افراد متدین به ایشان نقد داشته و می‎گفتند: چرا آقای کروبی این کار‎ها را می‎کند؟ می‎گفتند فلان مجلس را چرا گرفته، چرا این ماشین را سوار می‎شود. یا حتی آقای میرحسین موسوی که در دوره نخست‎وزیری ایشان، بعضی از اعضای هیئت دولت وقتی که تهران موشک باران می‎شد این‎ها می‎رفتند به شمال در ویلاهای خودشان. طرف وزیر دولت بود، وزیر کار بود و هنگام موشک باران فرار می‎کرد و می‎رفت شما در ویلاهای شمالش! ببینید کسانی بودند که اول با نیت‎های خوبی آمدند سرکار اما نتوانستند از گرایش خود به دنیا جلوگیری بکنند. منتها هر چقدر ما از جنگ دور شده و به یک فضای امن خوب رسیدیم، این افراد ماهیت‎شان بیشتر پیدا و آشکار شد. ولی فقیه در آن بالا ایستاده و در جایگاه مراقبت بود.

لذا وقتی می‎خواست این افراد را از انحراف دور کند، موجب تعارض آن‎ها با ولی فقیه می‎شد. بنابراین یا باید ولی فقیه را کنار بگذارند یا این‎که خود از گردونه کنار بروند. این تعارض بین خط صحیح انقلاب و این آقایان بود. یک عده‎ای هم که اصلا از اول با رانت و با نفوذ آمده بودند و اصلا لیاقتی برای کار‎ها نداشتند؛ این‎‎ها آمده بودند و در خیلی جا‎ها نیز حضور داشتند. این آقایان در گذر زمان می‎خواستند قدرت خود را حفظ کنند. در همین زمان نیروهای انقلابی در حال رشد بودند و طبیعتا می‎آمدند تا که جای این منافقینی را که بارانت آمدند، بگیرند؛ از طرفی آن‎‎ها هم مقاومت می‎کردند، در نتیجه این وسط تعارض ایجاد می‎شد. ولی به هر حال انقلاب راه خودش را می‎رود. یعنی انقلاب مثل یک بدن سالم است و هر چه بیماری‎‎ها می‎شود و می‎خواهند آن را نابود کنند، این بدن سالم آن‎‎ها را دور می‎ریزد. لذا آن کسانی که ابتدا در جریان قدرت خوب بودند، اما بعد منحرف شدند نیز از خود دور می‎کند و همچنین آن کسانی که با رانت آمدند بالا و پست و مقام گرفتند. به همین‎خاطر چنین افرادی می‎روند و بحران ایجاد می‎کنند، ولی خوب در برابر این قبیل حرکت‎ها، جریان قوی انقلاب مقاومت کرده و پیداست که آن‎ها محکوم به شکست هستند.

یکی از موارد دیگر شاید این باشد که در زمان جنگ فضای سیاسی جامعه نمی‎توانست خیلی باز بوده و اختلافات گروه‎‎ها و احزاب، جنبه عام پیدا کند؛ در حالی که در دهه دوم و سوم این‎گونه نبود و بسیاری از یاران انقلاب به سبب اختلافات جبهه متحد انقلاب را متشتت و متفرق کردند.

ببینید نظام و انقلاب حتی در زمان جنگ و در زمان امام، هیچ‎گاه مخالف حضور نظرهای متفاوت نبوده و اگر در آن موقع آقایان میرحسین موسوی و دیگران در دولت نمی‎توانستند نظر مخالف را تحمل کنند، یک داستان دیگری است؛ والا ما حتی آن موقعی که جنگ بود، در جبهه بودیم در گردان‎‎ها حضور پیدا می‎کردیم، در همان جا مباحث سیاسی و نظرات مختلف مطرح می‎شد و جواب هم می‎گرفت. همان موقع در مجلس شورای اسلامی اختلاف‎‎ها بود، بچه‎‎ها جبهه‎شان را می‎رفتند و این مسائل را هم داشتند و منتها آن‎‎ها در هیئت دولت یک خط استبدادی را دنبال می‎کردند و من نمی‎خواهم خیلی وارد آن مسائل بشوم؛ حضرت امام هم دنبال همین بودند که این آزادی ‎اندیشه باشد، البته جوری که جلوی توطئه‎گر هم گرفته شود. اگر کسی ‎خواست بتواند برود حرفش را در دانشگاه یا حوزه بزند و هیچ اشکالی هم نداشت؛ چنان که در زمان جنگ هم این مباحث آزاد بود. و البته یک نکته‎ای درست است، ما در زمان دفاع مقدس، به دلیل این‎که مشغول جنگ بودیم، کمتر وارد نقادی و پاسخ آن‎‎ها می‎شدیم،  این‎ها حرف‎های‎شان را می‎زدند حتی طرفداران نهضت آزادی تا همین اواخر هم به دانشگاه‎‎ها می‎رفتند و سخنرانی می‎کردند، تازه ضد جنگ هم حرف می‎زدند. حتی رفتند در دانشگاه و آقای منتظری را ضد جنگ معرفی کردند. هنگام توطئه هم حرف خود را می‎زدند و گمان می‎کردند که اگر به تبلیغات خود شدت دهند بلایی بر سر نظام می‎آورند، اما مقام معظم رهبری با سعه صدر کامل ایستادند و گفتند شما حرفتان را بزنید تا موقعی که وارد توطئه عملی و دست به سلاح نبرده‎اید.

انقلاب هیچ‎گاه انقلاب جلوی آزادی‎اندیشه را نگرفته است، ما از فهم مردم لطمه نمی‎خوریم، بلکه وقتی مردم ندانند ما لطمه می‎خوریم. در این بگو مگو‎های سیاسی، مردم رشد پیدا می‎کنند و آن چیزی که باید جلویش گرفته شود، خدعه و نیرنگ است، یعنی حرفی که در دانشگاه باید زده شود، بیایند و در یک مدرسه ابتدایی بزنند، خوب مدرسه ابتدایی جای این حرف‎ها نیست، خدعه یعنی کارهای جاسوسی و به اصطلاح امروز ضد امنیتی و... والا آزادی‎ اندیشه و گفتمان، از اول جزو خواسته‎های رهبری بوده و ایشان ایستاده‎اند که مبادا این قضیه خدشه‎دار شود، زیرا آن روزی که این امر خدشه‎دار شود، انقلاب ما خدشه‎دار شده است. و این هم در زمان امام و هم در زمان مقام معظم رهبری بوده است، البته با مقتضیات زمان خودش و با اعمال مهندسی کلان نظام.

شاید این نکته هم مهم باشد که ما در دهه اول، بیشتر با تهدیداتی از جنس سخت مواجه بودیم که در دهه‎های بعد، جای خود را به تهدیدات نرم داد و این خود پیچیدگی‎های مضاعفی را سبب شد، نظر شما در این زمینه چیست؟

ما در زمینه جنگ نرم موفق‎ترین‎‎ها خواهیم بود. چراکه ما منطقی اسلامی داریم که وقتی بر فطرت‎‎ها وارد شود، همه را جذب خود می‎کند؛ همین حرکت‎هایی که شما در کشورهای اسلامی می‎بینید و حالا آرام آرام به اروپا نیز رفته، این‎‎ها همان مبارزه نرمی است که آن‎‎ها شروع کردند و البته ما هم از قبل نمونه‎‎ای را داشتیم. حضرت امام می‎فرمودند که ما انقلاب فرهنگی‎مان را به جهان صادر می‎کنیم. البته آن‎‎ها آمدند از و از طرق مختلفی، مثل شبکه‎های ماهواره‎ای، ترویج بی‎حجابی و یا القای یاس در میان مردم وقتی دنیاگرایی در میان مسئولین، این جنگ را دنبال کنند ولی می‎بینیم که 32 سال است، جواب نداده و ما توانمند بوده و در مقابل این رفتار ایستاده‎ایم. ما به مردم اعتماد به داریم چراکه مردم دین‎دار و دین‎باوری هستند، و حالا اگر تظاهری در راستای برخی مفاسد مثلا بی‎حجابی دیده شود، این‎‎ها هم با تذکرات صحیح و البته مبارزه با کسانی که برنامه‎ریزی شده این کار‎ها را کرده و به‎عبارتی در جریان امنیت مداخله می‎کنند، حل می‎شود. البته این بد حجابی‎‎ها دو بعد دارد، یک عده از افراد ناآگاهانه اقدام به چنین کارهایی می‎کند و عده‎ای دیگر هم حقوق بگیر‎ها و مزدوران دشمن هستند. لذا در هر زمینه با عمل مناسب، همه این توطئه‎‎ها به راحتی شکست خواهد خورد. ما در عملیات نرم به دلیل قوتی که در منطق داریم و به دلیل باورهایی که بین مردم‎مان داریم، پیروزیم.

خب همین مواجهه نرم سبب شده که دو نوع فتنه داشته باشیم، فتنه‎هایی که در دهه اول همه بودند و فتنه‎‎ها در دهه دوم و سوم که البته بسیار با هم قرابت دارند، اما نوع فتنه‎های از سال 68 به بعد از جنس نرم هستند.

فتنه‎هایی که از اول انقلاب تا به‎حال داشتیم، همه یک مدل است. دو منشا دارند: 1- خارجی و 2 –داخلی.
شما نمی‎توانید فتنه‎ای در ایران پیدا بکنید که منشأ خارجی نداشته باشد. یعنی همیشه فتنه یک عامل نفوذی بین ما دارد که از عناصر سست، دنیاطلب و یا قدرت‎طلب، که این‎‎ها با هم عجین شده و فتنه درست می‎شود. بنابراین امروز اگر می‎بینیم مثلا جریان اصلاحات آمده فتنه کرده، باید برویم ببینیم چرا آقای مهدی‎ هاشمی هم اکنون در انگلستان و تحت حمایت دولت این کشور، زندگی می‎کند. ما امروز باید دقت کنیم، ببینیم آقای مشایی چه کاره است؟ ایشان با چه کسی مرتبط بوده چرا؟ از کجا آمده و سابقش چه بوده؟
بنابراین اگر ما آن ریشه‎های خارجی این فتنه‎‎ها را قطع بکنیم، داخلی‎‎ها هیچ‎کاری نمی‎توانند بکنند.

این فتنه‎‎ها در زمان حضرت امام هم بوده؟ و آیا اگر بوده با فتنه‎های امروز تفاوت داشته؟ آیا نمونه‎ای برای فتنه جریان انحرافی در زمان امام هم داشته‎ایم؟

بله بوده و این فتنه‎‎ها در زمان رهبری و امام ماهیتا هیچ تفاوتی با هم نکرده است. بله ما جریان انحرافی در زمان امام هم داشته‎ایم، مثلا فتنه بنی‎صدر را داشتیم، فتنه جریان انحرافی سید مهدی‎هاشمی که نفوذ کرده بود در بیت آقای منتظری بود و فتنه اعضای جبهه ملی و...

همه آن‎‎ها هم ریشه‎های خارجی داشتند؟

بله، همه آن‎ها؛ اصلا ما نداریم که فتنه‎ای در درون کشور و بدون عضو خارجی جریان یافته باشد. درباره جریان انحرافی امروز هم باید دقت کنیم و ریشه‎های خارجی آن را پیدا کنیم.

فتنه جریان انحرافی چه شباهت‎‎ها و تفاوت‎هایی با فتنه 88 دارد؟

هیچ تفاوتی ندارد. همیشه نفوذی‎‎ها می‎آیند و کار می‎کنند. مثلا امشب می‎خوابیم و صبح بیدار می‎شویم و می‎بینیم که آقای مهدی ‎هاشمی گذاشته و رفته. ولی دیگر نباید تکرار شود و زمانی از خواب بیدار شویم که آقای الف یا ب از کشور گریخته باشند.
ما در فتنه‎‎ها زمانی خطر خواهیم داشت که اهل بصیرت نباشیم. چه در زمان امام و چه در زمان کنونی، باید بدانیم که عبور از فتنه‎‎ها به‎خاطر بصیرت‎ ملت ماست.

به‎عنوان آخرین سئوال چند ویژگی شخصیتی حضرت آقا که باعث صلابت و تدام انقلاب شده است، را برای ما بازگو کنید.

خدای متعال می‎داند کجا رسالت خود را قرار دهد. اولا ایشان عالم است؛ ثانیا بصیر است و ثالثا متدین. یعنی تمام آن اوصافی که در آن نوشته آمد، یعنی «اما من کان من الفقها صاینا، حافظا لدینه، مخالفا لهواه...»، اولا ایشان فقیه و خوددار است و دنیاگرا نیست، مطیع امر مولاست، یعنی نگاه می‎کند و می‎بیند که خدا چه می‎گوید. کاری ندارد که بندگان خدا چه می‎گوید و... همه این اوصاف را ایشان در حد اعلا دارد. ببینید در تمام فتنه‎هایی که در زمان زعامت ایشان روی داد، همین عوامل بالا در وجود ایشان بود که سبب شد، تمام تهدید‎‎ها تبدیل به فرصت شوند و البته امتی هم نگاه‎شان به اشارت انگشتان ایشان، در مورد جریان انحرافی هم همین‎طور است و ما نباید جلوتر با عقب‎تر از ایشان حرکت کنیم.


سلب امنیت بخشی از جامعه بدلیل اختلاف صرفاً سیاسی ممنوع
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
سلب امنیت بخشی از جامعه بدلیل اختلاف صرفاً سیاسی ممنوع/از حرکت‌های به تحریک امریکا در منطقه حمایت نمی‌کنیم

رهبر معظم انقلاب اسلامی اظهار داشتند: امام با حساسیت ویژه درباره تسلط هزار فامیل در دوران قاجار و پهلوی، تکیه بر قدرت و ثروت را برای گرفتن مسئولیت، از خطرهای بزرگ می‌دانست.

به گزارش رجانیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در بیست و دومین سالروز فراق امت و امام، ملت مومن و قدرشناس ایران، امروز حرم مطهر روح خدا را، به عرصه تجلی وفاداری عمیق ایرانیان به راه و مکتب امام تبدیل کرد و با ابراز پرشورترین احساسات، باردیگر با جانشین خلف خمینی کبیر، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیمان هوشیاری، بصیرت و استقامت بست. 

رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم و نورانی قشرهای مختلف مردم سراسر کشور، با تبیین ویژگی‌های بیداری اسلامی ملت‌های منطقه به عنوان تحقق پیش بینی مبارک امام، معنای حقیقی ارادت عمیق و ستایش برانگیز ملت را به امام راحل عظیم الشان، پذیرش و پایبندی ملی به مکتب و راه آن بزرگوار خواندند و با تبیین "معنویت، عقلانیت و عدالت "، به عنوان ابعاد اصلی مکتب منسجم و چندبعدی امام تاکید کردند: برکت وفاداری به این میراث گرانقدر امام خمینی، عزت، پیشرفت و تعالی همچون گذشته نصیب ملت ایران خواهد بود. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای 14 خرداد هر سال را فرصتی برای تجدید خاطرات شیرین ملت با امام خمینی(ره) دانستند و با اشاره به تقارن مبارک این روز با آغاز ماه نورانی رجب خاطرنشان کردند: سالگرد رحلت امام امسال با حماسه بیداری اسلامی ملتهای منطقه نیز همراه شده است و تفضل پروردگار، صحت پیش‌بینی آن مرد الهی را به اثبات رسانده است. 

رهبر انقلاب اسلامی، مکتب امام خمینی را ذخیره گرانقدر ملت ایران برشمردند و افزودند: مردم ایران با تکیه بر همین سرمایه عظیم توانسته اند گذرگاه‌های دشوار 32 سال اخیر را با موفقیت پشت سرگذارند و در آینده نیز چنین خواهد بود. 

ایشان با اشاره به امواج پرطراوت احساسات و عواطف ملت نسبت به خمینی روح خدا، خاطرنشان کردند: ارادت عمیق مردم ایران به امام در این عواطف زیبای قلبی خلاصه نمی شود بلکه مفهوم این ارادت سرنوشت ساز، پذیرش و پایبندی به مکتب امام به عنوان راه و خط روشن حرکت همگانی ملت است. 

رهبر انقلاب اسلامی، مکتب امام را، راهنمای نظری و عملی مردم و مسئولین دانستند و خاطرنشان کردند: مکتب امام یک بسته کامل و دارای ابعاد مختلفی است که باید این ابعاد را، باهم و به موازات هم، مورد توجه و عمل قرارداد تا در مسیر پیمودن راه امام، انحرافی و خطایی ایجاد نشود. 

ایشان معنویت، عقلانیت و عدالت را ابعاد اصلی مکتب امام خواندند و با اشاره به توجه همزمان امام به این ابعاد در حرف و در عمل، خاطرنشان کردند: امام اهل سلوک معنوی و ذکر، خضوع و خشوع بود و اتکال و امید او به پروردگار، پایانی نداشت اما در همه احوال "خرد، تدبیر، محاسبه و عقلانیت " را مورد ملاحظه کامل قرار می‌داد و عدالت را نیز همچون معنویت و عقلانیت از متن دین و قرآن پیگیری می‌کرد. 

رهبر انقلاب اسلامی انتخاب مردمسالاری دینی را به عنوان بستر اصلی نظام سیاسی کشور، بارزترین نمونه عقلانیت امام دانستند و افزودند: تکیه بر آرای ملت و نهادینه کردن حضور و انتخاب ملت، آن هم در کشوری که قرنها استبداد و دیکتاتوری بر آن حاکم بوده است، نشان می‌دهد عقلانیت در اداره کشور، از ابعاد اساسی مکتب حیات بخش و سعادت آفرین امام است. 

حضرت آیت الله خامنه‌ای، شناخت دشمنان و هوشیاری و استقامت کامل در مقابل آنان را از دیگر مظاهر خرد و هوشمندی امام خمینی(ره) دانستند و افزودند: برخلاف کسانی که کوتاه آمدن در مقابل دشمنان را در برخی مواقع، اقتضای عقل می‌دانند، امام با تکیه بر خرد پخته خود، عقب نشینی و نرمش در قبال دشمنان را، دادن فرصت پیشروی به آنان می‌دانست و به همین علت، در تمام حیات پربرکت خود، همچون کوه در مقابل دشمنان ایستاد. 

تزریق "روح اعتماد به نفس در ملت " از دیگر نمودهای تکیه امام بر عقل و خرد بود که رهبر انقلاب به آن پرداختند. 

ایشان با اشاره به تلاش بی‌وقفه مستکبران و عوامل داخلی آنها در دوران قاجار و پهلوی برای القای احساس حقارت و ناتوانی در اذهان ملت ایران افزودند: امام به چنین ملتی، روح اعتماد به نفس و خوداتکایی را تزریق کرد و شعار "ما می توانیم " را در اعماق جان آنها قرارداد. 

حضرت آیت الله خامنه‌ای در همین زمینه، پیشرفت خیره کننده جوانان دانشمند کشور را در عرصه‌های مختلف علمی، فناوری و صنعتی، نتیجه ملموس تلاش‌های خردمندانه امام برای احیای "توانایی " در ملت ایران برشمردند. 

رهبر انقلاب اسلامی، روند تدوین قانون اساسی را نمونه دیگری از فکر روشن و عقلانیت بارز بنیانگذار جمهوری اسلامی خواندند و افزودند: امام با محاسبات دقیق، هم انتخاب تدوین کنندگان قانون اساسی را برعهده رای مردم نهاد و هم قانون اساسی تدوین شده را به همه‌پرسی ملت گذاشت. 

رهبر انقلاب اسلامی، مردم را در مکتب امام "صاحبان مملکت " خواندند و خاطرنشان کردند: امام با تکیه بر عقلانیت راهگشای خود، به مردم تفهیم کرد که آنها صاحب و مالک کشورند نه دیکتاتورها و مستبدانی که در رژیم ستم شاهی،‌خود را صاحب کشور می دانستند. 

ایشان در جمع بندی این بخش از سخنانشان افزودند: امام بزرگوارما، با اینگونه اقدامات خردمندانه، ابعاد حقوقی، اجتماعی و سیاسی کشور را آنچنان مستحکم، پایه گذاری کرد که می توان، تمدن عظیم اسلامی را بر این قاعده محکم بنانهاد. 

سخنرانی رهبر انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم مردم در سالگرد عروج امام راحل عظیم الشأن با بررسی و تبیین "معنویت " به عنوان یکی از ابعاد اصلی مکتب امام ادامه یافت. 

حضرت آیت الله خامنه ای، "اخلاص " را مظهر معنویت مثال زدنی امام دانستند و خاطر نشان کردند امام از ابتدای مبارزه براساس احساس تکلیف عمل کرد و مسئولین را نیز به ادای تکلیف و کار برای خدا توصیه می‌کرد. 

رهبر انقلاب اسلامی، رعایت اخلاق را نمود برجسته معنویت در مکتب امام خواندند و تاکید کردند: دوری از "گناه ، تهمت، غیبت، سوءظن، بددلی، غرور و اینگونه مسائل "، مظهر معنویتی است که امام به آن پایبند بود و مردم و مسئولین را نیز به آنها دعوت می کرد. 

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: امام همواره به مسئولین گوشزد می کرد، خود را بالاتر از مردم و عاری از عیب و انتقاد ندانید و آماده شنیدن انتقادات و بیان اشتباهات خود باشید. 

رهبر انقلاب اسلامی ، اشارات امام به برخی اشتباهات صورت گرفته را ناشی از عظمت روح آن عزیز عرش دانستند و افزودند درس بزرگ معنویت امام به همه مسئولین این است که خود را از خطا و اشتباه مصون ندانند. 

حضرت آیت الله خامنه ای، در تبیین "عدالت " به عنوان بعد دیگری از مکتب امام خمینی، به توجه ویژه امام به محرومین اشاره کردند و افزودند: امام ، همواره بر رسیدگی به طبقات ضعیف، اصرار و تاکید داشتند، و با تکرار تعابیری نظیر پابرهنگان و کوخ نشینان، مسئولین را به پرهیز از اشرافیگری و کمک به طبقات محروم فرا می خواندند که این درسهای بزرگ، نباید در هیچ شرایطی فراموش شود. 

رهبر انقلاب اسلامی، توجه مسئولین به رفاه شخصی و تلاش آنان برای جمع آوری ثروت را آفتی بسیار بزرگ برشمردند و خاطر نشان کردند امام از این آفت بکلی برکنار بود و می خواست مسئولین با مردم سراسر کشور انس و ارتباط نزدیک داشته باشند. 

ایشان با اشاره به اصرار امام مبنی بر انتخاب مسئولین از متن مردم افزودند: امام، وابستگی به فامیل و شخصیت ها را ملاک تصدی مسئولیتها نمی دانست و با حساسیت ویژه درباره تسلط هزار فامیل در دوران قاجار و پهلوی، تکیه بر قدرت و ثروت را برای گرفتن مسئولیت، از خطرهای بزرگ می دانست. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پایبندی به مکتب امام خمینی را موجب عزت ملی و شرافت بین المللی ملت خواندند و با تاکید مجدد بر ضرورت نگاه جامع و همزمان به ابعاد مختلف مکتب امام افزودند: اگر کسی یا جریانی بخواهد بنام عقل گرایی از ارزشها عدول کند و با غفلت از خدعه و نقشه پیچیده دشمن،در مقابل او کوتاه بیاید، این عمل، انحراف و خیانت است. 

ایشان بی توجهی به بعد معنوی و اخلاقی امام خمینی را زیر "پوشش عدالت‌خواهی و انقلابی‌گری "، انحراف دیگری از مکتب امام خواندند و خاطرنشان کردند: اگر برادران مومن و کسانی را که به اصل نظام و اسلام معتقدند اما از لحاظ فکری با ما مخالفند مورد اهانت و ایذاء و آزار قرار دهیم از خط امام منحرف شده‌ایم. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین زمینه خاطرنشان کردند: اگر به اسم انقلابی گری، امنیت را از بخشی از مردم سلب کنیم، این هم از مصادیق انحراف از خط امام عزیزمان است. 

رهبر انقلاب با اشاره به وجود آراء و عقاید مختلف در جامعه افزودند: اگر عنوان مجرمانه‌ای بر حرکتی منطبق شود دستگاه های مسئول موظف به پیگیری هستند اما اگر کسی دنبال براندازی و اجرای دستور دشمن نیست ولی با مذاق و تفکر سیاسی ما مخالف است نباید عدالت و امنیت را از او سلب و او را زیرپا له کنیم چرا که به فرموده قرآن مخالفت با یک قوم، نباید موجب بی تقوایی و بی عدالتی شود و همه باید در این زمینه ها هوشیار و مراقب باشند. 

رهبر انقلاب اسلامی، ملت ایران را اهل معنویت و توسل و ارتباط با خدا دانستند و در عین حال افزودند: این معنویت، همواره با احساس مسئولیت انقلابی و اجتماعی همراه بوده است و اگر کسانی با عنوان کردن دین و معنویت، دنبال سیاست زدایی از جوانان و مردم هستند دچار انحراف و خطا شده اند. 

حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر وفاداری کامل ملت عزیز ایران بر راه و خط امام، و استقامت و ادای مسئولیت ملت در حفظ و تقویت ارزشها افزودند: دشمن تصور می کرد با رحلت امام فروپاشی نظام اسلامی آغاز می شود اما حضور یکپارچه ملت در تشییع پیکر امام و احساسات عظیم مردم در حمایت از تصمیم خبرگان، آنها را مایوس کرد و به فکر برنامه ریزی های ده ساله انداخت. 

ایشان حوادث سال 1378، یعنی ده سال پس از رحلت امام را مورد اشاره قرار دادند و افزودند: آحاد مردم در 23 تیر 78 توطئه ای را که دشمن ده سال برای آن برنامه ریزی کرده بود باطل کردند. 

حضرت‌آیت الله‌خامنه‌ای به دومین برنامه ریزی 10 ساله دشمن اشاره کردند و افزودند: آنها تصور می کردند در سال 88 برخی زمینه‌ها آماده شده و باتوجه به مطالباتی که "مردم وفادار به نظام " دارند می توانند نقشه خود را عملی سازند اما بعد از دو، سه ماه تلاطم در تهران، مردم در روز قدس و روز عاشورا باطن و عمق خواسته‌های اصلی آنان را فهمیدند و در حماسه نهم دی ماه به آن غائله پایان دادند و در آینده نیز به توفیق الهی ملت با همین هوشیاری، عزم و ایمان و اراده به راه نورانی خود ادامه خواهد داد. 

رهبر انقلاب اسلامی، حضور مردم در صحنه ها را موجب امنیت کشور و خنثی شدن توطئه ها دانستند و با اشاره به کارهای زیربنایی فراوانی که در کشور انجام شده است افزودند: انشاء الله مردم ثمرات این کارها را در کوتاه مدت و بلندمدت احساس خواهند کرد. 

حضرت آیت الله خامنه ای، حضور جوانان دانشمند ایران در رده های برتر رشته های پیشرفته علمی جهان را یکی از ثمرات همدلی و اعتماد متقابل مردم و مسئولان دانستند و افزودند: هر چقدر حضور تعیین کننده ملت و اعتماد مردم و مسئولان ادامه یابد تحقق آرمانهای امام خمینی و پیشرفت کشور، سرعت خواهد گرفت. 

بخش دوم سخنان رهبر انقلاب اسلامی در اجتماع ملت وفادار در بیست و دومین سالگرد ارتحال امام به بررسی مسایل منطقه اختصاص یافت. 

ایشان بیداری عظیم اسلامی در شمال آفریقا و منطقه را حوادثی بسیار مهم و تاریخ ساز خواندند و افزودند: حوادث مصر، تونس، لیبی، یمن و بحرین هر کدام حکم و تحلیل خود را دارد اما وقتی ملتی بیدار شد و احساس قدرت و توانایی یافت هیچ چیز مانع پیروزی او نخواهد شد. 

ایشان افزودند: نظام سلطه، شیطان بزرگ و صهیونیست های خونخوار ، تلاش می کنند پیروزی نهایی ملتها تحقق نیابد اما اگر ملتهای بیدار شده به ندای قرآنی صبر و استقامت پایبند و به وعده های الهی مطمئن باشند، بدون تردید پیروز خواهند شد. 

حضرت آیت الله خامنه ای سیاست غرب در لیبی را ایجاد کشوری ضعیف و بی رمق داشتند و افزودند: لیبی کشوری مهم و دارای منابع سرشار نفت است و در یک قدمی اروپا قرار دارد و غرب می خواهد با ایجاد جنگ داخلی، آن را ضعیف کند تا بعد بطور مستقیم یا غیرمستقیم کنترل آن را بدست گیرد. 

ایشان اوضاع یمن را هم مشابه لیبی دانستند و درباره بحرین افزودند: مردم بحرین در مظلومیت مطلق بسر می برند و غرب و همدستانش می خواهند با اطلاق حرکت شیعی، حرکت مردم بحرین را طائفه ای جلوه دهند البته اکثریت مردم بحرین در طول تاریخ شیعه بوده اند اما مسئله بحرین، مسئله شیعه و سنی نیست بلکه این ملت مظلوم خواهان حقوق اولیه خود یعنی حق رای و نقش آفرینی در تشکیل دولت و حکومت است. 

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: آمریکاییهای دروغگو و خدعه گر با همه ادعای طرفداری از حقوق بشر و دموکراسی، در سرکوب مردم بحرین فعال هستند البته آنها می گویند سعودی ها به بحرین رفته اند اما همه می دانند که سعودی ها بدون چراغ سبز آمریکا نمی توانستند این کار را بکنند به همین علت آمریکایی ها هم در قضایای بحرین مسئولند. 

رهبر انقلاب اسلامی، اسلامی بودن، "ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی " و مردمی بودن را سه شاخص عمده حرکتهای مردمی در منطقه خواندند و افزودند: این ویژگی ها، بخصوص در انقلاب درخشان ملت مصر کاملا آشکار است. 

ایشان تاکید کردند: جمهوری اسلامی هر جا حرکتی را با این شاخص ها مشاهده کند با آن همراه خواهد بود اما اگر ببینیم که تحریک آمریکا و صهیونیست ها در کارست با آن حرکت همراهی نمی کنیم چراکه مطمئنیم شیطان بزرگ و همدستانش به نفع ملتها، کار نخواهند کرد. 

حضرت آیت الله خامنه ای، ملتهای منطقه و شمال آفریقا را به هوشیاری در مقابل تحرکات غرب فراخواندند و افزودند: کمک های به ظاهر دوستانه آمریکا از راههای تسلط بر ملتهاست و مردم منطقه بخصوص ملت مصر با آن میراث غنی اسلامی - فرهنگی باید مراقب باشند که دشمنی که از در بیرون رفته است از پنجره بازنگردد. 

 

ایشان حرکت عظیم مردم مصر در مسئله فلسطین و غزه و گذرگاه رفح را بسیار با ارزش خواندند و افزودند: لازم است اینگونه حرکات ادامه یابد تا به فضل الهی، اهداف انقلاب مصر، کاملاً تحقق یابد. 

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ضرورت هوشیاری در مقابل تلاش نظام سلطه برای ایجاد فاصله میان ملتهای منطقه و ملت ایران افزودند: در برخی کشورها از جمله مصر، تکفیری ها و وهابی ها در تلاشند میان مردم نیز اختلاف بیاندازند که باید هوشیار بود. 

ایشان در پایان سخنانشان درباره مسئله فلسطین تاکید کردند: فلسطین تجزیه پذیر نیست و یکپارچه متعلق به مسلمانان است و بدون تردید به آغوش اسلام بازخواهد گشت. 

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: راه حل های آمریکایی در قضیه فلسطین به نتیجه نخواهد رسید و راه حل این مسئله همان پیشنهادی است که جمهوری اسلامی ایران چند سال قبل ارائه کرد و براساس آن، نوع رژیمی که بر کل فلسطین حکومت خواهد کرد براساس همه پرسی از مردم این سرزمین مشخص خواهد شد. 

ایشان افزودند: پس از برقراری حکومت مورد نظر ملت فلسطین در کل این سرزمین، مردم فلسطین درباره صهیونیست هایی که از خارج به این کشور آمده اند تصمیم گیری خواهند کرد.


پیش‌بینی درست امام خامنه‌ای حتی برای ما هم قابل باور نبود
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدحسن نصرالله ، مقام معظم رهبری
دبیرکل حزب الله لبنان با اشاره به آینده‌نگری رهبر انقلاب اعلام کرد پیش‌بینی درست ایشان از شکست رژیم صهیونیستی و عقب‌نشینی آن از لبنان، در زمانی که کوچکترین نشانه‌ای هم از آن دیده نمی‌شد، برای خود ما هم غیرقابل باور بود اما پیش‌بینی ایشان درست بود.
ه گزارش جهان به نقل از فارس، سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان در بخشی از سخنان خود در همایش "نوآوری و اجتهاد از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای" در لبنان گفت: آیت الله خامنه‌ای همواره از اصل پیروزی مقاومت سخن می‌گفتند و همیشه می‌گفتند که‌ بر اساس ایمان و اعتقادتشان از این اصل سخن می‌گویند. ایشان پس از سال ۱۹۹۶ نیز می‌گفتند که رژیم صهیونیستی در وضعیت مناسبی نیست و توان پیشروی و ادامه اشغال لبنان را مجددا ندارد.

به گفته نصرالله، رهبری انقلاب «تاکید می‌کردند که اسرائیل در وضعیت سردرگمی در لبنان به سرمی‌برد، نه توان عقب نشینی دارد نه توان ماندن نه توان پیشروی؛ باید اندکی صبر پیشه کنید و منتظر گذشت امور باشید و بدانید تصمیم‌گیری‌های رژیم صهیونیستی وابسته و مرهون اقدامات مقاومت است. اواخر سال ۱۹۹۹ انتخابات نخست وزیری در رژیم صهیونیستی برگزار شد و دیدیم که باراک چگونه با شکست دادن نتانیاهو در انتخابات به نخست وزیری این رژیم رسید و تصمیم گرفت در ژوئیه از لبنان عقب نشینی کند. فضای حاکم بر لبنان و سوریه به گونه‌ای بود که کسی تصور نمی‌کرد، این گفته باراک حقیقت داشته باشد، بعد از مدتی دیدیم که باراک تلاش کرد، در برابر عقب نشینی از لبنان بر امتیازات یا ضمانت‌هایی امنیتی از دولت لبنان یا سوریه دست یابد. باور همه ما در این خصوص بر این بود که اگر این ضمانت‌ها به رژیم صهیونیستی داده نشود، این رژیم از جنوب لبنان عقب نشینی نخواهد کرد و مقاومت باید در اندیشه راهبردهای دیگر باشد، اما در دیداری که با آیت الله خامنه‌ای داشتیم و دیدگاه‌های خود را به ایشان عرضه کردیم، ایشان نظر دیگری داشتند و به ما تاکید کردند که پیروزی شما در لبنان بسیار نزدیک است آنقدر نزدیک که خودتان هم تصورش را نمی‌توانید بکنید. این سخنان آیت الله خامنه‌ای بر خلاف تمام تحلیل‌ها و اطلاعات ارائه شده از فضای حاکم بر جنوب لبنان بود و هیچ‌ نشانه‌ای دال بر عقب نشینی رژیم صهیونیستی یا آمادگی این رژیم برای این عقب نشینی وجود نداشت؛ اما ایشان به برادران حزب الله تاکید کردند که خود را برای موفقیتی بزرگ آماده کنند و بهتر است موضع‌گیری و سخنرانی‌ها و اظهار نظرهای سیاسی‌تان این گونه و آن گونه باشد، پس از آن عقب نشینی رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان روی داد و این برای ما غافلگیر کننده نبود، چون خود را برای چنین عقب نشینی و پیروزی آماده کرده بودیم.

دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه اظهارات خود گفت: در جنگ تموز [۳۳ روزه] که از حیث همراهی جهانی و بین المللی جنگی جهانی و از حیث حمایت و پشتیبانی تمام کشورهای عربی حامی رژیم صهیونیستی بودند و هدف آن از بین بردن مقاومت در لبنان بود و همه میزان سنگدلی و خشونت بکار رفته توسط رژیم صهیونیستی علیه حزب الله را مشاهده کردند و دیدند چگونه یک رژیم سرتاپا مسلح یک مقاومت بی‌دفاع را به شدیدترین وجه سرکوب کرد و آماج حملات وحشیانه خود قرار داد، بگونه‌ای که سخن گفتن از پیروزی مقاومت در این شرایط موضوع بسیار سخت و غیر ممکنی می‌نمود.

نصرالله افزود: "در این شرایط یکی از دوستان پیامی شفاهی از آیت الله خامنه‌ای برای من آورد که ایشان در آن گفته بودند، جنگ شما با رژیم صهیونیستی بی‌شباهت به جنگ احزاب نیست که طی آن تمام قبایل علیه پیامبر به جنگ برخاسته بودند اما سرانجامشان ناکامی و شکست بود، شما نیز بر خدا توکل کنید و بدانید بی‌شک شما پیروز این میدان خواهید بود و پس از این پیروزی بزرگی و قدرت بسیار خواهید یافت و هیچ کس در آن زمان باور نمی‌کرد، این گفته آیت الله خامنه‌ای به حقیقت بپیوندد، اما دیدیم که چگونه حزب الله در این جنگ پیروز شد."

درخشش جهانی وزارت اطلاعات همزمان با فشار سیاسی گروه انحرافی
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات ، سخنرانی
این دستاورد بزرگ اطلاعاتی و عملیات زیرکانه وزارت اطلاعات که موجی از تهدیدهای زیربنایی علیه جمهور اسلامی را در مرحله ای حساس متوقف و در عین حال ضربه ای سنگین بر پیکر سازمان سیا زد، در زمانی بدست آمده که اتفاقا این وزارتخانه در داخل هدف فشارهای سیاسی و حملات تبلیغاتی گروه انحرافی در دولت قرار دارد.
به گزارش جهان، حدود یک ماه پس از آنکه رهبر معظم انقلاب در حکمی حکومتی از عزل وزیر اطلاعات جلوگیری و وی را ابقا کردند، خبری مهم و معنادار منتشر شد که حاکی از شناسایی و انهدام "شبکه پیچیده جاسوسی و خرابکاری وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا" بود.

بر اساس گزارش روز شنبه ۳۱ اردیبهشت ماه نیروهای زبده و مومن وزارت اطلاعات در رویارویی جانانه خویش با عوامل سازمان سیا، ضمن اقدامات متعدد و متنوع اطلاعاتی، ضداطلاعاتی و عملیاتی، تعداد ۳۰ نفر از جواسیس آمریکا را بازداشت و ۴۲ نفر از افسران اطلاعاتی عملیاتی سیا در کشورهای مختلف را نیز شناسایی کردند.

آنچنان که حجت‌الاسلام و المسلمین مصلحی، وزیر اطلاعات، گفته "آمریکایی‌ها به دنبال این بودند که اطلاعاتی در مورد پیشرفت‌های علمی و صنعتی کشورمان در بخش نفت، گاز و در ابعاد مختلف کسب کنند. در مورد وزارت نیرو، برق، کشتیرانی، فرودگاه‌ها و گمرک به دنبال دستیابی به نرم‌افزارهایی بودند."
این دستاورد بزرگ منطقه ای و حتی جهانی وزارت اطلاعات که موجی از تهدیدهای زیربنایی علیه جمهور اسلامی را در مرحله ای حساس متوقف و در عین حال ضربه ای سنگین بر پیکر سازمان سیا زد، در زمانی بدست آمده که اتفاقا این وزارتخانه در داخل هدف فشارهای سیاسی و حملات تبلیغاتی گروه انحرافی در دولت قرار دارد. این گروه که در تغییر مدیریت وزارت اطلاعات ناکام مانده از راه های دیگر درصد تحقق این هدف خود است به همین دلیل شاید موفقیت های مدیریت کنونی این وزارت خانه چندان برای این گروه خوشایند نباشد.

این تلاش های تعجب برانگیز که با سکوت و حتی همراهی رئیس جمهور همراه شده، در شرایطی انجام می گیرد که موفقیت ها و پیروزهای بزرگی در کارنامه دو سال اخیر وزارت اطلاعات بویژه در دوران مدیریت حجت الاسلام مصلحی به ثبت رسیده است به طوری که گفته می شود این وزارت خانه معمولا یک گام از سرویس های جاسوسی دشمنان جلوتر بوده است.

۸۸؛ سالی پرکار برای وزارت اطلاعات
وزارت اطلاعات سالی پرکار و سخت را در سال ۸۸ گذراند. به عنوان نمونه چند هفته پیش از برگزاری انتخابات سرنوشت ساز دهمین دوره ریاست جمهوری، نیروهای اطلاعاتی عوامل چند برنامه ضد امنیتی مشخص شامل انفجار، ترور و تخریب‌های سازمان یافته را که از اردیبهشت ماه ۸۸ تا روز انتخابات برنامه‌ریزی شده بود، شناسایی و دستگیر کردند.
سربازان گمنام حضرت ولی‌عصر(عج) در روز انتخابات ۲۲ خرداد نیز موفق شدند اعضای یکی از شبکه‌های تروریستی را که در صدد بودند در روز انتخابات در مراکز پرجمعیت و شعبات مختلف تهران از جمله حسینیه ارشاد و مسجد النبی بمب‌گذاری کنند، پیش از هرگونه اقدامی شناسایی و دستگیر کنند. 

به دام انداختن ریگی در آسمان 
شاید مهمترین اقدام وزارت اطلاعات در زمان ریاست حجت الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی دستگیری ریگی بود که لرزه بر اندام دستگاه‌های اطلاعاتی دشمن انداخت. 

عقربه های ساعت اولین دقایق صبح روز سه شنبه چهارم اسفندماه ۸۸ را نشان می داد که خبر کوتاه «عبدالمالک ریگی دستگیر شد» دنیا را تکان داد. دولت آمریکا که منتظر رسیدن ریگی به قرقیزستان و دیدار او با هالبروک، نماینده اش در خاور میانه بود، با شنیدن دستگیری ریگی در آسمان توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) شوکه شد. 

انهدام بزرگترین شرکت های هرمی
موفقیت های فرزندان غیور ملت ایران در وزارت اطلاعات تنها به عرصه ضد تروریسم محدود نمی شود، آنها در هفدهم اسفندماه سال ۸۸ هم موفق به انهدام بزرگترین شرکت هرمی کشور با ۵۰۰ میلیارد تومان کلاهبرداری شدند.
همچنین متلاشی شدن یکی از این شرکت‌های معروف، به گلدگوئیست که با جمع‌آوری هشت میلیارد دلار و دو میلیون عضو در سطح کشور فعال بود از جمله اقدامات اساسی وزارت اطلاعات در انهدام شرکت‌های هرمی در این سال بود.

موفقیت های دیگر وزارت اطلاعات
دستگیری عوامل به شهادت رساندن ماموستا برهان امام جمعه موقت و امام جمعه مسجد قبای سنندج و ماموستا محمد شیخ الاسلام نماینده مردم سنندج در مجلس خبرگان رهبری، دستگیری وهابیون جنایتکار در استان آذربایجان غربی، شناسایی و دستگیری عوامل اصلی انفجار زندان ایلام و دهها عملیات دیگر که به دلایل امنیتی هرگز خبری از آنها منتشر نشد، از جمله اقدامات وزارت اطلاعات در سال ۸۸ بود که حد نصاب جدیدی را در این وزارتخانه بر جای گذاشت.

در سال ۸۹ هم وزارت اطلاعات با اهتمام سربازان گمنام امام زمان (عج) توانست بسیاری از توطئه‌های دشمنان انقلاب اسلامی را خنثی سازد. 

آزادی دیپلمات ربوده‌شده ایرانی
۲۳ آبان ۱۳۸۷ گروه‌های مسلح در پیشاور پاکستان با حمله به حشمت الله عطارزاده دیپلمات ایرانی محافظ وی را به قتل رسانده و خود وی را به گروگان گرفته بودند. عطارزاده قریب ۱۷ ماه در اسارت تروریست‌ها بود تا اینکه سرانجام در فروردین ماه ۸۹ با تلاش سربازان گمنام امام زمان (عج) در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی در پاکستان وی آزاد و به کشور بازگردانده شد. 

دستگیری عوامل ترور شهید علیمحمدی/ ضربه مهلک بر پیکره سیستم موساد
یکی از موفقیت‌های قابل توجه وزارت اطلاعات در این سال دستگیری عوامل ترور شهید علیمحمدی دانشمند و استاد برجسته دانشگاه های کشورمان بود؛ آن هم در آستانه سالروز ترور این شهید هسته ای.
وزیر اطلاعات در سخنانی همچنین از شناسایی و نابودی شبکه‌های اطلاعاتی موساد در کشورمان در این عملیات خبرداد.
وزارت اطلاعات در این عملیات با اقدامات پیچیده و چند لایه آفندی و پدافندی و نفوذ به عمق اطلاعاتی رژیم صهیونیستی موفق به کشف اطلاعات بسیار مهم و حساس از تیم‌های جاسوسی و عملیاتی موساد شد که در پی آن ضربات سهمگینی به ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی وارد شد.

راهبرد انقلابی و آینده روشن وزارت اطلاعات
سربازان امام زمان (عج) با پایبندی به ارزشهای انقلاب اسلامی و استفاده از توان، دانش و تخصص بومی توانسته‌اند نقش مهمی در تحولات کشورمان و سطح منطقه ایفا کنند. 

امروز وزارت اطلاعات با ورود به عرصه جنگ نرم با ظرفیت بالایی که در این امر بنابر تجربه‌ای سی سال انقلاب کسب کرده است درصدد آن است که با عملکرد پیش‌دستانه و تهاجمی و در دست گیری ابتکار عمل حربه‌های دشمنان را تحت کنترل خود درآورد و به عنوان پشتوانه ای مقتدر برای پاسداری از ارزش‌ها و آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران عمل کند. 

به فرموده رهبر معظم انقلاب که سال گذشته و در بازدیدی ۶ ساعته از این وزارتخانه صورت گرفت، این وزارتخانه از معدود وزارتخانه‌هایی است که با توان نسل جوان برآمده از انقلاب و به صورت کاملا بومی و بدون الگوپذیری از دیگر مجموعه‌های اطلاعاتی دنیا توانسته نقش بسیار موثری در ثبات و امنیت کشورمان و حتی در سطح منطقه استراتژیک خاورمیانه ایفا کند.

برخی اتفاقات 22 ساله اخیر سنگین‌تر از حوادث دوران امام بود
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، خبرگان رهبری ، مقام معظم رهبری

رئیس مجلس خبرگان رهبری در خصوص مدیریت مقام معظم رهبری در حوادث خاص مثل فتنه سال گذشته گفت: جریان مدیریت انقلاب در حوادث 22 سال اخیر بسیار خوب بوده گرچه شاید بعضی از اتفاقاتی که در این مدت افتاده است سنگین تر از حوادث دوران امام بوده است.

به گزارش خبرنگارمهر آیت الله محمدرضا مهدوی کنی در نشست خبری که قبل از برگزاری دومین جلسه هیئت رئیسه مجلس خبرگان با اصحاب رسانه داشت با اشاره به استحکام نظامی که بنیانگذار جمهوری اسلامی بنا نهاد گفت: با تمام اختلافاتی که وجود داشته این نظام همواره پابرجا بوده و علتش هم تکیه امام به روحانیت و دین بود حتی بسیاری فکر نمی کردند که یک مرتبه خبرگان به حضرت آیت الله خامنه ای برسند و یا در همین انتخابات اخیر میان بنده و آقای هاشمی دعوایی بوجود آید ولی با همه اختلاف سلیقه ای که وجود داشت هیچ دعوایی بوجود نیامد و کار به روال خود ادامه یافت.

وی افزود: حال ما باید هر سال امام را در سالگرد ارتحال ملکوتی شان یاد بکنیم زیرا چنین روزهایی یوم الله است. مردم یادشان نرود که امامی داشتند و چه فداکاری ها و اقداماتی را انجام دادند تا انقلاب حفظ شده است.

رئیس مجلس خبرگان با اشاره به بحث اخیر در خصوص جریانات انحرافی گفت: من همان موقع به رسانه ها گفتم که این جریان هیچ کاری نمی تواند بکند زیرا در یکی از روزهای آخر عمر امام اهالی حل و عقد کشور جمع شده بودند در همان جا حضرت امام خمینی(ره) فرمودند من به شما دو مطلب را می گویم اول اینکه این انقلاب جا برای خود باز کرده و دشمنان نیز نمی توانند کاری بر علیه آن انجام دهند.

وی با اشاره به اینکه این انقلاب یک جریان قوی داشته است و یک کودتا نبوده که عده ای نظامی را تغییر داده و عده ای را نیز از بین ببرند بلکه یک فرهنگی از این بابت شکل گرفته است، تصریح کرد: حرف دوم امام این بود که اگر شما به جان هم بیفتید دشمن نیز از فرصت بوجود آمده سواستفاده می کند. لذا توصیه بنده به همه این است که بیایید با هم باشید.

آیت الله مهدوی کنی با اشاره به انتخابات پیش رو گفت: واقعا اگر ما بخواهیم برای خدمت به مردم وارد شویم نباید اینقدر روبروی هم بایستیم و اگر دیدیم کسی بهتر از ما برای مجلس وجود دارد عقب بکشیم چنانکه بزرگان و علما در این گونه مناسب عنوان تفویض را به کار بردند از همین رو من هم در روز واگذاری ریاست خبرگان به اینجانب گفتم این سمت را آقای هاشمی به من تفویض کرد.

وی ادامه داد: برخی دوستان به من گفتند چرا عنوان تفویض را به کار بردید؟ به آنها پاسخ دادم این احترامی است که ما از علما و بزرگان یاد گرفته ایم و این فرهنگ باید در انقلاب ما حفظ شود.

رئیس مجلس خبرگان رهبری در ادامه به فعالیت های مجلس خبرگان رهبری و رویکرد آن اشاره کرد و گفت: ما در مجلس خبرگان دو کار انجام می دهیم یکی تعیین یا کشف رهبری است و دوم نظارت بر عملکرد رهبری است که نظارت استصوابی یا استطلاعی نیست بلکه یک نوع نظارت حراستی است البته در این مسیر توجه به کارها هم می شود ولی به این شکل نیست که ما دائم اشکال بگیریم بعد هم مخالفین نظام بنشینند و بگویند دیدید رهبری چقدر اشکال دارد.

وی در ادامه اظهار امیدواری کرد انقلاب و اسلام از شر دشمنان محفوظ بماند و در عین حال گفت: دوستان انقلاب چه آنهایی که اصولگرا هستند و چه غیراصولگراها که انقلاب را قبول دارند را حفظ و به اعتقاد من غیراصولگراها نیز باید در میدان حاضر باشند. 

آیت الله مهدوی کنی همچنین در رابطه با تداوم انقلاب با رهبری مقام معظم رهبری گفت: جریانات 22 ساله اخیر انقلاب خود بهترین دلیل بر صلاحیت مقام معظم رهبری است اصل مطلب این است که ما شیعه ها اعتقاداتی داریم شاید قبلا خود آیت الله خامنه ای باور نمی کرد که برای رهبری برگزیده شود و این واقعا چیزی نبود که از پیش در رابطه با آن تصمیم گیری شده باشد.

وی با بیان اینکه خداوند به خبرگان چنین تصیمی را الهام کرد گقت: قبل از این بحث سخن از شورای رهبری مطرح بود و از قضا بحث شورای رهبری از طرفداران بیشتری برخوردار بود ولی خداوند خواست و اکثریت به رهبری حضرت آیت الله خامنه ای رای دادند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری  در ادامه به تاریخ انقلاب در این 22 سال نیز اشاره کرد و گفت: حوادث بسیار سختی در این 22 سال رخ داده است که انصافا مقام معظم رهبری در مدیریت آنها صلاحیت خود را نشان دادند البته ایشان هم قائل به عصمت نیستند ولی در کلیت موضوع واقعا ایشان در موقعیت های حساس مواضع خوبی را اتخاذ کردند.

وی در ادامه به سفر مقام معظم رهبری به پیشوای ورامین جهت ملاقات با خانواده یک شهید اشاره کرد و گفت: ایشان حتی در خصوصیات رهبری به موارد جزئی و ریز انقلاب نیز توجه داشته اند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری  با اعلام اینکه ما مثل ایشان بعد از امام (ره) نداشته ایم تصریح کرد: حتی بعضی از مخالفین و همانهایی که ایراد دارند می گویند بهتر از ایشان نداریم و به واقع این رهبری است که تاکنون خوب جریان یافته است.

وی همچنین در خصوص رهبری ایشان در حوادث خاص مثل فتنه سال گذشته گفت: جریان مدیریت انقلاب در حوادث 22 سال اخیر بسیار خوب بوده زیرا شاید بعضی از اتفاقاتی که در این مدت افتاده است سنگین تر از حوادث دوران امام بوده است .

آیت الله مهدوی کنی ادامه داد: زمانی جنگ با دشمن خارجی جریان داشت ولی امروز در برخی مقاطع مومنین در داخل کشور با هم به مقابله می پردازند. اداره کردن کسانی که در داخل انقلاب با هم درگیر هستند واقعا کار بسیار سختی است حال البته ممکن است همه راضی نباشند و لازمه حکومت خوب نیز این نیست که همه راضی باشند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بسیار مثبت دانست و گفت : آن چیزی که رهبری انجام می دهد ورود در مسائل جزئی نیست بلکه گاهی کارهایی انجام می شود که رهبری را وادار به ورود به مسائل جزئی می کنند و رهبری فقط در موارد بحرانی اظهارنظر می کند و مجلس و دولت کار خود را باید انجام دهند. اگر اینها به قانون عمل بکنند نیازی به ورود رهبری در امور جاری نیست.

آیت‌الله مهدوی کنی در پایان با اشاره به برخی نگرانی های بوجود آمده برای مردم از اختلاف میان مجلس ودولت تصریح کرد: به مجلسیان گفته ام که چرا برخی مسائلی که قانونی است عمومی کرده و موجب نگرانی می شوید.

 


مراقب باشید مغرور نشوید این از آن دام های بزرگ شیطان است
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، دکتر محمود احمدی نژاد ، سیاسی

باید همه شاکر باشیم. هر کسى که به این کشور علاقه‌‌‌‌‌‌مند است، هر کس به اسلام و عظمت اسلام علاقه‌‌‌‌‌‌مند است، هر کس دلبسته‌‌‌‌‌‌ى امام بزرگوارمان هست، باید شکرگزار باشد این نعمت بزرگى را که خداى متعال به ما داد. شماها البته، بیشتر هم باید شکرگزار باشید که مسئولیت بر دوش شماست؛ بخصوص آقاى رئیس جمهور بیش از دیگران باید شکرگزار باشند. و هم شاکر باشید. هم مغتنم بشمارید و هم بر اثر این شکرگزارى، تواضعتان را بیشتر کنید.

بیانات رهبر معظم انقلاب همیشه بعنوان یک سند راهبردی برای مسئولان و معتقدان به نظام اسلامی باید باشد. جدای از فرمایشات سیاسی رهبری غالباً به توصیه های اخلاقی ایشان یا توجه نمی شود و یا کمتر مورد عنایت قرار می گیرد.این در حالی است که اگر مسئولان نظام به توصیه های اخلاقی ایشان نیز عمل کنند ، شاید بسیاری از مشکلاتی که پیش آمده پیش نمی آمد.

دیدار اعضای هیئت دولت در اولین جلسه با ایشان بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز خالی از این نکته نبود. بسیاری از نکاتی که مطرح می شود توسط ایشان اختصاص به هیئت دولت و دستگاه اجرایی ندارد و بلکه بایستی مورد توجه همه آحاد جامعه قرار گیرد.

اکنون بخشی از توصیه های ایشان را در تاریخ 16/6/1388 که در جلسه با هیئت دولت ایراد گردیده را با همدیگر مرور می کنیم.

********

مغرور شدن، آغاز انحراف

باید همه شاکر باشیم. هر کسى که به این کشور علاقه‌‌‌‌‌‌مند است، هر کس به اسلام و عظمت اسلام علاقه‌‌‌‌‌‌مند است، هر کس دلبسته‌‌‌‌‌‌ى امام بزرگوارمان هست، باید شکرگزار باشد این نعمت بزرگى را که خداى متعال به ما داد. شماها البته، بیشتر هم باید شکرگزار باشید که مسئولیت بر دوش شماست؛ بخصوص آقاى رئیس جمهور بیش از دیگران باید شکرگزار باشند. و هم شاکر باشید. هم مغتنم بشمارید و هم بر اثر این شکرگزارى، تواضعتان را بیشتر کنید. مفتخر باشید به رأى مردم، مستظهر باشید به رأى مردم؛ اما مغرور نشوید، که اگر خداى نکرده غرور به سراغ ماها آمد، آن وقت انحرافها و انحطاطهاى گوناگونى را در پیش پاى خودمان خواهیم دید. مراقب باشید؛ این از آن دامهاى بزرگ شیطان است. معمولاً بعد از پیروزى‌‌‌‌‌‌هاى بزرگ، خطرهاى بزرگ وجود دارد.
 

پیروزی ها از آن خداست
ببینید، خرمشهر وقتى آزاد شد، خوب، خیلى پیروزى بزرگى بود - آنهائى که درست یادشان هست، سال 61 - خیلى کار عظیمى بود؛ هم از لحاظ سیاسى مهم بود، هم از لحاظ نظامى بسیار پیچیده و مهم بود، هم از لحاظ اجتماعى و نگاه عمومى و دل مردم، چقدر مهم بود و تأثیر داشت. از همه جهت کار عظیمى بود. همه، از جاهاى مختلف آمدند. من آن وقت رئیس جمهور بودم. آقایان رؤساى جمهور چندین کشور - پنج شش تا، هفت تا کشور - آمدند اینجا با ما ملاقات کردند و صریحاً به ما گفتند که الان دیگر وضع شما با گذشته فرق میکند؛ بعد از این فتح بزرگى که انجام گرفت. یعنى اینقدر ابعاد داخلى و خارجى این حادثه عظیم بود. امام واقعاً یک معلم بود. امام یک معلم اخلاق بود. تا این حادثه‌‌‌‌‌‌ى عظیم، با این عظمت، با این حجم پیدا شد، از همان ساعت اول تو خیابان اثرش در روحیه‌‌‌‌‌‌ى مردم فهمیده شد، امام فوراً درد را احساس کرد، درمانش را بلافاصله داد: «خرمشهر را خدا آزاد کرد». این معنایش این بود که فرماندهان مسلحى که این همه سختى کشیده بودند، این همه رنج برده بودند، آن خون دلها را خورده بودند، چقدر شهیدهاى خوب و بزرگ ما در همین فتح بیت‌‌‌‌‌‌المقدس دادیم، بر اثر این همه مجاهدت، حالا این کار بزرگ انجام گرفته، اینها مغرور نشوند. سیاسیونى که در مساند قدرت نشسته‌‌‌‌‌‌اند، از این پیروزى بزرگى که در عرصه‌‌‌‌‌‌ى سیاسى برایشان پیدا شد، بر اثر این حادثه مغرور نشوند: «و ما رمیت اذ رمیت و لکنّ اللَّه رمى‌‌‌‌‌‌»؛(2)

اهمیت دادن به قانون
نکته‌‌‌‌‌‌ى هفتمى که میخواهم توصیه بکنم، این است که دولت به قانون اهمیت بدهد. بله اینى که آقاى رئیس جمهور گفتند که همه باید قانون را رعایت کنند، بله مسلم است؛ مجلس، قوه‌‌‌‌‌‌ى قضائیه، دستگاه‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون، باید قانون را رعایت کنند؛ به آنها هم ما توصیه‌‌‌‌‌‌ى این را میکنیم، به شما هم توصیه میکنیم. قانون را دقیق رعایت کنید. خوب، حالا بعضى از منتقدین دولت گفتند که دولت قانون را رعایت نمیکند. آقاى رئیس جمهور هم در جواب گفتند که نه، این دولت قانون‌‌‌‌‌‌گراترین دولتهاست. این، دو تا ادعا شد؛ دو طرف قضیه. باز من این جا کار ندارم که کدام طرف ترجیح دارد، کدام طرف ترجیح ندارد. من میخواهم به شما عنوان مسئولین مجریه‌‌‌‌‌‌ى کشور سفارش اکید بکنم که به قانون اهمیت بدهید. اگر چنانچه ما اینجا قانون را در مسئله‌‌‌‌‌‌اى خاص شکستیم و عمل نکردیم، صرفاً این نیست که یک قانون نقض شده باشد؛ بلکه معنایش این است که یک راهى، یک خطى باز شد که این خط، دنباله خواهد داشت. کارِ قانون‌‌‌‌‌‌شکنى اینجورى است. اینجا که قانون نقض شد، نقض قانون یک فرصت تازه‌‌‌‌‌‌اى پیدا کرد که به وسیله‌‌‌‌‌‌ى دیگران انجام بگیرد. لذاست که به مسئله‌‌‌‌‌‌ى قانون، خیلى اهمیت بدهید.

سعه صدر در برابر انتقادها

نکته‌‌‌‌‌‌ى بعدى. براى شنیدن نقد، سینه‌‌‌‌‌‌ى گشاده و روى باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمیکنید از اینکه از شما انتقاد کنند. البته این انتقادهائى که میشود، همه یک جور نیست. بعضى‌‌‌‌‌‌ها به قصد اصلاح نیست، بلکه به قصد تخریب است؛ داریم مى‌‌‌‌‌‌بینیم دیگر؛ هم از مجموعه مطبوعات خودمان، هم پشتوانه‌‌‌‌‌‌ى آنها. ده‌‌‌‌‌‌ها رادیو و تلویزیون بیگانه و رسانه‌‌‌‌‌‌ى عمومى و بین‌‌‌‌‌‌المللى در اختیار حرفها و افکارى هست که بنایش بر تخریب است؛ یعنى هیچ بناى اصلاح ندارند. آنچه که نقل میکنند و ذکر میکنند، براى تخریب است. لذاست که واقعیت و غیر واقعیت و خلاف واقع و ضد واقع، همه چیز تویش است. گاهى یک چیز کوچک را بزرگ میکنند، گاهى یک چیزى که نبوده، به عنوان یک حقیقت مسلّم جلوه میدهند. اینها البته هست. این، تخریب است. لیکن در کنار اینها، نقد هم وجود دارد؛ نقدهاى مصلحانه، خیرخواهانه. گاهى از سوى دوستان شماست، گاهى حتّى از سوى کسانى است که دوست شما و طرفدار شما هم نیستند؛ گاهى اینجورى است. به انسان یک نقدى میشود؛ عیبجوئى‌‌‌‌‌‌اى از انسان میشود، انتقادى میشود، که آن طرف هم دوست آدم نیست که آدم به اعتماد دوستى او بخواهد بگوید که خوب، ما گوش میکنیم. نه، دوست هم نیست، اما دشمن هم نیست؛ دشمنى‌‌‌‌‌‌اش هم ثابت نشده. لیکن نقد است؛ انتقاد است. آن را هم حتّى باید گوش کرد. شاید در خلال این نقدها حرفى وجود داشته باشد که به درد ما بخورد و باید به هر حال با سعه‌‌‌‌‌‌ى صدر برخورد بشود.

توجه به نصایح علمای دینی

من این را اینجا خوب است عرض بکنم: نصیحت علماى دینى را قدر بدانید، مغتنم بشمارید. گاهى علماى دین، بزرگان دین، مراجع حتّى، نصایحى میکنند، درباره‌‌‌‌‌‌ى مسائلى توصیه‌‌‌‌‌‌هائى میکنند؛ این را مغتنم بشمرید؛ اینها را حمل بر محبت و علاقه‌‌‌‌‌‌مندى بکنید. ما میدانیم، آقایان، بزرگان علمائى که هستند - حالا گوشه کنار کسانى بر خلاف این معنا باشند، او مورد محاسبه‌‌‌‌‌‌ى ما نیست - و امروز در مناطق مختلف، در مراکز حوزه‌‌‌‌‌‌هاى علمیه‌‌‌‌‌‌ى بزرگ و در شهرستانها هستند، اینها همه طرفدار نظام جمهورى اسلامى و قدردان نظام جمهورى اسلامى‌‌‌‌‌‌اند. مى‌‌‌‌‌‌بینند که نظام جمهورى اسلامى چقدر در جهت پیشرفت اهداف اسلامى کار کرده و دارد کار میکند و تلاش میکند، تلاشهاى شما را هم مى‌‌‌‌‌‌بینند، کمکهاى شما و خدمات شماها را هم دارند مشاهده میکنند. یک وقت توصیه‌‌‌‌‌‌اى میکنند، از روى علاقه‌‌‌‌‌‌مندى است، از روى دلسوزى است؛ اینها را خیلى باید قدر دانست. همچنین نخبگان دانشگاه‌‌‌‌‌‌ها هم همین جور. بعضى از نخبگان دانشگاه‌‌‌‌‌‌ها مردمان خیرخواهى هستند؛ ما مى‌‌‌‌‌‌بینیم. به بنده گاهى نامه‌‌‌‌‌‌هائى مینویسند، من هم بحمداللَّه توفیق دارم، خیلى از این نامه‌‌‌‌‌‌هائى که نخبگان و فرزانگان حوزه و دانشگاه به من مینویسند، نگاه میکنم و خودم میخوانم. اگر چه که نامه زیاد است، همه‌‌‌‌‌‌ى نامه‌‌‌‌‌‌ها را هم انسان نمیتواند بخواند، اما بسیارى از این نامه‌‌‌‌‌‌هاى خاص را من بحمداللَّه توفیق پیدا کرده‌‌‌‌‌‌ام و خوانده‌‌‌‌‌‌ام؛ نگاه کرده‌‌‌‌‌‌ام و مى‌‌‌‌‌‌بینم. انتقاد دارند؛ به بنده، به شما، به فلان کار، به فلان اقدام، به فلان تصمیم. ممکن است ایراد داشته باشند، اعتراض داشته باشند. ممکن است آن اعتراض به نظر ما وارد هم نباشد. یعنى حتّى انسان گاهى نامه‌‌‌‌‌‌اى را که میخواند، مى‌‌‌‌‌‌بیند که نه، این اشکالش وارد نیست؛ بر اثر بى‌‌‌‌‌‌اطلاعى از مثلاً فلان موضوع این اعتراض را کرده است که اگر اطلاع داشت، این اعتراض را نمیکرد. اما یک جا هم در خلال حرفها انسان مى‌‌‌‌‌‌بیند که نه، یک نکته‌‌‌‌‌‌ى روشنى، یک حرف خوبى هست، انسان استفاده میکند. این ذهن فعالِ این انسان نخبه را، انسان براى خودش نگه دارد. شما وقتى از انتقاد او، از تذکر او استقبال کردى، در واقع ذهن او و فکر او را به عنوان یک پشتوانه‌‌‌‌‌‌اى براى خودتان نگه میدارى. او احساس میکند که میتواند کمک فکرى براى شما باشد. این همان راهى است که ما همیشه گفتیم بین خودتان و نخبگان باز کنید


وضع فعلی عدالت مطلقا راضی‌کننده نیست
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی

دومین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی، صبح امروز با «موضوع عدالت» و با هم اندیشی و تبادل نظر رهبر معظم انقلاب و دهها نفر از اندیشمندان، متفکران، استادان و محققان دانشگاهی و حوزوی برگزار شد.

این نشست 4 ساعته، ابتدا 10 نفر از صاحبنظران و نخبگان در دو بخش نظری و کاربردی  دیدگاههای خود را درباره «مبانی، مفاهیم، ابعاد، کارکردها و ضرورتهای عدالت» بیان کردند.


اولین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی، آذر ماه سال گذشته با موضوع الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت برگزار شده بود.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این هم اندیشی راهبردی، با تأکید بر ضرورت تلاش جدی و تضارب آرای اندیشمندان و متفکران برای دستیابی به نظریه اسلامی ناب در باب عدالت، کارهای انجام شده برای تحقق عدالت اجتماعی را در سه دهه اخیر خوب ارزیابی کردند اما افزودند: وضع فعلی، مطلقاً راضی کننده نیست چرا که نظام اسلامی به دنبال اجرای حداکثر عدالت و تحقق کامل عدالت به مفهوم یک ارزش مطلق و همگانی است.

ایشان، مطالب مطرح شده در این هم اندیشی را پرمغز و مفید دانستند و خاطرنشان کردند: نشست امروز، تنها یک آغاز بود و امیدواریم مبحث عدالت با استفاده از ظرفیت گسترده صاحبنظران سراسر کشور، به گفتمانی نخبگانی تبدیل شود و با استمرار و پیگیری شایسته، به سرانجامی مبارک برسد.
ایشان، عدالت را دغدغه همیشگی بشر دانستند و با اشاره به ورود متفکران و اندیشمندان تاریخ بشر به این مقوله خاطرنشان کردند بررسی دقیق نشان می دهد که با وجود نظریه پردازی های مختلف اندیشمندان در مبحث عدالت، نقش ادیان الهی در این مقوله، بی نظیر و استثنایی بوده است.
رهبر انقلاب اسلامی، با استناد به قرآن مجید، عدالت را هدف اصلی ادیان برشمردند و افزودند: عدالت، هدف نظام سازی اجتماعی ادیان و حرکت بشر در چارچوب دین بوده است و این اهتمام جدی به عدالت، در هیچ مکتب بشری یافت نمی شود.

حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین بیشتر تفاوت عدالت در «نگاه ادیان و مکاتب بشری» خاطرنشان کردند: انبیاء علاوه بر تبیین عدالت، برای تحقق آن، عملاً با طاغوتها و ستمگران وارد پیکار می شدند و در معارضه ظالم و مظلوم، همیشه در جبهه مظلومان بوده اند اما نظریه پردازان فقط در حد حرف و کلام به «عدالت» پرداخته اند.

ایشان، اعتقاد همه ادیان الهی به منتهی شدن تاریخ بشر به دوران مبتنی بر عدل را سومین «تفاوت «عدالت» در ادیان الهی و مکاتب بشری» دانستند و افزودند: ادیان الهی در نگاه به مبدأ خلقت هستی و بشر – در مسیر حرکت تاریخی ملتها و در تبیین پایان این مسیر یعنی معاد، همواره بر عنصر عدالت تأکید کرده اند که این مسئله ای استثنایی و بی نظیر است.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: براساس همین نگاه دینی بود که «عدالت» در انقلاب اسلامی نیز از همان آغاز، جایگاهی بی نظیر یافت و در شعارهای ملت – قانون اساسی – سخنان و دیدگاههای امام خمینی (رض) و دورانهای مختلف حیات سی و دو ساله جمهوری اسلامی، به عنوان یک ارزش مطلق مورد تأکید قرار گرفت.

رهبر انقلاب اسلامی، عدالت را سرلوحه دغدغه های همیشگی نظام اسلامی دانستند و با اشاره به کارهای فراوان و گسترده ای که پس از انقلاب برای تحقق عدالت اجتماعی انجام شده افزودند: این کارهای خوب، راضی کننده نیست چرا که ما براساس نگاه اسلامی، تحقق کامل عدالت و محو هرگونه ظلم را هدف قرار داده ایم که برای پر کردن فاصله وسیع وضع موجود و تحقق عدالت اجتماعی، باید تلاش مستمر، جدی و همه جانبه انجام داد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توجه امروز نظام اسلامی برای دستیابی به نظریه  اسلامی ناب در مقوله عدالت افزودند: تا امروز نیز شناخت و تعاریف اجمالی از عدالت وجود داشته است اما باید تلاش کنیم عدالت به گفتمانی زنده و همیشه حاضر در صحنه های مختلف کشور تبدیل شود و در میان نخبگان – مسئولان – مردم و بخصوص نسل جوان همواره به عنوان یک مسئله اصلی مطرح باشد.

ایشان در تبیین بیشتر اهداف برگزاری نشست اندیشه های راهبردی درباره عدالت افزودند: برای کاهش فاصله کنونی تا تحقق حداکثری عدالت، باید به روشها و راهکارهای جدید و مؤثر دست پیدا کنیم که این مسئله نیز به هم اندیشی متفکران نیاز دارد.

رهبر انقلاب اسلامی دوران آزمون و خطا را در مقوله عدالت، دورانی سپری شده دانستند و تأکید کردند: در سه دهه اخیر در موارد زیادی، در باب عدالت بصورت آزمون و خطا عمل کرده ایم اما از این پس باید، براساس تعاریف و روشهای متقن حرکت کنیم.

رهبر انقلاب اسلامی، حرکت کشور در مسیر پیشرفتهای سریع و جهشی را یکی دیگر از عوامل ضرورت توجه بیشتر به مقوله عدالت برشمردند و افزودند: ادامه این حرکت پرشتاب، نیازمند تصمیم گیریهای بزرگ است و اگر در این تصمیم گیریها از عنصر عدالت و «ارتباط عدالت و پیشرفت» غفلت شود، خسارات فراوانی به بار خواهد آمد.

ایشان در ادامه سخنانشان با تمرکز بر مبحث نظری عدالت، افزودند: هدف ما رسیدن به نظریه اسلامی ناب و خالص در باب عدالت است که برای دستیابی به این هدف بسیار مهم، باید با نگاه متجددانه و نوآورانه، به منابع اسلامی رجوع کنیم و با استفاده از متدها و فنون خاص این کار، نظریه اسلامی خالص را در مقوله عدالت استخراج کنیم.

ایشان در همین زمینه تأکید کردند: در دستیابی به نظریه اسلامی عدالت باید از التقاط و هرگونه مونتاژ نظریه های دیگر بشدت پرهیز کرد و با مراجعه به منابع اصیل اسلامی، این نظریه را استخراج نمود.

حضرت آیت الله خامنه ای، تعریف عدالت را در هر مکتب مبتنی بر پایه های هستی شناسی آن مکتب دانستند و افزودند: به همین علت نباید در شناخت نظریه اسلامی عدالت، از مکاتب دیگر، استفاده کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تفاوت عمیق نگاه اسلام و مکاتب بشری به عدالت افزودند: عدالت در اسلام، ناشی از حق است و عدالت ورزی یک وظیفه الهی محسوب می شود در حالیکه در مکاتب بشری، این نگاه وجود ندارد.

رهبر انقلاب اسلامی، تعدد و تضارب آرا را نیازی واقعی در روند دستیابی به نظریه اسلامی ناب در باب عدالت دانستند و افزودند: نباید کسی تصور کند که در این مقوله، با نوعی پیش داوری می خواهیم به برداشتی که در ذهنمان است برسیم بلکه باید تلاش کنیم در پرتو تضارب آرا و نشاط علمی، به آنچه حق و صحیح است دست یابیم.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: حتی پس از دستیابی به نظریه اسلامی خالص درباب عدالت، تضارب آرا در این زمینه باید همواره ادامه داشته باشد.

ایشان افزودند: در این مقطع در واقع باید تلاش کرد به یک جمع بندی قوی – متقن، مستدل و منسجم در باب عدالت دست یافت تا برنامه های درازمدت با اتکاء به آنها تدوین شود.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: پس از این جمع بندی نیز باید پژوهشهای جدیدی بویژه در مباحث کاربردی و روشهای اجرای نظریه صورت گیرد که در این زمینه می توانیم از تجربیات مفید دیگران نیز استفاده کنیم.

حضرت آیت الله خامنه ای، ایجاد رشته عدالت پژوهی در حوزه و دانشگاه را، نوعی سرمایه گذاری مفید برای ایجاد و تقویت گفتمان عدالت و تربیت نیروهای توانمند دانستند و افزودند: یکی دیگر از کارهای مهم نظری، یافتن شاخص برای اندازه گیری میزان تحقق عدالت اجتماعی است.

ایشان خاطرنشان کردند: برخی شاخص های مطرح در نظریه های غربی در شرایط خاص قابل استفاده است اما بسیاری از آنها ناقص و یا کلاً غلط است بنابراین باید شاخص هایی مستقل برای تحقق عدالت از دیدگاه اسلام تعریف شود.

رهبر انقلاب اسلامی، توجه مجلس و شورای نگهبان را به مقوله عدالت در هر نوع قانون گذاری، از کارهای ضروری برشمردند و افزودند: در عرصه عمل باید برای اجرای عدالت اجتماعی کارهای فراوان انجام شود.

حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان، اعتقاد به مبدأ و معاد را در مسئله عدالت، دارای نقشی اساسی خواندند و افزودند: اعتقاد به معاد، و باور داشتن تجسم اعمال در قیامت، موجب نیرو و نشاط عدالت خواهانه می شود و در واقع نمی توان در جامعه ای که اعتقاد به مبدأ و معاد وجود ندارد، عدالت حقیقی را مستقر کرد.

ایشان، تلاش هر فرد برای اجرای عدالت درباره خود را نکته مهم دیگری در مقوله عدالت خواندند و افزودند: نگاه عادلانه هر فرد به خود، موجب دوری از گناه و ایجاد حالت خضوع و خشوع در مقابل پروردگار می شود و این مسئله به ایجاد عدالت اجتماعی نیز کمک می کند.

اولین سخنران این نشست راهبردی در بخش دیدگاههای نظری، دکتر حسین عیوض لو، استادیار دانشگاه امام صادق (ع) بود. دکتر عیوض لو با ارائه دیدگاههای خود درباره «مفاهیم و معیارهای عدالت اجتماعی و اقتصادی در چارچوب الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت» گفت: عدالت اجتماعی به معنای آن است که هرکس در جامعه بتواند پاداش متناسب با شایستگی ها و تلاش خود را دریافت کند.

این استاد دانشگاه حق برخورداری برابر از منابع و ثروتهای عمومی – سهم بری براساس میزان مشارکت در تولید و قرار گرفتن اموال در موضع صحیح را معیارها و قواعد عدالت از دیدگاه اسلام خواند.
حجت الاسلام ابوالقاسم علیدوست عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، اندیشمند دیگری بود که در دومین نشست اندیشه های راهبردی به تشریح ابعاد عدالت به عنوان «یک سند، قاعده، رویکرد و گفتمان عام در کشف و اجرای احکام اسلام» پرداخت.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: با عدالت نمی توان کژدار و مریز برخورد کرد بلکه باید با این مفهوم بنیادی، برخوردی روشمند انجام داد تا به یک گفتمان عام تبدیل شود.
حجت الاسلام علیدوست، عدالت را یک قاعده در فقه دانست و افزود: در فهم دلایل و استنباط احکام، باید عدالت را به عنوان یک رویکرد مورد توجه قرار داد و در اجرای احکام نیز، عدالت را، گفتمان حاکم بر رفتار و گفتار مسئولان و کارگزاران قرار داد.

سومین سخنران دومین نشست اندیشه های راهبردی، دکتر فهیمه فرهمندپور استادیار دانشگاه تهران بود. دکتر فرهمندپور تحت عنوان «اقتضائات و ملاحظات عدالت جنسیتی با رویکرد دینی» گفت: عدالت را نباید تقسیم کمّی فرصتها و مشاغل در نظر گرفت بلکه در برداشت صحیح از عدالت، تفاوتهای طبیعی زن و مرد پذیرفته می شود.

وی افزود: برای ایجاد عدالت بویژه در مشاغل تخصصی باید شایسته سالاری مورد توجه کامل قرار گیرد و در الگوی اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی تجدید نظر شود.

ایجاد عرصه هایی غیر از ورود به دانشگاه برای تأمین نیازهای روانی، علمی و شخصیتی زنان و دختران از دیگر پیشنهادهای خانم فرهمند پور بود.

حجت الاسلام سیدعباس نبوی، مدرس حوزه و دانشگاه به عنوان سخنران بعدی، با اشاره به فرمان و امر مکرر پروردگار در قرآن کریم برای اقامه عدل و قسط گفت: باید ضمن نظریه پردازی در مقوله عدالت، شاخص های قابل اندازه گیری نیز ارائه داد.

حجت الاسلام نبوی، برابری در فرصتها، رشد ظرفیتها و بکارگیری توانمندیها را سه شاخص مهم عدالت اجتماعی دانست و افزود: باید عدالت اجتماعی را به عنوان بنیان قواعد اجتماعی، راهبرد اصلی «برنامه های توسعه» - و مبنای رشد فرهنگ عمومی مورد توجه قرار داد که متأسفانه نهادهای متولی فرهنگ عمومی به این مسئله کم توجه اند و رهبری و جنبش دانشجویی پیگیر مقوله عدالت اجتماعی هستند.

این مدرس حوزه و دانشگاه تأکید کرد: در الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، عدالت اجتماعی، «کلان راهبردی» است که باید در همه عرصه ها مورد توجه کامل قرار گیرد.

پنجمین سخنران هم اندیشی امروز نخبگان و رهبر انقلاب در باب عدالت، دکتر سید محمد میر سِندُسی استادیار دانشگاه امام حسین بود. دکتر میر سندسی با اشاره به مبانی دو نظریه غالب در بحث عدالت یعنی شایستگی و نیاز گفت: در جمهوری اسلامی باید نظریه ای ترکیبی را پیگیری کنیم که در این نظریه تأمین نیازهای عامه مردم مورد توجه جدی است اما راه برای بهره مندی اشخاص براساس شایستگی و تلاش نیز باز است.

وی با اشاره به نبود نظریه منسجم و روشن درباب مفهوم عدالت در کشور افزود: به همین علت هر مسئولی روی کار می آید، براساس برداشت خود از مفهوم عدالت، عمل می کند که این برداشتهای فردی گاه با یکدیگر متفاوت و حتی در تعارضند.

بخش دوم نشست اندیشه های راهبردی با موضوع عدالت، به مباحث کاربردی اختصاص داشت. در آغاز این بخش، حجت الاسلام سیدعباس موسویان مدرس حوزه و دانشگاه با بررسی «جایگاه عدالت اقتصادی در بانک داری اسلامی» گفت: توزیع منابع بانکی، زمانی عادلانه و در جهت فقرزدایی است که اشتغال زایی و رشد متوازن در تخصیص منابع بانکی مورد توجه قرار گیرد.

دکتر موسویان، تخصیص منابع به طرحهای دارای ارزش افزوده، توزیع متوازن منابع، و توزیع عادلانه سود را از اصول و معیارهای توزیع عادلانه منابع بانکی دانست و گفت: نظام بانکداری باید با کاهش حاشیه سود خود، در جهت سود حقیقی سپرده گذاران متحول شود.

دومین سخنران بخش کاربردی نشست اندیشه های راهبردی، دکتر الیاس نادران دانشیار دانشگاه تهران بود.
وی با ارائه مقاله ای تحت عنوان «عدالت توزیعی و اقتصاد رانتی»، به بررسی مشکلات اقتصادی – اجتماعی پدیده رانت پرداخت. دکتر نادران معتقد است جهت گیریهای عدالت خواهانه پس از پیروزی انقلاب، با وجود فراز و نشیبهای مختلف، در مجموع باعث بهبود توزیع شاخص های درآمدی شده است، اما به علت تداوم ساختارهای اقتصادی مبتنی بر رانت، مشکلات ناشی از این پدیده همچنان ادامه دارد.

«عدالت بین نسلی در بهره برداری از منابع طبیعی» عنوان مقاله سومین سخنران بخش کاربردی نشست امروز یعنی حجت الاسلام سعید فراهانی فرد، استادیار دانشکده علوم اقتصادی بود.

این استاد دانشگاه، تشریع عادلانه مالکیت دولتی و عمومی بر ثروتهای طبیعی – ساز و کار صحیح توزیع اولیه منابع طبیعی و قوانین لازم برای حفاظت از منابع طبیعی را از اصول ایجاد عدالت بین نسلی در بهره برداری از منابع طبیعی دانست و گفت: از دیدگاه اسلام، دولت دارای جایگاهی است که می تواند با نظارت بر چگونگی استفاده از منابع طبیعی، عدالت را در این زمینه پیگیری و محقق کند.

نشست هم اندیشی رهبر انقلاب اسلامی و اندیشمندان و صاحبنظران در باب عدالت با سخنرانی دکتر مجید یاسوری ادامه یافت. وی که دانشیار دانشگاه گیلان است عدالت محیطی را راهکاری برای تحقق توسعه پایدار ملی دانست و گفت: منابع باید میان مناطق مختلف جغرافیایی، متناسب با نیازها و بطور عادلانه توزیع شود تا شکاف اقتصادی – اجتماعی بخشهای گوناگون کشور کاهش یابد و دورنمای زندگی حتی در محرومترین مناطق بهبود یابد.

دهمین و آخرین سخنران دومین نشست اندیشه های راهبردی، دکتر محمد جواد لاریجانی استاد دانشگاه بود. وی با عنوان «وضعیت عدالت و حقوق بشر در سطح بین المللی» به تشریح مبانی عدالت در لیبرالیزم غربی و دین مبین اسلام پرداخت.

بخشی از دومین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی به پرسش و پاسخ محققان و اندیشمندان و «نقد و بررسی» دیدگاههای مطرح شده اختصاص داشت. در این بخش استادان و محققانی که به ارائه مقاله پرداخته بودند به سؤالات و نقدهای حاضران پاسخ گفتند.

در آغاز این هم اندیشی دکتر صادق واعظ زاده دبیر این نشست، با اشاره به پیگیری موضوعات نشست اول اندیشه های راهبردی گفت: مقدمات ایجاد مرکزی برای هماهنگی و راهبری تحقیقات مربوط به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت انجام شده است که این مرکز کلیه ظرفیتهای نخبگانی کشور را برای تدوین این الگوی راهبردی فعال خواهد کرد.

دکتر واعظ زاده همچنین با تشریح اهداف دومین نشست اندیشه های راهبردی گفت: تلاش خواهد شد با تکیه بر مطالب ارائه شده و استفاده از همه ظرفیتها «نظریه عدالت» تدوین شود.
در پایان این دیدار نماز جماعت ظهر و عصر به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه شد.

درباره فرزندان رهبرانقلاب +عکس/ سید مجتبی، داماد حدادعادل
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، حداد عادل

رهبر بزرگوار و عالیقدر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید على خامنه اى"مد ظله العالی" فرزند مرحوم آیت الله حاج سید جواد حسینى خامنه‌اى(ره) در روز 24 تیرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس، چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند.

برنا نوشت:

 

فرزندان رهبر به ترتیب از بزرگ به کوچک: سید مصطفی، سید مجتبی، سید محسن(مسعود) و سید میثم 


معظم‌له اکنون دارای 6 فرزند هستند. نام خانوادگی همسر ایشان«خجسته» است. نام دختران‌شان بشری و هدی است. دو تن از فرزندان پسر ایشان 8 سال در جبهه‌های جنگ ایران و عراق حضور داشتند.

یکی از دختران ایشان همسر فرزند آیت‌الله محمدی گلپایگانی رییس دفتر رهبری است که ضمن آراستگی به لباس شریف روحانیت و علم دین در دانشگاه‌های کشور نیز به تدریس متون حقوقی به زبان فرانسه اشتغال دارند و دختر دیگر ایشان همسر فرزند آیت‌الله باقری کنی از علمای تهران است. سید مصطفی، فرزند بزرگ ایشان با دختر آیت‌الله خوشوقت ازدواج کرده ‌است. سید مجتبی، داماد دکتر غلامعلی حداد عادل است. سید مسعود نیز با فرزند آیت‌الله خرازی و خواهر صادق خرازی ازدواج کرده ‌است. سید میثم کوچکترین فرزند ایشان نیز به ازدواج دختر آقای لولاچیان از بازاریان متدین در آمده است.

مقام معظم رهبری همچون امام راحل، فرزندان خود را از فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی مبرا داشته و به ایشان توصیه کرده‌اند که در کارهای اقتصادی وارد نشوند.

حضرت حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین احمد مروی "دامت برکاته" در این رابطه چنین بیان داشتند: "ایشان چهار فرزند پسر دارند که هر چهار نفر، طلبه‌ و معمم هستند و حقیقتاً هم درس می‌خوانند. خوب هم درس می‌خوانند. من با این‌ها مأنوسم، این توفیق را دارم. اُنسی دارم، نشست داریم، صحبت می‌کنیم. یک‌بار ندیده‌ام که اینها راجع به پولی، امکاناتی و چیزهای از این قبیل صحبت بکنند. گویی افرادی معمولی هستند و پدرشان هم یک فرد معمولی است.

فرزندانشان بیشتر همین مسائل درس و بحث برایشان مطرح است و نگرانی‌هایی که نسبت به مردم و نسبت به زندگی طلاب و نسبت به قضایای دیگر دارند، همان دغدغه‌هایی است که خود آقا دارند.

این خیلی ارزش دارد که امکانات باشد و موقعیت فراهم باشد و هیچ اقبالی به آن نشان داده نشود. این خیلی ارزشمند است. برای خود حضرت آقا، همه رقم امکانات هست ولی هیچ اقبالی ما نمی‌بینیم. نه خودشان، نه خانواده‌شان!

قطعاً خود حضرت آقا دوست ندارند که بستگانشان و مخصوصاً آقازاده‌ها‌یشان در کارهای اقتصادی باشند، قطعاً این را آقا نمی‌پسندند.

خود این‌ها هم، هیچ رغبتی و هیچ اقبالی ندارند. حالا به هر صورت این‌جور تربیت شده‌اند که هیچ اقبالی به این چیزها ندارند.

فرزندان‌شان بیشتر همین مسائل درس و بحث برایشان مطرح است و نگرانی‌هایی که نسبت به مردم و نسبت به زندگی طلاب و نسبت به قضایای دیگر دارند، همان دغدغه‌هایی است که خود آقا دارند. این که آن‌ها برای خودشان دنبال آینده‌ای باشند‌. زندگی، مال، منال، پول، پس‌انداز‌ اصلاً وجود ندارد. اگر بود، من مطلع می‌شدم. چون خیلی با این‌ها مأنوسم. من چنین چیزی واقعاً در این‌ها ندیده‌ام.

سید مصطفی‌ آقازاده بزرگ آقا‌ همان سال اول ازدواج‌شان که طلبه‌ قم بودند،‌ الان هم قم هستند‌ خانه‌ای اجاره کرده بودند و مستأجر بودند - الان هم مستأجرند - ما را یک روز برای ناهار دعوت کردند. ما رفتیم منزل ایشان. یک سال از ازدواج ایشان نگذشته بود، ماه‌های اول ازدواج ایشان بود. ما هم یک گلدان معمولی خریدیم و رفتیم که دست خالی نرویم. من واقعاً‌ تعجب کردم که آیا این خانه، خانه‌ یک تازه‌داماد است؟ حالا نه خانه‌ فرزند رهبر انقلاب و مقام اول کشور، حتّی خانه‌ یک تازه‌داماد هم این نیست. یعنی یک خانه‌ تازه‌داماد، بالاخره یک زرق و برقی دارد؛ تا مدت‌ها این زرق و برق خانه‌ تازه‌داماد و خانه‌ تازه عروس، هست.

من توی خانه‌ این‌ها، واقعاً همان زرق و برق معمولی یک تازه‌داماد و یک تازه عروس را ندیدم. بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، آن هم نه سه‌ در چهار‌. چون من دقت داشتم به این چیزها. دور و بر خودم را نگاه می‌کردم. حواسم بود و تا آن‌جا که می‌توانستم، رصد می‌کردم اوضاع و احوال خانه را‌. دو تا فرش شش متری انداخته بودند، دور خانه هم موکت بود و دو‌ سه تا پشتی ابری معمولی، نه مبلمانی، نه زرق و برقی. زندگی ساده و خوبی در آقازاده‌های ایشان سراغ داریم.

آقازاده‌ها در دفتر مسئولیتی ندارند. فقط در نشر آثار همکاری دارند و الان هیچ‌کدام از آقازاده‌ها مسئولیتی ندارند. جایی هم مشغول نیستند. ممحّض در درس و کار طلبگی هستند. درس می‌خوانند و انصافاً هم درس‌شان خیلی خوب است. خیلی خوب پیشرفت کرده‌اند. خود آقا مصطفی که الان سطوح عالیه را در قم تدریس می‌کنند. ایشان مکاسب و کفایه در قم تدریس می‌کنند."

"احمد مروی" معاون ارتباطات حوزه‌ای دفتر مقام معظم رهبری می‌گوید: "من یک وقتی در مورد آقازاده‌‌های آقا فکر می‌کردم که این‌ها چرا این‌قدر به تعبیر بنده، بچه‌های خوبی هستند. از هر جهت، خیلی خوب تربیت شده‌اند. دیانت، پاکی، زهد، بی‌تعلقی به دنیا و عدم اقبال به مسائل دنیا و امکانات. ایشان در این موقعیتی هستند، که خیلی امکانات برایشان هست. برای کسانی که خیلی خیلی مراتب پایین‌تر هستند، بالاخره امکاناتی هست. برای این‌ها که در این مقام، در این رتبه هستند، خیلی امکانات برایشان بیشتر هست. امّا حقیقتاً ما نمی‌بینیم که از این امکانات استفاده بکنند.‌ یک علت آن، این است که هم خود آقا، هم خانواده‌ ایشان. یعنی این پدر و مادر، دو بال هستند برای رُشد و پرورش و تربیت فرزند. هم پدر، هم مادر، هر دو نقش دارند.

اگر یک بال شکسته باشد، آن رشد و آن پرواز را ما شاهد نیستیم، باید هر دو بال باشد و این را ما در زندگی حضرت آقا کاملاً احساس می‌کنیم. همان جوری که خود آقا مقید به زهد و سادگی و بی‌آلایشی و بی‌رغبتی به دنیا و زیورهای دنیایی هستند؛ ما همین را هم در مورد خانواده‌ آقا احساس می‌کنیم. یعنی همسر ایشان هم دقیقاً همین‌جور هستند. این دو نمونه‌ای که من عرض کردم، هر دوی آنها مربوط به خانواده‌ حضرت آقا می‌شد.

همین جور در مهمانی‌هایی که خانواده‌ آقا تشریف می‌برند، گاهی خانواده‌های ما هم هستند، می‌آیند تعریف می‌کنند که خانواده‌ حضرت آقا تقریباً جزو ساده‌ترین‌ها در این مهمانی‌ها‌، از نظر لباس و وضع ظاهری، هستند. آقازاده‌های حضرت آقا هم همین جورند."

*برگرفته از سایت "محمدمهدی نجفی"

ماجرای تقلب در رای اعتماد به موسوی در سال 1364
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، مقام معظم رهبری
این روزها به دلیل شرایط روز، گروه‌های مختلف سیاسی به ماجرای چگونگی رفتار در برابر نظر امام برای نخست وزیری دوره دوم میرحسین موسوی ارجاع می‌دهند. این ارجاع‌ها گاه همراه با بیان بخشی از واقعیت است. متن زیر و مصاحبه‌هایی که همراه با آن در رجانیوز منتشر گردیده است؛ مدتی پیشتر و قبل از حوادث اخیر تنظیم شده بود تا در فرصت مناسب منتشر گردد. امید می‌رود با این وصف، این تورق تاریخی مصون از اعمال نظر در تاریخ نگاری بر اساس مناسبت‌های روز باشد.
ماجرای تقلب در رای اعتماد به موسوی در سال 1364

پس از رای قاطع آیت‌الله خامنه‌ای در چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برای تشکیل مجدد دولت، در روز 18 مهر ماه 64، مراسم تحلیف ریاست جمهوری برگزار شد. آیت‌الله خامنه‌ای هنگام مراسم تحلیف در حضور نمایندگان مجلس اظهار داشتند: «قانون اساسی ابزارهای لازم برای عمل به این سوگند را مشخص کرده است. در صورتی که رئیس‌جمهور این ابزارها را در اختیار داشته باشد، خواهد توانست به این سوگند عمل کند وگرنه این سوگند، حکم فقهی‌اش برای فقها روشن است.»

دو اصل یاد شده، ناظر به معرفی نخست‌وزیر از سوی رئیس‌جمهور و تصویب وزرای پیشنهادی نخست‌وزیر بود.
اما معرفی نخست‌وزیر بیش از یک ماه ونیم به‌طول انجامید. گویا پس از اختلاف‌نظرهای رییس‌جمهور و نخست‌وزیر در دولت سوم و کناره‌گیری وزرای دارای افکار نزدیک‌تر به رئیس‌جمهور، شرط ایشان برای نامزدی مجدد این بوده است که نخست‌وزیر را خود انتخاب نمایند. ناطق نوری در خاطرات خود از آن روزها می‌گوید: «وقتی برای بار دوم مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری برگزیده شدند، بین ایشان و امام یک بحثی در مورد انتخاب نخست‌وزیر بود، ایشان می‌گفت اگر من رییس‌جمهور بشوم، در انتخاب نخست وزیر هر کسی را که بخواهم، خودم باید تصمیم بگیرم و این علامت را هم امام ظاهراً داده بودند که خود شما تصمیم بگیر، لذا ایشان کاندیدا شدند.»

پس از انتخابات، ایشان به مشهد رفته و سخنانی ایراد فرمودند که حاکی از تمایل به تغییر نخست‌وزیر بود. از سخنرانی ایشان در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری در جماران نیز این موضوع استنباط می‌شد.
اما پس از آن، 135 نفر از نمایندگان مجلس در نامه‌ای به امام با بیان اینکه "جریانى خاص و گسترده و طیفى معلوم و مشخص، تغییر دولت را حمایت و همراهى مى‌کند" تهدید کردند که "چون دولت جدید تجربه و تلاش و امکانات فراوان‌ترى ندارد و از داشتن اکثریتى قاطع در مجلس و بین مردم برخوردار نیست، به موفقیت‌هاى لازم دست نخواهد یافت و در نتیجه کشور دچار بحران مى شود."

امام خمینی در 5 مهرماه 1364 در پاسخ به این نامه فرمودند: «با تشکر از حضرات آقایان، اینجانب چون خود را موظف به اظهار نظر مى‌دانم، به آقایانى که نظر خواسته‌اند، از آن جمله جناب حجت‌الاسلام آقاى مهدوى و بعضى آقایان دیگر، عرض کردم آقاى مهندس موسوى را شخص متدین و متعهد، و در وضع بسیار پیچیده کشور، دولت ایشان را موفق مى‌دانم، و در حال حاضر، تغییر آن را صلاح نمى‌دانم. ولى حق انتخاب با جناب آقاى رئیس‌جمهور و مجلس شوراى اسلامى محترم است.»

ناطق نوری در خصوص معرفی دوباره موسوی می‌گوید: «چند روزی که گذشت، نظر امام عوض شد. علتش این بود که گویا آقای "محسن رضایی" به عنوان فرمانده سپاه خدمت امام رسیده و گفته بود که موقعیت آقای موسوی در جنگ و بین جوان‌ها به‌گونه‌ای است که اگر ایشان نخست‌وزیر نشوند، جنگ لطمه می‌خورد. طبیعی است که برای امام در آن روزها هیچ چیز حیاتی‌تر از مسئله‌ی جنگ نبود، لذا بعد از گزارش محسن رضایی، لحن امام عوض شد... کم‌کم به حاج احمد آقا و دیگران فرمودند که آقای مهندس موسوی معرفی شود. مقام معظم رهبری در مقام رییس‌جمهوری در یک محذوریت عجیبی قرار گرفته بودند. از یک طرف احساس می‌کرد از نظر شرعی و وظیفه به مصلحت کشور نیست مهندس موسوی را معرفی کند و از طرف دیگر نظر امام آقای موسوی بود. بنابراین برای حضرت امام نامه‌ای نوشتند که "اگر حضرت عالی تشخیص می‌دهید که باید مهندس موسوی را معرفی کنم، حکم کنید، شما رهبر هستید. شما روز قیامت جواب دارید، ولی من جواب ندارم کسی را که مصلحت نمی‌دانم، نخست وزیر کنم، مگر این که حکم ولی فقیه بالای سر او باشد. حضرت عالی حکم کنید تا من ایشان را بگذارم"، امام هم می‌فرمودند: "من حکم نمی‌کنم. من حرف خودم را می‌زنم" بن بست عجیبی پیش آمده بود.»
حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی نیز در خاطرات خود در این خصوص می‌نویسد: «آیت‌الله خامنه‌ای تمایلی به نامزد شدن مجدد نداشتند و با اصرار ماها و نیز خواست امام پذیرفتند و همان موقع نظرشان را راجع به کابینه گفته‌اند و اکنون حجت دارند، ولی نمی‌خواهند از نظر امام تخلف کنند... نظر آقای خامنه‌ای این است که اینها خوب کار نکرده‌اند و جایز نیست دوباره مأمور تشکیل کابینه شوند. زمان طولانی بحث کردیم، ولی به نتیجه نرسیدیم. مشکل عمده ایشان، اظهارنظر امام است...»

وی ذیل تاریخ 25 شهریور نیز از مراجعه بهزاد نبوی و محسن نوربخش به او و اظهار نگرانی آنها از احتمال تعویض دولت یاد کرده و می‌نویسد: «از من خواستند دخالت کنم و مانع شوم.»
حجت‌الاسلام ناطق نوری در ادامه خاطراتش با بیان اینکه به اتفاق حضرات آیات مهدوی کنی، جنتی و یزدی برای گشودن گره از این مشکل به خدمت امام رسیدیم، می‌افزاید: امام(ره) در پاسخ به ضرورت حکم کردن ایشان می‌فرمایند: «من حکم نمی‌کنم، اما من به عنوان یک شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم یا خیر؟ من به عنوان یک شهروند، اعلام می‌کنم که انتخاب غیر از ایشان، خیانت به اسلام است.»

وی در ادامه می‌گوید: «این جمله را که ایشان فرمودند، همه چیز روشن شد و واقعاً معلوم شد که موضوع چقدر عمق دارد. پس از این که فهمیدیم نظر قطعی امام، مهندس موسوی است، در محل دفتر ریاست جمهوری خدمت آقای خامنه‌ای رفتیم و ماجرا را خدمت ایشان شرح داده و گفتیم این دیگر حکم است. امام فقط لفظ حکم را نگفتند. امام تا آخر ایستاده است. این که ایشان می‌فرمایند جز موسوی خیانت به اسلام است، حکم است. آقای خامنه‌ای فرمودند برای من اتمام حجت شد؛ لذا تصمیم گرفتند و مهندس موسوی را برای نخست‌وزیری مجدد معرفی کردند.»
در روز رای گیری، هاشمی رفسنجانی سخنان کوتاهی پیش از نواختن زنگ رسمی شدن مجلس ایراد نمود که در صورت مذاکرات رسمی نیامده است. اما اعتراض آیت الله فهیم کرمانی و آیت الله سید محمد خامنه‌ای (برادر رییس جمهور وقت) به این سخنان و اعلام خروج رییس مجلس از بی‌طرفی بر خلاف آیین نامه مضبوط است؛ آیات انتخابی برای ابتدای جلسه مجلس نیز که بر ضرورت اطاعت از رهبری تاکید داشت، مورد اعتراض قرار گرفت که القا کننده حکم امام بوده است. سرانجام پس از حمله یکی دو نماینده به منتقدین موسوی به عنوان "خط امام جدید" که بدتر از سکولارها هستند و از خارج خط می‌گیرند، رای گیری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه‌ی علنی ۱۷۹ مورخ 21/7/ ۱۳۶۴ آغاز می‌شود. رییس مجلس تعداد حضار و برگه آرای توزیع شده را 235 نفر اعلام می‌نماید و رای گیری به صورت غیر علنی انجام می‌گردد. دقایقی بعد اعلا می‌گردد که 261 رای به گلدان ریخته شده است که با ۱۶۲ رأی موافق مجلس به نخست‌وزیری مجدد مهندس میرحسین موسوی رأی تمایل داده است و نمایندگان تکبیر می‌فرستند. ۷۳ نفر نیز رأی مخالف و ۲۶ نفر هم رأی ممتنع (که درحقیقت مخالف محسوب می‌شد) دادند که این ماجرا خود سرآغاز بحث‌های مفصل بعدی گردید.

این رخداد حاصل فضایی جدید در عرصه سیاسی بود که به تازگی و با انتشار روزنامه رسالت علنی‌تر شده بود. روزنامه‌ای که با فاصله‌ای اندک از انتخابات ریاست جمهوری چهارم منتشر شد. آیت‌الله احمد آذری قمی که مدیرمسئولی این نشریه را برعهده داشت از اعضای مؤسس و دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود. آیت‌الله آذری قمی برای انتشار روزنامه خود از افرادی چون حبیب‌الله عسگراولادی، پرورش، احمد توکلی و مرتضی نبوی بهره گرفت که همگی از منتقدین سفت‌وسخت نخست‌وزیر بودند.

ادعای مخالفت این 99 نفر با خط امام، به شدت تبلیغ گردید؛ حتی نام برخی نمایندگانی که در آن جلسه مجلس شورای اسلامی غایب بودند، به عنوان جمع 99 نفره اعلام گردید و مورد برخورد شدید سیاسی و گاه فیزیکی واقع شدند. به عنوان نمونه جلال‌الدین فارسی اصولاً آن روز در مجلس نبوده است، اما نام وی در بولتن‌ها به عنوان یکی از آن 99 نفر آورده می‌شود. یا نماینده‌ای که آن روز در سفر بوده است نامش در این فهرست آورده می‌شود و این "99 نفر" فهرست سیاهی می‌شود که با برخورد با آن عملا مجال حذف یک گروه سیاسی از دولت و مجلس فراهم می‌گردد و مجلس سوم به صورت کاملا تک جناحی شکل می‌یابد.

گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین حسین ابراهیمی


در شرایط پس از انقلاب که عموما به سوابق انقلابی افراد نگاه می‌شد، مهندس میر حسین موسوی چگونه بدون سابقه انقلابی نخست وزیر شد؟

ایشان وزیر خارجه دولت شهید رجایی بود و از آنجا به سمت نخست وزیری رسید. البته در آن زمان هنوز خطوط افراد مشخص نشده بود و بیشتر سعی شد تا لیبرال ها و ملی گراها وارد دولت نشوند، اما در دوره دوم مواضع به طور ریزتر معلوم شد و بر سر ماندن موسوی در حزب جمهوری اسلامی اختلاف پیش آمد.

با توجه به آشکار شدن عملکرد موسوی در دوره نخست، علت آنکه موسوی برای بار دوم در سال 64 حکم نخست وزیری گرفت چه بود؟

در آن سال مقام معظم رهبری در انتخابات ریاست جمهوری به شرط عدم انتخاب موسوی برای نخست وزیری، کاندیدا شد و پس از کسب رأی ملت پیش امام رفت تا با عرض مطالب و دلایلی مخالفت خود را راجع به معرفی میرحسین به مجلس بگوید. امام دلایل را پذیرفتند ولی به خاطر آنکه فرمانده جنگ خواستار حضور مجدد مهندس موسوی در سمت نخست وزیری شد بنیانگذار جمهوری اسلامی از رئیس جمهور وقت خواست تا دوباره میرحسین برای اخذ رأی به مجلس معرفی شود. رضایی معتقد بود در صورت عدم این کار پشتیبانی جبهه دچار مشکل می شود. در روز معرفی نخست وزیر به مجلس هم وقتی آقا پشت تریبون رفت مخالفت خود را نسبت به انتخاب وی اعلام کرد و گفت موسوی برای این سمت کارایی ندارد ولی چون امام می گویند ایشان را جهت احراز پست نخست وزیری پیشنهاد می کنم.

قضیه 99 نمایندگان مجلس مخالف موسوی یکی از مسائلی است که پیرامون آن حاشیه‌های بسیار گفته شده است. لطفا ابعادی از آن ماجرا را بیان فرمایید؟

نمایندگان اصولگرای آن روز که من هم جزء آنها بودم نامه ای خطاب به امام امضا کردند تا نسبت به نحوه رأی دادن به نخست وزیر پیشنهادی استمزاج بطلبند امام فرمودند نظر من تأیید موسوی است ولی نمایندگان به تکلیف عمل کنند. لذا در روز رأی گیری 99 نماینده رأی مخالف به مهندس موسوی دادند چون ایشان را لایق مقام نخست وزیری نمی دانستند. بعداز مشخص شدن آرای موافق، مخالف و ممتنع، یک جو بدی در مجلس بوجود آمد و این طیف از نمایندگان محکوم به ضد ولایت فقیه شدند. البته در جلسه دیگری نیز نسبت به اقدام این افراد اعتراض شد که آقا فرمود اینها 99 نفر نیستند بلکه صد نفرند و من هم یکی از آنها هستم.

کابینه دولت موسوی از چه طیف هایی تشکیل شده بود؟

در دولت اول وی 6 الی 8 نفر از وزراء از نیروهای اصولگرا (یا به تعبیر آن روزها راست) بودند، عده ای از افراد چپ و برخی نیز گرایش سیاسی خاصی نداشتند. اما در دولت دوم به جزء یکی دو نفر نظیر ولایتی و سرهنگ سلیمی تقریباً افراد یکدستی به عنوان وزیر انتخاب شدند.

آیا وزراء در حوزه اجرایی عملکرد مناسبی داشتند؟

موسوی در اداره نخست وزیری مشکل چندانی نداشت و طبق روال کارها انجام می شد. گرایش دولت به سمت دولتی کردن همه امور بود و همین نقطه مقابله جناح راست با وی به حساب می آمد. زیرا معمولاً به مردم اجازه فعالیت اقتصادی داده نمی شد و حتی صندوق قرض الحسنه مساجد را هم می خواستند ببندند یعنی سخت گیری تا این حد بود.

گفتمان غالب دولت موسوی چه بود؟

تفکر دولت در آن زمان حاکم کردن اقتصاد سوسیالیستی بود و به لحاظ سیاسی مشی رادیکالی داشت و موسوی بیشتر با افرادی نظیر بهزاد نبوی کار می کرد که امروز اکثراً جزء سازمان مجاهدین انقلاب هستند و نسبت به تحولات داخلی و خارجی موضع مشخصی دارند.بزرگترین نقطه ضعف آن بود که فعالیت های اقتصادی بسیار کند انجام می گرفت، وضعیت معیشتی مردم نامطلوب بود و سهمیه بندی و کوپنی شدن اقلام غذایی سخت گیرانه اجرا می شد. تعزیرات حکومتی بسیار بد عمل می کرد به طوری که مغازه دار را در جلوی دکانش شلاق می زدند.

از زمانی‌که فرماندهی جنگ به آقای هاشمی رفسنجانی محول شد، رابطه دولت با وی چگونه بود؟

معتقدم در آن زمان دولت، مجلس و جبهه در اختیار هاشمی بود و ایشان بر همه امور تسلط کامل داشت. به طوری که می توان گفت میدان دار واقعی اداره کشور هاشمی بود.

استعفای میرحسین در بحبوحه جنگ چه علتی داشت؟

ایشان یکبار به صورت محرمانه خدمت امام استعفا کردند ولی علت واقعی آن را من نمی دانم.

مقبولیت اجتماعی دولت موسوی چقدر بود؟

بالاخره اختلاف سلیقه وجود داشت و طبقاتی از جامعه موافق و طبقاتی نیز مخالف مشی دولت بودند. وقتی از 270 نماینده، 99 نفر رأی به نخست وزیری ایشان نمی دهند به معنای آنست که مشی دولت حداقل مورد تأیید یک سوم جامعه نیست چون آن نمایندگان وکلای بخشی از مردم بودند.

چه اتفاق مهمی در این دولت رخ داد؟

مدیریت جنگ و اتمام آن، فشارهای اقتصادی، تفکیک اندیشه ها و تشکیل مجلس دوم مهمترین رخداد های آن زمان بود. در مورد مجلس دوم باید بگویم که این دوره پر سر و صداترین مجلس بود، تضاد افکار اعصاب نمایندگان را به شدت خورد کرده بود چرا که همه خودی تلقی می شدند و تشخیص حق از باطل سخت شده بود.

آیا خود رأیی مهندس موسوی یکی از مسائلی نبود که مخالفان ایشان به آن انتقاد می کردند؟

موسوی از همان اول فردی مستبد به رأی بود که اتفاقاً مواضع اش در بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم این واقعیت را نشان داد.

اگر حرف دیگری راجع به نخست وزیری میر حسین موسوی دارید بفرمایید؟

معتقدم از همان ابتدا در این جریان انحراف وجود داشت. هرچه زمان بیشتر گذشت زاویه انحرافات بیشتر شد. از طرفی در دوره ریاست جمهوری مقام معظم رهبری ظلم بسیاری در مورد تخصیص اعتبار و امکانات از سوی نخست وزیری به نهاد ریاست جمهوری شد. در آن دوران دفتر من در نهاد ریاست جمهوری بود و به عینه سختی ها را مشاهده می کردم. در ثانی برخی نامه ها به رغم مخالفت رئیس جمهور به رادیو های بیگانه داده می شد که اصلاً انتشار آن به صلاح نظام نبود ولی نخست وزیر و همراهانش در تصمیم گیری و انجام کارها بی باکانه مثل الآن دل را به دریا می زدند.

رهبر انقلاب در دیدار جمعی از منتخبان مردم، علما و مسئولان استان کردستان:
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی
کارهای برجسته و کم‌نظیری در زمینه عدالت در کشور انجام شده است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از منتخبان مردم استان کردستان، خانواده معظم شهدا، علما و مسئولان این استان، کردستان را  «سرزمین علم، ادب و هنر» ، «صفا، روشندلی و وفاداری» و «دلاوری، شجاعت و مردانگی» دانستند و خاطرنشان کردند: ملت ایران با حرکت روشن بینانه، مجدانه، مستمر و مستقیم خود از لحاظ «علمی، اجتماعی، آبروی سیاسی و عزت ملی» به جایگاهی برتر از گذشته رسیده است.

به گزارش رجانیوز، رهبر انقلاب اسلامی، سفر دو سال پیش به کردستان را، سفری شیرین، جذاب و خاطره انگیز توصیف کردند و با اشاره به ابراز محبت و استقبال گرم مردم خاطرنشان کردند: صمیمیت و وفاداری مردم کردستان به نظام جمهوری اسلامی، فوق العاده، و در کمتر جایی مشاهده می شود.

ایشان به فشار گروهکها و ایجاد فضای رعب و وحشت در کردستان در اوایل انقلاب اشاره کردند و افزودند: مردم کردستان همواره وفاداری خود را به نظام نشان داده اند و تبلیغات پیچیده دشمن هم نتوانسته است این خصوصیت ارزشمند را تحت تأثیر قرار دهد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از علما و بزرگان کردستان خصوصاً شهید شیخ الاسلام و جناب آقای مجتهدی یاد کردند و گفتند: دشمنان وحدت ملی و پیشرفت کشور نتوانستند حقایق سفر کردستان را تحمل کنند لذا انتقام حقیرانه ای از شهید شیخ الاسلام گرفتند و این شخصیت فرزانه و مظلوم را به شهادت رساندند.

ایشان بر تدوین تاریخچه شهدا و علمای سرزمین کردستان که در راه وحدت و عزت این سرزمین به فیض شهادت رسیدند تأکید کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اعتراف دشمن به اقتدار، عزت و جایگاه والای جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاطرنشان کردند: مافیا و امپراطوری تبلیغاتی دشمن از روز اول پیروزی انقلاب هرچه توانست علیه این نظام تبلیغات کرد اما نظام اسلامی نه در مقام ادعا بلکه در عمل، با حرکت در مسیر پیشرفت، این ترفندها را باطل و خنثی کرد.

رهبر انقلاب افزودند: اکنون نام جمهوری اسلامی ایران، برجستگان و اهداف والای آن با شیرینی و عظمت در میان ملتها یاد می شود و این کشور، آبروی بالایی در دل ملتها دارد.

ایشان پشتوانه پیشرفت ایران را حرکت مجدانه، مسلمانانه، متعبدانه و روشن بینانه دانستند و خاطرنشان کردند: ملت ایران با تلاش خود، این پیشرفتها را به دشمن تحمیل کرد و وضع امروز کشور، آینده ی بهتر و روشن تر را نوید می دهد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به دهه عدالت و پیشرفت افزودند: کشور از اتحاد، پیشرفت و میل به حرکت علمی برخوردار است ضمن آنکه در زمینه عدالت، کارهای برجسته و کم نظیری انجام شده است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به ضرورت ایفای نقش هر استان در پیشرفت کشور تاکید و خاطرنشان کردند: هر مجموعه استانی باید در مسابقه مثبت تلاش و پیشرفت، سهم خود را ادا کند و استان کردستان و نخبگانش هم تلاش کنند برجستگی خود را در این زمینه نشان دهند.

رهبر انقلاب اسلامی، استفاده از استعداد پرشور جوانان کردستانی و ایجاد زمینه اشتغال برای آنان را ضروری دانستند و خاطرنشان کردند: کردستان، استانی سرزنده و با نشاط است و مسئولان و نخبگان، توجه بیشتری به جوانها نشان دهند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ضمن تشکر از تلاشهای حجت الاسلام والمسلمین حسینی شاهرودی از حاضران خواستند سلام و محبت قلبی و صمیمانه ایشان را به مردم کردستان برسانند.

در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید محمد حسینی شاهرودی نماینده ولی فقیه در استان کردستان با گرامیداشت سالروز سفر پرخیر و برکت رهبر انقلاب اسلامی به استان کردستان و دیدار با مردم با وفا و ولایتمدار این استان گفت: با وحدت، همدلی ،آگاهی و بصیرت ستودنی مردم و مسئولان استان، کردستان در مسیر پیشرفت و آبادانی گام برداشته و تمام تلاش ها و توطئه های دشمن برای ایجاد تفرقه خنثی شده است.


دستکاری عکس آقا و احمدی نژاد در ایرنا‬+ عکس
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، دکتر محمود احمدی نژاد ، خبرگزاری ایرنا
اقدام غیرحرفه ای خبرگزاری ارگان دولت (ایرنا) در بریدن بخشی از  یک عکس مربوط به  مراسم شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) در رسانه های خارجی بازتاب داشت و بهانه خوبی به دست آنان داد تا از منظر نگاه خود مسائل داخلی ایران را به رخ بکشند.

به گزارش عصر ایران، ایرنا پس از حضور محمود احمدی نژاد رئیس جمهور در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا در بیت  رهبری انقلاب، با دستکاری در یکی از عکس ها، ماهیت آن را تغییر داد.

در عکس منتشر شده از سوی ایرنا، رهبری و رئیس جمهور در کنار یکدیگر بهم لبخند می زنند و این در حالی است که در عکس اصلی، مخاطب احوال پرسی رهبری، آیت الله  محمود هاشمی شاهرودی است نه محمود احمدی نژاد!

این تحریف ، روز گذشته در فضای مجازی داخل کشور واکنش های منفی متعددی به دنبال داشت به گونه ای که ایرنا پس از مدتی عکس تحریف شده را حذف و عکس کامل را جایگزین آن کرد.
ایرنا پیش از این نیز در ماجرای حجه الاسلام مصلحی به انتشار ناقص اظهارات رهبری اقدام کرد که این اقدام با تذکر روابط عمومی دفتر مقام معظم رهبری روبه رو شد.

این بار نیز ایرنا با اقدام خود گزک به دست رسانه های خارجی داد . از جمله روزنامه کویتی الرای در جدیدترین شماره خود نوشت:" ایرنا با دستکاری در یکی از تصاویر آیت الله خامنه ای تلاش دارد تا نشان دهد اختلاف نظری با احمدی نژاد وجود ندارد."

این روزنامه اضافه کرد:" در راستای اقداماتی که خبرگزاری ایرانی ایرنا به ریاست مشاور احمدی نژاد در پیش گرفته است این خبرگزاری اقدام به انتشار تصویری بریده شده از آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد کرد. در این عکس نشان داده شده است که دو طرف لبخند می زنند . این عکس مربوط به مراسم عزاداری حضرت فاطمه زهرا(س)ست. این در حالی است که عکس اصلی مربوط به خوش آمد گویی آیت الله خامنه ای به محمود هاشمی شاهرودی رئیس سابق قوه قضائیه است."

پایگاه خبری ایلاف نیز با انتشار این عکس و خبر نوشت: "عدم پذیرش دستورات ولی فقیه از سوی احمدی نژاد از نظر بخش های سیاسی، پارلمانی، دینی و رسانه ای در ایران به عنوان انحراف از مبانی انقلاب اسلامی تعبیر می شود که ممکن است عواقب بدی را به دنبال داشته باشد و آینده سیاسی احمدی نژاد و یارانش را پایان دهد."

ایرنا که زمانی قرار بود به تعبیر رهبر معظم انقلاب ،دست بزن نظام در عرصه اطلاع رسانی بین المللی شود ، با سیاست های غلط و گاف های پی در پی ، اینک تبدیل به نقطه ضعفی برای کشور شده است به گونه ای که حتی رسانه های عربی منطقه هم از سوتی های ان در راستای منافع خود بهره برداری می کنند.

مدیریت ایرنا ، هم اکنون در اختیار علی اکبر جوانفکر است که مشاور محمود احمدی نژاد نیز محسوب می شود. او به نوشتن مقاله در مدح احمدی نژاد و مشایی شهرت دارد.
 

 

 

نظر رهبر انقلاب درباره خوابی که رهبری در آن است
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، شهید عبدالحسین برونسی
خبرنامه دانشجویان ایران:خانواده شهید عبدالحسین برونسی، پیش از اذان ظهر، به بیت رهبری آمدند تا ساعتی با رهبر انقلاب به گفت‌وگو بنشینند.

چند دقیقه پس از حضور خانواده شهید، رهبر انقلاب وارد اتاق شدند و بعد از سلام و علیک گرم و خوش‌آمدگویی، دعوت کردند تا مهمانان صحبت‌های خود را آغاز کنند. یکی از همراهان خانواده شهید، استاندار خراسان رضوی بود. کنگره بزرگداشت شهید برونسی در اسفندماه در حال برگزاری بود و آقای استاندار، گزارشی اجمالی از این کنگره‌ داد. در ضمن گزارش، آقای استاندار دو خبر سینمایی هم داد: اکران فیلم «به کبودی یاس» که پیرامون زندگی شهید برونسی است و نیز خبر ساخت فیلمی درباره زندگی شهید کاوه.

رهبر انقلاب از فرزندان شهید برونسی خواستند که صحبت کنند. وقتی فرزند ارشد «اوستا عبدالحسین» صحبت می‌کرد، جلسه از حالت رسمی فاصله گرفت: «هروقت می‌خواهیم به دیدار شما بیاییم، من خواب شما را می‌بینم! این‌بار هم خواب دیدم که عکس بابا را بر روی سینه‌ گرفته‌ام و در آغوش شما قرار دارم».
جملات فرزند بزرگ شهید برونسی فضای جلسه را منقلب کرد. رهبر جواب داد که: «این‌گونه خواب‌ها را بارها در دیدار با خانواده شهدا و از زبان آن‌ها شنیده‌ام که حمل بر کرامت بنده می‌کنند؛ درحالی‌که این‌گونه خواب‌ها از کرامت و صفای خود خواب‌بیننده است.»

دخترها و عروس‌های شهید نیز به رهبرشان معرفی شدند. یکی از فرزندان شهید از آقا خواست تا برای نوه یک ساله «اوستا عبدالحسین» دعا کنند. آقا سراغ نوزاد را گرفتند که معلوم شد زیر چادر مادرش آرام گرفته است.

پس از پایان سخنان خانواده‌ شهید، چندکلامی هم رهبر انقلاب صحبت کردند. ویژگی‌های شهید برونسی از زبان آقا شنیدنی بود: «خیلی برای تاریخ و جامعه ما اهمیت دارد که این شهید که کارش بنّایی بوده، به جایگاهی می‌رسد که در جنگ با این‌که معلومات دانشگاهی نداشت چنان پیشرفت ‌کند که از یک بسیجی معمولی به مقامات عالی نظامی ‌برسد... مدیریت جنگ تنها نظامی نیست، بلکه فرماندهی جنگ نیاز به مدیریت سیاسی، فکری، انسانی و اخلاقی دارد و این شهید با شخصیت جامع‌الاطراف خود، از پس آن برآمد.»

علاوه بر رعایت حدود بیت‌المال که رهبر انقلاب آن را از ویژگی‌های مهم شهید برونسی دانستند، به نکته جالب دیگری هم اشاره کردند:‌ «در زمان جنگ تحمیلی شنیدم که وقتی مجموعه‌های دانشگاهی با شهید برونسی دیدار داشتند، مجذوب صحبت‌های او می‌شدند».

آقا درباره پرورش انسان‌های بزرگ، شهید برونسی را مثال زد و گفت: «شهید برونسی و امثال او باید نماد حقیقتِ پرورش انسان‌های بزرگ با معیارهای الهی و اسلامی و نه ظاهری و معمولی باشند.»

رهبر انقلاب از خانواده شهید برونسی تقدیر کردند و در مورد همسر شهید گفتند: «ایشان خیلی صبور هستند. بالأخره اگر کسی بتواند پنج پسربچه‌ را بزرگ کند، خیلی هنر می‌خواهد!»

دیگر نزدیک اذان بود و آقا بلند شدند برای اقامه‌ نماز. فرزندان شهید دورتا دور آقا را گرفته بودند و با رهبر حرف می‌زدند. فرزند ارشد شهید برونسی، چفیه آقا را گرفت و در نهایت هم، مهمان کوچک دیدار، نوه‌ یک‌ساله اوستا عبدالحسین برونسی آخرین نفری بود که آقا با نوازش و دعا از او خداحافظی کردند(1).

شهید عبدالحسین برونسی در سال 1321، در روستای «گلبوی کدکن»، از توابع تربت حیدریه، متولد شد. در کلاس چهارم دبستان، به خاطر بیزاری از عمل معلمی طاغوتی و فضای نامناسب درس و تحصیل، مدرسه را رها می کند. در سال 1341، به خدمت زیر پرچم احضار می شود که به جرم پایبندی به اعتقادات اصیل دینی، از همان ابتدا، مورد اهانت و آزار افسران و نظامیان طاغوتی قرار می گیرد.

او در سال 1347 با خانواده‌ای روحانی وصلت می کند و این ازدواج سرآغاز انسجام مبارزات بی وقفه او با نظام طاغوتی حاکم بر کشور بود. در همین سال، اعتراضات او به برخی خدعه های رژیم پهلوی ( مثل اصلاحات ارضی)، به اوج خود می رسد که در نهایت، به رفتن او و خانواده اش به شهر مقدس مشهد و سکونت در آنجا می انجامد.

شهید برونسی پس از چندی، به کار سخت و طاقت فرسای بنایی روی می آورد و رفته رفته، در کنار کار، مشغول خواندن دروس حوزه نیز می شود و بعدها به علت شدت یافتن مبارزات ضد طاغوتی اش و زندان رفتن‌های پی در پی و شکنجه های وحشیانه ساواک، و نیز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و ورود او در گروه ضربت سپاه پاسداران، از کار بنایی باز می ماند و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه رهسپار می شود.

به خاطر لیاقت و رشادتی که شهید برونسی از خود نشان می دهد، مسوولیت های مختلفی برعهده او گذاشته می‌شود. وی قبل از عملیات خیبر به فرماندهی تیپ 18جوادالائمه(ع) منصوب می شود و دراین‌ سالها رشادت‌ و ایثارگری‌ او زبانزد خاص‌ و عام‌ بود تا آنجا که ‌دشمن‌ چنان‌ هراسی‌ از شهید برونسی‌ داشت‌ که‌ برای‌ سرش‌ جایزه‌ تعیین‌ کرد.

این‌ سردار سرانجام‌ در عملیات‌ بدر، در چهار راه‌ خندق‌ در 25/12/63 به‌ شهادت‌ رسید؛ اما همچنان‌که بارها به خانواده و دوستانش گفته بود پیکرش به خانواده بازنگشت و طی مراسم نمادینی در 9 اردیبهشت 64 پیکر پاکش در شهر مقدس مشهد تشییع و مزاری به یادبودش گلباران گردید تا اینکه گروه تفحص، از پیدا شدن پیکر مطهر او و تایید آن از سوی خانواده ایشان اطلاع دادند و پنج شنبه هفته گذشته، پیکر پاک آن شهید به همراه پیکر چند شهید گمنام دفاع مقدس در حرم مولایشان امام علی بن موسی الرضا(ع) و بر روی دستان مردم تشییع شد.

پی نوشت:

1- حاشیه‌نگاری از گپ وگفت صمیمانه رهبر انقلاب با خانواده شهید برونسی،4/7/1389 ، به نقل از پایگاه حفظ و نثر آثار رهبر فرزانه انقلاب

جمع‌آوری عکس‌های رهبر انقلاب از دفتر روزنامه ایران
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه ایران ، علی اکبر جوانفکر ، مقام معظم رهبری

خبرنامه دانشجویان ایران: اقدامات عجیب و تاسف بار کادر جدید مسئولان موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران که با اخراج خبرنگاران ارزشی و متعهد از این روزنامه آغاز شده بود، اکنون به اقدامات شرم‌آوری رسیده است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، مخالفت با نصب تصویر مقام معظم رهبری در دفتر این روزنامه تکمله دیگر اقدامات عجیب سردبیر جدید است.

یکی از خبرنگاران این روزنامه با بیان این مطلب، نوشت: سردبیر جدید سایت شبکه ایران که به عنوان ارگان اینترنتی این روزنامه فعالیت می‌کند، در روزهای اخیر ضمن تغییرات گسترده در دکوراسیون دفتر تحریریه این سایت و همچنین وضع قوانین بامزه‌ای مانند ممنوعیت نوشیدن چای در محل کار، دست به اقدامی عجیب زده و دستور به حذف تمامی عکس‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از دیوارهای تحریریه داده است!

"و.ش" که سابقه مطبوعاتی مشخصی ندارد و صرفا به دلیل ارتباط نزدیک با جریان انحرافی و همراهی با اسفندیار رحیم مشایی و علی اکبر جوانفکر به سردبیری شبکه ایران رسیده، پیش از این هم در جلسه معارفه خود از خبرنگاران ایران خواسته بود که روزنامه‌هایی مانند کیهان و سایت‌هایی مانند رجانیوز را مطالعه نکنند و تلاش داشته باشند تا از ادبیات و طرز تفکر اینگونه رسانه‌ها دوری کنند.

این فرد همچنین از روزنامه‌نگاران خواست تا به شبکه ماهواره ای «من و تو» به عنوان یک الگوی قابل قبول رسانه ای توجه کنند!
این اقدام تاسف بار مسئولان جدید روزنامه ایران در حذف عکس‌های رهبر معظم انقلاب از دیوارهای این مجموعه درحالی صورت گرفته که تیم تحریریه سابق این سایت به دلیل علاقه خاص و ویژه به آیت‌الله خامنه‌ای، تصاویر متعددی از ایشان را بر روی میز و دیوارهای محل کار خود نصب کرده بودند که به نظر می‌رسد اینکار به مذاق تیم رسانه‌ای آقای جوانفکر خوش نیامده است.


سخنان رهبری درباره شهید برونسی
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی ، شهید عبدالحسین برونسی
خبرنامه دانشجویان ایران: حضرت آیت الله خامنه ای درباره شهید 'عبدالحسین برونسی' فرمودند: این شهید عزیز آن چنان در کار مدیریت جنگ پیشرفت می کند که به مقامات عالی می رسد و شخصیت برجسته و جامع الاطرافی می شود.
 
 ایرنا نوشت: رهبر انقلاب در دیدار با خانواده شهید برونسی فرمودند: زمانی که این شهید عزیز وارد جنگ می شود، نه معلومات دانشگاهی دارد و نه عنوان و تیتر رسمی دارد، اما آنچنان در کار مدیریت جنگ پیشرفت می کند که به مقامات عالی میرسد و شخصیت برجسته‌ای می شود، شخصیت جامع‌الاطرافی که مثلا فرمانده‌ تیپ می شود و بعد هم به شهادت می رسد. ایشان اگر چنانچه به شهادت نمی رسید، مقامات خیلی بالاتر - از لحاظ رتبه‌های ظاهری - را هم طی می کرد.
ایشان در ادامه افزودند: در دفاع هشت ساله، در مجموعه داوطلبان و سپاه هیچکس بعنوان فرمانده و رییس وارد میدان نمی شد، همه بر اساس تلاش خودشان به مقامات بالا می رسیدند. یعنی یک نفر بسیجی معمولی بود، بعد می‌دیدند آدم قابلی است فرمانده دسته یا فرمانده گروهان و بعد فرمانده گردان و تیپ می شد.
فرمانده کل قوا اضافه کردند: مدیریت جنگ آن زمان هم فقط مدیریت نظامی نبود بلکه مدیریت سیاسی، فکری، انسانی، ادبی و اخلاقی بود و تا کسی این چیزها را نداشت، نمی توانست مجموعه‌ زیردست خود را اداره و هدایت بکند.
ایشان افزودند: اینها جزو عجایب و چیزهای استثنایی انقلاب ماست که دیگر نظیر ندارد و نمی توان هیچ جای دیگر را با این مقایسه کرد. من از افرادی شنیدم که ایشان (شهید برونسی) در آن وقت، برای مجموعه‌های دانشجویی و دانشگاهی که از مشهد به جبهه می رفتند، صحبت می کرد و همه را مجذوب خودش می کرد.
رهبر انقلاب همچنین تاکید کردند: استعداد انقلاب برای پرورش شخصیت های برجسته و افراد، تا این حد است و اینها را نباید دست کم گرفت. اینها اهمیت انقلاب و عظمت انقلاب و عمق انقلاب را نشان می دهد. ماها به ظواهر نگاه می کنیم، این اعماق را باید دید. وقتی انسان این اعماق را می‌بیند، آن وقت افق در مقابل چشمش اصلا یک چیز دیگری می شود.
ایشان افزودند: به نظر من شهید برونسی و امثال او را باید نماد یک چنین حقیقتی به حساب آورد، حقیقت پرورش انسان های بزرگ با معیارهای الهی و اسلامی، نه با معیارهای ظاهری و معمولی. به هر حال هر چه از این بزرگوار و از این بزرگوارها تجلیل بکنید زیاد نیست و بجاست.
* از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار خانواده شهید عبدالحسین برونسی در سوم اسفند 1388

10 نمونه که ولایت فقیه مانع دیکتاتوری در ایران شد
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، ولایت فقیه ، دیکتاتور ، امام خمینی(ره)

منصور حداد: ولایت فقیه، حکومت دینی و جمهوری اسلامی از سوی منتقدان و مخالفان محکوم و متهم به دیکتاتوری و نادیده گرفتن رای مردم بوده است. این شبهات از اولین روزهایی که زمزمه حکومت اسلامی در انقلاب پاگرفت، آغاز شده است و هم اکنون نیز در گوشه و کنار شنیده می شود.

تفکیک و تعارض جمهوریت و اسلامیت نظام، بیان دیگری است از همین پرسش است. «آیا اسلامیت نظام، جایی برای جمهوریت باقی می گذارد؟ آیا تنفیذ حکم ریاست جمهوری، طفیلی شمردن رای مردم نیست؟ آیا نصب فقهای شورای نگهبان بر سر نظارت همه انتخابات های موجود در کشور، نظارت قیم مآبانه از سوی ولی فقیه نیست؟ اگر نظر مردم با ولی فقیه یکی نبود، چه خواهد شد؟ فقیهان شورای نگهبان رهبر را نصب می کنند یا کشف می کنند؟ و ...» از این دست سوالات دیگر می توان برشمرد که همگی ناظر به بحث بالا هستند.

از سوی متفکران قائل به ولایت فقیه پاسخ های متفاوت و جواب های ارزشمندی به این عناوین داده شده است. پاسخ هایی که در حوزه تئوریک و نظریه پردازی از قوت و استحکام بالایی برخوردار هستند. "اسلامیت نظام بدون جمهوریت، قابل تحقق نیست، هرچند وابسته بدان هم نیست" محوری ترین سخنی است که از سوی این دست اندیشمندان مطرح شده است.

آن چه در حوزه نظر و سخن مطرح است معمولاً در حوزه اجرا صورت دیگری به خود می گیرد و راهی نسبتا متمایز و یا متفاوت با تئوری می پیماید. بدون تردید، صاحب‌نظران و محققان حق دارند عملکرد اجرایی و عملیاتی هر اندیشه‌ی اجتماعی را برای بررسی کارآمدی و قابلیت تحقق آن بررسی کنند و مدعیات نظریه ها را با صحنه اجرا مقایسه کنند.

انقلاب اسلامی در مسیر سی و اندی ساله عمر خویش توانسته به طور متوسط یک انتخابات برگزار کند. این سخن هر چند صحیح است ولی به صورت کلی نمی تواند ذهن پژوهشگران و اهل دقت را آرام نماید. در این انتخابات های متفاوت، جریان ها و افراد مختلف و متمایزی از صندوق های انتخابات بیرون آمده است. اما شاید بتوان برای بررسی جدی تر و عمیق تر عملکرد جمهوری اسلامی، عملکرد شخص ولی فقیه را مورد توجه قرار داد.

1.امام خمینی (ره) در اولین حرکت خود برای تاسیس جمهوری اسلامی، در تشکیل دولت موقت و نصب بازرگان را ناشی از دوچیز بر می شمرد: یکی حق شرعی و دیگری مقبولیت خود نزد مردم. «بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، بر حسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است» نام بردن اسم مردم و اشاره به جایگاه آنها در این سطح اهمیت، زمانی که هیچ سازوکاری برای نظارت بر امام و ممانعت در مسیر منویات ایشان جز رژیم پهلوی وجود ندارد گویای نقطه مهمی است که نباید آن را سهو کلام و یا بازی با کلمات برشمرد. چرا که ایشان نیازی به گفتن این کلمه نداشت، قطعا چنین چیزی در حمایت های گسترده و میلیونی ملت برهمه ثابت و مقدر بود. هر چند اصل انتخاب بازرگان به عنوان گزینه ریاست دولت موقت نیز خواسته شخص امام نیست و بلکه مطرح شده از سوی شورای انقلاب است.

برگزاری همه پرسی «جمهوری اسلامی» در کمتر از دو ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طبق گفته برگزارکنندگان صرفاً به دلیل ابرام و اصرار و پیگیری شخص امام خمینی(ره) علیه برگزار شد. نوشتن قانون اساسی مشروطه و بسیاری قانون اساسی ها در کشورهای انقلاب زده مختلف توسط کارشناسان منتخب از سوی انقلابیون صورت می گیرد. اما امام خمینی با طراحی انتخابات خبرگان قانون اساسی، نوشتن میثاق اصلی جمهوری اسلامی را بر عهده منتخبان ملت می گذارد و خود به منزل خود در قم رفته و نظاره گر و حداکثر هدایت کننده عمومی ملت می شود. امام در بیانات خود در تاریخ30 مهر1358، صراحتا در انتقاد از مخالفان اصل مذکور و کسانی که برای انحلال مجلس خبرگان تلاش می کردند، انحلال مجلس خبرگان را توطئه خواندند و ضمن تاکید بر اینکه مجلس خبرگان، نمایندگان ملت می باشند، به اعضای این مجلس توصیه کردند که موظفند قانون اساسی و اسلامی بنویسند.

2.خبرگان قانون اساسی برای نوشتن پیش نویس قانون اساسی در فضای ملتهب ماه های اولیه انقلاب اسلامی نتوانست طی مدت قانونی پیش نویس را آماده کند. در اینجا عده ای که خروجی و نتیجه محتمل خبرگان قانون اساسی را نمی پسندیدند، نسبت به پایان یافتن مهلت قانونی اعتراض کرده و خواستار انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی شدند. برخی از اعضای دولت موقت با حضور نزد امام خواسته خود را مطرح ساختند ولی با اعتراض شدید ایشان در خفا و علن مواجه شدند. ایشان چنین طرحی را توطئه علیه ملت و منتخبان ملت ارزیابی کردند و اعلام داشتند اینها می خواهند نوشتن قانون اساسی را به تاخیر اندازند تا بتوانند، نظرات خود را به مردم تحمیل کنند. یا اینکه از سر ناآگاهی فرصت کودتا و دخالت خارجی را فراهم آورند. چیزی که هم اکنون در مدیریت آمریکایی قیام های اسلامی مردم منطقه خاورمیانه در جریان است. تاخیر، تاخیر و تاخیر در نهادینه و ساختارمند شدن خواسته های مردم برای دستبرد و تحریف در مسیر حقیقی انقلاب ها.

3. طبق قانون اساسی رئیس جمهور برای انتخاب نخست وزیر نیاز به رای و تایید مجلس شورای اسلامی داشت. بنی صدر و مجلس شورای اسلامی از دو طیف سیاسی مختلف بودند، لذا انتخاب نخست وزیر توافقی سخت به نظر می آمد. بنی صدر برای اینکه مجلس را در عمل انجام شده قرار دهد و در برابر خواسته خود مجبور سازد، سیداحمد خمینی فرزند امام را به عنوان نخست وزیر معرفی کرد. امام خمینی(ره) سریع و جدی با این پیشنهاد مخالفت کردند. سپس بنی صدر خواستار معرفی یک نفر از سوی امام برای نخست وزیری شد. این مسئله عملاً، تشریفاتی کردن رای اعتماد مجلس به نخست وزیر بود. حضرت امام با این طرح نیز مخالفت کرد و خواستار حل مسئله از طریق قانونی و تعامل منتخبان مردم یعنی رئیس جمهور و مجلس شد. 

4آیت الله منتظری قائم مقام رهبری و به نوعی نفر دوم جمهوری اسلامی در پی رای دستگاه قضایی و امنیتی در محکوم شدن حجت الاسلام سیدمهدی هاشمی به اعدام، همه دیدارهای عمومی و خصوصی خود با مسئولین نظام را قطع کرد و به حالت خود را قهر خانه نشین کرد. بلکه بدین وسیله مانع از اجرای قانون در حق نزدیکان خود شود. اما حمایت و تاکید امام خمینی (ره) برای اجرای عدالت، محکوم را به چوبه دار سپرد. امام خمینی(ره) برخلاف نظر صریح شان در مخالفت با قائم مقامی آیت الله العظمی منتظری، به کارشناسی و مشورت مدیران ارشد مملکتی اعتماد می کنند و این کسوت را بر جناب شیخ تایید می کنند. 

5.شورای بازنگری قانون اساسی در سال 68 پس از وفات امام خمینی در بررسی های خود، حق انحلال مجلس شورای اسلامی را به ولی فقیه واگذار کرد. اما حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله) طی نامه ای خواستار حذف این بند از متن قانون اساسی جدید شدند. این پیشنهاد مجلس شورای اسلامی که از سوی امام در رأس نظام برشمرده شده است، در ذیل نظارت مستقیم رهبری می برند. 

6.در سال های انتهایی دوره ریاست جمهوری حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی، زمزمه هایی مبنی بر حضور ایشان برای سومین مرتبه در کسوت رئیس جمهوری مطرح شد. صحبت تغییر قانون اساسی از سوی اطرافیان رئیس جمهور مطرح شد و با مخالفت صریح ولی فقیه مواجه شد.

7.در انتخابات ریاست جمهوری ششم منتخب مردم- همان طور که این روزها هرچه بیشتر معلوم می شود- زاویه جدی با مسیر اصلی انقلاب اسلامی داشت. بالتبع نارضایی احتمالی از سوی دوستان حدس زده می شد. لذا شخصیت برجسته سیاسی جناح مخالف تلویحاً نگاهی به دخالت در نتیجه انتخابات دارد. آقای بشارتی وزیر کشور وقت این ماجرا را اینگونه روایت می کند:« من در آن روزها شنیدم که یکی از آقایان، ساعتی قبل از این‌که تقریباً بر همه روشن شود که چه کسی پیروز انتخابات است، وقت می‌گیرد و خدمت آقا می‌رسد؛ با این‌که هیچ مسئولیت رسمی هم در زمینه برگزاری انتخابات نداشته است. در آن جلسه به ایشان گزارشی از نتیجه انتخابات می‌دهد و خواستار ابطال انتخابات می‌شود. آقا در پاسخ برخورد خیلی شدیدی با وی می‌کند که ظاهراً سابقه نداشته است. با این مضمون که چگونه به خودت اجازه می‌دهی که این‌طور درباره‌ی نظام فکر کنی و تصمیم بگیری؟»

8.چند سال بعد انتخابات مجلس هفتم شورای اسلامی با زمزمه های تعلل و تعویق برگزاری انتخابات از سوی وزارت کشور دولت اصلاحات مواجه شد. استانداران و مجریان برگزاری انتخابات به صورت ضمنی اعلام کردند که در صورت تایید صلاحیت نشدن، هم جناحی های خاطی شان، در انجام وظیفه خود تعلل خواهند کرد. اینجا حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (حفظه الله) با تاکید بر برگزاری به موقع انتخابات اجازه تاخیر یک روزه را نمی دهند.

9. در انتخابات دهم ریاست جمهوری اولین حمله ای که صورت گرفت قبل از آنکه به اسلامیت نظام باشد، به جمهوریت نظام هجمه شد. کاندیدای شکست خورده، بدون اینکه دلیل قانع کننده ای داشته باشد خواستار ابطال انتخابات شد. انتخاباتی با مشارکت 85درصدی مردم انجام شده بود و لغو انتخابات نیاز به دلیل متقن داشت، اما آن چه بعد از دو سال معلوم قطعی شده است، خالی بودن دست دروغگویان است. قطعا اگر پایداری و پایمردی امام برحقِّ جامعه نبود، بسیاری از خواص و مدیران ارشد جمهوری اسلامی عرضه ای در مقاومت و حفاظت از آراء مردم را نشان ندادند. حتی همان طور که عملکردشان در فتنه هشتاد و هشت معلوم کرد، تمایلی به گردن نهادن به رای ملت در انتخاب محمود احمدی نژاد نداشته و ندارند. حضرت آقا ابطال را اینگونه توصیف می کنند: «این‌که می‌گویید ابطال بشود، این حرف خلاف قانون است، این را کسی نمی‌تواند بپذیرد. پذیرش ابطال انتخابات یعنی این‌که بزنم توی دهن چهل میلیون!»

10. استعفای وزیراطلاعات دولت دهم، و پذیرش از سوی محمود احمدی نژاد با مخالفت ولی معظم فقیه، رهبر حکیم انقلاب مواجه شد. رئیس جمهور معتقد است باید کابینه چابک و همراه و سریع الانتقال داشته باشد. آقای احمدی نژاد وزیر اطلاعات قبلی خود حجت الاسلام محسنی اژه ای را در اوج فتنه 88 برکنار کرد اما مقام معظم رهبری علی رغم نیاز مبرم به ثبات و تمرکز در مدیریت اطلاعاتی و امنیتی کشور اعتراض و مخالفتی نشان ندادند. به نظر می آید نزدیکی به انتخابات مجلس شورای اسلامی و دفع شبهه مقدر دخالت دولتی ها در فرایند انتخابات مجلس شورای اسلامی باعث شد، رهبری را برای ورود به این مسئله مجاب کرد.

والیان فقیه جمهوری اسلامی، نائبان برحق امام زمان عجل الله تعالی فرجه در تاریخ جمهوری اسلامی نشان داده اند، در نقاط بحرانی که مردمسالاری و جمهوریت نظام محل خدشه و تهدید است، حتی اگر به ظاهر خلاف مطلوب باطنی آنها باشد، علیرغم همه تهمت ها و سوء تفاهم ها و حتی پیشآمدن ضررهای قطعی الاحتمال یک قدم از حفظ رای و نقش آفرینی مستقیم مردمی کوتاه نمی آیند. این روزها برخی مغرضین و معاندان جمهوری اسلامی در جایگاه مدافعان جمهوریت دخالت حضرت آقا را در ماجرای وزیر اطلاعات مصداقی از خودکامگی و ناچیزشمردن مردم دانسته اند. اما به نظر می آید که این مسئله کاملا برعکس است و یاوری دولت با حکم ولایی در طی زمان کاملا به سود این دولت تمام خواهد شد، هر چند رئیس جمهور محترم نسبت بدان تعلل کرده اند.

در اینجا نقل فرازی مهم از سخنان امام خمینی برای جمع بندی سخن لازم و شایسته است:

این بیانات ارزشمند در صفحه 23 از جلد 11 صحیفه امام، موجود است:

ولایت فقیه هست که جلو دیکتاتوری را می‌گیرد. اگر ولایت فقیه نباشد، دیکتاتوری می‌شود. آن که جلو می‌گیرد از اینکه رئیس جمهور دیکتاتوری نکند، آن که جلو می‌گیرد از اینکه رئیس ارتش دیکتاتوری نکند، رئیس ژاندارمری دیکتاتوری نکند، رئیس شهربانی دیکتاتوری نکند، نخست وزیر دیکتاتوری نکند؛ آن فقیه است.

آن فقیهی که برای امت تعیین شده است و امام امت قرار داده شده است، آن است که می‌خواهد این دیکتاتوری‌ها را بشکند و همه را به زیر بیرق اسلام و حکومت قانون بیاورد. اسلام، حکومتش حکومت قانون است؛ یعنی قانون الهی، قانون قرآن و سنت است. و حکومت، حکومت تابع قانون است؛ یعنی خود پیغمبر هم تابع قانون، خود امیر المؤمنین هم تابع قانون، تخلف از قانون یک قدم نمی‌کردند و نمی‌توانستند بکنند.

رهبر معظم انقلاب در جمع معلمان سراسر کشور:
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی
بیداری ملت‎های منطقه تا قلب اروپا پیش خواهد رفت / نظام آموزشی کنونی متکفل نیازهای ملت ایران نیست

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از معلمان از سراسر کشور، مهمترین وظیفه آموزش و پرورش را تربیت انسان‌هایی در طراز نظام جمهوری اسلامی و حرکت عظیم ملت ایران، دانستند و تأکید کردند: بر همین اساس آموزش و پرورش نیازمند تحول بر مبنای یک الگوی مستقل و پیشرفته ایرانی–اسلامی است که پرورش انسان‌هایی مؤمن، متوکل، شریف، شجاع، مبتکر، صبور، امیدوار به آینده و دارای اخلاق نیک و قدرت خطرپذیری برای ورود به میدان‌های جدید، نتیجه آن باشد.
 
به گزارش رجانیوز، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با گرامی‌داشت یاد و خاطره استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری و روز معلم، شهید مطهری را انسانی برجسته، بصیر و همراه با احساس درد توصیف کردند و افزودند: این انسان بزرگ با چنین ویژگی‌هایی منشأ برکات فراوانی در عرصه علم و فرهنگ و تعلیم و تربیت شد و در نهایت هم خداوند متعال پاداش او را با شهادت داد و او را زنده نگه داشت.
 
ایشان در تبیین نقش و جایگاه معلم خاطرنشان کردند: معلم انسانی است که آینده کشور و تربیت انسان‌های بزرگ و مجاهدان راه حق و افرادی که کشور را اداره خواهند کرد، به دست او است، بنابراین، همه آحاد ملت باید قدر و اهمیت معلم را بدانند و حرمت معلم را پاس بدارند، ضمن آنکه رسانه‌ها و مسئولان نیز نقش بسزایی در شناساندن جایگاه واقعی معلم دارند.
 
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به موضوع تحول در آموزش و پرورش، در بیان علت نیازمندی به این تحول افزودند: از آنجایی‌که نظام کنونی آموزش و پرورش وارداتی است و در آن، نیازها، اقتضائات و فرهنگ ملت ایران در نظر گرفته نشده است، بنابراین آموزش و پرورش نیازمند تحول است.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: لازمه این تحول یک الگوی مستقل و پیشرفته ایرانی – اسلامی است که هدف این الگو نیز باید تربیت انسان‌هایی در طراز نظام جمهوری اسلامی باشد.
 
ایشان خاطرنشان کردند: اگر جمهوری اسلامی ایران می خواهد پرچم اسلام را در دست بگیرد و دنیا و آخرت خود را آباد کند و یاری رسان، شاهد و مبشر برای ملت‌های دیگر باشد، باید انسان‌هایی مؤمن، متوکل، شریف، مبتکر، شجاع، حلیم، دارای استعدادهای جوشان، و قدرت خطرپذیری بالا، تربیت کند.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: لازمه تربیت چنین انسان‌هایی، عمل براساس دستورات اسلام و معارف قرآن است.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم مشخص بودن جهت‌گیری در ایجاد تحول در آموزش و پرورش، خاطرنشان کردند: داشتن نگاه کلان و طرح جامع و همچنین لحاظ کردن محوریت معلم، از شروط مهم ایجاد تحول است.
 
ایشان افزودند: هر مقدار که در آموزش و پرورش و ایجاد تحول در آن، سرمایه‌گذاری شود، قطعاً ارزش بازده آن به مراتب بیشتر از سرمایه‌گذاری انجام شده خواهد بود، و همه باید با چنین دیدی به آموزش و پرورش نگاه کنند.
 
رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری کار عظیم و کم نظیر ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره)، در طول تاریخ، خاطرنشان کردند: کشور ایران، نیازمند آموزش و پرورشی در شأن چنین ملتی است.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین ابعاد حرکت عظیم ملت ایران افزودند: در شرایطی که عوامل زور و قدرت در دنیا، همه توان و امکانات خود را بر ضد ارزش‌های اسلامی و انسانی بکار گرفته بودند، ملت ایران، غریبانه برای احیای این ارزشها قیام کرد و غریبانه این راه دشوار را پیمود و اکنون به پیروزی‌ها و پیشرفت‌های بزرگی دست یافته است.
 
ایشان حرکت بیداری کنونی در غرب آسیا و شمال افریقا را امتداد حرکت عظیم ملت ایران خواندند و تأکید کردند: این حرکت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت و ملت‌های اروپا بر ضد سیاستمداران و زمامداران خود که آنها را تسلیم محض سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی امریکا و صیهونیست‌ها کرده‌اند، به‌پا خواهند خواست.
 
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه این بیداری در اروپا حتمی است، خاطرنشان کردند: بیداری کنونی، عمق حرکت عظیم ملت ایران است و اگر بخواهیم این حرکت با همین شتاب و قدرت ادامه پیدا کند، باید ضمن شکوفا کردن استعدادها و تربیت انسان‌های مقاوم، ایمان، بصیرت، آگاهی و دانش را تقویت و اتحاد و انسجام را مستحکم تر کنیم.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان تأکید کردند: مطمئن باشید جمهوری اسلامی ایران به برکت همت‌های بلند، ایمان‌های قوی و انسان‌های با اخلاص، قله‌های سعادت و پیشرفت را یکی پس از دیگری فتح خواهد کرد. 
 
در ابتدای این دیدار آقای حاجی‌بابایی وزیر آموزش و پرورش در سخنانی با اشاره به برنامه‌ریزی‌ها و تلاش‌های انجام گرفته برای تحول بنیادین در آموزش و پرورش گفت: سیاست‌های کلی آموزش و پرورش در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسیده و فلسفه تعلیم و تربیت نیز در دستور کار شورای‌عالی انقلاب فرهنگی است و همچنین برنامه درسی ملی در حال بررسی و تصویب نهایی در شورای‌عالی آموزش و پرورش است.
 
وی افزود: توجه به شکوفایی استعدادها، مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، فناوری‌های جدید، تربیت بدنی، مهارت‌های زندگی، کتابخانه‌های مدارس و مجلات کمک آموزشی، و ارزشیابی کیفی، از جمله مواردی هستند که در برنامه درسی ملی در نظر گرفته شده‌اند.

جریان انحرافی و اصولگراهایی که پیش‌تر در آزمون ولایت‌مداری مردود شده‌اند
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، دکتر محمود احمدی نژاد ، مقام معظم رهبری
دوام، ثبات و موفقیت‌های روزافزون نظام ولایی مبتنی بر آموزه‌های آسمانی بدلیل تفاوت‌های متعدد و روشنی است که با سایر مکاتب بشری و نظام‌های حاکمیتی و حکومتی رایج در جهان دارد؛ یکی از اصلی‌ترین این فصل ممیزها رابطه معنوی امت با امام است؛ رابطه‌ای که به‌واسطه اتصال و نصب امام با منشأ آسمانی و ربوبیتی شریعت برپا شده است و این ارتباط ممکن است در بروز و ظهور بیرونی نوسان داشته باشد ولی تاریخ ثابت کرده است که مشعلی است خاموش ناشدنی.
 
اعتقاد به اتصال ولی‌فقیه در مکتب عالم‌گیر تشیع به سرمنشأ خلقت از طریق امام معصوم(ع) عقیده‌ای است که به‌رغم تلاش مدعیان از آغازین روزهای بعثت رسول اکرم اسلام(ص) نه تنها کمرنگ و کم‌فروغ نشده است بلکه هر روز در قلوب شیعیان راسخ‌تر و عمیق‌تر از گذشته شده است. پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران و تحقق آرمان همه انبیا و ائمه اطهار(ع) و تجمع مردم مسلمان تحت بیرق ولایت تبلور عینی این مدعاست.
 
فراز و نشیب‌های متعدد سال‌های پس از پیروزی انقلاب هر کدام به تنهایی می‌توانست مستحکم‌ترین نظام‌های دنیا را ساقط کند. ریز‌ش‌های پس از انقلاب بعضاً می‌توانست جدی‌ترین چالش‌های سیاسی را برای نظام ایجاد کند و به منزله تهدیدی جدی به حساب بیاید. بسیاری از امیدهای اسلام و انقلاب و امام به هزاران دلیل گفته و ناگفته و به هزاران بغض فروخفته و سربرآورده ناامید شدند و مثال‌های متعدد دیگر از این دست...
 
و حال جدی‌ترین سؤال قابل طرح این است؟ پس راز ماندگاری نظام چیست؟ پاسخ این سؤال هرچند بدیهی است اما هر روز و در هر مقطع از حرکت آرمانی نظام نیاز به بازتعریف و یادآوری دارد؛ با این حال، در این نوشتار در مورد رابطه عمیق و ناگسستنی امت اسلامی به امام امت به این خلاصه بسنده می‌شود و قصد داریم به موضوعی دیگر و مرتبط با مقدمه فوق‌الذکر بپردازیم: مردم مسلمان و انقلابی ایران عزیز در سال‌های پس از انقلاب نشان داده‌اند که جهت‌گیری‌های ولایت‌مدارانه را سرلوحه حرکت سیاسی و اجتماعی خویش قرار داده‌اند؛ تاریخ‌سازان قرن اخیر ثابت کرده‌اند در همه تصمیم‌گیری‌های خود کارنامه عملکرد بزرگان را با شاخص‌ ولایت می‌سنجند و گردبادهای سیاسی که فضا را دگرگون می‌کند و تغییری گذرا را موجب می‌شود، نتوانسته حافظه تاریخی ایشان را نیز تغییر دهد.
 
افراد و جریان‌هایی که با مشی ولایت که همان سیره اهل‌بیت(ع) است از آغاز انقلاب تاکنون زاویه داشتند به دو دسته‌اند:
 
1- عده‌ای به‌دلیل عدم باور عمیق و اعتقاد قلبی به ولایت و یا به علت منافع شخصی، حزبی و یا گروهی و یا اینکه به‌واسطه حب مقام، شهرت، ثروت و یا هر دلیل دیگری نتوانستند با کاروان نورانی ولایت همراه بمانند؛ گروهی که به دلیل اقتضائات اول انقلاب و یا دوران جنگ تحمیلی و حتی پس از آن دوران تثبیت انقلاب به مناسبی رسیدند و وجهه‌ای کسب کردند اما بالاخره نقاب از چهره معارض و یا معاند ایشان با ولایت کنار رفت و این کنار رفتن نقاب به کنار گذاشته‌شدن ایشان برای همیشه تاریخ توسط مردم منجر شد و کار به اینجا نیز ختم نشد و ملت ایران جریانات آنها، احزاب و گروه‌های هم فکرشان را نیز به زباله‌دان فرستادند! گواه این مدعا شواهدی آشکار و روشن است.
 
2- گروهی دیگر برخی افراد و یا جریان‌هایی بودند که به علت کم اطلاعی، ضعف مبانی عقیدتی، رعب از نظام‌های امپریالیستی، کمونیستی و یا سوسیالیستی حاکم بر جهان، تأمین منافع مادی و سیاسی و یا هر دلیل دیگری با نظام همراهی کردند و همچنان نیز همراه هستند؛ اما همراهی که گاه و بیگاه به یکی از دلایل فوق با یک موضع‌گیری گوشه‌ای از سستی خود در اعتقاد و ارادت به ولایت‌فقیه و ولی‌فقیه را بروز دادند؛ به‌ویژه جریان‌هایی که پس از رحلت امام(ره) به سمت سرمایه‌داری و رفاه‌زدگی و وادادگی سیاسی و فرهنگی در مقابل ‌غرب پیش رفتند و یا افراد و جریان‌هایی که در سال‌های حاکمیت اصلاح‌طلبان و کارگزاران در کنج کتابخانه‌های خود مأوا داشتند و حوزه نفوذشان بیش از کلاس درس‌شان نبود؛ افرادی که تصور می‌شد به دلیل اینکه بار عدالت‌خواهی را به دوش می‌کشند و مریدان نظام ولایت‌فقیه هستند، منزوی شدند اما وقتی به مدد هدایت بی‌نظیر رهبر معظم انقلاب فضای عمومی کشور بار دیگر به سمت آرمان‌های ناب انقلاب بازگشت و بر صندلی‌های سرخ و سبز مجلس تکیه زدند و یا به برخی مناسب دیگر رسیدند، مدافع و مرید ولایت نبودند.
 
گروه اول که تکلیف‌شان معلوم است و طرد شده‌اند ولی خطری که متوجه هست، از دسته دوم است؛ متأسفانه جریان حزب‌الله (به معنای عام) به افراد و گروه‌هایی در سال‌های اخیر اعتماد کرده است که فریاد ولایت‌مداری ایشان بلند و همت ولایت‌پذیری ایشان در افعال و تحرکات کم و کوتاه است و تا نبود این گردنه‌های آزمایش و ابتلا باطن ایشان برملا نمی‌شد.
 
افراد و جریان‌هایی که در روزهای اخیر و به بهانه مسئله پیش‌آمده برای رییس‌جمهور (که در ادامه به آن پرداخته می‌شود) تا آنجا که توانستند پرچم تبعیت از ولایت را به اسم اصولگرایی بلند و بلندتر افراشتند اما گویی فراموش کرده‌اند که از سال 1384 تاکنون به بهانه‌های مختلف و واهی خلاف خواست نظام ولایت فقیه مدار رفته‌اند. اگر آن‌ها که هنوز اسم اصولگرایی را یدک می‌کشند، فراموش کرده‌اند ملت ایران حافظه تاریخی هوشیاری دارد؛ جریان‌هایی که در اوج پیشرفت‌های سیاسی و اقتصادی دم از اصول می‌زدند ولی بر اصول می‌تاختند. سایت‌هایی که توسط برخی از این سرشناسان به اصطلاح اصولگرا اداره می‌شود، تصور می‌کنند مردم موضع امروزشان را با عملکرد گذشته‌شان مقایسه نمی‌کنند! چقدر تأسف‌آور است وقتی عده‌ای به جای اینکه از همه توان و ظرفیت‌شان برای جداکردن احمدی‌نژاد از جریان انحرافی اطراف او تلاش کنند تا دوباره احمدی‌نژاد به آغوش ولایت و ملت بازگردد، خواستند از نمد این مسئله برای خود کلاهی دست‌وپا کنند! چقدر تأسف‌بار است وقتی حتی از مواضع حاج منصور ارضی هم برای منافع خود خبر تهیه می‌کنند! چقدر تلخ است وقتی در این هیاهوی سیاسی، اقتصاددانان مجلس (با اصطلاح) چوب لای چرخ قانون هدفمند کردن رایانه‌ها می‌کنند! چقدر مشمئزکننده است وقتی اولین کاندیدای شکایت‌کننده پس از انتخابات ریاست جمهوری امروز به بهانه دفاع از ولایت، شعار جمع‌شدن حول محور ولایت را می‌دهد و تصور می‌کند که مردم مواضع نماینده او در دیدار نمایندگان کاندیداهای ریاست جمهوری با رهبر انقلاب را فراموش کرده‌اند که چگونه دل ولی امر مسلمین را به درد آورد.
 
دکتر احمدی‌نژاد با احترام به جایگاه حقوقی‌اش که رییس جمهوری اسلامی ایران و محترم است، مانند سایر مسئولان اعتبارش میان مردم به همراهی و تبعیت از ولایت است که بحمدلله با موضع گیری در جلسه مورخ 11 اردیبهشت در هیأت دولت مشتی بر دهان استکبار جهانی و دشمنان خارجی و دنباله‌های داخلی زد. اما اصل تبعیت همیشگی با نظام ولایت فقیه مدار ملاک اتخاذ موضع مردم است. به او به دلیل مرزبندی نکردن با جریان انحرافی اطراف خود خرده بسیار وارد است؛ به وی به دلیل تأخیر در اعلام موضع نسبت به مسائل پیش آمده اخیر و تجدید بیعت مجدد با ولایت فقیه و ولی فقیه خرده وارد است اما ملت هوشیار است؛ عده‌ای اصولگرانما می‌خواهند در این آب گل‌آلود ماهی خود را صید کنند؛ عملکرد برخی نمایندگان مجلس هشتم که داعیه ولایت مداری دارند چندان هم مثبت نیست؛ عملکرد برخی دیگر از مسئولان که هرچه دارند چه در جنگ و بعد از جنگ از ولایت دارند در سال‌های اخیر در تبعیت از ولی فقیه خیلی امیدوار کننده نیست؛ شماری از سایت‌ها، روزنامه‌ها و رسانه‌های وابسته به برخی شخصیت‌های سیاسی آنچنان هم در این سال‌ها ولایت پذیر نبودند و باید بدانند اینها از چشم ملت درحال و آینده دور نخواهند ماند. وقتی وضعیت به اصطلاح اصولگرایان این است تکلیف برخی اصلاح طلبان، کارگزارانی‌ها و تکیه‌گاه اصلی جریان فتنه در داخل دیگر روشن است؛ ملت ولی فقیه مدار و ولایت فقیه باور ایران در تنگناها و گردنه‌های پیش روی نیاز به پادرمیانی افراد و جریان‌هایی ندارد که باید نقش عمار را برای ولایت ایفاد می‌کردند ولی روز به روز به طلحه و زبیرهای تاریخ شبیه‌تر می‌شوند؛ آن‌ها به رتق و فتق مصلحت‌ها بپردازند، مفیدتر است. انشاءالله هرچند برخی سایت‌های اصولگرانما در انعکاس اینگونه خبرها اشتباه کردند ولی امثال جناب آقای ابطحی به مطالعات اسلامی خویش برای تعمیق باور به ولایت بپردازند بهتر است تا شایع بودن اندیشه حاکمیت دوگانه و... را برای حزب‌الله تشریح کنند.
 
در پایان باید بارها و بارها باز تأکید کنیم تنها راه فلاح و رستگاری ملت جمع شدن قلبی، معرفتی، کلامی و عملی حول جایگاه ولایت فقیه و شخص ولی‌فقیه است و این قاعده رییس جمهور، رییس مجمع، رییس مجلس، رییس قوه قضائیه و... را مستثنی نمی‌کند.

هوشمندی و درایت رهبر انقلاب در ماجرای برکناری وزیر اطلاعات؛
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، وزارت اطلاعات ، حیدر مصلحی
کدام مصلحت بزرگ‌ مانع از تغییر مصلحی شد؟

مخالفت رهبر معظم انقلاب با تغییر وزیر اطلاعات و به‌ویژه حواشی آن هر چند با پردازش و آب و تاب رسانه‎های خارجی و برخی از رسانه‎های داخلی برای مدتی تبدیل به یک جنجال رسانه‎ای در کشور شد، اما رهبر انقلاب در سخنرانی چند روز پیش خود در دیدار با جمعی از مردم استان فارس، این مساله را یک موضوع عادی و معمولی نامیدند که نباید به ابزاری برای دشمنان انقلاب اسلامی تبدیل شود.

به گزارش رجانیوز، ایشان علت ورود در این مساله را علی‌رغم رویه همیشگی خود، وجود یک مصلحت بزرگ عنوان کردند و فرمودند: «... بنده‌ى حقیر هم طبق اصول بنا ندارم در کار‌ها و تصمیم‌هاى دولت وارد شوم. خب، مسئولیت‌ها در قانون اساسى مشخص است؛ هر کس مسئولیتى دارد؛ مگر آنجایى که احساس کنم یک مصلحتى دارد تفویت می‌شود؛ مثل اینکه در همین قضیه‌ى اخیر اینجورى بود؛ انسان احساس می‌کند یک مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار می‌گیرد، تفویت می‌شود؛ خب، انسان وارد می‌شود که جلوى این تفویت مصلحت را بگیرد. این، مسئله‌ى مهمى نیست، نظائرش هم اتفاق مى‌افتد.»

سابقه تاریخی ثبات در مدیریت امنیت

آنچه شاید در سایه حواشی پررنگ این ماجرا کم رنگ شد، " مصلحت بزرگی" بود که رهبر انقلاب در لزوم نبود تغییرات در وزارت اطلاعات مد نظر داشته‎اند. ثبات مدیریت در اداره امور امنیتی که از ابتدای انقلاب به عنوان یک رویه معمول در نهادهای امنیتی است، نشان از پذیرش لزوم تغییرات در دستگاه‌های امنیتی دارد به‌ویژه که جمهوری اسلامی به‌طور کاملا برنامه‌ریزی شده از سوی کشورهای غربی هم مورد تهدیدهای علنی قرار می‌گیرد. کسی شک ندارد که همین ثبات و یکپارچگی وزارت اطلاعات بوده است که سبب شده تا ماموران این وزارت‌خانه بتوانند ماموریت‎هایی تاریخی در طول دوره 30 ساله انقلاب اسلامی را به ثمر برسانند. نگاهی به تاریخچه وزارت اطلاعات از ابتدای تاسیس نیز حکایت از روند ثابت وزرای آن در دولت‌های مختلف دارد؛ تا جایی که اکثر قریب به اتفاق دولت‌های پس از انقلاب اسلامی، یک وزیر اطلاعات داشته‌اند و یا در صورت برخی تغییرات، باز هم خدشه‌ای به ثبات و آرامش این دستگاه مهم امنیتی وارد نشده است. همچنین در سایر مراکز امنیتی مهم دنیا نیز تغییر رئیسان آن، در طول دوره‌های زمانی مشخص و مدت‌دار انجام می‌شود.

ضرورت نظارت یک مجتهد بر امور امنیتی حتی در زمان نبودن وزیر

اجتهاد وزیر اطلاعات نیز یکی دیگر از موارد و تصریحات قانونی است که تغییر در راس این وزارتخانه را با پیچیدگی‌های خاصی روبرو کرده است؛ ضرورتی که به‌واسطه نوع خاص ماموریت‎های این وزرات‌خانه حضور مجتهد در راس آن را اجتناب ناپذیر کرده است. بر همین اساس است که سرپرستی هر شخص غیر مجتهد ولو آنکه رئیس جمهور باشد، بر این وزارت را دچار اشکالات جدی می‎کند، چرا که با تغییر وزیر نیز این ضرورت‎ها همچنان باقی خواهد ماند.

رفع اتهام تلاش احمدی نژاد برای دخالت در انتخابات آینده مجلس

در نظر گرفتن منافع دولت و شخص رئیس جمهور در عرصه سیاسی کشور یکی دیگر از مواردی است که به نظر می‌رسد رهبر انقلاب با توجه خاص نسبت به آن، اقدام به مخالفت با این تغییر کرده‌اند. در واقع، رفع اتهام از احمدی‌نژاد در این زمینه که خواستار در دست گرفتن نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور برای بهره‌برداری سیاسی در انتخابات آتی مجلس است، می‌تواند یکی از وجوه‌‌ همان مصلحت بزرگی باشد که ایشان علت ورود خود به این مساله عنوان کرده‌اند.

با توجه به زمان باقیمانده تا انتخابات مجلس، از مدت‌ها پیش اتهام‌هایی علیه دولت در زمینه رویکرد تبلیغاتی برای انتخابات از سوی برخی از جریان‌های سیاسی مطرح شده و ادعا می‌شد که دولت قصد دارد در این زمینه از ظرفیت و امکانات دستگاه امنیتی کشور نیز سوء استفاده کند که در صورت ایجاد تغییرات در وزارت اطلاعات، این ادعاها می‌توانست در مورد دولتی که به دولت کار،‌ خدمت و مردم‌داری مشهور است، الصاق شود.

در واقع رهبر معظم انقلاب با ورود به موقع و از سر لطف خود در این ماجرا، زمینه‌ساز رفع اتهام فعالیت انتخاباتی دولت شدند تا مسئولان اجرایی کشور بتوانند مانند گذشته به فعالیت و خدمت به مردم بپردازند و درگیر مسائل حاشیه‌ای نشوند.

رضایت رهبر معظم انقلاب از مدیریت اطلاعاتی مصلحی

البته رویکرد بسیار مناسب وزارت اطلاعات در زمان وزارت حجت‌الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی و انجام عملیات‌های متعدد تاثیرگذار و موفقیت‌آمیز هم از جمله دلایلی است که می‌تواند به‌عنوان علل مخالفت رهبر معظم انقلاب در چارچوب مصلحت اندیشی برای نظام و انقلاب ارزیابی شود که ایشان در دیدار اخیر خود از وزارت اطلاعات نیز به آن اشاره فرمودند. چنانکه دستگیری سرکرده گروهک تروریستی ریگی، شناسایی و منهدم کردن پایگاه چندین کروهک تروریستی در غرب کشور، آزادسازی دو دیپلمات ربوده شده ایران در کشور پاکستان، مقابله مناسب با برنامه‌ریزی دشمنان انقلاب در جریان فتنه ۸۸ و تهاجمات سایبری، همچنین شناسایی و دستگیری عامل ترور شهید دکتر علی‌محمدی که تنها تعدادی از اقدام‌های ارزشمند و تاثیرگذار سربازان گمنام امام زمان(عج) در زمان وزارت مصلحی هستند، نشان از عملکرد مثبت و قابل تقدیر این دستگاه اطلاعاتی کشور دارد؛ عملکردی که موجب شد تا کار‌شناسان امنیتی بین‌المللی هم نسبت به آن واکنش نشان دهند و از انجام موفقیت‌آمیز این عملیات‌ها به عنوان یک پیروزی بزرگ برای جمهوری اسلامی ایران نام ببرند.

هماهنگی با عالی‌ترین مقام کشور در عزل و نصب وزارتخانه‎های کلیدی؛ روال مرسوم در جهان

این مساله را نیز نباید از یاد برد که اگرچه اختیار عزل و نصب وزیران بر طبق قانون اساسی بر عهده رئیس‌جمهور به‌عنوان رئیس قوه مجریه است اما این یک روال همیشگی و کاملا توصیه شده در عرصه سیاست داخلی است که برای انتخاب برخی وزیران کلیدی مانند اطلاعات، دفاع، خارجه و کشور با مقام ارشد نظام همفکری و مشورت صورت بگیرد؛ رویکردی که در بسیاری از کشورهایی که ساختار سیاسی آنان به صورت رئیس جمهور - نخست وزیر است نیز قابل مشاهده است.

به‌عنوان مثال، در کشور روسیه "ولادیمیر پوتین" مقام نخست وزیری این کشور را برعهده دارد و می‌تواند به اختیار خود دست به انتخاب و یا برکناری وزرای کابینه بزند اما برای برخی از نهادهای مهم و حساس نظیر سازمان امنیتی این کشور، پوتین گزینه پیشنهادی خود را به "دیمیتری مدودف" رئیس جمهور این کشور ارائه می‌کند و با مشورت با او، دست به انتخاب قطعی وزرای مربوطه می‌زند. چنین رویکردی در تعداد زیادی از کشورهای دیگر جهان نظیر انگلستان، آلمان، لبنان و عراق نیز وجود دارد و کاملا منطبق بر اصول سیاسی است.

شرایط حساس ناشی از انقلاب‌های منطقه و شمال افریقا

شرایط موجود جهان در اثر تحولات حدود چهار ماه اخیر که از شمال افریقا آغاز شده و به کشورهای منطقه نیز رسیده، به‌نحوی است که ثبات مدیریت هوشمند امنیتی را بیش از گذشته حائز اهمیت می‌کند، به‌طوری که غربی‌ها پس از غافلگیری از این بیداری اسلامی قصد طراحی پاتک آن برای ایران به‌عنوان الهام‌بخش این حرکت‌ها را داشتند که در مواردی مانند 25 بهمن، با هوشیاری مردم و سیستم امنیتی کشور این طراحی ناکام ماند.

در عین حال،‌ تغییرات در رأس مدیریت امنیتی در این شرایط می‌تواند نوعی آشفتگی در مدیریت این موارد ایجاد کند.


رهبر معظم انقلاب در دیدار پرشور هزاران نفر از کارگران:
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۸  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی
مصرف کالای داخلی؛ جزیی از جهاد اقتصادی/ مبارزه کارگر ایرانی با کسانی که سقوط اقتصادی کشور را می‌خواهند

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، صبح امروز در دیدار هزاران نفر از کارگران سراسرکشور،«پیشرفت» را سرنوشت روشن و قطعی ملت ایران خواندند و با اشاره به جایگاه و شأن بسیار مهم «کارگر» در اسلام و منطق عقلایی افزودند: پایبندی همه «بخشهای دولتی، غیردولتی و مردم» به الزامات سال جهاد اقتصادی، موجب جهش در ایران بزرگ و سرافراز خواهد شد.

در این دیدار که در آستانه روز جهانی کارگر برگزار شد، رهبر انقلاب اسلامی، از منظر منطق عقلایی، عنصر «کار و کارگر» را حلقه بی بدیل و بسیار مهم تأمین نیازهای حیاتی فرد و جامعه برشمردند.

ایشان در تبیین بیشتر جایگاه «کار و کارگر» افزودند: شأن کارگر در اسلام از منطق عقلایی نیز بالاتر است چرا که اسلام، کارِ کارگر را عبادت و عمل صالح می داند و نبی مکرم بر دست کارگر به عنوان دستی که آتش به آن نمی‏رسد، بوسه می زنند.

حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به نقش جامعه کارگری در به ثمر رسیدن مبارزات ملت با رژیم ستمشاهی افزودند: در اوایل انقلاب اسلامی نیز عوامل وعناصر چپ آن روز یعنی کمونیستها، خیلی تلاش کردند جامعه کارگری را در مقابل اسلام و نظام قرار دهند اما کارگران صدای دین را «صدای آشنا و مطلوب» خود دانستند و در مقابل این توطئه، ایستادند.

رهبر انقلاب اسلامی شرکت وسیع کارگران در دفاع مقدس و بعد از آن، حضور در میدان کار،  تلاش و پیشرفت را نشانه هایی از تعهد عمیق جامعه کارگری به اسلام، انقلاب و ایران برشمردند و خاطرنشان کردند: کارگر با غیرت و با شرف ایرانی، کار خود را پیکار و مبارزه می داند و با کار مجدانه، مبتکرانه و مبتنی بر ذوق و استعداد ایرانی، با دنیای استکبار و کسانی که رکود و سقوط اقتصادی کشور را دنبال می کنند، مبارزه و مقابله می کند.

ایشان سیاست کلی نظام و مسئولان را ایجاد همدلی و صمیمیت میان عناصر دخیل در مقوله «کار» دانستند و در عین حال خاطرنشان کردند: البته کسانی در کشور هستند که به کارگران ظلم می کنند و حقوق آنان را نادیده می‏گیرند اما سیاست کلی نظام اسلامی، همفکری و همدلی «کارگر، کارفرما و دستگاههای مسئول» است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اقدامات و طرحهای مهم دولت برای حل مسائل و بهبود وضع جامعه کارگری افزدند: باید به گونه ای برنامه ریزی و اقدام کرد که جامعه کارگری از جوامع برخوردار و بهره مند کشور شود.

ایشان در بخش دیگری از سخنانش، با اشاره به سال جهاد اقتصادی افزودند: دشمن ضمن ادامه تلاشهای خود در عرصه های فرهنگی، امنیتی، سیاسی و دیگر عرصه ها، مبارزه با اسلام و جمهوری اسلامی را عمدتاً بر روی «اقتصاد» متمرکز کرده است تا میان مردم با نظام و دولت شکاف ایجاد کند و به همین علت باید با همه توان و با تکیه بر اخلاص، فهم و بصیرت به مبارزه و جهاد با دشمن شتافت.

رهبر انقلاب اسلامی، با تأکید بر مسئولیت همه «بخشهای دولتی، خصوصی و عموم مردم» در سال جهاد اقتصادی، جامعه کارگری را به «اتقان» در کارها فراخواندند و افزودند: کار را باید محکم، دقیق و درست انجام داد.

ایشان ارتقای کیفیت کالاهای ایرانی را از دیگر مسئولیتهای جامعه کارگری و کارآفرینان دانستند و خاطرنشان کردند: باید کاری کنیم که کالای داخلی در نظر مصرف کننده ایرانی و غیرایرانی کالایی مطلوب، بادوام و زیبا باشد که البته دستگاههای دولتی باید پیش نیازهای تحقق این هدف از جمله آموزش مهارتهای مختلف را تأمین کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای، تلفیق «هنر و توانایی» ایرانی را زمینه ساز تقویت کیفیت تولیدات داخلی برشمردند و افزودند: برخی محصولات داخلی دارای قدرت رقابت و برخی دیگر به مراتب بهتر از کالاهای مشابه خارجی اند که باید این ویژگی را به همه کالاها و مواد تولیدی خوراکی، پوشاکی و وسائل زندگی تعمیم داد.

ایشان در همین زمینه افزودند باید عرصه تولید کالای برتر در داخل کشور را به همت کارگران، مهندسان و سرمایه گذاران، به عرصه ای دیگر برای تجلی شعار «ما می توانیم» تبدیل کنیم.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به عده ای که مصرف کالای خارجی را نشانه نوعی «تشخص و برتری» می‏پندارند افزودند: دلبستگی به تولیدات بیگانه، و بی اعتنایی به تلاش کارگر ایرانی، بیماری و عادت بدی است که پول و ثروت کشور را به جیب کارگر خارجی سرازیر می کند.

رهبر انقلاب اسلامی، مصرف کالاهای ساخت داخل را یکی از مجاهدتهای ضروری در سال جهاد اقتصادی دانستند و افزودند:  به موازات استقبال مردم از تولیدات داخلی، لازم است کیفیت و مرغوبیت این کالاها، به حد قانع کننده‏ای برسد.

حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح وظایف مسئولان در سال جاری، ایجاد اشتغال و کارآفرینی را بسیار مهم خواندند و افزودند: پرداختن به زیرساختهای اقتصادی در سراسر کشور، توجه کامل به مسئله صنعت و کشاورزی از جمله مسائل بسیار ضروری و تجلی جهاد فی سبیل الله است.

رهبر انقلاب اسلامی بخش پایانی دیدار با کارگران را به مسائل منطقه و ناکامی دشمنان در مقابل ایران اختصاص دادند.

ایشان با یادآوری تلاش مستمر دستگاههای ضدبشری استکبار برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی افزودند: آنها می خواستند با منزوی کردن ایران، نظام اسلامی یعنی «نماد عظمت و شرف اسلامی و انسانی» الهام بخش دیگر ملتها نشود اما ملت ایران و «جمهوری اسلامی»، اکنون، در سلسله قیامهای پرعظمت مردم منطقه، بیش از همیشه مورد توجه و احترام ملتها قرار گرفته اند و دولت امریکا، منفورترین دولتها در اذهان ملتهای منطقه است.

ایشان در همین زمینه تأکید کردند: فردای منطقه، به برکت همت و حرکت ملتها در راه اسلام، به مراتب از امروز منطقه، بهتر خواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای، ناکامی دشمنان و توفیق روزافزون ملت ایران را نشانه صدق وعده های الهی دانستند و افزودند: ملت، دولت و مسئولان ایران با یاد خدا و در راه خدا، به تلاش و حرکت خود ادامه می دهند و پروردگار کریم نیز، فضل و رحمت خود را، همواره نصیب این ملت خواهد کرد.

در ابتدای این دیدار آقای شیخ الاسلامی وزیر کار و امور اجتماعی به نقش بی بدیل نیروی انسانی در تحول و پیشرفت اقتصادی اشاره کرد و گفت: این وزارت با همکاری نمایندگان کارگران و کارفرمایان «سند ملی کار شایسته» را به منظور توسعه اشتغال، صیانت از نیروی کار و دفاع از حقوق کار و تولید، تدوین و تصویب کرده است و گامهای خوبی برای اصلاح  سیاستها، قوانین و مقررات برداشته است.

آقای شیخ الاسلامی افزود: توجه به اشتغال جوانان و توسعه مشاغل خانگی، معرفی مفاخر کارگری و کارفرمایان نمونه، واگذاری سهام عدالت، اجرای بیمه تکمیلی کارگران، اعطای وام مسکن مهر و کارت خرید اعتباری از جمله اقدامات انجام شده و در دست انجام این وزارتخانه است.


گزارش تلاش‌های ارتش در راه تحقق خودکفایی
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری
بازخوانی پیام جهاد خودکفایی رهبر انقلاب در سال 58

خبرنامه دانشجویان ایران: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سامانه‌ها و تجهیزات مورد نیاز ارتش از کشورهای صنعتی گوناگون به‌ویژه بلوک غرب و آمریکا تأمین می‌شد و تحقیقات دفاعی به‌معنای واقعی جایگاهی نداشت. پس از پیروزی انقلاب، ارتش جمهوری اسلامی ایران که از سویی درگیر مسائل داخلی کشور شده و از پشتیبانی‌های آمادی و فنی کشورهای سازنده تجهیزات موجود نیز محروم گردیده بود، درگیر یک جنگ تحمیلی تمام عیار شد.

عوامل فوق‌الذکر به‌همراه تحریم نظامی، مشکلات ناشی از پاک‌سازی عوامل وابسته به رژیم سابق و خروج مستشاران خارجی، مجموعاً شرایط بسیار نامطلوبی را برای ارتش ایجاد نمود که امر تعمیر، نگهداری و تأمین قطعات مورد نیاز سامانه‌های موجود را با مشکل مواجه ساخت.

در چنین شرایطی با صدور پیامی توسط آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان نماینده حضرت امام(ره) در ارتش ج.ا.ا و معاون امور انقلاب وزارت دفاع در مورخه 58/10/23، روح تازه‌ای در پیکر آجا (ارتش جمهوری اسلامی ایران) دمیده شد. تا قبل از صدور فرمان ایشان،
1. خانواده تحقیقات وجود خارجی نداشت و تحقیق و پژوهش هم مفاهیم دست‌نیافتنی می‌نمود.
2. در سطح نیروهای مسلح باور به خودکفائی محلی از اعراب نداشت.
3. تجهیزات ارتش با مشکلات عدیده‌ و اساسی برای تعمیر و نگهداری، تأمین قطعات و راه‌اندازی روبرو بود.

متعاقب صدور این فرمان تاریخی، نخستین مجموعه‌های خودکفایی و هسته‌های غیر متمرکز و جهادی، بنا بر نیاز، از زیر مجموعه‌های فنی و تخصصی آجا ایجاد و بدین ترتیب باور به خوداتکایی، خودکفایی، اعتلای دانش فنی و استقلال دفاعی در ارتش جمهوری اسلامی پایه‌گذاری شد.

آیت‌الله خامنه‌ای با حمایت‌ها و رهنمودهای خود در طی مسیر پرفراز و نشیب و سرنوشت‌ساز، مشوق و راهنمای مجموعه تحقیقاتی آجا بوده و با استمرار ابلاغ تدابیر، این خانواده را به سمت و سویی که به اعتلای خودکفایی واقعی می‌انجامید، رهنمون کردند.

ایشان در صبحگاه مشترک هشتم فروردین ماه 1362 در منطقه یکم دریایی بندرعباس سخنانی ایراد فرمودند که این سخنان سرآغاز حرکت جدی خودکفایی در ارتش جمهوری اسلامی ایران بود:
«من با اجازه فرماندهی کل نیروهای مسلح و مقام معظم رهبری به ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و به فرماندهان سه نیرو پیشنهاد قطعی خواهم کرد که یک معاونت جهاد خودکفایی به وجود بیاورند و همه نیروهایی که می‌توانند، همه دست‌هایی که می‌توانند ما را به خودکفایی برسانند، جمع کنند و از آن‌ها کمال استفاده را بکنند.»

پس از آن ارتش جمهوری اسلامی ایران با شناخت امکانات، توانائی‌های علمی و فنی و با اتکاء به خودباوری، فعالیت‌های منسجم جهاد خودکفایی را از صورت غیر متمرکز خارج و در ساختار معاونت‌های جهاد خودکفایی نیروها متمرکز و متعاقباً با سازماندهی اداره تحقیقات و جهاد خودکفائی در ستاد آجا، به‌عنوان بالاترین رده ستادی ارتش در زمینه‌ خودکفائی، برنامه‌های مناسب در مقاطع مختلف زمانی تدوین و در طول جنگ تحمیلی محور تلاش‌های خود را در زمینه‌های زیر متمرکز نمود:

1. بازسازی اقلام فرسوده
2. تعمیر و حاضر بکار نمودن وسایل و تجهیزاتی که به دلیل وابستگی به بیگانگان مدت‌ها منتظر تعمیر بودند.
3. به‌سازی اقلام و تجهیزات با توجه به پیشرفت فناوری.
4. طراحی و ساخت نمونه قطعات و اقلام پیچیده.
5. اجرای پروژه‌های تحقیقاتی و تولید تجهیزات و سامانه‌هایی که با توجه به حصر اقتصادی امکان تهیه آن‌ها مقدور نبود.
6. فعالیت‌ها و تلاش جهادگران و متخصصین ارتش در طول جنگ تحمیلی نه فقط در حفظ و افزایش توان رزمی نیروها مؤثر واقع گردیده است، بلکه دستاوردهای مثبت و سازنده‌ای را به شرح ذیل درپی داشته است:

الف) افزایش دانش، توان علمی و تجربه کارکنان متخصص
ب) فراهم نمودن پایه‌های استوار و مستحکم برای فعالیت‌های گسترده‌تر تحقیقاتی
پ) ایجاد ارتباط با مراکز علمی و صنعتی در راستای شناخت توانائی‌های بالفعل و بالقوه صنعتی کشور به‌ویژه دانشگاه‌ها
ت) خودباوری، عشق به خوداتکایی و گسترش تفکرات جهادی در کلیه ارگان‌ها و یگان‌های آجا
ث) افزایش فعالیت‌های ساخت و تولید در یگان‌های آمادی
ج) واگذاری مسئولیت‌های تحقیقاتی بیشتر در زمینه‌های مختلف به معاونت‌های جهاد خودکفایی

تحقیقات آجا با خاتمه جنگ تحمیلی، وارد عرصه جدیدی از تحقیقات با ویژگی خاص (یعنی لزوم تجهیز ارتش به سامانه‌ها و تجهیزات تولید داخل کشور) شد. پیرو رهنمودهای فرماندهی کل قوا به ستاد آجا در مرداد ماه سال 70، دوره دیگری از مسیر حرکت و تلاش زنجیره تحقیقاتی آجا به سمت مأموریت اصلی، یعنی انجام تحقیقات به‌منظور طراحی و ساخت ادوات و تجهیزات زمینی، شناور و پروازی هدایت گردید و به حول و قوه الهی و رهنمودهای داهیانه آن فرماندهی و با اتکاء به دانش و توان علمی نظامیان توانمند خود و تجربیات گران‌قدر هشت سال دفاع مقدس با اجرای پروژه‌های تحقیقات دفاعی، رشته‌های وابستگی را بیش از پیش قطع نمود.

در ادامه به دو نمونه از مصادیق خودباوری و خوداتکایی در مجموعه آجا اشاره می‌گردد:
 ساخت تانک ذوالفقار:
رهبر معظم انقلاب در سخنرانی مورخه 68/12/5 در جمع فرماندهان نداجا و هوانیروز گفتند: «من چند سال قبل از این جهاد خودکفایی را تشکیل دادم. الآن هم جهاد خودکفایی در همه نیروها از جمله در نیروی زمینی باید در حد اعلاء کار و تلاش بکند تا بتواند مقصود از این تشکیلات را که خودکفایی درونی است تا حد ممکن تأمین کند.»
بدین‌ترتیب حرکت جهادی در نزاجا سرعت گرفت و نهایتاً در سال 73 اولین تانک جمهوری اسلامی ایران ملقب به «ذوالفقار» تحویل نزاجا گردید.
به دنبال موفقیت نزاجا معظم‌له فرمودند: «دنبال کنید تانک، جای دیگری نسازند و دوباره‌کاری نشود» و بدین‌وسیله عطف به ابلاغ ستاد کل نیروهای مسلح، نزاجا متولی ساخت تانک گردید.

 ساخت ناوشکن جماران:
در هنگام بازدید فرماندهی معظم کل قوا از کارخانجات نداجا در بندرعباس مقرر فرمودند: «ناو جنگی با کاربری حمل بالگرد و پرتاب موشک بسازید.» متعاقب صدور این فرمان حرکت جهادی سازندگی در این زمینه شکل گرفت و نهایتاً ناوشکن جماران در سال 1388 به ناوگان قدرتمند نداجا در جنوب ملحق شد.


رهبر انقلاب در دیدار وزیر کشور و جمعی از فرماندهان ناجا:
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٥  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی
رسانه‌ها نبود آرامش‌و دودستگی‌را القا نکنند/ در جلسات‌هرچه می خواهید بگویید اما به جامعه نکشانید زیرا مردم گناهی ندارند

 حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی بعد ازظهر امروز در دیدار وزیر کشور، و جمعی از فرماندهان و مسؤولان نیروی انتظامی، تأمین امنیت بویژه امنیت اخلاقی و روانی جامعه را یکی از مهمترین وظایف نیروی انتظامی دانستند و با اشاره به مسؤولیت سنگین رسانه ها، مطبوعات، گروهها و افراد تأثیرگذار برای حفظ آرامش روانی مردم، تاکید کردند شرایط کنونی کشور بسیار آرام و مناسب و روحیه مردم هم مستحکم است بنابراین مسؤولان، نخبگان سیاسی و فرهنگی و فعالان مطبوعات و رسانه های مجازی نباید بگونه ای سخن بگویند و یا مطلبی منتشر کنند که القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور شود زیرا این موضوع، خلاف واقع است.

 

ایشان با اشاره به سخنان روز گذشته خود درخصوص برخی مسائل روز، افزودند: متأسفانه برخوردی که برخی روزنامه ها با این سخنان کردند، بجای القای آرامش در کشور، القای دوگانگی و دعوا را می کرد.


رهبر انقلاب اسلامی خطاب به صاحبان قلم و تریبون خاطرنشان کردند: نباید به گونه ای صحبت و یا مطلبی نوشته شود که القای تنش و درگیری در جامعه باشد زیرا این موضوع، خلاف شرایط کنونی کشور است.


حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری برخی اختلاف نظرها میان مسؤولان و فعالان سیاسی در دوران امام (ره) افزودند: امام بزرگوار در آن دوران بارها خطاب به مسؤولان می فرمودند «در جلسات هرچه می خواهید بگویید اما آن را به جامعه نکشانید زیرا مردم گناهی ندارند.»

ایشان با اشاره به تلاش رسانه های بیگانه برای بزرگنمایی برخی اختلاف نظرها، تأکید کردند: نباید از گفته ها و یا نوشته های ما برداشت اختلاف شود و اگر هم اختلاف نظری است نباید جلوی مردم اخم کرد و بهانه به دست رسانه های بیگانه داد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به روحیه بسیار خوب و مستحکم مردم افزودند: آرامش موجود در جامعه و حرکت محکم و آگاهانه مردم به سمت آرمانها چیزی جز لطف و عنایت و قدرت خداوند متعال نیست و باید این نعمت را قدر دانست.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگر ی از سخنان خود با قدردانی از زحمات و تلاشهای فرماندهان و کارکنان نیروی انتظامی در تعطیلات سال نو و همچنین در طول سال گذشته خاطرنشان کردند: مردم این تلاشها و خدمات را می بینند و قدردان آن نیز هستند.

ایشان یکی از مهمترین وظایف نیروی انتظامی را ایجاد امنیت در جامعه بویژه امنیت اخلاقی و روانی برشمردند و افزودند: امنیت اخلاقی در جامعه به معنای آن است که مردم دغدغه ای درخصوص احتمال انحراف اخلاقی فرزندان خود در جامعه نداشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامی یکی از ضروریات برقراری امنیت اخلاقی در جامعه را ایجاد مصونیت در درون نیروی انتظامی دانستند و تأکید کردند: این مصونیت درونی جز با چنگ زدن به ریسمان توفیق و فضل الهی به دست نمی آید.
حضرت آیت الله خامنه ای وضعیت نیروی انتظامی را نسبت به گذشته بسیار رو به جلو ارزیابی کردند و افزودند: فرماندهان و مسؤولان نیرو نباید به حد کنونی قانع باشند بلکه باید برای رسیدن به قله، همت کنند.

ایشان همچنین از هماهنگی موجود میان وزارت کشور و نیروی انتظامی اظهار رضایت کردند و خواستار تقویت بیش از بیش این هماهنگی و ارتباط شدند.

در این دیدار سردار سرتیپ احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در گزارشی گفت: تحقق پلیس شایسته و بایسته نظام اسلامی و دستیابی به قدرت نرم و فراگیر و پایدار با استفاده از علم، عقل و تدبیر از جمله اهداف مورد نظر در نیروی انتظامی است.

وی همچنین با اشاره به پیچیدگی مسائل و روابط اجتماعی و تحول در حوزه ارتباطات خاطرنشان کرد: نیروی انتظامی با دستاوردهای خوب خود در حوزه فناوریهای نوین و با تغییر در ساختارها، ابزارها، رویکردها و کارکردها، به دنبال تحقق امنیت فراگیر و پایدار در همه حوزه ها است.

در ابتدای این دیدار نماز جماعت ظهر و عصر به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه شد.


رهبر معظم انقلاب در سخنان مهمی ضمن هشدار به فعالان تبلیغاتی:
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، سخنرانی
در قضیه اخیر احساس شد از مصلحت بزرگی غفلت شده است/ تا زنده‎ام نخواهم گذاشت حرکت عظیم ملت منحرف شود

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار پرشور هزاران نفر از مردم استان فارس در سخنان بسیار مهمی ضمن تبیین شرایط حساس کنونی دنیا و منطقه، با توجه به بیداری اسلامی، همه مردم و مسئولان را به حفظ اتحاد و انسجام و کار و تلاش بی‌وقفه، و بهانه ندادن بدست دشمنان نظام اسلامی توصیه و تأکید کردند: امروز قوای سه‌گانه بویژه دولت حقاً و انصافاً در حال خدمت و تلاش هستند و ملت و رهبری همواره از خط کار و خدمت در کشور حمایت خواهند کرد اما هرجا که رهبری احساس کند از مصلحت بزرگی غفلت می شود، وارد خواهد شد و رهبری تا زنده است هیچگاه نخواهد گذاشت، در حرکت عظیم ملت ایران بسوی آرمانها، ذره‌ای انحراف ایجاد شود.
 
به گزارش رجانیوز،حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ایستادگی ملت ایران بر موضع حق خود و الگو شدن آن برای ملتهای منطقه را علت اصلی فشارها و تبلیغات خصمانه بر ضد نظام اسلامی دانستند و افزودند: با وجود همه این فشارها، نظام جمهوری اسلامی محکم ایستاده و کوتاه هم نیامده است و همین استحکام نظام اسلامی موجب شده است، تیغ آنها کند شود و بر صخره فرود آید.
 
ایشان با تأکید بر اینکه ملت و دولت باید این حالت صخره‌گون نظام اسلامی را حفظ کنند، خاطرنشان کردند: نگذارید اختلاف و شکاف بوجود آید و آنچه را که دشمن در تبلیغات و خباثت‌های سیاسی خود می‌خواهد، روی دهد.
 
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به قضایای چند روز اخیر درباره وزارت اطلاعات افزودند: تبلیغات رسانه‌ای بیگانه را در مورد این قضایا که آنچنان اهمیتی هم ندارد ببینید، که چه جنجالی به راه انداخته‌اند و در تحلیل‌های خود می گویند در جمهوری اسلامی ایران شکاف و حاکمیت دوگانه بوجود آمده و رئیس جمهور، حرف رهبری را گوش نکرده است.

متن نامه رهبرمعظم انقلاب خطاب به مصلحی وزیر اطلاعات
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای خطاب به وزیر اطلاعات فرمودند: «از شما میخواهم بیش از پیش در انجام مأموریتهای مهم داخلی و خارجی وزارت اطلاعات اهتمام به خرج دهید.» متن کامل و تصویر نامه، به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

حجة‌الاسلام جناب آقای مصلحی دام توفیقه
وزیر محترم اطلاعات

استحکام و انسجام و روزآمدبودن دستگاه اطلاعاتی کشور یکی از پایه‌های مهم اقتدار نظام اسلامی است، لذا از شما میخواهم بیش از پیش در انجام مأموریتهای مهم داخلی و خارجی وزارت اطلاعات اهتمام به خرج داده و با سرمایه‌ی عظیمی که آن وزارتخانه از نیروی انسانی توانمند و انقلابی و متدین و فن‌آوریهای روز برخوردار است و با حمایت دولت خدمتگزار و همکاری سایر نهادهای اطلاعاتی اجازه ندهید کوچکترین فترت و سستی در انجام وظائف قانونی آن دستگاه مهم پیش آید. برای شما و معاونان و مدیران محترم و همه‌ی فرزندان عزیز انقلابی‌ام در وزارت اطلاعات دعا میکنم. موفق و مؤید باشد.

سیدعلی خامنه‌ای
30/فروردین/1390


گفتگو اختصاصی رجانیوز با عضو جنبش اخوان المسلمین مصر
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، اخوان المسلمین ، مصر ، مقام معظم رهبری
سخنان امام خامنه‌ای راه درست را در مقابل تمامی مسلمانان جهان قرار داد

شگفتى هاى سیاست در خاورمیانه کامل شد وقتى که زمام امور مصر پس از سالها دیکتاتوری نظام حسنی مبارک به دست جوانان مسلمان مصر افتاد وهیبت نظام آمریکایی-صهیونیستی در هم شکست. پیروزى انقلابیون مصر در موج بیداری اسلامی که از تونس آغاز شد معادلات سیاسى در منطقه را دستخوش تغییراتی نمود، معادلاتی که به اعتقاد صاحبنظران برجسته شرق وغرب پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره)بطور کلی دگرگون شد و کاخ پوشالین امپریالیسم جهانی را متزلزل نمود و امروز موج بیداری عظیم اسلامی در حال به ثمر نشستن در خاورمیانه که مهد تمدن بشریت است، می باشد .

جنبش اخوان المسلمین به عنوان یکی از قدیمی ترین گروههای سیاسی ومذهبی مصر با پایگاهی مستحکم در اجتماع این کشور نقش مهمی را در سالها مبارزات مردم مصر برضد رژیم دست نشانده سابق داشته است وامروز اخوان المسلیمن به عنوان جزئی از موج بیداری اسلامی در بلاد کنانه ایفای نقش میکند.

در هفته های اخیر یکی از رهبران برجسته اخوان المسلمین سفری به ایران داشت وی که سالها ظلم وجور رژیم مبارک را لمس نموده بود می توانست امور مهمی را روشن سازد. آنچه در پی می آید گفتگوی رمز عبور با دکتر کمال الهلباوی از رهبران برجسته اخوان المسلمین مصر می باشد.


تکرار سناریوی تشکیک در نظر صریح رهبر انقلاب؛ این‌بار در مورد ابقای وزیر اطلاعات
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، حیدر مصلحی ، سیاسی

مخالفت رهبر انقلاب با کناره‌گیری حجت‌الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات به صورت کتبی و شفاهی به وی و رئیس‌جمهور ابلاغ شده و تعلل در اعلام تمکین نسبت به این دستور ولایی، یادآور ماجرای معاون اولی آقای مشایی است.
 
استعفای وزیر اطلاعات در حالی رخ داد که گفته می‌شود مقاومت مصلحی در مقابل برخی اعمال نظرهای جریان نفوذی در حوزه مسائل امنیتی کشور از دلایل اعمال فشار به وی بوده و در آخرین مورد پس از برکنار کردن یکی از معاونان این وزارت‌خانه، جریان مزبور بر شدت دخالت‌های خود افزود که موجب استعفای وزیر و موافقت رئیس‌جمهور شد.


رهبر انقلاب درجمع اعضای وزارت اطلاعات چه گفتند؟
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، وزارت اطلاعات

 


حفظ انسجام در وزارت اطلاعات، لزوم نگاه فرا جناحی و فراگروهی، و دقت، حساسیت در قبال نفوذ دشمن و جریانهای معیوب فکری و سیاسی و استفاده از تجارب نیروهای مجرب از دیگر نکاتی بودند که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آنها اشاره کردند.


مصلحی بدلیل مخالفت رهبر انقلاب با کناره‌گیری‌اش در وزارت اطلاعات ماندنی شد
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩  کلمات کلیدی: وزارت اطلاعات ، حیدر مصلحی ، مقام معظم رهبری

حجت‌الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی به دلیل مخالفت رهبر معظم انقلاب با کناره‌گیری‌اش در وزارت اطلاعات ماندنی شد.

به گزارش رجانیوز، ساعتی پس از انتشار خبر استعفای حجت‌الاسلام مصلحی و اعلام موافقت رئیس‌جمهور، خبرگزاری فارس نوشت: «پس از آنکه سایت‌های متعلق به دولت از پذیرش استعفای حجت‌الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات توسط احمدی‌نژاد خبر دادند، وی به دلیل مخالفت مقام معظم رهبری با کناره‌گیری‌اش در وزارت اطلاعات ماندنی شد. بر این اساس، حجت‌الاسلام والمسلمین مصلحی همچنان در سمت وزارت اطلاعات به کار خود ادامه خواهد داد.»

بنا بر این گزارش، خبر غیرمنتظره استعفای وزیر اطلاعات و موافقت رئیس‌جمهور با آن، یکشنبه‌شب پس از جلسه هیئت دولت منتشر شد.

مصلحی از موفق ترین وزیران اطلاعات جمهوری اسلامی است که در دوره مسئولیت خود توانسته پروژه های مهمی را مانند دستگیری عبدالمالک ریگی، دستگیری عوامل ترور شهید علی محمدی، ‌شناسایی و دستگیری سطوح مختلف فتنه 88 با موفقیت به سرانجام برساند.

رهبر معظم انقلاب در روز 12 اسفند 1389 بازدید شش ساعته‌ای از وزارت اطلاعات داشتند و در بیانات خود با تأیید جهت‌گیری و برنامه‌های وزارت اطلاعات، از حجت‌الاسلام مصلحی به‌طور ویژه قدردانی و از عملکرد وی ابراز رضایت کردند.

ساعت 14:36 روز یکشنبه یعنی ساعاتی قبل از انتشار خبر استعفای حجت‌الاسلام مصلحی، مصاحبه‌ای به نقل از اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور بر روی پایگاه اطلاع رسانی دولت قرار گرفت که وی با تعریض به دستگاه های اطلاعاتی گفته بود: «دستگاه های مسئول ما باید در اسرع وقت ضعف‌های اطلاعاتی و ارتباطی خود را درخصوص تحولات منطقه جبران کنند، زیرا نداشتن اخبار و تحلیل صحیح و دقیق درباره هر یک از این کشورها و ارتباط همه این رویدادها با طرح کلان سلطه گران ما را در موضع‌گیری‌ها و تصمیم‌گیری به اشتباه خواهد انداخت.»


سال 69 «آقا»فرمودند:چرا «روایت فتح» را قطع کردید
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤  کلمات کلیدی: شهیدسیدمرتضی آوینی ، مقام معظم رهبری

اواخر سال 69 جمع شورای سیاستگذاری سازمان[صدا و سیما] رفته بودند خدمت «آقا». ایشان اشاره کرده بودند که از جمله برنامه‌هایی که برای سال آینده داشته باشید برنامه‌ای باشد مثل برنامه‌هایی که شب جمعه زمان جنگ پخش می‌شد. چرا برنامه‌هایی که شبیه برنامه‌ای که شب جمعه زمان جنگ پخش می‌شد، پخش نمی‌شود و ما حرفمان در مورد جنگ الان باید شروع بشود. همچنان که پیام عاشورا بعد از عاشورا منتقل شد. یکی از آقایان گفته بود: «روایت فتح»؟ بعد «آقا» گفته بودند بله. من این برنامه را خیلی می دیدم ، چرا آن برنامه را قطع کردید. کلام «آقا» به ما رسید. ما جدی نگرفتیم تا اینکه اول سال 70 که مجددا شورای سیاستگذاری رفته بودند خدمت «آقا» ایشان فرموده بودند، «روایت فتح» چی شد؟ پیامش که به ما رسید، ما احساس وظیفه کردیم که طرحی بنویسیم و ببینیم چه کار می شود کرد. زیاد هم علاقمند نبودیم. فکر نمی‌کردیم مشتاق داشته باشد. بر اساس آن فرمایش طرحی را بر اساس آن شورای 6 نفره نوشتیم و خدمت مقام معظم رهبری فرستادیم. جواب ایشان ما را تکان داد. برای اینکه این مسئله واقعا حکم و تکلیف بود و مرتضایی که زیر بار فیلم‌سازی نمی‌رفت دوباره حاضر شد برگردد توی تشکیلات ساده، کوچک و مختصر «روایت فتح» به عنوان یک عضو معمولی حضور پیدا بکند، در شرایطی که جاهای مختلفی مسئولیت داشت.


تصور مرتضی این بود که وقتی مجددا «روایت فتح» شروع می‌شود وقت او را نمی‌گیرد و یک مدتی هم افراد دیگر را می‌فرستاد و فقط خودش از دور هدایت می‌کرد اما دید جواب نمی‌دهد. دانست که تا خودش به عنوان یک کارگردان بلند نشود و همه این چیزها را طلاق ندهد و برود منطقه، هیچ کاری صورت نمی‌گیرد و همین طور هم شد.
هیچ چیزی غیر از حکم تکلیف مقام معظم رهبری نمی‌توانست همچون کاری را بکند که مرتضی را از تهران جدا کند و توی شرایطی که این همه کار داشت رها بکند و برود سراغ منطقه و بحث و گفتگو کند. آن هم در شرایطی که الان را شما در نظر نگیرید که همه مرتضی را می‌شناسید_ هیچ کس نمی‌شناختش و هیچ کس، تحویلش نمی‌گرفت. باید ساعتها می‌رفت پشت درب یک گروهبان ارتش جنوب می‌ایستاد، که جوابش را بدهند.
موقعی که پیغم مقام معظم رهبری رسید تصمیم گرفتیم با بعضی از بچه‌های روایات فتح جمعی را درست کنیم و بحث کنیم که روایت فتحی که بعد از زمان جنگ و بعد از پذیرش قطعنامه می‌خواهد ساخته بشود چطور باید باشد. در این جمع من بودم، مرتضی بود، شهید فلاحت‌پور بود، مصطفی دالایی بود و آقای مصطفوی، بعضی اوقات هم آقای عظمائیان. بحث طولانی و مفصلی صورت گرفت که شش ماه طول کشید. در این جمع مرتضی به تعبیر خودش نقش شیطان را بازی می کرد. همه چیز را نفی می‌کرد. مثلا می‌گفتم ما رفتیم جبهه.می‌گفت: می‌خواستید نروید. می‌گفتیم برای اسلام رفتیم. می‌گفت: می‌خواستید اسلام را انتخاب نکنید. مکتب اصالت شک را به عهده گرفته بود تا مسئله روشن بشود و وقتی که آماده شد، طرحی باشد که برای جهان بشریت قابل قبول باشد.


نباید بگذارید کارهای ایشان زمین بماند...
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٤  کلمات کلیدی: شهیدسیدمرتضی آوینی ، مقام معظم رهبری

سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده ی شهید سید مرتضی آوینی در تاریخ 2/2/1372

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند ان شاالله این شهید را با پیغمبر محشور کند. من حقیقتا نمی دانم چطور می شود انسان احساساتش را در یک چنین مواقعی بیان و تعبیر کند؟ چون در دل انسان یک جور احساس نیست. در حادثه ی شهادتی مثل شهادت این شهید عزیز چندین احساس با هم هست. یکی احساس غم و تاسف است از نداشتن کسی مثل سید مرتضی آوینی. اما چندین احساس دیگرهم با این همراه است که تفکیک آنها از همدیگر و باز شناسی هریک و بیان کردن آنها کار بسیار مشکلی است.

به هر حال امیدواریم که خداوند متعال خودش به بازماندگانش به شما پدرشان، مادرشان، خانمشان، فرزندانشان. همه ی کسانشان به شما که بیشترین غم . سنگین ترین غصه را دارید تسلی ببخشد. چون جز با تسلی الهی دلی که چنین گوهری را از خودش جدا می بیند واقعا آرامش پیدا نمی کند. فقط خدای متعال باید تسلی بدهد و می دهد.

من با خانواده های شهدا زیاد نشست و برخاست کرده ام و می کنم. و از شرایط روحی آنان آگاهم. گاهی فقدان یک عزیز مصیبتی است که اگر مرگ او شهادت نبود تا ابد قابل تسلی نبود. اما خدای متعال در شهادت سری قرار داده که هم زخم است و هم مرهم و یک حالت تسلی و روشنایی به بازماندگان می دهد.

من خانواده ی شهیدی را دیدم که فقط همان یک پسر را داشتند و خدای متعال آن پسر را از آنان گرفته بود.(البته از این قبیل زیاد دیده ام. این یک نمونه اش.)

وقتی انسان عکس آن جوان را هنگامی که با پدرش خداحافظی می کردکه به جبهه برود می دید با خودش فکر می کرد که « اگر این جوان کشته شود پدر و مادرش تا ابد خون خواهند گریست.»

یعنی منظره این را نشان می داد. بستگی آن پدر و مادر به آن جوان از این منظره کاملاً مشخص بود (من آن عکس را دارم. آن را بعداً برای من آوردند. من هم آن عکس را قاب شده نگه داشته ام. این عکس حال مخصوصی دارد.)

اما خدای متعال به آن پدر و مادر آرامش و تسلایی بخشیده بود که خود پدرش به من گفت: «من فکر می کردم اگر این بچه کشته شود من خواهم مرد.» (یعنی همان احساسی را که من از مشاهده ی آن عکس داشتم ایشان با اظهاراتش تایید می کرد.)

می گفت: «ولی خدای متعال دل ما را آرام کرد.»

در این مورد هم همین است. یعنی وقتی شما می دانید که فرزندتان در پیشگاه خدای متعال در درجات عالی دارد پرواز می کند یعنی آن چیزی که همه ی عرفا و اهل سلوک و آن سرگشته های وادی های عشق و شور معنوی وعرفانی یک عمر به دنبالش گشته اند و دویده اند او با این فداکاری و این شهادت به دست آورده و رضوان و قرب الهی را درک کرده است خوشحال می شوید که فرزندتان به اینجا رسیده است.

امیدواریم که خداوند متعال درجات او را عالی کند. من با فرزند شما نشست و برخاست زیادی نداشتم. شاید سه جلسه که در آن سه جلسه هم ایشان هیچ صحبتی نکرده بود. من با ایشان خیلی کم هم صحبت شدم. منتها آن گفتارهای تلویزیونی را از سالها پیش می شنیدم و به آن ها علاقه داشتم. هر چند نمی دانستم که ایشان آنها را اجرا می کند. لکن در ایشان همواره نوری مشاهده می کردم. ایشان دو- سه مرتبه آمد اینجا و روبه روی من نشست. من یک نور و یک صفا و یک حالت روحانی در ایشان حس می کردم و همین جور هم بود. همین ها هم موجب می شود که انسان بتواند به این درجه ی رفیع شهادت برسد.

خداوند ان شاء الله دلهای داغدیده و غمگین شما را خودش تسلی بدهد. اگر ما به حوزه ی آن شهادت و شهید و خانواده ی شهید نزدیک می شویم برای خاطر خودمان است. بنده خودم احساس احتیاج می کنم. برای ما افتخار است که هر چه می توانیم به این حوزه ی شهادت و این شهید خودمان را نزدیک بکنیم.

چند روز پیش توفیق زیارت مقبره ی این شهید را پیدا کردیم. پنج شنبه ی گذشته رفتیم آنجا و قبر مطهر ایشان و آن همرزم و همراهشان –شهید یزدان پرست- را زیارت کردیم. ان شاءالله که خداوند درجاتشان را عالی کند و روز به روز برکات آن وجود با برکت را بیشتر کند. کارهایی که ایشان داشتند ان شاءالله نباید زمین بماند. ان شاالله برای روایت فتح یک فکر درست و حسابی شده است که ادامه پیدا کند.

نباید بگذارند که کارهای ایشان زمین بماند. این کارها، کارهای با ارزشی بود. ایشان معلوم می شود ظرفیت خیلی بالایی داشتند که این قدر کار و این همه را به خوبی انجام می دادند. مخصوصا این روایت فتح چیز خیلی مهمی است. شب هایی که پخش می شد من گوش می کردم. ظاهرا سه- چهار برنامه هم بیشتر اجرا نشد.

حالا یک مسئله این است که آن کاری را که ایشان کرده اند و حاضر و آماده است چگونه از آن بهره برداری بشود. یک مسئله هم این است که کار ادامه پیدا کند. آن روز که ما از این آقایان خواهش می کردیم و من اصرار می کردم که این روایت فتح ادامه پیدا کند درست نمی دانستم چگونه ادامه پیدا کند. بعد که برنامه ها اجرا شد دیدیم همین است. یعنی زنده کردن ارزش های دفاع مقدس در خاطرها. آن خاطره ها را یکی یکی از زبان ها بیرون کشیدن. و آنها را به تصویر کشیدن و آن فضای جنگ را بازآفرینی کردن. این کاری بود که ایشان داشت می کرد. و هر چه هم پیش می رفت بهتر می شد. یعنی پخته تر می شد. چون کار نشده ای بود. غیر از این بود که بروند در میدان جنگ و با رزمنده حرف بزنند. آن کار خیلی آسان تر بود. این کار هنری تر و دشوارتر و محتاج تلاش فکری و هنری بیشتری بود. اول ایشان شروع کرد و بعد کم کم بهتر و پخته تر شد. من حدس می زنم اگر ایشان زنده می ماند و ادامه می داد این کار خیلی اوج پیدا می کرد. حالا هم باید این برنامه دنبال شود. تازه در همین میدان هم منحصر نیست. یعنی بازآفرینی آن فضا از راه خاطره ها یکی از کارهاست. در باب جنگ و ادامه ی روایت فتح کارهای دیگری هم شاید بشود انجام داد. حیف است که این کار تعطیل شود. من خیلی خوشحال شدم از این که زیارتتان کردم.


ماجرای توبیخ آوینی توسط خاتمی چه بود؟
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، شهیدسیدمرتضی آوینی ، سیدمحمد خاتمی ، مقام معظم رهبری

خبرنامه دانشجویان ایران: در روزهایی که عکس سید مرتضی آوینی بیشتر از آثار او مورد توجه است و در سالگرد ایشان تنها به ذکر خاطراتی عرفانی و اخلاقی از این شهید بزرگوار بسنده می شود. شاید وقت آن رسیده باشد که از نگاهی تازه و دور از شعارزدگی به سید شهیدان اهل قلم نگاه کرد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، شهید اهل قلم در دوران زندگی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی خود مصادیق برجسته ای را پشت سر گذاشت که هر کدام درسی است برای مسئولیت ها در حوزه های مختلف.

طاقت توهین به بی بی زهرا(س) را نداشت

تالار اندیشه مملو از هنرمندان،‌ نویسندگان،‌ فیلمسازان و ... بود. به سختی وارد سالن شدم. فیلم اجازه اکران نداشت. آرام در کنار سعید رنجبر نشستم. ناگهان در میان متن فیلم آگاهانه یا ناآگاهانه (غیر مستقیم) به صدیقه طاهره توهین شد. سکوت تلخی بر فضا حاکم گشت. در خیا ل خود با روشنفکری قضیه را حل کردیم:‌«حتماً انتقادی است بر فرهنگ عامه مردم» در همین لحظه مردی با کلاه مشکی و اورکت سبز برخاست. نگاه‌ها به طرف او برگشت. «خدا لعنت کند چرا توهین می کنی؟»

سید مرتضی بود که می خواست بر سر جهان فریاد بزند،‌ او تنها ایستاده بود. از ذهنم گذشت چرا؟ چرا فاطمه (س) در تمام اعصار مظلوم است.

وقتی خاتمی، سید مرتضی را توبیخ کرد
مجله سوره به سردبیری سید مرتضی آوینی در صفحه‌ی اول یکی از شماره‌های خود، عکس یک جوان بوسنیایی چاپ کرد که در تقلید از بسیجیان ایرانی، پیشانی‌بند الله‌اکبر بر سر خود بسته است.
چاپ این عکس همانا و توبیخ سید مرتضی همانا.وزیر وقت ارشاد(سید محمد خاتمی) به علت چاپ این عکس، سیدمرتضی آوینی را با این عنوان که «‌ چاپ عکس مغایر با شئونات اسلامی است»‌، توبیخ کتبی کرد.

وقتی صدای آوینی سانسور شد

مستند "خنجر و شقایق" درباره‌ی جنگ بوسنی، آماده‌ی پخش از صدا و سیما شد. صدای آسمانی سید به عنوان گوینده متن، جان تازه‌ای به این مستند داده بود.
این مستند پخش شد اما بدون صدای مرتضی. محمد هاشمی_برادر و رئیس دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی_ آن روزها رئیس صداو سیما بود. گویی صدای آسمانی مرتضی در گوش زرسالاران، به شدت دلخراش بود. صدی آوینی در روزهایی که صدا و سیما، رسانه‌ی ملی نشده بود با بی رحمی عده‌ای معلوم الحال، سانسور شد. مدتی نگذشت که آوینی خسته از کارگزاران سازندگی آن روزها، به دیدار حاج همت و خرازی و باکری رفت.دیداری که تا به امروز ادامه دارد.

رهبر و سید مرتضی
اوایل سال ۶۶ پس از شهادت تعدادی از همکارانمان با حضرت آیت ‌الله خامنه‌ای دیدار داشتیم. ایشان در این دیدار خصوصی حدود یک ساعت درباره‌ی برنامه‌ی روایت فتح صحبت کردند و بیش از هر چیز روی متن برنامه‌ها تأکید فرمودند. بعد از ما پرسیدند: «نویسنده‌ی این برنامه کیست؟» شهید «مرتضی آوینی» کنار من نشسته بود. از قبل به ما سپرده بود درباره‌ی او صحبت نکنیم. ما سعی کردیم از پاسخ به پرسش آقا طفره رویم اما آقا سؤال را با تأکید بیشتر تکرار کردند. ما ناچار شدیم بگوییم «سیدمرتضی». آقا فرمودند: «این متون شاهکار ادبی است و من آن‌قدر هنگام شنیدن و دیدن برنامه لذت می‌برم که قابل وصف نیست».


علت نام‌گذاری سال 90 بنام "جهاد اقتصادی" در اوج قیام‌های مردمی
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٦  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری

اسلام گرایی و مطالبات دینی، مردمی بودن قیام‌ها، روح استکبارستیزی و توجه به عزت و کرامت انسانی از دست رفته توسط حاکمان دیکتاتور عربی ماهیت اصلی خیزش‌های مردمی منطقه را بیان می‌کند.

ادوارد سعید از اولین کسانى بود که در جهان غرب به نقد شرق شناسی پرداخت او در کتاب "اسلام رسانه‏ها"، اسلام رسانه‏ها را اسلامى می‌داند که وجود خارجى ندارد و محصول رسانه‏هاى تبلیغاتى غربى براى ترساندن انسان غربی از جهان اسلام و مسلمانان است تا افکار عمومى غربى‏ها به سلطه غرب بر شرق و قتل و غارت شرق و کشتار مردم مسلمان توسط آمریکا و صهیونیسم رضایت دهد و دم بر نیاورد. (ادوارد سعید، اسلام رسانه‏ها، ترجمه اکبر افسرى (تهران: نشر توس، 1379))

با این حال، چرا با وجود سرمایه گذاری‌های غرب بر سیاه نشان دادن چهره اسلام باز هم شاهد شکل گیری قیام‌هایی در منطقه با رویکردی دینی و اسلامی، ضد غرب و به‌ویژه ضد امریکا و با هدف احیای عزت و کرامت انسانی از دست رفته توسط حکام دیکتاتور منطقه هستیم.

بابی سعید در کتاب هراس بنیادین با استفاده از چهارچوب نظری "گفتمان" در پى پاسخ به این سؤال است که اسلام گرایى چگونه توانسته در طول 30 سال اخیر به طور روز افزون جایگاه مهمى در بینش مسلمانان پیدا کند؟

وی در این کتاب، اسلام گرا را کسى مى‏داند که هویت اسلامى خود را در مرکز عمل سیاسى خود قرار مى‏دهد و براى تفکر درباره سرنوشت سیاسى خود از تعابیر اسلامى استفاده مى‏کند و آینده سیاسى خود را در اسلام مى‏بیند؛ اسلام گرایى گفتمانى است که تلاش مى‏کند اسلام را در مرکز نظام سیاسى قرار دهد؛ بنابراین، اسلام گرایى طیفى از رویدادهاست که از پیدایش یک ذهنیت اسلامى گرفته تا تلاش تمام عیار براى بازسازى جامعه مطابق با اصول اسلامى را در بر مى‏گیرد.

بابی سعید به دنبال این سوال است که چرا عوامل ایجاد کننده بحران منجر به ظهور اسلام گرایی می‌شود و چرا فقط اسلام گرایى نظم هژمونیک موجود را به چالش می‌طلبد و دیگر تشکل‏هاى سیاسى چنین نیستند؟

واقعیت این است که شکل‏گیری کمالیسم در ترکیه و تقلید رضاخان در ایران از وی بر اساس مولفه های گفتمان کمالیسم یعنی؛ 1- غیر دینى کردن و سکولاریسم 2- ملى گرایى؛ 3- مدرن شدن؛ و در نهایت غربى شدن موجب حساسیت گفتمان رقیب آن یعنی اسلام گرایی و مخالفت با کمالیسم شد. چرا که کمالیسم نتوانست در میان مردم درونی شود، بنابراین اسلام به محل منازعات تبدیل و زمینه براى باز نویسى و تفاسیر مجدد از اسلام فراهم شد، یعنى اسلام دوباره محل منازعات فکری و مردمی قرار گرفت.

با وجودی که از میانه دهه 1970 نظم کمالیستى از سوى جریانات اسلام گرا به‌طور روز افزون مورد تهدید قرار گرفت، به طور کلى در اکثر جوامع کمالیسم به مثابه گفتمان غالب، ضعیف شد و اسلام گرایى، اگر چه در جوامع مختلف نابرابر و نامنظم حضور داشت اما تنها گفتمان ضد کمالیسم بود، به‌طورى که بین کمالیسم و اسلام گرایى هیچ جریان و بدیل سیاسى دیگرى وجود نداشت. پاسخ این سؤال که چرا فقط اسلام از شکست کمالیسم سود ‏برد، این است که اسلام گرایان خارج از هویت تاریخی مدرنیته برای خود صاحب هویت فکری و جغرافیایی هستند، اما سوسیالیسم و لیبرالیسم و کمالیسم همه حول اصول مدرنیته سازمان یافته‏اند.

بابى‏سعید معتقد است براى درک تضاد بین کمالیسم و اسلام گرایى به منزله تضاد بین مدرنیته و غیر مدرنیته باید به تفکر سیاسى امام خمینى رجوع کرد، چرا که تفکر سیاسى ایشان منسجم‏ترین منطق اسلام گرایى است و تا زمان انقلاب ایران، هژمونى کمالیسم آشفتگى و رکود جدى را تجربه نکرده بود و حتى با ظهور انقلاب ایران و استقرار جمهورى اسلامى ایران جنبش‏هاى اسلام گرا که با دیدگاه‏هاى امام خمینى مخالف بودند دوباره توانا شدند؛ امام خمینى نقطه عطف و اوج اسلام گرایى است، و چهره‏اى است که به کمالیسم پایان داد. برخى امام خمینى را شخصیت ضد مدرن مى‏دانند، اما کسانى چون "سامى زبیده" این را قبول ندارد و امام خمینى را شخصیتى مدرن مى‏دانند که نه تنها احیاگر برخى باورهاى سنتى گذشته است، بلکه یک روند سیاسى مدرن را ارائه مى‏کند.

بابى سعید تصریح مى‏کند که اسلام گرایى بر شرط مرکز زدایى از غرب استوار است و مبتنى بر تشکیک در فرا روایت‏هاى غربى است. اسلام گرایى بر رد غربى شدن استوار است نه بر طرد مدرنیته، و رد غربى شدن زمانى ممکن است پذیرفته شود که هیچ ضرورت تاریخى براى هژمونى غرب وجود نداشته باشد. بنابراین اسلام گرایى کوششى براى مرکز زدایى غرب است. به اعتقاد سعید، در گفتمان اسلام گرایى، غرب به عنوان منکر اسلام، امپریالیسم، سرکوبگر دولتى، سوء مدیریت اقتصادى، تخریبگر فرهنگى و... به حساب مى‏آید، اسلام گرایان، سیاست‏هاى کمالیست‏ها را با غرب یکى مى‏دانند، اما معارض نهایى اسلام گرایان، غرب به معناى یک شکل بندى امپریالیستى فراگیر است و انتقاد اسلام گرایان از کمالیسم بیشتر مربوط به شیوه کمالیسم در تنظیم اصلاحات و اعمالش بر حسب گفتمان غربى است. سپس بابى‏سعید بیان مى‏کند که با به قدرت رسیدن امام خمینى مرکزیت و قطعیت گفتمان غربى مورد تردید قرار گرفت و ایشان بدون توسل به نظریه سیاسى غرب توانست نظام جمهورى اسلامى را برقرار کند و با استفاده از روابط خصومت‏آمیز بین غرب و اسلام، اسلام را به منزله دال برتر نظم سیاسى جدید معرفى کرد. از نظر بابی سعید، امام خمینى، اسلام را نماد مخالفت با نظام‏هاى کمالیستى و نشانه مخالفت با قدرت جهانى غرب مى‏دانست. 

در فصل پنجم با عنوان "اسلام گرایى و حدود امپراتور نامریى"، نویسنده به توضیح و انتقاد از کسانى مى‏پردازد که غرب را یک الگوى عام می‌دانند و غیر غرب را الگوى خاص قلمداد مى‏کنند. به نظر بابى‏سعید، گفتمان اسلام گرایى براى قوت بخشیدن به خود باید عناصرى را که از لحاظ فرهنگى منحصر به فرد هستند احیا کند.

در واقع اسلام گرایی مفاهیمی را زیر سوال می‌برد که غرب تاکنون تمام تلاش خود را به کار برده بود تا آن‌ها را جهانی سازد.

در پایان بابى سعید عنوان مى‏کند که ظهور اسلام گرایى بر تخریب و فرسایش اروپا مدارى و غرب مرکزى استوار است، از این رو گسترش اسلام گرایى هراسى بنیادین و مانع اساسى در برابر افزون خواهى و رویکرد جهانی غرب در عالم است. 

تحلیل بابی سعید از گسترش اسلام گرایی و توجه به بعد سیاسی اسلام ، به تحلیل نقش اسلام گرایانه  قیام های فعلی منطقه کمک شایانی می‌کند می‌توان سقوط دولت حسنی مبارک در مصر و بن علی در تونس را در ادامه سقوط گفتمان غرب محور و سکولار کمالیسم ارزیابی کرد.

رهبر انقلاب اسلامی علت اصلی حرکت‌های اخیر در منطقه و بیداری امت اسلامی را جریحه‌دارشدن غرور و عزت انسانی مردم منطقه بدلیل عملکرد نادرست حاکمان ظالم آنان دانستند و تاکید کردند: عملکرد حسنی مبارک در مصر و انجام جنایت‌آمیزنرین کارها به نیابت از رژیم صهیونیستی بویژه در موضوع غزه و همچنین عملکرد قذافی در لیبی و تحویل امکانات هسته‌ای این کشور به آمریکا در مقابل تهدیدهای توخالی و وعده‌های ناچیز غرب، از جمله اقداماتی بودند که غرور مردم را جریحه دار کرد.

ایشان این حرکت‌ها را بسیار مهم و نشان دهنده یک تحول بنیادی در منطقه عربی ـ اسلامی و بیداری امت اسلامی دانسته و افزودند: دو عنصر مهم این حرکت‌ها، حضور مردم در صحنه، و جهت‌گیری دینی آن است. (بیانات رهبر عزیز انقلاب در روز 1 فروردین 90)

مسئله مهم اول:

رسانه‌های غربی تمام تلاش خود را به کار می‌برند تا این سه مولفه یعنی 1-اسلامی بودن و سمت و سوی دینی این قیام‌ها، 2- مردمی بودن و 3- روح استکبارستیز و تلاش برای احیای عزت و کرامت انسانی بیداری امت اسلامی را زیر سوال برده و بر روی مولفه‌های دیگری مانند نزاع قومیتی، مشکلات اقتصادی و فقر مردم ، تلاش مردم برای کسب آزادی سیاسی،حذف دیکتاتوری و اصلاح قانون اساسی تاکید کنند، و بر همین اساس تحرکات 25 بهمن در ایران و  تحرکات فعلی صورت گرفته در سوریه را ساماندهی و مطرح می‌کنند.

حتی اگر بشار اسد مورد قبول اکثریت جامعه خویش باشد، حاکمیت مادام العمر وی متناسب با شرایط امروز نیست و البته از این جهت قابل نقد است ولی آنچه جنس تحرکات 25 بهمن ایران و تحرکات فعلی سوریه را یکسان می‌کند، تلاشی است که غرب به سرکردگی امریکا و اسرائیل انجام می‌دهد تا توجه افکار عمومی را از سه مولفه اصلی این اعتراضات منحرف ساخته و حرکت مبارزات، علیه دیکتاتورهای منطقه را دچار مشکل سازند تا هم‌سویی بیداری فعلی امت اسلامی با آرمان‌های انقلاب اسلامی و امام خمینی مغفول و نادیده واقع شود.

در واقع دشمن تلاش میکند تا معترضان میدان التحریر و میدان آزادی روز 25 بهمن را یکسان نشان دهد درحالیکه مردم گرد آمده در میدان التحریر و میدان لولو و معترضان لیبیایی و یمنی همان مردم میدان آزادی تهران در روز 22 بهمن و نه اجتماع اندک روز 25 بهمن 89 هستند و این همان نکته ای است که دشمن سعی در انحراف آن دارد.

گفتمانی که معترضان سوری علیه بشار اسد به کار می‌برند یا شعارهای که معترضان میدان آزادی در روز 25 بهمن فریاد می‌زنند به قدری با گفتمان بیداری اسلامی کشورهای بحرین، لیبی،یمن و... متفاوت است که باید از آن به دو گفتمان متفاوت تعبیر کرد.

عقبه جنبش متزلزل  سبز در ایران شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" را سر می‌دهند و اتاق فکر خود را در لندن و واشنتگتن تعبیه می‌کنند و اکنون در حوادث "درعا " شعار "نه حزب الله و نه ایران" سر داده می‌شود، در حالی که بیداری امت اسلامی در کشورهای عربی خواب لندن‌نشینان و امریکایی‌ها را آشفته ساخته و رویکردی کاملا مطابق با آرمان استکبار ستیز، ضد غرب و ضد اسرائیل ایران و حزب الله دارد.

مسئله مهم دوم:

دیر یا زود دیکتاتورهای فعلی جهان عرب تن به اصلاحات اساسی داده و مسیر برای مشارکت بیشتر مردم در ایجاد یک نظام سیاسی مقبول و مورد نظر آن‌ها فراهم می‌شود. با این حال، مردم منطقه به دنبال یک الگو  و ساختار مناسب برای تشکیل نظام‌های سیاسی خود هستند.

با توجه به اینکه 30 سال گذشته، جرقه بیداری اسلامی و رهایی از وابستگی به کشورهای مستبد و استعمارگر در کشور ایران زده شده است، اکنون این سوال مطرح می‌شود که جمهوری اسلامی ایران در چه جایگاهی از نظر اقتصادی و  سطح پیشرفت درهمه زمینه‌ها قرار دارد و آیا آرمان‌های انقلابی امام خمینی موجب افزایش و بهبود سطح زندگی مردم آن شده است یا خیر؟

آیا قطع وابستگی ملت ایران از شرق و غرب موجب پیشرفت آنان شده یا به عکس شرایط سخت‌تری را برای آنان رقم زده است؟

در این رابطه رهبر انقلاب سال 1390 را سال "جهاد اقتصادی نامیده و تاکید کردند: 

"ما باید بتوانیم قدرت نظام اسلامى را در زمینه‌ى حل مشکلات اقتصادى به همه‌ى دنیا نشان دهیم؛ الگو را بر سر دست بگیریم تا ملت‌ها بتوانند ببینند که یک ملت در سایه‌ى اسلام و با تعالیم اسلام چگونه میتواند پیشرفت کند"(بیانات رهبر انقلاب/ 1 فروردین90)

توجه به برنامه پنجم توسعه و مولفه‌های دهه پیشرفت و عدالت ضرورت رشد شتابنده و حرکت جهادگونه در این مسیر را برای خنثی کردن نقشه دشمنان در جهت سیاه نمایی از جامعه و نظام سیاسی ایران در اذهان عمومی ضروری می‌سازد و این همان مسئله ای است که رهبر فرزانه انقلاب باهوشمندی آن را تشخیص داده و با نامیدن سال 90 به عنوان جهاد اقتصادی، توجه همگان را به آن معطوف ساختند.


خاطراتی خواندنی از حاج حیدر رحیم پور
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، خاطرات
آیت‌الله طالقانی:فقط با آقای خامنه‏ای کار کنید/ منافقین ریاکارانه طالقانی را پدر خطاب می‏کردند

حاج حیدر رحیم پور ازغدی از مبارزین کهنه کار خراسان و از شخصیت‎های انقلابی این خطه در بخشی از خاطرات خود با اشاره به وقایع روزهای انقلاب و ماجرای سفر برخی از انقلابیون مشهد به تهران برای استقبال از زندانیان برجسته سیاسی، به دیدار خصوصی خود با مرحوم طالقانی اشاره کرده و از سفارش اکید ایشان برای تبعیت کامل جریانات انقلابی خراسان از خامنه‎ای جوان در مشهد سخن گفته است.

به گزارش رجانیوز، حاج حیدر در بخش دیگری از خاطرات خود با اشاره به رابطه مجاهدین خلق با مرحوم طالقانی، وی را تنها قدرتی برشمرده است که توانست منافقین را کنترل کند و منافقین هم جرأت افشای عقاید پنهانی خود را به حضرتش نداشتند و ریاکارانه او را پدر می‌خواندند و او نیز رندانه هرلحظه، گروهی از بی‌خبران را که منافقان، جادو کرده بودند به شکلی  جذب انقلاب اسلامی امام می‌کردند.

در ادامه و به مناسبت سپری شدن سالگرد رحلت مرحوم طالقانی، بخش‎هایی از این خاطرات را که برگرفته از کتاب"از انجمن پیروان قرآن تا انجمن حجتیّه" است می‎خوانیم:

 فقط با آقای خامنه‏ای کار کنید

علّت سفر ما به تهران این بود که مدّتی پس از فاجعه میدان ژاله، امواج انقلاب اسلامی برخلاف تصوّر دشمن، گسترش یافت و رژیم مجبور به عقب‌نشینی گشته و به آزادی تدریجی زندانیان سیاسی تن داد. ما در مشهد به دستور آقای خامنه‌ای مأمور شدیم که زندانیان سیاسی را از هر گروهی که باشند از درب زندان مشهد استقبال کرده و پس از پذیرایی موقّتی آنان را به شهرهایشان برگردانیم. و هرچه بخواهید از آنان، که برخی به ویژه مجاهدین و فدائیان، ناجوانمرد از کاردرآمدند پذیرایی کردیم و پس از آن چند نفری  به نمایندگی از مشهد، برای تعظیم آزادشدگان زندان‌های تهران به ویژه، استقبال از زندانیان خراسانی به تهران برویم. شبی پس از ملاقات چند زندانی آزاد شده ناگهان از رادیو شنیدیم که آقای طالقانی و آقای منتظری امشب آزاد می‌شوند.  

گروه شش نفرة ما خدادادی، حسینی، غنیان، سررشته دار، احمدزاده و من، همه ذوق زده، قصد حرکت به طرف زندان قصر و اوین را کردند لیکن شانه‌چی که میزبان ما بود دل شکسته گفت که من باید برای تهیه لوازم پذیرایی میهمانان به خانه برگردم زیرا بسیاری از سیاست مردان  متفاوت وارد منزل ایشان می‌شدند. و به شانه‌چی گفتم من هم با شما به منزل می‌آیم. دوستان شگفت زده پرسیدند: چرا؟!  گفتم زیرا حکومت هنوز به آن احمقی نیست که با بوق خودش هزاران نفر را برای استقبال از دو شخصیت ممتاز انقلاب به درب زندان بکشاند و تظاهرات میلیونی خطرناکی را، راه بیاندازد پس یقین بدانید تا آن دو به خانه نرسیده باشند چنین خبری را پخش نمی‌کند لیکن دوستان سخنم را نشنیدند و رفتند. 

 من وشانه چی به منزل رفتیم. شانه‌چی لحظه‌ای بعد از اندرون برگشت و با لبخندی گفت: حق با تو بود، آقای طالقانی منزلشان تشریف دارند و زنگ زده‌اند که من هرچه زودتر به آنجا بروم و وسایل پذیرایی ملاقات کنندگان را فراهم کنم و مابه طرف خانه آقای طالقانی راه افتادیم و ایشان از مشاهده من و شانه‌چی در کنار یکدیگر که از دو گرایش متفاوت مبارزه بودیم یکه خورده و شاید تصور کرده بودند که من هم متمایل به مجاهدین شده‌ام و با زیرکی به شانه‌چی گفتند بروید ببینید خانم چه چیزهایی لازم دارند و تهیه کنید و چون ایشان از خانه خارج شد مرحوم طالقانی آهسته، دری را که بین پذیرایی و اندرونی بود، بسته و با اشاره از من خواستند جلوتر بروم، هنگامی که نزدیک شدم فرمودند: در مشهد چه خبر است؟ و با چه کسانی کار می‌کنید؟

 گویا تصور کرده بودند من هم چون برخی دوستان، به هوای دهة 20 و 30 همچنان با جبهه ملّی بی‌ملّت، کار می‌کنم و یا در هوای دهة 40 نهضت آزادی می باشم زیرا مدیریت نهضت آزادی درخراسان با خود ما بود ایشان نگران بود که نکند من جدا از صفّ امام، حرکت کنم و یا به اعتبار سوابق مبارزاتی، من هم، عَلَم و کوتلی برداشته و افرادی را دور خود، جمع کرده و بر انشعاب‌های بچه‌گانة دشمن‌پسند افزوده باشم.

عرض کردم آقا، مشهدی‌ها یکپارچه‌اند. ولی گوئی سخنم قانع کننده نبود. نظری به پشت شیشه افکنده و با سفارشی التماس گونه فرمودند: «فلانی، فقط با آقای خامنه‌ای کار کنید، دیگران در مشهد، اعتبار و شایستگی رهبری این مبارزه را ندارند.» 

گفتم: چه می‌فرمایید؟ انقلاب خراسان، شش‌دانگش از آن آقای خامنه‌ای است و من هم نه تنها امروز بلکه سال‌هاست با این که خود از چند مرجع، اجازه اخذ و مصرف وجوهات دارم حتّی وجوهات شخصی خود را به آقای خامنه‌ای می‌پردازم و با ایشان در ارتباط نزدیک بوده و هستم.  و چنین گزارشی، کمال ارادت یک مرید به مراد و خطّ اصلی انقلاب اسلامی را می‌رساند. ایشان دعا فرمودند و دوباره گفتند. فقط با آقای خامنه‌ای باشید و این حمایت آقای طالقانی از آقای خامنه‌ای در روزهایی بود که قطعاً شخصیت طالقانی کهنه‌کار از خامنه‌ای جوان، بیشتر بود، زیرا امام ایشان را اولین امام جمعه تهران منصوب فرمودند به این معنی که طالقانی، هنگامی این سفارشات را می‌کرد که خود، دوّمین شخص انقلاب بود و نزد روشنفکران، هرگز شأنی کمتر از امام نداشت.

آیت‌الله طالقانی و نفاق مجاهدین

معذلک باز هم جناح ارتجاعی که ریشه‌اش از روحانیت متحجّر و متدینین دین‌نشناس، که با الفبای سیاست هم آشنا نبوده و نیستند به آقای طالقانی به همان چشمی می‌نگریستند که مجاهدین خلق را می‌دیدند، زیرا شعور نداشتند تا بدانند این طالقانی است که افسار گسیختة مجاهدین خلق را با رودربایستی در دست نگاه داشته تا مهارشان کند و مانع لگدپرانی‌ آشکار آنان گردد و او تنها قدرتی است که می‌تواند منافقین را کنترل کند و منافقین هم جرأت افشای عقاید پنهانی خود را به حضرتش نداشتند و ریاکارانه او را پدر می‌خواندند و او نیز رندانه هرلحظه، گروهی از بی‌خبران را که منافقان، جادو کرده بودند به شکلی  جذب انقلاب اسلامی امام می‌کردند.

ولی متأسفانه منافقین، این حقیقت را زودتر از مؤمنان درک کردند و از این رو هرلحظه از آقای طالقانی می‌خواستند که نزد امام رفته و سهم آنان را از انقلاب بگیرد و این گستاخی به جایی رسید که روزی به امام نامه نوشته و برای تعیین تکلیف!! اجازة ملاقات خواستند و پاسخ امام به آنان در سخنرانی تلویزیونی این گونه اعلام شد: نمی‌خواهد شما خدمت من بیایید، شما سلاح‌ها را تحویل دهید و ارزش‌های اسلام را بپذیرید من خدمت شما می‌رسم!!

ولی آنان قانع نشده و آقای طالقانی را برای کسب تکلیف خدمت امام فرستادند و امام به ایشان فرمود شما بسیار برای ارشاد اینان زحمت کشیده‌اید لیکن یقین بدانید هدایتشان  میسّر نیست و آقای طالقانی در نماز جمعه پاسخ منافقان را این‌چنین داده و فریاد برآوردند: که این جوجه کمونیست‌ها از من می‌خواهند به امام، درس بدهم و مطالبات آقایان را از انقلاب بگیرم غافل از این که من آنجا می‌روم تا به نور امام، منوّر گردم. وقتی این سخنرانی آقای طالقانی پخش می‌شد، برادرم محسن رحیم پور ازغدی که از بچه‌های حزب ملل اسلامی و زندانیان سیاسی دهة 40 بود پریشان گشته و به من گفت: به خدا قسم، مجاهدین خلق به همین زودی آقای طالقانی را از سر راهشان برمی‌دارند زیرا از این به بعد، ماندن پدر!! برایشان خطرناک است.


دو اعتراف جالب مهاجرانی درباره جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، عطاءالله مهاجرانی ، مقام معظم رهبری

مسئول اتاق فکر جریان ضدانقلاب داخلی در لندن که مدیریت چند سایت اینترنتی مخالف جمهوری اسلامی ایران را نیز برعهده دارد، در یک جلسه پرسش و پاسخ به دو مساله جالب اعتراف کرده است.

طاءالله مهاجرانی» در این جلسه که در یکی از دانشگاه‌های انگلیس برگزار شد، تمامی تحلیل‌های رسانه‌های ضدانقلاب مبنی بر شباهت وضعیت ایران و مصر را رد کرد و آن را نشانه توهم این افراد دانست.

به گزارش جهان به نقل از شبکه ایران مهاجرانی برای اثبات سخنان خود، به ارائه تفاوت‌های نظام جمهوری اسلامی ایران و رژیم دیکتاتوری مصر پرداخت که در حین آن به دو موضوع جالب هم اذعان کرد.

استقلال بی‌نظیر جمهوری اسلامی در کنار پاکدستی رهبر آن

وزیر ارشاد دولت اصلاحات با بیان اینکه «نمی‌شود شرایط ایران را مصری کرد»، وابستگی تام و تمام حسنی مبارک به غرب را یکی از تفاوت‌های بنیادین این کشور با ایران ارزیابی و تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران استقلال بی‌نظیری در عدم هرگونه وابستگی به غرب و شرق دارد.

رئیس حلقه لندن هم در جریان حوادث سال گذشته به همراه افرادی مانند محسن کدیور، عبدالکریم سروش و اکبر گنجی، خود را یاران وفادار میرحسین موسوی در ادامه حرکت آشوب‌های خیابانی نامیده بود، در دومین اعتراف خود به بررسی وضعیت فساد اقتصادی در خاندان مبارک در مصر پرداخت و آن را یک تفاوت آشکار میان ایران و مصر عنوان کرد.

مهاجرانی با مقایسه وضعیت مسئولان ارشد ایران با مصر، درباره وضعیت زندگی و فعالیت‌های اقتصادی رهبر معظم انقلاب اذعان کرده است که «من آیت‌الله خامنه‌ای را خوب می‌شناسم و می‌دانم که در تمام کارنامه‌ اقتصادی خود و اقوامش، نقطه سیاه که هیچ، حتی یک نقطه خاکستری هم نمی‌توان یافت.»


تحقق پیش‏بینی رهبرانقلاب درباره‌سرنوشت‌مشابه نامبارک با بن‌علی و پهلوی
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، محمدرضا شاه

نماز جمعه پانزدهم بهمن ماه امسال به امامت رهبر انقلاب با یک پیش‏بینی در مورد عاقبت مبارک و نیز یک هشدار به کسانی که در داخل هنوز چشم امید به آمریکا دارند، همراه شد. 

 
به گزارش رجانیوز، رهبر انقلاب با اشاره به اوضاع مصر فرمودند: «مسلّم چند صد هزار -از فقراى قاهره توى قبرستان‏ها زندگى می‏کنند! آواره، بیابانگرد، می‏روند به قبرستان‏ها پناه می‏برند. مردم در سختىِ معیشت زندگى می‏کنند.» ایشان ضمن مرور این شرایط ادامه دادند: «یعنى آمریکایى‌ها به خاطر این نوکرى، پاداش هم ندادند. امروز هم به او پاداش نمی‏دهند. امروز هم هر ساعتى که او از مصر فرار کند و خارج بشود -به امید خدا- مطمئن باشد که اولین دروازه‌اى که به روى او بسته خواهد بود، دروازه‌هاى آمریکاست؛ راهش نمی‏دهند؛ همچنان که بن‌على را راه ندادند، همچنان که محمدرضا را راه ندادند. اینها اینجورى‌اند.» 
 
رهبر انقلاب خطاب به کسانی که در داخل هنوز به رابطه با آمریکا فکر می‏کنند، فرمودند: «این کسانى که دلشان براى دوستى آمریکا و رفاقت با آمریکا و اطاعت از آمریکا می‏تپد، این نمونه‌ها را ببینند. اینها مثل شیطانند. در دعاى صحیفه سجادیه می‏فرماید شیطان وقتى که من را دچار می‏کند، بعد نگاه می‏کند آن طرف -به تعبیر بنده- به من می‏خندد، به من پشت می‏کند، اعتنایى نمی‏کند. اینها اینجورند. آمریکایى‌ها به وسیله این افراد حقیر و ضعیف، دنبال منافع خودشانند.» 
 
اشاره رهبر انقلاب نخست به سرنوشت شاه پهلوی بود و بعد هم زین العابدین بن‏علی و از پس این همه آینده‏ای که آن روز در انتظار مبارک بود و اکنون محقق شده است. 
 
آنچه بر سر شاه پهلوی آمد 
 
به ثریا اسفندیاری همسر دوم خود می‏گفت: «من نمی خواهم پس از رفتن از ایران، مانند ملک فاروق (شاه سابق مصر) در لاس وگاس مدیر قمار خانه و یا مانند کارول پادشاه سابق رومانی در امریکا دلال اتومبیل شوم.» اما دست آخر نه چمدان‏های پر از پول به امدادش آمد و نه رفاقت با آمریکا. 
 
ماجرا از ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ شروع شد. دو ساعت در مهرآباد معطل ماند تا بختیار از مجلس رأی اعتماد بگیرد و بعد بتواند با گریه همراه فرح ایران را با هواپیما ترک کند. پنج روز میهمان مصر بود که دعوت‌نامه ملک حسن دوم پادشاه مراکش او را به این این کشور کشاند تا کم‏کم حکایت در‏به‏دری‏های شاه پهلوی آغاز شود. دعوت ملک حسن به طمع پول‏های شاه بود و گر نه پادشاه مراکش عاشق چشم و ابروی شاه مخلوع و سرگردان نبود. 
 
سوم اسفند 57، شاه با ریچارد پارکر دیدار و خواسته‏اش مبنی بر عزیمت به آمریکا را مطرح کرد اما سرانجامی نداشت. وقتی برژینسکی تقاضای او را به کارتر گفت، جواب جالبی شنید: «من نمی توانم ببینم که شاه در امریکا مشغول بازی تنیس است در حالی که جان اتباع امریکایی به خاطر او به خطر افتاده است.» و به این ترتیب شاه بدبخت ایران همچنان سرگردان ماند. 
 
حتی فرانسه هم که امام خمینی را پذیرفته بود شاه را نپذیرفت! و دلخوشی‏های او برای سفر به سوئیس و انگلستان هم بی‏نتیجه ماند. وی، ناچار جزایر باهاما واقع در غرب اقیانوس اطلس را که در فاصله‏ای نه چندان دور از سواحل فلوریدا واقع بود، برای اقامت برگزید تا شاید با پرداخت بخشی از پول‏های کلانی که داشت، در‏به‏دری‏اش پایان پذیرد. خاطرات فریده دیبا (مادر فرح) از آن روزها جالب توجه است: «اقامت شاه در باهاما اقامتی پر خرج و پر نکبت بود دولت باهاما هم به انها اخطار کرده بود که حق ندارند هیچ تفسیری در مورد رویداد های ایران بنمایند.» 
با وجود همه پول‏هایی که به جیب باهاما رفت، آنها از تمدید ویزای اقامت شاه در اوایل ژوئن (اواسط خرداد ۱۳۵۸) سر باز زدند تا نوبت به سفر بعدی شاه این بار به مکزیک برسد. فریده دیبا در خصوص اقامت در مکزیک می‏نویسد: «اقامت در مکزیک برای محمد رضا زجر آور بود زیرا او باید هر هفته شیمی درمانی می‏شد.» 
شاه شدیدا مریض بود و علاوه بر سرطان پیشرفته و مالاریا، یرقان شدید هم گرفته بود. در چنین شرایطی، کارتر با فشار اطرافیانش اجازه ورود شاه به آمریکا را برای مدتی کوتاه برای درمان داد. 
 
محمد رضا در آن حال نزار و رنگ پریده که تب شدید هم آزارش می‏داد، گفت:«ببینید روزگار با ما چه کرد؟ در همین آمریکا ترومن ، اف کندی و کارتر به استقبال من می آمدند و فرش قرمز زیر پایم پهن می کردند.» شاه کمی بعد و به دنبال تسخیر سفارت آمریکا در ایران، به ناچار و به دنبال نپذیرفته شدن در بسیاری کشورها راهی پاناما شد. 
 
فرح دیبا می‏نویسد: «ژنرال عمر توریخوس برای دیدن شاه امد عمر توریخوس ادم بسیار بی ادبی بود و به هیچ وجه اداب گفت و گوی دیپلماتیک را رعایت نمی کرد.... توریخوس با بی ادبی تمام شاه را چوپن می‏نامید چوپن در اصطلاح مردم پاناما یعنی تفاله(پرتغالی که اب ان را تا قطره آخر گرفته اند)... دخترم تعریف می کرد که این مردک نیمه وحشی (توریخوس) به من نظر سوء پیدا کرده و مرتبا به دیدن شاه به کونتادورا می امد او می گفت شما هر چه بخواهید برایتان تهیه خواهم کرد! بهتراست این مرد بیماررا رها کنید!» کمی بعد او برای عمل جراحی به مصر رفت و در همان جا نیز با خفت درگذشت. نه پولش به امدادش آمد و نه دوستی‏اش با آمریکا. 
 
سرنوشت بن‏علی 
 
علی السریاطی فرمانده گارد رئیس جمهوری گزارشی به بن‏علی داد که بر مبنای آن رئیس جمهور جایی برای درنگ نیافت. بر مبنای این گزارش محل سکونت او در معرض حمله مخالفان قرار داشت. این چنین بود که هواپیمای بن‏علی، او، همسرش یعنی لیلی طرابلسی و دو فرزند آنها یعنی محمد(6 ساله) و حلیمه(18 ساله) را برای همیشه از تونس خارج کرد. 
 
این بار هم فرانسه به "بن علی" پناهندگی نداد. شبکه تلویزیونی الجزیره قطر با بیان اینکه بن‏علی پس از فرار تونس ساعت‌ها به دنبال پناهگاهی می‌گشت، ‌این خبر را اعلام کرد:«فرانسه دست رد به درخواست بن علی مبنی بر انتقال به پاریس زد.» حتی آمریکا هم روی خوشی به او نشان نداد. 
 
پس از این بود که هواپیمای حامل بن‏علی رئیس جمهور سابق تونس در فرودگاه جده بر زمین نشست و کاخ پادشاهی سعودی نیز طی بیانیه‏ای رسمی این مسئله را اعلام کرد:«جدای از ابزارنگرانی ها درباره اوضاع استثنایی که مردم برادر تونس با آن مواجه هستند ودر حمایت از امنیت و ثبات کشورشان ، دولت سعودی از زین العابدین بن علی وخانواده اش در این پادشاهی استقبال کرده است.» 
 
کمی بعد لوموند خبر مال و اموالی که شاه ساده‏اندیش تونس به همراه خود برده بود را منتشر کرد. بر مبنای این خبر یک و نیم تن طلا همراه خانواده بن‏علی از کشور خارج شده بود، شاید گره‏گشای در‏به‏دری‏های بعدی پادشاه مخلوع باشد. این همه در حالی بود که اظهار تمایل بن‏علی برای بازگشت هم توسط محمد الغنوشی نخست‏وزیر موقت تونس رد شد. 
 
سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان سعودی برای آنکه از فشار افکار عمومی علیه عربستان کاسته باشد، در مقابل رسانه‏ها قرار گرفت و تصریح کرد:«میزبانی از زین العابدین بن علی به معنی اقدامی علیه ملت تونس نیست. این برای نخستین مرتبه نیست که عربستان فردی را که پناه آورده، می‌پذیرد.» او افزود:«میزبانی از کسی که پناه آورده، یک عرف عربی است و کسی که پناه آورده؛ پناه داده می‌شود. عربستان سعودی نیز در این زمینه به شیوه‏ای عمل کرده که از سال‌های دور در پیش گرفته بود.» 
سعود الفیصل ادامه داد:«ریاض به بن علی اجازه فعالیت سیاسی نخواهد داد و برای ادامه میزبانی از فردی که پناه می‌آورد شرط‌ها و ضوابطی وجود دارد. ما در کنار ملت تونس در راستای اهداف آن هستیم.» و این شاید به معنی سرآغاز سرگردانی‏های کسی بود که روزی چون شاه مورد تمجید آمریکا قرار داشت. 
و این بار نوبت مبارک بود... 
 
پیش‎بینی رهبر انقلاب محقق شد و همان که به سر شاه و بن‏علی آمده بود، بر سر مبارک نیز آمد. در حالی که سراسر قاهره پر از خروش و اعتراضات مردمی بود، خبری از درخواست مبارک از پادشاه سعودی برای سفر به جده منتشر شد. این در حالی بود که هنوز مبارک برای بقای خود تلاش می‏کرد. وزیر دفاع مصر راهی واشنگتن شد تا شاید حمایت فوری و تجهیزات پیشرفته آمریکا را برای قلع و قمع مردم مصر به دست‌ آورد؛ اما چه سود؟! 
 
در آغاز مثل همیشه حمایت‏هایی بود. جو بایدن معاون رئیس جمهوری آمریکا در گفت و گو با شبکه تلویزیونی پی بی اس آمریکا گفت:«هنوز زمان استعفای حسنی مبارک فرا نرسیده است.» او تصریح کرد:«مبارک در بسیاری مسائل متحد امریکا محسوب می شود و در حفظ منافع ژئوپلیتیک واشنگتن در منطقه و طرح صلح خاورمیانه نقش بسزایی ایفا کرده است.» معاون رئیس جمهوری آمریکا افزود:«مبارک را دیکتاتور نمی دانم.» 
 
با بالا گرفتن اعتراضات مردمی اما این حمایت‏های نیم‏بند هم به پایان رسید و آمریکا رسما حامی مردم مصر شد! این چنین بود که مبارک آمریکا را خیانتکار خواند. او به ناچار از آمادگی خود برای کناره‏گیری از قدرت سخن گفت و در مصاحبه با تلویزیون "ای بی سی "آمریکا ادامه داد:«خسته شده ام. پس از 62 سال خدمت دولتی، کافی است، می خواهم بروم.» او افزود:«اگر امروز استعفا کنم، هرج و مرج خواهد شد.» 
 
در روزهای نخست اخباری مبنی بر احتمال سفر مبارک به آلمان برای درمان منتشر شد. روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز طی خبری نوشت:«دولت آمریکا علنا در حال مقدمه چینی برای انتقال "حسنی مبارک" به آلمان است.» 
 
کمی بعد برخی رسانه‏ها از وساطت خانواده شاه معدوم ایران برای گرفتن پناهندگی وی از دولت آمریکا خبر دادند. اخبار ضد و نقیض در خصوص سفر او همچنان باقی ماند. اگر چه پارلمان آلمان برای حضور مبارک در این کشور ابراز تمایل کرد، موج اعتراضات اما این دعوت را نیز در ابهام باقی گذاشت. 
 
در چنین شرایطی خبر دعوت دو کشور از مبارک منتشر شد. شاهزاده «عبدالله بن زاید آل نهیان»، وزیر امور خارجه امارات با سفری اعلام نشده به مصر، با «حسنی مبارک»، رئیس جمهور مادام العمر این کشور دیدار و پیغام محرمانه شیخ «خلیفه بن زاید آل نهیان»، امیر امارات متحده عربی را تحویل وی داد. گفته می‏شد در این پیغام امارات برای پذیرش مبارک اعلام آمادگی کرده بود. همان زمان برخی منابع بحرینی اعلام کردند که ملک «حمد بن عیسی آل خلیفه» نیز پیامی مشابه و شفاهی برای «حسنی مبارک» ارسال کرده است. 
 
آمریکایی که یک روز حامی مبارک بود، به یکباره منتقد او شد! باراک اوباما رییس‌جمهور آمریکا، بدون اشاره مستقیم به نام حسنی مبارک، از رئیس‌جمهور مصر به دلیل عدم شفافیت در قبال مردمش و همچنین حرکت نکردن در مسیر دموکراسی در این کشور انتقاد کرد. اوباما از رهبران دولت مصر خواست در مسیر دموکراسی گام بردارند و گفت:«آنها هنوز از این فرصت استفاده نکرده‌اند.» اوباما گفت که این لحظه تغییر است، چون مردم مصر خواستار تغییر هستند. "جان مک‌کین"، سناتور برجسته جمهوری خواه نیز اظهار نظر کرد:«این اعلام از سوی حسنی مبارک که وی در قدرت باقی خواهد ماند، دردسرساز و تاسف آور است.» 
 
دست آخر خبر سفر مبارک به امارات منتشر شد تا پایانی باشد بر همه گمانه‏زنی‏ها. پایگاه اینترنتی اشترن توضیح داد که، مبارک روز جمعه برابر با 22 بهمن ماه سال شمسی با یک هواپیمای خطوط هوایی خصوصی "ایرعربیا" از شرم الشیخ به شارجه رفته است و در امارات سکوت پیدا کرده است. در عین حال خبر معالجه مبارک در وین هم رد شد تا اتریش هم عرض ارادتی به مبارک کرده باشد. "پیتر لانسکی تیفن تال" سخنگوی وزارت خارجه اتریش در گفت وگو با خبرنگار ایرنا، شایعات خبری مربوط به احتمال درمان حسنی مبارک رییس جمهوری سابق مصر در یک بیمارستان در وین را رد کرد. 
 
این چنین بود که سرنوشت شاه و بن‏علی به سراغ مبارک آمد تا در‏به‏دری پادشاهی دیگر آغاز شود و اخبار پراکنده و ثابت نشده‏ای از کشور پذیرای او منتشر شود. این همان سرنوشتی است که رهبر انقلاب برای کسانی که هنوز دل در گرو آمریکا دارند، از آن سخن گفتند.

رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه تهران
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٦  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، سخنرانی
سرنوشت محمدرضا پهلوی و بن‌علی در انتظار مبارک/ فتنه88 آخرین نمایشنامه غرب برای از بین بردن روح انقلاب بود

امروز (جمعه) 15 بهمن دانشگاه تهران و خیابان‌های اطراف آن، مطاف عشق بود تا مردم با ایمان تهران، پس از نمازجمعه تاریخی 29 خرداد 88 بار دیگر، نمازجمعه را به امامت ولی امر مسلمین جهان اقتدا کنند.

به گزارش رجانیوز، رهبر انقلاب در حالی به نمازجمعه تهران آمدند که شرایط حساس شمال افریقا به‌گونه‌ای است که همه منتظر شنیدن مواضع، پیش‌بینی‌ها و توصیه‌های ایشان بودند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیانات مهمی که ایراد کردند، خطبه اول را به انقلاب اسلامی ایران و توطئه های غرب در طول 32 سال گذشته برای براندازی، استحاله و روی کارآوردن افراد ضعیف النفس اختصاص دادند.

ایشان فتنه 88 را آخرین نمایشنامه غرب در این صحنه دانستند و پس از تبیین ناکارآمدی این روش‌ها، در این خطبه و در خطبه دوم، تشریح کردند که انقلاب ایران چگونه برای سایر ملت‌ها الهام بخش بوده و سپس تأکید کردند که اکنون انعکاس صدای ملت ایران در شمال افریقا شنیده می‌شود و بر خلاف تحلیل غربی‌ها، احساس حقارت مردم از وابستگی سران‌شان به استکبار عامل اصلی خیزش‌ها است. مشروح بیانات رهبر انقلاب به نقل از ایرنا در ادامه آمده است:

** انعکاس صدای ملت ایران امروز در شمال آفریقا و دیگر نقاط جهان اسلام شنیده می شود

به گزارش ایرنا، حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای خطبه های اول نماز جمعه تهران، همه نمازگزاران عزیز را به رعایت تقوا توصیه کردند و شهادت علی بن موسی الرضا(ع) و رحلت نبی معظم و مکرم اسلام محمد بن عبدالله (ص) و شهادت سبط اکبر حضرت مجتبی(ع) را به مومنان نمازگزار، ملت ایران، شیعیان و مسلمین عالم تسلیت گفتند.

حضرت آیت الله خامنه ای در مورد لزوم رعایت تقوا بیان کردند که خداوند حتی وجود مقدس پیامبر(ص) را برای رعایت تقوا مخاطب قرار می دهد.

ایشان خطاب به نمازگزاران فرمودند: خدا را در نظر داشته باشید و مراقب اعمال، رفتار و گفتار و حتی افکار و تصورات خود باشید.

رهبر انقلاب اسلامی ادامه دادند اگر تقوا حاصل شود، تمام راه های بسته گشوده خواهد شد و خداوند متعال در همه مراحل، ملتی را که دارای تقوا است، یاری خواهد کرد.

ایشان با تاکید بر این که دهه فجر و 22 بهمن امسال شور و حال دیگری دارد تصریح کردند: امروز مردم پس از سال ها مجاهدت مشاهده می کنند که انعکاس صدای آن ها و فریاد مظلومانه و قدرتمندانه آن ها در مناطق دیگری از دنیای اسلام با قدرت و قوت شنیده می شود.

رهبر معظم انقلاب با اشاره به حوادث امروز شمال آفریقا (کشور مصر و تونس) و برخی از کشورهای دیگر بیان فرمودند: این حوادث برای ملت ایران معنای خاصی دارد، این همان چیزی است که همیشه به عنوان پدید آمدن بیداری اسلامی به مناسبت پیروزی انقلاب بزرگ اسلامی ایران گفته می شد.

ولی امر مسلمین جهان با بیان این که دهه فجر اهمیت زیادی دارد، فرمودند که در خطبه اول به مطالبی در مورد انقلاب اسلامی و در خطبه دوم هم در خصوص مسائل مصر و تونس خواهم پرداخت و سپس به زبان عربی مسلمانان عرب زبان را در سراسر منطقه خطاب قرار خواهم داد.

ایشان تاکید کردند که آنچه را که در مورد انقلاب و این حادثه عظیم ملت ایران می گویم، برای ما آموزنده و عبرت آموز است، اولا یک تصویری از واقعیت های جهان است تا ببینیم مستکبران، زورگویان عالم و قدرت های مسلط چه می خواستند و چه شد؟، دنبال چه بودند اما در عمل چه اتفاقی افتاد؟ سپس دو ویژگی از ویژگی های انقلاب را که مربوط به دوره ماست، خواهم گفت.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه به تصویر وضعیت موجود و مقایسه آن با آن چه که زورگویان عالم دنبال آن بودند، پرداختند و فرمودند: فاتحان جنگ بین الملل اول و دوم که عمدتا چند کشور اروپایی و آمریکا بودند، در منطقه مهم خاورمیانه یک سیاست تصویب شده داشتند.

ایشان از دلایل مهم بودن این منطقه را موقعیت سوق الجیشی آن دانستند و در توضیح ویژگی های آن، تاکید کردند که این منطقه نقطه اتصال آسیا، اروپا و آفریقا است، یکی از بزرگترین انبارهای نفت عالم است و نفت شریان حیاتی همه قدرت های صنعتی است که در دنیا مسلط هستند، همچنین ملت های این منطقه دارای تمدن های کهن، ریشه دار و با سوابق تاریخی هستند.

ولی امر مسلمین جهان در مورد سیاست قدرت های بزرگ در منطقه تاکید کردند که سیاست آنها این بود در منطقه باید کشورها و واحدهای سیاسی ضعیفی وجود داشته باشند که با یکدیگر مخالفت و دشمنی داشته و نتوانند متحد باشند.

ایشان تاکید کردند: آنها سیاست تقویت ناسیونالیسم های عربی، ترکی و ایرانی را در طول سال های متمادی دنبال کردند و کشورهایی را که حاکمیت هایشان از لحاظ سیاسی و حکام شان دست نشانده و مطیع باشند، ایجاد کردند.

رهبر انقلاب تاکید کردند همچنین کشورهایی را ایجاد کردند که از لحاظ اقتصادی مصرف کننده باشند که نفت را تقریبا مفت از چنگشان خارج کنند و پول همان نفت را باز خرج واردات کنند تا کارخانه های غربی رونق بگیرند.

ایشان تاکید کردند آنان به دنبال کشورهایی بودند که از لحاظ علمی عقب افتاده باشند و اجازه پیشرفت علمی به آنان داده نشود.

رهبر معظم انقلاب تاکید کردند که این مسائل سرفصل است و هر کدام از اینها حقیقتا یک کتاب شرح و تفصیل دارد.

** ظهور و حضور امام خمینی (ره ) تقدیر خداوند بود

حضرت آیت الله خامنه ای‌ با یادآوری اینکه استراتژیست های غربی با هزاران ساعت مطالعه، فکر و برنامه ریزی برای منطقه سیاست گذاری کرده و آدم هایی را معین و به وسیله آنها کار ها را انجام دادند، اظهارداشتند:‌‌ با این تحلیل می شود رفتار رضا خان، محمد رضا و مصطفی کمال ترکیه و دیگران را تحلیل کرد.

ایشان همچنین افزودند: غربی ها تلاش کردند که مردم منطقه را از نظر فرهنگی، مقلد محض اروپایی ها، از نظر نظامی ذلیل و آسیب پذیر، از نظر اخلاقی فاسد، ‌از نظر مذهبی کاملا سطحی و قانع به مذهب فردی و احیانا مذهب تشریفاتی نشان دهند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی ادامه دادند: آنها تا قبل از پیروزی انقلاب جز در برهه های کوتاهی از زمان مثلا در مقطعی از تاریخ که حکومت مردمی در مصر و یا در ایران هم به طور دیگر ایجاد شد، عموما به طور مطلق در تمامی بخش ها پیشرفت کردند.

مقام معظم رهبری اظهارداشتند‌: ناگهان حادثه بزرگ و انفجار عظیمی رخ داد و اوضاع آنها (غربی ها) را برهم ریخت، به طوری که یک مرد عالم برجسته، حکیم، فقیه، مجاهد، شجاع، خطر پذیر و نافذ الکلمه در ملت ایران به نام امام خمینی (‌ره) ظهور کرد که این ظهور و حضور تقدیر خداوند متعال بود.

** طراح، نقشه کش و مدیر صحنه فتنه 88 بیرون از مرزهای ایران بود و هست

رهبر معظم انقلاب اسلامی در ادامه بیانات خود با یادآوری فرآیند وقوع انقلاب اسلامی ایران افزودند: مردم ایران آماده بودند، خطرها را به جان خریدند، وارد میدان شدند، جان و مال شان را دادند و امتحان خوبی پس دادند.

ایشان اظهار داشتند: این انقلاب همه محاسبات غرب را دچار اختلال کرد. انقلاب اسلامی در ایران قوی ظاهر شد و قوی ادامه پیدا کرد، یعنی اینطور نبود که سال اول و دوم یک هیجانی پدید آید و سپس تمام شود، بلکه ادامه پیدا کرد که من بعدا در مورد این ادامه و استمرار عرایضی دارم که عرض خواهم کرد.

رهبر معظم انقلاب تاکید کردند: امام مثل کوه ایستاد، ملت همه پشت سر امام مثل کوه استوار ایستادند، جبهه دشمن هم هر چه توانست تلاش کرد و هر کاری از دست شان بر می آمد، از جنگ های خیابانی گرفته تا درگیری های قومی، تلاش برای کودتای نظامی، تحمیل جنگ هشت ساله، تحریم اقتصادی و به راه انداختن ماشین عظیم جنگ روانی در طی این 32 سال انجام داد.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه تصریح کردند: 32 سال است که علیه ملت ایران، امام و انقلاب جنگ روانی ایجاد کردند، دروغ گفتند، تهمت زدند، شایعه پخش کردند، سعی کردند اختلاف ایجاد کنند و راه ها را در داخل منحرف کنند.

ایشان در مورد برنامه های قدرت های استکباری در مقابل انقلاب اسلامی، با بیان اینکه هدف اول آنها در درجه اول سقوط و براندازی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بود، خاطر نشان کردند: هدف بعدی این بود که اگر براندازی جمهوری اسلامی تحقق پیدا نکرد، انقلاب را استحاله کنند، یعنی صورت انقلاب باقی بماند، اما باطن، سیرت و روح انقلاب از بین برود که تلاش زیادی در این زمینه کردند که آخرین نمایشنامه آنها که به روی صحنه آمد، همین فتنه 88 بود.

رهبر معظم انقلاب فرمودند: عده ای در داخل به خاطر حب به نفس و مقام و از این قبیل امراض خطرناک نفسانی اسیر این توطئه شدند.

حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند: من بارها گفته ام که طراح، نقشه کش و مدیر صحنه این فتنه در بیرون از این مرزها بود و هست و بعضی دانسته یا ندانسته در داخل با آنها همکاری کردند.

رهبر معظم انقلاب در مورد هدف سوم دشمن تصریح کردند: هدف سوم هم این بود و هست که کاری کنند که اگر نظام اسلامی باقی می ماند، از عناصر ضعیف النفسی که می توان در آنها نفوذ کرد، استفاده کنند و در واقع اینها را در مسائل کشور، طرف های اصلی خودشان قرار دهند.

رهبر معظم انقلاب فرمودند: هدف آنها این بود که نظامی در کشور به وجود بیاید و ادامه پیدا کند که قدرت کافی نداشته باشد، ضعیف باشد، مطیع و سرسپرده باشد، در مقابل آمریکا نایستد و قد علم نکند که این اهداف آنها تا امروز شکست خورده است.

** نخبگان، ملت و مسوولان خوب ایران تا امروز به دشمن اجازه دستیابی به اهدافش را نداده اند

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه خطبه های نماز جمعه تهران در مورد تغییرات گسترده ایجاد شده در اثر انقلاب اسلامی ایران توضیح دادند، تغییراتی که این انقلاب در کشور بوجود آورده به لحاظ عمق و ژرفا تغییرات مهم و اساسی است.

ایشان ادامه دادند: چند مورد از اتفاقاتی را که افتاد بیان می کنم، البته همه این تغییرات را می دانید و می دانیم، اما خدای متعال نیز در قرآن، ما را متوجه خورشید می کند و می فرماید 'والشمس و ضحیها'، در حالی که خورشید در مقابل چشم ما است، با این حال سوگند یاد می کند تا ما توجه پیدا کنیم که این پدیده، این قدر دارای عظمت است.
مقام معظم رهبری یادآور شدند: پیش از انقلاب، نظام حاکم بر کشور، یک نظام اسلام ستیز عمیق بود که با ظواهر چندان کاری نداشتند اما در حقیقت از نظر عمق، دنبال زدن ریشه های اسلامی مردم بودند.

ایشان ادامه دادند: در این زمینه مثال ها، شواهد و خاطره های زیادی در ذهنم هست که مجال بیان آنها نیست اما انقلاب درست در نقطه مقابل آنها قرار داشت، به طوری که اسلام را محور همه چیز و محور مدیریت قرار داد و اکنون، احکام و قوانین اسلامی معیار و ملاک قوانین کشور است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: قبل از انقلاب اسلامی، کشور به لحاظ سیاسی وابسته بود یعنی حکومت، چه خود محمد رضا، چه دستگاه های گوناگون، مطیع و منتظر اشاره آمریکا بودند.

مقام معظم رهبری ادامه دادند: شواهد فراوانی در این زمینه هست، به عنوان نمونه، 'دکتر امینی' به آمریکا رفت به منظور اینکه آمریکایی ها را برای نخست وزیری خود قانع کند و پس از بازگشت، نخست وزیر شد اما یکی دو سال بعد، شاه که با او مخالف بود، به آمریکا رفت که موافقت آن ها را برای عزل وی از نخست وزیری جلب کند و پس از بازگشت، او را عزل کرد.

ایشان همچنین افزودند: شاه در بسیاری از مسایل، سفیر آمریکا و انگلیس را به کاخ خود دعوت می کرد تا تصمیم های خود را با آنان در میان بگذارد و اگر آنان مخالفتی می کردند، آن تصمیم ها عملی نمی شد.

حضرت آیت الله خامنه ای با بیان اینکه منظور از وابستگی سیاسی رژیم وقت، مطیع آمریکا بودن است، فرمودند: قبل از دوره آمریکا نیز رژیم حاکم مطیع انگلیس بود، به طوری که انگلیسی ها رضا خان را آوردند و وقتی دیدند به دردشان نمی خورد، خودشان او را عزل و از کشور بیرون کردند و پسرش را به جای وی روی کار آوردند.

** امروز قدرت‌های بزرگ نمی‌توانند ادعای تاثیرگذاری بر تصمیم‌های مسوولان ایران را داشته باشند

ولی امر مسلمین جهان در ادامه با تاکید بر وجود استقلال کامل در ایران افزودند: در حال حاضر هیچ یک از قدرت‌های بزرگ نمی توانند ادعا کنند که کوچک ترین تاثیری در تصمیم های مسوولان ایران دارند.

ایشان افزودند: این ایستادگی، استقلال و عزت سیاسی بیشترین جذابیت را برای ملت های جهان دارد و ملت‌ها به این دلیل برای ملت بزرگ ایران احترام ویژه‌ای قایلند که ایران به استقلال سیاسی دست پیدا کرده است.

حضرت آیت الله خامنه ای ادامه دادند: قبل از انقلاب اسلامی، حکومت سلطنتی بر ایران حاکم بود که نقطه مقابل آن مردم سالاری است.

ایشان در تبیین تفاوت های عمده ساختار نظام حاکم قبل و بعد از انقلاب فرمودند: مردم در حکومت سلطنتی هیچ گونه نقشی نداشتند، در حالی که مردم در نظام مردمسالاری همه کاره‌اند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: قبل از انقلاب، حکومت مبتنی بر وراثت بود و هنگامی که حاکم از دنیا می رفت، نفر بعدی جایگزین او می‌شد که مردم هیچ نقشی در انتخاب آن نداشتند، در حالی که بعد از انقلاب اسلامی، حکومت کاملا انتخابی است و خواست مردم تعیین کننده است.

ایشان افزودند: انقلاب اسلامی، فضای آزاد، انتقاد، تذکر و حتی مخالفت و اعتراض را برای مردم باز کرد، به طوری که در طول 32 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی سال‌های نخست انقلاب نیز اینگونه بوده است.

ولی امر مسلمین جهان اظهار داشتند: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، علم و فن‌آوری در ایران به صورت کامل به غرب وابسته بود؛ به گونه‌ای که در برخی موارد، مهندسان نیروی هوایی حتی اجازه نداشتند قطعات هواپیما‌ها را برای یافتن مشکل آن باز کنند، چه رسد به اینکه بخواهند آن قطعات را تعمیر کنند، بلکه باید قطعه را در هواپیما می‌گذاشتند و برای تعویض یا تعمیر به آمریکا می‌فرستادند.

مقام معظم رهبری تصریح کردند: بخش صنعت در قبل از وقوع انقلاب اسلامی، به صورت کامل بر اساس مونتاژ بود و هیچ ابتکاری دراین بخش صورت نمی‌گرفت اما بعد از انقلاب، خود باوری علمی و اعتماد به نفس ملی با حضور و پرورش دانشمندانی که اکنون مشابه آنها در برخی رشته ها در دنیا انگشت شمار است، ایجاد شد.
ایشان با یادآوری اینکه 'ایران قبل از انقلاب اسلامی، در مسایل جهان و حتی منطقه هیچ‌گونه تاثیرگذاری نداشت و نمی‌توانست داشته باشد، بلکه کشور تحقیر شده ای بود'، خاطرنشان کردند: اما امروز تمام جهانیان به نفوذ و تسلط ایران اقرار دارند و دایم از حضور ایران در مسایل مختلف سخن می‌گویند.

ایشان به نقل از یکی از مقام های غربی فرمودند: به اعتقاد یک مقام غربی دو چیز است که اگر در میان مسلمانان دست به دست بگردد و ملت‌های مسلمان از آن آگاه شوند، تمام اصول غرب، جذابیت خود را از دست می‌دهد، نخست قانون اساسی جمهوری اسلامی که حکومتی مردمی و پیشرفته امروزی را ممکن می‌سازد که هم متجدد و پیشرفته باشد و هم کاملا دینی است.

** کشور ما اسلامی است و به این اسلامی بودن افتخار می کنیم

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه خطبه های نمازجمعه تهران فرمودند: قانون اساسی جمهوری اسلامی نشان می دهد که می توان حکومتی داشت که متجدد، پیشرفته و امروزی و در عین حال، کاملا دینی باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند: کارنامه این موفقیت های سیاسی، علمی، اقتصادی و نظامی ایران اگر به دست مسلمانان برسد، می بینند که این امر امکان دارد و اتفاق افتاده، بنابراین، آن ها نیز می توانند این نحوه نظام سازی را در پیش چشم داشته باشند.

ایشان با بیان اینکه نمی توان جلوی وقوع سلسله انقلاب ها را گرفت، افزودند: امروز این اتفاق افتاده است، البته 30 سال است که این مطلب تدریجا، آرام آرام در ذهن ملت ها جای می گیرد، رشد می کند، پخته می شود تا امروز به این صورت در شمال آفریقا و مناطق دیگر بروز می کند.

حضرت آیت الله خامنه ای ادامه دادند: غربی ها اشتباه های سیاسی زیادی داشته اند و این اشتباه ها به ایران اسلامی کمک کرد، به عنوان نمونه در قضیه هسته ای، اشتباه کردند، به طوری که این موضوع را بزرگ و بر روی آن جنجال کردند که ایران باید از قضیه هسته ای عقب نشینی کند.

رهبر انقلاب در تبیین ابعاد این اشتباه غرب توضیح دادند که دو چیز برای مردم دنیا در این هفت سال روشن شد، یکی اینکه ایران اسلامی در قضیه هسته ای به پیشرفت های غیر قابل انتظاری دست یافت و دیگر اینکه، ایران با همه این فشارها ایستاده و عقب نشینی نمی کند.

ایشان فرمودند: اکنون همه دنیا می دانند که آمریکا، اروپا، دستیاران و دنباله روهای آن ها با همه فشارهایی که آوردند، نتوانستند بر جمهوری اسلامی فائق بیایند.

رهبر انقلاب با یادآوری جنجال غرب در اعمال تحریم بنزین علیه ایران افزودند: ما وارد کننده بنزین بودیم و آنها جنجال و هیاهو بپا کردند و تحلیلگران آنها پیش بینی کردند که با قطع واردات بنزین به ایران، بحران به وجود می آید.

ایشان ادامه دادند: اما همین مساله موجب شد که مسوولان به فکر تولید بیشتر بنزین افتادند و بر اساس گزارشی که به من دادند تا 22 بهمن، کشور به طور کامل از واردات بنزین بی نیاز می شود و حتی بعد از آن می توانیم بنزین را صادر کنیم.

رهبر انقلاب اسلامی فرمودند: در تحریم سلاح ها در دوران جنگ نیز همین اتفاق افتاد، در زمینه جریان موازی و افراطی اسلامی در همسایگی ما نیز که برای تنه زدن به جمهوری اسلامی بوجود آمد نیز همینطور شد و آفتی به جانشان افتاد که اکنون نمی توانند جلوی آن را بگیرند و علاجش کنند.

ایشان با یادآوری ناکامی غرب در ایجاد اختلاف های مذهبی و فتنه 88 تاکید کردند: برخی با این فتنه در حق ملت جفا کردند اما مردم ایران بر آن ها فائق آمدند.

رهبر معظم انقلاب تاکید کردند: حماسه 9 دی و 22 بهمن سال گذشته به معنای حقیقی کلمه از ایام الله بود، به طوری که به خواست خدا، این دل ها وسط صحنه آمدند و ملت ایران عظمت خود را نشان داد. دشمنان نیز هر کاری کنند، به ضررشان تمام می شود و این واقعیت دنیا است.

مقام معظم رهبری در بخش دیگری از بیانات خود یادآور شدند: برای تشخیص اهمیت و میزان موفقیت هر پدیده ای، باید ببینیم چقدر توانسته الگوی پدیده های دیگر در دنیا باشد و چقدر در این راه استقامت به خرج داده و ثبات داشته است؟

حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند: انقلاب ها هم همین طور هستند، اگر یک انقلاب بخواهد الگو واقع شود، باید خصوصیاتی داشته باشد که مهمترین آن ها، ثبات و استقامت است، به طوری که اگر اینگونه باشد، آن انقلاب الگو است وگرنه همچون برقی است که می زند و خاموش می شود.

ایشان تاکید کردند: انقلاب ما توانسته الهام بخش و الگو باشد و این بر اساس استقامت، پایداری و ایستادگی بر پایه اصولی است که امام راحل تبیین فرمودند.

حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر اینکه انقلاب ما اسلامی و مبتنی بر اسلام است، افزودند: برخی از همان ابتدای انقلاب با جنجال و هیاهو گفتند اسلامی بودن یک نوع عقب گرد و نشان از ارتجاعی بودن است.

ایشان ادامه دادند: عده ای هم این صداها را در کشور پخش کردند، کتاب نوشتند، مقاله منتشر و شایعه سازی کردند تا جمهوری اسلامی را از پایبندی به اسلام عقب بنشانند اما جمهوری اسلامی ایران تسلیم این هوچی گری ها نشد، چرا که کشور ما اسلامی است و افتخار می کنیم که اسلامی هستیم.

** پایبندی جوانان به انقلاب اسلامی بسیار قوی است

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ‌امروز بعد از 32 سال، نگاه کنید به جامعه ما، رفتارها از روز اول اگر اسلامی تر نباشد، حداقل مثل روز اول پیروزی این انقلاب است.

ایشان با بیان اینکه مسوولان کشور به اسلامی بودن افتخار می کنند، فرمودند:‌ البته در طول این 32 سال تلاش زیادی شد و حتی در داخل تشکیلات حکومتی، کسانی بودند که تلاش کردند تا شاید بتوانند با ایجاد زاویه به تدریج انحراف ایجاد کنند ولی نتوانستند.

رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان به مساله مردم سالاری نیز اشاره کردند و اظهار داشتند: ‌از اول امام(ره) اعلام کردند که باید چه در اصل انتخاب جمهوری اسلامی، چه در تدوین قانون اساسی، چه در پذیرش آن قانونی که در مجلس خبرگان تصویب شده بود، چه در انتخاب رییس جمهور و مجلس، مردم نظر بدهند و امام روی این اصول ایستادند.

رهبر معظم انقلاب فرمودند: ‌32 سال از انقلاب می گذرد با محاسبه رفراندم هایی که برگزار شده، در طول 32 سال، 33 یا 32 بار مردم رای دادند و انتخاب کردند که به طور متوسط، هر سال یک انتخابات می شود که این خیلی مهم است.

ایشان ادامه دادند‌: در طول دوران جنگ نیز که رژیم صدام تهران و برخی شهرهای دیگر را بمباران و موشکباران می کرد، انتخابات تعطیل نشد.

رهبر انقلاب اسلامی به فشارهای برخی در یک دوره از مجلس شورای اسلامی نیز اشاره کردند و فرمودند: یک دوره در مجلس فشار آوردند که شاید بتوانند به دلایل سیاسی خودشان، انتخابات را به تاخیر بیاندازند اما موفق نشدند و تا امروز انتخابات جمهوری اسلامی و حضور مردم حتی یک روز هم تاخیر نداشته است که این همان مردم سالاری است.

ایشان در ادامه فرمودند: روز اول امام گفتند 'جمهوری اسلامی' و بر سر این مردم سالاری ایستادند و قبول نکردند که کسی از مردم سالاری عبور کند، امروز نیز مسوولان کشور از خبرگان رهبری که رهبر را نصب و عزل می کند گرفته تا ریاست جمهوری، مجلس و شوراها منتخبین مردم هستند.

رهبر انقلاب اسلامی یادآور شدند: ‌جریان های گوناگونی در این سال ها سر کار آمدند و این طور نبوده که فقط یک جریان حضور داشته باشد، بلکه رییسان جمهور از اول انقلاب تا امروز هر کدام یک گرایش سیاسی و جهت گیری داشتند، اما همه با انتخاب مردم بر سر کار آمدند.

ایشان در بخش دیگری از سخنانشان در خصوص عدالت اجتماعی فرمودند:‌ از اول انقلاب، امام(ره) بر عدالت تاکید کردند.

ایشان با بیان اینکه عدالت اجتماعی از تمام این کارها سخت تر است، افزدند: استقرار عدالت اجتماعی از حفظ مردم سالاری و بقیه کارهایی که در جمهوری اسلامی شده، سخت تر است، البته نمی گویم که ما تا امروز توانسته ایم به طور کامل عدالت اجتماعی را مستقر کنیم، بلکه هنوز فاصله زیادی داریم.

حضرت آیت الله خامنه ای ادامه دادند :‌ آن عدالتی که اسلام از ما خواسته، با آنچه که امروز در جامعه ما است، فاصله زیادی دارد اما حرکت به سمت عدالت اجتماعی متوقف نشد و ادامه یافت و روز به روز شدید تر شده است. امروز حرکت به سمت عدالت اجتماعی از سال های قبل و دوره های قبل نیز بیشتر است.

رهبر معظم انقلاب یکی از نمونه های مهم عدالت اجتماعی را تقسیم و توزیع متناسب فرصت های کشور عنوان کردند و افزودند: ‌در نظام های غافل از این حقیقت اجتماعی، بر روی طبقه و مناطق خاصی از کشور تکیه می شود، اما در جمهوری اسلامی هر چه پیش می آییم، تا امروز که 32 سال گذشته این معنا را قوی تر می بینیم. روستاها و شهرهای دور دست در حوزه مراقبت قرار می گیرند. این همه مسکن سازی در روستاها و جاده سازی به سمت شهرهای دور کشور و روستاها و راه های ارتباطی، نیروی برق، آب مناسب، تلفن و امکانات زندگی، اینها در سراسر کشور توزیع شده است.

** تجلیل رهبر معظم انقلاب از سفرهای استانی هیات دولت واجرای قانون هدفمندی یارانه ها

حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری سفرهای مسئولان کشور به استان ها و شهرهای مختلف فرمودند که مردم در برخی از شهرهای دور هیچ گاه تصور نمی کردند که بتوانند حتی یکی از مسئولان درجه دو کشوری را ببینند، ولی امروز می توانند مسئولان بالا را هم ببینند و این ها ارزش و اهمیت دارد.

ایشان تاکید کردند که وقتی مسئولان به استان های دیگر می روند، انگیزه برای برطرف کردن مشکلات و استقرار عدالت اجتماعی ایجاد می شود.

رهبر معظم انقلاب با تاکید بر این که زندگی مسئولان و رییسان جمهوری که در کشورهای دیگر به حکومت می رسند، به طور کامل متحول می شود، بیان فرمودند که در دنیا مشاهده می کنیم کسی که به حکومت می رسد، زندگی اش به طور کامل متحول می شود، ولی در کشور ما این طور نیست.

حضرت آیت الله خامنه ای ادامه دادند: بحمدالله زندگی مسئولین کشور در حد متوسط مردم و گاهی پایین تر از متوسط است که این ها بسیار با ارزش است.

رهبر معظم انقلاب در ادامه مساله سهام عدالت، مسکن روستایی و هدفمند کردن یارانه ها را یادآوری و تصریح کردند که این یک کار بزرگ است که اگر مسئولین بتوانند آن را خوب اجرایی و عمل کنند، بسیار مهم است.

ایشان افزودند: فردی که در خانه چلچراغ و لوستر روشن و بیشتر برق مصرف می کند کجا و آن فردی که یک شعله برق روشن می کند کجا. در گذشته فرد هر چه ثروتمندتر بود، بیشتر از برق استفاده می کرد و این ظلم بود ولی امروز می خواهند جلوی این ظلم را بگیرند و این هدفمندی یارانه ها در مواردی مانند نان و بنزین نیز اجرایی خواهد شد.

رهبر معظم انقلاب با یادآوری استکبارستیزی ملت ایران تاکید کردند که ملت ایران در برابر فشار ها ایستاد، این مساله سخت بود ولی جمهوری اسلامی توانست این کار سخت را با موفقیت انجام دهد.

ایشان ادامه دادند بسیاری  از همان اوایل انقلاب می گفتند حالا که انقلاب پیروز شد، بس است بیاییم با آمریکایی ها تمام کنیم، این معنایش این بود که شعار ظلم ستیزی انقلاب تخطئه شود.

رهبر معظم انقلاب یادآور شدند: در طول زمان، کسانی به دنبال این مساله بودند که با آمریکا همراه شویم و به دامن آنان پناه ببریم اما معنای این حرف فروختن قضیه فلسطین، اغماض در مورد مساله عراق و افغانستان و امثال این ها و چشم بستن بر روی ظلمی است که بر ملت های اسلامی انجام می شود.

حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر این که این مساله به معنای این است که اعتراض نکنیم فرمودند که آنان به دنبال عادی کردن روابط بودند یعنی ملت مسلمان ایران نتوانند حرفشان را بزنند و مجبور شوند حرف آنان را تایید کنند.

رهبر معظم انقلاب فرمودند ثبات ما پرزحمت ولی با برکت بود و رحمت الهی و توجه ملت ها را جلب کرده است، ایستادگی ملت ایران در این 32 سال بر شعارهای اصلی انقلاب، این برکت بزرگ را داشته که مسئولین کشور ما وقتی به کشورهای دیگر سفر می کنند، آن طور از آنان استقبال می شود و وقتی محبوبیت شخصیت های سیاسی را محاسبه می کنند، مسئولین کشور ما در ردیف اول هستند.

ایشان تاکید کردند که کار ملت ایران الگو شده و امروز نشانه هایش را می بینیم.

** ملت مصر بخاطر طرفداری رژیم مبارک از اسراییل و آمریکا احساس حقارت می کند

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از بیانات خود، عامل خیزش مردم مصر را احساس تحقیر و ذلت عنوان کردند و یادآور شدند که این حرکت از مساجد شروع شده و شعارهای آن دینی از جمله 'الله اکبر' است و مردم مصر نمی گذارند که غربی ها، این حرکت اسلامی را منحرف کنند.

رهبر معظم انقلاب همچنین با یادآوری مشکلات اقتصادی مصر تاکید کردند که نوکری مثل حسنی مبارک نسبت به آمریکا نتوانست مصر را یک قدم به سوی پیشرفت ببرد و بسیاری از جمعیت این کشور زیر خط فقر هستند.

ایشان افزودند: 40 درصد جمعیت هفتاد و چند میلیونی مصر زیر خط فقر هستند و در خود شهر قاهره چند صد هزار نفر از فقرا در قبرستان ها زندگی می کنند.

 ** مساله مصر شکست آمریکاست

رهبر معظم انقلاب با یادآوری سیاست های آمریکا در منطقه فرمودند که مساله مصر، شکست غیر قابل جبرانی برای آمریکاست.

ایشان تاکید کردند امروز بیش از خود مسئولین فراری تونس و مصر، اسرائیلی ها نگران این حوادث هستند، چرا که می دانند اگر مصر از همپیمانی با آنان دست بکشد، چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.

ایشان تصریح کردند همان پیش بینی هایی که امام می کردند، تحقق خواهد یافت.

رهبر معظم انقلاب در مورد حرکت عظیم مردم در تونس و اوج آن در مصر، فرمودند: عامل اصلی این قیام ها احساس ذلت و تحقیرشدگی است که مردم از سران خود دارند.

ایشان با بیان اینکه در تحلیل های جهانی سعی می کنند عامل اصلی این قیام ها نادیده گرفته شود، تاکید کردند: آنها تنها به مسائل اقتصادی و غیراقتصادی که البته موثر است، اشاره می کنند، اما عامل اصلی این حرکت عظیم مردمی، احساس تحقیری است که مردم از وضعیت سران خود دارند.

ولی امر مسلمین جهان با اعلام اینکه این نامبارک مصر، ملت مصر را ذلیل کرد، اظهار داشتند: ابتدا یک جمله راجع به تونس عرض کنم، در تونس بن علی رییس جمهور فراری، به طور کامل وابسته به آمریکا بود، حتی گزارش هایی داریم که وابسته به سازمان سیای آمریکا بود.

رهبر معظم انقلاب افزودند: ببینید برای یک ملت چقدر سخت است که رییس یک ملت آن هم با آن تبختر و نخوت که او داشت، نوکر رسمی دستگاه های آمریکایی باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای تصریح کردند: در تونس که یک کشور مسلمان و دارای سابقه طولانی اسلامی است و مفاخر زیادی در فرهنگ اسلامی از تونس برخاستند، مردم در زمان بن علی برای رفتن به مسجد باید کارت ویژه به همراه خود حمل می کردند که این کارت را دولت به همه نمی داد . همچنین اجازه نماز جماعت که هیچ، نماز فرادی هم در مسجد ممنوع بود و حجاب نیز رسما ممنوع بود.

رهبر معظم انقلاب انگیزه مهم مردم تونس را اسلام خواهی دانستند و تاکید کردند: به محض اینکه این خائن فرار کرد، دختران دانشجو با حجاب به دانشگاه رفتند که این نشان دهنده انگیزه عمیق اسلامی است و تحلیل گران غربی می خواهند این واقعیت ها را مخفی نگه دارند.

ولی امر مسلمین جهان خاطر نشان کردند: انگیزه بعدی مردم در این خیزش ها نیز وابستگی سران کشورهایشان به آمریکاست که این مساله بسیار مهم است و آمریکایی ها مایل نیستند که این موضوع گفته بشود که علت قیام مردم تونس و سپس اوج آن در مصر، وابستگی سران است.

ایشان همچنین افزودند: البته در تونس یک تغییر سطحی صورت گرفت، رییس جمهور فرار کرد اما دستگاه او بر سر کار است و خدا کند مردم در کشور تونس به موقعیت خود درست توجه کنند که مبادا خدای نکرده دشمن بتواند آنها را فریب بدهد.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه اظهار داشتند: مصر کشور بسیار مهمی است، مصر اولین کشور اسلامی است که با فرهنگ غربی آشنا شد، اواخر قرن 18 شروع آشنایی مصر با فرهنگ غربی بود و اولین کشور اسلامی بود که در مقابل آن فرهنگ اروپایی و غربی ایستاد و عیوب آن را فهمید و در مقابل آن مقاومت کرد.

ایشان افزودند: سید جمال الدین بزرگ آن مرد اسلام خواه، شجاع و مبارز و شاگردانش، بهترین جایی را که برای مبارزات خود توانست پیدا کنند، مصر بود. بنابراین، حرکات اسلام خواهی در مصر چنین سابقه ای دارد و شخصیت های بزرگ سیاسی و فرهنگی این کشور، همگی آزادیخواه بودند.

رهبر فرزانه انقلاب اضافه کردند: در اثر این تحولات، مصر از لحاظ فکری و سیاسی رهبر دنیای عرب شد. در دوره طولانی کشورهای عرب به مصر نگاه می کردند، استقلال و آزادیخواهی در آن کشور موج می زد، البته فرصت های خوبی در اختیار مردم آن قرار نگرفت.

ایشان ادامه دادند: مصر در مقاطع های کوتاهی در سال 1967 و 1973، اولین یا بزرگ ترین کشوری بود که به اتفاق سوریه بخاطر قضیه فلسطین وارد جنگ شد. کشورهای دیگر اسلامی در این چند جنگ با اسرائیل ورود پیدا نکردند اما مصر سربازان، ارتش، مردم و پشتیبانی های خود را وارد میدان کرد که البته موفق نبودند.

حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند: مصر پناه فلسطینی ها و حتی بسیاری از انقلابیون دیگر کشورها بود، اما چنین کشوری 30 سال است که در دست کسی افتاده که نه فقط آزادیخواه نیست، بلکه دشمن آزادیخواهی است؛ نه فقط ضدصهیونیست نیست بلکه همراه و همکار و امین و نوکر صهیونیست هاست.

رهبر معظم انقلاب تصریح کردند: کشوری که یک روز پرچم مبارزات ضدصهیونیستی در آن، برای همه دنیای عرب الهام بخش بود، کارش به جایی رسید که صهیونیستها در همه فعالیت هایشان علیه فلسطینی ها به کمک این نامبارک متکی شدند.

ایشان افزودند: در قضیه غزه، اگر حسنی مبارک به اسرائیلی ها کمک نمی کرد، نمی توانستند این منطقه را محاصره کنند و مردمی که در غزه محاصره بودند اکنون نیز چهار سال است که در محاصره هستند.

ولی امر مسلمین جهان با یادآوری جنایات صهیونیست ها در جنگ 22 روزه غزه فرمودند: در این جنگ، مردان، زنان و کودکان فلسطینی در آتش اسرائیلی سوختند، نابود شدند، خانه هاشان تخریب شد و حسنی مبارک نگذاشت کاروان های کمکی دیگر نه اینکه از خود مصر، بلکه حتی از دیگر کشورها از جمله مردم ما نیز که می خواستند از مصر عبور کنند، به کمک مردم غزه بروند.

** انعکاس صدای ملت ایران

رهبر معظم انقلاب در ادامه به استقامت مردم مصر اشاره کردند و خطاب به نمازگزاران بیان فرمودند که این استقامت امروز در کشور مصر، انعکاس صدای شما است.

ایشان با اشاره به اظهارات رییس جمهور وقت آمریکا در زمان انقلاب اسلامی ایران فرمودند: رییس جمهور آمریکا که در دوره انقلاب ما رییس جمهور بود، چندی پیش در مصاحبه ای گفت 'این حرف ها و صداهایی که در مصر شنیده می شود برای من آشناست'.

حضرت آیت الله خامنه ای تصریح کردند: آمریکایی ها بخاطر نوکری عواملشان پاداش ندادند و امروز هم پاداش نمی دهند و هر ساعتی که مبارک از مصر فرار کند، به امید خدا مطمئن باشد که اولین دروازه هایی که به روی او بسته خواهد بود، دروازه های آمریکا است، همچنان که بن علی را راه ندادند و هانطور که محمد رضا را راه ندادند.

ایشان خطاب به افرادی که دلشان برای رفاقت و دوستی و اطاعت از آمریکا می تپد، فرمودند: این نمونه ها را ببینید که اینها مثل شیطان هستند که در دعای صحیفه سجادیه می فرماید شیطان وقتی انسان را دچار گناه می کند، به تعبیر بنده به او پشت کرده و می خندد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی ادامه دادند: البته امروز آمریکایی ها و بیش از آنها اسرائیلی ها هم به شدت دست پاچه شده اند و در قضیه مصر دنبال یک راه علاج هستند که آن را هم پیدا نمی کنند، بنابراین، به فریب مردم روی آورده و دم از حمایت مردم می زنند.

ولی امر مسلمین جهان در ادامه متنی را به زبان عربی خطاب به برادران و خواهران عرب در سراسر دنیا قرائت فرمودند.


پیش‌بینی رهبر حکیم‌انقلاب درباره تحولات‌خاورمیانه و مصر
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری
پیش‌بینی رهبر حکیم‌انقلاب درباره تحولات‌خاورمیانه و مصر

رهبر معظم انقلاب اسلامی دوم تیر ماه سال جاری در در دیدار اعضاى بسیجى هیئت علمى دانشگاه‌ها، شرایط جدید منطقه را پیش‌بینی کردند و فرمودند: «اگر من بخواهم آن لبّ تلقى و برداشت خودم را به شما عرض بکنم - که شاید در یک مجال کوتاه، برایش استدلال هم نشود ارائه کرد؛ البته مستدل است، منتها شاید دردو کلمه نشود استدلالى برایش بیان کرد - این است که مراکز استکبارى جهانى درمقابله‌ى با حرکت اسلامى که نماد واقعى‌اش جمهورى اسلامى است، "دارند آخرین تلاشهاى خودشان را میکنند". در بسیارى از عرصه‌ها تلاشهایشان و تدابیرشان "به بن‌بست خورده و کار از دستشان در رفته" است. این کمربندى که اینها بر دور مسائل جهانى کشیده بودند و حیطه‌بندى‌اى که کرده بودند، در حساس‌ترین نقاط روى زمین یعنى خاورمیانه، این کمربند پاره شده - یا سست شده، حداقلش این است؛ ولى به نظرمن پاره شده - و از دستشان در رفته است.
 
خدا مرحوم آ شیخ حسین لنکرانى، روحانى سیاسىِ کهنه‌کار قدیمى را رحمت کند.ایشان سالهاى 53 و 54 یا شاید هم زودتر - سالهاى اواخر دهه‌ى چهل - وضعیت رژیم طاغوت را تشبیه میکرد به کسى که روى یک گنبدى رفته و یک دستمال ابریشمى هم دستش است که توى آن پر از گردوست؛ و گوشه‌ى این دستمال وا شده، و گردوها همین طور دارد میریزد؛ این میخواهد این گردو را بگیرد، یک گردو از آن طرف مى‌افتد، یک گردوى دیگر، یک گردوى دیگر، خودش هم روى گنبد است! بالاخره آدم روى زمین صاف، باز میتواند گردوها را هر جور هست جمع کند.
 
به نظر من امروز نظام سلطه در مواجهه‌ى با حرکت اسلامى یک چنین حالتى دارد. جاپایش محکم نیست؛ زیرا بسیارى از شگردهاى تبلیغاتىِ استواربنیانِ قدیمىِ اینها براى مردم دنیا رو شده است. امروز در جامعه‌ى آمریکا، خشم عمیق از حضور قدرتمند لابى صهیونیستى بتدریج دارد توسعه پیدا میکند. این نارضائى در بین مردم آمریکا - که مرکز تحرک صهیونیستها و قدرتمندان صهیونیستى و سرمایه‌داران صهیونیست است - بتدریج دارد به وجود مى‌آید؛ البته رژیم حاکم در آمریکا بر مردم بسیار سخت میگیرند - یک نوع خاص سختگیرى - و آنچنان اینها را مشغول زندگى و گرفتار زندگى میکنند که فرصت سر خاراندن ندارند؛ در عین حال این حالت دارد به وجود مى‌آید. *این اطلاعات موثق ماست. * در کشورهاى اروپائى هم به یک نحو دیگر. کشورهاى اسلامى که معلوم است. *کشورهاى خاورمیانه که معلوم است. *ملتها حالت نفرت - و بعضاً بغض - نسبت به رژیم ایالات متحده و مجموعه‌ى سلطه در دنیا دارند. این را هم نمیتوانند جمع کنند؛ هى تلاش میکنند، اما نمیتوانند جمع کنند.»
 
ایشان سال گذشته در دیدار با گروه‌های مبارز فلسطینی، به تحولات منطقه و مساله فلسطین اشاره کردند و فرمودند: «شکى نیست که بر اساس حقایقى که خداى متعال تقدیر کرده است، خاورمیانه‌ى جدید شکل خواهد گرفت و این خاورمیانه، خاورمیانه‌ى اسلام خواهد بود».
 
به بهانه‌ی «اتفاقات اخیر در کشور مصر»، پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت ‌آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، در ویژه‌نامه‌ای به بررسی تحولات اخیر در کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه می‌پردازد.
 
در اولین بخش از این ویژه‌نامه، گزیده‌ای از سخنان معظم‌له درباره ملت و دولت مصر در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد:
 

مسلمانان در عزلت بودند
 
در آفریقا، در آسیا و در خاور میانه، چقدر کشورهاى اسلامى وجود دارد که در آنها نظامهایى رفت و نظامهاى دیگرى آمد؛ اما همه جا مسلمانان در انزوا و عزلت بودند. مثلا کشورى مثل عراق، رژیم سلطنتى داشت. رژیم سلطنتى رفت، رژیم دیگرى بر سر کار آمد. آن هم رفت، عده دیگرى آمدند. بعد آنها رفتند، یک عده‌ى دیگر جایشان را گرفتند. باز آن عده رفتند و عده دیگرى آمدند. تا این‌که نوبت به بعثیها رسید. در تمام این نقل و انتقالها، کسانى که جایشان خالى بود، مسلمانان بودند. اکثریت قاطع مردم عراق، مسلمانند؛ اما در تحولات مذکور، اصلا خبرى از حضور آنها نبود! یا فرض بفرمایید در کشور مصر - البته آن‌جا، جمعیتى به نام «اخوان المسلمین» بود - تحولى شد و رژیم سلطنتى از بین رفت. با از میان رفتن رژیم سلطنتى، رژیم جمهورى و انقلابى بر سر کار آمد که چهره‌ى شاخصش «عبدالناصر» بود. بعد، عبدالناصر مرد، دیگرى آمد. بعد او رفت، دیگرى آمد. در تمام این مدت - البته تا قبل از پیروزى انقلاب اسلامى - همه‌ى تحولات، برکنار از جریان اسلامى و عناصر اسلامى بود. اصلا عناصر اسلامى، کاره‌اى نبودند. در همان انقلاب اول مصر هم، عناصر اسلامى مؤثر بودند؛ اما به مجرد این‌که حکومت جدید تشکیل شد، کنارشان زدند. بعضى را به زندان افکندند، بعضى را کشتند و بعضى را از صحنه خارج کردند. این‌جا هم اسلام، حضورى نداشت.
بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى سوم رمضان 1415، 14/11/1373

مثل همان فریادى که ملت ایران کشید...
 
در کشور مصر، یک عده جوان مسلمان، یک عده مردم مسلمان، مى‌ایستند و شعار اسلامى مى‌دهند و هیچ ارتباطى هم برحسب ارتباطات معمولى انسانى، بین آنها و مردم ما نیست. اما به قدرى شعارهاى آنها به شعارهاى ما نزدیک است، که رئیس جمهور بدبخت روسیاهشان مى‌گوید «اینها از طرف ایران تحریک شده‌اند!» ما چه ارتباطى با آنها داریم؟ آنها مسلمانند. خود آنها شعار قرآن مى‌دهند. خود آنها هستند که احساس مى‌کنند باید در راه خدا حرف بزنند، فریاد بکشند و حرکت کنند؛ مثل همان فریادى که ملت ایران در دوران طاغوت علیه آمریکا و علیه استکبار و استبداد جهانى کشید و باز هم مى‌کشد.
بیانات در دیدار فرماندهان «بسیج» سراسر کشور 27/08/1371

برای استکبار، شیعه و سنی فرقی نمی‌کند
 
او که با اصل اسلام دشمن است، در خصومت، برایش شیعه و سنى فرقى نمى‌کند. دیدیم که استکبار چگونه روى انقلابیون سنى در فلسطین و مصر فشار مى‌آورد. اینها که شیعه‌ى دوازده امامى نیستند. همه‌ى اینها برادران اهل سنت ما هستند. مى‌بینید که چه فشارى روى اینها مى‌آورند. براى استکبار که فرقى نمى‌کند. اما او که با اسلام و شعب اسلام و ملت اسلام - از هر شکلش - مخالف است، حالا در موضع یکى از این فرقه‌ها قرار مى‌گیرد و علیه یک فرقه‌ى دیگر تلاش مى‌نماید و پول خرج مى‌کند. ما باید هوشیار باشیم.
سخنرانى در دیدار با گروهى از روحانیون 05/10/1368

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif شکنجه‌ی گروه‌های مسلمان در مصر
 
گروههاى مسلمانى که براى دفاع از اسلام قیام مى‌کنند، به‌وسیله‌ى سردمداران آن کشورها به راحتى زیر فشار و شکنجه و زندان قرار مى‌گیرند و قدرتهاى جهانى هم از اینها - یعنى از دولتها - حمایت مى‌کنند. مصر، امروز این گونه است. بسیارى از کشورهاى دیگر در دنیا همین گونه‌اند.
سخنرانى در دیدار با جمع کثیرى از جانبازان، خانواده‌هاى معظم شهدا، اسرا، 24/08/1368

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif حمایت آمریکا از حکومت وابسته‌ی مصر
 
در مصر روشنفکرترین نسلهاى مسلمان، مورد تعقیب خشن و خشم‌آلود رژیم فاسد و نالایق آن کشور قرار مى‌گیرند، و حکومت وابسته و حقیر آن کشور بزرگ مورد تشویق و کمک مالى و امنیّتى آمریکا قرار مى‌گیرد.
پیام به حجاج بیت‌الله الحرام 28/02/1372

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif مردم مصر، محب اهل بیتند
 
امروز، در کشور مصر، مسجد «رأس الحسین» آن‌جا که خیال مى‌کنند سر مقدس آن بزرگوار مدفون است محل تجمع عواطف مردم محب‌ اهل بیت مصر است. ملت مصر، ملت خوبى است. کار به رژیم و دولت آن کشور نداریم. ملت محب اهل بیت است.
بیانات در جمع علما، طلاب و روحانیان، در آستانه‌ى ماه «محرم» 26/03/1372

ابعاد و راهکارهای مقابله با جنگ نرم از دیدگاه رهبر انقلاب
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری

دشمن در جنگ نرم تلاش دارد با استفاده از ابزارهای فرهنگی و ارتباطاتی پیشرفته و با شایعه و دروغ پراکنی و استفاده از برخی بهانه‌ها و میان آحاد مردم تردید، بدبینی و اختلاف ایجاد کند.

به گزارش فارس، به تازگی جریانی مشکوک برای تحریف افکار عمومی از واقعیت جنگ نرم به تکاپو افتاده است.
چندی پیش صادق زیبا کلام در ادعایی کوشید تا این واقعیت را در سطح یک توهم کاهش دهد.

آن‌چه از لحاظ می‌گذرد هشدارهای حضرت‌آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره واقعیت جنگ نرم و ضرورت توجه به آن است:

وجود جنگ نرم را عده‌ای نمی‌بینند

".... وقتی انسان، تجهیز، صف‌آرایی، دهان‌هایی با حقد و غضب گشوده شده و دندان‌های با غیظ فشرده شده علیه انقلاب، ‌امام خمینی و آرمان‌های نظام اسلامی را می‌بیند وجود این جنگ نرم را باور می‌کند و هرچند ممکن است عده‌ای اینها را نبینند... "(1)

افسران جوان مقابله کنندگان با "جنگ نرم "

"...امروز جمهوری اسلامی و نظام اسلامی با یک جنگ عظیمی مواجه است لیکن جنگ نرم -که دیدم تعبیر جنگ نرم، توی صحبت‌های شما جوان‌ها هست و الحمدلله به این نکات توجه دارید؛ این خیلی برای ما مایه خوشحالی است- خوب حالا در جنگ نرم؛ چه کسانی باید میدان بیایند؟ قدر مسلم نخبگان فکری‌اند. یعنی شما افسران جوان جبهه مقابله با جنگ نرمید... "(2)

"...در این جنگ نرم شما جوان‌های دانشجو، افسران جوان این جبهه‌اید نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند پیش برود جلو، عقب بیا، بیایید عقب. یعنی سرباز هیچ‌گونه از خودش تصمیم‌گیری و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده می‌گوید عمل کند. نگفتیم هم فرماندهان طراح قرارگاه و یگان‌های بزرگ. چون آنها طراحی‌های کلان را می‌کنند افسر جوان تو صحنه است هم به دستور عمل می‌کنند هم صحنه را درست می‌بینند. با جسم خود و جان خود صحنه را می‌آزماید. لذا اینها افسران جوانند دانشجو نقشش این است حقیقتا افسران جوان، فکر هم دارند. عمل هم دارند تو صحنه هم حضور دارند. اوضاع را هم می‌بینند. در چهارچوب هم کار می‌کنند... " (3)

باید با این جریان شیطانی خطرناک مقابله شود

"...اینی که چه کار باید بکنید چه جوری باید عمل کنید چه جوری باید تبیین کنید اینها چیزهایی نیست که من بیایم فهرست کنم. بگویم آقا این عمل را انجام بدهید این عمل را انجام ندهید اینها کارهایی است که خود شماها باید در مجامع اصلی‌تان فکری‌تان در اتاق‌های فکری‌تان بنشینید، راهکارها را پیدا کنید لیکن هدف مشخص است. هدف دفاع از نظام اسلامی و جمهوری اسلامی است در مقابله‌ با یک حرکت همه جانبه متکی به زور و تزویر و پول و امکانات عظیم پیشرفته علمی رسانه‌ای باید با این جریان شیطانی خطرناک مقابله شود... "(4)

هدف‌های دشمن را کشف کنید

"...اگر در زمینه‌های مسائل اجتماعی، مسائل سیاسی، مسائل کشور، آن چیزهایی که به چشم باز، به بصیرت کافی احتیاج دارد. جوان دانشجوی ما افسر جوان است شما که استاد او هستید. رتبه بالاتر افسر جوانید. شما فرمانده‌ای هستید که باید مسائل کلان را ببینید دشمن را درست شناسایی کنید هدف‌های دشمن را کشف کنید. احیانا به قرارگاه‌های دشمن، آنچنانی که خود او نداند سر بکشید و بر اساس او، طراحی کلان بکنید و در این طراحی کلان حرکت کنید... "(5)

وظایف مجموعه فرهنگی برای مقابله با جنگ نرم

"...در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثر گذار شود... " (6)

"...حالا شما جوانانی که گفتیم افسران جوان مقابله با جنگ نرم هستید از من نپرسید که نقش ما دانشجویان در تخریب مسجد ضرار کنونی چیست. خوب خودتان بگردید نقش را پیدا کنید یا مقابله با نفاق جدید یا تعریف عدالت... " (7)

الان دوره جنگ نرم است

"...همینی که حالا معمول شده که در بیان‌ها و در تلویزیون و توی تبلیغات و توی دادگاه و توی زبان همه می‌گویند جنگ نرم، راست است. این یک واقعیت است یعنی الان جنگ است البته این حرف را من امروز نمی‌زنم من از بعد از جنگ از سال 67 همیشه این را گفته آم بارها و بارها علت این است که من صحنه را می‌بینم چه بکنم اگر کسی نمی‌بیند. این تمام نشده چون تمام نشده همه وظیفه داریم وظیفه مجموعه فرهنگی و ادبی و هنری هم وظیفه مشخصی است بلاغ- تبیین- بگویید، خوب بگویید. من همیشه تکیه بر این می‌کنم بایستی قالب را خوب انتخاب کنید و هنر را بایستی تمام عیار توی میدان بیاورید. نباید کم گذاشت. تا اثر خودش را بکند... "(8)

تلاش‌های استفاده دشمن در جنگ نرم از ابزارهای فرهنگی و ارتباطاتی

"...دشمن در جنگ نرم تلاش دارد با استفاده از ابزارهای فرهنگی و ارتباطاتی پیشرفته و با شایعه و دروغ پراکنی و استفاده از برخی بهانه‌ها و میان آحاد مردم تردید، بدبینی و اختلاف ایجاد کند. در قضایای پس از انتخابات به بهانه انتخابات ایجاد تردید و اختلاف کردند تا دل‌های مردم نسبت به یکدیگر و نسبت به مسئولان چرکین شود و در چنین فضایی مشوش و شلوغی، عناصر مغرض، خائن و دست‌آموز خود را برای کارهای اخلال‌گرانه وارد صحنه کنند اما به دلیل بصیرت مردم به نتیجه نرسیدند. هر اقدامی که موجب مغشوش و تهمت آلود شدن فضا شود و مردم را نسبت به یکدیگر بدبین و مردد کنند به ضرر کشور است. من اصرار دارم که آحاد مردم و جریانات مختلف سیاسی همه با یکدیگر متحد، در مقابل آن افراد معدودی باشند که مخالف اصل انقلاب و استقلال کشور هستند و هدف آنها تقدیم کشور به آمریکا و استکبار است. به کسانی که به دنبال مصالح کشور هستند توصیه می‌کنم از این اختلاف‌های جزئی و غیراصولی صرف‌نظر کنند... " (9)

در جنگ نرم نگاهتان خوشبینانه باشد

"... عزیزان من شرط اصلی فعالیت درست شما در این جبهه جنگ نرم یکی‌اش نگاه خوشبینانه و امیدوارانه است. نگاهتان خوشبینانه باشد. ببینید من در مورد بعضی‌تان به جای پدر بزرگ شما هستم. من نگاهم به آینده خوشبینانه است. نه از روی توهم بلکه از روی بصیرت. شما جوانید. مرکز خوشبینی- مواظب باشید نگاهتان به آینده، نگاه بدبینانه نباشد نگاه امیدوارانه باشد نه نگاه نومیدانه- اگر نگاه نومیدانه شد نگاه بدبینانه شد نگاه چه فایده‌ای دارد، به دنبالش بی‌عملی، به دنبالش بی‌تحرکی. به دنبالش انزوا است مطلقا دیگر حرکتی وجود نخواهد داشت همانی است که دشمن می‌خواهد.... " (10)

"... باید درست در جهت مخالف برنامه دشمن که به دنبال ایجاد فضای یاس و ناامیدی در دانشگاه‌ها است. حرکت، و محیط درس و دانشگاه‌ها را فضای امید به آینده کرد.... " (11).

"... یکی از مهمترین راهبردهای ارائه شده و مورد تاکید مقام معظم بویژه پیرامون حوادث بعد از انتخابات و فتنه اخیر. برای مقابله با جنگ نرم بصیرت آحاد جامعه به ویژه خواص و نخبگان است ایشان در جمع مردم خونگرم چالوس و نوشهر در ارتباط با ضرورت وجود بصیرت می‌فرمایند: بصیرت قطب‌نمای حرکت صحیح در اوضاع اجتماعی پیچیده امروز است به گونه‌ای که اگر کسی این قطب‌نما را نداشت و نقشه‌خوانی بلد نبود ممکن است ناگهان خود را در محاصبه دشمن ببیند. اگر بصیرت نباشد انسان حتی با نیت خوب ممکن است گمراه شود و در راه بد قدم بگذارد.
(12).

امروز هدف و آماج دشمن خواص است

"... امروز به گمان من هدف و آماج دشمن خواص است. آماج دشمن خواص است می‌نشیند طراحی می‌کند تا ذهن خود را عوض کنند. برای اینکه بتوانند مردم را بکشانند چون خواص تاثیر می‌گذارند و در عموم مردم نفوذ کلمه دارند یکی از وظایف اصلی امروز من و شما همین است. ما بصیرت خودمان را در مسائل گوناگون تقویت می‌کنیم و بتوانیم انشاءالله بصیرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زیاد کنیم... "(13)

بعضی از نخبگان خودشان هم دچار بی‌بصیرتی‌اند

"... بصیرت مهم است نقش نخبگان و خواص هم این است که این بصیرت را نه فقط در خودشان در دیگران هم به وجود بیاورند. آدم گاهی می‌بیند که متاسفانه بعضی از نخبگان خودشان هم دچار بی‌بصیرتی‌اند نمی‌فهمند. اصلا ملتفت نیستند. یک حرفی یهو به نفع دشمن می‌زنند. به نفع جبهه‌ای که همتش نابودی بنای جمهوری اسلامی است... "(14).

* پی نوشت:
1. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اهل هنر، 14 شهریور 88
2.بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان 4 شهریور 88
3. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید دانشگاه‌ها 8 شهریور 88
4. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان 4 شهریور 88
5. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید دانشگاه‌ها 8 شهریور 88
6. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اهل هنر 14 شهریور 88
7. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان 4 شهریور 88
8. دیدار مقام معظم رهبری با جمعی از شعرا، فرهیختگان و اهالی فرهنگ مورخ 88.9.4
9. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با هزاران نفر از بسیجیان سراسر کشور 88.9.4
10. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با نخبگان علمی 88.6.4
11. دیدار مقام معظم رهبری با جمعی از اساتید و اعضای هیئت علمی نخبگان، روسای 88.6.8
12 بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم خونگرم چالوس و نوشهر 15/ 7/ 88
13. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با رئیس ونمایندگان مجلس خبرگان 2/ 7/ 88
14. بیانات مقام معظم رهبری در جمع اعضای دفتر رهبری و سپاه ولی امر 88.5.21


بازخوانی هشدارهای مکرر رهبر انقلاب درباره وضعیت اخلاق سیاسی/4
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٧  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری
من‌می‏گویم هم وحدت؛هم خلوص/ افرادضعیف‌الایمان را از دایره خارج‌نکنید

این میزان تأکید بر روی یک مسئله آن هم در یک دوره زمانی محدود از سوی رهبر انقلاب کم‏نظیر به نظر می‎رسد؛ و البته این میزان بی‏توجهی به فرمایشات ایشان نیز! مقام معظم رهبری بارها و بارها لب به سخن گشودند، گاه با لحنی ارشادی، گاه با لحنی هشدارآمیز و گاه با بیانی گلایه‏گونه باب این بحث را پیش کشیدند؛ اما گویا حتی عده‌ای که خود را داعیه‏داران ولایتمداری نیز دارند، ترجیح دادند از کنار این بیانات به‌سادگی عبور کنند.

به گزارش رجانیوز، اکنون رهاورد این بی‏توجهی، حاکم شدن گفتمانی صد‏در‏صد سلبی در فضای سیاسی کشور است که بر مبنای آن همه جریان‏های سیاسی از سوی رقیب به عناوینی نظیر ضد ولایت فقیه، منحرف، فاسد، ظالم، بی‎بصیرت، بانی فتنه دوم و... متهم می‎شوند! هر جریانی در این فضا می‏کوشد تا با نفی رقیب، اثبات خود را نتیجه بگیرد و با مدیریت افکار عمومی، توپِ اتهام را در میدان حریف بیاندازد! در این شرایط همه مسئولین نظام فاسدند و غیر قابل اعتماد!

صاحب‏نظران سیاسی بر این مهم مهر تأیید می‏زنند که در فضای کنونی مسائل اول کشور و موضوعاتی که موجب جدال‏ها و دعواهای سیاسی می‏شود، به شأنی نازل تقلیل یافته و اهداف کلان و آرمانی انقلاب را تحت الشعاع قرار داده است. در واقع کمتر جریان و گروهی به مسائل اصلی انقلاب و اینکه چه موضوعاتی باید به مسئله اصلی کشور تبدیل شود تا اهداف متعالی نظام برآورده شده باشد، فکر نمی‏کند. جریان‌های سیاسی در مقام ارائه راهبرد برای نظام و ایجاد فضای جدیدی در کشور نیستند؛ بلکه تنها به دنبال متهم کردن هم و خرده‎گیری بر نواقص یکدیگرند. در این فضا فاصله‏ای بین سطح خواص و عوام جامعه نیز خواه‏نا‏خواه فراهم می‏آید. چه آنکه مردم از بسیاری جدال‏های سیاسیِ بی‏حاصل گریزانند.

با توجه به اهمیت این مسئله و تأکید مکرر رهبر انقلاب بر روی آن، مرور دقیق‏تر گزاره‏های سخنان ایشان می‎تواند مسیری روشن را فراروی جریان‌های ارزشی کشور برای ادامه راه قرار دهد. مسلما مخاطب بیانات رهبری همه جریان‌های سیاسی، دانشجویان، اقشار مختلف و رسانه‏ها هستند. اکنون این ماییم که باید بنشینیم و با مرور دوباره مواضع خود و مقتدایمان فکری به حال وضعیت موجود و کنش و واکنش‏های مرسوم دنیای سیاست بکنیم. آیا وقت آن نرسیده که یک بار هم که شده انگشت اتهام را به جای رقیب به جانب خود بگیریم و سهم خود را در ایجاد این فضا به نقد بکشیم؟ چهارمین قسمت از این بحث را در ادامه می‎خوانید.

*****

من می‏گویم: هم وحدت؛ هم خلوص

دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب در مرداد ماه سال 89 به تبیین یک بحث کلیدی انجامید و آن جدال بین وحدت و خلوص بود. در فضای بعد از فتنه برخی معتقد بودند هر روز که از عمر انقلاب می‏گذرد، غربال انقلاب دانه ریزتر می‏شود و در واقع انقلاب به خلوص بیشتری می‎رسد و اکنون پس از فضای فتنه‏گون باید درصدد حذف ناخالصی‏های دیگر بود و در مورد نقش‏آفرینی آنها هشدار داد. این نگاه به "خلوص" شهرت پیدا کرد. از سوی دیگر، رهبری مدام بر ضرورت "وحدت" تکیه می‏کردند و طبیعی بود که این دو رویکرد پارادوکسیکال به نظر برسند. این دو دعوی که ناظر به دو گزاره "خلوص" و "وحدت" بود، از سوی دانشجویان محضر رهبر انقلاب عرضه شد و ایشان پاسخی قابل توجه و درخور تأمل دادند و در واقع بین خلوص و وحدت جمع کردند.

ایشان فرمودند: «یک سؤال دیگر این است که بعضى‌ها می‎گویند وحدت، بعضى‌ها می‎گویند خلوص؛ شما چه می‎گوئید؟ من می‎گویم هر دو.» و بعد این مسئله را این گونه توضیح دادند که:«خلوص که شما مطرح می‎کنید - که ما بایست از فرصت استفاده کنیم و حالا که غربال شد، یک عده‌اى را که ناخالصى دارند، از دائره خارج کنیم - چیزى نیست که با دعوا و کشمکش و گریبان این و آن را گرفتن و با حرکت تند و فشارآلود به وجود بیاید؛ خلوص در یک مجموعه که اینجورى حاصل نمی‎شود؛ ما به این، مأمور هم نیستیم.»

اینجورى نیست که شما بیائید افراد ضعیف‌الایمان را از دائره خارج کنید/ دائره‌ خلّصین را توسعه بدهید

رهبر انقلاب برای روشن‎تر شدن مسئله به شرایط صدر اسلام اشاره کردند و فرمودند:«در صدر اسلام، خوب، با پیغمبر اکرم یک عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابىّ‌بن‌کعب بود، عمار بود، کى بود، کى بود؛ اینها درجه‌ى اول و خالص‌ترین‎ها بودند؛ عده‌اى دیگر از اینها یک مقدارى متوسطتر بودند؛ یک عده‌اى بودند که گاهى اوقات پیغمبر حتّى به اینها تشر هم می‎زد. اگر فرض کنید پیغمبر در همان جامعه‌ى چند هزار نفرى - که کار خالص‌سازى خیلى آسانتر بود از یک جامعه‌ى هفتاد میلیونى کشور ما – می‎خواست خالص‌سازى کند، چه کار می‎کرد؟ چى برایش می‎ماند؟ آن که یک گناهى کرده، باید می‎رفت؛ آن که یک تشرى شنفته، باید می‎رفت؛ آن که در یک وقتى که نباید از پیغمبر اجازه‌ مرخصى بگیرد، اجازه‌ مرخصى گرفته، باید می‏رفت؛ آن که زکاتش را یک خرده دیر داده، باید می‎رفت؛ خوب، کسى نمی‎ماند.»

ایشان ادامه دادند:«امروز هم همین جور است. اینجورى نیست که شما بیائید افراد ضعاف‌الایمان را از دائره خارج کنید، به بهانه‌ اینکه میخواهیم خالص کنیم؛ نه، شما هرچه می‎توانید، دائره‌ خلّصین را توسعه بدهید؛ کارى کنید که افراد خالصى که می‎توانند جامعه‌ شما را خالص کنند، در جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است. از خودتان شروع کنید؛ دور و بر خودتان، خانواده‌ خودتان، دوستان خودتان، تشکل خودتان، بیرون از تشکل خودتان. هرچه می‎توانید، در حوزه‌ نفوذ تشکل خود، براى بالا آوردن میزان خلوص‎هاى فردى و جمعى تلاش کنید؛ که نتیجه‌ آن، خلوص روزافزون جامعه‌ شما خواهد شد. راه خالص کردن این است.»(بیانات در دیدار دانشجویان در یازدهمین روز ماه رمضان 31/5/89)

این پرسش و پاسخ در حالی صورت پذیرفت که در شرایط آن روز از هاشمی، مشایی و طیف قالیباف با عنوان بانیان احتمالی فتنه دوم و کسانی که باید برای خالص‏تر شدن جبهه انقلاب کنار گذاشته شوند، سخن به میان می‏آمد. در این میان طبیعی بود که هر جریان تمام تلاش خود را به کار بندد تا انگشت‏های اشاره را به طرف دیگر برگرداند و این در واقع سرآغازی شد بر موج جدید اتهام‏زنی‏ها و فضاسازی‏ها. مشکل صرفا عجله در شناسایی عوامل فتنه دوم و مواجهه صریح با آنها نبود؛ بلکه یک مشکل "فتنه دوم سازی" بود. مسئله "فتنه دوم" بهانه‎ای شد برای برخی تصفیه حساب‎های سیاسی و برخی قدرت‎طلبی‎ها تا فضای سیاسی جامعه بیش از پیش به سوی تخریب و تخطئه میل کند؛ هر جریان، جریان دیگر را متهم کند و متقابلا نیز مورد اتهام قرار گیرد و جز دعواهای بی‏حاصل نتیجه‏ای حاصل نشود.

می‏خواهند مردم را نسبت به مسئولین بی‏اعتماد کنند

رهبر انقلاب یکی از دلایل عمده اینکه وضعیت نخبگان جامعه این گونه می‏شود و جدال‏های بی‏حاصل و غیر اصولی در فضای سیاسی رایج می‏شود را نشناختن پازل دشمن و متوجه نبودن نسبت به عواقب کنش‏های سیاسی دانستند. ایشان بارها و بارها در موارد مختلف توصیه کردند که جریانات سیاسی از منظر نظام و مبانی نظام به عرصه سیاسی بنگرند؛ نه از منظر منافع و اهداف خاص سیاسی خود.

رهبر انقلاب شهریور ماه سال جاری در دیدار با اعضای مجلس خبرگان به همین مسئله اشاره کردند و فرمودند:«دشمن الان چه کار دارد می‏کند؟ یکى از مهمترین یا شاید بتوانم بگویم مهمترین کارى که دشمن می‏کند، دو قلم کار است: یک قلم، جدا کردن مردم از نظام، یک قلم جدا کردن مردم از بیّنات دین و اصول دین و واضحات احکام اسلامى و شریعت اسلامى است. این دو تا قلم کارى است که اینها دارند انجام می‏دهند. درست هم فهمیده‌اند؛ چون پشتوانه‌ى نظام، مردمند. می‏دانند که اگر مردم را از نظام جدا کردند، نظام بى‌پشتوانه خواهد شد؛ لذا سعى می‏کنند مردم را از نظام جدا کنند.»

ایشان به نحوه این اجرایی کردن این اهداف اشاره کردند و در این باب فرمودند:«چه جورى؟ بى‌اعتماد کنند. یک کارِ واضح؛ بى‌اعتماد کنند: مردم را به مسئولین بى‌اعتماد کنند. مسئولین هرچه کار بکنند، هرچه تلاش بکنند، هرچه تحرک نشان بدهند، هرچه کارهاى خوب بکنند، یک تفسیر بدى در رادیوهاى بیگانه و در تبلیغات بیگانه وجود دارد که اگر انسان این رادیوها را نگاه کند، این به طور واضح مشاهده می‏شود.»

نباید به خاطر یک عملکردى در یک گوشه‌اى، مسئولین نظام را در چشم مردم بی‏اعتبار کرد

رهبر انقلاب به موضع امام در خصوص کارگزاران نظام اشاره کردند و افزودند:«بنده هم از همه‌ دولتها به این حیث، دفاع کردم، باز هم دفاع میکنم.» ایشان تأکید کردند:«نباید به خاطر یک عملکردى در یک گوشه‌اى، مسئولین نظام را اعم از قوه‌ مجریه یا قوه‌ مقننه یا قوه‌ قضائیه، در چشم مردم بى‌اعتبار کرد. چون مردم اگر چنانچه احساس کردند که این دستگاه‌هاى عظیم نمی‏توانند مورد اعتماد قرار بگیرند، امید مردم از بین خواهد رفت. فکر این را باید بکنند.»

این چیزهایی که می‏گویید، خلاف حق است

بیانات رهبر انقلاب خیلی مهم و کلیدی بود. ایشان برای اینکه برخی گمان نکنند رهبری صرفا مصلحت‏سنجی می‏کنند و بعد بگویند امام کمتر مصلحت‏اندیشی می‏کرد، به صراحت فرمودند:«انصافاً خلاف حق هم هست؛ یعنى این چیزهائى که گاهى اوقات گفته میشود، خلاف حق است. خب ما داریم مى‌بینیم اوضاع و احوال را و از بطون کار آشنا هستیم؛ خیلى تلاش دارد می‏شود؛ تلاش مؤمنانه و مخلصانه؛ انسان این را مشاهده میکند. پیشرفتهائى هم که مشاهده میشود - هى گفته میشود پیشرفتهاى کشور، پیشرفتهاى کشور - اینها همین طور با نشستن کنج خانه و بیکارى مسئولین که به دست نمى‌آید؛ با تلاش مسئولین اینها به دست مى‌آید. تلاش دارد میشود؛ انصافاً تلاش می‏شود. دشمن می‏خواهد این حالت را از بین ببرد.»

ایشان با اشاره به خواست دشمن افزودند:«دشمن می‏خواهد این حالت اعتماد مردم به مسئولین نظام را سست کند تا مردم احساس کنند نمی‏شود به دولتشان اعتماد کنند؛ به قوه‌ قضائیه‌شان، به مجلس‌شان نمی‏شود اعتماد بکنند؛ این‏ها را در چشم مردم خراب کنند. این خطاست. این یک قلم کار دشمن است که این را باید فهمید.» رهبر انقلاب کسانی که در این راستا عمل می‏کنند را تکمیل کننده پازل دشمن دانستند. ایشان فرمودند:«نباید با دشمن همصدا شد، نباید جدول دشمن را پر کرد، پازل دشمن را تکمیل کرد، صداى دشمن را در داخل بازتاب داد؛ اینها را باید مراقبت کرد.»

سکه رایج شدن روش امام و راه انقلاب مسئله اصلی است

مقام معظم رهبری به مسائلی که مهم و اصلی می‏دانند اشاره کردند. ایشان رأی با اهمیت و تأثیرگذار مردم در انتخابات 88 به شعارهای انقلاب و شعارهای اسلامی را مورد توجه قرار دادند و این همه را نشانه بیداری مردم دانستند. ایشان درخصوص موفقیت ملت فرمودند:«شعارهاى انقلاب، امروز زنده است. حرف‏هاى امام، امروز حرف‏هاى رائج است؛ سکه‌ رائج است. کسانى که می‏خواهند در بین مردم سرى بلند کنند، حرف‎هاى امام را تکرار می‏کنند؛ خودشان را مستند به امام نشان می‏دهند. یک روز خلاف این بود؛ یک روزى که چندان دور نیست از ما، کسانى بودند که تظاهر می‏کردند به مخالفت با امام؛ رفتند گفتند انقلاب دفن شد! صریحاً اعلام کردند. عده‌اى گفتند که بایستى مردم را از خدا جدا کرد! اینها را صریح پشت بلندگو آن روز می‏گفتند. امروز جرأت نمی‏کنند اینها را بگویند. امروز آن کسانى که با مردم می‏توانند حرف بزنند، تریبون دارند - یا از هر وسیله‌اى استفاده می‏کنند - دم از امام و دم از انقلاب و دم از شعارهاى امام می‏زنند؛ حالا با شیوه‌هاى خاص. این خیلى مهم است. این نشان‌دهنده‌ این است که سکه‌ى رائج در کشور و روش مقبول، روش امام است و راه انقلاب است. این خیلى چیز بزرگى است.»

مسائل فرعی نباید ملاک موافقت و مخالفت قرار گیرد

رهبر انقلاب در ادامه باز هم توصیه کردند متوجه مسائل اصلی باشید و این قدر مسائل فرعی و جدال‏های بی‏حاصل را بزرگ نکنید. ایشان فرمودند:«مسائل اصلى را باید شناخت و مسائل فرعى را اصلى نکرد؛ نه اینکه مطرح نکرد؛ نه، مسائل فرعى هم باید طرح شود؛ همه‌ جزئیات باید طرح شود؛ اما اصلى نشود و ملاک مخالفت و موافقت قرار نگیرد. ملاک موافقت و مخالفت، صراط مستقیم حق است، اسلام است، تشرع است، تدین است، پایبندى به مبانى انقلاب است، پایبندى به آرزوهاى امام و اهدافى است که امام ترسیم کردند؛ مقابله‌ با مستکبرین است، بدبین بودن به مستکبرین است. یعنى بدانیم که دشمن ما کیست. اینجور نباشد که ما با رفیق و برادر خودمان که مثلاً اینجا نشسته، بنا کنیم مخالفت، اما دلمان با آن مستکبر، با آن بى‌حیاى مخالف همراه باشد، از او کمک بخواهیم، به او اعتماد کنیم؛ اینجورى نباشد.»(بیانات در دیدار اعضای خبرگان 25/6/89)

رهبر انقلاب در واقع باز هم اینجا ملاک‏هایی که متأسفانه برای مخالفت‏ها و موافقت‏ها رایج شده است را غیر اصولی می‏دانند و معتقدند مسائل دیگری را باید معیار مرزبندی‏ها قرار داد. یکی از مشکلات فضای سیاسی کشور مشخص نبودن عمق تئوریک و مبنای واقعی مرزبندی‏ها و صف‏بندی‏هاست. اینکه واقعا گروه‏های مختلفی که روز و شب به هم می‏تازند، دعوایشان از کجا آغاز می‏شود؟ در کدام اصل مبنایی اختلاف نظر دارند؟ وجه افتراق و اشتراک تئوریک آنها کجاست؟ و...

برخی از روی جهالت و غفلت دم از تفرق می‏زنند

جالب اینکه رهبر انقلاب سال قبل از این هم در دیدار اعضای مجلس خبرگان همین مسائل را مورد توجه قرار دادند. ایشان فرمودند:»«یکى از خطوط کارى اصلى دشمن، همین مسئله‌‌ى تفرقه است.» رهبر انقلاب با اشاره به حضور گسترده مردم در راهپیمایی‏ها و مناسبت‏های مختلف فرمودند:«اینها همه نشانه‌‌ وحدت است؛ نشانه‌‌ همدلى مردم است؛ نشانه‌‌ى این است که یک مرکز مشترکى وجود دارد که مردم على‌‌رغم اختلافات جزئى و فرعى‌‌اى که با هم دارند، در گرایش و انتماء به این اصل، متفق‌‌اند؛ دلشان متوجه این مرکز است؛ که این مرکز هم دین است، اصول اسلامى است، ارزشهاى والاست، دین خداست. این، خیلى چیز مهمى است»

ایشان باز هم باب گلایه‏ها را گشودند و فرمودند:«خوب، همه باید در مقابل این وحدت سر فرود بیاورند، وقتى این وحدت را مى‌‌بینند. مى‌‌بینیم که متأسفانه بعکس، بعضى دم از تفرّق میزنند، از روى جهالت، غفلت؛ واقعاً محمول بر غفلت است این چیزها، بیش از آنچه که بر چیزهاى دیگرى انسان بخواهد اینها را حمل کند.»

در جنگ احد هم مسلمانان از خودشان ضربه خوردند

ایشان خط دشمن را خط ایجاد تفرقه دانستند و از تلاش دشمن برای منصرف کردن ذهن مردم از دشمنی دشمن سخن گفتند. رهبر انقلاب فرمودند:«مسئله‌‌ى بعدی - این خط دیگرى است که به نظر ما دشمن بر روى او هم دارد سرمایه‌‌گذارى می‏کند - منصرف کردن ذهن مردم از دشمنىِ دشمن است.»

اشاره رهبر انقلاب به جنگ احد نیز کاملا معنادار بود. ایشان ادامه دادند:«ما هرگز منکر نیستیم که در نارسائى‌‌هاى گوناگون و مشکلات فراوانى که بر سر راه جامعه و افراد پیش مى‌‌آید، تقصیرهاى شخصى و تقصیرهاى اجتماعى، از درون وجود دارد؛ در این هیچ تردیدى نیست؛ کسى این را منکر نیست. "ما أصابک من حسنة فمن اللَّه و ما أصابک من سیئة فمن نفسک"؛ اینکه معلوم است؛ دشمن هم اگر ضربه‌‌اى به ما زد و این ضربه کارى شد، این هم «من نفسک» است؛ در این شکى نیست. در جنگ احد هم که دشمن حمله کرد و ضربه زد، در حقیقت مسلمانها از خودشان ضربه خوردند؛ در این که بحثى نیست؛ منتها نکته این است که اگر انسان بخواهد ضربه نخورد، باید نقش دشمن را ببیند.»

رهبر انقلاب افزودند:«یکى از لوازم توجه و ملاحظه براى ضربه نخوردن، دیدن دشمنى است که می‏خواهد به ما ضربه بزند؛ از این ما را نباید غافل کنند. خط اغفالِ به خصوص خواص و نخبگان از تأثیر دشمن، یکى از خطوط القائى و تبلیغاتى دشمن است. حالا طرق مختلفى البته براى این کار دارند. تا کسى بگوید دشمن، می‏گویند: آقا شما همه‌‌اش به گردن دشمن مى‌‌اندازید! خوب، هست دشمن؛ چرا نمى‌‌بینیم دشمن را؟ چرا نمى‌‌بینیم شعف عظیمى که دشمن پیدا می‏کند از آنچه که اینجا از اختلاف ما، از حوادث گوناگون، از بلواى بعد از انتخابات به وجود مى‌‌آید؟»(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان 2/7/88)


بازخوانی هشدارهای مکرر رهبر انقلاب درباره وضعیت اخلاق سیاسی/3
ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۳  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری
آنها از ما توصیه نمی‏خواهند؛ نان‎شان در ایجاد اختلاف است

این میزان تأکید بر روی یک مسئله آن هم در یک دوره زمانی محدود از سوی رهبر انقلاب کم‏نظیر به نظر می‎رسد؛ و البته این میزان بی‏توجهی به فرمایشات ایشان نیز! مقام معظم رهبری بارها و بارها لب به سخن گشودند، گاه با لحنی ارشادی، گاه با لحنی هشدارآمیز و گاه با بیانی گلایه‏گونه باب این بحث را پیش کشیدند؛ اما گویا حتی عده‌ای که خود را داعیه‏داران ولایتمداری نیز دارند، ترجیح دادند از کنار این بیانات به‌سادگی عبور کنند.

به گزارش رجانیوز، اکنون رهاورد این بی‏توجهی، حاکم شدن گفتمانی صد‏در‏صد سلبی در فضای سیاسی کشور است که بر مبنای آن همه جریان‏های سیاسی از سوی رقیب به عناوینی نظیر ضد ولایت فقیه، منحرف، فاسد، ظالم، بی‎بصیرت، بانی فتنه دوم و... متهم می‎شوند! هر جریانی در این فضا می‏کوشد تا با نفی رقیب، اثبات خود را نتیجه بگیرد و با مدیریت افکار عمومی، توپِ اتهام را در میدان حریف بیاندازد! در این شرایط همه مسئولین نظام فاسدند و غیر قابل اعتماد!

صاحب‏نظران سیاسی بر این مهم مهر تأیید می‏زنند که در فضای کنونی مسائل اول کشور و موضوعاتی که موجب جدال‏ها و دعواهای سیاسی می‏شود، به شأنی نازل تقلیل یافته و اهداف کلان و آرمانی انقلاب را تحت الشعاع قرار داده است. در واقع کمتر جریان و گروهی به مسائل اصلی انقلاب و اینکه چه موضوعاتی باید به مسئله اصلی کشور تبدیل شود تا اهداف متعالی نظام برآورده شده باشد، فکر نمی‏کند. جریان‌های سیاسی در مقام ارائه راهبرد برای نظام و ایجاد فضای جدیدی در کشور نیستند؛ بلکه تنها به دنبال متهم کردن هم و خرده‎گیری بر نواقص یکدیگرند. در این فضا فاصله‏ای بین سطح خواص و عوام جامعه نیز خواه‏نا‏خواه فراهم می‏آید. چه آنکه مردم از بسیاری جدال‏های سیاسیِ بی‏حاصل گریزانند.

با توجه به اهمیت این مسئله و تأکید مکرر رهبر انقلاب بر روی آن، مرور دقیق‏تر گزاره‏های سخنان ایشان می‎تواند مسیری روشن را فراروی جریان‌های ارزشی کشور برای ادامه راه قرار دهد. مسلما مخاطب بیانات رهبری همه جریان‌های سیاسی، دانشجویان، اقشار مختلف و رسانه‏ها هستند. اکنون این ماییم که باید بنشینیم و با مرور دوباره مواضع خود و مقتدایمان فکری به حال وضعیت موجود و کنش و واکنش‏های مرسوم دنیای سیاست بکنیم. آیا وقت آن نرسیده که یک بار هم که شده انگشت اتهام را به جای رقیب به جانب خود بگیریم و سهم خود را در ایجاد این فضا به نقد بکشیم؟ سومین قسمت از این بحث را در ادامه می‎خوانید.


*****

فضای گناه و اتهام‏زنی، زندگی ما را ظلمانی می‏کند

شهریور ماه 88 بود و نماز عید سعید فطر. اعترافات متهمان بعد از انتخابات توجه همه را به خود جلب کرده بود. متهمان از نسبت خود با اشخاص مختلف می‏گفتند و از نقش‏آفرینی این و آن. همان آغاز می‏شد فهمید مهر تأیید صد‏در‎صدی زدن به همه این اظهارات، تریبونی تمام عیار را برای بانیان فتنه در اختیار قرار خواهد داد تا لا‏به‏لای اظهارات رایج را که در راستای منافع خود می‏بینند نیز مطرح کنند.

در این شرایط بود که بار دیگر در فضای پر جدال آن روزها رخبر انقلاب لب به سخن گشودند و از همه خواستند فضای جامعه را فضای حسن ظن و برادری قرار دهند؛ نه فضای سوء ظن. ایشان فرمودند:«به اخلاق خودمان هم برسیم؛ به اخلاق خودمان هم برسیم. اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهیم. من هیچ موافق نیستم با اینکه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهیم. این عادات را از خودمان باید دور کنیم.»

ایشان بار دیگر به فضای رسانه‏ای کشور اشاره کردند و فرمودند: «اینکه متأسفانه باب شده که روزنامه و رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون ارتباطى - که امروز روزبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روز هم بیشتر و گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و پیچیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر می‏شود - روشى را در پیش گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند براى متهم کردن یکدیگر، این چیز خوبى نیست؛ این چیز خوبى نیست، دل ما را تاریک میکند، فضاى زندگى ما را ظلمانى میکند. هیچ منافات ندارد که گنهکار تاوان گناه خودش را ببیند، اما فضا، فضاى اشاعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى گناه نباشد؛ تهمت زدن، دیگران را متهم کردن به شایعات، به خیالات.»

اعتراف متهمان علیه دیگری مسموع نیست

در حالی که کمتر کسی این انتظار را داشت، رهبر انقلاب به اعترافات دادگاهی اشاره کردند و فرمودند:«همین جا من این را هم بگویم: اینکه در دادگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها - که در تلویزیون هم پخش می‏شد - از قول یک متهمى چیزى راجع به یک کس دیگرى گفته می‏شود، من این را بگویم که این، شرعاً حجیت ندارد. بله، متهم هرچه درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خود در دادگاه بگوید، این حجت است. اینکه بگویند در دادگاه درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خودش اگر اعترافى کرد، حجت نیست، این حرف مهملى است، حرف بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در یک دادگاه در مقابل دوربین، در مقابل بینندگان میلیونى که متهم علیه خود بکند، این اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما علیه دیگرى بخواهد اعترافى کند، نه، مسموع نیست.»

فضا را نباید پر از تهمت کرد/چرا به هم حسن ظن ندارید؟!

ایشان ادامه دادند:«فضا را نباید از تهمت و از گمان سوء پر کرد. قرآن کریم میفرماید:"لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا"؛ وقتى می‏شنوید که یکى را متهم می‏کنند، چرا به همدیگر حسن ظن ندارید؟»

رهبر انقلاب به وظیفه دستگاه قضایی اشاره کردند و فرمودند:«تکلیف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى اجرائى باید مجرم را تعقیب کنند، دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى قضائى باید مجرم را محکوم و مجازات کنند؛ با همان روشى که ثابت می‏شود و در قوانین اسلامى و قوانین عرفى ما هست و هیچ هم در این زمینه نباید کوتاه بیایند؛ اما مجازات مجرم که از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غیر از این است که به گمان، به خیال، به تهمت، یکى را متهم کنیم، بدنام کنیم، توى جامعه دهن به دهن بگردانیم. اینکه نمی‏شود. این فضا، فضاى درستى نیست.»

پخش کردن ادعای بیگانگان علیه افراد ظلم است

ایشان به برخی استنادها به سخنان بیگانگان نیز اشاره کردند:«یا دیگران - خارجى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، بیگانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، تلویزیونهاى مغرض - علیه کسى یا کسانى حرفى بزنند، ادعا کنند که اینها فلان جا خیانت کردند، فلان جا خطا کردند؛ ما هم عین همان را پخش کنیم. این، ظلم است؛ این، مورد قبول نیست. رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى بیگانه کِى دلشان براى ما سوخته است؟ کِى خواسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند حقائق در مورد ما روشن بشود، که در این مورد بیایند حقیقت را گفته باشند؟ می‏گویند، حرفهائى میزنند، ادعاهائى می‏کنند.»

اینها شفافیت نیست؛ کدر کردن فضاست

رهبر انقلاب ادامه دادند:«نباید گفت اینها شفافیت است. این، شفافیت نیست؛ این، کدر کردن فضاست. شفافیت معنایش این است که مسئول در جمهورى اسلامى عملکرد خودش را به طور واضح در اختیار مردم قرار بدهد؛ این معناى شفافیت است، باید هم بکنند؛ اما اینکه ما بیائیم این و آن را بدون اینکه اثبات شده باشد، بگیریم زیر بار فشار تهمت و چیزهائى را به آنها نسبت بدهیم که ممکن است در واقع راست باشد، اما تا مادامى که ثابت نشده است، ما حق نداریم آن را بیان کنیم؛ این آن را متهم کند، آن این را متهم کند؛ از رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بیگانه - رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى مغرض انگلیس - شاهد برایش بیاوریم، بعد هم یک نفر از آن طرف پیدا بشود و کل نظام را به امورى که شایسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى نظام اسلامى نیست و نظام اسلامى شأنش بسیار بالاتر است از این چیزهائى که بعضى به نظام اسلامى نسبت می‏دهند، متهم بکند، این اشکال بر آنها بیشتر هم وارد است. تهمت زدن به یک شخص گناه است، تهمت زدن به یک نظام اسلامى، به یک مجموعه، گناه بسیار بزرگترى است. پروردگارا! با تقواى خود ما را از این گناهان دور کن.»(خطبه های نماز عید سعید فطر29/6/88)

آنها از ما توصیه نمی‏خواهند؛ نانشان در ایجاد اختلاف است

رهبر انقلاب در آذرماه سال گذشته یعنی سه ماه بعد از سخنانشان در روز عید سعید فطر با لحنی صریح و تند بار دیگر در این خصوص سخن گفتند. ایشان تصریح کردند:«من مى‌بینم در بعضى از اظهارات، در بعضى از حرفها، فضا آنچنان مغشوش می‏شود که افراد سردرگم می‏شوند؛ مردم نسبت به همدیگر، نسبت به نخبگانشان، نسبت به مسئولانشان بدبین می‏شوند؛ این درست نیست.»

ایشان با لحنی گلایه‏آمیز تصریح کردند:«حالا بعضى‌ها - چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون - توصیه‌پذیر نیستند؛ آنها از ما توصیه نمی‏خواهند؛ معلوم نیست سیاست‏هاى بعضى از این دستگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها را کى معین میکند و کجا معین میشود - نانشان در ایجاد اختلاف است - اما آن کسانى که مصالح کشور را میخواهند، مایلند حقائق را غالب کنند، من توصیه‌ام به آنها این است که از این اختلافات جزئى و غیر اصولى صرف نظر کنند.»

شایعه‌سازى و شایعه‌پراکنى درست نیست


بیانات رهبر انقلاب هیچ گاه نافی انتقاد و ضرورت نصیحت ائمه مسلمین و مسئولین کشور نبود. بیان ایشان ناظر به رواج فضایی بود که فارغ از نقدهای منطقی و اصلاحی، تنها اتهام‏زنی و ناسزاگویی را در پی داشت. ایشان ادامه دادند:«شایعه‌سازى و شایعه‌پراکنى درست نیست. انسان مى‌بیند صریحاً و علناً به مسئولین کشور - کسانى که بارهاى کشور را بر دوش دارند - تهمت میزنند، نسبت به اینها شایعه‌سازى میکنند؛ فرق هم نمی‏کند، چه رئیس جمهور باشد، چه رئیس مجلس باشد، چه رئیس مجمع تشخیص مصلحت باشد، چه رئیس قوه‌ى قضائیه باشد؛ اینها مسئولین کشورند. مسئولین کشور کسانى هستند که زمام یک کارى به اینها سپرده است؛ مردم باید به اینها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نباید شایعه‌پراکنى کرد؛ دشمن این را می‏خواهد. دشمن میخواهد شایعه‌پراکنى کند؛ می‏خواهد دلها را نسبت به یکدیگر، نسبت به مسئولین بدبین کند.»

عده‌اى، سازندگى را با مادیگرایى، اشتباه گرفته‌اند

در باب نقد شخص رهبر انقلاب در بسیاری از برهه‏های تاریخی پیشتاز بودند. ایشان بودند که در دوران سازندگی نسبت به رواج اشرافیت و بی‏عدالتی هشدار دادند و مسئولین را بارها و بارها به این مهم هشدار دادند. در دوره اصلاحات نیز به همین ترتیب آنجا که انحراف عمده و جدی مشاهده کردند، خود بدون هیچ‏گونه مماشات وسط میدان آمدند و صراحتا هشدار دادند. آنچه ایشان آن روزها می‏دیدند را خیلی از آگاهان سیاسی سال‏ها بعد متوجه شدند.

ایشان در دوران سازندگی به صراحت از کسانی سخن گفتند که سازندگى را با مادیگرایى، اشتباه گرفته‌اند. ایشان در سخنانی مهم که بعدها با عنوان عبرت‏های عاشورا معروف شد و برخی مقصود از تعبیر "فرزند انقلاب" در آن را شخص مقام معظم رهبری می‏دانستند، فرمودند:«عبرت‌گیرى از عاشورا این است که نگذاریم روح انقلاب در جامعه منزوى و فرزند انقلاب گوشه‌گیر شود. عده‌اى مسائل را اشتباه گرفته‌اند. عده‌اى، سازندگى را با مادیگرایى، اشتباه گرفته‌اند. سازندگى چیزى است، مادیگرى چیز دیگرى است. سازندگى یعنى کشور آباد شود، و طبقات محروم به نوایى برسند.... سازندگی همان کاری بود که علی بن ابی طالب(ع) می کرد... آن بزرگوار با دست خودش نخلستان آباد می کرد، زمین احیا می کرد، درخت می کاشت، چاه می کند و آبیاری می کرد. این سازندگی است. دنیا طلبی و ماده طلبی کاری است که عبیدالله بن زیاد و یزید می کردند. چه وقت آن ها چیزی را به وجود می آوردند و می ساختند؟ آن ها فانی می کردند، می خوردند و تجملات را زیاد می کردند. این دو تا را نباید با هم اشتباه کرد. امروز یک عده به نام سازندگی خودشان را غرق در پول و دنیا و ماده پرستی می کنند. آیا این سازندگی است؟»(بیانات در دیدار فرماندهان گردانهاى عاشوراى‏ نیروهاى مقاومت بسیج در سالروز شهادت امام سجّاد(ع) 22/4/1371)

انسان واقعاً عرق شرم بر پیشانیش مى‌نشیند

آن روزها که در نماز جمعه‏ها شعار می‏دادند "دشمن هاشمی، دشمن پیغمبر است"، رهبر اقنلاب احساس خطر کردند و خود به میدان آمدند تا باب نقدی صریح و جدی را بگشایند. ایشان تصریح کردند:«گاهى از جاهایى گزارشهاى نومیدکننده‌ای مى‌رسد و در برخى موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پیشانیش مى‌نشیند؛ رعایت کنید. سؤال مى‌کنیم که چرا ماشین لوکس و نو و مدل بالا؟ مى‌گویند که اشکال امنیتى داریم! چه اشکال امنیتى؟! آقایان مسؤول در شوراى امنیت کشور یا جاهاى دیگر، بنشینند معین کنند و مسأله را در جایى ببُرند؛ من هم اگر باید دخالت کنم، بگویید در جایى دخالت کنم. این چه وضعى است که همین‌طور بى‌حساب و کتاب جلوى هر وزارتخانه و اداره‌یى، دهها ماشین به رنگهاى گوناگون متعلق به مسؤولانِ آن‌جا به چشم مى‌خورد؟! چه کسى چنین چیزى را گفته است؟»(سخنرانی‌ در دیدار مسؤولان‌ و کارگزاران‌ نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران 23/5/1370)

در دوران اصلاحات نیز به همین ترتیب وقتی احساس خطر شد، رهبر انقلاب در صف نخست هشدار دهندگان نسبت به انحرافات بودند. ایشان در این سال‏ها در خصوص مطبوعات و اینکه به پایگاهی برای دشمن تبدیل شده‏اند، سخن گفتند و نسبت به جهت‏گیری‏های دولت اصلاحات هشدارهایی جدی دادند.

پس یک نکته مهم تفکیک میان نقد با تخریب و تهمت و شایعه‏پراکنی است. در باب نقد، شخص رهبری در تمام برهه‏های تاریخی آن‏گاه که زمینه‏های انحراف را مشاهده کردند و در شرایطی که خیلی‏ها شاید برای شخصیت مورد نقد تقدس‏هایی نیز قائل بودند، به میدان آمدند و به صراحت سخن گفتند.

شهید رجایی و شهید باهنر هم مثل شما مظهر کار و تلاش مومنانه و پایبندی بی‏اغماض به اصول بودند

اما شاید بد نباشد همین جا موضع ایشان در خصوص دولت دهم یعنی همان دولتی که برخی می‏کوشند سراسر فاسد معرفی‏اش کنند، را نیز مرور کنیم. ایشان در شهریور ماه سال 89 با اشاره به فعالیت‏ها و نقش‏آفرینی‏های دولت فرمودند:«خوب، این هم در واقع نوعى نمودار و نمادى از همان جهتگیرى‌هائى است که از آن دو شهید ذکر کردیم؛ یعنى شهید رجائى و شهید باهنر. حقاً شهید رجائى و شهید باهنر هم همین جور بودند؛ مظهر کار و تلاش مؤمنانه و پایبندىِ بى‌اغماض به اصول. آنها در هر نقشى که حضور داشتند، همین پایبندىِ بدون اغماض به مبانى و ارزشها را در جریان کار کشور اعمال و اجراء کردند.»

ایشان به روند سال‏های گذشته و تجلیل‏هایی که از شهید باهنر و شهید رجایی می‏شد نیز اشاره کردند:«در سالهاى گذشته هم رسم بوده و هفته‌ى دولت تشکیل می‏شده و اسم این دو بزرگوار را همه با تجلیل مى‌آوردند؛ لیکن همه‌ى آن کسانى که از این دو شهید عزیز تجلیل میکنند، واقعاً پایبند نیستند به آن راه و آن جهتگیرى و هدفگیرى‌اى که آنها داشتند.»

این را شما افتخار بدانید


رهبر انقلاب ادامه دادند: «این را شما افتخار بدانید که الحمدللَّه به مبانى انقلاب پایبندید و به اینکه شعارهاى انقلاب را قبول دارید و می‏خواهید اجراء کنید، افتخار میکنید؛ این توفیق بزرگى است. یکى از مهمترین خصوصیات این دولت این است که شعارهاى خودش را شعارهاى انقلاب قرار داده و به این، احساس سربلندى و افتخار میکند. مردم هم به خاطر همین به شما اقبال کردند؛ این هم معلوم باشد. مردم به این شعارها دلبسته‌اند، علاقه‌مندند. شعار عدالت‌طلبى، براى مردم جذاب است؛ شعار اجتناب از اشرافیگرى، براى مردم شعار مطلوب و شعار جذابى است؛ یا شعار خدمت‌رسانى به مردم، یا شعار استکبارستیزى، یا شعار ساده‌زیستى، یا شعار کار و تلاش و خدمت به مردم؛ اینها چیزهائى است که مردم دوست میدارند و اینها را میخواهند. یک جامعه و یک کشور و یک ملت بیدار از مسئولینش این چیزها را مطالبه میکند: مطالبه‌ى عدالت، مطالبه‌ى انصاف، مطالبه‌ى خدمت، مطالبه‌ى ارتباط صمیمى با مردم، مطالبه‌ى دین، پایبندى به ارزشهاى دینى، پایبندى به شرع. این چیزها را مردم میخواهند و دوست میدارند. شما هم بحمداللَّه این شعارها را داده‌اید، مردم هم قبول و اقبال کرده‌اند؛ این را مغتنم بشمارید.»(بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت 8/6/89)

یک سوال روشن و واضح و البته صریح از کسانی که ادعای ولایتمداری و البته عدالتخواهی هم دارند این است که این چه دولتی است که شما سراسر فاسد و منحرفش می‏دانید و روز و شب با این عناوین معرفی‏اش می‏کنید، اما رهبر انقلاب نه تنها در آن انحرافات بنیادی مشاهده نمی‏کنند، بلکه آن را دولت شهید رجایی و شهید باهنر می‏خوانند؟ به راستی این پارادوکس را چگونه باید حل کرد؟


به بهانه سالروز شهادت نواب صفوی/بخش دوم
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، شهید نواب صفوی
تعبیر اعجاب انگیز آیت الله خامنه‌ای از مقام بالای شهید نواب صفوی

خبرنامه دانشجویان ایران: شعار اجرای قوانین شرعی، و این که عمل به آن می تواند ایران را نجات دهد، آن هم پس از آن که سراب بودن ادعای اصلاح گرایانه‌ی رضاخان و وابستگانش از میان روشنفکران و روحانیون اصلاح طلب، آشکار شده بود، زمینه‌ی پذیرش مردمی فراوانی میان متدینین پیدا کردند.

این حرکت بزرگ توسط طلبه ای جوان، که نبوغ سیاسی و شهامت استثنایی داشت یعنی شهید سید مجتبی نواب صفوی آغاز شد؛ طلبه جوانی که مقام معظم رهبری در خصوص او می‌فرماید: "باید گفت که اولین جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نواب در من بوجود آمد و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را در دل ما نواب روشن کرد"

 

 

*مصاحبه با مقام معظم رهبری درباره شهید نواب صفوی در تاریخ 22/10/1363


 س: چنانچه حضرتعالى مستحضرید اولین مبارزه‏ى مرحوم نواب صفوى پیش از آنکه جنبه‏ى سیاسى، نظامى داشته باشد جنبه‏ى فرهنگى داشت، به این معنى که ایشان اولین مبارزه را با افکار کسروى شروع کرد، حالا از نظر حضرتعالى تأثیر این حرکت در جامعه‏ى آن روز مخصوصاً در میان روشنفکران و علماء چگونه بود؟

 ج: البته کارى که ایشان در مقابل کسروى انجام دادند یک کار فرهنگى فقط نبود، اتفاقاً کار سیاسى، نظامى، فرهنگى بود. نظامى بود براى اینکه خب کسروى را مضروب کرد ایشان... بله بالاخره و مضروب کرد و بعد هم یکى از یاران ایشان کسروى را کشت یعنى دو مرتبه از طرف نواب، کسروى مورد حرکت باصطلاح نظامى قرار گرفت. یکبار به وسیله‏ى خود ایشان که با کارد حمله کرد، یکبار هم به وسیله‏ى مرحوم امامى، سید حسین امامى، که با اسلحه زد و کسروى را عملاً نابود کرد. کار سیاسى هم بود، همانطور که قبلاً هم گفتم، اصلاً ماهیت حرکت ضد دینى که کسروى هم یک تئوریسینها و طراحانش بود یک ماهیت سیاسى بود، هیچکس نمى‏تواند بگوید کسروى یک عنصر غیر سیاسى بوده، مگر کسى مى‏تواند چنین چیزى را بگوید؟ خود کسروى یک عنصرى بود که اصلاً حرکتش از آغاز، در مشروطیت و بعد از مشروطیت، تا آن روزى که کشته شد یک حرکت سیاسى بود و یکى از چهره‏هاى سیاسى ایران بود پس مبارزه‏ى با کسروى فقط مبارزه‏ى با افکار ضد مذهبى او نیست زیرا که همان افکار ضد مذهبى هم یک حرکت سیاسى بود و یک ریشه و منشأ سیاسى داشت بنابراین کار مرحوم نواب به اعتقاد من کار مذهبى فقط نبود، کار مذهبى، سیاسى بود و به همین شکل هم منعکس شد. البته در اینکه تأثیرش در روشنفکرهاى آن روز چگونه بود من مى‏خواهم بگویم آن زمان که خب من نبودم، یعنى در صحنه نبودم و سن آن زمان هم اجازه نمى‏دهد که از نزدیک آن زمان را درک کرده باشم، آن طور که من بعدها فهمیدم دستگاه هم تبلیغات زیادى کرده بود. روشنفکرهاى آن روز هم با دین و مسائل دینى و هر جلوه‏ى دینى به شدت بد بودند، آن زمان هنوز تفکر قرن نوزدهمى اروپا که معمولاً ما یک پنجاه سالى، صد سالى، شصت سالى بعد از اروپا همیشه روشنفکرهاى ما حرکت مى‏کردند، آن روز هنوز در کشور ما در اواسط قرن بیستم، تفکر قرن نوزدهمى اروپا رایج بود، تفکر ضد دینى، دین را مسخره دانستن، هر چیز دینى را بدون هیچ دلیلى محکوم کردن رایج بود در دوران بعد ازرفتن پهلوى حتى در کشور ما، و ادامه داشت، لذا هر چیزى که رنگ و بوى دین داشت، از نظر روشنفکرهاى آن روز بدون هیچ استدلالى مطرود بود و نواب کسى بود که حرکتش صد در صد نشان داده مى‏شد که صبغه و انگیزه‏ى دینى دارد لذا بود که آنها قاعدتاً آن را نمى‏پسندیدند. در نوشته جاتى هم که آن وقت روز، بعضى از روزنامه‏ها و همچین محافل روشنفکرى آن روز برخوردى که با این قضیه کردند نشان داد که هیچ قبول ندارند مرحوم نواب را، تا مدتها کار را به جایى رسانده بودند و وضع تبلیغات علیه نواب را جورى حاد کرده بودند حتى گروههاى سیاسى غیرمذهبى، که افراد مؤمن هم خیلى دوست نمى‏داشتند که منتسب بشوند به جریان نواب، براى خاطر اینکه گفته مى‏شد آنها تروریستند و تروریسم غیر از یک حرکت سیاسى سازمان یافته است و یک حالت پرهیز، پرهیز طبیعى را به زیان نواب و جریان فدائیان اسلام در خیلى‏ها بوجود آورده بودند تا سالها بعد. لذاست که من تصورم این است که کار مرحوم نواب از نظر روشنفکرهاى آن روزنه، کار مطلوب و خوبى به حساب نیامد و تفسیر خوبى رویش گذاشته نشد.

 س: بفرمایید تأثیر مبارزه‏ى فدائیان اسلام بخصوص در فاصله‏ى سالهاى 1324،25 تا سال 1334 که در روز 27 دى همراه با یارانش مرحوم نواب به شهادت مى‏رسد، در جریانهاى سیاسى داخلى و نیز در فعل و انفعالات سیاسى استکبار جهانى چگونه بود؟

 ج: یکى از چیزهایى که در تاریخ معاصر ما متأسفانه به کلى به دست فراموشى سپرده شده همین است که تأثیر جریان نواب و حضور نواب را در روى کار آمدن حکومت ملى دکتر مصدق ندیده گرفته. این را بدانید که اگر مرحوم نواب بود و تلاشهاى آنها نبود و ارعابى که آنها در محیط جو هیأت حاکمه بوجود آورده بودند یعنى دستگاه سلطنت، نبود ممکن نبود که به آن شکل بتوانند حکومت را بدهند به مصدق، دکتر مصدق در اوایل کارش به طور آشکار متکى بود به گروه فدائیان اسلام و مرحوم کاشانى این را آشکارا هم مى‏کرد البته آنها طرفدار مصدق به عنوان مصدق نبودند طرفدار آن چیزى بودند که ترکیب مصدق کاشانى آن را ارائه مى‏داد یعنى یک حکومت ضد استبدادى و ضد سلطنتى دینى، این بود دیگر، ترکیب کاشانى و مصدق اینجورى بود، البته این ضدها باز هم مصداق داشت، ضد سلطنتى، ضد استبدادى، ضد انگلیسى، این خصوصیت آن چیزى بود که از مجموعه‏ى مصدق و کاشانى بوجود مى‏آمد و منعکس مى‏شد در خارج. مرحوم کاشانى که خب مظهر این حرکت محسوب مى‏شد یعنى مظهر مردمى و دینى این حرکت محسوب مى‏شد و الا مصدق را که عامه‏ى مردم نمى‏شناختند، به فدائیان و شخص نواب خیلى التقاط داشت مرحوم کاشانى، بعد از جریان ترور رزم‏آرا روزنامه‏ها یک عکسى را منتشر کردند که مرحوم کاشانى دستش را گذاشته روى سر مرحوم طهماسبى که قاتل رزم‏آرا بود و با همان لحن مخصوص خودش مثلاً مى‏گوید بى سوادت، نمى‏دانم، یک چیزى، یک جمله‏اى محبت آمیزى، کلمه‏ى بى سوات را مرحوم آیت‏الله کاشانى زیاد تکرار مى‏کرد در مقام شوخى و مزاح با افرادى که با آنها مخاطبش بودند، نشنیدید این را؟ ... بى سوات ... بله بى سوات با«ت»، این نشان دهنده‏ى آن حالت طیبت مرحوم اقاى کاشانى بود یعنى نشان مى‏داد که این جوانى که حالا دست هم روى سرش گذاشته و با محبت دارد بهش حرف مى‏زند و شوخى هم مى‏کند بهش مى‏گوید بى سوات، این مورد توجهش است پس بنابر این از زدن رزم آرا مرحوم کاشانى استقبال مى‏کند، این هم که قاتل رزم‏آرا است. یک چنین حمایتهاى صریح و علنى را آدم آنوقت مشاهده مى‏کرد معلوم بود که فدائیان اسلام زیر بال مرحوم آیت‏الله کاشانى قرار دارند و او از آنها کاملاً حمایت مى‏کند و اینها هم بى دریغ به نفع حکومت مصدق و به نفع همان جهت گیرى‏اى که مجموعه‏ى مصدق و کاشانى گفتم بوجود مى‏آورد تلاش مى‏کردند و حرکت مى‏کردند و در حقیقت جریان نهضت ملى نوک تیز مسلحش فدائیان اسلام بودند تا وقتیکه بین اینها و مصدق اختلاف افتاد که آن اختلافات تاریخچه‏ى مفصلى دارد که بعد دیگر به کلى بین اینها دشمنى و نقار برقرار شد تا اینکه حتى منتهى شد به زدن فاطمى که فاطمى را که جزو یاران نزدیک دکتر مصدق بود، فدائیان اسلامى زدند ترور کردند، به قصد کشتن البته، که خب منتهى او جان به در برد تا بعد دستگاه رژیم سلطنت او را کشتند ... این بیانى که کردم همان بود، در حقیقت بیان مصداقى از همین فعل و انفعالات بود یعنى شما ببینید از سال 29 تا 32 یعنى از سال ملى شدن صنعت نفت تا سقوط دکتر مصدق، این سه سالى که بر کشور ما سه سال و خرده‏اى که گذشت مى‏دانید یکى از آن دوره‏هاى فوق‏العاده حساس کشور ماست از لحاظ ارتباط با سیاستهاى خارجى، این دوران دورانى است که سلطه‏ى قدیمى انگلیسى یک ضربت محکم بهش مى‏خورد و خاطرات حکومت ملى، حکومت مردم و حضور مردم که سالیان درازى بود به کلى از ذهنها شسته و زدوده شده بود باز در ذهنها زنده مى‏شود، مردم ما مردم حضور در کوچه و بازارند دیگر، در مشروطیت و در همه‏ى قضایا مردم همیشه توى صحنه‏ها حضور داشتند، آمدند، رفتند، اقدام کردند، خواستند، عمل کردند، یک چیز عجیبى است اصلاً تاریخچه‏ى حضور مردم ما در صحنه، جزو تاریخچه‏هاى استثنایى است روى این هم کسى کار نکرده، اگر مقایسه کنید مردم ما را با ملتهاى دیگر از لحاظ تعیین کنندگى مواقف حساس، خواهید دید که ملت ما از آن ملتهاى جالبند از این جهت، خب در دوران رضاخانى به کل، اصلاً خشکیده بود این روح، تمام شده بود دیگر اصلاً مردم هیچ کاره‏ى محض شده بودند به خاطر آن استبداد، بعد از دوران رضاخان هم مسئله‏اى نبود که مردم را به میدان آزمایش بکشاند و در صحنه‏ها حاضر کند. دوران مصدق یعنى دوران حکومت مصدق و از 29 تا 32، به این تعبیر، جزو دورانهایى بود که از این جهت خیلى حساس بود، ضربه‏ى به حکومت انگلیس، باز یافتن احساسات مردمى بوسیله‏ى خود مردم، و یک نگاه تند به سلطه گران و به خارجیانى که در کار ایران دخالت مى‏کنند، بعد تهدید کردن مقام سلطنتى که مردم از آن آنقدر نفرت داشتند اینها یک حوادث عجیبى است دیگر، یعنى جزو مقاطع کم نظیر تاریخ ماست، در این مقطع نقش فدائیان اسلام نقش به طور کامل مؤثرى بود یعنى در روى کار آوردن آن دولت در حمایت مرحوم کاشانى، پس طبعاً در قضیه‏ى خلع ید از انگلیسها، در قضیه‏ى نفت و در بقیه‏ى مسائل. پس مى‏بینید که این دوران ده ساله‏ى عمر سیاسى و مبارزاتى مرحوم نواب یکى از مهمترین نشانه‏ها و آثارش حضور فعال و تأثیر فراوان در برهه‏ى سه چهار ساله‏ى بین 29 تا 32 است که از برهه‏هاى تاریخى کشور هم هست.

س: یک سؤالى الان به ذهن من خطور کرد خواستم آن را هم از حضرتعالى سؤال بکنم. سؤالم این بود که ایشان اندیشه‏اش و شخصیتش در حرکت اخوان‏المسلمین و ساختار فکرى اخوان‏المسلمین تا چه میزان بود، با توجه به سفرهایى که به منطقه کردند؟

ج: ایشان تحت تأثیر اخوان‏المسلمین بود یعنى حسن البناء روى ایشان اثر گذاشته بود و ایشان به نوبه‏ى خودش روى دیگران اثر گذاشته بود. یکى از رهبران معروف سازمان آزادیبخش فلسطین به من گفتش که من در مصر، در آن سفرى که نواب صفوى مصر آمده بود، مشغول درس خواندن بودم رشته‏ى مهندسى داشتم درس مى‏خواندم و داشتم درس مى‏خواندم که مهندس بشوم و مشغول کارهایم بشوم، این آمد گفتش که تو دارى درس مى‏خوانى اینجا؟ برو فلسطین بجنگ، گفت من یکهو منقلب شدم به یک عده‏اى از جوانها در مصر سخنرانیهایى ایشان کرده بود دیگر و گفته بود برو به جنگ، اینجا آمدى مشغول درس خواندنى؟ و همان شخص بلند شد آمد در فلسطین و خب این آمدنها بود که اصلاً مسئله‏ى فلسطین را جور دیگرى کرد. خیلى مرد قوى‏اى بود مرحوم نواب، من شنیدم یک وقتى رفته بود اردن گوش ملک حسین را گرفته بود گفته بود پسر عموجان این انگلیسها خیلى خطرناکند، آخر سید است، ملک حسین یعنى سید است، آره گفته بود انگلیسها خیلى خطرناکند پسرعموجان، آدم اینجورى‏اى بود گوش ملک حسین را مى‏گرفت فشار مى‏داد.

*ادامه زنگی نامه:
نواب سفرهای مختلفی جهت تبلیغ به نقاط کشور کرد. از جمله در مناطق شرقی با سران ایل هزاره و دو ایل بزرگ توپکاللو و زعفرانلو دیدار کرد. در تربت جام به دیدار علما بر سنی و شیعه شهر رفت. از طریق تایباد سعی داشت به ملاقات شیخ محمدتقی بهلول گنابادی که عامل اصلی قیام گوهرشاد بود و در افغانستان زندانی شده بود، برود ولی شهربانی مانع شد. پس از بازگشت به تهران او مسأله ازدواج خود با نیره‌السادات احتشام رضوی دختر نواب احتشام رضوی را مطرح کرد و اندکی بعد مراسم ازدواج او در حضور علما بزرگ قم از جمله آیت‌الله کوه کمری و آیت‌الله فیض به سادگی برگزار شد.

پس از ازدواج سفرهای تبلیغی نواب ادامه یافت. او به دعوت عده‌ای از طلاب که از تبدیل شدن مدرسه دینی شان به مدرسه دخترانه معترض بودند به گیلان رفت و در آنجا بر اثر سخنرانی او و اغتشاش طلاب درگیری با مأموران شهربانی بوجد آمد. نواب را دستگیر و زندانی کردند ولی با تلاش سیدعبدالحسین واحدی او از زندان آزاد شد و به دیدار آیت‌الله کوهستانی در مازندران رفت.

در تاریخ 25/2/1327 اسرائیل موجودیت خود را اعلام کرد و رژیم شاه به صورت دو فاکتور مشروعیت آنرا پذیرفت. اما آیت‌الله کاشانی که فدائیان اسلام او را رهبر معنوی – سیاسی خود می‌دانستند. به این امر اعتراض کرد و به شور ایشان تجمع عظیمی در 31 اردیبهشت 1327 در مسجد سلطانی گرد آمد. فداییان اسلام به ثبت نام از داوطلبین اعزام به فلسطین پرداخت و عمل آنها مورد حمایت آیت‌الله خوانساری نیز قرار گرفت اندکی بعد بیش از 5 هزار نفر داوطلب اعزام به سرزمین‌های اشغالی شدند.

نواب با حکیمی نخست وزیر در این خصوص دیدار کرد ولی دولت با اعزام این افراد موافقت نکرد. آیت‌الله کاشانی نیز نامه‌ای در محکومیت رژیم اسرائیل و کشتار مردم فلسطین به سازمان ملل ارسال کرد گویا حرکت نواب تأثیر خود را بعدها در مناطق اشغالی گذاشت و سازمان فداییان اسلام فلسطین بوجود آمد و حتی عده‌ای نام فرزندان خود را «نواب صفوی» گذاشته بودند.

در داخل مسأله ملی شدن صنایع نفت به طور جدی مطرح بود. حکیمی سقوط کرد و جای خود را به عبدالحسین هژیر که متهم به جاسوسی برای انگلستان بود داد، آیت‌الله کاشانی هژیر را فردی خطرناکی می‌دانست لذا پس از مذاکره آیت‌الله کاشانی و نواب، پس از سخنرانی نواب باز تعطیل شد و تظاهرات عظیمی علیه هژیر بر پا شد. تظاهرات علیه هژیر ادامه یافت و به واسطه نقش فعال فداییان اسلام در ایجاد آن اقلیت مجلس که بعدها «جبهه ملی» نامیده می‌شدند از طریق آیت‌الله کاشانی با نواب ارتباط برقرار کرد . نواب بار دیگر دستگیر شد و اینبار نیز حمایت آیت‌الله کاشانی و تجمع مردم در منزل ایشان باعث آزادی او گردید.

در این میان آیت‌الله کاشانی هنوز در لبنان بود . ضارب از اعضا حزب توده بود . مدتی بعد انتخابات مجلس شورای ملی دوره شانزدهم در جریان بود و نواب با نوشتن نامه‌ای به آیت‌الله کاشانی در مورد حمایت از کاندیداهای ملی سؤالاتی کرد آیت‌الله کاشانی از لبنان در جواب نامه او نوشت : « اکنون رجال مذهبی که در سیاست ورزیده باشند نداریم و لذا مجبوریم از رجال سیاسی که جنبه ملی دارند استفاده کنیم تا بتوانیم رفته رفته انسانهای متدین تربیت کنیم .» اگر چه این استدلال او را قانع کرد . اما ابهام حمایت از کاندیداهای ملی همچنان در ذهن نواب باقی ماند و همین امر بعدها باعث اختلافات اساسی گردید.

انتخابات برگزار شد ، تقلب در انتخابات آشکار بود . عبدالحسین هژیر وزیر دربار نقش مستقیم در تقلب انتخابات داشت. کاندیداهای مورد حمایت آیت‌الله کاشانی از جبهه ملی رأی نیاورد . دکتر مصدق بهمراه عده‌ای دیگر در اعتراض به انتخابات در دربار متحصن شدند اما این کار نیز سودی نبخشید . اما اندکی بعد در 13 آبان 1328 مصادف با دوازدهم محرم عبدالحسین هژیر در مسجد سپهسالار توسط سیدحسین امامی که نقش فعالی در قتل کسروی داشت ، ترور شد و روز بعد پرونه زندگی هژیر بسته شد.

 قتل وزیر دربار توسط فداییان اسلام شوکی بر فضای مرده انتخابات وارد کرد . هیأت نظارت بر انتخابات آرا بر مأخوذه را باطل اعلام کرد و انتخابات تجدید شد. کاندیداهای جبهه ملی به مجلس راه یافتند ولی سیدحسین امامی در سحرگاه 18 آبان 1328 در میدان سپه به دار شهادت آویخته شد و بدنش مخفیانه در قبرستان متروکه امامزاده حسن دفن شد. او از نزدیک‌ ترین دوستان نواب بود و شهادتش غمی بزرگ برای نواب محسوب می‌شد .

آیت‌الله کاشانی از تبعید بازگشت و مسأله ملی شدن نفت بار دیگر جانی تازه یافت. در همین ایام شاه تصمیم داشت جسد رضاخان را به ایران منتقل کند . البته قبلا یکبار تصمیم به این کار گرفته بود که منصرف شد و نواب که در نجف بود با نگارش مقاله‌ای با عنوان «صیحه آسمانی نجف » اعتراض خود را اعلام کرد . اما دربار دوم جسد رضاخان به ایران منتقل شد ولی با سردی تشییع شد و با فعالیت فدائیان اسلام و تهدید آن دسته از روحانیون وابسته به دربار هیچ کس جرأت نماز بر جسد رضاخان نداشت.

دوره شانزدهم مجلس آغاز گشت و لایحه "گس- گلشانیان" برای تصویب نهایی به مجلس ارائه شد. این لایحه قرار بود به قرارداد نفتی 1933 الحاق شود و این گونه نفت ایران آزادانه تر درمعرض تاراج قراربگیرد. رزم آرا با طرح این لایحه و دفاع از آن تصمیم داشت که مسئله ملی شدن صنعت نفت و تلاش جبهه ملی و آیت الله کاشانی را نادیده بگیرد. به همین دلیل در جلسه دفاعیه مجلس گفت: «ما لیاقت لولهنگ سازی(هم) نداریم. 50 سال است که آن را می‌سازیم ولی ترقی نکرده‌ایم ما چطور می‌توانیم خودمان صنعت نفتمان را اداره کنیم؟ اگر این کارهای عوام فریبانه ادامه پیدا کند من ناچار می‌شوم که مسجد شاه را توی سر کاشانی و مجلس را توی سر اقلیت خراب کنم.»

با اعلامیه‌ آیت‌الله کاشانی تظاهرات علیه رزم‌آرا بر پا شد و حتی به خشونت کشیده شد . نواب بار دیگر تحت تعقیب قرار گرفت و برای دستگیری او از طرف رزم‌آرا مبلغ 45 هزار تومان که بسیار مبلغ زیادی بود جایزه تعیین شد . جبهه ملی بتدریج عقب نشینی کرد و مسأله نفت به حاشیه رانده شد اما در تظاهرات 11 اسفند 1329 سیدعبدالحسین واحدی مرد شماره 2 فداییان اسلام رزم‌آرا را تهدید کرد در صورتی که نرود ؛ فداییان او را به جهنم خواهند فرستاد .
 
دکتر فاطمی به همراه عده‌ای از سران جبهه ملی در منزل فردی بنام حاج محمود آقایی با نواب ملاقات کردند. جبهه ملی مانع اصلی ملی شدن صنعت نفت را رزم آرا می دانست ولی نواب بر اسلامی شدن فضای کشور تأکید داشت . اما در پایان جلسه اعضاء جبهه ملی تأکید کردند در صورتی که رزم‌آرا از میان برداشته شود در اسرع وقت مطابقه قانون اساسی قوانین اسلامی را اجرا کنند .

فریادهای «الله‌ اکبر» و «زنده باد اسلام» خلیل طهماسبی در روزنامه‌های وابسته به جریان ملی به «زنده باد ایران» تحریف یافت و شاید این آغاز عهدشکنی جبهه ملی از تعهدات خود بود. بلافاصله پس از قتل رزم‌آرا آیت الله کاشانی اعلامیه‌ای صادر کرد و مردم را به تظاهرات عمومی فراخواند و حتی در مصاحبه‌ای مطبوعاتی صریحا اعلام کرد: «قاتل رزم‌آرا باید آزاد شود، زیرا این اقدام او در راه خدمت به ملت ایران و برادران مسلمانش انجام شده است و در حقیقت حکم اعدام رزم‌آرا را ملت ایران صادر کرده است و خلیل طهماسبی مجری اراده ملت بوده است.»

خلیل طهماسبی از یاران نزدیک نواب مسئول حذف رزم‌آرا گردید . آیت‌الله کاشانی رزم‌آرا را مهدورالدم اعلام کرد و حتی بعدها نیز در بازجویی‌هایش اعلام کرد « چون مجتهد جامع‌الشرایط هستم و رزم‌آرا را مهدور الدم دانستم حکم قتل وی را صادر کردم .» رزم‌آرا در 16 اسفند 1329 در حالی که در مراسم بزرگداشت ارتحال آیت‌الله فیض شرکت می‌کرد در مسجد شاه بدست خلیل طهماسبی ترور شد و با فشار آیت‌الله کاشانی و تلاش اقلیت مجلس شانزدهم ماده واحده ملی شدن صنعت نفت به تصویب مجلس رسید در روز 29 اسفند 1329 در تاریخ ایران ماندگار و بیاد ماندنی شد . ماده واحده‌ای نیز تصویب شد که بدلیل خائن بودن رزم‌آرا خلیل طهماسبی عفو شده و از زندان آزاد شد.

ترور رزم‌آرا، نخست راه را برای ملی شدن صنعت نفت و سپس نخست‌وزیری دکتر مصدق در 15 اردیبهشت 1330 گشود، اما بلافاصله فدائیان را سلام دستگیر شدند و نواب صفوی نیز در تیرماه 1330، کمتر سه ماه بعد از نخست‌وزیری دکتر مصدق، دستگیر و زندانی شد.

پس از ملی شدن صنعت نفت و نخست‌وزیری دکتر مصدق، به تدریج روابط میان فدائیان اسلام و آیت‌الله کاشانی به سردی گرایید، زیرا فدائیان انتظار داشتند که از آن پس اقدامات عملی برای تحقق حکومت اسلامی صورت گیرد. نواب صفوی در این مقطع با چاپ و انتشار جزوه‌ای تحت عنوان «راهنمای حقایق» و با شعار «الاسلام یعلو و لایعلی علیه» اهداف، اصول و شیوه‌های سیاسی و برنامه حکومت اسلامی موردنظر خود را که در حقیقت منشور فدائیان اسلام بود عرضه کرد. اما آیت‌الله کاشانی مهمترین هدف را در آن مقطع حفظ دستاوردهای ناشی از ملی شدن صنعت نفت و کوتاه کردن دست استعمار انگلیس می‌دانست. با این همه، پس از حوادث تیر1331 و بروز اختلاف شدید میان جبهه ملی و آیت‌الله کاشانی، فدائیان اسلام لحظه‌ای در حمایت از آیت‌الله کاشانی تردید نکردند و از او در برابر افتراها و تهمتهای سیاسی جبهه ملی و حزب توده دفاع کردند. اما نواب پس از آزادی از زندان در زمان دکتر مصدق ، جهت حمایت از مردم فلسطین با کمک‌های مالی مردم به اجلاس « مؤتمر اسلامی » رفت . او در آنجا بر اسلامی بودن مسأله فلسطین تأکید کرد . روزنامه‌های عربی او را مرد هفته نامیدند . سفر او به اردن باعث آشنایی نواب با سیدقطب و احمد سوکارنو شد .

یوسف حناء خبرنگار مسیحی در وصف او می‌نویسد: او جسم ضعیفی داشت ، اما روح بزرگی در این جسم نحیف حکومت می‌کرد که گویی می‌خواست تمام دنیا را در میان روح خودش و در میان پنجه‌های پر قدرت خودش هضم کند . » نواب پس از پایان اجلاس به مصر رفت و با اخوان المسلمین دیدار کرد . در قاهره با جمال عبدالناصر دیدار کرد و سخنرانی‌اش در این دانشگاه قاهره به اغتشاش کشیده شد.

یاسر عرفات که در آن زمان دانشجوی این دانشگاه بود نواب را از نزدیک دید و به اعتراف خود عرفات پس از این دیدار او درس را رها کرده و یک سده به کار نهضت مقاومت فلسطین پرداخت . نواب تصمیم داشت با همکاری جمعیت اخوان المسلمین مصر و سوریه یک حزب بین‌المللی اسلامی تأسیس کند که با شهادتش ناکام ماند . او حتی تصمیم گرفت به مجلس برود و از مصونیت پارلمانی نمایندگان استفاده کرده و از تریبون مجلس سخن خود را بیان کند ؛ لذا از شهر قم در مجلس دوره هجدهم کاندید شد اما با نامهربانی تعدادی از فداییان اسلام مواجه شد و انصراف داد.


پس از کودتای امریکایی ـ انگلیسی 28 مرداد 1332، همه دستاوردهای نهضت ملی برباد رفت و زنجیرهای اسارت اقتصادی و سیاسی یکی پس از دیگری با انعقاد پیمان‌های گوناگون، توسط رژیم کودتا به دست و پای ملت ایران بسته شد .درعرصه سیاست بین‌الملل پیمان بغداد با تلاش آمریکا و انگلیسی جهت مهار کمونیسم توسط کشورهای منطقه در حال برگزاری بود . شاه که در اندیشه ی قدرت سیاسی خود بود از ایران ساعد نخست وزیر قصد شرکت در این اجلاس را داشت. اما نواب معتقد بود « اگر امروز پای آمریکایی‌ها در ایران باز شود . بعدها باید سالها تلاش کنید و شهید بدهید تا آمریکا را از کشور بیرون کنید . »

اما علاء در 25/8/1334 در مراسم ختم مصطفی کاشانی فرزند آیت‌الله کاشانی مورد سوء قصد مظفر علی ذوالقدر یار آبادانی نواب قرار گرفت و زخمی شد و با سری باند پیچی شده عازم بغداد شد . فدائیان اسلام مصمم به برداشتن حسین علاء بودند لذا عبدالحسین واحدی عازم اهواز شد تا در آنجا علاء را ترور کند که مأموریت او لو رفت و شناسایی و دستگیر شد . عبدالحسین واحدی در تهران توسط تیمور بختیار فرماندار نظامی تهران مورد اصابت گلوله واقع شد و به شهادت رسید . نواب و اعضاء فداییان اسلام پس از ترور علاء زندگی مخفیانه داشتند و مدام در حال تغییر مکان بود .

اسدالله علم برای دستگیری او 30 هزار تومان جایزه تعیین کرده بود . و این در حالی بود که هیچ کس حاضر به پذیرفتن ایشان نبود تا اینکه آیت‌الله طالقانی ایشان را در منزلش پذیرفت . اما سرانجام نواب در منزل سیدحمید ذوالقدر شناسایی و دستگیر شد . محاکمه نواب و فداییان اسلام توسط دادگاه نظامی آغاز شد و سرانجام در تاریخ 25/10/1334 نواب صفوی ، سیدمحمد واحدی ، خلیل طهماسبی و مظفر علی ذوالقدر به اعدام محکوم شدند تلاش دوستادان نواب در نجات جان ایشان به جایی نرسید حتی حضرت امام خمینی (ره) به دیدار آیت‌الله بروجردی رفت تا اقدام نماید ولی در سحرگاه 27/10/1334 نواب صفوی به همراه یارانش با چشمانی باز و در حالی که اذان می‌گفت تیرباران شد. و به شهادت رسید. رادیو در خبر سحرگاهی خود اعلام کرد « رهبر فداییان اسلام سیدمجتبی نواب صفوی اعدام شد.»

سید محمد میرلوحی! با شنیدن خبر احداث پارک شهر در قبرستان مسگرآباد تهران به جستجوی قبر گمشده برادر شبانه به همراه تعدادی از دوستانش به مسگرآباد رفت.چند نفر در میان گورستان با احتیاط مشغول کندن زمین بودند, محمد هر چند لحظه یکبار کمر راست کرده و عرق پیشانی‌اش را پاک می‌کرد, یکی از یارانش پرسید: مطمئنید که قبرها همین جاست؟» محمد پاسخ داد: «علامت گذاشته بودیم حیف که از بین رفته است. اما حتماً در همین تکه است.»

ناگهان یک نفر صدا زد: «محمد, پیدا کردم, قبر همین جاست.» خاکها را کنار زدند و آرام و لرزان سنگها را کنار گذاشتند, محمد چراغ قوه‌اش را درون قبر گرفت اما ناگهان چراغ قوه از دستش افتاد. دوستش فریاد زد: «الله اکبر» بغض گلویش را گرفت. خدایا پارچه کفن پوسیده اما پیکر نواب سالم است گویی همین چند دقیقه پیش او را دفن کرده‌اند.

مدت کوتاهی گذشت تا به خود آمدند. محمد گفت: «بقیه قبرها نیز همین اطراف است. بگردید بقیه را هم پیدا کنید. باید قبل از طلوع آفتاب به قم برویم. آقا ناصر, آقا جواد شما سمت چپ را بگردید, من و مهدی عراقی سمت راست را می‌گردیم.» یافتن پیکر سالم نواب اشتیاق آنان را برای جستجوی بیشتر تقویت نمود. نزدیکی‌های سحر پیکر مظفر ذوالقدر و محمد واحدی نیز پیدا شد. آنگاه خودروهایی که از قبل آماده حمل شهدا بودند وارد گورستان گشته و سه مرتبه با چراغ علامت دادند. بازمانده  فداییان فوراً قبرها را از خاک پر نموده و راهی وادی السلام قم شدند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تشکیل گروه موتلفه اسلامی

با آغاز قیام پانزدهم خرداد ماه سال 1342 به رهبری امام خمینی (ره) فداییان اسلام فعالیتهای خود را به صورت آشکار دنبال کردند. برخی از اعضای این گروه همچون مهدی عراقی, صادق امانی و ... با تشکیل هیأتهای مؤتلفه راه و یاد همرزمان شهیدشان را ادامه دادند. محل تجمع فداییان اسلام در سال 1343 شهرهای قم و ورامین بود.اوج مبارزات اعضای هیأتهای موتلفه اسلامی در اعدام انقلابی حسنعلی منصور متبلور شد که به دستگیری و اعدام چهار نفر از عاملین آن از جمله: حاج صادق امانی, محمد بخارایی, مرتضی نیک‌نژاد و رضا صفار هرندی منجر گشت.

پس از این ماجرا مهدی عراقی به زندان بلند مدت محکوم گردید و سید علی اندرزگو نیز متواری شد. ولی آنها پس از مدتی در سال 1344, در مسجد مهدیه در خیابان حضرت عبدالعظیم فعالیت خود را در غالب مراسم عزاداری ادامه دادند و با تأسیس «مکتب جعفری» و «مکتب توحید» به پرورش و جذب جوانان متدین پرداختند. بازار تهران که از آغاز حرکت و مبارزات فداییان اسلام پشتوانه آنها بود در این زمان نیز همچنان از آنان حمایت می‌کرد.

هیأتهای مؤتلفه اسلامی پس از قیام 15 خرداد سال 1342 توسط بازماندگان فداییان اسلام به دستور امام خمینی تشکیل گشت. در آن زمان حسنعلی منصور لایحه کاپیتولاسیون(1) را به مجلس ارائه کرد و مجلس شورای ملی نیز آن را در21 مهرماه سال 1343 تصویب نمود. به همین دلیل پس از سخنرانی امام و مخالفت ایشان با تصویب لایحه کاپیتولاسیون,  محمد بخارایی, رضا صفار هرندی,  حاج صادق امانی و مرتضی نیک‌نژاد با اجازه آیت الله میلانی تصمیم گرفتند,  همانند افراد شهید فداییان اسلام مبارزات خود را به صورت مسلحانه انجام دهند.

اول بهمن ماه حسنعلی منصور برای شرکت در مجلس شورای ملی به بهارستان رفت. محمد بخارایی در ضلع جنوب شرقی, استاد مطهری و نیک‌نژاد در ضلع جنوب غربی و هرندی در ضلع شمال شرقی و صادق امانی در ضلع شمال غربی ایستادند. زمانیکه ماشین منصور با اسکورت وارد میدان شد بخارایی خیلی عادی به طرف مجلس حرکت کرد و نامه‌ای که در دست داشت به طرف منصور گرفت و در همین زمان با اسلحه‌ای که در زیر نامه پنهان بود, به طرف او شلیک کرد. مبارز 19 ساله پس از شلیک سه تیر از آنجا فرار کرد, اما در مقابل مسجد سپهسالار به زمین خورد و در همان مکان توسط مأموران رژیم دستگیر گشت. او در طول مدت بازجویی سخنی نگفت اما از آدرسی که در جیب داشت دولت توانست یارانش را دستگیر نماید.

عاملین اعدام انقلابی حسنعلی منصور پس از 5 ماه بازجویی در بیدادگاه رژیم پهلوی محاکمه شدند. در این دادگاه محمد بخارایی, رضا صفار هرندی, مرتضی نیک‌نژاد و حاج صادق امانی به اعدام محکوم گشته و حاج مهدی عراقی برای مدت زیادی به زندان افتاد. ساعت یک بامداد بیست و ششم خرداد ماه سال 1344 دو جیپ به همراه چهار کامیون پلیس, پیروان فداییان اسلام را از زندان موقت به لشگر دو زرهی عشرت‌آباد بردند.


بازخوانی هشدارهای مکرر رهبر انقلاب درباره وضعیت اخلاق سیاسی/2
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۳٠  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری
این چیزهایی که می‏گویید اصلی و اصولی نیست/دلخوری‏ها را دخالت‌ندهید

این میزان تأکید بر روی یک مسئله آن هم در یک دوره زمانی محدود از سوی رهبر انقلاب کم‏نظیر به نظر می‎رسد؛ و البته این میزان بی‏توجهی به فرمایشات ایشان نیز! مقام معظم رهبری بارها و بارها لب به سخن گشودند، گاه با لحنی ارشادی، گاه با لحنی هشدارآمیز و گاه با بیانی گلایه‏گونه باب این بحث را پیش کشیدند؛ اما گویا حتی عده‌ای که خود را داعیه‏داران ولایتمداری نیز دارند، ترجیح دادند از کنار این بیانات به‌سادگی عبور کنند.

به گزارش رجانیوز، اکنون رهاورد این بی‏توجهی، حاکم شدن گفتمانی صد‏در‏صد سلبی در فضای سیاسی کشور است که بر مبنای آن همه جریان‏های سیاسی از سوی رقیب به عناوینی نظیر ضد ولایت فقیه، منحرف، فاسد، ظالم، بی‎بصیرت، بانی فتنه دوم و... متهم می‎شوند! هر جریانی در این فضا می‏کوشد تا با نفی رقیب، اثبات خود را نتیجه بگیرد و با مدیریت افکار عمومی، توپِ اتهام را در میدان حریف بیاندازد! در این شرایط همه مسئولین نظام فاسدند و غیر قابل اعتماد!

صاحب‏نظران سیاسی بر این مهم مهر تأیید می‏زنند که در فضای کنونی مسائل اول کشور و موضوعاتی که موجب جدال‏ها و دعواهای سیاسی می‏شود، به شأنی نازل تقلیل یافته و اهداف کلان و آرمانی انقلاب را تحت الشعاع قرار داده است. در واقع کمتر جریان و گروهی به مسائل اصلی انقلاب و اینکه چه موضوعاتی باید به مسئله اصلی کشور تبدیل شود تا اهداف متعالی نظام برآورده شده باشد، فکر نمی‏کند. جریان‌های سیاسی در مقام ارائه راهبرد برای نظام و ایجاد فضای جدیدی در کشور نیستند؛ بلکه تنها به دنبال متهم کردن هم و خرده‎گیری بر نواقص یکدیگرند. در این فضا فاصله‏ای بین سطح خواص و عوام جامعه نیز خواه‏نا‏خواه فراهم می‏آید. چه آنکه مردم از بسیاری جدال‏های سیاسیِ بی‏حاصل گریزانند.

با توجه به اهمیت این مسئله و تأکید مکرر رهبر انقلاب بر روی آن، مرور دقیق‏تر گزاره‏های سخنان ایشان می‎تواند مسیری روشن را فراروی جریان‌های ارزشی کشور برای ادامه راه قرار دهد. مسلما مخاطب بیانات رهبری همه جریان‌های سیاسی، دانشجویان، اقشار مختلف و رسانه‏ها هستند. اکنون این ماییم که باید بنشینیم و با مرور دوباره مواضع خود و مقتدایمان فکری به حال وضعیت موجود و کنش و واکنش‏های مرسوم دنیای سیاست بکنیم. آیا وقت آن نرسیده که یک بار هم که شده انگشت اتهام را به جای رقیب به جانب خود بگیریم و سهم خود را در ایجاد این فضا به نقد بکشیم؟ دومین قسمت از این بحث را در ادامه می‎خوانید.

*****

اتحاد و همدلی امروز فریضه است؛ تعمد در مخالفت با آن خلاف شرع

«من روى اتحاد تکیه می‌کنم. اتحاد و همدلى بین مسئولین کشور یک فریضه است. تعمد در مخالفت با آن، امروز یک خلاف شرع است؛ بخصوص در سطوح بالا. همه به این توجه داشته باشند. دشمن از اختلافات کوچک، یک مسئله‌ى بزرگ میخواهد بسازد؛ نباید بگذارید.»

رهبر انقلاب بارها و بارها از ضرورت وحدت گفتند، از پرهیز از تفرقه گفتند، از بزرگ نکردن اختلافات کوچک و ناچیز گفتند، از اصل و فرعی کردن مسائل گفتند، اما انگار این همه که هر بار به بهانه‏ای مطرح می‏شد، آن گونه که باید هیچ گاه راه به جایی نبرد.

در شرایطی که دعوای مجلس و دولت بالا گرفته بود و بحث حدود اختیارات مطرح شده بود، در مرداد ماه سال جاری و در دیدار کارگزاران نظام ایشان لب به سخن گشودند و از اینکه امروز تعمد در مخالفت با اتحاد، یک خلاف شرع است، سخن به میان آوردند و این انگار نوعی نهیب به مسئولین کشور بود.

تبدیل کردن اختلافات به زخم‏های لاعلاج خطای بزرگی است

رهبر انقلاب افزودند: «اینجور نیست که هر اختلافى بین دو مسئول یا بین دو دستگاه، فاجعه‌اى باشد؛ نه، بالاخره ممکن است مجلس در یک زمینه‌اى جهتگیرى‌اى داشته باشد، دولت جهتگیرى دیگرى داشته باشد، عقایدشان، سلایقشان مختلف باشد؛ اینها فاجعه نیست. اما این اختلافات را تبدیل کردن به شکافهاى غیر قابل پر شدن و زخمهاى غیر قابل علاج، خطاى بسیار بزرگى است.»(بیانات در دیدار کارگزاران نظام 27/5/89)

ایشان به دستور خود خطاب به شورای نگهبان برای حل کردن مناقشات و تعیین حدود اختیارات اشاره کردند. کمی بعد نامه آیت الله جنتی به مقام معظم رهبری درخصوص برآیند نظرات شورای نگهبان منتشر شد. نامه‏ای که هجمه برخی چهره‏های مجلس علیه آیت الله جنتی را به دنبال داشت و آنان کوشیدند این برآیند را در حد اظهارنظری شخصی خلاصه کنند و زیر سوال ببرند. این در حالی بود که کدخدایی کمی بعد بار دیگر بر اینکه نامه آیت الله جنتی نظر رسمی شورای نگهبان است تأکید کرد و همگان را به پذیرش واقعیت فراخواند.

در واقع حتی موضع شورای نگهبان و کارگروه مربوطه که قرار بود پایان بخش منازعات بی‏حاصل باشد، خود به موضوع دعوایی دوباره و اتهام‏زنی‏هایی جدید تبدیل شد. این در حالی بود که گفته می‏شد شورای نگهبان یک ماه ارسال نظر خود را برای دریافت نظر مجلس به تأخیر انداخته است! و این همه در واقع نتیجه پادرمیانی رهبری در اختلافات میان مجلس و دولت بود؛ اختلافاتی که انگار بیش از همه سیاسی می‏نمود و پایانی نداشت.

دلخوری‏ها را دخالت ندهید

این جنس جدال‏ها در سطح سران سیاسی همچنان باقی ماند و بین رئیس جمهور و قوه قضائیه، بین مجلس و دولت، بین شورای نگهبان و مجلس و... مدام تکرار شد. رهبر انقلاب یکی از عوامل موثر در فرعی شدن مسائل اصلی و بزرگ شدن مسائل کوچک را لجاجت‏هایی دانستند که در مناسبات سیاسی نقش‏آفرین می‏شود.

ایشان در شهریور ماه سال جاری در دیدار با اعضای مجلس خبرگان نسبت به این مهم تذکر دادند و باز با لحنی نهیب‏گونه فرمودند: «آقایان همه دم از اتحاد و وحدت میزنند و میزنیم؛ همه‌مان میگوئیم وحدت، اما وحدت را باید در عمل تحقق ببخشیم. وحدت این است که مشترکاتمان را که بیشتر از موجبات مفرّق هست، تقویت کنیم و اینها را جلو چشم نگه داریم.»

ایشان همه را از دخالت دادن دلخوری‏ها در مناسبات سیاسی برحذر داشتند و این بدین معنا بود که بسیاری حواشی میدان سیاست که بعضا گفته می‏شود ناشی از خیرخواهی و دلسوزی است، بیش از همه در لجاجت‏ها ریشه دارد. رهبر انقلاب فرمودند: «اینجور نباشد که دلخورى از یک نفر آدم، ما را وادار کند عملى بکنیم، حرفى بزنیم، اقدامى بکنیم که برخلاف مصالح کشور باشد؛ که گاهى انسان مشاهده می‌کند! از یک نفر به خاطر یک کارى، به خاطر شخصش، به خاطر یک اظهارى، یک دلخورى‌اى پیدا می‌کنیم، بعد این دلخورى سایه مى‌افکند بر همه‌ى رفتار ما؛ این درست نیست.»

این چیزهایی که می‏گویید اصلی و اصولی نیست

رهبر انقلاب ادامه دادند: «باید مشترکات را نگاه کرد، نقاط اصلى را باید پیدا کرد. بعضى از این مسائلى که ماها مطرح می‏کنیم و رویش تکیه می‏کنیم، حقاً و انصافاً مسائل اصلى نیستند، اینها مسائل اصولى نیستند. مسائل اصولى‌ترى وجود دارد که بر آنها باید تکیه کرد. مى‌بینید دشمن چه چیزى را هدف قرار داده است، که حالا این را هم عرض می‌کنم.» (بیانات در دیدار اعضای خبرگان 25/6/89)

این بیان رهبر انقلاب مبنی بر اینکه "اختلافاتی که مطرح می‏کنید، اصلی و اصولی نیست" بار معنایی زیادی داشت. این در واقع نقدی جدی به فضای سیاسی کشور نیز بود که در آن تفکیک‏کردن‏ها و تقسیم‏بندی‏های سیاسی نه بر مبنای دیدگاه‏های اصلی و مبانی که بر مبنای اختلافات نازل سیاسی تعریف شده است. در این فضا، جریان‏های مختلف اصولگرا هیچ‏گونه نقد تئوریکی به هم ندارند. تنها به یکدیگر اتهام می‏زنند. هیچ‏گاه بر سر این بحث نمی‏شود که در میان اصولگرایانی که همه معتقد به نظام هستند، مشکل فلان جریان واقعا کدام انحراف تئوریک است که این همه مورد هجمه قرار می‏گیرد.

در سال‏های اصلاحات نشریه عصر ما یک رسالت مهم را به دوش کشید و آن تبیین تئوریک صف‏بندی‏های سیاسی بود که البته کاملا جهت‏دار و در راستای منافع جریان چپ اصلاح طلب صورت پذیرفت. برخی تعابیر نظیر "سنتی" و "مدرن" یا "چپ فرانکفورتی" و "چپ کاتولیک" همان زمان موضوعیت پیدا کرد. اکنون جریانات سیاسی اصولگرا تنها هم و غمّشان تخطئه رقیب است؛ بی آنکه حداقل تفکیکی تئوریک از مناقشه خود ارائه کنند یا مبانی و ریشه‏های این اختلاف را تعیین کنند.

اظهارنظرها نباید بر اساس زورآزمائىِ شخصى و جناحى باشد

رهبر انقلاب پیش‌تر و در آذرماه 88 نیز نسبت به دخالت دادن لجاجت‏ها در تصمیم‏گیری‏ها و اظهارنظرها پرهیز داده بودند و البته این تذکرات انگار راه به جایی نبرد. ایشان ضمن تأکید بر اینکه انسان در مجلس هم باید حالت تحمل خود را بالا ببرد و هم مراقب باشد که اظهارنظرها از سر لجاجت نباشد، فرمودند: «البته گفتنش آسان است، اما عملش سخت است. من واقعاً قبول دارم که عملش هم سخت است. گاهى انسان از روى لجاجت، از روى ستیزه‌گرى و مخالفت با فلان زیدى یا فلان جریانى یا فلان گروهى اظهار نظرى میکند؛ این درست نیست. یعنى حرف زدن بر اساس لجاجت و بر اساس زورآزمائىِ شخصى و جناحى و اینها نباید باشد.»

ایشان ادامه دادند: «حرف هر کسى را، ولو آن کسى که حرف می‌زند، جزو جریان شما و گروه شما و جبهه‌ شما و هرچه که می‏خواهید اسمش را بگذارید، نیست، گوش کنید؛ اگر دیدید حرف درستى است، آن وقت "فیتّبعون احسنه". حکمت قرآنى را ملاحظه کنید:"یستمعون القول فیتّبعون احسنه". باید استماع کرد؛ بعد هرچه بهتر است، انسان قبول کند؛ ولو آن بهتر از زبان کسى در بیاید که انسان او را دوست ندارد، قبول ندارد. این خیلى حالت خوبى است. اگر این پیش بیاید، خیلى خوب است؛ برخلاف اینکه انسان تا دید این کسى که پا شده، جزو جناح مخالف است، جزو گروه منفى است از نظر من، از همان اول بنا بگذارد که او را رد کند. این به نظرم خیلى مسئله‌ مهمى است. علمى و استدلالى و فکرشده عمل بشود، سالم و اخلاقى گفتگو و مشورت بشود، از سر لجاج نباشد، تحمل نظر مخالف وجود داشته باشد.»

با دولت بنا را بر مماشات، مدارا و همکاری بگذارید

سخنان ایشان ناظر به یک آسیب جدی در مجلس شورای اسلامی بود که البته هیچ گاه رفع نشد. شاهد این مدعا سخنان بعدی رهبر انقلاب است. ایشان بلافاصله فرمودند: «شما این سه سالى که در پیش دارید، با این دولت جدید بناست مجتمعاً کشور را اداره کنید؛ شما در یک جهت، دولت در یک جهت؛ شما مقنن، دولت مجرى؛ باید با هم کار کنید. بنا را بر مماشات، مدارا و روح همکارى بگذارید. البته ما تذکراتى هم در این زمینه درباره‌ى همین مسئله‌ى همکارى به دولت داریم و خواهیم گفت -در جلسات با عناصر محترم دولت و با مجموعه‌ى دولت- او به جاى خود محفوظ؛ اما آن چیزى که به شما می‏خواهیم عرض کنیم، این است که بنا را بر این بگذارید که با دولت همکارى بشود.»

ایشان از مجلسیان خواستند که سخت‏گیری نکنند. رهبر انقلاب افزودند: «دولت آن کسى است که توى میدان است. من هم توى مجلس بودم، مثل شماها نماینده بودم، هم توى دولت بودم؛ هر دو حالت را من درک کردم. خوب، بله، نماینده متوقع است که من زحمت می‌کشم، مى‌نشینم قانون میگذارم، باید به این قانون عمل بشود؛ این حرف درستى است، حرف حقى است؛ اما دولت هم حرف حقى دارد؛ دولت می‌گوید من توى این سنگلاخ، توى این راه دشوار، توى این سربالایىِ نفس‌گیر، دارم با این همه بار می‏روم؛ یک جا گیر می‏کنم، کمکم کنید؛ سخت‌گیرى نکنید.»

ایشان مثال جالبی هم در این خصوص زدند: «دولت، آن عنصر وسط میدان است؛ وسط معرکه است. توى این دسته‌جات سینه‌زنى عَلمهائى حمل می‌شود -ظاهراً اینجاها به آن می‌گویند عَلم یا علامت؛ ما در مشهد به آن می‌گوییم جریده، یعنى همین علامت‌هاى بزرگ- که گاهى ده شاخه، دوازده شاخه است و خیلى هم سنگین است. این گردن‌کلفت‌هاى مشهد مأمور کشاندن این جریده بودند؛ خیلى هم سخت بود. یادم هست این جریده‌ها را توى بازار مى‌آوردند. یک جایى از بازار بود که یک قدرى وسیع‌تر هم بود؛ آنجا باید این را دور می‌زدند و نمایش می‌دادند و کارهایى می‌کردند. این یک نفرى که داشت جریده را حمل میکرد، ده نفر، دوازده نفر از او پذیرایى می‏کردند: یکى عرقش را پاک می‏کرد، یکى آب توى دهنش می‏کرد، یکى خداقوّت می‌گفت، یکى گاهى شانه‌اش را مالش می‏داد...» بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی 11/9/88

با وجود این صراحت در اظهارنظرهای رهبری البته جای تأسف است که برخی از درون مجلس اصولگرا رئیس‏جمهور را هر روز به گونه‏ای مستبد و خودرأی و خودخواه و... خواندند و بعد خود را اصولگرای عدالتخواه نیز لقب دادند و پیرو ولایت دانستند. برخی چهره‏ها نیز البته وقتی این دست مواضع رهبری را شنیدند، پیشتر ایشان را مصلحت‏اندیش لقب دادند و با لحنی تأسف‏آور گفتند که امام این قدر مصلحت اندیشی نمی‏کرد! اگر رهبری این قدر تأکید می‏کنند و حتی برای اینکه حرفی در میان نباشد از واژه مماشات هم استفاده می‏کنند، حتما دخالت دادن دلخوری‏ها و نوعی زیاده‏روی را پیشتر مشاهده کرده‏اند.

از آقای حداد عادل واقعا تشکر می‏کنم

نقطه مقابل این گله‏گزاری را می‏توان در سخنان رهبر انقلاب درخصوص عملکرد مجلس هفتم و دکتر حداد عادل جست. رهبر انقلاب در اولین دیدار با نمایندگان مجلس هشتم در این خصوص فرمودند: «یکى از چیزهایى که من واقعاً باید از برادران مجلس هفتم، بخصوص جناب آقاى دکتر حداد عادل تشکر کنم -حالا آن‏چه که در بیرون منعکس است، ممکن است در مواردى جور دیگرى باشد؛ اما ما در متن قضایا بودیم و حرف‌ها را از این طرف و از آن طرف مى‏شنیدیم و تلاش‌ها را می‌دیدیم- این است که حقاً و انصافاً تلاش زیادى در مجلس هفتم می‌شد براى اینکه نگذارند بین دولت و بین مجلس اختلاف به وجود بیاید. واقعاً تلاش و کار می‌شد.»

ایشان به بی‏انصافی‏های رسانه‏ای اشاره کردند و فرمودند: «حالا بعضى از رسانه‏‌ها و مطبوعات و منبردارهاى سیاسى بى‏انصافی‌هایى می‌کنند، لیکن حقیقت قضیه این است؛ اینکه ما می‌دیدیم و مشاهده می‌کردیم. البته از هر دوطرف -هم از طرف مجلس، هم از طرف دولت- واقعاً تلاش می‌شد که همکارى انجام بگیرد. بعضى‏‌ها هم نمی‌خواستند و نمی‌خواهند. باید روى این خیلى تکیه کنید، خیلى بر همکارى با دولت به عنوان یک اصل باید تکیه کنید. دولت مال شماست، متعلق به  شماست؛ همان کارى را که شما می‌خواهید انجام بدهید، کمربسته‏ى آن کار قوه‏ى مجریه و دولت است. انصافاً دولت، دولت پرکارى هم هست. من در این دوره‏هاى بعد از انقلاب تا امروز، کمتر دوره‏اى را دیدم که این همه تلاش و کار و فعالیت متراکم در او وجود داشته باشد؛ با نیت‌هاى خوب. حالا گاهى در زمینه‏هاى گوناگون نظرات مختلفى هست؛ در مسائل سیاسى، در مسائل اقتصادى، که این نظرات مختلف را باید حتى‏المقدور سعى کرد در محیطى فارغ از هیاهو، فارغ از غوغاگرى و غوغاسالارى، فارغ از تبلیغات، به هم نزدیکتر کرد. (بیانات در اولین دیدار نمایندگان مجلس هشتم 27/3/87)

و البته باز جای تأسف است که همین دکتر حداد عادل از سوی علی مطهری در مجلس شورای اسلامی مورد هجمه قرار گرفت و مفتخر به نسبت محافظه‏کاری و اتهاماتی از این دست شد!


بازخوانی هشدارهای مکرر رهبر انقلاب در مورد اخلاق سیاسی/1
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۳٠  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری
انقلاب‌آمد که‌این‌دیوارها را بردارد/این چندسال، خیلى اهانت‌ها به‌شما شد

این میزان تأکید بر روی یک مسئله آن هم در یک دوره زمانی محدود از سوی رهبر انقلاب کم‏نظیر به نظر می‎رسد؛ و البته این میزان بی‏توجهی به فرمایشات ایشان نیز! مقام معظم رهبری بارها و بارها لب به سخن گشودند، گاه با لحنی ارشادی، گاه با لحنی هشدارآمیز و گاه با بیانی گلایه‏گونه باب این بحث را پیش کشیدند؛ اما گویا حتی عده‌ای که خود را داعیه‏داران ولایتمداری نیز دارند، ترجیح دادند از کنار این بیانات به‌سادگی عبور کنند.

به گزارش رجانیوز، اکنون رهاورد این بی‏توجهی، حاکم شدن گفتمانی صد‏در‏صد سلبی در فضای سیاسی کشور است که بر مبنای آن همه جریان‏های سیاسی از سوی رقیب به عناوینی نظیر ضد ولایت فقیه، منحرف، فاسد، ظالم، بی‎بصیرت، بانی فتنه دوم و... متهم می‎شوند! هر جریانی در این فضا می‏کوشد تا با نفی رقیب، اثبات خود را نتیجه بگیرد و با مدیریت افکار عمومی، توپِ اتهام را در میدان حریف بیاندازد! در این شرایط همه مسئولین نظام فاسدند و غیر قابل اعتماد!

صاحب‏نظران سیاسی بر این مهم مهر تأیید می‏زنند که در فضای کنونی مسائل اول کشور و موضوعاتی که موجب جدال‏ها و دعواهای سیاسی می‏شود، به شأنی نازل تقلیل یافته و اهداف کلان و آرمانی انقلاب را تحت الشعاع قرار داده است. در واقع کمتر جریان و گروهی به مسائل اصلی انقلاب و اینکه چه موضوعاتی باید به مسئله اصلی کشور تبدیل شود تا اهداف متعالی نظام برآورده شده باشد، فکر نمی‏کند. جریان‌های سیاسی در مقام ارائه راهبرد برای نظام و ایجاد فضای جدیدی در کشور نیستند؛ بلکه تنها به دنبال متهم کردن هم و خرده‎گیری بر نواقص یکدیگرند. در این فضا فاصله‏ای بین سطح خواص و عوام جامعه نیز خواه‏نا‏خواه فراهم می‏آید. چه آنکه مردم از بسیاری جدال‏های سیاسیِ بی‏حاصل گریزانند.

با توجه به اهمیت این مسئله و تأکید مکرر رهبر انقلاب بر روی آن، مرور دقیق‏تر گزاره‏های سخنان ایشان می‎تواند مسیری روشن را فراروی جریان‌های ارزشی کشور برای ادامه راه قرار دهد. مسلما مخاطب بیانات رهبری همه جریان‌های سیاسی، دانشجویان، اقشار مختلف و رسانه‏ها هستند. اکنون این ماییم که باید بنشینیم و با مرور دوباره مواضع خود و مقتدایمان فکری به حال وضعیت موجود و کنش و واکنش‏های مرسوم دنیای سیاست بکنیم. آیا وقت آن نرسیده که یک بار هم که شده انگشت اتهام را به جای رقیب به جانب خود بگیریم و سهم خود را در ایجاد این فضا به نقد بکشیم؟ اولین قسمت از این بحث را در ادامه می‎خوانید.

*****

اگر نظر من را می‏خواهید، مخالفم!

پس از ماجرای یک‏شنبه سیاه مجلس و رأی آوردن مصوبه معروف به نفع دانشگاه آزاد که به یکباره وارد دستور کار شده بود، در تیر ماه سال جاری، موجی از انتقادها و اعتراض‌ها شکل گرفت. آن روز علی لاریجانی دستور صریح رهبر انقلاب درخصوص عدم مداخله مجلس در تصمیمات و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی را به رأی گذشته بود و به همین جهت مورد عتاب منتقدین قرار گرفت. از یک سو، دانشجویان تجمعی را مقابل مجلس شورای اسلامی شکل دادند که به سبب اوج انزجار و ناراحتیِ دانشجویان به تندی گرایید و شعارهای بعضاً نادرستی نیز سر داده شد و از سوی دیگر تعدادی از نمایندگان مجلس پشت تریبون رفتند تا باب اتهام‏زنی متقابل را به دانشجویان و برخی نمایندگان مجلس بگشایند. در همین فضا بود که علی مطهری از پشت تریبون، کوچک‏زاده را "کوچک‏اف" لقب داد و با عبارات سخیفی از تریبون مجلس به او ناسزا گفت.

غرض در اینجا کالبدشکافی دوباره اختلافات و دعواها نیست. غرض بیان فضایی است که هر از چندی پر از جنجال می‏شود؛ فضایی که رهبر انقلاب در آن لب به سخن گشودند و با لحنی کاملا گلایه‏آمیز و شکوه‏گونه صریحا موضع گرفتند. ایشان در این شرایط از ضرورت اتحاد و یکپارچگی گفتند و با لحنی گلایه‌آمیز از بی‏توجهی به تذکرات، تصریح کردند: «بنده مخالفم با سخنى و حرکتى و نوشتارى که -حتى اگر با انگیزه‌ى درست و با انگیزه‌ى صادقانه است- موجب شقاق و شکاف می‏شود؛ بنده موافق نیستم. اگر کسى نظر من را می‏خواهد بداند، نظر من این است که عرض کردم.»

انقلاب آمد این دیوارها را برداشت

رهبر انقلاب ادامه دادند: «ما بایستى انسجام را ایجاد کنیم. ما بایستى تلائم را در مجموعه‌ى این ظرفیت عظیم به وجود بیاوریم. حالا مگر نمی‏شود این جمعى که شما اینجا نشسته‌اید به بهانه‌هاى گوناگون به ده تا جمع تقسیم کرد؟ راحت می‏شود؛ کسانى که رنگ لباسشان این است، کسانى که سنشان این است، کسانى که اهل فلان نقطه‌ى کشورند؛ می‏شود جدا کرد؛ می‏شود دیوارکشى کرد. هنر انقلاب این بود که آمد دیوارها را از وسط برداشت. ما توى خانه‌هاى کوچک کوچک، با دیوارهاى بلند زندگى می‏کردیم و از هم خبر نداشتیم؛ انقلاب آمد این دیوارها را برداشت و این خانه‌هاى کوچک را تبدیل کرد به یک عرصه‌ى وسیع؛ عرصه‌ى ملت ایران؛ ملت انقلابى. دانشجومان با طلبه بد بود؛ طلبه‌مان با دانشجو بد بود؛ استادمان با بازارى بد بود؛ بازارى‌مان با کشاورز بد بود؛ بین خودمان دیوارکشى کرده بودیم. انقلاب آمد این دیوارها را برداشت. ما حالا باز دوباره بیائیم دیوارکشى کنیم؟! آن هم دیوارهاى نادرست و ناحق. نه، مبانى روشن است؛ اصول روشن است؛ جهت روشن است. هر کى در این جهت با این مبانى دارد حرکت میکند، جزو مجموعه است. این را توجه داشته باشید.»

ظلم فقط این نیست که آدم توى خیابان به یکى کشیده بزند

ایشان به تأکیدات چندین باره خود در گذشته اشاره کردند و فرمودند: «من بارها گفته‌ام: ظلم نکنیم. این هم یکى از آن اساسى‌ترین کارهاست. ظلم چیز بدى و چیز خطرناکى است. ظلم فقط این نیست که آدم توى خیابان به یکى کشیده بزند. گاهى یک کلمه‌ى نابجا علیه یک کسى که مستحقش نیست، یک نوشته‌ى نابجا، یک حرکت نابجا، ظلم محسوب میشود. این طهارت دل را و طهارت عمل را خیلى بایستى ملاحظه کرد.»

آن کارى که با آن برادرتان کردید، از این گاز زدن به این مردار بدتر بود

رهبر انقلاب همچنین مثالی را پیش کشیدند و فرمودند:«پیغمبر اکرم ایستاده بودند یک کسى را که حد رجمِ زنا را بر او جارى می‏کردند، می‏دیدند؛ بعضى‌ها هم ایستاده بودند؛ دو نفر با همدیگر حرف میزدند؛  یکى به یکى دیگر گفت که مثل سگ تمام کرد و جان داد -یک همچین تعبیرى- بعد پیغمبر به سمت منزل یا مسجد راه افتادند و این دو نفر هم همراه پیغمبر بودند. توى راه که میرفتند، رسیدند به یک جیفه‌ى مردارى -به یک مردارى، حالا جسد سگى بود، درازگوشى بود، هر چى بود- که مرده بود و آنجا افتاده بود. پیغمبر به این دو نفر رو کردند و گفتند: گاز بگیرید و یک مقدارى از این میل کنید. گفتند: یا رسول‌اللَّه! ما را تعارف به مردار میکنید؟! فرمود: آن کارى که با آن برادرتان کردید، از این گاز زدن به این مردار بدتر بود. حالا آن برادر کى بوده؟ برادرى که زناى محصنه کرده بوده و رجم شده و اینها درباره‌اش آن دو جمله را گفته‌اند و پیغمبر اینجور ملامت‌شان می‌کند!

زیادتر نگوئید از آنچه که هست

سخنان رهبر انقلاب بدین معنا نبود که اصلا نباید انتقاد کرد چون مثلا انتقاد موجب اختلاف و تفرقه می‏شود. بیان ایشان این بود که حق را بگویید. آنجا که نیاز است، تذکر دهید، آن چیز که درست و واقعیت است را بگویید و اتفاقا کوتاه هم نیایید؛ اما از مسیر حق و انصاف هم خارج نشوید. ایشان تصریح کردند: «زیادتر نگوئید از آنچه که هست، از آنچه که باید و شاید. منصف باشیم؛ عادل باشیم. اینها آن وظائف ماست. اینجور نیست که ما چون مجاهدیم، چون مبارزیم، چون انقلابى هستیم، بنابراین هر کسى که از ما یک ذره -به خیال ما و با تشخیص ما- کمتر است، حق داریم که درباره‌اش هر چى که میتوانیم بگوئیم؛ نه، اینجورى نیست. بله، ایمان‌ها یکسان نیست، حدود یکسان نیست و بعضى بالاتر از بعضى دیگر هستند. خدا هم این را می‏داند و ممکن است بندگان صالح خدا هم بدانند؛ لکن در مقام تعامل و در مقام زندگى جمعى، باید این اتحاد و این انسجام حفظ بشود و این تمایزها کم بشود.» (بیانات در دیدار اعضای بسیجی هیئت علمی دانشگاه ها 2/4/89)

شما هم نقدپذیر باشید!

چندی بعد دانشجویان در ماه مبارک رمضان خدمت رهبر انقلاب رسیدند تا باز باب سخن گفتن درخصوص این ماجرا باز شود. ایشان با اشاره به اظهارات یکی از دانشجویان فرمودند: «بحث تجمع در برابر مجلس را مطرح کردید، که من البته در آن مورد هیچ اظهار نظرى نمی‌کنم؛ فقط همین قدر به شما بگویم که شما همه‌اش گله دارید که چرا مسئولین نقدپذیر نیستند؛ خوب، شما هم نقدپذیر باشید! نقدپذیرى که فقط مخصوص مسئولین نیست؛ خوب، بالاخره اگر بر دانشجو هم نقدى وارد است، باید نقدپذیرى کند. جمعیت زیادى آمدند در مقابل مجلس جمع شدند، شعارهائى هم دادند، شعارهایشان هم بد نبود، یک گروهى هم آن وسط شعارهاى تند دادند. البته من نمیگویم آنها آدمهاى بدى‌اند، نابابى‌اند؛ نه، بالاخره تندى کردند، جوانى کردند؛ اما اگر شما هم معتقدید که این شعارها افراطى بود، زیادى بود، حقش نبود، قبول کنید. اینجور نباشد که بگوئید بالاخره هرچه که گوشه‌ى قباى دانشجو را بگیرد - که دانشجوها قبا هم ندارند! - مورد اعتراض قرار بدهیم. ممکن است به شما هم نقدى وارد باشد؛ نقد را قبول کنید.» (بیانات در دیدار دانشجویان در یازدهمین روز ماه رمضان 31/5/89)

برخی اصلا قصدشان تخریب است/ نقدهای مصلحانه را با سعه صدر بشنوید

رهبر انقلاب حتی در برخی جمع‏ها بارها از کسانی که مورد هجمه‏ها و بی‏انصافی‏های مکرر قرار می‏گرفتند، دلجویی و آنان را سعه صدر و صبر و حوصله دعوت می‏کردند. ایشان شهریور 88 در جمع اعضای هیئت دولت نیز در همین باب سخن گفتند و فرمودند: «براى شنیدن نقد، سینه‌‌‌‌‌‌ى گشاده و روى باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمی‏کنید از اینکه از شما انتقاد کنند. البته این انتقادهائى که میشود، همه یک جور نیست. بعضى‌‌‌‌‌‌ها به قصد اصلاح نیست، بلکه به قصد تخریب است.»

ایشان با اشاره به شرایط داخلی و خارجی ادامه دادند: «داریم مى‌‌‌‌‌‌بینیم دیگر؛ هم از مجموعه مطبوعات خودمان، هم پشتوانه‌‌‌‌‌‌ى آنها. ده‌‌‌‌‌‌ها رادیو و تلویزیون بیگانه و رسانه‌‌‌‌‌‌ى عمومى و بین‌‌‌‌‌‌المللى در اختیار حرف‌ها و افکارى هست که بنایش بر تخریب است؛ یعنى هیچ بناى اصلاح ندارند. آنچه که نقل می‌کنند و ذکر می‏کنند، براى تخریب است. لذاست که واقعیت و غیر واقعیت و خلاف واقع و ضد واقع، همه چیز تویش است. گاهى یک چیز کوچک را بزرگ می‌کنند، گاهى یک چیزى که نبوده، به عنوان یک حقیقت مسلّم جلوه می‌دهند. اینها البته هست. این، تخریب است. لیکن در کنار اینها، نقد هم وجود دارد؛ نقدهاى مصلحانه، خیرخواهانه. گاهى از سوى دوستان شماست، گاهى حتى از سوى کسانى است که دوست شما و طرفدار شما هم نیستند؛ گاهى اینجورى است. به انسان یک نقدى میشود؛ عیبجویى‌‌‌‌‌‌اى از انسان می‌شود، انتقادى می‏شود، که آن طرف هم دوست آدم نیست که آدم به اعتماد دوستى او بخواهد بگوید که خوب، ما گوش میکنیم. نه، دوست هم نیست، اما دشمن هم نیست؛ دشمنى‌‌‌‌‌‌اش هم ثابت نشده. لیکن نقد است؛ انتقاد است. آن را هم حتى باید گوش کرد. شاید در خلال این نقدها حرفى وجود داشته باشد که به درد ما بخورد و باید به هر حال با سعه‌‌‌‌‌‌ى صدر برخورد بشود.»

این چند سال، خیلى اهانت‌ها به شما شد

پس از آنکه رهبر انقلاب دولت را به نقدپذیری و تحمل مخالفت‏ها فراخواند، خود به اهانت‏ها و کینه‏توزی‏ها صحه گذاشتند. ایشان فرمودند: «این چند سال، خیلى اهانت‌ها به شما شد، کینه‌‌‌‌‌‌توزى شد، اهانت شد. اینها را تحمل کردید. این تحمل‌ها هم پیش خداى متعال اجر دارد. لیکن این موجب نشود که حالا ما سینه‌‌‌‌‌‌مان تنگ بشود، بگوئیم ما دیگر انتقاد را گوش نمیکنیم، یا اگر کسى اندک انتقادى در فلان گوشه از ما کرد، این را حمل بر دشمنى بکنیم؛ نه، نخیر؛ انتقاد را گوش کنیم؛ انتقاد خوب است. همین طور که گفته شده، این یک هدیه‌‌‌‌‌‌اى است که به انسان داده میشود؛ نقدهاى غیر مغرضانه‌‌‌‌‌‌ى بخصوص برخى نخبگان. (بیانات در دیدار اعضای هیئت دولت 18/6/88)


هفت خطبه تاریخ ساز "آقا"
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، سخنرانی ، مقام معظم رهبری

هنوز 10 سال از انتصاب حضرت آیت الله خامنه ای به امامت جمعه تهران نگذشته بود که پس از عروج آسمانی بنیانگذار انقلاب اسلامی، به وصیت امام خمینی، مجلس خبرگان امام جمعه تهران را به رهبری انقلاب برگزید. امام جمعه تهران در دوران حیات امام، خطبه های تاریخ سازی را مانند خطبه 15 اسفند 1359 که در آن خشم انقلابی در برابر بنی صدر، جایش را به صبر به فرموده امام داده بود، خطبه غرا پس از عزل بنی صدر، خطبه روشنگرانه پس از پذیرش قطع نامه ایراد کرده بود.

در این نوشتار به هفت خطبه تاریخی و تاریخ ساز آیت الله خامنه ای در دوران رهبری ایشان می پردازیم:

خطبه اول

چهل روز از فقدان بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران گذشته بود که آیت الله خامنه ای در روز 23 تیرماه 1368 بر منصب امامت جمعه قرار گرفت. شروع خطبه ها با صدای گریه و ناله مستعمعان همراه بود: «چهل روز از فقدان عظیم و مصیبت‏بار امام بزرگوارمان مى‏گذرد و این اولین جمعه‏اى است که من در فقدان آن عزیز به نماز جمعه مى‏آیم و با شما امت وفادار و یاران مخلص او روبه‏رو مى‏شوم. باور کردن این حقیقت تلخ، بسیار سخت است. در طول سال‌هاى گذشته، تصور دنیاى بى‏روح و فضاى افسرده و زندگى غم‏انگیزى که در آن، امام و رهبر و مراد و معلم و مرشد و پدر و امید ما حضور نداشته باشد، برایمان بسیار دشوار بود. پروردگارا! ما در این مصیبت به تو پناه مى‏بریم، از تو تسلا مى‏جوییم، از تو کمک مى‏خواهیم و به تو شکوه مى‏کنیم. اى بقیةالله، اى حجةبن‏الحسن‏العسکرى! تسلیت این مصیبت بزرگ را به تو عرض مى‏کنیم.»

خطبه اول به امام اختصاص داشت: «اولین کار بزرگ او، احیاى اسلام بود. دومین کار بزرگ او، اعاده‏ى روح عزت به مسلمین بود. سومین کار بزرگ او این بود که به مسلمان‌ها احساس درک امت اسلامى داد. چهارمین کار بزرگ او، ازاله‏ى یکى از مرتجع‌ترین و پلیدترین و وابسته‏ترین رژیم‌هاى منطقه و جهان بود. ازاله‏ى حکومت پادشاهى در ایران، کار پنجم او، ایجاد حکومتى بر مبناى اسلام بود؛ چیزى که به ذهن مسلمان‌ها و غیرمسلمان‌ها خطور نمى‏کرد. کار ششم او، ایجاد نهضت اسلامى در عالم بود. هفتمین کار بزرگ او، نگرشى جدید در فقه شیعه بود. کار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حکام بود. امام ما این باور غلط را عوض کرد و نشان داد که رهبر محبوب و معشوق یک ملت و دیگر مسلمانان عالم، مى‏تواند زندگى زاهدانه‏اى داشته باشد و به جاى کاخ‌هاى مجلل، در یک حسینیه از دیدارکنندگان پذیرایى کند و با لباس و زبان و اخلاق انبیا با مردم برخورد کند. کار نهم او، احیاى روحیه‏ى غرور و خودباورى در ملت ایران بود و بالاخره دهمین کار بزرگ او، اثبات این نکته بود که «نه شرقى و نه غربى»، یک اصل عملى و ممکن است.»

خطبه دوم اما با تشکر آغاز شد: «اولاً، از خبرگان منتخب مردم به خاطر حسن‏ظنى که به این بنده‏ى حقیر ابراز داشتند و مسؤولیت بزرگ و سنگینى را بر دوش من نهادند، تشکر مى‏کنم. ثانیاً، از آحاد ملت بزرگ ایران و گروه‌هاى پُرشور و وفادار که در طول این مدت به عنوان بیعت و اعلام وفادارى، با پیام و حضور و پیاده‏روى و تهیه‏ى طومار و غیره، تأیید و حمایت خودشان را اعلام داشتند، صمیمانه و با همه‏ى وجود تشکر مى‏کنم و به خاطر وفادارى بى‏نظیرشان نسبت به امام و مقتداى بزرگ امت در طول چهل روز عزاى عمومى، سپاسگزارم.»

در ادامه، مسیر ایران در دوران رهبری ترسیم شد: «ملت همیشه باید بیدار باشد و وحدت کلمه‏ى خود را حفظ کند... شما از همه‏ى دشمنانتان قویترید... باید براى حرکت، کمرمان را محکم ببندیم. ما دیگر جنگ نظامى نداریم؛ اما جنگ با موانع سازندگى پیش روى ماست. باید کشورمان را بسازیم.»

و در انتها: «یاد امام هرگز از دل و جان ما رخت نخواهد بست. امام عزیز! مگر ممکن است ما تو را فراموش کنیم؟ یقیناً این غم بزرگ همچنان ما را تا سالهاى متمادى همراهى خواهد کرد. امام عزیز! ما از امروز - که عید قربان است - باز هم به خاطر تو زندگى و تلاش را شروع مى‏کنیم؛ چون تو این راه را مى‏خواستى و مى‏پسندیدى و مى‏طلبیدى.»

خطبه دوم

ده سال پس از رهبری آیت الله خامنه ای، روز جمعه 18 اردیبهشت سال 1377 مصادف با عاشورای حسینی بود و رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعه بحث را به بیان عبرت‌های عاشورا کشاند: «بحث عبرت‌هاى عاشورا مخصوص زمانى است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده این بحث، مخصوص به این زمان است؛ یعنى زمان ما و کشور ما، که عبرت بگیریم. ما قضیه را این‏گونه طرح کردیم که چطور شد جامعه اسلامى به محوریت پیامبر عظیم‏الشأن، آن عشق مردم به او، آن ایمان عمیق مردم به او، آن جامعه سر تا پا حماسه و شور دینى و آن احکامى که بعداً مقدارى درباره آن عرض خواهم کرد، همین جامعه ساخته و پرداخته، همان مردم، حتى بعضى همان کسانى که دوره‏هاى نزدیک به پیامبر را دیده بودند، بعد از 50 سال کارشان به آن‏جا رسید که جمع شدند، فرزند همین پیامبر را با فجیع‌ترین وضعى کشتند؟! انحراف، عقبگرد، برگشتن به پشت سر، از این بیشتر چه مى‏شود؟!»

اکنون بعد از گذشت 12 سال از زمان آن خطبه و گذراندن دوران تلخ دوم خرداد، خواندن هشدارهای مستقیم رهبری انقلاب بسیار گواراست: «اما همین حادثه باورنکردنى (عاشورا)، همین حادثه عجیب و حیرت‏انگیز، اتفاق افتاد. چه کسانى کردند؟ همان‌هایى که به خدمتش مى‏آمدند و سلام و عرض اخلاص هم مى‏کردند. این یعنى چه؟ معنایش این است که جامعه اسلامى در طول این 50 سال، از معنویت و حقیقت اسلام تهى شده است. ظاهرش اسلامى است؛ اما باطنش پوک شده است. خطر این‏جاست. نمازها برقرار است، نماز جماعت برقرار است، مردم هم اسم‌شان مسلمان است و عده‏اى هم طرفدار اهل‏بیتند! اهل‏بیت محترمند؛ آن روز هم در نهایت احترام بودند؛ اما در عین حال وقتى جامعه تهى و پوک شد، این اتفاق مى‏افتد. حالا عبرت کجاست؟ عبرت این‏جاست که چه کار کنیم جامعه آن‏گونه نشود. ما باید بفهمیم که آن‏جا چه شد که جامعه به این‏جا رسید؟»

رهبر انقلاب در ادامه چند مثال از مال اندوزی سعد بن عاص، ابوموسی اشعری، طلحه و سعد ابی وقاص آوردند و پس از بیان این مثال ها این گونه نتیجه گرفتند: «عزیزان من! انسان این تحولات اجتماعى را دیر مى‏فهمد؛ باید مراقب بود. تقوا یعنى این. تقوا یعنى آن کسانى که حوزه حاکمیت‌شان شخص خودشان است، مواظب خودشان باشند. آن کسانى هم که حوزه حاکمیت‌شان از شخص خودشان وسیع‌تر است، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب دیگران باشند. آن کسانى که در رأسند، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب کل جامعه باشند که به سمت دنیاطلبى، به سمت دل بستن به زخارف دنیا و به سمت خودخواهى نروند. این معنایش آباد نکردن جامعه نیست؛ جامعه را آباد کنند و ثروت‌هاى فراوان به وجود آورند؛ اما براى شخص خودشان نخواهند؛ این بد است. هر کس بتواند جامعه اسلامى را ثروتمند کند و کارهاى بزرگى انجام دهد، ثواب بزرگى کرده است. این کسانى که بحمدالله توانستند در این چند سال کشور را بسازند، پرچم سازندگى را در این کشور بلند کنند، کارهاى بزرگى را انجام دهند، اینها کارهاى خیلى خوبى کرده‏اند؛ اینها دنیاطلبى نیست. دنیاطلبى آن است که کسى براى خود بخواهد؛ براى خود حرکت کند؛ از بیت‏المال یا غیر بیت‏المال، به فکر جمع کردن براى خود بیفتد؛ این بد است. باید مراقب باشیم. همه باید مراقب باشند که این‏طور نشود. اگر مراقبت نباشد، آن وقت جامعه همین‏طور بتدریج از ارزش‌ها تهیدست مى‏شود و به نقطه‏اى مى‏رسد که فقط یک پوسته ظاهرى باقى مى‏ماند. ناگهان یک امتحان بزرگ پیش مى‏آید -امتحان قیام ابى‏عبدالله- آن وقت این جامعه در این امتحان مردود مى‏شود!»

خطبه سوم

18 روز از دی ماه سرد سال 1377 گذشته بود که رهبر انقلاب در اوج ماجرای قتل های زنجیره ای و فشار عجیب رسانه‌های زنجیره ای، خطبه‌های نمازجمعه تهران را ایراد کردند. ایشان در ابتدا این قتل ها را مشکوک عنوان کرده و فرمودند: «این حادثه، حادثه بى‏سابقه‏اى براى کشور ما بود. تاکنون چنین حادثه‏اى براى ما پیش نیامده بود. براى مردم هم حادثه جدید و مهم و قابل توجهى بود.»

رهبر انقلاب در ادامه تمثیل زیبایی برای برخی رسانه های داخلی به کار بردند؛ "بچه بی عقل"؛ «بنده که 20 سال است از نزدیک با جزئیات برخوردهاى تبلیغاتى با خودمان مواجهم، از این جنجالى که رادیوهاى بیگانه در این حادثه درست کردند، تعجب نمى‏کنم. البته از بعضى کارهاى خودی‌ها تعجب مى‏کنم! از کار بعضى از این مطبوعاتی‌هاى خودى و رسانه‏هاى داخلى تعجب مى‏کنم! اینها درست مثل بچه بى‏عقلى عمل کردند که پدرش مثلاً در یک برخورد زبانى با یک آدم خبیثِ بدجنسِ بدزبانى درگیر باشد و این بچه بى‏عقل هم از روى بى‏توجهى به موقعیت، بنا کند پدر خودش را مثلاً مسخره کردن! اینها چنین موضعى گرفتند. البته حالا این نگاه خوشبینانه است؛ مبنى بر این است که اینها غرض و مرض و ارتباطى ندارند. اگر چنین باشد، که بحث دیگرى است.»

رهبر انقلاب در ادامه از کادر و مسئولین وزارت اطلاعات تشکر کردند و فرموردند: «عده‏اى در صددند از وزارت اطلاعات انتقام بگیرند و حالا این بهانه خوبى برایشان شده است! مسؤولان وزارت اطلاعات ما، بزرگ‌ترین خدمات را به این کشور کردند. نیروهاى مؤمن و مخلص و صمیمى، از همان روزهاى اول، داخل وزارت رفتند. من فراموش نمى‏کنم؛ چند وقتى از طرف شوراى انقلاب مأمور شدم که به آن‏جا بروم و سرکشى کنم. به آن‏جا رفتم؛ اتاق‌هایى را باز مى‏کردیم، مى‏دیدیم که در زیرزمین، جوانان تحصیلکرده و فهیم نشسته‏اند و براى خاطر این مملکت، این اسناد را دسته‏بندى و حفظ مى‏کنند؛ یعنى براى کشور این اسناد را نگهداشتند. بعد قضایاى معارضین -گروهک منافقین و حزب توده- پیش آمد. اگر این عناصرِ اطلاعات نبودند، اگر این مجموعه نبود، شما خیال مى‏کنید که این انقلاب جان سالم به‏در مى‏برد؟»

آیت الله خامنه ای پس از آن که داریوش فروهر را مخالف بی ضرر جمهوری اسلامی دانستند و بر پیگیری قضیه تاکید کردند، هشداری جدی نیز به پشت صحنه های قضیه قتل های زنجیره ای دادند؛ هشداری که بعدا نشان داد تحلیل رهبر انقلاب از این ماجرای مشکوک کاملا صحیح و مقارن با حقیقت بوده است: «عده‏اى عناصر سوءِ استفاده‏چى و فرصت‏طلب، در این جنجال چند روزه، به خیال این‏که حالا وزارت اطلاعات قدرت و توانى ندارد؛ شیر بى‏یال و دُم و اشکمى شده و مورد تهمت قرار گرفته است، سعى مى‏کنند که فضاى کشور را از چتر امنیتى خالى فرض کنند. من به آنها هم نصیحت مى‏کنم که این اشتباه را نکنند. اشتباه نکنید؛ این انقلاب آسان به دست نیامده است. این امنیتى که در این کشور هست، آسان به دست نیامده است. این حکومت مردمى، به قیمت خون صدها هزار نفر از این مردم به دست آمده است.»

خطبه چهارم

چند هفته از غائله کوی دانشگاه و آشوب در خیابان‌های تهران نگذشته بود که رهبر انقلاب اسلامی در بیستمین سالگرد اقامه اولین نمازجمعه تهران به دانشگاه تهران رفت تا با خطبه های امام گونه‌اش، آرامش را به کشور بازگرداند. در این خطبه بود که رهبر انقلاب برای اولین بار از فتنه سخن گفت: «خطرناک‌ترینِ این حوادث، حادثه‏اى است که فتنه باشد. فتنه، یعنى حادثه غبارآلودى که انسان نتواند بفهمد چه کسى دوست و چه کسى دشمن است و چه کسى با غرض وارد میدان شده و از کجا تحریک مى‏شود. فتنه‏ها را باید با روشنگرى خاموش کرد. هر جا روشنگرى باشد، فتنه‏انگیز دستش کوتاه مى‏شود. هر جا حرف بى‏هدف، کار بى‏هدف، تیراندازى بى‏هدف، تهمت زدن بى‏هدف وجود داشته باشد، فتنه‏انگیز خوشحال مى‏گردد؛ - چون صحنه شلوغ مى‏شود.»

آیت الله خامنه ای در ادامه کد بسیار مهمی از اظهارات مقامات آمریکایی را فاش کردند: «مدتى پیش احساس مى‏شد که مراکز عمده دشمنى با ملت ما، در انتظار حوادثى در ایران هستند؛ در حرف‌هایشان این معنا روشن بود. در سال گذشته، رئیس سازمان جاسوسى کشور امریکا در گزارشى که براى خودشان تهیه کرده بود و داد، این‏طور گفت: در سال 1999 -یعنى همین سال جارى مسیحى- در ایران انتظار حوادثى را داریم که در این بیست سال گذشته -یعنى از اول انقلاب تاکنون- بى‏سابقه است! در واقع با این زبان، نشان مى‏داد که از چیزهایى پشت پرده مطلع است. بعضى از این فراری‌هایى هم که با دشمن همکارى مى‏کنند و به امریکا پناهنده هستند، شبیه این حرف‌ها را زدند. یکى از همین وابستگان فرارى -آن‏طور که در خبرها آمده بود- گفته بود که ما سال آینده به ایران خواهیم رفت!»

رهبر انقلاب در ادامه به نخ تسبیح حوادث سال های 77 و 78 اشاره کردند. همچنین، تاسیس رادیو آزادی و تقویت رادیوهای بیگانه، تضعیف وزارت اطلاعات با قتل های مشکوک، درگیری های ساختگی برای ایجاد اغتشاش ذهنی در مردم، شایعه اختلاف و جنگ قدرت در میان مسئولین، تضعیف سپاه پاسدران، نیروی انتظامی، دستگاه قضایی و صداوسیما، تقویت دستگاه های جاسوسی از جمله اتفاقاتی بود که رهبری به آنها به عنوان زمینه سازی غائله کوی دانشگاه اشاره کردند.

رهبری درانتها آب پاکی را روی دست دشمن ریخت: «این ملت دیگر حاضر نیست زیر بار امریکا برود، این ملت حاضر نیست مثل بعضى از ملت‌هاى دیگر، رژیمى را قبول کند که آن رژیم براى کارهاى کوچک و بزرگ خود باید از امریکا اجازه بگیرد؛ پس، اولین غلطى که در محاسبه‏شان داشتند، این بود که ملت ایران را بد ارزیابى و محاسبه کردند.»

خطبه پنجم

در روز های ابتدایی فروردین 1382 و ساعاتی پس از اشغال بغداد توسط نیروهای آمریکایی، در حالی که برخی مسئولین مرعوب در حال نوشتن نامه تسلیم 2003 به مقصد کاخ سفید بودند، رهبر انقلاب در دومین جمعه سال، خطبه های نمازجمعه را ایراد کردند. ایشان ماجرای اشغال نظامی عراق را به چهار مساله تفکیک کردند: «اول سقوط صدام؛ مردم عراق از رفتن صدام خوشحالند؛ ما هم از رفتن صدام خوشحالیم. صدام آدمى دیکتاتور، بد، ظالم، ناپایبند به عهد و پیمان و بسیار شرور بود.

قضیه دوم، فجایعى است که در این مدت در عراق نسبت به مردم واقع شده است. این فجایع چیزهایى نیست که گم شود. ببینید! سربازان بیگانه دست‌هاى مردان عرب را از پشت بستند، سرهایشان را با کوفیه‏هایشان بستند، روى زمین دمر دراز کردند، به رو خواباندند و با تفنگ بالاى سرشان ایستادند. اینها مگر کم مصیبتى است؟! اینها مگر جبران شدنى است؟! این هم یک ماجراى بسیار مهم است. سرباز آمریکایى زنان محجبه عرب را بازرسى کند؛ جوان آمریکایى که معلوم نیست کیست و از کجا آمده، بیاید زن عرب را که با مقنعه و پوشیه و عبا سر تا پا پوشیده شده، بازرسى کند که مبادا بمب داشته باشد! اینها حقوق بشر است، احترام به انسان‌هاست و احترام به آزادى انسان است که این دروغگوها ادعا مى‏کنند؟!

اما قضیه سوم، یعنى تجاوز نظامى به یک کشور به بهانه وجود سلاح کشتارِ جمعى. این جزو زشت‏ترین و بدترین کارهاست و وجدان جهانى این کار را محکوم کرد و نامشروع دانست.

قضیه چهارم، سلطه بعدى آمریکا بر عراق است. مى‏خواهند علاوه بر این‏که تجاوز کردند و این فجایع و جنایات از آنها سرزده است، اداره عراق را آن هم به وسیله یک حاکم بیگانه -آمریکایى و نظامى که یا صهیونیست است و یا کاملاً مرتبط به محافل صهیونیستى است- برعهده گیرند و او را در رأس یک کشور اسلامى و عربى غیور بگذارند. آنها به خیال خود بین خودشان یک تقسیم‏بندى کرده‏اند که البته نشانه‏هاى اختلاف بین آمریکا و انگلیس پیداست. بصره که بوى نفتش کمى غلیظ‌تر و به مناطق نفتى نزدیک‌تر است و انگلیسی‌‌ها هم که خیلى از بوى نفت خوششان مى‏آید، به انگلیسی‌ها، و بغداد هم که مرکز قدرت است و آمریکایی‎ها نیز از قدرت‏نمایى خوش‌شان مى‏آید، به آمریکایی‎ها رسیده‏است.»

رهبر انقلاب در ادامه چهارشکست سیاسی، ایدئولوژی، رسانه ای و ابهت نظامی را برای آمریکا پیش بینی کردند و در انتها برای پیروزی مردم عراق بر اشغالگران دعا کردند.

خطبه ششم

29خرداد سال 1388، یک هفته پس از انتخابات دهم ریاست جهوری، میلیون‌ها نفر از مردم تهران در خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران جمع شده بودند تا نماز جمعه را به امامت آیت الله خامنه ای اقتدا کنند. ده ها شبکه تلوزیونی که از هفته ها قبل، ایران و انتخاباتش را موضوع یک خبری کرده بودند، خطبه های نماز جمعه را به صورت مستقیم پخش می کردند. سران فتنه نیز اگرچه مانند همیشه با مردم همراه نشدند و به نماز جمعه 29 خرداد نیامدند اما منتظر بودند که میوه یک هفته اغتشاش، اردو کشی خیابانی و فشار به رهبری را در روز 29 خرداد بچینند.

رهبر انقلاب اما خطبه اول نماز را با جمله ای آغاز کردند که می شد تا انتهای کار را پیش بینی کرد: «در مقابل حوادث گوناگون که دل‌ها را به تشویش و اضطراب می اندازد، باید به یاد و ذکر خدا پناه برد و به وعده های پروردگار اعتماد کرد که در این صورت، خداوند کریم آرامش روحی را بر مؤمنان نازل می کند و این سکینه و طمأنینه موجب محکم کردن دل‌ها و استواری گام‌ها خواهد شد.»

خطبه طوفانی 29 خرداد خطاب به ملت، نامزدهای ریاست جمهوری و نخبگان، فعالان سیاسی و نیز سران برخی دولت های مستکبر غربی بود.

رهبر انقلاب پس از تشکر متواضعانه از مردم، دو طرف مناظره ها را مقصر دانستند: «یک طرف به رئیس جمهور قانونی کشور، صریح‌ترین و خجالت آورترین اهانت‌ها و تهمت‌ها را بیان می کرد و با پخش کارنامه های جعلی برای دولت، رئیس جمهور متکی به آرای مردم را دروغ‌گو، خرافاتی و رمال می نامید و اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا می گذاشت و طرف دیگر هم، با اقداماتی مشابه، کارنامه درخشان 30 ساله انقلاب را کم‌رنگ جلوه می داد و شخصیت‌هایی که عمرشان را در راه نظام صرف کرده اند، زیر سؤال می برد و اتهاماتی را که در مراجع قانونی اثبات نشده است، بیان می کرد.»

آیت الله خامنه ای در ادامه به سابقه درخشان و شناخت 50 سال خود از آقای هاشمی رفسنجانی و در عین حال به اختلاف نظر خود با آقای هاشمی رفسنجانی در موارد متعدد اشاره کردند و فرمودند: «این اختلاف نظر طبیعی است و مردم نباید دچار توهم شوند و به گونه ای دیگر فکر کنند. میان آقای هاشمی و رئیس جمهور نیز از سال 84 اختلاف نظرهای متعددی درباره مسائل خارجی، نحوه اجرای عدالت اجتماعی و برخی مسائل فرهنگی وجود دارد که البته نظر رئیس جمهور به نظر بنده نزدیک‌تر است.»

رهبر انقلاب با تأکید مجدد بر لزوم بر طرف شدن آسیب‌های مناظره، اعلام کردند در همان ایام بعد از مناظره به رئیس‌جمهور تذکر دادم چون می دانستم ترتیب اثر می دهد.

حضرت آیت الله خامنه ای، در ادامه خطاب به ملت افزودند: «همه کسانی که به یکی از چهار نامزد محترم رأی داده اند در درون جبهه انقلاب و متعلق به نظام‌اند و انشاء الله از اجر الهی برخوردارند، به همین علت باید گفت خط انقلاب، 40 میلیون رأی دارد نه بیست و چهار و نیم میلیون رأی که متعلق به رئیس جمهور منتخب است. مردم البته اطمینان دارند اما برخی طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که نظام جمهوری اسلامی اهل خیانت در آرای مردم نیست و ساز و کارهای قانونی انتخابات در کشور ما اجازه تقلب نمی دهد، آن هم تقلب در حد یازده میلیون رأی. در عین حال به شورای محترم نگهبان تأکید شده که به مستندات ارائه شده از جانب کسانی که شبهه دارند حتما رسیدگی شود و اگر در مواردی نیاز به باز شماری صندوق‌ها بود، با حضور نمایندگان نامزدها انجام شود.»

سخنان قاطع رهبر انقلاب به اوج خود رسیده بود: «بنده زیر بارِ بدعت‌های غیرقانونی نمی روم چرا که در هر انتخاباتی طبعا برخی برنده نیستند و اگر امروز چارچوب‎های قانونی شکسته شود، در آینده نیز هیچ انتخاباتی مورد اعتماد نخواهد بود و مصونیت نخواهد داشت.»

بعد از مردم نوبت به سیاسیون، نامزدها و گردانندگان احزاب و جریان‌های سیاسی رسیده بود: «امروز یک لحظه حساس تاریخی برای کشور است و نگاهی به وضع دنیا، خاورمیانه، کشورهای همسایه و همچنین وضع اقتصادی جهان ثابت می کند که در نقطه تاریخی قرار داریم، بنابراین همه وظیفه داریم که در این مرحله تاریخی هوشیار و دقیق باشیم و اشتباه نکنیم. سیاسیون و کسانی که به نحوی مرجعیتی برای بخشی از افکار عمومی دارند، باید خیلی مراقب رفتار و گفتار خود باشند، زیرا با اندکی افراط گری آنها، دامنه افراط گری در بدنه مردم به مراحل حساس و خطرناکی خواهد رسید که خود آنها نیز نخواهند توانست ابعاد آن را جمع کنند. هر حرکت افراطی، به افراطی گری دیگران دامن خواهد زد، اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، خواسته یا ناخواسته، مسئول خون‌ها، خشونت‌ها و هرج و مرج ها خواهند بود. به همه این دوستان قدیمی و برادران توصیه می‌کنم با سعه صدر برخود مسلط باشند و دست‌های دشمن و گرگ‌های گرسنه و کمین کرده را که امروز به‌تدریج نقاب دیپلماسی را کنار زده اند، ببینند و از آنها غفلت نکنند. این آقایان باید به مسئولیت کارهای خود در نزد خداوند فکر کنند. برادران، آخرین وصایای امام بزرگوار را به یاد بیاورید که می گفت همه باید قانون را فصل الخطاب بدانند. حل و فصل همه اختلافات در سر صندوق رأی، فلسفه انتخابات است و انتخابات برای این است که در صندوق های رأی معلوم شود که مردم چه می خواهند نه در کف خیابان‌ها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخابات، آن‌هایی که رأی نیاورده اند اردوکشی خیابانی کنند و در مقابل این حرکت، کسانی هم که رأی آورده اند، طرفداران‌شان را به خیابان‌ها بکشانند، پس اصلا چرا انتخابات برگزار می شود؟ ضمن آنکه مردم چه گناهی کرده اند که باید به علت این کارهای ما، از کسب و کار و زندگی خود باز بمانند. زورآزمایی خیابانی بعد از انتخابات در واقع به چالش کشیده شدن اصل انتخابات و مردم سالاری است، از همه می‌خواهم به این روش غلط خاتمه دهند که اگر خاتمه ندهند، مسئولیت تبعات و هرج و مرج آن، به‌عهده آنها خواهد بود. برخی ها بدانند که با حرکات خیابانی نمی توان اهرم فشار بر ضد نظام به‌وجود آورد و مسئولان را وادار کرد تحت عنوان مصلحت زیر بار خواسته های آنها بروند چرا که تن دادن به مطالبات غیر قانونی زیر فشار، شروع نوعی دیکتاتوری است. اینگونه تصورات و محاسبه ها، اشتباه است و اگر این تصورات غلط، عواقبی هم پیدا کند، مستقیما متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد بود که اگر ضروری شد، مردم آنها را در وقت لازم خواهند شناخت.

پایان خطبه های رهبر انقلاب در روز 29 خرداد، بوی امام زمان داشت: «یک خطاب آخرى هم عرض کنم به مولامان و صاحب‌مان، حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه): اى سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام می‌دهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندک آبرویى هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‌ى اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولاى ما، دعا کن براى ما؛ صاحب ما تویى؛ صاحب این کشور تویى؛ صاحب این انقلاب تویى؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعاى خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانى بفرما.»

خطبه هفتم

روز جمعه 14 خرداد 1389 اولین جمعه ای بود که آیت الله خامنه ای قرار بود پس از حماسه 9 دی 88، نمازجمعه تهران را امامت کند. در حرم امام خمینی، میلیون‎ها نفر با شعارهای کوبنده منتظر رهبر انقلاب بودند.

آیت الله خامنه ای نیز در بیست و یکیمین سالروز رحلت امام خمینی، عمده بحث‌شان را به خط امام اختصاص دادند. ایشان در این اجتماع عظیم که پرشکوه‌تر از اربعین امام خمینی برگزار شد، امام را مهم‌ترین شاخص انقلاب خواندند و افزودند: «نمی‌توانیم و نباید به‌خاطر خوش‌آمد برخی افراد یا جریان‌ها، مواضع امام را پنهان و یا کمرنگ کنیم. امام منهای خط امام، امام بی‌هویت است و سلب هویت از امام، خدمت به امام خمینی(ره) نیست.»

رهبر انقلاب گستره جاذبه و دافعه امام را بسیار وسیع خواندند و گریزی نمادین نیز به مدعیان خط امام زدند که اینکه امام را تجلیل و احترام کنند و او ادعا کند که من در خط امام هستم، این ادعا پذیرفتنی نیست و نمی تواند واقعیت داشته باشد چرا که امام به‌صراحت تاکید می کرد که اگر دشمنان اسلام از ما تعریف کنند، بدانیم که خیانتکاریم.

فراز بعدی سخنان رهبری صریح تر بود، ایشان با اشاره به کسانی که در روز جهانی قدس به‌صراحت در مقابل آرمان‌های امام موضع گیری کردند و در روز عاشورای سال گذشته آن فضاحت را بار آوردند، گفتند: «اگر شخصی در قبال این تحرکاتی که از اساس با مبانی امام مخالف است، اظهار همراهی یا حتی سکوت کند، ملت با درک حقایق، ادعای این فرد را در دنباله روی از امام نمی پذیرد.»

"میزان حال افراد است" نیز از محورهای سخنان رهبر انقلاب بود: «امام بارها می گفت قضاوت در مورد اشخاص باید با محوریت حال فعلی آنها صورت گیرد و این مسئله، شاخص مهمی در درک و پیروی از خط امام است. تمسک به گذشته افراد، هنگامی قابل قبول است که حال فعلی آنان در مقابل گذشته ایشان قرار نداشته باشد اما اگر چنین شد، طبعا گذشته افراد دیگر نمی تواند معیار و ملاک باشد.»


بازخوانی روند عملیاتی‏شدن بزرگ‏ترین طرح اقتصادی کشور/4
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری
مجلس نظر رهبری را فصل الخطاب قرار داد
سرانجام بزرگترین طرح اقتصادی تاریخ انقلاب کلید خورد؛ طرحی که اگرچه همان روزهای نخستِ مطرح شدن، با پمپاژ نگرانی توسط برخی جریانات سیاسی و ارائه اعداد و ارقام‏ نجومی برای تورم احتمالی! همراه شد، اما با مدیریت هوشمند افکار عمومی و اعتمادسازی میان مردم بدون هیچ‏گونه حاشیه و هزینه‏ای آغاز فازهای عملیاتی خود را تجربه کرد تا آرزوی 30 ساله انقلاب اسلامی در اعمال اصلاحات بنیادی اقتصادی در فضایی مطمئن و آرام محقق شود.

به گزارش رجانیوز، مردم حتی اگر انتقاداتی نیز نسبت به طرح داشتند، احساس کردند تحولی مثبت در راه است و دولت در این مسیر دلسوزانه همراه و همگام آن‏هاست. احساس کردند برآیند این تلاش‏ها ثمرات خوبی را فراهم خواهد آورد. بر این باور بودند که می‏بایست به علم اقتصاد اعتماد کرد و این همه اهمیت زیادی داشت. در سوی دیگر البته همه تلاش‏ها بر ایجاد بی‏اعتمادی و تزریق نگرانی بود اما در نهایت مردم نسبت به بانیان تزریق بی‏اعتمادی بی‏اعتماد شدند نه نسبت به دولت!

سخنان نهایی رئیس‏جمهور در صدا و سیما که بعد از سفرهای مکرر استانی رقم خورد، نمایی دیگر از ارتباط‏گیری عمیق، مستقیم و دلسوزانه دولت با متن مردم را به نمایش گذاشت. بیان ظریف‏ترین نکات دینی به عنوان توصیه‏هایی برای اجرای طرح تحول اقتصادی، در نسبت مستقیم با مبانی فرهنگی ایرانی- اسلامی مردم قرار داشت و البته منتقدان توانایی این ارتباط‏گیری عمیق را نداشتند. این‏گونه بود که در جنگ بین "اعتمادسازی" و "ایجاد بی‏اعتمادی"، "دلگرم کردن" و "ترساندن"، "تبیین تئوریک" و "مغالطه تئوریک" مردم پیروز شدند.
اگر دولت سازندگی در طرح "تعدیل اقتصادی"، دولت اصلاحات در طرح "ساماندهی اقتصادی" و اصولگرایان مجلس هفتم در طرح "تثبیت قیمت‏ها" ناکام ماندند و آن گونه که می‏بایست راه به جایی نبردند، دولت اصولگرا آمد تا در میان انتقادات پراکنده این هر سه آرزوی چندین ساله اصلاح اقتصاد ایران را با طرحی جدید و عزمی جدی به سرانجام برساند.

اهمیت و جایگاه این طرح می‏طلبد مروری دوباره بر تلاش‏های این سال‏ها برای پیشبرد طرح تحول اقتصادی، اهمیت آن و نیز تدابیر اندیشیده شده تا کنون برای اجرایی کردن آن صورت پذیرد. اولین قسمت مطالب مرتبط با این موضوع را در ادامه از نظر می‏گذرانید.
 

*****


توصیه مجدد رهبری
رهبر انقلاب در عین تذکر به مجلس شورای اسلامی در هامش نامه رئیس جمهور، بخشی از بیانات خود را نیز به همین موضوع اختصاص دادند و تصریح کردند:«دولت به عنوان دستگاه اجرایی در وسط میدان کارهای اجرایی است و همه باید ضمن اینکه مصالح را در نظر می گیرند، با کمک به دولت، تسهیلات اجرا را فراهم کنند تا کارها پیش برود.»
ایشان با اشاره به طرح هدفمند کردن یارانه ها تصریح کردند:«امیدوارم میان دولت و مجلس، توافق مطلوب انجام شود تا با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها، مردم بتوانند طعم تدابیر و تلاشهای مسئولان را بچشند.»
 
نامه علی لاریجانی به احمدی‏نژاد
پس از این بود که با وجود تداوم برخی مخالفت‏ها از سوی برخی نمایندگان اصولگرا که به مستبد خواندن دولت نیز می‏کشید، کمیسیون وِیژه برخی اختلافات مجلس و دولت را مورد بررسی قرار داد و نتایج این توافقات در قالب نامه ای از سوی لاریجانی به احمدی‏نژاد منعکس شد. این نامه که بعدا صورت رسمی منتشر شد در واقع انعکاس همان بحث‏های کمیسیون ویژه اقتصادی مجلس بود. لاریجانی در صحن غیر علنی مجلس هم آن را با نمایندگان در میان گذاشته بود که رای استمزاجی بالایی هم به دست آورده بود.
در کارگروه مشترکی که تشکیل شد بعضی از مشکلات قانون هدفمند کردن یارانه ها در مقام اجرا مطرح شد که عمده مشکلات سه بحث بود و رئیس مجلس شورای اسلامی در نامه خود به این سه موضوع پرداخت و تفسیر و نظر نمایندگان را به دولت اعلام کرد و به این ترتیب مشکلات قانون هدفمند کردن یارانه ها حل شد.
 
بحث نخست درباره نسبت میزان پرداختی و سقف آزادسازی از حامل های انرژی بود؛ یعنی همان بحث 20 هزار میلیارد تومان یا 40 هزار میلیارد تومان و مدت زمانی که این امر اجرا می شود. مجلس شورای اسلامی با مصوبه‏ای که داشت، مدت زمان اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‏ها با عدد 20 هزار میلیارد تومان را در نهایت به دولت واگذار کرد.
 
خالص بودن رقم 20 هزار میلیارد تومان دومین بحثی بود که مورد توجه قرار گرفت. نظر دولت این بود که به این رقم عوارض و مالیات تعلق نگیرد زیرا اگر تعلق می گرفت، آنگاه رقم بازتوزیع یارانه نقدی به مردم و واحدهای تولیدی کمتر می‏شد و این مورد توافق مجلس و دولت قرار گرفت.
 
نکته سوم این بود که دولت در مقام توزیع یارانه‏ها نظرش این است که به مناطق و قشرهای محروم و آسیب پذیر رقم بیشتری بازپرداخت کند که مجلس آن را تایید و اعلام کرد قانون هم همین است و دست دولت در این جهت باز است.
 
علی لاریجانی در این نامه آمادگی مجلس برای همکاری و همراهی با دولت را نیز اعلام کرد و از حمایت مجلس خبر داد.
 
کلید خوردن طرح هدفمند کردن با دریافت شماره حساب‏ها
در بازه زمانی نزدیک به عملیاتی کردن طرح تحول اقتصادی و آزادسازی قیمت‏ها، مدیریت افکار عمومی از سوی دولت اهمیت زیادی داشت. در این راستا و با توجه به اینکه طبیعتا مردم روز شروع طرح تحول را زمانی نگرانکننده تلقی می‎کردند، دولت کوشید تا طرح را همواره آغاز شده نشان دهد و نقطه شروع آن را به جای آزادسازی قیمت‏ها، دریافت شماره حساب‏ها، تکمیل فرم‏های اطلاعات خانوار و نیز بسترسازی‏های دیگر تلقی کند. با این جنس افکار عمومی خود را در میانه راه تحول دید و به نوعی عظمت و هیمنه روز شروع آزادسازی قیمت‏ها که می‏توانست مثل روز سهمیه‏بندی کردن بنزین رقم بخورد، در افکار عمومی شکست. در واقع این مدل برخورد دولت افکار عمومی را آماده آماده‏سازی قیمت‏ها کرد.
 
محصولی وزیر رفاه و تامین اجتماعی اعلام کرد:«نخستین مرحله از اجرای رسمی قانون هدفمند کردن یارانه ها با دریافت شماره حساب سرپرستان خانوار برای واریز نقدی یارانه ها، از دوشنبه 24 خرداد، در شش استان کشور آغاز می شود.» و این گونه بود که که مردم کم‏کم مقدمات اجرایی شدن طرح فراهم شد.
 
مرکز پاسخگویی 24 ساعته هدفمندی
ایجاد اعتماد عمومی برای اجرای طرح تحول از اهمیت بسیاری برخوردار بود. بسیاری از فعالیت‏های دولت در بازه زمانی قبل از آزادسازی قیمت‏ها بر همین مهم متمرکز شد. درست در همین راستا بود که به منظور پاسخگویی به سوالات و شبهات در خصوص طرح هدفمند کردن یارانه ها و ثبت شماره حساب بانکی، مرکز پاسخگویی 24 ساعته سامانه حساب خانوار در وزارت رفاه و تامین اجتماعی در مردادماه 89 راه اندازی شد.
همه سرپرستان خانوار سراسر کشور می توانستند سوالات خود را در خصوص ثبت شماره حساب بانکی از طریق تلفن48031222-021 با کارشناسان این مرکز در میان بگذارند. همچنین تلفن 9009000017 یک شماره خاص بود که سرپرستان خانوار در هر نقطه ای از کشور می توانستند با تلفن ثابت بدون پیش شماره به صورت 24 ساعته سئوالات خود را مطرح کنند.
 
احمدی‏نژاد؛ رئیس مجمع سازمان هدفمندی
اساسنامه سازمان هدفمندسازی یارانه‏ها در هیئت وزیران تصویب شد و در تاریخ 30 مرداد 89 به تایید شورای نگهبان نیز رسید. بر اساس این اساسنامه، سازمان هدفمندسازی یارانه‌ها با ماهیت شرکت دولتی و دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی و اداری شکل گرفت و تمام سرمایه آن نیز متعلق به دولت دانسته شد.
برابر اساسنامه سازمان هدفمندسازی یارانه‌ها دارای 4 رکن مجمع عمومی، هیئت مدیره، مدیرعامل و بازرس یا بازرسان است. مجمع عمومی سازمان مرکب از 16 عضو است که رئیس جمهور به عنوان رئیس مجمع عمومی، معاون اول رئیس جمهور، نایب رئیس مجمع عمومی و وزرای امور اقتصادی و دارایی، بازرگانی، جهادکشاروزی، راه و ترابری، رفاه و تامین اجتماعی، صنایع و معادن، کشور، نفت، نیرو، معاون حقوقی رئیس جمهور، معاون امور مجلس رئیس جمهور، معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور، معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور و رئیس کل بانک مرکزی اعضای این مجمع هستند.
 
رئیس مجمع عمومی می‌تواند وظایف و اختیارات خود را به اشخاص دیگر عضو مجمع عمومی واگذار کند. بر این اساس، عزل و برکناری و موافقت با استعفای اشخاص مذکور با رئیس مجمع عمومی است. وظایف و اختیارات مجمع عمومی در این اساسنامه، بررسی و اظهارنظر و اتخاذ تصمیم نسبت به گزارش‌های ادواری و عملکرد سالانه، صورت‌های مالی و بودجه پیشنهادی هیئت مدیره، تصویب ضوابط و دستوالعل‌های اجرایی برای فعالیت‌ و وظایف سازمان در چارچوب قوانین و مقررات مربوط و تعیین و تصویب خط مشی و برنامه‌های کلان سازمان است.
بر اساس این مصوبه، اعضای هیئت مدیره سازمان حداقل سه نفر می باشند که مدیرعامل، رئیس هیئت مدیره و سایر اعضای هیئت مدیره با پیشنهاد معاون اول رئیس جمهور و تصویب مجمع عمومی با رعایت قوانین و مقررات مربوط و حکم رئیس جمهور تعیین می شوند. هیئت مدیره سازمان نیز می‌تواند بخشی از اختیارات خود را به مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره تفویض کند.
 
بر اساس این اساسنامه، رسیدگی و تهیه بودجه سالانه، گزارش‌های عملکرد ادواری و سالانه و صورت‌های مالی سازمان و ارائه آنها به مجمع عمومی جهت تصویب، بررسی و پیشنهاد اصلاح یا تغییر مواد اساسنامه به مجمع عمومی برای ارائه به مراجع ذی صلاح، بررسی و تهیه سقف ایجاد تعهد برای سال های آینده و ارائه آن به مجمع عمومی، پیشنهاد خط مشی و برنامه‌های کلان سازمان به مجمع عمومی،ارائه برنامه عملیاتی به مجمع عمومی برای تصویب،انجام تمهیدات لازم برای اعمال وظایف نظارتی سازمان و حسابرسی داخلی نسبت به عملیات، معاملات و تمامی فعالیت‌های سازمان، تعیین امضاهای مجاز سازمان، بررسی و تصویب دستوالعمل های داخلی لازم برای اداره سازمان، تشخیص مطالبات مشکوک الوصول و بررسی و پیشنهاد درباره مطالبات لاوصول برای اتخاذ تصمیم به مجمع عمومی و تنظیم و انتشار گزارش‌ها ادواری از فعالیت‌های سازمان از وظایف و اختیارات هیئت مدیره است.
 
بر اساس این مصوبه، مهم ترین وظایف بازرسان قانونی (حسابرس یا حسابرسان) سازمان هدفمندی یارانه ها رسیدگی به صورت‌های مالی سازمان طبق استانداردهای حسابرسی و ارائه گزارش نتایج رسیدگی‌های انجام شده به مجمع عمومی و هیئت مدیره سازمان، تطبیق عملیات سازمان با قوانین و مقررات مربوط و اساسنامه سازمان و آیین نامه‌های اختصاصی آن و بودجه مصوب و سایر وظایف پیش بینی شده در قوانین و مقررات مربوط و مصوبات مجمع عمومی است.
 
براساس اساسنامه سازمان هدفمندسازی یارانه‌ها، ریاست مجمع عمومی این سازمان به دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری واگذار شد و وزارت رفاه و تامین اجتماعی نیز از طرف دولت مامور شد تا نسبت به تشکیل این سازمان اقدام کند.
 
احمدی‏نژاد:بهبود زندگی مردم با اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها بدون کوچک‌ترین مشکل/با اخلا‌گران در بازار برخورد می‌شود
 
احمدی‏نژاد در ادامه سفرهای استانی خود به استان گلستان رفت تا ضمن اشاره به مباحث روز سیاسی و زیاده‏خواهی‏های  غرب، بحث هدفمند کردن یارانه‏ها را پیش بکشد و به مردم اطمینان دهد که مشکلی در اجرای این قانون وجود ندارد.
 
رئیس جمهور با بیان این‌که یکی از مهمترین ماموریت‌های دولت اجرای عدالت و حاکم کردن عدالت است، گفت:«طرح‌های گوناگونی در جهت تحقق این موضوع در دست اجراست که یکی از مهمترین طرح‌ها و برنامه‌ها اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌هاست.»
 
وی با بیان این‌که مقدمات اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها فراهم شده است و در مورد بخش‌هایی که باید مورد حمایت قرار بگیرند، شناسایی و برنامه‌ریزی شده است، گفت:«جوانب کار در حال بررسی است و برنامه‌ریزی مختلفی در این راستا انجام شده است و باید در جهت اجرای این قانون مراقبت‌های لازم را انجام دهیم. این قانون باید با مشارکت و همراهی آحاد مردم اجرا شود و همانطور که گفتم برنامه‌ریزی بسیار دقیق و عالمانه‌ای در این راستا در دست تهیه است.»
 
رییس‌جمهور اطمینان داد:«بدانید که هدف دولت این است که در راستای اجرای این قانون نه تنها کوچک‌ترین مشکلی در زندگی عمومی مردم به وجود نیاید، بلکه از همان روز اول اجرای این قانون به لطف خداوند بهبود وضعیت در زندگی آحاد مردم آغاز شود و وضعیت مردم بهبود پیدا کند.»
 
احمدی‌نژاد به برخی فضاسازی‏های مخالفان و برخی از به اصطلاح دلسوزان نیز اشاره کرد و گفت:«دیده‌ام که اخیرا برخی با اطلاعات و پیش‌فرض‌های غلط و برخی نیز با اندیشه‌های غلط حرف‌هایی را می‌زنند که مردم را نگران کنند و موضوعاتی را به هم پیوند می‌دهند که به هم ربط ندارد.»
 
وی ادامه داد:«با تبلیغات سعی کردند در بازار ارز اخلالاتی ایجاد کنند و مسئله‌ی بازار ارز 100 تومان گران‌تر شود و به بهانه‌ی آن بازار صادرات و واردات دچار مشکل شود. من از همین جا به مردم عزیز ایران می‌گویم که ذخایر ارزی و پولی امروز ایران در طول تاریخ کشور بی‌نظیر بوده و این را خطاب به کسانی نیز می‌گویم که سعی می‌کنند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و یا آب را گل‌آلود کنند که ماهی بگیرند.»
 
وی با بیان این‌که دولت بر اوضاع مسلط است، گفت:«اگر تقاضای ارز در بازار 50 برابر امروز هم شود، الحمدالله آنقدر ذخیره وجود دارد که سال‌ها کشور به خوبی اداره خواهد شد.»
 
احمدی‌نژاد همچنین با بیان این‌که در یک برنامه‌ی تلویزیونی جزییات اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها را به مردم توضیح خواهد داد، گفت:«به مردم می‌گویم هوشیار باشید. هیچ شرایط غیرعادی در کشور ما نیست و اگر کسانی فکر می‌کنند با پنهان کردن اجناس می‌توانند در بازار خللی ایجاد کنند بدانند که اشتباه می‌کنند و این کار به ضرر آنها خواهد بود.»
 
رییس‌جمهور خطاب به مردم، گفت:«اگر دیدید هر فرد و گروهی تلاش می‌کند که در بازار اخلال ایجاد کند، به ستادهایی که در تمام استان‌ها هستند، اطلاع بدهید و آنها با کسانی که به بهانه‌های واهی می‌خواهند حقوق ملت را تضییع کنند، برخورد خواهند کرد و در برابر چشم ملت دست آنها را از منافع ملت کوتاه خواهند کرد.»
 
وی همچنین در مورد تغییرات قیمت‌ها نیز، گفت:«در مورد تغییرات قیمت‌ها نیز برای گروه‌های مختلف مردم به صورت دقیق محاسبه کرده‌ایم و اگر فرض کنید که بنزین 20 تومان قیمت آن تغییر کند ،حساب کرده‌ایم که این 20 تومان در زندگی مردم در گروه‌های مختلف چقدر اثر می‌گذارد و هزینه اضافه می‌کند و در گام اول بیش از آن مقدار در حساب‌های مردم قرار خواهیم داد.»

بیانات مهم رهبر انقلاب در درس خارج فقه در مورد غیبت افراد در رسانه‌ها
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۸  کلمات کلیدی: سخنرانی ، مقام معظم رهبری
به صرف توهم مصلحت نباید دست،قلم و وبلاگشان را آزاد کنند
[اگر]به فردی تهمت زدند،چرا قبول می‌کنید؟

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جلسه درس خارج فقه امروز (89/10/7) در ذیل بحثِ موارد استثناء از حکم حرمت غیبت، در پاسخ به سؤالی پیرامون صدق غیبت در مواردی چون ذکر در نوشته، وبلاگ یا ضبط صوت و تصویر و انتقال آن، به نکات مهمی در تبیین احکام آن اشاره فرمودند. این بخش از بیانات رهبر انقلاب که مستقیماً متوجه برخی تندروی‌ها در میان رسانه‌ها و نویسندگان جریان ارزشگرا است، باید به‌عنوان یک اصل و راهبرد اصلی رسانه‌ای مورد توجه قرار گیرد. رهبر انقلاب، در بیانات خود علاوه بر یادآوری خودداری از غیبت و افترا به افراد، اصل "حسن ظن" را مورد تأکید قرار داده‌اند و حتی در مورد افراد و جریان‌های منحرف و سران آن‌ها نیز تصریح می‌کنند که نباید غیبت آن‌ها را کرد و به آن‌ها تهمت زد، چرا که اظهارات آشکار زیادی برای نقد دارند.

این راهبرد اصلی رسانه‌ای در حالی از سوی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای معتقدین و ملتزمین به ولی‌فقیه بیان شده که در جریان حوادث یک سال گذشته، برخی افراد خود را مجاز دانستند اخبار و تحلیل‌های تأیید نشده فراوانی را منتشر کنند و فضای بدبینی و تهمت را تشدید کنند.

نظر به اهمیت بحث، این بخش از بیانات معظم‌له به نقل از پایگاه حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در اختیار علاقمندان قرار می‌گیرد:

اینى که اصلاً این کار [غیبت] جایز است یا جایز نیست ولو به قصد اصلاح باشد، این را نمیشود به طور مطلق یک چنین چیزى را پابند شد؛ که ما بگوئیم ما چون میخواهیم در امر جامعه اصلاح کنیم، پس زیدى را، عمروى را یا یک جریانى را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهیم، غیبت کنیم؛ حالا آن کسانى که این کارها را میکنند، خیلى اوقات به غیبت هم اکتفاء نمیکنند؛ خب، ملاحظه میکنید دیگر. گاهى چیزهائى را مى‌آورند که معلوم نیست حدِّ غیبت(1) بر او صادق باشد؛ شاید مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غیر علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نمیشود این را گفت که اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراین این جایز است براى او، نه؛ موارد استثناء همان مواردى است که [در کتب فقهی] ذکر شده است.

منتها باید این موارد صدق کند، احراز بشود. این خیلی مهم است. واقعاً یکى از چیزهائى که ما همه‌مان [باید توجه کنیم]، به مردم هم باید بگوئیم، یاد بدهیم که توجه بکنند این است که: به صرف توهم این که حالا این کار مصلحت دارد، دستشان را، یا قلمشان را، یا وبلاگشان را آزاد نکنند که هر چه به ذهنشان آمد، آن را بگویند؛ اینجور نیست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همین حکم است. یعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن کاغذ است، کتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غیبت شامل همه‌ى اینها میشود؛ یعنى ملاک استماع در اینها وجود دارد مسلّماً. شنیدن به گوش خصوصیتى ندارد، خواندن تو نامه هم عین همان است که ما در بحث استماع این را تأکید کردیم و عرض کردیم.

خب، دوربین هم همین جور است. فرض کنید که اگر چنانچه انسان یک خطائى را از کسى دید، این را رفت با دوربین ثبت کرد، بعد آمد یک جائى نشان داد؛ این هم همان است دیگر، چه فرقى میکند؟ یعنى بایستى واقعاً به اینها توجه کرد. محیط را باید محیط اخلاقى کرد. ما اگر بخواهیم جامعه را اصلاح بکنیم، این اصلاح فقط به این نیست که انسان از افراد غیبت بکند. راه‌هاى دیگرى هم وجود دارد. حالا من غیبت را عرض میکنم. فضلاً(2) از تهمت و افتراء و اینها.

بنده یک وقتى به یک مناسبتى در یک صحبت عمومى عرض کردم به مردم که قرآن کریم میفرماید: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً»؛(3) یعنی وقتى افک(4) را شنیدید چرا به همدیگر حسن‌ظن نداشتید؟ یعنى از اول رد کنید افک را. [اگر] آمدند به یک نفرى تهمت زدند، یک چیزى را گفتند - حالا یا با عنوان تهمت یا به عنوان غیبت - چرا قبول میکنید؟ ببینید این کلمه‌ى لولاى تحذیریه در قرآن و در کلام عرب خیلى معناى وسیعى دارد، فقط معنایش «چرا» نیست، که ما بگوئیم چرا این کار را نکردى. چراى با تأکید است. یعنى آه، واى، چرا؛ معناى «لولا» این است؛ تحذیریه است. {چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم [خیراً]»؛ یعنی چرا به هم ظن نیک ندارید، چرا به هم حسن‌ظن ندارید. تا فوراً کسى آمد، شما بگوئید بله، احتمال درستى‌اش هم اگر بود، آدم به صورت یقین آن را بداند و نقل بکند. این درست نیست، این ممنوع است. این چیزى که امروز مورد ابتلاست در جامعه‌ى ما، از همان چیزهائى است که بایست از همین ادله‌ى غیبت بفهمیم که درست نیست؛ این وضعى که وجود دارد درست نیست. البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحیح اینقدر حرفهاى آشکار وجود دارد که انسان اگر ذکر آنها را بکند، اصلاً هم غیبت نیست، و میتواند انسان نقد بکند. بله مسلّم است، امروز یک جریان صحیح و حقّى در جامعه‌ى ما وجود دارد، جریانهاى باطلى هم وجود دارد که به انواع و اقسام طرق میخواهند جامعه را خراب کنند، انقلاب را منحرف کنند؛ در این شکى نیست. آدمهائى هم در رأس این جریانات هستند. چه لزومى دارد که انسان به این آدمها تهمت بزند. چه لزومى دارد که غیبت اینها را بکند. حرف آشکار اینقدر دارند؛ همان حرفهاى آشکار را بیان بکنند، تبیین بکنند، توضیح بدهند، مطلب روشن خواهد شد؛ هیچ نیازى به غیبت کردن نیست که آدم بگوید حالا ما براى اصلاح مثلاً غیبت میکنیم.

بنابراین به نظر من همین ادله‌اى که در باب غیبت خواندیم، این تمام المراد را به ما نشان میدهد؛ یعنى واقعاً همانى که باید بفهمیم از شرع مقدس همین را انسان میفهمد و تشخیص میدهد. باید بر طبق همین هم عمل کرد.

1- معنی غیبت، تعریف غیبت
2- تا چه رسد به
3- سوره‌ی نور، آیه 12
4- تهمت، افترا، نسبت ناروا