گفت‌وگوی حبیبی، کواکبیان، توکلی، نصیرپور
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، مناظره ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی
توکلی: کروبی‌وموسوی خطاها را جبران‌کنند تا توبه‌اشان پذیرفته شود/ عضواعتمادملی: کروبی باید زودتر این‌حرف‌ها را می‌گفت

محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی، مصطفی کواکبیان عضو فراکسیون اقلیت مجلس، احمد توکلی نماینده مجلس شورای اسلامی، مجید نصیرپور نماینده مجلس و عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی، با شرکت در برنامه بدون خط خوردگی از شبکه رادیویی گفت و گو در باره به رسمیت شناختن دولت از سوی آقای کروبی دیدگاه های خود را بیان کردند.

رادیو گفت‌وگو: حجت الاسلام مهدی کروبی در مورد قانونی بودن ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد اظهار داشته: "رئیس‌جمهور را به رسمیت می شناسم."

در این باب با چندی از شخصیت های سیاسی گفت‌وگو می کنیم. نخست از جناب آقای محمد نبی حبیبی، دبیر کل حزب موتلفه اسلامی پرسش می کنیم: جناب آقای حبیبی سلام، شب شما به‌خیر باشد.

حبیبی: سلام علیکم شب شما هم به‌خیر باشد.

رادیو گفت‌وگو: آقای حبیبی شما چه برداشتی از موضع گیری جدید آقای کروبی در مورد به رسمیت شناختن ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد دارید؟

حبیبی: بنده خبر را مطالعه کردم و معتقدم اظهارات آقای کروبی دو بعد دارد. ابتدا با تنفیذ حکم ریاست جمهوری، علی القاعده، رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور رسمی و قانونی کشور است. این نکته مثبتی است که انتظار داشتیم آقای کروبی خیلی قبل تر این مطلب را اظهار می کردند. در ماه مبارک رمضان یعنی زمانی که کشور در اوج پیچیدگی و نگرانی به علت برخی اظهارات آقایان کروبی و موسوی قرار داشت، با ایشان ملاقاتی داشتم و این سوال را مطرح کردم که آیا واقعا در ذهن‌تان در مورد ولایت فقیه عدولی اتفاق افتاده است؟ آقای کروبی به بنده گفتند: اگر از موضوع ولایت فقیه عدول کنم، در واقع خود را تبدیل به انسانی بی محتوا کرده ام که پس از یک عمر اعتقاد به ولایت فقیه حالا در حال نفی سابقه خود هستم.

بنابراین در پاسخ به سئوال بنده ایشان راجع به اعتقاد به ولایت فقیه این جواب را مطرح کردند. نکته ای که امروز به آن اشاره داشتند را نیزمی توان در همان چارچوب اظهارات متعدد ایشان در دوره های مختلف مورد ارزیابی قرار داد. البته بنده این موضوع را مثبت ارزیابی می کنم؛ اما قسمتی که راجع به اظهارات ایشان و آقای موسوی در مورد انتخابات و دیگر مطالب داشتند، بنده معتقدم "بیننا و بین الله" استدلال و دلیل قانع کننده ای برای این اظهارات نادرست وجود نداشته و ندارد. انتظار داشتیم که اگر آقای کروبی و به‌خصوص آقای موسوی که هنوز هم بر طبل تقلب در انتخابات می کوبند و حاضربه دست کشیدن ازاین حرف نادرست نیستند، در همان زمان (قانونی) حاضر به بازشماری آرا می شدند. در قانون مطرح شده است که اگر نامزدی به نتیجه انتخابات معترض است (چه در مرحله شمارش یا هر مرحله دیگری) می تواند این اعتراض را اعلام و با نام بردن تعداد صندوق‌هایی که او نسبت به آنها اعتراض دارد، با حضور وی و نماینده مورد اعتمادش پلمپ صندوق‌ها شکسته شود ومجددا مورد بازشماری قرار گیرد. سوال اصلی بنده از آقایان من جمله آقای کروبی این است که گزارشاتی درمورد مشکلات در انتخابات به دست شما رسیده بود، چرا حاضر به بازشماری آرا نشدید؟ آقای محسن رضایی حاضر به بازشماری شدند، بنده مطلع هستم که به درخواست ایشان در 3 استان این بازشماری از تعدادی صندوق‌ها انجام شد و چیز جدیدی به دست نیامد. بنابراین صحبت اخیر آقای کروبی را، دارای دو بعد می دانیم: ابتدا مسئله و صحت انتخابات، که اصلاً صحبت‌های ایشان را قبول ندارم و معتقدم که نگاهی کاملاً منفی است. اما نگاه دوم ایشان به مسئله تنفیذ مقام معظم رهبری مربوط می شود که به نظر بنده آن را باید مثبت تلقی کرد.

رادیو گفت‌وگو: آقای حبیبی اجازه بدهید از آقای کواکبیان هم سوالاتی داشته باشیم؛ آقای کواکبیان سلام شب شما به‌خیر باشد.

کواکبیان: سلام و رحمه الله!

رادیو گفت‌وگو: آقای محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب موتلفه در باب اظهارات اخیر آقای کروبی سخن می گفتند؛ آقای کواکبیان نظر شما در مورد صحبت های آقای حبیبی چیست؟

کواکبیان: قسمت آخر که ایشان فرمودند به علت تنفیذ مقام معظم رهبری این بحث پذیرفته شده و این مسئله را مثبت تلقی می کنند؛ بنده نیز با ایشان موافق و معتقدم که ای کاش این مباحث ها زودتر مطرح می شد و مشکلات پس از انتخابات هر چه زودتر به اتمام می رسید.

امروز نیز کاری بود که حزب مردم سالاری انجام داد و در حاشیه کنگره هشتم این حزب دوستان از جناح های مختلف مانند حضرت حجت الاسلام آقای ابوترابی نایب رئیس محترم مجلس صحبت کردند و دوستان دیگر نیز تشریف آورده بودند. به نظر من چنین اظهارنظری در حاشیه این کنگره را باید به فال نیک گرفت. در مجموع بنده معتقدم با گفت‌وگو، همدلی، نشست و برخاست زیر سقف مشترک، ان شاالله این مسائل تمام می شود.

رادیو گفت‌وگو: آقای کواکبیان به نظر شما آقای کروبی چرا تغییر رویکرد دادند؟ از بحث تقلب در انتخابات و با موضوعاتی که در قوه قضائیه مطرح شد و مدعی موضوعاتی شدند که حتی آقای محسنی اژه ای نیز دراین خصوص توضیحاتی را ارائه کردند. درمورد سوالاتی که آقای کروبی مطرح کردند، تحقیقات و بررسی هایی نیزصورت گرفته است. برداشت شما از آن موضع گیری قبلی واین تغییر رویکرد چیست؟

کواکبیان: ما که نمی توانیم تا 4 سال آینده هنوز بحث انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را ادامه بدهیم.

رادیو گفت‌وگو: یعنی فکر می کنید آقای کروبی هنوز همان اعتقاد را دارد اما کوتاه آمده؟ یعنی آقای کروبی هنوز می گوید تقلب شده؟

کواکبیان: ما موشکافی این کار را نباید کنیم، باید برون داد این بحث را بگوییم و تصور می کنم که این بحث به فضای وحدت و همدلی مجموعه عناصر نظام کمک می کند و از این جهت ما باید این اظهارنظر به فال نیک بگیریم و اینکه حالا چرا قبلاً نگفته اند و چرا حالا می گویند و پس چه شده و این ها را من می گویم خوب است که درباره آنها بحث بکنیم اما ما را به جایی جز اینکه باز کدورت‌ها را اضافه نمی رساند.

رادیو گفت‌وگو: آقای توکلی در همین همایشی که شما هم اشاره کردید (کنگره مردم سالاری)، گفتند که راه توبه و بازگشت همیشه بر روی آقای کروبی باز است؟ نظر شما درباره سخنان آقای دکتر توکلی چیست؟

کواکبیان: البته آقای دکتر توکلی هم تشریف آورده بودند ولی زود رفتند و این صحبت‌ها را احتمالاً در حاشیه کنفرانس با خبرنگاران داشتند؛ من دقیقاً آنها نخواندم، ولی من معتقدم که مبنای این نشست و برخاست‌ها باید همان میثاق ملی، یعنی اصول قانون اساسی باشد که هم بحث ولایت فقیه و هم اصول مربوط به حقوق ملت به خوبی در آنجا تدوین شده و ما با این راهکار معتقدیم همه می توانند در نظام موثر باشند؛ ان شاالله.

من فکر می کنم باید دوستان اصولگرا البته مثل آقای حبیبی که ارادت داریم و گلایه داریم که چرا به کنگره ما هم نیامدند، اینها از قبل قبول داشتند. منتها یک سری عناصر تندرو هستند که آنها متاسفانه نمی خواهند به این حرف‌ها قانع شوند و معتقد به مباحث دیگری هستند که ان شاالله آنها هم سازوکاری داشته باشند و بحث ها به اتمام برسد.

رادیو گفت‌وگو: آقای حبیبی برداشت شما چیست؟ یعنی پیش بینی می کنید با توجه به این تغییر رویکردی که در این اظهارنظر آقای کروبی است، یعنی اینکه گفتند تنفیذ را قبول دارند، با توضیحی هم که شما فرمودید در ماه مبارک رمضان دیداری با ایشان داشتید و آقای کروبی بحث ولایت فقیه را مطرح کردند، با توجه به اینکه تنفیذ را قبول دارند و از موضع خود در خصوص تقلب پایین آمدند، پیش بینی شما چیست؟ آیا فکر می کنید که این موضع موجب وحدت بین احزاب و جناح ها و افکار مختلف در جامعه بشود؟

حبیبی: ببینید! تا آنجا که بنده اطلاع دارم این موضوعی که عرض می کنم چند ماه پیش رسانه ای هم شد، آقای کروبی به عنوان دبیرکل حزب اعتمادملی یک مرزی قائل شدند بین مبانی فکری حزب اعتمادملی با مبانی برخی از احزاب مثل مشارکت و مجاهدین انقلاب که به هر صورت در طیف دوم خرداد، خودشان را در یک طیف می بینند. اما آقای کروبی یک مرزبندی کردند بین خودشان و حزب مشارکت و حزب مجاهدین انقلاب و این مرزبندی هم سر موضوع ولایت فقیه بود که در ذهن آقای کروبی آمده بود و رسماً هم این مطلب را بیان کردند. ما معتقدیم واقعآً کسانی که ولایت فقیه و ولی فقیه را قبول دارند، اصولاً زیر یک خیمه هستند و بنابراین ممکن است اختلاف سلیقه های گوناگونی داشته باشند. بنده برای اختلاف سلیقه ها هیچ نگرانی ندارم، قرار هم نیست که همه مردم یک جور فکر کنند. در خانه ای که پدر یکی است، مادر یکی است و محیط تربیتی هم یکی است، اگر سه یا چهار فرزند باشند چه بسا سه، چهار سلیقه گوناگون در مسائل مختلف داشته باشند. ما نمی توانیم توقع داشته باشیم که همه فرزندان یک خانواده سلیقه های یک شکل داشته باشند. اما یک موضوع حفظ کیان خانواده پیش می آید، آیا ما حق داریم با سلیقه های مختلف به کیان خانواده لطمه بزنیم؟

رادیو گفت‌وگو: آیا به نظر شما این موضوع از سوی آقای کروبی قبلاً برداشت نشده بود، که ما باید زودتر به این فکر بیفتیم که کیان خانواده را حفظ کنیم؟

حبیبی: به نظر من سوالات جنابعالی را خود ایشان باید پاسخ دهند.

رادیو گفت‌وگو: آقایان حبیبی و کواکبیان متشکر می شوم که اجازه بدهید سخنان مهمان دیگرمان آقای احمد توکلی را هم بشنویم آقای دکتر سلام شب شما به‌خیر.

توکلی: سلام بر شما و شنوندگان عزیز.

رادیو گفت‌وگو: نظر شما درباره مواضع حجت الاسلام مهدی کروبی در مورد قانونی بودن ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد چیست؟

توکلی: من فکر می کنم هر چه از این گونه موارد که حاکی از پذیرش قانون است، از طرف ایشان یا آقای موسوی اتخاذ شود، مسئولیت سنگینی که در این واقعه به دوش اینها قرار گرفت، سبک‌تر می شود. ما هم باید خوشحال شویم و کسانی که سابقه ای در انقلاب داشتند از این زحمت‌هایی که کشیده اند و در این حادثه خیلی از آن را هدر دادند، می توانند بازگردند و در سایه قانون، زندگی محترمانه ای داشته باشند؛ البته باید به خدا و مردم پاسخگو باشند.

رادیو گفت‌وگو: البته این پاسخی که به خدا می دهند که به خودشان برمی گردد اما پاسخی که به مردم می دهند به نظر شما چگونه باید باشد؟

توکلی: وقتی آقای کروبی قانونیت و مشروعیت دولت را تأیید می کند، در واقع بهترین خدمت را به خود می کند. کسی توبه کرد هر وقت توبه کند خدا می پذیرد، من فکر می کنم مردم هم بزرگوار هستند، می پذیرند. ولی آقای کروبی و آقای موسوی در اثر یک خطای بسیار فاحشی که مرتکب شدند که وقتی هم که پای خارجی در عرصه نمایان شد، باز به مواضع خود ادامه دادند فرصت را از خود در آینده برای خدمت به مردم در عرصه سیاست سلب کردند. حتی همفکرانشان هم در فشار قرار گرفتند حتی منتقدان دولت هم بیخود در فشار قرار می گیرند. اینها شرایط را سخت کردند و هر چه زودتر و بیشتر برگردند بهتر است و ما خوشحال می شویم و من فکر می کنم با این کاری که کردند خودشان را از خدمتگزاری در آینده در عرصه سیاست محروم کردند.

رادیو گفت‌وگو: آقای کواکبیان شما نظر آقای دکتر توکلی را شنیدید؟ آیا شما هم همینطور فکر می کنید؟

کواکبیان: بنده خدمت آقای دکتر ارادت دارم ولی این را هم انتظار ندارم که بگویید که کلاً این آقایان از خدمت محروم شوند. اگر واقعاً می توانند منشأ اثری باشند، از خدمات آنها نظام بهره مند می شود، خب بهره مند شود؛ و ظرفیت‌های نظام همه بحمدالله زیاد است. اعتقاد من این است که دل ما برای کشور می سوزد و تمام تلاش‌های ما در این جهت است که واقعاً به اصول قانون اساسی بازگردیم و من معتقدم که نه آقای دکتر توکلی نه آقای مهندس حبیبی و نه اَمثال بنده هیچ یک طرفدار بد اخلاقی هایی که بعضی از دوستان افراطی انجام می دهند، نیستیم. چون بی حرمتی ها و شعارهای تند برخی دوستان آن طرف هم باید بپذیریم، بی تأثیر نیست. در برخی از این مسائل، در کنگره ما هم دوستان کنار هم قرار گرفتند، من معتقدم که اگر این کنگره هیچ ثمره ای نداشته باشد، جز همین جمله ای که گفته شده، البته در خود کنگره گفته نشده بلکه در حاشیه با خبرنگاران گفته شده است؛ من معتقدم که کار مثبتی است.

رادیو گفت‌وگو: آقای دکتر توکلی نظر شما را می شنویم.

توکلی: من از آقای دکتر کواکبیان می خواستم سوال کنم که مگر از جمله بدترین بد اخلاقی ها و لطمات جبران ناپذیر و ظلم بزرگی که در این حادثه به نظام شد، به وسیله آقای کروبی انجام نشد؟ وقتی که اتهام تجاوز جنسی در زندان‌ها را مطرح کردند، بعد نتوانستند حتی یک مورد از آن را اثبات کنند و تحقیقات مجلس به شدت این موضوع را رد کرد. می دانید که گزارشات مجلس حتی علیه دادستان وقت تهران، با صراحت تنظیم شده، ولی این موضع را با شجاعت و دقتی که کردند، فهمیدند غلط است و رد کردند و از این (اتهام) دفاع نکردند. من این حرف را می زنم برای اینکه ثابت کنم کسانی که در عرصه های پر تلاطم سیاسی به مرحله ای می رسند، در آزمایش‌های بسیار حساس مردود شوند. ما اول دلمان می خواست مردودشدگان در مدرسه باقی بمانند، اما آنها خودشان را از مدرسه می کشند بیرون و هر چه تلاش می شود، باز هم آنها خودشان را بیرو ن می کشند؛ حالا که دوباره به مدرسه می آیند، نمی توانند در کلاس بالاتر بنشینند، بلکه همان جا که هستند به نظر من برایشان کافی است، چون آزمایش خود را بد پس دادند.

آقای مهندس موسوی دقیق ترین و روشن ترین انتقادی که از آقای احمدی نژاد کرد، آنجایی بود که: ایشان را متهم کرد به استبداد و قانون گریزی؛ و صراحتاً ایراد گرفت به آقای احمدی نژاد که اگر قانون هم اشکال دارد، شما نمی توانید از طریق غیرقانونی با قانون مبارزه کنید، بلکه باید از طریق قانونی مبازره کنید. اما بلافاصله ظرف کمتر از 24 ساعت پس از رأی گیری ایشان در مقابل آزمایش سختی قرار گرفت. همان زمان با مقام معظم رهبری ملاقات کرد و آقا توصیه هایی به وی کردند؛ آنجا جواب نداشت، بعد ایشان رفتند بیرون و کار دیگری کردند و درست جلوی قانون ایستادند. به نظر من، ایشان به همان ادعایی که کردند، آزمایش سخت شدند و متأسفانه مردود شدند و بعد هم در این حوادث ادامه دادند. البته یک نکته ظریفی در حرف‌های آقای کواکبیان بود که من با صراحت بیشتری می گویم: بنده معتقدم که زمینه سازی های غلط رقبای اینها و برخوردهای رقیب آقای موسوی زمینه سازی کرد؛ ولی اگر همان شب، یعنی شب بیست و دوم آقای موسوی تحت تأثیر القائات شیطانی برخی از اطرافیانش قرار نمی گرفت و موضع علیه قانون نمی گرفت و با صراحت می گفت من شکایت دارم، اعتراض دارم، اما به قانون تمکین می کنم و از رهبری هم خواهش می کنم دستور دهند مراقبت بیشتری انجام شود، اگر این علت موجده پیدا نمی شد، آن علل معده هم از کار می افتاد. من متأسفم این فاجعه اتفاق افتاد و خون عده ای به ناحق به زمین ریخت؛ بدترین اتهامات متوجه نظام شد و از نظر سیاست خارجی و بیشترین ضرر را ما از نظر اقتصادی متحمل. ناهماهنگی هایی که اتفاق افتاد، بی ثباتی درست کرد و مردم چوب آن را می خوردند.

رادیو گفت‌وگو: آقای دکتر توکلی ما همچنان به این موضع خواهیم پرداخت. اجازه بدهید خدمت آقای نصیرپور سلام عرض کنیم.

نصیرپور: علیکم السلام.

رادیو گفت‌وگو: شب شما به‌خیر باشد انشاءالله.

نصیرپور: عاقبت شما به‌خیر باشد. شب شما و شنوندگان عزیز هم به‌خیر باشد.

رادیو گفت‌وگو: آقای نصیرپور صحبت‌های آقای دکتر توکلی را شنیدید؛ نظر آقای توکلی این است که آقای کروبی پشیمان هستند و تعبیر توبه را به کار بردند و اینکه راه بازگشت همیشه برروی آقای کروبی باز است. آقای نصیرپور صدای ما را می شنوید؟ ظاهراً ارتباط ما با آقای نصیرپور قطع شد.

آقای دکتر توکلی ارتباط ما با آقای نصیرپور متأسفانه قطع شد.همکاران تلاش می کنند دوباره ارتباط را برقرار کنند.اگر از صحبتهای قبلی شما نا گفته ای باقی مانده بفرمایید؟

توکلی: اکنون که این برادران دارند بر می گردند، من قصد ندارم از در حمله و ملامت وارد شوم و جلوی این دگردیسی مثبت را بگیرم؛ ولی به‌خاطر اینکه دوستان دچار توهم نشوند، توضیح می دهم که اگر کسی در عرصه زندگی؛ چه زندگی شخصی و چه زندگی اجتماعی، دچار اشتباهی شد و اگر این خطای او لطماتی به دیگران زد، باید جبران کند تا توبه او پذیرفته شود و البته جبران این امر برای این دوستان خیلی سخت است. البته بنده شخصاً معتقدم وجود احزاب مختلف که مبانی مشترک اسلام و انقلاب اسلامی را قبول دارند، با سلایق و عقاید مختلف برای کشوری که بر مردم سالاری استوار است و به رأی گیری اعتقاد دارد و نهادهای او با رأی مردم انتخاب می شوند، یک ضرورت است. در نتیجه همیشه جدای از اختلاف نظر (در موارد مشترک با آنها همراهی می کنیم)، حتی اعتمادملی هم که کنگره داشت، من شرکت کردم. به نظرم مواضع آقای کروبی در مقاطع مختلف خیلی با هم تفاوت داشت. آرزو می کنم این برادران عاقبت به‌خیر شوند و خود من هم عاقبت به‌خیر شوم؛ ولی این گونه نیست که ما فکر کنیم که اگر اینها مواضع خود را اصلاح می کنند، منتی بر سر کسی دارند؛ خدا بر سر آنها منت دارد که توفیق داد به راه صحیح نزدیک شوند؛ خدا بر سر همه ما منت دارد که ما را به وسیله همدیگر آزمایش می کند.

رادیو گفت‌وگو: آقای توکلی متشکرم؛ ارتباط با آقای نصیرپور بر قرار شده. آقای نصیرپور سلام.

نصیرپور: علیک سلام.

رادیو گفت‌وگو: آقای توکلی امروز گفته بودند که آقای کروبی با تغییر مواضع‌شان و پذیرش تنفیذ ریاست جمهوری و اینکه ادعای تقلب در انتخابات را قبول ندارند و می شود گفت به نوعی توبه کردند و این علامت مثبتی است و در عین حال می گویند ایشان بزرگترین خطا را در حق نظام کردند. بحث تجاوز را مطرح کردند و اشاره هم کردند مواضع ایشان بعد از انتخابات فرق می کرد تا زمانی که قبل از انتخابات در حزب اعتماد ملی اعلام موضع می کردند، این دو، سه محور را آقای توکلی اشاره کردند. نظر شما در خصوص اظهارنظر آقای کروبی چیست؟

نصیرپور: بله. من از آقای دکتر توکلی خواهش می کنم که با توجه به سابقه فعالیت‌های سیاسی اجتماعی ایشان و همچنین دانش ایشان از روابط اجتماعی برخی رفتارهای اجتماعی را با ملاک‌های ارزشی و الفاظی مثل توبه و اینها منظور نکنند.

رادیو گفت‌وگو: منظورتان این است که از اخلاق به سیاست پل نزنند؟

نصیرپور: نه خیر. عرض می کنم، ما در دایره روابط اجتماعی وقتی به توسعه سیاسی اعتقاد داریم و وقتی به مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی اعتقاد داریم طبیعتاً اعتراضات را هم می شود در همان دایره محاسبه کرد. البته هیچ کس تأیید نمی کند که اعتراضات از قاعده و قانون خارج شود و از چارچوب های پذیرفته شده عبور کند؛ اما اگر کسی یک موضع اجتماعی خود را اصلاح کرد و دیگران عنوان توبه روی آن گذاشتند، در واقع بار معنوی ویژه ای روی آن اتلاق می شود که این در جای دیگری ما را با تضاد و با پارادوکس دیگری مواجه خواهد کرد. لذا من از همه کارشناسانی که در این گونه برنامه ها مشارکت می کنند، خواهشم این است که این رفتارها را در دایره روابط انسان‌ها ببیند و طبیعتاً انسان‌ها در تحلیل‌شان ممکن است، اشتباه کنند.

دوم اینکه از آقای دکتر توکلی خواهش می کنم با توجه به اعتمادی که به هوش و حافظه ایشان دارم، همچنین دسترسی ایشان به اسناد تاریخ انقلاب، چه آن بخشی را که مشارکت داشتند، قبل از انقلاب و بعد از انقلاب و چه آنهایی که ثبت شده، یک بازخوانی مجددی بکنند. حتماً خاطرشان است که تعداد افرادی که صریحاً در مقابل امام مقاومت می کردند، موضع می گرفتند و در مجلس شورای اسلامی عناوین مختلفی را به خودشان اختصاص داده بودند. بعداً دوباره به جریان نظام اسلامی بازگشتند و خیلی راحت و دوباره مسئولیت دارند و از خدمتگزاران صدیق نظام اسلامی هستند و هیچ مشکلی هم وجود ندارد. اساساً اعتقاد من این است که به قدری ظرفیت نظام جمهوری اسلامی بزرگ است که این گونه مسائل همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند به نظام خدشه ای نمی زند، لذا سرنوشت اینها را با یک تصمیم به سرنوشت نظام گره نزنیم و اجازه دهیم که همه نیروهای درون انقلاب همواره این فرصت را برای فعالیت مجدد داشته باشند؛ خصوصاً افرادی مثل آقای کروبی که به هرحال سابقه و دیرینه او را هیچ کس نمی تواند انکار کند. الحمدالله ایشان با تحلیل جدیدی که از شرایط کشور داشتند و توصیه هایی که مقام معظم رهبری داشتند، امروز موضعی را اعلام کردند که خیلی ازخیر خواهان نظام توقع از وی داشتند. البته می توانست این اتفاق زودتر بیفتد اما به هر حال آقای کروبی با توجه به بینش خود و تحلیل خود یک مسیری را انتخاب کرده بود و امروز با توصیه های رهبری معظم انقلاب و تحلیل خودشان دوباره چیزی را بیان کردند و ما همین قدر فکر می کنیم حرکت بزرگی است و باید تلاش کنیم که سرمایه های خود را با یک عناوین سخت و محدود کننده از دست ندهیم.

رادیو گفت‌وگو: متشکرم آقای نصیرپوراجازه دهید صحبت‌های آقای توکلی را هم بشنویم.

توکلی: من خدمت آقای نصیرپور سلام عرض می کنم و دو، سه نکته را توضیح می دهم: اینکه ما رفتارهای اجتماعی و مواضع اجتماعی را با ارزش‌های دینی نگاه نکنیم، این یک نگاه اصلی است و از آقای نصیرپور که فردی روشن هستند، بعید است چنین نگاهی داشته باشند. اینکه ما جامعه شناسی و سیاست وارد نکنیم و انتظار داشته باشیم که ارزش‌ها در حوزه دیگر باشد و این حرف‌ها در حوزه دیگر عجیب است. من این نظر را از امام قرض کردم و خودم هم همان موقع گفتم امام بعدها وقتی که نهضت آزادی در برابر انقلاب مقاومت می کرد، صریحاً فرمودند من اشتباه کردم و توبه می کنم. این لفظی است که امام به کار بردند؛ یک‌بار دیگر هم این اتفاق افتاد؛ در مورد کردستان امام فرمودند که: من اشتباه کردم و توبه می کنم. بنابراین اشتباهات سیاسی هم توبه می خواهد درست مثل اشتباهات فردی. مسئله کاملاً هم ارزشی است؛ یعنی آقای کروبی و آقای موسوی و آقای خاتمی و امثال اینها را من چنین تصوری ندارم که آنها اراده کردند که علیه اسلام و انقلاب اسلامی فعالیت کنند؛ ولی به شدت، مخصوصاً آقای کروبی و آقای موسوی، بازی حسابی خوردند و در زمین دشمن بازی کردند و تحریک شدند. اینها نباید تحریک می شدند؛ اینها آدم‌های باسابقه ای بودند و باید خود را از زمینه های مستعد عصبانی شدن حفظ می کردند.

داستانی هم که ایشان اشاره کردند که در مجالس گذشته 99 نفر خلاف امام رفتار کردند، باید بگویم خود امام از آن 99 نفر دفاع کرد. یعنی در دوره دوم نخست وزیری آقای مهندس موسوی، رهبری فعلی که آن دوره رئیس‌جمهور بود، نمی خواستند آقای موسوی را معرفی کنند، امام اظهارنظر فرمودند و ایشان خودشان حرمت امام را حفظ نمودند و آقای موسوی را معرفی کردند. 99 نفر به آقای موسوی رأی ندادند. همین آقایانی که اکنون می گویند همه چیز باید آزاد باشد، همه چیز باید باشد، متأسفانه آن موقع گفتند اینها ضد امام هستند که امام در دفاع از این 99 نفر در حضور همه مجلس سخن گفت و فرمودند که اینها وظیفه خود را انجام دادند و حالا که دولت مستقر شد، همه باید کمک کنند. بنده عرض می کنم بین آن که یک نماینده ای که اولین رأی منفی به نخست وزیر داده، زمین تا آسمان فرق است با جایی که یک عده صراحتاً علیه قانون بایستند و ولی فقیه به آنها بگوید: این کار شما غلط است، غیرقانونی است و حق ندارید این کار را بکنید، نصیحت دهد، پیغام دهد، سخنرانی عمومی کند و باز هم اینها بایستند و ابزاری شوند ناخواسته برای تسویه حساب تمام کینه ورزان نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی که از 30 سال پیش تاکنون با نظام دشمنی داشته اند و به این ترتیب، عده زیادی از معترضین جوان که در اثر این غفلت و این خطا و این رفتار غیرقابل قبول آقایان گول بخورند و به زحمت بیفتند و دیگران را هم به زحمت بیندازند. و هزاران شبهه در جامعه و حل شبهات هم مشکل بوجود بیاید. این رفتار آقایان اتفاقا اجازه داد فرصت انتقادهای به‌جا کم شود و گرفته شود از مردم. البته اینکه آقای موسوی و آقای کروبی ان شاء الله بازگردند کاملاً تسلیم قانون شوند و پاسخ اعمال خود را بدهند و پاسخ هم بخواهند عیبی ندارد، اما عقیده شخصی من است کسانی که در این حد رفوزه می شوند، قدرت فعالیت سیاسی رسمی را از خود سلب می کنند. البته اینکه نهادهای قانونی چه رفتاری را نسبت به اینها داشته باشند، به من مربوط نیست. من سیاستمدارم و نظر شخصی خودم را می گویم، ولی اینکه چه فرصتی در آینده برای این افراد تا چه سطحی فراهم می شود، بستگی به رفتارشان دارد.

رادیو گفت‌وگو: آقای نصیرپور نظر شما را می شنویم.

نصیرپور: بنده از آقای توکلی تشکر می کنم که نسبت به بنده لطف دارند. اما نکته ای که من راجع به آن واقعه تاریخی عرض کردم، رأی عدم اعتماد دوستان به نخست وزیر وقت کشور نبود، بلکه آن عبارتی بود که در پیامی به امام منعکس کرده بودند؛ چون آن عبارت عبارت خوبی نیست من نمی خواهم آن را تکرار کنم.

آقای دکتر اجازه بدهید این مطلب را بگویم؛ من فقط از ذکر این واقعه تاریخی خواستم این برداشت را کنم که نظام جمهوری اسلامی ظرفیتش بیش از تصورات ما است. همانطوری که در فرمایشات رهبر معظم انقلاب بود. دوم اینکه آنچه که راجع به عدم دخالت ملاک‌های ارزشی در رفتارهای اجتماعی من عرض کردم، این مربوط به تحلیل‌گران و سیاسیون است و به نظرم سیاسیون از عبارات توبه و اینها استفاده نکنند و اگر کسی خودش مرتکب خطایی شده و خودش راجع به عملکرد خودش یک بازگشتی دارد و خطایی را می پذیرد و احیاناً عبارتی را استفاده می کند، آن مربوط به حوزه های شخصی است. ما اتفاقاً باید پرهیز کنیم از اینکه رفتارهای اجتماعی را رنگ و لعاب قدسی و الهی دهیم و بعد هم نتوانیم نزدیکش شویم. آقای کروبی بر اساس یک تحلیلی، یک موضعی گرفتند، اگر ما امروز صحبت ایشان را برگشت از آن صحبت‌شان بدانیم؛ یک تحلیل‌گر سیاسی ممکن است امروز یک تحلیلی داشته باشد فردای آن روز به اشتباهش پی برده باشد و اشتباه را بپذیرد. اتفاقاً این از شهامت حاج آقای کروبی است و شجاعت آقای کروبی یکی از ویژگی های بارز ایشان است.

استدعای من از دوستان این است که ما راجع به دیگران از الفاظی اینگونه استفاده نکنیم. افراد راجع به خود می توانند از هر لفظی استفاده کنند. فرصتی که فراهم شده، فرصت بسیار مناسبی است، البته همانگونه که آقای دکتر توکلی فرمودند افراط گری برخی مانع ذکر و انتقاد افراد خیرخواه شد، این یک واقعیت است. حالا که به شرایط عادی باز می گردیم و شرایط مناسبی پیش می آید، من از آقای توکلی و سایر دوستانی که در جریان سیاسی مقابل جریان اصلاحات و در واقع در طیف دیگر حاکمیت حضور دارند، خواهشم این است که نیروهای افراطی خود را کنترل کنند. ما همواره از دوستان می شنیدیم و خود ما هم نگران بودیم. من خاطرم است خود حاج آقا کروبی هم در مجلس ششم از افراط گری برخی از افراد همیشه اظهار دلخوری می کردند. متأسفانه امروز هم در مجلس هشتم یا برخی جاهای دیگر متوجه می شویم که این افراط گرایان هستند که شرایط را بر هم می زنند و ما ناخواسته در موقعیتی قرار می گیریم که حتماً منافع دشمن را تأمین می کنیم. کنترل افراط گرایان یک امر ضروری است.

رادیو گفت‌وگو: قبل از اینکه اظهارنظرهای آقای توکلی را بشنویم، صحبت‌های آقای حبیبی را می شنویم. آقای حبیبی اظهارنظر جنابعالی را در مورد بیانات آقای نصیرپور بشنویم و بعد در خدمت آقای توکلی هستیم.

حبیبی: آقای کروبی چندین ماه است مطالبی را گفتند که اظهار این مطالب از طرف ایشان، یک خوراک قابل توجهی را برای تمام رسانه های ضد انقلاب فراهم کرده است: یعنی راجع به تجاوز در زندان‌ها، تقلب در انتخابات و اینکه یک فردی با آن سابقه خوب قبل از انتخابات مثل آقای کروبی بروند در راهپیمایی روز قدس همراه کسانی راهپیمایی کنند که می گویند: "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران"، که آن آخری را هم دروغ می گویند. این اتفاقات در چند ماهه اخیر رخ داده. اینکه ما بیاییم امشب، بعد از چند ساعت که آقای کروبی اظهار مختصری در مقابل آن همه اظهارات قبلی خود کرده اند، تکلیف سمت های آینده آقای کروبی را هم مشخص کنیم، به نظر من اکنون موقع این صحبت‌ها نیست. آقای کروبی به عقیده بنده بعد از اینکه یک استارتی زدند، امروز راجع به یک موضوعی، که به هر حال بنده هم عرض کردم، از این اظهارنظر آقای کروبی استقبال می کنم، باید ببینیم روزهای بعد، آقای کروبی برای جبران آن مطالبی که گفتند و واقعاً بعضی از آنها قطعاً برای نظام هم مضر بود، چه اقداماتی انجام می دهند؟ اگران‌شاءالله ایشان به دنبال مطالب امروزشان قدم‌های دیگر را هم برداشتند و بعد ثابت شد که ایشان جداً از آن مطالبی که هیچ کدام از آنها هم ثابت نشده، برگشته اند؛ تقلب در انتخابات را ایشان گفتند اما ایشان این مسئله را کجا ثابت کردند؟ من خجالت کشیدم که ایشان به عنوان یک روحانی بین کسانی که "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" را فریاد زدند و روز قدس اینها روزه خواری کردند، رفتند. این مسائل را به چشم خودمان دیدیم، اخیرا هم یک مطلب مختصری گفتند. ما باید منتظر باشیم و ببینم که آقای کروبی به دنبال آن مطلب بسیار مختصر امروزی که متفاوت با مواضع چند ماهه ایشان است، چه اقداماتی انجام می دهند؟ ببینیم چه کارهایی انجام می دهند. اگر ایشان ادامه دادند، این مطالب را و جبران کردند ضربه هایی که با صحبت‌های ایشان و آقای موسوی (بیشتر ایشان) به انقلاب وارد شد. آن هنگام می توانیم بحث کنیم که راجع به آقای کروبی چه تصمیمی اتخاذ کرد.

رادیو گفت‌وگو: آقای توکلی من قبل از اینکه از شما بخواهم اظهارنظر کنید در خصوص صحبت‌های آقای نصیرپور و آقای حبیبی، ارجاع می دهم به سخنان مقام معظم رهبری در چندین روز گذشته که در خصوص خواص نظام ایشان صحبت فرمودند که خواص نظام مواضع خود را شفاف بیان کنند. فکر می کنید این اظهارنظر آقای کروبی مقدمه ای خواهد شد و کمک می کند به اینکه خواص نظام بروند به سمت شفاف سازی مواضع‌شان؟

توکلی: من آرزو می کنم که همین طور باشد. برای اینکه در این شرایط که ما احتیاج داریم، توجه مردم را به جوانب مختلف یک حادثه جلب کنیم، تا از چنبره رسانه های بیگانه نجات پیدا کنند، موظفیم که هم شفاف سخن بگوییم و هم صادقانه سخن بگوییم. رادیو تلویزیون یک دوره ای مشی خوبی نداشت. بیشتر یک طرفه قضاوت می کرد.

رادیو گفت‌وگو: سپاسگذارم از نقد شما.

توکلی: هنوز کجایش را دیده اید؟

رادیو گفت‌وگو: هر چقدر که از شما می شنویم، ما موظف به تشکر هستیم!

توکلی: الحمدلله اکنون فضا را مقتضی می کند، برای اینکه سخنان مختلف منعکس شود. رادیو گفت‌وگو در جریان یک استثنا است. من متشکرم از شما ولی اینکه شفافیت کمک کند به اینکه آقای کروبی یا آقای موسوی یا منتقدین آنها یا معترضین حرف‌های خود را شفاف بزنند تا روشن شود؛ من هم برای همین صریح حرف زدم و هم اشاره کردم به هم افراط گری هایی که زمینه ساز این حادثه ها بود و هم به سهم ایجاد کننده حادثه که خود این دوستان بودند. من یک نکته را به برادرمان آقای نصیری عرض می کنم که اگر این حرف‌شان درست باشد، پس ما باید از قرآن نخوانیم که می فرماید توبوا الی الله توبتا نصوحا، اگر فکر کنیم گناه فقط حوزه های فردی است و اگر ما حوزه های اجتماعی گناهی کنیم، هزاران گناه فردی با آن قابل قیاس نیست و حتماً توبه آن هم جدی تر است و در نهج البلاغه و در قرآن پر از خطاب توبه به کسانی است که کار بد کردند و کار اجتماعی بد کردند. مثل اینکه در جنگ شرکت نکردند و در انفاق کوتاهی کردند. ما اعتقاد داریم هر که خطا می کند، باید از مردم عذر خواهی کند. باید جبران خطا کند، از خدا هم در خواست مغفرت کند. البته من به‌شخصه آرزومندم که همه این برادران عاقبت به‌خیر شوند؛ بهشتی شوند، در بهشت کسی جای دیگری را تنگ نمی کند ولی همه باید شرط آن را رعایت کنیم. یعنی اگر حقوقی را ضایع کردیم، باید جبران کنیم، اگر دلی را آزردیم، باید جبران کنیم. همه هر کس که این کارها کرده است. فعلا بحث این آقایان است و همین کورسویی که از پشت تاریکی که آنها خود را در آن قرار داده اند غنیمت است... آروز می کنم بیشتر شود و همه به روشنایی و نور برسیم. اجازه بدهید بنده خداحافظی کنم.

رادیو گفت‌وگو: بله! متشکر از شما که در این گفت‌وگو شرکت کردید. خداحافظ شما. ارتباط ما با آقای نصیرپور قطع شده و از آقای توکلی هم خداحافظی کردیم. جناب آقای حبیبی بنده این سوال را از حضرت عالی هم می کنم.

حبیبی: من اظهارات آقای کروبی را، آن بعدی را که راجع به (تقلب در) انتخابات گفتند را معتقدم هیچ دلیلی برای آن ندارند. اما این بعدی که چون تنفیذ شده، من به رسمیت می شناسم حرف مثبتی است که ممکن است همانگونه که شما هم در سوال مطرح می فرمایید، زمینه ای باشد برای اینکه دیگران هم به خود بیایند و راجع به موضوعات اصلی که به کل انقلاب باز می گردد با شفافیتی خیلی خیلی بیشتر از گذشته و به نفع نظام صحبت کنند.

رادیو گفت‌وگو: یعنی شما پیش بینی می کنید که در چند روز آینده خواص نظام اظهارنظرهای شفافی کنند با توجه به اینکه در آستانه فرارسیدن سی و یکمین پیروزی انقلاب اسلامی هستیم؟

حبیبی: برخی خواص خیلی خاص هستند همه کارهایشان را نمی شود پیش بینی کرد، اما من امیدوارم این طور شود؛ به خصوص با توجه به اینکه دشمن هم برای 22 بهمن سال جاری طراحی های بسیار شیطنت آمیزی کرده است؛ البته با عنایات الهی بنده مطمئن هستم که مردم با حضور خود تمام آن شیطنت ها را خنثی خواهند کرد. اما خواص لااقل کاری کنند که از مردم عادی، که هر وقت احساس خطر می کنند برای کل نظام،واقعاً شجاعانه و با خطر پذیری به میدان می آیند، آنها هم حداقل آن کاری که مردم می کنند را انجام دهند.

رادیو گفت‌وگو: خیلی متشکرم از آقای حبیبی و از آقای کواکبیان و آقای توکلی و آقای نصیرپور؛شب شما به‌خیر خدا نگهدار.


مناظره رادیویی رسایی، منتجب‌نیا، محمد هاشمی و شجونی
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مناظره
رسایی:تکیه هاشمی بر پیشنهاداتش و اصلح‌تر دانستن رهبری مصداق دوپهلو حرف‌زدن است/منتجب‌نیا:تمجید دشمن همیشه بد نیست!

 رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی، حمید رسایی نماینده مجلس شورای اسلامی، محمد هاشمی رفسنجانی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران و جعفر شجونی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی با شرکت در برنامه بدون خط خوردگی شبکه رادیویی گفتگو با توجه به لزوم شفاف سازی مواضع اشخاص و گروه های سیاسی در خصوص بیانات مقام معظم رهبری، دیدگاه های خود را بیان کردند.

به گزارش رجانیوز در ابتدای این برنامه مجری رادیو گفت‌وگو پرسیذ: در هفته گذشته مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و رؤسای ستادهای ملی فجر سراسر کشور فرمودند: در دوران فتنه و غبار آلود بودن فضا وظیفه همه به خصوص خواص، موضع گیری شفاف و پرهیز از سخنان و مواضع دو پهلوست. از دیدگاه شما مهمترین وظیفه اشخاص و گروه های سیاسی برای شفاف سازی شرایط امروز کشور چیست؟

منتجب نیا در پاسخ گفت: بنده معتقدم گروه ها و احزاب سیاسی باید در شرایط کنونی مرزها و مواضع خود را مشخص کنند و اهداف برنامه های خود را معین کنند تا مردم بدانند با چه گروه ها و احزابی در پیوند و همکاری هستند. در این مسئله هیچ گونه شک وجود ندارد زیرا اگر شفاف سازی و مرزها مشخص نباشد، چه بسا افراد ماجراجو و فرصت طلب و کسانی که هیچ حزب، گروه، نظام و حتی منافع کشور را قبول ندارند، کارهایی را انجام دهند که به نام همه احزاب و گروه های قانونی و شخصیت های برجسته تمام شود. آنچه در اینجا لازم است این است که باید احزاب و گروه ها میدان فعالیت داشته باشند و ابزار لازم برای فعالیت، در اختیار آنها باشد. در شرایط فعلی جز برخی احزاب و گروه ها، نه تریبون در اختیار بقیه است و امکانی برای شفاف سازی و ارائه نظرات و برنامه خودشان ندارند. تریبون هایی که وجود داشته از آنها گرفته شده و امکان شفاف سازی و صحبت با مردم از بسیاری احزاب و گروه ها از جمله حزبی که بنده عضو آن هستم کاملاً سلب شده و امکانی وجود ندارد که ما حتی بتوانیم با مردم صحبت کنیم و مواضع خود را بیان کنیم.

رادیو گفت‌وگو: از دیدگاه شما مهمترین وظیفه اشخاص و گروه های سیاسی برای شفاف سازی شرایط امروز کشور چیست؟

رسایی: عرض سلام خدمت آقای منتجب نیا دارم. آقای منتجب نیا می فرمایند: اعلام برائت از دشمنان خط مشی همه ما است، همین نکته ای که ایشان فرمودند درست است. امروز مهمترین اقدام این است که گروه های سیاسی، شخصیت ها از مواضعی که دشمن از آن استقبال می کند و به آن توجه دارد و به نوعی دلش را خوش می کند، اعلام برائت کنند. بنده فکر می کنم شفاف بودن همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، یعنی اینکه ما مواضع خود را خیلی صریح بگوییم و از آنچه که آنها به آن توجه و امید دارند، اعلام برائت کنیم. خود همین شفاف سازی، موضع حق و صریح سخن گفتن وظیفه دیگری است که نخبگان، احزاب و گروه ها وظیفه دارند که عمل کنند اما متاسفانه این اتفاق در این مواقع رخ نداده است. آقای منتجب نیا گفتند لازمه این شفاف سازی در اختیار داشتن تریبون است، طبیعی است که تریبون احتیاج است تا بتوانند اعلام این برائت و شفاف سازی را کنند، اما سوال من این است: آنچه که شاهد هستیم، مانند حادثه روز عاشورا با این درجه از قبح که برای هیچ کس قابل تحمل نبود، باعث شد که آقای کروبی بیانیه ای دهند و در آن بیانیه اعلام برائت خود را از اتفاقات روز عاشورا اعلام نکردند و وقتی دیده می شود همان حرف ها در روزنامه اعتمادملی زده می شود، طبیعی است که نظام این نکته را تحمل نمی کند. البته اینکه آقای منتجب نیا در چنین برنامه هایی حضور پیدا می کنند و مواضع خود را شفاف بیان می کنند، به نوبه خود نیز نوعی کمک محسوب می شود.

رادیو گفت‌وگو: نظر شما در خصوص صحبت های آقای رسایی چیست؟

منتجب نیا: ما باید شفاف سازی را تعریف کنیم. منظور مقام رهبری از شفاف سازی این نبود که همه یک حرف بزنند. منظور این بود که هر کسی نظرات خود را روشن و شفاف بیان کند. ما نباید انتظار داشته باشیم که همه یک حرف بزنند و یک دیدگاه داشته باشند. در درون انقلاب، نظام و خانواده نظام نظرات مختلف باید وجود داشته باشد، منتها این نظرات که متفاوت است باید همانطور که اشاره کردم امکانی برای بیان داشته باشند. تعبیر ایشان (آقای رسایی) بیزاری بود. حال، بحث بنده بیزاری و اشخاص نیست و نمی خواهم که سریع به سراغ اشخاص برویم چراکه بحث ما کلی است و نسبت به حادثه ای، ما نظر خود را به صورت روشن بیان می کنیم. ممکن است نظر کسی تند و افراطی باشد و فردی نیز نظر معتدلی داشته باشد؛ منظور از شفاف سازی این است که مردم بتوانند تصمیم بگیرند وگرنه منظور این نیست که همه یک جور حرف بزنند و یک آهنگ داشته باشند. تا زمانی که درون نظام است و منافع ملی و مصالح کشور و حقوق مردم مورد توجه است، نظرات مختلف برای نظام و برای قانون اساسی پذیرفته شده است، بنابراین اشکالی ندارد نظرات گوناگونی وجود داشته باشد ولی هر گروه و شخصیتی نظر خود را به صورت روشن بیان کند و مردم هم هر نظری را که مورد خواستشان بود، انتخاب می کنند.

رادیو گفت‌وگو: با توجه به حمایت برخی جریان های خارجی از برخی حوادث و فعالیت ها، به اعتقاد شما وظیفه خواص و گروه های سیاسی نسبت به مواضع بیگانگان چیست؟

منتجب نیا: ما نباید این مسائل را ملاک قرار دهیم. اینکه آنها شیطینت کردند و از موضع حق یا باطل حمایت کردند ما نباید تنها آن را ملاک قرار دهیم. چه بسا این موجب شود آنها برای ایجاد اختلاف مواضع گوناگونی را بیان کنند. یک عده از یک گروهی حمایت کنند و عده ای دیگر از گروه دیگر، برای اینکه همه را بدبین کنند. آنها بگویند وابسته به فلان ابرقدرت هستند، شما بگویید وابسته به فلان ابرقدرت هستند. ما ملاک را خود حق ببینیم، ببینیم حرف مردم چیست، حرف نخبگان چیست؟ اسلام به ما ملاک داده است و ما بر اساس ملاک و معیار باید حقیقت ها را مشخص کنیم. اگر آن جمله ای که از امام نقل شده و خیلی هم بدان تکیه شده، اگر تعریف کردند باید به آن شک کنیم (اگر مشخص نباشد). فرض کنید که دشمن آمد و گفت اکنون شب است و شما هم می گویید شب است؛ در اینجا شما نباید در شب بودن تردید کنید، چه بسا آنها می خواهند تردیدی ایجاد کنند. ما باید خودمان در درون خانواده نظام بنشینیم و مسائل را بررسی کنیم، ببینیم آنچه آقایان از آن به فتنه یاد کرده اند و آشوبی که به‌وجود آوردند، ریشه اش کجاست و چرا ما باید فرصت ها را بسوزانیم و به اینجا برسیم، مهمتر از همه ما چه کنیم که قضایا حل شود. مهم حل این بحران ها و ریشه یابی آنها است. بنده بارها گفته ام که اکنون مهمترین کار حل این بحران و جمع کردن این مسائل توسط عقلا است نه اینکه کار افراد افراطی باشد. عقلا و افراد معتدل و دلسوز جامعه بنشینند و ریشه یابی کنند که چرا وضعیت به اینجا رسیده و جلوی تکرار قضایا را بگیرند.

رادیو گفت‌وگو: آقای منتجب نیا عقیده داشتند نباید خلط مبحث صورت گیرد و نباید همه چیز را در یک قالب دید، آقای رسایی نظر شما چیست؟

رسایی: بنده صحبت های ایشان را شنیدم و با ابتدای صحبت های ایشان موافق هستم اما در برخی موارد ما باید یک حرف بزنیم؛ مثلا اینکه در رد دشمن نباید شک کنیم. بنده سوال کردم بیانیه ای که آقای کروبی بعد از حادثه روز عاشورا دادند، در رد دشمن بود یا خیر؟ یا در تأیید آن حوادث بود؟ به نظرم در تأیید حوادث بود. بحث یک حرف زدن نیست. قطعاً در امور مختلف ما می توانیم نظرات متفاوتی داشته باشیم ولی در چنین مواردی ما باید موضع خود را در برابر دشمن شفاف کنیم و اعلام برائت کنیم. رهبری هم این مطالب را فرمودند. آقای منتجب نیا فرمودند ما گاهی این حمایت دشمن را نباید ملاک قرار دهیم. بنده تعجب می کنم پس چه چیز را باید ملاک قرار دهیم. می فرمایند ببینیم اسلام چه چیزی را ملاک قرار داده است؟ من از ایشان سوال می کنم وقتی قرآن می فرماید: هیچ وقت ادیان تحریف شده از شما راضی نمی شوند، دشمن اسلام هیچ گاه از شما راضی نمی شود مگر اینکه شما از آن ها تبعیت کنید. پس هر وقت دشمن از شما راضی شد و برای شما کف و سوت زد، یعنی شما از او تبعیت کرده اید. این ملاک قرآن است. اینکه امام هم فرمود هرگاه دشمن برای شما کف و سوت زد، در خود شک کنید، برگرفته از همین آیه قرآن است. این مثالی که شما زدید، موارد کنونی این چنین بحث هایی است. وقتی آقایانی آنجا می نشینند و به اسم ابوذرهای آقای موسوی بیانیه می دهند یا اینکه یکی از آنها امام زمان را انکار می کند، دیگری عصمت قرآن را انکار می کند و دیگری می گوید افکار امام در برابر جنبش سبز است، خوب همان حرف ها را هم اینجا می زنند. آقای منتجب نیا به یاد دارند سال 79 رهبر معظم انقلاب با بسیاری از شخصیت های اصلاح طلب دیدار خصوصی برگزار کردند، همانجا رهبر معظم انقلاب خواستند که مرزبندی خود را با دشمن مشخص کنند تا معلوم شود اصلاحاتی که شما می گویید، با آنچه که دشمن می خواهد متفاوت است. همان موقع هم دوستان می گفتند این حمایت هایی که از اصلاحات می شود، برای بد نام کردن است، واقعاً این نکته را به عنوان یک ملاک فرموند، پس چرا توجه به این نکته نشد؟ چرا اینها یک‌بار از امام تعریف نکردند تا بین ما اختلاف ایجاد کنند؟ چرا از رهبری تعریف نمی کنند؟ چرا از جریان سیاسی که عده ای از آنها به خارج از کشور پناهنده شدند و برخی از آنها دور یک میز بیانیه دادند، اعلام برائت نمی شود؟ و برخی از دوستان در این مواقع نمی آیند تا مواضع خود را مشخص کنند. هنوز هم آقای منتجب نیا دو پهلو صحبت می کند. این مسئله یک ملاک است، اینکه امام فرمودند مقام معظم رهبری فرمود، قرآن نیز فرمود که وقتی آنها برای ما کف و سوت می زنند، تعریف و تمجید و حمایت و پشتیبانی می کنند، همین کافی است که ما بفهمیم مسیری که در آن افتادیم، مسیر باطلی است و باید خط خود را جدا کنیم. می گویند ما باید به فکر حل قضایا باشیم، بنده فکر می کنم بحرانی از جانب مردم ما وجود ندارد، مردم ما در 9 دی با جمعیت چندین میلیونی به خیابان ها آمدند و اعلام کردند، غیر از اینکه با جمعیت 40 میلیون پای صندوق های رای آمدند و به جمهوری اسلامی رأی دادند. اما متاسفانه بعد از انتخابات یک شبهه ای ایجاد کردند، هر روز با توجه به عملکردی که این آقایان داشتند، با روشنگری هایی که صدا و سیما و مطبوعات و نخبگان مطرح کردند، روز به روز شبهه مردم برطرف شد و باعث شد که مردم در 9 دی ثابت کنند. ما اکنون بحرانی در کشور از جهت مردم نداریم بلکه آنها اکنون در یک بحران گرفتار شدند، بحرانی که متأسفانه می بینید و مشروعیت مردمی ندارند. به همین دلیل می خواهند سر و ته قضیه را هم بیاورند. راه بیرون آمدن از این بحران که خود آقایان درست کردند، تبعیت از قانون است. ایشان می فرمایند (آقای منتجب نیا) باید راه حل را بسپریم به عقلا نه به افراط گران. من هم این حرف شما را قبول دارم. می پرسم شما عاقل تر از جایگاه رهبری و جایگاه قانون اساسی سراغ دارید؟ اگر ما راهکار رهبری را قبول داریم، چرا باز باید بگوییم که رهبری را صالح ترین فرد برای حل مناقشه می دانیم اما باز بگوییم هنوز هم خطبه های نماز جمعه تنها راه حل موجود است. این یک تناقض است.

منتجب نیا: ببینید به بنده اصرار کردند تا در رادیو گفتگو صحبت کنم؛ من از مناظره پرهیز می کنم؛ البته حرف برای گفتن زیاد داریم. ما بحث هایی داریم که همه پاسخ دارند. مردم می دانند واقعیت غیر از آنچه که آقایان می فرمایند، است. آقایان اصرار داشتند که راه حل را بگوییم و اولویت فعالیت احزاب را بگوییم. آقای رسایی بحث هایی را مطرح می کند که هزار و یک جواب دارد، خود ایشان هم می دانند که خلاف واقع صحبت می کنند و برای مردم نیز که مشخص است. بحث مردم تمام شده نیست، اینگونه نیست که بحرانی وجود ندارد، اگر بحرانی نبود، چرا اکنون مسئولین مملکت در صدد حل مسئله هستند؟ چرا ما این گونه بحث می کنیم؟ همین بحث‌هاست که موجب کش پیدا کردن قضایا می شود. بالاخره واقعیتی در کشور پدید آمده که شما چه بخواهید بپذیرید یا نپذیرید، سوء مدیریتی بوده در کارها که، کار به اینجا کشیده شده است. ما دائماً از کیسه رهبری خرج نکنیم؛ بگذاریم مقام معظم رهبری در جایگاه محترم خود باشند. چرا وقتی کم می آوریم، زود می رویم سراغ مقامات عالیه نظام در حالی که باید با استدلال در حال بحث باشیم. آخرین جمله من این است که آقای رسایی گفتند ملاک طبق فرموده قرآن و امام، رضایت دشمن از شماست. من می گویم اگر آنها به هر دلیلی آنچه برای ما روشن است را بیان کردند، ما نباید انکار واقعیت کنیم. آن آیه ای که خواندید، رضایت دشمن است اما آنها هرگز راضی نیستند. امریکا، اسرائیل، روسیه، چین با اصلاح طلب مخالف اند، با اصولگرا مخالف هستند، با من و شمای طلبه مخالف‌اند. تصور نکنیم آنها به خاطر فکرمان علاقمند به من یا شما هستند؛ آنها با اساس مخالف اند. چرا ما دعواهایمان را به خارج منتهی می کنیم. خودمان می توانیم اختلافاتمان را حل کنیم. چرا تا کم می آوریم یا از مقام معظم رهبری سرمایه می گذرایم، یا ارجاع می دهیم به امریکا و انگلیس، خودمان عقل و فکر داریم و می توانیم بحران را مدیریت کنیم، والله کشور دچار بحران و اضطراب است. بگذارید علما مسائل را بررسی کنند و به اتفاقات دامن نزنیم.

رسایی: من تعجب می کنم. ما صحبت های آقای منتجب نیا را نقد کردیم؛ باب نقد هم که از دوم خرداد باز شد و ما هم معتقدیم از برکات آن موقع نقد به وجود آمد. دوستان خود تحمل نقد را نمی کنند، وقتی ما صحبت از نقد می کنیم، می گویند چرا به این امور پرداخته می شود. بالاخره این نظریه است و قضاوت با مردم است. مردم تشخیص می دهند این ادعا درست است یا خیر. من سوالم از این برادران این است، می فرمایند رهبری در جایگاه خود بماند، من نمی دانم این رهبری پس در چه مواقعی به درد ما می خورد؟ اگر قرار است زمانی که اختلافی پیدا شد، ما نتوانیم به رهبری مراجعه کنیم، پس این جایگاه رهبر معظم انقلاب برای کجاست؟ این جایگاه در دوره غیبت برای همین مواقع است و قانون اساسی هم برای همین مواقع آمده است. حیات 10 ساله امام امت در طول ده ساله دوره بعد از انقلاب هم برای همین بود. در آن زمان اگر بین جریان راست و چپ اختلافی پیش می آمد خدمت امام می آمدند و مسئله را مطرح می کردند و امام با یک اشاره قضیه را حل می کردند.

رادیو گفت‌وگو: آقای رسایی عذر خواهی می کنم! بنده به اطلاع شنوندگان عزیز می رسانم که جناب آقای مهندس محمد هاشمی رفسنجانی عضو حزب کارگزاران سازندگی تا قبل از اینکه بنده با ایشان صحبت کنم، گوشی ایشان روشن بود و صحبت ها را می شنیدند اما بعد از آنکه خواستیم با ما ارتباطشان برقرار شود، گوشی ایشان خاموش شد. اگر صدای ما را می شنوند، گوشی را روشن کنند تا ما بتوانیم با ایشان ارتباط برقرار کنیم. آقای رسایی ببخشید. بفرمایید.

رسایی: دوستان می گویند چرا بحث می کنید و چرا وارد این مقوله ها می شوید؟ برخی اوقات هم می گویند چرا در بحث خود نام مقام معظم رهبری را به میان می آورید؟ ما نمی دانیم پس به چه استناد کنیم؟ به قانون اساسی، به رهبری؟ بالاخره ما به یک فصل الخطاب نیاز داریم. آقایان می گویند: ما یک عاقل می خواهیم، مرضی الطرفین می خواهیم. هرآنچه را که مقام معظم رهبری فرمودند ما تبعیت می کنیم و مردم ما هم تبعیت می کنند. مردم ما 9 دی آمدند فقط به خاطر اینکه دست ناپاک دشمن به این اصل کشیده شده است که بی بی سی و این دشمنان که من شک ندارم دشمن آقای منتجب نیا هستند، آنها حتی دشمن لباس آقای منتجب نیا و انقلاب هم هستند. بحث این است که چرا دوستان ما مواضعی می گیرند که آنها خوشحال می شوند. آنها می خواهند سر به تن نظام نباشد،30 سال است تلاش می کنند که این نظام را سرنگون کنند. 30 سال است به انواع حیله ها متوسل شده اند. امام بارها فرمودند اینها از طریق بحران های خارجی و حمله نظامی نمی توانند این کشور را تصاحب کنند ولی از طریق خود ما می توانند این کار را انجام دهند. حال چگونه این امر تحقق می یابد؟ با عقب گرد ما از مواضع خود، اگر ما از آنها تبعیت کنیم دیگر افراد انقلابی نیستیم. دیگر از مردمی که در جبهه های مختلف جانشان را تسلیم حق کردند، نیستیم. من نمی دانم کدام قسمت این مطالب افراطی است؟ اگر تأکید شود که حتماً قانون باید اجرا شود، شعاری بود که دوستان دادند و مردم هم اعتماد کردند به این شعار و پای صندوق ها آمدند. راه حل این است که دوستان بیایند استدلال کنند و منطق خود را بگویند، اما متأسفانه نمی دانیم چه می شود که یکدفعه موبایل ها خاموش می شود و یا در صحنه حضور پیدا نمی کنند. واقعیت جامعه این است که مردم ما، مردمی دین مدار هستند. هرگاه ببینند به سمت دینشان دست درازی شده به تعبیر امام در برابر تمام دنیای آنها می ایستند. آنچه برای مردم ما مهم است مسئله دین است. درست است برای که همین مردم معشیت، خدمات و رفاه مهم است، ولی از دینشان مهم تر نیست. ما مسئولین در درجه اول وظیفه داریم از آرمان های دینی مردم پاسداری کنیم.آقای گنجی وجود امام زمان راکه تمام هستی70 میلیون ایرانی در کشور است را انکار کرد.

رادیو گفت‌وگو: ارتباط ما با آقای هاشمی برقرار است اگر اجازه بدهید صحبت کوتاهی با ایشان داشته باشیم و سپس در خدمت شما باشیم. جناب آقای هاشمی سلام شب شما به خیر!

محمدهاشمی: علیکم السلام.

رادیو گفت‌وگو: قربان باتری گوشی شما تمام شده بود!

محمدهاشمی: موبایل بنده باتری ندارد و اگر شما مجدد طول دهید باتری گوشی بنده تمام می شود و یک بار خاموش کردم تا بتوانم با شما صحبت کنم.

رادیو گفت‌وگو: ای کاش می توانستید با یک تلفن ثابت با شما تماس بگیریم.

محمدهاشمی: بنده به تلفن ثابت دسترسی ندارم.

رادیو گفت‌وگو: از دیدگاه شما مهمترین وظیفه اشخاص و گروه های سیاسی برای شفاف سازی شرایط امروز کشور چیست؟

محمد هاشمی: این سوال را باید از گروه های سیاسی بپرسید. بنده وکیل و وصی گروه های سیاسی نیستم؛ اما بحث شفاف سازی بحثی است که از مقوله اجتماعی و حقوق اجتماعی این بحث یک جاده یکطرفه نیست بلکه یک جاده دو طرفه است. به نظر من دولت باید شفاف سازی کند و مواضع خود را روشن کند و خصوصاً به مردم پاسخگو باشد. در نظام مردم سالاری نمی توان مردم را خس و خاشاک نامید و سپس از آنها توقعاتی داشته باشیم. بالاخره این یک جاده دو طرفه است. این شفاف سازی را می توان چنین توضیح داد که اگر کسی بیاید و وارد مقولات شود، مسائل را به درست مورد بررسی قرار دهد و پاسخگویی دولت رضایت مردم را در نظر گیرد.

رادیو گفت‌وگو: آقای رسایی در مورد روشن شدن و مواضع دو پهلو سخن گفتن و سپردن راه حل به عقلا صحبت هایی داشتند؛ نظر شما درباره صحبت های ایشان چیست؟

محمد هاشمی: سوال من این است که آیا در ممکلت ما هم عقلا باید وارداتی باشند؟ مشخص است که عقلا چه کسانی هستند. بله اگر به آنها رجوع شود طبعاً مسائل به گونه ای دیگری حل می شود. اما ابتدا باید عقلا را تعریف کنیم تا متوجه شویم که آنها چه کسانی هستند.

رادیو گفت‌وگو: آیا به نظر شما درحال حاضر چه افرادی دو پهلو صحبت می کنند در این باره چه باید بکنیم؟

محمد هاشمی: بنده همه موارد را تعقیب نمی کنم اما شاهد استناد برخی به مسائلی هستم؛ مانند اینکه یک مقام یا شخصی در دیدار خصوصی چه گفته است، هستم. به نظر من، ما بحث دیدارهای خصوصی را نباید وارد مقولات اجتماعی بکنیم. باید مواضع علنی هر شخص را روشن کنیم. اگر کسی جزء مسئولین کشور باشد، یکسری مواضع علنی دارد. در هنگام بحث ها این مسائل را باید ملاک قرار دهیم نه اینکه فلان آقا در فلان دیدار محرمانه یا در فلان دیدار خصوصی چه حرفی زده است. این حرف های خصوصی یا محرمانه ملاک رفتار گروه ها قرار گیرد. این مسئله اصلا قابل قبول نیست زیرا گروه مقابل نیز می تواند به دیدار خصوصی با همان مقام استناد کند و بعد مدعی شوند که به بنده در مورد موضوعی اینگونه فرمودند. در نتیجه به این مسائل حل نمی شود. بنابراین اگر خواهان عمل به توصیه های مقام معظم رهبری هستیم تا آرامش به جامعه بازگردد، اولا باید قانون اساسی را ملاک قرار دهیم و سپس نیز پیشنهادی (که بنده نشنیدم از چه کسی بوده است) را عمل کنیم و مسئله را به عقلای قوم ارجاع دهیم. این گونه نیست که کشور پیرو عقلا نباشد چراکه ذهنیت ها، اشخاص و عقلا کسانی هستند که در این مقوله جای می گیرند. ملاک هم باید اظهارات علنی و رسمی باشد نه صحبت هایی که در پشت پرده به طور خصوصی زده شده و یا برداشت هایی که از فرمایشات مسئولین داشته ایم و سپس صحبت های خصوصی آن مسئول را بیان کنیم و بعد مدعی می شویم که ایشان این سخنان را تکذیب نکردند در نتیجه حرف های بنده درست بوده است.

محمد هاشمی: پس بنده از خدمتتون خدا حافظی می کنم.

رادیو گفت‌وگو: بنده از حضورشما سوالاتی دارم.

محمد هاشمی رفسنجانی: موبایل بنده باتری ندارد و در خیابان هستم و به تلفن ثابت دسترسی ندارم.

رادیو گفت‌وگو: حالا تا جایی که باتری تمام شود اجازه دهید ازحضورتان استفاده کنیم. اشکالی ندارد؟ مثل اینکه باتری گوشی آقای هاشمی تمام شده است.

رادیو گفت‌وگو: جناب آقای شجونی نظر شما درباره پرهیز از دو پهلو سخن گفتن و صحبت های آقای هاشمی چیست؟

شجونی: یک روایتی از حضرت امیرالمومنین است که ایشان فرمودند: کسی که محکم حرف می زند، پیداست که قلبش به آن حرفش ایمان دارد، مانند فردی که با صدای بلند می گوید شکر می فروشم، این شخص به شیرینی شکر خود ایمان دارد. اما فالگیر نمی تواند قرص و محکم سخن بگوید، حرف هایش را بریده بریده بیان می کند و همیشه حواسش به اطرافش است تا پلیس او را نبیند، به این علت فالگیر به سخنان خود ایمان ندارد و بریده بریده حرف می زند اما فردی که قرص و محکم سخن می گوید، پیداست که قلبش به گفته هایش ایمان دارد زیرا او پیوسته سخن می گوید.

رادیو گفت‌وگو: آقای رسایی اگر نکاتی برای گفتن باقی مانده است، بفرمایید؟

رسایی: آقای هاشمی فرمودند جاده باید دو طرفه باشد، بنده که عرض می کنم این جاده باید صد طرفه باشد. هر کسی در هر سویی باید شفاف باشد، ما تنها دو طرف نداریم؛ دولت، مجلس، گروه های سیاسی نیز باید شفاف باشند. عدم شفاف سخن گفتن ما باعث استفاده دشمن می شود. آقای هاشمی اشاره کردند دولت وقتی می گوید خس و خاشاک، صداوسیما آن هنگام این موضوع را پخش کرد که آقای رئیس جمهور در سخنرانی خود 10 بار گفتند من رئیس جمهور 40 میلیون هستم، کسانی که مسجد آتش می زنند خس و خاشاک هستند. مگر ما شک داریم؟ هر کسی که مسجد و خیابان و اموال مردم آتش می زند خس و خاشاک است. این را هم ایشان آن زمان گفتند و صداوسیما هم پخش کرد. بعد مشخص شد صحبت های ایشان دست کاری شده بود. این هم باز شفافیت بود و خیلی خوب بود که دوستان بگویند سراغ عقلا برویم و با عقلا مسائل را حل کنیم. استناد به دیدارهای محرمانه نشود، من از این صحبت ها استقبال می کنم، ما عاقل تر، جامع تر، مرضی الطرفین تر از مقام معظم رهبری نداریم. دیروز هم آقای هاشمی فرمودند رهبر معظم انقلاب اصلح ترین فرد برای حل مشکلات کشور هستند و این سخن امروز تیتر بسیاری از روزنامه ها بود. همه رهبر را قبول دارند، به هر آنچه ایشان (رهبر) فرمودند تن دهیم. می گویند استناد به دیدارهای محرمانه نشود. مگر ما به دیدارهای محرمانه رهبری استناد می کنیم؟ همین جا آقای هاشمی در سخنرانی دیروز خود گفتند من هنوز در پیشنهاداتم در نماز جمعه معتقدم. این دو پهلو حرف زدن است، اگر ایشان به پیشنهادات خود در نماز جمعه معتقدند، پس رهبری اصلح ترین فرد برای حل مشکلات نمی شود، چون رهبری پیشنهادات نماز جمعه ایشان را ندادند. اگر رهبری اصلح ترین فرد است دیگر ایشان نباید به پیشنهادات نماز جمعه خود تکیه داشته باشند.

رادیو گفت‌وگو: جناب آقای شجونی اگر مطلب خاصی دارید بفرمایید؟

شجونی: مقام معظم رهبری مصداق واقعی بصیرت است، قانون هم به ایشان همه نوع اختیار داده، کسانی که برای انتخابات ریاست جمهوری نام نویسی کردند، گفتند ما همه شورای نگهبان، قانون اساسی و ولایت فقیه را قبول داریم. اکنون که ساکت شدند، یا دو پهلو حرف می زنند یا به موقع حرف نمی زنند. این افراد آتش فتنه را روشن تر نگاه داشته و آن را فروزان تر کرده اند. اینها خواصی هستند که بصیرت ندارند. ما اکنون عوامی داریم که بصیرتشان از خواص بیشتر است. چرا گیر کرده اند؟یا خود پسندی است، یا خود زیاد بینی است، یا حسد است. قبلا صحبت انتخابات بود، اکنون صحبت این است که امام زمان دروغ است، صحبت این است که عاشورا خرافات است، صحبت این است که عکس امام را باید پاره کرد.به نظر من خواص باید بیدار شوند، یا حرف نزنند اگر حرف می زنند شفاف سخن بگویند، قانونی حرف بزنند. اگر استخوان لای زخم بگذارند خیانت کرده اند.


مناظره صریح عبدالرضا داوری با صادق زیباکلام
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مناظره
داوری:شبکه اشرافیت بروکرات فرمانده آشوبها بود

زیباکلام: کجا آمدند روز‏عاشورا مثلا بی‏احترامی کردند؟!

"عبدالرضا داوری" عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی و "صادق زیبا کلام" استاد دانشگاه تهران میزبانی شبکه جهانی صدای آشنا را پذیرفتند تا طی مناظره ای صریح از آنچه بعد از انتخابات گذشته سخن بگویند.

به گزارش رجانیوز ، این مناظره که دوشنبه شب انجام شد، به بررسی علل ناآرامی های پس از انتخابات و نیز فرصت ها و چالش های آن اختصاص داشت. در ابتدای این مناظره دکتر حاتمی مجری برنامه از دکتر زیبا کلام پرسید، آیا روند کنونی به طرف عادی سازی اوضاع و حل ماجرا پیش می رود؟

زیبا کلام پاسخ داد: خیر، بنده هیچ علامتی را نمی بینم از اینکه ما به سمت و سوی عادی سازی می رویم اگر کسی از بنده سووال کند که جمعه 22 خرداد انتخابات برگزار شد از ساعات اولیه 23 خرداد نتایج آن بتدریج اعلام شد و حالا حوادث و وقایعی در کشور اتفاق افتاده و من معتقد هستم که کشور دچار بحران شده و در جریان حوادث و رویدادهای بعد از 22 خرداد یعنی بعد از اعلام نتایج انتخابات.

وی افزود: قصور این بحران با چه کسی هست و چه کسانی و کدام یک از جریانات و چرا ما درگیر این بحران شدیم من فقط خواستم به شما این پاسخ را بدهیم که این بحران همچون کلافی که دارد باز می شود همچنان باز می شود درست وقتی که آدم احساس می کند که مثل اینکه ابعاد بحران یک مقدار فروکش می کند و ما داریم یک مقدار به سمت آرامش می رویم

عاشورا هست قبل آن 16 آذر بود و قبل آن 13 آبان بود و قبل آن راهپیمایی روز قدس بود و قبل آن نماز جمعه آقای هاشمی رفسنجانی بود و همه اینها نشان می دهد نه ما به هیچ وجه به شرایط عادی، شرایط قبل از 22 خرداد جامعه هنوز باز نگشته و همین فردا اگر مناسبتی باشد روز ملی باشد و مردم بیایند در خیابانها ما متاسفانه همان مشکلات و مصائبی را که ظرف 7 ماه گذشته داشتیم مجددا تکرار خواهد شد و مجددا خواهیم داشت.

زیبا کلام گفت: با وجود اینکه مسوولان هرچه که در توان شان بوده انجام داده اند اعم از دستگیری ها، اعم از محکومیت ها حتی به کاربردن انواع اقسام خشونت های دیگر ولی مردم و یا به هر حال بخش قابل توجهی از مردم هر بار که فرصتی پیدا می کنند نارضایتی خودشان را در خیابانهای شهر های بزرگ نشان می دهند.

مجری: پس شما خیلی امید وار نیستید که در واقع شرایط غیر عادی به تعبیری تبدیل به شرایط عادی می شود؟

زیبا کلام: نه نه من این اعتقاد را ندارم.

مجری پس اجازه بدهید تا نظر آقای دکتر داوری را بپرسیم؟

عبدالرضا داوری نیز در پاسخ اظهار داشت: من بر خلاف جناب آقای دکتر زیبا کلام اعتقاد دارم که کشور ما طی ماههای اخیر پدیده ای به نام بحران را تجربه نکرده و اصلا اعتقادی به ظهور مفهومی به نام بحران در ساختار سیاسی ایران ندارم.

وی افزود: بحران در یک ساختار سیاسی تعریف مشخصی دارد که در 3 دسته بحران مشروعیت،بحران مشارکت و بحران سلطه تقسیم بندی می شود و با توجه به تعاریف علمی هیچ یک از این سه گروه مرتبط با مقوله بحران در ساختار سیاسی ایران مشاهده نشده است.

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی افزود: آن چه که در روزهای پس از انتخابات اتفاق افتاد با ترمینولوژی "فتنه" بهتر صورت بندی می شود، یعنی اگر ما مفهوم "فتنه" را به عنوان شرایطی که در آن حق و باطل در هم آمیخته می شود و امکان تمیز و شناسایی حق از باطل، درست از نادرست، خیر از شر از عامه مردم و نخبگان جامعه سلب می شود بدانیم، شرایط هفته های نخست پس از انتخابات را با عبارت فتنه دقیقتر می توان تحلیل نمود.

وی افزود: البته بنده اعتقاد دارم با حرکت عظیمی که مردم ما در نهم دی ماه 88 و با آن خیزش ملی که به حق باید انقلاب سوم نامید انجام دادند، طومار جریان فتنه در کشور ما پیچیده شد.

داوری ادامه داد: بنده اعتقاددارم که ماشین تخریب و براندازی جریان فتنه از فردای 22خرداد حرکتش را آغاز کرد و البته در ابتدای حرکت خود توانست اقبال بخش هایی از جامعه را نیز جلب نماید، کما اینکه ما در هفته نخست بعد از 22 خرداد می دیدیم که تجمعاتی که با دعوت جریان فتنه در کشور ما صورت می گرفت بخصوص در شهر تهران با همراهی جمعیت قابل ملاحظه ای همراه می شد، اما از فردای نماز جمعه 29 خرداد که نماز جمعه تاریخی مقام معظم رهبری اقامه شد، روند ریزش جریان فتنه آغاز شد تا آنجایی که نهایتا راهپیمایی 25 خرداد در نهایت به تعدادی آشوب های لکه ای در کف خیابان های تهران محدود شد و ما نقطه پایان آن را در غائله روز عاشورا و اتفاقاتی که در خیابان انقلاب تهران روی داد مشاهده می کنیم.

وی افزود: بنابر این بنده اعتقاد دارم که جریان فتنه یک جریان کاملا روبه نزول و جدا شده از ملت است و بر خلاف آقای زیبا کلام اصلا اعتقاد ندارم که مردم با این جریان همراهی کردند. شاهد آنهم ریزش عظیمی است که در فاصله 25 خرداد 88 تا روز عاشورا در تجمعات خیابانی مشاهده کردیم در واقع جریان فتنه به بن بست رسیده است.
مجری: آقای زیبا کلام و آقای داوری قرار هست نگاه ما به آینده باشد یعنی به تعبیری دیگر برای بررسی هر پدیده ای، به ریشه های آن هم نگاه کنیم این یک اتفاق درستی هست اما اینکه من خواهش می کنم روبه آینده اگر امکانش هست بیشتر نگاهتان باشد و صحبت بکنید که راجع به موضوع برنامه باشد و نکته بعد که در واقع شرایط مناظره را ما ان شاءالله تا جایی پیش ببریم که بتوانیم در واقع تحلیلی منطقی از آن به دست آوریم. آقای دکتر زیبا کلام آیا چیدمان سیاسی و فضای عمومی کشور در روزهای اخیر بخصوص دگرگون نشده است؟

زیبا کلام پاسخ داد: نه، آقای دکتر داوری می فرمایند، راهپیمایی انبوهی که در روز دوشنبه 25 خرداد اتفاق افتاد، بخش قابل توجهی از مردم در این راهپیمایی شرکت کرده بودند. متعاقب آن راهپیمایی دیگری در روز پنجشنبه پس از آن اتفاق افتاد به نام راهپیمایی سکوت که در آن هم اگر جمعیت بیشتر از روز دوشنبه نبود قطعا کمتر هم نبود یعنی جمعیت به میلیون ها می رسید و بعد آقای دکتر داوری می فرمایند که این جریان فتنه شروع کرده به ریزش و هر از گاهی مثلا در این تظاهرات و راهپیمایی ها حالا چند صد نفری می آیند و در یک جایی تجمع می کنند.

وی افزود: ایشان سخت در اشتباه هستند اولا یک نکته که آقای دکتر داوری از آن غافل هستند، این هست که بعد از راهپیمایی پنجشنبه 28 خرداد و از هفته بعد از آن شما "آقای دکتر داوری"، با راهپیمایان چه کردید مگر غیر از این که کشتید، زدید،بستید، گرفتید و آن وقت توقع داشتید که مردم همچنان مثلا مثل 25 خرداد مثل 28 خرداد بیایند.

شما اجازه راهپیمایی را بدهید به مردم و نیروهای امنیتی و لباس شخصی، گاردتان را، گاز اشک آورتان و اسلحه هایی که از مخفی گاه ها می آید و به سوی مردم شلیک می کنید اینها را شما از خیابان ها جمع کنید و اجازه بدهید که مردم در نهایت امنیت در یک راهپیمایی آرام شرکت کنند و آن وقت جنابعالی آقای دکتر داوری خواهید دید که چندین میلیون نفر در خیابانهای تهران جمع می شوند.

وقتی امنیت باشد و بدانند که مورد ضرب و شتم قرار نمی گیرند سر از کهریزک در نمی آورند و سر از اوین در نمی آورند و به آنها از یک جاهای مخفی در کف خیابان یک باره شلیک نمی شود، آن وقت خواهید دید که آیا مثلا چند صد نفر هستند.

زیباکلام ادامه داد: نکته دیگری که دکتر داوری از آن غافل هستند این هست که علی رغم این که این تهدیدات وجود دارد و با وجود این خطرات، نمی دانم آقای دکتر داوری راهپیمایی روز قدس را مثلا می خواهند منکر شوند؟، 16 آذر را می خواهند منکر شوند؟ عاشورا را می خواهند منکر شوند؟ یعنی علی رغم اینکه تهدیدات وجود دارد باز هم شما می بنید که خیلی ها بخصوص اقشار و لایه های جوان تر ریسک می کنند و باز هم می آیند به خیابان ها.

سپس مجری ادامه داد: شنوندگان عزیر آنچه که می شنوید نظر میهمانان برنامه است و تلاش ما در این گونه مباحث بر حفظ بی طرفی است تا با نگاههای مختلف در واقع بتوانیم به یک نتیجه منطقی برسیم. آقای دکتر داوری شما بفرمایید.

عبدالرضا داوری نیز در پاسخ اظهار داشت: بنده می خواهم چند نکته را اجمالا عرض کنم که اگر در ادامه فرصت داشتم این نکات را به صورت تفصیلی بیان کنم. نکته اول اینکه اصولا روشی که آقای مهندس موسوی در روند تبلیغات انتخاباتی شان شروع کردند به طور کاملا طبیعی به اغتشاشات پس از انتخابات منجر می شد.

وی افزود: تمام نظرسنجی های داخلی و خارجی از پیروزی قطعی دکتر احمدی نژاد با فاصله دوبرابر بودن رای ایشان نسبت به رای مهندس موسوی خبر می دادند. ستاد آقای مهندس موسوی چون از این موضوع اطلاع داشتند، از همان آغاز با استراتژی تهییج پا به عرصه رقابتهای انتخاباتی گذاشتند تا پس از اعلام شکست در انتخابات بتوانند انرژی های متراکم شده در ایام تبلیغات انتخاباتی را به کف خیابانها بکشانند و زیر علم تقلب بتوانند سینه زن جمع کنند.

وی افزود: نکته ای که جناب آقای دکتر زیبا کلام به آن دقت ندارند این است که ستاد آقای مهندس موسوی موضوع دامن زدن به توهم تقلب و عدم سلامت انتخابات را قبل از برگزاری انتخابات در دستور کار خود قرار دادند و به سمت پروژه تشکیل کمیته صیانت از آرا رفتند چون شکست مهندس موسوی را قطعی می دانستند.

داوری گفت: ستاد مهندس موسوی تصمیم گرفته بود که بیش از تمرکز بر رقابتهای انتخاباتی، بر تحولات بعد از انتخابات و دامن زدن به توهم تقلب و زیرسوال بردن سلامت انتخابات تمرکز داشته باشد.

داوری گفت: ستاد آقای موسوی با شعار تقلب در فردای انتخابات توانست بخشی از رای دهندگان خود را دچار توهم کرده و آنان را در روز 25 خرداد به صحنه بیاورد.اما دو پدیده اتفاق افتاد که از همان ابتدای کار ستاد مهندس موسوی را برای حفظ نیروهای کف خیابانی اش دچار مشکل کرد.

وی اضافه کرد: این ریزش نیروها اولین بار در روز پنجشنبه 28 خرداد و در تجمعی که در میدان امام خمینی تهران برگزار شد خود را نمایان کرد و ریزش شدیدتر بلافاصله در روز 30 خرداد که یکی از روزهای منتسب به منافقین است آشکار شد به طوریکه تمام اسناد نشان می دهد که حداکثر جمعیتی که روز 30 خرداد در خیابان آزادی و خیابانهای اطراف آن حاضر شدند از ده هزار نفر فراتر نمی رفت.

عبدالرضا داوری افزود: آن دو پدیده ای که باعث شد در همان ابتدا جریان فتنه دچار مشکل شود این بود که اولا جریان فتنه خشونت را بر آرامش غلبه داد. بر خلاف این ادعایی که جناب آقای دکتر زیبا کلام نظام را متهم می کنند به ضرب شتم و به خشونت علیه هواداران مهندس موسوی، اتفاقا خشونت هایی که در تجمعات پس از انتخابات ایجاد شد، خشونتی بود که از درون جریان فتنه سازماندهی شده بود.

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی ادامه داد: مگر ما فراموش کردیم که افرادی در پوشش هواداری از آقای مهندس موسوی در ساعت 7 شب 25 خرداد به پایگاه بسیج در نزدیکی میدان آزادی حمله کردند تا آن پایگاه را خلع سلاح کنند؟ این حمله که مستند است و فیلم آن هم در یوتیوب موجود است و اصلا مسئله قابل انکاری نیست که افرادی با پوشش هوادار موسوی به قصد خلع سلاح به یک مرکز نظامی حمله کردند. طبیعی است که در این شرایط طرف مقابل هم واکنش خودش را نشان می دهد و یا آن صحنه های ضرب و شتم و حمله به نیروهای انتظامی که ما در برنامه های مختلف جریان فتنه دیدیم.

داوری گفت: ما امروز در دوران انفجار اطلاعات و سلطنت ارتباطات هستیم و به همین دلیل اسناد خشونت ورزی جریان فتنه به وفور در اینترنت موجود است.

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی ادامه داد:جریان فتنه مسیر خشونت را برگزید و همین باعث شد که آن جمعیت حاضر در 25 خرداد وقتی دیدند جریان فتنه یک جریان هزینه زاست و راهپیمایی اعتراضی بهانه ای برای خشونت ورزی جریان فتنه است در اینجا طبیعتا ماهیت جریان فتنه آشکار شده و از طرف مردم طرد می شود.

وی افزود: موضوع دوم که موضوع مهمتری است این نکته است که آقای مهندس موسوی در فردای انتخابات با اولین بیانیه که صادر کردند، اعلام نمود که خواسته ما ابطال انتخابات است هرچند که بعدها معلوم شد که ابطال انتخابات کف مطالبات ایشان بوده است.

داوری ادامه داد: آقای مهندس موسوی به صراحت گفت که ابطال انتخابات و مردمی که در واقع به ایشان رای داده بودند تصور می کردند که ایشان مستندات دقیقی از عدم سلامت انتخابات در اختیار دارد و درواقع دستش از سند پر است. همین موضوع به ادعای تقلب که از سوی جریان غتنه مطرح می شد ضربه سهمگینی وارد آورد. چون مدعیان تقلب دچار فقر مستندات بودند یعنی به رغم ادعای بزرگ تقلب و خواسته بزرگ ابطال انتخابات، وقتی به صحنه آمدند تا مستندات شان را ارائه دهند و مردم دیدند که جز یک مجموعه شعار ها و یک مجموعه در مباحثی که حتی اگر مستند هم باشند بر روند و نتیجه کلی انتخابات نمی توانسته موثر باشند چیز دیگری در دست مدعیان تقلب وجود ندارد.

داوری گفت: بنده معتقدم این دو موضوع یعنی گرایش جریان فتنه به خشونت و نیز غیرمستند بودن ادعای تقلب در ریزش اولیه نیروها از اطراف جریان فتنه بسیار موثر بود.

وی تاکید کرد: به همین دلیل از این نقطه اشتباه استراتژیک جریان فتنه و آشوبگرانی که در خیابانها حاضر می شدند آغاز شد. آنان بتدریج بحث شان را از موضوع انتخابات خارج کردند و به سمت تخریب مبانی اعتقادی و مبانی نظام پیش رفتند که اوج آن را ما در روز عاشورا دیدیم و همین موضوع در نهایت باعث شد که صف ملت به طور کامل از صف جریان فتنه جدا شد.

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی ادامه داد: جناب آقای زیباکلام! بگذارید یک نکته را صریح به شما بگویم. چندی پیش یک نظر سنجی را وزارت ارشاد انجام داده و در آن نظر سنجی مشخص شده که از هر هزار شهروند تهرانی تنها 7 نفر گفته اند که اصلا اعتقاد مذهبی ندارند. آیا به نظر شما طبیعی نیست که یک مجموعه کوچک که جزء این هفت دهم درصد است بیاید و در روز عاشورا حرمت عزاداری امام حسین(ع) را بشکند و با نظام معارضه کند. مسیر و خط این مجموعه کوچک از آحاد مردم ما که از عمق جان معتقد هستند جداست.

وی افزود: آقای مهندس موسوی یک روز پیش از انتخابات با مجله تایم مصاحبه می کند و در آنجا به صراحت می گوید که رهبری نظام در برابر جریان های خیابانی ما در بلند مدت منفعل می شود. وی می گوید ما آمده ایم که افکار عمومی را بسیج کنیم برای رساندن به هدف تغییر ساختار نظام. این صحبتی که ایشان با هفته نامه تایم در میان گذاشته، مستند است و هیچوقت هم از سوی جناب مهندس موسوی که 17 بیانیه صادر کرده در هر موضوعی اعلام نظر کرده، تکذیب نشده است. بنده در اینجا هم اصل مصاحبه در مجله تایم و هم ترجمه آن را دارم و آدرس سایت آن نیز موجود است. پس روشن است که دغدغه آقای مهندس موسوی ماجرای تقلب و ماجرای جابجایی آرا نبود. ماجرا چیز دیگری بود و آن تغییر ساختار نظام جمهوری اسلامی با هدف حذف یا محدود شدن و مشروط شدن اختیارات و حوزه تاثیرگذاری ولایت فقیه.

داوری ادامه داد: من اعتقاد دارم اگر می خواهیم آینده را ببنیم باید گذشته را خوب بفهمیم من خیلی با این رویکرد موافق نیستم که بنشینیم و تصور کنیم که یک مجموعه اتفاقاتی افتاد و از امروز چشمان را ببنیدیم و روبه آینده نگاه کنیم نه، تا گذشته را خوب تحلیل نکنیم و خوب نفهمیم و بصیرت پیدا نکنیم در آن پدیده ای که اتفاق افتاد، یقینا نمی توانیم تحلیل خوبی از شرایط آینده داشته باشیم.

مجری: آقای دکتر داوری عزیز ما پیش از این بحث های مختلفی در همین استودیو از همین برنامه داشتیم. من خواهشم این است که شما کمک کنید یک مقدار برش موضوعی بزنیم بالاخره شما می خواهید روانشناسی کنید و ریشه یابی کنید ولی اجازه بفرمایید روی این موضوع اینکه در واقع نگاه آن به آینده است، گفت و گویی داشته باشیم.

زیبا کلام درادامه این مناظره گفت: من باصطلاح دغدغه شما و مشکل شما را با همه وجود حس می کنم شما به عنوان کسی که دکترای علوم سیاسی دارید و از یکی از بهترین دانشگاههای کشور فارغ تحصیل شده اید.

شما می اندیشید که چه باید کرد به هر حال این وضعیت به خیر و صلاح کشور نیست من فکر نمی کنم حتی آقای دکتر داوری هم به ما بگویند که نه این وضعیت خیلی خوب بوده برای جمهوری اسلامی ایران و در عرصه بین المللی قدرت چانه زنی دولت آقای احمدی نژاد خیلی بیشتر شده و ظرف هفت ماه گذشته.

من فکر کنم ایشان هم حتی بپذیرند که به هر حال آنچه که به وجود آمده حالا به ظن ایشان فتنه، این فتنه که به وجود آمده مملکت را در بر گرفته به لحاظ اقتصادی مملکت فلج شده و به لحاظ سرمایه گذاری با همین وضع رو به کاهش می رویم.

وی افزود: در مورد سرمایه گذاری خود شما در نظر بگیرید مثلا در این شرایط وارد یک کار تولیدی و یک کار سرمایه گذاری شویم. شما فرض کنید سرمایه دارید خارج از کشور است خارج از ایران است آیا در این شرایط خود اقای دکتر داوری می آیند در تهران و بگویند مثلا بیاید اینجا سرمایه گذاری بکنیم. من اینها را کاملا می فهمم، منتهی ببنید ما یک مشکل اساسی با آقای دکتر داوری و مجموعه همفکرشان داریم و آن این هست که ما با اینها سر اصول و مبانی صورت مساله با هم به توافق نمی رسیم و ظرف هفت ماه گذشته یک چیزی حدودی چه از نیروهای بسیج و چه از مردم حداقل یکصد نفر در خیابانهای تهران ظرف هفت ماه گذشته در نا آرامی های مختلف کشته شدند.

زیبا کلام گفت: آقای دکتر داوری مسئولیت اینها با چه کسی است؟ این که شما بگویید مسوولیت اینها با آقای مهندس موسوی هست با آقای کروبی هست و نظر سنجی ارشاد انجام داده که یک هفت دهم درصد هستند و هنوز که هنوز هست بعد از 30 سال شما می خواهید پای مسعود رجوی و مجاهدین را به میان بکشید و بگویید که اینها دارند در خیابانهای تهران فتنه انگیزی می کنند و این که نمی شود حوادثی اتفاق افتاده، در کهریزک انسانهایی که اصلا نباید برده می شدند.

مجری: انشقاق را خود اصلاح طلبان پذیرفته اند که به تعبیر دیگری یعنی گفتند که در روز عاشورا ما نبودیم حداقل در این مناظره ها ی اخیری که برگزار شد.

زیبا کلام: مشکل آقای دکتر داوری عزیز این است که عاشورا را یک جوری مطرح می کنند روز قدس را یک جوری مطرح می کنند که آنهم یک عده آدم کافر، بی دین، کافر حربی، مشرک اصلا اینها آمده اند در خیابان های تهران، چه اتفاقی افتاده؟ آقای دکتر داوری در عاشورا چه اتفاقی افتاده چه شد، در عاشورا کجا قرآن را سر نیزه کردند کجا آمدند روز عاشورا مثلا بی احترامی کردند به عاشورا حداکثر آن این بوده که مثلا سوت زدند و یا دست زدند این حداکثر آن بوده و آن وقت در مقابل، آیا کشتن مردم در عاشورا خیلی اسلامی بود خیلی شرعی بود و با فرهنگ شیعه سازگار بود....

مجری: آقای دکتر این مباحث خیلی مطرح شده در رسانه ها ی مختلف و بالاخره از یک زاویه ای به موضوع نگاه کنیم و از یک زاویه دیگری دیدگاه دیگری برگزیند.

بحث چیز دیگری است من می گویم شما فرض کنید الان 25 دقیقه وقت داریم در این برنامه فرض کنید قرار است شما راه حلی بدهید برای اینکه باز به تعبیر یک عده ای از تحلیلگران شرایط غیر عادی به شرایط عادی تبدیل شود. اگر این بحث را بپذیرید راه حل شما چیست؟

صادق زیبا کلام: راه حل من این است که بیائیم و بنشینیم زیبا کلام ها و داوری ها بگوییم که آقا مشکلاتی که در این مملکت داریم چیست و اینکه ما هی مهندس موسوی که اظهر من الشمس است بچسبانیم به اسراییل و آقای کروبی را به آمریکا و آقای هاشمی رفسنجانی را به واشنگتن، نمی دانم دست برداریم از این فرهنگ و بیائیم و بنشینم که مشکلات و مسایلی را که ما در این مملکت داریم چیست؟ ما را چه می شود جامعه ما را چه می شود؟....

مجری: این زمینه هست جامعه ما را چه می شود؟

صادق زیبا کلام: من معتقد هستم مشکلاتی که داریم اینها این جوری نیست که یک فتنه ای بوده که بعد از انتخابات این کلید خورده. نمی دانم آقای جورج سورس آمده و این کار را کرده و نمی دانم انقلاب مخملی بوده کودتای مخملی بوده. نه، بر می گردد به مجموعه ای سیاست هایی که بتدریج در این کشور تکرار شده این سیاست ها موفقیت آمیز نبوده سیاست آقای احمدی نژاد در عرصه اقتصاد موفق نبوده و در عرصه خارجی موفق نبوده و نارضایتی ها را به وجود آورده و به گمان من بحث اساسی این هست که آیا آقای دکتر داوری می پذیرند که نارضایتی وجود دارد یا اینکه نه ایشان می گویند که همه اینها تحریک شده هستند و این قیامی که می کنند و این حرکتی که می کنند و خشمی که نشان می دهند اینها همه سازمان یافته هست و این جوری نیست.

در ادامه این مناظره عبدالرضا داوری گفت:بنده با مشرب پژوهشی جناب آقای دکتر زیبا کلام در کتابهایی که ایشان منتشر کردند نظیر "ما چگونه ما شدیم" و "سنت مدرنیته" که کتب ارزشمندی نیز هستند آشنا هستم. یک مشرب خاصی آقای دکتر زیبا کلام دارند که اصولا عامل خارجی را در تحلیل های خودشان اگر نگویم بطور قطع نمی بینند، حداقل بسیار کم رنگ می بینند. بنده با مشرب تحلیلی ایشان اصلا هم اعتقاد نیستم هر چند از کتب ایشان بخصوص در بحث های تاریخی و اسنادی که ارائه کردند نیز استفاده کرده ام.

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی گفت: ایران در 200 سال اخیر درگیر بحث جهانی شدن و رهیافت توسعه است و به همین دلیل همواره در گیر و دار و چالش با استعمار و عامل خارجی بوده است و اگر نگویم بیش از سایر پارامتر ها اما قطعا هم عرض و معادل با سایر پارامتر های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، عامل خارجی در تحولات 200 سال اخیر اثر داشته است.

وی افزود: اعتقادم این هست که تضاد تاریخی در ایران تضاد استقلال خواهی و وابسته گرایی بوده است. داوری تاکید کرد: آقای دکتر زیبا کلام درست می گویند مشکل بر سر همین دولتی هست که از سال 84 بر سر کار آمده منتهی نه از موضعی که آقای زیبا کلام می فرمایند. وی افزود: از سال 1360 تا سال 1384 یک جریان خاص بر همه دولت های ایران حاکم بود. شما اگر یک آلبوم درست کنید و تصاویر دولت مردان دولتهای 60 تا 84 را در آن قرار دهید، می بینید فردی در دولت آقای مهندس موسوی وزیر جهاد سازندگی بوده بعد در انتهای دولت مهندس موسوی وزیر نیرو می شود و بعد در دولت آقای هاشمی وزیر نیرو می ماند و در دولت آقای خاتمی وزیر نفت می شود که حداقل دهها نمونه از این موارد را می توان نشان داد.

داوری گفت: این شبکه مدیران که اشرافیت بوروکراتیک را در ایران تاسیس و سازماندهی کردند یک جمع 300 الی 400 نفره اند. اینها به مدت 24 سال مقدرات کشور را در دست داشتند و از منظر اینها آقای دکتر احمدی نژاد جرمش این است که در واقع حکمرانی اینها را تعطیل کردند.

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی افزود:جالب است به شما بگویم خروجی این شبکه اشرافیت بروکراتیک براساس اعتراف مقدمه برنامه چهارم که دولت آقای خاتمی منتشر نمود متوسط رشد اقتصادی سالیانه 5/1 درصد بود آنهم در شرایطی که متوسط رشد جمعیت ایران تا حدود 5/3 درصد نیز ثبت شد، این یعنی یک شکاف خطرناک و یک فاجعه اقتصادی. با این حال این شبکه اشرافیت بروکراتیک با این عملکرد ناکارا، امروز مدعی ناکار آمدی دولت آقای احمدی نژاد شده است.

وی افزود: دعوای اصلی از روز پیروزی آقای احمدی نژاد در 3 تیر 84 شروع شده است. یعنی شبکه اشرافیت بروکراتیک آمد که در 22 خرداد 88 مجددا خود را در حاکمیت بازتولید کند.دعوا از اینجا شروع شد. در عین حال شبکه اشرافیت بروکراتیک پیوندهای خارجی هم دارد که می توان مفصل بحث کرد که این شبکه چه طبقاتی و چه قدرتهایی را در حاکمیت ایران نمایندگی کرده است.

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی تاکید کرد: هیچکس منکر این نیست که دولت نهم و دولت دهم عاری از اشتباه و خطاست و هیچکس این ادعا را ندارد که جامعه ایرانی و مردم ایران در رفاه کامل زندگی می کنند. قطعا مشکلات و نارضایتی وجود دارد اما جریان هایی که خودشان موجب بی عدالتی و تبعیض و نارضایتی در جامعه شده اند و خودشان نا کارآمدی ها را در ساختارهای دولتی تزریق کرده اند امروز نمی توانند مدعی نا کار آمدی دولت احمدی نژاد باشند.

عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی گفت: بنده خیلی صریح بگویم جریان اشرافیت بروکراتیک فرماندهی حوادث بعد از انتخابات را بر عهده داشت این شبکه نمی خواهد ولی فقیه ولایت داشته باشد. این واقعیت است. جریان اشرافیت بروکراتیک همه تلاش شان را هم می کنند تا ولی فقیه مبسوط الید نباشد کما اینکه در علن و پنهان این را می گویند.

وی افزود: اتفاقی که این انتخابات به وقوع پیوست این بود که این جریان بطور آشکار دیده شد و آن شکافی که در جامعه سیاسی ما وجود داشت علنی شد.

داوری گفت: آقای زیبا کلام قطعا این نکته ای را که می خواهم عرض کنم تایید می کنند. آقای سعید حجاریان به عنوان یکی از تئوریسین های مهم جریان اشرافیت بروکراتیک با صراحت اعلام کرد که ساختار سیاسی ایران در وضعیت "جمهوریت" نیست بلکه ایران امروز ما در وضعیت مشروطیت قرار دارد.

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی گفت این موضوع یعنی چه؟ یعنی همانگونه که در پروژه مشروطیت اختیارات سلطنت محدود شد باید امروز هم اختیارات ولایت فقیه محدود شود.حجاریان سپس با این مبنا به مدل کنش سیاسی معروفش در قالب "فشار از پایین - چانه زنی در بالا" دست پیدا می کند. چون معتقد است که نهضت مشروطیت بر اساس فشارهای اجتماعی از پایین و تغییر مسیر مظفرالدین شاه به دلیل چانه زنی نخبگان حکومتی در بالا به نتیجه رسید.

داوری افزود: مدل مشروطیت گرایانه "فشار از پایین - چانه زنی در بالا" از سال 1376 در کشور ما مداوما در حال پی گیری است. اتفاقاتی که از فردای 22 خرداد 88 روی داد، نقطه ماکزیمم خروجی مدل سعید حجاریان است. یعنی اینها تمام توانشان را به عنوان اهرم فشار از پایین به کف خیابان کشاندن تا فرمانده سایه نشین شان برود و در بالا چانه زنی کند،تعارف نداریم این پدیده دقیقا بر اساس آن مدل اتفاق افتاده است تا ولی فقیه،اختیاراتی که طبق قانون و شرع دارد را نتواند اعمال کند و دولتی هم که آهنگ حرکت خود را با ولی فقیه تنظیم نموده، با فشار های سیاسی و تهاجمات اقتصادی داخل و خارج بصورت دولتی فشل در آید. این اصل ماجراست اگر این موضوع خوب فهمیده شود ما می توانیم رویکرد درستی به آینده داشته باشیم.

وی افزود: بنده معتقدم راه حل مشکلاتمان در آینده این است که آن دسته از جریانهای سیاسی که در این مدت خطا کردند، به دامن رهبری برگردند. نخبگان و خواصی که با سکوتشان با جریان فتنه همراهی کردند، سکوت شان را بشکنند و با رهبری همراهی کنند. داوری تاکید کرد:همه باید بپذیریم که در راس نظام جمهوری اسلامی ولی فقیه قراردارد و حکم او برای آحاد جامعه و همه مردم و مسوولان حکم شرعی است علاوه بر این که حکم قانونی نیز هست.اگر این نگاه مورد توجه قرار گیرد شما یقینا بدانید که نظام ما و کشور ما دچار معضل نخواهد شد هر چند که من اعتقاد دارم امروز دچار بحران نیستیم.یک جریان فتنه آمد پروژه ای را در کشور اجرا کند و به فضل الهی این پروژه شکست خورد اگر می خواهیم دیگر شاهد این آشوب ها ی لکه ای هم در خیابانها نباشیم راه آن این است که همه جریان ها حرکت ها و برنامه های سیاسی خود شان را ذیل چتر ولی فقیه تعریف کنند.

مجری: بسیار خوب آقای دکتر زیبا کلام نظر شما چیست؟

زیبا کلام: ببنید نتیجه ای که شما از مطالب آقای داوری می گیرید خیلی جالب است چون خیلی چیزها می رود زیر سووال. امام می رود،زیر سووال آیت الله خامنه ای می روند زیر سووال اصلا اعتقاد اینها به رهبری می رود زیر سووال،.آقای دکتر داوری! گذشته مدیران نظام را زیر سوال نبرید. ببنید ما می گوییم سیاستهای کلی نظام زیر نظر مقام معظم رهبری هستند. قانون اساسی می گوید. حالا عده ای جوان که درست هم در حد سن سال آقای دکتر داوری هستند. آقای دکتر داوری من فکر نمی کنم به 40 هم برسند. سی و خورده ای سن دارند. می دانید آیا دکتر حاتمی زمانی که انقلاب شده آقای دکتر داوری دبستان بوده نه جنگ را دیده و نه جریان بنی صدر را دیده و هیچ چیز را ندیده، ایشان الان آمده.

وی افزود: من اتفاقا یکی از دانشجو هایم گفتم شما برو روی وزرای دولت دهم کار کن به عنوان یک کار تحقیقی، روی سن آنها کار کن ببنید اینها چند سال شان است خیلی جلب است که میانگین سن وزرای دهم حول و حوش 40 و 45 است. می دانید یعنی چه یعنی اینها زمانی که انقلاب شده بود پسر بچه دبستانی بودند. ببنید حالا آقای دکتر داوری آمده الان چه می گوید. دارد می گوید که یک باندی بودند یک گروهی بودند اینها یک جریانی بودند سیصد تا چهارصد تا مدیر بودند اینها زمام امور مملکت را در دست داشتند اگر چنین است پس بنابر این 16 سال دولت آقای خاتمی سرجمع آقای هاشمی و هشت سال دولت میر حسین موسوی در زمان مرحوم امام پس اینها همه اش باند بازی بوده اینها همه اش خطا بوده و آقای دکتر داوری آن وقت به نظر شما مسوولیت این خبط و خطا ها با مرحوم امام نبوده چون قانون اساسی می گوید نه، مسوولیت نهایی با ایشان است مسوولیت آن با آیت الله خامنه ای نبوده آقای دکتر داوری چه جوری شما می گویید که 16 سال ما در خواب غفلت بودیم و یک عده مدیر سیصد و چهارصد اقای زنگنه اقای امر و آقای زید.. در دولت اقای هاشمی در دولت آقای خاتمی پس مسوولیت نظام به عهده مقام معظم رهبری نیست. این تحلیلگر سیاسی گفت: آن وقت مقام معظم رهبری جلوی این کار را نمی گرفتند مقام معظم رهبری که بارها و بارها امدند دولت آقای هاشمی را مورد تایید قراردادند و در انتهای دولت آقای هاشمی گفتند هیچکس برای من هاشمی رفسنجانی نمی شود. ایشان دولت آقای خاتمی را تایید می کردند همچنان که دولت آقای احمدی نژاد را تایید می کنند. ببنید می آیند در حقیقت می خواهند یک تئوری هایی بدهند توجه ندارند که تبعات این تئوری ها در حقیقت اگر شما می گویید ما ذوب در ولایت هستیم شما چطوری می توانید یک همچنین ادعایی را بیاید بکنید که 16 سال ما خواب بودیم آن وقت جالب است که بعد در انتهای آن می گویند اینها اصلا می خواهند که رهبری نباشد اینها می خواهند ولایت فقیه نباشد. شما می خواهید نباشد برای اینکه شما آمده اید می گویید که عمل آن درست نبوده در آن 16 سال بنابر این به نظر من آقای دکتر داوری یک مقداری واقعا حرف حساب شان معلوم نیست چیست.

مجری: آقای دکتر داوری راجع به آینده هم دونکته گفتند.

آقای زیبا کلام: راجع به آینده حداقل من و آقای دکتر داوری در یک نقطه با هم دیگر به اتفاق نظر داریم. شما تا صورت مساله را درست تعریف کنید. نمی شود من بگویم مملکت دچار بحران است. آقای دکتر داوری بگویند نه مملکت یک فرازی چیزی بوده یک حرکتی هایی بوده و یک شلوغی هایی بوده.

مجری: آقای دکتر این نقطه عزیمت تحلیل است اشکالی ندارد و لزوما نباید یک توافقی برسید.

استاد دانشگاه تهران گفت: من معتقد هستم نه کسانی به دنبال این بودند که اسائه ادب کنند به آیت الله خامنه ای و نه اساسا بحث این بوده که ما ولی فقیه را قبول داریم یا قبول نداریم اصلا بحث این نبوده بحث این بوده که کارایی و عملکرد و سیاست های آقای احمدی نژاد ظرف چهارسال در فاصله 84 تا 88 چگونه بوده است؟ حالا میزان قابل توجهی از اقشار و لایه های تحصیل کرده جامعه اعتقاد دارند که ما در زمینه اقتصاد در زمینه جایگاه ایران در بین الملل به لحاظ سیاسی و اجتماعی پیشرفت هایی نداشتیم اما می پذیرم که زمام امور در انتخابات را ما نمی توانیم بگوییم که حالا چون دانشگاهی های ما نخبگان فکری ما تحصیلکرده های ما چون اینها با آقای احمدی نژاد مخالف هستند پس اقای احمدی نژاد نه، میزان رای ملت است همانطوری که همواره در این کشور بوده از روزی که انقلاب شد و مرحوم امام خمینی بارها و بارها گفتند. بله میزان رای ملت است. و رای من استاد دانشگاه با رای یک کشاورز یکی هست حالا اگر آقای احمدی نژاد اکثریت را آورد این قابل قبول هست.

وی افزود: ولی بحث اساسی که من و جنابعالی آقای دکتر حاتمی با آقای دکتر داوری باید بکنیم این است که چه باید کرد ما برای آینده چه باید بکنیم. بحث چه باید کرد زمانی ما می توانیم بیائیم بگوییم که در اینجا ما با آقای دکتر داوری هم عقیده هستیم برای اینکه باید یک تعریف درستی از آن چیزی که در این مملکت می شود. ببنید آقای دکتر داوری تعریف شان از گذشته چه هست خیلی ساده آن 16 سال که با 8 سال آقای مهندس موسوی را اصلا بردند زیر سووال گفتند یک مشت افراد مشکوک، اینها همه اشان در دولت ها بودند خبط کردند خطا کردند اینها بعد هم گفتند اینها اساسا می خواهند که رهبری نباشد ولی فقیه مثلا نباشد این مشکل ما این است.

زیبا کلام گفت: آقای دکتر حاتمی ببنید شما قبل از این که بگویید چه بکنیم باید بگویم صورت مساله ما چیست. وقتی آقای دکتر داوری یک صورت مساله من در آوردی را آورده و گذشته و همه زیر سووال برده و بعد هم ما را منتسب می کند به چیزهایی که اصلا روح مان هم از آن اطلاع نداشته است.

مجری: آقای دکتر من خاطرم هست که در سه هفته پیش خدمت شما بودیم باز مباحثتان را مطرح کردید یعنی باز تبار شناسی کردیم ریشه یابی کردیم رفتیم سراغ مسایلی که حالا به نحوی اتفاق افتاده بود. من خواهشم این است که اگر امکان دارد. آقای دکتر داوری با همان نقطه عزیمتی که داشتند در تحلیل خود دو سه راه حل دادند. درست است من هم از شما تقاضا دارم شما هم به آن نقطه عزیمت کنید و هیچ لزومی به نظر من اینجا نیست که شما به یک توافقی برسید شما بگویید چه باید کرد؟

صادق زیبا کلام: شما آقای دکتر حاتمی عزیز می شود بگویید راه حل های دکتر داوری را و تنها چیزی که من از ایشان شنیدم این بود که قبل از آقای احمدی نژاد همه چیز خراب بود و از سال 84 به بعد بود که اقتصاد شکوفا شد.

مجری: نه نه آن نقطه عزیمت شان بود و بعد تحلیل کردند و بعد گفتند آنهایی که در واقع خطا کردند آنها برگردند و اینها را من شنیدم و اگر اجازه بدهید اقای دکتر داوری پاسخ بدهند بعد و فکر می کنم باز هم راه حل بدهید.

داوری در پاسخ به مجری گفت: من همیشه از نشاط آقای دکتر زیباکلام در طرح مباحثشان استفاده کرده ام و یک جلسه مناظره ای هم که پیش از انتخابات در تبریز خدمت ایشان بودیم ایشان با همین نشاط و روحیه جوانی بحث می کردند. ببنید آقای دکتر زیبا کلام! بحث زیرسوال بردن رهبری را اینقدر غیر علمی و غیر مستند بیان نکنید. موضوع این است که از سال 68 تا سال 84، گفتمانی بر دولت ها حاکم بود که با گفتمان و نگرشی که رهبری در جامعه دنبال می کرد، زاویه داشت. این زاویه در بعضی دوره ها و در بعضی محورها شدیدتر یا ضعیف تر بود.مثلا در سیاست خارجی،در حوزه عدالت اجتماعی، در حوزه فرهنگی، در حوزه سیاست داخلی در دولتهای مختلف بسته به نوع دولت این زاویه گیری نسبت به رهبری متفاوت بود.

وی افزود: شما می فرمایید که مقام معظم رهبری موضعی را در سال 76 در مورد آقای هاشمی داشتند اما حتما بحث ناسخ و منسوخ را قبول دارید. در نماز جمعه 29 خرداد به صراحت رهبر انقلاب فرمودند که مواضع آقای هاشمی با آقای احمدی نژاد با هم اختلاف دارند و البته مواضع من با آقای احمدی نژاد نزدیک تر است این نکته اول. بنابر این با غوغا سالاری تلاش نکنید که جهت گیری ها و خروجی دولت سازندگی و اصلاحات را به رهبری منتسب کنید. آن مقطع مردم دولت ها را انتخاب کردند و رهبری هم رای ملت را تنفیذ کردند و یک جریان خاص در دو دولت که البته یک فرمانده مشترک داشتند بر مقدرات کشور حاکم شدند.

عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی گفت:آقای زیبا کلام می فرمایند نخبگان از آقای احمدی نژاد فاصله گرفته اند اما دلیل آن را درست بیان نمی کنند. پس از مهندس بازرگان، آقای احمدی نژاد اولین رییس دولت دانشگاهی ایران در 30 سال اخیر بوده است. اما چرا این اتفاق افتاد که بین نخبگان و دانشگاهیان و دولتی که رییس اش خود یک چهره دانشگاهی است، فاصله انداختند؟

داوری ادامه داد: بنده در اینجا چند آمار ارائه می دهم تا روند پروژه بدبین سازی نخبگان و دانشگاهیان نسبت به دولت نهم و دهم بهتر درک شود.

وی افزود: دکتر احمدی نژاد از شهریور 84 رییس جمهور شد تا شهریور 87، حدود 1700 مورد توهین مستقیم از مطبوعات دریافت کرده است و 40 هزار مورد سیاه نمایی نیز علیه دولت ایشان انجام شد.

وی افزود: این در حالی است که آقای خاتمی در 8 سال ریاست جمهوری شان، تنها 5 مورد توهین از روزنامه ها دریافت کردند.البته این پنج مورد توهین هم چیز بدی بود و بنده از توهین به آقای خاتمی هم راضی نیستم اما نکته جالب آنکه بخشی از توهین ها به آقای خاتمی توهین هایی بود که از داخل جریان دوم خرداد نثار ایشان شد. مانند اینکه روزنامه جامعه به قلم مرتضی مردیها، آقای خاتمی را شاه سلطان حسین نامید.

داوری ادامه داد: جناب آقای هاشمی رفسنجانی در طول 8 سال ریاست جمهوری شان حتی یک مورد توهین از مطبوعات دریافت نکردند که البته از این موضوع خوشحالیم.

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی گفت: آقای زیباکلام عزیز! منصف باشید ببینید که چه حجمی از توهین و تخریب و سیاه نمایی متوجه دولت احمدی نژاد شده است. وقتی همه بدنه رسانه ای کشور برای سیاه جلوه دادن دولت احمدی نژاد و ارائه یک تصویر کاریکاتوری از دولت و رییس جمهور ماموریت دارند، قطعا بخشی از نخبگان که مخاطب اصلی رسانه ها هستند در باتلاق این عملیات روانی فرو می روند.

داوری گفت: در زمان دولت آقای هاشمی اگر فردی مقاله ای می نوشت در انتقاد از ایشان بلافاصله با بگیر و ببند و تضییقات روبه رو بود. در دولت احمدی نژاد هرتوهینی که خواستند به رییس جمهور منتخب مردم روا داشتند. با صراحتی وقیحانه رییس جمهور را دروغگو و بی عقل خواندند. گفتند که این رییس جمهور نمی فهمد. گفتند رییس جمهور خرافاتی و متوهم است و در کمال تعجب کسی هم با کسی کاری ندارد.

وی افزود: آقای دکتر زیبا کلام! منصف باشید. در طول تاریخ ایران هیچ رییس دولتی مثل دکتر احمدی نژاد اینچنین مورد هتک و توهین قرار نگرفته است. متاسفانه یک چنین ظلم سازمان یافته ای برای تخریب چهره دکتر احمدی نژاد از سوی همفکران شما به انجام رسید و طبیعی بود که بخشی از جامعه تحت تاثیر این فضای تیره و تار قرار گیرد.

وی افزود: آقای زیبا کلام من با نقد دولت هیچ مخالفتی ندارم.دولت را نقد کنید و اقداماتش را منصفانه محک بزنید.اما اینکه تصویری ایجاد کنید که این دولت دروغگو است و این دولت بی عقل است و این دولت بی تدبیر است و این دولت متحجر و خرافاتی است، آیا انصاف است؟ داوری ادامه داد: در شرایطی که بسیاری از پارامترهای حکمرانی نشان می دهد که وضعیت کشور در دوره دولت داری دکتر احمدی نژاد بهبود یافته است، آیا شیوه دوستان شما بی انصافی نیست؟

عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی اعلام کرد: همین امروز بانک جهانی طی گزارشی اعلام کرد که دوره استقراردولت نهم، با ثبات ترین دوره در اقتصاد ایران طی 30 سال اخیر بوده است.

داوری ادامه داد: قطعا دولت ها باید در معرض نقد منصفانه باشند اما از طرف دیگر اعتقاد دارم این فاصله ای که ایجاد شد بین نخبگان و دولت، ریشه آن را در فضا سازی رسانه ای چهار سال اخیر باید جست وجو کرد.

وی افزود: آمدند در آستانه انتخابات گفتند یک میلیارد دلار گم شده است. و اذهان نخبگان و مردم را نسبت به دولت بدبین کردند. بعد معلوم شد که یک میلیارد دلار در کجا هزینه شده و حساب و کتاب آن هم روشن شد. همین اتفاق در دولت آقای خاتمی هم افتاده بود و شش میلیارد دلار در سال 83 همین وضعیت را داشت. اما هیچ وقت دولت آقای خاتمی اینچنین مورد هجمه قرار نگرفت و رسانه ها از کنار این موضوع با سکوت عبور کردند.