دلسوزی های موسوی و کروبی برای نظام اسلامی!
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، سیدمحمد خاتمی
نویسنده سایت کلمه مدعی شد خاتمی، کروبی، تاج زاده ودیگر سران فتنه همگی حامی نظام بوده و تمامی اقدامات آنها درطول دو سال گذشته از سر دلسوزی بوده است!

به گزارش جام نیوز؛ در حالی که سران فتنه در طی دو سال گذشته دست به دست دشمنان جمهوری اسلامی ایران از هیچ تلاشی برای تخریب و تضعیف نظام دریغ نکردند، غلامعلی رجایی در یادداشتی که در تاریخ ۴ سپتامبر (۱۳شهریور) در سایت کلمه انتشار یافت، مدعی شد که این افراد همگی دلسوز نظام و انقلاب هستند!!
بر اساس این گزارش؛ وی بدون اشاره به مصاحبه های پی در پی کروبی با رسانه های غربی و اتهامات واهی ای که وی به نظام اسلامی در طول دو سال گذشته می زد، در این باره نوشت:«جناب عباسی فرد که بیش از شش بار با شیخ مهدی کروبی در ایام حصر او در منزلش دیدارهایی چند ساعته داشته است می گفت آقای کروبی درحال حاضر هم هنوز دل در گرو نظام دارد[!] و بارها با تعبیرات احترام آمیز از رهبری یاد می کند و معتقد است آنچه انجام می دهد در راستای مصالح نظام و انقلاب است[!]»
رجایی اضافه کرد:«این نگرانی ها منحصر به کروبی وغیر کروبی نیست. در دیداری خصوصی هم که هفته گذشته با جناب آقای خاتمی در دفترشان در خیابان یاسر داشتم نمونه این نگرانی ها به خوبی دیده می شد، خاتمی هم با تعابیر خاصی علاوه بر برشمردن بعضی گلایه ها از رهبری ، نسبت به ایشان اظهار دلسوزی می کرد.»
این در حالی است که خاتمی و دیگر سران اصلاحات در برابر اقدامات هنجار شکنانه جریان موسوم به سبز سکوت کرده و یا از آن حمایت کرده اند.
رجایی در پایان با چشم پوشی بر تلاش های جریان سبز برای براندازی نظام و خشونت طلبی های خیابانی پیاده نظام این جریان در خیابان های تهران، افزود: «وقتی زندان امثال میردامادی و تاجزاده را عوض نکرده و نخواهد کرد و نوری زاد در بیرون از زندان هم همان است که در زندان بود، چرا بعضی ها که این همه دم از فتنه و براندازی و کودتا و…زدند و حالا که کاملا روشن شده کودتایی از نوع مخملی آن درکار نبوده[!] و اینها صرفا به نحوه برگزاری انتخابات ایراداتی – البته از نوع جدی آن داشته اند- جرأت اقرار و اعتراف به اشتباهشان را ندارند؟»
این درحالی است که سازماندهی ایجاد اغتشاش و نا امنی در خیابان ها در طول ۸ ماه بعد از انتخابات با هماهنگی کامل سران فتنه و فراخوان های متعدد این افراد شکل گرفت، اما اکنون که این جریان سیاسی با شکست کامل رو به رو شده و مورد انزجار مردم انقلابی و همیشه در صحنه ایران است، فتنه گران برای اینکه آب رفته را دوباره به جوی باز گردانند به دنبال این هستند که خود را دلسوز و حامی حکومت اسلامی معرفی نمایند، غافل از آنکه حافظه تاریخی مردم ایران هرگزخیانت و فتنه گری های این طیف سیاسی را فراموش نخواهد کرد.


شیخ شجاع همچنان روی مواضعش ایستاده !؟
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، حسین کروبی
حسین کروبی در گفتگو با سحام نیوز گفت: «مهدی کروبی همچنان بر روی مواضع و عقائدش ایستاده است.»
به گزارش جام نیوز، درحالی که رسانه های اپوزیسیون با توجه به انتشار خبر افزایش احتمال توبه کردن کروبی از روی دستپاچگی به مواضع مختلف و متناقضی روی آورده اند، بازهم موضوع اعترافات کروبی تیتر برتر بسیاری از رسانه های اپوزیسیون شد
درهمین زمینه حسین کروبی در گفتگو با سحام نیوز در تاریخ ۳۱ آگوست(۹شهریور) با اشاره به دیداری که باپدرش داشته، گفت : «ایشان هم به لحاظ روحی و هم از نظر جسمی در شرایط مطلوبی به سر می بردند و در تمام طول دیدار با روحیه ای قوی، همچون گذشته در خصوص مسائل صحبت می کردند و همچنان بر مواضع خود بیش از پیش تاکید می کردند.»

وی افزود: « من خبرهای منتشر شده در سایت های حکومتی مبنی بر نوشتن توبه نامه را به ایشان منتقل کردم و ایشان در پاسخ گفتند: من بر مواضع و عقاید فکری خود استوار ایستاده ام و ذره ای از مواضع خود کوتاه نخواهم آمد.»
این درحالی است که در روزهای قبل، رسانه های ضدانقلاب از قول یک گروه موسوم به “کمپین بین المللی حقوق بشر” ! اعلام کردند مهدی کروبی در حال آماده شدن برای اعترافات تلویزیونی است.
رسانه هایی چون گویانیوز، سحام نیوز، رادیو زمانه، رادیو فردا، رادیوفرانسه و العربیه، مطلب کمپین یاد شده را مشترکا بازتاب داده اند که مدعی شده بود چند روانشناس در حال آماده کردن کروبی برای حضور در تلویزیون و ارائه برخی اعترافات هستند.
به نظر می رسد با افزایش احتمال اعتراف کروبی ته مانده های جنبش به اصلاح سبز که خود را در خطر می دیدند و می دانستند که با حذف کروبی هیچ چیزی برایشان باقی نمی ماند، تلاش های خود را برای توجیه اعترافات کروبی آماده کرده بودند.
حتی برخی رسانه های اپوزیسیون به صورت تهاجمی به کروبی حمله ورشده بودند. درهمین زمینه، سایت جرس به بهانه اظهارات اخیر محمدعلی ابطحی مبنی بر ضربه زدن جنبش سبز به اصلاح طلبان تصریح کرد: «ستاد کروبی بیشترین ضربه را به جنبش سبز زد.»
مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی در آمریکا، درگفتگو با برنامه افق صدای آمریکا۲۹ آگوست (۷شهریور)، درخصوص اعترافات وی، کروبی را از رهبری جنبش به اصلاح سبز خلع کرده و گفته بود: «آقای کروبی تحت فشار است. تنها سرگرمی و در واقع شکنجه ایشان تماشای تلویزیون جمهوری اسلامی است. ایشان در زندان مخوف خانگی(!) قرار دارد و رژیم می خواهد به اعتراف وادارشان کند. … اگر مجبور به اعتراف تلویزیونی بشود باز هم اشکالی ندارد چرا که خودشان قبلا اعلام کرده بودند که رهبر جنبش سبز نیستند!»
با داغتر شدن گفتگوها در میان اپوزیسیون و جدی ترشدن احتمال اعتراف کروبی، کارشناس شبکه سلطنت طلب ایران آریایی ۳۱ آگوست(۹شهریور)، با حمله به سران جنبش سبز، گفت: «گول آقای واحدی ،موسوی ، خاتمی و کروبی را نخوریم که هر روز رنگ عوض می کنند و مثل مار هفت خط به گونه ای صحبت می کنند که من یکی نمی فهمم بعضی مواقع چه می گویند.»
وی در توصیف شخصیت واحدی گفت : «بعضی مواقع که پای صحبت های واحدی می نشینم می بینم اینقدر مثل “مارمولک” در صحبت هایش حرکت می کند و وول می خورد که معلوم است حرف هایش راست نیست و فقط می خواهد مارمولک بازی در بیاورد! »
سایت خودنویس که هنوز می خواهد از مواضع کروبی حمایت کند با اشاره به آنچه که «هماهنگی سخنان موسوی خوئینی‌ها، موسوی لاری و ابطحی» می خواند، نوشت: «فعال شدن مجدد مجمع روحانیون مبارز در هفته‌های اخیر در محافل مختلف بحث‌هایی را زنده کرده است، از جمله تلاش این گروه برای گرفتن سهمی در مجلس نهم».
این سایت به سابقه اصلاح طلبان در خالی کردن پشت مهدی کروبی اشاره کرده و افزود: «زمانی که دبیر کل قدیمی مجمع، کاندیدای ریاست جمهوری شد [کاندیداتوری مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴] انتظار می‌رفت بقیه از او حمایت کنند، اما چنین نشد و او را عملا تنها گذاشتند. حتی بعد ازانتخابات و اعتراض مهدی کروبی به تقلب احتمالی در برخی شهرها، موسوی لاری، وزیر وقت کشور و محمد خاتمی، رئیس جمهوری (هر دو عضو مجمع روحانیون مبارز بودند) بر درستی انتخابات تاکید کردند».
البته به نظر می رسد، این نحوه کنار گذاشتن کروبی از سوی فعالان اصلاحات در واقع همان ترس از رسوایی هایی است که پس از اعترافات کروبی به بار می آید.
شایان ذکر است درخصوص خبرسازی های حسین کروبی باید یاد آوری کرد که سال گذشته، حسین کروبی مدعی بیماری مهدی کروبی با داروهای عجیب شده و در مصاحبه با سایت کلمه گفته بود: «اخیرا خبرهایی می رسد مبنی بر اینکه از روسیه داروهایی را وارد ایران کرده اند که بیماری هپاتیت و سرطان از طریق خوراندن آن داروها به افراد منتقل می شود، … آنها یا این داروها را از کشور دوست وارد ساخته و به حاج آقا خورانده اند یا قصد دارند در آینده چنین کاری را انجام دهند.»


کروبی”فامیل درجه یک”نظام است
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی
من هیچ گاه از ایشان نه تنها جمله ای که صراحتا و یا با تعریض حاکی از مخالفت و بی توجهی به نظام مقدس اسلامی و رهبری نظام باشد نشنیده ام/ کروبی فامیل درجه یک انقلاب است.اگر ضربه ای به نظام بخورد مانند این است که پدر این آدم را جلوی چشمش “تیکه پاره” کنند.
http://up.iranblog.com/images/qvt7fqqzvb4gpp78trao.jpg
نام حجت الاسلام عباسی فر گرچه برای آنها که سالهای ریاست آیه الله یزدی را بر مسند قوه قضا به خاطر دارند و یا دوران ریاست وی را بر دیوان عدالت اداری به یاد می آورند نامی آشناست اما آنچه این روزها نام وی را دوباره بر سر زبان ها انداخته نه به خاطر سمت قبلی اش بلکه به خاطر ادعایی است که غلامعلی رجایی چندی پیش در وبلاگش مطرح کرد. وی در آن نوشته ادعا کرده بود عباسی فر به خاطر رفاقتی که با کروبی دارد علی رغم حصر خانگی تاکنون شش بار به دیدنش رفته و اصرار دارد که کروبی هنوز هم “دل در گرو نظام دارد”.

به گزارش ندای انقلاب به نقل از عصر امروز این ادعای عجیب در حالی بود که خانواده کروبی از جمله پسر و همسرش به شدت این ادعا را رد می کنند و می گویند: موضع کروبی همان موضع همیشگی است. همسر کروبی نیز تاکنون بارها ادعا کرده که حصر کروبی به گونه ای است که ملاقات با وی امکان ندارد.

همین ابهامات سبب شد تا به سراغ حجه الاسلام عباسی فر برویم. عضو سابق فقهای شورای نگهبان که به شدت از مصاحبه فراری بود و سماجت خبرنگار ما را “مصاحبه تحمیلی” تعبیر کرد بارها بر دوستی خود با شیخ فتنه گر تاکید نمود اما با این قید که سخنگوی او نیست.و ما در طول مصاحبه هر چه جلوتر رفتیم بیشتر به این پی بردیم که اساسا حجت الاسلام عباسی فر هیچ وقت نمی تواند سخنگوی خوبی برای شیخ فتنه باشد و اگر کسی هم از منویات درونی او خبر داشته باشد همسر و فرزندانش هستند.   او ابراز امیدواری کرد که شرایطی فراهم شود که ما مستقیما سوالاتمان را از خود شیخ بپرسیم! ما هم ابراز امیدواری کردیم تناقضات ۱۸۰ درجه ای ادعاهای وی با عملکرد کروبی به دوستی دیرینه شان لطمه وارد نکند

آنچه در پی می آید ماحصل گفت و گوی چالش برانگیز نیم ساعته و ناتمام خبرنگار عصر امروز با وی است که بارها با فرار وی از پاسخ به تناقضات و بی پاسخ ماندن سوالات همراه بود:

- سوالات شما قطعه ای تاریخی از زندگی امیرمومنان را برایم تداعی کرد که مردم می پرسیدند، علی چرا مسجد رفته؟ مگر او نماز می خواند..! کروبی برای اسلام به زندان رفته، شکنجه شده است،بارها و بارها تبعید شده است. کروبی پیرو مکتبی است که اگر مال ، جان ، پدر ، مادر ، همسر ، فرزند و ایل وتبار خود را در مقابله با اسلام ببیند همه را دور می ریزد تا چه رسد به منافقین و ضدانقلاب خارج نشین و سکولار و مزدوران بی مزد و مواجب استکبار 

- به باور من خون و پوست و گوشت و استخوان کروبی با دشمنان اسلام و با ضد انقلاب از هر نوع در جنگ و ستیز است. این تصور باطلی است که او را از افرادی به حساب آوریم که برایشان هدف وسیله را توجیه می کند. 

- کروبی فامیل درجه یک انقلاب است. 

- من هیچ گاه از ایشان نه تنها جمله ای که صراحتا و یا با تعریض حاکی از مخالفت و بی توجهی به نظام مقدس اسلامی و رهبری نظام باشد نشنیده ام بلکه همواره می بینم  که در نهایت تواضع دل در گرو اسلام و نظام اسلامی داشته و به ارکان نظام و قانون اساسی از سر صدق و مشتاقانه وفادار است. 

- (سوال خبرنگار ما در خصوص تناقض ادعای وی با حرفهای فاطمه کروبی بی پاسخ می ماند)

اگر ضربه ای به نظام بخورد مانند این است که پدر این آدم را جلوی چشمش “تیکه پاره” کنند.

- ( در پاسخ به علت جابجایی کروبی از دیباجی به جماران ) من در جریان تمام ماوقع هستم. آقای کروبی از همان روز های اول می گفتند از ۵ واحد خانه ای که در آن نگهداری می شوم فقط دو واحد آن متعلق به ما می باشد و سه واحد دیگر برای شرکا و افرادی است که سرمایه گزاری کرده و اینجا را ساخته اند.سهام و طبقات مربوط به ایشان باید تحویل وی شود تا متضرر نشده و ظلمی به آنان نشود. اما با شرایطی که در آنجا بود نه امکان تحویل واحدها به صاحبانش فراهم بود و نه مالکان می توانستند در آن تصرف مالکانه نمایند. بنابر این آقای کروبی مصرانه پیشنهاد می کردند مرا به مکان دیگری منتقل نمایید تا حقی از این دوستان ضایع نشود. بعد از چند جلسه و مذاکرات طولانی با دوستان امنیتی، آنها موافقت کردند که جناب آقای کروبی تا جای بهتر و مناسب تری پیدا می شود به پیشنهاد خودشان به محلی که فعلا در آنجا زندگی می کنند جابجا شوند. 

- برای جابجایی ایشان به مکان مناسب تر اقداماتی در شرف انجام می باشد.

- (خبرنگار می پرسد مگر این مزاحمت در زمان انتخابات و بعد از فتنه برای همسایگان ایجاد نمی شد که عباسی فر با تغییر روند مصاحبه به جای پاسخ به تعریف وتمجید از خبرنگار عصرامروز پرداخت و به او توصیه کرد خود را زیاد درگیر این ماجرا نکند)


القاب سران فتنه از سوی مرجع براندازان
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، شیخ یوسف صانعی ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی
مرجع خودخوانده جریان فتنه این روزها مجددا فعال شده و در حال و هوای ازگشت به دوران فتنه است.

شیخ یوسف صانعی مرجع خودخوانده جریان فتنه این روزها مجددا فعال شده و در حال و هوای ازگشت به دوران فتنه است.

http://up98.org/upload/server1/01/s/flrtmlbkkla6yb5e2k.jpg
به گزارش  فتنه نیوز به نقل از ندای انقلاب نامبرده اخیرا در جمع برخی حامیانش که از دانشگاه تهران به دیدارش رفته بودند ضمن اتهام پراکنی مجدد علیه نظام اظهارات جالبی را پیرامون برخی از سران فتنه داشته است.

وی در این دیدار کروبی را مدیری مدبر و موسوی را زبده السادات و الکرام خواند و از حصر خانگی آنها به شدت انتقاد کرد.

گفتنی است صانعی در ایام فتنه ۸۸ با حمایت بی شائبه از فتنه گران عملا در مرجع تقلید براندازان عمل کرد و تا جایی پیش رفت که بعلت برخی عملکردهایش از مرجعیت خلع شد.


سلامت انتخابات را به کروبی ثابت کردم
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، علی یونسی ، انتخابات
خبرنامه دانشجویان ایران: وزیر اطلاعات دولت خاتمی می گوید چندبار با دلیل به کروبی ثابت کرده بود که انتخابات ریاست جمهوری سال 84 سالم برگزار شده است.
کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 ادعا کرده بود که چند ساعت در شب شمارش آرا خوابیده و وقتی بلند شده دیده که انتخابات را واگذار کرده و به مرحله دوم راه نیافته است!
 
علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات که همچنان ارتباطات نزدیکی با خاتمی دارد، در مصاحبه با روزنامه زنجیره ای اعتماد گفته است: انتخاباتی را که زمان آقای خاتمی صورت گرفته است من تایید می کنم، آقای کروبی چندین بار اعتراض داشتند که ما با دلیل ثابت کردیم انتخابات سالم برگزار شده است. سالم برگزار شدن به این معنی نیست که ایراد ندارد، اگر ایراد هم داشته باشد در مجموع انتخابات سالم بوده است. در دوره اول آقای احمدی نژاد برنده انتخابات بود و وزارت کشور هم وظیفه خود را انجام داد و ما هم وظیفه خود را انجام دادیم حالا اگر کسی انتخاب شد و ما نمی پسندیدیم این دلیل نمی شود که انتخابات اشکال داشته است، انتخابات درست انجام شد و آقای احمدی نژاد رای آورد.
 
یونسی درباره احتمال نامزدی در انتخابات مجلس نیز گفته است که به هیچ وجه نامزد نمی شود و اگر تاکنون سمتی داشته براساس تکلیف بوده و شخصا داوطلب هیچ سمتی نبوده است.
 
یادآور می شود کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 شماری از عناصر تندرو و ساختارشکن را در ستاد خود جمع کرد که مشورت های غلط آنان باعث سقوط شدید آرای وی (به حدود 330 هزار رأی و کمتر از آرای باطله) شد. با این حال، وی پس از آن که هیجان زدگی و استعداد میرحسین موسوی برای فتنه انگیزی را دید، بلافاصله از فرصت استفاده کرد و مدعی شد در انتخابات تقلب شده است.
 
پیش از این خاتمی و موسوی لاری بر صحت و سلامت انتخابات برگزار شده در دوران خود تاکید کرده اند.
 
روز گذشته نیز کواکبیان عضو فراکسیون اقلیت گفت:من بارها گفتم در انتخابات سال 88 تقلب نشده اما تخلف شده است.

جشن تولد کروبی در کنار نزدیکانش+عکس
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، عکس

مهدی کروبی شب گذشته به جمع خانواده و نزدیکانش رفت و چندین ساعت به شب نشینی با آنان پرداخت.

جهان: آنچنان که محمدحسین کروبی، پسر شیخ در صفحه فیس بوک خود نوشته است: شب گذشته در منزل من همزمان با شب تولد پدرم به مناسبت ورود دخترم به دانشگاه با حضور مادر و برادرانم مهمانی گرفته بودیم. اتفاق جالب اینکه هنگام صرف شام زنگ منزل به صدا در آمد و ماموری از آن سوی آیفون گفت "آقای کروبی رو آوردیم". عملا باورکردنی نبود و خوشحال شدیم که پدر را سر زده آورده بودند.

وی سلامت پدرش را "خیلی خوب" توصیف کرده و نوشته است: از حال ایشان پرسیدیم و گفتند چند شب قبل مرا به یک مرکز درمانی برای چکاب بردند و تقریبا یک چکاب کامل صورت گرفته است.

مهدی کروبی ماه گذشته هم با اعضای خانواده اش دیدار کرده بود.

دیدارها و ملاقات های شیخ و شب نشینی های او با خانواده و نزدیکانش در حالی است که رسانه های اپوزیسیون و حتی تریبون های متعلق به کروبی و میرحسین موسوی همواره مدعی اند که سران فتنه نه در حبس خانگی که زندانی اند و محافظان او اجازه هیچ ملاقات و دیداری را به او نمی دهند.

البته پسر کروبی در نوشته خود این را هم عنوان کرده است که "مسئولین جدید امنیتی که به تازگی منصوب و پدرم به اینها تحویل داده شده است، قول دادند که وضعیت پدرم بهتر شود و طی ۱۰ روز آینده ایشان را به منزلی در منطقه شمیران منتقل کنند. همچنین قول دادند که هفته ای یک بار اعضای خانواده به صورت چرخشی با پدر ملاقات نمایند."


پشت پرده جوسازی فاطمه کروبی در مورد محل نگهداری همسرش چیست
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی

فاطمه کروبی در حالی در مورد تغییر مکان حصر همسرش به جوسازی روی آورده که مکان جدید حصر مهدی کروبی، متعلق به فاطمه کروبی است.

به گزارش رجانیوز، فاطمه کروبی روز شنبه در گفت‌وگو با سحام نیوز ادعا کرد که از ابتدای ماه رمضان همسرش در مکانی نامناسب حبس شده است.

این در حالی که است که برخی منابع که از وضعیت کروبی آگاه هستند، می گویند که کروبی با اصرار و درخواست شدید خود و همسرش به یکی دیگر از منازل فاطمه کروبی منتقل شده و بر خلاف ادعاهای همسرش هیچ اجباری برای انتقال وی به این مکان وجود نداشته است.

این منابع تاکید می کنند مکان جدید از فضای مناسب برای زندگی فاطمه کروبی در کنار همسرش برخوردار است و هیچ منعی در این زمینه وجود ندارد.

گفته می‌شود فاطمه کروبی به‌تازگی ملکی جدیدی با قیمت گزاف در جماران تهیه کرده و این سر و صداها احتمالا برای طرح درخواست انتقال مهدی کروبی به این ملک است.

گفتنی است فاطمه کروبی هرگز در حصر نبوده و به جای حضور در کنار همسر خود ظرف ماه های گذشته آزادانه مشغول رسیدگی به امور شخصی‌اش بوده است.


از فتنۀ اشراف سبز در ایران تا قیام محرومین انگلستان
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤  کلمات کلیدی: جنبش سبز ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، سیدمحمد خاتمی

چرا حالا موسوی و کروبی و خاتمی بیانیه نمی دهند؟

اگر بدنۀ اصلی شورشیان بریتانیا را اکثریتی مستضعف بدانیم که برای احقاق حق‌شان تلاش می‌کنند و خون می‌دهند و قصد آنرا دارند تا این حق به محاق رفته را از لای دست‌های معدودی اشراف از قضا حکومتی بیرون بیاورند، افرادی که در ماجرای فتنۀ 88 گمراه آقایون خواص شدند را مشتی اشراف برج‌عاج نشین تشکیل می‌داد که علیه خواست اکثریتی مستضعف قد علم کردند و تنها نیت‌شان تداوم استیلای خویش بر مردم کوخ‌نشینی بود که برای یکبار، به ایشان "نه بزرگ" گفت و بس.

بولتن نیوز: چند روزی می‌شود که شعله‌های خشم مردم طبقات پایین جامعۀ انگلستان، خواب راحت را از چشم سیاستمداران عیاش این مملکت گرفته است. ماجرایی که جرقۀ آن چند ماه پیش زده شد ولی این روزها با قتل جوان سیاه‌پوست انگلیسی دوباره شعله‌ور شده و می‌رود تا مناسبات حاکم در بین دولت و مردم این کشور را به شکل دیگری درآورد.

آنچه در این روزها می‌بینیم، شورش تعداد زیادی از مردم دهک‌های پایین انگلستان است که علیه شکاف طبقاتی موجود و بخصوص تبعیض نژادی همیشگی در این کشور به خیابان‌ها ریخته‌اند و خواستار تغییر اساسی در وضعیت موجود هستند. اما عمق فجایع انسانی رخ داده در این کشور آنقدر زیاد است و ناامیدی عمومی از نبود یک سره سوزن درد مردم در بین مسئولین آنچنان فراگیر شده که مردم را از اصلاحات و رجوع به مکانیزم‌های قانونی قضاوت در این کشور سرخورده نموده و تنها راه موجود برای برون‌رفت مردم از بدبختی‌های موجود را تغییر اساسی در شرایط کنونی انگلستان قرار داده است.

 

معلوم است که وقتی در اوج این شورش، دیوید کامرون نخست وزیر این کشور به تعطیلات رفته و بعد از چند روز وخیم شدن اوضاع به انگلیس برمی‌گردد، نباید هم مردم این سرزمین به مسئولین آن امیدوار باشند. تازه بعد از آمدن هم کلی تحقیر و تهدید و ارعاب که این‌ها یک عده ارازل و اوباشند و مردم نیستند و ما عرصه را بر ایشان تنگ‌تر خواهیم کرد و سرکوب بیشتری را در دستور کار قرار خواهیم داد. این روزها هم که به خانۀ مردم می‌روند و از رایانه تا بالش زیر سر مردم معترض را مورد تجسس قرار می‌دهند.

بدیهی است در این شرایط مردم انگلیس هیچ وقعی به مسئولین‌شان نخواهند نهاد و تنها راه رهایی خویش و مملکت‌شان را از بلای دولت کامرون، قیام و شورش می‌دانند. شورشی متفاوت از جنس غائلۀ سال 88 در ایران. فتنه‌ای که پشت پرده‌اش همۀ استکبارگران دنیا بودند از جمله همین انگلستان و این در حالی است که شورش مردم این کشور علیه دولت کامرون تنها پشت پرده‌اش، فقر و بدبختی مردم است. اما رأس فتنۀ دو سال پیش، قدرت‌طلبان و اشرافی قرار داشتند که چون عموم مردم به ایشان اعتماد نکردند و خود را از مسابقۀ قدرت عقب افتاده می‌دانستند، زمین و زمان را به هم دوختند تا بگویند ما هم سهمی از قدرت داریم. اما رأس قیام مردم تنگ‌دست انگلستان، عده‌ای فقیر و محروم قرار گرفته که نه ادعای استادی اخلاق دارند و نه سودای قدرت.

 

اگر بدنۀ اصلی شورشیان بریتانیا را اکثریتی مستضعف بدانیم که برای احقاق حق‌شان تلاش می‌کنند و خون می‌دهند و قصد آنرا دارند تا این حق به محاق رفته را از لای دست‌های معدودی اشراف از قضا حکومتی بیرون بیاورند، افرادی که در ماجرای فتنۀ 88 گمراه آقایون خواص شدند را مشتی اشراف برج‌عاج نشین تشکیل می‌داد که علیه خواست اکثریتی مستضعف قد علم کردند و تنها نیت‌شان تداوم استیلای خویش بر مردم کوخ‌نشینی بود که برای یکبار، به ایشان "نه بزرگ" گفت و بس.

قیام اشراف علیه مردم در ایران و بالعکس، قیام مردم علیه اشراف در انگلستان! عجیب، اما واقعی و از آن عجیب‌تر و واقعی‌تر، زیرپا گذاشتن آن همه ادعا دربارۀ حقوق بشر و کرامت انسانی است که در جریان فتنۀ 88 گوش عالم و آدم را کر کردند که در ایران حمام خون به راه افتاده، اما این روزها می‌بینیم که به راحتی اسب و سگ پلیس، جوان مردم را جلوی انظار عمومی تکه‌تکه و زیر پا له می‌کند و نه کک آن همه سازمان و کنوانسیون حقوق بشر می‌سوزد و نه از امثال شیرین عبادی ها خبری است تا داد آن همه زن محروم انگلیسی را بگیرد و بعد از آن هم جایزه پشت جایزه.

سایت‌های منتصب به فتنه نیز تنها خبر خارجی‌شان را منحصر به سوریه کرده‌اند آن هم با کلی سانسور و جعل خبر و دریغ از پخش حقیقتی از سودان و مصر و لیبی و این روزها انگلستان. اگر مسلمانان کشورهای عربی از نگاه نژادپرستانۀ ایشان آدم به حساب نمی‌آیند، چشم آبی‌های انگلیسی که تا دیروز برادر خطاب می‌شدند چرا امروز به فراموشی سپرده شده‌اند و کسی از طرف فتنه‌گران سراغی از ایشان نمی‌گیرد؟

 

یاد بیانیه‌های پی‌درپی و بی‌تأثیر موسوی و کروبی افتادم که به خیال در دست داشتن اوضاع، به مردم جهت می‌دادند و کارشان به جایی رسیده بود که خود را رهبر انقلاب‌های بی‌سر مصر و یمن تلقی می کردند. هرچند این روزها دیگر از آن سریال خنده خبری نیست، اما برایم سوالی بوجود آمد و آن اینکه اگر امروز باز هم موسوی می‌توانست بیانیه بدهد، برای قیام طبقۀ فرودست جامعۀ انگلیس علیه اشراف ایشان بیانیه می‌داد یا به یاد پشتوانۀ محدود اجتماعی‌اش می‌افتاد و نمک‌دان اشرافیت را نمی‌شکست؟

هم در قرآن آمده و هم در بیانیات معمار کبیر انقلاب اسلامی‌ست که آینده از آن پابرهنگان و مستضعفان است. این مستضعف یکبار در میان خون و خاک ایران زمین است و یکبار در میان قحطی زدگان سومالی. شاید برای خیلی‌ها عجیب باشد، اما این پابرهنگانی که امام خمینی (ره) ایشان را به وحدت تشویق می‌کند، در انگلیس هم یافت می‌شود. ما مسلمان‌ها، برادران مستضعفی داریم که سال‌ها در پشت استکبار دولت انگلیس پنهان مانده بودند و شاید ما حساب این دو را یکی می‌دانستیم. اما امروز معلوم شد که در قلب اروپا نیز هم دردهای بسیارند، کسانی که آینده از آن ایشان است. انشاءالله.

سیدمجتبی نعیمی


کروبی حصرش را شکست
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، حسین کروبی

حسین کروبی، پسر مهدی کروبی، در یادداشتی در سایت فیس بوک نوشت چند ماه است پدرش را ندیده اما در عین حال از نامه ای خبر داد که مهدی کروبی در همین چند ماه اخیر به او داده است.

به گزارش جهان، حسین کروبی درباره جزئیات اینکه نامه را شخصا از پدرش دریافت کرده یا به شیوه‌ای دیگری به دستش رسیده توضیحی نداد اما نوشته است پدرم در این نامه درباره خروج من از ایران "ابراز نگرانی خود را اعلام کرده است."

در نامه مورد ادعای حسین کروبی آمده است: در خصوص ملاقات با پدر، هرگونه صلاح می دانید عمل نمایید و از مسافرت به خارج از کشور حتما پرهیز نمایید زیرا مصلحت نیست و مطمئن باشید ندامت و پشیمانی جبران ناپذیری دارد. 

مهدی کروبی درباره چرایی نبود این مصلحت و آنچه "ندامت و پشیمانی جبران ناپذیر" نامیده، توضیح روشنی نیاورده است.

به نظر می رسد تاکید آقای کروبی به پسرش برای خارج نشدن از ایران پس از رسانه ای شدن تصمیم حسین کروبی برای ترک ایران نوشته شده است. چندی پیش خبری منتشر شد که از عزم حسین کروبی و خانواده‌اش برای خارج شدن از ایران حکایت می کرد. 

پیش از آن خبر پناهندگی «احمد مالکی» خواهرزاده مهدی کروبی به پاریس منتشر شده بود. اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی کروبی هم پیشتر فعالیت هایش علیه نظام را به خارج ایران منتقل کرده است.
شاید ترس از تایید همسویی و هماهنگی سران فتنه با بیگانگان موجب اعلام نگرانی مهدی کروبی از خروج پسرش از ایران شده است. 

کروبی در بخش دیگری از نامه به پسرش در ادعای جالبی مسئولان نظام را به اقدامات خلاف شرع و قانون متهم کرده است: زشتی و شرمندگی می ماند برای افراد و مسئولینی که ظلم می کنند و بر خلاف قانون و شرع حقوق مردم را پایمال می نمایند. 

وی که یکی از سران فتنه ۸۸ است، البته به رویه غیرقانونی و مخالف شرع خود از جمله ایستادگی در برابر رای مردم، تن ندادن به ساز و کارهای قانونی، حمایت از هتک حرمت روز عاشورا و دیگر مقدسات، دفاع از آشوب و اغتشاش، همسویی با بیگانگان و چندین حرکت خلاف قانون و شرع دیگر اشاره ای نکرده است.

مهدی کروبی همچنین در این نامه پسرش را با عبارت "نور چشمم" یاد کرده است.
حسین کروبی سال ۸۹ و پس از انتشار خبری مبنی بر ابتلای آقای کروبی به "سرطان پروستات"، مدعی شده بود که "قرص‌های سرطان‌زای روسی" برای خوراندن به پدرش وارد ایران شده است؛ ادعایی که دستمایه طنز کاربران اینترنت قرار گرفت و البته از سوی مهدی کروبی رد شد.


فرار جریان فتنه از نگاه قتصادی خود در دهه 60
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، بهزاد نبوی ، مهدی کروبی
خبرنامه دانشجویان ایران: مهمترین موضوعی که مورد مخالفت جریان های شکل گرفته پس از انقلاب در دهه 60 رخ داد اختلاف نظر بر خصوصی شدن اقتصاد بود که از سوی جناح راست بیان می شد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این موضوعی در حدی بود که در شکل گیری کابینه موسوی خصوصا در دور دوم نخست وزیری خود آن هم در بهبوهه جنگ، وی را بر آن داشت که با علنی کردن این مخالفت خود با دیگر نیروهای انقلاب، افرادی را که با نگاه چپ حضور داشتند و مخالف سرمایه گذاری خصوصی بودند را جایگزین نیروهای موافق سرمایه گذاری مذکور کند.
 

اما ایجاد تحریف های تاریخی و یا به فراموشی سپردن چنین سخنانی برای استفاده به مطلوب جریان چپ که اکنون به سردمداران فتنه تبدیل شده اند مورد دستور رسانه های این جریان قرار گرفته است.

هفته نامه شهروند امروز که در بستر سازی انحرافات تاریخی برای سوء استفاده در جریان فتنه 88 تبحر کامل داشته این بار پس از چند ماه دوری با ورود خود این بار به بهانه انتخابت مجلس همان رویکرد را اما متناسب با شرایط روز در دستور کار خود قرار داده است.

این هفته نامه این بار با پوشش دادن حرف های بهزاد نبوی از مهره های جریان چپ و عاملین فتنه 88 رویکرد فکری و علنی دهه 60 جریان چپ را به طور کامل تحریف کرده است به طوری که از زبان بهزاد نبوی که در دولت دوم میر حسین موسوی عهده دار وزارت صنایع شد در تبیین نگاه اقتصادی جریان چپ آورده که: " ماهیچ وقت نگفتیم که سرمایه داری یا سرمایه گذاری بد است، هیچ کس حتی یک جمله از بنده یا دیگر همفکران مان نمی تواند پیدا کند که گفته باشیم سرمایه گذاری بد است. ما می گفتیم باید جلوی افراد سودجو را گرفت. اتفاق برخلاف آنچه امروز سعی می کنند القا کنند ما دنبال جذب سرمایه گذاران مولد بودیم."

این سخنان در حالی است که به علت مخالفت مداوم جریان چپ با سرمایه داری و خصوصی کردن و اقبال آنها به سوی دولتی کردن اقتصاد خصوصا دولت شکل گرفته توسط این جریان بسیاری از افراد جناح راست که تأکید به سرمایه داری و خصوصی سازی اقتصاد داشتند، از کابینه بیرون انداخته شدند.

در این بین میر حسین موسوی، نخست وزیر وقت نیز حاکمیت سرمایه داران را منتفی دانسته و صاحبان این تفکر را نیز تهدید به جنگ کرد.

در کنار این نیز رسانه های همراه جریان چپ همچون کیهان که خاتمی سرپرستی آن را نیز به عهده داشته است با مخالفت با بخش خصوصی و قوانین مربوط به آن را مورد نکوهش قرار داده و اینگونه نوشت که: "روح و حتی فرم حاکم بر لایحه مذبور در جهت مشروعیت بخشیدن به اقتصاد سرمایه داری در عقب مانده ترین نظام های سرمایه داری وابسته در کشورهای عقب نگه داشته شده است."

البته کار به اینجا ختم نشد که مهدی کروبی نماینده جریان چپ در مجلس و نائب رئیس آن نیز سرمایه داری و خصوصی سازی اقتصاد را حرکتی ضد انقلاب دانست و در مورد شکل گیری آن به نخست وزیر نیز هشدار می دهد.

در حالی که از سوی تمامی ساختارهای حکومتی کشور صدای مخالفت کامل با خصوصی سازی اقتصاد بلند می شد رسانه های جریان چپ نیز به شدت به مخالفت با این موضوع می پرداختند که به صراحت به عدم ورود چنین نگاهی که موجب بسط رونق اقتصادی می شد، دامن می زدند.

در یکی از این رسانه ها آمده است: "در جمهوری اسلامی به یک عده سرمایه دار اجازه نمی دهیم که افکار عمومی را در دست بگیرند."

این گوشه ای از واکنش جریان مخالف سرمایه داری و خصوصی سازی اقتصاد در دهه 60 به شمار می رود به گونه ای که این جریان به طور کامل از ورود چنین روشی در اقتصاد به شدت جلوگیری می کرد.

این در حالی است که این جریان در نطق های مختلف مجلس در دور سوم خود نیز که اغلب اعضا را تشکیل می دادند با این نگاه را موجب بروز فساد در جامعه می داستند و به طور مطلق به مخالفت با آن می پرداختند.

در نماز جمعه 26 تیر 88 چه گذشت
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمهدی هاشمی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی
نماز مختلط فتنه‌گران با کفش، پیشنهادهایی به‌مثابه تنفس مصنوعی فتنه

گروه سیاسی- ۲۶ تیر 88 را باید یکی از تاریک‌ترین نقاط در تاریخ ۳۰ ساله برگزاری نماز جمعه تهران دانست؛ روزی که نمازگزاران تهرانی شاهد برگزاری نماز به صورت مختلط و همراه با سوت و کف و حرمت‌شکنی بودند اما آنچه تلخی این روز را مضاعف کرد، سخنان خطیب جمعه بود.

هاشمی رفسنجانی بعد از 45 روز در حالی برای خواندن خطبه و اقامه نمازجمعه وارد دانشگاه تهران شد که فضای سیاسی کشور پس از آشوب‌های خیابانی هفته‌های بعد از اعلام نتایج انتخابات، نسبتاً آرام و شفاف شده بود.

ایجاد این شفافیت که حاصل تلاش گسترده مجریان و ناظران انتخاباتی و نیروهای امنیتی بود، پس از آن انجام شد که ناظران انتخابات با ارائه اسناد و دلایل متعدد و حتی تمدید پنج روزه مهلت رسیدگی به شکایات، در جهت رفع ابهامات کوشیدند و حتی در آخرین اقدام، به بازشماری تصادفی ۱۰ درصد از کلیه آرا در حضور دوربین‌های رسانه ملی پرداختند.

این رویه بی‌سابقه درباره انتخابات و بازتاب آن در رسانه ملی که حمایت آشکار دشمنان ملت ایران از این دودستگی‌ها را به مردم می‌نمایاند، موجب شد تا حتی آن دسته از حامیان موسوی که با رفتارهای عجیب وی به وجود تقلب در انتخابات ظنین شده بودند و بعضا با حضور در خیابان‌ها آن را ابراز می‌داشتند، از تقویت این رفتارهای سیاسی مشکوک پا پس بکشند.

اما آقای هاشمی در نمازجمعه 26 تیر سخنانی ایراد کرد که از آن نوعی تلقی آتش‌بیاری می‌شد. بازخوانی این اظهارات پس از گذشت دو سال، از آنجایی اهمیت دارد که علی‌رغم شفاف شدن ابعاد فتنه و ارتباطات بیرونی آن‌ها، وی تا کنون چندین بار بر مواضع خود در این مراسم تأکید کرده است.

هاشمی در این نمازجمعه قصد داشت وجهه فراجناحی از خود نشان دهد اما درایت و بلوغ سیاسی حزب‌الله مانع از این شگرد شد.

با قرار گرفتن هاشمی در پشت تریبون نمازجمعه، برخی از افراد شعارهای تحریک‌آمیزی را سر دادند که جمع زیاد دیگری از امت حزب‌الله که به‌منظور خنثی کردن این حرکات تفرقه‌افکنانه در نمازجمعه حضور یافته بودند، با فریاد کردن شعارهایی مانند "ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند" و "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست"، مانع از ادامه‌ی فرصت‌طلبی و سوءاستفاده از مکان مقدس نمازجمعه شدند.

همچنین علی‌رغم ادعاهای برخی از سایت‌های فتنه مبنی بر حضور 1،5 تا 2،5 میلیون نفر در نماز، جمعیت شرکت‌کننده حداکثر در حد نمازهای جمعه ماه مبارک رمضان بود.

هاشمی در خطبه‌ی دوم، به غائله چین و کشتار تعدادی از مسلمانان اشاره کرد که این بخش از اظهارات وی با شعار "مرگ بر دیکتاتور" تعدادی از هواداران موسوی همراه شد. هاشمی از این افراد خواست که شعار ندهند که این درخواست وی با سوت و کف آن‌ها مواجه شد.

وی سپس در مورد اهمیت حضور مردم، به بیان سوابق خود پرداخت و گفت که از روز اول نهضت و حتی پیش از آن تا امروز، لحظه به لحظه با انقلاب همراه بوده است. وی این همراهی را دلیل بر آگاهی خود از نظرات امام(ره) عنوان کرد و افزود: ما می‌دانستیم امام(ره) چه می‌خواستند و اساس تفکر امام چه بود؟

آقای هاشمی که در اظهارات خود چند بار از اعتماد مخدوش‌شده‌ی مردم سخن گفت و تأکید کرد که بنا بر روایات و نظر امام(ره) آن‌جایی که مردم و رأی آن‌ها نباشد، آن حکومت اسلامی نیست.

وی در مورد حوادث پس از انتخابات ادعا کرد: در اواخر دوره‌ی انتخابات در اثر تبلیغات نادرست یا اقدام نادرست صداوسیما بذر تردید در دل مردم پدید آمد.

این قسمت از اظهارات هاشمی با تأیید و الله اکبر حامیان موسوی همراه شد اما وی با تکرار درخواست خود از این افراد گفت من خودم دارم بهتر از شما می‌گویم. او افزود: تردید مثل خوره به جان ما افتاد و برای رفع تردید باید کاری کنیم. بعد از اعلام نتایج شرایط تلخ شد و هیچ‌کس دلش نمی‌خواست اینطور شود.

وی با اظهار اینکه بنده هیچ وقت از این تریبون نخواستم جناحی حرف بزنم و فراجناحی هستم، اضافه کرد: مسئله مهم این است که آن اعتمادی که مردم را که با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز قدری مخدوش شده، برگردانید.

آقای هاشمی خاطرنشان کرد: چند پیشنهاد دارم که با جمعی از خبرگان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت که به فکرشان اعتماد دارم، به‌عنوان راه‌حل مطرح می‌کنم، شاید دیگران بپذیرند و عمل کنند.

وی در پیشنهاد اول خود همه اعم از نظام، دولت، مجلس، نیروهای امنیتی، نظامی و مردم یعنی به‌اصطلاح معترضان را به حل مسائل در چارچوب قانون فراخواند و گفت که قانون اگر اشکال دارد، باید اصلاح شود، البته بازگرداندن اعتماد، یک روزه و یک شبه نمی‌شود.

هاشمی در توضیح پیشنهاد دوم خود، عملاً به ادامه یافتن مباحث حاشیه‌ای و غیرمستند انتخابات اشاره کرد و گفت: باید فضایی به‌وجود بیاوریم که همه‌ی اطراف بتوانند بیایند به‌ویژه در صداوسیما که مستمعین زیادی دارد، هرکس دلیلش را بگوید، آخرش هم می‌شود، از مردم پرسید.

وی ادامه داد: از فرصت پنج روزه‌ای که رهبر انقلاب به شورای نگهبان دادند، استفاده خوبی نشد، نمی‌خواهم بگویم، تقصیر چه کسی بود؟ این بخش از اظهارات وی بار دیگر با تکبیر افراد حامی موسوی همراه شد.

آقای هاشمی در بخش پایانی خطبه‌ی دوم نمازجمعه بر آزاد کردن زندانیان بازداشت‌شده در جریان آشوب‌های اخیر و دلجویی از خانواده آسیب‌دیدگان تأکید کرد.

وی همچنین گفت این خطبه‌ی نمازجمعه باید شروع تحولی در آینده باشد و از این مشکلی که متأسفانه الآن بحران شده، عبور کنیم.

موسوی و کروبی در این مراسم حضور داشتند. همچنین‌ همسر و دو دختر هاشمی نیز در نمازجمعه قسمت خواهران بودند. همسر هاشمی که رو به جمعیت نشسته بود، هنگامی که بخش عمده‌ای از نمازگزاران شعارهای انقلابی سرمی‌دادند، وی رفتارهای تحقیرآمیزی از خود بروز می‌داد. تعداد قابل توجهی از مردم نماز را به امامت هاشمی نخواندند.

در این نمازجمعه که تقریباً از ابتدای این هفته تبلیغات وسیعی از سوی رسانه‌های حامی موسوی و برخی شبکه‌های خارجی برای شرکت در آن انجام شده بود، هیچ‌یک از رؤسای قوای سه‌گانه و مسئولین ارشد این قوا حضور نیافتند.

همچنین از میان اعضای مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز که هاشمی رفسنجانی ریاست وقت این دو نهاد را برعهده داشت، تنها تعداد کمی که وابستگی‌های آشکاری به هاشمی داشتند، در صفوف اول نماز به چشم می‌خوردند.

اما در کنار حضور کمرنگ شخصیت‌ها در نمازجمعه‌ی این هفته‌ی تهران، سایت نزدیک به آقای هاشمی که از صبح جمعه تلاش زیادی برای تاریخی خواندن این نمازجمعه و القای حضور میلیونی در آن را آغاز کرده بود، پس از آنکه متوجه‌ی میزان حضور واقعی مردم شد، ترجیح داد طنزی تاریخی! را جایگزین حضور تاریخی کند.

این سایت در خبری با عنوان "جمعیت حاضر در نماز جمعه تهران چقدر بودند؟"، نوشت: «در حالی که رسانه‌های داخلی و خارجی حضور مردم در نماز جمعه این هفته تهران را بی‌سابقه توصیف کرده اند، برآوردها حاکی از حضور 1،5 تا 2،5 میلیون نفر در این نماز جمعه است.»

این سایت بدون بیان نام این رسانه‌های گمنام که حضور مردم را بی‌سابقه توصیف کرده بودند، با یک عملیات پیچیده ریاضی! اضافه کرد: «براساس این برآورد که براساس مساحت تحت پوشش حضور مردم صورت گرفته، در صورتی که میزان حضور افراد، 3 نفر در هر متر مربع محاسبه شود، با توجه به حضور مردم در 500 هزار متر مربع که علاوه بر دانشگاه تهران، به خیابانهای اطراف و میادین و خیابانهای دیگر نیز کشیده شده بود، جمعیت حاضر بیش از یک و نیم میلیون نفر بوده اند.»

این سایت در ادامه محاسبات پیچیده‌ی خود!، حدود یک میلیون نفر دیگر نیز به آمار یک‌ونیم میلیونی قبلی خود اضافه کرد: «اما برخی دیگر از ناظران با محاسبه افراد زیادی که برای حمایت از مهندس موسوی و نه شرکت در نماز در میادین و راه‌های منتهی به دانشگاه اجتماع کرده و پس از نماز به مردم پیوسته اند، جمعیت حاضر را تا دو و نیم میلیون نفر برآورد کرده اند.»

این سایت افزود: «خودروهای نمازگزاران، نه تنها در کل خیابان کارگر و فاطمی و کوچه‌های اطراف، بلکه حتی در بزرگراه جلال آل احمد نیز پارک شده بود. پرشورترین نمازجمعه های تاریخ تهران در دهه اول انقلاب با حضور حدود یک میلیون نفر و در سالهای اخیر در روز جهانی قدس و روزهای خاص با شرکت حدود 500 تا 800 هزار نفر برگزار می‌شده است.»

تکرار تاریخ؛ نماز خواندن با کفش به صورت مختلط

اما عجیب‌ترین و تاسف‌برانگیز‌ترین مساله‌ای که در نماز جمعه ۲۶ تیر روی داد، حضور افرادی بود که حتی ابتدایی‌ترین آداب نماز را هم بلد نبودند و با اقدامات خارج از شأن و عرف خود، موجب ناراحتی خاطر نمازگزاران را فراهم کردند.

این افراد با حضور مختلط در نماز و همچنین عدم رعایت پوشش مناسب، صحنه‌هایی را رقم زدند که انتشار عکس‌های آن هم با واکنش شدید مردم متدین روبرو شد.

برخی نیز این نماز جمعه را با نمازهای نمایشی گروهک‌های چپ و مارکسیست در ابتدای انقلاب اسلامی مقایسه کردند.


یادمان حماسه 3 تیر 84/ بخش دوم
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، سردار محمدباقر قالیباف ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، مهدی کروبی
قالیباف، لاریجانی، هاشمی، کروبی، معین و ... چه می گفتند؟

سوم تیرماه 84 یکی از مقاطع تاریخی بعد از انقلاب اسلامی است. برهه ای که در آن، گفتمان اصیل عدالتخواهی با کسب اکثریت قابل توجه آرای مردم توانست پس از سال‌ها، مدل جدیدی از حاکمیت برآمده از دل مردم را ارائه کرده و این‌چنین بود که دولت نهم به اذعان تمامی دلدادگان به آرمان های انقلاب اسلامی، توانست فصل نوینی از خدمت و توجه به مستضعفین را در جامعه پایه گذاری کند.

 اما شاید یکی از مهم ترین نکات مورد توجه، گفتمان عمومی حاکم بر مواضع و سخنان احمدی نژاد در فضای انتخاباتی سال 84 بود. برهه ای که هر یک از کاندیداها با توسل به شعارها و ادبیات خاص سیاسی خود سعی در جلب آرای ملت داشتند و در این بین از میان شعارهای "کار و سازندگی"، "50 هزار تومان برای هر ایرانی"، "دولت رفاه"، "دموکراسی"، "هوای تازه"، "زندگی خوب برای هر ایرانی" و... در نهایت انتخاب ملت شعار "دولت اسلامی" بود؛ گفتمانی که احمدی نژاد با شجاعت آن را مطرح کرد و بر خلاف دیگر کاندیداها نه به دام دوگانه گویی افتاد و نه شعارهای زردی که کمترین سنخیتی را با آرمان های اصیل انقلابی نداشت. از این رو اکثریت ملت با انتخاب تاریخی خود در دو مرحله (27 حرداد و 3 تیر) رییس جمهور جدید ایران اسلامی را برگزیدند. انتخابی که عمق فهم و درایت سیاسی ملت را نشان می داد و در دل خود فقط انتخاب یک رییس جمهور نبود، بلکه بازگشت به همه آرمان‌هایی بود که پیش از این مردم در بهمن ماه 57 آنها را فریاد زده بودند. در این زمینه، رجانیوز در بخش نخست، ضمن بازنشر مواضع محمود احمدی نژاد در آن برهه که در نهایت منجربه انتخاب او گشت، در مقایسه ای نانوشته به بررسی تفاوت گفتمان وی در حال حاضر و سوم تیر 84 پرداخت.

 اما در این بخش ضمن بررسی گفتمان حاکم بر ادبیات دیگر کاندیداهای حاضر در انتخابات 84،  بهتر می توان علل رویگردانی مردم از رقبای نام آور احمدی نژاد در آن برهه چون هاشمی، قالیباف، لاریجانی و... و در نهایت انتخاب احمدی نژاد را درک کرد. برهه ای که جز شهردار تهران، دیگر کاندیداها با انتخاب گفتمان های زرد و دوگانه سعی در رقابت با یکدیگر را داشتند. از این رو واژه هایی چون توسعه، سازندگی، اصلاحات، دولت مدرن، رندگی خوب برای ایرانیان و... به وفور در ادبیات سیاسی آنان مشاهده می شد.

 رجانیوز ضمن انتشار این گزارش که از ابتدای خرداد ماه تا برگزاری دور نخست انتخابات در 27 خرداد را شامل می شود، طی روزهای آینده به بررسی فضای انتخاباتی کشور از 27 خرداد تا سوم تیر 84 خواهد پرداخت؛

 2 خرداد 84:

 کروبی: همچنان سرنوشت حرکت آزادیخواهانه کنونی ایران نیازمند پشتوانه عمومی ملت است تا بار دیگر به دور باطل آزادیخواهی - اقتدار گرایی دچار نگردد.

 مهدی کروبی با صدور بیانیه ای تاکید کرد: "همچنان سرنوشت حرکت آزادیخواهانه کنونی ایران نیازمند پشتوانه عمومی ملت است تا بار دیگر به دور باطل آزادیخواهی - اقتدار گرایی دچار نگردد."

 هاشمی: آراء مردم باید منعکس کننده خواست آنان باشد

 رییس جمهور اسبق در دیدار جمعی از علما و شخصیت‌های علمی و فرهنگی اهل سنت کشور، انتخابات را بحثی ملی عنوان کرد و گفت: "طرفدار رای فرمایشی در هیچ سطحی نیستم و معتقدم آرای مردم باید منعکس کننده خواست آنان باشد."

 انتقاد حامیان قالیباف به رد صلاحیت معین/ برخی اعضای شورای نگهبان افراطی هستند!/ چرا احمدی نژاد تایید صلاحیت شده است؟

 دفتر اطلاع‌رسانی حامیان قالیباف در بیانیه ای اعلام کرد: "ما معتقدیم هر دو بخش تندرو حاکم بر جبهه مشارکت ایران اسلامی و برخی از اعضای محترم شورای نگهبان متاسفانه با دیدگاه‌های افراطی خویش مصالح و منافع ملی کشور را نادیده گرفته و به همین دلیل نیز سعی می‌کنند با مجادله‌های سیاسی هزینه‌های حاصل از این رد صلاحیت را برعهده طرف مقابل گذراند."

 در پایان این بیانیه آمده است: "بد نیست این جا برای روشن شدن افکار عمومی این سوال را مطرح کنیم که شورای محترم نگهبان براساس کدام تحلیل و تشخیص دکتر مصطفی معین را فاقد صلاحیت جهت حضور در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده است و در همین راستا این شورای محترم براساس کدام دیدگاه و بینش دکتر محمود احمدی‌نژاد را قابل صلاحیت جهت حضور در انتخابات ریاست جمهوری دانسته است.

 3 خرداد 84:

 کروبی: بسیاری از بحران‌ها ناشی از عملکرد هاشمی بوده است

 کروبی در جمع اعضای ستاد خود گفت: "با توجه به اینکه آقای هاشمی در بیانیه حضور خود، عملکرد هشت ساله دولت اصلاحات را زیر سوال برده از طرد نیروها ابراز نگرانی کرده و خود را تنها منجی کشور از بحران‌ها معرفی کرده بود، لازم دیدم به ایشان یادآوری کنم که بسیاری از این بحران‌ها ناشی از عملکرد ایشان بوده است."

 روایت باهنر از اجماع شورای هماهنگی نیروهای انقلاب بر لاریجانی

 محمد رضا باهنر که در نشست مطبوعاتی با رسانه‌های استان قم در ستاد انتخاباتی علی لاریجانی سخن می‌گفت، با بیان اینکه جامعه ایران نیازمند هوای تازه است، رویکرد مردم ایران را به فضاهای گذشته نامناسب خواند.

 4 خرداد 84:

 اعلام حمایت احمدی توکلی از قالیباف

 احمد توکلی در نامه‌ای به نمایندگان مجلس شورای اسلامی دلایل خود را در خصوص حمایت از نامزدی قالیباف اعلام کرد. توکلی نوشت: "از ابتدای کار انتخابات خواهان پیروزی اصولگرایان بوده‌ام تا دولتی با رای مردم صبور و نجیب بر سر کار آید که هماهنگ با مجلس، بخواهد و بتواند روند نامطلوب سال‌های اخیر را متحول سازد. رمز این پیروزی نیز وحدت اصولگرایان بوده است. شاید برخی از شما از تلاش‌های اینجانب برای وحدت، پیش و پس از انصرافم آگاه باشید. متاسفانه وقتی نتیجه‌ای حاصل نشد و فرصت را نیز به سرعت در حال تباه شدن دیدم، حمایت خویش را از جناب آقای دکتر قالیباف اعلام کردم."

 رضایی: انتظارات در دولت خاتمی پاسخ داده نشد

 محسن رضایی دیگر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در گفتگو با نیویورک تایمز گفت: "انتظاراتی که به وجود آمد در دولت آقای خاتمی پاسخ داده نشد و این همان چیزی است که من تعبیر به بحران مدیریت و اقتصاد می‌کنم. برنامه‌ای که ما داریم این است که اگر دولت را به دست گرفتیم،‌به طور گسترده از جوانان استفاده خواهیم کرد."

 هاشمی: مهم ترین مسئله کشور، برگزاری انتخابات سالم است

 موضوع تقلب در انتخابات، برگزاری انتخابات سالم و ... تنها مربوط به فتنه 88 نبود، کما اینکه هاشمی رفسنجانی از سال 84 که دولت خاتمی مسئول برگزاری انتخابات بود از ضرورت انتخابات سالم سخن می گفت! هاشمی رفسنجانی در دیدار با مسئولان ستادهای انتخاباتی خود گفت: "مهمترین مسئله برای کشور برگزاری انتخابات سالم ... با حضور نیرومند و وسیع مردم در انتخابات است و ستادها باید بیش از هر چیز به این نکته توجه داشته باشند."

 5 خرداد 84:

 توکلی: قالیباف جوان، مقتدر، باتحربه، داری عملکرد درخشان و ایده های نو است/ ستادهای قالیباف با عنوان اصولگرایان اصلاح طلب فعالیت خواهند کرد

 احمد توکلی در اولین نشست فصلی دبیران استانها و مسؤولین دفتر مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی گفت: "دکتر محمد باقر قالیباف فردی جوان، مقتدر، با تجربه، دارای پیشینه عملکرد درخشان و دارای ایده‌های نو و جدید است." وی اضافه کرد: "دکتر محمدباقر قالیباف علاوه بر بالا بودن در نظرسنجی‌ها، ظرفیت رای سازی بیشتری هم دارد." وی با اشاره به گردهمایی هفته گذشته ستادهای انتخاباتی‌اش در سراسر کشور گفت: "در گفتگویی که با این ستادها داشتیم، اکثر این ستادها با عنوان اصولگرایان اصلاح طلب به حمایت از کاندیداتوری دکتر محمد باقر قالیباف خواهند پرداخت."

 6 خرداد 84:

زاکانی: قالیباف به عنوان نامزد نهایی جبهه اصولگرایان تحول خواه است

 علیرضا زاکانی در همایش «حرف آخر جبهه اصولگرایان تحول خواه» با شعار انتخاباتی «ایرانی شایسته، شایسته ایرانی» در سالن مجموعه ورزشی حجاب سخن می‌گفت با بیان اینکه از دو ماه گذشته در خصوص معرفی نامزد نهایی جبهه اصولگرایان تحول خواه نظرسنجی‌هایی به عمل آمد، بیان داشت: براساس آخرین نظرسنجی تصمیم بر این شد تا محمدباقر قالیباف به مردم معرفی شود.  رئیس ستاد انتخابات قالیباف افزود: این انتخاب مردم انتخابی شایسته و بایسته و انتخابی است که براساس آن اهداف نظام و انقلاب محقق خواهد شد.

 حجاریان: بازهم می گویم که اصلاحات مرد/ اصلاحات به خون نیاز دارد!

 سعید حجاریان عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در نشست تبلیغاتی حامیان مصطفی معین در تهران گفت: "اصلاحات مرده است باید اصلاحات دیگری ساخت و این اصلاحات به خون احتیاج دارد."

 وی در قسمتی از سخنان خود به آن دسته از افرادی که وی را جانباز اصلاحات می نامیدند اشاره کرد و گفت: این واژه جانباز اصلاحات پارادوکسیکال است. اصلاحات مرده است. چه جانبازی؟ باید اصلاحات دیگری ساخت. اصلاحات بعدی بیشتر به خون احتیاج دارد.

 این فعال سیاسی با اشاره به چگونگی تایید صلاحیت معین گفت: "ما باید با واقعیت‌ها زندگی کنیم، نفس وجود شورای نگهبان و استصواب نوعی حکم حکومتی است. به بعضی ها امروز با حکم حکومتی مخالفت می‌کنند می گویم مگر بقیه کارهایمان به جز احکام حکومتی انجام می شود؟"

 محمد رضا خاتمی: به رهبری گفتیم بیایید رهبری اصلاحات را برعهده بگیرید، پشت سر شما می ایستیم!

 در ادامه نشست حامیان معین، برادر رییس جمهور با انتقاد از آنهایی که با اقدام رهبری در توصیه به تایید صلاحیت معین اعتراض می‌کنند، گفت: "هر کس در این مملکت جلوی نقض قانون اساسی را بگیرد، ما به او دست مریزاد می گوییم. ما بارها به رهبری پیام دادیم که شما خودتان بیایید و رهبری اصلاحات را بر عهده بگیرید و ما پشت سر شما هستیم.برای ما فرقی ندارد که چه کسی رهبر اصلاحات باشد."

 قالیباف: حتما رای می‌آورم

 محمد باقر قالیباف در حاشیه همایش انتخاباتی خود در گفتگوی کوتاهی با خبرگزاری فارس در پاسخ به این سؤال که آیا رای می‌آورید؟ گفت: "بله حتما رای می‌آورم."

 توکلی: رییس جمهور آینده قالیباف است

 احمد توکلی در همایش حامیان قالیباف در تهران  اعلام کرد: "حرف آخر جبهه اصولگرایان تحول خواه یک چیز بیشتر نیست و آن اینست که رئیس جمهور آینده یک اصولگرا و آن هم دکتر محمد باقر قالیباف است."

 7 خرداد 84:

 محتشمی پور: نتیجه دولت سازندگی 60 میلیارد دلار استقراض خارجی بود

 علی اکبر محتشمی پور رییس ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در جمع مردم رشت گفت: "دولت سازندگی 60 میلیارد دلار استقراض خارجی را به دولت اصلاحات سپرد که همگی آنها پرداخت شده است و صندوق ذخیره ارزی در حال حاضر 3 میلیارد دلار سرمایه دارد، این در حالی است که کشور به خود کفایی گندم رسیده است."

 قالیباف: شعار من "زندگی خوب، برازنده ایرانی" است

 باقر قالیباف در گفتگو با روزنامه یومیوری ژاپن در پاسخ به خبرنگار این روزنامه که پرسید شعار انتخاباتی شما چیست؟ گفت: "شعار کلی ما «زندگی خوب برازنده ایرانی» است." وی در بخش دیگری از این گفتگو گفت: "با توجه به اوضاع و شرایط حاکم و برداشتی که از مجموعه خواست مردم کشورم داشتم، ضرورت حضور در انتخابات را احساس کردم."

 ستادهای انتخاباتی توکلی برای کمک به قالیباف فعال می‌شوند

 ستاد مرکزی احمد توکلی در نامه‌ای به مسؤولین ستادهای در استانها و شهرستانها از آنها خواست برای فعالیت انتخاباتی برای محمد باقر قالیباف فعال شوند. در این نامه امده است: "برای ایجاد بستر مناسب و پیروزی اصولگرایان آقای احمد توکلی حمایت خود را از قالیباف اعلام نموده که از مسئولین ستادهای استانها و شهرستانها درخواست می‌شود برای ایجاد و فضای مشارکت و جلب آرا مردم به نفع قالیباف ستادها را فعال نمایند. "

 هاشمی: تورم زندگی مردم را سخت کرده، اشتغال دغدغه جوانان و خانواده هاست

 هاشمی رفسنجانی در دیدار تشکلهای سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی گفت: "تورم زندگی مردم را سخت کرده است. اشتغال به عنوان یک دغدغه ذهن جوانان و خانواده‌های آنان را مشغول کرده است. در سیاست خارجی هجمه شدیدی توسط قدرتهای بزرگ علیه ایران صورت می‌گیرد." رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: "حل همه این مسایل و مشکلات در گرو ایجاد دولتی قوی و کارآمد با حمایت و پشتوانه مردمی و همدلی و اتحاد گروه‌های سیاسی و افکار موجود در جامعه است."

معین: معاونت حقوق بشر در ریاست جمهوری به راه می اندازم/ هویت سیاسی من پیشبرد دموکراسی است

 مصطفی معین با صدور بیانیه ای ضمن اعلام حضور قطعی در انتخابات, تاکید کرد: "هویت اعتقادی، سیاسی و انتخاباتی خود را با منافع ملی و پیشبرد دموکراسی تعریف کرده‌ام و به ملت وعده داده‌ام که معاونت ویژه‌ای در ریاست جمهوری به امر مهم حقوق بشر اختصاص دهم"

کولایی: معین از نیروهای ملی مذهبی در کابینه خود استفاده خواهد کرد

الهه کولایی سخنگوی ستاد انتخاباتی مصطفی معین در جمع خبرنگاران در خصوص استفاده معین از نیروهای ملی مذهبی و اعضا نهضت آزادی در کابینه احتمالی معین پس از پیروزی در انتخابات گفت: "ما برای استفاده از نیروهای ملی مذهبی و اعضای نهضت آزادی مذاکراتی را آغاز کرده و ادامه می‌دهیم، طبعا آقای معین از همه این افراد در مدیریت کلان کشور متناسب با توانمندیها و کارآمدی‌های آنها استفاده خواهد کرد."

 8 خرداد 84:

 محتشمی پور: نتیجه رئیس جمهور شدن هاشمی رشد حرکات طالبانی است/ هزینه های ستاد انتخاباتی کروبی مردمی است

 رئیس ستاد انتخابات مهدی کروبی گفت: "اگر آرای خاموش اصلاح طلبان در انتخابت ریاست جمهوری احیا نشود یا هاشمی رئیس جمهور می‌شود و یا یکی از اصولگرایان که در اصل قضیه تاثیر ندارد، چون حرکات حذفی و طالبانی رشد خواهد کرد که دیگر هیچ عرصه‌ای برای بروز حرکات اصلاحی فراهم نخواهد شد." وی با بیان اینکه 3میلیارد دلار ذخیره ارزی برخی را به وجد آورده است در انتخابات شرکت کند، افزود: "آنها می‌خواهند امیرکبیری خود را تمام کنند."

 محتشمی پور در مورد منابع مالی تامین هزینه های انتخاباتی کروبی گفت: کروبی نه رانت کیش دارد، نه قشم، نه چابهار، نه پیمان‌کاران و نه رانت فروش تراکم. هزینه‌های او کاملاً شخصی است و بیشتر بر کمکهای مردمی تکیه دارد.

 لاریجانی: در دولت مدرن قطعا گردش نخبگان محقق خواهد شد

 علی لاریجانی در جمع مردم سیستان و بلوچستان گفت: "دولت آینده نمی‌تواند دولتی عقب افتاده باشد و سنت‌های گذشته و کهنه را دنبال کند." وی در پایان تاکید کرد: "در دولت مدرن قطعا گردش نخبگان محقق خواهد شد."

 مهر علیزاده: به دور از عوام‌فریبی قلب‌ها را تسخیر خواهم کرد

 محسن مهرعلیزاده، در دیدار جمعی از مسوولان و فعالان اقتصادی استان سمنان گفت: "بهترین نوع مدیریت، مدیریت بر قلب‌هاست و به خاطر اینکه نمی‌توانم هزینه‌های گزافی برای تبلیغات بپردازم مجبورم بیشتر در بین مردم ظاهر شوم و قلب‌های آنها را تسخیر کنم، مردم نیز با بررسی سوابق من متوجه خواهند شد که به دور از جناح‌بازی‌های سیاسی به فکر آنان خواهم بود."

 جمعیت ایثارگران حمایت خود از قالیباف را اعلام کرد

 جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای رسمی حمایت خود از کاندیداتوری محمد باقر قالیباف را اعلام کرد. در این بیانیه آمده است: "دکتر قالیباف را که برخوردار از سوابق و خدمات درخشان انقلابی و متصف به صفاتی چون هوش سرشار، نشاط و شادابی، کارآمد و با لیاقت، مؤمن و وفادار به آرمانهای حضرت امام خمینی (ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری، معتقد و ملتزم به مؤلفه‌های اصولگرایی، تحول خواه، اصلاح‌طلب، شجاع، قاطع، مصمم به مبارزه قاطع با فقر، فساد و تبعیض، تأمین زندگی شرافتمندانه برای ملت ایران و توانا برای اداره امور کشور و هدایت سیاست خارجی کشور می‌باشد و مهمتر آنکه برابر نظرسنجی‌ها بالاترین مقبولیت و کمترین مخالفت را دارد و از زمینه جلب آرای فراوانی نیز برخوردار است را به عنوان نامزد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به محضر ملت شریف و بزرگوار ایران اسلامی برای رأی اعتماد معرفی می‌کنیم."

 قالیباف: براساس عقلانیت مردم در رقابت با هاشمی پیروز می شوم/ در پرونده هسته ای باید اعتمادسازی کنیم

 قالیباف در دانشگاه تربیت مدرس حاضر شد و در جمع دانشجویان در پاسخ به این سوال که اگر هاشمی رفسنجانی در انتخابات آتی رای نیاورد آن را به عنوان مرگ سیاسی او ارزیابی می‌کنند گفت: "وقتی وارد عرصه سیاست شدم احساس کردم بد اخلاقی‌ها زیاد است و خود را ملزم کردم در هیچ شرایطی در این عرصه به این صورت عمل نکنیم و بر اخلاق و معنویت تکیه کنیم بنابراین بخش آخر سؤال شما را نوعی بداخلاقی می‌دانم." در پاسخ به این سؤال که براساس چه معیاری فکر می‌کنید در رقابت با هاشمی پیروز می‌شوید گفت: "عقلانیت مردم."

قالیباف در پاسخ به سؤالی در مورد انرژی هسته‌ای نیز گفت: "باید در سطح بین‌المللی نیز اعتمادسازی کنیم و اطمینان دهیم که به دنبال پیگیری مسائل نظامی در این حوزه نیستیم."

 حمایت یکصدو پنجاه نفر از نمایندگان مجلس هفتم از هاشمی

دفتر هاشمی رفسنجانی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای دومین مرتبه پس از اعلام حضور هاشمی در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، با وی دیدار کردند. در این دیدار یکصد و پنجاه نماینده مجلس شورای اسلامی حمایت خود را از کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام داشتند.

 9 خرداد 84:

 محتشمی پور: هاشمی همواره با بکارگیری الفاظ ناشایست موجب احساس ناامنی برای مردم شد

 محتشمی پور رییس ستاد انتخاباتی کروبی در نشست خبری خود گفت: "بیشترین آمار فرار مغزها متعلق به دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی است و ایشان همواره با استفاده از الفاظ ناشایست، به گونه‌ای موضع‌گیری می‌کرد که احساس ناامنی در بین مردم، اندیشمندان و خواص جامعه فراگیر شد." وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: "اولین دستاورد حضور هاشمی نقب زدن به گذشته است، چون او مجبور است در مقابل انتقادها یا موضع انفعالی بگیرد و یا درصدد توجیه برآید و این امر در قدرت انتخاباتی مردم تأثیر به سزایی دارد."

کروبی: اگر از اطرافیانم فسادی ببینید و نگویید، از شما به خدا شکایت می کنم/ شک کردن در انتخابات نتیحه خوبی ندارد

 مهدی کروبی در جمع مردم همدان گفت: "اگر من رئیس‌جمهور شوم، شما را موظف می‌دانم که اگر از فرزندان من و یا دوستان و نزدیکانم فسادی و یا تقلبی ملاحظه کردید، به من اطلاع دهید و اگر نگویید نزد خداوند از شما شکایت خواهم کرد." وی افزود: "من و شما بخواهیم یا نخواهیم در نهایت رئیس‌جمهور انتخاب می‌شود، هیچ وقت شک کردن و شرکت نکردن در انتخابات نتیجه خوبی در پایان نداشته است، چه من و شما بخواهیم یا نخواهیم در نهایت باید رئیس‌جمهوری انتخاب شود که کارش را انجام دهد، کسانی که در انتخابات شرکت نکنند، در نهایت ضرر متوجه خودشان می‌شود."

قالیباف: من شجاعت هدفمند کردن یارانه‌ها را در کشور دارم/ تعدیل اقتصادی در زمان هاشمی بسیار بد بود و قابل دفاع نیست

 قالیباف، وی در گفتگو با جمعی از کارشناسان و صاحب‌نظران اقتصادی، گفت: "به نظر من با ظرفیت هایی که در کشور وجود دارد و با استفاده از سیاست‌های جبرانی و نظام حمایتی در یک مدت کوتاه دو ساله می‌توان کار را شروع کرد و هزینه این کار از محل هدفمند کردن یارانه ها تامین خواهد شد.

وی ادامه داد: "هدفمند کردن یارانه ها در کشورنیازمند شهامت است و من شهامت این کار را دارم." وی با اشاره به موضوع تعدیل اقتصادی در دولت هاشمی عنوان کرد: "موضوع تعدیل اقتصادی، موضوعی است که اصلا قابل دفاع نیست و بسیار بد عمل شد."

 وی افزود: "تعدیل اقتصادی می‌توانست سهم ما را در اقتصاد جهانی برقرار نماید و ما را به سمت اقتصاد رقابتی و مزیت نسبی ببرد اما در دولت سازندگی در این موضوع خوب عمل نکرد و مجبور به عقب گرد شد و نظام اقتصادی در یک حالت کما رها کرد."

لاریجانی: در دولت مدرن، معیشت مردم بهتر خواهد شد/ مردم در سفره های خود تغییر را احساس خواهند کرد

 علی لاریجانی در ایرانشهر گفت: "در برنامه‌ای که برای دولت مدرن در نظر گرفته‌ایم معیشت مردم و قدرت خرید آنان دو برابر خواهد شد و با یک رقمی شدن تورم وضعیت اقشار مختلف متحول می‌شود." وی در پایان ابراز امیدواری کرد در سایه روی کارآمدن دولت امید و رسیدن هوای تازه، مردم در سفره‌های خود تغییر حس کنند.

 10 خرداد 84:

 قالیباف: اگر رییس جمهور شوم هر ماه بطور مستقیم با مردم صحبت می کنم

 باقر قالیباف با حضور در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه گفت: "قانون اساسی تکلیف ما را در برابر ملت و خدا روشن کرده است و انصاف نیست که وقتمان را صرف مسائل نظری و مباحث بی حاصل کنیم. " وی گفت: "مردم از تبعیض، انحصار و رانت‌خواری رنج می‌برند چرا که دولت به جای تولید ثروت به توزیع ثروت، آن هم به صورت ناعادلانه دست زده است. قالیباف در پایان خاطرنشان کرد: "‌اگر رئیس جمهور شوم هر ماه یکبار به طور مستقیم و رو در رو با مردم سخن می‌گویم."

 کروبی: برای همه یک رقیب جدی هستم

 مهدی کروبی در مصاحبه با روزنامه نیپون کیزایی گفت: "برای اولین بار بعد از انقلاب رقابت در این انتخابات بسیار نزدیک و جدی است و من خود را رقیب جدی برای همه کاندیداهای دیگر می‌دانم."

وی با بیان اینکه این انتخابات سه قطبی خواهد بود، خاطرنشان کرد: "به نظر من در کمپ محافظه‌کاران آقای لاریجانی و آقای قالیباف خواهند ماند، ولی در کمپ اصلاح‌طلبان احتمال تغییرات کم است."

 لاریجانی: بومی نشدن فناوری هسته ای، خیانت بزرگ به نسل آینده است

 علی لاریحانی در جمع مردم یزد گفت: "امروز اگر کسانی دنبال مبارزه جدی با آمریکا هستند باید برای ارتقای سطح فناوری و اقتصاد کشور قدمهای مثبتی بردارند." وی در بخش دیگری از اظهاراتش تاکید کرد: "اگر مسئولان نتوانند فناوری هسته‌ای را در داخل بومی کنند، خیانت بزرگی به نسل آینده کشورمان می‌کنند."

 11 خرداد 84 :

 کروبی: شایعه‌ از پیش تعیین بودن نتیجه‌ انتخابات فریب افکار عمومی است

 مهدی کروبی در مسجد سید شهر اصفهان گفت: " راهکارهای ارتباط مردم با حاکمیت هر قدر که آسانتر و راحت‌تر باشد، فساد در حاکمیت کمتر خواهد بود و در دولت مقتدر اینجانب این راهکارها به اجرا درمی‌آید تا مردم در هر زمانی که می‌خواهند مشکلات و انتقادات خود را به دولت بگویند." وی با اشاره به پاره‌ای از سخنان و شایعات مبنی بر اینکه نتیجه‌ی انتخابات از پیش تعیین شده است، گفت: "چنین سخنانی صرفاً برای تخریب و فریب افکار عمومی و کم کردن انگیزه مردم برای شرکت در انتخابات عنوان می‌شود." کروبی در ادامه به سخن امام(ره) اشاره کرد و گفت: "امام(ره) همواره حق انتخاب را از آن مردم می‌دانست و این تفکری است که مقام معظم رهبری نیز به آن معتقدند."

 قالیباف: اگر شرایط را تغییر ندهیم ادامه وضع موجود قابل تحمل نیست

 باقر قالیباف در جمع مردم ایلام گفت: " ما توسعه سیاسی به معنای واقعی را ندیدیم و ظرفیت‌های قانون اساسی در این دوران نیز عینیت پیدا نکرد و در زمان توسعه اقتصادی نیز در عرصه اقتصاد بیکاری و تورم بود و الان هم هست." وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: " اگر شرایط را تغییر ندهیم ادامه وضع موجود قابل قبول و تحمل نیست."

 هاشمی رفسنجانی: نتیجه انتخابات را هرچه باشد می‌پذیرم

 هاشمی در دیدار با جمعی از روحانیون اهل سنت سراسر کشور گفت: " برای انجام وظیفه وارد عرصه انتخابات شدم و نتیجه آن را هر چه باشد، می‌پذیرم."

 قالیباف: موافق پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی هستم

 باقر قالیباف با حضور در برنامه پرسش و پاسخ تلوزیونی گفت: "من موافق پیوستن به سازمان تجارت جهانی هستم، اما ابتدا باید خصوصی سازی را در کشور گسترش و سامان دهیم و در این مورد هم ابتدا باید مدیریت را خصوصی کرده و کارخانه‌ها و شرکتهای به روز شده و با راندمان بالا را با روش‌های صحیح در اختیار بخش خصوصی قرار دهیم. "

 هاشمی رفسنجانی: زندگی متوسطی دارم/ ضدانقلاب و حسودان شایعه درست می کنند

 دفتر هاشمی رفسنجانی به نقل از وی اعلام کرد: "شایعات سازماندهی شده است و ضدانقلاب و انسانهای حسود چنین کاری می‌کنند. هر چه بگویم باز هم این شایعات پایان پذیر نیست و بهتری می‌بینیم سکوت کنم." وی افزود: "اکنون همه خانواده من یک دهم آن چه که در آن زمان پیروزی انقلاب داشتند ندارند. موجودی ما نزد دستگاه قضایی روشن است."

 دیدار معین با اکبر گنجی

 مصطفی معین به دیدار اکبر گنجی رفت. گنجی در این دیدار به معین گفت: " حال که آمده‌اید، سخنگوی این بخش از جامعه شوید و بایستید و به دوستانتان هم بگویید که مقاومت کنند و بایستند." مصطفی معین نیز در این دیدار گفت: "راه درازی تا تحقق دموکراسی در پیش داریم، اما باید استقامت و ایستادگی کرد تا روزی فرا برسد که در ادبیات سیاسی ما واژه زندانی سیاسی وجود نداشته باشد."

 12 خرداد 84:

 قالیباف: لباس های من گران قیمت نیست و این حرفها بداخلاقی است/ به شورای نگهبان انتقاد دارم

 باقر قالیباف با حضور در دانشگاه شهید باهنر کرمان در پاسخ به اولین سوال درباره اینکه اگر معیارهای یک رئیس جمهور خوب ساده زیستی است چرا شما اینگونه لباس‌های مدل به مدل می‌پوشید، گفت: "تمیزی،‌ زیبایی و خوب لباس پوشیدن منافاتی با ساده زیستی ندارد و لباس‌های من نیز به هیچ وجه گرانقیمت نیست و این حرف ها بداخلاقی‌های سیاسی خاص ایام انتخابات است." از وی در مورد ردصلاحیت‌ها توسط شورای نگهبان سوال شد که گفت: "بنده با هر اقدامی که مانع مشارکت حداکثری شود مخالف هستم و به عملکرد شورای نگهبان هم انتقاد دارم اما این به معنی نفی موجودیت شورای نگهبان و نظارت استصوابی نیست."

 لاریجانی: به دنبال غنی سازی دموکراسی هستم

 علی لاریجانی در جمع مردم اصفهان گفت: " من هیچوقت عضو حزبی نبودم ولی بدنبال غنی سازی دموکراسی هستم ومعتقدم که حزب باید قدرت کادر سازی و تربیت مدیران استراتژیک را داشته باشد." وی در پاسخ به این سؤال که اگر رای آورید به کاخ سعد آباد خواهید رفت تاکید کرد: "خیر، چرا ما باید از نهادهای رژیم گذشته استفاده کنیم و اذهان را نسبت به نظام اسلامی خراب کنیم."

کروبی: اگر ملت مرا بپذیرد هیچگاه از انتخاب خود پشیمان نخواهد شد

مهدی کروبی در جمع مردم خرم آباد با بیان اینکه برحسب وظیفه و خواست مردم در صحنه انتخابات حضور یافته‌ام، اظهار داشت: "به مردم اطمینان می‌دهم که شرمنده آنها نخواهم شد و چنانچه ملت شجاع، اصیل و بافرهنگ ایران اراده کرد و مرا بپذیرد هیچگاه از انتخاب خود پشیمان نخواهد شد."

 13 خرداد 84:

 لاریجانی: باید دیپلماسی مان را مدرن کنیم

 علی لاریجانی در گفتگو با شبکه اول سیما ضمن انتقاد تلویجی از عملکرد دولت خاتمی در پرونده هسته ای ایران گفت: " ما باید دیپلماسی خود را از سنتی به مدرن تبدیل کنیم. در دیپلماسی مدرن به جای شخص و افراد، اتکا بر سیستم و رویکرد کارشناسی است."

 14 خرداد 84:

 محمد رضا خاتمی: در این مملکت دموکراسی از نان شب هم برای مردم واجب‌تر است

 محمدرضا خاتمی برادر رییس جمهور و دبیرکل حزب مشارکت که در حمایت از معین در استان همدان سخن می گفت، اظهار داشت: " در این انتخابات عده‌ای در تبلیغات خود مجبور شده‌اند از شعارهای اصلاحات کپی برداری کنند." وی با بیان اینکه در این مملکت دموکراسی و اصلاحات از نان شب هم برای مردم واجب‌تر است، افزود: "تا اطلاع ثانوی و تا حد تحقق جامعه مدنی در کشور، شعار اصلی اصلاحات دموکراسی خواهد بود."

 15 خرداد 84:

 قالیباف: به هیچ چیز جز پیروزی در انتخابات فکر نمی‌کنم

 قالیباف در مرکز فرهنگی و تبلیغات اسلامی حسینیه قهرودیها در تهران در پاسخ به این سوال در صورت پیروزی هاشمی رفسنجانی در کابینه‌اش حضور خواهی داشت و یا از هاشمی رفسنجانی در کابینه خود استفاده می‌کنید، گفت: "به هیچ چیز جز پیروزی در انتخابات فکر نمی‌کنم و این بستر امروز در جامعه فراهم است."

 هاشمی: آقای خاتمی تقریباً در مسیر سیاست‌های دوره مسئولیت من پیشرفت کردند

 هاشمی رفسنجانی در گفت و گو با مجله آمریکایی تایم  گفت: "آقای خاتمی تقریباً در مسیر سیاست‌های دوره مسئولیت من پیشرفت کردند. البته با اقتضائات زمان هم همراه بود. شاید اگر من هم می‌خواستم ادامه دهم، به همین جاها می‌رسیدم." وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: " من طرفدار دموکراسی هستم. ولی فکر می‌کنم این مسیر را باید آرام آرام طی کرد."

 کروبی: اینکه چه کسی پیروز انتخابات باشد قابل پیش‌بینی نیست/ از حقوق فلسطینی ها دفاع کرده و اسراییل ار غاصب می دانیم

 مهدی کروبی در گفتگو با شبکه‌ تلویزیونی LBC لبنان گفت: " احساس می‌کنم در شرایط فعلی انتخابات با وجود تعدد چهره‌ها موجب مشارکت بیشتر مردم و حضور آنها مثبت ارزیابی شود اما اینکه چه کسی پیروز این رقابت باشد برای نتیجه‌گیری زود است و قابل پیش‌بینی نیست." وی در پاسخ به وسالی پیرامون حقوق فلسطینی ها نیز تاکید کرد: " ما همواره از حقوق مردم فلسطین دفاع می‌کنیم ... اسرائیل را غاصب سرزمین‌های اسلامی می‌دانیم، و با آن ارتباط برقرار نمی‌کنیم؛ به هیچ‌وجه."

 16 خرداد 84:

 لاریجانی: دولت آینده باید دولت مدرن باشد

 علی لاریجانی در جمع مردم دامغان گفت: " ما در دنیای مدرن زندگی می‌کنیم اما لوازم دنیای مدرن را نپذیرفته‌ایم."وی گفت: "من عرض می‌کنم «دولت آینده» باید «دولت مدرن» باشد."

 قالیباف: مشکلات امروز کشور ناشی از ضعف مدیریت‌های گذشته است

 باقر قالیباف در جمع مردم یاسوج دلفریبی قدرت و ثروت طی سالهای اخیر را عامل محرومیت و ناکارآمدی خواند و گفت: "مشکلات امروز ناشی از ضعف مدیریت‌های گذشته است و نباید این وضع استمرار یابد." وی تاکید کرد: "قول می‌دهم که تا چهار سال آینده بگونه‌ای عمل کنم که مردم در پایان چهار سال ببینند که وضع زندگیشان متحول شده است."

 لاریجانی: پخش اعترافات برخی ها در تلوزیون، امنیت ملی را استوار کرد

 علی لاریجانی در جمع مردم شاهرود گفت: "زمانی که دادگاه برخی از این افراد از تلویزیون پخش می شد، برخی به من خرده می‌گرفتند که تو نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی هستی چرا توجه نمی کنی، این مصلحت امنیت ملی کشور نیست آبروی نظام دارد می رود، من به آنها گفتم چون نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی هستم، مطمئنا پخش این چیزها امنیت ملی کشور را استوارتر خواهد کرد."

 17 خرداد 84:

 میرحسین موسوی، معاون اول کروبی

 اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی کروبی در کنفرانس خبری که در محل ستاد مرکزی انتخاباتی کروبی برگزار شد تصریح کرد: "آقای میرحسین موسوی از ابتدا به‌عنوان گزینه نخست معاون اولی دولت جناب آقای کروبی مطرح بوده است"

 هاشمی: با فرو ریختن دیوار سانسور باید توانایی پاسخگویی به همه سلائق را داشته باشیم

 هاشمی رفسنجانی در دیدار با جمعی از سردبیران نشریات استانهای سراسر کشور با تاکید بر این که دیوار سانسور فرو ریخته و دیگر نمی‌توان از نشر اطلاعات جلوگیری کرد، افزود: "باید در عصر انفجار اطلاعات پاسخگوی همه نیازها و سلیقه‌های موجود در جامعه را داشته باشیم." وی تصریح کرد: "ما باید آزادی بیان را در زمانی که همه چیز باید شفاف به مردم گفته شود مورد احترام قرار دهیم و در چارچوب قانون رفتار کنیم."

 امکان هیچگونه تقلبی در انتخابات وجود ندارد

 آقاتقی فرماندار تهران اعلام کرد: "امکان هیچگونه تقلبی در رای‌گیری و نتایج انتخابات وجود نخواهد داشت."

 قالیباف: بعد از انتخابات هزینه‌ تبلیغات و منابع آن را اعلام خواهم کرد

 باقر قالیباف در جمع مردم اصفهان گفت: "از همین حالا اعلام می‌کنم بعد از انتخابات هزینه‌ تبلیغات و منابع آن را اعلام خواهم کرد و اگر پیروز شدم لیست اموال خود را انتشار خواهم داد."

 18 خرداد 84:

 هاشمی: رفتنم به شهرستان‌ها ممکن نیست چون نمی توانم هزینه محافظانم را تامین کنم

 هاشمی رفسنجانی در ساختمان مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار با ستاد نوجوانان و جوانان سیاوش (ستاد رای اولی‌ها) با بیان اینکه رفتن من به شهرستان‌ها با ‌توجه به موقعیت من ممکن نیست، گفت: "چرا که اولاً هزینه و امکانات زیادی برای حفاظت من لازم است که بنده نه می‌توانم و نه باید که این هزینه‌ها را صرف کنم و اگر از امکانات دولتی استفاده کنم هم درست نیست." وی تاکید کرد: "از سوی دیگر اگر من بخواهم به شهرستان‌ها بروم باید کارهای مجمع را تعطیل کنم که این شدنی نیست و در حال حاضر هم برنامه‌هایی که اینجا داریم سعی می‌کنم صرفاً انتخاباتی نباشد، تا استفاده از امکانات دولتی برای تبلیغ نباشد و اگر انشاءالله انتخاب شدم جبران می‌کنم و به همه شهرها برای رسیدگی به مشکلات مردم می‌روم."

 حمایت حزب توده از معین

حزب توده در بیانیه‌ای حمایت خود را از مواضع مصطفی معین کاندیدای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد.

 قالیباف: ورزش پس از دین مهمترین پدیده اجتماعی است

 محمدباقر قالیباف در مراسمی با حضور ورزشکاران در مجتمع فرهنگی هنری شهید آوینی بیان داشت: " ورزش پس از دین مهمترین پدیده اجتماعی است که غفلت از آن خسارات جبران‌ناپذیری را به همراه دارد."

 19 خرداد 84:

 توکلی: انشاءالله قالیباف مثل رجایی عمل می‌کند/ عملگرایانه عمل کرده و به قالیباف رای دهیم

 احمد توکلی که برای محمد باقر قالیباف تبلیغ می‌کند در ادامه سفرهای تبلیغاتی خود در جمع مردم سبزوار شهید رجایی را یک الگو برای مسئولان دانست و گفت: "انشاءالله محمد باقر قالیباف همچون شهید رجایی عمل می‌کند." وی افزود: "اگر خواهان تحول اصولگرایانه در جامعه هستید از شما می‌خواهم که به محمد باقر قالیباف رای دهید چرا که ایشان در نظرسنجی ها از سه نامزد اصولگرای دیگر جلوتر است و عملگرایانه باید به کسی رای بدهیم که احتمال پیروزیش از دیگران بیشتر است. "

 لاریجانی: دولت‌های قبلی زحمت کشیدند اما ملت نمی‌خواهند به گذشته بازگردد

 لاریجانی در جمع مردم خوزستان با تقدیر از تلاشهای دولتهای میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و خاتمی اظهار داشت: "باید از زحمات گذشتگان به نیکی یاد کرد، اما ملت ایران به دنبال یک جهش هستند و نمی‌خواهند به گذشته بازگردند."

 هاشمی: فکر نمی‌کنم رای نیاورم

 اکبر هاشمی رفسنجانی در پایان نشست خود با جوانان که در جمع خبرنگاران حضور یافته بود در پاسخ به این سوال خبرگزاری فارس که شما پیش از این، دلیل کاندیداتوری خود را نگرانی از رای پایین دیگر نامزدهای حاضر در صحنه انتخابات عنوان کرده بودید اما اکنون نظرسنجی ها نشان می دهد انتخابات به دور دوم کشیده می شود. آیا این برای نظام مشکل ساز خواهد شد؟ گفت: "من فکر نمی کنم که رای نیاورم و احتمال آن را هم نمی دهم، البته احتمال دارد انتخابات به دور دوم کشیده شود ولی همین مساله هم بعید است."

 20 خرداد 84:

 حامیان اصلاح طلب قالیباف: رای به قالیباف مخالفت با خاتمی نیست/ قالیباف چپ و راست را به خود جذب کرده است

 حامیان اصلاح طلب قالیباف در بیانیه‌ای اعلام کردند: "در شرایطی که اکثریت صاحبنظران سیاسی انتخابات این دوره را تقابل شدید بین جریانهای سیاسی موجود در کشور قلمداد می نمودند و انتظار بر این بود که جریانهای چب و راست در مقابل هم به رقابت انتخاباتی بپردازند حضور آقای دکتر قالیباف در صحنه سیاسی و انتخابات، بسیاری از معاملات سیاسی موجود و مورد انتظار را بر هم زد و ایشان به سرعت حامیان زیادی از نیروهای چپ و راست و مستقل را به خود جذب نمود." در ادامه این بیانیه آمده است: " ما معتقدیم رای به قالیباف مخالفت با خاتمی نیست، بلکه تلاش در جهت تحقق عملی تر خواسته های ایشان است. رای به قالیباف از بین رفتن سیاسی به دست آمده در دوران خاتمی نیست بلکه تلاش در جهت حفظ و ارتقاء این فضا است، رای به قالیباف رای تحول و عملگرایی و توانمند سازی مدیریت کشور است. رای به قالیباف، رای به وفاداری و امانت داری و قانون گرایی است." در پایان این بیانیه آمده: " ما اعلام می‌داریم در رفتار و اهداف سیاسی خود از سال 76 تا به حال به هیچ وجه تغییر جهت نداده‌ایم و امروز همان هدفی را دنبال می‌کنیم که در سال 76 به دنبال آن بوده‌ایم و معتقدیم دلت خاتمی با تمامی مشکلات سر راه خود توانست به قسمتهای عمده ای از مطالبات مردم جامعه عمل بپوشاند و اثرات خود را به صورت زیربنایی در جامعه گذاشت و در واقع فنداسیون جامعه مدنی را پی ریزی کرد و امروز نوبت ساختن بنای جامعه مدنی است و این محقق نمی شود مگر مدیریت پروژه به دست افراد توانمند و عملگرا بسپاریم "

 21 خرداد 84:

 لاریجانی: دولت امید، اصلاحات عمل گرایانه را در تمامی عرصه‌ها دنبال می‌کند

 علی لاریجانی در جمع مردم همدان گفت: "دولت امید، اصلاحات عمل گرایانه را در تمامی عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دنبال می‌کند و در این راه مبارزه با فساد، تبعیض، فقر، باندبازی و پارتی بازی را در اولویت کاری خود دارم."

 معین با حضور در تخت جمشید سوگند تفاهم با جهان به جا آورد

 مصطفی معین با حضور در دروازه ملل تخت جمشید سوگند تفاهم با جهان به جا آورد. وی با اشاره به نفوذ ادبیات اصلاح‌طلبان در میان نامزدهای جناح‌های دیگر تاکید کرد: "اگر چه این مسئله یک تکتیک است و ممکن است عمقی نداشته باشد اما همین نشان می‌دهد که شعارهای اصلاح‌طلبان بر ادبیات سیاسی محافظه‌کاران هم تاثیر گذاشته و آنها را دگرگون کرده است."

 کروبی: با درآمدهای عمومی دولت طرح پرداخت 50 هزار تومان را عملی می‌کنم

 مهدی کروبی در جمع مردم مرودشت با بیان اینکه بخش اول برنامه‌های دولت من رفع مشکلات اقتصادی قشرهای محروم و مستضعف جامعه و بیکاری جوانان است، افزود: "با درآمدهای عمومی دولت طرح پرداخت 50 هزارتومان را عملی می‌کنم."

 قالباف مانیفست انتخاباتی خود را خطاب به مردم تحت عنوان «منشور زندگی خوب برازنده ایرانی، اصولگرایی جامع و اصلاح طلبی معقول» منتشر کرد.

 22 خرداد 84:

 هاشمی: حرکت در مسیر دموکراسی اجتناب‌ ناپذیر است

 هاشمی در دیدار با جمعی از نخبگان در حسنیه جماران گفت: "حرکت در مسیر دموکراسی اجتناب‌ناپذیر است" وی در ادامه با اشاره به این که درآمدهای دولت در سالهای اخیر افزایش چشمگیری یافته است، گفت: "متاسفانه به جای هزینه این افزایش درآمد در بخش زیر ساخت‌ها و بخش عمرانی، شاهد افزایش بی‌رویه هزینه‌های جاری هستیم که عاملی برای افزایش تورم و ناتوانی در رفع مشکل اشتغال می‌شود."

 23 خرداد 84:

 لاریجانی: اگر یک یاعلی بگویید، دولت مدرن تحقق تحقق می باید

 علی لاریجانی در جمع مردم آستارا گفت: "در آینده نزدیک خط بطلانی برگذشته خواهید کشید و شما با رای خود می‌توانید دولتی مقتدر و مدرن را سرکار بیاورید." وی تاکید کرد: "اگر شما یک یا علی بگویید انشاءالله دولت مدرن محقق می‌شود."

 کروبی: اصلاح‌طلب عملگرا و اصولگرا هستم

 مهدی کروبی در همایش دموکراسی در پارک لاله تهران گفت: "به هرچه که به مردم وعده داده‌ام عمل خواهم کرد چرا که من اصلاح‌طلب عملگرا و اصولگرا هستم."

 24 خرداد 84:

 رضایی: رانت خواران را شخصا به مردم معرفی می کنم/ رقیب اصلی هاشمی است و اقبال عمومی روز به روز به من بیشتر می شود

 محسن رضایی در جمع مردم گیلانغرب با اشاره به اینکه رقیب اصلی من هاشمی رفسنجانی است، گفت: "روز به روز اقبال عمومی من در میان اقشار مردم افزوده می‌شود." وی در پایان افزود: "در دولت من با رانت‌خواری مبارزه جدی و عملی صورت خواهد گرفت و رانت‌خواران را خودم شخصاً به مردم معرفی می‌کنم."

 لاریجانی: زنان در دولت امید می‌توانند مانند مردان در قوه مجریه حضور داشته باشند

 علی لاریجانی در جمع مردم شرت گفت: "در دولت امید زنان مانند مردان در همه سطوح می‌توانند در قوه اجرائیه حضور داشته باشند." لاریجانی بیمه خانمهای خانه‌دار و خانمهای سرپرست خانوار را از جمله برنامه‌های خود در خصوص زنان یاد کرد.

 قالیباف: امیدوارم این انتخابات پایانی بر مدیریت 16 سال گذشته باشد

 باقر قالیباف در جمع مردم کرج با تقدیر از تلاش دولت‌های گذشته گفت: "با این وجود همچنان مشکلات زیادی وجود دارد که ناشی از عملکرد پس از دوران دفاع مقدس است و امیدوارم که این انتخابات آغازی پربرکت برای مردم و پایانی بر آنچه که طی 16 سال گذشته بوده باشد."

 درخواست ستاد لاریجانی از احمدی نژاد: اگر کناره گیری کنید، پیروزی اصولگرایان قطعی است

 آژینی، قائم مقام ستاد انتخاباتی علی لاریجانی در نامه سرگشاده‌ای به محمود احمدی نژاد نوشت: " این اقدام جنابعالی (انصراف از ادامه انتخابات) نه تنها کمترین خدشه ای به نیت خالصانه و تلاش های مجاهدانه شما درجهت حضور حداکثری و مشارکت بالای مردم وارد نمی نماید بلکه دل های میلیونها مردم مومن و متدین و بزرگان دین و معنویت را با شما همراه خواهد کرد در این صورت شما امروز پیروز واقعی این انتخابات تلقی خواهید شد و فردا نیز در پیشرفت و آبادانی کشور بر محور اصولگرایی بیشترین نقش را به طور طبیعی ایفا خواهید نمود."

 معین: تنها راه نجات ما دموکراسی است/ من آمده ام تا پیامبرانه زندگی کنیم

 مصطفی معین در جمع هواداران خود در تهران گفت: "تنها راه نجات ایران دموکراسی، دموکراسی و فقط دموکراسی است. من در پی شما آمده ام تا نترسیم و بیاموزیم که پیامبرانه زندگی کنیم."

 25 خرداد 84:

 رفسنجانی:با سازندگی دوم، ایران را به آبادانی و پیشرفت می‌رسانم

 هاشمی در دیدار با بخشی از اقشار از جمله اعضا باشگاه هنرمندان و ورزشکاران گفت: "در تمامی بخش‌های کشور برنامه‌هایی دارم تا با اجرای سازندگی دوم ایران را به سوی توسعه و پیشرفت برسانم." هاشمی رفسنجانی حضور خود در عرصه انتخابات ریاست جمهوری را ادای تکلیف به وظیفه عنوان کرد و افزود:‌" نتیجه انتخابات هر چه باشد به رای و نظر مردم اعتماد و احترام می‌گذارم و خود را برای هرگونه شرایطی مهیا کرده‌ام."

 قالیباف: راه بسته 16 سال گذشته را برای نخبگان باز خواهم کرد

 باقر قالیباف در جمع مردم استان خراسان رضوی گفت: " اگر توفیق خدمت یابم متعهد می‌شوم که راه 16 ساله بسته را برای متخصصان و نخبگان باز و فرصت‌ها را در اختیار همه افراد در هر طیف و قشر خاصی قرار دهم تا هر کس بتواند با تولید ثروت در ارتقاء کشور نقش داشته باشد. "

 محسن رضایی از ادامه حضور در رقابت‌های انتخاباتی کناره‌گیری کرد

 محسن رضایی در بیانیه ای اعلام کرد: "جهت جلوگیری از تشتت آرا از ادامه حضور در رقابت‌های انتخاباتی کناره‌گیری می‌کنم."


تناقضات حاکم بر گفتمان و عملکرد سران فتنه
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی ، جنبش سبز

فتنه سال 1388 را می‌توان بزرگ‌ترین توطئه علیه انقلاب اسلامی و نظام دینی برآمده از آن، از ابتدای پیروزی انقلاب تا سال 1388 دانست...

فتنه سال 1388 را می‌توان بزرگ‌ترین توطئه علیه انقلاب اسلامی و نظام دینی برآمده از آن، از ابتدای پیروزی انقلاب تا سال 1388 دانست؛ فتنه‌ای که اگر نبود عنایات الهی، هوشیاری و قاطعیت رهبری و بصیرت مردم همیشه در صحنه، می‌توانست تومار انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی را در هم پیچید. هرچه از زمان این رخداد مهم در تاریخ انقلاب اسلامی می‌گذرد، ابعاد بیشتری از پشت صحنه‌های داخلی و خارجی آن آشکار می‌گردد.


طراحی برای توجیه بخش خواهان بازگشت به قدرت جریان‌فتنه در"اعتماد"
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی

مجمع روحانیون مبارز و در راس آن، سیدمحمد خاتمی در تلاش هستند تا با تبلیغات رسانه‌ای ضمن به فراموشی سپردن اقدامات خود در جریان فتنه 88 در افکار عمومی، زمینه را برای حضور مجدد خود در عرصه سیاسی کشور فراهم کنند؛ پروژه‌ای که انتخابات مجلس نهم یک نقطه عطف در آن به حساب می‌آید.

 
به گزارش رجانیوز، روزنامه "اعتماد" که پس از حدود یک سال و نیم توقیف، از روز شنبه مجددا انتشار خود را از سر گرفته است، در دور جدید انتشار خود به دنبال احیای وضعیت مطرود و منفعل اصلاح‌طلبان در عرصه سیاسی ایران بعد از حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری با محوریت مجمع روحانیون مبارز است.
 
این موضوع که به تاکنون از سوی برخی از کارشناسان سیاسی مطرح شده، در اولین روز انتشار اعتماد رنگ واقعیت به خود گرفت و در حالی که سیدمحمد خاتمی از سوی مردم به عنوان یکی از سران فتنه معرفی شده، این روزنامه دست به انتشار پررنگ پیام وی به خبرنگاران خود زد تا ضمن تلاش برای جدا نشان دادن خاتمی از میرحسین موسوی و مهدی کروبی، نقش او به عنوان رهبر اصلاحات را مجددا زنده کند.
 
این سناریو درحالی از سوی «الیاس حضرتی» به عنوان مدیرمسئول اعتماد کلید زده شده که فعالان سیاسی معتقدند روند ابراز برائت از سران فتنه که سال گذشته و پس از حوادث پراکنده ۲۵ بهمن روند شتابانی به خود گرفته، امسال نیز ادامه پیدا خواهد کرد؛ موضوعی که با سخنان ابراهیم یزدی در آغازین روزهای سال ۹۰ کلید خورد و اکنون به خاتمی رسیده است.
 
مواضع و اقدامات هفته‌های اخیر سیدمحمد خاتمی حکایت از تلاش برای تعریف یک مرزبندی جدید با دیگر سران فتنه دارد؛ مساله‌ای که با انتشار برخی اخبار درباره انتشار قریب‌الوقوع یک نامه از سوی وی که در آن بر ضرورت تفکیک جریان اصلاحات از جریان فتنه تاکید شده، ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است.
 
این مساله از آنجایی مورد توجه فعالان سیاسی قرار گرفته که وی از روزهای نخستین شکل‌گیری جریان آشوب به دنبال آن بود تا خود را رهبر اصلاحات و این جریان معرفی کند و با کمرنگ جلوه دادن نقش میرحسین موسوی و مهدی کروبی، زمینه را برای حضور مجدد خود – پس از دوران ریاست جمهوری - در معادلات قدرت فراهم کند؛ موضوعی که با انتشار چندین باره برخی اخبار پیرامون درگیری شدید لفظی او با موسوی بر سر رهبری جریان موسوم به سبز، رنگ واقعیت به خود گرفت.
 
محمد خاتمی در ماه‌های اخیر از حمایت قاطع اعضای اصلی جریان اصلاحات برای به دست گرفتن دوباره پرچم جریان اصلاحات توسط خود مطلع شده و به همین دلیل به دنبال تعریف جدیدی از آرایش سیاسی در جبهه مخالفان نظام است تا مشروعیت از دست رفته اصلاحات را برگرداند. رئیس بنیاد باران در این زمینه به دنبال ایجاد یک «مرز ساختگی» بین جریان فتنه و طیف اصلاحات است تا از این طریق بتواند جریان متبوع خود را زیر تابلوی «اصلاح‌طلبان معتقد به چارچوب نظام» جمع کند و با معرفی خود به عنوان «ناجی» اصلاح‌طلبان، نه تنها از حذف این جریان جلوگیری کند که زمینه حضور مجدد آن را در عرصه سیاسی کشور فراهم کند.
 
وی در عین حال تلاش می‌کند خود را از زیر «آوار فتنه ۸۸» هم بیرون بکشد و همچون موسوی و کروبی به مرگ سیاسی تن ندهد. این سناریوی مطلوب خاتمی اما، با موانع سختی مواجه است. یکی از این موانع جدی این است که محمد خاتمی همچنان از سوی افکار عمومی به عنوان یکی از اضلاع مثلث سران فتنه شناخته می‌شود و مواضع وی و حزب متبوعش (مجمع روحانیون مبارز) در جریان اغتشاشات سال گذشته در فهرست اتهامات سنگین او به چشم می‌خورد.
 
بر این اساس، آقای خاتمی به همراه مجمع روحانیون به هدایت فتنه ۸۸، صدور بیانیه خونین روز شنبه ۳۰ خرداد ۸۸، حمایت از شعارهای انحرافی «نه غزه، نه لبنان» و «جمهوری ایرانی»، دفاع از جریان هتاک به روزعاشورا و بنیانگذار جمهوری اسلامی و... متهم است. او همچنین به اقدامات ضدانقلاب علیه نظام که زیر پرچم اصلاحات انجام شد، مشروعیت بخشید. رئیس بنیاد باران با وجود این واقعیت‌ها و در شرایطی که تا امروز حاضر به عذرخواهی و عقب نشینی از مواضع پیشین خود نشده، قصد دارد سناریوی ایجاد مرزبندی در جریان فتنه را پیش ببرد.
 
این کار‌شناسان معتقدند اکنون سیاسیون می‌دانند که با توجه به تنفر عمومی جامعه نسبت به سران فتنه، اگر خواستار ادامه فعالیت سیاسی در چارچوب نظام و جناح‌های مختلف هستند، حتما باید از این افراد دوری و این موضوع را هم رسما اعلام کنند؛ مساله‌ای که پایانی تلخ را برای تمامی اقدامات میرحسین موسوی و مهدی کروبی رقم زده است.

سناریوی آشوب پس از انتخابات 88 چگونه رقم خورد؟
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

ناگفته‌هایی از جلسات پنهان فتنه‌گران

گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بی‌شک انتخابات را بهانه‌ای برای پیگیری اهداف متعدد خود قرار دادند.


خاتمی در دوراهی "اعلام برائت از فتنه و توبه" و "حذف کامل از صحنه سیاسی"
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی: سیدمحمد خاتمی ، جنبش سبز ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی

 

تحرکات جدید محمد خاتمی در فاصله یک سال مانده تا انتخابات مجلس نهم برای جلوگیری از فروپاشی کامل جریان سیاسی این طیف در اثر رفتارهای ساختارشکنانه سال 88،‌ با واکنش شدید افکار عمومی و بخشی از فعالان سیاسی مواجه و تأکید شد که پیش‌نیاز هرگونه تحرک جدید، اعلام برائت و توبه از رفتارهای قبلی است.

به گزارش رجانیوز، خاتمی برای ادامه حیات سیاسی خود و بخشی از متعلقینش بر سر دو راهی "اعلام برائت از جریان فتنه و توبه" و "ماندن در جمع سران فتنه و حبس در افکار عمومی" قرار دارد. این در حالی است که به‌زعم او، این بازی برایش دو سر باخت خواهد بود، چرا که در صورت برائت از فتنه و توبه، وی دیگر ظرفیت محدود فتنه‌گری و ساختارشکنی خود و یا حداقل ژست آن را نیز از دست خواهد داد و عملاً بی‌خاصیت‎تر خواهد شد و در صورت ادامه روند یک سال و نیم قبل و همراهی با جریان فتنه نیز همچنان روند انزوای سیاسی او و دوستانش ادامه خواهد داشت و برای همیشه از صحنه مشارکت سیاسی کشور حذف می‌شوند.

در عین حال، برخی ناظران سیاسی نیز معتقدند حتی طیف‌های میانه‎روتر نزدیک به جریان فتنه نیز تمایلی به اینکه خاتمی بخواهد رهبری جریان جدید را برعهده بگیرد، ندارند و در جلسه اخیر با اعضای فراکسیون اقلیت مجلس نیز تعدادی از حاضران این موضوع را مطرح کرده‌اند. این طیف برای صلاحیت نداشتن خاتمی، به عملکرد او در دوره مسئولیتش اشاره می‌کنند.

دوم خرداد سوار شدن بست‏نشینان حلقه کیان و آئین بود بر موج نارضایتی از عملکرد دولت سازندگی و فضای بسته‏ای که غیر‏سیاسی‏شدن جامعه و دانشگاه را تعقیب می‏کرد. آن روزها ناطق نوری یک چهره جامعه روحانیت مبارز و ادامه‏دهنده راه هاشمی به شمار می‏آمد؛ اما تصور از خاتمی این گونه بود که او وضعیت موجود و حکمرانی تمام عیار طبقه برخوردار و اشرافیت سامان‏یافته را به هم خواهد ریخت و فضای بسته گذشته را تغییر خواهد داد؛ تصوری که هرگز واقعیت نداشت.

به عبارت کامل‏تر عملکرد رقیب و کارنامه دولت سازندگی موجی را ایجاد کرده بود که خاتمی توانست بر روی آن سوار شود و زمینه‏ای برای فتنه فراهم آورد. خاتمی برای هاشمی احترام قائل بود و می‏خواست این موضوع را علنی کند اما تیم هدایت کننده او، بر اساس سناریوی تبلیغاتی‌اشان که نمادسازی از ناطق نوری به‌عنوان ادامه دهنده راه هاشمی و تصویرسازی از خاتمی به‌عنوان نماد تغییر بود، وی را از این کار برحذر داشت.

سعید حجاریان در این زمینه می‏گوید: «اول کار آقای خاتمی آمد و گفت من مشاور هاشمی بودم، من وزیر هاشمی بودم و... من مخالفت کردم، گفتم این حرف‏ها بد است! مردم به تو رأی نمی‏دهند! خیلی بود!» ناطق نوری نیز این موضوع را به گونه‏ای دیگر در کتاب خاطرات خود بیان کرده است: «مسئله دیگر این بود که وقتی من از سیاست‏های اقتصادی دولت و شخص ایشان دفاع کردم، می‏گفتند پس ناطق که شق‏القمری نمی‏کند و تحولی در کشور ایجاد نمی‏شود؛ او هم راه رفسنجانی را ادامه می‏دهد. طبیعتا این جریان اثر خود را روی آرا می‏گذاشت. در واقع یکی از عواملی که سبب شد من رای نیاوردم، حمایت من از آقای هاشمی، به این بیانی که عرض کردم، بود و حمایت از آقای هاشمی چوب خوردن داشت.»

خاتمی اگر چه با وجهه‏ای منتقدانه نسبت به وضع موجود رأی آورد، اما حمایت رسمی کارگزاران سازندگی و بعد نیز حضور قابل توجه چهره‏های این جریان در درون دولت نشان داد ماجرا چیز دیگری بوده است. انگار در این میان ناطق باید قربانی می‏شد. سخنان فائزه هاشمی قبل از انتخابات 88 در ورزشگاه آزادی که در آن، دوران اصلاحات ادامه راه دوره سازندگی تلقی می‏شد نیز در واقع تبیینی از همین واقعیت بود؛ واقعیتی که یک پشت پرده داشت با دو جریان هم راستا.

توصیف محمد علی ابطحی از این مسئله جالب است. او با یادآوری احزابی مانند کارگزاران سازندگی می‏گوید: «اینها مجموعه‏هایی در داخل حکومت و چارچوب انقلاب بودند و همان وضعیت آن روز را داشتند و دنبال آلترناتیوی می‏گشتند، کسی که جزء مجموعه خودشان باشد و متفاوت با آنها و فکر دیگری داشته باشد، به سراغ آقای موسوی رفتند و ایشان نپذیرفتند. بعد به سراغ آقای خاتمی آمدند.» کارگزارانی‏ها دنبال کسی می‏گشتند که موج‏سوار خوبی باشد و بقای آنها در شریان‏های حکومتی را نیز تضمین کند. این گونه بود که سازندگی در اصلاحات ادامه پیدا کرد و اشرافیت بورژوا به حیات خود ادامه داد!

خاتمی ایجاد کننده دوم خرداد یا لیدر یک جنبش نبود؛ بلکه به جلودار موج نارضایتی مردم تبدیل شده بود. محسن میردامادی در این زمینه می‏گوید: «هیچ وقت آقای خاتمی لیدر اصلاحات نبود و حتی ادعای آن را هم نداشت، در حقیقت دوم خرداد پدیده‏ای بود که در جامعه بالقوه وجود داشت و آقای خاتمی آمد و جلودار آن شد.»

خاتمی حتی برای رئیس‏جمهور شدن هم نیامده بود و فکر نمی‏کرد نام او از صندوق‏ها بیرون بیاید. او تنها به دنبال مطرح کردن تفکرات حلقه آئین در جمعی عمومی‏تر بود. محمد رضا خاتمی در این خصوص اذعان می‏کند: «علت اصلی آقای خاتمی برای حضور در صحنه، رئیس‏جمهور شدن نبود. علت اصلی فضایی بود که انتخابات در اختیار این جمع می‏گذارد.»

شاید یک علت موافقت برخی اطرافیان خاتمی با کاندیداتوری او نیز همین بود. یعنی آنها خاتمی را برای انتقال این پیام مناسب می‏دیدند، نه برای ریاست جمهوری. خاتمی هم درست با همین ذهنیت کاندیداتوری را پذیرفت. عباس عبدی می‏گوید: «خاتمی در نهایت پذیرفت که نامزد شود و علت آن نیز این بود که فرض قطعی بر انتخاب نشدن بود... پذیرفت به این دلیل شرکت کند که اولا مسائلی را مطرح کند، ثانیا هر چقدر رأی آورد پس از آن به حکومت باید گفت که رأی ما علی رغم خواست شما این مقدار است و باید با این مقدار رأی با ما تعامل صورت گیرد. ثالثا این مشارکت بهترین زمینه بود برای برنامه‏ای که جمع منتهی به آیین مدنظر داشتند.»

در دور دوم نیز تردیدهای خاتمی نشان از آن داشت که او مرد این میدان نیست. هادی خانیکی در این مورد می‏گوید: «تفکری که آقای خاتمی به خاطر آن به میدان آمد، به خصوص در دور دوم، نه تنها تمایل به ادامه کار اجرایی نداشت، بلکه معکوس هم بود و اصرار داشت که نیاید و وقتی هم که ثبت نام کرد بغضش ترکید، نوع تفألی هم که به حافظ زد، از ناپیدا بودن سرنوشت این کار سخن می‏گفت.»

خاتمی بر موجی سوار شد که به لحاظ شخصیتی و مدیریتی هرگز توان پیشبرد و جلوداری آن را نداشت. همین مسئله خیلی زود انتقادات و نهیب همراهان او را موجب شد. در واقع همان روزهای نخست نیز برخی همراهان خاتمی او را مرد این میدان نمی‏دانستند و کمی که گذشت، این تلقی تسری بیشتری یافت و برداشت کامل‏تری از توانمندی‏های او به‌دست آمد. شاید بهتر باشد در این مورد، تریبون سخن به دست یاران خاتمی سپرده شود تا این تلقی مستندتر به تصویر درآید.

محسن کدیور معتقد است خاتمی از همان نخست اهل کیاست نبود. او می‏گوید: «آقای خاتمی یک حسنی دارد و آن اینکه انسان صادقی هستند، هنوز هم صادق هستند. اما در عرصه سیاست، صداقت کافی نیست، بلکه کیاست نیز لازم است... خاتمی هیچ‏گاه نخواست رهبر اصلاحات باشد، نماد اصلاحات بود اما رهبر اصلاحات نبود... شما یک مورد را نشان دهید که سران محافظه‏کاران از مواضع خودشان عقب نشسته باشد و یک مورد هم نشان دهید که آقای خاتمی در موضع خود ایستاده باشد. موارد متعددی می‏توان ذکر کرد که ایشان گفته‏اند که فلان کار را می‏کنند و بعد هم عقب نشستند. من همیشه در چندین صحبت خود گفته‏ام که خط قرمز ایشان کجاست؟»

او معتقد است ظرفیتی که در اختیار خاتمی قرار گرفت، ظرفیتی تاریخی بود که کارهای مهمی می‏شد با اتکای به آن کرد که البته خاتمی ناتوان بود: «شما پتانسیل جوانان ما در سال 76، 77 و 78 در نظر بگیرید، چقدر می‏شد از آن استفاده بهینه کرد؟... چیزهایی که ما از دست دادیم مثل کارت اعتباری بوده. دیگر می‏توان این کارت اعتباری را به دست آورد؟»

عباس عبدی نیز نظر مشابهی دارد. او می‏گوید: «خاتمی از صفت تدارک‏چی برای خود نام برد که فکر می‏کنم جایگاه والایی برای خود قایل شده است! زیرا وی در شرایط کنونی تنها تدارک‏چی نیست، بلکه وظیفه ماله‏کشی بر چاله‏چوله‏های حکومت را هم به حکم اجبار دارد و مسئولیت پاسخ در برابر قدرت نداشته یا غصب شده را هم عهده‏دار است. شاید گفته شود خاتمی از اول هم همین طور بود. حتی اگر این نظر درست باشد، باید بگویم که من و خیلی‏های دیگر در این مورد اشتباه کردیم. من دو مسئله را با هم جمع کردم و به این نتیجه رسیدم که خاتمی در یک خط قرمزی عقب‏نشینی می‏کند و هر بار که عقب‏نشینی کرد گفتم خط قرمز بعدی قطعاً می‎ایستد ولی چنین نشد و دیگر خطی باقی نمانده است که بخواهد از آن دفاع کند.»

در سال‏هایی که عملکرد خاتمی موج انتقادات را در میان همراهان او در پی داشت، او دست به قلم شد تا به جای پاسخ‏گویی در مورد عملکرد خود و شرایط آن روز با آیندگان سخن بگوید! عباس عبدی با طعنه در این مورد می‏گوید: «خاتمی بیشترین مشکلش این بود که رأی و اعتماد را که باارزش‏تر از نفت، معادن طلا و جان انسان‏هاست، بی‏هیچ مابه‏ازایی قربانی کرد و چه بد معامله‏ای کرد. خداوند ببخشایدش. او نباید در دور دوم نامزد می‏شد... تحلیل سخنان و رفتار خاتمی در چند سال اخیر به خوبی نشان می‏دهد که تا چه حد عقبگرد داشته ولی چون هنوز هم می‏خواهد به رسم دیرینه، خویش را مبرا کند و تقصیر را به عهده دیگران بیندازد به انشانویسی روی آورد. او که نمی‏تواند با مردم امروز سخن بگوید، برای آیندگان انشا می‏نویسد. او که بیش از هر کس دیگر از ابعاد ظلم و ستم در جامعه آگاه است و بیش از هر کس مسئول جلوگیری از آن است، فعلا سکوت و حتی تأیید می‏کند و مشغول سفر و مصاحبه و خوش‏و‏بش است و من اگر جای مخالفان اصلاحات بودم حتما راهی پیدا می‏کردم که وی را رئیس‏جمهور مادام‏العمر کنم چرا که بهتر از او وجود ندارد!»

اما مشکل خاتمی و آن چیز که همراهان او را به انتقاد واداشت تنها اختلاف سلیقه نبود بلکه حرف در ناتوانی خاتمی بود و اینکه او توانایی مدیریتی کافی برای پذیرش این مسئولیت نداشته است. محمد رضا خاتمی برادر او به همین مسئله اشاره دارد: «دشواری در تصمیم‏گیری نهایی، تردید در تصمیم‏گیری از جمله مسائلی است که ابهت یا کاریزمای رهبر یک جریان را دچار خدشه می‏کند. کسانی منتظر هستند یک تصمیمی بعد از یک اتفاق گرفته شود، ولی گرفته نمی‏شود.»

محمد علی ابطحی هم که از نزدیکان خاتمی بود، می‏گوید: «در بسیاری از موارد که باید به تغییرات و تحولات روزمره سیاسی دست بزند، نمی‏توانست... در بسیاری از پی‏نوشت‏هایی که در حاشیه نامه‏های مهم و رسمی خطاب به رقبای سیاسی، زیردستان و با همکاران خود می‏نوشت، بیش از آنکه آنها را به اطاعت وادارد، با آنها استدلال می‏کرد و سعی می‏کرد به آنها نشان دهد که غلط فکر می‏کنند. در میدان سیاست، غالباً این شیوه به قاطعیت نداشتن تعبیر می‏شود.»

عباس عبدی بحث را خیلی جدی‏تر از این حرف‏ها می‏داند. او حتی انتقاداتی را که در مورد خاتمی مطرح کرده، نسبت به واقعیت‏ها و حقایق ناچیز قلمداد می‏کند و با یادآوری انتقادهای خود ادامه می‏دهد: «باید بگویم که این تحلیل‏ها، مربوط به قبل از زندان است و اگر بخواهم آنچه را که در جریان این زندان متوجه شده‏ام، بنویسم و این بخش از نگرش خود را عنوان کنم، مطمئناً امکان چاپ نخواهید داشت! بنابراین بهتر است این بخش از مسایل بماند برای بعد.»

کدیور نیز می‏گوید: «معتقدم که ایشان در همان چهار سال اول دوره‏اش تمام شده بود و باید خیلی عاقلانه خودش کنار می‏رفت... البته کارهایی صورت گرفت که البته به میلی‏متر هم نمی‏رسد. در مورد قانون‏گرایی هم جو جامعه به این سمت رفت؛ در آن موقع در خیابان ما را می‏زدند الان با قانون فیتیله‏پیچ می‏کنند، یا به عبارت دیگر با ظاهر قانونی عمل می‏کنند. آن وقت ما می‏گوییم موفقیت است! بله!... آیا 8 سال زحمت کشیدیم که به همین جا برسیم؟»

شاید از همین رو بود که وقتی در آستانه انتخابات 88 خاتمی عزم میدان کرد تا خود داعیه‏دار فتنه‏گران باشد، یاران او به اصلی‏ترین و جدی‏ترین منتقدان حضورش تبدیل شدند. همان کسانی که سال‏ها پیش در حلقه آئین گرد او حلقه می‏زدند و او را شمع محفل خود می‏دانستند این بار به میدان آمدند تا بگویند که اگر نظر ما را می‏خواهید خاتمی مرد این میدان نیست. این همه در موضع‏گیری صریح نشریه شهروند نیز بروز پیدا کرد.

درست از همین روست که فتنه‏گران دیگر مثل گذشته حاضر نیستند روی خاتمی حساب باز کنند و تخم‏مرغ‏هایشان را در سبد او بگذارند. آنها خاتمی را همفکر و هم عقیده خود می‏بینند اما او را چهره‏ای می‏دانند که داشته‏های دوم خرداد را به واسطه عملکرد نادرستش به باد داده است و بزرگترین فرصت تاریخی اعضای حلقه آئین را سوزانده است. از نظر اینان خاتمی اگر چه زمینه‏ساز خوبی برای فتنه بود؛ اما رهبر نالایقی برای آن قلمداد شده و می‏شود. با این حال، طیفی از محافظه کاران جریان دوم خردادی برای ماندن در حاکمیت ممکن است به دنبال احیای خاتمی به‌عنوان سر یک جریان میانه‌روتر نسبت به فتنه‌گران باشند.

این در حالی است که افکار عمومی از خاتمی پیش از هرگونه تحرک جدید انتظار اعلام برائت و توبه نسبت به رفتارهای گذشته را دارند و معتقدند حتی در صورت توبه و جبران، افرادی که قرار است گرد او جمع شوند، چنانچه از بعد از نمازجمعه رهبر انقلاب در تاریخ 29 خرداد، اظهارات و رفتارهایی به نفع جریان فتنه داشته‌اند، ابتدا باید آن‌ها نیز به جمع توابین اضافه شوند وگرنه مردم زمینه تحرک سیاسی جدید را به آن‌ها چه در قالب انتخابات‌هایی مانند مجلس و چه حتی تشکل‌های سیاسی را نخواهند داد.


آب انگلستان مزاج محسن کدیور را اسرائیلی کرد
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩  کلمات کلیدی: محسن کدیور ، بهائیت ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی

ارگان حلقه لندن رسماً از فرقه استعماری و انگلیس ساخته بهائیت حمایت کرد.

به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان، پایگاه اینترنتی جرس وابسته به محسن کدیور در مطلبی خلاف واقع ادعا کرد بهائیان در ایران مورد تجاوز!! قرار می گیرند. کدیور افندی در این خوش خدمتی و سیاه بازی بی سابقه، بهائیان را مردمانی صلح جو و خواهان آرامش که حقوق مذهبی شان در ایران نقض می شود معرفی کرد و مدعی شد به همین خاطر انسانیت زیرپای حکومت ایران له می شود. سایت جرس در عین حال به نیابت از سران بهائیت خواستار مجازات مقامات ایرانی شده است.
حمایت کدیور وسایت جرس از جریان مجعول و انگلیسی بهائیت مسبوق به سابقه است، همچنان که به هنگام دستگیری شماری از اعضای این حزب صهیونیستی در حرمت شکنی عاشورای سال 88 (6 دی 1388)، این سایت به طرفداری صریح از دستگیرشدگان پرداخته بود. برخی سران این گروهک به خاطر جاسوسی برای موساد در بازداشت به سر می برند. برخی عقاید مورد ترویج از سوی بهائیت، عیناً توسط عناصر التقاطی و سکولار نظیر کدیور و سروش و... ترویج می شود.
خاطرنشان می شود خواهر کدیور نیز پیش از این از حقوق قانونی فرقه هایی نظیر بهائیت دفاع کرده بود. این طیف (عناصر نظیر سحرخیز و...) در ستاد کروبی و موسوی نیز حضور داشتند.


کروبی را دوست دارم چون به امام پشت کرده است!
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی

کیهان نوشت: یک مواجب بگیر علنی سازمان جاسوسی آمریکا، از کروبی به خاطر تغییر در مواضع و بازگشت از خط امام، و جمع آوری شماری از مشاوران مسئله دار به گرد خود در سال های گذشته تعریف و تمجید کرد.

مجید محمدی همکار رادیو فردا پیش از این، جاسوسی و جمع آوری اطلاعات برای سرویس های جاسوسی غرب را شغلی شرافتمندانه! خوانده و از گروه های اپوزیسیون به صورت علنی خواسته بود رودربایستی را در همکاری با رژیم های غربی کنار بگذارند و در دریافت پول از این دولت ها شرمندگی به خرج ندهند.

وی اکنون ضمن مقاله ای افتضاحی و تحمیق آمیز در گویانیوز ادعا می کند: کروبی چهره شاخص دهه گذشته بود. او در منش و باورها به سوی دیگرخواهی و حریت تغییر موضع داد. کروبی دو دهه بعد در برابر نظریه ولایت فقیه خمینی ایستاده و بیشترین آمادگی را برای پذیرش حکومت سکولار داراست. او در کنار موسوی به ولایت مطلقه فقیه ضربه زدند[!؟] و علاقه آنان به خمینی، ایدئولوژیک نیست.

وی همچنین علت دیگر ستایش خود از کروبی را ادعای- دروغ- وی مبنی بر تجاوز به بازداشت شدگان در زندان عنوان کرد و از این که کروبی با آبروی نظام بازی کرد ابراز رضایت کرد. این مواجب بگیر سرویس جاسوسی سیا همچنین جمع آوری مشاوران مسئله دار از نگاه حکومت نظیر مجتبی واحدی، عباس عبدی، عماد باقی، احمد زیدآبادی، تقی رحمانی و کرباسچی را از دیگر دلایل علاقه خود به کروبی عنوان کرده و می نویسد: مرحوم منتظری هم کم و بیش دارای همین مشخصه ها در دهه 60 بود و از حقوق بهائیان دفاع می کرد.

خاطرنشان می شود در اوج تحرکات فتنه گران در سال 88، مجید محمدی ضمن مقالاتی که از سوی رادیو فردا منتشر شده تصریح کرده بزرگ مانع جنبش سبز نه رئیس جمهور و رهبری و نه حتی قانون اساسی بلکه اسلامگرایی مردم ایران است. وی همچنین تصریح کرده بود سبزها دنبال آنند که بتوانند راحت عرق خوری کنند و با مینی ژوپ و شلوارک و بدون حجاب به خیابان بیایند! البته این عضو متواری حلقه کیان به لحاظ حیثیت و آبرو، چنین کشف حجاب شخصیتی را در برابر سازمان سیا انجام داد و پس از آن در صدد برآمد برای خود هم قطار پیدا کند.


حباب‌توهم "...دستگیر بشه ایران قیامت میشه" برای مشارکتی‌ها هم ترکید
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

سکوت مطلق و واکنش نشان ندادن جریان ضدانقلاب داخلی نسبت به وضعیت فعلی میرحسین موسوی و مهدی کروبی موجب شده تا سران ارشد برنامه‌ریز جریان آشوب هم به عادی شدن اوضاع و منفعل شدن آشوب‌گران در قبال محدودیت‌های ارتباطاتی این افراد اعتراف کنند.

به گزارش رجانیوز، حزب منحله مشارکت که اکثریت اعضای شورای مرکزی آن به دلیل شرکت در طراحی و همراهی با فتنه ۸۸ بازداشت و محاکمه شده‌اند، در جدید‌ترین اقدام خود دست به انتشار یک بیانیه اینترنتی زد و ضمن تکرار برخی ادعاهای قبلی، صریحا به عادی شدن موضوع قطع ارتباطات موسوی و کروبی برای افکار عمومی و حتی رسانه‌های ضدانقلاب اعتراف کرد.

در بخشی از این بیانیه که در واکنش به بازداشت علیرضا رجایی صادر شده، با یادآوری انفعال جریان آشوب نسبت به سرنوشت سران خود و اعتراض نسبت به آن، آمده است: «نباید گذاشت حصر خانگی رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی و همسران‌شان در گذر زمان به موضوعی عادی و کم هزینه برای حاکمیت تبدیل شود.»

اذعان به بی‌تفاوتی حامیان سابق این افراد نسبت به وضعیت موسوی و کروبی درحالی است که اگرچه حامیان سران ضدانقلاب داخلی از مدت‌ها پیش ادعا کرده بودند که در صورت دستگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی باز هم آشوب آفرینی می‌کنند و حتی در این راستا شعار‌هایی را مانند "موسوی دستگیری بشه ایران قیامت می‌شه" ساخته بودند اما با وجود گذشت حدود ۳ ماه از قطع ارتباطات آن‌ها، نه تنها ادعاهای جریان فتنه عملی نشده، بلکه در فضای سایت‌های ضدانقلاب نیز تقریبا نامی از آن‌ها برده نمی‌شود.

این مساله از آنجایی جالب توجه است که محافل سیاسی و رسانه‌ای حامی جریان آشوب طلب داخلی از ماه‌ها پیش درباره تبعات دستگیری سران فتنه پیش بینی‌های جالبی را مطرح می‌کردند و بدبینانه‌ترین پیش بینی‌های آنان از «راهپیمایی‌های میلیونی» حکایت می‌کرد! برخی فعالان خارج نشین هم که حتی از «انقلاب یک روزه» سخن گفتند.

با این حال، واکنش نشان ندادن مردم به حصر خانگی موسوی و کروبی موجب شد تا تئوریسین‌های این جریان آخرین برگ برنده خود را هم رو کنند و دست به حراج کارت "موسوی دستگیر بشه؛ ایران قیامت می‌شه" بزنند. در این زمینه، مشاوران خارج‌نشین موسوی و کروبی که پس از ماجرای ۲۵ بهمن سال گذشته به دنبال منحرف کردن اذهان عمومی از این مساله بودند، با همکاری هسته سیاسی منافقین در پاریس طرحی را آماده کردند که نهایتا به سناریوی "سه‌شنبه‌های اعتراض" ختم شد. "اردشیر امیرارجمند" و "سیدمجتبی واحدی" در روزهای پس از ۲۵ بهمن به طور گسترده به مصاحبه با رسانه‌های مخالف ایران مانند تلویزیون دولتی انگلیس و آمریکا پرداختند تا با تبلیغ این پروژه، ضمن به فراموشی سپردن ماجرای ناکامی این روز، زمینه را برای احساسی کردن فضا و تهییج و تحریک آشوبگران به حضور مجدد در خیابان‌های تهران فراهم کنند. با این حال، شکست در روزهای ۲۵ بهمن و اول اسفند موجب شد تا جریان رسانه‌ای آشوب‌ها به فکر دست زدن به یک ریسک تبلیغاتی بیندازد.

ناکامی به رنگ سه‌شنبه‌ها

با این حال، رسانه‌های داخلی و خارجی حامی این جریان از جمله بی‌بی‌سی فارسی، از روز ۹ اسفند با انتشار گسترده خبر کذب دستگیری و انتقال موسوی و کروبی به زندان حشمیته کوشیدند تا از آخرین ترفند‌ها برای کشاندن آشوب‌طلبان به خیابان‌ها استفاده کنند تا در صورت موفقیت احتمالی بتوانند خواسته‌های نامشروع و غیرقانونی خود را به مردم و مسئولان تحمیل کنند. هرچند تئوریسین‌های این جریان می‌دانستند که شکست این سناریو، هزینه سنگینی برای جریان متبوع آنان خواهد داشت اما به نظر آنان چاره‌ای جز القای "اگر موسوی دستگیر بشه، ایران قیامت می‌شه" وجود نداشت. در واقع بدنه جریان فتنه با وجود تکذیب رسمی خبر دستگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی، عمیقا باور کرده بود که این افراد دستگیر شده‌اند و اکنون نوبت عملی شدن شعار‌ها و وعده‌هایی است که از سال گذشته درباره دستگیری آنان داده بودند؛ شعارهایی که اگر محقق می‌شد، می‌توانست آشوب‌طلبان را به احیای مجدد خود امیدوار کند.

با این حال، "خیابان‌های آرام تهران" و "مردم در حال خرید نوروزی" شاید یکی از ناخوشایند‌ترین صحنه‌هایی بود که ضدانقلاب بازی‌خوره داخلی و سران خارجی آنان درست در محل و زمان قرار ۱۰ اسفند مشاهده کردند. در خیابان‌هایی که به عنوان محل قرار این افراد معرفی شده بود، جمعیت زیادی از مردم مانند روزهای گذشته مشغول خریدهای نوروزی و رفع دیگر نیازهای خود بودند و اوضاع به صورت کاملا عادی جریان داشت. اما آنچه در دل ناکامی این روز روشن و مشخص شد، این بود که تمام توان رسانه‌ای و خیابانی جریان فتنه در داخل و خارج از کشور آن هم با یقین به دستگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی، فقط تعدادی تجمع ۱۰ - ۲۰ نفره بود.

کارتی که سوخت؛ حسرتی که ماند

بازداشت موسوی و کروبی موضوعی بود که به عنوان کارت آخرین جریان فتنه برای تقابل با جمهوری اسلامی ایران شناخته می‌شد؛ کارتی که رسانه‌های وابسته به این جریان از آن به عنوان پاشنه آشیل برخورد با سران فتنه نام برده بودند.

با این حال، ناکامی از استفاده این کارت و سوخت شدن آن به بد‌ترین شکل ممکن موجب شد تا جریان فتنه دیگر چیزی برای ارائه نداشته باشد؛ چرا که مهم‌ترین و اصلی‌ترین برگ خود برای احیای آشوب‌ها را دستگیری سران خود نامیده بود که آرامش تهران در هفته‌های اخیر، این حباب را هم ترکاند و اکنون تنها حسرت است که برای فتنه‌گران باقی مانده است.


انتقاد فرزند کروبی از سخنگویان موسوی و پدرش
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی

فرزند مهدی کروبی نیز به منتقدین« شورای هماهنگی راه سبز امید» پیوست.

به گزارش«جوان آنلاین»،پس از آنکه اختلافات عمیقی در خصوص تلاش برای مدیریت فرقه سبز بوقوع پیوست و گروه های مختلف اپوزیسیون نسبت به مدیریت این فرقه « شورای هماهنگی راه سبز امید» را متهم به تمامیت خواهی و نادانی کردند،فرزند مهدی کروبی نیز در اظهاراتی بر افراط و تفریط نمایندگان میرحسسین موسوی و مهدی کروبی اذعان کرد.

حسین کروبی در گفتگویی با سایت ضد انقلابی «روز آنلاین»با بیان اینکه موسوی و کروبی سال 88  با سال 89 تفاوت هایی پیدا کرده اند،گفت: کسانی که نقش سخنگویی این دو را به عهده دارند، همانطور که نباید افراط کنند، دچار تفریط هم نباید بشوند؛ چون هر نوع ضعف در اعلام مواضع، موجب سرخوردگی مردم می شود.

وی تلویحا با انتقاد از سیستم بسته مدیریت این شورا  تاکید کرد: این دوستان باید از نظرات خیر خواهانه همه نیروهای دلسوز کشور استفاده کنند چون این جنبش متعلق به حزب و گروهی نیست و متعلق به همه اقشار است. بی توجهی به این اصول می تواند تاثیرات منفی بر جنبش بگذارد.
فرزند مهدی کروبی همچنین در بخش دیگری از گفتگوی خود بر متواری بودنش تاکید کرده ولیکن توضیحی در این رابطه بیان نکرده است.


تجدیدبیعت کومله با موسوی و کروبی
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

۹ سازمان ضد انقلاب و گروهک تروریستی در بیانیه‌ای به حمایت از سران و جریان آشوب در ایران پرداختند.
به گزارش شبکه ایران، در این بیانیه که اسم گروهک های تروریستی و ضدانقلابی چون کومله، اتحاد جمهوریخواهان، فدائیان خلق، سوسیالیست‏های چپ و جمهوریخواهان لائیک ایران به چشم می خورد، به بهانه فرارسیدن نوروز سال 90 به حمایت از سران و جریان آشوب پرداخته شده است.
 
آنان از دستگیری موسوی و کروبی ابراز نگرانی کرده و مدعی شده اند که این دو نفر با خانواده خود ارتباطی نداشته و ندارند. این در حالی است که دیدار موسوی با فرزندانش در چند روز اخیر بسیار پر سر و صدا بوده است.
 
این گروهک هایی تروریستی و ضدانقلاب با حمایت از جریان آشوب و تکرار ادعای صهیونیست ها درباره فعالیت های هسته ایران عنوان کرده اند که "جمهوری اسلامی ایران باز هم با ادامه سیاست خارجی تنش زای خود در عرصه بین المللی، بی اعتنا به درخواست های جامعه جهانی و قطعنامه های سازمان ملل، هر گونه تلاشی برای پایان دادن به بحران اتمی را عقیم گذاشت."
 
این گروهک ها که در کارنامه برخی از آن ها ده ها ترور و بمبگذاری به چشم می خورد، در پایان خود را "مدافع حقوق بشر و طرفدار آزادی" نامیده اند.
 
علت حمایت گروهک های تروریستی از سران و جریان آشوب
 
گروهک تروریستی کومله در شهریور ماه امسال هم در اعلامیه‌ای از میرحسین موسوی و مهدی کروبی دفاع و مخالفان آنان را "اوباش" نامیده بود.
 
همچنین گروهک تروریستی منافقین که سابقه ترور بیش از 12 هزار نفر از شخصیت ها و مردم عادی کشورمان را در کارنامه اش ثبت کرده، در هفته های اخیر چندین بار از موسوی و کروبی و آشوبگران حمایت ویژه کرده است.
 
ناظران سیاسی معتقدند علت حمایت گروهک های تروریستی از سران و جریان آشوب، دست یافتن به فضایی است که آشوبگران با اقدامات خود برای اجرای برنامه های تروریستی آنان ایجاد کرده اند.


ترور یکی از سران فتنه در دستور قرار گرفت
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: ترور ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی

مقام مسئول CIA در منطقه طی پیامی به گروهک تروریستی منافقین، از آنها ‌خواست تا 'ترور' موسوی، کروبی و یا خاتمی را در دستورکار خود قرار دهند.

به گزارش جهان به نقل از کلمه ، این مقام سازمان جاسوسی آمریکا با نام کد "ویلیام" طی این پیام با ابلاغ "سلام گرم" هیلاری کلینتون به گروه های معارض ایرانی، تاکید کرده است: در صورت ترور یکی از رهبران جنبش اعتراضی در ایران، مسئولیت آن به عهده نظام اسلامی افتاده و آتش اختلاف در بین مردم ایران شعله‌ورتر خواهد شد. 
وی همچنین با تاکید بر این موضوع که وزارت خارجه آمریکا یک صفحه ویژه تویتر به منظور ارتباط ایرانیان با کاخ سفید ایجاد کرده است خواستار فعال تر شدن ارتباط این افراد از طریق این صفحه شده است.


چهره نفاق از 14 اسفند تا 25 بهمن
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: جنبش سبز ، سیدابوالحسن بنی صدر ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی

14 اسفند هر سال یادآور غائله‌ای است که منافقین به همراه حامیان بنی‌صدر در دانشگاه تهران و اطراف آن خلق کردند.

14 اسفند هر سال یادآور غائله‌ای است که منافقین

به همراه حامیان بنی‌صدر در دانشگاه تهران و اطراف آن خلق کردند. در این روز و در مراسمی که به مناسبت سالروز درگذشت مصدق در دانشگاه تهران برگزار شده بود، بنی‏صدر در سخنرانی خود، به شخصیت‏های انقلاب و نهادهای انقلابی توهین نمود و در راستای اهداف استکبار جهانی سخن راند که با اعتراض امت حزب‏الله مواجه گردید. پس از آن گارد شخصی بنی‏صدر و منافقان مسلح طی یک برنامه از پیش تنظیم شده، به دستور بنی‏صدر، به مردم انقلابی حمله کرده و گروه بی‏شماری را زخمی و دستگیر نمودند. این حادثه در نهایت شکست ضد انقلاب و حذف آنها از صحنه سیاسی کشور را به دنبال داشت. امروز دقیقا 30 سال از آن روز گذشته اما مشاهده مشابهت‌های فراوان در رفتارها، شعارها و مواضع آن روز بنی‌صدر و حامیانش با سران و حامیان فتنه اسرائیلی امروز، ما را بر آن می‌دارد تا این حادثه را مورد بازخوانی مجدد قرار دهیم و آن را با شرایط حال حاضر فتنه‌گران تطبیق دهیم.
    فقدان تربیت دینی و داشتن مواضع التقاطی
بنی‌صدر یک نیروی بی‌ریشه و بدون اصل و نسب فکری بود، با آنکه روحانی‌زاده بود، اما تربیت عمیق دینی نداشت. وی درکتاب خاطراتش که در فرانسه به چاپ رسید، اعتراف می‌کند که فعالیت‌های دانشجویی‌اش بیشتر تحت تأثیر نیروهای ملی بود تا مکتبی و نگرش‌های ملی‌گرایی عمیق‌تری نسبت به نگرش‌های اعتقادی و دینی داشت. کسانی که خانواده بنی‌صدر در قبل از انقلاب را دیده بودند، مشاهده کرده بودند که رفتار و پوشش غربی داشته و به بدیهیات شرعی نیز معتقد نبودند. اما اینکه چطور چنین فردی به گروه یاران امام پیوست، باید گفت از آنجا که اکثر همراهان امام زبان خارجی نمی‌دانستند تحصیل در فرانسه و آشنایی با زبان این کشور، امتیازی برای بنی‌صدر بود تا بتواند خود را وارد صف یاران امام قرار داده و در پرواز انقلاب با امام همراه شود.  با آنکه اکثر مسئولان اول انقلاب سال‌ها در زندان ساواک بسر برده و زجر کشیده بودند اما آقای میرحسین موسوی حتی یک سیلی نیز نخورده بود. وی در سال‌های 55 تا 57 برای تحصیل در امریکا تشریف داشتند. شهید دیالمه همان روزها متوجه انحراف فکری وی و همسرش شده و تفکرات وی را تأثیر پذیرفته از«جنبش مسلمانان مبارز» به رهبری حبیب‌الله پیمان دانسته بود. این شهید بزرگوار با اشاره به روزنامه جمهوری اسلامی که موسوی سردبیرآن بود، می‌گوید:«موضع‌گیری‌های روزنامه در بعضی از موارد، کم و بیش موضع‌گیری‌های روزنامه امت (منظور روزنامه دکتر پیمان) است. به عنوان مثال برای مصدق مطلب چاپ می‌کند اما حتی یک خط، خوب دقت کنید، حتی یک خط در مورد آیت‌‌الله کاشانی نمی‌نویسد.»
  نقاب خط امامی
بنی‌صدر برای نشان دادن میزان ولایت پذیری‌اش کاندیداتوری خود برای ریاست جمهوری را بعد از ملاقات با امام و هنگام خروج از بیت امام(ره) اعلام می‌نماید و روز تنفیذ برخلاف تصور بسیاری از افراد وی ابتدا بر دست امام(ره) بوسه می‌زند. موسوی نیز در بدو ورود به انتخابات احیای آرمان‌های زمان امام و حمایت از مستضعفان را اولویت خود معرفی می‌کند اما به‌تدریج این افکار رنگ باخته و «فلسطین در اولویت ما نیست» و «حمله به نهاد‌های انقلابی» جایگزین آن می‌شوند.
   غرور کاذب و توهم مقبولیت عامه
بنی‌صدر توانست در اولین انتخابات ریاست جمهوری در 5 بهمن و سه ماه پس از تسخیر لانه جاسوسی با نقاب انقلابی‌گری و خط امامی بودن 14 میلیون رأی از مجموع 21 میلیون یعنی 67 درصد را به خود اختصاص دهد. این آرای میلیونی چنان بنی‌صدر را دچار غرور ساخت که فکر می‌کرد می‌تواند از این پس افکار واقعی خود را رو کرده و در مقابل امام و انقلاب بایستد. اما او فراموش کرده بود که رأی مردم به وی در حمایت از امام و انقلاب و به‌دلیل حمایت انقلابیون بود. آقای موسوی نیز همانند بنی‌صدر و به‌رغم آنکه حتی مانند وی موفق به کسب اکثریت آرا نشد اما آرای 13 میلیونی وی را دچار توهم محبوبیت ساخت و فکر می‌کرد می‌تواند با حمایت این آرا به راحتی مقابل نظام بایستد.
   تغییر رفتار بعد از انتخابات
بنی‌صدر بعد از انتخابات با تغییر رفتار 180 درجه‌ای به تقابل با مجلس خط امام می‌پردازد. حزب جمهوری اسلامی را که غالباً از اصحاب امام بودند   متهم به تلاش برای ایجاد دیکتاتوری می‌نماید، نهادهای انقلابی را متهم به چماقداری می‌کند. صدا و سیما را انحصاری و در دست عده‌ای خاص معرفی می‌کند، به نصایح و فرامین امام که در زمینه‌های مختلف صادر می‌شود کمترین توجهی نمی‌کند و سرانجام جمهوری اسلامی را متهم به شکنجه زندانیان می‌نماید و می‌گوید این جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی‌ای نیست که من به آن افتخار کنم.
موسوی نیز روز بعد از انتخابات هویت واقعی خود را نشان داده و همان رفتارهای بنی‌صدر را تکرار می‌کند. مقابله با اوامر ولایت فقیه، حمله به نهادهایی مانند شورای نگهبان و سپاه و بسیج، دیکتاتور خطاب کردن نظام، اتهامات فراوان به نظام، کشته‌سازی ساختگی و متهم کردن نظام به قتل آنان و ده‌ها مورد دیگر از جمله این شباهت‌های رفتاری است.
   انتخاباتی صحیح است  که ‌ پیروز آن باشم!
بنی‌صدر پس از عزل از فرماندهی کل قوا مردم را به استقامت در مقابل جمهوری اسلامی و تجمع و تظاهرات دعوت کرد که یک نمونه آن را در غائله 14 اسفند شاهد بودیم. بنی‌صدر مدعی شد نظام با صندوق‌سازی قصد تقلب در انتخابات را دارد و پس از انتخاب شهید رجایی به عنوان رئیس جمهور نیز ادعای تقلب را مطرح کرد و تنها انتخاباتی‌ که خود در آن پیروز شد را صحیح می‌دانست. موسوی نیز پس از اعلام نتایج آرا و مشاهده شکست سنگین خود حامیانش به حضور در خیابان‌ها و تجمع دعوت کرد و در اولین بیانیه خود آورد که تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهد شد. وی حتی به درخواست بازشماری آرا پاسخ مثبت نداد. موسوی تنها بر طبل انتخابات می‌کوبید و انتخاباتی را می‌خواست که نتیجه‌اش پیروزی او باشد.
  ساختارشکنی و ریزش آرا
رفتارهای ساختارشکنانه بنی‌صدر طی یک سال مسئولیت پست ریاست جمهوری باعث شد دلسوزان نظام از حمایت او دست برداشته و منتقد او گردند و نهایتاً در غائله 14 اسفند تنها سازمان منافقین و زاویه‌داران با انقلاب در حمایت از وی به خیابان‌ها بریزند. موسوی نیز که تجمع 25 خرداد 88 وی را دچار توهم و غرور کاذب کرده بود با بیانیه‌ها و رفتارهای ساختارشکنانه روز به روز حامیان خود را از دست داد به گونه‌ای که در ظهر عاشورای 88 تنها عده‌ای عضو رسمی منافقین، سلطنت‌طلب و بهایی در حمایت از این افراد شعار سر می‌دادند.
  دفاع بنی‌صدر  از منافقین
پس از غائله 14 اسفند در دانشگاه تهران، بنی‌صدر در نامه خود که 6 روز بعد خطاب به دادستان کل کشور، آیت‌‌الله موسوی اردبیلی نوشت، علت اصلی بروز واقعه 14 اسفند را نه سخنان تحریک‌کننده‌اش در این روز و شعارها و توهین هوادارانش به امام(ره)، که حضور چماقداران می‌داند و عملاً تمامی نقشه‌های گروهک‌های حامی خود از جمله مجاهدین خلق و... را در حمله به مخالفین خود منکر می‌شود:«آقای دادستان محترم! هیچ کس نمی‌پذیرد که گروهک‌ها چنین و چنان کردند، چرا که اگر چماقداران نمی‌آمدند هیچ کس هیچ کار نمی‌کرد!» میرحسین نیز پس از افتضاح روز عاشورا مقصر را نه شعارهای ضددینی حامیانش که برخورد نظام با این خداجویان می‌دانست.


خاتمی همچنان به منافع خود می اندیشد!
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی

اظهارات اخیر خاتمی و حمایت وی از موسوی و کروبی پس از آشوب های اسرائیلی 25 بهمن براساس فشارهای اخیر اطرافیان سران ضد انقلاب داخلی بوده است.

اظهارات اخیر خاتمی و حمایت وی از موسوی و کروبی پس از آشوب های اسرائیلی 25 بهمن براساس فشارهای اخیر اطرافیان سران ضد انقلاب داخلی بوده است.
به گزارش«جوان آنلاین»،پس از آشوب اسرائیلی 25 بهمن و در حالی که پیش از این خاتمی در واکنش به دعوت موسوی و کروبی به راهپمایی دراین روز ،این تجمع را بازی دو سرباخت عنوان کرده بود،وی با یک چرخش از سران ضد انقلاب داخلی حمایت کرد.
خاتمی پیش از این ضمن انتقاد از فراخوان موسوی و کروبی برای تجمع 25 بهمن، این تاکتیک را منجر به اضمحلال بیشتر اصلاح طلبان دانسته و گفته بود که وی برای برای جمع کردن این رسوایی خود را هزینه نخواهد کرد.
در همین حال گفته می شود چرخش آشکار سید محمد خاتمی و حمایت از موسوی و کروبی بر اثر پیام ها و فشارهای اطرافیان موسوی و کروبی بوده است.
اطرافیان سران ضد انقلاب داخلی در پیام خود ضمن انتقاد از موضع گیری خاتمی مبنی بر عدم هزینه کردن خود برای سبزها تاکید کرده بودند که بطور قطع اگر وی موضع جدیدی اتخاذ نکرده و از موسوی و کروبی حمایت نکند این دو مطالب روشنی را از برنامه ها و بازی های وی را افشاء کرده و بدین گونه وی دیگر هیچ گونه جایگاهی در میان این جریان خواهد داشت.
منابع مطلع در این زمینه خبرمی دهند گرچه خاتمی طی مواضعی از حصر موسوی و کروبی انتقادکرده ولیکن این مواضع برای سران ضدانقلاب داخلی چندان راضی کننده نبوده و این مواضع نشان می دهد  که خاتمی نه تنها جسور نبوده بلکه همچنان به منافع خود می اندیشد.


جزئیات شگردهای‌ارتباطی‌سران‌ضدانقلاب و علت ایجاد محدودیت‌ارتباطاتی
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

ایجاد محدودیت ارتباطی برای موسوی و کروبی که پس از 25 بهمن به علت ایفای کامل نقش کارگزار امریکا و اسرائیل از سران فتنه به سران داخلی ضدانقلاب تغییر عنوان پیدا کرده‌اند، به‌دلیل عمق ارتباطات ضد امنیتی آن‌ها و پیشگیری از افزوده شدن بر سیاهه جرایم آن‌ها در طول 21 ماه گذشته بوده است.

به گزارش رجانیوز، در پی فراخوان برای حضور خیابانی در روز 25 بهمن که موسوی و کروبی به‌عنوان اعلام کنندگان آن هیچ انگیزه‌ای جز ایجاد درگیری و آشوب به‌منظور مشابه‌سازی ایران و برخی کشورهایی که مردم آن‌ها در اعتراض به دیکتاتوری سران خود قیام کرده‌اند، نداشتند، فضا به مراتب از قبل شفاف‌تر و کاملاً روشن شد که دیگر اردوکشی‌های خیابانی هیچ ارتباطی به مسائلی مانند انتخابات سال گذشته ندارد، بلکه امریکا و رژیم صهیونیستی برای خروج از تهدیدهای کم‌سابقه‌ای که متحدان اصلی‌اشان در منطقه و افریقا با آن مواجه هستند، سناریوی سرشکن کردن این تحولات را تدارک دیده و می‌کوشند با القای مشابه بودن وضعیت ایران، از اینکه کشورمان به یک الگو و استاندارد برای خاستگاه‌های قیام‌های مردمی تبدیل شود، جلوگیری کنند.

نکته جالب در ارتباطات ضد امنیتی موسوی این است که عمده تماس‌های وی با عوامل بیرونی از طریق چت تصویری بوده و وی حتی برای جلوگیری از اینکه صدایش شنود شود، مطالب خود را بر روی کاغذ می‌نوشته و برای مشاهده طرف مقابل، جلوی دوربین وب‌کم می‌گرفته است.

اما در حالی که مطالبه مردمی بسیار فراتر از اعمال محدودیت‌های ارتباطی است و در راهپیمایی‌های مردمی از 9 دی سال گذشته تاکنون، اعدام سران فتنه خواسته شده است، رسانه‌ها و عوامل ضد انقلاب قصد دارند، همین محدودیت اندک را که در واقع لطف نظام به این افراد برای پیشگیری از برخوردهای مردمی و از سوی دیگر اضافه شدن به جرایم‌شان است، به‌عنوان یک فاجعه توصیف کنند.

این در حالی است که با محدود شدن ارتباطات موسوی و کروبی، علناً ضدانقلاب مقیم خارج برای مدیریت صحنه وارد شده و طراحی و اجرای ابتدا تا انتهای پروژه‌هایی را که البته تا امروز ناکام مانده، برعهده گرفته است که این رویکرد اثبات می‌کند تا قبل از این نیز عملاً ضدانقلاب طراح ناآرامی‌ها بوده و افرادی که از آن‌ها به‌عنوان سران فتنه تعبیر می‌شد، صرفاً‌ کارگزاران پروژه‌های ضدانقلاب و سرویس‌های غربی بوده‌اند.

این رویکرد در سایت کلمه که تا پیش از این ادعا می‌شد از سوی نزدیکان موسوی اداره می‌شود نیز وجود دارد، به‌طوری که از زمان قطع ارتباطات سران داخلی ضد انقلاب، این سایت نیز کاملاً به رسانه جریان ضدانقلاب تبدیل شده است. گفته می‌شود حمزه غالبی رئیس شاخه جوانان ستاد موسوی که به فرانسه گریخته است، مدیریت این سایت را برعهده دارد.

سناریوی "ادامه التهاب" در ایران، مصوب سرویس‌های امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی است که موسوی و کروبی در فاز جدید اجرای این سناریو صرفاً نقش کارگزار و عامل اجرایی را برعهده داشتند اما بی‌تدبیری در امکان‌سنجی برای اجرای این پروژه و بصیرت شکل گرفته در میان مردم و نخبگان در اثر تدابیر رهبر انقلاب در طول این ماه‌ها، عملاً این سناریو بی‌اثر شده است، به‌طوری که اکنون سرویس‌های طراح آن معتقد هستند که با تشکیل دو قطبی "انقلابی" و "ضدانقلاب" پس از 25 بهمن، بی‌اعتنایی مطلق مردم و ریزش شدید حامیان فتنه، همچنین محکومیت یکپارچه عوامل حتی از سوی افرادی که در طول این دو سال سکوت کرده بودند، کارت‌های مهمی را از دست داده و شرایط برای ادامه سناریوی التهاب آفرینی دشوار شده است.


تأیید تحلیل رفع‌دغدغه بازداشت موسوی و کروبی/ بی‌بی‌سی محاکمه را جلو انداخت!
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی ، جنبش سبز

تکرار بی‌اعتنایی شهروندان تهران به فراخوان حضور خیابانی (10 اسفند) تهران، تأیید تحلیل قبلی رجانیوز در مورد رفع کامل دغدغه بازداشت و محاکمه موسوی و کروبی از روز 25 بهمن به بعد است.

در حالی که طی روزهای گذشته جریان ضد انقلاب با بسیج کردن کامل امکانات رسانه‌ای و به صحنه آوردن تمام ظرفیت‌های خود تلاش کرد با برجسته‌نمایی خبر قطع ارتباطات موسوی و کروبی و تعبیر از آن به بازداشت، در تهران و برخی شهرهای مهم کشور ناآرامی ایجاد کند، گزارش خبرنگاران ما از سطح شهر حاکی است، جمعیتی که با انگیزه مشخص در مسیر اعلام شده حاضر و بعضاً با مأموران برقرار کننده نظم و امنیت عمومی نیز درگیر شدند، از حدود یک پنجم جمعیت 10 هزار نفری روز 25 بهمن یعنی دو هزار نفر نیز کمتر بود.

این در حالی است که جریان ضد انقلاب به امید پیوستن تماشاگران دیدار تیم‌های فوتبال استقلال تهران و السد قطر از ورزشگاه آزادی، بر خلاف فراخوان‌های قبلی که زمان آن را ساعت 15 اعلام می‌کردند، برای این فراخوان، ساعت 17 را اعلام کردند اما نکته قابل توجه این بود که از ساعت 19:30 به بعد شرایط در میدان‌های آزادی و انقلاب کاملاً عادی بود و حتی اثری از درگیری‌های پراکنده حوالی میدان انقلاب نیز دیگر خبری نبود.

شکست سناریوی "ادامه التهاب" در شرایطی رقم خورد که جریان ضد انقلاب به‌دلیل فاصله داشتن از ایران و برآورد و تخمین‌های غلط انتظار داشت در اثر انتشار خبر ایجاد محدودیت برای موسوی و کروبی موج اجتماعی شکل بگیرد و حتی برای دامن زدن به این فضا از شب گذشته (دوشنبه) شبکه بی‌بی‌سی فارسی ده‌ها بار ادعای کذب بازداشت این دو نفر و انتقال آن‌ها به زندان حشمتیه تهران را تکرار کرد.

با این حال، بی‌اعتنایی مطلق شهروندان تهرانی به این خبر که در اثر نوعی انزجار عمومی نسبت به رفتارهای ضدانقلابی بروز یافته و حتی سایت بی‌بی‌سی نیز ترجیح داده از عنوان "درگیری‌های پراکنده در تهران" برای پوشش خبری آن استفاده کند، شرایطی را ایجاد کرده که به نظر می‌رسد اکنون زمینه برای برداشتن گام‌های بعدی در محاکمه و رسیدگی به جرایم این افراد و جنایاتی که در آن‌ها معاونت و مباشرت داشته‌اند، ایجاد شده است.

بر این اساس، به نظر می‌رسد با قطع ارتباطات موسوی و کروبی و بازداشت بودن سایر عناصر فتنه، جریان ضد انقلاب در زمینه رصد و برآورد واقع‌بینانه با مشکل جدی روبرو شده و متعاقبا اشتباه‌های محاسباتی و شکست تصمیم اشتباه اعلام حضور خیابانی، موجب شده است که هر گونه دغدغه در مورد باقی ماندن بدنه اجتماعی حامی به صورت آتش زیر خاکستر که در شرایط بحرانی به صحنه می‌آیند، به‌طور کامل از بین برود و دستگاه قضایی بتواند گام بعدی برای رسیدگی به جرایم این افراد را بردارد.

رجانیوز، روز 25 بهمن با یادآوری اینکه کمتر از 10 هزار نفر از جمعیت 10 میلیونی تهران آن‌هم پس از 10 روز کری‌خوانی رسانه‌های ضد انقلاب به فراخوان پاسخ داده بودند، تأکید کرد که در اثر بصیرت شکل گرفته در مردم، اکنون بهترین زمان برخورد با سران فتنه است.

در بخشی از این تحلیل آمده بود: «بی‌رغبتی آشکار مردم تهران در همراهی با جریان فتنه نشان داد این تصور در میان برخی افراد که بازداشت موسوی و کروبی ممکن است تبعات سنگینی داشته باشد و بنابراین، هنوز وقت محاکمه آن‌ها فرا نرسیده، درست نبوده و علی‌رغم تأخیر در این اقدام که هزینه‌های زیادی نیز برای کشور داشته است، اکنون با توجه به همراهی واضح این دو نفر با سیاست‌های امریکا و رژیم صهیونیستی و ریزش تقریبا کامل بدنه اجتماعی فتنه،‌ در حال حاضر بهترین زمان برای محاکمه موسوی و کروبی است.»


با تجلیل ویژه از موسوی و کروبی صورت گرفت؛
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: شیخ یوسف صانعی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، سیدابوالحسن بنی صدر

 

یک روز پس از آنکه ابوالحسن بنی‌صدر تاکید کرد همه باید با تمام توان از میرحسین موسوی و مهدی کروبی دفاع کنیم، شیخ یوسف صانعی، از روحانیون حامی موسوی و کروبی، اقدام مسئولان علیه سران فتنه را «غیر اسلامی» و «غیرانسانی» دانست.

شبکه ایران- شیخ یوسف صانعی در ادامه حمایت‌های خود از جریان فتنه و سران داخلی آن اطلاعیه‌ای صادر کرد و آشوب طلبان را «معترض سیاسی» نامید.

او در این اطلاعیه با هجمه به ارکان نظام، حصر خانگی سران داخلی فتنه که جنایات متعددی از جمله همراهی با دشمنان تابلودار ایران، زمینه سازی برای ابراز وجود گروهک‌های تروریستی و کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر از هموطنان، تحمیل خسارت‌های متعدد به اموال خصوصی و عمومی و اقدامات ضد امنیت کشور و... را در کارنامه دارند، «غیر اسلامی» و «غیرانسانی» دانسته است.

آقای صانعی با بکار بردن صفات متعددی از سران داخلی فتنه تجلیل کرده و آنان را «شخصیت‌های خدوم» و «یار دیرین و معتمد امام» نامیده است.

زبدة السادات و الاخیار، ذوی العز و الاحترام؛ جناب آقای مهندس میر حسین موسوی

وی بدون اشاره به نفرت افکار عمومی از سران داخلی فتنه، موسوی را این چنین یاد کرده است: شخصیت‌ خدومی همچون زبدة السادات و الاخیار، ذوی العز و الاحترام؛ جناب آقای مهندس میر حسین موسوی.

شاگرد آقای منتظری همچنین در تایید اقدامات فتنه گران عنوان کرده است: جای بسی تاسف و تعجب است که برخی از افراد، اعتراض معترضین سیاسی را در جامعه فاقد هرگونه پایگاه و جایگاهی دانسته و آنرا دروغ و حیله پنداشته‌اند.

ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور فراری ایران، روز گذشته به حمایت ویژه از سران داخلی فتنه پرداخته و گفته بود که "هر ایرانی و غیر ایرانی باید از حقوق میرحسین موسوی و مهدی کروبی با تمام توان دفاع کند." وی اصرار سران داخلی آشوب های اسرائیلی را بر مواضع خود، "با ارزش" دانسته بود. 

گفتنی است شیخ یوسف صانعی در ایام پس از اعلام نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری، به صدور بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های در حمایت از جریان فتنه و اقدامان آن و علیه مسئولان و نظام اسلامی پرداخت که این مواضع او با پوشش و استقبال گسترده رسانه‌های بیگانه همراه شده است.

روحانی واقعی، منتظری-صانعی!

تندروی‌های آقای صانعی تا جایی پیش رفته است که چندی پیش سایت صهیونیستی «بالا‌ترین» از وی خواست علیه جمهوری اسلامی دستور جهاد بدهد!

آشوبگران در فتنه سال گذشته همزمان با فحاشی به اسلام و امام و رهبری و تظاهر به روزه خواری در روز قدس و نیز همزمان با سر دادن شعار به نفع آمریکا و رژیم صهیونیستی، شعار می‌دادند «روحانی واقعی، منتظری-صانعی»! رادیو فردا نیز از این طیف به عنوان روحانیونی نواندیش یاد کرد.


آقای صانعی در ادامه اهانت هایش به مسئولان جمهوری اسلامی، چندی پیش حتی فحاشی علیه رئیس جمهور را هم در سوابقش ثبت کرد.



خاتمی دلارهای ملک عبدالله راحرام نکرد!
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی

خاتمی پس از دو هفته سکوت در قبال پروژه آمریکایی-صهیونیستی آشوب در 25 بهمن، سکوت را شکست.
وی ضمن سخنانی که همسو با پروژه ناکام 25 بهمن ارزیابی می شود، تلاش کرد هویت ضد صهیونیستی و ضدآمریکایی قیام ملت های مسلمان منطقه را کمرنگ کند. او مدعی شد بعضی از این قیام ها علیه نظام هایی بوده که سیاست اصلی خود را مخالفت با غرب به خصوص آمریکا قرار داده اند و همواره شعارهای انقلابی و ضدصهیونیستی داشته اند!
خاتمی هیچ مصداقی دراین باره ارائه نکرد و حال آن که تمام رژیم های مرتجعی که ملت های مسلمان علیه آنها به قیام برخاسته اند، دارای ماهیت وابسته بوده اند و حتی معمر قذافی طی سال های اخیر بیشترین ارتباطات را با آمریکا و غرب برقرار کرده بود.
خاتمی در ادامه سخنانش بدون آن که تحرکات ساختارشکنانه و شعارهای ضدانقلابی و ضدقانون اساسی اوباش تحریک شده از سوی رسانه های ضدانقلابی و آمریکا و رژیم صهیونیستی در 25 بهمن را محکوم کند، مدعی شد: آیا نباید باعث ناراحتی و نگرانی باشد وقتی جریان هایی می کوشند دست آوردهای بزرگ انقلاب را نادیده انگارند، بلکه آن را دگرگونه جلوه دهند؟ وقتی بنا باشد همه مسئولان طراز اول که مورد تایید امام، مردم و رهبری بوده اند انسان های فاسد، منحرف و ضدانقلاب معرفی شوند آیا مردم جهان حق ندارند این شبهه را پیدا کنند که پس حاصل انقلاب، فساد و انحراف بوده است؟ و آیا این بزرگ ترین جفا به انقلاب نیست؟ آیا اگر فضا باز باشد قانون اساسی مبنای عمل قرار گیرد و انتقاد و حتی اعتراض در چارچوب قانون آزاد باشد و نصیحت مسئولان کشور و نقد و ارائه آزاد اندیشه یک ارزش به حساب آید، به جمهوری اسلامی خدمت نشده است؟
وی که سوابق ملاقات با جرج سوروس (سرمایه گذار صهیونیست کودتاهای مخملین) و راسموسن دبیرکل ناتو (حامی کاریکاتورهای ضد اسلامی در دانمارک) را در کارنامه سیاه خود دارد، به دفاع تلویحی از فتنه گرانی چون موسوی و کروبی برخاست که تحریک کننده حرکت آشوبگرانه مذکور 25 بهمن بودند.خاتمی گفت: به جا بود که زندانیان که نوعاً انسان های امتحان داده و صادق و مومن اند آزاد شوند نه اینکه این روزها شاهد دستگیری های تازه و ایجاد محدودیت مجدد برای کسانی باشیم که اندکی از محدودیت آن ها کاسته شده بود. چرا باید کسانی چون جناب مهندس موسوی و جناب آقای کروبی که در دلبستگی شان به اصل انقلاب و نظام تردیدی نیست دچار حصر و محدودیت شوند و زمینه ای فراهم آید تا کسانی که نه نظام را قبول دارند و نه خیر ایران و ایرانی را می خواهند میدان داری و احیاناً از احساسات پاک مردم بخصوص جوانان سوءاستفاده کنند.
این رویکرد تحریفگرانه و نفاق آلود از سوی خاتمی در حالی است که اوباش چند صد نفری حاضر در اغتشاش 25 بهمن، به دعوت کروبی و موسوی علناً علیه جمهوری اسلامی و ارکان قانون اساسی و انقلاب فحاشی کرده بودند تا افکارعمومی جهان از انتفاضه اسلامی در خاورمیانه منحرف شود، همچنان که خاتمی خود در سخنان اخیرش کوشیده تا هویت ضدصهیونیستی و ضد آمریکایی نهضت ها را کتمان کند. خاتمی به شیوه نفاق همیشگی توضیح نمی دهد که کجای تحرکات ساختارشکنانه و آشوبگری و تکرار شعارهای ضدانقلابی که یک روز قبل از ماجرای 25بهمن از سوی سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی دیکته شده، «نصیحت و نقد و ارائه اندیشه در چارچوب قانون است»؟! و کدام «انسان مومن و صادق» حاضر می شود در بحبوحه بدنامی و فرار مزدوران آمریکا و اسرائیل از کشورهای اسلامی، ننگ نوکری مستکبران را به جان بخرد و به خاطر این حماقت بزرگ، از ستایش آنان برخوردار گردد؟!
خاتمی با این اظهارات نشان داد که ادعای اصلاح طلبی او در چارچوب قانون اساسی و خدمت به جمهوری اسلامی دروغی رنگ باخته بیش نیست و او اختیار جدا کردن حساب خود از ضدانقلاب و آمریکا و اسرائیل را ندارد.
گفتنی است خاتمی علاوه بر ملاقات پنهان با جرج سوروس صهیونیست،راسموسن دبیرکل ناتو و حامی کاریکاتورهای ضد اسلامی برای راه اندازی فتنه88 مبالغ کلانی از ملک عبدالله پادشاه سعودی و برخی از کشورهای اروپایی نیز دریافت کرده است و تلاش وی برای تطهیر سران وابسته برخی کشورهای عربی و تخطئه حرکت های انقلابی مردم مسلمان خاورمیانه در این راستا قابل ارزیابی است.
خاطرنشان می شود همزمان با سیاه بازی جدید خاتمی، روزنامه اطلاعات مطلبی رپرتاژگونه و توأم با حمایت از وی چاپ کرد.


بنی‌صدر: همه باید از موسوی و کروبی حمایت کنیم
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۸  کلمات کلیدی: سیدابوالحسن بنی صدر ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز

رئیس جمهور فراری ایران با تایید مواضع سران داخلی فتنه گفت که همه باید با تمام توان از میرحسین موسوی و مهدی کروبی دفاع کنیم.

به گزارش شبکه ایران، ابوالحسن بنی‌صدر که اکنون در پاریس سکونت دارد، در مصاحبه با یک رادیوی ضدانقلاب به حمایت ویژه از سران داخلی فتنه پرداخت و گفت که "هر ایرانی و غیر ایرانی باید از حقوق میرحسین موسوی و مهدی کروبی با تمام توان دفاع کند و اینها حق دارند آزاد باشند."
وی اصرار سران داخلی آشوب های اسرائیلی را بر مواضع خود، "با ارزش" دانست.

رئیس جمهور فراری ایران ادعاهایی را که موسوی و کروبی درباره پیروی از خط انقلاب اسلامی و امام راحل مطرح می کنند، این گونه رد کرده است که "گمان من این نیست که رهبران جنبش چنان به گذشته چسبیده اند که هیچ تغییری را نتوانند بپذیرند، حق هر انسان است که تغییر کند."

گفتنی است، بنی صدر در تاریخ ۳۱/۳/۱۳۶۰ از سوی مجلس شورای اسلامی فاقد کفایت سیاسی دانسته شد و امام خمینی که از همراهی بنی‌صدر با گروهک منافقین ناراحت بود، یک روز بعد این رای را تایید کرد.
بنی صدر هم پس از آنکه خیانت های خود به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را افشا شده دید، با پوشش زنانه از کشور گریخت و به فرانسه پناهنده شد.

او از آن زمان تاکنون به فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران مشغول است و در جریان فتنه 88 و آشوب اسرائیلی 25 بهمن از حامیان ویژه آشوب طلبان بوده است.

بنی صدر از سال های گذشته ارتباط نزدیکی با سران گروهک تروریستی منافقین داشته است.

شاید مواضع مشابه آنان در ماه های اخیر در همین راستا باشد. چند روز پیش سرکرده گروهک منافقین همانند بنی صدر، از میرحسین موسوی، مهدی کروبی و حامیان آنان تقدیر کرد. او تاکید کرد که اقدامات آنان نشانه قاطعی است از اینکه "با در پیش گرفتن راه و رسم اشرف" به دنبال براندازی در ایران هستند.

این گروهک در اغتشاش روز 25 بهمن آشوب طلبان را همراهی کرد و برای تحریک آنان دست به ترور حدود 10 نفر از هموطنان و فرافکنی درباره عوامل ترورها زد.


 
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز
چکیدن یک قطره از خون رأس مبارک حسین(ع) بر پای ابن زیاد در سال ۶۱ هجری، بر پای این ملعون دملی چرکین نهاد که تا آخر عمر آزارش می داد. نظیر همین صحنه را گویا ۱۳۷۰ سال بعد نیز باید به چشم ببینیم. آن هنگام که دملی بر پای شیخ فتنه گران می روید و شاید این دمل حاصل چکیدن خون شهدای فتنه است.
به گزارش جهان، یکی از پسران کروبی تصویری از شیخ فتنه گران را بر روی صفحه فیس بوک خود قرار داده و مدعیست که این عکس مربوط به سال گذشته و آن هنگامیست که کروبی مورد حمله معترضان خود قرار گرفته است.

راویان می گویند: هنگامیکه رأس مبارک حسین ما شیعیان را مقابل ابن زیاد آوردند؛ قطره ای از خون این سر مطهر، بر پای ابن زیاد ملعون چکید.

راویان می گویند: این قطره تا عمق استخوان پسر مرجانه را سوزاند و بر پای او خللی گذاشت که تا آخر عمرش بوی مشمئزکننده ای از ابن زیاد ساطع می شد به طوری که حتی اطرافیانش نیز از نزدیک شدن به این مرد إبا می کردند.

می گویند: این خلل، ابن زیاد را لنگ کرد و او تا آخر عمر منحوس خویش می لنگید تا اینکه به دست مختار ثقفی به درک واصل شد.

ما این صحنه را به گونه ای ملموس تر در مختارنامه هم دیدیم. گویا اینک پس از ۱۳۷۰ سال نیز باید شاهد تکرار دوباره تاریخ و عاقبت "نقاب زنندگان، رکاب زنندگان و تشویق کنندگان" قتال با ولی زمانه باشیم که چگونه خون شهدای مظلوم فتنه بر دامن و بدن آنها نیز می چکد و آنها را رسوای خاص و عام می کند.

تصویری که در ادامه می بینید تصویر شیخ فتنه گران است که از درد نشسته بر پایش که مدعیست در اثر برخورد با معترضینش عارض وی شده؛ ناراحت و ملول است.




از سوی ناطق نوری و حسن روحانی کلید خورد؛
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: اکبر هاشمی رفسنجانی ، ناطق نوری ، حسن روحانی ، مهدی کروبی
سناریوی "نجات هاشمی" به قیمت عبور از موسوی و کروبی

اظهارنظرهای دیرهنگام افرادی مانند حسن روحانی و علی‌اکبر ناطق نوری در محکومیت فتنه‌گران پس از گذشت 20 ماه در حالی است که به‌نظر می‌رسد با اطمینان از افول قطعی فتنه و تثبیت انزجار عمومی از آن‌ها پروژه "نجات هاشمی" به قیمت عبور از موسوی و کروبی کلید خورده است.

 
به گزارش رجانیوز، در حالی که پس از گذشت 10 روز فراخوان‌های جریان فتنه برای روز 25 بهمن که از لحاظ حجمی قابل مقایسه با مواردی مانند روز 22 خرداد امسال نبود، در شهر تهران با جمعیت بالغ بر 10 میلیون نفر، کمتر از 10 هزار نفر به خیابان آمدند.
 
بی‌اعتنایی به فراخوان فتنه در شرایطی بود که به گفته شاهدان عینی نه تنها مردم با تعداد معدودی از افرادی که با انگیزه مشخص ایجاد آشوب به خیابان آمده بودند، همکاری نمی‌کردند بلکه در مواردی انزجار خود را نیز ابراز می‌کردند.
 
به گفته خبرنگار ما،‌ در یک مورد مشخص زنی که محل سکونتش در اوایل خیابان 12 فروردین تقاطع انقلاب بود،‌ از بالای پنجره در واکنش به فردی که زنگ در منزل او را زده و از وی برای پنهان شدن در خانه‌اش تقاضا می‌کرد، با تندی می‌خواست که به این رفتارها پایان دهند و تأکید کرد که سال گذشته هم که به شما پناه می‌دادیم، اشتباه کردیم.
 
در عین حال،‌ به‌نظر می‌رسد به‌دنبال اطمینان از میرایی قطعی جریان فتنه و قادر نبودن به تجدید حیات با گذشت بیش از یک سال از 9 دی 88، تعدادی از افرادی که با سکوت خود در طول 20 ماه گذشته خدمات زیادی به این جریان کردندٰ به این نتیجه رسیده‌اند که برای مصلحت بالاتری که "نجات هاشمی در آستانه انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان" و "احیای شخصیت خود برای ماندن در لایه‌های نظام" است، باید از موسوی و کروبی عبور کرده و به مرده فتنه لگد بزنند.
 
در این زمینه، مشخصا علی‌اکبر ناطق نوری و حسن روحانی اظهاراتی مطرح کرده‌اند که طرح آن‌ها در زمان فعلی و در حالی که آشوب‌های خرداد و تیر 88، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و حتی روز عاشورا که به مراتب تبعات منفی بیشتری برای کشور داشت، آن‌ها ‌سکوت کرده بودند، عادی به‌نظر نمی‌آید.
 
همچنین آقای هاشمی رفسنجانی نیز که اوایل بهمن ماه جاری به صراحت تأکید کرده بود که مواضعش همان نظراتی است که در خطبه‌های نمازجمعه 26 تیر ماه 88 بیان کرده، به‌طور تلویحی از رفتارهای خلاف قانون انتقاد کرده و در حالی که حاضر نشده است از واژه "فتنه" و اشاره مستقیم به سران آن استفاده کند، گفته است رفتارهای خلاف قانون بر اساس نظر امام راحل حرام است.
 
این در حالی است که برخی از فرزندان آقای هاشمی در جریان آشوب‌های سال گذشته نقش فعالی داشته و یکی از آنان هنوز متواری است. همچنین اظهارنظرهای وی در طول 20 ماه گذشته عمدتا در خدمت جریان فتنه بوده، به‌طوری که بارها به خبر اول رسانه‌های ضدانقلاب تبدیل شده است.
 
در جلسه دو روز قبل هیئت رئیسه مجلس خبرگان نیز که در نهایت بیانیه‌ای به اسم مجلس خبرگان از آن منتشر شد،‌ آقای هاشمی تمایلی به صدور بیانیه نداشته که با تأکید قاطع سایر اعضای هیئت رئیسه، این بیانیه منتشر شد.
 
اما در حالی که کمتر از 20 روز به انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان باقی مانده است، افرادی مانند ناطق نوری و روحانی که با سکوت و یا اظهارنظرهای مورد تمایل جریان داخلی و خارجی فتنه به امیدواری آن‌ها کمک کرده بودند، باید قبل از چیدن هر سناریوی جدیدی از جمله احیای خود و آقای هاشمی، در مورد رویکرد و مواضع قبلی خود مانند نشست دور یک میز با موسوی خوئینی‌ها و دیگران توضیح دهند.
 
در این میان، تحرکات مشکوک در رسانه ملی نیز برای تطهیر این افراد و برجسته کردن اظهارنظرهایی که گویندگان آن‌ها را از نظام طلبکار نشان می‌دهد، به‌جای اینکه در همین مصاحبه‌ها از آن‌ها پرسیده شود در طول این مدت چرا مهر سکوت بر دهان داشته و یا با جریان فتنه همکاری کرده‌اند،‌ عادی به‌نظر نمی‌رسد.

ایران بار دیگر علیه فتنه خروشید +عکس
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی
تأکید بر مفسد فی‌الارض بودن سران فتنه و هشدار در مورد ریاست خبرگان

 نمازگزاران جمعه در کشورمان امروز پس از نماز بار دیگر به خیابان‌ها آمدند تا در مقابل آشوب صهیونیستی  روز 25 بهمن که کارگزاران آن سران داخلی فتنه به عاملیت امریکا و اسرائیل بودند و هیچ انگیزه‌ای جز مشابه‌سازی ایران و مصر نداشتند،‌به افکار عمومی دنیا که رسانه‌های غربی آن‌ها را مدیریت می‌کند، این پیام جدی را مخابره کنند که هیچ وجه تشابهی میان معترضان میلیونی به دیکتاتوری حسنی مبارک در مصر با آشوب‌های سطل آشغالی کمتر از 10 هزار نفر در تهران وجود ندارد.

 
به گزارش رجانیوز، در حالی که روز چهارشنبه نیز مردم تهران با حضور در مراسم تشییع پیکر شهید صانع ژاله، به‌طور جدی درخواست محاکمه و اعدام سران فتنه به جرم افساد فی الارض و محاربه را مطرح کرده بودند، در مراسم امرو نمازجمعه نیز از همان زمان که آیت‌الله جنتی پشت تریبون قرار گرفت، فریاد "مرگ بر فتنه‌گر" و "موسوی و کروبی اعدام باید گردند" در فضای دانشگاه تهران طنین‌انداز شد.
 
امام جمعه تهران نیز در واکنش به درخواست محاکمه و اعدام سران فتنه تأکید کرد که اکنون آن‌ها در واقع ساقط و معدوم شده‌اند. آیت‌الله جنتی البته یک درخواست حداقلی مردم را از تریبون نمازجمعه بیان کرد و گفت که دستگاه قضایی باید سران فتنه را حصر خانگی کند.
 
در عین حال، پس از اقامه نمازجمعه در تهران و شهرستان‌ها مردم برای رسوا کردن جنبش صهیونیستی به خیابان‌ها آمدند. در تهران، جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران سخنران مراسم بود که با بیان اینکه برخی خواص بی‌بصیرت با سکوت خود 20 ماه جریان فتنه را حیات بخشیدند، تأکید کرد که اکنون آخرین فرصت برای خواص برای اعلام برائت از سران فتنه است.
 
راهپیمایان با سردادن شعارهای "مرگ بر موسوی "، "مرگ بر کروبی "، "مرگ بر خاتمی "، "هاشمی هاشمی بصیرت بصیرت "، "کروبی بی‌سواد عامل دست موساد "،‌ "موسوی بی‌مرام دشمن راه امام "،‌ "ملت ما بیدار است از فتنه‌گر بیزار است "، "ما ملت ایرانیم از فتنه‌گر بیزاریم "، "حرف ما یک کلام محاکمه والسلام "، "کروبی، بی بی سی پیوندتان مبارک "، "عامل آمریکایی اعدام باید گردد "، "فتنه‌گر و آشوب‌گر اعدام باید گردند "، "مجلس انقلابی تشکر تشکر "، "ای رهبر بت‌شکن بت نفاقو بشکن " و "خبرگان جای منافقین نیست" ضمن ابراز خشم و انزجار از سران فتنه و برخی خواص بی‌بصیرت، از دستگاه قضایی کشور خواستند تا هر چه سریع‌تر سران فتنه محاکمه شوند. 
 
 
راهپیمایان همچنین پرچم‌های کشورمان و پرچم‌های "لبیک یا خامنه‌ای " و با در دست داشتن تراکت‌هایی با مضامین "تا پای جان حامی انقلابیم "، "سران فتنه اعدام باید گردند "، "توطئه و اغتشاش نوکری آمریکاست "، "صبر ملت به سر آمده، سران فتنه را اعدام کنید "، "خواص بی‌بصیرت، ضددین و شریعت "، "مسئولان قضایی! مردم در صحنه‌اند از چه می‌ترسید؟" در دست داشتند.
 
حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی ذوالنور برخی توطئه‌های دشمنان ملت ایران در طول 32 سال گذشته را یادآوری کرد و در ادامه گفت: فتنه‌گران با حمایت همه‌جانبه دشمنان نظام اسلامی ایران از سال‌ها پیش، انتخابات دهم ریاست‌جمهوری را هدف قرار داده و با برنامه‌ریزی‌های خود سعی داشتند با نفوذ در بدنه اجرایی و فرهنگی کشور به تخریب آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران بپردازند.  دشمنان انقلاب اسلامی فتنه سال گذشته را به وجود آوردند و سعی داشتند بر افکار عمومی مردم سوار شوند و با حمایت گسترده رسانه‌های خود از جمله بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا، فیس‌بوک، توئیتر و... به عملیات روانی دست زدند. 
 
وی خاطرنشان کرد: استکبارجهانی با حمایت عمال داخلی خود سعی داشتند با ایجاد راهپیمایی عده‌ای موهوم و جیره‌خوار به اهداف خود برسند و دروغ‌های خود را واقعیت جلوه دهند تا اعتبار ملی را مخدوش کرده و هنجارهای جامعه را بشکنند. فتنه‌گران در فتنه سال گذشته و پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری از خطوط قرمز عبور کردند و سعی داشتند با اقدامات خود به براندازی نظام اسلامی ایران بپردازند اما شکست خوردند. 
 
ذوالنور در خصوص نقش برخی از خواص بی‌بصیرت در شعله‌ور شدن فتنه‌ها در کشورمان، گفت: در جریان فتنه سال گذشته و اخیر برخی از خواص بی‌بصیرت با سکوت مخرب سعی کردند بذر نفاق را بکارند و همچنین با سکوت معنادار خود در پازلی قرار گرفتند که ایادی استکبار جهانی برای‌ آنها فراهم کرده بودند اما مردم مسلمان ایران با صفوف فشرده مانع این فتنه‌انگیزی‌ها شدند. 
 
وی در ادامه تاکید کرد: جمعی از آشوب‌گران در فتنه‌گری‌های یک سال و چند ماهه خود کمونیست‌ها، منافقان، سلطنت‌طلبان، انجمن پادشاهی و سایر گروهک‌های معاند را در کنار خود قرار دادند و با چهره‌های گریم‌کرده سعی داشتند زیر پرچم امام(ره) به تخریب آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران بپردازند. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران خاطرنشان کرد: برخی خواص بی‌بصیرت با سکوت خود زمینه‌ای را فراهم کردند که سران فتنه با ارتکا به آنان همچنان به راه خود ادامه دهند و حتی با سخنان دو پهلو سعی داشتند جریان توهین به امام(ره)‌ و توهین به عزاداران حسینی را مخدوش کنند. 
 
وی با تاکید بر اینکه خواص بی‌بصیرت با سکوت خود 20 ماه جریان فتنه را حیات بخشیدند اما مردم ایران اسلامی در 22 بهمن و 9 دی سال گذشته و 22 بهمن امسال با حضور 50 میلیونی در سراسر کشور تاکنون این توطئه‌ها را خنثی کرده‌اند، اظهار داشت:‌ فتنه‌گران از قبل کسب آمادگی کرده بودند تا 22 بهمن امسال را تبدیل به اغتشاش کنند و پیش از 22 بهمن امسال نشستی را برگزار کردند اما موسوی خوئینی‌ها یعنی همان مرد خاکستری فتنه در این جلسه اعلام داشت "اگر در 22 بهمن به فتنه‌انگیزی بپردازیم و حرکتی را انجام دهیم مردم ما را له می‌کنند و حیات‌مان برباد خواهد رفت."
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران با اشاره به اینکه فتنه‌گران سعی داشتند در 21 بهمن و یک روز پیش از راهپیمائی عظیم 22 بهمن‌ دست به اغتشاش‌آفرینی کنند، خاطرنشان کرد: ملت ایران با حضور میلیونی خود در 22 بهمن طرح فتنه‌گران را ناکام گذاشتند اما ایادی استکبارجهانی که اکنون حیاتشان را در جهان عرب در خطر می‌بینند و شاهد خیزش مردمی در کشورهای مصر، تونس، یمن و ... هستند با طراحی فتنه در 25 بهمن سعی داشتند اتحاد ملت ایران را هدف قرار دهند. 
 
وی با اشاره به اینکه فتنه‌گران با اغتشاش‌آفرینی در 25 بهمن سعی داشتند ذائقه شیرین مردم را در حضور میلیونی خود در 22 بهمن تلخ کنند و حرکت پرشور مردمی را تحت تاثیر قرار دهند، بیان داشت: رسانه‌های غربی نیز بر طبل فتنه‌انگیزی‌ها در روز 25 بهمن کوبیدند چون اکنون مجبورند شکست آمریکا را در خاورمیانه و جهان عرب اعتراف کرده و اعلام کنند. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران با تاکید بر اینکه سران فتنه فکر می‌کردند می‌توانند جمعیت عظیمی را در روز 25 بهمن به خیابان‌ها بریزند، گفت: ملت ایران که اکنون گره دم سران فتنه را با استکبارجهانی دریافته‌اند، با سران فتنه همراهی نکرده و تنها مشتی اراذل و اوباش و کسانی که از مردم و انقلاب اسلامی ایران دلخورند به فتنه‌انگیزی پرداختند. 
 
وی ازود: اغتشاش‌گران در خیابان‌های آزادی و انقلاب اسلامی خون شهیدانی چون "صانع ژاله " را به کف خیابان‌ها ریختند و این امر موجب شد تا خواصی که تا دیروز سکوت اختیار کرده بودند، بیدار شوند و به صراحت اعلام کنند سران فتنه با استکبارجهانی در یک مسیر حرکت می‌کنند. 
 
ذوالنور در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه تجمع مردمی امروز پیام‌های متعددی را دارد، خاطرنشان کرد:‌ اولین پیام خطاب به مقام معظم رهبری است. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران اظهار داشت: ملت ایران بارها به مقام معظم رهبری پیام داده‌اند که هستی و حیات‌مان در دفاع از آرمان‌های امام(ره)، ولایت‌فقیه و انقلاب اسلامی ایران است. 
 
وی افزود: ای مولا و سرور ما، ما خود را آماده کرده‌ایم و منتظر اشاره شما هستیم که اگر اشار‌ه‌ای بفرمائید تا پای جان در راه اعتلای نظام اسلامی ایران حرکت ‌خواهیم کرد. 
 
ذوالنور تاکید کرد: ملت ایران با بصیرت خود همواره نشان دادند اگر مسئولان مربوطه با فتنه‌گران برخورد نکنند و اگر دوباره فتنه‌گران فراخوانی را اعلام کنند و در خیابان‌ها حضور پیدا کنند این بار دیگر زیر پای ملت نابود خواهند شد. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران بیان داشت: پیام دوم این تجمع مردمی به مسئولان تصمیم‌گیر و قوه‌قضائیه است و از زبان مردم به رئیس قوه‌قضائیه و مسئولان این قوه اعلام می‌کنم که تا به حال فرصت دادیم و سران فتنه مورد مدارا قرار گرفته‌اند. 
 
وی افزود: تاکنون به سران فتنه اجازه داده شده است تا باطن خبیث خود را نشان دهند و نقاب نفاق خود را از صورتشان بکشند اما دیگر صبر این مردم بسر رسیده و درخواست ملت ایران از دستگاه قضائی کشور اشد مجازات اسلامی برای سران فتنه است. 
 
ذوالنور در ادامه گفت:‌ پیام سوم این تجمع مردمی خطاب به خواص جامعه است. خواص کشورمان در چند دسته طبقه‌بندی می‌شوند و طبقه اول کسانی هستند که با سران فتنه همراهی داشتند اما به تدریج خود را از فتنه‌گران کنار کشیده و به صفوف ملت ایران ملحق شدند. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران تاکید کرد: قشر دوم از خواص جامعه افرادی هستند که از مسئولان و سیستم اجرائی کشور ناخرسندند اما با سکوت خواسته و یا ناخواسته خود جبهه مقابل ملت ایران را تقویت کرده‌اند. 
 
وی تصریح کرد: قشر سوم از خواص بی‌بصیرت افرادی هستند که مطامع شخصی و منافع و مصلحت خانواده و عشق به فرزندان را واجب‌تر از آرمان‌های انقلاب می‌بینند و عملاً با حضور در تریبون‌ها از انقلاب اسلامی فاصله گرفته‌اند. 
 
ذوالنور تاکید کرد: امروز می‌بینیم که ملت ایران یک صدا بر علیه سران فتنه موضع‌گیری کرده‌اند و لذا به این‌گونه خواص اعلام می‌‌کنیم، پیام ملت ایران این است که اگر بر علیه سران فتنه موضع‌گیری شفاف نکنید، ملت ایران برای همیشه شما را زیر خروارهای شعار خود مدفون و حصر ابدی خواهد کرد و این آخرین فرصت برای این خواص است. 
 
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران تصریح کرد: آخرین پیام این تجمع مردمی خطاب به استکبارجهانی است. استکبارجهانی باید بداند که ملت ایران پای آرمان‌های خود ایستاده و در عرصه‌های مختلف همواره امتحان پس داده است. 
 
وی افزود:‌ آنچه که در حال حاضر در دنیا اتفاق می‌افتد به برکت ایستادگی ملت ایران است و اگر در مصر، تونس و سایر کشورهای عربی فریاد الله‌اکبر را می‌شنویم به برکت ایستادگی مردم ایران اسلامی است. 
 
ذوالنور در پایان خاطرنشان کرد:‌ استکبار جهانی بداند ملت ایران تا آخرین قطره خون خود از ولایت‌فقیه و انقلاب اسلامی ایران حمایت خواهد کرد.
 
به گزارش فارس، مردم تهران در تجمع اعتراض‌آمیز خود علیه سران فتنه و اغتشاشگران تاکید کردند که موسوی و کروبی مفسد فی‌الارض هستند و قوه قضائیه باید آنها را به سزای اعمالشان برساند.
 
متن کامل قطعنامه پایانی تجمع امروز جمعه 29 بهمن 89 نمازگزارن تهرانی در محکومیت اغتشاشات 25 بهمن فتنه گران در تهران به شرح ذیل است: 
 
در حالی که انوار تابناک انقلاب اسلامی و پژواک فریادهای دشمن‌شکن و ضداستعماری و استبدادی نهضت ملت بصیر و آزادیخواه ایران به رهبری پربرکت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) با در نوردیدن مرزهای جغرافیایی و سیاسی، آزادی و رهایی ملت‌های مسلمان منطقه و جهان را نوید می‌دهد و بارقه‌های بیداری اسلامی با رویش جوانه‌های انقلاب در اقصی نقاط عالم ارکان سلطه نظام استکبار جهانی را به لرزه افکنده است، عمله‌های سیاسی آمریکا و رژیم اشغالگر اسرائیل که بقاء خویش را در ادامه فتنه‌گری می‌بینند برای اثبات نوکری و وابستگی خود با فراخوانی مذبوحانه و دعوت از مشتی منافق و تفاله‌های سلطنت طلب و اوباش ضدانقلاب برای ایجاد اغتشاش در بیست و پنجم بهمن ماه با هدف خوشنودسازی بیگانگان و امید دادن به دشمنان دین و ملت و فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای رسانه‌های بیگانه و شبکه‌های صهیونیستی و آمریکایی کوشیدند تا با انتقام‌گیری از استقامت و استواری ملتی بصیر که با تکیه بر مواضع هدایت‌گرانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دفاع از اصول و آرمان‌های ارزشی انقلاب اسلامی جریان نفاق و برانداز را در نهم دی و بیست و دوم بهمن سال 88 در گورستان خشم و نفرت خود دفن نمود. 
 
فضایی از رعب و وحشت را برای سرپوش نهادن به شکست‌های پی در پی و مفتضحانه اربابان خارجی خود و کم سو نمودن فروغ بیداری اسلامی در منطقه ایجاد نمایند اقدام رذیلانه‌ای که برگ ننگین دیگری را بر پرونده سراسر سیاه و خائنانه سران فتنه و جبهه نفاق نوظهور افزود. 
 
اکنون در آستانه ایام ولایت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی و آغاز هفته وحدت ما شرکت کنندگان در این تظاهرات اعتراض آمیز در اوج خشم و نفرت نسبت به فتنه‌افروزی و وحدت شکنی جریان نفاق نوظهور و همصدایی سران فتنه با معاندان شناخته شده انقلاب و نظام اسلامی مواضع انقلابی خود را با ندای توحیدی الله اکبر اعلام می‌داریم: 
 
1- حماسه‌سازان شگفتی آفرین بیست و دوم بهمن، سناریوی دروغین حمایت از مردم مصر و دعوت سران فتنه برایایجاد هرج و مرج و اغتشاش در بیست پنجم بهمن ماه را تلاشی مذبوحانه برای محو حلاوت و شیرینی دستاوردهای حضور میلیونی ملت شجاع و قهرمان ایران اسلامی در راهپیمایی یوم الله بیست و دوم بهمن که بر اساس عشق و ارادت به امام و خط اصل آن پیرمرداد در پیروی از ولایت فقیه به حماسه‌ای عظیم برای نمایش ایمان و بصیرت و وحدت و پیوند دوباره ملت با آرمان‌های انقلاب اسلامی تبدیل گردید دانسته و آن راخدمت به دشمنان اسلام و اقدامی در جهت جلوگیری از بازتاب همبستگی ملی و حمایت مردم شریف ایران از قیام ملت به پا خواسته مصر می‌داند و آن را شدیدا محکوم می‌نماید. 
 
2- راهپیمایی شکوهمند بیست و دوم بهمن ماه همه ساله موج بزرگی از امید و خودباوری را در دل شیفتگان انقلاب اسلامی و مردم آزادیخواه جهان نسبت به استحکام و عزت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی و ناامیدی و یأس را در اردوگاه دشمنان کوردل نسبت به عدم تأثیر توطئه‌های گوناگون استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا بر علیه نظام و انقلاب ایجاد می سازد. ما تظاهرکنندگان دعوت به اغتشاش در بیست و پنجم بهمن را عدم همراهی آشکار سران فتنه با ملت بزرگ ایران و به رسمیت نشناختن بیست و دوم بهمن به عنوان روز حاکمیت و پیروزی ملت ایران بر کفر و نفاق و استکبار جهانی توسط مردگان سیاسی دانسته و این دعوت را اعلام رسمی جداسازی راه سران فتنه و عوامل وابسته‌شان از اقیانوس عظیم ملت بزرگ ایران و دوری از صراط مستقیم نهضت و انقلاب اسلامی و پشت کردن به آرمان های امام راحل و مقام معظم رهبری می‌دانیم و خواستار برخورد شدید دستگاه‌های انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی با عوامل داخلی و پیاده نظامان رژیم صهیونیستی می باشیم. 
 
3- ملت ایران آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب صهیونیستی را دشمنان اصلی انقلاب اسلامی و سیاست‌های استعماری آنان را اقدامی در جهت چپاول و غارت کشورهای اسلامی و مردم مسلمان می‌داند و هر اقدامی که موجب خوشحالی تأیید و تشویق استکبار جهانی و همپیمانانشان شود را خوش خدمتی و ابراز نوکری به بیگانگان قلمداد نموده و بازی علنی موسوی و کروبی در پازل آمریکا و انگلیس و رژیم جنایتکار اسرائیل و نقش‌آفرینی در سناریوی طراحی شده توسط دشمن را خروج آنان از آرمان‌های امام و انقلاب و مخالفت با اراده و خواست ملت شریف ایران و عمق وابستگی و انحراف سران فتنه دانست و نفرت و انزجار و برائت خود را از حامیان خارجی و داخلی آنان اعلام می‌داریم. 
 
4- شنیدن صدای نفاق و ورشکستگان سیاسی و تفاله‌های رژیم نگون بخت سلطنتی از حلقوم موسوی وکروبی و اقدام جنایتکارانه عوامل مزدور و در ایجاد اغتشاش و آشوب و شهید و مجروح نمودن تعدادی از هموطنان عزیز بار دیگر پرده از چهره خبیث مهره‌های سوخته استکبار و لاشه‌های متعفن سیاسی فتنه 88 برداشت و نشان داد که اتحاد پلید و شوم جیره‌خواران و وابستگان مزدور روی دیگری از نفاق نوظهور و تلاش استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل برای گشودن راهی است که در سال 1360 با عزم و اراده راسخ و استوار ملت غیور و موضع سرسختانه امام عزیز مسدود و منجر به فرار معاندان جنایتکار و پناه گرفتن آنان در زیر چتر حمایتی صدام جنگ افروز و خون آشام گردید لذا ملت ایران پیوستن موسوی و کروبی به اردوگاه جبهه کفر و نفاق و تحرکات مذبوحانه آنان را از ادامه اقدامات کور و جنایتکار منافقان به دستور اربابان خارجی‌شان دانسته و آن را شدیدا محکوم می‌نماید. 
 
5- اکنون که هدایت‌های روشنگرانه رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی و خویشتن‌داری مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی و صبر ملت غیرتمند ایران نتوانسته است سران گمراه فتنه را از جهالت و خواب غفلت بیدار نموده و آنان را از سقوط در جهنم پستی و رذالت و همراهی با دشمنان دیرینه اسلام و انقلاب اسلامی باز دارد ملت آزاده و شهید پرور ایران اجازه نخواهند داد مشتی قدرت‌طلب خود فروخته و ایادی درونی استکبار با عصیان و گردنکشی ارزش‌های اسلامی را به تمسخر گرفته و آرامش جامعه را بازیچه حقد و کینه و خودخواهی قرار دهند و علیرغم آغشته بودن دستان کثیفشان به خون جوانان عزیز از مجازات گریخته و با قرار گرفتن در حاشیه امن همچنان با صور بیانیه‌ای فتنه‌انگیز زمینه خوش رقصی برای دشمنان انقلاب اسلامی به سرکردگی شیطان بزرگ آمریکای جنایتکار و اذاب داخلی‌شان را فراهم نمایند. 
 
6- باتوجه به فرمایش قاطعانه حضرت امام که فرمود "کسانی که دعوت به راهپیمایی غیرقانونی و اغتشاش می‌کنند
 مفسد فی‌الارض هستند "، شرکت کنندگان در این تظاهرات اعتراض‌آمیز، موسوی و کروبی را مصداق بارز فرمایش آن حضرت دانسته و ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های داغداری که از خرداد سال 88 تاکنون فرزندانشان آماج تیر کینه و بغض منافقان و وطن‌فروشان قرار گرفته‌اند سران فتنه را مسئول تمامی خون‌های به ناحق ریخته شده و همچنین خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از اغتشاشات و آشوب‌های فتنه‌گران می‌داند و با محکوم کردن هرگونه کوتاهی و تعلل در انجام وظیفه نهادهای مربوطه و درخواست اشد مجازات برای سران فتنه از قوه قضاییه مصرانه می‌خواهیم تا فوری و بی‌درنگ به شکایات واصله رسیدگی و با محاکمه موسوی و کروبی که هدفی جز شکستن اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی و خدمت به دشمنان اسلام و انقلاب ندارند مزدوران استکبار را به سزای عمل خیانتکارانه خود برسانند. 
 
7- باتوجه به مواضع روشنگرانه رهبر حکیم انقلاب اسلامی و آشکار شدن اهداف اقدامات ساختارشکنانه سران فتنهملت ایران از خواص خاموش و دارای مواضع مبهم و دوپهلو می‌خواهد تا ضمن پرهیز از گفتار و رفتار بیگانه پسند و ریختن آب به آسیاب فرصت‌طلبان در اسرع وقت مواضع خود را به صورت روشن دقیق و واضح نسبت به سران فتنه و حامیان بیگانه آنان اعلام نمایند. 
 
8- ملت هوشیار و بصیر ایران بار دیگر حمایت خود را از قیام مردم مصر که با الگو قرار دادن انقلاب اسلامی می‌رود تا طومار فرعونیان زمان را در هم پیچد اعلام داشته و رساترین پاسخ به اقدامات رذیلانه و تبلیغات پوچ و دروغین رسانه‌های آمریکا، انگلیس، اسرائیل غاصب و همپیمانانشان را پیروز کامل از فرامین رهبر معظم انقلاب اسلامی و حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی و ادامه راه شهیدان گرانقدر راه استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی می‌داند.

طراحی مستقیم ضدانقلاب برای غائله 25 بهمن
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز
ارتقاء درجه موسوی و کروبی از "سران فتنه" به‌ "سران ضدانقلاب"

جنس غائله هفته گذشته 25 بهمن که با بی‌اعتنایی کامل مردم تهران به تحریک‌های ضدانقلاب ناکام ماند، با فتنه 88 متفاوت بوده و این حرکت را نمی‌توان در ادامه ماجرای سال گذشته و پتانسیل جریان فتنه دانست که سال گذشته در 9 دی و 22 بهمن پرونده آن بسته شده بود.

 
حجم فراخوان برای حضور خیابانی در روز 25 بهمن از روز قدس سال 88 به بعد بی‌سابقه بود، به‌طوری که گروهک‌های مختلف از جمله منافقین، ریگی، رضا ربع پهلوی و... نیز به این فراخوان پیوستند. این فراخوان‌ها در شرایطی بود که شرایط برای دیکتاتور مصر به‌عنوان متحد اصلی امریکا و رژیم صهیونیستی به‌شدت سخت شده و غرب نیاز داشت برای تغییر نقطه کانونی توجه افکار عمومی و سرشکن کردن آن، جبهه‌های جدیدی به نفع خود در سایر نقاط به‌ویژه ایران باز کند.
 
بر این اساس، موسوی و کروبی به‌عنوان کارگزار پروژه امریکایی- صهیونیستی به صحنه آمده و برای روز 25 بهمن فراخوان دادند. این در حالی بود که شرایط با سال 88 کاملاً متفاوت بود و اگر در سال گذشته امریکا و اسرائیل تلاش می‌کردند از فضای موجود و ایجاد ناآرامی‌های به نفع خود فرصت‌سازی و بهره‌برداری کنند، مجبور بودند از شرایط جدید برای دفع تهدید از خود استفاده کنند.
 
با این حال، بی‌اعتنایی مردم تهران به این غائله ضدانقلاب (حضور کم‌تر از 10 هزار نفر در تهران 10 میلیونی) و خروش ایران در واکنش به این تحرک در تشییع جنازه شهید ژاله و به‌ویژه راهپیمایی پس از نمازجمعه هفته گذشته، نشان داد که پتانسیل ضدانقلاب برای تهییج و ایجاد ناآرامی به مراتب پایین است.
 
اما پس از این غائله ناکام، ارتباطات موسوی و کروبی به‌عنوان کارگزاران اصلی غائله ضدانقلاب محدود شد، چرا که این ارتباطات عموماً ضد امنیتی و منجر به اقدامات آن‌ها علیه امنیت ملی می‌شد. انتشار دو بیانیه منسوب به این دو نفر پس از روز 25 بهمن نیز در حالی که سایت‌های ضدانقلاب خبر حصر خانگی و قطع ارتباطات آن‌ها را بازتاب داده بودند، دم خروس دروغ‌گویی این جریان را بیرون زد و بلافاصله مشخص شد بیانیه موسوی را اردشیر امیرارجمند رابط موسوی با سرویس‌های جاسوسی و منافقین و بیانیه کروبی را مجتبی واحدی نوشته است.
 
در عین حال، قطع ارتباطات موسوی و کروبی و پس از آن دعوت ضدانقلاب برای حضور مجدد خیابانی در روز یکم اسفند، نظریه سرپل بودن این دو نفر را کاملاً تأیید کرد و حتی اصغر رمضان‌پور سردبیر ارشد بی‌بی‌سی روز جمعه تأکید کرد که از این به بعد پیام‌ها مستقیماً از خارج ارسال می‌شود.
 
اما در شرایط جدید که جریان ضد انقلاب به‌طور کامل طراحی و هدایت غائله‌ها را در دست گرفته، به‌نظر می‌رسد شرایط ویژه و مصلحت‌هایی که سال گذشته نظام در برخورد با جریان فتنه به‌ویژه موسوی و کروبی لحاظ می‌کرد، دیگر چندان معتبر نیست و برخوردها باید کاملاً در چارچوب مقابله با تحرک‌های ضدانقلابی باشد که در طول 32 سال گذشته از انقلاب اسلامی نیز وجود داشته و به‌دلیل ادامه دشمنی‌ها و طراحی‌های غرب برای مقابله با جمهوری اسلامی ادامه خواهد داشت.
 
در این زمینه، مردم نیز که با حضور در تجمع‌های مختلف در طی دو سال گذشته و به‌ویژه یک هفته اخیر مطالبه محاکمه سران فتنه را خواستار شده بودند، انتظار دارند با اعلام رسمی بازداشت موسوی و کروبی به‌عنوان دو نفر از سران ضدانقلاب در داخل کشور، تا رسیدگی به جزئیات اتهامات، هرگونه ارتباطات آن‌ها که عموماً به اقدام علیه امنیت ملی منجر می‌شود، کماکان قطع بماند.

ماجرای روز 25 بهمن
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ، جنبش سبز
جمع نشدن 10هزار نفر در تهرانِ 10میلیونی پس از 10روز کری‌خوانی و رفع دغدغه در مورد بازداشت موسوی و کروبی

ماجرای روز دوشنبه 25 بهمن تهران نشان داد که دغدغه برخی تصمیم‌سازان در مورد تبعات بازداشت موسوی و کروبی و احتمال احیای مجدد بدنه اجتماعی جریان فتنه موضوعیت ندارد و با توجه به بازی علنی این دو نفر در پازل امریکا و رژیم صهیونیستی به‌ویژه در جریان سقوط حسنی مبارک، اکنون بهترین زمان برای دستگیری و محاکمه این افراد است.

به گزارش رجانیوز، سرانجام پس از 10 روز جوسازی و کری‌خوانی سران و رسانه‌های جریان فتنه در مورد تجمع روز 25 بهمن، امروز در نهایت چند گروه بین 50 تا 100 نفری در خیابان‌های انقلاب و آزادی تهران حاضر شدند و حتی سرجمع عدد افرادی که با اراده مشخص در این محل حاضر شده بودند، در تهران با بیش از 10 میلیون جمعیت به 10 هزار نفر هم نرسید.

اما بی‌رغبتی مردم تهران به فراخوان موسوی و کروبی آن‌قدر واضح بود که حتی شبکه بی‌بی‌سی فارسی نیز که با ذوق و شوق برای پوشش آن، سه ساعت زودتر از هر روز برنامه‌هایش را آغاز کرده بود، ساعاتی بعد از زبان حسین باستانی ناچار شد اعتراف کند که تجمع امروز تهران فراگیر نبوده و تنها در قالب گروه‌های محدود شکل گرفته است.

راهپیمایی مورد حمایت منافقین، گروهک ریگی، رضا ربع پهلوی، مقام‌های کاخ سفید و رژیم صهیونیستی در حالی برای امروز برنامه‌ریزی شده بود که طراحان آن دو هدف اصلی را مدنظر داشتند. آن‌ها از طرفی قصد داشتند که تحولات اخیر در کشورهای افریقایی و منطقه را که به‌دلیل سیبل شدن متحدان اصلی امریکا و اسرائیل کاملاً‌ به ضرر آن‌ها است، سرشکن کنند ودر نتیجه به بهانه دفاع از مردم مصر و تونس که (اتفاقاً‌ امروز تنها شعاری که معدود فتنه‌گران سر ندادند، در حمایت از مردم مصر و تونس بود!)، متحدان کاخ سفید را از کانون توجه و نفرت عمومی خارج کرده و نقطه ثقل توجه افکار عمومی دنیا را به ایران منتقل کنند. همچنین از طرف دیگر، به‌دنبل این بودند که با آگاهی از اینکه دولت به تجمع‌های ساختارشکنانه آنان که برخلاف اصل 27 قانون اساسی هم بر خلاف مبانی اسلام است و هم قید بدون سلاح در آن رعایت نمی‌شود، پس از صادر نشدن مجوز، در ادامه پروژه هتک آبروی کشور، نظام سیاسی ایران را مشابه کشورهایی با نظام دیکتاتوری مصر و تونس نمایش دهند.

با این حال، حضور ایذایی گروه‌های چند ده نفره در برخی نقاط خیابان‌های آزادی و انقلاب تنها به اخلال در رفت‌وآمد مردم منجر شد و در حالی که از ساعت 15 به بعد هر روز تهران به‌ویژه در مناطق مرکزی شهر ترافیک خاصی را تجربه می‌کند، امروز این ترافیک چند برابر شد و شهروندان زیادی ناچار به پیاده شدن از وسایل نقلیه و پیمودن مسافت طولانی شدند.

همچنین دانشجویان معتقد به نظام در دانشگاه تهران پس از پایان مراسمی که در دانشگاه داشتند، با حضور در مقابل سر در اصلی دانشگاه و در دست گرفتن پرچم‌های یاحسین(ع) و حمل تصاویری از امام راحل و رهبر انقلاب در کنار دانشجویان مؤمن دیگری که از دانشگاه امیرکبیر به آن‌ها پیوستند، به سمت میدان انقلاب حرکت کردند و با سر دادن شعارهای انقلابی، بساط جمع محدود فتنه‌گران را به‌هم زدند.

با این حال،‌ بی‌رغبتی آشکار مردم تهران در همراهی با جریان فتنه نشان داد این تصور در میان برخی افراد که بازداشت موسوی و کروبی ممکن است تبعات سنگینی داشته باشد و بنابراین، هنوز وقت محاکمه آن‌ها فرا نرسیده، درست نبوده و علی‌رغم تأخیر در این اقدام که هزینه‌های زیادی نیز برای کشور داشته است، اکنون با توجه به همراهی واضح این دو نفر با سیاست‌های امریکا و رژیم صهیونیستی و ریزش تقریبا کامل بدنه اجتماعی فتنه،‌ در حال حاضر بهترین زمان برای محاکمه موسوی و کروبی است.


پرده‌برداری از ارتباطات کروبی با سازمان‌های امنیتی ایتالیا
ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی

خود کروبی نیز در زمان تبلیغات انتخاباتی بر حمایت ایتالیا از خود بسیار اصرار می‌ورزید و مرتب آن را بیان می‌کرد.

محمدحسن قدیری ابیانه، کارشناس مسائل سیاسی و سفیر اسبق ایران در ایتالیا در گفت‌وگو با ندای انقلاب، با اشاره به ادعای اخیر کروبی مبنی بر اینکه روابط او با بیگانگان علمی بوده، گفت: کروبی و اصلاح‌طلبان مجلس ششم بسیار بر روابط با ایتالیا تأکید داشتند وحتی در زمان تحصن در مجلس ششم از سوی این افراد اعلام می‌شود که ایتالیا در حمایت از آن‌ها همه قراردادهای خود را با ایران لغو می‌کند.
وی افزود: خود کروبی نیز در زمان تبلیغات انتخاباتی بر حمایت ایتالیا از خود بسیار اصرار می‌ورزید و مرتب آن را بیان می‌کرد؛ در حالی که رسانه‌‌های این کشور از ارتباط پنتاگون و سیا با مقام‌های امنیتی و نظامی این کشور برای حمایت از مخالفان نظام جمهوری اسلامی پرده برداشته‌اند این مسئله عمق روابط اصلاح‌طلبان با سازمان‌های امنیتی ایتالیا را نشان می‌دهد.

6-1-21

دیدار کروبی با «لوچانو ویولانته» رئیس مجلس نمایندگان ایتالیا در سال 79
قدیری ابیانه معقتد است که مخالفت مجلس ششم و دولت اصلاحات با تولید و پخش فیلم مستند شهید ادواردو  به دلیل همین ارتباطات ناپاک بوده است.
سفیر اسبق ایران در ایتالیا اظهار کرد: جالب این است که کروبی این ارتباطات تکذیب نکرده است، بلکه آن را علمی نامیده است، که در واقع به نوعی آن را تأیید کرده است، ولی فرد ساده‌لوحی مثل کروبی را چه در زمان ریاست مجلس و چه ریاست حزب اعتماد ملی به ارتباطات علمی! وی با بیان اینکه مسلم است که این ارتباطات علمی نبوده، گفت: این نوع تکذیب‌کردن از سوی فرد ساده‌لوحی مثل کروبی بعید نیست و مناسب است که وی توضیح دهد این ارتباطات درچه زمینه‌هایی، با چه افرادی بوده و نتایج قراردادهای منعقده به کجا انجامیده است.


ناکام ماندن سناریوی جشن تولد آقاسلطان؛
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی
خانواده‌شهدا با "شعار مرگ‌بر منافق"کروبی را از بهشت‌زهرا اخراج‌کردند

مهدی کروبی که عصر امروز در بهشت زهرا(س) حاضر شده بود، در قطعه شهدای 72 تن با اعتراض شدید خانواده‌های شهدا و مردم حاضر در این مکان مواجه و مجبور به فرار شد.

به گزارش رجانیوز، کروبی پس از حضور بر سر قبر پدر خود در قطعه 21 بهشت زهرا(س) به قطعه شهدای 72 تن رفت که مردم و خانواده‌های شهدایی که در این مکان حضور داشتند، به سمت او آمده و با فریادهای اعتراض‌آمیز خود وی را مجبور به فرار کردند.

با سرداده شدن شعارهای "مرگ بر منافق" و "مزار شهدا جای منافقین نیست" از سوی مردم، جمعیت معترضان به کروبی بیشتر شد و محافظان کروبی به سرعت او را به سمت خودرویش هدایت کردند که برخی از معترضان به طرف خودرو لنگه کفش پرتاب کردند.

کروبی قصد داشت پس از قطعه 72 تن به بهانه سالروز تولد نداآقسلطان از کشته‌شدگان فتنه سال گذشته به سمت قبر او برود که تعدادی از معترضان با تعقیب کردن او، وی را از بهشت زهرا(س) اخراج کردند.

در محل قبر ندا آقاسلطان، خانواده وی حضور داشتند و به‌نظر می‌رسد کروبی بر اساس برنامه قبلی قصد داشته به این مکان برود، به‌طوری که خانواده آقاسلطان حتی تا ساعاتی پس از فرار کروبی از بهشت زهرا(س) در خودروی خود به حالت انتظار مانده بودند و محل را ترک نمی‌کردند.

مهدی کروبی کاندیدای شکست خورده انتخابات 88 با آرایی کمتر از آرای باطله از سران داخلی فتنه بود که به‌دلیل بیان اتهامات بی‌پایه علیه نظام مورد تنفر عمومی قرار گرفت و مدت‌ها بود که جرأت حضور در اماکن عمومی را نداشت. با این حال، حضور وی در بهشت زهرا(س) احتمالاً نوعی تست واکنش مردمی نیز بوده است.

نفرت عمومی قابل توجه از موسوی و کروبی به‌عنوان سران داخلی فتنه 88 به حدی است که با تدبیر مؤثر نظام، این افراد در زندان افکار عمومی به‌سر می‌برند.


اثبات کذب بودن یک ادعای دیگر کروبی
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی
جاعل خبر ترانه موسوی: پس از یک سال می‌توانم ماجرای دروغ را بگویم

امید حبیبی نیا جاعل خبر تجاوز به ترانه موسوی و کشته شدن او در اثر شکنجه سرانجام پس از یک سال، ابعاد انتشار این خبر دروغ را فاش کرد.

به گزارش رجانیوز، ترانه موسوی موضوع یکی از ادعاهای مهدی کروبی بود که طرح آن موجب جوسازی سنگینی علیه جمهوری اسلامی شد. هیئت سه نفره قوه قضائیه سال گذشته پس از تحقیق در مورد این ادعا آن را از اساس کذب خواند اما کروبی با اصرار بر آن، داستان‌های جدیدی در مورد ارتباط این فرد با یکی از مقامات نظامی مطرح کرد.

آرش حبیبی‌نیا جاعل این خبر کذب در وبلاگ خود نوشت:سرانجام پس از نزدیک به یک سال سکوت، اکنون می توانم در باره دروغ بودن قصه ترانه موسوی بنویسم و توضیح بدهم که چرا یک سال سکوت کردم؟ سال گذشته در جریان تظاهرات و اعتراضات مردم، بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر با من برای انتقال اخبار، ویدئوها و عکس های تظاهرات و ارسال آن به رسانه های مختلف از جمله فرانس ۲۴ که من با آن همکاری می کردم، در تماس بودند. در روز دوازدهم تیرماه یکی از همین روزنامه نگاران که او را با نام ل. م معرفی می کنم به من اطلاع داد که دختری به نام ترانه موسوی ناپدید شده و بیم آنکه مورد تجاوز گروهی قرار گرفته می رود. ل.م منبع خبر خود را خبرنگار خود که اتفاقا پس از خروج از مسجد قبا بازداشت شده و به همراه ترانه موسوی در یک بازداشتگاه بوده است ذکر کرد.

دو روز بعد وی عکسی از ترانه موسوی برایم فرستاد و جزئیات بیشتری در اختیار من قرار داد از جمله یک شماره تلفن در آن زمان گروهی از دوستان چپ، وبلاگی راه اندازی کرده بودند با نام ایرانیان چپ که اغلب در داخل کشور بودند.از یکی از آنها که با نام آذر می نوشت، خواستم تا با شماره تلفنی که ادعا می شد تماس بگیرد. روز بعد آذر خبر داد که این شماره تلفن در شبکه وجود ندارد یا موقتا مسدود است. اما خود عین خبری که من برایش فرستاده بودم را در وبلاگش منتشر کرد. به این ترتیب برای نخستین بار وبلاگ ایرانیان چپ خبر احتمال تجاوز به ترانه موسوی را درج کرد، این خبر با کمی تفاوت عین خبری بود که چند ساعت قبل وبلاگ زیرزمین متعلق به ل.م آن را درج کرده بود اما از آنجا که کسی هنوز آن وبلاگ را نمی شناخت خبر با عنوان وبلاگ ایرانیان چپ منتشر شد. از آنجا که به ل.م اعتماد داشتم تصور من بر این بود که این خبر می تواند صحیح باشد با این حال ساعت ها با وی در باره جزئیات این ماجرا گفتگو کردم.

روز بعد وبلاگ دیگری به نام چریک آنلاین جزئیات دیگری در باره احتمال مرگ ترانه موسوی درج کرد. این وبلاگ متعلق به ر. و بود که ل.م او را خبرنگار فرهنگی خود و از کارکنان صدا و سیما می نامید دو روز بعد ل.م خبر داد که ترانه موسوی کشته شده و جسدش را سوازنده اند. هیچ منبع خبری دیگری وجود نداشت که صحت این ماجرا را تائید کند. دو منبع که بطور ناشناس دو وبلاگ را منتشر می کردند به اضافه وبلاگ ایرانیان چپ تنها مرجع پخش این اخبار بودند، منتهی خبر ابندا توسط ل.م در اختیار من قرار می گرفت، من برای آذر که پیگیر این ماجرا بود می فرستادم و وی آن را درج می کرد، بعد با تغییراتی جزئی در دو وبلاگ دیگر کپی می شد. در همین زمان من از ل.م تقاضای اطلاعات بیشتری کردم از جمله آدرس و شماره تلفن خانه ترانه موسوی که وی مدعی بود ر. و عکس ترانه موسوی را از آنجا برداشته است ولی درست در همین زمان وی اطلاع داد که خانواده ترانه موسوی به شمال رفته اند و پدرش نیز درگذشته است. با اصرار من ل.م محلی در حوالی خیابان آزادی را به عنوان آدرس محل سکونت ترانه موسوی اعلام کرد. من بلافاصله به آذر خبر دادم و او به محل رفت و از کسبه محل در باره وجود خانواده ای با عنوان موسوی پرس و جو کرد و خبر داد که هیچ کس چنین خانواده ای را نمی شناسد.

در همین حال در بالاترین و وب سایت های دیگر من را به عنوان کسی که مدافع این شایعه بودم مورد اشاره قرار می دادند و حتی کار به حذف همه لینک های ترانه موسوی کشید زیرا مدیر بالاترین معتقد بود که این خبر جعلی است. دو هفته بعد در حالی که پیگیریهای من برای یافتن ردی از ترانه موسوی به هیچ نتیجه ای نرسیده بود ، دوستان در تهران یکی پس از دیگری اعلام می کردند که نه در آموزشگاهی نام او هست و نه کسی دیگری او را در همان بازداشتگاه دیده است. در این زمان که تردیدهایم را با ل.م مطرح کردم وی گفت که مستقیما به همراه ر. و به کمیته پیگیری کروبی رفته و شواهد مربوط به این واقعه را در اختیار آنها قرار داده است. از وی خواستم تا نام کسی را که مدعی بود همراه با ترانه موسوی بازداشت شده را به من بدهد و او نام فردی را به من داد.

مدتها بعد وقتی با او حرف زدم متوجه شدم که او حرفهای متناقض زیادی می زند و آشکارا مایل نیست در باره آن روز کذایی حرفی بزند. اما اصلی ترین تردیدی که با آن روبرو شدم آن بود که از طریق دو مرجع مختلف در باره فرد مذکور تحقیق کردم مشخص شد روز هفتم تیر وی سرکارش حاضر بوده است و در ساعاتی که ل.م مدعی بود در بازداشت بوده مشغول کار بوده است در حالی که تردیدهایی جدی برای صحت این خبر داشتم و این اولین موردی بود که هیج نشانه ای از خانواده، دوستان و بستگان ش نبود. یک روز ل.م به من زنگ زد و گفت ماجرا لو رفته و او کشور را به همراه ر.و ترک کرده است طبعا در این مرحله من هر کمکی که از دستم برمی آمد برای آنها انجام دادم از وصل کردن ارتباط آنها با گزارشگران بدون مرز و دوستان دیگر در آن کشور تا تهیه کار برای تامین مخارج از ل.م خواستم که اگر اطلاعات بیشتری می تواند در رابطه با این موضوع منتشر کند در خارج از کشور می توان این کار را به راحتی انجام داد ولی وی دائما عنوان می کرد که به خاطر همان فرد ناچار به سکوت است اما یک روز بار دیگر گفت که همان فرد دستگیر شده و اکنون میخواهد حرف بزند و من ارتباط او و ر. و را با بی بی سی و صدای آمریکا برقرار کردم و گفتم که روز بعد هم می توانیم در فرانس ۲۴ این را پوشش بدهیم چون بالاخره ما دو نفر را داریم که خودشان از نزدیک پیگیر ماجرا بوده اند و آن را رسانه ای کرده اند اما تا چند روز بعد هم خبری از این دو روزنامه نگار نشد و بعد به من گفتند چون فرد مذکور آزاد شده است بهتر است فعلا سکوت کنند زیرا اکنون وزارت اطلاعات می داند منبع خبر ترانه موسوی چه کسی بوده است به ناچار من هم که در فیس بوک و تویترم نوشته بودم به زودی شاهدان ماجرا سخن خواهند گفت بار دیگر سکوت کردم ولی وقتی چند هفته بعد با یکی از همکاران همان فرد صحبت کردم وی اطمینان داد که وی در تمام روزهایی که ادعا می شد بازداشت بوده است، مشغول کار بوده است، این موضوع را با دو نفر دیگر هم چک کردم همگی شایعه بازداشت فرد مذکور را قویا تکذیب کردند.

در نتیجه برایم مسلم شد که این خبر از اساس دروغ است اما باز هم سکوت کردم تا این دو روزنامه نگار از آن کشور به کشورثالث دیگری منتقل شوند. در همین اثنا یکی از دوستان خبر داد که ر.و در یک محفل عمومی در کشور جدید در باره خبرهای نادرست گفته است مثلا مورد ترانه موسوی از مواردی است که دروغ بودن آن روشن است !!! یعنی نویسنده چریک آنلاین، کسی که می گفت عکس ترانه موسوی را از خانه ش برداشته و با ل.م به کمیته پیگیری کروبی رفته حالا می گفت که ترانه موسوی وجود خارجی ندارد !!! از ل.م در این باره پرسیدم، گفت لابد مصلحت چنین بوده، به او گفتم که فرد مورد نظر که همواره وجود او در تهران را دلیل سکوت در خارج از کشور اعلام می کنید هرگز بازداشت نشده بود نه در هفت تیر و نه اخیرا- یعنی حوالی دی ماه سال گذشته- وی گفت که تا هفته دیگر اسناد و مدارکی را با نام خودش در وبلاگی که با نام واقعی ش در آن مطالب فرهنگی می نوشت منتشر خواهد کرد چند هفته گذشت از او پرسیدم که چرا همچنان سکوت کرده است؟

اما او اصولا پاسخی نداشت. در این زمان بود که تصمیم گرفتم به محض آنکه شرایط لازم برای آنکه امنیت و اعتبار این دو منبع مخدوش نشود فراهم شد این موضوع را اعلام کنم. مناسفانه اعلام این موضوع همراه شد با دروغ پراکنی های نبوی علیه من و پاسخ «کوبنده» من که سبب شد حساب فیس بوک قبلی من مسدود شود. اما بهرحال وعده داده بودم که در این باره بنویسم و از آنجا که ل.م و ر. و خود را پشت وبلاگ های بدلی شان پنهان کرده بودند، بسیاری منبع خبر ترانه موسوی را من می دانستند زیرا من بودم که در آن روزها این خبر ر ا این طرف و آن طرف منتشر کردم و علیرغم چند یادداشت و نقد و حتی حذف لینک ها در بالاترین در اثر تکرار این موضوع و واجد بودن تمام عناصر یک روایت ملودرام، کم کم امر بر همه مشتبه شد و همه این موضوع را باور کردند. من به عنوان روزنامه نگاری که این خبر را برای نخستین بار منتشر کردم وظیفه داشتم اعلام کنم اشتباه کردم، فریب منابع م را خوردم اما برای دستیابی به حقیقت راههای بسیاری را پیمودم و ماههاست که مطمئنم ترانه موسوی وجود خارجی ندارد اما منتطر بودم تا این دو روزنامه نگار به کشور دیگری منتقل شودند تا هیچ مشکلی برایشان پیش نیاید حالا با خیال راحت می توانم در باره جزئیات این شایعه سخن بگویم.


جزئیات‌فعالیت‌های دو تروریست که اعدامشان موسوی‌وکروبی را ناراحت کرد
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی
در پی اجرای حکم اعدام دو تن از متهمین به جرم محاربه که از سوی دادگاه به اعدام محکوم شده بودند، پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی وانقلاب تهران، گزارشی از اتهامات محکومین یاد شده و مراحل رسیدگی به پرونده های آنان را به منظور تنویر افکار عمومی منتشر کرد.

به گزارش رجانیوز، این اطلاعیه، پس از آن منتشر می‌شود که روز شنبه میرحسین موسوی و مهدی کروبی در دیداری ضمن اعتراض به آنچه که آن را تداوم وضعیت موجود نسبت به احکامی که بدون رعایت مراحل دادرسی برای اعدام برخی از شهروندان صادر شده و اجرای عجولانه آن می‌خواندند، نسبت به اعدام دو تروریست در روز پنج‌شنبه که از آنان به‌عنوان دو شهروند یاد کردند، اظهار تأسف نموده و خواستار رسیدگی قانونی به وضعیت بازداشت شدگان اخیر شدند.

بر اساس این اطلاعیه، آرش رحمانی پور فرزند داوود، درسال‌جاری به اتهام عضویت در گروهک ضد انقلابی انجمن پادشاهی دستگیر شده بود. وی در بازجویی اولیه، عضویت در گروهکی ضد انقلابی موسوم به تندر و برنامه ریزی برای آتش زدن مراکز عمومی مانند امام‌زاده زید در منطقه بازارتهران و امامزاده علی اکبر (ع) و هم‌چنین تهیه مواد منفجره را پذیرفته و اظهارداشت به علت شلوغی امامزاده و حضور نیروهای بسیجی و انتظامی موفق به اجرای طرح بمب گذاری خود نشده بود.

وی هم چنین اقرار نمود که به همراه یکی از دوستان خود به نام پیمان، خود را به انجمن پادشاهی معرفی نموده و ضمن عضویت در این انجمن ، با اعضای آن که بعضاً دارای کد و نام رمز بوده‌اند، از طریق ایمیل و چت در مورد ساخت مواد شیمیایی و بمب ارتباط برقرار نموده است و برخی از مواد منفجره ساخت خود را نیز در بیابان‌های اطراف تهران، پارک جنگلی و جاده‌های شمال کشور آزمایش کرده بود.

آرش رحمانی پور هم‌چنین اعتراف کرد که با فردی ضد انقلاب به نام "فرود فولادوند " که دارای شبکه ضد انقلابی در خارج از ایران است،ارتباط سازمانی داشته است و به این باور رسیده بود حکومت اسلامی باید از بین برود و حکومت پادشاهی به جای آن حاکم شود، به همین جهت مواد شیمیایی برای ساخت بمب خریداری و بیش از یکصد کیلوگرم مواد منفجره در محل سکونت خود نگه‌داری می‌کرد. تلاش برای انفجار بمب در حسینه ارشاد و مسجد النبی منطقه نارمک تهران نیز از جمله اقدامات نامبرده می‌باشد که البته با هوشیاری مامورین موفق به انجام آن نشد.

از دیگر اتهامات محکوم یاد شده اقدام تبلیغی علیه نظام و دین بود و در همین رابطه، مقالات و متن سخنرانی‌های فولادوند را بین بستگان و دوستان خود توزیع می کرد.

متعاقبا در پی تکمیل تحقیقات ، دادسرای عمومی و انقلاب تهران برای متهم یاد شده به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروهک تروریستی انجمن پادشاهی ایران و همکاری مؤثر با آن و نیز اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرایم علیه امنیت، مستند به گزارش مامورین ، اقاریر متهم و سایر دلایل موجود در پرونده ، کیفرخواست صادر نمود.

با ارجاع پرونده به یکی از شعب دادگاه انقلاب اسلامی تهران، جلسه محاکمه با حضور متهم و وکیل وی تشکیل و دادگاه مستنداً به مواد 186، 187، 190 و 610 قانون مجازات اسلامی حکم به اعدام متهم به اتهام محاربه صادر نمود که با اعتراض وکیل محکوم علیه به رأی، پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع و مرجع یاد شده نیز حکم صادره را عینا تایید کرد.

"محمدرضا علی زمانی"، فرزند اسماعیل، با نام مستعار بردیا، در سال جاری به اتهام عضویت در گروهک ضد انقلابی انجمن پادشاهی دستگیر شده بود. حسب اظهارات اولیه وی قبلاً از طریق غیرقانونی از مرز ایران خارج شده و به کردستان عراق رفته و درخواست پناهندگی سیاسی کرده بود. وی در مدت اقامت در عراق با فرود فولادوند ارتباط برقرار و با رابط ضد انقلاب خود به نام جمشید نیز آشنا می شود.

نامبرده با ادعای این که گروهکی ضد انقلابی به نام سیمرغ آریایی در ایران تشکیل داده، به جمشید پیشنهاد بهره‌گیری از گروهک مذکور در راستای مقابله با نظام را ارایه می دهد. وی همچنین در مدت اقامت در عراق، با نیروهای آمریکایی مستقر در سلیمانیه نیز مرتبط شده و به اشغالگران آمریکایی پیشنهاد تشکیل یک شبکه ماهواره‌ای برای تبلیغ علیه جمهوری اسلامی ایران را در صورت تأمین مالی از ناحیه آنان ارایه می کند و نهایتا نیز در مصاحبه با شبکه‌های ماهواره‌ای ضدانقلاب به ترویج تفکرات ضد دینی و انحرافی خود پرداخته و آنها را نیز در یک لوح فشرده جمع آوری و تکثیر نموده بود.

این گزارش افزود: زمانی همچنین در مصاحبه با شبکه‌های تلویزیونی بیگانه از جمله یور.تی. وی مطالبی در رابطه با قتل‌های زنجیره‌ای، تحریف آیات قرآن، تهدید افراد فعال اسلامی و امثال آن را به انجام رسانده و افرادی را جهت انجام عملیات تروریستی به رابط ضد انقلاب خود معرفی می‌کند.

علی زمانی هم‌چنین با عوامل فعال در گروهک ضد انقلابی انجمن پادشاهی در زمینه تامین منابع مالی و نیز کسب آموزش شیوه راه اندازی هسته‌های تروریستی، ساخت بمب‌های دستی و انفجاری مرتبط می‌شود. نامبرده همچنین طریقه ساخت بطری‌های انفجاری را از طریق پست الکترونیک به مرتبطین خود در ایران آموزش داده بود تا در زمان اعلام از سوی گروهک انجمن پادشاهی، برای انفجار در مراکز دولتی از آن استفاده شود.

وی همچنین اسامی و محل سکونت تعدادی از نیروهای بسیجی ساکن اسلامشهر را هم از طریق رابطین خود در ایران، به انجمن پادشاهی و رابط ضد انقلاب خود ارایه کرده بود.

زمانی پس از بازگشت به ایران با فردی با نام مستعار سام آشنا شده و در خصوص انجام عملیات تروریستی در نماز عیدفطر مصلای تهران نیز گفت و گو می‌کند و تا زمان دستگیری نیز، ارتباط‌‌های خود با گروهک انجمن پادشاهی ایران و رابط ضد انقلابی خود ازطریق ایمیل و تلفن را هم حفظ کرده بود.

این گزارش می افزاید: متهم به تمامی موارد فوق اقرار نموده و براین اساس کیفرخواستی به اتهامات محاربه، توهین به مقدسات، فعالیت تبلیغی علیه نظام، تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت و خروج غیرقانونی از کشور علیه نامبرده صادر و پرونده جهت رسیدگی به یکی از شعب دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارسال می گردد.

متعاقبا در پی رسیدگی به اتهامات نامبرده، دادگاه انقلاب اسلامی نیز وی را به اتهام محاربه به اعدام و از باب توهین به مقدسات به پنج سال حبس محکوم نمود که حکم یاد شده پس از اعتراض محکوم ، در یکی از شعب دادگاه تجدید نظر استان تهران رسیدگی و عینا تایید می گردد.


اشتباه مامور ناشی MI 6 یا...!
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان ، مهدی کروبی

واحدی سردبیر روزنامه زنجیره ای آفتاب یزد و مشاور کروبی که از چند ماه قبل به انگلیس رفته و با رایزنی و مشورت دولت انگلیس خط روزنامه آفتاب یزد را دیکته می کرد، دیروز دست به یک اشتباه فاحش زد و یا عمداً اشتباه کرد که ما در هر دو صورت آن را لطف خدای سبحان و اراده حضرت حق برای مقابله با کید دشمنان می دانیم. و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین...
واحدی متن دستنوشته ای را که برای استفاده در بیانیه 22 بهمن کروبی تهیه کرده بود، اشتباهاً روی ایمیل کیهان فرستاد! البته این احتمال وجود دارد که سازمان اطلاعاتی انگلیس- اینتلجنت سرویس- عمداً و با هدف رد گم کردن دست به این اقدام زده باشد. ولی از آنجا که مطالب مطرح شده در این متن با حال و هوای سران فتنه و مخصوصا مواضع این روزهای کروبی همخوانی قابل توجهی دارد، بخش هایی از آن را منتشر می کنیم. چرا که در هر دو صورت، یعنی اشتباه یا عمدی بودن ارسال آن روی ایمیل کیهان، می تواند آگاهی بخش و عبرت آموز باشد؛ و ... قضاوت با خوانندگان !
متن دستنوشته با این جمله شروع می شود؛
«جناب آقای کروبی! متنی را که شما گفته بودید نوشته ام و یک متن منسجم با نکات مورد نظر تهیه کرده ام تا به عنوان بیانیه منتشر کنید...»
در بخشی از متن یاد شده آمده است «نخستین سال از دهه چهارم انقلاب اسلامی مردم ایران در حالی به پایان رسید که مردم مؤمن و غیرتمند ایران در این سال با تلخکامی های بزرگ مواجه شد- کذا فی الاصل- اما حوادث امسال بار دیگر روشنگویی و آینده نگری بنیانگذار روشن ضمیر نظام جمهوری اسلامی ایران را بر همگان روشن کرد... رهبر بزرگ انقلاب اسلامی که اسلام را به صورت کامل می خواست و می دانست طعم قدرت عده ای را به نادیده گرفتن بدیهیات اسلام از جمله حفظ آبروی مردم تشبیه خواهد کرد- عین متن است و ظاهرا منظور نویسنده تشویق است- نامه ای شدیداللحن به عضو سالخورده شورای نگهبان نوشت و از این که سیاستمداری جوان را حذف کرده به شدت او را مورد عتاب قرار داد(قضیه خزعلی و سلامتی)... رهبر بزرگ انقلاب اسلامی شاید امروز را با بصیرت خاص خود پیش بینی می کرد و می دانست روزی سخن گفتن آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان و نقش مردم در حکومت عده ای را چنان برآشفته می کند که به بهانه حمله به او از ارادت واقعی امام به مردم و تاکید اما-کذا فی الاصل، منظورش امام بوده است- بر نقش مردم در اداره کشور انتقام می گیرند... بنیانگذار انقلاب اسلامی که می دانست عده ای برای سرکوب مخالف تلاش خواهند کرد، انتقادها را معادل براندازی و ضدیت با نظام تلقی کنند، خطاب به بعضی از مسئولان اعلام کرد که باید تحمل انتقاد ولو به ناحق را داشته باشیم و....»
تهیه کننده این متن- مانند سایر بیانیه ها و اظهارنظرات سران فتنه- تلاش کرده است تا مبانی روشن و صریح نظرات حضرت امام(ره) نظیر دستور صریح ایشان درباره ممنوعیت همکاری با دشمنان اسلام، قانون گریزی، ائتلاف با منافقان و بهائیان و سلطنت طلبان، نادیده گرفته شود. گفتنی است در بیانیه دیکته شده از انگلیس که با برخوردهای منافقانه سران فتنه همخوانی کامل دارد به گونه ای آشکار از کمترین اشاره به تاکیدات حضرت امام(ره) بر دشمنی آمریکا و اسرائیل با اسلام و انقلاب و نظام اسلامی نیز خودداری شده است و... که خود حدیث مفصل دیگری است.


دلسوزی کروبی برای نظام!
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی
قائم مقام آقای کروبی، رئیس خود را فردی خواند که سابقه طولانی در حمایت از انقلاب دارد و اظهارات اخیر او هم ناشی از دلسوزی برای نظام بوده است!

به گزارش شبکه ایران، قائم مقام حزب اعتماد ملی تغییر رویکرد دبیرکل این حزب را ناشی از "دلسوزی برای نظام" خواند.

رسول منتجب نیا در یادداشتی که در روزنامه اصلاح طلب اعتماد منتشر کرده است، منکر هرگونه اختلاف کروبی با اصل نظام و قانون اساسی شد و حتی اعلام کرد که حوادث اخیر، نوعی انتقاد نسبت به عملکرد اقتصادی و فرهنگی دولت بوده است.

وی، رئیس حزب متبوعش را فردی خواند که سابقه طولانی در حمایت از انقلاب دارد و اظهارات اخیر او هم ناشی از دلسوزی برای نظام بوده است!

اظهارات آقای منتخب نیا درباره دلسوزی آقای کروبی برای جمهوری اسلامی در حالی است که به گفته حامیان انقلاب اسلامی، رفتار و بیانیه های تند آقای کروبی در ماه های اخیر موجب اعلام حمایت سران و رسانه های کشورهای آمریکا، انگلیس، رژیم صهیونیستی و ایتالیا و گروهک های ضد انقلاب از او شده است.

فعالان سیاسی هم که عقب نشینی آقای کروبی را در راستای نامه های محمد خاتمی و علی اکبر محتشمی پور، اعضای مجمع روحانیون مبارز، مبنی بر اعلام پشیمانی می دانند، بر این اعتقادند آنان باید از اقدامات خود علیه نظام جمهوری اسلامی توبه کنند.

اخیر آقای باهنر، نایب رئیس مجلس اعلام کرد که "موسوی و کروبی سران فتنه و مجرمند" و برای بازگشت به صحنه سیاسی جمهوری اسلامی باید توبه کنند.

آقا توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس هم، چنین موضعی درباره کروبی اتخاذ کرد.

شیخ اصلاحات اخیرا اعلام کرد که "دولت را به رسمیت می شناسد".

پس از گفته او، برخی منابع مطلع اعلام کردند که آقای کروبی درصدد است تا با اتخاذ مواضعی نرم و تغییر رویکرد خود، زمینه را برای بازگشت به عرصه سیاسی کشور هموار کند و در همان مسیری که آقای خاتمی و آقای محتشمی پور در پیش گرفته اند، گام بگذارد.


ورود موسوی و کروبی به فاز مسلحانه با حمایت صریح از دو تروریست؟
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی

مهدی کروبی و میرحسین موسوی در دیداری ضمن اعتراض به آنچه که آن را تداوم وضعیت موجود نسبت به احکامی که بدون رعایت مراحل دادرسی برای اعدام برخی از شهروندان صادر شده و اجرای عجولانه آن می‌خواندند، با ابراز تاسف نسبت به اعدام برخی از شهروندان خواستار رسیدگی قانونی به وضعیت بازداشت شدگان اخیر شدند.

این اظهار تأسف در حالی است که دو اعدام‌شده اغتشاشات اخیر، محمدرضا زمانی و آرش رحمانی‌پور به اتهام فعالیت در گروهک تروریستی انجمن پادشاهی و اقدام به اخلال در امنیت ملی از طریق اقدام به بمب‌گذاری و ترور مسئولان نظام محاکمه و به اعدام محکوم شدند.

موسوی و کروبی در دیدار صبح امروز خود با اشاره به اعدام این دو نفر ادعا کردند، به نظر می رسد کسانی که اقدام به اعدام آنها شد ماهها قبل از جریان برگزاری انتخابات دستگیر شده و پرونده آنها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است و به گفته وکلایشان آنها تنها توانسته اند دیداری کوتاه با موکلان خود داشته اند و مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است. به نظر می رسد که چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن است.

این در حالیاست که مقایسه کیفرخواست این دو اعدام‌شده با اظهار تأسف از اعدام آنان توسط موسوی و کروبی، حقایق دیگری را آشکار می کند.

در جلسه 17 مردادماه سال جاری، نماینده دادستان کیفرخواست آرش رحمانی پور از متهمان اغتشاشات اخیر را که دادستان عمومی و انقلاب تهران آن را تهیه کرده است، در جلسه امروز دادگاه قرائت کرد.

در این متن آمده بود: با سلام همانگونه که مستحضرید انتخابات پرافتخار ریاست جمهوری دهم با چهل میلیون شرکت کننده برگ زرینی بر تاریخ ایران اسلامی بوده و دنیای خصم و معاندین را وحشت زده و سردرگم نموده است.

دشمنان نظام با پیش بینی این امر از مدتها قبل از انتخابات درصدد انجام اقداماتی علیه امنیت کشور بوده تا بتوانند با یک سلسله اقدامات تروریستی و تاثیرات منفی در انتخابات، عمدتاً از حضور مردم جلوگیری نمایند که با عنایات خداوند متعال و توجهات حضرت ولی عصر (عج) نه تنها در این خصوص توفیقی به دست نیاورده بلکه ملت قهرمان ایران با حضور 40 میلیونی در پای صندوقهای رأی مشت محکمی بر دهان دشمنان نظام و ولایت مطلقه فقیه زدند و دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی را منکوب و مقهور ساخت.

در این راستا یکی از بارزترین اقداماتی که از سوی دشمنان و معاندین نظام صورت گرفته، اقدامات متهم آرش رحمانی پور فرزند داود است که با کمک دشمنان خارجی و گروهک ملحد انجمن پادشاهی قصد داشته با عملیات خشن و انفجارهای متعدد در مراکز حساس و مذهبی و نیز حوزه های رای گیری به اربابان ددمنش خود خوش خدمتی نماید که با توجهات امام عصر (عج) و تلاش های بی وقفه سربازان گمنام امام زمان (عج) و همکاری دادسرای عمومی و انقلاب تهران این اقدامات غیرانسانی بموقع خنثی شد و لذا با عنایت به مطالب معنونه و اتهامات موجود در پرونده و قرار مجرمیت صادره و نیز با عنایت به اعمال ددمنشانه و غیرانسانی گروهک تروریستی و ملحد انجمن پادشاهی و اقدامات مجرمانه متهم پرونده به شرح آتی مبادرت به صدور کیفرخواست می نماید.

در این پرونده آرش رحمانی پور فرزند داود با نام مستعار سورنا 50150 اهل تهران متولد 1368 بازداشت با قرار بازداشت موقت و فاقد پیشینه محکومیت کیفری، متهم است به:

1- محاربه از طریق عضویت در گروهک تروریستی و ملحد انجمن پادشاهی و تهیه مواد منفجره جهت ترور مسؤلین و خادمان نظام و انفجار مراکز عمومی از قبیل امامزاده ها و حرم مطهر حضرت امام (ره) و نیز قصد انفجار در مراکز رأی گیری انتخابات ریاست جمهوری از جمله حسینیه ارشاد تهران و مسجدالنبی نارمک و انجام انفجارهای متعدد آزمایشی جهت انجام جنایت در مکان های یاد شده با ارتباط با فردی به نام جمشید (که عامل و آمر تمامی انفجارهای صورت گرفته توسط این گروهک ملحد می باشد از جمله انفجار حسینیه سیدالشهداء شیراز که باعث شهادت 14 نفر و مجروح شدن صدها نفر گردید) که متهم پرونده از طریق ایمیل کلیه دستورات لازم را از نامبرده اخذ و با تهیه مواد منفجره قصد عملیات خرابکارانه فوق الذکر را داشته است که توسط سربازان گمنام امام زمان (عج ) شناسایی و دستگیر گردید که در این راستا از متهم مقداری مواد منفجره و چاشنی های انفجاری آماده انفجار کشف می گردد.

2- اجتماع و تبانی به منظور انجام اقداماتی علیه امنیت کشور.

لذا با توجه به دلایل و مستندات از جمله : 1) تهیه بیش از یکصد کیلوگرم مواد مورد نیاز جهت ساخت بمب و چاشنی متعلقه و آماده نمودن بمب به منظور استفاده در مکان های اعلام شده 2) انجام حداقل پنج مورد عملیات انفجاری آزمایشی و تصویربرداری از مراحل انفجار و ارسال آن به پست الکترونیکی انجمن که دو مورد از این انفجار در اتوبان شهید بابایی و سه مورد آن در بزرگراه بسیج بوده است 3) قصد انفجار و بمب در حسینیه ای واقع در شهرک ولی عصر که بمب مذکور عمل نکرده است 4) قصد انفجار در امامزاده علی اکبر چیذر و امامزاده زید بازار تهران و پمپ بنزین بهارستان به منظور انتقام از معدومین حادثه انفجار حسینیه سیدالشهداء شیراز و تأثیر منفی در انتخابات ریاست جمهوری دهم 5) انجام اقدامات جهت تهیه مواد منفجره و ساخت بمب به منظور انفجار بعضی از حوزه های رای گیری انتخابات ریاست جمهوری دهم از جمله حسینیه ارشاد و مسجدالنبی نارمک به لحاظ پخش مستقیم جریان برگزاری انتخابات از تلویزیون و استفاده بیشتر تبلیغاتی از این انفجارها به جهت پخش مستقیم مراسم رأی گیری 6) اعتراف به آشنایی با انجمن پادشاهی از طریق ایمیل و تماس تلفنی با جمشید و عضویت در این گروهک و اخذ کلیه دستورهای لازم جهت انجام عملیات خرابکارانه.

با توجه به موارد مشروحه فوق و مستندا به مواد 186 و 187 و 190 و 610 و با رعایت مواد 46 و 47 قانون مجازات اسلامی از دادگاه محترم تقاضای اشد مجازات را برای متهم حاضر دارم

همچنین نماینده دادستان کیفرخواست محمد رضا علی زمانی از متهمان حوادث اخیر را در این جلسه دادگاه قرائت کرد.

متن کیفرخواست به این شرح بود: در این پرونده آقای محمدرضا علی زمانی فرزند اسماعیل 37 ساله اهل و ساکن اسلام شهر متهم است به1- محاربه از طریق عضویت و فعالیت مؤثر در راستای پیشبرد اهداف گروهک تروریستی انجمن پادشاهی ایران؛ 2- توهین به مقدسات؛ 3- فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران؛ 4- تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی کشور و 5- خروج غیرقانونی از کشور.

بدین شرح که متهم مزبور از طریق شبکه ماهواره ای یور تی وی با گروهک انجمن پادشاهی ایران آشنا شده و ضمن برقراری ارتباط با عناصر این شبکه از جمله دردانه فولادوند و فرود فولادوند دچار گرایشات ضد دینی شده.

نامبرده که دارای سوابق کیفری در خصوص جعل مهرهای سپاه و قوه قضائیه است به همراهی متهمان حامد روحی نژاد و احمد کریمی اقدام به تهیه یک CD حاوی مطالب تبلیغی علیه نظام و توهین آمیز نسبت به مقدسات نموده و با تکثیر انبوه این CD اقدام به توزیع آن در سطح شهر تهران می نمایند.

سپس متهم با خروج غیرقانونی از کشور به عراق عزیمت می نماید و در منطقه عنکاوه شهر اربیل عراق به مقر نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه مراجعه و با برگزاری جلسه با یکی از نیروهای امریکایی به نام فرانک اطلاعاتی در قالب عکس و گزارش در خصوص اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران به نیروهای مزبور ارائه و مبالغی دریافت می کند.

در ادامه با برقراری ارتباط با جمشید در امریکا و ازعوامل انجمن پادشاهی ایران و اخذ 2000 دلار از وی طرح ساخت بمبهای شیمیایی را از نامبرده دریافت و به یکی از مرتبطین خود در ایران ارسال می نماید و در چندین مصاحبه رادیویی با جمشید که از رادیو تندر پخش شده است اقدام به توهین به ائمه معصومین (س) و مقدسات می نماید.

متهم مزبور سپس در جلسه ای در دهوک عراق با واسطه داوود باغستانی با دو افسر نظامی امریکا به نام مایکل و روبرت ملاقات و اطلاعاتی در خصوص اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران و مشخصات بعضی از مسئولین حکومتی به آنها ارائه با هدف ترور می کند.

مشارالیه با مشارکت در طرح سلمان که طی آن مشخصات نیروهای بسیجی شناسایی و به انجمن پادشاهی ایران تحویل داده می شود اقدام به مبادله اطلاعات با گروهک انجمن پادشاهی ایران می کند و با بازگشت به ایران با هدف اخلال و اغتشاش در انتخابات و ایام پس از انتخابات از طریق خط دهی نیروهای امریکایی و گروهک انجمن پادشاهی ایران اقدام به برقراری ارتباطات گسترده و فعالیت هایی نموده که قبل از هر گونه اقدامی توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) دستگیر شده است.

علیهذا با عنایت به اقرار صریح متهم طی تحقیقات قضایی انجام شده در دادسرای امنیت و اطلاعات و مستندات موجود مجرمیت متهم محرز و با انطباق عمل متهم با مواد،513،500،190،189،187،186 610 قانون مجازات اسلامی و ماده 34 قانون گذرنامه با رعایت مواد 42- 46- 47 محاکمه و اشد مجازات متهم مورد تقاضا می باشد.


فشار صانعی و حلقه‌نفوذی اطراف‌کروبی برای تکذیب برسمیت‌شناختن دولت
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، شیخ یوسف صانعی ، مهدی کروبی
مهدی کروبی کاندیدای شکست‌خورده انتخابات ریاست جمهوری دهم- که آرای وی حتی از آرای باطله نیز کمتر شد- که با گذشت 7 ماه از استقرار دولت و پس از حماسه مردمی 9 دی در عقب‌نشینی آشکار، اذعان به رسمیت داشتن دولت کنونی کرده است، این روزها به دلیل اتخاذ چنین مواضعی، مورد سؤال رسانه‌های ضد انقلاب، عناصر مخالف نظام اسلامی و حلقه افراطیون نزدیک به وی قرار گرفته است.

به گزارش رجانیوز، عناصر ضد انقلاب و حلقه افراطیون نفوذ کرده در اطراف وی، در محافل خصوصی و آشکار خود بر این نکته تاکید دارند که از همان ابتدا نباید بر روی کروبی حساب باز می‌کردند چراکه وی هیچ‌گاه بر مواضع خود پایدار نیست، از همین رودر شرایط کنونی باید از وی عبور کرده و شعارها و مطالبات رادیکال جنبش سبزعلیه حاکمیت را در خارج از کشوردنبال کنیم.

بر این اساس، حلقه نفوذی در اطراف کروبی که از همان ابتدای شکست وی در انتخابات ریاست جمهوری دهم، نقش مهمی در راهبری بیانیه‌ها و مواضع ساختارشکن وی علیه نظام اسلامی داشتند، در روزهای گذشته طی دیدارهای مکرری با وی، او را تحت فشار گذاشته‌اند تا مواضع اخیرش مبنی بر رسمیت داشتن دولت را تکذیب یا حداقل تعدیل کند، همچنین قرار است این جلسات در هفته آینده نیز افزایش یابد.

این طیف که به شدت از عقب‌نشینی کروبی خشمگین هستند، به وی اعلام کردند که نباید از واژه رسمیت در برابر دولت کنونی استفاده می‌کرده به همین دلیل باید وی با صدورتکذیبیه‌ یا بیانیه‌ای جدید از واژه "دولت مستقر" استفاده کند.

در همین حال شنیده‌ها حاکی است، شیخ یوسف صانعی که طی سال‌های گذشته به ویژه دولت اصلاحات تلاش زیادی برای معرفی خود به عنوان مرجع در افکارعمومی کرده و به تازگی از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم فاقد ملا‌ک‌های مرجعیت اعلام شد، در جلسه‌ای با اعضای ارشد دفتر خود، با انتقاد شدید از موضع جدید کروبی در به رسمیت شناختن دولت با الفاظی رکیک به وی حمله کرده است.

این مدعی مرجعیت نیز با تکرار پیشنهاد حلقه نفوذی در اطراف کروبی، از وی خواسته است تا به جای واژه رسمیت داشتن دولت کنونی از کلمه "دولت مستقر" استفاده کند.

وی با بیان اینکه پس از شنیدن موضع اخیر کروبی در به رسمیت شناختن دولت تا صبح خوابم نبرد، خطاب به اعضای دفترش گفته است کروبی اخیرا در نامه‌ای از من خواسته تا در مسائل سیاسی وارد نشوم و به مسائل دینی بپردازم اما دیگر نمی‌شود او را با چنین افتضاحاتی تحمل کرد و باید او را متقاعد کنیم تا سخنانش را تکذیب کند.

گفتنی است، پس از به رسمیت شناختن تلویحی دولت دهم از سوی موسوی در بیانیه 17 خود، مهدی کروبی نیز در گفتگو با رسانه‌ها اعلام کرد رئیس جمهور منتخب ملت ایران را به رسمیت می‌شناسد و پسر وی نیز در مصاحبه‌های جداگانه با رسانه‌های بیگانه گفته‌های پدر خود را در این زمینه تائید کرد.


واکنش کروبی به شعارهای ساختارشکن:
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبر ، مهدی کروبی

این شعارها 100 درصد اشتباه است

این اظهارات مهدی کروبی و اظهارات چند روز پیش وی در حالی منتشر می‌شود که انتظار می‌رفت این گروه پیش از این به شفاف کردن مواضع خود بپردازند و جای این سئوال باقی است که چرا تاکنون به توصیه‌های مقام معظم رهبری گوش فرا نداده‌اند؟

یکی از نامزدهای معترض انتخابات ریاست جمهوری دهم تصریح کرد که در صورت لزوم نیروهای نظام، برای «انقلاب، نظام و جمهوری اسلامی» با همه متحد خواهند شد.

به گزارش «فردا»، مهدی کروبی در مصاحبه با روزنامه فایننشیال تایمز می‌گوید:«نیروهای دو جناح جمهوری اسلامی که دغدغه نظام اسلامی را دارند، به محض اینکه متوجه شوند، خدایی نکرده، انقلاب، نظام و جمهوری اسلامی در خطر است، با هم متحد خواهند شد.»

کروبی همچنین اظهار داشته است که این اتفاق به زودی روی خواهد داد.

وی با اشاره به سخنان چند روز پیش هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مبنی بر لزوم همکاری نیروهای معتدل دو جناح برای یافتن راه حل، ضمن تائید این سخنان تصریح می‌کند که «آقای هاشمی رفسنجانی به درستی گفتند که بهترین کسی که می‌تواند موجب حل مشکلات شود، رهبر انقلاب هستند. با آقای هاشمی موافقم.»

مهدی کروبی در واکنش به شعارهای ساختارشکن و ضدانقلابی نیز می‌گوید:« به نظر من، این شعارها 100 درصد اشتباه است و هیچ فایده‌ای ندارد.»

وی تصریح کرد که شعارهای حامیان وی باید در چارچوب نظام و قانون اساسی باشد.

رئیس مجلس ششم تاکید می‌کند که به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، چارچوب‌های نظام و اصل ولایت‌فقیه پایبند است.

وی همچنین از حضور خود در راهپیمایی روز 22 بهمن نیز خبر داد.

گفتنی است مهدی کروبی چند روز پیش نیز تصریح کرده بود که پس از تنفیذ رهبر معظم انقلاب احمدی‌نژاد را بعنوان رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران به رسمیت می‌شناسد.

به گزارش «فردا»، این اظهارات مهدی کروبی و اظهارات چند روز پیش وی در حالی منتشر می‌شود که انتظار می‌رفت این گروه پیش از این به شفاف کردن مواضع خود بپردازند، مواضع اشتباه‌شان را تصحیح کنند؛ و اکنون جای این سئوال باقی است که چرا تاکنون به رهنمودها و توصیه‌های راه‌گشای مقام معظم رهبری گوش فرا نداده‌اند؟


به بهانه اظهارات اخیر مهدی کروبی;
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، تحلیل ، مهدی کروبی

دو ملاحظه پیرامون تغییر موضع افراطیون اصلاح طلب

مهدی کروبی که در هفت ماه گذشته نظام را به بدترین تهمت ها متهم کرده بود روز گذشته اعلام نمود که دولت احمدی نژاد را قانونی می داند و آنرا به رسمیت می شناسد.

به گزارش جهان، اگرچه فرزند کروبی در گفتگو با رسانه های بیگانه تلاش کرد این اقدام را در قالب یک راهبرد توجیه و تفسیر کند اما کمتر کسی را می توان یافت که این موضع گیری را بی ارتباط به بیانیه اخیر میرحسین و تفاسیر صورت گرفته از آن و نیز نامه نگاری برخی سران اصلاحات به مقامات عالی رتبه نظام نداند.

موضع جدید کروبی آنقدر ناگهانی و تامل برانگیز بود که بلافاصله با پوشش همه رسانه های داخلی و خارجی همراه شد. در حالی که گروهها و جریان های اپوزیسیون خارجی و بعضاً همسو با کروبی هنوز از شوک این موضع گیری خارج نشده اند، برخی جریانهای سیاسی، این سخنان را عقب نشینی و رسیدن وی به بن بست ارزیابی کرده اند.

تعدادی از رسانه ها نیز علت اصلی موضع جدید کروبی را استفاده ابزاری شخصیت های مطرح جریان اصلاحات از وی در چند ماه اخیر عنوان کرده اند که باعث شده است شیخ اصلاحات چنین "تغییر مسیر" ناگهانی را در پیش بگیرد.

اما آنچه مسلم است پس از رویکرد جدید این افراد، پرسش های بی شماری در اذهان عمومی شکل گرفته که می بایست پاسخ مناسب به آن داده شود . اگرچه این اقدام کروبی گام نهادن در راهی  است که پیش از این از سوی مسئولان بلندپایه نظام و حامیان انقلاب اسلامی پیش روی سران اصلاحات گذاشته شده بود اما نباید به همین حد و مقدار محدود شود.

برای برون رفت واقعی از این فضا به نظر می رسد کروبی و هم طیفانش باید با شجاعت رسما راه عذرخواهی را در پیش بگیرند و  ضمن ابراز پشیمانی از رویدادهای اخیر به صورت "رسمی و آشکار" از گروههای برانداز و معاند و منافق اعلام برائت نمایند. همچنین  خسارت هایی که در ایام پس از انتخابات و در نتیجه مواضع و رفتار این افراد به مردم و نظام تحمیل شده است، لازم است تا از سوی آنان به نوعی جبران گردد.

در مقابل مردم زخم دیده هم این عذرخواهی را بپذیرند و از در پیش گرفتن مشی تحریک و تحقیر به این رویکرد خودداری کنند. در عین حال از نگاه برد و باختی به این اعلام مواضع نیز پرهیز و در تبیین و تحلیل وقایع، رهنمودها و بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب را سرلوحه کار خود قرار دهند تا تیر دشمن زبون این مرز و بوم و در راس آن امریکا و رژیم صهیونیستی که سران واقعی فتنه هستند به سنگ خورده، شکست دیگری را در کارنامه اعمال ننگین خود ثبت و درج نمایند


گفت‌وگوی حبیبی، کواکبیان، توکلی، نصیرپور
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، مناظره ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی
توکلی: کروبی‌وموسوی خطاها را جبران‌کنند تا توبه‌اشان پذیرفته شود/ عضواعتمادملی: کروبی باید زودتر این‌حرف‌ها را می‌گفت

محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی، مصطفی کواکبیان عضو فراکسیون اقلیت مجلس، احمد توکلی نماینده مجلس شورای اسلامی، مجید نصیرپور نماینده مجلس و عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی، با شرکت در برنامه بدون خط خوردگی از شبکه رادیویی گفت و گو در باره به رسمیت شناختن دولت از سوی آقای کروبی دیدگاه های خود را بیان کردند.

رادیو گفت‌وگو: حجت الاسلام مهدی کروبی در مورد قانونی بودن ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد اظهار داشته: "رئیس‌جمهور را به رسمیت می شناسم."

در این باب با چندی از شخصیت های سیاسی گفت‌وگو می کنیم. نخست از جناب آقای محمد نبی حبیبی، دبیر کل حزب موتلفه اسلامی پرسش می کنیم: جناب آقای حبیبی سلام، شب شما به‌خیر باشد.

حبیبی: سلام علیکم شب شما هم به‌خیر باشد.

رادیو گفت‌وگو: آقای حبیبی شما چه برداشتی از موضع گیری جدید آقای کروبی در مورد به رسمیت شناختن ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد دارید؟

حبیبی: بنده خبر را مطالعه کردم و معتقدم اظهارات آقای کروبی دو بعد دارد. ابتدا با تنفیذ حکم ریاست جمهوری، علی القاعده، رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور رسمی و قانونی کشور است. این نکته مثبتی است که انتظار داشتیم آقای کروبی خیلی قبل تر این مطلب را اظهار می کردند. در ماه مبارک رمضان یعنی زمانی که کشور در اوج پیچیدگی و نگرانی به علت برخی اظهارات آقایان کروبی و موسوی قرار داشت، با ایشان ملاقاتی داشتم و این سوال را مطرح کردم که آیا واقعا در ذهن‌تان در مورد ولایت فقیه عدولی اتفاق افتاده است؟ آقای کروبی به بنده گفتند: اگر از موضوع ولایت فقیه عدول کنم، در واقع خود را تبدیل به انسانی بی محتوا کرده ام که پس از یک عمر اعتقاد به ولایت فقیه حالا در حال نفی سابقه خود هستم.

بنابراین در پاسخ به سئوال بنده ایشان راجع به اعتقاد به ولایت فقیه این جواب را مطرح کردند. نکته ای که امروز به آن اشاره داشتند را نیزمی توان در همان چارچوب اظهارات متعدد ایشان در دوره های مختلف مورد ارزیابی قرار داد. البته بنده این موضوع را مثبت ارزیابی می کنم؛ اما قسمتی که راجع به اظهارات ایشان و آقای موسوی در مورد انتخابات و دیگر مطالب داشتند، بنده معتقدم "بیننا و بین الله" استدلال و دلیل قانع کننده ای برای این اظهارات نادرست وجود نداشته و ندارد. انتظار داشتیم که اگر آقای کروبی و به‌خصوص آقای موسوی که هنوز هم بر طبل تقلب در انتخابات می کوبند و حاضربه دست کشیدن ازاین حرف نادرست نیستند، در همان زمان (قانونی) حاضر به بازشماری آرا می شدند. در قانون مطرح شده است که اگر نامزدی به نتیجه انتخابات معترض است (چه در مرحله شمارش یا هر مرحله دیگری) می تواند این اعتراض را اعلام و با نام بردن تعداد صندوق‌هایی که او نسبت به آنها اعتراض دارد، با حضور وی و نماینده مورد اعتمادش پلمپ صندوق‌ها شکسته شود ومجددا مورد بازشماری قرار گیرد. سوال اصلی بنده از آقایان من جمله آقای کروبی این است که گزارشاتی درمورد مشکلات در انتخابات به دست شما رسیده بود، چرا حاضر به بازشماری آرا نشدید؟ آقای محسن رضایی حاضر به بازشماری شدند، بنده مطلع هستم که به درخواست ایشان در 3 استان این بازشماری از تعدادی صندوق‌ها انجام شد و چیز جدیدی به دست نیامد. بنابراین صحبت اخیر آقای کروبی را، دارای دو بعد می دانیم: ابتدا مسئله و صحت انتخابات، که اصلاً صحبت‌های ایشان را قبول ندارم و معتقدم که نگاهی کاملاً منفی است. اما نگاه دوم ایشان به مسئله تنفیذ مقام معظم رهبری مربوط می شود که به نظر بنده آن را باید مثبت تلقی کرد.

رادیو گفت‌وگو: آقای حبیبی اجازه بدهید از آقای کواکبیان هم سوالاتی داشته باشیم؛ آقای کواکبیان سلام شب شما به‌خیر باشد.

کواکبیان: سلام و رحمه الله!

رادیو گفت‌وگو: آقای محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب موتلفه در باب اظهارات اخیر آقای کروبی سخن می گفتند؛ آقای کواکبیان نظر شما در مورد صحبت های آقای حبیبی چیست؟

کواکبیان: قسمت آخر که ایشان فرمودند به علت تنفیذ مقام معظم رهبری این بحث پذیرفته شده و این مسئله را مثبت تلقی می کنند؛ بنده نیز با ایشان موافق و معتقدم که ای کاش این مباحث ها زودتر مطرح می شد و مشکلات پس از انتخابات هر چه زودتر به اتمام می رسید.

امروز نیز کاری بود که حزب مردم سالاری انجام داد و در حاشیه کنگره هشتم این حزب دوستان از جناح های مختلف مانند حضرت حجت الاسلام آقای ابوترابی نایب رئیس محترم مجلس صحبت کردند و دوستان دیگر نیز تشریف آورده بودند. به نظر من چنین اظهارنظری در حاشیه این کنگره را باید به فال نیک گرفت. در مجموع بنده معتقدم با گفت‌وگو، همدلی، نشست و برخاست زیر سقف مشترک، ان شاالله این مسائل تمام می شود.

رادیو گفت‌وگو: آقای کواکبیان به نظر شما آقای کروبی چرا تغییر رویکرد دادند؟ از بحث تقلب در انتخابات و با موضوعاتی که در قوه قضائیه مطرح شد و مدعی موضوعاتی شدند که حتی آقای محسنی اژه ای نیز دراین خصوص توضیحاتی را ارائه کردند. درمورد سوالاتی که آقای کروبی مطرح کردند، تحقیقات و بررسی هایی نیزصورت گرفته است. برداشت شما از آن موضع گیری قبلی واین تغییر رویکرد چیست؟

کواکبیان: ما که نمی توانیم تا 4 سال آینده هنوز بحث انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را ادامه بدهیم.

رادیو گفت‌وگو: یعنی فکر می کنید آقای کروبی هنوز همان اعتقاد را دارد اما کوتاه آمده؟ یعنی آقای کروبی هنوز می گوید تقلب شده؟

کواکبیان: ما موشکافی این کار را نباید کنیم، باید برون داد این بحث را بگوییم و تصور می کنم که این بحث به فضای وحدت و همدلی مجموعه عناصر نظام کمک می کند و از این جهت ما باید این اظهارنظر به فال نیک بگیریم و اینکه حالا چرا قبلاً نگفته اند و چرا حالا می گویند و پس چه شده و این ها را من می گویم خوب است که درباره آنها بحث بکنیم اما ما را به جایی جز اینکه باز کدورت‌ها را اضافه نمی رساند.

رادیو گفت‌وگو: آقای توکلی در همین همایشی که شما هم اشاره کردید (کنگره مردم سالاری)، گفتند که راه توبه و بازگشت همیشه بر روی آقای کروبی باز است؟ نظر شما درباره سخنان آقای دکتر توکلی چیست؟

کواکبیان: البته آقای دکتر توکلی هم تشریف آورده بودند ولی زود رفتند و این صحبت‌ها را احتمالاً در حاشیه کنفرانس با خبرنگاران داشتند؛ من دقیقاً آنها نخواندم، ولی من معتقدم که مبنای این نشست و برخاست‌ها باید همان میثاق ملی، یعنی اصول قانون اساسی باشد که هم بحث ولایت فقیه و هم اصول مربوط به حقوق ملت به خوبی در آنجا تدوین شده و ما با این راهکار معتقدیم همه می توانند در نظام موثر باشند؛ ان شاالله.

من فکر می کنم باید دوستان اصولگرا البته مثل آقای حبیبی که ارادت داریم و گلایه داریم که چرا به کنگره ما هم نیامدند، اینها از قبل قبول داشتند. منتها یک سری عناصر تندرو هستند که آنها متاسفانه نمی خواهند به این حرف‌ها قانع شوند و معتقد به مباحث دیگری هستند که ان شاالله آنها هم سازوکاری داشته باشند و بحث ها به اتمام برسد.

رادیو گفت‌وگو: آقای حبیبی برداشت شما چیست؟ یعنی پیش بینی می کنید با توجه به این تغییر رویکردی که در این اظهارنظر آقای کروبی است، یعنی اینکه گفتند تنفیذ را قبول دارند، با توضیحی هم که شما فرمودید در ماه مبارک رمضان دیداری با ایشان داشتید و آقای کروبی بحث ولایت فقیه را مطرح کردند، با توجه به اینکه تنفیذ را قبول دارند و از موضع خود در خصوص تقلب پایین آمدند، پیش بینی شما چیست؟ آیا فکر می کنید که این موضع موجب وحدت بین احزاب و جناح ها و افکار مختلف در جامعه بشود؟

حبیبی: ببینید! تا آنجا که بنده اطلاع دارم این موضوعی که عرض می کنم چند ماه پیش رسانه ای هم شد، آقای کروبی به عنوان دبیرکل حزب اعتمادملی یک مرزی قائل شدند بین مبانی فکری حزب اعتمادملی با مبانی برخی از احزاب مثل مشارکت و مجاهدین انقلاب که به هر صورت در طیف دوم خرداد، خودشان را در یک طیف می بینند. اما آقای کروبی یک مرزبندی کردند بین خودشان و حزب مشارکت و حزب مجاهدین انقلاب و این مرزبندی هم سر موضوع ولایت فقیه بود که در ذهن آقای کروبی آمده بود و رسماً هم این مطلب را بیان کردند. ما معتقدیم واقعآً کسانی که ولایت فقیه و ولی فقیه را قبول دارند، اصولاً زیر یک خیمه هستند و بنابراین ممکن است اختلاف سلیقه های گوناگونی داشته باشند. بنده برای اختلاف سلیقه ها هیچ نگرانی ندارم، قرار هم نیست که همه مردم یک جور فکر کنند. در خانه ای که پدر یکی است، مادر یکی است و محیط تربیتی هم یکی است، اگر سه یا چهار فرزند باشند چه بسا سه، چهار سلیقه گوناگون در مسائل مختلف داشته باشند. ما نمی توانیم توقع داشته باشیم که همه فرزندان یک خانواده سلیقه های یک شکل داشته باشند. اما یک موضوع حفظ کیان خانواده پیش می آید، آیا ما حق داریم با سلیقه های مختلف به کیان خانواده لطمه بزنیم؟

رادیو گفت‌وگو: آیا به نظر شما این موضوع از سوی آقای کروبی قبلاً برداشت نشده بود، که ما باید زودتر به این فکر بیفتیم که کیان خانواده را حفظ کنیم؟

حبیبی: به نظر من سوالات جنابعالی را خود ایشان باید پاسخ دهند.

رادیو گفت‌وگو: آقایان حبیبی و کواکبیان متشکر می شوم که اجازه بدهید سخنان مهمان دیگرمان آقای احمد توکلی را هم بشنویم آقای دکتر سلام شب شما به‌خیر.

توکلی: سلام بر شما و شنوندگان عزیز.

رادیو گفت‌وگو: نظر شما درباره مواضع حجت الاسلام مهدی کروبی در مورد قانونی بودن ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد چیست؟

توکلی: من فکر می کنم هر چه از این گونه موارد که حاکی از پذیرش قانون است، از طرف ایشان یا آقای موسوی اتخاذ شود، مسئولیت سنگینی که در این واقعه به دوش اینها قرار گرفت، سبک‌تر می شود. ما هم باید خوشحال شویم و کسانی که سابقه ای در انقلاب داشتند از این زحمت‌هایی که کشیده اند و در این حادثه خیلی از آن را هدر دادند، می توانند بازگردند و در سایه قانون، زندگی محترمانه ای داشته باشند؛ البته باید به خدا و مردم پاسخگو باشند.

رادیو گفت‌وگو: البته این پاسخی که به خدا می دهند که به خودشان برمی گردد اما پاسخی که به مردم می دهند به نظر شما چگونه باید باشد؟

توکلی: وقتی آقای کروبی قانونیت و مشروعیت دولت را تأیید می کند، در واقع بهترین خدمت را به خود می کند. کسی توبه کرد هر وقت توبه کند خدا می پذیرد، من فکر می کنم مردم هم بزرگوار هستند، می پذیرند. ولی آقای کروبی و آقای موسوی در اثر یک خطای بسیار فاحشی که مرتکب شدند که وقتی هم که پای خارجی در عرصه نمایان شد، باز به مواضع خود ادامه دادند فرصت را از خود در آینده برای خدمت به مردم در عرصه سیاست سلب کردند. حتی همفکرانشان هم در فشار قرار گرفتند حتی منتقدان دولت هم بیخود در فشار قرار می گیرند. اینها شرایط را سخت کردند و هر چه زودتر و بیشتر برگردند بهتر است و ما خوشحال می شویم و من فکر می کنم با این کاری که کردند خودشان را از خدمتگزاری در آینده در عرصه سیاست محروم کردند.

رادیو گفت‌وگو: آقای کواکبیان شما نظر آقای دکتر توکلی را شنیدید؟ آیا شما هم همینطور فکر می کنید؟

کواکبیان: بنده خدمت آقای دکتر ارادت دارم ولی این را هم انتظار ندارم که بگویید که کلاً این آقایان از خدمت محروم شوند. اگر واقعاً می توانند منشأ اثری باشند، از خدمات آنها نظام بهره مند می شود، خب بهره مند شود؛ و ظرفیت‌های نظام همه بحمدالله زیاد است. اعتقاد من این است که دل ما برای کشور می سوزد و تمام تلاش‌های ما در این جهت است که واقعاً به اصول قانون اساسی بازگردیم و من معتقدم که نه آقای دکتر توکلی نه آقای مهندس حبیبی و نه اَمثال بنده هیچ یک طرفدار بد اخلاقی هایی که بعضی از دوستان افراطی انجام می دهند، نیستیم. چون بی حرمتی ها و شعارهای تند برخی دوستان آن طرف هم باید بپذیریم، بی تأثیر نیست. در برخی از این مسائل، در کنگره ما هم دوستان کنار هم قرار گرفتند، من معتقدم که اگر این کنگره هیچ ثمره ای نداشته باشد، جز همین جمله ای که گفته شده، البته در خود کنگره گفته نشده بلکه در حاشیه با خبرنگاران گفته شده است؛ من معتقدم که کار مثبتی است.

رادیو گفت‌وگو: آقای دکتر توکلی نظر شما را می شنویم.

توکلی: من از آقای دکتر کواکبیان می خواستم سوال کنم که مگر از جمله بدترین بد اخلاقی ها و لطمات جبران ناپذیر و ظلم بزرگی که در این حادثه به نظام شد، به وسیله آقای کروبی انجام نشد؟ وقتی که اتهام تجاوز جنسی در زندان‌ها را مطرح کردند، بعد نتوانستند حتی یک مورد از آن را اثبات کنند و تحقیقات مجلس به شدت این موضوع را رد کرد. می دانید که گزارشات مجلس حتی علیه دادستان وقت تهران، با صراحت تنظیم شده، ولی این موضع را با شجاعت و دقتی که کردند، فهمیدند غلط است و رد کردند و از این (اتهام) دفاع نکردند. من این حرف را می زنم برای اینکه ثابت کنم کسانی که در عرصه های پر تلاطم سیاسی به مرحله ای می رسند، در آزمایش‌های بسیار حساس مردود شوند. ما اول دلمان می خواست مردودشدگان در مدرسه باقی بمانند، اما آنها خودشان را از مدرسه می کشند بیرون و هر چه تلاش می شود، باز هم آنها خودشان را بیرو ن می کشند؛ حالا که دوباره به مدرسه می آیند، نمی توانند در کلاس بالاتر بنشینند، بلکه همان جا که هستند به نظر من برایشان کافی است، چون آزمایش خود را بد پس دادند.

آقای مهندس موسوی دقیق ترین و روشن ترین انتقادی که از آقای احمدی نژاد کرد، آنجایی بود که: ایشان را متهم کرد به استبداد و قانون گریزی؛ و صراحتاً ایراد گرفت به آقای احمدی نژاد که اگر قانون هم اشکال دارد، شما نمی توانید از طریق غیرقانونی با قانون مبارزه کنید، بلکه باید از طریق قانونی مبازره کنید. اما بلافاصله ظرف کمتر از 24 ساعت پس از رأی گیری ایشان در مقابل آزمایش سختی قرار گرفت. همان زمان با مقام معظم رهبری ملاقات کرد و آقا توصیه هایی به وی کردند؛ آنجا جواب نداشت، بعد ایشان رفتند بیرون و کار دیگری کردند و درست جلوی قانون ایستادند. به نظر من، ایشان به همان ادعایی که کردند، آزمایش سخت شدند و متأسفانه مردود شدند و بعد هم در این حوادث ادامه دادند. البته یک نکته ظریفی در حرف‌های آقای کواکبیان بود که من با صراحت بیشتری می گویم: بنده معتقدم که زمینه سازی های غلط رقبای اینها و برخوردهای رقیب آقای موسوی زمینه سازی کرد؛ ولی اگر همان شب، یعنی شب بیست و دوم آقای موسوی تحت تأثیر القائات شیطانی برخی از اطرافیانش قرار نمی گرفت و موضع علیه قانون نمی گرفت و با صراحت می گفت من شکایت دارم، اعتراض دارم، اما به قانون تمکین می کنم و از رهبری هم خواهش می کنم دستور دهند مراقبت بیشتری انجام شود، اگر این علت موجده پیدا نمی شد، آن علل معده هم از کار می افتاد. من متأسفم این فاجعه اتفاق افتاد و خون عده ای به ناحق به زمین ریخت؛ بدترین اتهامات متوجه نظام شد و از نظر سیاست خارجی و بیشترین ضرر را ما از نظر اقتصادی متحمل. ناهماهنگی هایی که اتفاق افتاد، بی ثباتی درست کرد و مردم چوب آن را می خوردند.

رادیو گفت‌وگو: آقای دکتر توکلی ما همچنان به این موضع خواهیم پرداخت. اجازه بدهید خدمت آقای نصیرپور سلام عرض کنیم.

نصیرپور: علیکم السلام.

رادیو گفت‌وگو: شب شما به‌خیر باشد انشاءالله.

نصیرپور: عاقبت شما به‌خیر باشد. شب شما و شنوندگان عزیز هم به‌خیر باشد.

رادیو گفت‌وگو: آقای نصیرپور صحبت‌های آقای دکتر توکلی را شنیدید؛ نظر آقای توکلی این است که آقای کروبی پشیمان هستند و تعبیر توبه را به کار بردند و اینکه راه بازگشت همیشه برروی آقای کروبی باز است. آقای نصیرپور صدای ما را می شنوید؟ ظاهراً ارتباط ما با آقای نصیرپور قطع شد.

آقای دکتر توکلی ارتباط ما با آقای نصیرپور متأسفانه قطع شد.همکاران تلاش می کنند دوباره ارتباط را برقرار کنند.اگر از صحبتهای قبلی شما نا گفته ای باقی مانده بفرمایید؟

توکلی: اکنون که این برادران دارند بر می گردند، من قصد ندارم از در حمله و ملامت وارد شوم و جلوی این دگردیسی مثبت را بگیرم؛ ولی به‌خاطر اینکه دوستان دچار توهم نشوند، توضیح می دهم که اگر کسی در عرصه زندگی؛ چه زندگی شخصی و چه زندگی اجتماعی، دچار اشتباهی شد و اگر این خطای او لطماتی به دیگران زد، باید جبران کند تا توبه او پذیرفته شود و البته جبران این امر برای این دوستان خیلی سخت است. البته بنده شخصاً معتقدم وجود احزاب مختلف که مبانی مشترک اسلام و انقلاب اسلامی را قبول دارند، با سلایق و عقاید مختلف برای کشوری که بر مردم سالاری استوار است و به رأی گیری اعتقاد دارد و نهادهای او با رأی مردم انتخاب می شوند، یک ضرورت است. در نتیجه همیشه جدای از اختلاف نظر (در موارد مشترک با آنها همراهی می کنیم)، حتی اعتمادملی هم که کنگره داشت، من شرکت کردم. به نظرم مواضع آقای کروبی در مقاطع مختلف خیلی با هم تفاوت داشت. آرزو می کنم این برادران عاقبت به‌خیر شوند و خود من هم عاقبت به‌خیر شوم؛ ولی این گونه نیست که ما فکر کنیم که اگر اینها مواضع خود را اصلاح می کنند، منتی بر سر کسی دارند؛ خدا بر سر آنها منت دارد که توفیق داد به راه صحیح نزدیک شوند؛ خدا بر سر همه ما منت دارد که ما را به وسیله همدیگر آزمایش می کند.

رادیو گفت‌وگو: آقای توکلی متشکرم؛ ارتباط با آقای نصیرپور بر قرار شده. آقای نصیرپور سلام.

نصیرپور: علیک سلام.

رادیو گفت‌وگو: آقای توکلی امروز گفته بودند که آقای کروبی با تغییر مواضع‌شان و پذیرش تنفیذ ریاست جمهوری و اینکه ادعای تقلب در انتخابات را قبول ندارند و می شود گفت به نوعی توبه کردند و این علامت مثبتی است و در عین حال می گویند ایشان بزرگترین خطا را در حق نظام کردند. بحث تجاوز را مطرح کردند و اشاره هم کردند مواضع ایشان بعد از انتخابات فرق می کرد تا زمانی که قبل از انتخابات در حزب اعتماد ملی اعلام موضع می کردند، این دو، سه محور را آقای توکلی اشاره کردند. نظر شما در خصوص اظهارنظر آقای کروبی چیست؟

نصیرپور: بله. من از آقای دکتر توکلی خواهش می کنم که با توجه به سابقه فعالیت‌های سیاسی اجتماعی ایشان و همچنین دانش ایشان از روابط اجتماعی برخی رفتارهای اجتماعی را با ملاک‌های ارزشی و الفاظی مثل توبه و اینها منظور نکنند.

رادیو گفت‌وگو: منظورتان این است که از اخلاق به سیاست پل نزنند؟

نصیرپور: نه خیر. عرض می کنم، ما در دایره روابط اجتماعی وقتی به توسعه سیاسی اعتقاد داریم و وقتی به مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی اعتقاد داریم طبیعتاً اعتراضات را هم می شود در همان دایره محاسبه کرد. البته هیچ کس تأیید نمی کند که اعتراضات از قاعده و قانون خارج شود و از چارچوب های پذیرفته شده عبور کند؛ اما اگر کسی یک موضع اجتماعی خود را اصلاح کرد و دیگران عنوان توبه روی آن گذاشتند، در واقع بار معنوی ویژه ای روی آن اتلاق می شود که این در جای دیگری ما را با تضاد و با پارادوکس دیگری مواجه خواهد کرد. لذا من از همه کارشناسانی که در این گونه برنامه ها مشارکت می کنند، خواهشم این است که این رفتارها را در دایره روابط انسان‌ها ببیند و طبیعتاً انسان‌ها در تحلیل‌شان ممکن است، اشتباه کنند.

دوم اینکه از آقای دکتر توکلی خواهش می کنم با توجه به اعتمادی که به هوش و حافظه ایشان دارم، همچنین دسترسی ایشان به اسناد تاریخ انقلاب، چه آن بخشی را که مشارکت داشتند، قبل از انقلاب و بعد از انقلاب و چه آنهایی که ثبت شده، یک بازخوانی مجددی بکنند. حتماً خاطرشان است که تعداد افرادی که صریحاً در مقابل امام مقاومت می کردند، موضع می گرفتند و در مجلس شورای اسلامی عناوین مختلفی را به خودشان اختصاص داده بودند. بعداً دوباره به جریان نظام اسلامی بازگشتند و خیلی راحت و دوباره مسئولیت دارند و از خدمتگزاران صدیق نظام اسلامی هستند و هیچ مشکلی هم وجود ندارد. اساساً اعتقاد من این است که به قدری ظرفیت نظام جمهوری اسلامی بزرگ است که این گونه مسائل همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند به نظام خدشه ای نمی زند، لذا سرنوشت اینها را با یک تصمیم به سرنوشت نظام گره نزنیم و اجازه دهیم که همه نیروهای درون انقلاب همواره این فرصت را برای فعالیت مجدد داشته باشند؛ خصوصاً افرادی مثل آقای کروبی که به هرحال سابقه و دیرینه او را هیچ کس نمی تواند انکار کند. الحمدالله ایشان با تحلیل جدیدی که از شرایط کشور داشتند و توصیه هایی که مقام معظم رهبری داشتند، امروز موضعی را اعلام کردند که خیلی ازخیر خواهان نظام توقع از وی داشتند. البته می توانست این اتفاق زودتر بیفتد اما به هر حال آقای کروبی با توجه به بینش خود و تحلیل خود یک مسیری را انتخاب کرده بود و امروز با توصیه های رهبری معظم انقلاب و تحلیل خودشان دوباره چیزی را بیان کردند و ما همین قدر فکر می کنیم حرکت بزرگی است و باید تلاش کنیم که سرمایه های خود را با یک عناوین سخت و محدود کننده از دست ندهیم.

رادیو گفت‌وگو: متشکرم آقای نصیرپوراجازه دهید صحبت‌های آقای توکلی را هم بشنویم.

توکلی: من خدمت آقای نصیرپور سلام عرض می کنم و دو، سه نکته را توضیح می دهم: اینکه ما رفتارهای اجتماعی و مواضع اجتماعی را با ارزش‌های دینی نگاه نکنیم، این یک نگاه اصلی است و از آقای نصیرپور که فردی روشن هستند، بعید است چنین نگاهی داشته باشند. اینکه ما جامعه شناسی و سیاست وارد نکنیم و انتظار داشته باشیم که ارزش‌ها در حوزه دیگر باشد و این حرف‌ها در حوزه دیگر عجیب است. من این نظر را از امام قرض کردم و خودم هم همان موقع گفتم امام بعدها وقتی که نهضت آزادی در برابر انقلاب مقاومت می کرد، صریحاً فرمودند من اشتباه کردم و توبه می کنم. این لفظی است که امام به کار بردند؛ یک‌بار دیگر هم این اتفاق افتاد؛ در مورد کردستان امام فرمودند که: من اشتباه کردم و توبه می کنم. بنابراین اشتباهات سیاسی هم توبه می خواهد درست مثل اشتباهات فردی. مسئله کاملاً هم ارزشی است؛ یعنی آقای کروبی و آقای موسوی و آقای خاتمی و امثال اینها را من چنین تصوری ندارم که آنها اراده کردند که علیه اسلام و انقلاب اسلامی فعالیت کنند؛ ولی به شدت، مخصوصاً آقای کروبی و آقای موسوی، بازی حسابی خوردند و در زمین دشمن بازی کردند و تحریک شدند. اینها نباید تحریک می شدند؛ اینها آدم‌های باسابقه ای بودند و باید خود را از زمینه های مستعد عصبانی شدن حفظ می کردند.

داستانی هم که ایشان اشاره کردند که در مجالس گذشته 99 نفر خلاف امام رفتار کردند، باید بگویم خود امام از آن 99 نفر دفاع کرد. یعنی در دوره دوم نخست وزیری آقای مهندس موسوی، رهبری فعلی که آن دوره رئیس‌جمهور بود، نمی خواستند آقای موسوی را معرفی کنند، امام اظهارنظر فرمودند و ایشان خودشان حرمت امام را حفظ نمودند و آقای موسوی را معرفی کردند. 99 نفر به آقای موسوی رأی ندادند. همین آقایانی که اکنون می گویند همه چیز باید آزاد باشد، همه چیز باید باشد، متأسفانه آن موقع گفتند اینها ضد امام هستند که امام در دفاع از این 99 نفر در حضور همه مجلس سخن گفت و فرمودند که اینها وظیفه خود را انجام دادند و حالا که دولت مستقر شد، همه باید کمک کنند. بنده عرض می کنم بین آن که یک نماینده ای که اولین رأی منفی به نخست وزیر داده، زمین تا آسمان فرق است با جایی که یک عده صراحتاً علیه قانون بایستند و ولی فقیه به آنها بگوید: این کار شما غلط است، غیرقانونی است و حق ندارید این کار را بکنید، نصیحت دهد، پیغام دهد، سخنرانی عمومی کند و باز هم اینها بایستند و ابزاری شوند ناخواسته برای تسویه حساب تمام کینه ورزان نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی که از 30 سال پیش تاکنون با نظام دشمنی داشته اند و به این ترتیب، عده زیادی از معترضین جوان که در اثر این غفلت و این خطا و این رفتار غیرقابل قبول آقایان گول بخورند و به زحمت بیفتند و دیگران را هم به زحمت بیندازند. و هزاران شبهه در جامعه و حل شبهات هم مشکل بوجود بیاید. این رفتار آقایان اتفاقا اجازه داد فرصت انتقادهای به‌جا کم شود و گرفته شود از مردم. البته اینکه آقای موسوی و آقای کروبی ان شاء الله بازگردند کاملاً تسلیم قانون شوند و پاسخ اعمال خود را بدهند و پاسخ هم بخواهند عیبی ندارد، اما عقیده شخصی من است کسانی که در این حد رفوزه می شوند، قدرت فعالیت سیاسی رسمی را از خود سلب می کنند. البته اینکه نهادهای قانونی چه رفتاری را نسبت به اینها داشته باشند، به من مربوط نیست. من سیاستمدارم و نظر شخصی خودم را می گویم، ولی اینکه چه فرصتی در آینده برای این افراد تا چه سطحی فراهم می شود، بستگی به رفتارشان دارد.

رادیو گفت‌وگو: آقای نصیرپور نظر شما را می شنویم.

نصیرپور: بنده از آقای توکلی تشکر می کنم که نسبت به بنده لطف دارند. اما نکته ای که من راجع به آن واقعه تاریخی عرض کردم، رأی عدم اعتماد دوستان به نخست وزیر وقت کشور نبود، بلکه آن عبارتی بود که در پیامی به امام منعکس کرده بودند؛ چون آن عبارت عبارت خوبی نیست من نمی خواهم آن را تکرار کنم.

آقای دکتر اجازه بدهید این مطلب را بگویم؛ من فقط از ذکر این واقعه تاریخی خواستم این برداشت را کنم که نظام جمهوری اسلامی ظرفیتش بیش از تصورات ما است. همانطوری که در فرمایشات رهبر معظم انقلاب بود. دوم اینکه آنچه که راجع به عدم دخالت ملاک‌های ارزشی در رفتارهای اجتماعی من عرض کردم، این مربوط به تحلیل‌گران و سیاسیون است و به نظرم سیاسیون از عبارات توبه و اینها استفاده نکنند و اگر کسی خودش مرتکب خطایی شده و خودش راجع به عملکرد خودش یک بازگشتی دارد و خطایی را می پذیرد و احیاناً عبارتی را استفاده می کند، آن مربوط به حوزه های شخصی است. ما اتفاقاً باید پرهیز کنیم از اینکه رفتارهای اجتماعی را رنگ و لعاب قدسی و الهی دهیم و بعد هم نتوانیم نزدیکش شویم. آقای کروبی بر اساس یک تحلیلی، یک موضعی گرفتند، اگر ما امروز صحبت ایشان را برگشت از آن صحبت‌شان بدانیم؛ یک تحلیل‌گر سیاسی ممکن است امروز یک تحلیلی داشته باشد فردای آن روز به اشتباهش پی برده باشد و اشتباه را بپذیرد. اتفاقاً این از شهامت حاج آقای کروبی است و شجاعت آقای کروبی یکی از ویژگی های بارز ایشان است.

استدعای من از دوستان این است که ما راجع به دیگران از الفاظی اینگونه استفاده نکنیم. افراد راجع به خود می توانند از هر لفظی استفاده کنند. فرصتی که فراهم شده، فرصت بسیار مناسبی است، البته همانگونه که آقای دکتر توکلی فرمودند افراط گری برخی مانع ذکر و انتقاد افراد خیرخواه شد، این یک واقعیت است. حالا که به شرایط عادی باز می گردیم و شرایط مناسبی پیش می آید، من از آقای توکلی و سایر دوستانی که در جریان سیاسی مقابل جریان اصلاحات و در واقع در طیف دیگر حاکمیت حضور دارند، خواهشم این است که نیروهای افراطی خود را کنترل کنند. ما همواره از دوستان می شنیدیم و خود ما هم نگران بودیم. من خاطرم است خود حاج آقا کروبی هم در مجلس ششم از افراط گری برخی از افراد همیشه اظهار دلخوری می کردند. متأسفانه امروز هم در مجلس هشتم یا برخی جاهای دیگر متوجه می شویم که این افراط گرایان هستند که شرایط را بر هم می زنند و ما ناخواسته در موقعیتی قرار می گیریم که حتماً منافع دشمن را تأمین می کنیم. کنترل افراط گرایان یک امر ضروری است.

رادیو گفت‌وگو: قبل از اینکه اظهارنظرهای آقای توکلی را بشنویم، صحبت‌های آقای حبیبی را می شنویم. آقای حبیبی اظهارنظر جنابعالی را در مورد بیانات آقای نصیرپور بشنویم و بعد در خدمت آقای توکلی هستیم.

حبیبی: آقای کروبی چندین ماه است مطالبی را گفتند که اظهار این مطالب از طرف ایشان، یک خوراک قابل توجهی را برای تمام رسانه های ضد انقلاب فراهم کرده است: یعنی راجع به تجاوز در زندان‌ها، تقلب در انتخابات و اینکه یک فردی با آن سابقه خوب قبل از انتخابات مثل آقای کروبی بروند در راهپیمایی روز قدس همراه کسانی راهپیمایی کنند که می گویند: "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران"، که آن آخری را هم دروغ می گویند. این اتفاقات در چند ماهه اخیر رخ داده. اینکه ما بیاییم امشب، بعد از چند ساعت که آقای کروبی اظهار مختصری در مقابل آن همه اظهارات قبلی خود کرده اند، تکلیف سمت های آینده آقای کروبی را هم مشخص کنیم، به نظر من اکنون موقع این صحبت‌ها نیست. آقای کروبی به عقیده بنده بعد از اینکه یک استارتی زدند، امروز راجع به یک موضوعی، که به هر حال بنده هم عرض کردم، از این اظهارنظر آقای کروبی استقبال می کنم، باید ببینیم روزهای بعد، آقای کروبی برای جبران آن مطالبی که گفتند و واقعاً بعضی از آنها قطعاً برای نظام هم مضر بود، چه اقداماتی انجام می دهند؟ اگران‌شاءالله ایشان به دنبال مطالب امروزشان قدم‌های دیگر را هم برداشتند و بعد ثابت شد که ایشان جداً از آن مطالبی که هیچ کدام از آنها هم ثابت نشده، برگشته اند؛ تقلب در انتخابات را ایشان گفتند اما ایشان این مسئله را کجا ثابت کردند؟ من خجالت کشیدم که ایشان به عنوان یک روحانی بین کسانی که "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" را فریاد زدند و روز قدس اینها روزه خواری کردند، رفتند. این مسائل را به چشم خودمان دیدیم، اخیرا هم یک مطلب مختصری گفتند. ما باید منتظر باشیم و ببینم که آقای کروبی به دنبال آن مطلب بسیار مختصر امروزی که متفاوت با مواضع چند ماهه ایشان است، چه اقداماتی انجام می دهند؟ ببینیم چه کارهایی انجام می دهند. اگر ایشان ادامه دادند، این مطالب را و جبران کردند ضربه هایی که با صحبت‌های ایشان و آقای موسوی (بیشتر ایشان) به انقلاب وارد شد. آن هنگام می توانیم بحث کنیم که راجع به آقای کروبی چه تصمیمی اتخاذ کرد.

رادیو گفت‌وگو: آقای توکلی من قبل از اینکه از شما بخواهم اظهارنظر کنید در خصوص صحبت‌های آقای نصیرپور و آقای حبیبی، ارجاع می دهم به سخنان مقام معظم رهبری در چندین روز گذشته که در خصوص خواص نظام ایشان صحبت فرمودند که خواص نظام مواضع خود را شفاف بیان کنند. فکر می کنید این اظهارنظر آقای کروبی مقدمه ای خواهد شد و کمک می کند به اینکه خواص نظام بروند به سمت شفاف سازی مواضع‌شان؟

توکلی: من آرزو می کنم که همین طور باشد. برای اینکه در این شرایط که ما احتیاج داریم، توجه مردم را به جوانب مختلف یک حادثه جلب کنیم، تا از چنبره رسانه های بیگانه نجات پیدا کنند، موظفیم که هم شفاف سخن بگوییم و هم صادقانه سخن بگوییم. رادیو تلویزیون یک دوره ای مشی خوبی نداشت. بیشتر یک طرفه قضاوت می کرد.

رادیو گفت‌وگو: سپاسگذارم از نقد شما.

توکلی: هنوز کجایش را دیده اید؟

رادیو گفت‌وگو: هر چقدر که از شما می شنویم، ما موظف به تشکر هستیم!

توکلی: الحمدلله اکنون فضا را مقتضی می کند، برای اینکه سخنان مختلف منعکس شود. رادیو گفت‌وگو در جریان یک استثنا است. من متشکرم از شما ولی اینکه شفافیت کمک کند به اینکه آقای کروبی یا آقای موسوی یا منتقدین آنها یا معترضین حرف‌های خود را شفاف بزنند تا روشن شود؛ من هم برای همین صریح حرف زدم و هم اشاره کردم به هم افراط گری هایی که زمینه ساز این حادثه ها بود و هم به سهم ایجاد کننده حادثه که خود این دوستان بودند. من یک نکته را به برادرمان آقای نصیری عرض می کنم که اگر این حرف‌شان درست باشد، پس ما باید از قرآن نخوانیم که می فرماید توبوا الی الله توبتا نصوحا، اگر فکر کنیم گناه فقط حوزه های فردی است و اگر ما حوزه های اجتماعی گناهی کنیم، هزاران گناه فردی با آن قابل قیاس نیست و حتماً توبه آن هم جدی تر است و در نهج البلاغه و در قرآن پر از خطاب توبه به کسانی است که کار بد کردند و کار اجتماعی بد کردند. مثل اینکه در جنگ شرکت نکردند و در انفاق کوتاهی کردند. ما اعتقاد داریم هر که خطا می کند، باید از مردم عذر خواهی کند. باید جبران خطا کند، از خدا هم در خواست مغفرت کند. البته من به‌شخصه آرزومندم که همه این برادران عاقبت به‌خیر شوند؛ بهشتی شوند، در بهشت کسی جای دیگری را تنگ نمی کند ولی همه باید شرط آن را رعایت کنیم. یعنی اگر حقوقی را ضایع کردیم، باید جبران کنیم، اگر دلی را آزردیم، باید جبران کنیم. همه هر کس که این کارها کرده است. فعلا بحث این آقایان است و همین کورسویی که از پشت تاریکی که آنها خود را در آن قرار داده اند غنیمت است... آروز می کنم بیشتر شود و همه به روشنایی و نور برسیم. اجازه بدهید بنده خداحافظی کنم.

رادیو گفت‌وگو: بله! متشکر از شما که در این گفت‌وگو شرکت کردید. خداحافظ شما. ارتباط ما با آقای نصیرپور قطع شده و از آقای توکلی هم خداحافظی کردیم. جناب آقای حبیبی بنده این سوال را از حضرت عالی هم می کنم.

حبیبی: من اظهارات آقای کروبی را، آن بعدی را که راجع به (تقلب در) انتخابات گفتند را معتقدم هیچ دلیلی برای آن ندارند. اما این بعدی که چون تنفیذ شده، من به رسمیت می شناسم حرف مثبتی است که ممکن است همانگونه که شما هم در سوال مطرح می فرمایید، زمینه ای باشد برای اینکه دیگران هم به خود بیایند و راجع به موضوعات اصلی که به کل انقلاب باز می گردد با شفافیتی خیلی خیلی بیشتر از گذشته و به نفع نظام صحبت کنند.

رادیو گفت‌وگو: یعنی شما پیش بینی می کنید که در چند روز آینده خواص نظام اظهارنظرهای شفافی کنند با توجه به اینکه در آستانه فرارسیدن سی و یکمین پیروزی انقلاب اسلامی هستیم؟

حبیبی: برخی خواص خیلی خاص هستند همه کارهایشان را نمی شود پیش بینی کرد، اما من امیدوارم این طور شود؛ به خصوص با توجه به اینکه دشمن هم برای 22 بهمن سال جاری طراحی های بسیار شیطنت آمیزی کرده است؛ البته با عنایات الهی بنده مطمئن هستم که مردم با حضور خود تمام آن شیطنت ها را خنثی خواهند کرد. اما خواص لااقل کاری کنند که از مردم عادی، که هر وقت احساس خطر می کنند برای کل نظام،واقعاً شجاعانه و با خطر پذیری به میدان می آیند، آنها هم حداقل آن کاری که مردم می کنند را انجام دهند.

رادیو گفت‌وگو: خیلی متشکرم از آقای حبیبی و از آقای کواکبیان و آقای توکلی و آقای نصیرپور؛شب شما به‌خیر خدا نگهدار.


اظهارات کروبی آب در لانه مورچگان
ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، خبره ویژه ، روزنامه کیهان ، مهدی کروبی

اظهارات کروبی آب در لانه مورچگان

سردرگمی و عقب نشینی برخی عناصر میداندار فتنه، شوک گسترده ای را در محافل ضدانقلابی ایجاد کرده است. پریروز پس از انتشار اظهارات مهدی کروبی مبنی بر به رسمیت شناختن رئیس جمهور و دولت، پسر وی- حسین کروبی- که روابط مشکوکی با محافل بیرونی دارد به همراه رسانه های نشاندار بیگانه به صرافت افتادند تا به نحوی ماجرا را لاپوشانی و رفع و رجوع کنند. در کمتر از چند ساعت، سایت های رسمی بی بی سی انگلیس، صدای آمریکا، رادیو فردا، رادیو زمانه، جرس و... پر شد از مصاحبه های اختصاصی با حسین کروبی که به جای پدر موضع می گرفت و به توجیه اظهارات مهدی کروبی می پرداخت.
اما بازی حسین کروبی با واژه ها نتوانست چیزی از واقعیت بکاهد به ویژه اینکه اظهارات مذکور، پس از انتشار انتقادات داخلی خاتمی در مجمع روحانیون نسبت به تندروی و ساختارشکنی کور و بی فایده صورت می گرفت. گفته می شود خاتمی قبل از آن هم نامه ای متضمن انتقاد از ساختارشکنی و ابراز وفاداری به نظام به محضر رهبر انقلاب ارسال کرده بود. این همه در حالی بود که با وجود کج روی موسوی، بیانیه 17 وی از سوی برخی محافل ضدانقلاب حمل بر انفعال و عقب نشینی شده بود. در چنین فضایی انتشار موضع کروبی مانند ریختن ناگهانی آب سردی بر سر عناصر ضدانقلاب و رسانه های آنها بود. البته برخی از این عناصر ترجیح دادند به تحمیق مخاطبان خود بپردازند. آنها به یکی از 2 شیوه کم اهمیت نشان دادن اظهارات کروبی یا تاکید بر اینکه کار وی و خاتمی و دیگران یک اقدام تاکتیکی برای اختلاف در جبهه مقابل است نه عقب نشینی رد کردند.
علیرضا نوری زاده از ماموران میدانی موساد و سیا که یکی از بازندگان تحولات اخیر به شمار می رود، در اظهارنظری انفعالی گفت: مردم ]بخوانید آشوبگران[ منتظر اظهار نظر کروبی یا نامه خاتمی نمی مانند. مردم معطل این قبیل رهبران نخواهند ماند.
سایت بی بی سی انگلیس هم در توجیه ماجرا نوشت: حوادث روز عاشورا و شعارهای تند طیف های سیاسی را به تامل واداشت و این نگرانی را پدید آورد که ممکن است رشته از دست در برود. برخی شخصیت های اصلاح طلب ابراز نگرانی کردند که جریان ضدانقلاب به دنبال بهره برداری از مطالبات درون ساختاری است. عده ای موضع کروبی را در ادامه بیانیه موسوی و برای عمیق ترکردن شکاف در جناح محافظه کار می دانند.
اما از این توجیهات که بگذریم، دیگر محافل ضدانقلاب نتوانستند آشفتگی موجود در اردوگاه ضد انقلاب را کتمان کنند. سایت ضد انقلابی روزنت در تحلیلی به قلم یکی از عناصر فراری ادوار تحکیم با عنوان «یا شیخ خبری هست؟» به توجیهات حسین کروبی درباره اظهارات مهدی کروبی اشاره کرد و نوشت: همین اظهارات حسین کروبی نکته شک برانگیزتری مطرح می کند و آن اینکه موضع مهدی کروبی تغییر کرده است و این تغییر در جهت تغییر شرایط است. این سخن را باید در کنار بیانیه موسوی درباره به رسمیت شناختن دولت و متن افشا شده نامه خاتمی نهاد تا نگران سازش احتمالی شد.
روزنت می افزاید: درباره اظهارات شیخ اصلاحات چند احتمال وجود دارد. احتمال اول این است که کروبی اشتباه و بی دقتی کرده است. به گمانم سیر وقایع و مصاحبه های بعدی نشان داده که چنین نبوده است. اگر چنین بود با یک تکذیب یا اینکه سخنانش بد برداشت شده مسئله حل می شد. احتمال دوم این است که سازشی در میان است و کروبی با حکومت ساخته است و می خواهد فضا را آرام کند و سهمی بگیرد. این احتمال به گمان نگارنده غلط است. احتمال سوم که به نظر نگارنده صحیح تر می نماید این است که حرکت امروز کروبی پاسخی به کسانی در جبهه دوم خرداد است که در حال پیش بردن سازشی بدون حضور کروبی هستند. این روزها وقایعی اتفاق افتاده است که نشان از آن دارد که بخشی از جبهه اصلاحات در حال مذاکره پشت پرده و ظاهرا از موضعی پایین است. احتمال چهارم این است که کروبی خواسته توپ را در زمین طرف مقابل بیندازد و شکاف را در آن سو ژرف تر کند اما شیخ آن قدر عاقل هست که نباید هم توپ را در زمین حریف انداخت و هم دروازه را خالی کرد.
روزنت با اشاره به انتقادات گسترده از کروبی در سایت های فیس بوک و بالاترین نوشت: شیخ ما دو تاریخ پشت سر خود دارد؛ یک تاریخ، تاریخ عملکرد این یک ساله اوست و تاریخ دیگر نیز عملکرد سی ساله او. این دو تاریخ در بعضی نقاط با هم در تنافرند. به عنوان کسانی که در انتخابات از او حمایت کردیم، این نیست که هرچه شیخ گفت چشم و گوش بسته و دربست به به و چه چه کنیم.
مجله اینترنتی و ضد انقلابی خواندنیها هم با تاکید بر اینکه «شیوخ اصلاحات وا می دهند»، نوشت: با وجود آن که کروبی و موسوی هنوز رسما تصمیم خود را اعلام نکرده اند اما با دادن شعار وحدت و بهانه های دیگر از این دست تلاش می کنند جان خود را از مخمصه رهانده و با یک قیام و عقود از بحران خارج شوند.
از سوی دیگر سایت ضدانقلابی خودنویس که توسط چند عنصر فراری در خارج از کشور مدیریت می شود، این گونه تحلیل کرد: شکی نمانده که بیانیه موسوی وسوسه را در دیگر سران جنبش ایجاد کرد و کروبی هم از قافله عقب نماند. این روند و اقدام خاتمی هم شوکه کننده است و هم بغض آور که سران جنبش در برابر نظام زانو بزنند. مضحکانه]؟![ است که آقای موسوی پس از 6 ماه در بیانیه هفدهم خود بوسه بر تنفیذ نامه احمدی نژاد بزند. مضحکانه است شیخ؟! اصلاحات که از تبار ابوی خود مایه می گرفت اکنون آن را به ثمن بخس بفروشد. شرم آور است به بازی گرفتن مخالفان و گول مالیدن بر سر آنها. حرف های خاتمی خائنانه است. آنها یا ترسیده اند یا منافعشان درخطر افتاده است. این سایت همچنین در تحلیل دیگری به «بازخوانی عقب نشینی اصلاح طلبان» پرداخت و نوشت: حجت تمام شد! سرانجام آنچه منتظرش بودیم رخ داد و صحنه آخر سازش کلید خورد. کروبی امروز صبح رسما دولت را به رسمیت شناخت... فاتحه ای که خاتمی و رفسنجانی برای اصلاح طلبان خواندند با این موضع گیری شیخ شجاع (که برخی او را سازش ناپذیرتر از موسوی می دانستند) تکمیل شد. پس از وقایع ماههای اخیر که نشانه های از دست رفتن کنترل اصلاح طلبان بر معترضان و وحشت طرح شعارهای ساختارشکنانه را شدت بخشید، ابتدا موسوی فرمان عقب نشینی صادر کرد و سپس خاتمی نامه محرمانه نوشت. چقدر اینها بی شرمند. حالا چراغی در برابر جزم اندیشی و پیروی کورکورانه متعصبان موسوی- کروبی روشن شد که برای آنها نقش چه گوارا و گاندی قائل بودند.
سایت های ایران گلوبال، اخبار روز (ارگان گروهک فدائیان خلق) ایران امروز و... دیگر نیز در مطالبی مشابه به انتقاد از بن بست و عقبگرد سران اصلاحات پرداخته اند.
به عنوان مثال ایران گلوبال که از رفتارهای انتحاری کروبی با الفاظ مبالغه آمیز ستایش می کرد، در تحلیل جدید خود نوشت: کروبی از انتخابات 22خرداد تاکنون در پی به قدرت رساندن حزب اعتماد ملی بود اما اکنون مثل آقای بازرگان به عمر سیاسی خود پایان داد.
«ایران امروز» هم از بحران سیاسی و اخلاقی در میان فتنه سبز خبر داد و نوشت اپوزیسیون نمی تواند با جریانی که به نظام امید بسته، روحیه خود را حفظ کند.


عقب نشینی مهدی کروبی، موسوی و خاتمی را به آفساید برد
ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی ، سیدمحمد خاتمی
عقب نشینی مهدی کروبی، موسوی و خاتمی را به آفساید برد

 مهدی کروبی از موضعی که هفت ماه بر آن پافشاری کرد و به بهانه آن مواضعی تندی علیه جمهوری اسلامی و مسئولان عالی رتبه کشور گرفت، عقب نشینی کرد.

دبیر کل حزب اعتمادملی که گفته می شود حزبش در آستانه انحلال قرار دارد، امروز در حاشیه کنگره سراسری حزب مردم سالاری در گفت وگو با خبرنگاران، از "ادعای بدون سند تقلب" پا پس کشید و اعلام کرد که "رئیس جمهور را به رسمیت می‌شناسم."

موضع جدید آقای کروبی آنقدر ناگهانی و تامل برانگیز بود که در کمتر از دقایقی با پوشش همه رسانه های اینترنتی همراه شد.

گرچه شیخ اصلاحات از علت این "تغییر مسیر" ناگهانی سخنی نگفت اما بنابر اخبار مختلفی که در هفته های اخیر از جزئیات جلسات خصوصی سران اصلاحات، منتشر شده است، "استفاده ابزاری" شخصیت های مطرح این جریان از آقای کروبی، علت اصلی موضع جدید شیخ بوده است.

بارهایی که کروبی به دوش کشید

دبیر کل حزب اعتمادملی پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم، گرچه کمتر از یک درصد آرا را کسب کرده بود اما به پیروی از آقای موسوی، مدعی تقلب شد و در ادامه حتی بخش زیادی از سنگینی طرح این ادعا را به دوش کشید.

علاوه بر این، طرح دیگر "ادعاهای بدون سند" و "هزینه زا"، همچون ادعای آزار جنسی بازداشت شده ها و سناریوی "هفتاد و دو کشته سازی" بر عهده آقای کروبی گذاشته شد.

صدور بیانیه علیه مسئولان ارشد نظام و ساختار جمهوری اسلامی هم، از دیگر برنامه هایی بود که به صلاحدید شخصیت های مطرح جریان اصلاحات، در دستور کار شیخ اصلاحات قرار گرفت.

با این حال اعتراض های آقای کروبی به جلسات خصوصی رهبران اصلاح طلب، هرگز باعث نشد که نقش او در پیشبرد اهداف فرقه سبز، جدی گرفته شود به طوری که تصمیمات اساسی، بدون اطلاع و حضور دبیر کل حزب اعتمادملی گرفته می شد.

به همین دلیل، آقای کروبی پس از اطلاع از برخی جلسات خصوصی دوم خردادی ها، نسبت به طرح بعضی مسائل و اهمیت ندادن به نقش او ابراز گلایه کرد.

او اخیرا گفت که "بعضی از این آقایان می خواهند سر سفره آماده بشینند، زمانی که باید حرف می زدند و عمل می کردند، پنهانی نامه نگاری کردند، خاتمی سر من کلاه گذاشت، آن از آن حرفش که یا من یا موسوی و این از حرف های امروزش که از ما عبور کرده است."

موضع جدید آقای کروبی در اذعان به دروغ بودن "ادعای تقلب"، پس از این رویدادها اتخاذ شده است.

پروژه اعتدال نمایی، طرحی که کروبی ناخواسته به آن پایان داد

البته گفته می شود که شیخ اصلاحات این سخنان را از آن جهت بیان کرده که به سناریوی جدید آقای موسوی و آقای خاتمی که به همراه برخی شخیصت های مطرح طراحی شده هم، پی برده است.

آنچنان که فعالان سیاسی عنوان می کنند، بر اساس این طرح قرار بوده که شیخ اصلاحات همچنان به تندروی در برابر جبهه نظام تشویق شود و به موازات آن، میرحسین و خاتمی با به نمایش گذاشتن برخی مواضع معتدل‌تر، نخبگان و مردم را به "افراطی نبودن" خود راضی کنند.

اتخاذ برخی مواضع معتدل، همچون کوتاه آمدن آقای موسوی از ادعای تقلب، در کنار بیانیه آخر شیخ اصلاحات که پر بود از توهین به نظام و مسئولان جمهوری اسلامی یکی از مراحل این طرح سیاسی بود که درصدد به نمایش گذاشتن نوعی از "اعتدال"موسوی و خاتمی در مقایسه با "افراطی گری" کروبی بود.

بر پایه طرح مذکور که برخی تحلیلگران سیاسی از آن به "پروژه اعتدال نمایی" یاد می کنند، قرار بود که برخی شخصیت های مطرح و طراحان این پروژه، نقش "میانجی" و "پایان دهنده مشکلات" را ایفا کنند و با مسئولان ارشد نظام به چانه زنی بپردازند تا مسیر "بازگشت بدون شرط" آقای موسوی و آقای خاتمی به صحنه سیاسی کشور را هموار کنند.

نامه محمد خاتمی و علی اکبر محتشمی پور، اعضای مجمع روحانیون، به مسئولان عالی رتبه نظام که در آن از افراطیون و فرقه سبز اعلام برائت شده و رویکرد برخی سران اصلاحات را نادرست دانسته اند، در راستای تحقق همین طرح ارزیابی شد.

با این حال اصرار این شخصیت ها بر فاش نشدن جزئیات نامه نگاری ها نشان داد که آنان درصدند، مسیر بازگشت خود را با اجرایی کردن پروژه مذکور و در جریان "تعاملات پشت پرده" هموار کنند.

اما با حرکت غیرمنتظره ای که امروز آقای کروبی در صفحه شطرنج سران اصلاحات انجام داده است، اکنون عنوان "در نطفه خفه شدن" برای این طرح سیاسی بکار برده می شود.

شیخ اصلاحات البته، آنچنان که از اعتراض اخیرش به خاتمی بر می آید، برای عقب نماندن از سران اصلاحات و تلاش برای بازگشت به صحنه سیاسی دست به چنین اقدامی زد.

راه نجات

بر این اساس، کروبی مسیر "بازگشت بدون شرط" سران اصلاحات را بار دیگر مسدود کرد به طوری که حتی عبارت "در آفساید قرار گرفتن" برای آنان بکار برده می شود.

اما در عین حال علاوه بر گزینه ای که مسئولان ارشد نظام در مقابل سران اصلاحات قرار داده اند، برخی سیاسیون معتقدند که همچنان می توان "پروژه اعتدال نمایی" را ادامه داد.

طبق نظر این عده از سیاسیون، سران اصلاحات برای به نمایش گذاشتن آنچه "اعتدال" خوانده شده، مجبورند تا به "عقب نشینی" دیگری در صفحه شطرنج دست بزنند و از بخش دیگری از ادعاهای خود دست بکشند.

این عقب نشینی می تواند، کوتاه آمدن از بخش دیگری از بیانیه هفدم آقای موسوی و یا دست کشیدن از حمایت اغتشاشگران و اعلام برائت تلویحی و یا حتی صریح از آنان باشد؛ موضوعی که همانند عقب نشینی آقای کروبی، در هر صورت با واکنش منفی فرقه سبز و مقامات و رسانه های غربی و صهیونیستی همراه خواهد بود چرا که منافع آنان را دچار خدشه خواهد کرد.

راه دیگری که پیش از این و از سوی مسئولان بلندپایه نظام و حامیان انقلاب اسلامی پیش روی سران اصلاحات گذاشته شد، این بوده است که سران اصلاحات باید پشیمانی خود را از رویدادهای اخیر به صورت "رسمی و آشکار" اعلام کنند.

علاوه بر این، از سوی مسوولین نظام تاکید شده است خسارت هایی که در ایام پس از انتخابات و در نتیجه مواضع و رفتار این افراد به مردم و نظام تحمیل شده است، لازم است تا از سوی خود آنان جبران شود و در نهایت، لازم است تا این افراد تبعیت عملی خود از قانون را با تسلیم در برابر محاکم احتمالی قضایی نشان دهند.


کالبد شکافی اصحاب فتنه/ طرح آشتی ملی آخرین حربه برای باج‌خواهی از نظام
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، میر حسین موسوی ، مهدی کروبی
کالبد شکافی اصحاب فتنه/ طرح آشتی ملی آخرین حربه برای باج‌خواهی از نظام

مقدمه:
خداوند سبحان در آیه 60 سوره اسرا از شجره ملعونه و درخت نفرین شده و به دور از رحمت پروردگار و در تبیین رویای صادق پیامبرش (صلی الله علیه و آله) سخن به میان آورده است و در تفاسیر مختلف شیعه و اهل سنت (از جمله تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 172) این شجره ملعونه را با بنی امیه منطبق دانسته و با اشاره و تطبیق با آیات دیگر قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام این رویا را اینگونه بیان می دارند که پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) در خواب دید که میمون هایی از منبر او بالا و پایین می روند آن حضرت چنان از آن خواب ناراحت شد که بعد از آن کمتر می خندند. در تفاسیر تعبیر این خواب به بنی امیه نسبت داده شده که یکی بعد از دیگری برجای پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشستند، در حالی که از یکدیگر تقلید می کردند و افرادی بدون شخصیت بودند و حکومت اسلامی و خلافت رسول خدا را به فساد کشیدند.
همچنین در سوره ابراهیم آیات 24 تا 26 نیز از دو شجره متضاده سخن گفته شده، یکی شجره و درخت طیبه و پاکیزه ای است که اصل آن ثابت و در زمین و شاخه ها و فرع آن در آسمان است که نشان از اعتقاد حقیقی و پایدار به توحید و یکتایی خداوند است که هرگز از بین نمی رود و هیچ تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و تمام حقایق و برکات از آن سرچشمه می گیرد و در روایات بسیاری از اهل بیت علیهم السلام این درخت پاکیزه به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندان پاک و مطهرش تطبیق داده شده،... و دیگری شجره خبیثه (کلمه خبیثه) و درخت ناپاکی است که روی زمین پراکنده شده و قرار و ثباتی ندارد و در روایات این شجره خبیثه و ملعونه همان که در ذیل آیه 60 سوره اسراء گفته شد به بنی امیه نسبت داده شده است.
باعنایت به مطالب مذکور چنین بدست می آید که عالم اسلام از صدر اسلام تاکنون مصاف و میدان نبرد میان این دو شجره است که در سه نقطه ازجغرافیای زمین خود نمایی می نماید:
شجره طیبه به عبارتی همان شجره و درخت نبوت است که طی 23 سال و بتدریج به کمال خود نزدیک می‌شد و بالاخره در سرزمینی به نام غدیر خم نعمت تمام شد و با نصب حضرت علی علیه السلام به عنوان امیرالمومنین علیه السلام و ولی الله رضایت حضرت حق تعالی حاصل شد و علی علیه السلام به عنوان میوه این شجره پاکیزه که 3 ویژگی مذکور را با خود دارد معرفی شد و به عبارت روشن تر تلاش پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در 23 سال نبوت خود، تنها و تنها ساختن امتی واحده بودکه بدون امام ابتر و ناقص می نمود و در یوم الغدیر این درخت پاکیزه به بار نشست و بر همین اساس روز غدیر را باید روز پیوند امت با امام نامید و امام و ولایت میوه درخت نبوت است و نبوت بدون غدیر ابتر و ناقص است.
واما شجره ملعونه و خبیثه یعنی همان بنی امیه تلاش کردند تا این پیوند مبارک الهی را گسسته و منصوص من قبل الله و منصوب من قبل النبی (صلی الله علیه و آله) را از امت واحد اسلامی بگیرند و بالاخره تلاش بنی امیه با همکاری و همیاری یهودیان و برخی از مهاجرین از صحابه در سقیفه نتیجه داد و میمونهای موجود در رویای پیامبر(صلی الله علیه و آله) توانستند امام برحق را که نشانه اکمال دین، اتمام نعمت و رضایت حضرت حق جل و علاء بود از امت جدا کرده و امام باطل را به جای آن نصب نمایند.
به این ترتیب شجره ملعونه سقیفه با طراحی اشراف و بزرگان موفق به گسستن پیوند بین « امت » با « امام(ره)» شد و تاریخ دردناک هبوط آدمیت، نقطه عطف جدیدی را تجربه کرد.پس سقیفه بنی ساعده (سقیفه بنی امیه) را باید روز گرفتن « امام » از « امت » نامید. اما اصحاب سقیفه علیرغم تغییر «امام حق » به « امام باطل» کماکان با یک مشکل اساسی مواجه بودند و آن، هم مسلمانانی بودند که به دلیل میل، علاقه و عشقی که به اهل بیت (علیهم السلام) و مشخصا به علی علیه السلام به عنوان برادر، وصی و جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) داشتند به عنوان مانع جدی بر سر راه نقشه های بنی امیه بودند. اصحاب سقیفه باید کاری می کردند که در یک بازه زمانی مشخص « امت پیامبر (صلی الله علیه و آله) » به « ملت مسلمان » تبدیل می شد.
اصحاب شجره ملعونه برای غلبه براین مشکل علایق و میلهای امت مسلمان را نشانه رفتند و در یک برنامه زمان بندی شده (40سال) امیال باطل را جایگزین امیال حق کردند:
در تاریخ آمده است روزی شخصی به تظلم خواهی شکایت نزد یکی از اصحاب سقیفه (خلیفه) آورد. خلیفه او را به علی علیه السلام که در مجلس بود ارجاع داد. شاکی گفت من شکایت خود را نزد خلیفه آورده ام و تو مرا به یک نفر مثل خودم ارجاع میدهی. با این سخن خلیفه برآشفته و شمشیر برکشید و در حالی که اشک از چشمانش جاری بود! بر منبر رفت و ضمن دفاع از علی علیه السلام گفت کار به جایی رسیده است که یک مسلمان خود را با کسی مقایسه کرده و برابر می داند که ما در غدیر خم با او به عنوان امیر المومنین و مولای کل مسلم بیعت کرده ایم. خلیفه سپس کسانی را که حرمت و شانیت علی علیه السلام را بشکنند به شمشیر حواله داد.
(در باره علل و چرایی این موضع خلیفه که خود حق علی علیه السلام را غصب کرده بود گفته شده اولا خلیفه با این موضع گیری خود را به عنوان مدافع و دوست دار علی علیه السلام معرفی کرد که اگر چنانچه بعدها از علی علیه السلام انتقاد کرد مردم مسلمان انتقاد او را به عنوان دوستدار علی علیه السلام بپذیرند ثانیا خلیفه به خوبی می دانست که در حال حاضر هنوز عشق به اهل بیت علیهم السلام در جامعه اسلامی موج می زند فلذا او نباید مقابل این موج قرار می گرفت ثالثا او با این دفاع، تصویری جعلی و مخدوش از حدیث غدیر به مردم ارائه داد که گویی منظور پیامبر(صلی الله علیه و آله) از غدیر خم ولایت تحبیبی علی علیه السلام و نه مقام خلافت و جانشینی او بوده است).
اصحاب سقیفه به منظور تغییر میل مردم در مرحله اول: حکم کردند قرآن بدون تفسیر خوانده شود و احادیث منقول از شخص پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) نیز کنار گذاشته شود (چون اغلب احادیث و عمده تفسیر آیات، ولایت علی و اندیشه اسلام علوی را آدرس می دادند).
در مرحله دوم یاران علی علیه السلام را افرادی بی منطق، خشونت طلب، تمامیت خواه و... معرفی کردند و به این ترتیب برخی از یاران علی علیه السلام را به تیغ شمشیر حذف کردند، برخی دیگر را نزد مردم بی اعتبار کردند و به اصطلاح ترور شخصیت کردند، برخی دیگر را تبعید کردند و بالاخره برخی دیگر را که اکثریت یاران اندیشه علوی را تشکیل میداند با وعده ها و آلاف و الوف دنیا خریدند. به طوری که بعدها وقتی علی علیه السلام به خلافت رسید فقط 50 نفر (شرطه الخمیسن) با او به عنوان امام (و نه خلیفه) بیعت کردند.
در مرحله سوم علی علیه السلام را به عنوان فردی معرفی کردند که علیرغم توصیه ها و سخنان پیامبر در مورد وی متاسفانه! از افراد بی منطق و خشونت طلب و تمامیت خواه حمایت کرده و دفاع می کند!
در مرحله چهارم علی علیه السلام خود به عنوان نماد اصلی خشونت طلبی و تمامیت خواهی معرفی شد و گفته شد: علی علیه السلام به رای شیخین احترام نمی گذارد! علی علیه السلام منزلت صحابه را نگه نمی دارد! علی علیه السلام در امور از صحابه و بزرگان بهره نمی گیرد و صرفا از جوانان تابع استفاده می کند! و سرانجام به علی علیه السلام اتهام دروغ گویی زدند تا جایی که آن حضرت در یکی از سخنانش که در نهج البلاغه موجود است 2 بار قسم یاد می کند که « به خدا قسم من دروغ گو نیستم».
و در مرحله پنجم بر منابر بر علی علیه السلام دشنام دادند و لعن علی در نمازها واجب شد و به این ترتیب:
دنیاخواهی و ثروت اندوزی جای خداجویی و خدا خواهی را گرفت و هوا پرستی به جای خدا پرستی، اشرافی گری به جای قناعت، چپاولگری ثروت مردم به جای ایثار و گذشت، خدمت به باند و قبیله و حزب خود به جای خدمت به مردم، منافع فردی و حزبی به جای منافع حکومت و منافع ملی، زر اندوزی و کاخ نشینی به جای عدالت محوری و عدالت خواهی، هرزگی و بی بند و باری بجای تقید به آداب و احکام شرعی و... نشست و در یک کلمه در اعتقادات مردم، باطل به جای حق نشست و رذایل فضیلت معرفی شد و...
و در روز سقیفه، امام علوی به امام اموی تبدیل شده و در زمانی نه چندان دراز امت علوی نیز به امت اموی تبدیل شد و در حقیقت درخت خبیث سقیفه اموی در کربلا به بار نشست.
خباثت و خیانت امت اموی در کربلا میوه نامبارک شجره ملعونه سقیفه بود و اگر در روز سقیفه امت بدون امام شد، اینک وقت آن رسیده بود که امام بر حق، بدون امت شود. در کربلا امام تنها مانده بود و در اوج مظلومیت و با لب عطشان بر امت اموی خروش برآورد که: « اگر دین ندارید لااقل در زندگی دنیایی خود آزاد باشید».
و اینک 1370 سال است که عاشقان امام حسین علیه السلام با زنده نگه داشتن محرم و صفر و شرکت در حماسه عاشورا در تلاش هستند (تا پس از 3 واقعه غدیر خم، سقیفه، کربلا) با ساختن مجدد امت علوی زمینه ظهور حضرت ولی عصر عج را به عنوان چهارمین پرده این ماجرا و به بار نشستن شجره طیبه غدیر خم را فراهم آورند.و باید دانست که « سقیفه » جریانی همیشگی است که در برابر نهضت توحیدی و ولی امر قرار می گیرد تارهبری نهضت را از مسیر اصلی خود خارج ساخته و در مسیر انحرافی اصحاب سقیفه (اصحاب فتنه) منحرف سازد. اصحاب فتنه که در همه دورانها از چهره های ظاهرا خودی و موجه و با سابقه انقلابی بهره می برند در صورتی که نتوانند رهبری نظام دینی را از اصحاب فتنه انتخاب کنند با یک برنامه پیچیده سعی میکنند تا ارتباط میان امت و امام را مخدوش سازند و فضایی ایجاد کنند تا نهاد ولایت فقیه در مسیر اعمال ولایت خود ناکارآمد شود و در نهایت مطالبات خود را بر نهاد رهبری تحمیل نمایند. شناخت اصحاب فتنه و شیوه ها و روشهای اقدام آنان اگر چه به عنوان یک تکلیف دینی و ملی مطرح است لیکن به فرمایش حضرت علی علیه السلام در زمان فتنه تنها راه سالم ماندن، پناه بردن به ولی فقیه و حاکم اسلامی است.


فصل اول:

بازخوانی جریان فتنه از زبان حضرت علی علیه السلام
فتنه از شبهه شروع می شود و این چنین بود که در دهه سوم بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
3 جنگ بر علی علیه السلام تحمیل شد که همگی دعواهای جناحی بود واصلا دعوای حق و باطل نبود. لذا از آن تعبیر به فتنه می شود. فتنه یعنی مسئله ای که نه فقط عوام که گاهی خواص نیز در آن به اشتباه می افتند. فردی که علی علیه السلام را ترور کرد نه تنها کافر نبود بلکه از سربازان علی علیه السلام بود و مجاهدی رزمنده بود و شمشیری که سر امام حسین علیه السلام را برید و بر نی کرد عالمی بود که 35 سال قبل از آن جزو فرماندهان و افسران حضرت علی علیه السلام بود اما 2 دهه بعد در کربلا در صف افسران یزید وارد شد پس هیچ کس نباید به سابقه خود تکیه و اعتماد کند.
حضرت علی علیه السلام می فرمایند، شیطان با هیچ کس شوخی ندارد و سراغ همه می رود.
آن حضرت در خطبه دوم نهج البلاغه در تشریح فتنه می فرمایند: فتنه چونان شتری مست مردم را
پی در پی پایمال می کرد و ناخن در ایمان آنان می زد... فتنه که می آید چند چیز نیز به دنبال آن می آید:
اول: تردید و شک و دو دلی در باورهای آحاد مردم.
دوم: شعله ور شدن آتش اختلاف در بین مردم و مسئولین.
سوم: بی ثباتی و تزلزل در ایمان.
چهارم: گم کردن دوست و دشمن و مخلوط شدن دوست و دشمن.
حضرت علی علیه السلام در خطبه 50 نهج البلاغه دو عامل را نقطه شروع فتنه می دانند اول بعد نفسانی یعنی خود خواهی. افرادی پیدا می شوند که خود محورند، دیکتاتورند، منفعت طلبند و فقط دنبال قدرت و پیروزی خودشان هستند. و دوم اینکه شروع فتنه از بدعت نظری در مفاهیم است (یعنی تغییر دادن اصول یا تحریف آن). یک عده در اصول و مفاهیم بدعت می گذارند و آن را تحریف می کنند وعده ای هم برای قدرت طلبی و دنیا خواهی پیش می آیند و با فتنه همراه می شوند.
آن حضرت می فرمایند اگر باطل با حق درنیامیزد و مخلوط نشود حق طلبان به راحتی آن را تشخیص
می دهند و کار باطل پیش نمی رود. ولی در فتنه، فتنه گران اندکی از حق و باطل را می گیرند و آن را مخلوط
می کنند.
حضرت علی علیه السلام در خطبه 151 نهج البلاغه می فرمایند: مردم شما هدف گیری شدید و مورد آماج بلا و امتحان هستید بیدار شوید و از مستی وفور نعمت و از سختی عقوبت بترسید، آنگاه که غبار شبهه برانگیزد بر جای خویش بمانید، حرفی نزنید و اقدامی نکنید و اگر نمی توانید حق و باطل را تشخیص دهید بر اساس تعصب و احساسات موضع نگیرید... و در خطبه 93 می فرماید: فتنه زمانی که می آید از روبرو شناخته نمی شود، وقتی که تمام می شود از پشت سر شناخته می شود و یا در جای دیگری می فرماید ای مردم امام حاکم خود را در این
فتنه ها تنها مگذارید تا بعدهای خود را سرزنش نکنید خود را در آتش فتنه ای که پیشاپیش آن رفته اید بی اندیشه در می آورید، همانا من برای شما چرا غم در تاریکی، هر کس در تاریکی است و حق را از باطل نمی شناسد به این چراغ بنگرد، (به من بنگرد و راه را بیاید)... در فتنه دلهای سابقا مومن، دو دل و سست می شوند، مردان سالم، گمراه می شوند، رای درست و نادرست در هم می آمیزد، فرزند با پدر کینه می توزد، پدر و فرزند علیه یکدیگر کینه می ورزند.
در زمان حضرت علی علیه السلام یکی از مواردی که خود آن حضرت آن را فتنه نامیدند، شورش جمل بود که منتهی به جنگ جمل شد و حضرت علی علیه السلام از مردم خواستند که آن را سرکوب کنند وطی نامه ای به مردم کوفه نوشتند که دیگ آشوب به جوش آمده و فتنه آغاز شده است، همه به سوی رهبر خود بشتابید و در جهاد علیه فتنه شتاب کنید که تاخیر خطرناک است.
دشمنان حضرت علی علیه السلام در جنگ جمل جزو خوشنام ترین و خوش سابقه ترین افراد و اصحاب پیامبر بودند. حضرت علی علیه السلام فرموده است: حق را با آدمها نسنجید بلکه آدمها را باحق مقایسه کنید ملاک حق و باطل را بشناسید تا بفهمید چه کسی حق است و چه کسی باطل و گرنه اگر ملاک شما اشخاص باشند باید بدانید که اشخاص لغزش دارند.


فصل دوم:

پیشینه فتنه و آشوب‌های خرداد 88 (در دوران حضرت امام(ره))
با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی ایران چند جریان به مخالفت جدی با نظام مبتنی بر ولایت فقیه از یکسو و حضور روحانیت در عرصه سیاست و حکومت برخواستند که (علاوه بر گروهک‌های ملحد و محارب)، نهضت آزادی، جبهه ملی، سازمان مجاهدین خلق ایران (گروهک منافقین) و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و... عمده ترین این جریانات سیاسی را تشکیل می دادند.
در میان جریانات مذکور سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در حقیقت به روز شده همان گروهک نفاق بود و به هیچ عنوان به ولایت فقیه و روحانیت اعتقادی نداشت، توانسته بود با پنهان کردن 2 ویژگی فوق الاشاره، از میان یاران اصلی انقلاب و جوانان مستعد یارگیری کرده و تقریبا تمامی پستهای حساس و کلیدی امنیتی نظام در سپاه و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور را به اشغال خود در آورد.
سازمان مجاهدین (انقلاب) به منظور رهایی از موج روانی ایجادشده در جامعه در گام نخست از حضرت امام تقاضای نماینده کرد و امام خمینی(ره) حضرت آیت الله راستی را به عنوان نماینده خود در سازمان منصوب نمود که وی نیز پس از چندی، انحلال سازمان را به حضرت امام خمینی(ره) پیشنهاد نموده و با موافقت امام سازمان منحل شد لیکن هسته مرکزی سازمان (همان کسانی که با تغییر کلمه «خلق» به کلمه «انقلاب اسلامی» سازمان مجاهدین «انقلاب اسلامی» را پی ریزی کرده بودند) انحلال سازمان را نپذیرفته و بر ادامه فعالیت حزبی خود اصرار ورزیدند و در نتیجه مجددا، سازمان به مخالفت با روحانیت و ولایت فقیه متهم گردید.
در گام دوم سازمان مجاهدین (انقلاب) با هدف برون رفت از بن بست بوجود آمده با استناد به فرمایشات حضرت امام خمینی(ره) (اسلام مستضعفین و پابرهنگان در مقابل اسلام سرمایه داری و بازار و اسلام آمریکایی) موجی از عملیات روانی را در جامعه طراحی نمود و با زیرکی و شیطنت تمام نظام روحانیت را به دو بخش طرفداران سرمایه داری و طرفداران مستضعفین تقسیم نمود و جالب اینکه در این عملیات روانی رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنه ای) را به عنوان راس و سمبل اسلام سرمایه داری معرفی کرد و از طرف دیگر با نزدیک کردن خودشان به روحانیون کم تجربه که به عنوان مجمع روحانیون مبارز شکل گرفته و اغلب در دستگاههای مرتبط با رهبری و در بیت حضرت امام مشغول به فعالیت بودند، توانستند خود را به عنوان مدافعان اصلی نظام ولایت فقیه و طرفداران اسلام مستضعفین و اسلام کوخ نشینان و طرفداران روحانیت انقلابی به مردم معرفی نمایند و به این ترتیب اولین فتنه در درون روحانیت شکل گرفت (اگر چه، چنانچه مجمع روحانیون مبارز که بازیچه و آلت دست اهداف سازمان مجاهدین انقلاب) قرار گرفته بود به توصیه های حضرت امام خمینی(ره) گوش می کرد و اختلاف را به حوزه عقیده نمی کشاند و هواهای نفسانی را در اختلافات دخالت نمی داد اصل اختلافات فی مابین قطعا به نفع نظام می بود).
سازمان مجاهدین (انقلاب) با عنایت به تصویب شورای رهبری قانون اساسی نسبت به تداوم فتنه پس از حضرت امام نیز مطمئن بود لیکن در سومین گام جهت رفع نگرانی در اقدامی پیچیده و با همکاری برخی از رجال سیاسی (علیرغم مخالف صریح حضرت امام موفق به انتصاب، آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری شده و حلقه های فتنه را برای بعداز حضرت امام نیز کامل نمود. به این ترتیب سازمان با حضور در تمامی عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اطلاعاتی، امنیتی و نظامی و حتی حضور غیر مستقیم در بیت حضرت امام مطمئن بود که براحتی می تواند جریان امور را به هر شکلی که بخواهد رهبری نماید، بعنوان مثال دسته بندیهای سیاسی درون نظام هم بر اساس مدل سازمان در آن سالها به راست و چپ تقسیم شد. حتی امروزه علی رغم گذشت بیش از 28 سال از انفجارات حزب جمهوری اسلامی و نخست وزیری هنوز ساحت سازمان مذکور از ابهام دخالت در انفجارات فوق کاملا تطهیر نشده و کماکان برخی از سیاسیون دخالت آنان را در انفجارات کلان نظام (همانند گروهک منافقین) دور از مدار عقل نمی دانند و بر پیگیری دستگاههای امنیتی و قضایی در این خصوص تاکید دارند.
یکی دیگر از اتهامهای سازمان، فتنه خوراندن جام زهر به حضرت امام و پذیرش قطعنامه و آتش بس با همکاری عوامل و اعضای قدیم خود بود (همان تیمی که فتنه قبل و بعد از انتخابات سال 88 را به صورت راهبردی و حتی در سطح تاکتیک اداره می کردند).
حضرت امام خمینی(ره) به محض مفارقت از فضای سنگین جنگ تحمیلی به تخریب و نابودی سه ضلع مثلث فتنه پرداخت و در مرحله اول منتظری را از سمت قائم مقامی عزل نمودند. این اقدام حضرت امام خمینی(ره) اگر چه ضربه بسیار مهلک بر پیکره اصحاب فتنه بود ولی آنان به دلیل وجود نقص قانون اساسی در مورد اصل ولایت فقیه (شورایی بودن و شرط اعلمیت) امیدوار بودند بتوانند کماکان پس از امام(ره) نیز فتنه های خود را در شورای رهبری رهگیری نمایند.
حضرت امام خمینی(ره) پس از عزل منتظری بلافاصله دستور اصلاح قانون اساسی را صادر و شخصا نسبت به اصلاح اصل ولایت فقیه (و تبدیل شورای رهبری به رهبر و اتخاذ شرط مجتهد مجزی)ارائه طریق فرمودند. با اصلاح قانون اساسی دومین ضلع مثلث فتنه نیز فرو ریخت، اما زمانی که پس از ارتحال حضرت امام با هدایت پنهان و پیدای آن حضرت (در زمان حیات طیبه خویش) حضرت آیت الله خامنه ای توسط مجلس خبرگان رهبری به عنوان رهبر برگزیده شد و عملا سومین ضلع مثلث فتنه نیز به کلی تخریب شد و امید اصحاب فتنه به کلی به ناامیدی بدل و خود را کاملا منزوی دیدند و نزد افکار خواص جایگاه و اعتبار خود را به صورت کامل از دست دادند، خاصه اینکه کسی را که در طول سالهای جنگ تحمیلی او را در اردوگاه اسلام آمریکایی معرفی کرده بودند با هدایت ویژه حضرت امام و تدبیر و رای قاطع مجلس خبرگان رهبری به عنوان ولی فقیه منصوب شده بود.

فصل سوم:
اقدامات اصحاب فتنه در دهه دوم و سوم انقلاب اسلامی
با شروع دوران ولایت امری حضرت آیت الله خامنه ای حفظ الله، جریان فتنه، اگر چه به ظاهر از صحنه سیاست حذف شدند ولی در باطن، دور جدید فعالیتهای پنهان و برنامه ریزی شده و دوران یارگیری آنان آغاز شد:
-توسعه مراودات و همکاریهای به ظاهر فرهنگی با کشورهای غربی
-سفر به کشورهای غربی بویژه آمریکا و انگلیس و اخذ تماس با مراکز علمی، تحقیقاتی، پژوهشی، مطالعاتی و در واقع مراکز جاسوسی نظیر: موسسه آلبرت انیشتین، موسسه ملی دموکراتیک در امور بین الملل(NDI)، موسسه بین المللی جمهوری (IRI)، بنیاد بین المللی سیستم های انتخاباتی (IFES)، شورای مطالعات بین المللی و تبادل (IREX)، خانه آزادی (Freedom House)، بنیاد ملی دموکراسی، بنیاد جامعه باز (OSI)، مرکز سابان (ISCB)، موسسه آمریکن اینترپرایز، بنیاد دفاع از دموکراسی ها و دهها موسسه و مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی آمریکایی و غربی موثر در عملیات جنگ نرم و ملاقات با عناصر اصلی و مدیران مراکز و موسسات نظیر: جین شارپ، مایکل لدین، مایکل روئین، ریچارد پرل، دانیل پایپس، مارتین کرامز، جیمزفیلیپس، جان سی هولمن، رابرت کگان و...
-ایجاد و راه اندازی حلقه های متعدد فرهنگی، رسانه ای نظیر حلقه کیان، خانه احزاب، خانه هنرمندان و...
-اعتماد سازی در دولت سازندگی و ورود در عرصه فعالیتهای اقتصادی و به دست گرفتن نبض امور و بویژه ورود به عرصه برنامه ریزی نظام.
-انجام پروژه حزب سازی بویژه حزب دولتی کارگزاران سازندگی که صرف نظر از افراد متعقد به نظام و ولایت، باید گفت ریشه این حزب نیز مانند اسلاف خود یعنی منافقین و سازمان مجاهدین (انقلاب) به ولایت فقیه و روحانیت اعتقادی نداشته و صرفا با هدف ارائه الگوی اقتصاد لیبرالیستی و غربی پا عرصه وجود گذاشت.
-تلاش برای ورود به سنگر مجلس شورای اسلامی و پیگیری و انجام پروژه های شبیخون و ناتوی فرهنگی مشتمل بر واتیکانیزه کردن و ارائه مدلی نظیر مسیحیت کاتولیک و در حقیقت تبعید روحانیون به شهر قم به عنوان واتیکان اسلام آندولیزه کردن و ترویج بی بندو باری و هرزگی و لاابالی‌گری در میان مردم بویژه نسل جوان سکولاریزه کردن و پیگیری مباحث ضرورت جدایی دین از عرصه سیاست و حاکمیت.
-ورود به مرکز پژوهش های ریاست جمهوری و تئوریزه کردن مبانی فکری نئولیبرالیزم غربی و گسترش اندیشه التقاطی در بین نسل جوان.
-تکثیر و گسترش روزنامه های زنجیره ای که همگی از یک مرکز و هیات تحریریه مرکزی تغذیه فکری می شدند.
با اتمام دوره 8 ساله ریاست جمهوری جناب آقای رفسنجانی، جریان فتنه با طراحی مدل قرمز و آبی و قراردادن خاتمی در مقابل ناطق نوری و ترویج و انتصاب ناطق به جبهه راست (که ساخته پرداخته سازمان مجاهدین بود) موفق شد رای اکثریت مردم را برای خاتمی اخذ نماید و با مصادره حماسه و رای 22 میلیونی مردم به نفع جریان فتنه و با عنوان حماسه دوم خرداد موج جدیدی از میکروپلتیک میلها را با هدف تغییر میل و علاقه مردم از ارزشهای دینی و ملی به میل آنان به ارزشهای لیبرالیستی غربی نظیر خوی اشرافی گری، بسط و توسعه آزادیهای افراطی و بی بندباری غربی، هجمه به باورهای مردم و... را سازماندهی نماید.
با توسعه و گسترش فعالیتهای اصحاب فتنه در دوران خاتمی، و با سوء استفاده از فضای گفتمان سیاسی جامعه آن روز، بالاخره چهارمین مولود نامشروع جریان فتنه و نفاق با نام جبهه مشارکت ایران اسلامی (که همانند سه حزب منافق قبلی با عدم اعتقاد به حکومت دینی و ولایت فقیه و روحانیت و با قصد براندازی حکومت دینی پا به عرصه وجود گذاشته بود). و با صراحت بیشتر به اردوگاه اندیشه ولایی و مشخصا به حضرت امام حمله شد:
-روزنامه جهان اسلام: « مبانی و اصول آیت الله خمینی(ره) که متکی به فقه و سنت شیعه است دیگر کار آمد نیست و در شرایط فعلی نمی تواند جوابگو باشد و بین مسائل جدید و اندیشه امام تعارض وجود دارد».
-ماه نامه آبان: تاریخ مصرف نظرات سیاسی امام خمینی(ره) گذشته و مربوط به دوران ماقبل مدرن و زائیده افکاری عامیانه و قدیمی است.
-روزنامه صبح امروز با مدیریت سعید حجاریان ضمن مخالفت با نامگذاری سال 78 به نام حضرت امام دلیل آن را رویگردانی گروههای خط امام از حضرت امام دانسته و می نویسد:« علت اصلی برگشت ازدیدگاههای حضرت امام خمینی(ره) این بود که اصلا مردم و جوانان این روش را نمی پذیرفتند و ثانیا امام طرفدار جامعه تک صدایی و تک حزبی بود که با مواضع بعدی گروههای خط امام تطابق نداشت ثالثا ایده های امام فقط برای ایجاد انقلاب، مفید بود و از آن ایده ها برای استمرار جمهوری اسلامی نمی شود استفاده کرد».
-روزنامه دولتی ایران (سال 77): تقلید از امام کورکورانه بوده است.
پس از دوم خرداد شاخصه اصلی عملکرد مطبوعاتی و تبلیغاتی اصحاب فتنه به هجمه به دین و اعتقادات دینی، حمله به فقه و احکام شریعت، تهاجم به ارزشها، ترویج ابتذال و اباحه گری و تخریب چهره امام و هجمه به ولایت فقیه گسترش یافت:
-« اصلی ترین مانع اصلاحات آن است که در ایران هنوز خدا نمرده است».
-« عامل دو دهه عقب ماندگی ایران افکار امام است».
-« دوران پیروی از افکار امام سپری شده است ».
-« فرهنگ بسیجی خشونت آفرین است».
-« امامان 12 گانه نیز قابل انتقاد هستند».
-« علیه خدا هم می توان دست به راهپیمایی و تظاهرات زد».
-قطع رابطه با آمریکا، خواسته تحمیلی یک نفر بر کل مردم ایران است، دوران تک گویی به سر آمده است.
-حکومت ولایی با حکومت جمهور در تعارض است.
-نظر به کشف در باب ولایت فقیه (دیدگاه امام خمینی ره) غیر عملی و مخالف امنیت ملی است.
-جامعه ولایی انحصار گر و مستبد است.
-ولایت فقیه یعنی خود کامگی و توسعه سیاسی نفی خود کامگی است.
-نظریه عنیت سیاست و دیانت زائیده افکار عامیانه و قدیمی است.
-امام خمینی و شهید نواب صفوی خشونت گرا و کسروی و حکیمی زاده اصلاح طلب بوده اند.
-ولایت فقیه همان دیکتاتوری صالحان است و نظام جمهوری اسلامی به عنوان دستاورد بزرگ بشریت، بهترین راه برای جلوگیری از دیکتاتوری است.
این روند در نقطه اوج خود به غائله 18 تیر 78 منتهی شد، غائله ای که بدون هیچگونه تردیددر آن مقطع دگرگونی نظام اسلامی را پی می گرفت که البته با حضور جوانان مومن و انقلابی و در قالب نسل سوم که همگی بدست توانای مقام معظم رهبری ودر دوران بستر سازی فتنه تربیت شده بودند خنثی شد و در واقع انقلاب سوم و با موجی به مراتب قوی تر و گسترده از دو انقلاب قبلی و با بصیرت و آگاهی جامع نسبت به نظام ولایی در چهارشنبه 23 تیرماه 78 شکل گرفت.
در واقع راهپیمایی 23 تیر ماه 78 اعلام حضور نسل سومی های انقلاب بود که در مقابل موج فتنه و هتاکی و پرده دری اصحاب فتنه از یکسو و یاس و نا امیدی خواص جبهه حق، پا به میدان دفاع از ولایت و ارزشها و دستاوردهای انقلاب اسلامی گذاشته بودند و خیلی زود توانستند دراوج ناباوری و در زمانی کوتاه چراغ امید را در دل مومنین روشن کنند و پس از پیروزی در دومین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا در سراسر کشور نوار پیروزیهای پی در پی را در اردوگاه و جبهه حق به نمایش بگذارند.
در نیمه دوم سال 78 کشور ما شاهد انتخابات مجلس ششم بود ولی تمامی دستگاههای پاسخگو به شورای نگهبان (نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات، قوه قضاییه) در فتنه قتلهای زنجیره ای و فتنه 18 تیر 78 آسیب جدی دیده بودند فلذا تمامی استعلامات شورای نگهبان در خصوص کاندیداهای مجلس باعنوان « فاقد سابقه» بی نتیجه ماند و تمامی اصحاب فتنه که در انتخابات در سطح کشور ثبت نام کرده بودند تایید صلاحیت شده و تقریبا تمامی آنان به مجلس ششم راه یافتند و از این زمان به بعد اصحاب فتنه، تحرکات و اقدامات خود را از طریق تریبون مجلس ششم پی گیری کردند:
1-پروژه تغییر حاکمیت از درون
2-پروژه نا کارآمد سازی حاکمیت دینی
3-ایجاد شکاف « دولت، ملت » یا رویگردانی اجتماعی
4-پی گیری غائله قتلهای زنجیره ای با هدف تضعیف ارکان امنیتی نظام مشتمل بر ناجا، واجا، قوه قضائیه و صدا وسیما و...
5-پیگیری جدی طرح رفراندوم و بازنگری در قانون اساسی بمنظور حذف ولایت فقیه
6-پیگیری جدی الگوهای نئولیبرالیستی غربی و اشاعه فرهنگ سکولاریستی و اباحه گری.
7-توسعه فرهنگ تولید فساد اقتصادی و بوجود آمدن نو کیسه های دولتی و ظهور پدیده آقازاده ها و چپاول و غارت ثروت مردم.
8-دست اندازی به اموال و املاک دولتی و تصاحب کارخانه ها و... با استناد به اصل 44 قانون اساسی و...
9-گسترش شبهه و تحریفات و تهاجم هماهنگ شبکه های سیاسی و فرهنگی به فرهنگ عاشورا،
ائمه اطهار علیهم السلام، امام خمینی(ره)، دفاع مقدس، قانون اساسی و...
10-تلاش گسترده در جهت انجام پروژه « براندازی پارلمانی ».
11-...
اصحاب فتنه کوشیدند تا مبانی فکری انحرافی خود را از طریق ساختارهای حکومت نهادینه و قانونمند نمایند و از طریق شبکه گسترده مطبوعات زنجیره ای آن را به گفتمان اصلی نظام اسلامی تبدیل کنند. کارگاههای توسعه سیاسی وزارت کشور در سالهای 76 و 77 با محوریت تاج زاده، حجاریان و همکاری سایر عناصر حلقه های فتنه فرصتی بود تا آن مبانی فکری با استفاده از سازو کار و بودجه و امکانات دولتی نهادینه و به تعبیری دگردیسی و تحول در نظام، از دورن ساختارهای نظام آغاز شود. برخی از اصول این کارگاهها، زاویه فکری عناصر تشکیل دهنده آن را با مبانی نظام دینی کاملا آشکار می کند.
همان کسانی که با طرح قتلهای زنجیره ای سعی کردند فضای جامعه را ملتهب و غبار آلود کرده و با طرح حاکمیت دو گانه و بعدها با لوایح دو گانه (دوقلو) کوشیدند این تغییر و عبور از نظام دینی را با ابزار قانونی دنبال کنند، با کمرنگ کردن و بعضا ضدیت با مقوله دین در نظام اسلامی به اصالتهایی تکیه زدند که نشات گرفته از اندیشه امانیستی (انسان محوری) بود:
-اصالت برابری: یعنی عدم برتری افراد نسبت به یکدیگر از لحاظ حق حکومت بر دیگری.
-اصالت رضایت: به معنی اینکه مشروعیت قدرت به رضایت مردم در پیروی از آن بستگی دارد.
-اصالت قانون: انسانها از قوانینی که خود وضع کرده اند تبعیت می کنند ولاغیر.
-اصالت حاکمیت مردم: تنها منبع مشروعیت، قدرت اراده مردم است که می توانند رضایت یا عدم رضایت خود را از عملکرد حکومتها اعلام دارند.
یافته های کارگاههای چهارگانه توسعه سیاسی در عرصه مطبوعات زنجیره ای تجلی عینی می یافت.
با انجام طرحها و پروژه های متعدد گسترده که تنها بخشی از آنها به عنوان نمونه بیان شد جریان برانداز و فتنه سرمست از پیروزی در تمامی حوزه ها، با ارائه لوایح دو قلو برای محدود کردن اختیارات ولایت فقیه در نظام و در حقیقت برای انهدام حکومت دینی (با عنوان اینکه حکومت دینی مانع جدی استقرار در دموکراسی است) خیز برداشتند. اما خیلی زود و از سال 1382 آرزوهای اصحاب فتنه به کابوس تبدیل شد و با پیروزی اصحاب عاشورایی جبهه حق در انتخابات دومین دوره شورای اسلامی شهر و روستا جریان معکوس شروع شد و نوار پیروزیهای پی در پی جبهه حق در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم ادامه یافته و موجی از شادی و شعف همراه با امید و باور به پیروزی در بین ولایت مداران سراسر ایران اسلامی را فراگرفت و فتنه انگیزان سنگرهای خود را یکی پس از دیگری از دست دادند.
آخرین امید اصحاب فتنه زمانی به نا امیدی تبدیل شد که در انتخابات هشمین دوره مجلس شورای اسلامی در شهر تهران لیست فتنه گران با تابلو و نماد « یاران خاتمی» با « نه » بزرگ ملت مواجه شد و مردم حتی به یک نفر از لیست مذکور هم اقبال نشان ندادند.

فصل چهارم:

نفاق (سناریوی اصحاب فتنه در انتخابات دهم ریاست جمهوری)
اقبال مردم به شعارهای اصول گرایی و دفاع از ارزشهای انقلاب و عدم اقبال از شعارهای واگرایانه
فتنه گران و زراندوزان، ریا کاران و... (که هیچ اعتقادی به نظام دینی نداشته و عملکرد طول دوران انقلاب آنان نیز موید و گواه این مدعاست) و شکستهای سنگین و پی در پی آنان سبب شد که حلقه های چندگانه فتنه با هم پیوند خورده و برای جلوگیری از حذف از عرصه سیاسی کشور چاره را در تغییر شعارها و تغییر گفتمان ببینند و از آغاز سال 85 با تشکیل ستادهای سری و انجام عملیات روانی گسترده بر روی مردم و مسئولین و روحانیون در جهت تخریب چهره دولت نهم، خود را برای حضور منافقانه در انتخابات دهم آماده می کردند برخی از مهمترین محورهای عملیات روانی دشمن (برگرفته از فرمایشات رهبر معظم انقلاب) که در مقطع قبل از انتخابات دهم بکار گرفته شد به این شرح است:
1-مرعوب کردن مسئولین و شخصیتهای سیاسی و نخبگان کشور
2-تضعیف اراده عمومی مردم.
3-تغییر درک صحیح مردم از واقعیتهای موجود در جامعه.
4-سیاه نمایی و ارائه چهره کریه، دروغگو، بی تجربه، دیکتاتور و.. از دولت نهم.
5-سیاه نمایی گسترده درخصوص وضعیت اقتصادی و فرهنگی کشور.
6-سلب اعتماد ملت از مسئولین کشور.
7-دامن زدن به اختلافات مذهبی، قومی، جناحی، سیاسی و رقابتهای صنفی.
8-...
از سوی دیگر اصحاب فتنه به ظاهر با عبور از خاتمی و انتخاب مهره نسوخته خود یعنی میر حسین موسوی به عنوان نامزد خود در انتخابات کوشیدند تا اعتماد اجتماعی را به خود جلب کنند.
نفاق جدید در شرایطی بروز می کند که هیچکدام از عناصر شاخص این جریان در حلقه های مختلف از مواضع انحرافی خود عدول نکرده و از مواضع قبلی پا بر جا باشند اما برای جلب اعتماد عمومی باتوجه به گفتمان حاکم بر فضای کشور شعار دفاع از امام و ارزشهای انقلاب را سر دادند و از آنجا که اصحاب فتنه به‌خصوص در 16 سال پس از جنگ همه سرمایه های مادی و آبروی سیاسی خود را برای پیروزی به صحنه آورده بود هر نتیجه ای غیر از پیروزی به منزله پایان عمر سیاسی آنان تلقی می شد بنابر این برنامه ریزی اساسی معطوف به آن شد که در صورت شکست به جای حذف از عرصه سیاسی، نظام جمهوری اسلامی را قربانی هوسهای شیطانی سردمداران کانون فتنه نمایند و به همین دلیل است که قبل از برگزاری انتخابات خود را پیروز میدان انتخابات معرفی کرده و به محض اطلاع از شکست « تقلب در انتخابات » به رمز عملیاتی تبدیل می شود که این بار نه به اتکای هواداران سنتی گذشته بلکه به اتکای پدیده جدیدی به نام « جنبش اجتماعی » است که شاکله ذهنی عناصر شاخص آن همانا زخم خوردگان از انقلاب اسلامی هستند که در شعارهای خود«جمهوری ایرانی » را پی می گیرند.
جریان فتنه با ادعای خط امام پا به عرصه رقابت در انتخابات گذاشت بر شعار قانون گرایی و حاکمیت قانون، آزادی، مبارزه با تحجر و واپس گرایی، نفی خرافه گویی و دروغ و... پای فشرد و به کرات از نام و
آرمان های امام سخن به میان آورد اما آنچه در صحنه عمل به وقوع پیوست حکایت از واقعیتهای تلخی داشت که نشان می داد با تابلوی خط امام(ره) بر عکس مشی و مرام خمینی کبیر(ره) حرکت می کنند و
« اسلامیت نظام » و رکن محوری آن یعنی « ولایت فقیه » را نشانه رفته اند.
این جریان با عدول از اصول قانون اساسی و عبور از خط قرمز نظام (که همان اسلامیت وجمهوریت است) خیلی زود ماهیت اصلی خود را بر ملاء کرد و با شعار « استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی » نشان داد که مشکل این جریان اسلامیت نظام و ولایت فقیه است و جمهوریت را هم با حمله به آرای 40 میلیونی و شرکت 85 درصدی مردم نفی کرده بود.
نمی توان بر طبل خط امامی بودن کوبید و همزمان از حمایت بی پرده و علتی شیطان بزرگ بهره برد
نمی توان از کرامت حقوق بشر و آزادی در اسلام سخن گفت اما شعار « نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران » سر داد فتنه انگیزان با الگو گیری کامل و موبه مو از مدل های براندازی نرم غربی ها نظیر مدل 198 بندی جورج سورس و انتخاب نماد رنگ سبز خود را آماده پی گیری طرحهای منافقانه و براندازی حاکمیت دینی می کرد.
جریان فتنه سبز در صورت باخت (وضع فعلی)، با القاء تقلب در انتخابات و سازماندهی آشوبهای گسترده خیابانی و پروژه کشته سازی (72 تن به عدد شهدای کربلا) و راه اندازی کارناوال تکبیر! در خیابانها و پشت بامها و... و با الگوگیری محصول و کاریکاتورگونه از انقلاب 1357 و چهلم گیری برای کشته های فتنه سبز و حمایتهای پیدا و پنهان برخی از رجل سیاسی و مذهبی داخلی و فشار سیاسی برخی دول خارجی بنا داشتند نظام را به بن بست سیاسی کشانده و با نشان دادن « بحران مصنوعی » نظام را وادار به تمکین خواسته های غیر قانونی آنان مبنی بر ابطال انتخابات و یا اعلام پیروزی آنان نمایند.
اصحاب فتنه سبز تصور می کردند می توانند تمامی افرادی را که به آنان رای داده اند به صحنه آورده و با تکیه بر این حضور چند میلیونی خیلی زود نظام را وادار به تسلیم نمایند اما هنگامی که با عدم حمایت مردم در راهپیمایی روز قدس شدند، دچار سکته و شوک سیاسی شده و دریافتند که اگر فکر اساسی نکنند خیلی زود به گروهک اپوزیسیون نظیر گروهک منافقین تبدیل خواهند شد لذا پس از به خود آمدن سناریوی تلاش برای بقاء و ماندن در حاکمیت را جایگزین سناریوی تلاش برای براندازی و کودتای مخملی کردند.
تحقق سناریوی تلاش برای بقاء مستلزم بکارگیری تاکتیکی، پیچیده بود که به صورت خلاصه به تاکتیک
« فشار امنیتی از پایین، فشار سیاسی از بالا، نفاق اصحاب فتنه و در نتیجه چانه زنی و امتیاز گیری در بالا » بود.
بر اساس تاکتیک مذکور مقرر شد در فاز اول حرکتهای اوباش گری و آشوب گری اجتماعی در مناسبتهای مختلف نظیر 13 آبان، 16 آذر و... در پایین با هدف ایجاد فشار بر حاکمیت و بالا بردن هزینه برخورد با سران فتنه گسترش یابد و در فاز دوم اصحاب فتنه با اتخاذ مواضع منافقانه نسبت به نظام و قانون اساسی اعلام وفاداری کرده و با سیاست یکی به نعل و یکی به میخ از یکسو زمینه را برای فشار سیاسی در بالا فراهم آورده و از سوی دیگر بتوانند حرکتهای اوباش را مدیریت نمایند.
و در فاز سوم قرار شد برخی از شخصیت‌های سیاسی طراز اول از بالا بر نظام فشار وارد آورند و بر این اساس یکی از رجال سیاسی بزرگ با حمایت از جریان فتنه و در پاسخ به سئوالی چنین می گوید: « نظام و حکومت قدرت دارد، سپاه و بسیج دارد.. و آنان (اصحاب فتنه) هم، دانشگاه دارند و نخبه دارند... مشروعیت نظام و مسئولین از مردم است و اگر مردم ما را نخواهند باید برویم... ».
اتخاذ این مواضع واجد یک اتهام بسیار بزرگ به نظام بود به این معنا که نظام ایران فاقد پشتوانه های علمی و دانشگاهی بوده و العیاذبالله به زور سرنیزه و قدرت نظامی سرپا مانده است!
در پی مواضع این رجل سیاسی، برخی دیگر از مسئولین و نمایندگان مجلس نیز به حمایت از سران فتنه سبز وارد میدان شده و نظام را به آشتی ملی و وحدت ملی با اصحاب فتنه دعوت کردند.
از فرآیند هزینه های ناشی از فشار امنیتی در پایین و خواست برخی از مسئولین به عنوان فشار سیاسی در بالا و مواضع منافقانه فتنه انگیزان، برخی از علما نیز به میدان تشدید فشار سیاسی وارد شده و از سر خیر خواهی و متاسفانه با عدم بصیرت و کوته نگری بحث تراجیح و دفع افسد به فاسد را مطرح کرده و خواستار کنار آمدن با سردمداران فتنه سبز و پیگیری طرح آشتی و وحدت ملی شدند گویی نمی دیدند که:
1-حامیان فتنه در بدنه اجتماع (اوباش و آشوب گران) در روز قدس که روز مرگ بر اسرائیل است در حمایت از رژیم صهیونیستی وارد میدان میشوند و در روز 13 آبان که روز مرگ بر آمریکا است در حمایت از آمریکا است به تخریب اموال زده و دست دوستی به سوی آمریکا دراز می کنند و در روز 16 آذر نسبت به ولایت فقیه دشنام داده و با هتاکی و پرده دری از خطوط قرمز نظام عبور کرده اند.
2-تمامی سران دول مستکبر غربی و شبکه های خبری آنان به حمایت از اوباش خیابانی و اوباش سیاسی وارد میدان شده اند.
3-هیچیک از سران فتنه نه تنها حتی در یک مورد مواضع اوباش و آشوب گران را محکوم نکرده اند بلکه درتمامی موارد از اوباش حمایت می کنند.
و گویی به هیچ وجه متوجه نیات و اهداف خائنانه فتنه گران نمی شوند و گویی نمی دانند اهداف برخی رجال سیاسی از حمایت از سران فتنه سبز بیش از آنکه به نفع فتنه گران باشد به نفع خود آن رجال سیاسی است باور برخی رجال سیاسی این است که اولا اگر با فشار سیاسی به نظام امتیازی به نفع فتنه گران گرفته شود در درجه اول سود آن امتیاز به جیب طرفداران و فرزندان خودشان خواهد رفت و حاشیه امن برای خانواده شان درست می شود، ثانیا حاشیه امن اقتدار آنان از حملات احتمالی پس از برخورد کامل با فتنه مصون خواهند ماند به عبارت دیگر ماندن اصحاب فتنه در حاکمیت به نفع اقتدار آنان است و ثالثا... و رابعا...
علی‌رغم فشارهای پیش گفته از پایین و بالا، مسئولین امنیتی و قضایی نظام بر اساس عدالت و خواست ملی و قانون تصمیم به مقابله جدی با آنان و عدم عقب نشینی گرفتند و همین موضوع اصحاب فتنه سبز را بر آن داشت تا با تشدید فشارهای امنیتی و آشوبگریهای اجتماعی و با بکار گیری پروژه های آشوبهای لکه ای و نقطه ای و غیر بومی کردن آشوبها و پیگیری پروژه قبلی کشته سازی هزینه ها را برای نظام بالا برده و درنتیجه امتیاز مورد نظر را اخذ کنند. به این منظور و طبق پروژه آشوبهای لکه ای از عزاداری مردم در هیئتها در عاشورا و خلوت بودن برخی نقاط استفاده کرده و با به صحنه آوردن از اوباش عمدتا غیر بومی که از سایر استانها به طرق مختلف به نقطع مورد نظر دعوت شده بودند به اغتشاش و ایجاد آشوب مبادرت ورزیده و با یک سناریوی از پیش طراحی شده مقاصد شوم خود را عملیاتی کرده و ضمن کشته سازی، خوراک تبلیغاتی قوی برای اصحاب رسانه حامی فتنه گران در خارج از کشور فراهم نموده و قبل از ورود نیروهای انتظامی و امنیتی عوامل اصلی آشوب صحنه را ترک کنند.
بزرگ‌ترین اشتباه اوباش فتنه جو عدم محاسبه ظرفیت مردم نسبت به کربلا و عاشورا بود رفتارهای هتاکانه و وحشیانه آشوبگران در روز عاشورا و هم آوایی و همراهی آنان با یزیدیان زمان، خون مردم عزادار عاشورایی را به جوش آورده و سبب بوجود آمدن حماسه ای بزرگتر از انتخابات 22 خرداد شده و عزم و خواست ملی را در ضرورت برخورد با فتنه گران و تنبیه و مجازات سران فتنه، به نمایش گذاشت و عملا این نمایش عظیم علاوه بر برکات گسترده و بالا بردن قدرت چانه زنی نظام در دفاع از منافع ملی و برخورد با زیاده خواهان غربی، سبب متلاشی شدن تاکتیک چانی زنی کینه توزان سبز شد. حالا دیگر فشار امنیتی از پایین به کلی از بین رفته و فشار سیاسی از بالا نیز به نفع نظام و علیه اصحاب فتنه در حال شکل گیری بود.
پس از راهپیمایی روز چهارشنبه سیزدهم محرم، در یک اقدام هماهنگ و به منظور مجاب نمودن سران سیاسی و روحانی در ضرورت آشتی ملی و حمایت از سران فتنه به یک عقب نشینی تاکتیکی جدید دست زده و با ارائه بیانیه های منافقانه راه مظلوم نمایی را پیش گرفتند.
مقایسه بیانیه های صادره به خوبی هماهنگی بین آنان را نشان داده و از یک اراده متحد و مرکزی در صدور اعلامیه ها حکایت می کند.
بیانیه شماره 17 موسوی (که از نظر محتوایی با پیشنهادهای آقای رفسنجانی در نماز جمعه 29/3/88 یکی است) و نامه آقای محسن رضایی خطاب به مقام معظم رهبری به خوبی نشان می دهد که این نامه ها و بیانیه ها از یک مرکز مشترک برنامه ریزی شده و نشان میدهد که در اواخر جنگ تحمیلی سبب نوشاندن جام زهر به امام و پذیرش قطعنامه 598 گردید و اینک ظاهرا در یک اقدام هماهنگ به مقابله با اراده ملی در برخورد با فتنه گران برخواسته و با ارائه طرح وحدت ملی قصد وادار کردن به تمکین از باج خواهی را دارد.
برخی از آثار فتنه سبز اموی (که امروز بعضی از رجال سیاسی اصرار به وحدت با آنان دارند) به این شرح است:
1-لوث کردن رنگ سبز و نماد اهل بیت (علیهم السلام)
2-استفاده از واژه مقدس الله اکبر برای حمله به اماکن عمومی و تخریب اموال و اماکن خصوصی و دولتی.
3-عدم ارجاع مشکلات به مراجع قانونی و بی اعتبار دانستن آنها (عدم تمکین از مراجع ذیصلاح قانونی).
4-حمله به مراکز نظامی و انتظامی.
5-ایجاد زمینه برای جوانان ضد انقلاب.
6-تهیه خوراک تبیلغاتی برای به سخره گرفتن نظام دینی توسط غربی ها.
7-ایجاد خانه های تیمی برای طراحی اعمال غیر قانونی.
8-حرمت شکنی نسبت به مقدسات دینی.
9-تبدیل مهم ترین انتخابات تاریخ ایران به تلخ ترین خاطره انقلاب اسلامی.
10- ایجاد شبهه نسبت به سلامتی سیاسی نظام.
11-بی توجهی به نظرات رهبری نظام.
12-ایجاد مدل و الگوی غلط برای آیندگان جهت پیگیری مطالبات.
13-...
به راستی چه کسی میخواهد پاسخ این سئوال را بدهد که علیرغم این همه رسوایی سران فتنه، آشوبگریها، کشتار انسانهای بعضاٌ بیگناه و... علت این همه لجاجت هماهنگ از سوی عده ایی قلیل درتحمیل اراده شوم خود بر نظام ولایی و وادار کردن نظام به تن دادن به بیراهه ای که سر انجامش قبول شورای حکمیت ابوموسی اشعری است، چیست!؟

نتیجه گیری:

فتنه ای که 30 سال است پا به پای نظام و درون نظام، مقاصد سیاسی خود را دنبال کرده و هیچگاه با اراده نظام و مردم همراهی نداشته و همواره اراده خود را بر نظام تحمیل کرده و با ارائه مدل اقتصادی و ابسته به غرب و لوازم این مدل که وابستگی فرهنگی است مسیر انقلاب را به کج راهه ها و بی راهه های ناکجا آباد غرب گرایی کشانده است،
4 سال پیش برای اولین بار طعم تلخ شکست از نسل سوم انقلاب را چشید و بازی قرمز و آبی نیز برایشان سود و ثمری به ارمغان نیاورد و اینک در پی شکست در انتخابات دهم ریاست جمهوری رویاهای خود را همانند اواخر عمر حضرت امام برباد رفته می بیند و در یک اقدام جنون آمیز به انتحار سیاسی دست زده است و بقای خود را در آشوبگری، سیاه نمایی، همراه کردن برخی ساده دلان، مظلوم نمایی و نفاق، بالا بردن هزینه ها برای نظام و... می بیند. آنان به جد بر این باورند که تمامی پلهای پشت سرشان خراب شده و هیچ راهی جز مقاومت ابلهانه و دیوانه وار و اصرار به امتیازگیری از نظام ندارند.
واقعیت این است که آنچه پیش روی نظام است یک جنگ تمام عیار است که بی تردید هر گونه عقب نشینی در آن صرفا پذیرش قطعنامه 598 جدیدی از سوی فتنه گران نیست، بلکه اولین عقب نشینی نتایج بسیار تلخی را در پی خواهد داشت و تن دادن به طرحهای منافقانه وحدت ملی منجر به پذیرش حکمیت و در نهایت العیاذ بالله عزل علی از خلافت با رای ابو موسی اشعری خواهد بود و نتیجه غایی آن برپا شدن کربلایی دیگر و کشتار بی رحمانه اهل البیت (ع) و... خواهد بود.
مقام معظم رهبری در سخنی حکیمانه می فرمایند:« اگر امروز من و شما جلوی قضیه را نگیریم ممکن است... جامعه اسلامی، کارش به جایی برسد که در زمان امام حسین (علیه السلام) رسیده بود. مگر اینکه چشمان تیزی تا اعماق را ببیند، نگهبان امینی راه را نشان دهد، مردم صاحب فکری کار را هدایت کنند و اراده های محکمی پشتوانه این حرکت باشند. آن وقت البته خاکریز محکم و دژ مستحکمی خواهد بود که کسی نخواهد توانست در آن نفوذ کند والا اگر رها کردیم باز همان وضعیت پیش می آید آن وقت این خونها هم هدر خواهد رفت».
به فرمایش مقام عظمای ولایت فتنه جویان لجوج، صفر هستند و به زودی سیلی سختی از این نظام خواهند خورد و بی تردید تنها راه برون رفت از وضع موجود تمکین از قانون و اراده و خواست مردم و برخورد قاطعانه با اصحاب فتنه، (صرف نظر از جایگاه و سوابق گذشته آنان) است.
باید چشم فتنه را از حدقه بیرون آورد که هرگونه مسامحه و کوتاهی و امتیاز دادن به فتنه سبز سبب باز مهندسی آنان و سازماندهی مجدد و ظهور بازسازی شده آنان با ادبیات منافقانه جدید در سایر عرصه ها بوده و همانطور که در این انتخاب موفق شدند تقلب واقعی را مرتکب شده و با فریب افکار عمومی قریب 14 میلیون رای مردم را به سرقت بردند چه بسا در انتخاباتی دیگر موفق شوند که در آن صورت وعلی الاسلام السلام که به فرمایش حضرت امام رضوان الله تعالی علیه اسلام سیلی ای خواهد خورد که تا قرنها قدرت سر بر آوردن نداشته باشد که هرگز چنین مباد. زمانه آبستن تحولاتی شگرف است پس باید هوشیار بود که در دنیایی که اساس کار دشمنان حقیقت، بر فتنه سازی است باید اساس کار طرفداران حقیقت، بر بصیرت و راهنمایی باشد.

منابع و ماخذ

1-نهج البلاغه
2-تفسیر نمونه
3-فرمایشات مقام معظم رهبری درخصوص بصیرت، عوام خواص و فتنه.
4-صحیفه نور
۵-...


توبه کنید؛ تو رو خدا توبه کنید!
ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی
توبه کنید؛ تو رو خدا توبه کنید!

مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران راهکارهای خروج از بحران فعلی را در پنج بند مطرح نمود

سلام! زود میروم سر اصل مطلب. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:

1-اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم:
همه باید توبه کنند. حتی شما دوست عزیز! بیا و توبه کن. صدبار اگر توبه شکستی بازآ و توبه کن. توبه کنید که رای من را دزدیدید. توبه کنید که توی مترو همدیگر را هل می دهید. توبه کنید که وقتی از اتوبوس پیاده می شوید، بلیط نمی دهید. توبه کنید که از چراغ راهنمایی رد می شوید. توبه کنید که لا اله الا الله که هر حرفی را نمیشود زد ولی شما بهرحال توبه کنید. توبه کنید که اینقدر به فکر شکم هستید و آینده ی ایران را به یک ساندیس که آن هم معلوم نیست تاریخ انقضایش گذشته یا نه فروختید. حالا اگر رانی بود، شاید میشد حق را به شما داد ولی آخر ساندیس هم شد چیز؟! پس توبه کنید. کسانی هم که چیزی برای اعتراف و توبه ندارند، با اجازه من بروند هر کثافت کاری که دوست دارند بکنند، بعد بیایند و توبه کنند. فقط مهم این است که توبه کنید. بین خودمان بماند، فکر می کنید خودِ من برای چی اون مبالغ را از آقای شهرام جیم جزایری گرفتم؟ والا بخدا اگر بخاطر منافع مادی بود. فقط و فقط بخاطر یک همچنین روزی بود که اگر لازم شد توبه کنیم، من هم بهانه ای برای توبه داشته باشم.

2-انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود.
انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و انقلاب الان منحرف شده و این انحراف به نظر من از یک نخ سیگار شروع شده است! البته جالب است که من هم خودم جزو همین صاحبان قدرت بوده ام و هستم و اصلا به من چه که من هر حرفی می زنم زود مُهر «غضنفرسیاسی» روی من می زنید؟ خب اصلاً این جمله قبلی را نادیده بگیرید چون یک جورهایی تف سر بالاست! هرچند من حتی نمیدانم کنوانسیون بین المللی یعنی چه، ولی این بنده خدایی که دارد این متن را برایم می نویسد می گوید باید بنویسیم که باید به این کنوانسیون های بین المللی عمل کنیم. تا یادم نرفته بگویم که هرچه روزنامه از اول تاریخ اختراع چاپ تا امروز بوده، باید دوباره منتشر بشوند. چه آنهایی که توقیف شده اند چه آنهایی که صاحبانشان فوت کرده اند و بسته شده اند. اینقدر باید روزنامه چاپ بشود که من احساس کنم توی ایران آزادی مطبوعات داریم وگرنه ناراحت می شوم. چرا افراد را بصورت فله ای بازداشت و محاکمه می کنید؟ خب دانه دانه بازداشت و محاکمه بکنید. اینجوری کلاس بیشتری دارد. مگر اینجا میوه فروشی است که باید درهم برداشت و نه سوا کردنی؟ تا یادم نرفته بگویم که توبه کنید!

3-پرهیز از خشونت:
یادش بخیر. بچه که بودیم و با بچه های توی کوچه بازی می کردیم، بزرگترها همیشه می گفتند بچه های خوبی باشید. خب پس این چه رفتاری است که سران حکومت انجام می دهند؟ چرا بانک آتش میزنند؟ چرا به نمازگزاران سنگ پرتاب می کنند؟ چرا مسئولان حکومت به حضرت امام اهانت می کنند؟ راستی یادم باشد بعدا یک خاطره درباره خودم و امام برایتان تعریف کنم. چرا حکومت، سربازهای بدبخت بیچاره را کتک می زند؟ مردم خداجو و خداپرست وخداخواه و خدا دوست و خدایار و ... که توی روز عاشورا آمدند توی خیابان، کی خشونت به خرج دادند؟ کی بانک و ماشین و مغازه و ... آتش زدند؟ بله؟

4-ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر:
یک مثل معروفی هست که می گوید، پیدا کنید پرتقال فروش را!
من پیشنهاد میکنم مسئولین و دستگاههای امنیتی بهتر است بجای اینکه اوضاع را کنترل کنند و این مردم خداجو و خداپرست وخداخواه و خدا دوست و خدایار و ... را بازداشت کنند، اجازه بدهند اینها هرکاری که دوست دارند بکنند و آنها بروند دنبال ریشه ها و علتها بگردند. ما قول میدهیم که اینقدر کارهای عجیب و غریب انجام بدهیم که مسئولین و دستگاه های امنیتی هیچگاه خسته نشوند و همیشه سرگرم پیدا کردن ریشه ها باشند.
مگر خدا در قرآن نمیگوید "بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید" ؟ خب حالا برای مثال همین یک مورد را ریشه یابی کنید که چه ربطی داشت که من این آیه را که اصلاً هیچ ربطی ندارد را اینجا گفتم.

5-من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم.
من الان حدود چند ماهی میشود که دارم با نن جونم مناظره می کنم و در اردوی تیم ملی مناظره هستم و شرایط خوبی دارم و خدا را شکر و با دعای خیر مردم، انشاالله بعد از این مناظره، قصد دارم که بروم جام جهانی مناظره.

فعلاً همین پنج مورد را داشته باشید تا اگر باز هم چیزی به ذهنم رسید بگویم. توبه هم یادتان نرود.
مهدی کروبی


اخبار و مشاهداتی از راهپیمایی روز قدس
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، مهدی کروبی ، میر حسین موسوی

اخبار و مشاهداتی از راهپیمایی روز قدس

برای راهپیمایی قدس امسال اپوزیسیون خارجی و برخی مخالفان داخلی همصدا، تبلیغات بسیار گسترده‌ای را برای ایجاد اغتشاش در راهپیمایی انجام داده بودند، و مدعی شده بودند بزرگترین تجمع سبز را در این روز برگزار خواهند کرد. بر این اساس از یک ماه قبل در سایت‌ها و دیگر رسانه‌های آنها دعوت این گروه‌ها از حامیانشان برای "حضور سبز" در راهپیمایی روز قدس دیده می‌شد، اما واقعیتی که در شهر تهران در این روز اتفاق افتاد متفاوت از انتظار همگان به نسبت فضاسازی‌های در رسانه ها و فضای مجازی بود.

مردم در راهپیمایی روز قدس در تهران با شعار "مرگ بر منافق " از خاتمی، موسوی و کروبی استقبال کرده و آنان را از صفوف به هم فشرده خود بیرون کردند.

میرحسین موسوی  در حالی که قصد حرکت در خیابان انقلاب به سمت چهارراه ولیعصر را داشت؛ با ممانت مردم و جمع کثیری از راهپیمایان روز قدس در تهران روبرو شد. راهپیمایان هنگام دیدن خودروی حامل موسوی با سر دادن «شعارهای مرگ بر منافق» و «مرگ بر ضد ولایت فقیه» و شعار مرگ بر موسوی اعتراض خود را نسبت به عملکرد وی در حوادث اخیر پس از انتخابات نشان داده و مانع از حضور وی در صفوف بهم فشرده خود شدند.

میرحسین موسوی نیز که به همراه چندین محافظ خود حدود ساعت دوازده در چهارراه ولی عصر(عج) حضور یافته بود پس از مشاهده اعتراض گسترده مردم و شعارهای "مرگ بر موسوی منافق" و "موسوی، موسوی ننگ به نیرنگ تو – خون جوانان ما می‌چکد از چنگ تو" ، مجبور شد سوار خودرو شخصی خود شود.

موسوی پس از سوارشدن بر خودروی پاترول، با پرتاب اشیائی از سوی مردم و کوبیدن مشتهای معترضان به شیشه خودرو یش روبرو شد و مجبور شد به سرعت محل راهپیمایی روز قدس را ترک کند.

محمد خاتمی نیز که قصد داشت در حوالی دانشگاه تهران با پائین‌آمدن از خودروی خود به جمع راهپیمایان بپیوندند، پس از پایین آمدن از خودرو با خشم مردم شرکت‌کننده در این راهپیمایی روبه شد که شعارهای "مرگ بر ضد ولایت فقیه "، "مرگ بر منافق "، "منافق برو بیرون " و مرگ بر خاتمی را روانه وی می‌کردند.

سید محمد خاتمی که حدود ساعت یازده و نیم در تقاطع خیابان فلسطین و بلوار کشاورز قصد داشت به جمعیت راهپیمایان روز قدس بپیوندد اما راهپیمایان به محض دیدن خاتمی، شروع به سردادن شعار "مرگ بر منافق" کردند. خاتمی با مشاهده چنین صحنه ای مجددا سوار بر خودرو شد تا از محل دور شود؛ در مسیر دور شدن خودرو خاتمی راهپیمایان تا فاصله طولانی با سردادن شعارهایی خشم خود را از حضور خاتمی ابراز کردند.


حامیان سید محمد خاتمی، موسوی و کروبی با صدور بیانیه‌ها و سخنرانی و همچنین رسانه‌های غربی از طریق حجم وسیع تبلیغاتی در چند روز اخیر قصد داشتند فلسفه وجودی روز قدس که مبارزه با استکبار جهانی و آمریکا و اسرائیل و انگلیس است را تغییر داده و از این یوم‌الله در جهت ادامه اغتشاشات پس از انتخابات بهره‌گیری کنند که این اقدام آنها با پاسخ صریح و سریع مردم مواجه شد. این بار نیز مردم چنان گذشته استکبار جهانی و اذناب آنها را بیش از پیش ناامید کردند. سرمایه گذاری دشمن بار دیگر ناکامی خود را به نمایش گذاشت و مردم حماسه ای دیگر در دفاع از نظام و انقلاب خلق کردند.

جمعیت موسوم به سبز بعضا در دستان خود بطری های آب و آبمیوه در دست داشتند و با گستاخی به روزه خواری مشغول بودند. این عده با شعارهایی تفرقه‌افکنانه‌ای چون "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" در روز قدس علیه فلسطین موضعگیری کردند.

مردم مومن و متعهد تهران وقتی صحنه‌های روزه‌خواری و وضعیت زننده و زشت پوشش زنان در این گروه را می‌دیدند، با صدای بلند، اعتراض و اظهار انزجار می‌کردند.

کروبی نیز که سعی داشت از حوالی ساختمان متعلق به روزنامه اعتماد ملی واقع در خیابان کریم‌خان زند به راهپیمایان بپیوندد با شعارهایی از جنس همان شعارهای مردم در واکنش به خاتمی و موسوی (مرگ بر منافق و مرگ بر ضدولایت فقیه و مرگ بر کروبی) مواجه و در اثر اعتراض مردم مجبور به ترک صحنه شد.
 

راهپیمایان تهرانی با مشاهده مهدی کروبی، شروع به سردادن شعارهای "مرگ بر منافق" ، "کروبی دروغگو – جزایری یادت نره" ، "کروبی بازداشت باید گردد" کردند.

اعتراض‌های صریح و سریع مردم به خاتمی، کروبی و موسوی که در پاسخ به اظهارات اخیر این افراد مبنی بر استفاده ابزاری از روز قدس به منظور پیگیری مطالبات سیاسی جریان متبوعشان صورت می‌گرفت، موجب شد که جملگی صحنه را ترک کرده و عطای حضور را به لقای حفظ تتمه آبرو ببخشند.

جمعی از طرفداران موسوی صورت خود را با پارچه‌های سبز پوشانده و با کف و سوت و هو کردن در حال پیمودن مسیر خیابان انقلاب و در پاره‌ای از اوقات درگیری با راهپیمایان و نیروی انتظامی بودند که سرانجام سیل خروشان شرکت‌کنندگان در این راهپیمایی با حلقه زدن دور این افراد و سر دادن شعارهای "مرگ بر منافق "، "مرگ بر جیره‌خوار " و ... آنها را مشایعت کرده و در نهایت در چهارراه کالج، خیابان قدس، خیابان فلسطین و سایر خیابان‌های منتهی به خیابان انقلاب و خیابان آزادی آنان را به بیرون از مسیرهای راهپیمایی هدایت کردند.
این افراد که در طول این مسیر با شعارهای تحریک‌آمیز و با استفاده از چوب پرچم قصد درگیری با مردم و اخلال در روند راهپیمایی داشتند، با تیزبینی مردم و بدون درگیری به بیرون از مسیر راهپیمایی هدایت و در نهایت متفرق شدند.

تعدادی از آقایان سبزپوش طرفدار موسوی که با کف و سوت قصد اخلال در راهپیمایی عظیم مردم را داشتند، در دست‌های خود بطری‌های آ‌ب آشامیدنی نیز حمل و در مواردی آشکار روزه خواری می کردند. احیاناً اینان فراموش کرده‌ بودند که حداقل برای ظاهرسازی، روزه خواری خود را پنهان کنند.

اما حضور میلیونی امروز مردم انقلابی تهران در حمایت از مردم مظلوم فلسطین در حالی جریان تفرقه انداز را به حاشیه راند که هیچ یک از خبرنگاران حاضر در راهپیمایی امروز از وجود شعارهایی همچون "مرگ بر اسرائیل" یا " مرگ بر آمریکا" در تجمع حامیان موسوی و کروبی گزارش نداده اند و در مقابل شعارهایی همچون "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" یا "مرگ بر روسیه" شعار غالب در این تجمع بود؛ شعارهایی که به نظر می رسد طرح آنان بیشتر در راستای خوراک سازسی برای رسانه های برون مرزی و به انزواکشاندن ماهیت ضد صهیونیستی روز قدس می باشد.

همچنین گزارشها حاکیست که در میان تجمع طرفداران چندین هزار نفره موسوی که مدعیست "سبز" تبلیغاتی وی یک نماد مذهبی است، تعداد کسانی که در این روز مقدس با گستاخی به روزه خواری در ملا عام نیز زوی آورده اند، قابل توجه بوده است.

در مقابل نیز گزارش های ارسالی حاکی از آن است که امت انقلابی تهران بنابر آرمان های انقلابی، شعارهایی همچون "مرگ بر اسرائیل" را تکرار می کردند.

 از آن جهت که بسیاری از رسانه های صهیونیستی حامی جریان سبز همچون بی بی سی فارسی و صدای آمریکا، اعلام کرده بودند که بر خلاف راهپیمایی همه ساله علیه اسرائیل در روز قدس، مردم تهران در روز جمعه در مخالفت با سیاست های نظام راهپیمایی خواهد کرد،کارشناسان معتقدند که رسوایی رخ داده در جریان راهپیمایی امروز به گونه ای بی سابقه میزان انحراف جریان سبز به مدیریت موسوی را از آرمان های انقلاب و امام راحل نشان داده است.

اما تناقض رخ داده میان رفتار حامیان خیابانی و گفتار مدیران داخلی جریان سبز که برای حفظ پرستیژ انقلابی بودن، داعیه "خط امام" را نیز یدک می کشند پیش از این نیز در جریان انتشار تصاویری از مراسم روز قدس درلندن به نمایش درآمده بود.

پخش این تصاویر به قدری رسانه ها و سران داخلی این جریان را دست پاچه کرد که چند روز پیش و به دنبال پخش راهپیمایی روز قدس در لندن و حمایت "سبزها"  از اسرائیل ،رسانه های این جریان،این رویداد را سوءاستفاده از "سبز" دانستند و رسانه ملی را بدلیل پخش چنین تصاویری مورد حمله قرار دادند!

بدین ترتیب راهپیمایی روز قدس امسال در حالی برگزار شده است که تلاش شکست خوردگان انتخابات اخیر برای تبدیل این روز مقدس به یک میتینگ سیاسی، در عین استقبال رسانه های غربی بار دیگر با شکست مواجه شد.

این در حالیست که در این شرایط جریان مذکور برای انحراف افکار عمومی از میزان ضدیت با اندیشه های امام راحل و بازسازی وجهه خویش همچنان به پروژه مظلوم نمایی برای بستگان نسبی امام(ره) در مقابل انتقادات مطروحه مشغول است

  


ادعای دیگری از کروبی تکذیب شد
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کروبی

 شنیدیم که فرمانده انتظامی استان قزوین گفته شایعه تیراندازی به خودروی حامل کروبی در قزوین به هیچ وجه صحت ندارد و تنها خوراک تبلیغاتی برای دشمنان بود.مسعود جعفری‌نسب اظهار داشته در پی انتشار خبر حضور حجت‌الاسلام مهدی کروبی به قزوین و ورود وی تمهیدات امنیتی لازم برای حضور ایشان فراهم شد. وی اضافه کرده با توجه به شرایط تجمع مردم و با هماهنگی‌های لازم با گروه امنیتی آقای کروبی، ایشان با اسکورت مستقیم و غیرمستقیم پلیس از منزل مذکور خارج شد. جعفری‌نسب تصریح کرده در این میان نه تنها درگیری وجود نداشت بلکه با تدابیر اندیشیده شده حتی یک گلوله نیز تیراندازی نشد و تجمع اعتراضی، بدون تنش پایان یافت. کروبی مدعی شده بود که به خودروی حامل او دو گلوله شلیک شده است.


رنجنامه‌های‌ جدیدی‌‌ باید ‌نوشت
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسینعلی منتظری ، مهدی کروبی
‌ماجرای‌برکناری‌آیت‌الله‌منتظری‌ازقائم‌‌مقامی‌رهبری
جام جم آنلاین: درگذشت آیت‌الله منتظری و پیام حکیمانه رهبری به این مناسبت، بار دیگر اذهان عمومی را به اواخر دهه 60 برد؛ دورانی که فضای سیاسی کشور متاثر از خلع آیت‌الله منتظری از قائم‌مقامی رهبری نظام و جریان مرتبط با آقای منتظری یعنی باند مهدی هاشمی بود.

شاید عده‌ای بگویند حال که آقای منتظری در گذشته است نبش قبر نکنیم و بر گذشته‌ها صلوات ولی از آنجایی که عده‌ای بهانه‌جو و فرصت‌طلب از بی‌اطلاعی اقشاری از جامعه نسبت به تاریخ و یا فراموش شدن آن سوء‌استفاده می‌کنند و بزرگواری رهبری را نیز ناشایست پاسخ می‌دهند، مرور و بازخوانی رویدادهای آن مقطع علاوه بر این‌که گوشه‌ای کوچک از اشاره رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامشان به مناسبت درگذشت آقای منتظری را آشکار می‌سازد و دفاع و وفاداری مجدد ایشان به امام راحل را به نمایش می‌گذارد و از دروغ‌پردازی‌ها و تحریفاتی که این روزها به بهانه فوت آقای منتظری در حال انجام است را تبیین می‌کند و درباره رفتار برخی چهره‌های سیاسی روشنگری می‌کند که چگونه نان به نرخ روز می‌خورند!

بدون تردید، تصمیم امام در فروردین سال 68 برای عزل آیت‌الله منتظری آنهم بعد از پذیرش قطعنامه، یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های امام در دوران عمر با برکتشان بود که کشور را از برهه‌ای حساس به سلامت عبور داد؛ تصمیمی که حاصل یک گزارش، یک اتفاق و یا یک انتقاد نبود، بلکه امام این تصمیم را پس از سال‌ها مدارا، نصیحت و هشدار اتخاذ کردند.

امام 12 مهر 65 یعنی بیش از 2 سال و نیم قبل از عزل آقای منتظری در نامه‌ای به وی، ضمن هشدار درباره عواقب انتساب باند مهدی هاشمی به ایشان می‌گویند: «این خطر بسیار مهم از ناحیه انتساب آقای سیدمهدی هاشمی است به شما. من نمی‌خواهم بگویم که ایشان حقیقتا مرتکب چیزهایی شدند، بلکه می‌خواهم عرض کنم ایشان متهم به جنایات بسیاری از قبیل قتل مباشره یا تسبیبا و امثال آن است و چنین شخصی ولو مبرا باشد، ارتباطش موجب شکستن قدرت مقام جنابعالی است که بر همه حفظش واجب و موکد است.»

مرحوم حاج سید احمد خمینی فرزند امام راحل نیز در رنجنامه‌ای به آقای منتظری که 9/2/68 نوشته شد خطاب به وی می‌گوید: «امام از یک سال قبل از دستگیری مهدی هاشمی، تلاش می‌فرمودند که شما را از این چاهی که برایتان کنده بود نجات دهند ولی متاسفانه شما به دفاع از مهدی هاشمی اصرار ورزیدید.» فکر می‌کنید پاسخ آقای منتظری به امام چه بود؟ مرحوم سیداحمد خمینی در رنجنامه به ایشان یادآوری می‌کند که یادتان هست که شفاها به خود من گفتید: «من نامه‌ای نوشتم که خواب را از چشم امام بگیرد. واقعا امام چه کرده بود که باید فردی مانند آقای منتظری با نامه‌های خود خواب را از امام بگیرد؟»

مهدی هاشمی که بود و چه کرد

موضوع مهدی هاشمی که اصلی‌ترین دلیل برکناری آقای منتظری از قائم‌مقامی رهبری بود، موضوعی است که این روزها یا اصلا به آن اشاره نمی‌شود و یا خیلی سریع از کنار آن رد می‌شوند. حامیان آیت‌الله منتظری از جمله کاخ سفید و BBC چون مهدی هاشمی را رسواتر از آن می‌دانند که بتوانند از او دفاع کنند تلاش می‌کنند عزل آقای منتظری را به دفاع وی از مسائل حقوق‌بشری ربط دهند.

کروبی طی نامه‌ای در سال 67 به آقای منتظری می‌نویسد: آیا خدا راضی است با این گونه سخنان برای رادیوهای بیگانه و ضد انقلا‌ب خوراک تهیه کنید و اصل نظام را زیر سوال می‌برید. ...اگر روزی ملت با خبر شوند که در بیت شما نسبت به عکس امام چه جسارتی شده، می‌دانید با آن بیت چه خواهند کرد؟

 

اما مهدی هاشمی که بود و چه کرد که چنین تیشه به ریشه قائم‌مقامی آقای منتظری زد و امروز کسی از او سخن نمی‌گوید؟ مهدی هاشمی برادر داماد آقای منتظری و از اعضای دفتر وی بود که تاثیر عمیقی بر افکار و تصمیمات آقای منتظری داشت. مهدی هاشمی از صفحه اول تا دهم پرونده خود، کارهایی را که انجام داده بود، در سرفصل‌هایی تشریح کرد:

1- اقرار به ساواکی بودن
2- لو دادن همان‌هایی که به آنها دستور داده بود که مرحوم شمس‌آبادی را ترور کنند
3- دعا به خانواده سلطنتی
4- دستور قتل جهان‌سلطان و مهدیزاده
5- دستور قتل مرحوم شمس‌آبادی
6- دستور قتل صفرزاده
7- دستور قتل مهندس بحرینیان
8- دامن زدن به اختلاف سپاه و کمیته
9- دستور اختفای مقادیر قابل توجهی اسلحه و مهمات و مواد منفجره
10- تحریک سپاه لنجان و سپاه‌های خمینی‌شهر، درچه و مبارکه به ایستادن در مقابل سپاه اصفهان
11- جعل سند ساواکی بودن دکتر هادی و علیه بعضی روحانیون اصفهان
12- جعل و نشر اوراقی به نام طلاب و فضلای افغانی علیه وزارت خارجه
13- دستور قتل عباسقلی حشمت و دو فرزندش
14- انحلال سازمان نصر و درگیری و آدمکشی در آن
15- جعل اسناد دولتی 16- نگهداری اسناد طبقه‌بندی شده
17- چاپ و نشر اعلامیه با عنوان‌های روحانیت بیدار علیه مسوولان نظام. (منبع: رنجنامه حجت‌الاسلام سیداحمد خمینی به آقای منتظری و کتاب خاطرات سیاسی حجت‌الاسلام والمسلمین ری‌شهری).

با وجود چنین اعمالی از سوی مهدی هاشمی، آقای منتظری آنچنان اعتمادی به او داشت که حاضر نبود اتهامات او را بپذیرد و لااقل او را از دفترش طرد کند.

حاج سیداحمد خمینی در نامه‌ای که در تاریخ 9/2/68 برای آقای منتظری نوشت به او یادآوری کرد که «جریان توطئه‌گر طیف مهدی هاشمی با القائات خود، شما را وادار به مواضعی کرده‌اند که بعضی از گفته‌های شما چیزی جز خواست دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام نبود.»

ساده‌لوحی بی‌حد

ساده‌لوحی بی‌حد آقای منتظری شاید یکی از اصلی‌ترین خصوصیاتی بود که او را در معرض نفوذ اطرافیان فاسد و مغرض قرار می‌داد. این عبارت در نامه امام به وی به تصریح آمده است.

حاج سیداحمد خمینی در نامه‌اش به آقای منتظری می‌نویسد: «از تمامی این‌ها و خیلی چیزهای دیگر از جمله هماهنگی با رادیوهای بیگانه و سیاست‌های خارجی به این نتیجه می‌رسیم که این گروه فاسد و مرموز (باند مهدی هاشمی)‌ تصمیم گرفته است که چند کار را انجام دهد، ابتدا چهره امام را از زبان و قلم‌ قائم‌‌مقام رهبری، چهره‌ای خشن که زن‌های بچه‌دار را می‌کشد به دنیا معرفی کنند و بعد این را به دنیا برساند که آیت‌الله منتظری غیر از امام است.

در قدم بعد آیت‌الله منتظری را از نظام جدا سازد و بعد با تغییر مدیریت در سطح بالا و گسترده که از زبان شما هم نقل شده، همه چیز را به نفع خودشان خاتمه دهند و می‌بینید که مو به مو هم اجرا شد.»

با وجود چنین تذکرات روشنی متاسفانه آیت‌الله منتظری با سخنان، رفتار و تصمیمات ساده‌لوحانه خود مسیر دشمنان انقلاب را که افرادی چون سیداحمد خمینی، آیت‌الله مشکینی، مهدی جمارانی، سیدحمید روحانی و حتی مهدی کروبی درباره آن هشدار داده بودند، ادامه داد.

مهدی کروبی که در بیانیه خود به مناسبت فوت آیت‌الله منتظری آورده است آن فقیه عالیقدر تا آخرین لحظه حیات در دفاع از آزادی و استقلال کشور و از حریم دین و مذهب درنگ نکرد در تاریخ 29/11/1367 به همراه آقایان سیدحمید روحانی و امام‌جمارانی نامه‌ای به آقای منتظری می‌نویسد و به او گلایه می‌کند که چرا به تذکرات رهبری نظام اعتنا نمی‌کند.

آنها در این نامه با اشاره به جنایاتی که باند مهدی هاشمی مرتکب شده بود، می‌نویسند: «آنگاه که خبردار شدید مشتی منافق و محارب را طبق موازین قضایی محاکمه و اعدام کرده‌اند به نامه‌نگاری دست زدید و در دیدار با برخی مقامات قضایی این کار را جنایت خواندید و آنان را جانی نامیدید؟ شگفتا! مهدی و باند او اگر مردم را بدزدند و بکشند جانی نیستند، لیکن مقامات قضایی نظام جمهوری اسلامی اگر شماری از توطئه‌گرانی را که نقشه براندازی دارند، محاکمه و اعدام کنند، جانی هستند؟»!

کروبی، در این نامه به منتظری می‌نویسد: «شما در سخنرانی‌ها و موضعگیری‌های خود از پایبندی به قانون، عدم تجاوز به قانون و حرکت بر پایه قانون، فراوان سخن می‌گویید. پرسشی که برای ما مطرح است، این است که آیا پیروی از قانون برای دیگران است؟! یعنی این مسوولان نظام جمهوری اسلامی و امت قهرمان‌پرور ایران هستند که باید قانون را رعایت کنند؟ ولی اطرافیان شما از هفت دولت آزادند؟» در نامه این 3 تن به آقای منتظری 3 سرفصل دیگر بصراحت به چشم می‌خورد، دامن زدن به شبهه‌افکنی رسانه‌های بیگانه، توهین به امام و دوری از شعارهای انقلابی که آقای منتظری در حرف و عمل زمینه را برای اعمال این‌ها فراهم کرد.

آقای کروبی در این نامه خطاب به آیت‌الله منتظری می‌نویسد: «آیا حضرتعالی شبنامه‌های نهضت آزادی را که در آن امام، مسوولان و اصولا نظام جمهوری اسلامی را به زیر سوال می‌برند، مطالعه نمی‌کنید؟ آیا سخنرانی‌های عناصر وابسته به انجمن حجتیه و پیروان تز «اسلام منهای روحانیت» را علیه مقامات و مسوولان کشور نمی‌شنوید؟! آیا خدا راضی است که با این گونه سخنان، برای رادیوهای بیگانه و ضدانقلاب خوراک تهیه کنید و اصل نظام جمهوری اسلامی ایران را زیر سوال ببرید؟»! همین آقای کروبی در این نامه به آقای منتظری هشدار می‌دهد که «شما خوب می‌دانید که امت قهرمان‌پرور ایران هرگز تحمل کوچک‌ترین اهانت به ساحت مقدس حضرت امام را ندارد و این حقیقت در دوران ستمشاهی بارها ثابت شده است.

راستی اگر روزی این ملت باخبر شود که در بیت شما نسبت به عکس امام چه جسارتی شده است، می‌‌دانید با آن بیت چه خواهند کرد؟»! یا به آقای منتظری نصیحت می‌کند که «مسوولان نظام جمهوری اسلامی باید بکوشند شعارها و آرمان‌هایی را دنبال کنند که مورد پشتیبانی امت قهرمان‌پرور ایران است و خانواده‌‌های معظمی در راه تحقق آن آرمان‌ها بهترین عزیزان خود را فدا کرده‌اند و هرگونه کمبود، کاستی و ناراحتی را در راه پیشبرد آرمان‌های مقدس انقلاب تحمل می‌کنند و مسلما هیچ‌گاه از آرمان‌های مقدس خود دست نمی‌کشند و به آن پشت نمی‌کنند.» کروبی می‌نویسد: «آری، ما باید بکوشیم شعارها و آرمان‌هایی را که امت اسلامی در راه پیاده کردن آن، قربانی‌ها داده، رنج‌ها برده و می‌برد حفظ کنیم و جامه عمل بپوشانیم، نه آن که برای خوشایند بی‌تفاوت‌ها، رفاه‌طلب‌ها، سرمایه‌داران و سوداگران اروپا و آمریکا به شعارهای اسلامی، انقلابی پشت کنیم و آن را غیرعملی بخوانیم.( »نامه مهدی کروبی، سیدحمید روحانی، امام‌جمارانی به آقای منتظری 29/11/67)

واقعا چه عبرت‌انگیز است تاریخ! ناصح اواخر دهه شصت پس از گذشت بیست سال و اندی همان راه را خود طی می‌کند.

سرانجام منتظری

با وجود همه این هشدارها و نصیحت‌ها، آقای منتظری همچنان به راه اشتباه خود ادامه داد تا جایی که امام در نامه 6 فروردین 68 به آقای منتظری می‌‌نویسند: «از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید ... سریعا تحریک می‌شوید، در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد ... دیگر برای من نامه ننویسید ... شما از این پس وکیل من نمی‌باشید ... شخصی بودید تحصیلکرده که مفید برای حوزه‌‌های علمیه بودید و اگر این گونه کارهایتان را ادامه دهید، مسلما تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم.

در قسمت دیگری از این نامه تاریخی، امام می‌نویسد: والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید در این نامه همچنین آمده است: برای این‌که در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند. (صحیفه نور ج 21، ص 330)

هر چند این نامه به دلیل وساطت برخی بزرگان انتشار عمومی نیافت و بدنبال نامه 7/1/69 آقای منتظری نامه تلطیف شده امام در 8/1/68 منتشر شد ولی نقل شده است که امام به آن بزرگان فرمودند شما بعدا ضرر خواهید کرد. یکی دیگر از اتفاقات قابل ذکر در آن زمان، اقدامات آقای عبدالله نوری است.

آقای عبدالله نوری که جزو اولین افراد بر سر پیکر آقای منتظری حاضر شد، آن زمان نماینده حضرت امام (ره) در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. وی علی‌رغم ارادتی که به آقای منتظری داشت و بسیاری را با چوب ضدیت با فقیه عالیقدر تارانده بود، بلافاصله پس از اطلاع از نظر حضرت امام، دستور داد شبانه تمام تصاویر آقای منتظری را از سرتاسر سپاه جمع‌آوری کردند و یکی از پیشقراولان برخورد با آقای منتظری شد.

جریان شکست‌خورده 68 در سال 88 تکرار شده است

با گذشت 20 سال از عزل آقای منتظری و وقایع آن زمان در سال 67 و 68، جریان جدیدی فضای سیاسی کشور را تحت تاثیر قرار داده است که شباهت‌های ماهوی آن با جریان منتظری و باند مرتبط با او، از جهاتی چند هر دو جریان را قابل قیاس می‌کند. وجود اشخاصی در مقام لیدر جریان ضدنظام، همگامی و همراهی رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب با آنها، زیر سوال بردن مبانی انقلاب، توهین به امام و رهبری، طرد شعارهای محوری و بنیادین انقلاب اسلامی و ... ویژگی‌های جریانی است که هم‌اکنون از سوی جریانات ضدانقلاب، توده‌ای، منافقین و دشمنان خارجی ایران همچون آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی و رسانه‌های مرتبط با آنها هدایت و همراهی می‌شود.

سیدحمید روحانی در‌‌نامهای به کروبی می‌نویسد: چرا یکباره به دوستان دیرینه و 50 ساله خود پشت کردید و آنان را معاند و مضر پنداشتید؟! این چه دست مرموزی بود که جناب‌عالی را توانست از یاران و همرزمان دیرینه جدا سازد و برای شما نسبت به آنان ذهنیت پدید آورد؟!

 

آنهایی که تا دیروز برای آقای منتظری نامه می‌نوشتند و او را از اقدامات ضدنظام برحذر می‌داشتند ، امروز همان راه منتظری را در پیش گرفته‌اند.

سیدحمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخ پژوهش ایران معاصر که بهمن 67 همراه مهدی جمارانی و مهدی کروبی آن نامه گلایه‌آمیز را به منتظری نوشت، در پی موضعگیری‌ها و اقدامات کروبی پس از انتخابات ریاست جمهوری، در نامه‌ای به او، ابتدا ذهن او را به نیمه‌شب سوم بهمن 67 می‌برد که: «آقای کروبی از دست آقای منتظری سخت گرفته و کلافه بود.

می‌گفت این روزها سخنان آقای منتظری در سخنرانی‌هایی که می‌کند، دشمن‌شادکن و دهن‌کجی به نظام جمهوری اسلامی ایران است. تهمت‌های ضدانقلاب را تکرار می‌کند، به دوستان چندین ساله خود بی‌اعتماد شده است و حرف‌های افرادی که دور و برش را گرفته‌اند قبول دارد و آن حرف‌ها را وحی منزل می‌داند و جوسازی‌ها و دروغ‌پردازی‌های آنان را دائم تکرار می‌کند. سخنان او امروز خوراک تبلیغاتی برای رادیوهای بیگانه شده است، نمی‌دانم باید با او چه کار کرد؟»

سیدحمید روحانی در ادامه این نامه به کروبی می‌نویسد: «چرا یکباره به دوستان دیرینه و 50 ساله خود پشت کردید و آنان را معاند و مضر پنداشتید؟! این چه دست مرموزی بود که جناب‌عالی را توانست از یاران و همرزمان دیرینه جدا سازد و برای شما نسبت به آنان ذهنیت پدید آورد؟! چه راز مگویی در کار بود که برخی از عناصر مرموزی که جنابعالی تا دیروز آنان را مخالف امام و انقلاب اسلامی می‌دانستید، یکباره مقرب‌الخاقان شدند و آنان را یار و دلسوز خود و زبان گویای خویش پنداشتید و با طناب آنان به چاه رفتید؟! آیا به یاد دارید که‌ آقای ابطحی را عامل نفوذی مشارکتی‌ها می‌دانستید و می‌گفتید دفتر ریاست‌جمهوری را به پایگاه مشارکتی‌ها بدل کرده و آقای خاتمی را در محاصره عناصر مشارکتی قرار داده؛ به‌گونه‌ای که ما نمی‌توانیم یک جلسه مشورتی با او داشته باشیم؟! آیا به خاطر دارید که از دست آقای ابطحی می‌نالیدید که می‌خواهد مشارکتی‌ها را در همه محافل نفوذ دهد و گفتید در جلسه مجمع روحانیون مبارز خطاب به او گفته‌اید دفتر ریاست‌جمهوری را که به پایگاه مشارکتی‌ها بدل کرده‌اید، حالا خواهش می‌کنم مجمع را به پایگاه دیگری برای آنها تبدیل نکنید؟ آیا این عامل نفوذی مشارکتی‌ها امروز برای پیشبرد آرمان‌های مقدس امام و انقلاب اسلامی به سراغ شما آمده یا خدای‌ناکرده در جنابعالی دگرگونی پدید آمده که او را به طمع انداخته است؟»!

اگر روزی عناصر منافق، لیبرال، سکولار و دگراندیش، حرف‌هایشان را از زبان آقای منتظری بازگو می‌کردند، اکنون به برکت حضور برخی عناصر معلوم‌الحال که سوابق اعمال و رفتارشان در 8 سال دوره اصلاحات ضمیمه پرونده انقلاب است، افرادی چون کروبی و موسوی با پذیرش تز باند مهدی هاشمی، نظام و دستاوردهای امام را زیر سوال می‌برند.

سیدحمید روحانی در نامه‌اش به کروبی می‌نویسد: «جنابعالی آن روز از آقای منتظری نگران و ناراحت بودید که سخنان دشمن شادکن بر زبان می‌راند و به نظام جمهوری اسلامی دهن‌کجی می‌کند، چرا شما پیوسته سخنانی بر زبان می‌آورید که مایه شادی شیطان بزرگ، رژیم صهیونیستی، سلطنت‌طلبان ورشکسته و ضدانقلاب‌های درون‌مرزی و برون‌‌مرزی شود؟ و خوراک تبلیغاتی برای بوق‌های شیطان بزرگ و صهیونیسم بین‌الملل و... فراهم آورد؟»!

نکته دیگری که ذکرش در اینجا خالی از لطف نیست ادعای سران فتنه مبنی بر پیروی از اندیشه و خط امام راحل (ره) است. ادعایی که بی‌اساس بودن آن در جای جای رفتارشان از جمله ماجرای فوت آقای منتظری آشکار شده است. آقایان موسوی، کروبی، عبدالله نوری و دیگر مدعیان این عرصه آیا رفتار آقای منتظری با امام را فراموش کرده‌اند؟ اگر فراموش کرده‌اید یکبار دیگر شما را به مطالعه رنج‌نامه مرحوم سیداحمد خمینی یادگار امام فرا‌می‌خوانیم. آنجا که مرحوم احمدآقا از آخرین ملاقات آقای منتظری با امام خبر می‌دهد و با اشاره به صحبت‌های نیم‌ساعته آقای منتظری می‌نویسد امام فرمودند: بیشتر حرف‌های شما درست نبود، خدا ان‌شاءالله مرا ببخشاید و مرگم را برساند.

تاریخ را نمی‌توان تحریف و حقیقت را نمی‌توان کتمان کرد. زندگی سیاسی آیت‌الله منتظری، می‌تواند درس‌ها و عبرت‌های آموزنده‌ای برای سیاسیون کشور داشته باشد، برهه‌ای از زندگی آقای منتظری که به قول رهبری، امتحانی دشوار و خطیر بود.

هم‌اکنون چنین امتحانی برای برخی سیاسیون کشور به‌‌گونه‌ای دیگر بروز و ظهور پیدا کرده است.‌ آنهایی که حیات معنوی خود را چنان قربانی سیاست‌زدگی خود کرده‌اند که نه‌تنها سرانجامی دشوار برایشان متصور است؛ بلکه نظام را نیز در شرایط دشواری قرار داده و افکار عمومی را همچون دوران منتظری دچار تشویش و سردرگمی کرده‌‌اند.

اما راه امام، راه شهیدان و راه انقلاب اسلامی همچون رودی خروشان است که نه فرد و افرادی یارای ایستادگی در برابر آن را دارد و نه جریانی که پشت سر این افراد موضع‌ گرفته‌اند، می‌توانند خللی در اراده این مردم ایجاد کنند.

سخن آخر این‌که در پیام رهبر فرزانه انقلاب اسلامی هیچ اشاره‌ای به رفتار بیست ساله آقای منتظری با «ولی» پس از امام نشده است دورانی که رنجنامه‌های جدیدی باید برای آن نوشت تا معلوم شود آقای منتظری و اطرافیانش در این مدت چه کردند و رهبر معظم انقلاب چگونه رفتار کردند، باشد تا وقتی دیگر.