کوچک زاده: باهنر را دوست دارم ولی..
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کوچک زاده ، محمدرضا باهنر ، اصولگرایی

وی در ادامه به مصاحبه محمدرضا باهنر با خبرگزاری مهر و گفته وی مبنی بر اینکه "برخی از اعضای فراکسیون اصولگرایان به دنبال محو 13 میلیون رای دهنده به میرحسین موسوی هستند" اشاره کرد و گفت:‌ احتمالاً یکی از آن 5 نفر از دیدگاه باهنر من هستم اما اینجا با صراحت اعلام می‌کنم که راضی نیستم کوچکترین توهینی به 13 میلیون طرفدار موسوی شود این را از سر ترس و باجدهی نمی‌گویم بلکه معتقدم حساب این 13 میلیون از آشوب طلبان جداست.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: معتقدم باهنر و لاریجانی در دایره اصولگرایی وجود دارند اما اگر کسی می خواهد در ساز و کار مدیریت انتخاباتی اصولگرایان قرار بگیرد باید شفاف‌ترین مواضع را در قبال فتنه داشته باشد.

به گزارش خبرنگار مهر، مهدی کوچک زاده نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نشست پرسش و پاسخ با دانشجویان در بیست و هشتمین نشست سالیانه دفتر تحکیم وحدت در خصوص وحدت میان اصولگرایان گفت: انسان اصولگرا همواره متمایل به وحدت و تفرقه متعلق به کفار است.

وی افزود: دلیل اختلافات همواره نداشتن معیار است و باید تلاش کنیم که همواره با هم باشیم. البته باید مشخص شود وحدت در میان اصولگرایان بر سر چه مواردی است.

نماینده مردم تهران با بیان اینکه شاخصی که امروز مورد قبول همه از جمله موسوی و کروبی تا عسگر اولادی و جبهه پایداری است خط امام خمینی(ره) به شمار می‌رود، گفت: باید ببینیم کدام جریان در عمل به این خط راستین احترام می‌گذارد و آن را اجرا می کند.

وی در ادامه گفت: اگر فردی به گونه‌ای سخن گفت که از آن حرف برداشت شد که وی می‌خواهد ملی گرایی را در مقابل اسلام گرایی قرار دهد این حرف حق نیست.

کوچک زاده در خصوص اصلاح طلبان نیز اظهار داشت: اصلاح طلبان به سه دسته تقسیم می‌شوند. اولین آنها صالح طلبانی ماند کروبی، خاتمی، موسوی و رفیق شان که نامه بی سلام به رهبر انقلاب نوشت و معتقدم اینها جماعتی به حساب می‌آیند که روی عصا هستند.

عضو جبهه پایداری اظهار داشت: عده‌ای دیگر افرادی هستند که در فتنه 88 به کف خیابان‌ها آمدند و آشوب طلب بودند که معتقدم که آنها اصلاح طلب نبودند.

وی دسته سوم را 13 میلیون رای دهنده موسوی دانست و گفت: در این 13 میلیون افراد بسیار خوبی وجود داشت که با آشوب طلبان تفاوت بسیاری داشتند و حساب آنها از دو جماعت دیگر جداست.

نماینده مردم تهران در مجلس در ادامه به سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب در خصوص انتخابات اشاره کرد و گفت:‌برای اینکه انتخابات به چالش امنیتی تبدیل نشود قانون باید فصل الخطاب قرار بگیرد و لذا افرادی که برای ورود در انتخابات شرط و شروط می‌کنند تلاش مذبوحانه‌ای را آغاز کرده‌اند و نظام به هیچوجه به این سخنان توجهی نخواهد کرد.

وی در ادامه به تشکیل جبهه متحد اصولگرایان اشاره کرد و گفت: اعضای گروه هفت نفره که به گروه نظارت و داوری شهرت یافتند شامل سه نفر انتخاب شده توسط رئیس جمهور بودند که بعد از خانه نشینی رئیس جمهور دیگر مایل به نمایندگی ایشان نبودند و لذا در ادامه با پیوستن دو نفر از جامعه مدرسین و دو نفر از جامعه روحانیت مبارز گروه هفت نفره را تشکیل دادند.

کوچک زاده همچنین در خصوص گروه 8 نفره گفت: در این گروه نیز نمایندگانی از اضلاع مختلف اصولگرایی وجود دارد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه برخی افراد در مجلس حوزه نفوذ و رای دارند و می توانند با قدرت سیاسی و مالی دیگر افراد را با خود همراه کنند گفت: معتقدم کلیت مجلس به دنبال این نیست که چیزی برخلاف منویات رهبر معظم انقلاب تصویب کند.

وی در ادامه تاکید کرد: عبدالله جاسبی رئیس دانشگاه آزاد هفته‌ای یک روز به مجلس شورای اسلامی می‌آید و نمایندگان نیز وی را همراهی می کنند اما این موضوع به معنای این نیست که نمایندگان این فرد را قبول دارند بلکه تنها به دنبال حل مشکلات مردم هستند و این از مزایای نمایندگان است.

نماینده مردم تهران در مجلس همچنین گفت: معتقدم مجلس در مسیر اجرای خواسته های ولایت فقیه مشکلی ندارد اما در عین حال افرادی بانفوذ رای بالا می‌توانند منویات خود را در مجلس اجرا کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص ریخت و پاش‌های انتخاباتی در کشورمان گفت: مردم ما با گرفتن پول به کسی رای نمی‌دهند اما در عین حال معتقدم ریخت و پاش در تبلیغات انتخاباتی زیاد است.

وی در ادامه به موضوع وحدت اصولگرایان اشاره کرد و گفت: اگر اصولگرایان بخواهند لیست واحد ارایه دهند باید یک مجموعه مورد قبول اکثریت تشکیل شود. معتقدم در حال حاضر آب و رنگ حزب‌های سیاسی ما دیگر مشتری ندارد و معلوم نیست برخی احزاب که ادعای سابقه دارند آیا در بدنه اجتماعی رای کسب می‌کنند یا نه.

کوچک زاده ادامه داد: ساز و کار وحدت اصولگرایان به غیر از توجه به اضلاع اصولگرایی باید به بدنه اجتماعی هم توجه کند.

عضو جبهه پایداری ادامه داد: بنده و همفکران من در مقطعی تنها طرفدار آرمان‌ها و گفتمان احمدی نژاد بودیم و لذا به وی رای دادیم و در آن زمان لازم می‌دانستیم رئیس جمهوری اسلامی ایران در مقابل رژیم صهیونیستی و استکبار ایستادگی کند و لذا امروز ما نباید در برابر رفتار احمدی نژاد پاسخگو باشیم چرا که تنها به گفتمان وی رای دادیم.

وی با بیان اینکه جبهه پایداری امروز تحت پرچم ولایت، طرفدار عدالت و معنویت است گفت: اگر فردی خواسته یا ناخواسته بخواهد حرف ولایت را زمین بگذارد عنایتی به او نخواهیم داشت.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ادامه در پاسخ به سئوالی در خصوص نشریه خاتون گفت: به شدت با کج سلیقگی در برخی نوشته‌های نشریه خاتون مخالفم این که فردی رنگ مشکی چادر را به لجن بکشد خودش مستحق به لجن کشیده شدن است.

وی ادامه داد:‌ اما در عین حال برخی از افرادی که با نشریه خاتون مخالفت کردند فرصت طلبان سیاسی بودند در میان این عده برخی از آنها بیشترین مخالفت با امام(ره) و ولایت فقیه را داشتند. البته در عین حال برخی از سر صداقت با این نشریه مخالفت کردند که من هم جزو آنها بودم.

کوچک زاده افزود: معتقدم اقدام مهدی کلهر بی خردانه و پوچ بود.

وی در ادامه در خصوص شرط گذاری جبهه پایداری برای جبهه متحد اصولگرایان و ناراحتی آیت‌الله مهدوی کنی از این موضوع گفت:‌ من تا به حال ناراحتی از آیت‌الله مهدوی کنی ندیدم و این موضوع را سراغ ندارم اما فردی به نام نواب در هفته گذشته گفته بود که 8+7 هیچ شرط و شروطی را نمی‌پذیرد اما باید گفت شما چه کاره هستید که این حرف را می‌زنید.

وی ادامه داد: معتقدم مرزبندی برخی از افراد گروه 8 نفره به فتنه شفاف نیست. در چند مدت اخیر آقای کوهکن در مجلس نطقی را انجام داد و گفت که بی‌انصافی است که شما باهنر را اصولگرا نمی‌دانید.

عضو جبهه پایداری ادامه داد: معتقدم باهنر و لاریجانی در دایره اصولگرایی وجود دارند اما اگر کسی می خواهد در ساز و کار مدیریت انتخاباتی اصولگرایان قرار بگیرد باید شفاف‌ترین مواضع در قبال فتنه داشته باشد.

وی در همین زمینه به مواضع کاظم جلالی نماینده لاریجانی در کمیته واحد اصولگرایان اشاره کرد و گفت: اینکه فردی مانند جلالی در اوج فتنه عنوان کند که من دیپلمات هستم و موضع گیری سیاسی نمی‌کنم کار اشتباهی است چرا که رهبری در همان دوران خواص را به موضع‌گیری فرا خواند.

کوچک زاده با تاکید بر اینکه حضور علی لاریجانی به عنوان رئیس مجلس در جبهه متحد اصولگرایان هیچ توجیهی ندارد گفت:‌ اینکه 8+7 به عنوان ساز و کار اصلی جبهه متحد اصولگرایان از افرادی تشکیل شود که برخی از آنها دارای قدرت سیاسی هستند و امکانات مالی دارند کار درستی نیست.

وی در ادامه به مصاحبه محمدرضا باهنر با خبرگزاری مهر و گفته وی مبنی بر اینکه "برخی از اعضای فراکسیون اصولگرایان به دنبال محو 13 میلیون رای دهنده به میرحسین موسوی هستند" اشاره کرد و گفت:‌ احتمالاً یکی از آن 5 نفر از دیدگاه باهنر من هستم اما اینجا با صراحت اعلام می‌کنم که راضی نیستم کوچکترین توهینی به 13 میلیون طرفدار موسوی شود این را از سر ترس و باجدهی نمی‌گویم بلکه معتقدم حساب این 13 میلیون از آشوب طلبان جداست.

کوچک زاده ادامه داد: بنده باهنر را دوست دارم ولی نمی‌توانم در لیستی باشم که وی مسئول تهیه آن باشد.

بسیاری از جریان‌های سیاسی سابقه‌دار دچار هوای نفس شده‌اند

به گزارش خبرنگار مهر، مهدی کوچک زاده نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ابتدای این جلسه در سخنانی با بیان اینکه دانشجویان و فعالان سیاسی باید به صورت کامل با میراث عظیم پیامبر(ص) یعنی قرآن و عترت آشنایی داشته باشند گفت:‌باید در خلوت خود ببینیم چه میزان در اعمال خود به این دو میراث پایبندیم.

وی در ادامه با بیان اینکه نباید دانشجویان بی هدف وارد مسایل سیاسی شوند، گفت: اگر بدون خط کش به بازار سیاست وارد شویم هوای نفس خط کش ما خواهد شد و لذا به افرادی مانند علی افشاری که امروز در دامان ضد انقلاب در آمریکا زندگی می کند تبدیل خواهیم شد.

وی با تاکید بر اینکه نباید بدون سند حرف‌ های هر روشنفکری را قبول کرد، اظهار داشت: متاسفانه در بسیاری از جریان‌های سیاسی سابقه‌دار هوای نفس غلبه پیدا کرده است.

نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به این که اگر انسان معیاری مستقل از خود برای ارزیابی موضوعات نداشته باشد خود را معیار و ملاک می داند، گفت: اگر انسان با معیار خود حق و باطل را از هم جدا کند قطعاً اسیر نفسانیات خواهد شد.

کوچک زاده تاکید کرد:‌ اگر معیار مستقل از نفس وجود نداشته باشد بسیاری از کارهای حق افراطی قلمداد می‌شود.

وی در همین زمینه اظهار داشت: مستقل نبودن معیار تصمیم گیری در انسانها از نفس موجب می‌شود تا اگر رسانه‌ای هتاکی کرد و دروغ پراکنی کرد و برخی مقابل آن ایستادند به آن فرد افراطی بگویند در حالی که به هیچوجه این گونه نیست.

نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه اسلام دین اعتدال است، گفت: معنی این موضوع این است که اگر در تظاهرات فتنه 88 افرادی بدتر از خس و خاشاک به خیابان‌ها آمدند و برخی در مقابل بعد از مدتی گفتند که آنها را آزاد کنید باید مواضع آن افراد را بررسی کنیم. چرا که این افراد مدعیان اعتدال هستند و دیگران را که به دنبال مجازات آشوبگران هستند افراطی می‌خوانند.

کوچک زاده اظهار داشت: ایده‌آل نظام اجرای احکام اسلامی است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: اگر پافشاری بر موضع حق افراطی گری محسوب می‌شود، امام خمینی(ره) اولین فرد افراطی بود که اعلام کرد شاه باید برود و لذا معتقدم پافشاری بر موضع حق به هیچوجه افراطی گری نیست.


عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با رجانیوز:
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کوچک زاده ، جبهه پایداری ، اصولگرایی
سهم دادن به افراد علاوه بر اضلاع اصولگرا چه معنایی دارد/ ساکتین فتنه را در دایره اصولگرایی هم تعریف کنند در مدیریت صحنه نباید باشند

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی گفت: اصولگرایانی که در قضایای فتنه 88 سکوت کردند و موضع خود را صریح اعلام نکردند، هر چند که شاید نتوان آنها را از دایره اصولگرایی خارج کرد اما این افراد در صحنه مدیریت انتخابات برای اصولگرایان پذیرفتنی نیستند.

مهدی کوچک‌زاده در گفت‌وگو با رجانیوز اظهار داشت: این افراد ممکن است مانند میلیون‌ها جمعیت اصولگرا یکی از آحاد مجموعه اصولگرایی محسوب شوند اما قطعا قابل پذیرش و جزو کسانی که صحنه‌گردان و مدیریت صحنه انتخاباتی اصولگرایان را بخواهند بکنند، نیستند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به اینکه برخی می‌گویند ساکتین و مردودین فتنه ممکن است توبه کرده باشند، بنابراین باید از آن‌ها نیز استفاده کرد، با بیان اینکه در این زمینه بحث توبه مطرح نیست، تصریح کرد: اگر کسی در عرصه سیاسی دچار خطای فاحشی شده باشد، عقل حکم می‌کند که آن فرد دیگر در مدیریت صحنه مسائل سیاسی نمی‌تواند قرار گیرد.

وی در ادامه با انتقاد از سهم‌خواهی عده‌ای در انتخابات بیان داشت: قطعاً آنچه که نقطه آغاز اختلاف‌ها است، این است که افراد یا جریان‌های سیاسی بخواهند سهم‌خواهی کنند؛ در حالی که افرادی، شایستگی حضور در مجموعه مدیریت اصولگرایان را دارند که از ویژگی‌های برجسته در فهم مسائل و اخلاق سیاسی و تقوای جمعی برخوردار باشند.

کوچک‌زاده با انتقاد از سهم دادن ویژه به افراد علاوه بر اضلاع در کمیته موسوم به 8+7 گفت: در عرصه مدیریت انتخابات در جریان اصولگرا نمی‌توان به افراد قدرتمند هم سهم داد زیرا آنجا در حقیقت ممیزی و جای رصد کردن و تشخیص افراد فهیم و باتقواست.

وی با اشاره به فرمایش رهبری مبنی بر رعایت احترام انتخابات و دخالت نکردن قوا و همچنین پرهیز نمایندگان از نزدیک شدن به کانون‌های قدرت و ثروت گفت: نباید افراد خارج از چارچوب‌ جریان‌ها و احزاب اصولگرا سهم ویژه داشته باشند، قدرتمندان و کسانی که در عرصه قدرت اجرایی در کشور جایگاهی دارند معنایی ندارد که خود یا نماینده‌اشان در آنجا حضور داشته باشند.

وی اظهار داشت: این به معنای طرد کردن آن افراد نیست بلکه در صحنه مدیریت انتخابات اصولگرایان، کسانی باید قرار گیرند که به واسطه تجربه سیاسی و تقوا قادر هستند شایسته‌ترین انسان‌ها را برای حضور در مجلس شناسایی کنند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ادامه افرادی را که در جریان فتنه، فتنه‌گری کردند به دو دسته تقسیم کرد و گفت: حساب این افراد را باید از 13 میلیون رآیی که به نامزد شکست خورده انتخاب داده شد، جدا کرد.

وی اضافه کرد: دسته اول آقایان خاتمی، موسوی، کروبی و اعضای دو حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب هستند که اینها ضد انقلاب و ضد جمهوری اسلامی هستند.

عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی ادامه داد: برخی دانسته و ندانسته بازیچه دست صهیونیست‌ها و استکبار شدند که این افراد با هیچ شرطی صلاحیت حضور در عرصه انتخابات را ندارند، اینها تعداد کمی هستند که جوان‌های مردم را با اطلاعات و تحلیل‌های غلط و با بازیچه دست استکبار شدن به صحنه کشاندند و رأی آنها را هم با رفتارهای پس از انتخابات خود ضایع کردند، این افراد بی‌شرط و شروط شایستگی حضور در انتخابات را ندارند.

کوچک‌زاده تصریح کرد: عده‌ای هم بازی‌خوردگان و اراذل و اوباشی هستند که در کف خیابان به جان و مال و ناموس مردم تعرض کردند که اصلا در عرصه نامی ندارند، آنان مزدورانی بودند که انجام وظیفه کردند.

وی اظهار داشت: اما 13 میلیون انسانی که در انتخابات به نامزد جریان فتنه رأی دادند، حساب‌شان جداست، در صورتی که این افراد صلاحیت‌های علمی، اخلاقی و سیاسی کافی داشته باشند، می‌توانند در صورت تأیید مراجع نظارتی در انتخابات فعال باشند.

نماینده اصولگرای مجلس هشتم گفت: بحث 13 میلیون نفر از این دو دسته جداست و در هیچ شرایطی مراجع نظارتی نباید به جریان فتنه اجازه ورود به عرصه انتخابات را بدهند.


حرف‌های مطهری از حلقوم اسرائیل بیرون می‌آید
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی مطهری ، مهدی کوچک زاده

نماینده مردم تهران در مجلس اظهار داشت: حرف‌های امروز مطهری در صحن علنی مجلس همان حرف‌هایی است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون از حلقوم آمریکا و اسرائیل بیرون آمده است.

به گزارش رجانیوز، مهدی کوچک زاده در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجو، با بیان این مطلب که حرف های مطهری در ظاهر برای مخالفت با حرف های وزیر پیشنهادی نفت بود، گفت: حرف های وی در حقیقت همان حرف هایی است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون از حلقوم آمریکا و اسرائیل بیرون آمده است.
 
وی با اشاره به این سخن امام (ره) که فرمودند«اگر سپاه نبود کشور هم نبود» تاکید کرد: حرف های امروز مطهری در صحن علنی مجلس همان حرف هایی است که مورد عنایت و خوشحالی رسانه های BBC و VOA است.

کوچک زاده افزود: جا داشت که نمایندگان مجلس تو دهنی محکمی به علی مطهری می زدند که متاسفانه این اقدام صورت نگرفت، اما رئیس مجلس تا حدودی یاوه گویی های مطهری را جبران کرد و از بی حیثیت شدن مجلس جلوگیری کرد.
 
وی با اشاره به اینکه ماهیت علی مطهری مشخص نیست، خاطرنشان کرد: معلوم نیست که علی مطهری چه هویتی دارد و هویت شخصی وی زیر سوال است.


روایت کوچک‌زاده از اعتراض به نحوه بررسی استفساریه ماده 28 قانون انتخابات
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مجلس ، مهدی کوچک زاده
گفتم بازی با آبروی‌مجلس است/ یک‌عضو هیئت‌رئیسه برای کتک زدن آمد

استفساریه ماده 28 قانون انتخابات مجلس روز گذشته احتمالاً‌ برای آخرین بار در صحن علنی مطرح شد تا ایرادی که شورای نگهبان در مورد آن مطرح کرده بود، رفع شود.

بر اساس اصلاح قانون انتخابات مجلس در فروردین ماه سال جاری، شرط ثبت نام برای کاندیداتوری انتخابات مجلس نهم، داشتن حداقل مدرک فوق لیسانس بود. نمایندگان البته یک دوره نمایندگی را معادل یک مقطع تحصیلی دانسته بودند اما پس از تصویب و تأیید این اصلاحیه، وزارت کشور اعلام کرد که حدود 100 نماینده بر اساس این قانون واجد شرایط نمایندگی نیستند.

اصل 73 قانون اساسی تصریح دارد که یک دوره نمایندگی معادل چهار سال تمام است، بنابراین، نمایندگانی که از انتخابات میان‌دوره‌ای به مجلس راه یافته‌اند و همچنین سایر نمایندگان که سابقه یک دور نمایندگی‌اشان فقط به مجلس هشتم باز می‌گردد، به‌دلیل اینکه ثبت نام و انتخابات مجلس نهم قبل از پایان دوره‌ی نمایندگی‌شان است، امکان ثبت نام ندارند.

متعاقب این اظهارنظر وزارت کشور، نمایندگان مجلس طرح استفساریه‌ای را برای رفع مشکل خودشان تصویب کردند و برای شورای نگهبان فرستادند اما در روز هشتم تیر ماه سخنگوی این شورا گفت: شورای نگهبان اطلاق یک دوره نمایندگی به کمتر از چهار سال را تبعیض نارو و مغایر با بند 9 اصل سوم قانون اساسی تشخیص داد.

در عین حال، روز گذشته این استفساریه بار دیگر در صحن علنی مطرح شد تا نمایندگان بار دیگر برای حل مشکل خودشان دست به‌کار شوند اما اعتراض مهدی کوچک‌زاده به نحوه‌ی بررسی این طرح بار دیگر خبرساز شد.

وی معتقد بود که این نحوه رسیدگی به طرح، بازی با آبروی مجلس است، چراکه به گفته نایب رئیس مجلس، در اثر استفساریه، تنها مشکل چند نماینده باقی مانده که آن هم حل می‌شود.

در این زمینه، کوچک‌زاده با نوشتن یادداشتی در وبلاگ خود به شرح ماوقع پرداخته و از رئیس مجلس به‌دلیل قطع اظهاراتش گلایه کرده است. وی می‌نویسد:

«در جلسه روز یکشنبه 9 مرداد 90 مجلس در اولین دستور خود وارد بحث در مورد اشکالی شد که شورای نگهبان به قانونی گرفته بود که عده ای از نمایندگان برای اصلاح قانون انتخابات ماه‌ها قبل ارائه کرده بودند و مدت‌ها وقت جلسات مجلس را اشغال کرده بود.

اجمالا بخش اصلی این اصلاحیه قانونی شرط نمایندگی مجلس را داشتن مدرک فوق لیسانس تعیین کرده و نیز یک دوره نمایندگی مجلس را معادل یک مقطع تحصیلی دانسته است.

به این ترتیب همه کسانی که بخواهند برای انتخابات بعدی نامزد نمایندگی شوند یا باید فوق لیسانس باشند و یا اگر لیسانس دارند، باید یک دوره نمایندگی در سابقه‌اشان موجود باشد. اظهر من الشمس است که این مصوبه جلوی ورود بسیاری از واجدین صلاحیت های عمومی به عرصه رقابت برای نمایندگی مجلس را می گیرد و صد البته بیشترین نفع آن شامل حال نمایندگان فعلی مجلس می‌شود که مدرک تحصیلی‌شان لیسانس است.

با توجه به ایرادهای شورای نگهبان این طرح شرم آور دو یا سه نوبت به صحن علنی رفت و برگشت داده شد که آخرین نوبت آن دیروز بود. متأسفانه رئیس و هیات رئیسه مجلس که تاکنون بر خلاف آیین نامه داخلی با دلایل موهوم چندین طرح و لایحه را متوقف و مسکوت کرده‌اند (مثل تجدید نظر در رابطه با انگلیس، انتقال مقر سازمان ملل، حمایت از خانواده و...) هیچ عکس العملی در برابر این طرح آبرو بر باد ده نشان ندادند.

در جلسه دیروز من با استناد به حرف‌های شخص رئیس مجلس و نایب رئیس اول آن آقای با هنر که مکرراً در جلسات علنی و غیر علنی بیان شده بود، و به استناد بند 11 ماده 23 آئین نامه داخلی مجلس به رئیس مجلس تذکر دادم که از به حراج گذاشتن آبروی مجلس برای رفع مشکل نمایندگانی که در دور بعد نمی توانند نامزد شوند، پرهیز کند ولی آقای رئیس بر خلاف ماده 110 آیین نامه داخلی که اشعار می دارد:

"قطع کلام ناطق و عدم مراعات سکوت از طرف نمایندگان و هرگونه تهمت و توهین و ایراد گیری‌های شخصی و حرکات و تظاهراتی که موجب بی نظمی مجلس باشد ممنوع است و مرتکب مشمول مجازات‌های مندرج در این آیین نامه خواهد گردید. رئیس مجلس مسئول جلوگیری از این تخلفات است."

مکرراً کلام مرا قطع می کرد و به ایراد سخنانی می پرداخت، نظیر اینکه عده ای می خواهند مجلس را تخریب کنند! (قضاوت اینکه چه کسانی موجب تخریب و هتک مجلس می شوند با شما) و با این نحو سخن گفتن موجب تحریک اقلیتی از نمایندگان که در هر حال هوادار رئیس هستند می شد و البته آنها که از ترس رو شدن دست‎شان جرات "دو دو" گفتن ندارند، به جای آن در بین سخنان من با "احسنت احسنت" گفتن به رئیس و ایجاد سر و صدا مجلس را به بی نظمی می کشاندند.

این عده به این نیز اکتفا نکرده و در حالی که من و رئیس جلسه در حال گفت‌وگو بودیم، یک عضو هیئت رئیسه که ید طولایی در استمالت و هواداری از رئیس دارد، بدون اجازه تریبونش را باز و به من حمله کرد و البته این عمل صد در صد خلاف اخلاق و قانون وی مورد هیچ تذکری از سوی رئیس واقع نشد!

عضو دیگری از هیئت رئیسه با مراجعه به جلوی میز من مرا تهدید به کتک زدن کرد! که حاضران در آن لحظه شاهد این بودند. معدودی از نمایندگان هم که منافع‌شان با به سرانجام نرسیدن این طرح به خطر می افتد و نمی توانند از نامزدی دور بعد دل بکنند، در حالی که من در حال صحبت بودم، با مراجعه به جلوی صندلی من اصرار به صرف‌نظر از تذکر داشتند.

لازم به ذکر است که بر خلاف روال مرسوم، فیلم این قسمت از جلسه مجلس را که به تذکر من مربوط می شد، به دستور هیئت رئیسه به من ندادند.

از آنجا که سایت ها و خبرگزاری‌های دلبسته به آقای لاریجانی و اصحابش که نمونه رفتارشان را ذکر کردم، هر جور خواستند با هر عکس بدون توضیحات به انعکاس این ماجرا پرداختند. این پست را به انعکاس ماجرا از قول خودم که طبق معمول هدف حمله شارلاتانیزم رسانه ای قرار گرفتم، اختصاص دادم تا مخاطبان برای یافتن حقیقت از دو طرف ماجرا مطلب را شنیده باشند.»


گفت‌وگوی رجانیوز با مهدی کوچک‌زاده/ بخش 2 و پایانی
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، مهدی کوچک زاده
برخی‌معیارها در دولت‌دهم‌جابجا شده/جریان سوم‌تیری اجازه شکل‌گیری دو قطبی‌"خواص‌مردود - جریان انحرافی"را نمی‌دهد

بخش اول گفت‌وگوی رجانیوز با دکتر مهدی کوچک‌زاده هفته گذشته منتشر شد. در بخش اول این گفت‌وگو به سؤال‌های متنوعی از جمله "تعریف جدید جریان حامی فتنه از فتنه برای منزوی کردن جریان اصیل حامی احمدی‌نژاد"، "بررسی برخی انحراف‌ها در دولت و اینکه آیا این موارد از ابتدا وجود داشته و ذاتی جریان بوده یا عارضی است"، "سهم جریان حامی احمدی‌نژاد در رشد جریان انحرافی" و... به بحث گذاشته شد.

در بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو نیز مواردی مانند علت حمایت از گفتمان جریان سوم تیر، نقش جریان فتنه و خواص مردود در ایجاد انحراف، انتخابات مجلس و مدل‌هایی برای ورود اصولگرایان و طرح نظارت بر نمایندگان مطرح شده، که در ادامه می‌آید:

آیا جریانی که از احمدی‌نژاد چه در مجلس، چه در رسانه‌ها و چه در بدنه نخبگان حزب‌اللهی حمایت می‌کرد، حمایتش جنبه سیاسی داشت یا اینکه این دفاع، یک دفاع گفتمانی بود و اگر یک دفاع گفتمانی بود، دولت نهم و شخص احمدی‌نژاد چه ویژگی‌هایی گفتمانی داشت که حتی رهبر معظم انقلاب نیز گاهی جدی‌تر از همه حامیان، از دولت حمایت می‌کرد؟

- اگر بخواهم در یک کلمه بگویم، ما و شما و دیگر حامیان به این دلیل از دولت حمایت می‌کردیم که بحث عدالت، همنشینی با پابرهنگان و تبعیت از ولایت و بوسیدن دست او در هنگام گرفتن حکم مطرح بود نه خود دولت. یعنی این دولت هنگامی در چشم‌ها بزرگ شد که خود را شکست و ندید و این بحث اصلی بود. رهبر معظم انقلاب هم هر زمان که از دولت حمایت کرده، در واقع از این ویژگی‌ها حمایت کرده است. چنانکه همیشه در سخنان‌شان فرموده‌اند در این دولت عدالت اجرا شد و در این دولت ارزش‌ها و آرمان‌های امام(ره) سر دست گرفته شد.

ایشان فرمودند که من به خانواده‌ام گفتم که اگر آقای احمدی‌نژاد رأی هم نمی‌آورد، همین که پرچم عدالت را در دست گرفت، خیلی باارزش است. لذا عشقی که این جریان مردمی می‌ورزد، به این ارزش‌هاست و هر کسی در یک خط قرار می‌گیرد، مورد محبت و حمایت این جریان خواهد بود. این خط از ابتدا درست بوده و تا آخر هم درست و صحیح خواهد بود. حال در این میان یک نفر اشتباه کرده و این قابل بحث است که آیا اشتباه در درون این فرد وجود داشته و بعداً نمایان شده یا همانطور که من گفتم، بر اثر شرایطی که پیش آمد، اتفاق افتاده؛ اما این جریان هست و به کارش هم ادامه خواهد داد. وظیفه‌ای که ما برعهده داریم این است که نگذاریم به ما القا کنند که اصل ارزش‌ها برای این دولت مطرح نبوده و بی‌ارزش بوده. ما دیدیم که در دوران فعالیت این دولت فاصله طبقاتی تا چه حد کاهش یافت و دیدیم که میزان مشارکت مردم به چه میزان بود. اصلاً در همان جریان دوم خرداد بسیاری از مردم و از جمله خود من به آقای خاتمی رأی دادیم اما ما به چه چیز رأی دادیم؟ شاید در آن زمان ما مسائل را سطحی دیدیم و اینکه آقای خاتمی با اتوبوس برای تبلیغات به این طرف و آن طرف می‌رفت و یا اینکه می‌گفتند "درود بر سه سید فاطمی؛ خمینی و خامنه‌ای و خاتمی". آن چیزی که امثال بنده را جذب کرد و تعدادشان کم هم نبود و موجب رأی بالای آقای خاتمی شد، همین گفتمان‌ها، رفتارها و شعارها بود. اما بعد دیدیم که این‌گونه نیست و آن‌قدر بر رفتارهای دیگر اصرار و تکرار شد که ما در آنجا به این باور رسیده‌ایم که فریب خورده‌ایم.

اما در اینجا من چنین فکر نمی‌کنم که ما فریب خورده‌ایم و آقای احمدی‌نژاد ما را فریب داده باشد. من واقعاً یک تغییر در ادبیات و رفتار آقای احمدی‌نژاد مشاهده می‌کنم. آقای احمدی‌نژاد گاهی در سخنانش می‌گوید که "من بودم که این کار را انجام دادم، من بودم که..."، در حالی که در گذشته این‌گونه نبود. من به برخی از دوستان می‌گویم که این‌قدر در مورد جنّ و این‌طور چیزها نگویید؛ آنچه خطرناک‌تر است، غرور است و غرور در آموزه‌های اسلامی در هر صورتی ناپسند است. این تغییری است که در ایشان حادث شده است. شرایط را هم شاید من کمی بیشتر از شما درک کنم و آقای احمدی‌نژاد نیز بیشتر از من. اگر شما در یک موقعیتی قرار بگیرید که مورد توجه و گاهی تملق بیش از حد واقع شوید، ممکن است دچار غفلت و غرور شوید. همانطور که رهبر معظم انقلاب نیز فرمودند که دو چیز تهدید کننده است؛ غفلت و غرور.

بحث مؤلفه‌های این جریان خدمت را بازتر کنید؛ چون دولت نهم جنسش با این دولت فرق داشت و کسانی که در آن فعالیت داشتند با افرادی که هم‌اکنون در این دولت هستند تفاوت زیادی داشتند. یعنی دولت نهم را فقط آقای احمدی‌نژاد به دولت خدمت تبدیل نکرده بود، بلکه کسانی هم بودند که مدل رفتار و خدمت‌شان مانند آقای احمدی‌نژاد بود.

- در دولت نهم که خود بنده نیز بودم و شما هم می‌دانید یک معیار مشخصی برای انتخاب همکاران وجود داشت که آن معیار قابل قبول بود، هرچند منجر به انتخاب بعضی مصادیق شد که شاید ما آنها را قبول نداشتیم. مثلا در مورد آقای دانش جعفری، من خودم به رئیس‌جمهور گفتم که ایشان صراحتاً از سیاست‌های تعدیل اقتصادی حمایت می‌کند. گفت که من با او صحبت کردم و قرار شد که اینجا جای حزب بازی و گرفتن نظریه از مجمع نباشد و با یکدیگر بحث می‌کنیم و به نتیجه می‌رسیم. یا منصوب کردن آقای متکی نیز از همین سنخ است و... پس مشخص است که ملاک احمدی‌نژاد در دولت نهم قوم و خویش‌بازی و رفیق بازی که یکی از ویژگی‌های منفور دولت‌های قبلی محسوب می‌شد، نبود و حتی کسانی را که از رقیبانش محسوب می‌شدند به کابینه آورد. اما در این دولت می‌بینیم که این معیار برای انتخاب افراد تا حدی وجود ندارد و گاهی می‌بینیم که در دولت دهم معیارها برای انتخاب افراد به هم خورده است و مشخص نیست که با کدام معیار، چنین افرادی انتخاب می‌شوند و این‌قدر اصرار می‌شود که یک نفر که مثلاً در استانداری فارس است، به اینجا بیاید و چنین حرف‌هایی را بزند. پس این یقین می‌شود که حتماً یک جریان رابطه‌ای وجود دارد و کسی دارد به این عزل و نصب‌ها خط می‌دهد و آن کس هم آنقدر اشتباه دارد که اگر نگوییم منفور است، محبوب نیست. پس این فرد تغییر کرده است چرا که از ابتدا گفتمان‌ها و رویه‌اش این نبوده است.

کمی هم درباره جبهه مخالفان صحبت کنیم؛ شما فرمودید که از ابتدا و از انتخابات سال 84 و در دولت نهم، ما یک طیف مخالف داریم که از اسرائیل و آمریکا شروع می‌شود و بعد به اپوزیسیون ضد انقلاب، آقای هاشمی رفسنجانی و آقای لاریجانی، آقای توکلی و... می‌رسد. این مبنای اختلاف چیست؟

- من در صحبت‌های خود هم گفتم کسانی که چه در گذشته و چه امروز و در این مورد ایراد می‌گیرند و مخالفت می‌کنند، یک دسته که اسرائیل و آمریکا و جریان بیرونی هستند که ما با آنها کاری نداریم؛ دسته دیگر جریان فتنه هستند که اتفاقاً آنها در این شرایط کمتر فعالیت می‌کنند، اما یک دسته دیگر خواص مردود هستند که از آقای هاشمی رفسنجانی شروع می‌شود و به آقای لاریجانی می‌رسد. اینها همان کسانی هستند که در جریان انحرافی فتنه به معنای واقعی در انتخابات تا ماه‌ها سکوت کردند که فریاد رهبر معظم انقلاب بلند شد که چرا وقتی این فساد و انحراف را می‌بینید، حرف نمی‌زنید. این دسته خواص مردود یا جریان تردید هستند و اتفاقاً باید روشن شود که این افراد حق نقد این جریان را ندارند.

در جلسه روز چهارشنبه 11 خرداد مجلس، پیش از شروع جلسه علنی و در جلسه غیرعلنی، آقای لاریجانی توضیح داد که ما در جلسه‌ای که داشتیم، تصمیم بر این شد که هرچه سریع‌تر به این ادغام‌ها رأی دهیم و نظر رهبر معظم انقلاب نیز همین است. سپس از نمایندگان خواست تا به "من قال" کاری نداشته باشند و به "ما قال" بپردازند و اگر واقعا این قضیه را صحیح می‌دانند، با توجه به توصیه‌ای که شده، به آن رأی دهند و از این قضیه عبور کنیم.

پس از آن جلسه علنی مجلس آغاز شد اما ایشان بر خلاف توصیه خودش اجازه داد که تذکرهای متعددی از قبیل اینکه این طرح فوریتش رأی نیاورده و شما یک روزه آن را آورده‌اید، داده شود. همچنین ایشان بارها به آقای توکلی اجازه تذکر داد، تا جایی که خود آقای لاریجانی به توکلی گفت "من که عرض کردم، این مطلب توصیه شده است، خوب شما که این‌قدر می‌گویید ولایی هستید..." این حرف آقای لاریجانی بسیار زشت و ناپسند بود و اصلاً چنین ضرورتی نداشت که ایشان چنین سخنی بگوید. پس از آن آقای توکلی ساکت شد. یعنی به‌جای اینکه منطق این کار را توضیح بدهد، به نوعی القا کرد که حالا ممکن است نظر مخالف درست باشد ولی رهبری گفته و چاره‌ای نیست!

امثال این افراد حق ندارند که به آقای احمدی‌نژاد تهمت بزنند و ایراد بگیرند. پای این ساختارشکنی‌ها را همین افراد و در رأس آنها آقای هاشمی رفسنجانی باز کردند. آقای هاشمی رفسنجانی هنگامی که رهبر معظم انقلاب به نماز جمعه می‌آیند و خطبه‌ای را می‌خوانند و می‌گویند باید این کار را بکنیم؛ ایشان می‌آید و در خطبه دیگری می‌گوید که باید فلان کار را بکنیم.

بسیاری از کسانی که ما امروز آنها را به عنوان خواص مردود می‌شناسیم و در قضیه فتنه همیشه معطل و مردد هستند و نمی‌توانند تکلیف خودشان را روشن کنند، دلبستگی‌ای که به آقای هاشمی رفسنجانی دارند، موجب شده تا خودشان را به یک فرد متصل کردند. اینکه رهبر معظم انقلاب بر تقوای جمعی تأکید دارد، یعنی باید دایم در آن نهی و پرهیز تذکر داده شود. اگر بخواهیم رو به آینده نگاه کنیم، حتی اگر بگوییم که ان‌شاءالله این انحراف‌ها کم می‌شود و از آن عبور خواهیم کرد، نحوه تذکر و پرهیز دادن‌مان باید چگونه باشد و در جریان خودمان چگونه باید به آقای احمدی‌نژاد بپردازیم و ایشان را با چه ادبیاتی باید مخاطب قرار دهیم؟

- بالاخره نقد یک اصولی دارد که باید رعایت شود، یعنی نقد از سر بغض و کینه نباید باشد، بلکه باید عالمانه و منصفانه باشد. علاوه بر همه اینها باید این را فراموش نکنیم که کسانی که در این زمینه بدتر از همه هستند، مترصد این هستند که ما این‌گونه نقد کنیم و این فرصت را نباید به آنها داد. البته آقای مشایی را کنار بگذاریم، ولی نقدی که منجر به تضعیف کلیت دولت دولت می‌شود، درست نیست، نقد باید منصفانه، عالمانه و کارشناسانه باشد. به علاوه باید به اطراف‌مان نگاه کنیم و ببینیم که چه کسی مترصد نقد کردن غیرمنصفانه ما از دولت است. مقام معظم رهبری فرمودند: "عمل ما کما اینکه درست باشد نباید در پازلی که دشمن برای خود تعریف کرده است، صورت گیرد."

در یک نگاه رو به آینده، ما باید با این جریان چه کنیم و چگونه رفتار کنیم؟ آیا باید هرازچندگاهی یک سند درباره آن بزنیم و آقای احمدی‌نژاد بیاید و بگوید که این‌ها درست نیست؟

- بر روی مبانی و اصولی که اینها طرح می‌کنند به شدت باید آن را نقد کرد و هیچ اشکالی ندارد. مثلاً همین که گفته می‌شود مدیریت انبیا، مکتب فلان، اینها را باید محکم نقد و تحلیل کرد و به آنها پاسخ داد. اما درباره مصادیق فساد و انحراف، من گاهی فکر می‌کنم که لااقل بخشی از آن توسط خود همین جریان منحرف به آن دامن زده می‌شود برای سرپوش گذاشتن روی مسائل اصلی دیگر. مانند همین بحث رمالی و جن‌گیری؛ من احساس می‌کنم که خود این آقایان به این جریان غیرواقعی به نوعی دامن می‌زنند تا مسائل اصلی‌تر تحت‌الشعاع قرار گیرد و به آنها پرداخته نشود.

آیا این دو نفر (احمدی‌نژاد و مشایی) در آینده از هم جدا شدنی هستند؟

- من فکر می‌کنم ما یک کالایی داریم که دچار فساد شده است و وظیفه ما این است که تا جایی که می‌شود خوب‌هایش را جدا کنیم. وظیفه ما به خصوص با موقعیت خطیری که رییس‌جمهور در کشور دارد، این نیست که آن را با یک چوب بزنیم. درست است که این جریان بیمار شده، اما آن بلور گرانبها به او سپرده شده است.

اگر بخواهیم به بحث داخلی خود جریان بپردازیم، وضعیتی که در حال حاضر وجود دارد این است که در صحنه عمل و صحنه کار و حضور سیاسی، شاهد انتخابات مجلس شورای اسلامی هستیم که 9 ماه دیگر قرار است اتفاق بیفتد. آیا احمدی‌نژاد می‌خواهد برای خود یک لیست بدهد و در آن طرف مجلس نیز می‌خواهد لیست خود را بدهد و در این میان جریان حزب‌اللهی حذف شود؟

- در هر صورت بدون تردید همه تلاش خود را می‌کنند تا در موقعیتی قرار بگیرند که بتوانند وظایف خود را انجام دهند.

مدل مطلوب چیست؟ اگر ما نتوانیم مدل مطلوب را ارایه کنیم، این جریان حزب‌اللهی که ریشه در حزب‌های دیگر نداشته است، در یک عمل سیاسی حذف می‌شود. باید چه کرد تا این اتفاق نیفتد؟

- احزاب به دنبال این اتفاق خواهند بود اما آن بدنه و جریان مردمی که احمدی‌نژاد را به ریاست جمهوری رساند، نباید این قضیه را رها کنند و تسلیم این شرایط سازمان نایافتگی‌شان شوند، چون به نظر من آن جریان انحرافی کار خود را می‌کند اما ما نباید اجازه دهیم که تقابل میان آن جریان انحرافی و ترکیب اصولگرایان صورت گیرد. در حقیقت آن جریان مردمی مشهور به سوم تیری از پتانسیل بسیار بالایی برخوردار است که بدنه اجتماعی‌اش از همه اینها بیشتر است.

مدل عملیاتی‌اش چگونه باید باشد؟ چون تا 8-7 ماه دیگر باید وضعیت مشخص شود؟

- به نظر من دلسوزان واقعی انقلاب، ارزش‌ها و ولایت یا همان جریان سوم تیری که پتانسیل‌شان هم خیلی زیاد است،‌ به‌طور قطع نباید اجازه دهند که عرصه رقابت تنها میان مجموعه‌های منحرف و جریان‌های مردودین فتنه باشد که صحنه‌گردان آن هم آقای هاشمی خواهد بود. آنها در توده مردم هیچ جایگاهی ندارند هرگز رأی نخواهند آورد و امتحان‌شان را خیلی پیش از اینها پس داده‌اند. در سوی دیگر جریان انحرافی می‌تواند تا حدودی مسأله‌ساز باشد، ولی در بدنه حزب‌الله هیچ جایی ندارد و حزب‌الله اعتنایی به این‌ها نمی‌کند. اما کسانی که از ابتدا پای کار بودند و زحمت کشیدند، فحش خوردند و تهمت وکیل‌الدوله شنیدند و به آنها "احمدی‌نژادی" می‌گفتند، بیشترین ظرفیت رأی‌آوری را دارند اما سازمان‌یافته نیستند و امکانات و پول و حزب ندارند. باید روی این قضیه کار شود. ما به سهم خودمان وظیفه‌ای داریم که در حال انجام آن هستیم.

بنابراین تا عَلَمی برپا نشود، این توقع که یک‌سری دور آن جمع شوند، اشتباه است. مثلاً قرار نیست همین اخراجی‌های دولت یک علَمی بلند کنند؟

- البته من به اخراجی بودن برای معیار قرار دادن هم اعتقاد ندارم.

خیر، معیار نمی‌کنیم، اما فکر نمی‌کنید احتمالاً ما در انتخابات آینده اصولگرایان را در چند لیست می‌بینیم؟

- ببینید، اگر شورای نگهبان وظیفه خود را در جلوگیری از ورود ناخالصی‌ها به خوبی انجام دهد، وقتی آن افراد مورد تأیید مردم باشند که اشکالی ندارد. حتی اگر لیستی هم وجود نداشته باشد. مردم در این ماجراها بسیار پخته شده‌اند.

از قرارگاه عمار چه خبر؟

- ما در ابتدا سه، چهار نفر بودیم که بنده و آقایان پناهیان، روشن و سعید قاسمی بودیم که دور هم جمع می‌شدیم و پس از آن این تعداد افزایش یافت. من از همان ابتدا می‌گفتم که با این امید دارم کار می‌کنم. نه به خاطر اینکه بخواهم دوباره نماینده شوم، من کسی نیستم اما هیچ سرشکستگی بالاتر از زمین خوردن جریان نیست. نیت ما از همان اول این بود که بتوانیم این جریان را به نتیجه برسانیم و هرکسی از ما برنده می‌شد، این برای ما نیز یک برد به حساب می‌آ‌مد. ما از همان اول با این نیت رفتیم که باید یک پرچم و عَلَمی بلند شود.

اما این عَلَم باید در میانه میدان برپا شود، والا عَلَمی که در میدان رقابت بلند نشود، دیگر عَلَم نیست، وقتی هم که در وسط میدان برپا شد، دیگر نباید انداخته شود تا به قول شما این جریان سرخورده نشود.

- این مطلبی که عرض می‌کنم نه به عنوان نظر مجموعه عَمار، بلکه برداشت خودم است. چون ما نمی‌توانیم طی این مدت کوتاه یک حزب و جریان منسجمی تحت عَلَم عَمار درست کنیم که هیچ حرف نامربوطی در آن زده نشود، بنابراین شاید بهتر باشد که تنها این جریان زنده نگه داشته شود تا پای بزنگاه که یا خودش لیست بدهد یا اینکه برای لیست‌ها و تأیید آنها امضا بدهیم. آقای پناهیان در مصاحبه‌ای که داشت، بسیار خوب و هوشمندانه عمل کرد؛ ایشان نگفت که ما لیست نمی‌دهیم یا نباید بدهیم.

به نظر من مردم در شهرستان‌ها و استان‌ها اعتنا می‌کنند و بنده، رسایی، پناهیان و... این را به عینه می‌بینیم. کار دیگری که می‌توان انجام داد اینکه بیانیه داد. در یک سال آخر باقی‌مانده تا پیروزی انقلاب، نه به اسم نهضت آزادی و نه به اسم جبهه ملی، اما 53 نفر از همین ملی‌گرایان مانند بازرگان و... بودند که در بزنگاه‌های مختلف اعلامیه می‌دادند و در ذهن مردم به عنوان یک گروه مبارز القا شده بودند.

اما آبادگران که چهره شاخص نداشت؛ آبادگران یک اسم و جریان بود که مردم به آن جریان رأی دادند نه به اسم اعضای آن.

- در آن زمان آقای ناطق نوری که به او مدام نام آبادگران را گوشزد می‌کردند، گفته بود که آبادگران دیگر کدام... است؟ بعد که به مجلس آمد در جلسه خصوصی با اصولگرایان، به بالای جایگاه سخنرانی رفت و گفت: «من قصد جسارت به کسی را نداشتم. آبادگران به نظر من یک اسم و یک موجود غیر ذوی العقول است و من به این موجود غیر ذوی العقول توهین کرده‌ام». من در همانجا هم به صورت مکتوب و هم در گوش ایشان گفتم که آقا، شما خودتان را بازی می‌دهید یا ما را؟ اگر آبادگران یک چیزی روی هوا بود که مردم به آن رأی نمی‌دادند؛ آبادگران یک هویت ارزشمندی بود که اگرچه مردم من، افروغ، ابوطالب و خوش‌چهره را نمی‌شناختند اما با خود گفتند که اینها همان نسلی هستند که وعده‌اش را می‌دهند و این جریان بود که رأی آورد.

بنابراین الان جریان عَمار با این مدل نیز می‌تواند در مجلس آینده ظهور پیدا کند.

- بله، واقعا می‌تواند این اتفاق بیفتد اما این نیازمند کار است و ما تجربه مدیریت چنین کارهایی در مدت کوتاه را نداریم. برخی افرادی در این کار تبحر دارند و می‌توانند به خوبی و با پشتوانه مالی مناسب آن را اداره کنند.

بنابراین چهار لیست خواهیم داشت؛ لیست اصلاح‌طلبان، لیست اصولگرایان قیم که همیشه خود را قیم اصولگرایان می‌دانند، لیست حزب‌ا‌اللهی‌ها و لیست جریان انحرافی؟

- بالاخره برای مصلحت مملکت، در خیلی جاها باید از خیلی حرف‌های حق گذشت. در جلسه 36-35 نفره‌ای که آقای احمدی‌نژاد ترتیب داد، تأکید شد که در نهایت یک لیست تهیه شود.

در شهرستان‌ها با داشتن یک و یا دو کاندیدا، دیگر لیست معنا ندارد. به نظر، باید برای شهرهای بزرگ لیست تهیه شود.

در شهرهای کوچک دو نکته وجود دارد؛ یکی اینکه اگر چهره‌های برجسته جریان اصولگرا که در فتنه امتحان موفقی پس دادند، حاضر شوند به این شهرها بروند و در آنجا سخنرانی کنند، از این خیلی استقبال می‌شود، این نشان‌دهنده آن است که این حرف‌ها در این شهرها بسیار اثرگذار است.

بحث دیگر که می‌خواهم مطرح کنم یکی تفاوت دو رویکرد رهبر معظم انقلاب در پایان مجلس هفتم و پایان مجلس هشتم است. چون این دو رویکرد با یکدیگر تفاوت بسیار داشت و رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر از مجلس هشتم به‌غیر از موضوع هسته‌ای تجلیل نکردند و همین‌طور از شخص آقای لاریجانی.

- اتفاقاً به نظر من برخی حرف‌های ایشان جنبه مثبت داشت و برخی‌ها جنبه منفی. آقای لاریجانی حرف‌های بسیاری زد اما مقام معظم رهبری در آن جلسه آن قسمت از حرف‌های وی را گلچین کرد از موضع مجلس در سیاست خارجی تجلیل کردند.

اما رهبر معظم انقلاب اسمی از آقای لاریجانی نیاوردند و حتی در متن کامل سخنان ایشان نیز نامی از وی برده نشد. در بحث طرح نظارت بر مجلس آیا شما امیدی به تصویب و اجرای آن دارید؟

- فکر نمی‌کنم، اگر چیزی هم به تصویب برسد، همان کارک است که سر و ته آن را هم بیاورند و به قول معروف خودشان را تابع ولایت بدانند. آقای توکلی حتی نسبت به اینکه نماینده‌ای که حرف خلافی می‌زند و قوه قضائیه او را احضار می‌کند، اعتراض کرده. من فکر می‌کنم قضیه برخی از این آقایان در اتهاماتی که به دیگران زده و نتوانسته‌اند اثبات کنند، جدی شده است.

این نگاه که اساساً با مبانی دینی ضدیت دارد که هر کس مسئول رفتار و گفتار خودش است، این مگر مسلمانی است که یک نفر به دیگران تهمت بزند، بعد وقتی از او خواستند که دلیلش را بگوید، مدعی شود که مصونیت پارلمانی دارد؟

دقیقاً‌ همین‌طور است، در هر صورت در موضوع طرح نظارت بر نمایندگان، فکر می‌کنم اگر هم چیزی تصویب شود، در راستای تحقق ماهیت فرموده رهبر معظم انقلاب نخواهد بود. من یک چیزی را به خود آقای احمدی‌نژاد گفتم و باورم هم همین است. ما وقتی در جمع رفقا و دوستان این اصطلاح "نوکرتم" را به کار می‌بردیم، می‌گفتند نوکر نمی‌خواهم، آقایی، حرف گوش کن. احمدی‌نژاد هم مصداق همین بود؛ به‌جای اینکه بگوید مقام عظمای ولایت فرمودند... رفت و عدالت را اجرا کرد؛ حالا آیا ما در مجلس این کار را می‌کنیم یا شعار می‌دهیم؟


گفت‌وگو با مهدی کوچک‌زاده در آستانه حماسه 22 خرداد/1
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کوچک زاده ، جریان انحرافی
تمایز جریان عدالتخواه سوم تیری از گروه انحرافی/ چه کسانی حق نقد ولایتمداری احمدی‌نژاد را دارند

اشاره: دکتر مهدی کوچک‌زاده نماینده مردم تهران در مجلس را همه به صراحتش می‌شناسند، از همان دوره مجلس هفتم، زمانی که با صراحت نظراتش را بیان می‌کرد، در ستاد جنگ روانی جریان موسوم به اصلاح‌طلب هدف قرار گرفت و در چند شماره با تیتر و عکس یک روزنامه‌های زنجیره‌ای مانند شرق تخریب شد.


با روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد به‌عنوان نماینده حامی دولت در مجلس شناخته شد، این در حالی بود که بارها در کنار حمایت‌های خود از اقدامات درست دولت، انتقادهایش را نیز بیان کرد. در آستانه سالروز حماسه دوم خرداد، با وی به گفت‌وگو نشستیم و روی این بحث متمرکز شدیم که آیا این ادعا که جریان‌های فتنه و یا جریان‌های به اصطلاح اصولگرای همراه فتنه این روزها بیان می‌کنند که آیا انتخاب احمدی‌نژاد از ابتدا اشتباه بود و این جریان، یک جریان انحرافی بود، آیا درست است؟ بخش اول این گفت‌وگوی خواندنی در ادامه آمده است: 
 
مسأله‌ای که در حال حاضر با آن مواجه هستیم این است که عده‌ای تعریف جدیدی از فتنه ارایه می‌دهند که بر اساس این تعریف، فتنه اصلی یک جریان بی‌ریشه و بی‌هویت بوده که با انجام یک‌سری کارها قدرت را در دست گرفته و چند سال هم همه را به بازی داده و اکنون هویت خود را رو کرده و مشخص شده که با چه انگیزه‌ای آمده است. این صورت مسأله جدیدی از فتنه است که گروهی آن را درست کرده‌اند و می‌گویند که این جریان از ابتدا هم منحرف بوده است. این افراد حتی به تعبیری به رهبر معظم انقلاب نیز تعریض می‌کنند که شما که به ما می‌گفتید بصیرت داشته باشید، خودتان بصیرت کافی نداشتید و اینها را از ابتدا نشناختید و ندانستید که از اول با این جریان چگونه باید برخورد کرد و آن را تقویت کردید.
 
از سوی دیگر با این تعریف، بدنه حزب‌الله که این جریان راه همراهی کرده به و این گفتمان را شاخ و برگ بخشیده، به بی‌بصیرتی محکوم است و به او می‌گویند که از این به بعد تو نباید حرف بزنی و این یک دفعه هم که دخالت کردی و به حرف ما گوش ندادی، نتیجه‌اش این شد. سؤال من از جنابعالی این است که شما تا چه حد این تعریف را قبول دارید و آیا این جریان از ابتدا منحرف بوده و آیا این جریان در طول این شش سال به کشور ضربه زده است و آن عده‌ای که این حرف‌ها را می‌زنند، خواستار چه چیز هستند؟
 
- من اگر بخواهم جواب جامعی در پاسخ به این پرسش شما بگویم، ابتدا لازم می‌دانم که تعریف جامعی از ریشه‌دار و بی‌ریشه بودن را بیان کنم. ما نباید از این موضوع یک تعریف ارتجاعی کنیم. کسانی که امروز و از ابتدای به ریاست جمهوری رسیدن آقای احمدی‌نژاد این بحث را عنوان می‌کردند که افراد بی‌سابقه و بی‌ریشه در انقلاب آمده‌اند و کار را در دست گرفته‌اند و این به عاقبت خیری منجر نخواهد شد، تعریف خاصی از ریشه‌دار بودن دارند و ما نیز تعریف خود را داریم. من برای روشن شدن تعریف ریشه‌داری به اصلی‌ترین اصلی که اگر در حکومت نباشد، هیچ‌یک از ارکان آن مشروعیت نخواهند داشت، ارجاع می‌دهم و به بیانات رهبر معظم انقلاب استناد می‌کنم.
 
ایشان در خطبه‌های نماز جمعه 28 آبان 1382  می‌فرمایند که ما به‌عنوان شیعه باید این درس را به یاد داشته باشیم که عدالت قابل اغماض و قابل معامله نیست و هیچ‌یک از مسائل گوناگون، نه مصالح فردی و نه مصالح حکومت در کشور اسلامی نمی‌تواند با عدالت معامله شود. من متناسب با این جمله از امام(ره) نیز جمله‌ای دارم که می‌توانم آن را نقل کنم. امام(ره) در جایی مضمون صحبت‌شان این بود که بالاخره باید حکومت بماند. امیرالمؤمنین به خاطر عدالت این مشکلات را تحمل کرد. همچنین در جای دیگری در تاریخ 5 شهریور 82 رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند که مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد و تبعیض و نیز عدالتخواهی است و این پایه مشروعیت ماست. در حال حاضر درباره مشروعیت حرف‌های زیادی زده می‌شود و بنده هم از این حرف‌ها بلدم اما حقیقت قضیه این است که اگر ما به دنبال عدالت نباشیم، حقیقتاً من که اینجا نشسته‌ام وجودم نامشروع خواهد بود. یعنی هرچه اختیار دارم و هرچه تصرف کنم، تصرف نامشروع بوده و دیگران هم همین‌طور هستند. روند کار نباید به سمت تنعم روزافزون مسؤولان و تظاهر به این معنا باشد و این غلط است.
 
با توجه به این دو مطلب می‌توانیم ریشه‌دار بودن را تعریف کنیم. من می‌خواهم بگویم که اصلا ریشه این انقلاب در خون جوانانی است که از کوچه‌های جنوب شهر تهران بی‌هیچ نام و نشان و هیچ‌گونه وابستگی به خاندان‌های بزرگ به تعبیر آقایان، برخاستند. امام(ره) در جایی خطاب می‌کنند "این جنوب شهری‌ها که شما اکنون آنها را به این نام می‌خوانید والا یک موی این کوخ‌نشین‌ها به همه شما کاخ‌نشین‌ها می‌ارزد"، ریشه و اصل انقلاب در دل جوانانی است که هیچ نام و نشانی در دوره‌ها و سلطنه‌ها و... نداشتند. این تعریف ریشه‌دار و ریشه‌دار بودن است. کسانی که همه هستی‌شان را در راه برقراری عدالت فدا می‌کنند که البته این تنها در حکومت اسلامی محقق خواهد بود وگرنه چیز ابتری خواهد ماند. این موضوع در ظاهر ممکن است رفاهی را برای طبقاتی فراهم کند اما در پایان منجر به بی‌عدالتی و نقض غرض خواهد شد.
 
مجموعه دولت فعلی از زمانی که به قدرت رسید و اختیار کار اجرایی کشور را در دست گرفت، با افرادی مواجه شد که تعریف‌شان از ریشه‌داری همان وابستگی به خاندان کذا بوده و یا اگر بخواهیم با تساهل با آن برخورد کنیم، کسانی که از ابتدا با امام(ره)‌ بودند. بسیاری از کسانی که انقلاب در خون آ‌نها ریشه دارد، اصلا در زمانی که انقلاب پیروز شد و یا از زمان 15 خرداد که انقلاب امام آغاز شد، تازه به دنیا آمده بودند. بنابراین این افراد نمی‌توانند ادعای در محضر امام بودن و همراهی امام(ره) را داشته باشند. لذا وقتی این انتقال قدرت در سال 83-84 صورت گرفت، برایشان بسیار تعجب‌آور و غیرقابل تحمل بود و خود آقای احمدی‌نژاد هم از آن تعبیر می‌کند به اینکه کسانی که در این دایره تعریف نشده بودند، وارد شدند. اینها منافعی را از دست داده بودند و از همان روز اول شروع به سنگ‌اندازی، دشمنی و مخالفت کردند، اگرچه ادعای غیر از این را داشتند. سند من برای سنگ‌اندازی این افراد نامه‌ای است که آقای هاشمی رفسنجانی در آن انتخاب اولیه آقای احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری، در گله از پیروز نشدن خود در انتخابات نوشت که مضمون آن نامه این بود که من چون امیدی به رسیدگی ندارم، به خدا واگذار می‌کنم و این زدن ریشه انقلابی بود که در خون بچه‌های جنوب شهر وجود دارد. پس از آن تا دو، سه سال هم هر حرف و تهمتی هم که می‌خواستند به رییس‌جمهور می‌زدند؛ مانند بی‌تدبیر، کوتوله سیاسی و حرف‌هایی از این قبیل و پس از سه سال هم گفتند که ما تا به حال مدارا کردیم و از این به بعد برخورد خواهیم کرد. من هم در آن زمان گفتم که اگر این اسمش مداراست که حتما بعد از این کودتای سیاسی خواهید کرد.
 
یعنی شما می‌گویید که یک جریان منحرفی که از ابتدا با هدف و نیت خاصی آمده باشد و بخواهد یک جریان اصیل را به حاشیه براند و بعد کار خودش را بکند، وجود نداشته است؟
 
- اصلاً اینطور نیست و این حرف مبنای منطقی ندارد. در تاریخ صدر اسلام هم وقتی امیرالمؤمنین به حکومت می‌رسد -البته من اصلاً قصد مقایسه ندارم، بلکه از باب تبیین و شاهد تاریخی است- اگر می‌خواست از ریشه‌دارها با معنایی که آقایان از ریشه‌دار بودن دارند، استفاده کند، باید طلحه و زبیر را به استانداری بصره می‌گماشت اما ایشان این کار را نکرد. در قسمتی از سریال امام علی(ع) که با استفاده از مستندات تاریخی ساخته شده است، می‌بینیم که حضرت امیرالمؤمنین(ع) کشاورزی را به استانداری یک استان منصوب می‌کند. این یک کار اسلامی است و کار اسلامی ریشه‌دار، معنی‌دار و صحیح است. شما به کارهای ارتجاعی که در دوران هشت سال اصلاحات و قبل از آن انجام شد، نگاه کنید؛ در آن زمان قوم و خویش‌بازی مملکت را فرا گرفته بود. پرداختن به مرفهین، چرب کردن سبیل آنها و انواع و اقسام امتیازات را برای اطرافیان از قبیل زمین و تسهیلات و... درست کردن که ما در کمیسیون اصل 90 به موارد متعددی از آنها برخوردیم و اعلام کردیم اما متأسفانه در دوران ریاست رییس قبلی قوه قضاییه به آنها رسیدگی نشد. اگر اینها ریشه‌داری و نبود انحراف است، ما ریشه نداریم و دچار انحراف هستیم!
 
اما مجموعه شرایطی که علی‌رغم زحمات طاقت‌فرسای شخص رییس دولت و شاکله این دولت کشیده شد، با آنکه ضعف‌هایی هم داشت که ما منکر آنها نیستیم، ولی جریانی که دسترسی به رسانه داشت و تریبون و امکانات داشت، به جای تشکر از زحمات شخص رییس‌جمهور و لااقل کارهای مثبت دولت و برخورد منصفانه فقط برخورد حذفی و سلبی کرد.
 
خب، این جریانی که می‌گویید چه جریانی بود، چون به نظر می‌رسد این جریان یک طیف باشد و یک جریان مشخص نیست. شما می‌گویید که جریان آقای احمدی‌نژاد یک جریان عدالتخواه بوده و ریشه‌اش هم در عدالتخواهی‌اش است و اگر هم یک اشکالاتی بر ایشان وارد است، این‌گونه نبوده که از ابتدا دارای یک انحراف مشخصی بوده باشد، بلکه به‌دلیل یک‌سری دلایل این مشکلات به‌وجود آمده است. درباره این دلایل توضیح دهید.
 
- نکته اول اینکه اصلاً آن جریانی که آقای احمدی‌نژاد را به ریاست جمهوری رساند، مردم بودند و به هیچ‌وجه چهره‌ها و جریان‌های شناخته شده سیاسی در پیروزی او سهم و دخالتی نداشتند. این برای بنده به عنوان فردی که در عرصه حضور داشتم، اظهر من الشمس است. حتی آقایان اصولگرا تمایلی به اینکه ایشان رییس‌جمهور شود، نداشتند و من این رأی توده‌های مردم را یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انتخاب شدن آقای احمدی‌نژاد به ریاست‌جمهوری می‌دانم. لذا باید بگویم که اگر مردم را منحرف می‌دانند، پس دیگر این‌قدر سنگ مردم را به سینه نزنند. 
 
این جریان وقتی که از میان خود یک فرد تلاش‌گر، عدالتخواه و مخلص را بر سر کار آورد، با کارشکنی‌ها و بدگویی‌های متعدد ظرف چهار، پنج سال تا امروز مواجه شد. من اولا دلیل این عمل خبطی را که برای بار دوم صورت گرفت (تعلل در ابقای وزیر اطلاعات) و زبان این افراد مخالف را به روی جریان مردمی آقای احمدی‌نژاد باز کرد، بگویم. بار اول این عمل زمانی صورت گرفت که آقای احمدی‌نژاد، آقای مشایی را به معاون اولی منصوب کرد، خوب، تا اینجا اشکالی نبود اما وقتی رهبر معظم انقلاب به ایشان فرمودند که به مصلحت تو نیست و باعث ایجاد اختلاف و سرخوردگی میان دوستان تو می‌شود، ما انتظار داشتیم نامه‌ای که در جواب رهبر معظم انقلاب نوشته می‌شود، چنین مضمونی نداشته باشد. به هرحال این عمل انجام شد و ما آن را به حساب خطا گذاشتیم و از آن عبور کردیم. اما دوباره در قضیه وزیر اطلاعات، ما شاهد آن بودیم که این باور در آقای احمدی‌نژاد به وجود آمده که علی‌رغم اینکه رهبر معظم انقلاب هم از نظر اطلاعات از ایشان در سطح بالاتری قرار دارند و هم به گواهی همه نخبگان روحانی در مجلس خبرگان و همه مردم، پرچمدار دین و عدالت در کشور، مقام معظم رهبری هستند و ایشان بودند که با فراهم کردن زمینه گفتمان عدالت و عدالتخواهی، سبب شد تا آقای احمدی‌نژاد از سوی مردم برگزیده شود، اما علی‌رغم همه اینها، آقای احمدی‌نژاد پس از قطعی شدن نظر مقام معظم رهبری، برای خودش نظر قایل است. این اشتباه قابل بخشش و گذشت نیست و متأسفانه آنهایی که واقعا بی‌ریشه هستند از همین اشتباه سوء استفاده کردند.
 
سؤال همین است که این اشتباه محصول چیست؟ آیا محصول یک انحراف مشخص است یا یک خطا و یا خودپرستی است؟ در این جریان که شما آن را جریان مردمی می‌نامید، عده‌ای از دلسوزان انقلاب بودند که مثلاً در پایگاه، فلان کانون فرهنگی یا فلان هیأت کار می‌کردند و پست و مقامی نداشتند و کار سیاسی و فرهنگی خود را در راستای نظام و انقلاب انجام می‌دادند، این جریان به هر حال در سوم تیر یکپارچه شد و احمدی‌نژاد و دولت نهم از آن برخاست. آیا کاری که اینها انجام دادند و سپس در مسیر دولت نهم آن را ادامه دادند، اشتباه بوده یا اینکه نه، آن جریانی که در این چهار سال در تلاش بوده تا به جریان عدالتخواهی و... ضربه بزند، اکنون می‌خواهد به بهانه خبط احمدی‌نژاد، این جریان را نیز حذف کند و بگوید که به‌خاطر شما بزرگانی از صحنه کنار رفتند و این تنها به‌خاطر مدل رفتار و حمایتی که شما می‌کردید، بود.
 
- به عقیده من هیچ‌گونه اشکالی به این خط و جریان وارد نیست و اگر اشکالی وارد است، تنها به تخطی یک فرد از این خط و جریان است و آن فرد آقای احمدی‌نژاد است. حال چرا او مرتکب این خطا شده است؟ باید درباره آن بحث کنیم. اما این‌طور نیست که بگوییم این جریان از ابتدا اشتباه کرده که این گفتمان را برای خودش برگزیده و در تطبیق این گفتمان به مصادیق، به احمدی‌نژاد رسیده و به او رأی داده است.
 
اما من می‌خواهم این موضوع را که چرا آقای احمدی‌نژاد به اینجا رسیده، بگویم. یکی از این دلایل همین مخالفت‌های کشنده و بد و بیراه‌هایی است که بر او طی این چند سال روا شد. رهبر معظم انقلاب نیز در خطبه‌های خود در نماز جمعه فرمودند که رییس‌جمهور قانونی کشور را رمال و دروغگو و... خطاب کردند و این افراد، خود، دروغگوترین افراد هستند که رأی مردم را برنتابیدند و به انتخابات احترام نگذاشتند. خب، وقتی که شما از همه طرف مورد هجمه قرار می‌گیرید، این طبیعی است (نمی‌گویم مطلوب است) که نسبت به همه دچار سوءظن شوید. بخشی از این عزل و نصب‌ها که توسط ایشان صورت گرفت نیز ناشی از همین سوءظن‌ها بود.
 
مطلب دیگر این است که در این فضای سخت، یک قشری در اطراف آقای احمدی‌نژاد شکل گرفت که اینها به جای اینکه دلسوزانه و از روی خیرخواهی عیب‌ها و نقاط ضعف را متذکر شوند، به تملق برای به کرسی نشاندن عقاید و نظرات خودشان پرداختند و این موجب نوعی رخوت شد. این دو چیز باعث خطای رییس‌جمهور شد.
 
ما که به عنوان جریان حامی دولت در رسانه، و شما در مجلس شناخته می‌شویم، آیا باید اشکالات و عیب‌های آقای احمدی‌نژاد را می‌گفتیم و آن را برجسته می‌کردیم و اگر این کار را نکردیم آیا مرتکب اشتباه شدیم و نگفتن‌های ما موجب این خطاها شد؟
 
- خیر؛ ما در شرایطی بودیم که اشکال‌گیری علنی و در تریبون باز نسبت به رییس‌جمهور به جای اینکه اثر مثبت داشته باشد، اثر منفی داشت و موجب سوء استفاده همان جریان بی‌ریشه می‌شد. بنده به شخصه در جلسه‌ای که خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدم، بخشی از مقصودم از دیدار با ایشان کسب تکلیف در مورد این بود که آیا ایشان ایراد گرفتن نسبت به رییس‌جمهور در تریبون و به شکل علنی را جایز می‌دانند یا خیر. البته من به این شکل از ایشان سؤال نکردم، بلکه مسائل و اشکالاتی را مطرح کردم که رهبر معظم انقلاب در پاسخ به من، نقاط مثبت و برجسته دولت را ذکر فرمودند و من این‌طور برداشت کردم که ایشان راضی به طرح مشکالات و انتقادات از آقای احمدی‌نژاد به صورت علنی نیستند.
 
بنابراین ما این کار را کمتر و یا اصلا انجام نمی‌دادیم، اما در جلسات و جمع‌های خصوصی بین ما و خود ایشان، خدا می‌داند که چقدر تذکر دادیم و مسائل و مشکلات را مطرح کردیم. اکنون برخی‌ها می‌گویند که چرا حالا نسبت به اطرافیان رییس‌جمهور و آقای مشایی ایراد می‌گیرید. خب، این در رسانه‌ها منعکس است که ما دو سال پیش از این و از گذشته بیش از چندین بار با آقای مشایی به همراه اعضای فراکسیون انقلاب فرهنگی دیدار و گفت‌وگو کردیم و مسائل و مشکلات را با ایشان در میان گذاشتیم و حتی گاهی نیز این گفت‌وگوها به بحث‌های تند و باریک کشیده شد اما این ضرورت را احساس نکردیم که در تلویزیون و یا رسانه‌ها این بحث‌ها را منعکس کنیم، چون انسان مؤمن و فهیم کسی است که بداند چه حرفی را کجا و در چه زمانی مطرح کند.
 
یک بحث دیگری که مطرح می‌شود، این است که می‌گویند آقای احمدی‌نژاد تقلب گفتمانی کرده، یعنی اینکه اگر ایشان در دوره دوم ریاست جمهوری خود می‌گفت که "من، آقای مشایی هستم و مشایی، عین من است"، آن‌وقت مسأله طور دیگری بود یا اگر آقای احمدی‌نژاد از ابتدای دولت دهم مشخص می‌کرد که اطرافیان او کسانی مانند بقایی، مشایی، رحیمی و... هستند، طور دیگری تصمیم‌گیری می‌شد و اصلاً ممکن بود نفر دیگری هم از اصولگرایان کاندیدای ریاست جمهوری شود. آیا به نظر شما آقای احمدی‌نژاد محکوم به این نیست که به نوعی مرتکب تقلب گفتمانی شده است؟ زیرا ایشان در دولت نهم با تصویر دیگری از مردم رأی گرفت و در دولت دهم عملکرد و جهت‌گیری‌های خود را تغییر داد.
 
- من چنین باوری ندارم، چون شما باید ببینید که مثلاً آقای مشایی در آن دوره در میان مردم و اجتماع چه وجهه و چهره‌ای داشت. البته من نمی‌گویم که آقای مشایی در آن زمان این‌گونه نبود، چون ایشان در آن زمان تا این حد به آقای احمدی‌نژاد نزدیک و در کنار ایشان نبود.
 
من روی سخنم با خود آقای احمدی‌نژاد است زیرا ایشان می‌دانست که آقای مشایی چه ویژگی‌هایی دارد و شناخت کاملی از وی داشت.
 
- بله، اما من نمی‌توانم بگویم که در این صورت آقای احمدی‌نژاد در انتخابات پیروز نمی‌شد اما عده‌ای از خواص که از آقای مشایی و تفکرات او در زمان ریاستش در سازمان میراث فرهنگی شناخت داشتند، ممکن بود تجدید نظر کنند. اما نمی‌توانم با قطعیت بگویم که ممکن بود احمدی‌نژاد رأی نیاورد، چون مجموعه فعالیت‌ها و خدماتی که از سوی دولت برای مردم شده بود، آنقدر پربار بود که من فکر می‌کنم مردم باز هم به وی رأی می‌دادند؛ درصدی از افرادی که به آقای احمدی‌نژاد رأی دادند، مردم عادی بودند؛ البته منظور من این نیست که آنها لاابالی و یا گروه خاصی بودند، این عده از میان همین مردم مسلمان هستند. اینها کسانی بودند که به واسطه فراموش شدن عدالت و عدالت اجتماعی، از رأی دادن مأیوس شدند. وقتی احمدی‌نژاد در بحث‌های انتخاباتی و مناظره‌ها دست روی نقطه اصلی که در ذهن مردم مظهر بی‌عدالتی بود، گذاشت –فارغ از درست یا غلط بودن آن-، عموم مردم آن نقطه را مظهر بی‌عدالتی و ظلم در کشور ارزیابی می‌کردند. وقتی احمدی‌نژاد روی این نقطه دست گذاشت، آن جماعت مسلمان -که شاید به تعبیر شما حزب‌اللهی هم نباشند اما شاید اگر شرایطش پیش بیاید، تا پای جان بایستند و چه‌بسا که از میان همین جماعت بودند که در زمان جنگ تحمیلی به جبهه‌ها و میدان‌های جنگ رفتند-، به پای صندوق‌های رأی آمدند.
 
بخشی از این افراد ممکن است آن برداشتی را که من و شما از ملیت و و دشمنی‌ای که امام(ره) با ملیت منحرف می‌کرد و ما داریم را ندارند، باور آنها این است که ما ایرانی و مسلمان هستیم و نمی‌توانند مسائل را تفکیک کنند. دست‌های پشت پرده همواره در طول زمان و تاریخ ایران، هرجایی که خواستند ملت را دچار تفرقه کنند و آنها را از وحدت فراگیر بازدارند، بحث‌های انحرافی را مطرح کرده‌اند که یکی از آنها بحث ملی‌گرایی است. همانطور که امام(ره) می‌فرمایند: «ملی‌گرایی اساس بدبختی مسلمین است و ما هرچه از این ملی‌گرایی دیده‌ایم، جز بدبدختی چیزی نبوده». امام(ره) در  عین حال خودش ملی‌گراترین انسان بود. ایشان در جایی فرمودند: «من وقتی تصویر شاه را دیدم که در کنار رییس‌جمهور آمریکا عینکش را برداشته بود و از زیر چشم به او نگاه می‌کرد، خدا می‌داند تلخی این صحنه هنوز در ذائقه من هست». این بدان معناست که امام حتی به این راضی نبود که شاه ملت ایران تحقیر شود. اما برای عموم مردم و آنهایی که آمدند و به آقای احمدی‌نژاد رأی دادند، این مسائل به این ریزی شکافته شده نیست و قبح آن را نمی‌دانند.
 
اما بحث ما در مورد جریان مرجعی است که احمدی‌نژاد را ترویج کرد؛ همه جریان‌ها و احزاب سیاسی یک‌سری الزامات را برای خودشان تعریف کرده و خود را در آن چارچوب معرفی می‌کنند و سعی می‌کنند گروه‌های مختلف جامعه را هدف گرفته و جذب خود کنند. چیزی که می‌گویند این است که آقای احمدی‌نژاد در سال 84 از درون یک فرآیند سیستمی بیرون نیامد، ایشان شخصی ورود کرد و در همان چهار سال اول کارهای مثبتی انجام داد و هرگز نمی‌توانیم بگوییم که در آن چهار سال نشانه‌ای از انحراف در وی دیده می‌شد، اما چهار سال دوم ریاست آقای احمدی‌نژاد به دو شاخه می‌شود: عده‌ای می‌گویند که ایشان از همان ابتدا آمد که کارهایی را انجام بدهد و زمینه را برای آن کارها فراهم کرد که البته با توضیحاتی که شما دادید و آنچه که رهبر معظم انقلاب سراغ داریم و ایشان فرمودند: "دولت نهم قطار انقلاب را به ریلش بازگرداند"، می‌شود این دیدگاه را رد کرد. با توجه به این مسائل می‌خواهیم در این مورد صحبت کنیم که اگر شخصی به مثل احمدی‌نژاد از درون یک جریان و فرآیند جمعی بیرون نیاید، آیا ناگزیر است که در مسیر دیگری وارد شود و وقتی جلو می‌رود می‌بیند که نه کسی را دارد که از او به‌طور سیستمی دفاع و همراهی کند و نه کسی را دارد که در سطح حاکمیت غیر از مقام معظم رهبری از او حمایت کند. این یعنی بحث آسیب‌شناسی؛ اگر ما در فرآیند دیگری مثلاً در 10 سال دیگر خواستیم برای جریان حزب‌الله تصمیم بگیریم و آن‌وقت، یک نفر اصلح و یک نفر صالح مقبول وجود داشت که در بدنه حزب‌الله و مردم مقبولیت داشت، باید به سمت کدام‌یک رفت و آسیب کدام ممکن است بیشتر باشد؟ آقای توکلی می‌گوید که رأی ما به آقای احمدی‌نژاد یک رأی اضطراری بود چون اگر به او رأی نمی‌دادیم، موسوی رأی می‌آورد اما ما برای احمدی‌نژاد تبلیغی هم نکردیم چون به آن اعتقاد نداشتیم. ولی اگر رو به آینده و به لحاظ آسیب‌شناسی بخواهیم بگوییم، اگر ما یک اصلح داشتیم، مثل احمدی‌نژاد که در چهار سال اول دوره ریاست جمهوری خود نیز بدون انحراف و بسیار خوب عمل کرد؛ اما می‌خواهم بگویم که کسی که از درون یک جریان سیستمی بیرون نیامده، به خاطر اینکه کسی نیست که از او حمایت کند و در واقع کسی را هم ندارد، آیا طبیعی است که انحراف‌هایی در او ایجاد شود؟ چون سیستمی نیز وجود ندارد که وی پاسخگوی آن باشد و کسی نیست که او را بازخواست کند.
 
- به نظر من این می‌تواند اتفاق بیفتد.
 
پس اگر این‌طور است، ما اشتباه کردیم به آقای احمدی‌نژاد رأی دادیم و باید به آقای قالیباف رأی می‌دادیم!
 
- خیر، منظور من این نبود. ما نباید این را معیار کنیم که حتما به کسی رأی دهیم که یک‌سری از خواص و گروهی خاص از او حمایت کنند. من این را چیز مثبتی نمی‌دانم اما می‌خواهم این را بگویم که این تنها گذاشته شدن وی و این مخالفت‌ها و فحش‌ها و کارشکنی‌هایی که کردند، می‌تواند تعادل منطقی این فرد را بر هم بزند. ما نباید از ترس تکرار این قضیه در آینده بگوییم که حتما فرد منتخب باید از دل یکی از جریان‌های سیاسی بیرون بیاید، من این را قبول ندارم.
 
اما جریان‌های مخالف به ما می‌گویند که شما یک بار اشتباه کردید و نتیجه‌اش این شد، حالا دیگر ساکت بمانید و کنار بروید تا ما کار درست را انجام دهیم.
 
خیر، اگر اشتباه و یا کوتاهی از جانب ما صورت گرفته، در خاموش کردن عربده‌های این آقایان بی‌ریشه بوده که در حقیقت به دنبال تحمیل خط و خطوط جریان سیاسی خود به خواست مردم هستند. من اتفاقاً در عرایضم این را گفتم که یکی از ویژگی‌های مثبت آقای احمدی‌نژاد را در این می‌دانم که این سهم‌بازی احزاب را به هم زد و با رأی مردم روی کار آمد. ما امروز هیچ حزب و تشکیلات سیاسی نداریم که به دنبال قدرت نباشد و متقابلاً به دنبال تجمع و تشکل برای نیت خیر و امر به معروف و نهی از منکر باشد و به معنای واقعی ما حزب اسلامی نداریم. لذا اینکه ما رضایت دهیم که یک فرد اصلحی بود که یک حزب آن را حمایت می‌کرد، من قبول ندارم. در مورد این وضعیتی که برای آقای احمدی‌نژاد پیش آمده نیز نمی‌خواهم بگویم که اگر ایشان از دل یک حزب بیرون می‌آمد این‌گونه نمی‌شد، اما این کاری که قدرت‌ها و احزاب با او که منتخب مردم بود، کردند، موجب شد که عده‌ای در اطراف بتوانند از این موقعیت سوءاستفاده کنند و موجب تصمیم‌های غلط شوند.
 
در مورد وزن اشتباهی که آقای احمدی‌نژاد مرتکب شده و چشم‌انداز آن کمی صحبت کنید و همچنین اینکه این‌گونه اشتباه وی را چه کسی می‌تواند در شرایط کنونی نقد کند؟
 
 
- ببینید، من گاهی این اتفاقی که افتاد را به این تعبیر می‌کنم که یک فردی که مردم یک کالای گران‌قیمت را به دست او سپرده‌اند که به مدت چهار سال آن را نگاه دارد و با خود حمل کند، که اگر دقت نکنیم و این کالا به زمین بخورد، به شدت به آن ضربه می‌خورد. این فرد دچار یک بیماری شده است به نظر من ایستادن در برابر میل و نظر رهبر معظم انقلاب هیچ توجیهی ندارد. شما اگر سراسر ایران را به سرپنجه تدبیر خودت آباد کنی اما موجب تضعیف چنین رکنی شوی، نظامی را که پرچمدار عدالت در دنیاست را مضمحل کرده‌ای. برای اینکه این مسأله روشن شود، لازم است به شما بگویم که یکی از مشکلات اساسی در نهضت‌های منطقه نبودن یک علمدار است و امروز با نگاهی به کشورهای یمن، بحرین، مصر، تونس و... بهتر می‌شود این قضیه را توضیح داد. به دلیل نبودن چنین عنصری در این کشورها، نگرانی در مورد آنها به شدت احساس می‌شود. لذا من معتقدم هدف تمام این مقابله‌ها در این شش، هفت سال به اشکال مختلف تنها رهبری بوده است. حتی در فرمایشات خود مقام معظم رهبری هم بود که می‌فرمودند اینها با خود رهبری مخالفند و چون حیا می‌کنند، به رییس‌جمهور توهین می‌کنند. این چیزی است که اینها به دنبال آن هستند.
 
اولاً کسانی می‌توانند نسبت به او منتقد باشند که خودشان دچار این بیماری نباشند. من معتقدم که برخی از اینها خود آن ویروس هستند. کسانی که مروج سکولاریسم و جدایی دین از سیاست بودند، امتحان‌شان را پس داده‌اند. کسانی که از ابتدا به دنبال حذف ولایت مطلقه فقیه بودند، نمی‌توانند به ما بگویند که دیدید احمدی‌نژاد با ولایت نبود.
 
نظرات رهبر معظم انقلاب اظهر من الشمس است و مصادیق متعدد آن را در مجلس می‌توانم برای شما برشمرم؛ قضیه رأی به وقف دانشگاه آزاد، قضیه تعرفه واردات خودرو و... تمام اینها را مدیریت مجلس با علم به اینکه نظر رهبری با آن موافق نیست، عمل کردند. اینها حق ندارند به هواداران این جریان و مردمی که به معنای واقعی تابع رهبری هستند و آقای احمدی‌نژاد را به قدرت رساندند، بگویند که احمدی‌نژاد شما ضد ولایت از آب درآمد.
 
اصلاً اگر نقدی هم باشد باید از داخل خود این جریان و کسانی که در این جریان مردمی هستند، باشد. اما مخالفان می‌گویند که شما حق ندارید حرف بزنید.
 
- این افراد آرزویشان این است که امثال بنده بیایند و در این مورد موضع شدید بگیرند و البته ما این آرزو را بر دل آنها خواهیم گذاشت. من از ابتدا گفتم که ما حامی یک پرچم و جریانی بودیم که تا آخر هم خواهید بود و از ادامه این راه خسته نمی‌شویم، حتی اگر دچار چنین معضلاتی شویم. ما خودمان این پرچم را حمل خواهیم کرد و یک راهش این است که این وضعیت را اصلاح کنیم.
 
اما اینکه آقای احمدی‌نژاد می‌گوید که من خودم ولایی هستم و عملم دلسوزی برای رهبری است، پذیرفتنی نیست. اولاً حرف با عمل خیلی تفاوت دارد. بله؛ آقای احمدی‌نژاد پس از این ماجرا آمد و در یک صحبت تلویزیونی درباره ولایت فقیه بحث کرد اما این یک ایرادی بزرگی است که به ما وارد بود و بنده خودم به عنوان یک دلسوز بزرگ این جریان، این را یک ایراد بزرگ می‌دانم، همان ایرادی که به حرف‌های آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه وارد بود و آن این بود که ایشان یک حرف درستی را چندین بار تکرار کرد که رهبری و ولایت بدون مردم دست بسته است و مردم بدون رهبری منحرف و گمراه. سؤال من این است که یک وقت این کلمة الحق یراد بها الباطل نباشد. مگر در حال حاضر وضعیت ما این است که ایشان این حرف را می‌زند و مگر اکنون مردم ما رهبری را تنها گذاشته‌اند؟ این حرفی بود که آقای هاشمی نیز در فرصتی که در خطبه‌های نماز جمعه به وی داده شد، زد. ایشان گفت که پیامبر اکرم(ص) در اواخر عمر گرانقدرش به حضرت علی(ع) فرمود: «ای علی(ع)، اگر مردم تو را نخواستند، آنها را رها کن و برو». مگر حالا مردم علی را نخواسته‌اند؟ اشاره به این مطلب یا از غفلت آقای احمدی‌نژاد بود و یا القای اطرافیان منحرف. حال گیریم که این حرف اشکال ندارد و از آن بگذریم اما در عمل ما ملتزم به عاشقی به ولایت هستیم. اکنون مشخص شده که بین همین مجموعه اصولگرایان تبعیت از ولایت دو تعریف دارد؛ یک تعریف آن را یکی از چهره‌های اصلی آقایان به اصطلاح اصولگرای معتدل یعنی آقای علی مطهری این روزها آن را به وضوح بیان می‌کند. ایشان در سخنرانی‌هایش در مجلس به دفعات این را گفته که ما نباید به اینکه در هر موضوعی رهبری چه می‌گوید کار داشته باشیم، ما باید کار خودمان را انجام دهیم و اگر رهبری در یک جایی دستور یا حکمی دادند، ما به آن عمل کنیم. عرض ما این است که در تعریف ما رابطه اصولگرا با رهبری در رعایت حکم قانونی تعریف نمی‌شود، بلکه این یک رابطه عاشق و معشوقی است. ثانیاً اگر بخواهیم حرف آقای مطهری را مد نظر قرار دهیم، بسیار خوب، هرجا رهبری با صدای بلند گفت "نکن"، ما هم با صدای بلند تبعیت کنیم. اما بهتر است ایشان پنبه را از گوش‌هایش درآورد، شاید رهبری در جایی برای حفظ آبروی من و تو با یک اشاره بگوید "نکن". ما باید این را بفهمیم، نه اینکه مجبور شوی پس از چند ماه که تلاش کردی و نتوانستی علیه رییس‌جمهور امضا جمع کنی، آن‌وقت رهبری بیاید و در پشت تریبون نماز جمعه بگوید یک فردی یک حرف غلطی زد اما بس است دیگر.
 
ما این دو نوع اصولگرایی را می‌فهمیم. البته آقای علی مطهری به صراحت گفت که اتفاقاً من از این ویژگی آقای احمدی‌نژاد خوشم می‌آید که کاری به کار رهبری ندارد و کار خودش را می‌کند تا رهبری جلویش را بگیرد. این پذیرفته نیست و اصلاً گلایه ما هم همین است. همچنین آقای احمدی‌نژاد اصلاً در این موضع نیست و نه شرایطش را دارد و نه حقش را که بگوید من برای رهبری دلسوزی می‌کنم. البته همه ما باید دلسوز و خیرخواه رهبری باشیم اما باید ببینیم که امیرالمؤمنین در خطبه نهج‌البلاغه حق متقابل مردم و رهبری را چه می‌دانند که اتفاقاً من این روزها می‌بینم که همه این را وارونه می‌خوانند. حضرت در نهج‌البلاغه می‌فرمایند ای مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقی واجب شده است؛ حق شما بر من آنکه از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیت‌المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا بی‌سواد و نادان نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید. اما حق من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید، هرگاه شما را فرا خواندم اجابت نمایید و فرمانم را اطاعت کنید.
 
پس می‌بینیم که این به آن معنا نیست که رو در روی رهبری بایستیم و بگوییم که من خیر تو را می‌خواهم و این کار را نکن. دلیل منطقی هم دارد؛ ولی فقیه به لحاظ اطلاعاتی و ویژگی‌های علمی، عالم‌ترین و عادل‌ترین است که این 90 نفر خبره تشخیص داده‌اند. حتماً علی مطهری و محمود احمدی‌نژاد نمی‌توانند برای ایشان خیرخواهی کنند و بگویند ما این را درست‌تر می‌دانیم. علاوه بر عالم و عادل بودنش، به واسطه جایگاهی که ایشان دارد، مطلع‌تر از همه ما به جوانب و امور در خارج و داخل است. لذا تصمیم او منطقی‌ترین تصمیم و درست‌ترین تصمیم است. البته شما می‌توانید در یک جلسه خصوصی با ایشان گفت‌وگو کنید. اصلاً همه این شوراهای مشورتی را خود ایشان تشکیل داده که بتوانیم با ایشان بحث و گفت‌وگو کنیم اما وقتی تصمیم نهایی را خود ایشان گرفت، دیگر باید اطاعت کرد و متأسفانه این‌گونه نشد. ما این را نمی‌پذیریم که آقای احمدی‌نژاد بگوید من 20 سال دیگر را می‌بینم و برای جمهوری اسلامی خیرخواهی می‌کنم. مقام معظم رهبری از همه ما خیرخواه‌تر است.

شکایت کوچک زاده از علی مطهری
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مهدی کوچک زاده ، علی مطهری
مطهری برای فائزه نامه نوشت، کوچک‌زاده با یادآوری فحاشی او در صحن علنی مجلس از رئیس قوه قضائیه درخواست مجازات کرد

پس از انتشار نوشته‌ای از علی مطهری خطاب به رئیس قوه قضائیه در مورد رسیدگی فوری به موضوع فحاشی علیه فائزه هاشمی و استفاده از تعابیری مانند اینکه "اگر امروز کوتاهی شود، این پدیده شوم (منظور فحاشی) دامن همه را خواهد گرفت و این لکه ننگ بر دامان انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند"، "اگر مسلمان از غم این حادثه دق کند و بمیرد مورد ملامت نیست بلکه سزاوار است" و مصدل حد قذف یعنی 80 ضربه شلاق دانستن عمل فرد توهین کننده،‌ دکتر مهدی کوچک‌زاده که مطهری در تیر ماه سال جاری از میکروفون مجلس الفاظ رکیکی علیه او به‌کار برده بود، در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه با بیان استنادهای قانونی خواستار رسیدگی و مجازات مطهری شد.

به گزارش رجانیوز، کوچک‌زاده در این نامه با یادآوری یکی دیگر از توهین‌های مطهری به خود با کنایه درخواست کرده است که علی‌رغم ارادت قلبی‌اش به بزرگان و بزرگ‌زادگان واقعی به شکایت او نیز رسیدگی شود تا بی طرفی دستگاه قضا بر همگان اثبات شود و نتوانند ادعا کنند که در این کشور برخی بزرگ‌زادگان از همه قید و قانونی آزادند و این فقط ضعفا و غیر مرتبطین با بزرگ‌زادگانند که به خطاهایشان رسیدگی می شود.

متن کامل این شکوائیه در ادامه آمده است:

ریاست محترم قوه قضائیه

آیت‌الله صادق لاریجانی دامت برکاته

با اهدای سلام و آرزوی توفیق، حادثه هتاکی و دشنام‌ آقای علی مطهری به اینجانب "مهدی کوچک زاده" نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، چیزی است که می خواستم به حرمت حاصل عمر امام(ره) آیت الله شهید مرتضی مطهری، از کنار آن بگذرم چرا که  به تعبیر قرآن کریم "و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما" ولی با توجه به تذکر آقای مطهری در فراز آخر شکایتی که برای شما ارسال کرده، و در ادامه همین شکایت آورده شده است، مبنی بر اینکه "اگر امروز کوتاهی شود، این پدیده شوم (منظور فحاشی) دامن همه را خواهد گرفت و این لکه ننگ بر دامان انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند" و فقط به منظور حفظ حرمت انقلاب اسلامی و مجلس شورای اسلامی که باید در رأس امور باشد! این شکایت را تنظیم و به محضرتان تقدیم می دارم.

امید است به موازات دستوری که برای رسیدگی به شکایت ایشان صادر می فرمایید، امر فرمایید تا به شکایت اینجانب "مهدی کوچک زاده" که علی‌رغم ارادت قلبی به بزرگان و بزرگ‌زادگان واقعی هیچ نسبتی اعم از سببی و نسبی با هیچ بزرگ و بزرگ‌زاده ای ندارم، نیز رسیدگی نمایند تا بی طرفی دستگاه قضا بر همگان اثبات شود و نتوانند ادعا کنند که در این کشور برخی بزرگ‌زادگان از همه قید و قانونی آزادند و این فقط ضعفا و غیر مرتبطین با بزرگ‌زادگانند که به خطاهایشان رسیدگی می شود.

لازم به یاد آوری است با اصرار نایب رئیس محترم مجلس و تحت اشراف ریاست مجلس (اخوی گرامی جنابعالی) فحاشی آقای مطهری بر خلاف قوانین از متن چاپ شده مذاکرات آن روز مجلس حذف گردیده است! ولی فیلم و نوار صدای ایشان در آرشیو مجلس موجود است.

حادثه از این قرار است  که آقای علی مطهری در حین نطق خود در مجلس که از رادیوی مجلس برای عموم به طور زنده پخش می شد توهین و فحاشی هایی به اینجانب کردند که بر اساس مواد 608 و 609 قانون مجازات اسلامی که اشعار می دارد:

«ماده 608 – توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک چنانچه موجب حد قذف نباشد به مجازات شلاق تا (74) ضربه و یا پنجاه هزار ریال تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود.

ماده 609 – هر کس با توجه به سمت، یکی از روسای سه قوه یا معاونان رئیس جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه ها و موسسات و شرکت های دولتی و شهرداریها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به 3 تا 6 ماه حبس و یا تا (74) ضربه شلاق و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می شود.»

قطعا مستحق مجازات می باشند.

البته پیش از آن نیز ایشان با اظهار مطالبی توهین آمیز نسبت به نام خانوادگی من، به پدر و خانواده من اهانت کرده اند که از برنامه زنده رادیو گفت‌وگو پخش و ملت ایران آن را شنیده اند و نوار صدای آن نیز در آرشیو صداوسیما موجود است و این نشان می دهد ایشان بر تکرار عمل زشت و مجرمانه خود اصرار دارند و احتمال تکرار آن نیز بسیار زیاد است.

گذشته از اینکه باید بررسی شود که چرا برخی فرزندان بزرگان انقلاب  ما به این انحطاط کشیده شده اند و بنده از ریشه‌یابی آن در اینجا پرهیز می کنم، نظر به اینکه فیلم و صدای فحاشی آقای مطهری هم در مجلس و هم در برنامه رادیو گفت‌وگو موجود و نیازی به تحقیقات پیچیده برای شناسایی مجرم و جرم نمی باشد، مستدعی است دستور اقدام عاجل درخصوص اجرای حکم در ملاعام پس از اثبات جرم در دادگاه صالح، صادر فرمایید.

اگر امروز کوتاهی شود، این پدیده شوم دامن همه را خواهد گرفت و این لکه ننگ بر دامان بزرگ‌زادگان در انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند. قبلا از حسن توجه جناب عالی سپاسگزارم.


طفره‌رفتن اداره‌قوانین از ثبت توهین علی‌مطهری در مشروح مذاکرات مجلس
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، مجلس ، علی مطهری ، مهدی کوچک زاده

اداره قوانین مجلس بر طبق آیین نامه داخلی موظف به ثبت و انتشار مشروح مذاکرات جلسات علنی مجلس و در اختیار عموم قرار دادن این مذاکرات در کمتر از 48 ساعت پس از جلسه مجلس است، اما با گذشت بیش از یک هفته، این اداره از انتشار مشروح مذاکرات جلسه روز چهارشنبه گذشته که در آن علی مطهری با الفاظی موهن مهدی کوچک زاده را مورد خطاب قرار داد، طفره می رود.

به گزارش رجانیوز، اداره کل قوانین مجلس موظف است تا ظرف 48 ساعت مشروح مذاکرات مجلس را در اختیار عموم قرار دهد، با گذشت نزدیک به یک هفته از جلسه جنجالی مجلس این اداره از ثبت و انتشار مطالب منتشر شده در آن که متضمن توهین‌های مطهری به کوچک زاده بوده است، طفره می رود.

در همین حال شنیده‌های رجانیوز حاکی از آن است که این تاخیر با هدف مشمول مرور زمان شدن این جلسه وسپس حذف الفاظ توهین آمیز مطهری از مشروح مذاکرات و در نهایت انتشار آن بدون سخنان مطهری و با هدف تطهیر وی است.

مشروح مذاکرات جلسات قبل و بعد از این جلسه به صورت منظم در اختیار نمایندگان و عموم مردم قرار گرفته بوده است.

در جلسه هفته گذشته مجلس مطهری در سخنانی ضمن توهین به برخی نمایندگان از جمله روح الله حسینیان، مهدی کوچک زاده را با الفاظ نامناسبی از تریبون مجلس مورد خطاب قرار داد که این اقدام وی با واکنش گسترده‌ای روبرو شد، به نحوی که صدای مطهری در مجلس به سرعت در شبکه مجازی منتشر شد.