موسوی خوئینی‌ها: براندازی نبود “سوءتفاهم” بود
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز ، فتنه 88
آقای موسوی خوئینی‌ها که چند روز پیش گفته بود “هدف اصلاح طلبان فقط جمهوری اسلامی است و آنها نه تنها با شعار علیه رهبری مخالفند”، برای بازداشتن محافل ضدانقلاب از ادامه انتقادات به خود رویکردش را تغییر داد.

http://peymane.ir/files/fa/news/1389/3/1/14869_721.jpg

به گزارش جهان، دبیرکل مجمع روحانیون مبارز در پاسخ یکی از مخاطبان وبلاگش با ابراز امیدواری برای آزادی سران و فعالان جریان فتنه، اعتراض را حق آنان دانسته و با تعبیر پروژه براندازی سال ۸۸ به یک “سوءتفاهم” گفته است: امیدوارم سوءتفاهم ها از میان برداشته شود و نه تنها این دو عزیز گرامی بلکه تمام زندانیان سیاسی در رابطه با انتخابات هشتاد و هشت آزاد شوند، علّت اینکه می گویم سوءتفاهم این است که همه آنها در یک انتخابات قانونی شرکت کرده اند و به نتایج اعلام شده اعتراض داشته و دارند و اعتراض هم حقّ آنان بوده است، ولی آنان ناروا متّهم به براندازی و … شده اند، در حالیکه یقیناً آنان مبرّا از چنین اتّهامی هستند.

آقای موسوی خوئینی ها که چند روز پیش شعار «جمهوری ایرانی» را تخطه و رویکرد جریان فتنه را زیر سوال برده بود، روشن نیست چرا اکنون از جریان فتنه و حامیان شعار “جمهوری ایرانی” دفاع کرده و تلاش آنان را برای براندازی در ایران که با حمایت آشکار غرب و رژیم صهیونیستی و کل جبهه ضدانقلاب همراه بود، تنها یک “سوءتفاهم” و “اتهامی ناروا” توصیف کرده است.

البته خود دبیرکل مجمع روحانیون مبارز و حزب متبوعش از حامیان و تقویت کنندگان فتنه و حتی متهم اصلی آشوب شب ۳۰ خرداد ۸۸ هستند.

آقای موسوی خوئینی ها پیش از موضع گیری امروزش با محکوم کردن بخشی از مواضع فتنه گران مدعی پایبندی اصلاح طلبان به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه شده بود.

برخی محافل ضد انقلاب به خاطر این اظهارات به او حمله کرده و آن را فرصت طلبی و تلاش برای ورود به عرصه سیاسی خوانده بودند.

اما رسانه های همسوی مجمع روحانیون از جمله کلمه، جرس، امروز و نوروز و… که سخنان موسوی خوئینی ها علیه جریان فتنه را سانسور کرده بودند، موضع امروز او در حمایت از موسوی و کروبی را پوشش گسترده داده اند.

ناظران سیاسی دلیل موضع گیری سران مجمع روحانیون علیه فتنه را در پیش بودن انتخابات مجلس نهم و علاقه مندی اعضای این مجمع برای کسب جواز ورود به عرصه سیاسی قلمداد می کنند و معتقدند اعضای مجمع روحانیون در عین حال درصدد با حمایت از سران فتنه، خود را در معرض انتقادات محافل ضدانقلاب و حامی فتنه قرار ندهند.


در نماز جمعه پدر، کسی با کفش نماز نمی خواند
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله طالقانی ، موسوی خوئینی ها

آقای خوئینی‌ها علیه محمد منتظری حرف می زند و می‌گوید باید این کار بشود که دکتر سحابی با گریه می‌گوید این کار را نکنید، دشمن‌سازی نکنید، ما اول انقلاب هستیم و لذا قرار بود این قضیه در مجلس خاتمه پیدا کند که خوئینی‌ها پایش می‌ایستد. بعد آدم می‌فهمد که چقدر محمد منتظری به قضایا آگاهی داشته است. بنده شخصاً دید خوبی نسبت به آقای خوئینی‌ها ندارم چون اولاً سوابق مبارزاتی روشنی از او نداریم. ما فقط در قضیه سفارت امریکا او را دیدیم...

بولتن نیوز: مرحوم آیت الله طالقانی از آن دست افرادی است که متاسفانه نگرش جامعی پیرامون ابعاد فکری و عملی ایشان به درستی انجام نشده است. در دوم خرداد و تا اکنون طیف اصلاح طلبان و ملی- مذهبی ها سعی داشته و دارند تا ایشان را منتسب به دستگاه فکری خود کنند. در حالی که مرحوم طالقاتی فراتر از این خط و خطوط ها است. چنانچه رهبر انقلاب در وصف ایشان چنین می گویند:

آقای طالقانی اهل فکر نو بر محور دین و با تمرکز بیشتر بر روی قرآن و نهج‌البلاغه [بود]؛ یعنی ایشان اصلاً اینجوری بود. لکن همه‌ی ابعاد شخصیت آقای طالقانی بُعد روشنفکری دینی نیست. یک بُعد مهم بُعد مبارزه است. خیلی‌ها روشنفکر بودند اهل مبارزه نبودند؛ روشنفکر دینی هم بودند اهل مبارزه نبودند؛ همان خصلت عمومی تقریباً [همه‌ی] روشنفکران دیروز و شاید بعضاً امروز ما در آنها هم بود که من یک وقت از یک نمایشنامه‌ای نقل کردم آقای روی ایوان [را] که پائین نمی‌آید توی مردم نمی‌آید با متن قضیه کار ندارد با میدان کار ندارد، بالای ایوان می‌نشیند تماشا می کند حرف می زند! خب خیلی از روشنفکرهای دینی اینجوری بودند [اما] آقای طالقانی نه، اهل عمل بود؛ یعنی توی میدان بود، احساس درد می کرد حقیقتاً؛ این را ما که با ایشان معاشر بودیم – رفت و آمد می کردیم- می دیدیم، محسوس بود در ایشان، واضح بود که آدمی اهل درد بود و میخواست مبارزه کند؛ لذا تبعات مبارزه راهم قبول کرد [و به] زندان افتاد؛ هیچ اظهاری از آقای طالقانی بالواسطه [یا] بی‌واسطه نقل نشد؛ [البته] من هیچوقت با ایشان هم‌زندان نبودم، اما هم‌زندانهای ایشان هم نقل می کنند؛ خود ما هم دیدن ایشان می رفتیم – گاهی از مشهد که من می‌آمدم، روزهای ملاقات می رفتم زندان قصر – از پشت میله‌ای صحبت می کردند؛ دائم روحیه می دادند.

 

شاید برای آشنا شدن بیشتر با مواضع و تفکرات موحوم طالقانی، گفتگویی که ویژه نامه رمز عبور با فرزند ایشان، مهدی طالقانی انجام داده خالی از لطف نباشد:

 

 

چرا هرسال دو مراسم برای مرحوم طالقانی برگزار می شود؟ یکی در حسینیه ارشاد و یکی در مسجد هدایت؟

ما که در مسجد هدایت مراسم می‌گیریم آن را به نام اصولگرایان می‌شناسند و حسینیه ارشاد را به نام اصلاح‌طلبان می‌شناسند در صورتی که پدرم فراجناحی بود یعنی در جناح‌بندی‌های امروزی نمی‌گنجید، باید بالاتر نگاه کنیم و دیدمان را فراتر کنیم ما که مسجد هدایت را مخصوص اصولگرایان نمی‌دانیم یعنی هر کس که علاقه‌مند به آیت‌الله طالقانی است می‌تواند در این مراسم شرکت کند و این جناح‌بندی‌ها کار خودشان است نه ما.

اوایل انقلاب منافقین و ملی‌گرایان از نام ایشان به نفع خودشان استفاده می‌کردند و لقب پدر طالقانی را به ایشان داده بودند. فکر می‌کنید رویه امروز در مصادره طالقانی چگونه است؟

در انتخابات مجلس خبرگان تمام جناح‌ها کاندیدای اولشان آیت‌الله طالقانی بوده است به همین خاطر است که ایشان در تهران نماینده اول می‌شوند و فاصله‌شان با نماینده دوم بسیار زیاد است یعنی همه جناح‌ها پدرم را قبول داشتند. منتهی این وسط تعداد بسیار نادری افراد جاه‌طلب، زیاده‌خواه و حسود داشتیم که خوشبختانه الآن دستشان برای مردم رو شده است، آنها برای آیت‌الله طالقانی مشکل‌ساز می‌شدند.

پدرم به دلیل این‌که نیازهایی که آن افراد داشتند را نداشت و واقعاً رسالت را بر دوش خودش احساس می‌کرد و آن رسالت را از 1318 که برای اولین بار دستگیر می‌شوند به عهده گرفته بود به چیز دیگری فکر نمی‌کرد.

 

آیت‌الله طالقانی در آخرین نمازجمعه خودش گفت من شوراها را دائماً داد می‌زنم، امام هم تأیید کرده ولی اجرایی نمی‌کنند، چرا؟

به خاطر این‌که برخی فکر می‌کنند اگر شوراها باشند پس خودشان چکاره می‌شوند. همین افراد بعداً می‌گفتند منافقین با آیت‌الله طالقانی نزدیکی داشتند در حالی که خودشان بسیار بیشتر با منافقین ارتباط داشتند و تحت لوای مذهبی بودن همه کاری که خواستند می‌کردند در صورتی که اولین موضع علیه منافقین را آیت‌الله طالقانی گرفت و گفت که می‌خواستم آنها را به راه راست بکشانم منتها آنها عناد کردند.

استفاده از نام طالقانی و قرار گرفتن پشت نام طالقانی به چه منظور صورت می‌گیرد؟

این فاصله انداختن کوچک کردن طالقانی است. طالقانی را باید فراجناحی ببینیم، طالقانی در خانه‌اش باز بود و از ارمنی و جهود گرفته تا شیعه و سنی به خانه‌اش رفت‌وآمد داشتند، این مصادره کردن‌ها خیانت به طالقانی است.‌

 

شاید مهمترین نقش را اعظم طالقانی این وسط بازی کند، کسی که تفکر پدرش را اصلاح‌طلبانه می‌داند.

از فضل پدر من را چه حاصل؟ بنده پدرم آیت‌الله طالقانی است، بنده نظراتم مشخص است، اعظم خانم هم نظراتش مشخص است، او من را اصولگرا می‌داند ما هم به او می‌گوییم اصلاح‌طلب اما اصلاً اینها چه ربطی به آیت‌الله طالقانی دارد؟ طالقانی 10 فرزند دارد که به قول خودش هر کدامشان یک سازی می‌زنند. اعظم خانم هم ساز خودش را می‌زند و با گفت وگوها و مصاحبه‌هایش چنین نقشی را ایفا می‌کند.

 

در آخرین خطبه آیت‌الله طالقانی، ایشان گفتند: هرکس جلوی نظام قرار بگیرد حذف می‌شود؟ آیا این گفته نوعی تهدید علیه قدرت‌طلبان بود؟

بله، آیت‌الله طالقانی روایتی از امام علی(ع) نقل می‌کنند با این مضمون که هرکسی که جلوی انقلاب اسلامی بایستد هلاک می‌شود که مردم هم شعار می‌دهند و یا باز روایتی می‌خوانند که هرکس به رأی خودش اتکا کند نابود می‌شود.

آیا این نوعی پیش‌بینی نظام بود؟ چون بعید به نظر می‌رسد آیت‌الله طالقانی در این خصوص حرفی برای گفتن نداشته باشد؟

شما اگر به سخنرانی‌های آیت‌الله طالقانی توجه کرده باشید می‌بینید که ایشان بسیار به قرآن مجید استناد می‌کردند؛ یعنی آیات و روایتی را می‌خواند و بعد تفسیر می‌کرد و واقعاً تفسیرهایی که داشت آینده‌نگری بود و مسائل روز را دنبال می‌کرد.

عده‌ای بعد از انقلاب فکر کردند هرکس حتی آن فردی که مثلاً در بیمارستان دربار پرستار بوده را باید با خشم انقلابی اعدام کرد. آیت‌الله طالقانی همیشه عدالت و برخورد عادلانه را مدنظر داشت و می‌گفت این افراط‌هاست که آینده خطرناکی دارد. همان زمان 2 نفر از سران رژیم را آوردند دفتر آیت‌الله طالقانی که یکی از آنها آزمون بود. یکی از آقایانی که در دفتر حضور داشت با مشت کوبید به صورت آزمون، آقا این صحنه را دید و بشدت با آن آقا برخورد کردند و گفتند شما به چه حقی قبل از دادگاهی شدن متهم او را می‌زنید. ضمناً دادگاه مجازاتش را معلوم می‌کند نه شما، یکبار دیگر «نیک‌پی» شهردار سابق تهران را آوردند دفتر آقا، برادرم یک مشت زد در صورت او، باز آقا دید و با اصرار از نیک‌پی خواست که همین کار را با برادرم بکند و انگار نه انگار که پسرش است. به هرحال پدرم بسیار دیدش باز بود و می‌دانست که چه اتفاقاتی خواهد افتاد و خط نفاق در آینده چگونه گریبانگیر نظام خواهد شد.

اعتقاد پدرم این بود که هیچ وقت نمی‌شود با خشونت خط نفاق را از بین برد. چند سال پیش آقای حدادعادل آمد طالقان برای سخنرانی در مراسم سالگرد ارتحال پدر، در راه برگشت ایشان گفت اگر آیت‌الله طالقانی چند سال بیشتر در قید حیات بود خیلی اتفاقات در کشور نمی‌افتاد.

آیت‌الله طالقانی بسیار در‌مورد منافقین و خط نفاق پنهان دوراندیشی داشت. ایشان می‌گفت باید اینها کنترل شده فعالیت کنند و حتی به صورت تشکل عمل کنند، مانند چپ‌ها که مردم ماهیت آنها را شناختند و جذبشان نشدند.

منافقین بدنه ناآگاهی داشت که عده‌ای بچه‌های کم‌سن و سال توسط بزرگان و سرکرده‌های گروه‌ها اغفال شده بودند، همین حالا هم همین‌طور. به اعتقاد من اینها ارزش ندارند که اصلاً بخواهید بها بدهید. مادرم فوت کرده بود، در سایت‌ها نوشته بودند که سران مجاهدین در مراسم تدفین همسر آیت‌الله طالقانی شرکت کردند و با مأموران درگیر شدند و از این‌جور مزخرفات. خط نفاق خودش را رو می‌کند، مثل گروهک مجاهدین که مردم فهمیدند اینها دلسوزشان نیستند.

آیت‌الله طالقانی امیدواری‌اش این بود که با اینها صحبت شود اگر که معلوم شد معاند هستند به مردم معرفی شوند و همین کار را هم در‌خصوص گروهک منافقین و چپ‌ها در نماز جمعه کرد. مثلاً ابتدای انقلاب تحت لوای حمایت از کارگران و اقشار مختلف صداهایی بلند می‌شد که آیت‌الله طالقانی جلویشان می‌ایستاد، چون می‌دانست اینها از روی دلسوزی نیست و می‌گفت آقایی که دست خودت پینه نبسته و غلط می‌کنی از کارگر صحبت می‌کنی.

یادم هست در سنندج عده‌ای می‌خواستند پادگان را بگیرند و آشوب به راه بیندازند، پدرم رفت آنجا و شورایی از جناح‌های مختلف درست کرد که شهر را اداره کنند که همین باعث آرام شدن اوضاع شد، اینجا پیشگیری کرد، در قضیه گنبد یا جنوب همین کار را کرد.

 

اگر این خط نفاق در رده‌های مسئولیتی و یا حتی ریاست جمهوری را می‌گرفتند چه برخوردی باید می‌شد؟ یعنی آیت‌الله طالقانی اجازه می‌داد این افراد نامزد شوند؟

ما در قانون اساسی چنین مواردی را پیش‌بینی کرده‌ایم. مگر در مورد بنی‌صدر چنین کاری نکردیم؟ رؤسای جمهور قبلی ما همگی هم علیه‌السلام نبوده‌اند.

ما در قانون اساسی قوانین کنترلی داریم. بنابراین قوانین برای برخورد وجود دارد. باید زودتر جلوی مسائل را گرفت. آیت‌الله طالقانی قبل از این‌که این شرها و فتنه‌ها شعله‌ور شود سعی می‌کرد جلویشان را بگیرد و صدقیت این کار را در قضیه کردستان می‌بینیم. یا در قضیه دستگیری خود آیت‌الله طالقانی که ایشان به دلیل یکسری ناراحتی‌ها از برخوردهای خودسرانه به شمال می‌روند منافقین می‌خواهند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و بیانیه می‌دهند که در حمایت از آقای طالقانی تظاهرات می‌کنیم و از این جور حرف‌ها که پدرم می‌روند خدمت امام و جلوی این فتنه را می‌گیرند و شر را خفه می‌کنند اما اگر منطق کارساز نشد باید در رسانه‌برای مردم شفاف‌سازی کرد.

 

عده‌ای یکی از نمازجمعه های اخیر تهران را با خطبه‌های آیت‌الله طالقانی قیاس می‌کنند، به نظر شما وجه مشترک این دو خطبه برای مقایسه چیست؟

هیچ ربطی ندارند، فقط از نظر تعداد جمعیت عده‌ای حرف‌هایی زدند که باید بگویم اولاً خطبه‌های آیت‌الله طالقانی در زمانی ایراد می‌شد که ایران 25 میلیون جمعیت داشت و در تهران 4 میلیون نفر زندگی می‌کردند که 2 میلیون نفر آنها در نماز جمعه شرکت می‌کردند نه از این جمعیت 15 میلیونی تهرانی که با کلی تبلیغات چند نفر با کفش می‌آیند نماز می‌خوانند. زمان آیت‌الله طالقانی چه کسی با کفش نماز می‌خواند که مقایسه می‌کنند حتی آقا شعار وسط خطبه‌ها را هم نادرست می‌دانستند و اشکال شرعی وارد می‌کردند یعنی کاملاً مسائل شرعی نماز جمعه رعایت می‌شد. آنهایی هم که آمدند نماز جمعه آقای هاشمی برای نماز نیامده بودند برای حرف‌های خودشان آمده بودند.

درباره درگذشت زود هنگام آیت ا... طالقانی در حالی که شش ماه از انقلاب گذشت، چه نظری دارید؟

من معتقدم اگر آیت‌الله طالقانی بود راه به جاه طلب‌‌ها نمی‌داد که به جاه طلبی‌‌هایشان برسند همان طور که این کار را هم کرد منتها شانسی که آنها آوردند این بود که پدرم زود فوت کرد و پیشگیری شد که البته گفتند طالقانی را کشتند و آن را انداختند گردن برخی بزرگان مثل شهید بهشتی که اگر هم کشته باشند کار شهید بهشتی نبوده بلکه کار افرادی بوده که طالقانی را سد راهشان می‌دیدند ولو الان جایش نیست که بگویم. به هر حال همین جاه‌طلبی‌ها کار دستشان داد، من موقعی از پدرم سؤال کردم که آقا اگر بنده فکر کنم که می‌توانم کاری را خوب انجام بدهم و خودم را به مسئولان معرفی کنم و مثلاً بگویم در بخش صنایع توانایی‌ام بیشتر است این رسالت برگردن من هست. حالا اگر گفتند نه و ما یک نفر را پیدا کرده‌ایم که بهتر از شماست تکلیف من چیست؟

گفتند: رسالت از گردن تو برداشته شده است و مسئولیت نداری و مسئولیت پذیرفتن در مملکت اسلامی جز گرفتاری چیز دیگری ندارد. از خدا بخواه که مردم این مسئولیت را به تو ندهند و یا بردارند.

این جاه‌طلبی‌ها به قیمت کشته شدن جوان‌ها تمام شد، شیفتگی و تشنگی قدرت کار دست افراد داد. اما به نظر باید از طریق شیوه‌های امام خمینی (ره) جلوی این توطئه را می‌گرفتیم. مثلاً بسیاری از روحانیون ما حمله به سفارت امریکا را تأیید می‌کنند. آقای مهدوی کنی گفتند که مخالف بودند و همین داستان گروگانگیری و رفتن به سفارتخانه با تدبیر امام به نفع ما تمام شد وگرنه که با رهبری موسوی خوئینی‌ها دانشجویان چند بار حمله می‌کنند به سفارتخانه امریکا، اما امام همیشه کارهایی می‌کرد و تصمیماتی می‌گرفت که همه را شگفت‌زده می‌کرد و مثلاً اگر گروهی کاری می‌کرد که می‌خواستند از آن سوء استفاده کنند امام می رفت بالاتر حرکت می‌کرد و آن را خنثی می‌کرد.

مثلاً در خصوص حمله به سفارت آمریکا هم همین گونه بود و گفتند این انقلاب دوم بود و گفتند مجلس در خصوص گروگان‌ها نظر بدهد. در مجلس مرحوم محمد منتظری مباحثی را مطرح کرد. آقای خوئینی‌ها علیه محمد منتظری حرف می زند و می‌گوید باید این کار بشود که دکتر سحابی با گریه می‌گوید این کار را نکنید، دشمن‌سازی نکنید، ما اول انقلاب هستیم و لذا قرار بود این قضیه در مجلس خاتمه پیدا کند که خوئینی‌ها پایش می‌ایستد. بعد آدم می‌فهمد که چقدر محمد منتظری به قضایا آگاهی داشته است. بنده شخصاً دید خوبی نسبت به آقای خوئینی‌ها ندارم چون اولاً سوابق مبارزاتی روشنی از او نداریم. ما فقط در قضیه سفارت امریکا او را دیدیم.

بنابراین باید به گونه‌ای عمل می‌شد که قضایای اخیر به نفع کشور تمام شود. این را هم بگویم تا زمانی که پدرم زنده بود این افراد سعی کردند بروند سفارت امریکا ولی نتوانستند ولی بعد از فوت آقا رفتند. خیلی اتفاقات افتاد و آنها تلاش کرده بودند. امام هم جلوی سوء استفاده‌ها را می‌گرفت.


چرا موسوی خویینی‌ها استراتژی «برائت» را دنبال می‌کند؟
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، انتخابات ، مجمع روحانیون مبارز

خویینی‌ها می‌کوشد در آستانه انتخابات مجلس فضای تحرکی برای خود فراهم کنند و موقعیت رسمی سیاسی خود را اعاده کنند. برای نیل به این موضوع استراتژی «برائت» در دستور کار قرار گرفته است.

دبیرکل مجمع روحانیون مبارز اخیرا در پاسخ به سوالی در رابطه با دفاع از نظام جمهوری اسلامی و برخی هتاکی‌های فتنه گران به مقام معظم رهبری گفته است : « رهبری و دیگر مقامات جمهوری اسلامی تفاوتی با دیگر افراد یا گروه‌ها دارند و آن جایگاه آنان است و اهانت به آن مقامات در واقع اهانت به مردم ایران نیز هست.» وی در ادامه البته تبصره هایی را هم به این سخنان خود الصاق کرده است تا جدل در اردوی فتنه بیش از این بالا نگیرد!

به گزارش «فردا»، خویینی ها در واقع لیدر جریانی است که حیات و ممات خود را برعکس آنچه که ادعا می کنند نه در عرصه مدنی بلکه در ساختار رسمی سیاسی جستجو می کنند . اینچنین است که پس از قریب به 2 سال دفعتا در آستانه انتخابات مجلس به یاد می آورند که شعارهای پیاده نظام خیابانی شان «اهانت» بوده و توهین به «مردم ایران» محسوب می شده است. این امر اکنون کاملا آشکار است که جریان آقای خویینی ها می کوشد در آستانه انتخابات مجلس فضای تحرکی برای خود فراهم کنند و موقعیت رسمی سیاسی خود را اعاده کنند. برای نیل به این موضوع استراتژی «برائت» در دستور کار قرار گرفته است. استراتژی ای که بی شک زمان اجرای آن سپری شده است و نه تنها در دایره دوستداران انقلاب خریداری ندارد بلکه اساسا «جدی» گرفته نمی شود. در این میان این امر با ملاحظه سود و زیان صورت گرفته و استراتژیستی مانند خویینی ها قطعا به این نتیجه رسیده است که توان تحرک تشکیلاتی فتنه در خیابان ها «صفر» است و باید راه مصالحه و لحن ملایم را در پیش گرفت. لحنی که صداقت در آن دیده نمی شود و بلاشک مسیر بازگشت به قدرت را هموار نمی کند.

سوال کلیدی که ایشان باید به آن پاسخ دهد این است که چرا پس از 2 سال و در آستانه انتخابات مجلس چنین سخنانی را مطرح می کند؟ همگان منتظر پاسخ به این سوال اند...


روایت آیت‌الله مهدوی‎کنی از تفسیرهای مارکسیستی و تفنگی
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، آیت الله مهدوی کنی ، موسوی خوئینی ها ، شهید مطهری
تفسیرهایش مطلوب‌منافقین‌بود/شهیدمطهری می‌گفت بشدت خطرناک است

گروه تاریخ انقلاب- یکی از مسائلی که پس از فتنه 88 رمزگشایی شد، نقش معنوی محمد موسوی خویینی ها در گروهک فرقان بود.

به گزارش رجانیوز، سال گذشته ویژه نامه فرقان نشریه یادآور و ویژه نامه های رمز عبور روزنامه ایران در گزارش های مفصلی با استناد به اظهارات شخصیت های برجسته به تفسیرهای مارکسیستی موسوی خویینی ها در مسجد جوزستان در شمال شهر تهران پرداختند.

یک سال پس از این افشاگری موسوی خویینی‌ها در سایت شخصی‌اش به تکذیب اظهارات حجت الاسلام و المسلمین جعفر شجونی و دکتر علی مطهری پرداخت.

خویینی ها تنها اظهارات شجونی را تکذیب کرد اما درباره اظهارات علی مطهری که گفته بود: «زمانی که رهبر انقلاب رئیس جمهور بودند با ایشان ملاقاتی داشتم فرد دیگری در آن جلسه حضور نداشت ایشان در این مورد نقل می کردند که یک بار آقای مطهری از من مطلبی را خواستند. ایشان گفتند: برو به این محمد خوئینی ها بگو این تفاسیری که داری از قرآن می کنی همه خلاف و تفسیری های مارکسیستی است. به او پیغام بده که حتما پیش من بیاید. من به او پیغام را دادم. بعد از چند ماه آقای مطهری از من پرسید پس چرا ایشان نیامد! همین نشان می دهد که این مسئله ذهن شهید مطهری را سخت مشغول کرده بود!» نیز به بیان خاطرات چهار دیدارش با حضرت آیت الله خامنه ای پیش از انقلاب پرداخت و نوشت که آیت الله خامنه ای به او گفته است که گودرزی را می شناسی یا نه؟

خویینی ها همچنین از پیامش به رهبر انقلاب اسلامی به واسطه حجت الاسلام مروی درباره همین اظهارات خبر داده و مدعی شده که حضرت آیت الله خامنه ای پس از گذشت بیش از 10 سال از هنوز پاسخی به این پیام نداده اند.

اما فارغ از تلاش موسوی خویینی ها برای تبرئه خود از اتهام تفسیرهای مارکسیستی، آن‌قدر شواهد متعدد و متواتری وجود دارد که وی به این سادگی‌ها و فقط با یک تکذیب نمی‌تواند خود را از این اتهام خلاص کند. به‌عنوان یک نمونه دیگر در این زمینه، آیت الله مهدوی‌کنی در کتاب خاطراتش بدون نام بردن از موسوی خوئینی‌ها اما به نحوی که همه مصداق مورد نظر او را متوجه می‌شوند، نظرات استاد شهید مطهری درباره تفسیر های خویینی‌ها را بازخوانی کرده و این تفاسیر را مطلوب منافقین، مارکسیستی، ماتریالیستی و تفنگی خوانده است.

آیت الله مهدوی کنی در بخش "انشعاب در جامعه روحانیت مبارز" پس از یادآوری خاطره‌ی اختلاف نظرش با آقای اکبر هاشمی رفسنجانی درباره برخورد با بازجوهای ساواک، ریشه های انشعاب در جامعه روحانیت را مربوط به انحراف‌های عقیدتی برخی از اعضا عنوان می کند.

متن این بخش از خاطرات آیت الله مهدوی کنی به شرح زیر است:

«همین جریانات ‌بعد از انقلاب هم بروز پیدا کرد، ‌بعضی ها در بیانات‌شان -نمی خواهم از بعضی اعضای وقت جامعه روحانیت اسم بیاورم،‌ اگر لازم به معرفی باشد، می گویم- حرف هایی می زدند که برای منافقین مطلوب بود، حتی آیات قرآن را طوری تفسیر می کردند که خلاف واقع بود.

آقای مطهری از اینها خیلی ناراحت بود و می گفت این سبک تفسیر، ‌تفسیر کمونیستی است. تفسیر ماتریالیستی است،‌ تفسیر تفنگی است. تفنگی نه به معنای تندی بلکه اصلا مطالب را طوری دیگر تفسیر می کردند؛

‌به عنوان مثال در قرآن آمده است: والارض وضعها للانام. قرآن می گوید زمین را برای مردم قرار دادیم. این را به دو طریق می شود تفسیر کرد؛‌ یک وقت می گوییم این آیه در مقام بیان یک واقعیت تکوینی است،‌ مثل این آیه قرآن که می فرماید: "وجعلنا الارض مهادا"؛‌ ما زمین را گهواره قرار دادیم. در اینجا خداوند جریان یک امر تکوینی را بیان می کند؛ یعنی می خواهد بگوید زمین را طوری خلق کردیم که مردم بتوانند از آن استفاده کنند. این آیه در مقام بیان حکم تشریعی نیست،‌ ولی بعضی از همین آقایان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب این آیه را چنین تفسیر می کردند که مالکیت زمین، ‌اشتراکی است "والارض وضعها للانام" یعنی زمین مال همه است، بنابراین، زمین اصلا مالکیت خصوصی ندارد. اینها برگرفته از افکاری بود که کمونیست ها داشتند، مارکس هم این حرف را می زد.

چنین تفسیرهایی به صورت جزوه پخش می شد. جوان ها از این حرف ها خیلی خوش‌شان می آمد، چون در آن زمان جو چپ‌گرایی و کمونیست مآبی در مملکت غلبه داشت، لذا بعضی از آقایان معممین هم حرف ها را می زدند. ممکن است سوء نیتی هم نداشتند ولی برداشت‌شان اینطور بود. جوان ها هم واقعا دور آنها جمع می شدند و جمعیت خیلی زیادی را تشکیل می دادند، در جلسات آنها بیشتر از جلسات من شرکت می کردند.

آقای مطهری -به خصوص- قبل از انقلاب، اینگونه تفسیرها را خطرناک می دانستند و می فرمودند پخش این گونه تفاسیر، خیلی خطرناک است و شدیداً این سبک تفکر را محکوم می کردند.

من قبل از انقلاب، پنج شب آقای مطهری را به مسجدمان -مسجد جلیلی- دعوت کردم. در آن جلسات؛ دانشجویان و جوان ها حضور فعال داشتند. در آنجا جناب آقای مطهری بحثی را تحت عنوان علل گریز ایمان مطرح کردند که بعدا در کتابی به نام "علل گرایش به مادی‌گری" چاپ شد. ایشان علل مادی‌گری و گریز از ایمان را به صورت علمی بیان می کردند و بحث ها  و نقدهای علمی را بر مسایل الحادی و ماتریالیستی و کمونیستی مطرح می کردند.

شبی از آن شب‌ها، اقای لاهوتی در آن جلسه حضور داشت، خیلی از این بحث ها ناراحت بود. می گفت آقای مطهری چه می گوید؟ چرا از این حرف‎ها می زند؟ الان موقع این حرف‌ها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن هم شاه است. ما باید برویم و از روی هدف مشترک با آن بجنگیم. بنده به ایشان گفتم وقتی که آقای مطهری آمد، به خودش بگو، چرا پای منبر نق می‌زنی، صبر کن پایین بیاید، با خودش صحبت کن.

آقای مطهری از منبر پایین آمد. آقای لاهوتی گفتند آقای مطهری! من به شما اعتراض دارم. بحث‌هایی که شما می‌کنید، لغو است. الآن موقع این بحث‌ها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن شاه است، همه‌ی ما باید در مقابل او قرار بگیریم؛ کمونیست، غیرکمونیست، خداپرست، غیرخداپرست، مسلمان و غیرمسلمان! همه باید با هم آن هدف را بزنیم تا از بین برود، بعد می‌نشینیم بحث می‌کنیم.

آقای مطهری گفتند شما اشتباه می‌کنید، اتفاقاً باید حالا صف‌هایمان را جدا کنیم. ما با کمونیست‌ها هدف مشترک نداریم. دشمنی کمونیست‌ها با شاه روی یک جهت است و دشمنی ما با شاه روی جهت دیگر است. اصلاً جهت، جهت واحد نیست. اگر الآن جهت‌گیری‌های ما مشخص نشود، فردا که انقلاب انشالله پیروز شود، اینها می‌آیند و می‌گویند "حاجی انا شریک"

ملت ایران با اکثریتی قاطع با شاه مبارزه می‌کنند و همه مسلمان هستند. علما و روحانیت هم یک عده قلیلی از آن‌ها هستند، آن وقت شما همه را به یک صف می‌رانی و می‌گویی همه در یک صف قرار بگیرند؟ نه، این درست نیست. این اشتباهی است که شما مرتکب می‌شوید. آن وقت ما دیگر نمی‌توانیم صف‌هایمان را جدا بکنیم. از الان باید صف‌هایمان جدا بشود. در عین حال که دشمن مشترک داریم، ولی مسائل اعتقادی و اصولی و جهان‌بینی باید مطرح بشود. والا از مقصد دور خواهیم شد.

مقصود اینکه در آن زمان -خدا بیامرزد- آقای لاهوتی را که سبک تفکرش این‌طور بود. او هم در جامعه‌ی روحانیت بود، آقای مطهری هم در جامعه‌ی روحانیت بود. بنابراین، هدف و راه مشترک به معنای پیروی از امام وجود داشت، اما کیفیت برخوردها، نحوه و حتی مبانی برخوردها با هم متفاوت بود، منتها در آن زمان جای دعوا نبود؛ چون ما در مقابل یک دشمن قوی قرار گرفته بودیم، اینجا دیگر جای دعوای شخصی نبود، زیرا غیرعقلانی بود که بین خودی‌ها اختلاف ایجاد کنیم.

پس از انقلاب این چیزها کم کم بروز پیدا کرد و مواضع مشخص شد. در واقع ابتدا هم در شورای انقلاب همین طرز تفکر وجود داشت تا اینکه به دولت جناب آقای موسوی رسید.

در این زمان گروهی از نمایندگان مجلس موضع‌گیری‌هایی داشتند، اگرچه اینها از هواداران جامعه‌ی روحانیت تلقی می‌شدند اما با ما اختلاف‌هایی داشتند. این اختلاف‌ها چه در اقتصاد و چه در سیاست خارجی و حتی در بسیاری از سیاست‌های داخلی، کم کم بروز پیدا کرد و سبب جدایی شد. (خاطرات آیت الله مهدوی کنی صفحه 318 تا 321)»


رجانیوز آماده گفت‌وگوی مستقیم با موسوی خوئینی‌ها است
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، سایت رجانیوز ، جریان فتنه
بخشی از اظهارات ضد انقلابی نفر پشت پرده جریان فتنه
محمد موسوی خویینی‌ها دبیرکل مجمع غیرقانونی روحانیون که به‌تازگی با راه‌اندازی سایت شخصی‌اش می کوشد تا چهره امنیتی و پر ابهامش را تصحیح کند، چند روز پیش در یادداشتی به بیان نظریاتش درباره برخی شعارهای جریان فتنه پرداخت.

به گزارش رجانیوز، موسی خویینی‌ها در این یادداشت به‌عنوان سخنگوی 14 میلیون نفری که به موسوی و کروبی رای داده بودند، نوشت: مخالف شعار جمهوری ایرانی در برابر جمهوری اسلامی هستیم و نیز مخالف شعار علیه رهبری هستیم ولی چرا این شعارها و یا آتش زدن عکس امام و امثال این امور را به پای جریان اصیل اصلاح طلب می گذارند و چرا امکان هرگونه تکذیب و دفاع را از اصلاح طلبان سلب می کنند؟

این اظهارات موسوی خویینی ها در حالی بیان می شود که بارها رهر انقلاب اسلامی در دوران فتنه از خواص خواستند که با شفافیت مواضع‌شان را در برابر توطئه های دشمن که در قالب "شعارهای "جمهوری ایرانی"، "مرگ بر اصل ولایت فقیه"، "نه غزه نه لبنان" و "افتضاح روز عاشورا" علنی شد، بیان کنند.

رسانه های انقلابی نیز در آن دوره می کوشیدند تا هر نوع موضع گیری علیه این اقدامات فتنه گرانه را پوشش دهند به گونه ای که صداوسیما تریبون مناظره در برنامه دیروز امروز فردا را به اکثر قریب به اتفاق اصلاح طلبان پیشنهاد داد اما سران فتنه که تصور می کردند تا چند ماه آینده کار تمام است، هیچ گاه از این فرصت استفاده نکردند.

به هر روی رجانیوز با استقبال از این اظهار برائت دیرهنگام و بی فایده موسوی خویینی‌ها، در واکنش به ادعای اخیر او مبنی بر اینکه "فرصت دفاع و تکذیب از اصلاح‌طلبان سلب شده" برای گفت‌وگوی مستقیم با این چهره پشت پرده و امنیتی در راستای تکذیب اقدامات فتنه گران اعلام آمادگی می کند تا وی چنانچه در این زمینه حرفی برای گفتن دارد، به‌طور شفاف بیان کند و به ابهام‌های زیاد در مورد خود نیز پاسخ دهد.

این در حالی است که سیر حوادث چند سال گذشته نشان داده که طراحی و برنامه ریزی برای برخی از این شعارها و اقدامات ضد ملی و ضدانقلابی جایی در شمال تهران و در محافل چند نفره با حضور موسوی خویینی‌ها صورت می‌گرفته است.

همچنین به‌منظور شفاف سازی بخشی از نقل قول های مربوط به موسوی خویینی ها که سایت های جریان فتنه آنها را منتشر کرده اند، بازنشر داده می شود.

26/8/87: تجربه نشان داده است که مردم می خواهند به کسی رأی بدهند که نمادی از تقابل با حکومت در او وجود داشته باشد. من شنیدم که حسن آقا به آقای خاتمی گفته است که شما نزد رهبری برو و بگو من وارد صحنه انتخابات شده ام و دیگر از او صلاح و مصلحت نکن و فقط به او اعلام کن که آمده ای اگر چنانچه ایشان قاطع گفتند نیا، نیا و به مردم اعلام کن اما اگر با دلیل و برهان خواست بگوید که نیا، بیا و محکم بایست.

27/8/87: الان ریاست جمهوری دو تا چهار سال است، می شود رهبری را دو تا 5 سال کرد و بعد از آن هم کنار برود.

3/9/87: انتخاب خاتمی در سال 76 یک سیلی به گوش حاکمیت بود اما ما نتوانستیم آن جریان را حفظ کنیم که همین مطلب هم باعث شد که حاکمیت دوباره خودش را بازسازی کند. انتخاب مجدد خاتمی نماد مخالفت با حاکمیت است. ببینید ما همه چیز را به عهده خود آقای خاتمی گذاشته ایم، من اصلا به آقای خاتمی پیشنهاد نمی کنم که حتما شما بیایید، دلم می خواهد که ایشان به این جمع بندی برسند اما توصیه ام این است که زمانی به جمع بندی برسیم که تقریبا اطمینان نسبی برایمان ایجاد شود که اگر ایشان بیاید یا پیروز می شویم یا شکست محترمانه می خوریم نه شکست مفتضحانه. ما باید به عنوان شورای مرکزی مجمع روحانیون به آقای خاتمی پیشنهاد بدهیم که چه حرف‌هایی را بزند و بعد هم حرف‌هایی را مطرح کنیم که امکان اجرا کردن آنها وجود داشته باشد.

26/3/88: می بایست از قضیه ابطال انتخابات فراتر برویم و این یک راه جدیدی است و این جمعیت به عنوان بازیکنان این جریان هستند. باید هزینه ها‌ آنقدر بالا برود که حتما انتخابات ابطال شود چون معنی ابطال فراتر از بحث ریاست جمهوری است یعنی حاکمیت را مجبور به عقب نشینی کردیم. از مردم می توان خواست به اشکال مختلف به مخالفت های مدنی بپردازند در قدم اول باید انتخابات ابطال و سپس شورای نگهبان عوض شود.

آیا با این اوضاع می توان مردم را به مدت یک الی سه ماه در خیابان ها و در جلوی چشم همه مردم دنیا نگاه داشت. می بایست از قضیه ابطال انتخابات فراتر برویم و این یک راه جدیدی است و این جمعیت الان به عنوان بازیکنان این جریان هستند. آیا این حضور مردمی می‌تواند به اعتصاب و تحصن بیانجامد؟ برای رهبری ابطال انتخابات به معنای این است که باید یک عقب نشینی را شروع کند که معلوم نیست ته آن به کجا کشیده می شود. کاری نکنید که این قضیه ظرف یک هفته بسته شود. اگر مهندس بتواند این حرکت را به روشی آرام اما مستمر تر تبدیل کند، خیلی مفید است.

11/4/88: شورای نگهبان از حدود وظایف خود خارج شده... مشکل این است که این آقایان که در این مسندها و نهادها نشسته اند، از مسیر منحرف شده اند، امیدوارم که بر گردند؛ اگر بر نگشتند، باید کنار بروند.

12/5/88: سال گذشته ما در کنگره سازمان مشارکت دعوت بودیم که مطالبی در خصوص موقتی بودن رهبری از آقای حجاریان مطرح شد اما من به آقای نبوی به این جهت که من و خاتمی آنجا نشسته بودیم اعتراض کردم که چرا چنین مطلبی در حضور ما خوانده شده است و این مطلب برای آینده تحزب و گروه‌های سیاسی مفید نیست. حال درست است که ما هم در این موضوع -موقتی بودن رهبری- با شما هم عقیده هستیم.

رجانیوز علاوه بر این اظهارات که گویای عمق فتنه و طراحی‌های بازیگران پیدا و پنهان آن است، چهار فیلم از اقدامات و شعارهای تکذیب نشده جریان فتنهرا منتشر می کند و منتظر پاسخ موسوی خویینی‌ها باقی می ماند.


دنده عقب خوئینی ها
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز ، جریان فتنه
خبرنامه دانشجویان ایران:محمد موسوی خوئینی ها که چند روز پیش گفته بود «هدف اصلاح طلبان فقط جمهوری اسلامی است»، برای بازداشتن محافل ضدانقلاب از ادامه انتقادات به خود رویکردش را تغییر داد.
به گزارش کیهان، این عضو مجمع روحانیون مبارز در پاسخ یکی از مخاطبان وبلاگش با ابراز امیدواری برای آزادی سران و فعالان جریان فتنه، اعتراض را حق آنان دانسته و با تعبیر پروژه براندازی سال 88 به یک «سوءتفاهم» گفته است: امیدوارم سوءتفاهم ها از میان برداشته شود و نه تنها این دو عزیز گرامی بلکه تمام زندانیان سیاسی در رابطه با انتخابات 88 آزاد شوند، علّت اینکه می گویم سوءتفاهم این است که همه آنها در یک انتخابات قانونی شرکت کرده اند و به نتایج اعلام شده اعتراض داشته و دارند و اعتراض هم حقّ آنان بوده است، ولی آنان ناروا متّهم به براندازی و... شده اند، در حالیکه یقیناً آنان مبرّا از چنین اتّهامی هستند.
موسوی خوئینی ها که چند روز پیش شعار «جمهوری ایرانی» را تخطئه و رویکرد جریان فتنه را زیر سوال برده بود، روشن نیست چرا اکنون از جریان فتنه و حامیان شعار «جمهوری ایرانی» دفاع کرده و تلاش آنان را برای براندازی در ایران که با حمایت آشکار غرب و رژیم صهیونیستی و کل جبهه ضدانقلاب همراه بود، تنها یک «سوءتفاهم» و «اتهامی ناروا» توصیف کرده است.
البته این عضو مجمع روحانیون مبارز و حزب متبوعش از حامیان و تقویت کنندگان فتنه و حتی متهم اصلی آشوب شب 30 خرداد 88 هستند.
موسوی خوئینی ها پیش از موضع گیری امروزش با محکوم کردن بخشی از مواضع فتنه گران مدعی پایبندی اصلاح طلبان به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه شده بود.
برخی محافل ضد انقلاب به خاطر این اظهارات به او حمله کرده و آن را فرصت طلبی و تلاش برای ورود به عرصه سیاسی خوانده بودند. اما رسانه های همسوی مجمع روحانیون از جمله کلمه، جرس، امروز و نوروز و... که سخنان موسوی خوئینی ها علیه جریان فتنه را سانسور کرده بودند، موضع دیروز او در حمایت از موسوی و کروبی را پوشش گسترده داده اند.

موسوی خویینی‌ها ارتباطش با گروه فرقان را تکذیب کرد
ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، گروه فرقان ، موسوی خوئینی ها ، شهید مطهری
گودرزی و فرقانی‌ها پای تفسیر خوئینی‌ها/ شهید مطهری می‌گفت این تفسیرها خلاف قرآن و مارکسیستی است

پس از گذشت بیش از یک سال از انتشار شماره ویژه گروهک فرقان نشریه "یادآور" و ویژه نامه "رمز عبور1" که در آن به افشای روابط فکری و تشکیلاتی گروهک فرقان با محمد موسوی خوینی ها پرداخته شد، دبیرکل مجمع روحانیون مبارز در پاسخ به سوالی در سایت شخصی‌اش، این افشاگری ها را انکار کرد.

به گزارش رجانیوز، موسوی خویینی ها این افشاگری را مربوط به حجت الاسلام جعفر شجونی دانست و اظهار داشت: «من هیچ‌گونه ارتباطی با گروه فرقان نداشته‌ام و حتی یک بار هم رهبر این گروه را ندیده‌ام. فردی معمم ادعا کرده است که من این گروه را در جلسات تفسیر قرآن به گونه‌ای آموزش داده‌ام و نسبت به مرحوم شهید مطهری مطالبی گفته‌ام که این گروه به ترور آن عالم بزرگوار کشیده شده‌اند، تمام این نسبت‌ها و ادعاها، کذب محض است.»

وی افزود: «آن فرد معمم به من نسبت کمونیستی داده است و برای انجام این گناه بزرگ نسبت ناروایی هم به مرحوم شهید مطهری داده است. همه این نسبت‌ها کذب محض است و خدا می‌داند که این فرد چه مشکل یا مشکلاتی دارد که برای خلاصی از آنها دست به نشر این اکاذیب می‌زند که سبب تشویش اذهان عمومی می‌گردد. من فعلاً اعلام می‌کنم که مطالب نسبت داده شده به اینجانب از طرف این شخص کذب محض است و قطعاً از گناه این دروغ‌هایی که درباره من گفته است، نخواهم گذشت تا در روز قیامت در محضر پروردگار او را به محاکمه بکشم.»

این در حالی است که در ویژه‌نامه گروهک فرقان نشریه یادآور اکثر قریب به اتفاق مصاحبه شوندگان بر ارتباط فکری و تشکیلاتی گروهک فرقان با موسوی خویینی ها تأکید کرده‌اند که برخی از آنها در ادامه می آید:

حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و قاضی اصلی دادگاه اعضای گروهک فرقان

من بعدها در دادگاه فرقان، از یکی از اینها (اعضای گروهک فرقان) سؤال کردم که شما از کجا به اینجا رسیدید؟، او گفت: «ما اول تفسیر پرتوی از قرآن را خواندیم. بعد دیدیم یک کسی روشنفکرتر از او تفسیر می گوید و رفتیم به مسجد جوستان (محل سخنرانی های موسوی خویینی ها) در خیابان نیاوران قدیم!" بعد دیدیم یکی انقلابی تر از همه اینها آمده و روشنفکرتر از همه اینهاست و او اکبر گودرزی است!»

مسیر را ملاحظه می کنید. مجاهدین خلق هم بیشتر بچه ها را از همین طریق گول می‌زدند. هم در زندان و هم در بیرون از زندان. آنها هم تفسیرهای تفنگی می کردند "یادم هست یک روز منزل آقای امامی کاشانی جزوه ای از مجاهدین را دیدم که موضوع آن، تفسیر سوره حمد بود. در یکی از صفحات آن، در مورد نماز گفته بودند حمد را در اریتره می خوانیم- آن روز ها آنجا یکی از مراکز انقلاب بود- سوره را در فلیپین می خوانیم، سجده را در فلسطین به جا می آوریم، تشهد را در فلان کشور، سلام را در ایران و قیس علیهذا! در آن مقطع، نمازی که از آن همه کشورها در می‌آمد، آن هم به این شکل، برای یک جوان خیلی جاذبه داشت. خلاصه از هر 10،8،7 تا تفنگ و نارنجک و این چیزها در می‌آورند، این شیوه سبب شد که اینها تحریک بشوند و در نهایت، به چنین نقطه ای برسند.

حاج ماشاءالله رحیمی، از مدیران مسجد قبا

گودرزی همیشه اعلام می کرد که با آقای خوئینی ها حشر و نشر دارد و در مسجد قبا هم کلاس داشته است. عده ای از جوان هایی هم که به او پیوستند، بچه های مسجد متقین (زیر پل صدر) و از طایفه‌ی کشانی ها بودند. این مسجد در نزدیکی منزل شهید مفتح بود جوانانی که دور گودرزی جمع شدند پس از مدتی به این نتیجه رسیدند که باید با مسئولین نظام مقابله کنند.

قبل از انقلاب آن زمان که گودرزی به مسجد قبا رفت و آمد داشت و هر گروهی که مبارزه می‌کرد شهید بزرگوار حاج محمد تقی حاج طرخانی (ره) به آنها کمک مالی می کرد. مسئول کتابخانه ما به نام آقای مدرسی که در زمان دولت موقت گمانم استاندار [فرماندار] برازجان و آن نواحی بود از عوامل گودرزی بود.

آقای خوئینی ها هم در مسجد جوستان تفاسیری داشت که مورد تأیید خیلی ها نبود از جمله شهید مطهری نسبت به تفاسیر ایشان انتقادات جدی داشتند. بعد از انقلاب مجاهدین اسلحه به دست گرفتند و به اشتباه اسم اینها را منافق گذاشتند. در حالی که آنها علناً رو در روی نظام ایستادند و در واقع محارب بودند و نفاقی نداشتند اما منافقین واقعی توانستند در این 30 سال در انقلاب نفوذ کنند و لطمه های جبران ناپذیری هم بزنند.

آنها به شکلی ظریف اسم منافق را روی افراد محارب گذاشتند و چهره ی خودشان را پنهان کردندیادم هست چند سال بعد از پیروزی انقلاب چند خانم به مسجد قبا مراجعه کردند و گفتند ریخته اند و بچه های ما را به خاطر داشتن جزوه های آقای خوئینی ها بازداشت کرده و به زندان برده اند. اگر این حرفها و جزوه ها جرم است چرا خود ایشان دادستان انقلاب است؟ اگر هم جرم نیست چرا بچه های ما را به این جرم گرفته اند؟!

علی مطهری فرزند شهیدمطهری و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی

فرقانی ها متاثر از افکار مارکسیستی بودند و با تیپی که مخالف کتاب "مسئله حجاب" بودند، فرق داشتند. اینها داعیه روشنفکری داشتند و به جریان التقاط متعلق بودند. البته متحجر هم بودند ولی نوعی متحجر روشنفکر و متاثر از مارکسیسم، و می خواستند اسلام را برمارکسیسم تطبیق بدهند و احکام اسلامی را بر اساس مارکسیسم توجیه کنند.

من معتقدم اینها بیشتر متاثر از افرادی چون موسوی خوئینی ها و دکتر پیمان بودند و همین طور از نهضت آزادی خارج از کشور و دکتر یزدی و قطب زاده، و جزواتی که از طرف آنها می آمد. در جزوه ای که آنها برای سالگرد دکتر شریعتی منتشر کرده بودند و احتمالا متعلق به دکتر یزدی و گروهش بود، به شهید مطهری حمله و ایشان را در کشتن دکتر شریعتی، همکار رژیم شاه معرفی کرده بودند!

آنها "عدل الهی" و "خدمات متقابل ایران و اسلام" را مسخره کرده و گفته بودند که افرادی که به دنبال تحکم پایه های رژیم شاهنشاهی هستند، این مطلب را می نویسند.

گودرزی و دوستانش بیشتر متاثر از این حرف ها بودند.  خود گودرزی هم عقده های روانی داشت و از حوزه های علمیه قم و تهران اخراج شده بود. همه اینها دست به دست هم داده بود. علاوه بر این، آنها به شدت هم تحت تاثیر آثار دکتر شریعتی و تفکر سازمان مجاهدین بودند.

زمانی که رهبر انقلاب رئیس جمهور بودند با ایشان ملاقاتی داشتم فرد دیگری در آن جلسه حضور نداشت ایشان در این مورد نقل می کردند که یک بار آقای مطهری از من مطلبی را خواستند. ایشان گفتند: "برو به این محمد خوئینی ها بگو این تفاسیری که داری از قرآن می کنی همه خلاف و تفسیری های مارکسیستی است.

به او پیغام بده که حتما پیش من بیاید. من به او پیغام را دادم. بعد از چند ماه آقای مطهری از من پرسید پس چرا ایشان نیامد!" همین نشان می دهد که این مسئله ذهن شهید مطهری را سخت مشغول کرده بود. البته در این اواخرسالهای 56 و57 جلسه ای در قم با حضور شهید مطهری تشکیل شده بود که درباره مسائل نهضت صحبت کنند. آن روز آقای خوئینی ها هم بود و به نظر می آمد که رابطه اش با شهید مطهری بد نبود. نمی دانم متنبه شده بود یا مساله دیگری بود.

هاشم صباغیان از اعضای نهضت آزادی و وزیر کشور دولت موقت

 واقعیت این است که ما در آن موقع هنوز به جوهره‌ی تفکر آنها پی نبرده بودیم و فقط در واکنش به شعارهای تندی که می‌دادند، می‌گفتیم دارند نظم مسجد را به هم می زنند! خود من بعدها ماهیت فرقانی ها را فهمیدم و متوجه شدم که از محصولات جلسه تفسیری آقای موسوی خوئینی ها هستند.

ریشه فعالیت های فرقان به تفسیرهایی برمی گشت که آقای خوئینی ها در مسجد جوستان می کرد و همینطور برداشت‌های آقای دکتر پیمان که برداشت‌هایی مارکسیستی و چپ گرایانه بودند و موجب چنین افراط هایی می شدند... مطهری به شدت در مقابل این فکر ایستادگی می کرد و مخالف جدی این نوع برداشت ها بود.

واقعیت این است که ما در آن موقع هنوز به جوهره‌ی تفکر آنها پی نبرده بودیم. من بعدها ماهیت آنها را فهمیدم و متوجه شدم که از محصولات جلسه‌ی تفسیر آقای موسوی خوئینی ها هستند! همه می گفتند جلسات تفسیر آقای خوئینی‌ها خیلی شلوغ است. ما به دلیل فشردگی کارهایی که داشتیم، نمی رسیدیم برویم ببینیم چه می گوید یکی دو بار گزارش هایی از این جلسات رسید و مهندس بازرگان اظهار ناخشنودی کرد.

ایشان خیلی ناراحت بود و می گفت این برداشت ها خطرناک هستند. قبل از انقلاب جلساتی با حضور آقای مطهری، آقای موسوی اردبیلی، مهندس بازرگان، مهندس کتیرایی تشکیل می شد. آنجا هم این مسأله را مطرح کردند که اگر این تفاسیر ادامه پیدا کند، خطرناک خواهد بود ولی با نزدیک شدن به پیروزی انقلاب و مطرح شدن اولویت های دیگر رسیدگی به این مسأله ممکن نشد.

آن موقع برخی از همین دوستان روحانی ما به مرحوم مطهری حمله می کردند و می گفتند آقای خوئینی ها دارد جوان ها را جذب می کند. چرا می گویید تفسیرهای او درست نیست؟ ایشان می گفت باید جوان‌ها را با پایه ریزی فکر صحیح جذب کنیم، اگر این پایه ها صحیح نباشند، در آینده گرفتار اینها خواهیم شد.

آیت‌الله محمد تقی مصباح‌یزدی رئیس مؤسسه امام خمینی(ره)

اینکه چطور این گروه‌ها پیدا می شوند روان‎شناختی خاصی دارد. افرادی پیدا می شوند که استعداد خاصی دارند و غروری در آنها پیدا می شود. می بینند کسانی کارهای بزرگی را انجام داده اند به خود می گویند چرا ما این کار را نکنیم.

عامل روانی مشترک بین همه اینها غرور است و اینکه احساس می کنند می توانند کارهای بزرگی انجام دهند! قبل از پیدایش فرقان گروه مشابهی هم در قم سر برآورد که پس از انقلاب هم تا مدتی مشغول فعالیت های خطرناک بود. مؤسس این گروهک هم طلبه ساده ای بود که بسیار مغرور بود: سید مهدی هاشمی را از زمانی که کت و شلواری بود، می شناختم.

همان زمانی هم که هنوز درس رسائل و مکاسب می خواند، حس می کرد عُرضه خاصی دارد... به این توهم دچار شد که می تواند دنیا را تسخیر کند، کشور های دیگر را تابع دیدگاه خود کند، با رئیس فلان کشور ارتباط برقرار کند و از این نوع بلندپروازی ها پیدا کرد. خودش هم نهایتا در اعترافاتش گفت که عامل همه اینها غرور بوده است.

رهبر گروهک فرقان هم همین‎طور بود. او فرد با استعدادی بود و به یک خانواده فقیر و مذهبی تعلق داشت. او همراه با درس های طلبگی که خیلی هم طول نکشید، به مطالعه کتاب های روشنفکران روی آورد و سخت تحت تأثیر آنها قرار گرفت و تز اسلام منهای روحانیت را که بعدا اینها پرچمدارش شدند، از نویسنده دیگری اخذ کردند.

مطالعات او هم روی همان کتاب‌ها بود و سخنرانی‌هایی هم که می کرد ترجمانی از همان کتاب‌ها بود. تفسیرهایی هم که برای قرآن می گفت و می نوشت، برگرفته از همان تفسیر سمبلیک قرآن بود که از فرانسه به ارمغان آورده شده بود. فردی که این نگاه را از فرانسه آورد، در تفسیر هابیل و قابیل در قرآن گفته بود: هدیه قابیل پذیرفته نشد، چون سرمایه‎دار بود! و خوشه‎های گندم هابیل پذیرفته شد چون کشاورز زحمت‌کشی بود! سپس می گوید: من مانده بودم این کلاغ سیاه در این قصه چه‎کاره است؟ بعد متوجه شدم که آن کلاغ سیاه آخوند است! و این آقا شد الگوی تفسیر سمبلیک قرآن!

و این نوع نگاه و تفسیر منتقل شد به آقای گودرزی که سواد کم و غرور زیاد داشت و شرایط مساعد اجتماعی هم در او این پرسش را برانگیخت که: ما چرا فقط برای داستان هابیل و قابیل این کار را بکنیم؟ می شود همه قرآن را این طور تفسیر کرد! متأسفانه بعضی از اشخاصی که الآن هم از شخصیت‌های پشت پرده جریانات اخیر هستند در مسجد قلهک و جاهای دیگر همین حرف‎ها را زدند.

در سایه اظهارات آن افراد چهره‏هایی مانند گودرزی هم جرأت بیشتری پیدا می کردند. مرحوم آقای مطهری به عنوان یک اسلام‎شناس واقعی می دانست که اگر تفسیر سمبلیک مطرح شود و جا بیفتد، بزرگ‎ترین خطری است که اسلام را تهدید می کند و قرائت های مختلف و من‎درآوردی از قرآن را به همراه خواهد داشت و از آن پس، هر حرفی بزنید، جواب خواهند داد: این قرائت شماست. ما قرائت دیگری داریم! و دیگر چیزی که بشود به آن استناد کرد باقی نمی ماند.چه خطری بالاتر از این برای دین وجود دارد؟

این خطرات را امثال آقای مطهری درک می کردند. دیگران می گفتند حالا یک طلبه‎ای یک حرفی زده و یک اشتباهی کرده حرفش ارزشی ندارد ولی آقای مطهری می دانست این حرفها چه پتانسیلی دارند و چگونه به سرعت رواج پیدا می کنند. ایشان می دانست که این درخت از ریشه فاسد است. تشخیص اینکه فساد مربوط به ریشه است یا برگ یا شاخه کار امثال مطهری است.

حاج احمد قدیریان معاون اجرایی وقت دادستان انقلاب اسلامی کل کشور

بعدها در خلال اعترافات دستگیرشدگان فرقان به‎دست آمد هم گودرزی و هم دوستانش در جلسه تفسیر قرآن آقای موسوی خوئینی‎ها در مسجد جوستان شرکت می کردند. من خودم هیچ وقت به جلسات ایشان نرفتم اما چون برخی از دوستانم می رفتند از محتوای سخنان ایشان به ما خبر می دادند.

حجت الاسلام و المسلمین جعفر شجونی، عضو جامعه روحانیت مبارز

گودرزی بعد از آنکه از طرف علمای محترم و شناخته شده و حوزه های علمیه مهم تهران طرد شد، به سراغ آقای موسوی خوئینی‎ها در مسجد جوستان رفت و او هم گودرزی را پذیرفت و این هم امر غیرمنتظره‎ای نبود. آقای خوئینی‎ها قبل از انقلاب در آن مسجد در مقام تفسیر قرآن حرف های عجیب و غریبی می زد که من اسم آن را گذاشته بودم قرآن‎شناسی آسان! این آقای موسوی خوئینی‎ها هم به گفتن تفاسیر مارکسیستی معروف بود.

آقای مطهری چند باری به او هشدار داده بودند ولی او کار خودش را می کرد. مدتی در آن مسجد این حرف ها را زد و عده ای جوان ناآگاه هم دور و برش را گرفتند و تصور می کرد که بازارش همیشه گرم می ماند. گودرزی به مسجد جوستان رفت و آقای موسوی خوئینی‎ها هم او را به مسجد خمسه فرستاد. مسجد خمسه در اواسط خیابان سراب در خیابان دولت - یخچال واقع شده است.

موسوی خوئینی‎ها از کسانی بود که قبل از انقلاب به این ذهنیت دامن می زد که هر نوع فعالیتی در دستگاه‌های دولتی و شبه‎دولتی کمک کردن به رژیم است و حال آنکه توجه نمی کرد که بعضی ها از همین کارهای شبه‎دولتی توانستند به‎اندازه ده‌ها سال تأثیر کار او داشته باشند و بلکه بسیار بیشتر.

علناً می گفت آقای مطهری و آقای مفتح که تدریس در دانشگاه را پذیرفته اند، با حکومت سازش کرده اند و تبدیل به ترمز انقلاب شده اند! او همین حکم را هم درباره آقای بهشتی و آقای باهنر می داد که به آموزش و پرورش رفته بودند و کتاب‌های درسی را تدوین می کردند. می گفت که اینها همکار فرّخ‎رو پارسا [وزیر وقت آموزش و پرورش] شده‎اند! و حال آنکه اگر قرار به انقلابی‎گری و منبرهای داغ رفتن و بعد هم زندانی شدن باشد، من که از بسیاری از اینها جلوتر بودم ولی هیچ‎وقت از این فکرها نمی کردم. من 25 بار زندان رفته و شلاق‌هایی خورده ام که اگر به دیوار می زدند، خراب می شد؛ منتهی کار امثال بنده روبنایی بود. یعنی اگر یک پروژه ساخت و ساز خانه را در نظر بگیرید کار ماها حکم دکوراسیون خانه را داشت و کارهای زیربنایی و پی‎ریزی و اسکلت بندی را امثال آقای مطهری انجام می دادند.

یک شیخ محترمی به نام آقای قاسمی نقل می کرد من یک شب در مسجد جوستان کنار آقای کروبی نشسته بودم و آقای موسوی خوئینی‎ها هم روی منبر بود. اکبر گودرزی و محمود کشانی نشسته و محو حرف های آقای خوئینی‎ها شده بودند. این آقا رفته بود بالای منبر و آیه شریفه "و یصدّون عن سبیل الله" را کنایتاً و گاهی تصریحاً بر آقایان مطهری و مفتح و بهشتی تطبیق می داد و می گفت: اینها ترمز انقلاب و سازش‌کارند و با دستگاه روی هم ریخته‎اند! من که دیدم گودرزی و کشانی مات و مبهوت حرف های خوئینی‎ها هستند، به کروبی گفتم: بابا، اگر فردا انقلاب پیروز بشود، اینها با اولین اسلحه‎ای که به دست‌شان بیفتد می روند و اینها را می کشند. کروبی را که می‎دانید هم احساساتی است هم عصبی، دستش را بلند کرد و زد روی پای من و گفت: نه بابا! این‎جوری نیست. ولی بعدها دیدیم که اتفاقاً این‏جوری شد! همین محمود کشانی از کسانی بود که آقای مفتح را در دانشگاه الهیات به گلوله بست. این مسئله که فکر را چه‎کسی توی کله یک مشت بی‎سواد کرده بود باید ریشه‎یابی کرد. بعد از 30 سال که از انقلاب می گذرد، باید معلوم شود محرکین اینها چه‎کسانی بودند که این‏قدر به خود جسارت دادند که چنین شخصیت‎هایی را بکشند.

صریح بگویم آقای مطهری معتقد بود که او مارکسیست شده است! آقای مطهری اعتقاد افراد را از روی ظاهر و لباس‌شان نمی‎سنجید بلکه محتوای حرف و فکر آنها را بررسی می کرد. ایشان می فرمود این نوع تفاسیر، تفاسیر مارکسیست‎هاست، حالا بر زبان هرکسی که می خواهد جاری شده باشد. از آیت الله آقا رضی شیرازی بپرسید. ایشان تعریف می کرد که وقتی آیت الله انواری از زندان آزاد شدند، با آقای مطهری به دیدن ایشان رفتیم. وقتی به منزل ایشان وارد شدیم، دیدیم موسوی خوئینی‎ها هم آنجا نشسته. او چون با آقای مطهری بد بود، تا چشمش به ایشان افتاد، بلند شد و رفت بیرون! آقای مطهری با حالت عصبانیت و تحکم از آقای انواری پرسیده بود: او را می شناسید؟ آقای انواری جواب داده بود: بله، این آقای خوئینی‎هاست. آقای مطهری می‎گوید: خبر دارید مارکسیست شده؟ آقای مطهری واقعاً درباره آقای موسوی خوئینی‎ها همین‏طور فکر می کرد و بخشی از هشدارهایی هم که در مقدمه کتاب گرایش به مادی‎گری داد درباره همین آدم و اطرافیانش بود.


موسوی خوئینی ها کمونیست است
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، جعفر شجونی ، کمونیست

به گزارش خبرآنلاین،حجت الاسلام شجونی چندی قبل در جمع اعضای فعال جامعه اسلامی دانشجویان در همایش سیاسی گفتمان پیشرفت اسلامی با بیان اینکه ولایت فقیه ریشه قرآنی دارد، گفت: اگر امام(ره) همه آن سختی ها را تحمل می کند به این خاطر است که اطمینان دارد خدا با اوست و حرکتش درست است.

http://www.teribon.org/base/img//2010/10/musavi-khoeiniha1.jpg

وی در پاسخ به پرسشی درباره شخصیت موسوی خوئینی ها گفت که آیت الله مطهری معتقد بود که این شخص کمونیست است. موسوی خوئنی ها آدم بسیار نابابی است و چشم دیدن رهبری را هم ندارد.

شجونی در جواب سوالی مبنی بر اینکه آیا اختلافی بین آیت الله سیستانی ومقام معظم رهبری وجود دارد، تصریح کرد: خیر، چنین اخباری صحت ندارد و آیت الله سیستانی بارها ابراز کرده که من پزشک عمومی هستم و اقای خامنه ای پزشک متخصص. در مسائل مهم به ایشان رجوع کنید.

وی در پاسخ به سوالی راجع به شریعتی نیز اظهار داشت که حرفهایی که از بی دینی شریعتی زده می شود ، دروغ محض است و شریعتی آدم متدینی بود، کتاب های خوبی داشت،اما اشتباهاتی هم داشت که خود شریعتی هم به آن ها اذعان کرده بود.


فتنه ۲۵ بهمن پیشنهاد موسوی خوئینی ها بود
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، جریان فتنه

موسوی خوئینی ها که به مرد خاکستری جریان اصلاحات معروف است و در حوادث سالهای گذشته نقش برنامه ریز بسزائی داشته است اخیرا اعلام کرده که بزودی نام کسانی که علیه من حرف زدند و تهمت زدند را افشا می کنم.

http://www.irupload.ir/images/afhawcmwpi8brnviw1y.jpg
به گزارش جهان وی در پاسخ به سوالی در سایت شخصی خود گفت: در آینده اگر خدا بخواهد به تمام مواردی که علیه بنده مطرح شده است پاسخ خواهم داد.

وی  در پاسخ به یکی از خوانندگان سایتش که پرسیده بود «بعد از بستن روزنامه سلام و پایان دوره محکومیت شما، بسیار منتظر بازگشایی دوباره روزنامه‌یی مانند سلام از سوی شما بودیم… که نشد. از آن پس به‌ندرت سخنانی از شما شنیدیم. و در پی هر تهمت و دروغی که به شما زدند جواب تنها سکوت بود و حال که دوباره آغاز به کار کرده‌اید همچنان از گفتن حقایق خودداری می‌کنید. درست مثل آقای خاتمی که از نخستین روز ریاست‌شان تا آخرین روز بنا داشت پرده از بسیاری حقایق بردارد که نکرد… آقای خویینی می‌ترسم آنقدر در دفاع از خود و گفتن حقایق سکوت کنید و به دلیل مصالحی آن را به تعویق بیندازید که دیگر آن روز که قصد سخن گفتن می‌کنید یا دیگر کار از کار گذشته باشد. یا دیگر سخن شما نه دید مردم را به انقلاب و شما تغییر دهد و نه راهگشا و مرهمی باشد برای مردم؟» افزود: تاکنون-که به قول شما خواننده عزیز و بسیاری از دوستان- سکوت کرده‌ام، باران تهمت و اهانت و دروغ‌پردازی، مجال نمی‌دهد تا ببینم کدام را تکذیب کنم و درباره کدامیک توضیح بدهم. اگر سکوت را بشکنم، چه‌ها خواهند گفت و چه کارها خواهند کرد؟!

وی تاکید کرد: آیا صحیح است که بگویم آن‌کس که در محراب نماز جمعه می‌ایستد و هزاران نفر به او اقتدا می‌کنند، در یک سخنرانی عمومی در مقابل صدها نفر مطلبی به من نسبت می‌دهد و سپس آن دروغ از برخی رسانه‌ها پخش می‌شود و دستمایه هتاکی دیگران می‌شود و هرگز با خود نمی‌اندیشد که پیش از آنکه آن مطلب را بر زبان بیاورد، از خود من سوال کند که آیا چنین سخنی گفته‌ام یا نه؟

دبیر مجمع روحانیون مبارز در پایان وعده داد که من در آینده اگر خدا بخواهد به تمام این موارد با ذکر نام تهمت‌زنندگان می‌پردازم و بدون اینکه متقابلا به آنان اهانت کنم فقط از آنان می‌خواهم که به مردم پاسخ دهند که مجوز این نسبت‌های ناروا به یک مسلمان چیست؟

گفتنی است موسوی خوئینی ها همان کسی است که در حوادث پس از انتخابات بیشترین سهم را در دفاع و حمایت از فتنه گران و آشوب طلبان داشته است و هیچگاه حاضر نشد درباره ارتباط خود با تهمت زنندگان به انقلاب و نظام روشنگری کند و شفاف سخن بگوید.

بدون شک باید از افشاگری موسوی خوئینی ها استقبال کرد. اما امیدواریم روزی هم فرا رسد که وی در دادگاه به تهمت های که به نظام و انقلاب و مردم زدند جوابگو باشد.


موضع موسوی خوئینی ها برای شرکت در انتخابات
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز

تذبذب و ریاکاری تبدیل به عادت برخی سران مجمع روحانیون شده است.
به گزارش  کیهان محمد موسوی خوئینی ها در مطلبی پرتناقض پیرامون انتخابات مجلس نهم و درباره این سؤال که «شما به مشارکت اعتقاد دارید یا عدم مشارکت در انتخابات مجلس؟» نوشت:

http://www.teribon.org/base/img//2010/10/musavi-khoeiniha1.jpg

آیا در زمانی که جمعی از دوستان ما براساس اتهامات واهی و محاکمات غیرعادلانه در زندان بسر می برند و دو شخصیت خدمتگزار جامعه آقای مهندس موسوی و حجت الاسلام والمسلمین کروبی در حصر خانگی قرار دارند و مطبوعاتی که می خواهند مستقل از اراده برتر جامعه به رسالت مطبوعاتی خود عمل کنند، نمی توانند، آیا انصاف و عدالت است که ما در انتخاباتی شرکت کنیم که در این شرایط برگزار می شود؟ مگر ما چه گناهی کرده ایم که باید از رسانه های رسمی و غیررسمی کشور ماه ها و بلکه سالها مورد زشت ترین هتاکی ها و تهمت ها قرار بگیریم و باز هم در انتخاباتی شرکت کنیم که به دست همان کسانی برگزار می شود که این بلاها و مصیبت ها را بر سر ما و دوستانمان آورده اند.
وی در عین حال در وبلاگ خود نوشت: بدون تردید شرکت در انتخابات حق ما است و اگر ببینیم با شرکت در انتخابات حقی را به صاحبش برمی گردانیم و باطلی را مانع می شویم قطعا شرکت خواهیم کرد. بنابراین گمان می کنم از هم اکنون به تصمیم نهایی نمی شود فکر کرد.
یادآور می شود طیف متبوع موسوی خوئینی ها به این رفتارهای مذبذب معروف هستند و به موازات ادعای تحریم انتخابات مجلس هفتم و هشتم و زیر سؤال بردن آن، فهرست انتخاباتی گسترده ای ارائه کرده اند که از جمله شامل ۱۵۰ نفر فهرست رسمی- غیر از افراد رسما معرفی نشده- بود و در تهران فهرست ۳۰ نفره «یاران خاتمی» با بی اقبالی مطلق مردم – به استثنای یک نفر- مواجه شد.
گفتنی است مظلوم نمایی این جریان در حالی است که در جریان فتنه ۸۸ آشکارا به دامان مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس پیوسته بودند و با بهایی ها و منافقین و مارکسیست ها و سلطنت طلب ها و تمامی جریانات ضدانقلاب علیه مردم مسلمان این مرز و بوم متحد شده بودند. بنابراین باید به موسوی خوئینی ها گفت؛ شما که با همه دشمنان اسلام و انقلاب در اتحاد به سر می برید مظلوم!! هستید یا ملت سرافراز و مسلمان ایران که پوزه مدیران بیرونی شما را به خاک مالید؟! و اساساً چگونه انتظار دارید که ایران اسلامی به ستون پنجم لو رفته مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس و هم پیمانان منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها اجازه مشارکت در انتخابات را بدهد؟!


موسوی خوئینی ها شخصیت ممتاز حزب توده
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، حزب توده
گویا نیوز: «آیت‌الله موسوی‌خوئینی همواره برای رفقای حزب توده یک شخصیت ممتاز برای مبارزه ضد امپریالیستی و کشاندن ایران به جرگه اتحاد شوروی بود».

به گزارش جام نیوز، سایت گویا نیوز در یادداشت ۵ آگوست (۱۴ مرداد) خود به مطالبی که اخیرا در سایت آقای موسوی خوئینی ها مطرح شده واکنش نشان داد.
در این یادداشت با ناراحتی از اینکه «آیت الله موسوی خوئینی ها منکر وجود بن بست در کشور شده اند» آمده است: «هیچ معلوم نیست که آیت‌الله موسوی‌خویینی به پشتوانه کدام داده های سیاسی به چنین سخنانی متوسل شده است تا مردم را راضی کند که در کشور هیچگونه مشکل خاصی وجود ندارد! ایشان مطمئنا حاضر نیستند همه کشتار ها، زندانی ها و شکنجه ها را در کنار فقر و بیکار وتورم و ورشکستگی کشور ببینند!».
گویا نیوز همچنین مدعی شد: «آیت‌الله موسوی‌خویینی در حالی رضایت خویش را از زمامداران کشور اعلام می نماید که کشور در همه عرصه های سیاسی،اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی،کشاورزی و غیره به بحران فرو رفته است!».
نگارنده یادداشت با بیان اینکه «ازبیوگرافی آیت‌الله موسوی‌خویینی چنین برمی آید که نفس ایشان از جای بسیار گرمی برمی خیزد» افزود:« آیت الله موسوی خوئینی ها قبل از انقلاب در لباس روحانیت مدتی در دانشگاه مشرق زمین پاتریس لومبا شوروی بسر برده است، درضمن رهبر دانشجویان خط امام در تسخیر سفارت امریکا بود».
گویانیوز به رابطه نزدیک خوئینی ها با حزب توده اشاره کرد و ادامه داد: «آیت‌الله موسوی‌خوئینی همواره برای رفقای حزب توده یک شخصیت ممتاز برای مبارزه ضد امپریالیستی و کشاندن ایران به جرگه اتحاد شوروی بود».
گویانیوز ادامه داد: «آیت‌الله موسوی‌خوئینی دبیر مجمع روحانیون مبارز در پاسخ مکتوبش ادامه داده است: “هدف اصلاح‌طلبان حفظ جمهوری اسلامی است برای رسیدن به اهدافی که در قانون اساسی بیان شده است.” این گفته ها را باید پاشنه آشیل اصلاح طلبان دانست و بقیه ادعاها و شعارهای دمکراسی خواهی دروغین اصلاح طلبان را فقط باید بعنوان تزئین تاکتیک هایشان ارزیابی کرد!».
درمورد عبارات دهان پرکن و توخالی مانند «کشتار ها، زندانی ها و شکنجه ها، فقر و بیکار وتورم و ورشکستگی کشور» که توسط گویا نیوز مطرح شده باید گفت که این ادعاها هر روزه و در قالب صدها عبارت مختلف از سوی رسانه های اپوزیسیون در فضای مجازی مطرح می شود اما فضای واقعی کشورمان نشان می دهد که ایران اسلامی در روندی غیر قابل برگشت به سوی قله های پیشرفت در حرکت است و اعترافات کارشناسان غربی درمورد پیشرفت های ایران در زمینه های گوناگون علمی، پزشکی، صنعتی، دفاعی و … شاهد این مدعاست.


تأیید خبر رجانیوز/موسوی‌خوئینی‌ها انگیزه‌فتنه‌گران‌از "بازگشت"را لو داد
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، سیدمحمد خاتمی ، جریان فتنه
سایت موسوی خوئینی‌ها با انتشار پاسخ به یک پرسش، خبر روز گذشته رجانیوز در مورد توجیه بخشی از جریان فنته برای حضور فعال در انتخابات را تأیید کرد.

به گزارش رجانیوز، موسوی خوئینی‌ها که به "مرد خاکستری" جریان فتنه مشهور شد، پس از سال‌ها طراحی و تحرکات پشت پرده با راه‌اندازی سایت شخصی، فعالیت‌های خود را وارد فاز جدیدی کرده است و در پاسخ به این پرسش که "راه برون رفت اصلاح‌طلبان در شرایط فعلی را درچه می‌دانید"، ضمن اینکه وجود بن بست را رد کرده، این موضوع را نیز لو داده است که با حضور در مجلس می‌توان قوانین مهمی را تغییر داد و اصلاح کرد.

دبیر تشکل غیرقانونی مجمع روحانیون که در جریان فتنه 88 با انتشار اطلاعیه‌هایی به‌ویژه فراخوان راهپیمایی غیرقانونی 30 خرداد نقش ویژه‌ای در شعله‌ورتر شدن فتنه داشت، در سایت خود تلویحاً‌ موضوع تغییر قانون اساسی را پیش کشیده و می‌نویسد: «ملاحظه می‌کنید که تقریبا 10 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پیمودن قدم‌های سخت سال‌های دهه اول، حضرت امام خود در اصلاح اصولی از قانون اساسی پیش‌قدم شدند و شورای بازنگری قانون اساسی را تشکیل دادند و نیز مجلس شورای اسلامی بارها دست به اصلاح قوانینی زده است که در سال‌های اولیه انقلاب تصویب شده بود.»

موسوی خویینی سپس افزوده است: «نمی‌خواهم بگویم در تمام مواردی که مجلس قوانین جدیدی را جایگزین قوانین گذشته کرده به درستی کار خود را انجام داده است ولی مهم این است که نمایندگان خود را در چارچوب قوانین دهه اول زندانی نکرده‌اند و براساس تشخیص خود دست به اصلاح و تغییر قوانین زده‌اند و اصلاح‌طلبان نیز هدفی جز اصلاح مستمر سازوکارها و ساختارهای ناکارآمد ندارند.»

وی در ادامه باز هم به تلویح دیدگاه بخشی از جریان فتنه مبنی بر بی‌نتیجه بودن بازگشت به قدرت را رد کرده و می‌نویسد: «این اصلاحات مستمر باید در جهت حفظ منافع و مصالح ملی در چارچوب باورهای بنیادی جامعه باشد و تلاش برای نیل به این هدف، کاری است مستمر و مقدس و اگر در مسیر این تلاش، مردم با رضایت و حضور خود، قدرت اجرایی و اداره کشور را به دست آنان سپردند، آن را به عنوان یک وظیفه می‌پذیرند و اگر این توفیق دست نداد، وظیفه اول به قدرت خود باقی است. بنابراین راه اصلاحات به بن بست نرسیده است که برای برون رفت از آن چاره‌جویی کنند.»

منظور پرسشگر از "بن‌بست" دیدگاه بخشی از جریان فتنه است که می‌گوید با ساختار موجود امکان فعالیت انتخاباتی وجود ندارد و در صورت وارد شدن به این فعالیت‌ها نتیجه قطعاً‌ مثبت نخواهد بود و تنها تنور انتخابات گرم می‌شود.

اما موسوی خوئینی‌ها در حالی این پاسخ مکتوب را بر روی سایت خود قرار داد که رجانیوز با انتشار گزارش پروژه "فریب" با توجیه "سیاست‌ورزی" تحت حمایت غرب توضیح داد که بخشی از جریان فتنه که خاتمی، موسوی خوئینی‌ها، بهزاد نبوی و میردامادی در آن هستند، معتقدند که مقابله با نظام تنها با نفوذ در ساختار امکان دارد، بنابراین، باید در نزدیک‌ترین صحنه عمل سیاسی یعنی انتخابات مجلس نهم حضور فعال داشت تا بتوان با نفوذ در مجلس به‌عنوان یکی از مراکز اصلی تصمیم‌گیری کشور مشابه الگوی ترکیه قانون اساسی را تغییر داد.

این طیف از جریان فتنه معتقدند که "در جریان بازگشت باید تا حد امکان هزینه‌ای نداد و تلاش کرد تا از نظام امتیاز گرفت. همچنین با توجه به اینکه با نزدیک شدن به انتخابات، فضای رسانه‌ای نیز بازتر می‌شود و برخورد با رسانه‌ها نیز هزینه‌زا است، باید حدکثر استفاده را از این فضا کرد و برای طرح دیدگاه‌های ساختارشکنانه برنامه‌ریزی کرد."

طراحی این بخش از جریان فتنه مورد حمایت غرب نیز هست و اتاق‌های فکر غربی که سران اصلی فتنه هستند، تأکید می‌کنند که بر اساس تجربه‌های قبلی، بهترین راه تغییر ساختار و رفتار نظام ایران، "تدارک از درون" است، بنابراین باید مجاری داخلی فعال شوند.

در گزارش روز گذشته رجانیوز البته به این نکته نیز تأکید شده بود که این بخش از جریان فتنه هرگز مایل به کناره‌گیری از قدرت نیست، بنابراین، ممکن است افرادی مانند خاتمی در هفته‌های آینده اظهاراتی بیان کنند که حتی به‌طور صریح‌تر مرزبندی با فتنه را در برداشته باشد اما از آنجا که هدف این افراد عذرخواهی واقعی از ظلم واقعی که به رهبری و مردم کردند، نیست، بلکه با طراحی پروژه "فریب" تحت حمایت غرب، این اظهارات را بیان می‌کنند، نباید فریب این بازی را خورد.

موسوی خوئینی‌ها همچنین در بخش دیگری از پاسخ به این پرسش مخالفان جریان متبوع خود را به دو دسته تقسیم کرده که بخشی از آن‌ها قائل به برخورد حذفی کامل هستند اما بخش دیگر به تعبیر وی "با وجود نگاه بدبینانه‌ای که به اصلاح‌طلبان دارند اما هنوز حوصله و ظرفیت شنیدن سخنان اصلاح‌طلبان و تدبر در آن را دارند."

این بخش از اظهارات موسوی خوئینی‌ها نیز نشان می‌دهد که جریان فتنه به بخشی از مجموعه درون نظام برای احیای خود امیدوار هستند، اگرچه واکنش فعالان سیاسی به اظهارات دو پهلوی خاتمی تا حدود زیادی این توهم را از بین برده است اما به نظر می‌رسد جریان فتنه باید پیام شفاف‌تر و کاملاً صریحی را مبنی بر اینکه هرگونه بازگشت منوط به عذرخواهی و توبه و جبران خسارت‌ها بدون فریب‌کاری و دغل‌کاری است، دریافت کند.

موسوی خوئینی‌ها البته در پایان نوشته‌اش نیز سعی کرده، به نوعی انگ قدرت طلبی را که این روزها بر پیشانی طیف عمده‌ای از جریان فتنه نشسته توجیه کند. وی می‌نویسد: «در همین جا سریعا یادآور می‌شوم که هدف من توصیه به سازش برای به چنگ آوردن قدرت نیست بلکه منظور این است که بگویم چرا باید امیدوار به نتیجه تلاش‌های خود نباشیم، زیرا هنوز حتی در میان مخالفان جدی اصلاح‌طلبان، همه چشم‌ها و گوش‌ها برای درک سخنان ناصحانه و مشفقانه بسته نشده است.»


خاتمی و موسوی خوئینی‌ها طراحی کردند
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، موسوی خوئینی ها
پروژه "فریب" با توجیه "سیاست‌ورزی" تحت حمایت غرب
بحث و اختلاف نظر در جریان فتنه برای نحوه بازگشت به قدرت و امکان فعالیت انتخاباتی ادامه دارد، اما بخش عمده‌ای از این جریان معتقد هستند که باید از نزدیک‌ترین صحنه عمل سیاسی یعنی انتخابات مجلس نهم برای بازگشت به قدرت و القای مقبولیت رسمی استفاده کرد.

به گزارش رجانیوز، در جریان فتنه، یک طیف اقلیت از جمله شکوری‌راد، آرمین و تاج‌زاده مخالف حضور در انتخابات هستند و معتقدند که در چارچوب ساختار موجود، امکان فعالیت انتخاباتی وجود ندارد، اساساً در صورت فعالیت نیز احتمال موفقیت نزدیک به صفر است و حضور ما فقط تنور انتخابات را گرم می‌کند.

در مقابل، افرادی مانند خاتمی، موسوی خوئینی‌ها، نبوی و میردامادی معتقدند که مقابله با نظام تنها با نفوذ در ساختار امکان دارد، بنابراین، باید در نزدیک‌ترین صحنه عمل سیاسی یعنی انتخابات مجلس نهم حضور فعال داشت تا بتوان با نفوذ در مجلس به‌عنوان یکی از مراکز اصلی تصمیم‌گیری کشور مشابه الگوی ترکیه قانون اساسی را تغییر داد.

این طیف از جریان فتنه معتقدند که "در جریان بازگشت باید تا حد امکان هزینه‌ای نداد و تلاش کرد تا از نظام امتیاز گرفت. همچنین با توجه به اینکه با نزدیک شدن به انتخابات، فضای رسانه‌ای نیز بازتر می‌شود و برخورد با رسانه‌ها نیز هزینه‌زا است، باید حدکثر استفاده را از این فضا کرد و برای طرح دیدگاه‌های ساختارشکنانه برنامه‌ریزی کرد."

طراحی این بخش از جریان فتنه مورد حمایت غرب نیز هست و اتاق‌های فکر غربی که سران اصلی فتنه هستند، تأکید می‌کنند که بر اساس تجربه‌های قبلی، بهترین راه تغییر ساختار و رفتار نظام ایران، "تدارک از درون" است، بنابراین باید مجاری داخلی فعال شوند.

غربی‌ها معتقدند که باید از میرایی کامل جریان فتنه به‌عنوان یک ظرفیت با مشخصه اخلال‌گر علیه جمهوری اسلامی جلوگیری کرد و لازمه این مسئله، جلوگیری از حذف و بایکوت آن در داخل ایران است، بنابراین، باید زمینه برای بازگشت و مقبولیت رسمی آن‌ها ایجاد شود، چرا که تجربه‌ی نهضت آزادی نشان می‌دهد جریان‌های سیاسی در ایران با فاصله گرفتن از قدرت توان سر پا نگه داشتن خود را ندارند و خود به‌خود حذف می‌شوند.

با این حال، مشکلی که جریان فتنه اکنون به‌طور جدی با آن درگیر است، توجیه بدنه فروکاسته خود می‌باشد، به‌طوری که تلقی بدنه این جریان از اقدام خاتمی، نوعی قدرت طلبی و نادیده‌انگاری موسوی و کروبی آن‌هم در شرایط حصر خانگی آن‌ها است.

در عین حال، خاتمی و طیف معتقد به حضور در انتخابات، سفارش تهیه محورها و نوشته‌هایی را داده‌اند که خط اصلی آن‌ها توجیه بازگشت به قدرت در چارچوب "سیاست‌ورزی" است تا چنانچه حتی اگر نظام حاضر به امتیاز دادن نشد و افرادی مانند خاتمی مجبور شدند فتنه را به‌طور صریح محکوم کنند،‌ این اقدام در همین چارچوب توجیه شود.

خاتمی حدود دو ماه قبل مدعی شد که هم بر "نظام و رهبری" و هم بر "مردم" ظلم شده است و باید از یکدیگر گذشت کنند. وی اگرچه در اظهارات خود از فتنه‌گران با عنوان مغلطه‌آمیز "مردم" یاد کرد اما ظلم آن‌ها بر نظام و رهبری را نیز پذیرفت.

این اظهارات با واکنش تند بدنه و برخی از اعضای مؤثر جریان فتنه مواجه شد و برخی اظهار عقیده کردند که خاتمی پس از قطعی شدن میرایی موج موسوی و کروبی و توخالی بودن ادعاهایی مانند "موسوی دستگیر بشه ایران قیامت میشه" حاضر شده به قیمت لگد زدن به جریان فتنه، اصلاح‌طلبان را نجات دهد.

اما در شرایطی که برآورد نادرست طیف متمایل به فعالیت انتخاباتی جریان فتنه از شرایط موجود کشور این بود که نظام حاضر است برای بازگشت آن‌ها امتیاز دهد و در این زمینه چراغ سبز نیز نشان داده است، پس از بیان این اظهارات از سوی خاتمی، مجموعه فعالان معتقد به حرکت در ساختارهای قانونی نوعی اجماع علیه وی را نشان دادند و تأکید کردند که هر گونه بازگشت منوط به مرزبندی شفاف با جریان فتنه، محکوم کردن آن و جبران خسارت‌های وارد شده به نظام و مردم است.

در عین حال،‌ با توجه به اینکه قصد خاتمی و طیف همسو به او در جریان فتنه از بازگشت به قدرت، نفوذ برای ادامه رفتارهای فتنه‌گرانه از موضع قدرت عنوان شده است، همان‌طور که ظلم به نظام و مردم از سوی فتنه‌گران یک واقعیت بود، وی برای اثبات حسن نیت واقعی خود و اظهار برائت از پروژه "فریب" با مشکل جدی مواجه است.


موسوی خوئینی ها: با ذکر نام افشا می کنم
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز

موسوی خوئینی ها که به مرد خاکستری جریان اصلاحات معروف است و در حوادث سالهای گذشته نقش برنامه ریز بسزائی داشته است اخیرا اعلام کرده که بزودی نام کسانی که علیه من حرف زدند و تهمت زدند را افشا می کنم.

به گزارش جهان وی در پاسخ به سوالی در سایت شخصی خود گفت: در آینده اگر خدا بخواهد به تمام مواردی که علیه بنده مطرح شده است پاسخ خواهم داد. 

وی  در پاسخ به یکی از خوانندگان سایتش که پرسیده بود «بعد از بستن روزنامه سلام و پایان دوره محکومیت شما، بسیار منتظر بازگشایی دوباره روزنامه‌یی مانند سلام از سوی شما بودیم... که نشد. از آن پس به‌ندرت سخنانی از شما شنیدیم. و در پی هر تهمت و دروغی که به شما زدند جواب تنها سکوت بود و حال که دوباره آغاز به کار کرده‌اید همچنان از گفتن حقایق خودداری می‌کنید. درست مثل آقای خاتمی که از نخستین روز ریاست‌شان تا آخرین روز بنا داشت پرده از بسیاری حقایق بردارد که نکرد... آقای خویینی می‌ترسم آنقدر در دفاع از خود و گفتن حقایق سکوت کنید و به دلیل مصالحی آن را به تعویق بیندازید که دیگر آن روز که قصد سخن گفتن می‌کنید یا دیگر کار از کار گذشته باشد. یا دیگر سخن شما نه دید مردم را به انقلاب و شما تغییر دهد و نه راهگشا و مرهمی باشد برای مردم؟» افزود: تاکنون-که به قول شما خواننده عزیز و بسیاری از دوستان- سکوت کرده‌ام، باران تهمت و اهانت و دروغ‌پردازی، مجال نمی‌دهد تا ببینم کدام را تکذیب کنم و درباره کدامیک توضیح بدهم. اگر سکوت را بشکنم، چه‌ها خواهند گفت و چه کارها خواهند کرد؟!

وی تاکید کرد: آیا صحیح است که بگویم آن‌کس که در محراب نماز جمعه می‌ایستد و هزاران نفر به او اقتدا می‌کنند، در یک سخنرانی عمومی در مقابل صدها نفر مطلبی به من نسبت می‌دهد و سپس آن دروغ از برخی رسانه‌ها پخش می‌شود و دستمایه هتاکی دیگران می‌شود و هرگز با خود نمی‌اندیشد که پیش از آنکه آن مطلب را بر زبان بیاورد، از خود من سوال کند که آیا چنین سخنی گفته‌ام یا نه؟

دبیر مجمع روحانیون مبارز در پایان وعده داد که من در آینده اگر خدا بخواهد به تمام این موارد با ذکر نام تهمت‌زنندگان می‌پردازم و بدون اینکه متقابلا به آنان اهانت کنم فقط از آنان می‌خواهم که به مردم پاسخ دهند که مجوز این نسبت‌های ناروا به یک مسلمان چیست؟ 

گفتنی است موسوی خوئینی ها همان کسی است که در حوادث پس از انتخابات بیشترین سهم را در دفاع و حمایت از فتنه گران و آشوب طلبان داشته است و هیچگاه حاضر نشد درباره ارتباط خود با تهمت زنندگان به انقلاب و نظام روشنگری کند و شفاف سخن بگوید.

بدون شک باید از افشاگری موسوی خوئینی ها استقبال کرد. اما امیدواریم روزی هم فرا رسد که وی در دادگاه به تهمت های که به نظام و انقلاب و مردم زدند جوابگو باشد.


بالاخره سکوت موسوی خوئینی ها شکست
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز

من از چند جوان ناپخته که به دستور دیگران، روز و شب علیه من در سایت‌ها و روزنامه‌هایشان دروغ‌ پردازی می‌کنند، گلایه‌یی ندارم؛ اما از آن عالم برجسته حوزه که مطلبی را به من نسبت می‌دهد و از من به عنوان یک متهم (به زعم آن عالم) سوال نمی‌کند آیا شما چنین گفته‌اید یا نه، شکایت به خدا نبرم؟ آیا دنیای سیاست باید برخی را چنان ببلعد و در خود هضم کند که اولیات درس اخلاق را که به دیگران می‌دهند خود از یاد ببرند؟

روزنامه اعتماد نوشت:

آیت‌الله موسوی‌خویینی‌ها سرانجام به سکوت چند ساله‌اش در برابر تهمت‌هایی که علیه او مطرح می‌شود پایان داد و گفت: در آینده اگر خدا بخواهد به تمام مواردی که علیه بنده مطرح شده است پاسخ خواهم داد.

دبیر 70 ساله مجمع روحانیون مبارز که از سال 78 تاکنون یعنی پس از بسته شدن روزنامه سلام، مانع رسانه‌یی شدن فعالیت هایش در فضای سیاسی کشور و حتی نشست‌های مجمع شده و جز ارسال پیام به نشست‌های دانشجویی در سالروز 13 آبان‌ماه که آن هم برای بازخوانی تلاش‌های وی و دانشجویان همراهش برای تسخیر لانه جاسوسی است خبری از او منتشر نمی‌شود، اخیرا با راه‌اندازی سایت شخصی‌اش درصدد ترمیم ارتباط با حامیانش و رفع اتهام در برابر مخالفانش بر آمده است و سعی دارد به دور از جنجال‌های رسانه‌‌یی به ابهامات و اتهاماتی که حول فعالیت‌های وی عنوان می‌شود، پاسخ دهد.

در همین راستاست که وی اخیرا در پاسخ به یکی از خوانندگان سایتش که پرسیده بود «بعد از بستن روزنامه سلام و پایان دوره محکومیت شما، بسیار منتظر بازگشایی دوباره روزنامه‌یی مانند سلام از سوی شما بودیم... که نشد. از آن پس به‌ندرت سخنانی از شما شنیدیم. و در پی هر تهمت و دروغی که به شما زدند جواب تنها سکوت بود و حال که دوباره آغاز به کار کرده‌اید همچنان از گفتن حقایق خودداری می‌کنید. درست مثل آقای خاتمی که از نخستین روز ریاست‌شان تا آخرین روز بنا داشت پرده از بسیاری حقایق بردارد که نکرد... آقای خویینی می‌ترسم آنقدر در دفاع از خود و گفتن حقایق سکوت کنید و به دلیل مصالحی آن را به تعویق بیندازید که دیگر آن روز که قصد سخن گفتن می‌کنید یا دیگر کار از کار گذشته باشد. یا دیگر سخن شما نه دید مردم را به انقلاب و شما تغییر دهد و نه راهگشا و مرهمی باشد برای مردم؟» افزود: تاکنون-که به قول شما خواننده عزیز و بسیاری از دوستان- سکوت کرده‌ام، باران تهمت و اهانت و دروغ‌پردازی، مجال نمی‌دهد تا ببینم کدام را تکذیب کنم و درباره کدامیک توضیح بدهم. اگر سکوت را بشکنم، چه‌ها خواهند گفت و چه کارها خواهند کرد؟!

وی تاکید کرد: آیا صحیح است که بگویم آن‌کس که در محراب نماز جمعه می‌ایستد و هزاران نفر به او اقتدا می‌کنند، در یک سخنرانی عمومی در مقابل صدها نفر مطلبی به من نسبت می‌دهد و سپس آن دروغ از برخی رسانه‌ها پخش می‌شود و دستمایه هتاکی دیگران می‌شود و هرگز با خود نمی‌اندیشد که پیش از آنکه آن مطلب را بر زبان بیاورد، از خود من سوال کند که آیا چنین سخنی گفته‌ام یا نه؟

موسوی‌خویینی‌ها با تاکید بر اینکه «آیا دروغ نسبت دادن به یک مسلمان و وادار کردن شنوندگان به اهانت و هتاکی به آن مسلمان، موجب خدشه‌دار شدن عدالت نمی‌شود؟» یاد آورد شد که من از چند جوان ناپخته که به دستور دیگران، روز و شب علیه من در سایت‌ها و روزنامه‌هایشان دروغ‌ پردازی می‌کنند، گلایه‌یی ندارم؛ اما از آن عالم برجسته حوزه که مطلبی را به من نسبت می‌دهد و از من به عنوان یک متهم (به زعم آن عالم) سوال نمی‌کند آیا شما چنین گفته‌اید یا نه،شکایت به خدا نبرم؟ آیا دنیای سیاست باید برخی را چنان ببلعد و در خود هضم کند که اولیات درس اخلاق را که به دیگران می‌دهند خود از یاد ببرند؟

دبیر مجمع روحانیون مبارز در پایان وعده داد که من در آینده اگر خدا بخواهد به تمام این موارد با ذکر نام تهمت‌زنندگان می‌پردازم و بدون اینکه متقابلا به آنان اهانت کنم فقط از آنان می‌خواهم که به مردم پاسخ دهند که مجوز این نسبت‌های ناروا به یک مسلمان چیست؟


موضع بامزه موسوی خوئینی ها برای شرکت در انتخابات
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها

تذبذب و ریاکاری تبدیل به عادت برخی سران مجمع روحانیون شده است.
به گزارش جهان به نقل از کیهان محمد موسوی خوئینی ها در مطلبی پرتناقض پیرامون انتخابات مجلس نهم و درباره این سؤال که «شما به مشارکت اعتقاد دارید یا عدم مشارکت در انتخابات مجلس؟» نوشت: آیا در زمانی که جمعی از دوستان ما براساس اتهامات واهی و محاکمات غیرعادلانه در زندان بسر می برند و دو شخصیت خدمتگزار جامعه آقای مهندس موسوی و حجت الاسلام والمسلمین کروبی در حصر خانگی قرار دارند و مطبوعاتی که می خواهند مستقل از اراده برتر جامعه به رسالت مطبوعاتی خود عمل کنند، نمی توانند، آیا انصاف و عدالت است که ما در انتخاباتی شرکت کنیم که در این شرایط برگزار می شود؟ مگر ما چه گناهی کرده ایم که باید از رسانه های رسمی و غیررسمی کشور ماه ها و بلکه سالها مورد زشت ترین هتاکی ها و تهمت ها قرار بگیریم و باز هم در انتخاباتی شرکت کنیم که به دست همان کسانی برگزار می شود که این بلاها و مصیبت ها را بر سر ما و دوستانمان آورده اند.
وی در عین حال در وبلاگ خود نوشت: بدون تردید شرکت در انتخابات حق ما است و اگر ببینیم با شرکت در انتخابات حقی را به صاحبش برمی گردانیم و باطلی را مانع می شویم قطعا شرکت خواهیم کرد. بنابراین گمان می کنم از هم اکنون به تصمیم نهایی نمی شود فکر کرد.
یادآور می شود طیف متبوع موسوی خوئینی ها به این رفتارهای مذبذب معروف هستند و به موازات ادعای تحریم انتخابات مجلس هفتم و هشتم و زیر سؤال بردن آن، فهرست انتخاباتی گسترده ای ارائه کرده اند که از جمله شامل ۱۵۰ نفر فهرست رسمی- غیر از افراد رسما معرفی نشده- بود و در تهران فهرست ۳۰ نفره «یاران خاتمی» با بی اقبالی مطلق مردم - به استثنای یک نفر- مواجه شد.
گفتنی است مظلوم نمایی این جریان در حالی است که در جریان فتنه ۸۸ آشکارا به دامان مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس پیوسته بودند و با بهایی ها و منافقین و مارکسیست ها و سلطنت طلب ها و تمامی جریانات ضدانقلاب علیه مردم مسلمان این مرز و بوم متحد شده بودند. بنابراین باید به موسوی خوئینی ها گفت؛ شما که با همه دشمنان اسلام و انقلاب در اتحاد به سر می برید مظلوم!! هستید یا ملت سرافراز و مسلمان ایران که پوزه مدیران بیرونی شما را به خاک مالید؟! و اساساً چگونه انتظار دارید که ایران اسلامی به ستون پنجم لو رفته مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس و هم پیمانان منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها اجازه مشارکت در انتخابات را بدهد؟!


بازخوانی نقش مجمع روحانیون مبارز در روز سیاه تهران
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدمحمد خاتمی ، موسوی خوئینی ها ، مجمع روحانیون مبارز
30خرداد و خون‌هایی‌که خاتمی‌و خوینی‌ها باید پاسخگویش باشند+ عکس

روز پنجشنبه ۲۸ خرداد 1388، مجمع روحانیون مبارز اعلام کرد که روز شنبه ۳۰ خرداد، از ساعت ۱۶ راهپیمایی‌ اعتراضی از میدان انقلاب تا میدان آزادی برگزار خواهد کرد. پس از آنکه روز جمعه رهبر انقلاب اسلامی خواستار پایان اردوکشی خیابانی شد، این حزب سیاسی تا ساعت ۱۵ روز شنبه ۳۰ خرداد حاضر نشد تا اعلامیه راهپیمایی را لغو کند و فقط دقایقی مانده به ساعت ۱۶ یک مقام آگاه در مجمع روحانیون مبارز به خبرگزاری‌ها گفت: از آنجا که مجوزی برای راهپیمایی امروز صادر نشده و احتمال درگیری و برخورد از سوی نیروی انتظامی وجود دارد، ‌ لذا مجمع تصمیم گرفت که تجمع امروز را لغو نماید. این مقام آگاه با اشاره به امکان سوءاستفاده برخی عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر و احتمال بروز درگیری و آشوب و تبعات ناشی از آن گفت: برگزاری تجمع امروز را به مصلحت کشور نمی‌دانیم. در واقع موسوی خوئینی‌ها با عدم امضای بیانیه لغو تجمع، مسئول اصلی آشوب‌ها و خون‌های روز ۳۰ خرداد بود.

صبح روز شنبه ۳۰ خرداد اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی در نامه‌ای به میرحسین موسوی اظهار داشته بود: پس از اعلام نتایج انتخابات، هواداران جناب‌عالی در یک اقدام غیرقانونی با هجوم به خیابان‌ها و برهم زدن نظم و امنیت عمومی، فضای جامعه را به هم ریختند و در سایه این بی‌نظمی و بی‌قانونی عده‌ای سودجو و اراذل و اوباش به تخریب اموال عمومی، مزاحمت برای مردم، آتش زدن خودرو‌ها و موتوسیکلت‌های مردم، شکستن شیشه بانک‌ها و مغازه‌های هموطنان پرداختند و در این میان خود شما و هوادارانتان دیدید که ناجا منطبق با وظیفه ذاتی و قانونی، با اراذل و اوباش و اغتشاشگران با اقتدار برخورد کرد و با هوادارانتان مدارا و مماشات کرد. این مدارا تاکنون راهبرد پلیس بوده است و خود خوب می‌دانید که از این حیث ناجا مورد شماتت و عتاب برخی سایت‌ها نیز قرار گرفته است.

فرمانده نیروی انتظامی تصریح کرد: اعلام می‌نمایم که در صورت تداوم رویه کنونی ناجا در راستای حفظ نظم و امنیت جامعه و مردم، به صورت قاطع با اقدامات غیرقانونی براساس وظایف ذاتی خود برخورد خواهد کرد و جای هیچ گله‌ای وجود نخواهد داشت.

تصمیم قطعی برای آشوب

اما موسوی، کروبی و اعضای پشت پرده مجمع روحانیون تصمیم قطعی برای آشوب در روز ۳۰ خرداد گرفته بودند. در واقع پس از اظهارات قاطع رهبر انقلاب مبنی بر پایان اردوکشی‌های خیابانی و اغتشاش، سران فتنه تصمیم داشتند به هر نحو ممکن قطعیت سخنان رهبری را بشکنند تا راهی برای ادامه فتنه داشته باشند. از همین رو با هدایت ماهواره‌ها و سایت‌های جریان فتنه، جمعیتی حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر در خیابان‌های مرکزی تهران به صورت پراکنده تجمع کردند و به آشوب و اغتشاش پرداختند. آشوب و اغتشاشی که پربرخورد‌ترین روز در تاریخ جمهوری اسلامی را در پی داشت.

خیابان‌های ستارخان، میدان نواب، میدان جمهوری و خیابان‌های منتهی به خیابان آزادی صحنه درگیری شدیدی میان بسیج و نیروی انتظامی و اغتشاشگران بود. در خیابان ستارخان، یک دستگاه اتوبوس شرکت واحد و چند موتوسیکلت توسط اراذل و اوباش به آتش کشیده شد‏. اما کانون اصلی درگیری‌ها، حمله به مسجد لولاگر در خیابان آذربایجان بود. در درگیرهای اطراف مسجد لولاگر هفت نفر کشته شدند. چندی بعد سردار عراقی، فرمانده وقت فرمانده سپاه تهران بزرگ در این باره گفت: بسیجی‌های داخل مسجد لولاگر بیش از ۲ ساعت در حال کتک خوردن از اغتشاشگران بودند و حتی اغتشاشگران این پایگاه را آتش زدند اما یک تیر از بسیجیان شلیک نشد ولی در دنیا گفتند که بسیجیان مردم را کشتند اما داخل خودشان افرادی بودند که به مردم شلیک کردند و به نام بسیجی، نیروی انتظامی و بچه‌های وزارت اطلاعات تمام می‌کردند. حمله به پایگاه بسیج مقداد نیز از برنامه‌های اغتشاشگران در روز ۳۰ خرداد بود. در این روز بی. بی. سی فارسی گزارش داد که میرحسین موسوی در خیابان جیحون حاضر شده و گفته که من غسل شهادت کرده‌ام که این خبر از سوی سایت قلم تکذیب شد.

از سوی دیگر در حالی که سایت کلمه وابسته به میرحسین موسوی ساعت ۱۲: ۵۱ این روز از انتشار بیانیه مهم وی تا ساعتی دیگر خبر می‌داد، ساعت ۲۰: ۴۲ همین سایت در خبر دیگری نوشت: با توجه به درگیری‌های شدیدی که امروز عصر در تهران رخ داد، مهندس میرحسین موسوی صدور بیانیه خود را به تعویق انداخت. این سایت در حالی که از اغتشاشگران به عنوان مردم یاد می‌کرد، افزود: طبق اعلام قبلی قرار بود تا امروز عصر بیانیه جدید میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران منتشر شود اما با توجه به برخوردهای شدید نیروهای نظامی با مردم، مهندس موسوی صدور این بیانیه را به تعویق انداخت. دستگیری فائزه هاشمی در خیابان آزادی هم از اتفاقات روز ۳۰ خرداد بود. چند روز بعد هاشمی رفسنجانی در این باره گفت که فائزه به قصد خوردن ساندویچ به محل آشوب‌ها رفته بود.

اما آنچه 30 خرداد را به یک روز سیاه برای مجمع روحانیون و فتنه‌گران تبدیل کرد، قتل مشکوک «ندا آقاسلطان» بود؛ ماجرایی که برای یک سال خوراک تبلیغاتی رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران را آماده کرد و سنگین‌ترین حملات تبلیغاتی و رسانه‌ای علیه ایران را فراهم کرد و نهایتا با تهیه چندین مستند مشخص شد که دکتری به نام «آرش حجازی» در پشت پرده این جنایت قرار داشته است.
به هر روی در حالی روز ۳۰ خرداد، آفتاب غروب کرد که ده‌ها نیروی امنیتی زخمی و خیابان‌های مرکزی تهران غرق در آتش و سنگ و کلوخ بود. بعد‌ها اعلام شد در درگیری‌های روز ۳۰ خرداد بیش از ۱۰ نفر کشته شدند.


شجونی:مطهری معتقد بود موسوی خوینی ها مارکسیست شده است
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩  کلمات کلیدی: جعفر شجونی ، شهید مطهری ، موسوی خوئینی ها ، سیاسی
شجونی:مطهری معتقد بود موسوی خوینی ها مارکسیست شده است/ او رهبر معنوی فرقان بود

روحانی‌ستیزی فرقانیان در شرایطی که انقلابی عظیم به رهبری روحانیت در شرف پیروزی بود، جسارتی می‌طلبید رازآلود، چه آنکه تمامی منتقدان روشنفکر و روحانیت نیز پیش از آن، لااقل میان طیف مطلوب و نامطلوب خود در این قشر، مرز کشیده بودند و بر همه یک حکم نمی‌راندند. در واقع رهبران فرقان علاوه بر کینه‌های شخصی خود از برخی علمای شاخص تهران و مدیران حوزه‌های علمیه این شهر، این جسارت را از حملات فرد یا افرادی به روحانیت و تلاش آنان در بی‌اعتبار کردن عنصر تخصص در دین‌‌پژوهی می‌گرفتند. نکته‌ای که تا کنون به علل مختلف مغفول مانده است. در گفت‌و‌شنودی که می‌خوانید حجت الاسلام شجونی به بازگوئی خاطرات خویش از برخی معلمان و محرکانِ در سایة فرقان پرداخته است. او بر این باور است که فرقانیان در عناد با روحانیون، بیش از آنکه متأثّر از افکار چهره‌هائی چون مهندس بازرگان و دکتر شریعتی باشند، ‌تحریک شده از سوی برخی از ملبّسین به لباس روحانی بودند که معارف قرآنی را به نفع آموزه‌های چپ مصادره می‌کردند.


موسوی خوئینی ها و سمنو پزان
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، موسوی خوئینی ها

 

رهبران جنبش از طریق همین الهام بخشی که برایشان تعریف شده باید خواسته های حداقلی را فعلا بر جنبش حاکم کنند.مرد خاکستری اصلاحات اخیرا در دیدار با برخی ازعناصر حلقه یک جریان اصلاحات ضمن تاکید بر "حرکت با شیب ملایم" برای ادامه مسیر خواستار حداقلی شدن خواسته ها از جنبش سبز شده است.وی در این جمع گفت:" ما یک زخم عمیق به اینها(نظام) زده ایم. هم اکنون باید حوصله کنیم تا دیر یا زود از پا بیفتند". و ی افزود:"ما یک سمنو پخته ایم که پختن و جا افتادن آن زمان می برد ."



مرد خاکستری اصلاحات همچنین در این دیدار با تاکید بر اینکه هم اکنون وقت خواسته ای حداکثری نیست  خواستار به حداقل رسیدن خواسته ها از سوی حامیان جنبش سبز شده است.
 وی  در ادامه دیدار با چهره های تاثیر گذار جریان اصلاحات با اشاره به این موضوع که حضور درکف خیابان فعلا از دستور کار خارج شده تصریح کرد:" ما باید طوری عمل کنیم که علاوه بر بازیابی ظرفیت گذشته برای برنامه های آینده ، یک جنگ فرسایشی را برای نظام ایجاد کنیم تا بتوانیم از فرصت پیش آمده در  این جنگ فرسایشی ظرفیت گذشته خود را بازیابی کنیم".

مرد خاکستری اصلاحات همچنین پیرامون بروز اختلافات عدیده در بین مدعیان رهبری جنبش و همچنین عدم به پایان رسیدن راهی که در پیش گرفته اند  اظهارداشت: "من بارها گفته ام نباید کوتاه آمد واصلا قرار هم همین بوده که تا انتها پیش برویم ، اما تغییر روش در برخی موارد لازم است.

وی افزود: می گویند آقای خاتمی بریده واین روش کاری را قبول ندارد ، خوب نداشته باشد این آقا به من هم چیزهایی گفته است و من جوابش را نداده ام ، حالا چرا تحت تاثیر قرار می گیرید.من به آقای موسوی عرض می کنم باید فشار بیاورید اما به روشی که گفته شد و با خواسته های حداقلی و شیب ملایم؛ و از هر امکانی استفاده نمائید، مطمئن باشید شرع دست شمارا باز گذاشته است".

این عضو برجسته تشکل سیاسی جریان موسوم به دوم خرداد در پایان با تاکید بر این موضوع که برای افرادی که عنوان رهبری جنبش را یدک می کشند نظیر میرحسین موسوی هم اکنون " نقش الهام بخشی" تعریف شده است گفت: میرحسین و سایر رهبران جنبش باید نقش فرادستی و الهام بخشی به جنبش ایفا کنند وبرای هر موضوع کوچکی در میدان حضور نداشته باشند  تا از طریق همین الهام بخشی که برایشان تعریف شده بتوانند خواسته های حداقلی را فعلا بر جنبش حاکم کنند.