ماجرای 11 سپتامبر و آغاز اسلام‌ستیزی جدید از زبان نادر طالب زاده
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، نادر طالب زاده ، 11 سپتامبر

خبرنامه دانشجویان ایران: امروز مصادف است با 11 سپتامبر؛ اتفاقی که باعث اشغال افغانستان و بعد عراق شد و پای آمریکا را به خاورمیانه چنان باز کرد که تا مدت ها ماندگار باشد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ حملات یازده سپتامبر اساسا ماجرایی است که به هیچ عنوان نمی شود آن را از ذهنها خارج کرد و یا  از تاریخ حذف کرد، بهخصوص بعد از حمله آمریکا به عراق و افغانستان و آغاز رسمی اسلام ستیزی آمریکا در دنیا.

ماهنامه فرهنگی همشهری آیه به بهانه همزمانی انتشار این دوره مجله خود با ماجرای حمله به برج های دوقلو توجهی کرده است به اسلام ستیزی در دوره جدید غرب به سردمداری آمریکا. در فصل اول این مجله پرونده ای پیرامون این مساله گردآوری شده است؛ این فصل با مصاحبه نادر طالب زاده شروع می شود و در ادامه یادداشت‌هایی از فرشاد مهدی پور و محمد رضا اسلام لو آورده شده است، در ادامه نیز با دکتر ستار عودی درباره ماهیت وجود بن لادن و نقش آمریکا در رسانه ای شدن گفت و گو شده است.

نادر طالب زاده، مستندساز و فیلمسازی است که روی این موضوع خیلی کار کرده و یکی از دغدغه های اصلی اوست. در زیر متن مصاحبه وی با همشهری آیه آورده شده است:

او در این باره معتقداست که هدف اصلی آمریکا از جریانی که به راه انداخته انقلاب اسلامی ایران است و الان جنگی آخرالزمانی بین جبهه خیر و شر درگرفته و پایان این جنگ که با یازده سپتامبر آغاز شده بسیار عجیب و عظیم خواهد بود. گپ و گفت مارا با  با نادر طالب زاده درباره یازده سپتامبر، انقلاب اسلامی و اسلامستیزی بخوانید.

** 11 سپتامبر را میتوان به عنوان یک سناریوی از پیش طراحی شده برای شروع رسمی اسلامستیزی به شمار آورد. حالا چرا 11 سپتامبر باید آغاز این سناریو باشد؟ چرا مثلا حملات تروریستی به سفارتخانههای آمریکا در آفریقا را- مثل سفارت آمریکا در نایروبی- مبدا و شروع این روند قرار ندادهاند؟!

مهمترین موضوع این ماجرا هیبت و بزرگی است. هیبت 11 سپتامبر قابل مقایسه با هیچ اقدام تروریستیای در تاریخ معاصر نیست. اینکه شما وسط شهری آرام مثل نیویورک سه برج را منهدم کنید و دو هواپیمای بوئینگ غولپیکر در یک روز روشن، ساعت نه صبح اصابت کنند به دو برج اصلی و بزرگ نیویورک، به نوعی ماجرا و روند این عملیات و آثار آن را خیلی بزرگ میکند. وقتی از بعد از ظهر همان روز 11 سپتامبر میخواهند کشف کنند چه کسی یا چه گروهی این عملیات را انجام داده، سوالات آغاز میشوند. کسی نمیدانست چه کسی بود؟ چه بود؟ به چه علتی ساختمان سوم سقوط کرد؟ مثلا ماجرای پنتاگون به چه صورت است؟ آن هواپیمایی که به ساختمان وزارت دفاع آمریکا اصابت کرد نمیتوانست هواپیمای مسافربری باشد.

برای اینکه اندازه موتورش خیلی کوچکتر بود و بیشتر به موتور یک موشک کروز شباهت داشت تا یک هواپیمای بوئینگ غولپیکر. شک و تردیدی که درمورد 11 سپتامبر و اصابت هواپیماها به برجهای دوقلو ایجاد میشود هم بینظیر است. مثلا درمورد قتل کندی در سال 1964 هیچ کس نفهمید چه کسی او را کشت و گمانهزنیهای متعددی درباره قتل او میتوان در نظر گرفت و تحقیقاتی هم در این مورد انجام گرفته است. اما برای 11 سپتامبر اینکه دولت آمریکا خیلی صریح در مقابل هر نوع کندوکاو و تحقیقی ایستاده و اجازه این کار را نمیدهد.

حتی تحقیقاتی را هم که درباره این ماجرا صورت گرفته، به رسمیت نمیشناسد، خودش علتی است برای تردید جدی درمورد این ماجرا و آغاز دروغی بزرگ برای حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه. یعنی 11سپتامبر باعث میشود آمریکا بهانهای پیدا کند و قدم در منطقه استراتژیک خاورمیانه بگذارد و پایگاه نظامی وسیع ایجاد کرده و حمله کند و کشوری را فتح کند؛ کشوری که به آمریکا حمله نکرده؛ یا کشور دیگری را به بهانه دستگیری اسامهبن لادن تسخیر بکند. طبق قرار، بنا بوده که نیروهای «دلتافورس» وارد عملیات شوند و بنلادن را دستگیر کنند ولی میبینیم که بعد کل نیروهای مسلح آمریکا وارد این جنگ میشوند. بنابراین 11 سپتامبر یک نقطه عطف است.

من زمانی با یک کشیش مصاحبه میکردم که او میگفت همه چیز را در جهان معاصر امروز میشود به دو قسمت تقسیم کرد: قبل از 11 سپتامبر و بعد از 11 سپتامبر. این یک تاریخ محوری است در زمانه حاضر. هر روزی که میگذرد توجه ویژهتری به این ماجرا میشود. اصلا خود مردم آمریکا امروز سوال دارند! درباره مبارزه با تروریسم خواسته و مطالبه دارند؛ اینکه نمیتوانند سربازان را بهرغم قول و وعدههایی که رئیسجمهورشان میدهد از کشورهای افغانستان و عراق برگردانند خودش یکی از مطالبات اصلی مردم آمریکاست. در واقع این حادثه سرآغاز این جریان است که به طور قطع و یقین یک سرنوشت خیلی بزرگتر از 11 سپتامبر خواهد داشت. سرنوشت پایانی 11 سپتامبر خیلی بزرگتر از 11 سپتامبر خواهد بود.

** چامسکی یک بحثی دارد در حوزه دموکراسی و معتقد است اربابان قدرت به عنوان مغز متفکر در جامعه آمریکا برای مردم این کشور هر چند مدت یک موضوعی یا چیزی را بت میکنند و برای آنها یک دشمن واهی میسازند. برای مثال یک دورهای مارکسیسم و کمونیسم و شوروی بود، یک دوره اعراب دیوانه بودند، یک دوره صدام حسین بود و الان در این دوره این ماجرا! این پروژه «دشمنسازی» ریشه در کجای اندیشه اربابان قدرت دارد؟! چرا اسلام؟

بعد اصلی این ماجرا این است که اسلام یک دین ایدئولوژیکی است؛ یک دین کامل است. این رویکرد و معماری جدید به اسلام برای ملتها جذاب است و در واقع از این دین الگوبرداری میکنند؛ قیام میکنند. خود به خود اسلام از اول این قوت را داشته اما هیچ وقت این بروز پیدا نکرده غیر از آن چند سال اول بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) که آن هم میخورد به بحران و فتنه. فرصتی که الان پیش آمده، فرصت ویژهای است.

دشمن و رقیب تشخیص میدهد این موجی که آمده، موجی ماندنی است وگرنه جنگ 33روزه اتفاق نمیافتاد، جنگی که در آن رژیم صهیونیستی حدود بنتالجبیل در دو کیلومتری مرز فلج شود اتفاق نمیافتاد. فهمیدهاند که اگر شما 5 هزار نفر آموزش دیده شده و تربیت شده این نظام (اسلام) را داشته باشی، این نظام ضد منافعشان خواهد بود و خطرناک است. حماس از حزبالله الگوبرداری کرده یا امروز یمن نگاهش به حزبالله است. این برای غرب خیلی خطرناک است چون جهان اسلام هم جهان ثروتمندی است و هم جای استراتژیکی است و امروز هم دیدیم که چهار، پنج نفر از نوکران امپراتوری غرب در کشورهای عربی فرو ریختند توی همین چند ماه اخیر.

** به نظرتان این قیامهای عربی جوابی به اسلامستیزی آمریکا در جهان اسلام نیست؟! چون تمام این حکام مهرههای آمریکا بودند که در کشورهای اسلامی خاورمیانه منافع آمریکا را تامین میکردند!

از زمان وقوع انقلاب اسلامی و این نیروی مقاومتی که به تأسی از این جریان در منطقه به وجود آمده، مثل لبنان، فلسطین و همراهی باقی امت اسلامی مثل مصر که این جریان خیلی بروز شدیدی در آن داشت چون حسنی مبارک میدید که مدام در غزه در محاصره هستند و این ظلم را تحمل میکرد و چند روز قبل در قفس توی دادگاه محاکمه شد و مردم که این صحنه را میبینند و خوشحال میشوند. در تونس هم همینطور، در لیبی هم به همین منوال.

این تقابل جهان اسلام در مقابل غرب که از ایران شروع شده و در جنگ 33 روزه به اوج خودش میرسد و از این روند هم فلسطینیان و مبارزانشان الگو میگیرند، با اینکه اهل تسنن هستند اما الگوی کاملی میگیرند و همگام و همسو با انقلاب اسلامی حماس به وجود میآید؛ حماسی که در انتخابات به صورت دموکراتیک انتخاب شده ولی پس زده میشود. تمام دورویی غرب برسر بروز ماجرای انقلاب اسلامی مشهود شده و این برای هر جوانی جذاب است و همین طور برای هر آدم عدالتخواهی. به خاطر همین هم امروز در جریان فتنههای رسانهای و «entertainment» در غرب خیلی بیشتر از سابق فعالیت صورت میگیرد و عرصههایش خیلی وسیعتر شده. در حوزه کشورهای اسلامی هم شما میبینید که در حال جولان دادن هستند. الان در همین ایران خودمان چند شبکه سرگرمکننده و... برای مخاطبان خودشان ایجاد کردهاند؟ چیزی حدود 100 کانال که این شبکهها تا سه- چهار سال قبل نبودند.

در واقع رقابت خیلی شدیدی بین این دو جریان به وجود آمده که شروع این ماجرا به عملیات هولناک  11 سپتامبر بازمیگردد و سرانجام هم اتفاق خیلی عجیب و غریبی خواهد افتاد که همه منتظر آن هستند.

** غرب در ساختار خودش تخصص خیلی بالایی در یک فرایندسازی به نام «بدل» دارد. نمونه آن را در مورد اعراب کمونیست در دهههای 70 و 80 میلادی میبینیم که به عنوان اعراب مسلمان مطرح میشدند. یا مثلا یک بدلی ساختند به نام بنلادن و این شد نمادی از اسلام و مجاهدین مسلمان. آن وقت یک نفر مثل بنلادن و سیدحسن نصرالله را در یک تراز قرار میدهند به عنوان نمایندگان اسلام؛ فارغ از اینکه این دو طیف به شدت با هم در تضاد فکری و عقیدتی هستند!

غرب یک میکسر رسانهای دارد که یک ملغمهای درست میکند که توی آن ملغمه زیاد تفکر امام خمینی(ره) و اسامه بنلادن تشخیص داده نمیشود. تفکر وهابیت و انقلاب اسلامی، تفکر سلفیها و فقه شیعه توی میکسر غرب و برای خواننده و شنونده غربی که بیحوصله است و معمولا به همان کلیپهای خبریای که برایش تدارک میبینند، قانع است تمام این اندیشهها را مخلوط میکند و به اسم اسلام به خورد آنها میدهد. در این روند کاهنانی از خود شیاطین غربی مثل رابرت اسپنسر -که الگوی همین جنایتکاری بود که چند وقت پیش آن قتلعام عظیم را در نروژ به راه انداخت بود- فکر نکرده یا کسی به سایت «جهاد واتچ» فکر نکرده، کسی به دیوید هروبیس فکر نکرده. من پارسال در ماه مبارک رمضان چند بار همین «دیوید هروبیس» را روی آنتن معرفی کردم که او کیست و چه میکند؟ چه تفکری را منتشر میکند؟ در واقع این تصویر ترس از اسلام و ایجاد وحشت از مسلمانان کار یک سری کاهن است؛ کاهن رسانهای، کاهن عقیدتی.

دیوید هروبیس نسل قدیم بود و قدیمتر از آن هم امثال ریچارد پرل و دنیل پایس بودند و امروز هم کسی مثل رابرت اسپنسر که ایدهاش را در آن طرف دنیا در آمریکا مطرح کرده و عمل آن را در اینور دنیا در نروژ جوان سیواندی ساله انجام میدهد. باید توجه داشت که این فرایند زیر نظر کاهنان کافر یهودی است که در قرآن هم به آن اشاره شده. اینها از همان جنس هستند که دارند اسلام را تحریف میکنند. قبلا دیوید هروبیس چیزی از اسلام نمیدانست و فقط میترساند میگفت اینها خونریز هستند و از ابتدای امر مسلمانان خشونت را ترویج دادهاند.

در نسل بعدی رابرت اسپنسر مطرح میشود که عربی نمیداند ولی کلی روی این ماجرا کار کرده. در نسل آکادمیهای این جریان «برنارد لوئیس» را داریم که هیچوقت به ظاهر اسلام ستیز نیست و بیش از 10 کتاب درباره تاریخ اسلام دارد ولی در نهان همه این کتابها، ما رگههای اسلامستیزی را مشاهده میکنیم.

اینها سطوح مختلفی است که اسلامهراسی را در دنیا ایجاد کرده. این از یک طرف که ارتش اینها باید وارد میدان بشود که بوش از آن به جنگ صلیبی تعبیر میکند و از طرف دیگر یک انقلاب دینی اتفاق افتاده که تا به الان محو نشده و طبق خواستههای اینها باید محو میشد که نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه مرید و شاخه پیدا کرد و الان با توجه به این تغییر و تحولات اخیر نمیدانند چه کار کنند و چگونه میشود آن را مهار کرد و بروز دشمنان اصیل انقلاب اسلامی مثل عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی، آمریکا و... در مقابل این جریان ایدئولوژیک اسلامی که برای یک جوان جذاب است. این دو در مقابل هم آغازگر یک جنگ آخرالزمانی است که شروع شده.

** یعنی معتقد به جنگ صلیبی هستید؟

نه. اصلا به جنگ صلیبی معتقد نیستم. درواقع بحث جنگ صلیبی را بوش مطرح کرد. آنچه امروز هست این دو جناح است که گفتم؛ خیر و شر. دو قطب در تقابل هم دارند مستانه آماده جنگ میشوند؛ همهجور نیرو هم دارند. نگاه ایدئولوژیک و رسانه هم این جریان دارد و هم آن جریان مقابل و هم نیرو و رشد دارند هر دو جریان. این طرف جبهه اسلامی رو به رشد است. این رشد را شما در هفتهشت کشور عربی میبینید که چگونه گسترش یافته. چند هفته قبل در میدان تحریر قاهره مردم بعد از نماز میخواستند افطار کنند که پلیس آنها را جمع کرد. فکر میکنید با این کار ژنرالها در مصر محبوبتر میشوند؟! نه مردم نسبت به آنها منزجر میشوند و بیشتر به این اعتقاد پیدا میکنند که اینها بازمانده همان رژیم مبارک هستند و هرچه جلوتر میروند  هم مردم روشنتر میشوند. بنابراین صحنه خیلی جذابی ایجاد شده که برای اهل حق بسیار بسیار جذاب است و فراتر از ایران هم رفته.

** جنگ صلیبی را به این دلیل مطرح کردم که پایگاه غرب برای مقابله با جریان اسلام دست به دامن مذهب شدهاند؛ یعنی به عبارتی جنگ بین مسیحیان و مسلمانان. این به صورت واضحی در صحبتهای بوش بعد از حملات 11 سپتامبر یا در حرفهای ویلیام کوهن- وزیر دفاع سابق آمریکا- که جنگ این کشور و متحدانش با اسلام را جنگ چهارم جهانی بیان کرده بود بروز پیدا میکند.

پذیرش این اندیشه خیلی راحت نیست، چون مسلمانان در غرب هم زندگی میکنند. زندگی آرام و پرجمعیتی دارند و تاثیرگذار نیز هستند. آن چیزی که حتی رابرت اسپنسر وقتی میخواهد توهین بکند به مقدسات، یک مقدمهچینی ایدئولوژیک است. به هر حال برای جمع کردن پشتیبانی ایدئولوژیک یکی از آن تکیهگاهها مذهب است ولی غرب به راحتی نمیتواند بگوید مسیحیت در مقابل اسلام، چون این جا نمیافتد.

به همین دلیل جنگ صلیبی یک گفتمان ابتر است. بلافاصله جهان اسلام وارد صحنه میشود و متفکران و اهل رسانه این جریان این گفتمان را خنثی میکنند. الان لابیهای مسلمانان در اروپا و آمریکا خیلی قوی است و این اسلام در خیلی از این کشورها دین دوم آنها به لحاظ جمعیتی است. به هر صورت این کار را خیلی راحت نمیشود انجام داد. آمریکا نزدیک به 100 میلیون مهاجر بعد از 30 سال انقلاب اسلامی در خودش جای داده تا بتواند ارتش را حفظ کند و یک ارتش پرجمعیت داشته باشد. به هر حال این ارتش نیرو میخواهد و مهاجران هم به این دلیل در آمریکا پذیرش میشوند.

در اثنای این پشتیبانیها بحث ایدئولوژیک مذهبی هم مطرح میشود که این، جا نمیافتد. هرچند وقت یک بار هم یک عملیات تروریستی که آخرش هم نمیتوانند کشف کنند کار که بود، در غرب بروز میکند. مثلا در فلان جا یک عملیات تروریستی اتفاق میافتد و القاعده سریع میگوید من آن را برعهده میگیرم و شما هیچ وقت چیز دیگری در این فرایند مشاهده نمیکنید. از همه مضحکتر هم کشتن اسامهبن لادن است که هیچکس در دنیا آن را نمیپذیرد. این ماجرا هم عین 11 سپتامبر است. همه میدانند دروغ است ولی سکوت میکنند.

الان این در غرب یک درام ایجاد کرده که آمریکا و رسانه آمریکایی که پشتیبان این دروغ حکومت آمریکا است، به صراحت توی روز روشن دروغ میگویند و منطق هم نمیآورند. مثلا توضیح نمیدهند چرا شما وقتی پسرهای صدام را دستگیر کردید، سه روز در بغداد چرخاندید تا همه بفهمند اینها پسران صدام هستند، اثر انگشتشان را نگه داشتند و... ولی چرا درمورد اسامه بن لادن که الان بیش از یک دهه است جهان را ناامن کرده، هیچ چیزی منتشر نشد و انداختندش توی دریا؟! چرا دفنش نکردند؟! چه میشد؟! مگر صدام را دفن نکردند؟ مگر آنجا امامزاده شد؟!

این هم چیزی نمیشد. این ها بهانههایی است که میتراشند و بعد هم آن را جواب نمیدهند. این هم یک پدیدهای است که امروز عقلای غرب، اهل تحقیق و حتی مردم عادیای که میخواهند جواب بشنوند، اصلا جوابی از صاحبان قدرت دریافت نمیکنند. این هم یک پدیده جدیدی است. قبلترها اینطور نبود. مثلا برای جنگ ویتنام یکسری توجیهات داشتند. برای جنگ کره و جنگ جهانی دوم هم یکسری توجیهات داشتند ولی برای اتفاقات اخیر هیچ توجیهی ندارند و تمام پاسخها بیجواب است. برگردیم به 11 سپتامبر. در کمیسیون تحقیق 11 سپتامبر نتوانستند 52 سوال مهم را جواب داده و نمیتوانند هم پاسخی به آن بدهند. مثلا اینکه آهنهایی را که از برجها فرو ریخته و از پایههای ساختمان بودند، در عرض چند هفته اینها را جمع کرده و سوار کشتی کردند و فرستادند چین! جمع کردن و سوار کامیون کردن و بردنشان به بندر تحت نظر و اسکورت پلیس آمریکا بود. مثلا یکی از این کامیونها از راه اصلی منحرف شده و رفته بود توی یکی از خیابانهای اطراف که صبحانه بخورد، بلافاصله پلیس آمده بود دنبالش که چرا از این مسیر رفتی. مسیر تو این است.

تمام این آهنها آثار TNT داشت. آثار C4 داشت. این همه دانشمند خواهان بررسی این آهنها بودند. آنها را بردند به چین و ذوب کردند که هیچ اثری از آنها باقی نماند. یا یکی دیگر از سوالات، ساختمان شماره هفت است که در کنار برجهای دوقلو فرو ریخت درحالی که هیچ چیزی به آن اصابت نکرده بود. پس آمریکاییها یک دوره جدید را ایجاد کردهاند که مردم آمریکا دارند تجربه میکنند و ما هم داریم در کنار آن مشاهده میکنیم و خودمان را باید نگه داریم و آماده و اصلاح کنیم برای مراحل بعدی که جهان اسلام توقع دارد از ایران. جهان اسلام توقع دارد اگر مشکلی هم در داخل ایران هست، سریع اصلاح کند. در واقع ایران در کل جهان کشوری است که مدارش متفاوت است، ارتش اسلامی دارد و خارج از ارتش نیروی داوطلب وسیع دارد. الان در انگلستان پلیس حریف این جوانان نمیشود چون نیروی داوطلب ندارند. مثلا نیروهای کلیسایی میخواهند بروند بجنگند؟ ما این نیرو را در ایران داریم؛ یعنی کسانی که اعتقاد دارند. اینها همه کل سناریو را عوض کرده است. 


راز "راز"هایی که طالب زاده روی آنتن می برد
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: نادر طالب زاده ، صدا و سیما

نادر طالب‌زاده هم که می‌توانست مثل خیلی از اشراف به زندگی خویش در ناز و نعمت غرب ادامه دهد اما خود را وقف انقلاب اسلامی کرده و با انتخاب موضوعات بکر و مورد اغفال این سال‌های رسانۀ ملی و با اجرای متعهدانه‌ای که حتی بیماری قلبی‌ هم سرش نمی‌شود، راز را جزء معدود آوازهای انقلابی صداوسیما تبدیل کرده...

1. عرصۀ فرهنگ و رسانه، اصلی‌ترین میدان جنگ فعلی:

اگر بخواهیم سابقه‌ای برای دشمنی معارضان انقلاب و جمهوری اسلامی در نظر بگیریم، باید آغاز آنرا پیش از انقلاب بدانیم. تقویت نظام پهلوی، طراحی و اجرای پروژه‌های سرکوب مردم و سنگ‌اندازی در روند پیروزی انقلاب اسلامی از جمله کارهای‌یست که دشمنان دین و سرزمین ایران اسلامی از سی‌واندی سال پیش در دستور کار خویش قرار د‌ادند و بعد از انقلاب نیز شاهد انواع ترورها و تفرقه‌اندازی‌ها بودیم تا اینکه به جنگ تحمیلی می‌رسیم و سنگین‌ترین مقابلۀ سخت علیه ایران را در سدۀ اخیر می‌بینیم. اما همۀ این دشمنی‌ها به جایی نرسید و بدخواهان کمربستۀ ما متوجه شدند که اگر قرار است به این ملت آسیبی برسانند باید از راه فرهنگ وارد شوند و این شد که به اشکال مختلف شاهد جنگی سنگین‌تر از جنگ تحمیلی بودیم و آن چیزی نیست جز جنگ نرم. به این ترتیب زیربنایی‌ترین میدان نبرد ما و دشمنان به عرصۀ فرهنگ و رسانه کشیده شد. در نتیجه حدود دو دهه است که شدیدترین گلوله‌های فرهنگی به این سرزمین سرازیر شده و از سینما و تلویزیون گرفته تا موسیقی و رمان را کانون حملۀ خود قرار داده.

2. تولید محتوای رسانه‌ای، بهترین سلاح ما:

اما باید برای مقابله با این جنگ سهمگین‌ ولی پنهان‌ از ادراک خیلی‌ها، کاری می‌کردیم. عدۀ زیادی که اصلاً قائل به این پدیده نبوده و نیستند. با این‌ها فعلاً کاری نداریم. عدۀ دیگری هم یا از سر اجبارِ کاری و یا بخاطر نابلدی فکر کردند دارند کاری می‌کنند و افتخار فتح عملیات‌ها را به نام خویش می‌زنند، اما در بهترین شرایط، سلاح‌های ایشان بی‌خاصیت بود و البته خیلی وقت‌ها نیروهای خودی را نشانه گرفتند و با اجازه ندادن به ورود افراد دغدغه‌مند و این‌کاره به سرزمین نبرد، خیانتی کردند که شاید کمتر از خیانت اصحاب رسول‌الله در نبرد احد و یا موافقان حکمیت در صفین نباشد. ولی هنوز مردان مردی وجود داشتند که با توجه به همۀ این ناسازگاری‌ها، درست تشخیص دادند و سعی کردند تا حد وسع‌شان دست به تولید محتوای رسانه‌ای بزنند و کاربردی‌ترین سلاح جنگ امروز را خلق آثار هنری- رسانه‌ای دانستند.

3. راز، شمعی در تاریکی:

در وضعیت جنگی فعلی، خیلی از ما دست روی دست گذاشتیم و کم کاری کرده و می‌کنیم. دشمن درون خانه‌های ما و جلوی چشمان‌مان فرزندانمان را قتل‌عام می‌کند و ما حتی دل‌مان هم به حال ایشان نمی‌سوزد. این چنین است که شرایط آلوده‌ای بوجود آمد اما در این وضعیت و در حالی که همۀ ما دنبال هوای تازه‌ای بودیم، با تعجب فراوان از رسانۀ ملی برنامه‌ای پخش شده و می‌شود که شاید آرزوی چندین سالۀ بچه حزب‌اللهی‌ها بوده و توانست تا حدودی ما را از آن کم‌کاری رسانه‌ای نجات دهد. برنامۀ هویت‌دار "راز" با اجرای از سر مسئولیت "نادر طالب‌زاده". برنامه‌ای که از هر سکانسش بوی انقلاب اسلامی برمی‌خیزد، اما نه انقلابی در محدودۀ بیلان کاری دولت‌ها و یا منحصر در مرزهای ملی. بلکه نشأت گرفته از اصلی‌ترین لایۀ اجتماعی ایران اسلامی که همان جریان حزب‌الله است و موضوع برنامه‌هایش که از فقدان شعائر شهدا در اهواز است تا فقر و قحطی در سومالی. نادر طالب‌زاده هم که می‌توانست مثل خیلی از اشراف به زندگی خویش در ناز و نعمت غرب ادامه دهد اما خود را وقف انقلاب اسلامی کرده و با انتخاب موضوعات بکر و مورد اغفال این سال‌های رسانۀ ملی و با اجرای متعهدانه‌ای که حتی بیماری قلبی‌ هم سرش نمی‌شود، راز را جزء معدود آوازهای انقلابی صداوسیما تبدیل کرده.

4. و اینبار، تخریب راز:

اما با گل کردن این برنامه در بین عموم مردم حزب‌الله و تبدیل شدن آن به پاتوق رسانه‌ای ایشان، شاهد عکس‌العمل‌های مختلفی نسبت به این برنامه و از آن بیشتر به خود شخص نادر طالب زاده بودیم. خودی‌هایی که یا مورد سرزنش این برنامه قرار گرفتند و یا از سر حسادت، تحمل دیدن آنرا نداشتند بمانند. اما دشمنان نظام که برپا کنندۀ جنگ نرم امروزی علیه ما بودند جزء اصلی‌ترین مخالفان این برنامه شدند و سعی کردند به انحای مختلف، برنامۀ راز یا مجری آنرا تخریب کنند. و البته برخی از رسانه‌های داخلی ایشان در خط مقدم این کار قرار گرفتند.

5. چرا باید راز "راز" نماند:

این دشمنی‌ها خیلی دور از انتظار نبود زیرا این برنامه دست روی خط قرمزهای دشمن گذاشته و برملا کنندۀ هویت واقعی برنامه‌های رسانه‌ای ایشان است و یا به راحتی چهره از روی خیرخواهانۀ ایشان و سازمان‌های‌شان برداشته و سیاست‌های کثیف ولی ظاهرالصلاح قدرت‌های غربی را به چالش می‌کشد. معلوم است وقتی این برنامه در چند قسمت از استاد حسن عباسی دعوت می‌کند تا به تحلیل فیلم و سریال‌های هالیوودی بپردازد و معارف مبتذلی که در قالب پردۀ نقره‌ای ارائه می‌شود را نقد کند باید هم مورد تهاجم دشمنان قرار بگیرد. معلوم است وقتی در شب‌های رمضان که همه به فکر اصلاح شخصی خود هستند، یکی مثل نادر طالب‌زاده می‌آید و دست روی موضوع مستضعفان سومالیایی می‌گذارد و در قالب سوال و پرسش‌هایی از مهمان برنامه، سیاست‌های حقوق بشری غربی‌ها و ادعاهای خیرخواهانۀ ایشان را به استهزا می‌کشد، باید هم اینطور مورد هجمۀ دشمنان قرار بگیرد. وقتی کسی چندبار در برنامۀ تحت مدیریتش به موضوع مغفولۀ تاریخ شفاهی می‌پردازد و سعی می‌کند تا به وسع خویش از رسیدن آیندۀ بدون هویت انقلابی که در اثر این اغفال پیش‌روست جلوگیری کند، طبیعی‌ست که سیبل فحش‌ها و شایعات بدخواهان این نظام و مردم می‌شود.

6. "راز" در قلب حزب‌اللهی‌هاست:

تکلیف ما برای دفاع از این سنگر خط مقدم که مورد تهاجم قرار گرفته چیست؟ آیا باید گذاشت تا تخریب‌هایی که مثالش را زدیم کار خودش را بکند و این جبهۀ خودی تازه پاگرفته ضعیف شود؟ یا اینکه می‌‌توان از راز حمایت کرد و اگر آری، به چه شکل؟ به نظر می‌رسد همیشه اولین‌ها از آنجا که پیشتازند، سختی بیشتری را باید تحمل کنند و این است که رسالت اولین بودن، دشوار است. ما می‌دانیم که راز و نادر طالب‌زاده فکر این را کرده‌اند اما ما هم می‌توانیم با دیدن و تشویق دیگران به دیدن این برنامه، واکنش نشان‌دادن به مطالبی که در فضای سایبر در مورد آن نوشته می‌شود و از همه عالی‌تر، تولید برنامه‌های در راستای راز طالب‌زاده و متأثر از آن است و تکثیر و ایجاد راز‌های دیگر، از این برنامه و مجری آن حمایت کنیم تا نگذاریم این جبهۀ نوپا از پا نیافتد.

"راز" طالب زاده برنامه های آخر خود در ماه رمضان را روی آنتن می برد اما امیدواریم این رازها هم چنان پا برجا بمانند. چرا که هنوز رازهای زیادی مانده که طالب زاده از آنها سخن نگفته است. این رازها را تنها بچه حزب اللهی ها می توانند در رسانه بازگو کنند که یقینا طالب زاده یکی از آنها است.

سید مجتبی نعیمی


بحث داغ عدالت و دستگاه قضایی در "راز"
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، حجت الاسلام محسنی اژه ای ، نادر طالب زاده ، قوه قضائیه
اژه‌ای:برای فراخوان و بازداشت برخی‌صاحبان‌قدرت‌و نفوذ مشکل داریم/ جلیلی: اصل هشت قانون‌اساسی زمین‌مانده درباره یک‌تبصره بحث می‌کنید؟

برنامه راز با اجرای نادر طالب‌زاده جدی‌ترین برنامه کارشناسی و البته به‌دور از هوچی‌گری این روزهای سیما است که با وجود پخش از شبکه 4 سیما در جذب مخاطب نیز موفق بوده است، اگرچه موفقیت این برنامه بیش از هر چیز مدیون خود طالب‌زاده و برخورد ریشه‌ای، غیرهیجانی و غیرشعاری او با موضوع‌ها است.

به گزارش رجانیوز، دو برنامه اول راز در ماه مبارک رمضان امسال که هر شب به روی آنتن می‌رود، با محوریت مباحث قضایی به مسائلی از جمله "عدالت"، "مبارزه با فساد"، "زمین‌خواری"، "قوانین موجود در زمینه اشتهار مفسدین" و "نقص قوانین" اختصاص داشت که به‌ویژه در برنامه دوم، بحث‌های داغی را میان مهمانان استودیویی و تلفنی برنامه درانداخت.

در این برنامه، حجت‌الاسلام غلامحسین محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضاییه، حجت‎الاسلام محمد تقی رهبر رئیس فراکسیون روحانیون مجلس و نماینده مردم اصفهان و محمد دهقان عضو هیئت رئیسه مجلس مهمان حضوری بودند و در بخشی از برنامه نیز وحید جلیلی فعال فرهنگی و روزنامه‌نگاری که در نشریاتی که تاکنون داشته، تأکید و پیگیری مستمری روی موضوع عدالت داشته، پشت خط برنامه آمد.

در ابتدای برنامه، محسنی اژه ای با بیان اینکه "عدالت مساله ای است که همه انبیا به دنبال آن بودند"، گفت: عدالت لازمه شکوفا شدن انسان است. اگر عدالت نباشد، انسان نمی تواند به کمال خود برسد. عدالت دارای مقولات مختلفی است و اگر قرار باشد عدالت برقرار شود، باید موارد مختلفی فراهم شود که یکی از آنها بحث قضا است، چرا که انسان‌ها به‌طور طبیعی به‌دنبال عدالت هستند و دستگاه قضا موظف است با کسانی که به حقوق مردم تعرض می کنند، برخورد کند.

وی افزود: بسیاری از مردم و حکام در دنیای امروز از عدالت سخن می‌گویند، اما عدالت یعنی چه؟ آیا عدالتی که اسلام می گوید و عدالتی که بقیه می‌گویند، یکی است؟ عدالت اسلام مبتنی بر حق است.

در ادامه برنامه، محمد تقی رهبر با یادآوری آیه شریفه مبنی بر اینکه انبیا را فرستادیم و به همراه آن‌ها کتاب و میزان را تا اینکه "لیقوم الناس بالقسط"، اظهار داشت: بعد از آن می گوید آهن را فرستادیم که برای ترساندن افراد است تا از عدالت خارج نشوند، بنابراین، برای اجرای عدالت قدرت لازم است. یا باید عدالت انسان‎ها را درست بکند و یا شمشیر عدالت. بنابراین، در شرع مقدس برای متعدیانی که به حقوق بشر تعرض کنند، عقوبت آمده است.

 رییس مجمع نمایندگان روحانی مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: قصاصی که به معنی از بین بردن قاتل است در قرآن به معنی حیات آمده است، همچنین تأکید شده که آخرین مرحله "داغ کردن" است.

وی ادامه داد: من به فرمایشات آقای اژه ای اضافه می کنم که قوه قضائیه آخرین مرحله در اجرای عدالت است؛ حل و فصل خصومات به عهده قوه قضائیه است. قانون در مجلس می گذرد و دولت ابلاغ می کند اما آن کسی که میزان را می گذارد و مثقال مثقال سبک و سنگین می کند، مقام قضا است و قاضی باید بر این کار توانا باشد، یعنی نباید بگذاریم عوامل دیگر تأثیر بگذارند.

این نماینده مجلس با بیان برخی از روایت‌ها ادامه داد: در ماجرایی که اختلافی میان یک یهودی و حضرت امیر پیش آمد، وقتی به قاضی مراجعه کردند و قاضی امام را با کنیه "ابالحسن" خطاب کرد، حضرت به وی فرمودند که "عدالت را رعایت کن، چرا که مقام تو مقامی است که پیامبران بر آن تکیه زده بودند"، بنابراین دستگاه قضا از لحاظ کنترل جامعه و جنایات اهمیت زیادی دارد و باید دید که در چه مواردی توقع‌هایی هست که باید اصلاح و بهبود یابد.

در ادامه این برنامه، محمد دهقان عضو هیئت رئیسه مجلس نیز اظهار داشت: موضوع عدالت موضوع وسیعی است که نمی توان در این یک جلسه بررسی کرد. فلسفه این نشست این است که پیرامون عدالت قضایی صحبت کنیم. همه ما موظفیم و مسئول، قوه قضائیه هم همین‌طور.

وی با بیان اینکه "در قانون اساسی به قوه قضائیه برای تحقق عدالت تأکیداتی شده است"، اضافه کرد: به عنوان مثال تأکید بر پیشگیری از وقوع جرم. قوه قضائیه باید در این سال‌ها اینکار را می کرد. در حالی که حجم زیاد پرونده ها اکنون به جایی رسیده که تقریباً تمام ملت ایران درگیر پرونده های قضایی هستند،‌ اگرچه فعالیت‌های خوبی در سال‌های اخیر صورت گرفته است.

دهقان افزود: از سوی دیگر قوه قضائیه مدافع حقوق مشروع مردم است. در گام بعدی قوه قضائیه موظف به کنترل و اعمال قانون و جزاست. مسائل موجود در زندان‌ها هم البته جای بررسی و بحث دارد.

وی ادامه داد: دراین زمینه نگرانی وجود دارد. البته نکات منفی قوه قضائیه در جامعه پخش می‌شود اما نکات مثبت خیر. مواردی نظیر امنیت اجتماعی و یا فساد اقتصادی مواردی هستند که کارشناسان تاکید می کنند که در ایران وضعیت از کشورهای دیگر بسیار بهتر است اما به اعتقاد من، باید هم در زمینه عملکرد و هم در تبیین کار کنیم.

در ادامه این برنامه، نادر طالب زاده مجری و کارشناس برنامه "راز" اظهار داشت: به‌نظرم رسانه هم تکالیفی دارد که شأن این جلسه هم همین است که ما به عنوان رسانه برای دیده شدن موضوعات باید چه کنیم؟ افراد و عقول نیز در جامعه قضاوت خواهند کرد.

وی این نکته را یادآوری کرد که در برخی از کشورها جلسات قضا از رادیو و تلویزیون پخش می شود.

دادستان کل کشور در پاسخ اظهار داشت: جایگاه قضا در نظام ما جایگاه مهمی است. اگر جایگاه قضا درست باشد، باید جلوی کژی ها را بگیرد. اینکه در قانون اساسی هم تاکید شده درست است اما عدالت دارای مراحل و سطوح مختلفی است و برقراری عدالت در جامعه فقط با دستگاه قضا ممکن نیست.

وی افزود: پیشگیری از وقوع جرم امر بسیار مهمی است اما پیشگیری چه مراتبی دارد تا محقق شود؟ مسلماً بخش‌هایی از پیشگیری فرا قوه ای است. به عنوان مثال یکی از موضوعات عامل وقوع جرم، "فقر" است. اگر فقر زیاد شود، جرایم نیز زیاد می شود. آیا رفع فقر از قوه قضائیه ساخته است؟ موضوع دیگر "جهل" است، رفع جهل و بی سوادی هم به عهده قوه قضائیه نیست، باید ساز و کاری پیش‌بینی شود که پیشگیری شود و رهبر معظم انقلاب هم گفته‌اند که سایر قوا هم باید در برقراری عدالت و پیشگیری از جرم کمک کنند.

سخنگوی قوه قضائیه همچنین گفت: اینکه می گویید همه مردم درگیر پرونده هستند، غلط است. این آمار معمولا آمار چرخش پرونده هاست. تک تک مراحل یک پرونده در آمار لحاظ می شود. نباید اشتباه کرد که همه مردم درگیر پرونده ها هستند. همچنین برخی پروندها حقوقی و برخی دیگر کیفری است. ما اصلا 12 میلیون پرونده نداریم؛ این کاملاً غلط است.

دادستان کل کشور در ادامه بیان داشت: مطلب دیگر بحث اشکالات در رسیدگی است و اینکه آیا عدالت هست یا نیست. آیا کار مردم به سرعت انجام می شود یا خیر. موارد شما کاملا درست است و ما به دنبال این هستیم که چه کنیم که وضع بهتر شود. چه کنیم که این کارها بازدارنده باشد. فرمودید که رسانه باید بیشتر وارد صحنه شود و از طرفی مردم هم بیشتر مطلع شوند. نظر شخصی من این است که همانطور که در قانون اساسی آمده است که دادگاه باید علنی باشد مگر سه مورد که در قانون آمده (افراد راضی نباشند، عفت عمومی زیر پا نرود، نظم اجتماعی به‌هم نخورد) برداشت من این است که دادگاه علنی در ارتقای آگاهی و آشنایی مردم فوق العاده موثر است، اما متاسفانه دو،سه سال پیش در ماده 88 آئین رسیدگی کیفری، آمده است که نباید علنی شود که به نظر من این موضوع باید اصلاح شود. من با شما موافقم که باید اطلاع رسانی را تقویت کنیم. من خودم به عنوان سخنگو می گویم که نارسایی هم وجود دارد.

در ادامه دهقان به اژه ای گفت که این‌طور که می گویید نیست و این تبصره اتفاقا نقطه قوت قانون است که اژه ای نیز تاکید کرد که باید حفظ آبروی افراد بشود و در این زمینه حرفی نیست.

دهقان تصریح کرد: همانطور که آقای اژه ای فرموند، یک بخش موضوع اطلاع رسانی است. اما در همین موضوع جرایم رانندگی با فرهنگ سازی در تلویزیون کارهای خوبی شده. قانونی که آقای اژه ای فرمودند بحث علنی شدن اعلام اسامی مفسدان اقتصادی است که به دلیل کم‌کاری قوه قضائیه ما خودمان در مجلس دست به کار شدیم و قانون را نوشتیم و گفتیم اسامی را بعد از قطعی شدن اعلام کنید. مشکل ما این است که قوه قضائیه وقتی دادگاه مفسدان اقتصادی را برگزار می کند، اسامی را اعلام نمی کند.

دادستان کل کشور تاکید کرد که دستگاه قضا اجازه چنین کاری را ندارد.

دهقان در ادامه خطاب به سخنگوی قوه قضائیه اظهار داشت: چرا فقط شما نمی توانید اسامی افراد را اعلام کنید. بحثی که ما گفتیم این است که رسانه ها بیایند و اطلاع رسانی کنند اما اسامی علنی نشود که اژه ای در پاسخ اظهار داشت: عکس هم نباید بیاید، ما طبق قانون حق نداریم عکس آنها را منتشر کنیم.

وی ادامه داد: مطلب دیگر این است که دستگاه قضایی طوری شده که مردم تفکرات بعضا غلطی دارند و البته ما ضعف هایی داریم که بیشتر مشکل محدودیت های بودجه و... است. ما می گوییم باید واقعیت ها را بگوییم، اگر بیشتر از واقعیت بگوییم نوعی بی عدالتی است. ما امروز افرادی را که به عنوان مفسد اقتصادی مطرح می کنیم، واقعا مفسد اقتصادی نیستند. اول می آییم می گوییم این تعداد اسم مفسد اقتصادی را به قوه قضائیه داده ایم اما ما وقتی بررسی می کنیم، می بینیم بیش از 70 درصد آنها افرادی هستند که معوقات مالی دارند که گروهی از آنها به‌دلیل مشکلات اقتصادی نتوانسته اند معوقات خود را برگردانند و حتی بعضا خود دولت تصویب کرده که باز هم به وی وام داده شود. بنابراین وقتی به‌طور اشتباه موضوع مطرح می شود، ما دیگر نمی توانیم آن طور عمل کنیم چراکه ما بر اساس قانون پیش می رویم.

سخنگوی قوه قضائیه در ادامه تاکید کرد: در دوره جدید که آقای آملی لاریجانی آمده اند، گفته اند که در مورد موضوعاتی نظیر سرقت مسلحانه سریعا بررسی شود. همین‌طور دستورهایی به مسئولین داده شده که این پرونده ها سریع بررسی شود. حتی گفته اند مجازات را علنی نشان بدهید. البته ما به خاطر قانون نمی توانیم علنی کنیم تا زمانی که حکم قطعی شود. در حال حاضر حساسیت بالایی در جامعه به‌وجود آمده است و بعضا رسانه ها به موضوعاتی قدیمی آنگونه پرداخته اند که گویا همین الان اتفاق افتاده است.

وی تصریح کرد: قوه قضائیه زمانی می تواند موفق باشد که بین صاحبان قدرت و صاحبان نفوذ با مردم تفاوتی نباشد، اما قوه قضائیه در حال حاضر برای فراخواندن و یا دستگیر کردن برخی از افراد مشکل دارد.

در ادامه این برنامه، محمد تقی رهبر در مورد قانون فعلی گفت: به‌نظرم الان این قانون درست است، چراکه ممکن است جرم اثبات نشود و آن‌وقت موضوع اعاده حیثیت بسیار دشوار است. اما موضوع‌هایی نظیر اتفاقات اخیر که جرم مسلم است، باید پیگیری شود. در مورد موضوع‌هایی نظیر بی حجابی و... دستگاه های دیگر هم مسئولند. اما در مورد موضوع‌های اخیر جلساتی در مجلس برگزار شد و بنا بر این شد که نشان دادن چهره این مجرمین صورت بپذیرد. اسلام هم همین را می گوید. حضرت علی گفت اگر جرمی صورت بپذیرد او را عبرت دیگران می کنیم.

در ادامه برنامه، وحید جلیلی روزنامه نگار به عنوان میهمان تلفنی روی خط آمد و اظهار داشت: معتقدم بحث شما الآن مصداق ظلم است، چراکه به موضوع‌های کم اهمیت تر ده‌ها ساعت پرداخته می شود. بحث قضا بخشی از مجرای اجرای عدالت است. این وظیفه عمومی هم هست. در قانون اساسی در اصل 8 موضوع دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است. خیلی جالب است که بحث می کنند که یک تبصره غلط است و...

این نویسنده و روزنامه نگارادامه داد: الان 32 سال از انقلاب می گذرد و بسیاری آمده اند و رفته اند اما این اصل بررسی نشده است. بعد از هشت دوره مجلس هیچ موضوعی در این زمینه مطرح نشده است. ما باید آزادی بیان را مطرح کنیم. قوه قضائیه باید برنامه های خودش را اعلام کند که چه می خواهد بکند. صدها سال این جامعه درگیر اینگونه مشکلات بوده. بنابراین نظام جمهوری اسلامی باید این فضا را تغییر دهد. اگر این زیر ساخت‌ها فراهم شود، خیلی از مشکلات حل خواهد شد.

وی تصریح کرد: می گویند بزرگ‌نمایی می شود؛ وقتی مسیر رسیدن به اطلاعات غیر محرمانه مشخص نیست، خب همین می شود. چرا دادگاه قضایی قضات متخلف پخش نمی شود؟، اگر بشود، حساب کار دست دیگران می آید. باید کار را از نظارت عمومی شروع کنیم و پشتوانه هایش را فراهم کنیم.

دهقان در پاسخ به جلیلی اظهار داشت: ما در همه این موارد پیگیر هستیم. بالاخره ما باید سطح استنباط قضایی را بالا ببریم. نحوه گزینش خیلی مهم است. وضعیت باید از حالت سنتی تغییر کند. الان برای یک قاضی که بخواهد قضاوت کند، وجود این‌همه قانون بسیار دشوار است که باید اصلاح شود. برای هریک از موارد مفاسد اقتصادی، امنیت اجتماعی و... نیز باید بحث و از نخبگان در این زمینه استفاده کنیم.

در ادامه برنامه، محسنی اژه ای بیان داشت: من باز هم از انتقادات همه تشکر می کنم. اما مسائل وقتی پراکنده می شود، مردم نمی توانند استنباط کنند. الان موضوعات متعددی مطرح شد که جمع آنها دشوار است. آقای رهبر گفتند که قوه قضائیه مرّ اسلام نیست. و اینکه باید سریع حکم کرد. این یعنی چه؟

وی افزود: سیستم قضایی قبل از انقلاب دو مرحله ای بود، دادسرا و دادگاه. در مقطعی دادسرا را حذف کردند تا مراحل رسیدگی کوتاه شود. همه بعد از مدتی گفتند که این کار بسیار بد بود، چرا که با حذف دادسرا موضوع درست بررسی نمی شود. بنابراین، منظور اینکه مرّ اسلام نیست، باید بررسی شود. باید دید در نظام ما منظور از رسیدگی چیست؟ باید راه حل ارائه داد و فقط زیر سؤال بردن ساختار درست نیست.

دادستان کل کشور در خاتمه تصریح کرد: بحث دیگر نخبه پروری است. ببینید الان چه کسانی وارد مجلس می شوند؟، اینها چه کسانی هستند؟، آیا همه اینها نخبه هستند؟، در دستگاه قضایی هم همین‌طور، یک دانشکده تأسیس شده که نیروهای متخصص را تربیت می کند. ما به‌دنبال حوزه ها نیز رفتیم و از آنها خواستیم ما را یاری دهند. برای همین هم مؤسسه ای تأسیس شد که در آن، طلاب برای قضاوت تربیت می شوند. من خواهشم این است که وقتی می خواهیم نقد کنیم، درست نقد کنیم تا هم درست پیش برویم و هم به نتیجه برسیم. به هر حال از شما خواهش می کنم سهم قوه قضائیه را درست ببینیم.


فیلم "فرزند صبح" یک فیلم آبروبر است
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸  کلمات کلیدی: نادر طالب زاده ، موسسه حفظ و نشر آثار امام (ره)

خبرنامه دانشجویان ایران: میهمانان شب گذشته برنامه پرمخاطب "راز" به شدت از موسسه حفظ و نشر آثار امام انتقاد کردند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، احسان محمدحسنی از مستند سازان جبهه انقلاب فرهنگی و تدوین گر مستند روح الله و همچنین سازنده مستند روح الله میهمانان دیشب نادر طالب زاده در برنامه راز بودند که "با موضوع بیداری اسلامی، روایتی دیگر" به بحث پرداختند.

احسان محمدحسنی در جواب طالب زاده که از او پرسیده بود چرا ما در ایران نتوانستیم تا بحال چیزی شبیه به مستند روح الله بسازیم و باید یکی از آن طرف مرز ها، از لبنان این مستند را بسازد، گفت: با عرض شرمندگی خدمت روح پر فتوح امام و شهدا و عذر خواهی خدمت خانواده شهدا و علی الخصوص حضرت مقام معظم رهبری باید بی پرده صحبت کنم.

وی ادامه داد: وقتی این مستند که تازه زحمت ساختش را کسی دیگر کشیده از سوی موسسه حفظ و نشر آثار امام با برخورد مواجه می شود و 70 ایراد کلی از آن می گیرند و از طرف دیگر با بودجه چند میلیاردی فیلم فرزند صبح را که یک فیلم آبرو بر است و خودشان هم جرات اکران عمومی آن را ندارند دیگر چطور توقع دارید مستندی مثل روح الله در ایران ساخته شود.

وی در ادامه افزود: حرف هایی که من می زنم در دل های افسران انقلاب فرهنگی است. در دولت های قبلی که ما معتقدیم دولت های حزب اللهی و انقلابی نبودند توقعی هم نداشتیم اما 6 سال پیش ما دعا کردیم، نذر کردیم که آقای احمدی نژاد برنده انتخابات باشد و به او رای دادیم چون فکر می کردیم ایشان نگاه امام را پیاده می کند فکر انقلابی دارد و از قشر مذهبی است البته به رایی که دادیم افتخار می کنیم.

وی در انتقاد از عملکرد اهالی فرهنگی گفت: اما در این 6 سال چه اتفاقی پیش آمده است، چند تا کار سینمایی، چند تا موسیقی، چند تا تئاتر مذهبی ساخته شده است.

محمدحسنی گفت: حالا باید آن طرف را نگاه کنید که موشک های فرهنگیشان را پشت سر هم به ما بکوبند، ما رای ندادیم که آقایان بایستند کنار و تماشا کنند و هر هفته از پشت دفتر رئیس جمهور تنها عکس بازیگران و ... پخش شود.

محمدحسنی در بخشی دیگر از صحبت های خود گفت: چرا باید فیلمی مثل سنگسار ثریا بصورت خاموش در تمام دبیرستان های دخترانه ما پخش شود و مسئولین بی اطلاع و بی تفاوت باشند و ما نتوانیم در مقابل محصولی فراهم کنیم که در آنجا تاثیر گذار باشد چرا ما نتوانیم موشک شهاب 3 فرهنگی
تولید کنیم و به قلب آمریکا بکوبیم.

این مستند ساز فرهنگی گفت: ما می خواستیم این آرا را ملموس در خیابان ها احساس کنیم. متاسفانه دستگاه های فرهنگی چه وزارت فرهنگ چه سازمان تبلیغات چه رسانه ملی همه چاق شده اند و عملی از آنها سر نمی زند.

محمد حسنی در ادامه با اشاره به جشنواره فیلم فجر گفت: در همین جشنواره از مسئولین بخواهید بنشینند  و فیلم هایی که رفع توقیف کردند یکبار با خانواده خود نگاه کنند که البته بنده از همین الان می توانم چهره آنها را تجسم کنم. چرا آنها از فیلمی که برای پخشش در جلوی خانواده خود شرمنده می شوند را رفع توقیف می کنند و میدهند تا من و دخترم آنرا نگاه کنیم.

محمدحسنی در ادامه افزود: متاسفانه طی سفرهایی که بنده به شهرهای مختلف طی این چند وقت اخیر داشتم هیچ یک از بودجه های فرهنگی تخصیص یافته نیز اعطا نشده است.

اما وی در ادامه افزود البته باید این بشارت را بدهم که جبهه ای در حال شکل گیری است که از آن در آینده خیلی از این محصولات را خواهید دید بچه هایی از جبهه انقلاب فرهنگی که فهمیده اند باید مثل اول انقلاب پا برهنه دنبال کار دوید و نباید به این دستگاهها امیدی داشت.

در ادامه کارگردان مستند روح الله گفت: اما باید به این نکته اشاره کرد که چون مردم ایران داخل این نعمات هستند کاری انجام نمی دهند چون خودشان امام را لمس کردند. البته باید گفت این موضوع در مورد امام خامنه ای نیز صدق می کند و در مورد ایشان هم هیچ کاری صورت نگرفته اما باید بگویم معدود فیلم هایی که از انقلاب اسلامی منتشر شده به معنای واقعی کار صدور انقلاب را انجام می دهد مثلا فیلم یوسف پیامبر که بیش از صد بار در تلویزیون های عربی پخش شده یا فیلم مریم مقدس که برای مثال در لبنان آنقدر تاثیر گذار بوده آنهم در بین مسیحیان که ارتباط مسیحیان و مسلمانان چند برابر شده و هم اکنون اینها با هم سالی یک روز را جشن مشترک دارند. آنها روز بشارت که همان روزی است که جبرائیل به حضرت مریم بشارت حضرت عیسی را داد را جشن مشترک می گیرند.


متن و حاشیه‌های بزرگداشت با شکوه هجدهمین سالگرد شهادت آوینی
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢  کلمات کلیدی: شهیدسیدمرتضی آوینی ، حداد عادل ، نادر طالب زاده ، حاج سعید قاسمی
حداد: آوینی 20 سال پیش حرف‌هایی زد که هنوز جسارت بیان صریح آنها را نداریم/ قاسمی: آقا مرتضی خوب شد نبودی، ببینی...

مراسم هجدهمین سالروز شهادت سید مرتضی آوینی، عصر شنبه به همت‌موسسه‌ی فرهنگی "روایت فتح" در تالار بزرگ کشور برگزار شد.

به گزارش رجانیوز، علاوه بر غلامعلی حدادعادل رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی که برای اولین بار در این مراسم سخنرانی می کرد، میزگرد بررسی دیدگاه اندیشه‌های شهید آوینی با حضور نادر طالب‌زاده، حاج سعید قاسمی و حسین محمودیان مجری برنامه، برگزار شد و جذابیت خاصی به مراسم بخشید.


طالب‌زاده: نمی‌دانم چرا تلویزیون صدای مرتضی را از "خنجر و شقایق" حذف کرد


طالب زاده گفت: در زمان حیات سید مرتضی -چه در زمان جنگ و چه بعد از آن- هیچ‌گاه، هیچ یک از گروه‌های تلویزیونی با او مصاحبه نکردند. در حالی که کار برجسته‌ی او را در زمان جنگ همه‌ی مدیران و مسئولان دیده بودند و می‌دانستند که یک شخص خاصی این اثر را ساخته است و حتی او را از نزدیک می شناختند. اما حتی یک مصاحبه‌ی تلویزیونی با او انجام نشد تا مردم متوجه شوند که آوینی کیست و این یک فاجعه است.


وی افزود: حتی در موضوع سینما هم که سید بلافاصله بعد از جنگ به آن پرداخت و خاکریزی جدیدی را در موضوع روشنفکری و حقیقت اسلام و تبیین جایگاه یک روشنفکر مسلمان ایجاد کرد، هیچ‌گاه رسانه به سراغ او نرفت تا مثل خیلی‌های دیگر نظر او را هم بپرسد. چرایی این موضوع همیشه برای من سوال بوده است. البته جواب برای خود من مشخص است اما باید آن را آسیب شناسی کرد. حتما باید خداوند کسی را شهید کند تا شناخته شود؟


طالب‌زاده به ذکر خاطراتی از زمان ساخت مستند "خنجر شقایق" پرداخت و گفت: در دوره‌ای به دعوت حوزه‌ی هنری آن زمان و بخش تلویزیون آن، که شهید آوینی مسوولیتش را بر عهده داشت، گروهی همزمان با جنگ بوسنی، به این کشور اعزام شدند و قرار شد در این سفر ما هم همراه آن گروه باشیم تا یک فیلم مستند بسازیم. این سفر حدود یک ماه طول کشید و پس از آماده شدن فیلم، شهید آ‌وینی متن آن را نوشت و حاصل فیلمی شد که می‌بینید.


وی در ادامه با یادآوری این‌که این فیلم در همان زمان و پس از آن همواره در نمایش با محدودیت‌های متعدد مواجه شده بود، عنوان کرد: نمایش‌های محدود موجب شد که این کار سر و صدای بیشتری داشته باشد. اما من هیچ‌وقت نفهمیدم که چرا تلویزیون صدای سید مرتضی را از روی این فیلم برداشت و بخش‌های بسیاری از آن را سانسور کرد؟


قاسمی: آقامرتضی! چقدر خوب شد نبودی فیلم "فرزند صبح" را ببینی


در ادامه این برنامه، حاج سعید قاسمی از همرزمان سید مرتضی آوینی با اشاره به قوت مجموعه روایت فتح گفت: آوینی می‌دانست که زمانی همه برای یک فریم عکس و یک لحظه تصویر از جبهه و جنگ له‌له می‌زنند و حتی ممکن است که تاریخ را عده‌ای اشتباه بنویسند. برای همین او به ثبت تصویری جبهه و جنگ پرداخت؛ چرا که به خوبی می‌دانست در آینده عده‌ای به حرف امام (ره) گوش نمی‌دهند و برخلاف آن‌که امام گفته بود بخش‌هایی از زمین‌های سوخته‌ی جنگ را برای آیندگان نگه دارید، آنها گوش به این حرف ندادند.


قاسمی افزود: سید مرتضی حاضر نبود دروغ بگوید. الان فیلم‌سازها اگر بخواهند مستندی از آن روزها بسازند به بهانه‌ی نداشتن وقت کافی، به جای رفتن به مناطق عملیاتی، راهی شهرک سینمایی دفاع مقدس می‌شوند و در آنجا با فضاسازی سعی می‌کنند آن روزها را برای مخاطب تداعی کنند. اما سید زیر بار اینها نمی‌رفت. باید در منطقه‌ی عملیاتی و لوکیشن واقعی فیلم می‌گرفت. در خود قتلگاه.


وی ادامه داد: او دوربینش را همان‌جایی می‌کاشت که رزمندگان جانانه مقاومت کردند و شهید شدند تا حرف و حدیث آخرش را همانجا بزند. و حدث ما حدث... سید حاضر نبود دروغ بگوید. نمی‌دانم رمزش چیست اما صیاد هم قصد داشت که واقعیت عملیات ثامن‌الائمه را به تصویر بکشد که عمرش کفاف نداد. باید که عمر قرن‌هایی سر بیاید/ تا مثل یک آوینی دیگر بیاید.


این همرزم شهید اظهار داشت: فکر می‌کنم که روشنفکر واقعی کسی‌است که تا 20 سال آینده را ببیند. این روزهایی که بحث ولایت پذیری در فتنه خدشه دار شد، خیلی از کسانی که در فتنه ناباورانه فریب خوردند، رفیقان او بودند. فتنه‌ای که از بیرون طراحی شد اما مجریان داخلی در قصه‌ی فتنه خیلی مقصر بودند.


وی در ادامه با خطاب قرار دادن آن شهید گفت: چقدر خوب شد آقا سید مرتضی که نبودی ببینی! نمی‌توانم بگویم که چقدر خوب شد ندیدی، چون شهید شاهد، ناظر و حی است. اما خیلی سخت بود آقا سید مرتضی! رفقایی که تو با دیدن اولین زاویه‌های انحراف در آنها به ایشان نامه زدی، یکی یکی فریب خورند.


او با یادآوری برخی از آثار بهروز افخمی و محمد نوری‌زاد گفت: بعد از 20 سال دیدیم که فرزند صبحی با بودجه‌های میلیاردی ساخته شد که در آن هنرپیشه‌ی معلوم‌الحالی با شلوار جین نقش مادر امام را بازی می‌کند. چه کسانی از او پشتیبانی می‌کنند؟ کسانی که به نوعی به خود ما منتسب هستند. چگونه است که ما برای ساخت یک مستند چند میلیونی گیر می‌کنیم اما بودجه های میلیاردی در اختیار اینها قرار می‌گیرد. در اختیار چهل سرباز! چقدر خوب شد آقا سید مرتضی که نبودی! چقدر خوب شد!


قاسمی درباره ولایتمداری سید شهیدان اهل قلم گفت: یادت هست آقا سید مرتضی وقتی که بعد از رحلت امام(ره) در یک جمع خصوصی کسی گقت که هیچ کس دیگر امام نمی‌شود؟ یادت هست که یقه‌ی او را گرفتی؟ یادت هست که چقدر ناراحت شدی و اولین بار برای حمایت از ولایت آقا شمشیر کشیدی؟ و بعد از آن نامه‌ای نوشتی و در انتهای آن گفتی که "حضرت آقا! سر ما و فرمان شما" و با آن نامه اولین اظهار ارادت را به آقا کردی؟


وی در ادامه خطاب به شهید آوینی گفت: آقا سید! شما جنگ نرم را خوب می‌فهمیدی و می‌شناختی! یادت هست که سر قصه‌ی ماهواره شما تذکر دادی که برادران! اینترنت به مراتب می تواند خطرناک‌تر از ماهواره باشد. حالا همه این جنگ‌های فیس‌بوکی و توئیتری را می‌بینند. من مدتی قبل در سوریه بودم در یکی از روستاهای حاشیه‌ی شهر حلب، نصف مردم "ندا آقاسلطان" را می‌شناختند. در یک روستا! آقای موسوی و کروبی با گرفتن پول از محمود عباس و عبدالله اردنی و ... می خواستند جنگ‌های فیس‌بوکی راه بیاندازند.


قاسمی با اشاره به انقلاب‌های کنونی منطقه، افزود: اگر امروز بودی آقا سید مرتضی، تویی که جنگ در بوسنی اهل تسنن را تحمل نیاورده بودی، هر جا که جنگ می‌شد -در افغانستان، عراق، پاکستان و تاجیکستان- حضور داشتی، امروز با دیدن حوادث بحرین، یمن و مصر چه می کردی؟ بالاخره حتما یک تیم فیلمبرداری به این کشورها می‌فرستادی، دغدغه‌ی گروه‌های فیلمبرداری امروز کجا ودغدغه‌های آوینی کجا!


وی افزود: آقا سید! بعضی از لبنانی ها در این هشت ماه فتنه خواب راحت نداشتند! زنگ می‌زدند و می‌گفتند اگر نمی‌توانید جمع کنید ما بیاییم! به خاطر همین است که حضرت آقا فرمودند اگر از همه‌ی اشتباهات سران فتنه بگذریم، از گناه خدشه دار شدن آبروی نظام نخواهیم گذشت.


سعید قاسمی خاطرنشان کرد: آقا سید! ندیدی که در قلب حادثه در وسط خیابان انقلاب، به کریسیتن امانپور اجازه داده شد رو به دوربین بایستد و بگوید: «this ih the end of the road» اگر تو بودی تحمل نمی‌کردی!  تو بودی بعد از فتنه لااقل دو تا مستند می‌ساختی تا فرزند من متوجه شود که از کجا ضربه خورده! بفهمد که به فرموده‌ی حضرت آقا برای این فتنه 20 سال برنامه‌ریزی شده بود! همه چیز برنامه ریزی شده بود و فقط خدا خواست که نشد.


وی در ادامه گفت: اگر تو بودی دو تا مستند کار می‌کردی تا فرزند من بفهمد که در این 16 سال چه بلایی بر سر او در دانشگاه آزاد اسلامی آوردند. دانشگاهی که هنوز دست همان‌هاست. یا دانشگاه هنر که خود فارغ التحصیل آن هستی! دانشگاهی که وقتی باران می‌زند، دختر و پسر می‌ریزند بیرون و ترانه‌ی "بارون بارون" می‌خوانند. سید! حسب ظاهر کار به دست حزب‌اللهی‌هاست اما درواقع آنها سوار کار نیستند.


قاسمی سخنانش را با این جملات به پایان برد: اگر تو امروز بودی قطعاً دغدغه‌ات دغدغه‌ی ما نبود. تو به هنگام شهادت روی برانکارد، مدام استغاثه می‌کردی و نام مادرت فاطمه را صدا می‌زدی. ناگهان سه بار روی همان برانکارد گفتی "اللهم اجعل مماتی فی سبیل الله"، تو حسرت خوب مردن را داشتی! و آخرین صحبتم از نوشته‌های خود سید مرتضی: «راستی برای مرگ آماده‌ای؟ اگر الان ملک الموت سر رسد و تو را به عالم باقی فراخواند هر چند با شهادت، آماده‌ای؟ دیدم که نه! شهوت زیستن مرا به خاک بسته است، چنگ در خاک زده و ریشه دوانده است و می دانستم که شهدا را پیش از این که مرگشان سررسد، دعوت می کنند و آنان لبیک می‌گویند و تا چنین نشود، اجل سر نمی‌رسد. راستی برای مرگ آماده‌ای؟»


حداد عادل: 20 سال پیش حرف‌هایی زد که هنوز جسارت بیان صریح آنها را نداریم


همچنین غلامعلی حداد عادل که برای نخستین بار به این مراسم آمده بود، گفت: در 18 سالی که از شهادت این هنرمند گذشت، این نخستین بار است که من در ارتباط با او صحبت می‌کنم، چرا که شناخت من نسبت به ایشان دورادور بوده و خیلی با ایشان کار نکرده و حشر و نشر نداشتم.


وی با بیان این‌که مرتضی آوینی را بیشتر از طریق برنامه‌هایش در تلویزیون و مقالاتی که از او خوانده‌است،می‌شناسد، یاد آور شد: وقتی که «روایت فتح» را می‌دیدم، حس می‌کردم که چند سر و گردن بالاتر از کارهای هنری است که در آن زمان در ارتباط با جبهه و جنگ ساخته می‌شد. هم متن این برنامه بسیار ادیبانه بود و در کنار آن صدای نرم، گوش آشنا و صمیمی که خود موسیقی نجیبی داشت باعث می‌شد که حتی اگر کسی چشمش هم به تلویزیون نبود با شنیدن این صدا حال و هوای جبهه را در ذهن تداعی کند.


حدادعادل با بیان این‌که آوینی پلی میان هنر و فلسفه زده بود، تصریح کرد: هنوز مدعی نیستم که آوینی را می‌شناسم و خود معترفم که او را نمی‌شناسم. اما باید بگویم که ما بعد از پیروزی انقلاب با مقوله‌ی هنر مشکل داشتیم و این مشکل به قبل از انقلاب برمی‌گشت.


این نماینده‌ی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد:مشکل ما با سینما به قبل از انقلاب برمی‌گردد. هنر قبل از انقلاب هنری نبود که متدینین،اجازه‌ی پرداختن به آن را به خود بدهند. هنرهای آن زمان به گونه‌ای بود که متدینین به سراغ آنها نمی‌رفتند اما بعد از انقلاب ما به همه‌ی هنرها نیاز داشتیم. چند روز پس از انقلاب، شهید مطهری به من گفت که به صدا و سیما بروم. آن هم منی که پیش از انقلاب نه خود و نه اقوامم هیچ‌یک تلویزیون هم نداشتیم و اصلا پای تلویزیون نمی‌نشستیم. حال می‌بایست من خود تلویزیون را اداره می‌کردم و تازه آن‌جا بود که فهمیدم تلویزیون مانند جانور بزرگی است که هرچه کار می‌کنیم سیر نمی‌شود.


وی در ادامه عنوان کرد: در زمان پیش از انقلاب اگر خانواده‌ی متدینی متوجه می‌شد که جوانش عصر روز جمعه به سینما رفته است، عزا می‌گرفت. اما پس از انقلاب، سینما به دست همین جماعت متدین افتاد و لازم بود که آنها خود سینما را ایجاد کنند. آن هم سینمایی که جذاب‌ترین، فنی‌ترین و فریبنده‌ترین هنر غربی‌ها محسوب می‌شد. به هر حال پس از انقلاب ما نمی‌توانستیم دست روی دست بگذاریم. هنوز سینما در تمام جهان مانند سیل ویرانگری است که از سمت غرب به شرق روان است. تلویزیون‌ها و فضای مجازی هم اکنون در خدمت این هنر قرار گرفته‌اند.


حدادعادل در عین حال به کارکرد سینمای غرب اشاره کرد و گفت: سینما در غرب با ارایه‌ی یک زندگی کاذب و ایجاد بستری از تخیل سعی می‌کند که زندگی واقعی مردم جامعه را به سمت آن زندگی کاذب سوق بدهد. این واقعیت تمام‌نمای سینمای غرب است. سینمایی که رایج است و توده‌ی مردم را جذب می‌کند و مدام بحث آمار فروش آن مطرح می‌شود. اگر دقت کنیم به خوبی درمی‌یابیم که این سینما آمیزه‌ای از شهوت و خشونت که هردو اموری حیوانی هستند محسوب می‌شود که با تبلیغات بسیار به مخاطب ارایه می‌شود. حال در نظر بگیرید که در چنین فضایی فردی دوربینی که وسیله‌ی فیلمسازی است را در خدمت نوع دیگری از سینما قرار دهد و نمونه‌ای پاک، والا و متعالی از آن را ارایه کند.


وی ادامه داد: در روزگاری که آن‌قدر جبهه و جنگ حواس‌ها را پرت کرده بود که کسی حواسش به این حرف‌ها نبود، این توجه شهید آوینی به بحث ثبت تصویری جنگ، اهمیت بسیار زیادی داشت و هنر مهم و بزرگ او این بود که به خوبی فهمیده بود پشت سر سینمای رایج غرب یک جهان‌بینی نهفته است. در واقع آوینی نوعی خودآگاهی پیدا کرده بود و از ظاهر سینما به باطن آن راه یافته بود. او می‌دانست که فرد با این سینما قصد دارد چه مفاهیمی را بیان و چه اقداماتی را انجام دهد و درک همین مطلب نکته‌ای است که از همه‌ی فعالیت‌های دیگر آوینی اهمیت بیشتری داشته است.


این نماینده‌ی مجلس در بخش دیگری از صحبت‌هایش به وضعیت امروز دانشگاه‌ها اشاره کرد و گفت: امروز لازم است که در دانشگاه‌های ما توجه شود که پشت علوم و به‌ویژه علوم انسانی غربی چه فلسفه‌ای نهفته است. اکنون باید این مساله درک شود و بعد از آن برای آن راه حلی پیدا کنیم.


حدادعادل جنبه‌ی فلسفی کارهای شهید آوینی، توجه او به زبان فارسی، قوت او در نگارش و ساده و عمیق‌نویسی او را از جمله ویژگی‌های مهم آثار آوینی برشمرد و افزود: در کنار تمام این موارد شخصیت آوینی هم یک نکته‌ی مهم داشت و آن شجاعت این هنرمند بود. او شجاعت وداع با گذشته را داشت و به راحتی با گذشته‌ای که باید با آن وداع می‌کرد، خداحافظی کرد. من به یاد دارم که در دوره‌ی دانشجویی تقریبا همزمان با هم در دانشگاه تهران تحصیل می‌کردیم. در آن زمان دانشکده هنرهای زیبا فضای دیگری داشت که البته هنوز هم همین‌طور است اما در همان زمان شهید آوینی جلوی کافه تریای این دانشگاه شعرهای نو می‌خواند و حرف‌های فیلسوفانه مطرح می‌کرد اما همین فرد آن‌قدر شجاعت داشت که پس از انقلاب و درک امام (ره)،بسیار صادقانه، عمیق و باایمان پا به صحنه گذاشت و 20 سال پیش حرف‌هایی را زد که خیلی‌ها و حتی شاید خود بنده هنوز جسارت بیان صریح آنها را نداشته باشیم.


وی ادامه داد: در واقع در شخصیت آوینی نوعی عرفان و اخلاق در هم آمیخته وجود داشت و او این موارد را جان‌مایه‌ی غربی‌ترین هنر روز کرد و در این میان در حد بحث‌های نظری هم محدود نشد و برای ساخت فیلم‌هایش به دل جبهه و وسط خون و آتش رفت.


این نماینده‌ی مجلس در بخش دیگری از صحبت‌های خود در این مراسم به جنبش‌های جدید کشورهای مسلمان اشاره کرد و افزود:امروز دولت‌های غربی با این سازمان‌های عجیب و پر زرق و برقی که مدعی مبارزه با خشونت و تروریسم هستند، در برابر کشورهای مسلمان چه می‌ کنند؟ مردمی که با الهام از انقلاب ما بپا خاسته‌اند و شهید می‌دهند. اکنون چندین ماه است که این نهضت‌ها شروع شده‌اند اما آیا در تمام این مدت و در تمام این کشورها یک نفر مانند ندا آقاسلطان وجود نداشته است؟!


حدادعادل ادامه داد: ما که نفهمیدیم او چگونه کشته شد، اما ببینید اکنون چگونه در دنیا بر سر این موضوع سر و صدا راه انداخته‌اند. از میان این همه آدم که در این کشورها کشته شده‌اند آیا واقعا یک نفر نبود که به قول آنها مانند ندا آقاسلطان مظلوم کشته شده باشد؟ پس داستان چیست؟ این موضوعی است که باید جوان دانشگاهی امروز ما به آن توجه داشته باشد. امروزه با این مشخصات درک غرب و اهداف آن بسیار آسان‌تر از 50 سال پیش است، اما باز هم جای تعجب دارد که هنوز عده‌ای متوجه این موضوع نیستند.


وی هم‌چنین عنوان کرد: قشرهای مختلف مردم و اجتماع ما هریک الگو و اسوه‌ی خاص خود را در انقلاب داشتند و در این میان شهید آوینی الگوی جماعت دانشجو و جوانی است که اهل ذوق و هنر هستند. در واقع آوینی مانند حجتی است که از سوی خدا فرستاده شده است.


حدادعادل یادآور شد:چند ماه قبل از شهادت مرتضی آوینی، سفری به تاجیکستان داشتیم که در آن سفر دورادور با یکدیگر آشنا شدیم، اما فرصت نشد که بنشینیم و با هم صحبت کنیم. چندی پس از آن یکی از دوستان مشترک خبر از ایشان داد و در مراسم تشییع او با اوجی از جمعیت و احترام بسیار مواجه شدیم.


حدادعادل در ادامه‌ی صحبت‌های خود بار دیگر به وضعیت سینمای ایران پرداخت و افزود: ما هنوز هم در سینما مساله و مشکل داریم و من به صراحت این موضوع را می‌گویم. البته نمی‌خواهم تلاش کارگردانان و فیلمسازان متعددی که به وجودشان افتخار می‌کنیم را نادیده بگیرم اما واقعیت این است که روال اصلی سینمای ما هنوز دست آنها نیست.


وی در عین حال گفت:ما هنوز نمی‌دانیم که چرا برخی فیلم‌ها به نمایش درمی‌آیند و اصلا چرا برخی از آنها ساخته شده و چند صد میلیون تومان از پول بیت‌المال به ساخت آنها اختصاص پیدا کرده است؟! ما واقعا نمی‌دانیم اگر دو یا سه سال پیش فیلمی را به هر دلیل متوقف کرده‌اند، چرا اکنون باید آن فیلم اجازه‌ی نمایش بگیرد؟ در این میان هیچ‌کس هم نیست که پاسخ سوالات ما را بدهد و اینها همه مساله است. شما فکر می‌کنید بی‌دلیل مقام معظم رهبری با این همه مشغله و دغدغه، کارگردانان را دعوت کرده و به صحبت با آنها می‌نشیند. تازه بخشی از این دیدارها را همگان خبر دارند و به غیر از آن‌چه که همه می‌دانند، دیدارهای دیگری هم بوده است؛ چرا که مقام معظم رهبری خبر دارند که در این حوزه چه می‌گذرد.


حاشیه ها:


در این مراسم که در تالار وزارت کشور برگزار می‌شد، بخش‌هایی از مستندهای ساخته شده توسط سید مرتضی آوینی هم به نمایش درآمد و در بخش پایانی، حاج صادق آهنگران به مداحی پرداخت.


سردار نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفان، پرویز سروری نماینده مجلس، محمد کوثری نماینده مجلس، جواد جباری رئیس بنیاد فرهنگی روایت، مجید رجبی‌معمار، هنرمندان و خانواده شهدا و ایثارگران از حاضران این مراسم بودند.


استقبال به نحوی بود که حداد عادل در پایان صحبت‌هایش با اشاره به جمعیتی که در تالار وزارت کشور حضور داشتند، عنوان کرد: وقتی چنین تالار بزرگی 90 درصد صندلی‌هایش با نام آوینی پر می‌شوند، مایه‌ی امیدواری است و نشان می‌دهد که نام و فکر این شهید بزرگوار چراغی برای آینده است.


کتاب‌های "آینه جادو" با تیراژ جدید 2200 نسخه، "فردایی دیگر" با 2200 نسخه، "فتح خون" با 5500 نسخه از نشر واحد و با هماهنگی و پیگیری خانواده شهید آوینی پس از دو سال انتظار در بازار کتاب، در مراسم بزرگداشت این شهید به علاقه‌مندان ارائه شد.


خادمان شهدا با پوشش متحدالشکل در ورودی سالن حضور داشتند.


کریم منصوری قاری بین‌المللی کشورمان با حضور در این مراسم، آیه 169 سوره عمران که سندی بر زنده بودن شهداست را قرائت کرد.


افشاگری"می سان" از راز ترور رفیق‎حریری در برنامه "راز" طالب‎زاده
ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، رفیق حریری ، نادر طالب زاده
افشاگری"می سان" از راز ترور رفیق‎حریری در برنامه "راز" طالب‎زاده

در کنار برنامه متوقف شده " دیروز، امروز، فردا" شاید برنامه "راز" به تهیه کنندگی نادر طالب زاده از معدود برنامه‎های ماه‎های اخیر رسانه‎ ملی بوده باشد که تنها به دلیل پرداختن به موضوعاتی حول محور "گفتمان انقلاب اسلامی" با مخاطب قابل توجهی روبرو شده است. اگر  یامین پور در برنامه‎اش  گفتمان انقلاب اسلامی در داخل ایران بررسی کرده است، طالب زاده در رازش تلاش کرده تا یاران غیر ایرانی گفتمان انقلاب اسلامی را به مخاطب مشتاقش بشناساند.

به گزارش رجانیوز، در آخرین برنامه از دور جدید راز، نادرطالب زاده به بهانه نزدیک شدن موعد برگزرای دادگاه ترور رفیق حریری، که آگاهان مسائل لبنان آنرا طراحی برای حذف حزب الله از صحنه سیاسی لبنان تعبیر کرده‎اند، با دعوت از "تیری می سان" نویسنده جنجالی فرانسوی ابعاد جدیدی از رازهای این ترور را افشا کرد.

می سان که در جریان حوادث یازده سپتامبر با انتشار کتاب جنجالی " دروغ بزرگ" با اسناد موجود در رسانه‎ها و دستگاه‎های انتظامی امریکا طراحی و اجرای این حادثه را توسط دولت امریکا اثبات کرده بود، در کتاب جدید خود با عنوان" دروغ بزرگ2 " به موضوع ترور رفیق حریری پرداخته و با 10 دلیل بسیار مستند، این ترور و انفجار را متوجه کشورهای غربی از جمله آلمان کرده است.

می سان با حضور در برنامه راز با اشاره به انتشار مقاله خود در لبنان و در یکی از معتبرترین نشریات روسی، موضع خود را موضع یک ناظر بیرونی به پرونده عنوان کرد.

وی در ادامه با اشاره به ویژگی های اجساد سوخته شده در انفجار که نیمی از آن سوخته و نیمی سالم باقی مانده بود و همچنین نحوه پخش شدن اجسام پس از انفجار به صورت عمودی بر خلا ف انتشار افقی اجسام در انفجارهای مشابه و همچنین حفره عمیقی که بر اثر انفجار خودروی حریری در خیابان به وجود آمده بود، این انفجار را برخلاف ادعای کمیته حقیقت یاب که ناشی از انفجار یک تن مواد منفجره از قبیل تی ان تی یا سی جهار عنوان کرده بود، ناشی از انفجار یک سلاح پیشرفته و ناشناخته دانست.

می سان در ادامه این برنامه با اشاره به ملاقاتش با یک گروه اسلحه سازی در کشور آلمان،  عنوان کرد که این گروه با استفاده از تکنولوژی نانو موفق به طراحی بمبی متشکل از اورانیوم غنی شده و مواد مرسوم انفجاری شده‎اند که میزان حرارت و قدرت انفجار آن قابل کنترل و هوشمند است. وی در ادامه با اشاره به وضعیت جسمانی تنها بازمانده ترور حریری و با استناد به گزارش بیمارستان محل بستری وی بدن او را آلوده به اورنیوم غنی شده تشخیص داده بودند، استفاده از اورانیوم غنی شده در این انفجار را حتمی دانسته و بدن نیمه سوخته قربانیان را سندی بر قابل کنترل بودن میزان قدرت بمب بکار گرفته شده دانست.

در ادامه نیز وی اشاره کرد که نمونه خاک محل حادثه پس از بررسی همزمان در سه لابراتوار تنها در لابراتوار مرتبط با رئیس آلمانی کمیته تحقیقات که سابقه همکاری با سیا را نیز در پرونده دارد، حاوی مواد منفجره متعارف(تی ان تی یا سی چهار) تشخیص داده شد و در آزمایشگاه‎های دیگر این خاک حاوی مواد مذکور تشخیص داده نشد و این در حالی بود که بنا بر ادعای کمیته تحقیق، در صورت انفجار یک تن از این مواد، قطعا خاک محل حادثه مملو از بقایای مواد مذکور می‎بود. با اینحال کمیته تحقیق بدون در نظر گرفتن نظر دو آزمایشگاه دیگر به نظر آزمایشگاهی که زیر نظر رئیس خود فعالیت می‎کرده استناده نموده است.

در عین حال و بنا بر سخنان می سان، نحوه پرتاب اشیاء و جهتی که موج انفجار داشته است، حاکی از آن است که انفجار از بالا اتفاق افتاده و احتمالا به وسیله یک راکت که از سوی شئ پرنده‎ای شلیک شده صورت گرفته است. در همین حال امریکا و اسرائیل نیز که در روز مذکور از نحوه و تعداد پروازهای هواپیماهای بدون سرنشین و معمولی بر فراز آسمان بیروت مطلع بوده‎اند هیچگونه اطلاعاتی را در این زمینه در اختیار کمیته تحقیق قرار نداده‎اند.

اما بخش دیگر از سخنان می سان که به کمک او برای اثبات ادعایش مبنی بر استفاده از سلاحی جدید با قابلیت انفجار قابل کنترل و با استفاد از راکت برای ترور حریری آمده، بیانیه شرکت آلمانی بنز است که پس از ترور حریری برای دو روز روی سایت کمپانی باقی مانده و سپس حذف می‎شود. شرکت بنز در این بیانیه با اشاره به تضمین 20 میلیون دلاری این شرکت به رفیق حریری برای ساخت ماشینی ضد گلوله، ضد انفجار و ضد مین انفجار این ماشین بوسیله مواد انفجاری متعارف را غیر ممکن دانسته و این انفجار را ناشی از یک ماده غیر متعارف ارزیابی می‎کند. هر چند این بیانیه بزودی از روی سایت بنز حذف می‎شود ولی یکی از جدی ترین اسناد برای اثبات ادعای می سان است.

در همین حال، تعویض چهار رئیس برای کمیته تحقیق، استفعای 24 نفر از اعضای کمیته و تلاش برای استفاده از شاهدین دروغین برای محکوم کردن سوریه، همگی ادله دیگری برای سالم نبودن این دادگاه عنوان می شود.

به نظر می‎رسد طرح این نگاه از سوی  می‎سان در فضای داخلی لبنان، بخشی از نظرات دادگاه بین المللی ترور رفیق حریری را که به درخواست دولت غیرقانونی وقت تشکیل شده و تمام تلاش خود را برای محکومیت حزب الله به کار  گرفته است، با چالش جدی مواجه کند.