پهلوان علی اکبر ناطق نوری در زورخانه (عکس)
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  کلمات کلیدی: ناطق نوری ، عکس

حاج علی اکبر ناطق نوری رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی ازجمله ورزشکاران با سابقه ورزش زورخانه است. در این تصاویر وی در جمع ورزشکاران شهرستان نور به همراه برادرش دیده می شود.






ناطق، هاشمی را عامل شکست خود می دانست
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، ناطق نوری ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، سیدمحمد خاتمی

 

گروه تاریخ رجانیوز: ماهها پیش ازانتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 76،‌ جامعه روحانیت تشکیل جلسه داد و 14 نفر حاضر در جلسه به اتفاق آرا، ناطق نوری را به‌عنوان کاندیدای خود انتخاب کردند. چند روز بعد جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز حمایت خود از کاندیداتوری ناطق نوری را رسماً اعلام کردند.
اما موضع هاشمی رفسنجانی در این میان چه بود؟ حجت‌الاسلام والمسلمین تقوی در پاسخ یکی از خبرنگاران در این خصوص گفت: «ایشان(هاشمی) در جلسه دو هفته قبل روحانیت مبارز اعلام کرده بودند که رأی اکثریت اعضای جامعه متمایل به آقای ناطق نوری است و در آن جلسه هدایت جلسه توسط آقای هاشمی بود اما به احترام جامعه مدرسین قرار شد که با آنان هم هماهنگی به عمل آید که در نهایت این عمل هم صورت گرفت.» وی در ادامه گفت: «در جلسه شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز که با حضور ایشان تشکیل شده بود، آقای هاشمی از آقای ناطق نوری حمایت کردند و این گونه نیست که آقای هاشمی یک عضو بی نظر باشند.»
حمایت هاشمی در جامعه روحانیت از ناطق در حالی بود که حزب متبوع او، مسیری دیگر را دنبال می کرد. در واقع در تحلیل رفتارهای سیاسی هاشمی رفسنجانی طی این سال ها، همواره موضع بینابین او برای حفظ جایگاه شخصیتی در دو سوی جریانات سیاسی به وضوح قابل مشاهده است. البته باید پذیرفت رقابت انتخاباتی هفتم نه بین دو جناح یا دو جریان که بین مردان هاشمی بود و در نهایت برآیند کار می توانست به نفع او تمام شود. ناطق نوری یک چهره نزدیک و آشنا برای هاشمی بود و خاتمی هم که بعدها وارد میدان شد، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت سازندگی به شمار می آمد. در واقع اگر چه جناح های مختلف در برابر هم صف آرایی کردند، اما جدال در یک حلقه تعریف می شد. تنها مسئله ای که پیش آمد، این بود که ذهنیت های منفی نسبت به هاشمی به پای جریان راست و ناطق نوری نوشته شد و خاتمی وجهه ای روشنفکر و تحول‌گرا از خود به نمایش گذاشت.
حجت‌الاسلام والمسلمین ری شهری در این میان نماینده جریان سوم بود؛ اگر چه نتوانست آن گونه که باید رسالت این جریان را به دوش بکشد. شاید هم پیام‌آور مناسبی به شمار نمی آمد. او زیر بیرق جناحی خاص نرفت و تصریح کرد: «ما هیچ کس و هیچ جناحی را مطلق و معصوم نمی دانیم و پیشرفت و رشد مادی و معنوی کشور را در سایه همفکری و همکاری همه جناح ها و تفکراتی که در چارچوب نظام فعالند، ممکن می دانیم.» ری شهری از پتانسیل رسانه ای و تبلیغاتی مناسبی هم نسبت به رقبای خود با بریز و بپاش های گسترده ای که داشتند، برخوردار نبود.

سرگردانی جناح چپ و گرم شدن فضای انتخاباتی
انصراف موسوی جناح چپ را وادار کرد تا به کاندیداهای دیگری بیندیشند. مجمع روحانیون مبارز نشست های مکرری را برگزار کرد و به گزینه‌هایی چون سید محمد خاتمی و سید هادی خامنه‌ای رسید. اسامی دیگری هم مثل علی اکبر محتشمی پور و محمد هاشمی در فضای سیاسی کشور مطرح می شد. سرانجام هفتم بهمن ماه و چند روز پس از انتخاب خاتمی توسط مجمع روحانیون مبارز، روزنامه سلام خبر قطعی شدن کاندیداتوری او را رسماً اعلام کرد.خاتمی قریب به 9 سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را عهده دار بود و پس از استعفا در سال 1371 با عنوان رئیس کتابخانه ملی ایران فعالیت می‌کرد. خاتمی چند روز بعد در مراسم احیا سال 1375 در جمع اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور گفت: «در قانون اساسی جمهوری اسلامی حکومت از آن خداست که توسط مردم اعمال می شود و ملت آن را با اراده آزاد پذیرفته‌اند.» او همچنین افزود: «قانون اساسی با گنجاندن حق انتخاب و اعمال حکومت توسط مردم راه را برای بدترین نوع استبداد که همانا نادیده گرفتن اراده انسان با توجیه انتساب حکومت به خدا و اعمال آن توسط افراد یا قشر خاصی است، بسته است.»انتخابات هفتم آبستن ترویج این ایده بود که مشروعیت ولایت فقیه از جانب مردم است نه از جانب خدا. آیت‌الله مهدوی کنی در واکنش به فضاسازی‌های ایجاد شده تصریح کرد: «ولایت فقیه محور اساسی انقلاب است؛ باید حریم آن محفوظ بماند. نامزدهای ریاست جمهوری نباید اجازه بدهند جریانات مشکوک به نام طرفداری از آنها مطالب گروهی خود را مطرح کنند. می‌گویید مشروعیت ولایت فقیه از سوی مردم است. آیا امام این حرف ها را می‌زد؟ این حرف ها چیست از خودتان درآورده اید؟»
در این دوره، ناطق نوری کاندیدایی محافظه کار و ادامه دهنده راه هاشمی شناخته می شد و در طرف مقابل خاتمی چهره ای روشنفکر، اصلاح‌طلب و منتقد به خود گرفته بود. این در حالی بود که مواضع خاتمی بعضاً در هاله‌ای از ابهام و کلی گویی بیان می شد و گاه متناقض به نظر می رسید. در این بازه‌زمانی البته طیف چپ به‌عنوان منتقد جدی اقتصادی دولت سازندگی به شمار می‌آمد. در واقع، سلایق اقتصادی بیش از پیش تضاد میان ناطق نوری یا هاشمی با خاتمی را به نمایش می گذاشت. حال آنکه خاتمی خود در حوزه فرهنگ رویکردی کاملا لیبرال داشت؛ در واقع اختلاف نظرها اگر چه وجود داشت، اما اختلافات مبنایی و ریشه ای نبود.زهرا رهنورد هم آن روز در زمره منتقدان اقتصادی بود. او با انتقاد از نزول وضعیت طبقه متوسط در جامعه گفت: «چرا کسانی که بیشترین زحمت را برای انقلاب کشیده اند، کمترین بهره را برده اند و کسانی که کمترین گام ها را برای انقلاب برداشته اند، بیشترین بهره اقتصادی، فرهنگی و گاه سیاسی را برده اند؟»در طول دوره فعالیت دولت سازندگی هم برخی چهره های شاخص جناح چپ انتقادات شدیدی را علیه هاشمی رفسنجانی و دولتمردان مطرح کرده بودند. این همه در نهایت در نگاه مردم صحنه جدال را به تقابل دو چهره محافظه کار و غیرمحافظه کار تبدیل می کرد. در این میان البته هاشمی وانمود می کرد چهره‌ای فراجناحی و بی طرف است. او می‌گفت: «هر مطلبی که در مورد حمایت من از یک نامزد خاص مطرح شود، تنها یک خیال و تصور است.» این در شرایطی بود که جامعه روحانیت که هاشمی عضو آن به شمار می آمد، ناطق نوری را اصلح می دانست و اطرافیان هاشمی در حزب کارگزاران خاتمی را مورد توجه قرار می دادند.در این میان، مواضع خاتمی هم به نوبه برای مردم جدید بود. مردم از عملکرد دولت‌سازندگی و فضای بسته ایجاد شده رضایت نداشتند و گمان می‌کردند با روی کار آمدن خاتمی این فضا تغییر خواهد کرد و توجه بیشتری به آنها خواهد شد. خاتمی در قامت یک منتقد ظاهر شده بود و طبیعی هم بود که منتقدان شرایط موجود به او بپیوندند. به این ترتیب بود که به قول سعید حجاریان جبهه ای بین العباسین شکل گرفت و از عباس دوزدوزانی گرفته تا عباس عبدی به خاتمی رأی دادند.
خاتمی می گفت: «زنان در جامعه ما مظلوم بوده و بسیاری از این مظلومیت ها نیز به بهانه و نام دین به آنها تحمیل شده است... باید از زنان برای ایجاد و تأسیس جامعه مدنی و تأمین مشارکت عمومی در جهت پیشبرد امور کشور استفاده کرد.» او می افزود: «اینکه گفته می شود نتایج انتخابات آینده ریاست جمهوری از پیش مشخص است، حرف درستی نیست.» شاید یکی از بالاترین خدمات را طنز هفته‌نامه گل آقا به خاتمی کرد؛ طنزی که در آن آمده بود: «بنویسید خاتمی بخوانند ناطق نوری!» در واقع این گونه وانمود می شد که مردی از راه رسیده است که می خواهد طرحی نو دراندازد و دیگران هم نمی خواهند او حضور داشته باشد؛ لذا به هر وسیله ای که شده او را از میدان کنار خواهند زد.بعضی مواضع اصلاح طلبان در آن موقع در نوع خود قابل توجه بود. مثلاً بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین گفت: «بنده نمی توانم ادعا کنم صد در صد خط امامی هستم؛ برخی مواضع حضرت امام راحل را نمی پسندیدم!» او همچنین افزود:«خط امامی بودن یک اسم است مانند اینکه گروهی از روحانیت اسم تشکل خود را جامعه روحانیت مبارز یا مجمع روحانیون مبارز گذاشته اند.» مشکل جناح راست این بود که از یک سو آبروی خود را به اشخاصی پیوند زده بود که در میان مردم دیگر چندان مورد توجه قرار نمی گرفتند و از سوی دیگر حاضر نبود اشتباهات سازندگی و برخی شخصیت ها را بپذیرد. در واقع هاشمی و عملکرد دولت سازندگی با وجود انتقاداتی که رهبری مطرح کرده بودند، در نگاه جناح راست مقدس و معصوم تلقی می شود.
از سوی دیگر، جناح راست به مقبولیت ناطق نوری پناه برده برد و به اصلح بودن نامزد را هم بعد از انتخاب نامزد تعریف می کرد. در واقع دنبال اصلح نبود بلکه دنبال کسی بود که بتواند آرای مردم را از آن خود کند و بعد هم مهر اصلح به نامش زده شود.برخی شعارها و سخنان خاتمی در آن دوران ناظر به مقوله عدالت اجتماعی بود؛ یعنی همان چیزی که در دوره سازندگی مغفول واقع شده بود. خاتمی می گفت: «رسیدگی به وضعیت مردم تهیدست و توزیع عادلانه ثروت باید در سرلوحه امور مسئولان قرار گیرد. آزادی های به دست آمده در کشور نشأت گرفته از دین و معنویت است.»خاتمی البته ولایت فقیه را هم مورد اشاره قرار می‌داد و از لزوم تبعیت از آن سخن می گفت. او تصریح می کرد: «ولایت فقیه محور نظام است و باید به این اصل پایبند بود زیرا که قبول نظام یعنی قبول ولایت فقیه.» او همچنین می افزود: «رئیس‌جمهوری آینده با توجه به شرایط و اوضاع و احوال باید برنامه هایی داشته باشد که مورد قبول مردم و رهبر معظم انقلاب باشد.»دقیقاً به خاطر جملات و مواضعی از این دست است که نمی توان رأی به خاتمی را رأی « نه» به نظام تحلیل کرد. خاتمی با این همه می کوشید تا در چارچوب نظام سخن بگوید. رأی به خاتمی رأی به ناکارآمدی دولت سازندگی و پاسخگو نبودن مسئولین برآمده از این دولت بود. در واقع مردم دقیقاً می دانستند چه چیزهایی را نمی خواهند. خواسته هایشان را هم در قالب شعارها و حرف هایی نو و انتقادی جست وجو می کردند. این گونه بود که رویکردی همه جانبه و از طرف اقشار مختلف مردم به سوی خاتمی شکل گرفت. باید پذیرفت عملکرد جناح راست هم در این میان بی تأثیر نبوده است. جناح راست به‌عنوان حامی قسم خورده هاشمی، دولت سازندگی و تمام فعالیت های حکومت به شمار می آمد.

حمایت کارگزاران از خاتمی
دست آخر کارگزاران سازندگی هم که دربرگیرنده مردان هاشمی بود، از سید محمد خاتمی حمایت کردند. این ائتلاف با مجمع روحانیون البته کمی تعجب برانگیز بود. حجت‌الاسلام علی زادسر نماینده جیرفت در مجلس گفت: «هنگامی که خبر ائتلاف دو گروه را شنیدم، واقعاً متعجب و متحیر شدیم که این چگونه ائتلافی بود!» او همچنین افزود: «برای اینکه دو گروه کارگزاران سازندگی و مجمع روحانیون مبارز که در حال حاضر در قضیه ریاست جمهوری ائتلاف کرده اند، از سرسخت‌ترین مخالفین و موافقین سیاست های حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بودند.»راز این ائتلاف، همسویی مبانی تئوریکی بود که این جریانات داشتند. در واقع، هر دو سوی ائتلاف در مبانی فکری لیبرال بودند. در حالی که جناح راست تنها در حوزه اقتصاد، متمایل به اقتصاد آزاد بود. این همسویی میان کارگزاران و جناح چپ بعد از دوم خرداد بیشتر به نمایش گذاشته شد و بسیاری از مردم دولت سازندگی که سال‌ها مورد انتقاد جناح چپ بودند، بار دیگر در مسند مدیریت کشور ظاهر شدند.

برگزاری انتخابات
با فرا رسیدن زمان ثبت نام، این بار 234 نفر برای شرکت در انتخابات داوطلب شدند، یعنی چیزی حدود 2 برابر متوسط دوره های گذشته. در این میان البته تنها نام 4 نفر به تأیید شورای نگهبان رسید. علی اکبر ناطق نوری، سید محمد خاتمی، محمد ری‌شهری و سید رضا زواره ای 4 نفری بودند که بعد از تأیید شورای نگهبان راهی عرصه رقابت شدند.نام برخی رد صلاحیت شدگان هم آشنا بود. افرادی چون حبیب الله پیمان، ابراهیم یزدی، عزت الله سحابی، مهندس معین فر، حشمت الله طبرزدی، اعظم طالقانی و علی فراستی در فهرست رد صلاحیت شدگان قرار داشتند.در نهایت، انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در تاریخ 2/3/76 برگزار شد. در این دوره 36466487 نفر واجد شرایط شرکت بودند که از این تعداد 29145745 نفر شرکت نمودند که معادل 79/92درصد بود. حجت‌الاسلام خاتمی با 20138784 رأی (69 درصد)، حجت‌الاسلام ناطق نوری با 7248317 رأی، محمد ری شهری با 744205 رأی، زواره ای با 772707 رأی. حکم تنفیذ حجت‌الاسلام خاتمی در 12/5/76 از سوی مقام معظم رهبری صادر شد.

ناطق نوری: علت شکستم هاشمی رفسنجانی بود
ناطق نوری در کتاب خاطرات خود به علل شکستش اشاره می کند و حمایت از هاشمی را یکی از عوامل تأثیرگذار در این زمینه می داند. او می گوید: «دوستان ما به آقای هاشمی انتقاد زیادی می کردند و به ایشان هم می گفتند. البته من از آقای هاشمی و دولت ایشان در مجلس، چه برای لوایح و چه برای کابینه و همچنین از خود شخص آقای هاشمی هم -چون مورد حمله و هجمه بود- مفصل دفاع می کردم. در یک مقطعی تحکیم وحدت و جریان های مقابل حمله به آقای هاشمی را شدید کرده بودند و نسبت های امریکایی و غیرامریکایی و این حرف ها را به ایشان می دادند. یک سال جلوی لانه جاسوسی بخش عظیمی از سخنرانی‌ام در دفاع از شخص آقای هاشمی بود. گفتم: «شما که می گویید ایشان امریکایی است، این را بدانید او کسی بود که در پرونده حسنعلی منصور دستگیر شد. او کسی است که پیشکسوت است، کسی است که در حمله مسلحانه ضد‌امریکایی آن موقع حضور داشته است؛ ما جزو نوچه ها و دست پرورده های او در انقلاب هستیم.» بنابراین طبیعی بود که مرا حامی مطلق ایشان بدانند و عده ای از مخالفین و جناح مخالف تبلیغ می کردند که اگر آقای ناطق بیاید، وضعیت مثل سابق خواهد شد. چون یک عده مذهبی که از آقای هاشمی دلخور بودند، هم حرف داشتند، زیرا کارگزاران را وابسته به آقای هاشمی می دیدند. کمی اباحه گری و غیره در آن موقع وجود داشت که مذهبی ها اعتقاد داشتند دولت آقای هاشمی عامل عمده آن است بویژه زمانی که دختر ایشان -فائزه- به میدان آمد زمینه آزادی های این چنینی فراهم شد.»
ناطق نوری در ادامه می افزاید: «مسئله دیگر این بود که وقتی من از سیاست های اقتصادی دولت و شخص ایشان دفاع کردم، می گفتند: پس ناطق که شق القمری نمی کند و تحولی در کشور ایجاد نمی شود؛ او هم راه رفسنجانی را ادامه می دهد. طبیعتاً این جریان اثر خود را روی آرا می‌گذاشت. در واقع یکی از عواملی که سبب شد من رأی نیاوردم، حمایت من از آقای هاشمی، به این بیانی که عرض کردم، بود و حمایت از آقای هاشمی چوب خوردن داشت.»ناطق نوری به همین میزان هم بسنده نمی کند. او ادامه می دهد:«یکی دیگر از عوامل عدم موفقیت من در پیروزی انتخابات موضع گیری آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری بود. به نظر من ایشان مقهور آن جوسازی‌هایی شد که می‌گفتند تقلب می شود. ایشان می خواست به‌عنوان رئیس قوه مجریه که وزارت کشور هم زیر نظر ایشان است، ژستی بگیرد که نخیر من هستم و نمی گذارم تقلب شود. لحن صحبت ایشان که چرا می خواهید تقلب کنید، به معنی تأیید آن همه جوسازی بود. بالاخره هر کس می توانست بگوید: اینکه از خودشان است، دارد می گوید تقلب؛ پس معلوم می شود تقلبی وجود دارد. خطبه ایشان در نمازجمعه واقعاً اثر بسیار سوئی در جامعه داشت و هیچ توجیهی هم ندارد. اخیرا شنیدم که بعضی اطرافیان ایشان گفتند: ما در تحلیل هایمان اشتباه کردیم؛ فکر می کردیم که اگر آقای ناطق بیاید، مستقل عمل می کند و خلاصه به آقای هاشمی توجه نمی کند و اگر آقای خاتمی بیاید بهتر است چون مشورت پذیر است، البته بعداً معلوم شد که اشتباه کردیم.»


از سوی ناطق نوری و حسن روحانی کلید خورد؛
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤  کلمات کلیدی: اکبر هاشمی رفسنجانی ، ناطق نوری ، حسن روحانی ، مهدی کروبی
سناریوی "نجات هاشمی" به قیمت عبور از موسوی و کروبی

اظهارنظرهای دیرهنگام افرادی مانند حسن روحانی و علی‌اکبر ناطق نوری در محکومیت فتنه‌گران پس از گذشت 20 ماه در حالی است که به‌نظر می‌رسد با اطمینان از افول قطعی فتنه و تثبیت انزجار عمومی از آن‌ها پروژه "نجات هاشمی" به قیمت عبور از موسوی و کروبی کلید خورده است.

 
به گزارش رجانیوز، در حالی که پس از گذشت 10 روز فراخوان‌های جریان فتنه برای روز 25 بهمن که از لحاظ حجمی قابل مقایسه با مواردی مانند روز 22 خرداد امسال نبود، در شهر تهران با جمعیت بالغ بر 10 میلیون نفر، کمتر از 10 هزار نفر به خیابان آمدند.
 
بی‌اعتنایی به فراخوان فتنه در شرایطی بود که به گفته شاهدان عینی نه تنها مردم با تعداد معدودی از افرادی که با انگیزه مشخص ایجاد آشوب به خیابان آمده بودند، همکاری نمی‌کردند بلکه در مواردی انزجار خود را نیز ابراز می‌کردند.
 
به گفته خبرنگار ما،‌ در یک مورد مشخص زنی که محل سکونتش در اوایل خیابان 12 فروردین تقاطع انقلاب بود،‌ از بالای پنجره در واکنش به فردی که زنگ در منزل او را زده و از وی برای پنهان شدن در خانه‌اش تقاضا می‌کرد، با تندی می‌خواست که به این رفتارها پایان دهند و تأکید کرد که سال گذشته هم که به شما پناه می‌دادیم، اشتباه کردیم.
 
در عین حال،‌ به‌نظر می‌رسد به‌دنبال اطمینان از میرایی قطعی جریان فتنه و قادر نبودن به تجدید حیات با گذشت بیش از یک سال از 9 دی 88، تعدادی از افرادی که با سکوت خود در طول 20 ماه گذشته خدمات زیادی به این جریان کردندٰ به این نتیجه رسیده‌اند که برای مصلحت بالاتری که "نجات هاشمی در آستانه انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان" و "احیای شخصیت خود برای ماندن در لایه‌های نظام" است، باید از موسوی و کروبی عبور کرده و به مرده فتنه لگد بزنند.
 
در این زمینه، مشخصا علی‌اکبر ناطق نوری و حسن روحانی اظهاراتی مطرح کرده‌اند که طرح آن‌ها در زمان فعلی و در حالی که آشوب‌های خرداد و تیر 88، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و حتی روز عاشورا که به مراتب تبعات منفی بیشتری برای کشور داشت، آن‌ها ‌سکوت کرده بودند، عادی به‌نظر نمی‌آید.
 
همچنین آقای هاشمی رفسنجانی نیز که اوایل بهمن ماه جاری به صراحت تأکید کرده بود که مواضعش همان نظراتی است که در خطبه‌های نمازجمعه 26 تیر ماه 88 بیان کرده، به‌طور تلویحی از رفتارهای خلاف قانون انتقاد کرده و در حالی که حاضر نشده است از واژه "فتنه" و اشاره مستقیم به سران آن استفاده کند، گفته است رفتارهای خلاف قانون بر اساس نظر امام راحل حرام است.
 
این در حالی است که برخی از فرزندان آقای هاشمی در جریان آشوب‌های سال گذشته نقش فعالی داشته و یکی از آنان هنوز متواری است. همچنین اظهارنظرهای وی در طول 20 ماه گذشته عمدتا در خدمت جریان فتنه بوده، به‌طوری که بارها به خبر اول رسانه‌های ضدانقلاب تبدیل شده است.
 
در جلسه دو روز قبل هیئت رئیسه مجلس خبرگان نیز که در نهایت بیانیه‌ای به اسم مجلس خبرگان از آن منتشر شد،‌ آقای هاشمی تمایلی به صدور بیانیه نداشته که با تأکید قاطع سایر اعضای هیئت رئیسه، این بیانیه منتشر شد.
 
اما در حالی که کمتر از 20 روز به انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان باقی مانده است، افرادی مانند ناطق نوری و روحانی که با سکوت و یا اظهارنظرهای مورد تمایل جریان داخلی و خارجی فتنه به امیدواری آن‌ها کمک کرده بودند، باید قبل از چیدن هر سناریوی جدیدی از جمله احیای خود و آقای هاشمی، در مورد رویکرد و مواضع قبلی خود مانند نشست دور یک میز با موسوی خوئینی‌ها و دیگران توضیح دهند.
 
در این میان، تحرکات مشکوک در رسانه ملی نیز برای تطهیر این افراد و برجسته کردن اظهارنظرهایی که گویندگان آن‌ها را از نظام طلبکار نشان می‌دهد، به‌جای اینکه در همین مصاحبه‌ها از آن‌ها پرسیده شود در طول این مدت چرا مهر سکوت بر دهان داشته و یا با جریان فتنه همکاری کرده‌اند،‌ عادی به‌نظر نمی‌رسد.

بازگرداندن هاشمی، روحانی و ناطق به جلسات جامعه روحانیت دیگر در دستور کار نیست
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، ناطق نوری

غیبت یکسال و نیمه چهره​های شاخص جامعه روحانیت مبارز در جلسات این تشکل روحانی، هرازگاهی به صدر اخبار می​رود و زود هم آتشش فروکش می​کند. بی​آنکه منجر به بازگشتن آنها بشود.

 به گزارش خبرآنلاین، انتخابات ریاست جمهوری دهم و حواشی پس از آن مهمترین علت کناره​گیری هاشمی​رفسنجانی، آیت​الله امامی کاشانی و حجج اسلام ناطق نوری و حسن روحانی از حضور در جلسات جامعه روحانیت بود. اگرچه تلاش​هایی برای بازگرداندن آنها صورت گرفت اما این تلاش​ها بی​نتیجه ماند و تا آنجا پیش رفت که کلا متوقف شد. توقفی که حتی در آستانه انتخابات مجلس نهم و در قالب تلاش برای اجماع میان اصولگرایان نیز، دچار سرآغاز دوباره نشده است.

اینکه چرا این آقایان حاضر به بازگشتن به جلسات جامعه روحانیت مبارز نشده​اند و تلاش های برای بازگرداندنشان متوقف شده است، سوالی بود که سیدرضا اکرمی، پاسخ آن را به سخنگوی این تشکل واگذار کرد و تنها به گفتن این جمله اکتفا نمود که اینها مسائل داخلی در یک خانواده است.

آنچه در پی می​آید گفت​وگوی کوتاهی با حسین ابراهیمی یکی از اعضای این تشکل روحانی است.

اگرچه چهره​هایی چون شما و آقایان نواب و سالک اعلام کرده بودید که از چهره​های چون آقایان هاشمی رفسنجانی و روحانی و امامی کاشانی خبر داده بودند، اما اخیرا آقای روحانی گفته​اند که اگر از ایشان دعوت شود، در جلسات شرکت می​کنند. این نوعی تناقض در مواضع اعضای جامعه روحانیت نیست؟
همانطور که قبلا هم گفته​ام، هر هفته از تمامی آقایان بلا استثنا دعوت می​شود.

این دعوت چطور صورت می​گیرد؟
فکس دعوتنامه به دفاتر آقایان ارسال می​شود.

حتی برای آقای هاشمی؟
حتی برای ایشان.

آقای روحانی گفته بودند، اگر دستور جلسات مهم باشد، در جلسات شرکت خواهند کرد. دستورجلسات چیست که از نظر برخی اعضا مهم به نظر نمی​رسد؟
دستورجلسات درباره مسائل و امور جاری کشور و خود جامعه روحانیت است. البته تشخیص اینکه این دستور جلسات مهم هست یا نه، به خود آقایان بر می​گردد.

زمانی برای بازگرداندن برخی از آقایان از جمله هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری و روحانی، به جلسات جامعه روحانیت تلاش​هایی صورت می​گرفت، این تلاش​ها به کجا رسید؟
مدت​ها از این مذاکرات می​گذرد و بعد از اینکه آقایان به جامعه روحانیت بازنگشتند، ما هم دیگر ادامه ندادیم.

این مذاکرات با محوریت آیت​الله مهدوی کنی بود؟
کمیته​ای از سوی ایشان برای این کار منصوب شده بودند که تلاش​هایشان هم نتیجه​ای نداشت.

چرا؟ دلایل اصرار این آقایان به عدم حضور در جلسات جامعه روحانیت چه بود؟
این مسائل قبلا مطرح شده است و دیگر لزومی به تکرارش نیست.

با توجه به اینکه الان جامعتین موضوع وحدت میان اصولگرایان را دنبال می​کنند، ممکن است که تلاش​ها برای بازگرداندن این آقایان تکرار شود؟ بویژه با توجه به اینکه در آستانه انتخابات مجلس نهم هم هستیم.
فعلا که چنین کاری در دستورکار جامعه روحانیت نیست. اگر چنین کاری در اولویت جامعه روحانیت قرار بگیرد و کسی هم مامور آن شود، حتما این کار صورت خواهد گرفت.