مدحی از قدرت اطلاعاتی ایران می‌گوید
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، مدحی ، وزارت اطلاعات

عامل نفوذی ایران در اپوزیسیون خارج از کشور در دانشگاه علامه‌طباطبایی از قدرت اطلاعاتی ایران می‌گوید.

محمدحسن عبدالهی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی در گفت‌وگو با فارس، با اعلام این خبر گفت: محمدرضا مدحی عامل نفوذی جمهوری اسلامی ایران در اپوزیسیون خارج از کشور با حضور در دانشگاه علامه‌طباطبایی و در جمع دانشجویان از قدرت اطلاعاتی و امنیتی ایران سخن می‌گوید.

وی افزود: این اولین باری است که مدحی برای بیان قدرت اطلاعاتی ایران و آنچه که وی در طول این مدت انجام داده در یک دانشگاه سخنرانی می‌کند.

عبدالهی خاطرنشان کرد: در این مراسم مستند "مهار نشده" پخش شده و در پایان بیانیه بسیج دانشجویی در پاسخ به گزارش اخیر آژانس انرژی اتمی قرائت خواهد شد.

به گفته وی این مراسم ساعت 13 روز دوشنبه 23 آبان در سالن شهید بهشتی دانشکده حقوق و علوم‌سیاسی دانشگاه علامه‌طباطبایی برگزار می‌شود.

سردار محمدرضا مدحی پس از چندین سال فعالیت اطلاعاتی و نفوذ در اپوزیسیون خارج ‌از کشور چندی پیش توسط دستگاه اطلاعاتی کشور به ایران بازگشت.

پس از افشاگری‌های وی اپوزیسیون خارج از کشور به تلاطم افتاده و ابعادی جدید فعالیت‌ها علیه ایران توسط آمریکا و غرب روشن شد.


سوال مطهری از مصلحی درباره هاله سحابی
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: علی مطهری ، حیدر مصلحی ، هاله سحابی ، وزارت اطلاعات

"موضوع سؤال آقای مطهری درباره موضوعاتی بود که رسانه‌های بیگانه در اوایل فوت هاله سحابی مطرح می‌کردند که آقای وزیر در این جلسه اعلام کرد که فیلم کامل تشییع عزت‌الله سحابی در اختیار وزارت اطلاعات قرار دارد و یکی از بستگان هاله سحابی فردی است به نام دکتر افتخاری که متخصص است و در این مراسم حضور داشته که خود دکتر افتخاری، هاله سحابی را معاینه و خود او گواهی دفن هاله سحابی را صادر می‌کند."

فاطمه آلیا از توضیحات وزیر اطلاعات با این مضمون که یکی از بستگان خانواده سحابی به نام دکتر افتخاری که در مراسم تشییع عزت‌الله سحابی حضور داشته و پس از معاینه هاله سحابی گواهی دفن وی را صادر کرده، خبر داد.

فاطمه آلیا، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس با اشاره به حضور حجت‌الاسلام حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات در جلسه کمیسیون متبوعش، اظهار داشت: آقای مصلحی در این جلسه گزارشی از مسائل منطقه‌ای با توجه به جایگاه وزارت اطلاعات و اشرافی که وزارت اطلاعات بر مسائل دارد، تشریح و تحلیل کرد.

وی با بیان اینکه وزیر اطلاعات در این جلسه همچنین در خصوص موفقیت‌های این وزارتخانه در مبارزه با تروریست‌های گروهک پژاک ارائه داد، گفت: گروهک پژاک و گروهک‌های تروریستی در شمال غرب کشور حضور داشتند که توسط وزارت اطلاعات شناسایی شده و توطئه‌های آنان خنثی شد.

این عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس اضافه کرد: گزارش وزیر اطلاعات درباره نحوه برخورد، شناسایی و نحوه سرکوب ضد انقلاب که با همکاری دشمنان خارجی معمولاً برنامه‌های خودشان را در ایران تعقیب می‌کنند، بود که به اعضای کمیسیون ارائه شد.

وی همچنین گفت: کشورهای متعددی گروهک تروریستی پژاک را در منطقه تجهیز و تقویت می‌کنند و از آنها حمایت‌های مادی و معنوی به عمل می‌آورند.

آلیا ادامه داد: بعضی از کشورهای همسایه در داخل کشور ما عملیات تروریستی خودشان را پیش می‌برند و سپس به کشور خود فرار می‌کنند که در این زمینه تا چند وقت پیش موضوع کشور عراق مطرح بود.

به گفته وی، گاهی آنان آموزش‌هایشان را در کشورهای شمالی ایران می‌گذرانند و کانون‌هایی توسط استکبار جهانی، آمریکا و صهیونیست‌ها ایجاد شده‌اند که کشورهای منطقه حتماً باید در قبال امنیت منطقه حساس باشند و متعهدانه و هوشیارانه عمل کنند.

"حاجی‌احمدی رهبر پژاک هم‌اکنون در آلمان زندگی می‌کند که بارها ما این موضوع را چه در سفرهایی که هیئت‌های آلمانی به ایران داشتند و چه در سفرهایی که ما به آلمان داشته‌ایم، با مقامات عالی‌رتبه مجلس این کشور مطرح و اعلام کرده‌ایم که به راحتی حاجی‌احمدی در آلمان زندگی و از تلویزیون آنجا استفاده می‌کند."

نماینده مردم تهران در خانه ملت تصریح کرد: وزارت اطلاعات کشورمان با یک بالندگی، پیروزی و اشراف بر موضوعات، توانست توطئه‌های پژاک را خنثی کند و پایگاه آنان در شمال شرق کشور را در هم بکوبد.

وی تأکید کرد: آقای مصلحی در این جلسه همچنین از دستگیری عوامل بی‌بی‌سی فارسی در تهران نیز گزارشی ارائه داد که مشخص می‌شد به شکلی حتی برخی از افراد ساده‌لوح را فریب داده و به خدمت گرفته بودند اما وزارت اطلاعات توانسته عوامل بی‌بی‌سی در ایران که یک تیم بودند را دستگیر کند.

"وزیر اطلاعات در این جلسه همچنین درباره جایگاه بیداری اسلامی مردم منطقه به خصوص پیروزی‌هایی که در مصر اتفاق افتاد و اینکه مردم این کشور توانستند در اقدامی غرورآفرین لانه جاسوسی رژیم صهیونیستی در قاهره را تسخیر کنند، اطلاعات دقیقی را ارائه کرد و درباره تحولات سوریه و یمن و موضع‌گیری‌های کشور ما در قبال این تحولات، اطلاعات جامعی را مطرح کرد."

این نماینده مجلس بر همین اساس به موضوع دیگری که وزیر اطلاعات در این جلسه مطرح کرده، اشاره کرد و گفت: آقای علی مطهری نماینده تهران سؤالی از وزیر اطلاعات درباره علت مرگ هاله سحابی مطرح کرد و آقای مصلحی در این توضیحاتی را ارائه داد که از نظر قاطبه اعضای کمیسیون قابل قبول بود.

"موضوع سؤال آقای مطهری درباره موضوعاتی بود که رسانه‌های بیگانه در اوایل فوت هاله سحابی مطرح می‌کردند که آقای وزیر در این جلسه اعلام کرد که فیلم کامل تشییع عزت‌الله سحابی در اختیار وزارت اطلاعات قرار دارد و یکی از بستگان هاله سحابی فردی است به نام دکتر افتخاری که متخصص است و در این مراسم حضور داشته که خود دکتر افتخاری، هاله سحابی را معاینه و خود او گواهی دفن هاله سحابی را صادر می‌کند."

به گفته آلیا، افتخاری در جمع تشییع‌کنندگان پدر هاله سحابی حضور داشته و همان جا هاله سحابی را معاینه می‌کند و گواهی دفن او را صادر می‌کند که به گفته وی وزارت اطلاعات فیلم کامل مراسم تشییع پدر هاله سحابی را در اختیار دارد.

وی با بیان اینکه از نظر قاطبه اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مسئله خاصی در مرگ هاله سحابی وجود نداشته است، متذکر شد: وزارت اطلاعات با وجود آنکه هاله سحابی محکوم بوده و در جریان فتنه 88 نیز حضور داشته، کمک کرده تا او بتواند در مراسم تشییع پدرش حضور یابد تا بحث عزاداری به لحاظ رعایت اصول انسانی از مباحث دیگر منفک محسوب شود.

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در ادامه یادآور شد: وزارت اطلاعات در این زمینه همکاری خوبی داشته و فیلم مراسم تشییع پدر هاله سحابی نیز در این اختیار این وزارتخانه قرار دارد.

فاطمه آلیا در خاتمه گفت: وزیر اطلاعات فیلم تشییع پدر هاله سحابی را در اختیار آقای مطهری قرار داد چرا که آقای مطهری خواستار مشاهده این فیلم بود.


هاشمی رفسنجانی: وزارت‌اطلاعات و بچه حزب‌اللهی‌ها ما را اذیت می‌کنند
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، وزارت اطلاعات

هاشمی رفسنجانی دیروز طی سخنانی در قزوین که منتشر نشد، بیان داشت: «گاهی فشار می‌آورند که فلان آقا مثلاً رادیکال هست و برکنارش کنید، وزارت اطلاعات یک جورایی اذیت می‌کند، دیگران یه جور دیگر اذیت می‌کنند، بچه حزب‌الهی‌ها یه جور دیگر اذیت می‌کنند.

 فارس: خبرگزاری دانشجو نوشت: هاشمی رفسنجانی دیروز پس از بهره‌برداری از چند پروژه دانشگاه آزاد قزوین در جمع مسئولان استان، دانشگاه آزاد و تنی چند از اساتید و دانشجویان این دانشگاه گفت: «دانشگاه آزاد طبیعتش این است که کار خودش را می‌کند؛ در باند نیست، در گروه نیست، در جناح نیست، البته من جناح‌ها را عیب نمی‌دانم بالاخره در جامعه زنده جناح هست، حزب هست، باند هست، اما دانشگاه آزاد صبقه علمی‌اش را دارد.»

رئیس سابق مجلس خبرگان که چند روز بعد از شنیده شدن اخباری مبنی بر خداحافظی قطعی جاسبی از دانشگاه آزاد سخن می‌گفت، ادامه داد: «در دانشگاه آزاد همه طور آدم از همه جریان‌ها است؛ در دانشجو، در کارمندان، در مدیران و در اساتید از این جریان‌ها حضور دارند، ما هم واقعاً امتیازی قائل نیستیم.»

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دلخوری خود از حزب اللهی‌ها را اینگونه بر زبان آورد: «گاهی فشار می‌آورند که فلان آقا مثلاً رادیکال هست و برکنارش کنید، وزارت اطلاعات یک جورایی اذیت می‌کند، دیگران یه جور دیگر اذیت می‌کنند، بچه حزب الهی‌ها یه جور دیگر اذیت می‌کنند، این کار ما نیست همه مدیران بدانند ما این جوری نیستیم.»

هاشمی به طور تلویحی حمایت خود از یک جریان خاص در دانشگاه آزاد را مورد اشاره قرار داد و افزود: «بعضی‌ها می‌گویند فلان استاد سرکلاس این حرف‌ها را زده است، خوب بگوید، او یک استاد است، نظراتی دارد و سرکلاس یا جلسات می‌گوید ما بنا نداریم که مسائل باندی و سیاسی بشود و لو اینکه خودمان در یک جریان باشیم به هر حال هرکس در یک جریان و تفکری هست دیگر، ولی در دانشگاه آزاد ما می‌خواهیم میدان بازی باشد برای همه.»

رفسنجانی در این مورد توضیح نداد که چگونه می‌توان کرسی‌های استادی را در دانشگاه به افراد با گروه‌های طیفی مختلف سپرد، اما از جلوگیری انتقال مفاهیم انحرافی از سوی اساتیدی که حامی تفکرات منحط غربی و یا احتمالاً دارای تفکرات ضداسلامی هستند، صحبت کرد.

وی در ادامه سخنان خود بیان داشت: «معلم، استاد، «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»، شامل اینجا هم می‌شود، وقتی استادی با هر گرایش کار خودش را به درستی انجام می‌دهد از او استقبال بکنیم و باید دستش را ببوسیم، ولی اگر کوتاهی کرد با هر گرایش باید تذکر داده شود.»

عضو هیئت امنای دانشگاه آزاد تصریح کرد: «ما بنا داریم که دانشگاه آزاد اسلامی جایی باشد برای تعلیم و تربیت و اخلاق که بنیه علمی کشور را بالا ببرد.»


وزیر اطلاعات در نشست خبرگان اعلام کرد:
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٦  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، جریان فتنه ، جریان انحرافی
ائتلافات علنى و عمدتاً مخفى جریان فتنه با جریانهای انحرافى علیه نظام ولایت فقیه
وزیر اطلاعات، از ائتلافات علنى و عمدتاً مخفى جریان فتنه با جریانهای  انحرافى خبر داد.
 حجت‌الاسلام والمسلمین مصلحی که در دهمین اجلاس مجلس خبرگان سخن می‌گفت، در سخنانی تصریح کرد: دشمنان در رویایى با نظام، دو استراتژى را دنبال می ‏کنند که استراتژى اول خودش دو شاخه دارد؛ تهاجم به ارزش‌ها هویت دینى و فرهنگ اسلامى و تحریم‏هاى اقتصادى و سیاسى.
 
وی همچنین مبارزه با نظام که با استفاده از ابزارهاى نرم و سخت صورت می گیرد، را استراتژی دوم دشمن در جهت مبارزه با نظام برشمرد.
 
وزیر اطلاعات با تأکید بر نقش وزارت اطلاعات در حراست و حفاظت از دستاوردهاى نظام، از جنگ سخت اطلاعاتى نظام با دشمنان خبر داد.
 
وى در ادامه از برخى اظهار نظرهاى کارشناسانه که در بعضى موارد حتى موجب از بین رفتن تلاش‌هاى صورت گرفته می ‏شود، انتقاد کرد و خواستار این شد که مسئولین این نکات امنیتى را در سخنان و مصاحبه‌هاى خود رعایت کنند.
 
وزیر اطلاعات در ادامه با اشاره به بیدارى اسلامى و انقلاب‌های بوجود آمده در منطقه، نقش انقلاب اسلامى را در این راستا از اهمیت فوق العاده‏اى برخوردار دانست.
 
مصلحی بیدارى اسلامى را آغاز مبارزه با نظام سلطه قلمداد کرد.
 
وی در بخش دیگرى از سخنان خود به موضوع انتخابات اشاره و به ارائه تحلیلى در این خصوص پرداخت.
 
مصلحی در ادامه روحیه سربازان گمنام امام زمان را از سطح بالایى برخوردار دانست و این روحیه بالا را نشان از ولایت مدارى نیروهاى این وزارتخانه خواند.
 
وزیر اطلاعات همچنین از ائتلافات علنى و عمدتاً مخفى جریان فتنه با جریان انحرافى براى مقابله با خط اصلى نظام و انقلاب اسلامى خبر داد.
 
مصلحی در تحلیل این ائتلافات، آنها را از پیچیده‏ترین مسائلى دانست که نظام به آن‏ها روبروست.
 
وی ادامه داد: البته وزارت اطلاعات از سطح بالاى هوشیارى برخوردار است و نخواهد گذاشت این جریانات، انتخابات 12 اسفند (انتخابات مجلس شوراى اسلامى) را به انحراف بکشانند.
 
وزیر اطلاعات در ادامه گفت: جریان فتنه و جریانات انحرافى هر دو با ویژگی هاى مشترکى در راستاى تقابل جدى با نظام و ولایت فقیه تحرکاتى را دارند.
 
وى افزود: این تحرکات با تلاش براى القاء فصل الخطاب نبودن ولایت فقیه و تقسیم بندى فرامین رهبرى به حکومتى و غیر حکومتى سیاست خود را دنبال می‌کند.
 
وى رویکرد منفعلانه این جریانات با مسأله بیدارى اسلامى را از دیگر اهداف آن‏ها دانست.
 
مصلحى افزود: از نگاه این جریان‌ها، به دست گرفتن کرسى ریاست جمهورى و کرسی ‏هاى مجلس شوراى اسلامى تنها راه تغییر نظام است؛ مدتى است که با روش‌هاى گوناگون جذب مردم در حال شکل‏گیرى است.
 
وى ادامه داد:بزرگ نمایى مشکلات مردم، ایجاد هراس در بین توده‏ هاى مردم، اتخاذ سیاست تساهل و تسامح، علاقه‏ مندى جدى در خصوص رابطه با آمریکا به نحو پررنگ در عملکرد این جریانات کاملاً هویداست.
 
وی ادامه داد:همچنین این جریان‌ها می کوشند تا با گفتمان اصلاح طلبانه، تمامى نیروهاى نظام (اصلاح طلبان) را به گونه‏ اى جذب نمایند.
 
وی تصریح کرد :این گروه‌ها در حال شکل دادن لایه‌هاى مختلف براى جذب نخبگان هستند. از برنامه ‏هاى این جریانات، مقابله با سیاست هاى مقام معظم رهبرى، تأکید بر ملى گرایى افراطى، تأکید بر شبه مدرنیسم، تأکید بر ناکارآمد بودن اسلام و تأکید بر ناکارآمدى روحانیت مى‏ باشد.
 
مصلحی همچنین احساس بى قدرتى و عجز افراد بر تأثیر گذارى در تصمیمات، احساس بى معنایى سیاسى، ایجاد حسن بى اعتمادى به حاکمیت، بهره‏گیرى از مواضع دوپهلو و لغزنده و اتخاذ گرایشات غربى را از دیگر برنامه‌های این جریان‌ها براى تأثیر گذارى بر نخبگان برشمرد.
 
وزیر اطلاعات در ادامه سخنان خویش به موضوع تغییر نسل و شکل گیری نسلی که از نظر زمانی با اهداف انقلاب فاصله دارد، پرداخت و افزود:این گروه‌ها با سوء استفاده از بی اطلاعی نسل جدید از مسائل انقلاب به تهی کردن ذهن نسل جدید از اندیشه‌های حضرت امام و مقام معظم رهبری در بین این نسل می پردازند.
 
وی به پروژه القاء حواس پرتی جمعی از سوی این جریانات اشاره کرد و از اهداف کوتاه مدت و بلند مدت این قضایا خبر داد.
 
مصلحی همچنین از تاکتیک مظلوم نمایی جریان اصلاحات پرده برداشت و از فریب برخی از افراد خودی در این مسأله ابراز تأسف کرد.
 
وی تبیین انحرافی از ولایت فقیه که آنرا دچار نسبیت گرایی کرده را از دیگر برنامه های این گروه‌ها دانست.
 
وزیر اطلاعات ، در ادامه به تدابیری که برای برگزاری سالم انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی باید اتخاذ کرد، پرداخت.
 
مصلحی همچنین از شیوه های استحاله فرهنگی خبر داد و از برنامه شبکه‌های ماهواره‌ای برای ایجاد استحاله فرهنگی در بین تفکرات گوناگون جامعه خبر داد.
 
وی وجود شبکه های مختلف در راستای ذائقه‌های مختلف افراد جامعه را در راستای این اهداف برشمرد.

وزیر اطلاعات: جریان انحرافی را فتنه گران بوجود آوردند
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: وزارت اطلاعات ، حیدر مصلحی ، جریان انحرافی ، جریان فتنه

حجت‌الاسلام و والمسلمین حیدر مصلحی سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه روز قدس در مشهد مقدس بود اما سخنان مهم او تاکنون از نگاه قریب به اتفاق رسانه های خبری پوشیده مانده است.

به گزارش جهان، وزیر اطلاعات در بخشی از اظهاراتش رویدادهای داخلی را موضوع صحبت قرار داد و گفت: با وجود توطئه‌های سنگین و متعددی که استکبار برای نظام مقدس جمهوری اسلامی طراحی کرده و همچنان هم این توطئه‌ها در حال اجراست، از جمله بحث تحریم‌ها و بحث فتنه، نظام با سرعت و قدرت به راه خود ادامه می‌دهد. 

وی در ادامه یکی دیگر از توطئه ها جریان‌ها و گروه‌هایی دانست که جریان فتنه برای نجات خود از باتلاق ایجاد کرده است: فتنه برای اینکه خودش را نجات دهد و زمینه برای پیشرفت خود پیدا کند، جریان‌ها و گروه‌هایی به عنوان جریان‌های انحرافی به وجود می‌آورد اما به حول و قوه الهی نظام مقدس جمهوری اسلامی با ثبات و استحکام مسیر مقابله با استکبار و مسیر پیاده کردن اسلام ناب محمدی را که مسیر گفتمان ارزشی و ولایی مقام معظم رهبری است، با قوت جلو می‌برد. 

به گفته وزیر اطلاعات "ممکن است در مسیر گفتمان ارزشی که مقام معظم رهبری در کشور به وجود آورده‌اند، با خللی روبه‌رو شویم مانند دوران سازندگی و اصلاحات که با کمال تاسف شاهد کنار گذاشتن موارد مختلفی از ارزش ها بودیم، اما مقام معظم رهبری با ایجاد گفتمان قوی و محکم در مباحث ارزشی و در مباحث ولایت مداری مسیر کشور را در مسیر یک صراط مستقیم جدی جلو می‌برند." 

حجت‌الاسلام مصلحی با بیان اینکه ما در این مسیر ممکن است با رویش‌ها و ریزش‌هایی مواجه شویم تاکید کرد: به هیچ وجه نباید ریز‌ش‌ها ما را از مسیر خارج کند و در ما تردید ایجاد کند.

وی تصریح کرد: مسیر گفتمان رهبری مسیری است که پایبندان محکم خودش را دارد و ثابت قدم و استوار از ابتدای انقلاب تا به امروز در تبعیت از ولایت ثابت قدم و استوار در مسیر حق هستند و باقی خواهند ماند و پرچم این انقلاب و نظام را ولی فقیه زمان به دست وجود مقدس امام زمان(عج) تقدیم خواهد کرد.

حجت‌الاسلام مصلحی در بخش دیگری از سخنانش به توطئه صهیونیست ها در سرزمین فلسطین اشاره کرد و گفت: رژیم صهیونیستی با بهره‌گیری از حمایت متحدان غربی برآنند که در نهایت بیت‎المقدس را پایتخت کشور یهود بنامند و سایر ادیان را یا در آن جذب و یا از آن حذف کنند. 

وزیر اطلاعات افزود: این امر تهدیدی بزرگ برای آرمان‌های بزرگ فلسطین و کل جهان اسلام است و بیداری در برابر آن را برای ملت‌ها و دولت‌های مسلمان الزام‌آور می‌سازد. 

وی عنوان کرد: تنها راه مقابله با این توطئه اتحاد جهان اسلام است و روز قدس نمادی از این اتحاد است.

مصلحی همچنین با اشاره به تحلیل جریان انحرافی از بیداری اسلامی در منطقه و شمال آفریقا، عنوان کرد: باید توجه داشته باشیم امروز با بیداری اسلامی که در دنیای اسلام شکل گرفته است و هر روز اسلامی بودن خودش را بهتر از روز قبل دارد به نمایش می‌گذارد، کسانی که از اول آنگونه که مقام معظم رهبری باطن و سر این حرکت را درک کرده و اعلام کردند که این بیداری، اسلامی است، آن را قبول نکردند، امروز با همه وجود اسلامی بودن و ضد استکباری و ضد صهیونیستی بودن این حرکت را درک می‌کنند.

دومین نفوذی/ احمد باطبی نفوذی وزارت اطلاعات از آب در آمد
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، جنبش سبز ، وزارت اطلاعات

نامزد احمد باطبی می گوید بارها شاهد تماس ماموران اطلاعاتی ایران با او بوده و اکنون اف بی آی آمریکا نیز در جریان این تماس ها قرار دارد.

به گزارش جهان به نقل از کیهان باطبی فرد گمنام اما فرصت طلبی بود که در جریان آشوب تیرماه ۷۸ و با هماهنگی قبلی یک نشریه غربی، پیراهنی رنگی را به عنوان پیراهن خونین دانشجویان سر دست گرفت و تصویر تهیه شده به عنوان سمبل مبارزه جنبش دانشجویی علیه نظام به سراسر دنیا مخابره شد. باطبی مدت اندکی در زندان افتاد و هم سلولی های وی بعدها در خاطراتی که در فضای اینترنت منتشر شد فاش کردند که باطبی از ابتدا دنبال پناهندگی بوده و صراحتا اعلام کرده که مطلقا اهل مبارزه نیست و آن نمایش را نیز صرفا برای تدارک مقدمات دریافت پناهندگی آمریکا اجرا کرده است. اکنون «تارا نیازی» پس از ۲ سال نامزدی با باطبی و سیر جدایی از وی، فاش می کند باطبی با ماموران اطلاعاتی ایران در تماس دایمی بوده است.
نیازی که به شیوه کلاهبرداری مشابهی در آمریکا حضور پیدا کرده در واکنش به انتشار برخی اخبار نوشت: بنده هیچ گاه همسر آقای باطبی نبودم. ما تنها برای دو سال نامزد بودیم و زیر یک سقف زندگی می کردیم اما اگرچه ایشان در تمام نامه ها و ایمیل ها مرا همسر عزیزم خطاب می کرد، خوشبختانه این اتفاق نامیمون و نامبارک هرگز رخ نداد.(!) من شکایتی در اداره پلیس علیه او داشتم به دلیل حادث شدن وقایعی تحت عنوان خشونت خانگی که به اصرار [علی اکبر] موسوی خوئینی از اداره پلیس پس گرفته شد.
وی در وبلاگ اتوپیا همچنین می نویسد: حدود یک سال و اندی پیش چندین بار از اداره FBI با من تماس گرفته شد و مرا به عنوان شاهد و مطلع در خصوص پرونده ای که برای باطبی تشکیل شده بود، احضار کردند. (اداره FBI مشکوک بود به رابطه میان احمد باطبی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی!) با توجه به اینکه آن زمان، اینجانب از بازیها و دسته بندیها و باندبازیهای حال به هم زن در میان این قشر خاص از اپوزیسیون خسته و وحشتزده و فراری بودم، (منظورم دقیقا و تحقیقا قشر خاصی است که تحت عنوان فعال دانشجویی و فعال حقوق زن در این چند سال اخیر به ایالات متحده آمدند و مشغول شدند به یارگیری و تشکیل گنگ و توطئه و دسیسه چینی علیه هر آنکس که منتقد یا مخالف آنان باشد) و من هر بار در پاسخ گفتم که نمی خواهم وارد این بازیهای چندش آور و خطرناک شوم، چون این آدم (باطبی) و دوستان و معاشرینش کسانی هستند که به راحتی هر عمل خطرناکی از دستشان برمی آید (و صابون این گنگ مافیایی بارها به تن ما خورده بود!) نهایتا مامور تحقیق FBI مرا متقاعد کرد که من تحت الحفظ اداره متبوع ایشان شهادت دهم (یعنی برای خودم و دیگران بهتر است که شهادت دهم!) چون شهادت از سایر شواهد و مدارک می تواند معتبرتر باشد. من هم با این تضمین، همه آنچه را که در این دو سال دیده و شنیده بودم، عنوان کردم، منجمله تماس های مکرر شخصی بنام «جوادی» مامور وزارت اطلاعات و گپ و گفت های آن دو.
نامزد سابق باطبی اضافه می کند: پلیس اف بی آی با ردیابی تمام مکالمات و خطوط تلفنی آقای احمد باطبی به صحت گفته های اینجانب پی برده است. پس لطفا کاسه داغتر از آش نشوید. ما که طمع از خیر این جماعت (باطبی و رفقا) بریدیم و بعد از دو سال متوجه شدیم که این امامزاده از آنهایی است که کور می کند اما شفا نمی دهد!
از سوی دیگر وبلاگ ضدانقلابی «سبزنامه ایرانیان» وابسته به امیرعباس فخرآور- کسی که تا مدتها بیشترین ارتباطات را با باطبی داشته- ضمن افشاگری های دیگر نوشت: باطبی با وزارت اطلاعات در طول این سالها ارتباط داشته و به این وزارت در شناسایی و دستگیری بیش از ۲۰۰ تن از مخالفان و اعضای اپوزیسیون کمک کرده است. حسن زارع زاده اردشیر، فرد دیگری است که به مدت ۱۰ سال مشترکا با وزارت اطلاعات در تماس و همکاری بوده است.
داریوش سجادی از دیگر مخالفان خارج نشین نیز با اشاره به افتضاح به بار آمده به واسطه معرکه گیری های باطبی و حمایت های عجیب و غریب از وی نوشت: باطبی خود را به آمریکا رساند و ستاره رسانه های فارسی زبان خارج از کشور اعم از VOA و BBC و روزنت و رادیو فردا و دهها و صدها نشریه و وب سایت شد. اینجانب ناپرهیزی کرده و طی تحریر و انتشار دو نامه سرگشاده به این قهرمان نورسیده اصل ادعای مشارالیه را زیر سؤال بردم. در کسری از زمان خود را مواجه با سیل خروشان اعتراض شیدائیان و شیفتگان این جهان پهلوان کردم و از ابراهیم نبوی با تمجیدیه «پهلوان زنده را عشق است» تا رپرتاژ آگهی های روزنت و BBC و VOA و دیگر جوزدگان، دیدم. ظاهرا تنها گذشت سه سال لازم بود تا واقعیت این «پهلوان پنبه» و «ببر کاغذی اپوزیسیون» اطلاع رسانی شود. افشاگری های نامزد سابق باطبی از بندبازی های این جوان جویای نام، آب سردی بود بر پیکر و جمیع «شیدائیان پهلوان احمد» که از سه سال پیش تاکنون وی را در کنار دیگر پهلوانان و قهرمانان تخیلی شان در آکواریومی موسوم به اپوزیسیون خارج از کشور پرتوآمایی می کردند و اینک از این امکان برخوردارند تا زیر لب و گروهی با خود نجوا کنند:
احمد ما شیره- شیر پاکتی!
احمد ما پلنگه- پلنگه صورتی!


فراری پاریس‌نشین هم در گرداب وزارت اطلاعات به هذیان‌گویی افتاد
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، سیدابوالحسن بنی صدر ، وزارت اطلاعات

سردرگمی و ایجاد گسست در میان جریان ضد انقلاب به دلیل افشای پروژه "الماس فریب" که با پخش یک مستند از رسانه ملی بالا گرفت، هنوز نیز ادامه دارد، به‌‌طوری که سران این جریان راه به جان هم انداخته است.

حدود سه ماه پس از آنکه رجانیوز در گزارشی از همکاری‌های بین گروهکی و بین سرویسی با هدایت سرویس‌های جاسوسی امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی در زمینه فعالیت‌های نیمه سخت در ایران خبر داد، مستند مهمی از نفوذ وزارت اطلاعات در شبکه بین گروهکی دولت در تبعید از تلویزیون پخش شد که بازتاب گسترده‌ای در میان افکار عمومی داخل و خارج از کشور داشت.

پس از پخش این مستند، ابتدا رسانه‌های وابسته به جریان فتنه تلاش کردند تا با بایکوت کردن مسائل مطرح شده در آن، از کنار این افتضاح رسانه‌ای و تبلیغاتی بگذرند اما حساسیت و تاثیرگذاری جایگاه مدحی به‌عنوان عامل نفوذی وزارت اطلاعات در میان اپوزیسیون به حدی بود که این سناریو در همان ساعات اولیه شکست خورد و افرادی را که به نوعی با این ماجرا ارتباط داشتند، برای بازیابی بی‌آبرویی‌شان در این ماجرا به واکنش واداشت.

اما در جدیدترین واکنش‌ها، ابوالحسن بنی‌صدر که تلاش می‌کند با اظهارنظرهای تند، جنجالی و همچنین عوامگرایانه، چهره مخدوش خود را تصحیح کند، روز گذشته در مصاحبه با یک رادیوی اینترنتی مخالف جمهوری اسلامی ایران ضمن مخالفت با تشکیل هرگونه "دولت در تبعید"، دلیل مخالفت خود با این موضوع و پیشنهاد دهندگان آن را، عدم انتخاب آن توسط مردم ایران، نقض آزادی انسانی، استقلال و حاکمیت ملی و همچنین بازتولید استبداد و گرفتار شدن توسط یک دولت دست نشانده بیگانگان ذکر کرد.

این اظهارنظر درحالی است که پروژه نفوذ و سناریوی تشکیل دولت در تبعید مربوط به حدود دو سال قبل است و مشخص نیست چرا بنی‌صدر که اکنون به رفیق گرمابه و گلستان منافقین در فرانسه تبدیل شده، تاکنون سکوت کرده بود و الان پس از افشا شدن این ماجرا، لب به انتقاد گشوده است.

البته اولین واکنش از سوی "علیرضا نوری‌زاده" از چهره‌های بی‌اعتبار ضد انقلاب ابراز شد؛ وی که عامل اصلی معرفی مدحی به سایر طیف‌های اپوزیسیون بود و حدود یک سال و نیم با او ارتباط گسترده رسانه‌ای و تحقیقاتی داشت؛ تا جایی که بارها با او در جلسات و همایش‌های گوناگون که برای بررسی راهکارهای براندازی جمهوری اسلامی ایران برگزار می‌شد، شرکت کرد.

نوری زاده ابتدا مدعی شد که از اول در جریان مشکوک بودن اظهارات مدحی بوده اما این مساله را به مخاطبان خود نگفته است! البته او در واکنش به اظهار تمسخر مخاطبانش در اینترنت مجبور شد تا به فریب خوردن در این ماجرا اعتراف کند و دلیلش را سادگی و پاک بودن خود بخواند!

اگرچه تیغ تند حملات ضد انقلاب و جریان داخلی آن که به همراهی با فتنه‌گران می‌پرداخت، بیشتر به سمت نوری‌زاده پیش رفت اما با این حال، سایر طیف‌های این جریان هم از این رسوایی در امان نماندند و هر کدام، دیگری را مسئول بروز این افتضاح که از آن به عنوان یک آبروریزی بزرگ برای مخالفان جمهوری اسلامی نام می‌برند، معرفی کنند.

در این زمینه، سایت وابسته به سازمان سیا هم واکنش تندی به این ماجرا نشان داد و مدحی را ماری خواند که در آستین اپوزیسیون پرورش یافت و نهایتا به آنان نیش زد. گویانیوز نوشت: «"پروژه الماس فریب" قصه کسانی است که ناخواسته به‌سوی سراب گام برداشتند، و با گندم نمای جوفروش "معامله" کردند. "الماس را فقط می توان با الماس بـُرید"، این ادعای سردار سید محمد رضا مدحی (حسینی) بود که برخی از چهره های مشتاق اپوزیسیون وی را از ژرف‌نای گمنامی در سواحل تایلند نجات داده و بعنوان "محقق" به اروپا آوردند، و ناخواسته همانند مار افعی در آستین پروراندند و نوازش دادند تا در فرصت مناسب نیش زهرآگین خود را در بدن اپوزیسیون فرو برد.»

این سایت همچنین ضمن هشدار نسبت به تکرار موارد مشابه نوشت: «تنها راه واکسیناسیون اپوزیسیون در مقابل عوامل نفوذی و "ورودی"های نامطلوب، پیشه کردن شیوه مستقل، شفاف و علنی مبارزه و احتراز از پنهان کاری محفلی و "آلترناتیوسازی" در تبعید و نفی باند های کهنه کار خودشیفته و خودمحور است. آنهایی که می‌خواهند با هدفمندی خاصی از طریق خصوصی سازی مبارزه ملت ایران خود را نماینده خودگماشته بخش یا بخش هایی از مردم معرفی کنند، جایگاهی در بدنه اپوزیسیون صادق ندارند.»


هشدار وزیر اطلاعات به مسئولین:مراقب اطرافیان خود باشید/احتمال ترور وجود دارد
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، ترور

وزیر اطلاعات گفت: به عنوان مسئول اطلاعاتی کشور هشدار می دهم مسئولان ما باید به طور جد مراقب اطراف خود باشند.

به گزارش جهان به نقل از واحد مرکزی خبر ، حجت الاسلام والمسلمین مصلحی در همایش شهدای ترور افزود: یکی از بهره برداری های استکبار از نفاق که در دوران اصلاحات آمریکایی و حتی در دوره تکنوکرات ها نیز اتفاق افتاد این بود که با نفوذ منافقین و تغییر کارکرد آنها با کمال تاسف ضرباتی به نظام وارد کرد.

وی گفت: البته دستگاه اطلاعاتی کشور با هماهنگی و همدلی خوبی که امروز به برکت ولایت و تدابیر مقام معظم رهبری در صحنه های مختلف اطلاعاتی وجود دارد ، اِشراف بسیار خوبی بر حرکت های مختلف گروهک های ترور چه منافقین که در حال اضمحلال و نابودی است و چه دیگر گروهک ها وجود دارد.

آقای مصلحی افزود: البته اینکه می گوییم در حال از بین رفتن است به این معنی نیست که آنها تلاش های مذبوحانه خود را ادامه نمی دهند.


حجت الاسلام و المسلمین مصلحی وزیر اطلاعات:
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، جریان انحرافی ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات
گروه انحرافی نباید موجب غفلت از فتنه 88 شود
وزیر اطلاعات با بیان اینکه گروه انحرافی نباید موجب غفلت ما از فتنه 88 شود، گفت: دیدیم اصلاح‌طلبان آمریکایی که در فتنه 88 فرار کرده بودند، امروز چگونه خود را نشان دادند و چگونه منافقین کنار آنها لانه کرده‌اند.

به گزارش فارس، حجت الاسلام و المسلمین مصلحی وزیر اطلاعات که در همایش شهدای ترور در حسینیه جماران سخن می‌گفت اظهار داشت: امروز گروهک منافقین مثل سال های 58 و 59 اقدام نمی‌کند و نباید انتظار داشته باشیم همانند آن سال‌ها شاهد انفجاراتی شویم که در آن دکتر بهشتی و 72 تن از یارانش به شهادت رسید.

هشدار جدی به مسئوالان برای اقدامات مراقبتی

وی تاکید کرد که این اقدامات دیگر صورت نمی گیرد زیرا آنها متناسب با شرایط امروز اقدام و از نیروها برای اهداف پلید خود استفاده می‌کنند از این رو به همه مسئولان در هر رده‌ای هشدار جدی دارم که باید هوشیار باشیم.

گروه‌ انحرافی نباید موجب غفلت ما از فتنه 88 شود

مصلحی به فتنه سال 88 اشاره کرد و گفت: این فتنه پیچیده بود و امروز نیز باید توجه داشته باشیم که تحت عنوان گروه انحرافی یا مباحثی از این قبیل از فتنه غافل نشویم.

گروه‌هایی هستند که در فتنه و حتی امروز واضح حرف نزدند

وی تاکید کرد: باید حواس خود را جمع کنیم گروه‌هایی که در فتنه 88 دوپهلو و سه‎پهلو حرف می زدند، امروز نیز واضح حرف نمی زنند. درباره فتنه 88 هنوز هم مقام معظم رهبری در فرمایش‌های مختلف به نوعی به اهمیت آن اشاره می‌کنند.

 پیوند اصلاح‌‌طلبان آمریکایی با منافقین در فتنه 88

وزیر اطلاعات تصریح کرد: دیدیم اصلاح‌طلبان آمریکایی که در فتنه 88 فرار کرده بودند، امروز چگونه خود را نشان دادند و چگونه منافقین که در هر مرحله‌ای متناسب با آن زمان عمل می‌‌کنند، کنار آنها لانه کرده‌اند.

وی ادامه داد: در تجمع هایی که در کشورهای اروپایی برگزار می شود به عنوان مثال "فاطمه حقیقت‏جو " که نماینده مجلس ششم بود، کنار آنها قرار داشت و نفاق چگونه از آنها استفاده کرد.

وقتی در جایگاه مسئول قرار می‌گیریم نباید اصول را فراموش کنیم

مصلحی در ادامه خاطرنشان کرد: بر همین اساس هوشیاری و مراقبت از نکات مهم و قابل توجه است و وقتی در مسئولیت و جایگاه های مدیریتی قرار می گیریم نباید اصول را فراموش کنیم. این ملت عزیزترین های خود را پای نظام گذاشته و تحریم ها و تحمل سختی های اقتصادی و معیشتی و تحریم ها برای او هیچ است و مردم ما این را نشان داده اند.

وی تاکید کرد: امروز اگر ملت ایران در منطقه به عنوان بهترین کشور در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قرار دارد برای این است که به علت تحریم ها روی پای خود ایستاده است و از ظرفیت ها، استعدادها و توان خود استفاده می‌کند.

وزیر اطلاعات گفت: امروز سرخوردگی سنگین استکبار این است که هر اقدامی علیه ملت ما انجام داد و هرروز قطعنامه ای صادر کرد اما نتیجه نگرفت و به جایی نرسید.

با تدبیر رهبری، انقلاب به‏خوبی پیش می‌رود

وی گفت: با تدبیر و رهبری مقام ولایت، انقلاب اسلامی، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و مسئولان این نظام توانسته اند به خوبی مسئولیت ها و وظایف خود را پیش ببرند.

وزیر اطلاعات افزود: البته همه اینها برای این است که فردای قیامت شرمنده شهدا نشویم چون شهدا جان خود را در راه این انقلاب گذاشتند و امروز نیز جامعه ما مدیریت و ضعف های مدیریتی ما را جبران می کنند.

اینترنت چمدانی بحث جدیدی نیست؛ بیشتر جنگ روانی است

مصلحی در حاشیه این همایش در جمع خبرنگاران درباره مباحث سایبری گفت: این اقدام اخیر که با عنوان اینترنت چمدانی مطرح کردند بحث جدیدی نیست یعنی با بررسی هایی که انجام دادیم و نوع مقابله ای که با تهدیدات سایبری آمریکایی ها و اروپایی ها انجام می دهیم در واقع بیشتر بخش عمده ای از جنگ روانی است.

وی تاکید کرد که این موضوع با روش هایی که استکبار طراحی کرده است تا بتواند از طریق جنگ نرم به نتیجه برسد تنها یک تغییر روش است و ما نیز راه مقابله با آن را داریم.


مشخص شد چرا رهبری اجازه تغییر در وزارت اطلاعات را ندادند
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، وزارت اطلاعات ، اسفندیار رحیم مشائی

واقعاً اگر چنین اتفاقی افتاده بود و وزارت اطلاعات به عنوان چشم نظام کارآیی خود را از دست داده بود ، معلوم نبود در چنین مکاتباتی چه اتفاقی بیفتد و امثال ملک زاده با یک اشاره از دفتر مشایی تایید صلاحیت لازم را دریافت نمایند .

شفاف : وزیر اطلاعات نظر خود مبنی بر عدم صلاحیت ملک زاده را کتبا به وزیر خارجه اعلام کرد.


به گزارش  الف، حیدر مصلحی وزیر اطلاعات طی نامه ای اداری و کتبی مخالفت خود را با انتصاب محمدشریف ملک زاده به عنوان معاون وزیر خارجه اعلام کرد.
 
پیش از این احمد توکلی از اعلام نظر شفاهی وزیر اطلاعات و مخالفت وی با اجرای دستور رئیس جمهور خبر داده بود. پس از اصرار صالحی برای انتصاب ملک زاده به عنوان معاون وزارت خارجه مصلحی ضروری دانست تا موضع خود را کتبا نیز به وزیر خارجه اعلام کند.
 
گفتنی است صالحی پیشتر گفته بود که باید تخلفات ملک زاده اثبات شود و پس از آن حاضر است وی را برکنار سازد. گرچه وی حاضر نشد نظر دادستان را در همین رابطه  بپذیرد. دادستان پیش تر اعلام کرده بود که ملک زاده در آستانه بازداشت است.
 
با این حال انتظار می رود وزیر خارجه هشدار وزیر اطلاعات را جدی بگیرد و انتقاد دلسوزان دولت و نظام را پذیرفته و معاون خویش را برکنار سازد. در غیراینصورت به نظر می رسد حجت بر نمایندگان مجلس که پیش تر نیز نظر صریح خود را اعلام کرده بودند تمام شود و صالحی در مجلس استیضاح و برکنار شود.

اما فارغ از بحث ملک زاده و وزارت خارجه و مسائلی که این روزها پیش آمده ، نکته ظریفی درباره نامه نگاری وزارت اطلاعات با وزارت خارجه وجود دارد و آن این است که اکنون برای همگان مشخص شده که چرا رهبری انقلاب نگذاشتند که وزارت اطلاعات دستخوش تغییرات خاص شود و با فشارهای برخی دولتمردان ، مصلحی از وزارت اطلاعات برود. چرا که واقعاً اگر چنین اتفاقی افتاده بود و وزارت اطلاعات به عنوان چشم نظام کارآیی خود را از دست داده بود ، معلوم نبود در چنین مکاتباتی چه اتفاقی بیفتد و امثال ملک زاده با یک اشاره از دفتر مشایی تایید صلاحیت لازم را دریافت نمایند .

اکنون اما وزارت اطلاعات به عنوان چشم نظام و بازوی اطلاعاتی نظام و دولت استقلال خود را در ماجرای ملک زاده نشان داد و مشخص شد که حتی اگر فردی با سفارش عالی ترین مقام دولتی به پستی مهم و حساس دست پیدا کند ، وزارت اطلاعات تحت تاثیر فشارهای سیاسی ، تماس های تلفنی و ... قرار نمی گیرد و صراحتاً نظر اطلاعاتی خود را درباره مسائل مربوطه اعلام می کند . این همان مصلحتی است که رهبری نظام به آن توجه داشتند . چرا که اساساً بنا نیست در نظام جمهوری اسلامی ایران وزارت خانه های مهمی چون وزارت اطلاعات عرصه تاخت تاز جریانات سیاسی قرار گیرند و دستگاهی که بناست نظرات تخصصی امنیتی ارائه دهد با یک تلفن از فلان آقا مصالح نظام را فراموش کند و مصالح یک باند سیاسی را در اولویت قرار دهد .


وزارت اطلاعات کتباً مخالفت خود را اعلام کرد
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات ، وزارت امور خارجه

حجةالاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات طی نامه ای اداری و کتبی مخالفت خود را با انتصاب محمدشریف ملک زاده به عنوان معاون وزیر خارجه اعلام کرد.

اطلاعات نظر خود مبنی بر عدم صلاحیت ملک زاده را کتبا به وزیر خارجه اعلام کرد.
 
به گزارش خبرنگار «الف»، حجةالاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات طی نامه ای اداری و کتبی مخالفت خود را با انتصاب محمدشریف ملک زاده به عنوان معاون وزیر خارجه اعلام کرد.
 
پیش از این احمد توکلی از اعلام نظر شفاهی وزیر اطلاعات و مخالفت وی با اجرای دستور رئیس جمهور خبر داده بود. پس از اصرار صالحی برای انتصاب ملک زاده به عنوان معاون وزارت خارجه مصلحی ضروری دانست تا موضع خود را کتبا نیز به وزیر خارجه اعلام کند.
 
گفتنی است صالحی پیشتر گفته بود که باید تخلفات ملک زاده اثبات شود و پس از آن حاضر است وی را برکنار سازد. گرچه وی حاضر نشد نظر دادستان را در همین رابطه  بپذیرد. دادستان پیش تر اعلام کرده بود که ملک زاده در آستانه بازداشت است.
 
با این حال انتظار می رود وزیر خارجه هشدار وزیر اطلاعات را جدی بگیرد و انتقاد دلسوزان دولت و نظام را پذیرفته و معاون خویش را برکنار سازد. در غیراینصورت به نظر می رسد حجت بر نمایندگان مجلس که پیش تر نیز نظر صریح خود را اعلام کرده بودند تمام شود و صالحی در مجلس استیضاح و برکنار شود.


مصوبه عجیب دولت در شرایط ویژه بازار پولی و ارزی کشور
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، دکتر محمود احمدی نژاد
وزیر اطلاعات از عضویت در شورای پول و اعتبار کنار گذاشته شد

با ابلاغ ریاست جمهوری، وزیر اطلاعات از ادامه عضویت در شورای پول و اعتبار کنار گذاشته شده است.
به گزارش رجانیوز، در حالی که تا پیش از این وزیر اطلاعات به عنوان یکی از اعضای منتخب دولت در شورای پول و اعتبار به عنوان عالی ترین رکن سیاستگذاری پولی کشور حضور عضویت داشته است، هیئت وزیران در یکی از جلسات اخیر خود با سلب عضویت وزیر اطلاعات تصویب کرده است که وزیران کار و امور اجتماعی و تعاون، به عنوان وزیران عضو شورای پول و اعتبار تعیین ‌شوند.
 
بر اساس قانون برنامه پنجم توسعه، ترکیب اعضای شورای پول و اعتبار شامل وزیر امور اقتصادی و دارایی یا معاون وی، رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور یا معاون وی، دو تن از وزرا به انتخاب هیأت وزیران، وزیر بازرگانی، دو نفر کارشناس و متخصص پولی و بانکی به پیشنهاد رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و تأیید ریاست جمهوری، دادستان کل کشور یا معاون وی، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن، رئیس اتاق تعاون و نمایندگان کمیسیونهای اقتصادی و برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی (هر کدام یک نفر) به عنوان ناظر با انتخاب مجلس می باشد و ریاست شورا بر عهده رئیس کل بانک ‌مرکزی جمهوری‌اسلامی ‌ایران خواهد بود.
 
پیش از این برخی صاحب نظران دلیل تلاش جریان نفوذی برای برکناری وزیر اطلاعات را جلوگیری از پیگیری پرونده های فساد اقتصادی این جریان اعلام کرده بودند.
 
حضور وزارت تعاون به‌عنوان یکی از وزارت‌خانه‌های درجه 2 و کنار گذاشتن وزیر اطلاعات در حالی است که نه تنها حضور وزیر اطلاعات در این شورا از گذشته یک روال پذیرفته شده بوده است،  با توجه به تحولات بازار پولی و ارزی در ماه‌های اخیر، تصمیمات این شورا نیز اهمیت خاصی پیدا کرده است. بر همین مبنا این تصمیم که به نظر می‌رسد بیشتر منشا سیاسی دارد، نگرانی‌هایی را پیرامون تصمیمات آینده شورای عالی پول و اعتبار بوجود آورده است. 
 
به نظر می‌رسد وزیر اطلاعات اینبار و در ماجرای کنارگذاشته شدن از شورای پول و اعتبار نیز قربانی تسویه حساب سیاسی جریان نفوذی در دولت شده است. گفتنی است مصوبه جدید دولت با شماره 33979/ت46618ه برای اجرا به بانک مرکزی ابلاغ شده است.

انتقام گرفتن از وزیر اطلاعات با چه قیمتی؟
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، علی اکبر جوانفکر ، وزارت اطلاعات ، جریان انحرافی
آقای جوانفکر به اصلاح اقدامش رضایت نداد تا گزارش هایش مهمترین دستاویز رسانه های ضدانقلاب و بیگانه شود. این رسانه ها تفاوت خبر ایرنا و ایران به عنوان رسانه و سخنگوی دولت با گزارش سایر رسانه ها را دلیلی بر نادرست بودن مستند "الماسی برای فریب" عنوان کرده اند.
به گزارش جهان، مستند "الماسی برای فریب" که شب چهارشنبه ۱۸ خرداد از رسانه ملی پخش شد، حکایت نفوذ هوشمندانه و پیچیده وزارت اطلاعات در عمق دستگاه های جاسوسی غربی و بازی دادن سران کشور آمریکا و ضدانقلاب خارج نشین بود.

شوکی که بر پیکر سازمان سیا و کاخ سفید و دیگر سران کشورهای بازی خورده وارد آمده، تاکنون راهی جز سکوت را به آنان نشان نداده است.

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، جو بایدن معاون اوباما، دنیس راس، نماینده ویژه اوباما در خاورمیانه و نیز نمایندگان سران دولت‌های فرانسه و رژیم صهیونیستی از جمله مقامات ارشد غربی و صهیونیستی بودند که به همراه سران ضدانقلاب خارج نشین در جریان پروژه هوشمندانه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بشدت بازی خوردند.

موضوع این مستند، پروژه براندازانه غرب و رژیم صهیونیستی با مجری گری ضدانقلاب خارج از کشور علیه ملت ایران بود که با ورود محمدرضا مدحی به عنوان نیروی نفوذی ایران هرگز به سرانجام نرسید.

ضدانقلاب که نمی توانست افشاگری های مدحی از پنجره رسانه ملی و بازی خوردن چندین ماهه خود را باور کند، ابتدا سکوت کرد سپس با توسل به اقدام تامل برانگیز چند رسانه داخلی به رد محتوای این مستند روی آورد.

خبرگزاری ایرنا و روزنامه ایران که هر دو تحت مدیریت علی اکبر جوانفکر اداره می شوند، با انتشار گزارش هایی با عنوان اعترافات یک عنصر وابسته به "سیا"، کوشیدند محمدرضا مدحی را عنصری فریب خورده معرفی کنند که در خدمت سازمان های اطلاعاتی بیگانه بوده و به دلیل پشیمانی در حال اعتراف است.

این گزارش سوال برانگیز را ابتدا خبرگزاری ایرنا منتشر کرد اما پس از آنکه روزنامه ایران در شماره روز پنج شنبه خود از مدحی با عنوان "عنصر فریب‌خورده سیا" و "مهره نظام سلطه" یاد کرد، احتمال هرگونه اشتباه و سهل انگاری در انتشار جهت دار این خبر را از بین برد.

محصول این خبر ایرنا و روزنامه ایران این بود که مدحی پس از آنکه از اقدامات خود پشیمان شده به ایران برگشته و به اشتباهاتش اعتراف کرده است؛ خبری تلخ که در واقع چشم پوشی بر تمام زحمات و برنامه ریزی های زیرکانه و چندین ماهه وزارت اطلاعات که حتی متهم شدن این وزارتخانه به ناتوانی در نفوذ به دستگاه های اطلاعاتی و تشخیص و مقابله با اقدامات ضدایرانی آنان دشمن بود.

اصرار آقای جوانفکر بر "مهره سیا" خواندن مدحی در شرایطی بود که مسئولان وزارت اطلاعات و سایر رسانه ها همه از مدحی با عنوان نیروی نفوذی ایران برای بازی دادن غرب و عواملش در یک پازل سخت و دقیق یاد کردند.

با این حال آقای جوانفکر به اصلاح اقدامش رضایت نداد تا گزارش هایش مهمترین دستاویز رسانه های ضدانقلاب و بیگانه شود. این رسانه ها تفاوت خبر ایرنا و ایران به عنوان رسانه و سخنگوی دولت با گزارش سایر رسانه ها را دلیلی بر نادرست بودن مستند "الماسی برای فریب" عنوان کرده اند. در واقع آنها هیچ دلیل و مستند دیگری برای زیر سوال بردن سخنان مدحی نداشتند.

بر پایه این واقعیت بود که احتمال مخالفت با مدیریت وزارت اطلاعات و مخدوش کردن موفقیت ها و دستاوردهای شگفت انگیز آن از سوی آقای جوانفکر به عنوان یار نزدیک اسفندیار رحیم مشایی تقویت شد، بویژه آنکه تلاش این جریان برای برکناری حجت الاسلام حیدر مصلحی پیش تر با حکم رهبر معظم انقلاب ناکام مانده بود.

شاید در ادامه این مخالفت هاست که موضوع ناتوان نشان دادن وزارت اطلاعات در مقابله با دشمن و تنزل دادن دستاورد اخیر آن در حد اعترافات یک عنصر فریب خورده، به واقعیت نزدیک شده است؛ گمانه ای که بیش از آنکه گویای عمق کینه جریان مخالف مدیریت وزارت اطلاعات باشد، موجب تاسف از شیوه برخورد با منافع ملی است.

ناگفته‌های کوثری از عزل وزیر اطلاعات
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، حیدر مصلحی ، سردار اسماعیل کوثری

دقت در عبارات به کار برده شده از سوی این نماینده تهران در مجلس نشان می‌دهد، پاسخ‌های گفت‌وگوی کوثری بوی «گلایه» می‌دهد. گلایه از چهره‌ای که در همه چند ساله اخیر او و دوستانش در فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس حامی اش بوده‌اند.

گفت‌وگوی پیش رو، ناگفته‌هایی از تغییر وزیر اطلاعات از زبان اسماعیل کوثری از اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس است.

به گزارش خبر آنلاین، چهره‌ای که در چند ماه گذشته کمتر اظهار نظر کرده و وقتی از او درباره دلیلش سوال می‌کنیم با خنده می‌گوید «قرارنیست همیشه در رسانه‌ها باشیم.»

کوثری دلیل ورود رهبر انقلاب به موضوع عزل وزیر اطلاعات را، تصمیم احمدی نژاد برای حضور خودش به عنوان سرپرست وزارت اطلاعات می‌داند و می‌گوید اگر رئیس جمهور قصد معرفی وزیر جدیدی را داشت، رهبری به این موضوع وارد نمی‌شدند.

در این گفت‌وگو تلاش شده همهم شایعاتی که در دوران غیبت ده روزه رئیس جمهور در افکار عمومی مطرح شده، به تفصیل بیان شود. شایعاتی که کوثری برخی از آنها را تائید می‌کند.

نماینده مردم تهران در لابلای گفت‌وگو از دیداری با مشایی خبر می‌دهد که او به همراه دوستانش در فراکسیون انقلاب اسلامی با رئیس دفتر رئیس جمهور داشته‌اند و از وی به خاطر اظهاراتش گلایه کرده‌اند.

دقت در عبارات به کار برده شده از سوی این نماینده تهران در مجلس نشان می‌دهد، پاسخ‌های گفت‌وگوی کوثری بوی «گلایه» می‌دهد. گلایه از چهره‌ای که در همه چند ساله اخیر او و دوستانش در فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس حامی اش بوده‌اند؛ محمود احمدی نژاد.

فکر می‌کنید چه اتفاقاتی افتاد که آقای رئیس جمهور به این تصمیم رسیدند که آقای مصلحی را به یک باره تغییر دهند؟

تا آنجایی که ما دنبال کردیم و مطلع هستیم، اختلاف سلیقه‌ای بین آقای رئیس جمهور و مصلحی هست. آقای رئیس جمهور می‌گوید در جلسه‌ای در وزارت اطلاعات بر علیه دفتر رئیس جمهور و دولت صحبت‌هایی شده است، اما آقای مصلحی این موضوع را قبول ندارد. از طرف دیگر، آقای احمدی نژاد معتقد است وزارتخانه، اطلاعات و اخباری که درباره کل منطقه و داخل کشور نیاز است را با «تاخیر» ارائه می‌کند. این مجموعه دلایلی بود که در نهایت موجب شد آقای احمدی نژاد وزیر اطلاعات را «عزل» کند.

بنابراین این شایعات که گفته می‌شود این برکناری مرتبط به عزل یکی از نزدیکان آقای مشایی توسط آقای مصلحی بوده، درست است؟

این بحث‌ها هست، ولی به صورت قطعی نمی‌توان اظهارنظر کرد و اگر هم این گونه بوده، بحث آقای مشایی نباید به وزارت اطلاعات ربط داشته باشد و در اصل آقای رئیس جمهور است که می‌تواند نسبت به وزیر امر و نهی کند نه دفتر رئیس جمهور.

محدوده کاری وزارت اطلاعات فراتر از دولت است و این وزارتخانه به نوعی چشم و دیده‌بان نظام است. ما به عنوان کمیسیون امنیت ملی درباره وزارت اطلاعات قائل به چیزی برای دفتر رئیس جمهور نیستیم و بحث‌ها در ارتباط تشکیلاتی بین آقای رئیس جمهور و وزیر است. اما تغییردادن وزیر اطلاعات حتما باید با هماهنگی رهبر انقلاب باشد.

رئیس جمهور ۷ روز مانده به پایان دولت نهم، آقای محسنی اژه‌ای را برکنار کردند. در آن زمان رهبری انقلاب به ماجرا وارد نشدند. فکر می‌کنید دلیل ورود مقام معظم رهبری به ماجرای آقای مصلحی چه بود؟

در زمان آقای اژه‌ای هم چون چند روز به پایان دولت باقی مانده بود و قرار بود که وزیر جدید معرفی شود، مقام معظم رهبری حساسیت نشان ندادند. در این مورد هم، اگر آقای رئیس جمهور وزیر جدید معرفی می‌کرد، مشکلی پیش نمی‌آمد، اما چون ایشان قصد داشتند خودشان سرپرستی وزارت اطلاعات را بر عهده بگیرند، رهبری انقلاب به این موضوع ورود پیدا کردند. چرا که کسی که در راس این وزارتخانه قرارمی گیرد، باید مجتهد جامع الشرایط باشد. این امر از شرایط وزیر اطلاعات است.

یعنی اگر رئیس جمهور وزیر را معرفی می‌کردند، رهبری انقلاب به این موضوع ورود پیدا نمی‌کردند؟

به هیچ وجه، چراکه عزل و نصب وزرا از اختیارت رئیس جمهور است واوست که باید جوابگوی اقدامات اجرایی در مقابل مردم و رهبری باشد؛ اما از آنجا که آقای احمدی نژاد قصد معرفی وزیر جدید را نداشتند، این موضوع باعث شد که رهبری به موقع وارد ماجرا شوند و اگر ایشان هم وارد نمی‌شدند خود مجلس هم به این موضوع وارد می‌شد و شاید از اختیاراتش استفاده می‌کرد.

بالاخره هر کسی وظیفه‌ای دارد. لذا، در موضوع وزارت اطلاعات هم رهبری بر اساس ضوابط و قانون وارد شدند.

دلیلی که به نقل از آقای احمدی نژاد ذکر کردند، برای خود شما قابل قبول بود. بالاخره در دورهای آقای مصلحی نماینده آقای احمدی نژاد در گروه۶+۵ برای انتخابات مجلس هشتم بود؟

بالاخره این چیزی است که گفته شده است و به این دلیلی که ذکر کردم و موارد دیگری که شاید بنده اطلاع نداریم، آقای رئیس جمهور تصمیم به این تغییر گرفتند، ولی حرف این است که با این فرض که حتی اگر همه این موارد درست باشد باید در جابجایی، براساس قانون عمل می‌شد و یک نفر به عنوان وزیر پیشنهادی معرفی و بعد این تغییر رخ می‌داد.

بعد از غیبت ده روزه رئیس جمهور نمایندگان اصولگرا از رئیس جمهور گله‌مند بودند، اما در میان خود نمایندگان مجلس هم گروهی بودند که معتقد بودند عزل و نصب همکاران با رئیس جمهور است و این حق طبیعی اوست. شما می‌توانید منطق آقای رئیس جمهور را بپذیرید؟

بله، این منطق اتفاقا پذیرفته شده است، ولی فراتر از آن پذیرفته نمی‌شود. تا به حال ایشان چندین وزیر را جابجا کردند. عیبی ندارد. بالاخره ایشان باید جوابگوی ملت و رهبری باشند. فرض را بر این بگذاریم که آقای مصلحی نتوانست با رئیس جمهور کار کند- البته این فرض قابل بررسی است- با این فرض هم باید در چارچوب قانون رفتار کرد. حرف اصولگرایان این است که مقام معظم رهبری دائما بر رعایت چارچوب قانون تاکید دارند وقتی مردم به کسی با آرای بالا رای می‌دهند، انتظار هم دارند که آن مسئول، حتما رعایت قانون را هم بکند.

لذا اصولگرایان اصرار به این امر دارند که فرمایشات رهبری باید به موقع عمل شود. این تاخیر از دید بنده قابل قبول نیست. آقای احمدی نژاد باید بیایند و دقیقا چیزی را که ابلاغ شده، عمل کنند تا در جامعه خودمان و جامعه جهانی یکپارچگی ایران به نمایش در آید.

شما فکر می‌کنید آقای احمدی نژاد در این موضوع، دچار یک خطای فاحش شدند یا اینکه غیبت ده روزه ایشان یک خطای جزء است؟

بالاخره هر انسانی در مقام اجرا - خصوصا در کارهای بزرگ- ممکن است دچار خطا شود. این امر طبیعی است، اما اینکه اصرار بر یک نظر باشد، درست نیست. این مساله‌ای که بیان کردید قابل تامل است، اما باید رئیس جمهور به مرور زمان با اطمینان دادن این سوء تفاهم را رفع کند. بالاخره بیگانگان از این موضوع خوشحال شدند و زمانی که ما با رئیس جمهور در پاستور دیدار کردیم آقای رسایی سی دی تهیه کرده بود از فیلم‌ها و تحلیل‌های بیگانگان و مخصوصا برنامه هایbbc و voa و اینها را به خود آقای احمدی نژاد دادند. علی رغم اینکه ایشان در همان زمان هم کار انجام می‌دادند و قبل از دیدار ما، آقای جلیلی و بهمنی و بعد از ما هم آقای زریبافان با ایشان دیدار داشتند.

فکر می‌کنید غیبت ده روزه رئیس جمهور در نوع نگاه افکار عمومی به ایشان و محبوبیت شخص آقای احمدی نژاد تاثیر می‌گذارد؟

این امر بستگی به عملکرد خود آقای احمدی نژاد از این به بعد دارد. مردم از یک طرف صحبت‌ها را می‌شنوند و از یک طرف عملکرد‌ها را می‌بینند. ایشان در اولین جلسه هیات دولت درباره ولایت فقیه بحث‌های خوبی داشتند، قطعا مردم با دید مثبتی به این امر نگاه می‌کنند، ولی اگر خدای ناکرده ما حرفی بزنیم و به شکل دیگری عمل کنیم، قطعا مردم تشخیص می‌دهند. مردم ما امروز مردمی نیستند که هر چه در مملکت گذشت، واکنشی نشان ندهند و بی تفاوت باشند.

امام بزرگوار و مقام معظم رهبری هم همیشه از مردم خواستند علاوه بر حضور در صحنه بر عملکرد مسئولان نظارت کنند. مقام معظم رهبری سال ۸۸ در یکی از سخنرانی هایشان به این موضوع اشاره کردند که اگر بنده هم روزی از عدالت خارج شوم، خود به خود عزل هستم. وقتی رهبری تاکید دارند که ما خدمت گذار مردم هستیم دیگر اینجا خدمت کردن نباید با منت گذاشتن همراه باشد. این مطلب را به این خاطر عرض کردم که مردم ما این نظام را از آن خود می‌دانند.

زمانی که ما هیچ چیز نداشتیم و اگر می‌خواستیم با مسائل مادی محاسبه کنیم باید در همان روزهای جنگ تحمیلی که همه شرق و غرب به صحنه آمدند، دستمان بالا می‌رفت و تسلیم می‌شدیم، ولی مردم به صحنه آمدند و همه چیزشان را برای انقلاب گذاشتند. لذا، مردم با هیچ کس رودبایستی ندارند. اگر کسی بخواهد خدمت کند، به طور حتم حمایتش می‌کنند و کسانی را هم که خدای ناکرده بخواهند منت بگذراند، به هیچ وجه نمی‌پذیرند.

در فضای کنونی، همه اصولگرایان از آقای رئیس جمهور می‌خواهند ولایت مداری شان را اثبات کنند. فکر می‌کنید آقای احمدی نژاد مشخصا باید چه اقدامی انجام دهند؟

قرار نیست ایشان کار فوق العاده‌ای انجام دهند. آنچه مقام معظم رهبری بر اجرای آن تاکید دارند اجرای قانون است. در همین بحث ادغام وزارتخانه ها، روال قانون این است که شرح وظایف هر کدام باید مشخص شود و مجلس این موضوع را بررسی کند و در ادامه هم باید وزیر در این زمینه معرفی شود. وقتی دولت در چارچوب قانون عمل کند، در مجلس هم سر و صداها می‌خوابد.

یعنی معتقدید اثبات ولایت پذیری آقای احمدی نژاد، اجرای قانون است؟
بله.

برخی معتقدند طیفی در دولت علاقه دارند آقای احمدی نژاد را از اصولگرایان جدا کند. اظهارات امیری‌فر چهره نزدیک به آقای مشایی و تصریح به اینکه ما خود را از اصولگرایان جدا می‌دانیم نشان دهنده این تلقی حداقل در بخشی از بدنه دولت است. تبعات این تفکر را برای این طیف چه می‌دانید؟

اگر این اظهارات به نمایندگی از جریانی در دولت باشد که بزرگترین اشتباه را می‌کنند. چون اصولگرایی به چند نفر متکی نیست. البته آنها آزادند به صورت مستقل از اصولگرایان وارد عرصه انتخابات مجلس شوند، مردم هم تشخیص می‌دهند.

ممکن است اصولگرایان در اجرا با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند، ولی در اصول کلی اختلافی ندارد.بنابراین اگر جریانی در دولت باشد گه بخواهد خارج از این چارچوب حرکت کند، مشخص است که خارج از مسیر است.

یکی از شایعاتی که در ایام غیبت ده روزه رئیس جمهور شنیده می‌شد این بود که به نقل از ایشان می‌گفتند که اگر حمایت رهبری نبود، رای من ۳۵ میلیون بود. با توجه به اینکه شما جلسه‌ای با رئیس جمهور داشتید این مطلب از جانب ایشان بیان شده است؟

من خودم از زبان آقای احمدی نژاد چنین جمله‌ای نشنیدم و در دیداری هم که ما با ایشان داشتیم چنین صحبتی نشد، اما آقای مشایی از این تحلیل‌ها کرده است و مطالبی در این جهت گفته است. یک سال و نیم قبل که بنده به همراه آقای حسینیان، زارعی، کوچک زاده.. با ایشان یک دیدار خصوصی داشتیم اتفاقا همین نکته را به ایشان گفتیم که «شما بچه‌های اصولگرا و حزب الهی را از دور آقای رئیس جمهور دور می‌کنی و شما مقصر هستی»

پاسخ آقای مشایی چه بود؟

می گفت این طور نیست و ما در حال اضافه کردن حامیان آقای احمدی نژاد هستیم و حالا داریم می‌بینیم.

منظورشان جذب آرای مخالف و خاکستری بود؟

بالاخره چیزهایی که خودشان می‌دانند. حرفم این است که ما یک سال و نیم قبل این حرفها را زدیم و تذکر دادیم. البته خود آقای احمدی نژاد در نشستی که بعد از عزل وزیر اطلاعات با ایشان داشتیم تصریح کردند که «اعتقادم به ولایت فقیه نسبت به ۶ سال گذشته۱۰۰ برابر شده است.» ما معتقدیم ایشان باید این اعتقاد را در عمل نشان دهند. اما می‌بینیم چهره‌ای مثل آقای مشایی، نزدیک ترین فرد به ایشان است. خوب! اینجا یک سری مواردی که باید به سرعت اجرا شود، به شکل دیگری عمل می‌شود.

آقای احمدی نژاد همانطور که چهره‌ای پر کار هستند و امور را پیش می‌برند، باید به دفتر کاری خودشان هم مسلط شوند. البته من شنیدم که وقتی این دغدغه‌ها به ایشان گفته شده، آقای احمدی نژاد اعلام کردند «آقای مشایی مبرا از نسبت‌هایی است که به او داده می‌شود.»

منظورتان اخباری است که در زمینه ارتباط ایشان با جن گیر و رمال و... وجود دارد؟

حالا اینها را خودشان می‌دانند. بر اساس آنچه با خود آقای احمدی نژاد صحبت کردیم می‌گویند چنین اخباری درست نیست، اما بالاخره یک مسائلی وجود دارد؛ فردی به نام عباس غفاری دستگیر شده است و اظهار می‌کند که با آقای مشایی ارتباط دارد. درباره این فرد که با آقای رئیس جمهور صحبت می‌کنیم می‌گوید نمی‌شناسم و درست هم می‌گوید، اما درباره آقای مشایی ارتباط‌هایی هست؛ بالاخره این موضوع باید بررسی شود.

با فرض صحت این مطالب، فکر می‌کنید ممکن است این موضوع از ارادت آقای رئیس جمهور به رئیس دفترش بکاهد؟

این بستگی به خودشان دارد. من نمی‌دانم ایشان می‌پذیرد یا نمی‌پذیرد. آقای مشایی نزدیک ترین فرد به ایشان است و ما نمی‌توانیم در این زمینه تعیین تکلیف کنیم.

غیبت رئیس جمهور نگاه نمایندگان اصولگرای مجلس را دچار تغییراتی کرده است؟

بله، بالاخره تا حدی تغییر ایجاد کرده است و این باید توسط خود ایشان ترمیم شود. همه این موارد به عملکرد دولت باز می‌گردد، البته مجلس هم باید رعایت بکند که بی جهت مسائل را بزرگ نکند.

طیف آقای مشایی و دوستانشان در حال فعالیت برای انتخابات مجلس هستند و از طرف منتقدانشان هم به هزینه کردن از منابع بیت المال متهم هستند. شما هم اخباری در این زمینه شنیده اید؟

بله، اما اینکه با یقین بتوانم در این زمینه اظهار نظر کنیم نیست، اما خیلی‌ها می‌گویند. وقتی آقای توکلی علنا در صحن مجلس اعلام می‌کند این گروه قبل از عید از همه استانها حامیان آقای رئیس جمهور را جمع کردند و در همین محل سابق مجلس همایش انتخاباتی برگزار کردند و در نهایت و به هر یک از اعضای شرکت کننده هم یک کارت اعتباری ۱۰۰ هزار تومانی داده شده است. خوب این مبالغ از کجا آمده است؟ بالاخره اینها برای مردم و نمایندگان سوال است. آقای مشایی این منابع را کجا هزینه می‌کند؟ وقتی به این صورت عمل می‌کنند و گزارش دقیقی داده نمی‌شود عکس العمل هم به وجود می‌آید. یا درباره همایش شورای عالی ایرانیان، مطلع شدیم امیراحمدی که یک فرد جاسوسی است گفته شد که به همایش ایرانیان در تهران دعوت نشده است در حالی که ما مطلع بودیم که دعوت شده است. خوب زمانی که به اینجا می‌رسیم مدام شک و تردید در عملکردها پیش می‌آید. وقتی هم به وجود آمد خود به خود این شک‌ها به خود نهاد ریاست جمهوری نیز زیاد می‌شود. موقعی که شک زیاد شد، عکس العمل نشان می‌دهند.

این طیف برنامه جدی برای انتخابات دارند و برخی اصولگرایان می‌گویند هدف آنها کسب کرسی‌هایی در مجلس است. فارغ از این مساله، فکر می‌کنید این طیف این میزان اقبال اجتماعی دارند؟

این حرفها به صورت پراکنده زده می‌شود و گفته شده که آنها اعلام کردند که باید ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ کرسی مجلس را کسب کنند. اما مردم باید تشخیص بدهند و مردم هم دقیق تشخیص می‌دهند و اگر هم جایی به صورت اشتباهی انتخاب کردند بعدا آمدند آن را اصلاح کردند.

فکر می‌کنید گروهی را که در میان سیاسیون، جریان انحرافی خوانده می‌شود در میان مردم هم بدون پشتوانه‌اند یا اینکه ممکن است آنها هم حامیانی برای خودشان داشته باشند؟

خوب اقبال شاید در میان درصدی از مردم داشته باشند، اما این درصد به میزانی نیست که بتواند رای بیاورند. چون خود آقای احمدی نژاد هم این جریان را رد می‌کند. بنابراین اگر این جریان داخل دولت توسط آقایی مشایی هم بخواهد راه بیفتد، چندان با اقبال مردم روبرو نمی‌شود. همان طور که دولت اصلاحات موقعی با مردم رو راست برخورد نکردند و این باعث شد که از انتخابات شوراهای دوم، مردم دیگر اقبالی به آنها نشان ندهند. امروز هم هر جریانی بخواهد در برابر جریان اصولگرا که برخواسته از بطن نظام جمهوری اسلامی هستند حرکتی کند، مردم قطعا واکنش نشان می‌دهند.

آقای کوثری فارغ از مسائل اصولگرایان شما فکر می‌کنید بعد از حوادث سال ۸۸، اصلاح طلبان چه میزان شانس برای حضور در مجلس نهم دارند؟

در این حد که بتوانند گوشه‌ای از کرسی‌های مجلس را کسب کنند.

حتی کمتر از مجلس هشتم؟

حال در همین حد یا پایین تر. آنها به خاطر وارد شدن در بحث فتنه خیلی به نظام لطمه زدند. مردم هنوز این موضوعات را فراموش نکردند.


مدحی در روزهای مأموریت
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، مدحی ، عکس




































نفوذ زهر عملیات وزارت اطلاعات تا عمق محافل ضدانقلاب
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، مدحی ، نوری زاده

سردرگمی و ایجاد گسست در میان جریان ضد انقلاب به دلیل افشای ماجرای موسوم به "سردار مدحی" که با پخش مستند الماس فریب از رسانه ملی بالا گرفت، هنوز نیز ادامه دارد؛ تا جایی که سران ارشد جریان مخالف جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور هم نسبت به آن واکنش‌های مختلفی نشان داده‌اند. 

 
حدود سه ماه پس از آنکه رجانیوز در گزارشی از همکاری‌های بین گروهکی و بین سرویسی با هدایت سرویس‌های جاسوسی امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی در زمینه فعالیت‌های نیمه سخت در ایران خبر داد، چند شب قبل مستند مهمی از نفوذ وزارت اطلاعات در شبکه بین گروهکی دولت در تبعید از تلویزیون پخش شد که بازتاب گسترده‌ای در میان افکار عمومی داخل و خارج از کشور داشت. 
 
پس از پخش این مستند، ابتدا رسانه‌های وابسته به جریان فتنه تلاش کردند تا با بایکوت کردن مسائل مطرح شده در آن، از کنار این افتضاح رسانه‌ای و تبلیغاتی بگذرند اما حساسیت و تاثیرگذاری جایگاه مدحی در میان اپوزیسیون به حدی بود که این سناریو در همان ساعات اولیه شکست خورد و افرادی را که به نوعی با این ماجرا ارتباط داشتند، برای بازیابی بی‌آبرویی‌شان در این ماجرا به واکنش واداشت. 
 
اولین واکنش از سوی "علیرضا نوری‌زاده" یکی از چهره‌های شناخته شده اپوزیسیون صورت گرفت؛ فردی که عامل اصلی معرفی مدحی به سایر طیف‌های مخالف ایران بود و حدود یک سال و نیم با او ارتباط گسترده رسانه‌ای و تحقیقاتی داشت؛ تا جایی که بارها با او در جلسات و همایش‌های گوناگون که برای بررسی راهکارهای براندازی جمهوری اسلامی ایران برگزار می‌شد، شرکت کرد. 
 
نوری زاده ابتدا مدعی شد که از اول در جریان مشکوک بودن اظهارات سردار مدحی بوده اما این مساله را به مخاطبان خود نگفته است! البته او در واکنش به اظهار تمسخر مخاطبانش در اینترنت مجبور شد تا به فریب خوردن در این ماجرا اعتراف کند و این موضوع را به سبب سادگی و پاک بودن خود عنوان کرد! 
 
اگرچه تیغ تند حملات اپوزیسیون و جریان داخلی آن که به همراهی با فتنه‌گران می‌پرداخت، بیشتر به سمت نوری‌زاده پیش رفت اما با این حال، سایر طیف‌های این جریان هم از این رسوایی در امان نماندند و هر کدام، دیگری را مسئول بروز این افتضاح که از آن به عنوان یک آبروریزی بزرگ برای مخالفان جمهوری اسلامی نام می‌برند، معرفی کنند. 
 
در این زمینه، سایت رسمی وزارت امور خارجه آمریکا روز گذشته واکنش تندی به این ماجرا نشان داد و سردار مدحی را ماری خواند که در آستین اپوزیسیون پرورش یافت و نهایتا به آنان نیش زد. 
 
گویانیوز در مطلب خود نوشت: "پروژه الماس فریب" قصه کسانی است که ناخواسته به‌سوی سراب گام برداشتند، و با گندم نمای جوفروش "معامله" کردند. "الماس را فقط می توان با الماس بـُرید"، این ادعای سردار سید محمد رضا مدحی (حسینی) بود که برخی از چهره های مشتاق اپوزیسیون وی را از ژرف‌نای گمنامی در سواحل تایلند نجات داده و بعنوان "محقق" به اروپا آوردند، و ناخواسته همانند مار افعی در آستین پروراندند و نوازش دادند تا در فرصت مناسب نیش زهرآگین خود را در بدن اپوزیسیون فرو برد. 
 
این سایت همچنین ضمن هشدار شدید نسبت به تکرار چنین ماجراهایی، نوشت: تنها راه واکسیناسیون اپوزیسیون در مقابل  عوامل نفوذی و "ورودی"های نامطلوب، پیشه کردن شیوه مستقل، شفاف و علنی مبارزه و احتراز از پنهان کاری محفلی و "آلترناتیوسازی" در تبعید و نفی باند های کهنه کار خودشیفته و خودمحور است. آنهایی که می‌خواهند با هدفمندی خاصی از طریق خصوصی سازی مبارزه ملت ایران خود را نماینده خودگماشته بخش یا بخش هایی از مردم معرفی کنند، جایگاهی در بدنه اپوزیسیون صادق ندارند. 
 
از سوی دیگر، سایت "خودنویس" وابسته به کاریکاتوریست سابق نشریات زنجیره‌ای اصلاحات هم در معرفی مدحی به‌عنوان یکی از سران اپوزیسیون نقش مؤثری داشته، این رسوایی برای ضدانقلاب را نتیجه اقدامات اصلاح‌طلبان و کسانی که "نوچه‌های خاتمی و اصلاحات‌چی‌ها" نامیده، دانسته و نوشت: «تجربه‌ی سردار مدحی تجربه‌ی اول نبوده است و تجربه‌ی آخر هم نخواهد بود. این تجربه به ما می‌آموزد که ابتدا موضع خودمان را به عنوان اهل رسانه یا اهل سیاست نسبت به سوژه مشخص کنیم. هر یک از این‌ها وظایفی دارند که باید آن‌را به نحو مقتضی انجام دهند. برای اهل رسانه، سردار فراری همان‌قدر ارزش رسانه‌ای دارد که جاسوس حکومت. او از هر دوی این‌ها می‌تواند به نفع رسانه‌اش استفاده کند.» 
 
این درگیری و اختلافات به درون وبلاگ‌های جریان فتنه هم کشیده شده و بدنه آشوبگران که تا چند روز پیش از آمادگی خود برای آغاز مجد آشوب‌های خیابانی در آستانه سالگرد انتخابات ریاست جمهوری خبر می‌دادند، در انفعالی شدید به سران رسانه‌ای خود حمله و آنان را مسئول ناکامی ضدانقلاب در تقابل با جمهوری اسلامی معرفی کنند.

مصلحی: مدحی را جذب و سپس نفوذ کردیم
ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، مدحی

وزیر اطلاعات از احتمال اعلام اطلاعات دیگری در مورد پرونده مدحی در فرصتی دیگر خبر داد.

به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی عصر روز یکشنبه در حاشیه جلسه هیات دولت هم‌چنین در پاسخ به سوالی مبنی بر این‌که آیا مدحی از اول نیروی نفوذی وزارت اطلاعات بود و یا فریب‌خورده؟ گفت: مدحی فردی بوده که آن‌ها برنامه‌ریزی کرده بودند از آن استفاده کنند و تشکیلات اطلاعاتی کشور توانست با اقدامات اطلاعاتی او را جذب کند و در مجموعه آن‌ها نفوذ بدهد و الحمدالله از این فرد بهره‌برداری خوبی هم شد.

وی در پاسخ به این سوال که آیا عوامل دیگری نیز در این ارتباط و یا پرونده‌های مشابه وجود دارند؟ خاطرنشان کرد: قرار نیست الان اعلام شود.

وی همچنین در پاسخ به سوال خبرنگار ایسنا در ارتباط با واکنش غرب و آمریکا نسبت به این پرونده گفت: آن‌ها به هم ریختند؛ ‌چراکه این موضوع را باور نمی‌کردند. آن‌ها به دنبال این بودند که این فرد را به اسرائیل ببرند و از او استفاده کنند، در صورتی که وسط کار رودست خوردند و برنامه‌های آن‌ها به هم ریخت.

وزیر اطلاعات در مورد واکنش‌های شتاب‌زده غرب نسبت به این موضوع گفت: در واقع آن‌ها می‌خواهند آبروی از دست خود را برگردانند که در این کار موفق نمی‌شوند.

وی ادامه داد: ممکن است به موقع اطلاعات دیگری در مورد این پرونده داده شود.

وی همچنین در پاسخ به سوالی در مورد نفوذ صهیونیست‌ها در پ.‌ک‌.ک نیز گفت: آن‌ها سعی می‌کنند در هر گروهی که در ضدیت با جمهوری اسلامی است نفوذ و از آن‌ها استفاده کنند.

مصلحی در پاسخ به این سوال که وزارت اطلاعات در ارتباط با این مورد چه کرده است؟ گفت: یک کارهایی را انجام می‌دهد.

وی همچنین در مورد نفوذ بهایی‌ها در گروهک تروریستی ریگی گفت: گروهک ریگی آن‌گونه که شما تصور می‌کنید، جاندار و قوی نیست. در واقع آن‌ها عامل سرویس‌های اطلاعاتی غرب هستند و اقداماتی داشته‌اند و ممکن است افرادی را جذب کرده باشند ولی گسترده نیستند.


کشف شبکه اجتماعی ایجاد اغتشاش در انتخابات مجلس
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات


کشف شبکه اجتماعی ایجاد اغتشاش در انتخابات مجلس


وزیر اطلاعات از دستگیری یک جاسوس که با همکاری آمریکا به‌ دنبال تشکیل شبکه اجتماعی برای ایجاد اغتشاش در ایام انتخابات مجلس با هزینه میلیون ها دلار بود، خبر داد.


واکنش اپوزیسیون به مستند الماسی برای فریب
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، مدحی

آنها سردرگم و کلافه شده اند

پخش مستند "الماسی برای فریب" از رسانه ملی، جریانات ضدانقلاب خارج نشین را دچار شوک و آنها را در بهت عمیقی فرو برده است.


چگونگی نفوذ دستگاه اطلاعاتی ایران در سرویسهای جاسوسی غرب
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، مدحی ، وزارت اطلاعات ، سیا

پروژه «الماس فریب»

مدحی در بانکوک پایتخت تایلند زندگی می کرد و در تجارت الماس فعالیت می کرد. از این رو ویژگی‌های فردی وی ماموران سیا را متقاعد کرده بود که به سرعت با وی تماس حاصل نمایند.


بمب خنده و گاز اشک آور !
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، حسین شریعتمداری ، مقالات ، وزارت اطلاعات

1- فرض کنید با تعدادی از دوستان خود در اتاقی نشسته اید که شخصی وارد می شود و خبر می دهد، هم اکنون آسمان کویر لوت ابری است و باران شدیدی در حال باریدن است و هیچ سند و شاهد دیگری غیر از گفته خویش ارائه نمی کند. در این حالت، فقط هنگامی خبر او را باور می کنید که به راستگویی و دقت نظر وی اطمینان داشته باشید، یعنی او را «مخبر موثق» بدانید. اما، در حالت دوم اگر شخصی به شما بگوید مایع درون این لیوان، یک محلول اسیدی است و چند برگ کاغذ «تورنسل» هم در اختیار شما بگذارد، برای باور کردن سخن او نیازی نیست که از راستگویی و دقت نظر وی مطمئن باشید، زیرا با فرو کردن کاغذ تورنسل در محلول درون لیوان و مشاهده تغییر رنگ آن می توانید نسبت به اسید بودن یا نبودن محلول مورد نظر اطمینان پیدا کنید.
موضوع یادداشت پیش روی، گفتنی هایی است درباره نفوذ وزارت اطلاعات در چرخه عملیاتی سرویس های اطلاعاتی بیگانه که اخیرا نمونه ای از آن فاش شد. گفتنی های این یادداشت برای همگان قابل فهم است و نیازی به اثبات جداگانه ندارد. چیزی شبیه «قضیه بدیهی» که به قول «اهل منطق»، «تصور» آن به تنهایی باعث «تصدیق» خواهد بود. ممکن است شماری از دوستان اعتراض کنند که برخی نکات این یادداشت می تواند هوشیاری دشمن را در پی داشته باشد و از این روی غیرضروری تلقی شود که در پاسخ باید به بیان چند سال قبل رهبر معظم انقلاب اشاره کرد. ایشان طی سخنانی به چند نمونه از اشتباهات آمریکا در برخورد با جمهوری اسلامی ایران اشاره فرمودند و در ضمن به این سؤال مقدر نیز پاسخ دادند که این اشتباهات از نوعی نیست که دشمن قادر به تصحیح آن باشد و از تکرار نمونه های مشابه پیشگیری کند.
2- چهارشنبه شب هفته گذشته وزارت اطلاعات فیلم مستندی با عنوان «الماس فریب» را از شبکه اول سیما پخش کرد و مردم کشورمان را در جریان نفوذ یکی از عوامل خود به درون چرخه عملیاتی سرویس های اطلاعاتی «سیا»، «موساد» و «MI6» قرار داد. یا بهتر است گفته شود از شکار یک فراری جذب شده به سرویس های مورد اشاره و تبدیل او به «منبع اطلاعاتی» خود و بهره گیری از وی در «فریب عملیاتی» و نهایتا فراخوان و بازگرداندن او به داخل کشور خبر داد. این فیلم مستند، بلافاصله بعد از پخش با عکس العمل و بازتاب گسترده و کم نظیری در داخل و خارج کشور روبرو شد. سرویس های اطلاعاتی دشمن انگشت حیرت به دندان گرفته بودند که چه آسان فریب خورده و نفوذی وزارت اطلاعات را به حیاط خلوت اپوزیسیون راه داده اند، گروه های اپوزیسیون به وحشت افتاده بودند که نفوذی های دیگر چه کسانی هستند و اما، در ایران اسلامی، مردم ضمن تقدیر از عملیات هوشمندانه وزارت اطلاعات، نمی توانستند پوزخند خود به حماقت دشمن مخصوصاً سرویس اطلاعاتی موساد را پنهان کنند و از ژرفای دل به سراسیمگی اپوزیسیون قهقهه نزنند. وزارت اطلاعات در ایران «بمب خنده» و در اسرائیل «گاز اشک آور» منفجر کرده بود!
3-یک سرویس اطلاعاتی، هویت عامل نفوذی خود را تنها در دو حالت فاش می کند و از عملیات نفوذ، پرده برمی دارد.
الف: حالت اول، هنگامی است که عامل نفوذی از میانه راه جذب شده باشد. یعنی ابتدا به سرویس اطلاعاتی حریف پیوسته و به خدمت آن درآمده باشد ولی بعدها به هر علت- از جمله پشیمانی و عذاب وجدان- نشانه هایی از آمادگی خود برای بازگشت نشان داده و سرویس اطلاعاتی خودی با دریافت هوشمندانه این نشانه ها به سراغ وی رفته و او را جذب کرده باشد. در این حالت عامل جذب شده با دریافت دستور العمل از سرویس خودی، به کسب اطلاعات بیشتر از میدان فعالیت قبلی، نفوذ عمیق تر به حیاط خلوت حریف و اخلال در چرخه عملیاتی دشمن می پردازد.
از آنجا که مأموریت این دسته از نفوذی ها- جذب شده در میانه راه- به تدریج تغییر می کند، احتمال شناسایی آنها از سوی سرویس حریف بالا می رود و سرویس شکارکننده برای پیشگیری از شناسایی عامل نفوذی خود، بعد از کسب اطلاعات کافی از میدان فعالیت وی و انجام عملیات فریب روی سرویس اطلاعاتی دشمن عامل نفوذی خود را از چرخه نفوذ بیرون می کشد و روی سرنوشت او ریسک نمی کند.
ب: حالت دوم هنگامی است که یک سرویس اطلاعاتی از عوامل نفوذی قابل توجهی در حوزه فعالیت حریف برخوردار است. در این حالت، افشای هویت عامل نفوذی- مخصوصاً اگر از میانه راه جذب شده باشد- اولا؛ با توجه به حضور نفوذی های ناشناخته دیگر، به عملیات و چرخه نفوذ لطمه ای نمی زند و ثانیاً؛ نشان دادن «ضرب شست» و تحمیل برتری خود به حریف است. یعنی دقیقاً همان اقدامی که وزارت اطلاعات کشورمان با تهیه و پخش مستند «الماس فریب» انجام داد و برتری سربازان گمنام امام زمان- ارواحنا له الفداء- را به رخ دشمن کشید.
4- همین جا باید به یکی از صدها نمونه حماقت و کم شعوری سرویس های اطلاعاتی بیگانه در جذب و به کارگیری آقای «مدحی» اشاره کرد. موساد به یقین می دانست که وی برخلاف آنچه ادعا کرده بود، یکی از «سرداران سپاه»! و یا «مسئولان اطلاعاتی نظام»! و یا «یک شخصیت با نفوذ در مراکز و کانون های حساس جمهوری اسلامی ایران» نبوده است و می دانست که وی بنا به دلایلی از کشور خارج شده و به کسب و کار تجاری مشغول بود. بنابراین چرا، سرویس های اطلاعاتی موساد، سیا و سپس MI6 انگلیس آقای مدحی را بعد از شکار در «بانکوک» و به فاصله چند ماه، از «فرش» به «عرش»! بردند؟! و به حیاط خلوت گروههای اپوزیسیون و پشت صحنه سرویس های اداره کننده این گروهها، راه دادند؟
سرویس های اطلاعاتی دشمن باید می دانستند که اینگونه افراد نمی توانند برای آنها مأموران قابل اعتمادی باشند و احتمال بازگشت آنان به هویت فراموش شده خویش همیشه وجود دارد. در اواسط دهه 60 آمریکا از دادن پناهندگی به تعدادی از ایرانیان فراری که در پاکستان منتظر اخذ ویزا بودند، خودداری کرد. وقتی خبرنگار نیویورک تایمز از «کنت تیمرمن» مسئول وقت میز ایران در سازمان «سیا» علت را پرسید؛ «تیمرمن» در پاسخ گفت؛ این عده به هر حال شیعه و مسلمانند و با انگیزه های بی ریشه از ایران خارج شده اند، و بیم آن می رود که در یک روز عاشورا و یا ماه رمضان دوباره هویت فراموش شده خود را به یاد آورند و به عوامل جمهوری اسلامی ایران در آمریکا تبدیل شوند (نقل به مضمون).
و اما، اگر عوامل سرویس های موساد و سیا و MI6 با دقت به چهره آقای «مدحی» نگاه می کردند، می توانستند آثار «سجده» را بر پیشانی او ببینند. اثر سجده -در اکثر قریب به اتفاق موارد- نشانه دلبستگی شخص به اسلام و نماز و روزه است و بدیهی است که اینگونه افراد، اگر هم در مقطعی از زمان هویت دینی خود را فراموش کنند، احتمال بازگشت دوباره آنان به اصل خویش بسیار زیاد است. افرادی با این پیشینه چگونه می توانند همنشینی با مشتی عرق خور، زن باره، بی شخصیت را تحمل کنند و با دشمنان تابلودار اسلام و مردم مسلمان وطن خویش هم پیاله شوند؟!
اشتباه نکنید! آقای مدحی را وزارت اطلاعات از ابتدا به عنوان عامل نفوذی نفرستاده بود بلکه در میانه راه ایشان را جذب کرده است وگرنه سربازان گمنام امام زمان(عج)، بسیار هوشمندتر از آنند که مامور نفوذی خود را با تابلو بفرستند.
5- در اواخر آوریل 2011- فروردین سال جاری- نشریه آمریکایی «هافینگتون پست» طی مقاله ای مستند به قلم دو پژوهشگر بلندآوازه- فلینت و هیلاری من لوورت» خطاب به اوباما و سایر سران کشورهای اروپایی نوشته بود، «برای اثبات شکست غرب و پیروزی جمهوری اسلامی ایران در جنگ نرم چه دلیلی گویاتر از این که امروزه مردم مسلمان در همه جای جهان اسلام به ایران دلبسته اند و از آمریکا و اسرائیل و غرب ابراز تنفر می کنند».
در دنیای امروز و چالش های آن، «اطلاعات» و «سرویس های اطلاعاتی» از اصلی ترین عناصر فرمول قدرت هستند و از سوی دیگر سرویس های اطلاعاتی عریض و طویل و پرهزینه و پرسابقه آمریکا و متحدانش طی 32 سال گذشته بیشترین فعالیت اطلاعاتی خود را روی جمهوری اسلامی ایران متمرکز کرده اند. بنابراین اگر توان اطلاعاتی مجموعه آنها بر توان اطلاعاتی ایران اسلامی برتری داشت بایستی جمهوری اسلامی ایران تاکنون ده ها بار سقوط کرده باشد! و آیا اکنون که چنین نیست، نباید پذیرفت که پیروزی و برتری جمهوری اسلامی ایران در جنگ نرم با همان فرمول منطقی «لوورت» در عرصه جنگ اطلاعاتی نیز مصداق دارد؟
6- حالا نگاه کنید و ببینید که سرویس های اطلاعاتی حریف چه در و پیکر گشاد و چه دروازه بان های پخمه و کم شعوری دارند؟! می گویند فلانی از زندان مرخصی گرفته و از طریق کوهستان و مرزهای غیرقانونی خود را به آمریکا و اروپا رسانده است و همین اندازه برای اعتماد و اطمینان به دشمنی وی با جمهوری اسلامی کافی است! یعنی سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران با آن ویژگی و کارآمدی و تجربه منحصربفرد خود دست روی دست می گذارد و بعد از مرخصی و فرار فلان مجرم، باز هم به مجرمان دیگر مرخصی می دهد تا این فرارهای زنجیره ای ادامه داشته باشد؟! یعنی به اندازه شما عقل و درک ندارد؟!
7- به گواهی انبوه اظهارنظرها و مصاحبه ها و نوشته های عوامل نشان دار سرویس های اطلاعاتی حریف و سرکردگان گروه های اپوزیسیون، بعد از پخش مستند «الماس فریب» وحشت و دلهره از حضور نفوذی های دیگر مثل خوره به جان آنها افتاده است و حق دارند! چگونه می توانند نفوذی ها را در میان خود شناساسی کنند؟ هیچ راهی ندارند چرا که اولین اصل در نفوذ، همرنگ شدن کامل عوامل نفوذی با محیط نفوذ است. ظاهر عوامل نفوذی از ضدانقلاب ترین ضدانقلاب ها نیز ضدانقلابی تر است! باور نمی کنید؟ چند ماه دیگر صبر کنید تا گازهای اشک آور دیگری در.... و .... منفجر شود.
این سخن نه خلاف است و نه گزاف. صبر کنید!
8- نکته درخور توجه اینکه، بعد از پخش مستند «الماس فریب» نوچه های دست چندم سرویس های اطلاعاتی به دست و پا افتاده و بعضا به خاطر فریب خوردگی خویش عذر تقصیر می آورند و یا برخی از رسانه های وابسته به فتنه 88 در داخل کشور به طور تلویحی ابراز نگرانی می کنند و حال آن که شکست واقعی متوجه سرویس های موساد و سیا و MI6 است و نوچه های دست چندم یاد شده برای پنهان کردن این شکست بزرگ ماموریت جیلیز و ویلیز یافته اند.
9- و بالاخره؛ خدای مهربان سایه رهبر معظم انقلاب را بر سر ملت های مسلمان و مردم شریف ایران مستدام بدارد که با نگاهی حکیمانه از اقدام مشکوک جریان انحرافی جلوگیری کردند و مانع از عزل آقای مصلحی، وزیر کارآمد اطلاعات شدند. و دست مریزاد به سربازان گمنام امام زمان -ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- که به قول امام راحلمان(ره) با وجود «نام آوری»، نام و نشان در بی نشانی دارند.


طرحی که مسکوت ماند/نکته ای که نباید فراموش شود
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، مدحی

خبرنامه دانشجویان ایران: مستند "الماسی برای فریب " که از شبکه اول سیما پخش شد، روایتی از نفوذ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی در کانون اپوزیسیون خارج‌نشین و اشراف بر تحرکات ضدانقلاب و نمایشی از اقتدار سربازان گمنام امام زمان(عج) در برابر دسایس سرویس‌های جاسوسی غرب بود.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در این بین نفوذ سربازان گمنام امام زمان (عج) در بین دستگاه های اطلاعاتی و نیز رسانه ای دشمن آن هم با به خطر انداختن جان خویش از مهمترین موضوعاتی است که برای آنان اتفاق می افتاد.

نفوذی که ارمغان آن برای ما دیدن لایه های کم عمق اپوزوسیون بوده، که مرکزیت آنها اسراییل و یا لس­آنجلس است.

وبلاگ "نسل خمینی" در این رابطه نوشته است: کسی که جواز دیدار با وزیر خارجه­ی ایالت متحده را پیدا می­کند باید از گیتهای اطلاعاتی و امنیتیِ متعدد و دقیقی عبور کند و این پروسه کوتاه نیست ولی او نمی­توانست در یک برنامه تلویزیونی این کار پر زحمت را توضیح دهد.

مراحل طراحی کودتا که مدحی می­خواست از فرایند طراحی آن در سیستم امنیتی دشمن مطلع شود هم کلا مسکوت ماند. در واقع آنچه در سیمای جمهوری اسلامی پخش شد تنها یک مانور بود که بار دیگر توانایی سیستم امنیتی کشورمان را به رخ سیستمهای امنیتی بزرگ دنیا بکشیم. این برنامه­ی تلویزیونی، تنها یک ویترین رسانه­ای برای خندیدن به شوهای تلویزیونی اپوزیسیون بود و زحمات اصلی سربازان گمنان امام زمان باز هم پوشیده می­ماند.

فداکاری مدحی از زاویه­ای دیگر این است که، بعد از موفقیت در نفوذ و رسانه­ای شدن، بارها و بارها در رسانه­های دشمن حاضر شده و علیه جمهوری اسلامی سخن رانده است، حال در نظر بگیرید خانواده و بستگان او (پدر،برادر،خواهر...) در داخل کشور که حتما خانوده های مذهبی و متدینی هم بوده اند، چگونه نگاه سنگین و یا سوالات توبیخی و تحقیری حامیان نظام را تحمل می­کردند. فداکاری این سردار در به خطر انداختن جانش شاید کمتر از بذل آبروی خودش و خانواده اش برای جمهوری اسلامی بوده است .

از فواید این مانور این است که بعد از این، فضای سوءظن و اختلاف در بین اپوزوسیون افزایش می­یابد و شاهد نمایش گیس­وگیس­کشی های جدیدی در بین آنها خواهیم بود!

نکته ای که نباید فراموش کنیم این که ما همیشه به لایه های کم عمق اپوزوسیون خندیده ایم، که مرکزیت آنها اسراییل و یا لس­آنجلس است، حال آن که حلقه­ی اصلی دشمنان ما در بی­بی­سی نشسته اند که نفوذ رسانه ای بیشتری دارند و باید آنها را هدف اصلی خود قرار دهیم.


" نفوذی ها " این دستاورد ملی را برنمی تابند
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، مدحی ، جریان نفوذی

حالا که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی کشور به این بلوغ رسیده اند که زیر چتر وسیع اطلاعاتی و جاسوسی دشمن، بازی ای را در زمین آنان آغاز و به انجام برسانند، این وظیفه نهادهای رسانه ای چون صدا و سیما و خبرگزاری جمهوری اسلامی است که ادامه این عملیات را در حوزه رسانه ای و جنگ روانی پی بگیرند./ البته ایرنای تحت مسئولیت جوانفکر در برخورد با این دستاورد کارنامه قابل قبولی نداشت. پس باید چشم به رسانه های متعهدی داشت که دغدغه های آنان ملی است.

احمد جعفری چمازکتی : پخش مستند الماس فریب بی تردید بیانگر یک دستاورد بزرگ ملی است. این دستاورد زمانی به غرور ملی تبدیل می شود که نگاهی به نقشه ایران بیاندازیم و ببینیم در همسایگی ما چه کشورهایی قرار دارند و همپیمان با چه دولت هایی هستند.

نیم نگاهی به تحولات خاورمیانه و دسیسه های بین المللی در این منطقه که بی گمان ایران را هدف غایی خود می دانند ، ارزش این عملیات اطلاعاتی را دو چندان می کند.

باید دست جوانان این ملت را بوسید که با این دستاورد بزرگ ، هوشمندی و بیداری یک ملت رابه رخ دشمنانی می کشند که دندانهای تا بن مسلح خود را از پشت مرزها ی جغرافیایی به ما می نمایانند.

در جهانی بسر می بریم که سیاست های بین المللی با حوزه رسانه به هم افزایی غیر قابل باوری رسیده اند. این دو، بازو به بازوی هم نقش های خود را در طول یک پروژه بین المللی بازی می کنند.

در بحران های دو دهه اخیر جهان و منطقه ، شاهد آن بودیم که بر خلاف جنگ های پیشین، نخست توپ ها به غرش درنیامدند بلکه ابتدا با جنگ رسانه ای کشور مورد هدف را خلع سلاح می کردند و پس از آن بود که اشغال صورت می گرفت. بر همین اساس است که امروز تکیه دولت ها به رسانه های ملی خود، بیش از گذشته است.

حالا که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی کشور به این بلوغ رسیده اند که زیر چتر وسیع اطلاعاتی و جاسوسی دشمن، بازی ای را در زمین آنان آغاز و به انجام برسانند، این وظیفه نهادهای رسانه ای چون صدا و سیما و خبرگزاری جمهوری اسلامی است که ادامه این عملیات را در حوزه رسانه ای و جنگ روانی پی بگیرند.

آنان باید در فراورده های رسانه ای با اشاره به موفقیتی که در دل دشمن حاصل شد، به مردم ایران این اطمینان را بدهند که حاکمیت در دفاع از کیان ملی ، دست پیش دارد .

البته ایرنای تحت مسئولیت جوانفکر در برخورد با این دستاورد کارنامه قابل قبولی نداشت. پس باید چشم به رسانه های متعهدی داشت که دغدغه های آنان ملی است.


وزارت اطلاعات: جزئیات عملیات نفوذی الماس
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات

در مستندی که شب گذشته از رسانه ملی پخش شد جزئیات نفوذ به گروه های ضد انقلاب توسط محمدرضا مدحی تاجر الماس با سوابق ارتباط با نهادهای امنیتی و انقلابی تشریح شد.

در مستندی که شب گذشته از رسانه ملی پخش شد جزئیات نفوذ به گروه های ضد انقلاب توسط محمدرضا مدحی تاجر الماس با سوابق ارتباط با نهادهای امنیتی و انقلابی تشریح شد.
به گزارش مهر، در این مستند که با عنوان "الماسی برای فریب" شب گذشته از شبکه اول سیما پخش شد، نحوه نفوذ "محمدرضا مدحی" در سازمان جاسوسی سیا و دولت آمریکا مورد بررسی و کنکاش قرار گرفت.

در ابتدای این مستند در خصوص روند شکل گیری ایده دولت در تبعید به کنفرانس بنیاد دفاع از دموکراسی در آمریکا اشاره و آمده است: مایکل لدین ( عضو شورای مدیریت بنیاد دفاع از دموکراسی )، استیو فوربس رئیس پیشین سازمان سیا و همچنین رئیس پیشین سازمان جاسوسی آمریکا در جلسه ای 3 ساعته در آمریکا طرحی به نام دولت در تبعید را کلید زدند بطوری که مایکل لدین اعلام کرده بود که این طرح نظرات مردم را تغییر خواهد داد.

براساس این طرح دولت درتبعید باید توسط فردی پیاده شود که دارای سوابق اجتماعی و مذهبی باشد تا بعد تبلیغاتی آن مضاعف شود و لذا این طرح برای اجرا به دنیس راس مشاور باراک اوباما محول می شود.

در بخش دیگری از این مستند در خصوص نحوه ورود محمدرضا مدحی به این پروژه آمده است: سرویس جاسوسی آمریکا دنیس راس را از وجود فردی ایرانی در بانکوک که به تجارت الماس در این کشور مشغول است مطلع می کند که به نظر ماموران سازمان سیا وی می تواند نقش اول طرح دولت در تبعید را ایفا کند.

مدحی در خصوص نحوه ورود خود به این پروژه می گوید: فردی از سفارت آمریکا با من تماس گرفت و در خواست ملاقات با من را مطرح کرد و من به دیدار آنها رفتم.

وی در ادامه به جلسه خود در سفارت آمریکا در بانکوک اشاره می کند و تصریح می کند: در این جلسه یکی از ژنرالهای پنتاگون و برخی دیگر نشسته بودند و مواردی را در خصوص نحوه همکاری با من مطرح کردند اما در نهایت جواب منفی از من شنیدند.

سفر ناگهانی مدحی به عربستان مانع از ادامه مذاکرات در بانکوک می شود اما مدحی در بدو ورود به عربستان با اصرار سفیر آمریکا در این کشور با وی در هتلی در عربستان ملاقات می کند و در این دیدار سفیر آمریکا مصرانه از مدحی می خواهد تا وی از فتنه به وجود آمده در ایران حمایت کرده و از مدحی تقاضا می کند تا با یک فرد مهم ملاقات نماید.

مدحی در خصوص این دیدار می گوید: ما را در این دیدار با خانم هیلاری کلینتون آشنا کردند و وزیر خارجه عربستان نیز در این دیدار حضور داشت و بعد از تقاضای کلینتون برای خروج حاضران وی از من تقاضا کرد تا با وی در آمریکا ملاقات کنم و همچنین همکاری خود را جنبش جمع یاران نیز آغاز کنم.

همچنین در این سفر علاوه بر سفیر آمریکا، سفیر انگلیس و معاون سفیر فرانسه نیز از جمله رایزن هایی بودند که در چند نوبت با مدحی به گفتگو پرداختند تا وی به یکی از کشورهای غربی پناهنده شود و سپس پس از چندین دیدار و تطمیع مدحی وی چراغ سبز را به آمریکا نشان می دهد و راه را برای دیدارهای بعدی مهیا می کند.

در ادامه زمینه انتقال مدحی به آمریکا با یک هواپیمای خصوصی فراهم می شود و  وی مستقیما به ویلایی در واشنگتن می رود و در این کشور به صورت مسقیم با دنیس راس ارتباط برقرار می کند اما وی در ادامه توسط دولت های غربی به فرانسه سفر می کند.

وی در خصوص برگزاری کنفرانس گوادلوپ 2 در پاریس می گوید: من نماینده تام الاختیار دولت آمریکا در این همایش بودم و این کنفرانس در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران طراحی شده بود.

مدحی با بیان اینکه کارهای اجرایی دولت در تبعید بر عهده امیر حسین جهانشاهی و مهرداد خوانساری قرار داشت، تاکید کرد: جهانشاهی فردی ایرانی تبار با تابعیت اسرائیلی- فرانسوی بود که سرمایه های فراوانی در تل آویو داشت و 9 سال در اسرائیل برای چنین روزهایی دوره دیده بود.

همچنین مهرداد خوانساری لیدر یکی از شاخه های ضد انقلاب و رئیس یکی از دفاتر مطالعاتی بود که تمام هزینه های آن توسط سرویس اطلاعاتی انگلستان تامین می شود.

این سه نفر در یک جلسه خصوصی و محرمانه در راستای توافق اولیه در خصوص دولت در تبعید حضور پیدا کردند و بعد از این جلسه بود که توافق شد تا تشکیل این دولت در تبعید رسانه ای شود و لذا بعد از آن صدها تصویر از مدحی در رسانه های آمریکایی و صهیونیستی پخش می شود.

مدحی ادامه می دهد: ما تصمیم گرفتیم جریان سیاسی –اقتصادی  جهانشاهی که عقبه اش اسرائیل، انگلیس و فرانسه بود و ما که عقبه نظامی و امنیتی داشتیم اتحاد وائتلاف خود را ازطریق رسانه های تصویری اعلام کنیم که این امر درهتل آتلانتیک پاریس صورت گرفت تا این امر مقدمه ای برای برپایی کنفرانس گوآدالوپ باشد.

وی تاکید می کند: این کنفرانس یک اعلام رسمی و عمومی برای اتحاد و همکاری مشترک میان جنبش جمع یاران و اپوزوسیون بود و همچنین در این کنفرانس مطبوعاتی نمایندگانی از دولت فرانسه نیز حضور داشتند.

در ادامه نشست مقدماتی کنفرانس گوآدالوپ 2 با حضور همه ضد انقلابیون خارج از کشور برگزار می شود که می توان به علیرضا نوری زاده از اعضای سازمان اطلاعاتی انگلیس ، محسن مخملباف از اعضای ستاد فتنه، عبدالله مهتدی دبیر کل حزب منحله کومله و همچنین نمایندگان سازمان تروریستی منافقین نیز اشاره کرد که سپس کلیه حاضران بعد از این نشست به جزیره گوآدالوپ می روند.

محمدرضا مدحی در ادامه این مستند در خصوص ویژگی های دولت در تبعید می گوید: دولت در تبعید مانیفست و قانون اساسی پیشنهادی و اصلی داشت و متشکل از دولت موقت و شورای حفظ امنیت و منافع ملی بود و من به عنوان رئیس شورای عالی امنیت و منافع ملی منصوب شده بودم و امیر حسین جهانشاهی جانشین من بود و قرار بود 15 نفر از درون سیستم جمهوری اسلامی و 15 نفر از خارج نشین ها در این دولت باشند.

وی ادامه می دهد: دولت موقت که زیر مجموعه به حساب می آمد متشکل از افرادی از چهره های مختلف داخل و خارج بود که برای سمت های مختلف پیش بینی شده بودند و همچنین 7 میلیارد دلار از سوی دولت آمریکا برای براندازی در چارچوب این دولت پیش بینی شده بود.

گفتنی است دستگاه امنیتی کشورمان به محض اطلاع از تشکیل جنبش جمع یاران سعی می کند تا این حرکت را به نفع خود تصاحب کند و آن را در جهت مدیریت طرح دولت در سایه به کار گیرد.

در پایان خاطرنشان می شود این پاتک هوشمندانه به توطئه بزرگ دولت در تبعید که سرویس های دشمن و ضد انقلاب در لوای آن پنهان شده بودند، با اقدام دستگاه امنیتی به تاخیر افتاد و فرسایشی شدن آن موجب شد تا نتایج این طرح به حداقل کاهش پیدا کند و سپس با نجات الماسی که برای فریب اندیشیده شده بود نقشه ای را که دشمن الماس خود می خواند با یک الماس دیگر منهدم شد.


درخشش جهانی وزارت اطلاعات همزمان با فشار سیاسی گروه انحرافی
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات ، سخنرانی
این دستاورد بزرگ اطلاعاتی و عملیات زیرکانه وزارت اطلاعات که موجی از تهدیدهای زیربنایی علیه جمهور اسلامی را در مرحله ای حساس متوقف و در عین حال ضربه ای سنگین بر پیکر سازمان سیا زد، در زمانی بدست آمده که اتفاقا این وزارتخانه در داخل هدف فشارهای سیاسی و حملات تبلیغاتی گروه انحرافی در دولت قرار دارد.
به گزارش جهان، حدود یک ماه پس از آنکه رهبر معظم انقلاب در حکمی حکومتی از عزل وزیر اطلاعات جلوگیری و وی را ابقا کردند، خبری مهم و معنادار منتشر شد که حاکی از شناسایی و انهدام "شبکه پیچیده جاسوسی و خرابکاری وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا" بود.

بر اساس گزارش روز شنبه ۳۱ اردیبهشت ماه نیروهای زبده و مومن وزارت اطلاعات در رویارویی جانانه خویش با عوامل سازمان سیا، ضمن اقدامات متعدد و متنوع اطلاعاتی، ضداطلاعاتی و عملیاتی، تعداد ۳۰ نفر از جواسیس آمریکا را بازداشت و ۴۲ نفر از افسران اطلاعاتی عملیاتی سیا در کشورهای مختلف را نیز شناسایی کردند.

آنچنان که حجت‌الاسلام و المسلمین مصلحی، وزیر اطلاعات، گفته "آمریکایی‌ها به دنبال این بودند که اطلاعاتی در مورد پیشرفت‌های علمی و صنعتی کشورمان در بخش نفت، گاز و در ابعاد مختلف کسب کنند. در مورد وزارت نیرو، برق، کشتیرانی، فرودگاه‌ها و گمرک به دنبال دستیابی به نرم‌افزارهایی بودند."
این دستاورد بزرگ منطقه ای و حتی جهانی وزارت اطلاعات که موجی از تهدیدهای زیربنایی علیه جمهور اسلامی را در مرحله ای حساس متوقف و در عین حال ضربه ای سنگین بر پیکر سازمان سیا زد، در زمانی بدست آمده که اتفاقا این وزارتخانه در داخل هدف فشارهای سیاسی و حملات تبلیغاتی گروه انحرافی در دولت قرار دارد. این گروه که در تغییر مدیریت وزارت اطلاعات ناکام مانده از راه های دیگر درصد تحقق این هدف خود است به همین دلیل شاید موفقیت های مدیریت کنونی این وزارت خانه چندان برای این گروه خوشایند نباشد.

این تلاش های تعجب برانگیز که با سکوت و حتی همراهی رئیس جمهور همراه شده، در شرایطی انجام می گیرد که موفقیت ها و پیروزهای بزرگی در کارنامه دو سال اخیر وزارت اطلاعات بویژه در دوران مدیریت حجت الاسلام مصلحی به ثبت رسیده است به طوری که گفته می شود این وزارت خانه معمولا یک گام از سرویس های جاسوسی دشمنان جلوتر بوده است.

۸۸؛ سالی پرکار برای وزارت اطلاعات
وزارت اطلاعات سالی پرکار و سخت را در سال ۸۸ گذراند. به عنوان نمونه چند هفته پیش از برگزاری انتخابات سرنوشت ساز دهمین دوره ریاست جمهوری، نیروهای اطلاعاتی عوامل چند برنامه ضد امنیتی مشخص شامل انفجار، ترور و تخریب‌های سازمان یافته را که از اردیبهشت ماه ۸۸ تا روز انتخابات برنامه‌ریزی شده بود، شناسایی و دستگیر کردند.
سربازان گمنام حضرت ولی‌عصر(عج) در روز انتخابات ۲۲ خرداد نیز موفق شدند اعضای یکی از شبکه‌های تروریستی را که در صدد بودند در روز انتخابات در مراکز پرجمعیت و شعبات مختلف تهران از جمله حسینیه ارشاد و مسجد النبی بمب‌گذاری کنند، پیش از هرگونه اقدامی شناسایی و دستگیر کنند. 

به دام انداختن ریگی در آسمان 
شاید مهمترین اقدام وزارت اطلاعات در زمان ریاست حجت الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی دستگیری ریگی بود که لرزه بر اندام دستگاه‌های اطلاعاتی دشمن انداخت. 

عقربه های ساعت اولین دقایق صبح روز سه شنبه چهارم اسفندماه ۸۸ را نشان می داد که خبر کوتاه «عبدالمالک ریگی دستگیر شد» دنیا را تکان داد. دولت آمریکا که منتظر رسیدن ریگی به قرقیزستان و دیدار او با هالبروک، نماینده اش در خاور میانه بود، با شنیدن دستگیری ریگی در آسمان توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) شوکه شد. 

انهدام بزرگترین شرکت های هرمی
موفقیت های فرزندان غیور ملت ایران در وزارت اطلاعات تنها به عرصه ضد تروریسم محدود نمی شود، آنها در هفدهم اسفندماه سال ۸۸ هم موفق به انهدام بزرگترین شرکت هرمی کشور با ۵۰۰ میلیارد تومان کلاهبرداری شدند.
همچنین متلاشی شدن یکی از این شرکت‌های معروف، به گلدگوئیست که با جمع‌آوری هشت میلیارد دلار و دو میلیون عضو در سطح کشور فعال بود از جمله اقدامات اساسی وزارت اطلاعات در انهدام شرکت‌های هرمی در این سال بود.

موفقیت های دیگر وزارت اطلاعات
دستگیری عوامل به شهادت رساندن ماموستا برهان امام جمعه موقت و امام جمعه مسجد قبای سنندج و ماموستا محمد شیخ الاسلام نماینده مردم سنندج در مجلس خبرگان رهبری، دستگیری وهابیون جنایتکار در استان آذربایجان غربی، شناسایی و دستگیری عوامل اصلی انفجار زندان ایلام و دهها عملیات دیگر که به دلایل امنیتی هرگز خبری از آنها منتشر نشد، از جمله اقدامات وزارت اطلاعات در سال ۸۸ بود که حد نصاب جدیدی را در این وزارتخانه بر جای گذاشت.

در سال ۸۹ هم وزارت اطلاعات با اهتمام سربازان گمنام امام زمان (عج) توانست بسیاری از توطئه‌های دشمنان انقلاب اسلامی را خنثی سازد. 

آزادی دیپلمات ربوده‌شده ایرانی
۲۳ آبان ۱۳۸۷ گروه‌های مسلح در پیشاور پاکستان با حمله به حشمت الله عطارزاده دیپلمات ایرانی محافظ وی را به قتل رسانده و خود وی را به گروگان گرفته بودند. عطارزاده قریب ۱۷ ماه در اسارت تروریست‌ها بود تا اینکه سرانجام در فروردین ماه ۸۹ با تلاش سربازان گمنام امام زمان (عج) در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی در پاکستان وی آزاد و به کشور بازگردانده شد. 

دستگیری عوامل ترور شهید علیمحمدی/ ضربه مهلک بر پیکره سیستم موساد
یکی از موفقیت‌های قابل توجه وزارت اطلاعات در این سال دستگیری عوامل ترور شهید علیمحمدی دانشمند و استاد برجسته دانشگاه های کشورمان بود؛ آن هم در آستانه سالروز ترور این شهید هسته ای.
وزیر اطلاعات در سخنانی همچنین از شناسایی و نابودی شبکه‌های اطلاعاتی موساد در کشورمان در این عملیات خبرداد.
وزارت اطلاعات در این عملیات با اقدامات پیچیده و چند لایه آفندی و پدافندی و نفوذ به عمق اطلاعاتی رژیم صهیونیستی موفق به کشف اطلاعات بسیار مهم و حساس از تیم‌های جاسوسی و عملیاتی موساد شد که در پی آن ضربات سهمگینی به ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی وارد شد.

راهبرد انقلابی و آینده روشن وزارت اطلاعات
سربازان امام زمان (عج) با پایبندی به ارزشهای انقلاب اسلامی و استفاده از توان، دانش و تخصص بومی توانسته‌اند نقش مهمی در تحولات کشورمان و سطح منطقه ایفا کنند. 

امروز وزارت اطلاعات با ورود به عرصه جنگ نرم با ظرفیت بالایی که در این امر بنابر تجربه‌ای سی سال انقلاب کسب کرده است درصدد آن است که با عملکرد پیش‌دستانه و تهاجمی و در دست گیری ابتکار عمل حربه‌های دشمنان را تحت کنترل خود درآورد و به عنوان پشتوانه ای مقتدر برای پاسداری از ارزش‌ها و آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران عمل کند. 

به فرموده رهبر معظم انقلاب که سال گذشته و در بازدیدی ۶ ساعته از این وزارتخانه صورت گرفت، این وزارتخانه از معدود وزارتخانه‌هایی است که با توان نسل جوان برآمده از انقلاب و به صورت کاملا بومی و بدون الگوپذیری از دیگر مجموعه‌های اطلاعاتی دنیا توانسته نقش بسیار موثری در ثبات و امنیت کشورمان و حتی در سطح منطقه استراتژیک خاورمیانه ایفا کند.

برکناری مصلحی برای خروج پرونده‏های فساد بود
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات ، فساد اقتصادی ، جریان انحرافی

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در سخنانی ضمن افشای بخش هایی از ماهیت باند انحرافی، از مقاصد این گروه در ماجرای وزارت اطلاعات پرده برداشت.
 
نشست بررسی مسایل سیاسی روز به همراه پرسش و پاسخ دوشنبه شب در مدرسه علمیه الهادی قم و با حضور علیرضا زاکانی، نماینده مجلس برگزار شد.
 
رسا نوشت: زاکانی در این نشست در سخنانی با اشاره به ایجاد مجموعه انحرافی در دولت گفت: مجموعه انحرافی می خواست با نفوذ در وزارت اطلاعات یگان انحرافی برای خود درست کند.
 
وی ادامه داد: برخی از این افراد دارای پرونده های سنگین هستند و می خواستند این پرونده ها را از وزارت اطلاعات بیرون بکشند و برخی دیگر از پرونده ها را هم استخراج و با برخی قضات معامله کنند که فرد مربوطه دستگیر شده است.

زاکانی تصریح داشت: این جریان یکسری اقداماتی انجام داده و دارای مفاسد اقتصادی سنگین هستند که مراجع قضایی دارند بررسی می کنند و این مفاسد سنگین تر از هزار میلیارد و ... است.

وی افزود: وزارت اطلاعات چشمان تیزبین نظام برای این تخلفات است و می خواستند این وزارت را برای کارهای خودشان از حیز انتفاع ساقط کنند اما رهبری با نگاه عمیق خود تمام داشته های آنها را برملا و همه بافته های آنها را پنبه کرد.

وی تاکید کرد: با برملا شدن این جریان، الان برگشته اند و می خواهند خود را پنهان و با شعار دادن حساسیتها را کم کنند؛ ما هم باید از برگشتشان استقبال کنیم اما مطالبه جدی هم داشته باشیم و راهی جز تسویه عناصر منحرف از دولت وجود ندارد.

این نماینده مجلس با بیان اینکه دولت باید این افراد را تسویه کند خاطرنشان ساخت: این افراد کاملا شناخته شده هستند و دولت باید به تقویت جریان خدمتگزاری در درون خود برگردد و تا این امر واقع نشود نباید نیروهای انقلابی قانع شوند.
 
وی با اشاره به بی قانونی کردن دولت بر سر قضیه وزارتخانه ها ادامه داد: نباید خدمات دولت را یکپارچه نادیده نگیریم در عین اینکه جریان انحرافی را هم باید افشا و مانع فعالیتش شویم.
 
وی با بیان اینکه این جریان فاسد و خطرناک است تاکید کرد: این تعبیر را نباید شوخی بگیریم و تصور کنیم همین طوری از سوی بزرگان بیان شده است؛ این جریان خیلی خطرناک است.

نماینده مردم تهران در مجلس اظهارداشت: اینکه می گویند فتنه آینده جمع بین نفاق و انحراف است تحلیل نیست بلکه براساس اطلاعات دقیق است؛ اینکه آیت الله مصباح بیان می کنند هیچ وقت چنین خطری برای اسلام نداشتیم عمق این خطر را نشان می دهد.
 
وی افزود: البته اینها کف روی آب هستند و رفتنی، اما اگر ما تحلیل سطحی داشته باشیم همه افراد را می خرند و کسانی را که نمی توانند بخرند بی آبرو می کنند؛ پول در دست اینها هیچی نیست و در جلسات می گویند قیمت فرد چند است می خریم و این موضع را در قالب اعتقادات دنبال می کنند.
 
وی اضافه کرد: اگر دوم خردادی ها با رویه سکولاری به جنگ نظام آمدند، اینها با قالب دینداری دنبال نابودی هستند؛ اگر آنها حزب مشارکت و ... می زدند اینها دنبال به کارگیری ساز و کارهای نظام هستند ؛ شورای های ۱۵ نفره برای انتخابات را در همه استانها تشکیل داده اند و ما با جریات بسیار پیچیده روبرو هستیم.
 
زاکانی بیان کرد: مطالبه جدی ما از احمدی نژاد حذف این جریان است و با شعار نمی شود و در عمل باید ثابت شود.
 
گفتنی است زاکانی پیش از این در سرمقاله هفته نامه پنجره با بیان اینکه رئیس جمهور باید بین جریان انحرافی و خدمتگزاری یکی را انتخاب کند، نوشته بود: انتظار دل‎دادگان به اسلام و دوست‎داران کشور عزیزمان ایران این است که از این به ‎بعد شاهد تقویت عناصر خدمت‎گزار در دولت که بحمدالله فراوانند باشند و به‎زودی حذف عناصر مشکوک و منحرف را مشاهده کنند. این تصمیم نیاز به انتخابی از سر اعتقاد و تدبیر دارد و نه اجبار، و لازمه آن نیز شکستن حباب توهم و لجام زدن به شیطان‎‎های درونی و بیرونی است که امید است به همت بلند ریاست محترم جمهوری این مهم حاصل شود و در آینده نزدیک شاهد تقویت خدمت‎گزاری دولت و اضمحلال جریان انحرافی در دستگاه اجرایی باشیم.


برکناری مصلحی برای خروج پرونده‏های فساد بود
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات ، فساد اقتصادی

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در سخنانی ضمن افشای بخش هایی از ماهیت باند انحرافی، از مقاصد این گروه در ماجرای وزارت اطلاعات پرده برداشت.
 
نشست بررسی مسایل سیاسی روز به همراه پرسش و پاسخ دوشنبه شب در مدرسه علمیه الهادی قم و با حضور علیرضا زاکانی، نماینده مجلس برگزار شد.
 
رسا نوشت: زاکانی در این نشست در سخنانی با اشاره به ایجاد مجموعه انحرافی در دولت گفت: مجموعه انحرافی می خواست با نفوذ در وزارت اطلاعات یگان انحرافی برای خود درست کند.
 
وی ادامه داد: برخی از این افراد دارای پرونده های سنگین هستند و می خواستند این پرونده ها را از وزارت اطلاعات بیرون بکشند و برخی دیگر از پرونده ها را هم استخراج و با برخی قضات معامله کنند که فرد مربوطه دستگیر شده است.

زاکانی تصریح داشت: این جریان یکسری اقداماتی انجام داده و دارای مفاسد اقتصادی سنگین هستند که مراجع قضایی دارند بررسی می کنند و این مفاسد سنگین تر از هزار میلیارد و ... است.

وی افزود: وزارت اطلاعات چشمان تیزبین نظام برای این تخلفات است و می خواستند این وزارت را برای کارهای خودشان از حیز انتفاع ساقط کنند اما رهبری با نگاه عمیق خود تمام داشته های آنها را برملا و همه بافته های آنها را پنبه کرد.

وی تاکید کرد: با برملا شدن این جریان، الان برگشته اند و می خواهند خود را پنهان و با شعار دادن حساسیتها را کم کنند؛ ما هم باید از برگشتشان استقبال کنیم اما مطالبه جدی هم داشته باشیم و راهی جز تسویه عناصر منحرف از دولت وجود ندارد.

این نماینده مجلس با بیان اینکه دولت باید این افراد را تسویه کند خاطرنشان ساخت: این افراد کاملا شناخته شده هستند و دولت باید به تقویت جریان خدمتگزاری در درون خود برگردد و تا این امر واقع نشود نباید نیروهای انقلابی قانع شوند.
 
وی با اشاره به بی قانونی کردن دولت بر سر قضیه وزارتخانه ها ادامه داد: نباید خدمات دولت را یکپارچه نادیده نگیریم در عین اینکه جریان انحرافی را هم باید افشا و مانع فعالیتش شویم.
 
وی با بیان اینکه این جریان فاسد و خطرناک است تاکید کرد: این تعبیر را نباید شوخی بگیریم و تصور کنیم همین طوری از سوی بزرگان بیان شده است؛ این جریان خیلی خطرناک است.

نماینده مردم تهران در مجلس اظهارداشت: اینکه می گویند فتنه آینده جمع بین نفاق و انحراف است تحلیل نیست بلکه براساس اطلاعات دقیق است؛ اینکه آیت الله مصباح بیان می کنند هیچ وقت چنین خطری برای اسلام نداشتیم عمق این خطر را نشان می دهد.
 
وی افزود: البته اینها کف روی آب هستند و رفتنی، اما اگر ما تحلیل سطحی داشته باشیم همه افراد را می خرند و کسانی را که نمی توانند بخرند بی آبرو می کنند؛ پول در دست اینها هیچی نیست و در جلسات می گویند قیمت فرد چند است می خریم و این موضع را در قالب اعتقادات دنبال می کنند.
 
وی اضافه کرد: اگر دوم خردادی ها با رویه سکولاری به جنگ نظام آمدند، اینها با قالب دینداری دنبال نابودی هستند؛ اگر آنها حزب مشارکت و ... می زدند اینها دنبال به کارگیری ساز و کارهای نظام هستند ؛ شورای های ۱۵ نفره برای انتخابات را در همه استانها تشکیل داده اند و ما با جریات بسیار پیچیده روبرو هستیم.
 
زاکانی بیان کرد: مطالبه جدی ما از احمدی نژاد حذف این جریان است و با شعار نمی شود و در عمل باید ثابت شود.
 
گفتنی است زاکانی پیش از این در سرمقاله هفته نامه پنجره با بیان اینکه رئیس جمهور باید بین جریان انحرافی و خدمتگزاری یکی را انتخاب کند، نوشته بود: انتظار دل‎دادگان به اسلام و دوست‎داران کشور عزیزمان ایران این است که از این به ‎بعد شاهد تقویت عناصر خدمت‎گزار در دولت که بحمدالله فراوانند باشند و به‎زودی حذف عناصر مشکوک و منحرف را مشاهده کنند. این تصمیم نیاز به انتخابی از سر اعتقاد و تدبیر دارد و نه اجبار، و لازمه آن نیز شکستن حباب توهم و لجام زدن به شیطان‎‎های درونی و بیرونی است که امید است به همت بلند ریاست محترم جمهوری این مهم حاصل شود و در آینده نزدیک شاهد تقویت خدمت‎گزاری دولت و اضمحلال جریان انحرافی در دستگاه اجرایی باشیم.


دانشجوی نخبه ایرانی؛ کلید شناسایی شبکه جاسوسی سیا
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٥  کلمات کلیدی: جاسوسی ، وزارت اطلاعات ، سیا

اطلاعات دریافتی از جاسوسان بازداشت شده از سوی وزارت اطلاعات در هفته اخیر، مشخص کرده که سازمان اطلاعاتی ایالات متحده برنامه ویژه و گسترده‌ای را برای اغفال و در اختیار گرفتن ظرفیت جوانان و دانشجویان ایرانی طراحی کرده است. 

 
به گزارش رجانیوز، چند روز پیش وزارت اطلاعات اعلام کرد که با عنایات الهی و در پی اقدامات گسترده اطلاعاتی و ضداطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان(عج)، شبکه پیچیده جاسوسی و خرابکاری وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا در داخل و خارج از کشور شناسایی و متلاشی شد. 
 
این شبکه که از سوی تعداد قابل توجهی از افسران اطلاعاتی عملیاتی برجسته سازمان سیا در چند کشور جهان راه اندازی شده بود و با استفاده از پوشش‌های گوناگون از قبیل ارائه ویزا، وعده اقامت، اشتغال و تحصیل در خارج از کشور و نیز با پوشش مراکز کاریابی درصدد فریب عده‌ای از شهروندان، تخلیه اطلاعاتی و به جاسوسی واداشتن آن‌ها بود، با تلاش هوشمندانه ماموران اطلاعاتی کشور منهدم شد. 
 
در این زمینه، بر اساس اطلاعات جدیدی که رجانیوز از ماهیت این گروه و هویت افراد فعال به آن دست یافت، از میان افراد بازداشت شده، تنها 30 درصد از این افراد آگاهانه به فعالیت در این شبکه می‌پرداختند و بقیه افراد ناخواسته و بدون توجه به نوع فعالیت‌های خود، وارد فعالیت‌های این مجموعه شده بودند.
 
 بیش از 75 درصد این افراد دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و بالاتر بودند؛ موضوعی که نشانگر سرمایه گذاری و توجه ویژه سازمان‌های اطلاعاتی غربی به دانشجویان و تحصیل‌کرده‌های ایرانی و سوءاستفاده از بی اطلاعی آنان از پیچیدگی‌های این سازمان‌ها است. 
 
برخی از دستگیرشدگان، اطلاعاتی در مورد نهادهای مالی، حمل و نقل شهری و هوایی،شبکه انتقال نفت و گاز و حوزه فناوری اطلاعات به خارج از کشور منتقل کرده بودند. 
 
مواردی مانند تهیه و جمع آوری اطلاعات در مورد تدابیر جمهوری اسلامی ایران در دور زدن تحریم‌ها، اعلام نقاط آسیب پذیر در سیستم معاملات جهانی ایران، نحوه اختلال در شبکه حمل و نقل شهری به ویژه در شرایط خاص و بحرانی، از جمله اقدامات این شبکه جاسوسی وابسته به سازمان اطلاعاتی ایالات متحده (سیا) بوده است. 
 
نخستین جرقه شناسایی و آغاز عملیات برای متلاشی کردن این شبکه اطلاعاتی، از اظهارات جالب و مهم یک دانشجوی نخبه ایرانی آغاز شد؛ دانشجویی که از طریق یکی از موسسات فعال در اینترنت به دنبال اخذ بورسیه تحصیلی به کشور مالزی رفت و همین مساله موجب شد تا متوجه سرحلقه یک جریان هدایت و مدیریت شده شود. 
 
این دانشجوی نخبه پس از مکاتباتی که با موسسه مذکور داشته و همچنین حضور در دفتر مرکزی این موسسه در کشور مالزی، متوجه می‌شود که اعطای بورسیه تحصیلی رایگان از سوی این موسسه تنها در برابر ارائه اطلاعات محرمانه و خصوصی برخی نهادهای دولتی در ایران در اختیار او قرار خواهد گرفت که همین موضوع موجب شد تا او در هنگام بازگشت به ایران و طی ارتباط با مسئولان اطلاعاتی و امنیتی کشور، مشاهدات و اطلاعات خود را در اختیار آن‌ها قرار بدهد؛ روندی که به نقطه آغاز شناسایی این شبکه اطلاعاتی انجامید. 
 
یکی از مهمترین مسائلی که از سوی مسئولان مربوطه در مورد نحوه فعالیت این شبکه جاسوسی عنوان شده، تسلط کامل افسران سازمان سیا به زبان فارسی -حتی در حد آشنایی کامل با ضرب المثل‌های کهن فارسی- و همچنین برقراری ارتباط بر طبق اصول فرهنگ و آداب ایران بوده است؛ تا جایی که اکثر مرتبطان این شبکه از آمریکایی و غیرایرانی بودن مقامات مافوق خود اطلاعی نداشته‌اند. 
 
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در اطلاعیه چند روز پیش خود که در مورد دستگیری اعضا و انهدام این شبکه اطلاعاتی منتشر کرد، نسبت به تماس‌ها و ارتباطات مشکوکی که در پوشش دعوت به تحصیل، اشتغال یا اقامت در خارج از کشور، اخذ ویزا و نیز نظرسنجی‌های تلفنی بدون منشاء معتبر صورت می‌گیرد، به مردم به ویژه جوانان و دانشجویان هشدار داد.

جزئیات جدید از پشت پرده برکناری مصلحی
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  کلمات کلیدی: وزارت اطلاعات ، حیدر مصلحی ، فساد اقتصادی ، جریان انحرافی

جزئیات جدید از پشت پرده برکناری مصلحی: پرونده های فسادشان را می خواستند از وزارت اطلاعات خارج کنند.

زاکانی تصریح داشت: این جریان یکسری اقداماتی انجام داده و دارای مفاسد اقتصادی سنگین هستند که مراجع قضایی دارند بررسی می کنند و این مفاسد سنگین تر از هزار میلیارد و ... است.

شست بررسی مسایل سیاسی روز به همراه پرسش و پاسخ دوشنبه شب در مدرسه علمیه الهادی قم و با حضور علیرضا زاکانی، نماینده مجلس برگزار شد.

رسا نوشت:زاکانی در این نشست در سخنانی با اشاره به ایجاد مجموعه انحرافی در دولت گفت: مجموعه انحرافی می خواست با نفوذ در وزارت اطلاعات یگان انحرافی برای خود درست کند.

وی ادامه داد: برخی از این افراد دارای پرونده های سنگین هستند و می خواستند این پرونده ها را از وزارت اطلاعات بیرون بکشند و برخی دیگر از پرونده ها را هم استخراج و با برخی قضات معامله کنند که فرد مربوطه دستگیر شده است.

زاکانی تصریح داشت: این جریان یکسری اقداماتی انجام داده و دارای مفاسد اقتصادی سنگین هستند که مراجع قضایی دارند بررسی می کنند و این مفاسد سنگین تر از هزار میلیارد و ... است.

وی افزود: وزارت اطلاعات چشمان تیزبین نظام برای این تخلفات است و می خواستند این وزارت را برای کارهای خودشان از حیز انتفاع ساقط کنند اما رهبری با نگاه عمیق خود تمام داشته های آنها را برملا و همه بافته های آنها را پنبه کرد.

وی تاکید کرد: با برملا شدن این جریان، الان برگشته اند و می خواهند خود را پنهان و با شعار دادن حساسیتها را کم کنند؛ ما هم باید از برگشتشان استقبال کنیم اما مطالبه جدی هم داشته باشیم و راهی جز تسویه عناصر منحرف از دولت وجود ندارد.

این نماینده مجلس با بیان اینکه دولت باید این افراد را تسویه کند خاطرنشان ساخت: این افراد کاملا شناخته شده هستند و دولت باید به تقویت جریان خدمتگزاری در درون خود برگردد و تا این امر واقع نشود نباید نیروهای انقلابی قانع شوند.

وی با اشاره به بی قانونی کردن دولت بر سر قضیه وزارتخانه ها ادامه داد: نباید خدمات دولت را یکپارچه نادیده نگیریم در عین اینکه جریان انحرافی را هم باید افشا و مانع فعالیتش شویم.

وی با بیان اینکه این جریان فاسد و خطرناک است تاکید کرد: این تعبیر را نباید شوخی بگیریم و تصور کنیم همین طوری از سوی بزرگان بیان شده است؛ این جریان خیلی خطرناک است.

نماینده مردم تهران در مجلس اظهارداشت: اینکه می گویند فتنه آینده جمع بین نفاق و انحراف است تحلیل نیست بلکه براساس اطلاعات دقیق است؛ اینکه آیت الله مصباح بیان می کنند هیچ وقت چنین خطری برای اسلام نداشتیم عمق این خطر را نشان می دهد.

وی افزود: البته اینها کف روی آب هستند و رفتنی، اما اگر ما تحلیل سطحی داشته باشیم همه افراد را می خرند و کسانی را که نمی توانند بخرند بی آبرو می کنند؛ پول در دست اینها هیچی نیست و در جلسات می گویند قیمت فرد چند است می خریم و این موضع را در قالب اعتقادات دنبال می کنند.

وی اضافه کرد: اگر دوم خردادی ها با رویه سکولاری به جنگ نظام آمدند، اینها با قالب دینداری دنبال نابودی هستند؛ اگر آنها حزب مشارکت و ... می زدند اینها دنبال به کارگیری ساز و کارهای نظام هستند ؛ شورای های ۱۵ نفره برای انتخابات را در همه استانها تشکیل داده اند و ما با جریات بسیار پیچیده روبرو هستیم.

زاکانی بیان کرد: مطالبه جدی ما از احمدی نژاد حذف این جریان است و با شعار نمی شود و در عمل باید ثابت شود.

گفتنی است زاکانی پیش از این در سرمقاله هفته نامه پنجره با بیان اینکه رئیس جمهور باید بین جریان انحرافی و خدمتگزاری یکی را انتخاب کند، نوشته بود:انتظار دل‎دادگان به اسلام و دوست‎داران کشور عزیزمان ایران این است که از این به ‎بعد شاهد تقویت عناصر خدمت‎گزار در دولت که بحمدالله فراوانند باشند و به‎زودی حذف عناصر مشکوک و منحرف را مشاهده کنند. این تصمیم نیاز به انتخابی از سر اعتقاد و تدبیر دارد و نه اجبار، و لازمه آن نیز شکستن حباب توهم و لجام زدن به شیطان‎‎های درونی و بیرونی است که امید است به همت بلند ریاست محترم جمهوری این مهم حاصل شود و در آینده نزدیک شاهد تقویت خدمت‎گزاری دولت و اضمحلال جریان انحرافی در دستگاه اجرایی باشیم.

 


انهدام یک شبکه جاسوسی و بازداشت 30 جاسوس وابسته به آمریکا
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  کلمات کلیدی: جاسوسی ، وزارت اطلاعات ، آمریکا

این شبکه که توسط تعداد قابل توجهی از برجسته‌ترین افسران اطلاعاتی عملیاتی سازمان سیا در چند کشور جهان راه‌اندازی شده بود و با استفاده از پوشش‌ها و دام‌های گوناگون از قبیل ارائه‌ ویزا، وعده‌ اقامت، اشتغال و...

روابط عمومی وزارت اطلاعات با صدور اطلاعیه مهمی از شناسایی و انهدام یک شبکه جاسوسی وابسته به آمریکا خبر داد.

به گزارش شفاف، روابط عمومی وزارت اطلاعات امروز شنبه با صدور اطلاعیه مهمی اعلام کرد: با عنایت الهی و در پی اقدامات گسترده‌ اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان (عج) در داخل و خارج از کشور، شبکه‌ پیچیده‌ جاسوسی و خرابکاری وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا شناسایی و متلاشی شد.

این شبکه که توسط تعداد قابل توجهی از برجسته‌ترین افسران اطلاعاتی عملیاتی سازمان سیا در چند کشور جهان راه‌اندازی شده بود و با استفاده از پوشش‌ها و دام‌های گوناگون از قبیل ارائه‌ ویزا، وعده‌ اقامت، اشتغال و تحصیل در خارج از کشور و نیز با پوشش مراکز کاریابی در صدد فریب عده‌ای از شهروندان، تخلیه‌ اطلاعاتی و به جاسوسی واداشتن آنها بود، با تلاش هوشمندانه و مخلصانه فرزندان فداکار شما، طی سلسله عملیات گسترده‌ تعقیب و مراقبت (در داخل و خارج از کشور)، نفوذ، فریب و دوبل سازی، شناسایی و منهدم شد.

از انبوه اطلاعات حاصل از شبکه‌ مذکور مشخص شد که افسران سازمان سیا با بهره‌گیری از پایگاه‌های متعدد و متنوع اطلاعاتی و نیز با استفاده از سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های آمریکا در چندین کشور (به ویژه امارات متحده عربی، مالزی و ترکیه) ضمن تعقیب هدف جمع‌آوری اطلاعات از مراکز علمی، تحقیقاتی و دانشگاهی کشور و از حوزه‌های انرژی هسته‌ای، صنایع هوایی و دفاعی و بیوتکنولوژی در عین حال گردآوری اطلاعات بسیار ریز پیرامون لوله‌های نفت و گاز، شبکه‌های برق و مخابرات کشور، فرودگاه‌ها و گمرکات کشور، امنیت شبکه‌های ارتباطی و بانکی و مواردی از این قبیل را نیز به عنوان دیگر اهداف اطلاعاتی به عوامل خود ابلاغ کرده بودند که جمع‌آوری اطلاعات ریز پیش گفته دقیقا در راستای عملیاتی و خرابکارانه سازمان سیا بوده و بدیهی است که این اقدام خصمانه از حافظه وزارت اطلاعات زدوده نخواهد شد.

روابط عمومی وزارت اطلاعات در بخش دیگری از اطلاعیه خود آورده است: نیروهای زبده و مومن وزارت اطلاعات در رویارویی جانانه خود با عوامل سازمان سیا، ضمن اقدامات متعدد و متنوع اطلاعاتی، ضد اطلاعاتی و عملیاتی، تعداد 30 نفر از جاسوسان آمریکا را بازداشت کردند.

همچنین برای کسب اطلاع از سایر اهداف و اقدامات حریف و به منظور ارسال اطلاعات فریب برای آن سرویس، طی عملیات معکوس اطلاعاتی اقدام به دوبل نمودن تعدادی از جاسوسانی که به استخدام سازمان سیا درآمده بودند، شد اما پیرامون عواملی که ناخواسته و ناآگاهانه به دام جاسوسان آمریکایی افتاده بودند، ضمن فراخوانی و مطلع کردن آنها نسبت به خطرات پیش‌رو، ارتباط آنان با حریف قطع گردید.

بدین ترتیب نه تنها تهاجم سنگین اطلاعاتی سازمان مرکزی جاسوسی آمریکا خنثی شد، بلکه تعداد 42 نفر از افسران اطلاعاتی عملیاتی آن سازمان در کشورهای مختلف نیز مورد شناسایی دقایق دستگاه اطلاعاتی کشور قرار گرفتند.

روابط عمومی وزارت اطلاعات در اطلاعیه خود ضمن تاکید مجدد بر عهد ناگسستنی سربازان گمنام امام زمان (عج) با حضرت امام خمینی (ره)، شهدای به خون خفته‌ انقلاب اسلامی، مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) و ملت عزیز و همیشه در صحنه‌‌ ایران اسلامی از مردم شریف و فهیم کشورمان درخواست کرد فرزندان فداکار خود را در مسیر مبارزه سخت، پیچیده و دائمی با توطئه‌های استکبار جهانی یاری کرده و موارد مشکوک را به ستاد خبری این وزارتخانه به شماره‌ 113 گزارش کنند.

در پایان این اطلاعیه همچنین به آحاد مردم توصیه شده است نسبت به تماس‌ها و ارتباطات مشکوکی که در پوشش دعوت به تحصیل، اشتغال یا اقامت در خارج از کشور، اخذ ویزا و نیز نظرسنجی‌های تلفنی فاقد منشاء معتبر، نهایت دقت را به عمل آورند.


سخنان مصلحی در حاشیه جلسه دولت
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، اسامه بن لادن ، القاعده

خبرنامه دانشجویان ایران:وزیر اطلاعات تأکید کرد: اخبار و اطلاعات دقیق و اسناد موثق و دقیق و قابل توجهی داریم که نشان می‌دهد بن لادن مدتی قبل به دلیل بیماری اصلا در قید حیات نبوده که آمریکایی‌ها با فرا‌فکنی ادعا می‌کنند که او را کشته‌اند.

به گزارش فارس حجت الاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات در حاشیه جلسه امروز هیئت دولت در جمع خبرنگاران درباره آخرین اقدامات برای سرکوب گروه‌ک‌های تروریستی اظهار داشت: در غرب کشور بحمد‌الله با اقدامات خوبی که صورت گرفت به خصوص در جریان سفر رئیس جمهور، وضعیت امنیت در این منطقه خوب است و مجموعه وزارت و قرارگاه و سایر مجموعه‌های که مسئولیت دارند کنترل خوبی بر گروه‌های که بعضی در حال انهدام کامل هستند دارد.


هوشمندی و درایت رهبر انقلاب در ماجرای برکناری وزیر اطلاعات؛
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، وزارت اطلاعات ، حیدر مصلحی
کدام مصلحت بزرگ‌ مانع از تغییر مصلحی شد؟

مخالفت رهبر معظم انقلاب با تغییر وزیر اطلاعات و به‌ویژه حواشی آن هر چند با پردازش و آب و تاب رسانه‎های خارجی و برخی از رسانه‎های داخلی برای مدتی تبدیل به یک جنجال رسانه‎ای در کشور شد، اما رهبر انقلاب در سخنرانی چند روز پیش خود در دیدار با جمعی از مردم استان فارس، این مساله را یک موضوع عادی و معمولی نامیدند که نباید به ابزاری برای دشمنان انقلاب اسلامی تبدیل شود.

به گزارش رجانیوز، ایشان علت ورود در این مساله را علی‌رغم رویه همیشگی خود، وجود یک مصلحت بزرگ عنوان کردند و فرمودند: «... بنده‌ى حقیر هم طبق اصول بنا ندارم در کار‌ها و تصمیم‌هاى دولت وارد شوم. خب، مسئولیت‌ها در قانون اساسى مشخص است؛ هر کس مسئولیتى دارد؛ مگر آنجایى که احساس کنم یک مصلحتى دارد تفویت می‌شود؛ مثل اینکه در همین قضیه‌ى اخیر اینجورى بود؛ انسان احساس می‌کند یک مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار می‌گیرد، تفویت می‌شود؛ خب، انسان وارد می‌شود که جلوى این تفویت مصلحت را بگیرد. این، مسئله‌ى مهمى نیست، نظائرش هم اتفاق مى‌افتد.»

سابقه تاریخی ثبات در مدیریت امنیت

آنچه شاید در سایه حواشی پررنگ این ماجرا کم رنگ شد، " مصلحت بزرگی" بود که رهبر انقلاب در لزوم نبود تغییرات در وزارت اطلاعات مد نظر داشته‎اند. ثبات مدیریت در اداره امور امنیتی که از ابتدای انقلاب به عنوان یک رویه معمول در نهادهای امنیتی است، نشان از پذیرش لزوم تغییرات در دستگاه‌های امنیتی دارد به‌ویژه که جمهوری اسلامی به‌طور کاملا برنامه‌ریزی شده از سوی کشورهای غربی هم مورد تهدیدهای علنی قرار می‌گیرد. کسی شک ندارد که همین ثبات و یکپارچگی وزارت اطلاعات بوده است که سبب شده تا ماموران این وزارت‌خانه بتوانند ماموریت‎هایی تاریخی در طول دوره 30 ساله انقلاب اسلامی را به ثمر برسانند. نگاهی به تاریخچه وزارت اطلاعات از ابتدای تاسیس نیز حکایت از روند ثابت وزرای آن در دولت‌های مختلف دارد؛ تا جایی که اکثر قریب به اتفاق دولت‌های پس از انقلاب اسلامی، یک وزیر اطلاعات داشته‌اند و یا در صورت برخی تغییرات، باز هم خدشه‌ای به ثبات و آرامش این دستگاه مهم امنیتی وارد نشده است. همچنین در سایر مراکز امنیتی مهم دنیا نیز تغییر رئیسان آن، در طول دوره‌های زمانی مشخص و مدت‌دار انجام می‌شود.

ضرورت نظارت یک مجتهد بر امور امنیتی حتی در زمان نبودن وزیر

اجتهاد وزیر اطلاعات نیز یکی دیگر از موارد و تصریحات قانونی است که تغییر در راس این وزارتخانه را با پیچیدگی‌های خاصی روبرو کرده است؛ ضرورتی که به‌واسطه نوع خاص ماموریت‎های این وزرات‌خانه حضور مجتهد در راس آن را اجتناب ناپذیر کرده است. بر همین اساس است که سرپرستی هر شخص غیر مجتهد ولو آنکه رئیس جمهور باشد، بر این وزارت را دچار اشکالات جدی می‎کند، چرا که با تغییر وزیر نیز این ضرورت‎ها همچنان باقی خواهد ماند.

رفع اتهام تلاش احمدی نژاد برای دخالت در انتخابات آینده مجلس

در نظر گرفتن منافع دولت و شخص رئیس جمهور در عرصه سیاسی کشور یکی دیگر از مواردی است که به نظر می‌رسد رهبر انقلاب با توجه خاص نسبت به آن، اقدام به مخالفت با این تغییر کرده‌اند. در واقع، رفع اتهام از احمدی‌نژاد در این زمینه که خواستار در دست گرفتن نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور برای بهره‌برداری سیاسی در انتخابات آتی مجلس است، می‌تواند یکی از وجوه‌‌ همان مصلحت بزرگی باشد که ایشان علت ورود خود به این مساله عنوان کرده‌اند.

با توجه به زمان باقیمانده تا انتخابات مجلس، از مدت‌ها پیش اتهام‌هایی علیه دولت در زمینه رویکرد تبلیغاتی برای انتخابات از سوی برخی از جریان‌های سیاسی مطرح شده و ادعا می‌شد که دولت قصد دارد در این زمینه از ظرفیت و امکانات دستگاه امنیتی کشور نیز سوء استفاده کند که در صورت ایجاد تغییرات در وزارت اطلاعات، این ادعاها می‌توانست در مورد دولتی که به دولت کار،‌ خدمت و مردم‌داری مشهور است، الصاق شود.

در واقع رهبر معظم انقلاب با ورود به موقع و از سر لطف خود در این ماجرا، زمینه‌ساز رفع اتهام فعالیت انتخاباتی دولت شدند تا مسئولان اجرایی کشور بتوانند مانند گذشته به فعالیت و خدمت به مردم بپردازند و درگیر مسائل حاشیه‌ای نشوند.

رضایت رهبر معظم انقلاب از مدیریت اطلاعاتی مصلحی

البته رویکرد بسیار مناسب وزارت اطلاعات در زمان وزارت حجت‌الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی و انجام عملیات‌های متعدد تاثیرگذار و موفقیت‌آمیز هم از جمله دلایلی است که می‌تواند به‌عنوان علل مخالفت رهبر معظم انقلاب در چارچوب مصلحت اندیشی برای نظام و انقلاب ارزیابی شود که ایشان در دیدار اخیر خود از وزارت اطلاعات نیز به آن اشاره فرمودند. چنانکه دستگیری سرکرده گروهک تروریستی ریگی، شناسایی و منهدم کردن پایگاه چندین کروهک تروریستی در غرب کشور، آزادسازی دو دیپلمات ربوده شده ایران در کشور پاکستان، مقابله مناسب با برنامه‌ریزی دشمنان انقلاب در جریان فتنه ۸۸ و تهاجمات سایبری، همچنین شناسایی و دستگیری عامل ترور شهید دکتر علی‌محمدی که تنها تعدادی از اقدام‌های ارزشمند و تاثیرگذار سربازان گمنام امام زمان(عج) در زمان وزارت مصلحی هستند، نشان از عملکرد مثبت و قابل تقدیر این دستگاه اطلاعاتی کشور دارد؛ عملکردی که موجب شد تا کار‌شناسان امنیتی بین‌المللی هم نسبت به آن واکنش نشان دهند و از انجام موفقیت‌آمیز این عملیات‌ها به عنوان یک پیروزی بزرگ برای جمهوری اسلامی ایران نام ببرند.

هماهنگی با عالی‌ترین مقام کشور در عزل و نصب وزارتخانه‎های کلیدی؛ روال مرسوم در جهان

این مساله را نیز نباید از یاد برد که اگرچه اختیار عزل و نصب وزیران بر طبق قانون اساسی بر عهده رئیس‌جمهور به‌عنوان رئیس قوه مجریه است اما این یک روال همیشگی و کاملا توصیه شده در عرصه سیاست داخلی است که برای انتخاب برخی وزیران کلیدی مانند اطلاعات، دفاع، خارجه و کشور با مقام ارشد نظام همفکری و مشورت صورت بگیرد؛ رویکردی که در بسیاری از کشورهایی که ساختار سیاسی آنان به صورت رئیس جمهور - نخست وزیر است نیز قابل مشاهده است.

به‌عنوان مثال، در کشور روسیه "ولادیمیر پوتین" مقام نخست وزیری این کشور را برعهده دارد و می‌تواند به اختیار خود دست به انتخاب و یا برکناری وزرای کابینه بزند اما برای برخی از نهادهای مهم و حساس نظیر سازمان امنیتی این کشور، پوتین گزینه پیشنهادی خود را به "دیمیتری مدودف" رئیس جمهور این کشور ارائه می‌کند و با مشورت با او، دست به انتخاب قطعی وزرای مربوطه می‌زند. چنین رویکردی در تعداد زیادی از کشورهای دیگر جهان نظیر انگلستان، آلمان، لبنان و عراق نیز وجود دارد و کاملا منطبق بر اصول سیاسی است.

شرایط حساس ناشی از انقلاب‌های منطقه و شمال افریقا

شرایط موجود جهان در اثر تحولات حدود چهار ماه اخیر که از شمال افریقا آغاز شده و به کشورهای منطقه نیز رسیده، به‌نحوی است که ثبات مدیریت هوشمند امنیتی را بیش از گذشته حائز اهمیت می‌کند، به‌طوری که غربی‌ها پس از غافلگیری از این بیداری اسلامی قصد طراحی پاتک آن برای ایران به‌عنوان الهام‌بخش این حرکت‌ها را داشتند که در مواردی مانند 25 بهمن، با هوشیاری مردم و سیستم امنیتی کشور این طراحی ناکام ماند.

در عین حال،‌ تغییرات در رأس مدیریت امنیتی در این شرایط می‌تواند نوعی آشفتگی در مدیریت این موارد ایجاد کند.


روایت محسنی اژه ای از عزلش از دولت:
ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، حیدر مصلحی ، حجت الاسلام محسنی اژه ای

من در پایان به رئیس دفتر رئیس جمهور گفتم: خب ایرادی ندارد. ما به جلسه دولت می رویم تا دست کم با دوستانی که چهار سال با هم بودیم، خداحافظی داشته باشیم که ایشان به ما گفتند: شما نروید. / وی با بیان این که هر قدر اصرار کردیم، اجازه خداحافظی به من ندادند، گفت: رئیس دفتر رئیس جمهوری، به همراه مخالفت با حضور من در جلسه دولت عنوان کردند که به وی گفته شده است، از ورود من به جلسه جلوگیری کند...

دادستان کل کشور با روایت چگونگی برکناری خود از وزارت اطلاعات از اقدام دولت در برکناری مصلحی به عنوان اقدامی بدون توجیه یاد کرد.

به گزارش «تابناک»، خبرنگار مهر در خرم آباد گزارش داد: حجت الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژه ای در همایش «ولایت فقیه استمرار حرکت انبیا» در سخنانی با اشاره به وقایع اخیر در کشور و برکناری وزیر اطلاعات اظهار داشت: رئیس جمهوری تلاش های فراوانی را در کشور انجام داده اند و عملکرد احمدی نژاد در زمینه استکبارستیزی، تحرک وصف ناشدنی و رسیدگی به محرومین در جای خود، قابل تقدیر است، ولی گاه ایشان کارهایی انجام می دهند که هیچ توجیهی برای آنها پیدا نمی شود.

برکناری مصلحی حقیقتا توجیه پذیر نبود

سخنگوی قوه قضاییه با تأکید بر این که کنار گذاشتن وزیر اطلاعات در این شرایط، توجیهی نداشت، گفت: بحث دیگر، «چگونه کنار گذاشتن» وزیر اطلاعات به عنوان یکی از وزارتخانه های کلیدی مهم است.

وی با بیان اینکه وقتی می خواهند وزیر را کنار بگذارند، باید یکسری زمینه چینی ها صورت گیرد، خاطرنشان کرد: باید در این باره به گونه ای رفتار شود که سیستم اطلاعاتی کشور، ضربه نخورد و دست کم زمانی برای معرفی فردی که می خواهد به جای وزیر گذاشته شود، مدنظر قرار گیرد.

محسنی اژه ای با تأکید بر این که کنار گذاشتن وزرا، از اختیارات رئیس جمهور است، ادامه داد: ولی حقیقتا نحوه عملکرد در مورد برکناری وزیر اطلاعات توجیه پذیر نیست.

وی با اشاره به واکنش رهبر معظم انقلاب به برکناری مصلحی گفت: ایشان در نامه ای خطاب به رئیس جمهوری عنوان کردند که کنار گذاشتن مصلحی در اوضاع کنونی، نه به مصلحت کشور و نه به مصلحت شماست.

برخوردهایی که قند در دل دشمن آب می کند!

دادستان کل کشور ادامه داد: این گونه برخوردها در دل دشمنان ما «قند آب می کند.»

محسنی اژه ای در ادامه سخنان خود، به نحوه برکناری خود در زمانی که بر مسند وزارت اطلاعات بود، اشاره کرد و گفت: من و صفار هرندی را دو هفته مانده به پایان دوره وزارتمان کنار گذاشتند که حتی اگر فرض هم کنیم که ما «آدم های بدی» هستیم، باز هم این برخورد درست نبود.

خودمان هم نفهمیدیم چگونه ما را کنار گذاشتند!

وزیر اطلاعات دولت نهم، با بیان اینکه «ما خودمان هم نفهمیدیم چگونه و چرا ما را کنار گذاشتند» یادآور شد: بسیاری از مسئولین از برکناری من هیچ اطلاعی نداشتند.

وی ادامه داد: اطلاعی ندارم که در آن زمان مقام معظم رهبری از روند برکناری من آگاه بود یا نه، ولی ایشان از برکناری آقای مصلحی اطلاعی نداشتند.

خبر عزل خودم را از معاونم شنیدم / شوکه نشدم!

محسنی اژه ای در ادامه روایت خود از برکناری اش در دولت نهم گفت: پس از نماز ظهر، روزی که من را برکنار کردند، مانند همیشه قرار بود تا پیش از پایان وقت اداری، جلسه ای بگذاریم که وقت هم فوت نشود. در حال رفتن به اتاق کارم بودم که یکی از معاونین من سراسیمه به استقبال من آمد و خبر عزل من را داد و گفت، به وی پیشنهاد سرپرستی وزارت اطلاعات داده شده است.

وی با اشاره به شوکه شدن همراهانش پس از شنیدن خبر عزلش از وزارت اطلاعات دولت نهم، بیان داشت: ولی خود من چون شناخت داشتم خیلی شوکه نشدم!

دادستان کل کشور با اشاره به اطلاع از خبر برکناری اش چند دقیقه مانده به پخش اخبار ساعت 14 یادآور شد: پس از شنیدن خبر عزلم در پاسخ به مشورت معاونم برای پذیرفتن سرپرستی وزارت اطلاعات به او گفتم که اگر من برکنار شدم که دیگر نمی توانم نظری داشته باشم ولی اگر از من مشورت می خواهی، من می گویم حتما قبولت داشته که به عنوان سرپرست شما را معرفی کرده است.

محسنی اژه ای با بیان اینکه این به صلاح نبود که دو هفته مانده به پایان دوره دست به برکناری وزرا بزنند، عنوان کرد: به هر حال ما با یکی دو نفر مشورت کردیم که در مقابل این موضوع چه واکنشی نشان دهیم.

اتفاقی شبیه به اتفاقی که برای مصلحی افتاد!

وی با اشاره به اینکه روز برکناری اش از وزارت اطلاعات مانند همه یکشنبه ها قرار بود جلسه دولت ساعت چهار برگزار شود، افزود: اتفاقی که برای ما رخ داد، مانند همین اتفاقی بود که برای مصلحی رخ داد.

دادستان کل کشور ادامه داد: ابتدا قصد داشتم با توجه به برکناری در جلسه دولت حضور پیدا نکنم که در پایان، با توجه به اینکه این موضوع به صورت رسمی به ما اعلام نشده بود تصمیم به حضور در جلسه دولت گرفتیم.

گاه یک استعفای زوری از آدم می گیرند!

محسنی اژه ای با بیان اینکه گاه یک استعفای زوری از آدم می گیرند، گفت: ولی متأسفانه، در این خصوص هیچ حرفی به ما گفته نشده بود.

توصیه راننده به وزیر اطلاعات: به جلسه دولت نروید!

وی ادامه داد: سرانجام تصمیم گرفتیم خودمان را «به آن راه بزنیم» که از موضوع برکناری خبر نداریم و برای رفتن به جلسه دولت، سوار ماشین شدم که راننده ماشین به من یادآوری کرد که آقای محسنی، گفته اند شما جلسه دولت نروید و به دفتر ریاست جمهوری مراجعه کنید.

دادستان کل کشور افزود: پس از رفتن ما به دفتر ریاست جمهوری، آقای شیخ الاسلامی که آن زمان رئیس دفتر رئیس جمهور بودند به ما اطلاع دادند که من و آقای صفار هرندی عزل شده ایم.

برای خداحافظی هم به جلسه دولت راهمان ندارند!

محسنی اژه ای در ادامه روایت خود از برکناریش گفت: من در پایان، به رئیس دفتر رئیس جمهور گفتم خب ایرادی ندارد ما به جلسه دولت می رویم تا دست کم با دوستانی که چهار سال با هم بودیم، خداحافظی داشته باشیم که ایشان به ما گفتند شما نروید!

وی با بیان اینکه هر قدر اصرار کردیم، اجازه خداحافظی به من ندادند، گفت: رئیس دفتر رئیس جمهوری ضمن مخالفت با حضور من در جلسه دولت عنوان کردند که به وی گفته شده است از ورود من به جلسه جلوگیری کند.

وزیر سابق اطلاعات با اشاره به عزل دیگر وزیران دولت نهم گفت: سرانجام من هنگام خداحافظی به رئیس دفتر رئیس جمهور یادآوری کردم که با توجه برکناری من و صفار هرندی دولت از حد نصاب می افتد.

اینقدر شتاب زده عمل شد که دولت از نصاب افتاد!

محسنی اژه ای ادامه داد: این قدر شتاب زده درباره برکناری وزرا عمل شده بود که حتی به این موضوع هم فکر نکرده بودند که با عزل ما دولت از رسمیت می افتد و باید برای ادامه کار دوباره از مجلس رأی اعتماد بگیرد.

وی افزود: پس از یادآوری من، رئیس دفتر رئیس جمهور همانجا به دولت زنگ زدند و موضوع را عنوان کردند که در نهایت تصمیم گرفتند حکم صفار هرندی را فعلا ابلاغ نکنند تا دولت از رسمیت نیفتد.

سخنگوی قوه قضاییه با اشاره به سختی کار مقام معظم رهبری در ایجاد تعامل میان مسئولان گفت: اگر هدایت های ایشان نبود، مسلما دشمن در بسیاری از صحنه ها نتیجه می گرفت.


متن نامه رهبرمعظم انقلاب خطاب به مصلحی وزیر اطلاعات
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، مقام معظم رهبری ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای خطاب به وزیر اطلاعات فرمودند: «از شما میخواهم بیش از پیش در انجام مأموریتهای مهم داخلی و خارجی وزارت اطلاعات اهتمام به خرج دهید.» متن کامل و تصویر نامه، به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

حجة‌الاسلام جناب آقای مصلحی دام توفیقه
وزیر محترم اطلاعات

استحکام و انسجام و روزآمدبودن دستگاه اطلاعاتی کشور یکی از پایه‌های مهم اقتدار نظام اسلامی است، لذا از شما میخواهم بیش از پیش در انجام مأموریتهای مهم داخلی و خارجی وزارت اطلاعات اهتمام به خرج داده و با سرمایه‌ی عظیمی که آن وزارتخانه از نیروی انسانی توانمند و انقلابی و متدین و فن‌آوریهای روز برخوردار است و با حمایت دولت خدمتگزار و همکاری سایر نهادهای اطلاعاتی اجازه ندهید کوچکترین فترت و سستی در انجام وظائف قانونی آن دستگاه مهم پیش آید. برای شما و معاونان و مدیران محترم و همه‌ی فرزندان عزیز انقلابی‌ام در وزارت اطلاعات دعا میکنم. موفق و مؤید باشد.

سیدعلی خامنه‌ای
30/فروردین/1390


ریاست‌جمهوری خبر "احمدی‌نژاد: مصلحی دیگر وزیر اطلاعات نیست " را تکذیب کرد
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات ، خبرگزاری فارس
خبرگزاری فارس: عضو هیئت رئیسه فراکسیون اصولگرایان مجلس گفت: نمایندگان مجلس مذاکراتی با مسئولان ارشد نهاد ریاست جمهوری داشتند که آنها مطالب منتشر شده در برخی سایتها مبنی بر اینکه: "رئیس جمهور اعلام کرده است که مصلحی دیگر وزیر اطلاعات نیست " را تکذیب کردند.


در پی برکناری استعفا ءگونه وزیر اطلاعات
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات

رهبر انقلاب به دولت اجازه ندادمصلحی را عزل کند

پس از آنکه غروب روز یکشنبه حیدر مصلحی وزیر اطلاعات از سوی رئیس جمهور به طور ناگهانی برکنار شد، رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور دستوری خطاب به آقای احمدی نژاد وی را مجدداً در سمت خود ابقا فرمودند.
یکشنبه شب و در حالی که روزنامه در مراحل پایانی قرار داشت پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری با انتشار خبری ناگهانی از «پذیرش استعفای حیدر مصلحی» توسط رئیس جمهور و سپس انتصاب وی به عنوان مشاور امور اطلاعاتی آقای احمدی نژاد خبر داد. کیهان با توقف چاپ ، این خبر را بدون هیچ گونه تحلیلی منتشر کرد اما ساعتی پس از چاپ روزنامه خبرگزاری های منتشر کننده این خبر به جز ایرنا یکی یکی این خبر را از روی خروجی خود حذف کردند و به تدریج اخبار دیگری منتشر شد که نشان می داد عزل مصلحی با دستور مستقیم رهبری منتفی شده است.
پی گیری های بعدی کیهان نشان داد قضیه از این قرار است که مصلحی روز شنبه یکی از معاونان خود را پس از مدت ها اختلافات کاری برکنار کرده و از آنجا که این معاون از چهره های بسیار نزدیک به جریان مشایی بوده، رئیس جمهور پس از اطلاع از این تصمیم وزیر اطلاعات از وی خواسته به «علت عزل بدون هماهنگی معاون خود» استعفا بدهد و خبر استعفای ایشان را در جلسه همان شب هیئت دولت اعلام می کند اما، از آنجا که برکناری وی کاملاً بدون هماهنگی و حتی اطلاع رهبر معظم انقلاب بوده، ایشان با ارسال پیامی برای رئیس جمهور مخالفت خود را با این تصمیم اعلام و دستور منتفی شدن آن را صادر کرده اند.
خبر پذیرش استعفای مصلحی از سوی رئیس جمهور حدود ساعت 21 یکشنبه شب در سایت ریاست جمهوری و ایرنا منتشر شد.
پس از اطلاع از این جریانات، انتظار محافل اصولگرا تا پایان روز یکشنبه این بود که فرمان رهبری از سوی رئیس جمهور هر چه سریع تر اجرایی شود اما نه فقط این اتفاق نیفتاد بلکه علی اکبر جوانفکر مدیرعامل ایرنا - که به تازگی روزنامه ایران را هم تصاحب کرده- هم در وبلاگ شخصی خود و هم در سایت خبرگزاری رسمی دولت به انتشار مطالبی پرداخت که ثابت می کرد جریان انحرافی درون دولت باز هم مانند ماجرای انتصاب اسفندیار مشایی به معاونت رئیس جمهور قصد بازیگری های آنچنانی دارد. خبرگزاری ایرنا در ساعت 25/2 دقیقه پس از نیمه شب در گزارشی مدعی شد که اساسا تا پایان روز یکشنبه هیچ دستوری از جانب رهبری مبنی بر مخالفت با برکناری مصلحی به دولت واصل نشده است! جوانفکر هم که مثل همیشه در مقام یگانه مدافع سینه چاک مشایی که خود را موظف به دفاع از هر چیزی می داند ظاهر شده بود در مطلبی روی وبلاگ خود انتشار اخباری مبنی بر مخالفت رهبری با برکناری وزیر اطلاعات را توطئه رسانه های «دروغ پرداز» و «اقتدارگرا» (صفت مورد علاقه باند مشایی برای مخاطب قرار دادن اصولگرایان) علیه دولت خواند و با این بهانه که هنوز سایت رسمی رهبری خبری در مورد دستور ایشان خطاب به دولت منتشر نکرده، نتیجه گرفت «حرکت هایی مشکوک» علیه دولت در حال رخ دادن است.
این ماجرا تا ظهر روز دوشنبه ادامه یافت تا این که در ساعت 20:13 روز دوشنبه ایرنا به ناگهان خبری منتشر کرد که در آن آمده بود موضوع دستور رهبری به دولت را پی گیری کرده و برایش «محرز» شده که رهبری مخالف عزل مصلحی بوده اند. اگرچه این خبر بسیار دیرهنگام بود ولی با انتشار آن این امید به وجود آمد که دولت تصمیم به اطاعت سریع و بی حاشیه از فرمان رهبری گرفته و ماجرای معاون اولی مشایی تکرار نخواهد شد. اما پس از حدود یک ساعت این امید به طور کامل ناامید شد چرا که ایرنا این خبر را به طور کامل از خروجی خود حذف کرد!
انتشار و سپس حذف این خبر حاوی معانی بسیار مهمی بود. اصل انتشار این خبر نشان می دهد بهانه هایی مانند این که سایت رهبری مطلب را منتشر نکرده و... کاملا بی وجهه است و جریان انحرافی درون دولت کاملا نسبت به دستور رهبری آگاهی دارد و حذف آن علامت مهم تری بود که ثابت می کرد بازی های دیگری در راه است. برخی منابع به کیهان گفتند حذف این خبر به دستور مستقیم جوانفکر- که در خارج از کشور به سر می برد- صورت گرفته است. از لحظه حذف این خبر تا زمان تنظیم این گزارش هیچ اتفاق خاصی رخ نداده و دولت خبر یکشنبه شب خود مبنی بر عزل مصلحی را اصلاح نکرده است. آخرین پدیده قابل ذکر یادداشتی است که سایت محرمانه نیوز(وابسته به مشایی) غروب دوشنبه منتشر کرد در اظهارنظری نبوغ آمیز به مصلحی حمله نمود که چرا بدون هماهنگی با رهبری استعفا کرده است!!


دلیل عزل وزیر اطلاعات چه بود؟
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، روزنامه ایران ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات


روزنامه ایران در خبری بطور غیر مستقیم دلیل عزل مصلحی، وزیر اطلاعات را بیان کرد.


رهبر انقلاب درجمع اعضای وزارت اطلاعات چه گفتند؟
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩  کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ، وزارت اطلاعات

 


حفظ انسجام در وزارت اطلاعات، لزوم نگاه فرا جناحی و فراگروهی، و دقت، حساسیت در قبال نفوذ دشمن و جریانهای معیوب فکری و سیاسی و استفاده از تجارب نیروهای مجرب از دیگر نکاتی بودند که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آنها اشاره کردند.


عکس/ خبری که قبل از خبر رفتن مصلحی منتشر شد
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات

خبر اول - پایگاه اطلاع رسانی دولت - ظهر روز یکشنبه

خبر دوم - پایگاه اطلاع رسانی دولت - یکشنبه شب

ساعت 23:55 یکشنبه شب - پایگاه اطلاع رسانی دولت هنوز خبر ابقای مصلحی را منتشر نکرده است.



***
عملکرد جالب خبرگزاری ایرنا: این خبرگزاری تا کنون (23:40) خبری در مورد ابقای مصلحی منتشر نکرده و با "رسمی" دانستن خبر خود، صرفا خبر خبرگزاری های دیگر (فارس) را به صورت "ادعا" بازتاب داده است. تاکنون ایسنا، مهر، فارس و ... خبر ابقای مصلحی را منتشر کرده اند.


مصلحی بدلیل مخالفت رهبر انقلاب با کناره‌گیری‌اش در وزارت اطلاعات ماندنی شد
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩  کلمات کلیدی: وزارت اطلاعات ، حیدر مصلحی ، مقام معظم رهبری

حجت‌الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی به دلیل مخالفت رهبر معظم انقلاب با کناره‌گیری‌اش در وزارت اطلاعات ماندنی شد.

به گزارش رجانیوز، ساعتی پس از انتشار خبر استعفای حجت‌الاسلام مصلحی و اعلام موافقت رئیس‌جمهور، خبرگزاری فارس نوشت: «پس از آنکه سایت‌های متعلق به دولت از پذیرش استعفای حجت‌الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات توسط احمدی‌نژاد خبر دادند، وی به دلیل مخالفت مقام معظم رهبری با کناره‌گیری‌اش در وزارت اطلاعات ماندنی شد. بر این اساس، حجت‌الاسلام والمسلمین مصلحی همچنان در سمت وزارت اطلاعات به کار خود ادامه خواهد داد.»

بنا بر این گزارش، خبر غیرمنتظره استعفای وزیر اطلاعات و موافقت رئیس‌جمهور با آن، یکشنبه‌شب پس از جلسه هیئت دولت منتشر شد.

مصلحی از موفق ترین وزیران اطلاعات جمهوری اسلامی است که در دوره مسئولیت خود توانسته پروژه های مهمی را مانند دستگیری عبدالمالک ریگی، دستگیری عوامل ترور شهید علی محمدی، ‌شناسایی و دستگیری سطوح مختلف فتنه 88 با موفقیت به سرانجام برساند.

رهبر معظم انقلاب در روز 12 اسفند 1389 بازدید شش ساعته‌ای از وزارت اطلاعات داشتند و در بیانات خود با تأیید جهت‌گیری و برنامه‌های وزارت اطلاعات، از حجت‌الاسلام مصلحی به‌طور ویژه قدردانی و از عملکرد وی ابراز رضایت کردند.

ساعت 14:36 روز یکشنبه یعنی ساعاتی قبل از انتشار خبر استعفای حجت‌الاسلام مصلحی، مصاحبه‌ای به نقل از اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور بر روی پایگاه اطلاع رسانی دولت قرار گرفت که وی با تعریض به دستگاه های اطلاعاتی گفته بود: «دستگاه های مسئول ما باید در اسرع وقت ضعف‌های اطلاعاتی و ارتباطی خود را درخصوص تحولات منطقه جبران کنند، زیرا نداشتن اخبار و تحلیل صحیح و دقیق درباره هر یک از این کشورها و ارتباط همه این رویدادها با طرح کلان سلطه گران ما را در موضع‌گیری‌ها و تصمیم‌گیری به اشتباه خواهد انداخت.»


مشروح اعترافات عامل ترور شهید علیمحمدی درباره نحوه ارتباط با موساد و ترور
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۳  کلمات کلیدی: وزارت اطلاعات ، موساد

عامل اصلی ترور شهید دکتر مسعود علیمحمدی و از اعضای یکی از شبکه های تروریستی موساد بخشی از چگونگی آموزش ترور را در پادگانی در نزدیکی تل آویو، ارتباط با عوامل موساد، چگونگی ترور این استاد دانشگاه و... تشریح کرد.

متن کامل اظهارات مجید جمالی فش عامل اصلی ترور شهید دکتر مسعود علیمحمدی که شب گذشته از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد، به شرح زیر است:

 

*** من مجید جمالی فشی هستم و اولین آشنایی من با سرویس اطلاعاتی اسرائیل در حدود سه سال پیش بود که برای دومین بار به استانبول سفر کرده بودم و در آنجا با فردی به نام رادپور آشنا شدم که ایشان پیشنهاد رفتن به کنسولگری را به من داده بودند و من هم به علت اینکه مشتاق بودم با هم به کنسولگری رفتیم و آنجا طبق یکسری تشریفاتی که انجام شد وارد اتاقی شدم ولی از هم جدا بودیم یکسری سوالات زیاد از من کردند طبق آن سوالات یکسری فرم ها به من دادند فرمهای مشخصات بود و چگونگی همکاری با آنها.

البته کسی را نمی دیدم و از پشت میکروفون با هم صحبت می کردیم همانجا بود که به من گفتند فردا تنها بیایم بدون رادپور.

*** البته در همان سفر حتما تاکید داشتند که با رادپور و دوستان ایرانی ام تماس نداشته باشم یعنی در آن خانه ای که در آن زندگی می کردم به من گفتند که باید به هتل بروی و تمام هزینه هایش را هم دادند. من هم طبق دستورالعملی که به من داده بودند به هتل رفتم در حدود یک هفته طول کشید که کار آنها تمام شد یک ماموریت جمع آوری اطلاعات در ایران به من دادند و من به ایران برگشتم.

*** من به ایران برگشتم و همان ماموریتی که به من داده بودند جمع آوری اطلاعات بود در مورد یک محل مشخصی انجام دادم به طور کامل و در زمان معینی حدود 3 ماه بعد بود دوباره به ترکیه بازگشتم بعد طبق همان سیری که داشتم تماس گرفتم وارد کنسولگری شدم البته مدارک و اطلاعات را روی کاغذ نوشته بودم و در کاغذ حمل می کردم در حدود 30 صفحه بردم آنجا تحویل دادم و خیلی هم خوششان آمد البته یکسری ایرادها را برطرف کردند نواقصش را گرفتند توضیحاتی دادند و تقریباً در حدود 10 روز طول کشید که از پشت میکروفون اطلاعات جدید و آموزشهای جدید به من می دادند و در آن موقع در سفر دومی که به کنسولگری رفته بودم با فردی به نام بهرام که رابط من و سرویس اطلاعاتی اسرائیل شد.

*** در حدود سومین سفر بود که انجام شد وقتی برگشتم یک تست پلی گراف یا همان دروغ سنج از من گرفتند که 2 روز طول کشید یک روز تستش را انجام دادند و روز بعد تست اصلی انجام دادند که یک دکتر اسرائیلی بود به همراه یک فرد ایرانی که کار مترجمی را انجام می داد البته بهرام هم از پشت میکروفون صحبت می کرد.

*** آموزشها شروع شد،آموزشهای جمع آوری اطلاعات در مورد مکانها مثل پارک ها، جاده ها،‌پادگان ها تقریباً مکانهایی که بیشتر عمومی بودند مثل پارک های تهران،‌جاده ها که چه چیزهای امنیتی دارد چه دوربین هایی دارد چه اشخاصی در آنجا تردد می کنند چه ارگان های دولتی در آنجا هست سیر اطلاعاتشان در همین حد بود که چه چیزهایی برای انجا عملیات مضر بود.

در این سفر بود که یک پله جلوتر رفتم و گفتند که برای ارائه اطلاعات نمی خواهد بر روی کاغذ بیاوری یک دوربین دیجیتال به همراه کمربند حمل مموری دوربین دیجیتال که یک دوربین معمولی بود که مموری می خورد ولی کمربند چرم قهوه ای – مشکی بود که سگگ آن باز می شد توسط یک آچار آلن و مموری در آن جاسازی می شد این تکنولوژی جدید را در آن سفر به من دادند و گفتند از این به بعد می توانی اطلاعات را از این طریق برای ما بیاورید.

*** بعد از این دوره من برگشتم ایران. یک ماموریت جمع آوری اطلاعات بود در مورد یک مکان خاص در تهران به من دادند جمع آوری اطلاعات را طبق آن چیزی که گفته بودند بر روی کاغذ می نوشتم و از آن عکس می گرفتم و عکس را داخل کمربند می گذاشتم و از ایران کمربند را خارج می کردم

*** بعد از آن سفر که برگشتم یک میل به من دادند و گفتند از این به بعد تاریخ های سفر را ما تعیین نمی کنیم که در این ساعت بیا از قبل تعیین نمی کنیم طبق این میل ما با شما در ارتباط هستیم البته به صورت کد گذاری شده یکسری کشورها را برای من کد گذاری کردند که مثلاً کشور تایلند جنوب، کشور ترکیه شمال که از طریق آن بتوانم یکسری تاریخ ها و محل ها را برای ملاقات تعیین کنیم. اولین سفرمان قرار شد آسیای جنوب شرقی باشد و طبق همان چیزی که گفته بودند یک تاریخی را به من گفتند و من به آنجا رفتم بعد از اینکه به آن کشور رفتم قرار شده بود شماره تلفن و آدرسم را در میل بگذارم که در حدود 3 یا 4 ساعت بعد با من تماس گرفتند و یک محلی را برای ملاقات بهرام به من داد یک محلی را برای ملاقات آدرس داد یک هتلی بود و من تاکسی گرفتم و به آنجا رفتم، آنجا اولین دیدار حضوری من و بهرام در خارج از کنسولگری بود در حدود 4 – 5 ساعت با من صحبت کرد که چه طوری است و از این به بعد کارهایمان عملی می شود و به صورت عملی شما را آموزش می دهیم یکسری معلم ها هستند که بهترین های اسرائیل هستند و ما انتخاب کردیم که تو را آموزش دهند و همین طور یک سیم کارت و گوشی به من دادند که از این به بعد با آن در تماس هستیم. فردای آن روز رسید و 2 نفر افراد جدید بودند که من با آنها آشنا شدم 2 افسر اسرائیلی بودند و عبری صحبت می کردند و بهرام مترجم ما بود یعنی رابط بین ما بود شخص هایی به نام اومر و جونی بودند که جونی متخصص فنی و کامپیوتر بود و اومر مخصوص کارهای عملیاتی بود و آموزش عملیاتی می داد.

در آن سفر یکسری آموزش‌هایی به من دادند مثل تعقیب و گریز،‌ضد تعقیب، تعقیب ماشین، جمع آوری اطلاعات از یک محل خاص، چسباندن بمب به زیر ماشین در همین حد البته آموزشهای عملی به صورت عملی و خودشان نظارت داشتند روی این کار و چیز مهمی که در آن سفر آموزش دادند ارتباط sayf(رودررو) از طریق لپ تاپ بود. یک لپ تاپ را به من آموزش دادند که از طریق آن می توانی به صورت رودرو و راحت هر چیزی را که می خواهی بتوانی صحبت کنی اما به دلیل اینکه من لپ تاپ شخصی داشتم گفتند که نمی توانیم در این سفر به شما لپ تاپ بدهیم چون از لحاظ پوششی مشکل دارد نمی توانی همزمان 2 تا لپ تاپ را به ایران ببری به خاطر همین موکول کردند به سفر بعد. دوباره یک ماموریت جمع آوری اطلاعات یک نقطه خاص تهران را به من دادند و من را راهی تهران کردند یعنی عین سفرهای قبلی.

*** این لپ تاپ در ظاهر یک لپ تاپ معمولی بود که همه داشتند و اگر کسی هم می دید چیزی را متوجه نمی شد در اصل 2 ویندوز xp داشت که یکی از ویندوزها 2 ویندوز بود یک ویندوز sayf داشت که باید یکسری مراحل را طی می کردی تا برسیم به آن ویندوز اصلی که به آن ویندوز قرمز می گفتند. 2 ویندوز آشکار و یک ویندوز پنهان در اصل 3 ویندوز داشت. زمانیکه لپ تاپ را روشن می کردید اگر دست به چیزی نمی زدید وارد یک ویندوز معمولی و عادی می شد و کسی متوجه نمی شد وقتی می خواستیم وارد ویندوز sayf بشویم وقتی لپ تاپ را روشن می کردیم بعد از چند ثانیه از گزینه کامپکت 2 گزینه می آمد وقتی دکمه اسکیس (ESC) را چند بار می زدیم وارد منوی اصلی لپ تاپ می شد منوی اصلی شامل 3 گزینه بود یک برنامه ریکاوری برنامه ای بود که خودشان تنظیم کرده بودند در صورت بروز هرگونه مشکلی برای کامپیوتر طبق آن ریکاوری می توانستیم برگردیم به همان حالت اول برنامه ریزی خودشان یعنی به حالتی که روز اول لپ تاپ را به من داده بودند نه حالت کارخانه. گزینه دوم ویندوز 2 بود ویندوزی که از طریق آن می توانستی وارد ویندوز قرمز شوی از آنجا روی کیبورد آن گزینه را انتخاب می کردیم وارد ویندوزی که شبیه ویندوز معمولی بود از گزینه استارت 3 گزینه را باید فعال می کردیم اولین گزینه در پنجره اول گزینه دوم در پنجره دوم و گزینه سوم در پنجره سوم HP سه مرحله بود که 3 پنجره فعال می شد وقتی سومین پنجره را فعال می کردیم یک دفعه پنجره ها محو می شد و یک پنجره جدید باز می شد که روی آن پسورد را می نوشتیم یک پسورد داده بودند که البته آن SONY 777 بود آن را تایپ می کردیم اینتر (ENTER) را می زدیم در آن زمان کلید فلش مموری را می خواست یک فلش مموری که مخصوص وارد شدن به قسمت قرمز بود آن زمان کلید کامپیوتر را وارد می کردیم اینتر می کردیم در عرض یک ثانیه ویندوز تغییر می کرد و رنگ صفحه قرمز می شد و عملاً وارد قسمت قرمز شده بودیم.

*** در مورد گوشی هم یک چیزی شبیه همین بود. 2 عدد ویندوز داشت گوشی موبایل، یک گوشی سامسونگ بود که 2 عدد ویندوز داشت که از ویندوز اصلی یک سری مراحل را طی می کردیم بعد می رسیدیم به جائیکه رمز می دادیم وقتی رمز را وارد می کردیم بعد از 5 ثانیه یک نوار پر می شد و خودبخود وارد قست قرمز می شد و آن هم همینطور بود با این تفاوت که در گوشی می توانستی در قسمت قرمز چیزی را ذخیره کنی همانطور که گفته بودم نمی شد در قسمت قرمز چیزی را ذخیره کرد و فقط زمانی که وارد قسمت قرمز می شدی می توانستی آن چیزها را ببینی که این گوشی بیشتر برای فیلمبرداری و عکسبرداری های مخفی بود چون حالتی داشت که وقتی وارد قسمت قرمز می شدید اگر دکمه قرمز را 2 بار فشار می دادی و یکبار دکمه بغل را صفحه نمایش سیاه می شد و تا دوباره این دکمه ها را فشار نمی دادی طبق مراحل خودش روشن نمی شد اگر کسی هم به آن دست می زد خودبه‌خود خاموش و روشن می شد برمی گشت به ویندوز اصلی، این دو دستگاه را در سفر دومی که به آسیای جنوب شرقی رفته بودم به من دادند البته طرز کار آن را در آن دو سفر به من یاد داده بودند.

*** با من تماس گرفتند و گفتند که بلیط بگیر و بیا و برو به فلان هتل. اسمت را بگو پاسپورت را نشان بده و ما برای تو اتاق رزرو کرده ایم من این کار را کردم بعد رفتم همان هتل درست بود برای من اتاق رزرو کرده بودند بعد با من تماس گرفتند طبق همان شرایط قبلی یک تلفن دادند و یک تلفن برای خودشان برای ارتباط بود دوباره ترجمه شروع شد با این تفاوت که در این سفر به جای جونی که مسول کامپیوتر و فنی بود نیامده بود یک خانمی آمده بود به نام ( اِما) که حامله بود یعنی خانم اما با بهرام و اومر آمده بودند 3 نفر. آن 2 نفر سرجایشان بودند و یک نفر جدید آمده بود دوباره آموزش ها شروع شد از فردای آن روز ولی یک تفاوت داشت با دوچرخه شروع کردند یک دوچرخه آورده بودند که سواری دوچرخه را یاد دادند که ببینند چطور است مهارت سوار شدن. بعد یکسری راهها می دادند و می نشستند در یک رستوران و می گفتند از روی نقشه از این راه بروی تا به این جا برسی بعد از اینکه رسیدی یک زنگ می زنی تا ما بگوییم بیایی کجا پیدا کردن مسیر بود با دوچرخه بعد از آن یک سبد پلاستیکی گذاشتند پشت آن که خالی بود.

*** در آن سفر قبلی باز هم یک کیف جاساز پول به من دادند که البته 2 عدد بود در حدود 30 هزار دلار بعد من برگشتم که در آن سفر خانم من هم آمده بود و بعد با هم برگشتیم.

بعد از اینکه برگشتیم ایران یکسری ماموریت ها به من داده بودند جمع آوری اطلاعات از یک مکان های خاصی بود تا اینکه برنامه ریزی کردند تا من به یک کشور اروپایی بروم یک کمپی بود در آنجا برای شخصی بود به نام استپان کیرالی که البته میلش را به ایمیل من فرستاد قرار بود من بروم آنجا برای آموزش بوکس که طبق چیزهایی که گفته بودند آنجا کنسل شد و سفرم موکول کردند به کشور دیگری.من زمینی به آنجا رفتم طبق همان شرایط قبلی یک قرار ملاقات اولیه گذاشتم با بهرام و گوشی موبایل به من داد و از فردای آن روز رفتیم برای خرید کردن یکسری لوازم برای من خرید کردند کل لباسها از کفش گرفته تا لباس زیر، شلوار، پیراهن و... همه چیز را گرفتند و گفتند هیچ کدامیک از لباس ها را که از ایران آورده ای نمی توانی همراه خود بیاوری یک ساک چمدان هم برای من گرفتند.

*** در حدود 3 روز بعد قرار گذاشتند که صبح زود ساعت 7 صبح جلوی یک هتل با من قرار گذاشتند و من با آنها رفتم البته تمام لباس های خود را از من گرفتند و من با لباسهایی که آنها به من داده بودند ساعت، همه را از من گرفتند فقط حلقه ام را به من دادند.

با بهرام به فرودگاه رفتیم در فرودگاه آن آقای مسئول پشتیبانی بود آنجا دیدم آمد دوباره در رستوران فرودگاه یکسری توضیحات را از اول به من دادند و پاسپورت را به من تحویل دادند در سفر گفتند که من را نمی شناسید برنگرد به من نگاه کن، خیره نشو، حرف نزن تنها کسی که همسفر توست بهرام است. از فرودگاه پرواز کردیم به تل آویو وقتی رسیدیم به تل آویو طبق مهری که در پاسپورت خورده بود من یک اسرائیلی بودم. وارد فرودگاه تل آویو شدیم که البته آنجا مسئول مهر کردن پاسپورت ها به من گیر داد چون یک سوالی از من پرسید و من که عبری بلد نبودم مشکوک شد که همان آقای مسئول پشتیبان وارد عمل شد و کارتی را نشان داد پاسپورت من و بهرام را گرفت و از یک راه دیگری بود یعنی مسافرهای عادی از یک خرطوم رد می شدند ما را از خرطوم دیگری رد کردند وقتی آخر خرطوم رسیدیم اومر آنجا بود. بعد از سلام ما را سوار کرد البته آن فرد از ما جدا شد و من و بهرام و اومر سوار ماشین اومر که یک تویوتا دوکابین بود شدیم از فرودگاه خارج شدیم و رفتیم به سمت تل آویو. از تل آویو رد شدیم و رفتیم به شهر هرتزلیا که در آنجا یک هتلی بود که کنار ساحل بود آنجا یک اتاق به من نشان دادند که اتاق سوئیت مانند بود که گفتند اینجا محل اقامت توست در حدود 1000 شگل بود و پول اسرائیلی هم به من دادند و گفتند اگر اتفاقی افتاد پول پیش شما باشد یک گوشی موتورولا با سیم کارت اسرائیلی به من دادند و گفتند که البته تماس نمی گیری و رفتند و گفتند بعداً برمی گردیم استراحت کن. بهرام و جونی آمد اولین کسی که در اسرائیل آمدند برای آموزش و در همان سوئیت هتل آموزش را شروع کردند یکسری برنامه ریزی ها بود که می خواستند به من نشان دهند مثل راهها را چطور بروم آموزش هایی که چه کارهایی را باید انجام بدهم به صورت تئوری جونی به من یاد داد.

فردای آن روز گفتند که آموزش عملی شروع می شود فردای صبح آن روز بهرام آمد و ماشین کرایه بود از این دو کابینه ها، ماشین کرایه ای تل آویو. رفتیم فروشگاه یکسری چیزها خرید آب و... از تل آویو خارج شدیم حدود نیم ساعت گذشت وارد یک پادگان شدیم. از تل آویو خارج شدیم اتوبان تل آویو – اورشلیم در حدود نیم ساعت طول کشید تا رسیدیم به درب پادگان فکر کنم دقیقاً مجاورت اتوبان تل آ‌ویو – اورشلیم بود وارد پادگان شدیم و از یک پل روگذر وارد خود پادگان می شدیم حدود 3 -4 کیلومتر از کنار فنس ها می رفتیم دور تا دور پادگان را فنس کشیده بودند.

خلاصه آموزشهای حرفه ای موتور شروع شد طی 2 روز آموزش حرفه ای موتور گذاشتند یکسری موانع که آنها را چطوری رد کنم روز اول یک موتور نیمه سنگین در حدود 200 بود ولی موتوری که در شهر اسرائیل – تل آویو می دیدیم. فردای آن روز وارد آن جا شدیم 2 تا هوندا 125 نو ایران آنجا گذاشته بودند صفر صفر بود تعجب کردم که چطور اینها را آورده اند دقیقاً مارک آنها ایرانی بود که کارخانه ایران درست کرده بود صفر بود از فردا شروع کردم روی آن تمرین کردم فقط روی هوندا 125 انجام می دادیم.

من خیلی تعجب کردم پرسیدم گفتند دقیقاً‌ساخت ایران است همان موتوری است که در ایران دارند سوار می شوند دیگر آموزش ها روی این موتور است چون سخت تر است لاستیک آن کوچکتر و باریکتر و قدرتش هم کمتر است و این موتوری است که کار اصلی را باید با آن انجام بدهی بعد یک جعبه بزرگ روی موتور نصب کردند یعنی پیچ کردند دو پیچ روی آن بستند روی آن یک جعبه در حدود 20-30 کیلو بود موتور سواری را با آن شروع کردم تئوری آن را گفتند که اگر یک جعبه سنگین روی موتور باشد باید کجای موتور بنشینی تئوری را به من گفتند اول خودش نشست تمام مراحل را رفت و بعد گفت به من نگاه کن تا من شروع کنم باز هم کارهای مهارتی را با آن انجام دادم.

*** آموزشها ادامه داشت با جعبه سنگین پشت موتور. جعبه همیشه پشت موتور بود تا روزی که باعث تعجب من شد با آن موتور توی شهر من را آموزش می دادند در شهر تل آویو. چند روز آینده را فقط روی موتور تاکید می کردند که البته بعداً بهرام حذف شده بود چون ارتباط من با میکی انگلیسی بود بقیه با تمام کسیانی که با آنها ارتباط داشتم عبری صحبت می کردند بهرام حتماً حضور داشت برای مترجمی. ولی چون میکی انگلیسی اش خوب بود البته با بقیه عبری صحبت می کرد ولی با من انگلیسی صحبت می کرد

*** میکی چند روز با من تمرین موتور سواری می کرد روز آخر آموزش یک برنامه ریزی کردند توی شهر تل آویو یعنی با موتور 125 ایرانی که یک بسته پشتش بود از یک نقطه باید می رفتم یک نقطه دیگر.

*** برای تیراندازی آنجا 2 روز اومر آموزش کلت به من داد و گفتند که این کلت ساخت اسرائیل هست تقریباً کلت کوچکی بود بزرگ نبود یکی کمی بزرگتر از شاه کش که گفتند ساخت خود اسرائیل هست و 13 تا تیر می خورد در آن 2 روز آموزش تیراندازی را به من یاد دادند اول ایستادن، سراپا، نشسته، خوابیده، موانع مختلف، تیراندازی های عملیاتی و خیلی چیزها را به من آموزش دادند و ازتمام مراحل آموزشها فیلمبرداری می کردند یادم رفت حتی البته از آموزشهای موتورسواری هم فیلمبرداری می کردند جز به جز جزئیات آنها را فیلمبرداری می کردند. آموزش تیراندازی 2 روز طول کشید.

*** نحوه ترور کردن شخصی که در مراحل مختلف متحرک، ثابت، بزن دررو و خیلی چیزهای دیگر که 2 روز طول کشید و آموزشها را اومر به من می داد بعد که آموزشها را می دادند لباسهای من را در می آوردند یعنی یک لباس مخصوص تیراندازی بود یعنی لباسی که بیرون می رفتم نمی گذاشتند تیراندازی کنم که بعد علتش را پرسیدم که چرا لباسهایم را عوض می کنید گفتند که باروت روی پیراهن نماند که بقیه پیراهن هایت را آلوده می کند.

*** 2 روز جمع بندی کل چیزهایی را که یادگرفتی انجام دهی و عملیاتی را که می خواهی برای ما در ایران انجام بدهی و خیالت راحت باشد که این مأموریت یک سری اجزا دارد یکسری کارهاست که از قبل آموزش دیدی خیالت راحت باشد همه چیز آموزش دیده چیز جدیدی نیست من را بردند به همان پادگان، پادگانی که آموزش موتور سواری می دیدیم آنجا بود که یکسری آموزشها روز اول به من دادند یعنی آموزش نبود جمع بندی کلی بود.

*** در این روز یک شخص جدیدی آمد به اسم جان که مخصوص کارهای فنی بود یعنی مخصوص آموزش دادن کارهایی که اون جعبه را روی موتور یعنی سیر اون جعبه ای که من چطور آن را روی موتور ببندم آموزش می داد آقای جان که مسئول آموزش دادن کل چگونگی حمل و کارکردن با جعبه بمب که البته قبل به من گفته بودند یک جعبه است واطلاعی نداشتم بعد از این مرحله آمد و توضیحاتی داد که چگونه خشاب ها را چطور بیرون بکشم سوزن ها را وکلاً آن جعبه چیست و چگونه باید آن را سوار کنم روی موتور. اول به صورت تئوری یکسری آموزشهایی داد که چه کارهایی باید انجام بدم و ساکت باشم، سروصدا کم باشد،در تایم خیلی کمی باید این کار را انجام دهم بعد وارد مرحله ای شد که خودش یکبار این کار را انجام داد همینطور 2 تا پایه هایی بود که باید وصل می کردیم بخاطر اینکه نیافتد موتور، ما دو پایه اضافه به موتور وصل می کنیم که احیاتاً کسی به موتور دست زد یا بادی خورد نیافتد، موتور جابجا نشود تمام این مراحل را خودش یکبار انجام داد و من فقط نگاه می کردم مرحله بعد توضیح می داد و من انجام می دادم تا اینکه رسید یه موقعی که خودم باید انجام می دادم یکبار کلی خودم انجام دادم خیلی خوب بود گفت سروصدا نمی کنی و خیلی سریع انجام می دهی و کلاً یک جمع بندی کردند و گفتند که این دقیقاً چیزی است که تو باید در ایران انجام بدهی یعنی حتی پیج ها، آچارها همان هاست یعنی دقیقاً رنگشان هم، سعی می کنیم که چیز جدیدی برای تو نباشد دقیقاً همان را برای تو می گذاریم آن را با آنها انجام بدهی و مراحل هم باید دقیقاً‌ همینطور باشد.

***در‌ آن روز در هتل 2 خانم آمدند که آموزش حرفه ای گریم را به من یاد دادند البته عکس هم گرفتند و گفتند که چه چیزهایی جلب توجه می کند کلاً آموزش تئوری و عملی گریم را در حدود 3، 4 ساعت در هتل و همان سوئیت یاد دادند که در تل آویو بود.

*** این مسیر را تقریباً‌ 3 بار انجام دادیم آن روز یکسری بحت ها می شد یکدفعه انجام می دادم جلسه می گذاشتند آن 7، 8 نفر یکسری صحبتها و بحثها می کردند بعد تجزیه و تحلیل می کردند یک جاهایی را عوض می کردند دوباره از اول تمرین می کردیم این روز کلا‌ً کار ما این بود یعنی تمرین آخر بود تمرین نهایی و چسپاندن پازل ها به هم بود تا اینکه شب به هتل رفتیم بهرام به من گفت فردا روزی هست که تو همین کاری که امروز کردی باید انجام بدهی با این تفاوت که یکسری آدمها می خواهند تمام آدمهایی که در این کار دست داشتند می خواهند بیایند و تماشا کنند و تاok ندهند این کار انجام نمی شود یعنی معلوم بود که یک حالت مثلاً می گفتند که آن آدمها باید بیایند و حتماً‌ ببینند یک حالت ترس از دستگاه امنیتی ایران داشتند که حتماً باید کار خوب پیش برود چون خیلی به جزئیات توجه می کردند خیلی خیلی تاکید می کردند که چون خیلی ترس از ایران داشتند می گفتند یعنی باید همان چیزی پیش برود که ما می گوئیم وحشت آنها واضح بود. فردا صبح که رفتیم دیدم چیزها را تغییر داده اند دوربین گذاشته بودند.

*** یک ساعت بعد شخصی آمد که چهره ای خیلی شبیه ایرانی ها داشت من حدس می زنم که یک شخص ایرانی بود و ایرانی یک کلمه هم با من صحبت نکرد من را کشید کنار به محض اینکه وارد شد و بهرام هم آمد که کار ترجمه را انجام می داد عبری صحبت کرد حول وهوش یک ربع با من صحبت کرد خیالت راحت باشد هیچ مشکلی برای تو بوجود نمی آید سعی کن باتمام وجود کارهایی که طبق همان جزئیات است انجام بدهی یعنی ترس هنوز در وجود آن بود یعنی خیلی تاکید داشت که یک ذره جزئیات را جا نیندازیم بعد از اینکه با من صحبت کرد.

*** قبول کردند همه چیز خوب است انجام شد رفتیم هتل بعد شب یک مهمانی ترتیب دادند یک مهمانی خداحافظی که اومر، جونی، بهرام و من بودیم که فردای آن روز پرواز داشتیم من و بهرام و اون آقای مسئول پشتیبانی که پرواز کنیم به یک کشور همسایه ایران از طریق همان پرواز برگشتیم به این کشور. یک هتل برای من در نظر گرفته بودند گفتند خودت را معرفی کن رفتم اونجا فردای آن روز لباسهایم را به من برگردانند لباسهایی که مال خود من بود یکبار دیگر آنکسی که مسئول پشتیبانی بود در رستورانی با من جلسه گذاشت 3 نفر بودیم آن عبری صحبت می کرد و بهرام مترجم بود کل کار را دوباره به من توضیح داد از نظر تئوری.

*** در جای خودکار جامدادی بود که از زیر پیچ می خورد و در آنجا جاسازی می شد شناسنامه بود، کارت ملی، کارت پایان خدمت و گواهینامه موتور به نام مهدی ولی عکس خودم روی آن بود عکس هایی که قبلاً از من گرفته بودند.

*** یک مشکلی به وجود آمد و آن در برنامه نبود من زمانی که در اسرائیل بودم خانه ما را دزد زده بود به خاطر اینکه نمی توانستند اطمینان کنند که امکان داردلب تاپ تو را برده باشند یک لب تاپ دیگر به من دادند گفتند این برای اطمینان گفتند اگر لب تاپ بود این را بگذار برای پشتیبانی، قایم کن و با همان لب تاپ کار کن یا اگر دزدیده بودند و یا خراب شده بود به هر علتی یک لب تاپ جدید داری یعنی نمی شد که ارتباط قطع شود به خاطر همین این برنامه سوپرایزی بود که این لب تاپ را به من دادند من به ایران آمدم زمینی و در مرز هیچ مشکلی بوجود نیامد تقریباً 2، 3 روز بعد به من اطلاع دادند اولین ماموریتی که در ایران داشتم این بود که باید موتوری می خریدم کنسل کردند موتور را و گفتند ما موتور را خودمان تهیه کردیم دیگر احتیاجی به خرید موتور نیست و باید بروی وآن را تحویل بگیری این اولین خبری بود که به من درباره ماموریت دادند ولی گفتند که به تو خبر می دهیم فقط بدان که احتیاجی نیست که موتور بخری.

*** بعد گفتند که باید موتور ها را تحویل بگیری و مراحل آن را که یک وانت بگیرم، تغییر چهره دهم، یک موبایل بی نام هم بخرم و آنها را بیاورم به نقطه ای و از آن نقطه ببرم به محلی که در نظر گرفته بودند که موتورها را آنجا پارک کنم تماس گرفتم و گفتم شخصی می آید و موتورها را و پاکت مدارک را به آن بده و درب پاکت را چسپ بزن و فاکتور را هم بده بیاورد، وانت گرفتم و شماره آن را در موبایل زدم بعد تماس گرفتم با موتور سازی بعد از 2 ساعت از قرار با موتور و 2 زنجیر همراهش برگشت حساب کردم و موتورها را انتقال دادم به محل مورد نظر. موتورها موتورهای معمولی 125 ساخت خود ایران بود ولی نو نبود، کار کرده بود ولی معلوم بود اجزای آن را تعویض کرده بود لاستیک هایش و قطعاتش را عوض کرده بودند.

*** یک روز قبل از بستن جعبه آدرس منزل آقای علی محمدی که قبلاً ماکت آن را دیده بودم به من دادند و دلیلش هم واضح بود که هر زمان برنامه لو رفت بقیه آدرس ها لو نرفته باشد آن روز رفتم برای جمع آوری اطلاعات این آدرس هست و خانه اش هم که قبل دیدی آنطور ا ست و گفته بودند که جلب توجه نکن واینستا به خانه که رسیدی حتی به خانه نگاه نکن یعنی از دور رسیدی به در خانه رد شو و برو و مسیررا پیدا کن این کار را کردم تا فردای آن روز که گفتند ظهر بود باید می رفتم و جعبه را نصب می کردم تا رسید به روزی که جعبه را نصب کردم البته در این 2 هفته وقفه 2 بار به انبار رفتم به خاطر اینکه اطمینان حاصل کنند که موتورها سالم است و روشن می شود.

*** از درب اصلی بروم وقتی وارد انبار شدم 2 کارتن آنجا بود به هیچ چیزی دست نزده بودند 2 کارتن آنجا بود گفته بودند که در آن 2 هفته کلاه کاسکت، دستکش، لباس بگیرم و من گرفتم و به انبار برده بودم 2 کارتن کنار موتور گذاشته بودند یک کارتن بزرگ مربع بود با یک کارتن باریک و دراز مستطیل. کارتن مستطیل را باز کردم در آن دقیقاً وسایلی که در اسرائیل بود حتی رنگ آنها هم همانطوری بود جعبه ابزار بود لیدرمن بود از این همه کاره ها، 2 قفل کوچک با کلیدها، دستکش کار، یک زنجیر.

*** یکی تلفن دیجیتال همان تلفنی که در اسرائیل جونی طرز کار آن را به من آموزش داده بود در قسمت تئوری با دو باطری اضافه و شارژر آنها با دو پایه موتور زیر جک برای زاپاس و کارتن اصلی که همان کارتن جعبه بمب بود جعبه را کارتنش را باز کردم 2 پوشش داشت به جز پوشش اصلی که پلاستیکی بود یک کارتن بود صاف و دست نخورده یک جعبه آلومینیومی بود که با چسب دورش را بسته بودند از داخل فویل های خیلی محکمی خورده بود که قرار بود فویل ها را از بین ببرم ولی جعبه را همان جا بگذارم این کار را کردم طبق آ‌موزش جعبه را گذاشتم استپر آن را عوض کردم سینی را گذاشتم جعبه را گذاشتم.

*** تلفن آخر بود که گفتند فرد صبح ساعت 5 باید برگردی موتور را بیاوری و بگذاری جلوی در خانه. تلفن ها را خاموش کردم و رفتم خانه از طریق لب تاپ تماس گرفتم جزئیات را گفتم و گفتم کارهایی را که انجام داده بودم. آشغال ها را از بین بردم و در ضمن در آن انبار با دستکش باید کار می کردم که هنگام کار با دستکش های پزشکی باید کار می کردم که اثر انگشت من نماند و همه چیز آماده است و گفتند که ساعت 5 صبح باید از خانه بروی بیرون من حدود 4 صبح از خواب بیدار شدم یکبار دیگر لب تاپ را چک کردم که در صورت کنسل شدن به من اطلاع دهند چک کردم هیچ پیامی نبود گفتند اگر پیامی نبود طبق برنامه پیش بروم لباس راحت پوشیدم اما گرم که بتوانم راحت رانندگی کنم طبق شرایط امنیتی تلفن را در خانه گذاشتم از تاکسی استفاده کردم به پارک وی رسیدم از آنجا پیاده رفتم تا محمودیه انبار مورد نظر رفتم داخل انبار موتور را برداشتم کلاه کاسکت، دستکش پوشیدم یکسری کارها باید داخل جعبه انجام می دادم انجام دادم مثلاً 2 تا سوزن باید درمی آوردم سوزن ها را پرت می کردم 2 تا خشاب بود که باید درمی آوردم و نگه می داشتم خشاب ها را تازمانیکه به من گفته بودند باید نگه می داشتم و آن دستکشی که با آن کار می کردم را گفتند که آن را پرت کنم سوزن ها را با دقت دربیاورم که نشکند و حتماً باید سالم دربیاید انجام دادم از خانه آمدم بیرون موتور را خاموش از پارکینگ درآوردم 50 متر خاموش رفتم بعد موتور را روشن کردم حرکت کردم طبق مسیر تا خیابان شریعتی انتهای خیابان صبا روبروی شرکت برق آن نقطه که رمز آن قهوه خانه بود اولین تماس را می گرفتم و می گفتم که آماده ام به آنجا رسیدم و تماس گرفتم تلفن ماهواره ای امن نیست و نباید پشت آن راحت صحبت کنم کدهایی را برای تلفن ماهواره ای گذاشته بودند.

*** این تلفن یک آنتن بلند آلومینیومی داشت دقیقاً فتوکپی همان بود ولی پشت آن راحت می توانستم صحبت کنم و جزئیات را بگویم آنجا بود که آن تلفن sayf خراب شد یعنی آنتن داشت ولی ارتباط برقرار نمی شد چون طرز کار آن را گفته بودند که دکمه سبز را 3 ثانیه نگه می د اشتم و رها می کردم کال این می آمد تمام این مراحل را می رفت بوق می خورد ولی وصل نمی شد از آن لحظه به بعد ارتباط ما با تلفن ماهواره ای شد و با کد و راحت نمی توانستیم صحبت کنیم به نقطه قهوه خانه رسیدم.

*** طبق برنامه موتور را روشن کردم و رفتم خیابان مهر 3 از آنجا رفتم بالا موتور رو کنار درخت پارک کردم، تراکت ها را درآوردم، تراکت ها را پخش کردم و رفتم به سمت بالای خیابان مهر 3، به سمت چپ رفتم به جایی که کد آن کتابخانه بود، یعنی جایی که باید اطلاع می دادم که موتور را گذاشتم اطلاع دادم و گفتم و به سمت محلی که کد آن امام زاده بود یعنی نقطه انتظار رفتم، از لحظه ای که آنجا رسیدم تا حدود 3 بعدازظهر طول کشید تا آنها با من تماس بگیرند و من منتظر ماندم و حدود ساعت 3 تماس گرفتند و گفتند طبق برنامه 2 باید پیش بری و برنامه عوض شده و باید برگردی و کد آن داروها بود یعنی باید می رفتم داروها رو برمی داشتم و داروها را به داروخانه می بردم من هم طبق برنامه موتور را برداشتم و به سمت انبار رفتم و موتور را به انبار برگرداندم و به من گفته بودند وقتی رسیدی انبار باید 2 خشاب رو به محل قبلی برگردانی و سوزن ها را که دور انداخته بودم. به خانه رفتم و ا طلاع دادم که موتور درانبار است و خشاب ها هم سرجایش است و فردای آن روز اعلام کردند دوباره باید برنامه را تکرار کنی، 4 صبح بیدار شدم تماس گرفتم برنامه تغییر نکرده بود طبق قرار به نقطه انتظار که همان میدان تجریش بود رفتم مثل روز قبل، حدود 3 الی 4 ساعت بعد پیش رفتم و طبق برنامه یک عمل باید می کردم چون گفتند همه چیز خوب پیش رفته و باید طبق برنامه یک عمل می کردم و یک سری وسایل را از بین می بردم طبق برنامه پیش رفتم با کلاه کاسکت و دستکش، کلید ها و تلفن دیجیتال و خشاب ها را باید از بین می بردم و در فواصل مختلف آنها را از بین بردم به رودخانه و سلطل آشغال انداختم تلفن ماهواره ای و مدارک را گفته بودند از بین نبرم این کارها را انجام دادم و به منزل رفتم وقتی همان روز رفتم خانه پدرخانمم از تلویزیون تازه متوجه شدم که اصلاً جریان چه چیزی بوده و چه کسی بوده و آنجا تازه فهمیدم چون اخبار 24 ساعت داشت درباره آن صحبت می کرد و آنجا تازه فهمیدم که آن شخص مورد نظر چه کسی بوده.

*** به من پیام دادند صحبت نکن اگر اخبار می بینی واکنش و عکس العمل نشان نده عادی باش رابطه ما طولانی می شود هفته یا دو هفته ای یکبار با تو تماس می گیریم به زندگی عادی ات ادامه بده تا به تو بگوئیم که قرار بود حدود یک ماه بعد برنامه ریزی ملاقات را کردند در تعطیلات عید بود که کنسل شد و افتاد به یک ماه بعد که قرار بود این ملاقات را در(کشور همسایه) باشد طبق همان شرایط به صورت زمینی رفتم ارمنستان در این سفر یک تفاوت داشت تا که من را دید بهرام 2 تا نکته را خیلی تاکید کرد گفت ما در این سفر با تو کاری نداریم و تنها آمده ای اینجا که ما با تو صحبت کنیم. خیلی زود باید برگردی و در این سفر فقط جونی و بهرام آمده بودن و 2 روز ملاقات بود روز اول جونی یک مکانی شبیه آمفی تئاتر بود در یک هتل آنجا جزئیات تمام کار را شفاهی از من پرسیدند و تایپ کرد.

*** ما به تو خبر می دهیم یک شغل برای خودت در نظر بگیر و مشغول به کار شو در حدود 35هزار دلار که در 2 تا کیف بود به من داد و گفت 50هزار دلار بابت این عملیات در نظر گرفتیم. گفتند که یک 50 هزار دلار بابت عملیات به تو می دهیم و از آن 35 هزار دلار گفتند که 20 هزار دلار بخشی از آن 50 هزار دلار است و ما نمی توانیم همه اش را به تو یکجا بدهیم و خرد خرد به تو می دهیم.

پاداشی که 50 هزار دلار برای من در نظر گرفته بودند نصف آن را به من ندادند اصلاً نمی دانم چه شد خودشان برداشتند برای خودشان بهرام برد، جونی برد نمی دانم.


شکست امنیتی موساد
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات ، موساد
سومین ضربه حیثیتی پس از غزه و لبنان/ ایران، افتضاح اسرائیل را به هولوکاست دوم تبدیل کند

شناسایی شبکه جاسوسی موساد را که عامل طراحی و اجرای ترور شهید دکتر مسعود علی‌محمدی بود، می‌توان سومین شکست بزرگ رژیم صهیونیستی در طول چهار سال اخیر دانست، به‌طوری که پس از دو شکست نظامی در جنگ‌های 33 و 22 روزه لبنان و غزه، و پایان افسانه شکست‌ناپذیری این رژیم، اکنون نوبت سرویس جاسوسی اسرائیل رسیده که دستگاه امنیتی ایران نشان دهد، آنچه که در مورد نفوذناپذیری آن گفته می‌شد، نیز یک افسانه بیشتر نبود.

بمب خبری بازداشت عوامل ترور شهید علی‌محمدی در رسانه‌های دنیا در حالی صدا کرده است که مقامات رژیم صهیونیستی و سایر کشورهای غربی هنوز در شوک این شکست امنیتی و نفوذ سیستم امنیتی ایران به سرویس جاسوسی‌اشان به سر می‌برند و واکنشی به این موضوع نشان نداده‌اند.

ضربه امنیتی ایران به موساد در حالی است که علاوه بر یک پیروزی امنیتی، زمینه برای اقامه دعوای حقوقی علیه این رژیم را کاملاً فراهم کرده و به‌نظر می‌رسد مقامات ارشد کشورمان باید این افتضاح صهیونیست‌ها را که اکنون ایران برای اثبات آن مستندات زیادی در اختیار دارد، با استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک، آن را به هولوکاست دوم برای رژیم صهیونیستی تبدیل و در تمام مجامع بین‌المللی از آن به‌عنوان ابزار مؤثر تبیین ماهیت تروریستی این رژیم استفاده کند.

اعترافات منتشر شده تاکنون از عامل ترور شهید علی‌محمدی مبنی بر آموزش ترور در پادگان‌های تل آویو و ساختن ماکت‌های از منزل دکتر علی‌محمدی بر تمرین این عملیات، نشان از برنامه‌ریزی طولانی مدت موساد در این زمینه داشته است.

یکی از نکاتی که نشان می‌دهد موساد ضربه سختی در اثر عملیات سربازان گمنام امام زمان(عج) خورده و اساساً انتظار این عملیات شناسایی و دستگیری را نداشته‌اند، این بود که عامل ترور پس از گذشت حدود یک سال از اقدام تروریستی با اطمینان کامل از طراحی موساد و نفوذناپذیری آن در ایران مانده بود.

مائیر داگان پنج‌شنبه هفته گذشته در آخرین اظهاراتش پس از برکناری از ریاست موساد ادعا کرد که با کارهایی که در این سرویس شد زمان دستیابی ایران به بمب اتمی تا سال 2015 به تأخیر افتاده است. فارغ از اینکه، وی این اظهارات را برای جبران دروغ‌های قبلی خود در مورد قصد ایران برای دستیابی به بمب و زمان آن بیان کرده است اما نشان می‌دهد اخلال در فعالیت‌های هسته‌ای ایران که یکی از روش‌هایش حذف فیزیکی دانشمندان ایران بوده، در دستور کار ثابت جوخه‌های ترور سرویس جاسوسی موساد بوده است.

اعلام کشف این شبکه جاسوسی در حالی است که سیستم امنیتی جمهوری اسلامی ایران، حجم قابل توجهی از تهدیدات را نیز خنثی می‌کند که اعلام آن‌ها به‌دلیل ایجاد تشویش در اذهان عمومی به مصلحت نیست.

گفته می‌شود سرویس‌های جاسوسی امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی در زمینه تهدیدات نیمه سخت (ترور) علیه کشورمان همکاری مشترک بین سرویسی را تقویت کرده‌اند، به‌طوری در طراحی عملیات‌های اخیر آنچنانکه در اطلاعیه اول وزارت اطلاعات در مورد بازداشت عوامل ترور شهید علی‌محمدی اشاره شده بود، سیا، ام‌آی‌سیکس و موساد نقش مستقیم داشته‌اند.

همچنین سازمان سیا در تلاش است مرزبندی سیاسی بین گروهک‌های ضدانقلاب را با تجربه فتنه سال گذشته محو کنند تا از این ظرفیت عملیاتی و اطلاعاتی، به‌طور تجمیعی در فعالیت‌های تروریستی استفاده کنند. در فتنه سال گذشته، منافقین با سوار شدن بر جریان فتنه، در ناآرامی‌های تهران به‌طور فعال وارد شدند.


گزیده گفت‌وگوی یک مقام امنیتی پیرامون فتنه 88 و زمینه‌های آن؛
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، وزارت اطلاعات
هاشمی در نامه سه روز قبل از انتخابات به رهبر انقلاب، تهدید به براندازی کرد/ هدف مشترک جریان داخلی و خارجی فتنه؛ "احمدی‌نژاد،نه" بود

هفته‌نامه «9دی» در دومین شماره خود مصاحبه‌ای با یکی از مسئولان وزارت اطلاعات که از زیر و بم جریانات پس از انتخابات ریاست جمهوری آگاه است ترتیب داد، "شکری" نام این مسئول بلندپایه وزارت اطلاعات است که در این مصاحبه مباحث مختلفی از سازماندهی جریان فتنه برای مقابله با نظام را مطرح کرده است، وی در بخشهایی از این مصاحبه، به ایجاد تصور "موقعیت انقلابی" برای میرحسین موسوی اشاره می‌کند، که در این حالت جامعه را آماده یک حرکت انقلابی می‌بیند، شکری پس از آن، نامه بدون بدون سلام معروف هاشمی به مقام رهبری را نیز با وجود همین تصور "موقعیت انقلابی" تحلیل کرده و می‌گوید: " نامه جسارت‌آمیز هاشمی به مقام معظم رهبری نیز درست به مانند موسوی با تصور وجود «موقعیت انقلابی» به نگارش درآمد و با اتکای به این موقعیت انقلابی بود که مقام معظم رهبری را تهدید به اقدامات براندازی در جریان انتخابات و پس از آن کرد!"

در این مصاحبه به موضوعات دیگری همچون تقسیم کار در میان سران فتنه از پیش از انتخابات تا به امروز، نقش زهرا رهنورد و سابقه وی، انحرافات عقیدتی میرحسین موسوی و همچنین اطرافیان وی که از وابستگان به منافقین خارج از کشور بودند نیز پرداخته شده است.

رجانیوز، متن این مصاحبه را منتشر می‌کند:

جناب آقای شکری! با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، بدون مقدمه عرض کنم که هفته نامه 9 دی همانطور که از هویت نامش پیداست بنا را بر این گذاشته که موضوعات را با صراحت دنبال کند و از میهمانان صفحه گفتگو هم می خواهد که با توجه به انتظار مخاطبان این نشریه بی پرده سخن بگویند...

بسم الله الرحمن الرحیم. البته این روش و منش خوبی است ولی اقتضا شغلی ما این را می طلبد که به میزانی که شرایط کاری اقتضا می کند سخن بگوییم. البته امیدوارم روزی برسد که این اقتضاآت برطرف شود و بر اساس شعاری که برخی سر میدهند یعنی "دانستن حق مردم است" ما هم بتوانیم مردم را از پشت پرده برخی از اقدامات مطلع کنیم.

انشاءالله. ببینید بیش از یک سال و نیم از انتخابات ریاست جمهوری دهم و دقیقا یک سال از دفع فتنه هشت ماهه‌ای که در تاریخ انقلاب و ایران بی‌سابقه بود می‌گذرد. هنوز برخی‌ها قضایای پارسال را از جنس یک دعوای سیاسی و انتخاباتی می‌دانند، برخی دیگر نیز تحلیل‌های ارایه شده درباره برانداز بودن جنس فتنه 88 را بهانه‌ دولتی‌ها و اصولگرایان برای محو کامل رقیب سیاسی خود ارزیابی می‌کنند. سؤال این است که شما به عنوان یک مقام امنیتی که البته در دوره فتنه سال قبل مسئولیت مستقیمی در این باره داشتید، چطور وقوع چنین اتفاق بزرگ در صحنه سیاسی کشور آن هم با بهره‌هایی از بدنه داخلی و درون خانوادگی جمهوری اسلامی را توجیه می‌کنید؟

از مجموع اطلاعات موجود در پایانه اسناد استراتژیک وزارت اطلاعات این‌گونه دریافت می‌شود که توسط مرکزیتی از اول انقلاب تا به حال فتنه‌های بسیار بزرگ و پیچیده‌ طراحی و تولید و عملیاتی شده است و البته در این فتنه ها بسیاری از عناصر داخلی به عنوان پیاده نظام آن مرکزیت نقش‌آفرینی کرده اند و شاید خودشان هم متوجه نشده اند!

اگر امکان دارد آن مرکزیت را معرفی کنید؟

پس از ناکامی‌های پی در پی دشمنان نظام در دهه اول انقلاب به خاطر محوریت ولایت فقیه و شخص حضرت امام، این مرکزیت عملیات هوشمند و فتنه‌ای بزرگ علیه امام را طراحی و اجرا کرد. در آن مقطع بعد از ریاست جمهوری بنی‌صدر ملعون جریانی به نام خط سه در داخل شکل گرفت و با جسارت تمام آقای منتظری را در مقابل حضرت امام علم کرد. در آن مقطع حساس وزارت اطلاعات با شناخت دقیق و عمیق ماهیت این جریان فتنه وارد عمل شد و به شاخه نظامی و عملیاتی آن را ضربه زد که مهدی هاشمی معدوم در رأس آن بود ولی بعدها بویژه پس از ارتحال حضرت امام، متأسفانه شاخه سیاسی این جریان که به شدت از امام کینه به دل داشت و با رهبری آیت الله خامنه ای هم مخالف بود با جسارت تمام به دلیل خوش خیالی برخی از مسئولان عالی رتبه به تدریج وارد دستگاه اجرایی کشور شد و در لایه‌های حساس و استراتژیک سیاسی و اقتصادی کشور نفوذ کرد.

جناب آقای شکری شما گفتید وزارت اطلاعات شناخت عمیقی از این جریان پیدا کرد، پس چرا با کل جریان برخورد نکرد؟

نفوذ بخش مؤثر این جریان در بخش‌هایی از حاکمیت از یک سو و همچنین نفوذ این جریان در راس برخی از مراکز حساس اجازه برخورد با شاخه سیاسی این جریان را نداد و متأسفانه حمایت‌های برخی از شخصیت‌ها که اتفاقا در فتنه 88 نیز نقش محوری و در حقیقت رهبری فتنه را داشته‌اند موجب در امان ماندن آنان شد.

چرا فتنه 88 اتفاق افتاد؟ چه جریاناتی در آن نقش داشتند؟

بنده بر اساس اطلاعاتی که دارم عناصری که در فتنه 88 نقش داشته‌اند را به چهار دسته تقسیم می کنم:

دسته اول: بیگانگان با محوریت آمریکا، اسراییل و انگلیس که بیشترین نقش عملیاتی در داخل کشور را انگلیسی‌ها به عهده داشته‌اند به دلیل اینکه آمریکا‌یی‌ها و اسراییلی‌ها در داخل کشور پایگاهی به اسم سفارت ندارند و بیشتر نقش هدایتی و رهبری این فتنه را بعهده داشته اند.

دسته دوم: ضد انقلاب سنتی داخل و خارج از کشور شامل افراد، جریانات، تشکل‌هایی با گرایشات مثل:

1. اسلام‌گرایی التقاطی مانند منافقان، لیبرال دموکرات (نهضت آزادی و...) اسلام‌گرایان سوسیال دموکرات (جنبش مسلمانان مبارز و...) اسلام‌گرایان سوسیالیست (بنی‌صدر و...)
2. ملی‌گرایان لیبرال دموکرات (جبهه ملی داخل کشور و خارج از کشور ملی‌گرایان سوسیال دموکرات و سوسیالیست
3. چپ‌گرایان سوسیال دموکرات، سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها
4. مشروطه‌خواهان و سلطنت طلبان.

دسته سوم: ضد انقلاب جدید که این دسته نیز از زمان دولت‌‌های سازندگی و اصلاحات کم کم ادبیات خودشان را به ادبیات اپوزیسیونی تبدیل کردند. این جریان با شعار زیبای تبدیل معاند به مخالف و مخالف به موافق عرصه را برای جولان فرهنگی- اجتماعی ضد انقلاب پیشین و فعالان تجدید نظر طلب سیاسی اجتماعی جدید فراهم کرد. این تحول هم پروژه بود و هم پروسه، در این مرحله واژه هایی مانند فعال سیاسی به جای ضد انقلاب و پس از آن فعال اجتماعی (مانند فعال دانشجویی، فعال کارگری، فعال حقوق بشر و...) در عرصه عمومی ظاهر شد، فعالان سیاسی و اجتماعی با گرایشات مشابه گردهم آمدند و شبکه‌های حقیقی و مجازی را در قالب سازمان‌های غیر دولتی یا همان (ان جی اوها و تشکل‌هایی در حوزه‌های مختلف صنفی) به وجود آوردند.

دسته چهارم: خواص بی‌بصیرت بودند که متأسفانه سیاست نفوذ و رخنه سرویس‌های اطلاعاتی در طول سال‌های گذشته در بین نزدیکان و بستگان درجه یک برخی از شخصیت‌ها و رجال سیاسی مذهبی کشور، عامل اصلی بازدارندگی ایشان در مقابله با جریان فتنه بود. از طرفی کینه جوییها و حسادتهای سیاسی باعث شد تا این شخصیتها تحت تاثیر القات اطرافیانشان قرار بگیرند و متأسفانه حتی در مواردی شاهد همراهی و حتی رهبری این شخصیت های با نفوذ توسط همین اعضای خانواده بودیم. اما عامل اصلی و مقوم و شتاب‌دهنده تهدیدات در فتنه 88 علیه نظام و انقلاب اسلامی، آمریکا بوده که با استفاده از همه توان و دولت‌های هم‌پیمان و سه عامل دیگر اقدام به انجام یک کودتای مخملی کرد.

دسته پنجم هم فرقه های نوظهوری است که ریشه و پیشینه آنها استعماری است مانند انجمن حجتیه و بهائیت و...

یعنی این خواص بی بصیرت می دانستند چه می‌کنند؟

شاید بسیاری از آنها ندانسته در این حلقه قرار گرفته اند ولی الان در حال بازی در زمین آنها هستند. استراتژی این فتنه ایجاد اختلال در نظم موجود و ناکارآمدسازی نظام و ایجاد جنبش فراگیر اجتماعی علیه نظام بود. تاکتیک‌های دشمن در فتنه 88 خلق و مصادره مناسبت‌های ملی و مذهبی، سایه‌سازی رهبری، سایه‌سازی مرجعیت، سایه‌سازی روحانیت، ایجاد شبکه‌ها و نهادهای اجتماعی سکولار، ایجاد کانون‌ها و جریان‌های عرفانی و مذهبی جعلی، ایجاد فرقه‌های کلاسیک و نوظهور بود.
بنابراین طی یک فرآیندی مرکزیت هدایت فتنه توانسته در بستر انتخابات از دسته‌های ذکر شده بهره ببرد اینکه بگوییم همه اینها به صورت سیستمی و تشکیلاتی با هم مرتبط بوده‌اند و همه جریانات داخلی فتنه مستقیم وصل به سازمان جاسوسی سیا بوده‌اند و مستقیم از سوی آنان هدایت می‌شده‌اند؟ خیر، این را من نمی گویم ولی عرض کردم دشمن از بستری که در زمان سازندگی و اصلاحات برایش در کشور فراهم شد طرح نفوذ و رخنه را در برخی خواص به اجرا درآورده و متاسفانه بیشترین بهره را نیز در جنگ هوشمند از این گروه برد.

بنابراین بخشی از این جریان به طور غیر مستقیم و به عنوان موتور محرک و پشت پرده بخشی دیگر عمل می‌کرده است؟

جریان خارج و داخل می‌خواستند که یک تفکر جنبش‌گونه را به جامعه ایران تحمیل بکنند، به آنها جرأت بدهند، اعتماد به نفس بدهند که می‌توانید در مقابل نظام بایستید. هدف مشترک این جریان داخلی و خارجی هم این بود که بگویند احمدی‌نژاد نه، چون احمدی‌نژاد توی این چهار سال خیلی از بنیان‌های آنها را در سطح جهان به چالش گرفته بود، محل بیداری‌های فراوان شده بود، نسبت به استراتژی آمریکا در خاورمیانه چالش بنیادین به وجود آورده بود و نمی‌گذاشت استراتژی آنها در سطح خاورمیانه به پیش برود. هدف دوم این بود که بنیاد ولایت فقیه و ولی‌فقیه را در کشور تضعیف نمایند، هدف سوم شکستن اقتدار نظام در داخل و همچنین در فضای بین‌المللی بود. غرب استراتژی‌اش برای خاورمیانه سکولاریسم است، رسما هم اعلام کرده و ده‌ها پروژه‌ تا الان اجرا کرده که بتواند سکولاریسم را در خاورمیانه تقویت کند.

ببخشید جناب آقای شکری این تحلیل را کمی بدبینانه نمی دانید؟ آیا برای این تحلیل‌تان که بسیار تکان‌دهنده هم هست، شواهد و قرائن و سند و مدرکی هم دارید؟

یکی از اسناد که از موارد مهم انحراف عقیدتی میرحسین موسوی و باند او نیز هست، جزوه الگوی زیست مسلمانی اوست که توسط مؤسسه جمعیت توحید و تعاون تهیه شده و موسوی بارها در صحبت‌های انتخاباتی خود از آن نام برده. حرف اصلی این جزوه همان ادعای دروغ استحاله‌طلبان مبنی بر «چالش بین جمهوریت و اسلامیت» و «ایجاد انسداد در نظام دینی» است! مؤسسه موسوی وظیفه این جزوه را در یافتن راهی برای برون‌رفت از انسدادهای موجود ذکر می‌کند! یعنی با جبهه‌گیری در برابر اصل ولایت‌فقیه که ستون خیمه جمهوری اسلامی است به ارایه جایگزین آن می‌پردازد و صد البته، مسیری که نشان می‌دهد مسیر طی شد در غرب است یعنی برپایی یک نظام لیبرال دموکراسی تحت عنوان منافقانه «عقلانیت جمعی توحیدی» است!

با دقت روی این عبارت فکر کنید، در این جزوه ذکر می‌کنند که «پیدا کردن راه برون‌رفت از انسدادهای موجود با توسل به کتاب و سنت و باز تفسیر معرفت و تجربه دینی – و نه خود دین- و الگوی اجتماعی آن یعنی عقلانیت جمعی توحیدی صورت خواهد گرفت» اما در تمام طول جزوه شما به ندرت مطلبی از اسلام و بویژه موضوع ولایت و امامت مشاهده می‌کنید.

در ابتدای جزوه و مقدمه آن نیز به نحو افراطی به موضوع رویکرد عقلانی جزوه اشاره می‌کنند به نحوی که در حدود 20 صفحه اول بیش از 12 مرتبه بر رویکرد عقلانی تحقیق خود و حدود 12 مرتبه نیز از سایر مشتقات آن مانند مدل‌های عقلانی، بررسی عقلانی، تحلیل عقلانی، ابزارهای عقلانی، منظومه عقلانی، شاخص‌های عقلانی، عقلانیت متعارف و... استفاده می‌کنند. گویا دیگران در تحقیقات خود از رویکردهای غیر عقلی و احمقانه بهره‌گیری می‌کنند! البته واضح است که تأکید افراطی آنها بر رویکرد عقلانی و نیز عقلانیت جمعی به دلیل بی اعتنایی آنها به کتاب و سنت است که منافقانه فقط اسمی از آنها آورده ولی در سرتاسر کتاب و جزوه حضور واقعی آنها دیده نمی‌شود.

کمی بیشتر درباره این به اصطلاح «عقلانیت جمعی توحیدی» توضیح می‌دهید؟

در سرتاسر این جزوه آنچه دیده می‌شود یک کشور و حتی جهان کاملا بی عیب و نقص و مدینه فاضله در سایه تشکیل یک نظام لیبرال دموکراسی تحت عنوان عقلانیت جمعی توحیدی است! ذکر کلمه توحیدی نیز برای خالی نبودن عریضه است والا با توجه به توضیحاتی که می‌دهند، مشخص می‌شود، توحیدی صرفا صفت است و نه قید، یعنی چون مردم مسلمان هستند! خود به خود لیبرال دموکراسی آنها نیز اسلامی می‌شود! یعنی همان حرف‌های سروش و کدیور و دیگر فتنه گران و پیش از اینها بازرگان و گروهک نهضت آزادی.

اگر اجازده دهید من نکته مهمی را عرض کنم ادبیاتی که این جزوه عقلانیت جمعی توحیدی دارد و قسمتی از آن را شما بیان کردید ما را به یاد ادبیات حزب توده و مارکسیست‌های مسلمان انداخت. چقدر این عقلانیت جمعی توحیدی شبیه جامعه بی‌طبقه توحیدی است!

می‌توان از جلسات خصوصی ولی مکتوب و مستند آنها، مشخص کرد که هدف اینها از شرکت در انتخابات برای کمک به مردم نبوده بلکه به دنبال تغییر نظام دینی بودند. یکی از جلسات مستمر سران فتنه، جلسات پنج‌شنبه‌های موسوی بوده است. در جلسه 25/1/85، استراتژی خود را «اجتماعی کردن گفتمان» ذکر می‌کنند و گفتمان را «جنگ برای بازپس‌گیری مواضع از دست رفته» تعریف می‌کنند، مواضع از دست رفته ای مانند بسیج، مردم، مساجد و دانشجویان.

یک عنصر اطلاعاتی و امنیتی می‌تواند از این مباحث تلویحا براندازی نرم نظام دینی را استنباط کند اما فعلا ما چنین قضاوتی نمی‌کنیم تا ببینیم آیا مواضع آنها شفاف‌تر خواهد شد؟

دقیقا شش ماه بعد، یعنی در تاریخ 20/7/85 مجددا در جلسه ای با مسئولیت شخصی موسوی، موضوع براندازی‌ نرم نظام را صریحا مطرح می‌کنند و می گویند: «اسقاط نظام از طریق بازتولید انقلاب 57 غیرممکن است اما پاشنه آشیل نظام، انقلاب نرم است»! سپس برخی ویژگی‌های انقلاب‌های رنگی را برمی‌شمارند، مانند گرایشات لیبرالی، دفاع از دموکراسی و حقوق بشر، شکل‌گیری در کریدورهای قدرت، آشکار و بزرگ کردن تقلب و... اما وقتی به استراتژی‌ها و تاکتیک‌های انقلاب‌های نرم می‌پردازد، ضمیر را به «ما» برمی‌گردانند و می گویند «تاکتیک‌های ما برای براندازی نظام دینی ایران» که این تاکتیکها عبارتند از: 1. با اجتماعات گفت‌وگو کنیم، 2. مردم باید به علایق غیرمعمول (!) ترغیب شوند (که دکتر امیری توضیح می‌دهد یعنی امروزی شویم) 3. یاری همگان را بپذیریم (که دکتر مدنی توضیح می‌دهد ما مرزبندی با هیچ جا نداریم) 4. ماهیت رژیم مستقر را افشا کنید و رازها را بیرون بریزید، 5. باید با تخریب و تحریف، چهره رژیم منفور شود، 6. از شمایل شیعی‌پرستانه و تقدس آنها پرهیز شود، 7. به هراس اخلاقی دولت دامن بزنید، 8. نامی کوتاه، فانتزی و جوان‌پسند انتخاب کنید، 9. دختران جوان با لباس‌های روشن را در صف جلو قرار دهید، 10. از آوازها و سرودهای دسته‌جمعی مهیج بهره بگیرید، 11. اماکن عمومی را پارلمان مردم کنید و...

این عناوینی که ذکر می کنید در جزوه زیست مسلمانی موسوی آمده یا در جای دیگری ذکر شده؟
همه اینها در جلسات پنج شنبه جریان نفاق جدید با مدیریت شخص میر حسین موسوی مطرح شده و نشان می‌دهد که جلسه شش ماه پیش آنها در مورد اجتماعی کردن گفتمان نیز در واقع برنامه‌ریزی برای براندازی بوده نه صرفا شرکت در انتخابات. یعنی باند موسوی بعد از خارج شدن اصلاح‌طلبان از قدرت در سال 84، تصمیم به شرکت در انتخابات با هدف ادامه و استمرار روند براندازی استحاله‌طلبانه گرفت و جلسات پنج‌شنبه‌های موسوی همان‌گونه که مشاهده شد در این مسیر حرکت می‌کرد.

آقای شکری خب این اسناد بسیار تکان‌دهنده است، دیدگاه خود موسوی در این جلسات چه بوده و اظهارنظر کرده است؟

موسوی در جلسه 26/7/86، امکان ایجاد چپ جدید را مطرح می کند و می‌گوید: «برای تغییر، باید ایده جدید ترکیبی از چپ مارکسیستی و اسلام مطرح شود»، «شعارها باید تغییر داده شود»، «از تجربه اول انقلاب هم (!) می‌توان استفاده کرد»
همین موسوی درست شش ماه بعد یعنی در تاریخ 22/1/87 می‌گوید: «چپ جدید را حذف کنیم و قرائت امام خمینی بیاید»! تقریبا نوعی نفاق فرقانی را از خود بروز می‌دهد.

اکنون با این مقدمات سوال این است که موسوی و دیگر سران فتنه، چگونه وارد مرحله اصلی براندازی یعنی مرحله تهاجم و عملیات نهایی براندازی برای استقرار آلترناتیو خودشان شدند؟

جزوه «منشور راهبردی» که در دو سه هفته آغازین اغتشاشات بعد از انتخابات - روی این زمان دقت کنید تقریبا نیمه اول تیر 88 است - نوشته شده و از جاسازی منزل علیرضا بهشتی بدست آمده است، با این جمله آغاز می‌شود:

«پدیده شگرفی که به نام جنبش سبز در این ایام تجربه کردیم، بیش از هر چیز نتیجه و حاصل پدیده دیگری به نام قیام شرایط یا شورش واقعیت بود.»

حالا باید دید اولا پدیده قیام شرایط یا شورش موقعیت چیست و ثانیا این پدیده، چگونه فتنه سبز را ایجاد کرده؟

برای آنکه بتوانیم تشخیص بدهیم که چه زمانی شرایط سیاسی جامعه در وضعیت «موقعیت انقلابی» قرار می‌گیرد، باید بفهمیم که دو مشخصه اصلی آن بوجود آمده: اول اینکه مردم نخواهند، یعنی نظام موجود را نخواهند و دوم آنکه نظام هم نتواند یعنی قادر به دفاع اصولی از خود در برابر جریان برانداز نباشد. هنگامی که چنین ویژگی‌هایی مشاهده شد، جریان برانداز می‌تواند وارد فاز تهاجم و اجرای عملیات نهایی براندازی شود و آلترناتیو خود را مستقر کند. به همین دلیل در پایان آن منشور راهبردی می‌نویسند: «شورش موقعیت یا قیام شرایط یعنی حالا وقتشه» یعنی وقت آن است که جریان برانداز باند موسوی و دیگر سران فتنه، از فاز تهدید وارد فاز تهاجم براندازی شوند.

حالا باید دید که در جریان فتنه چه اتفاقی رخ داد که آنها از آن شرایط، موقعیت انقلابی را استنباط کردند و تصمیم گرفتند بعد از 22 خرداد در هر حالتی – چه شکست و چه پیروزی- وارد فاز نهایی براندازی و تهاجم شوند.

یعنی این موقعیت انقلابی یا به قولی «قیام شرایط» بعد از 25 خرداد به وجود آمده بود یا قبل از آن؟
از اوایل خرداد و مشخصا هفته دوم خرداد، حضور هواداران موسوی در سطح خیابان‌ها آغاز شد. آنها ابتدا در سطح پارک‌ها و چهارراه‌ها و عمدتا شب‌ها و در سطحی محدود حاضر شدند و سپس در سایر خیابان‌ها بویژه خیابان‌های شمالی و ولیعصر و در اواسط روز و در سطحی گسترده‌تر، این حضور ادامه یافت.

در این حالت طبیعی بود که نیروی انتظامی قصد برخورد با آنها را نداشت و آرام نمودن فضا برای 22 خرداد، استراتژی اصلی مدافعان نظام بود. سران فتنه از این حضور گسترده هواداران موسوی از یک سو و عدم امکان برخورد نیروی انتظامی با آنها از دیگر سو، تلقی «موقعیت انقلابی» داشتند و تصمیم نهایی خود را مبنی بر ورود به فاز تهاجم براندازی به شکل «آغاز اغتشاشات» در صورت شکست در انتخابات و به شکل «جشن‌های ساختارشکنانه» در صورت پیروزی اتخاذ کردند.

ظاهرا موسوی در این باره مصاحبه ای هم با یک نشریه خارجی داشتند که خیلی هم صدا کرد...

همینطور است که می گویید. برای اثبات این تحلیل می‌توان به دو مورد کاملا واضح و آشکار یعنی مصاحبه با موسوی با مجله تایم و نامه آقای هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری استناد کرد.

خبرنگار مجله تایم، در 21 خرداد 88 – یک روز قبل از انتخابات - در مصاحبه با موسوی به او متذکر می‌شود که حتی شما اگر به مقام ریاست جمهوری هم برسید به اندازه رهبری قدرت نخواهید داشت بویژه در حوزه‌های سیاست خارجی و امنیت ملی، اما موسوی موکدا می‌گوید: «تجمعات خیابانی چشم‌گیر هفته‌های گذشته، و فشارهای عمومی احتمالا ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت و در واقع این اتفاق با فشار بر رهبری نسبت به پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد.»

ملاحظه کنید هدف موسوی از شرکت در انتخابات ریاست‌ جمهوری نه کمک به مردم بلکه تغییر بنیادین ماهیت ساختار قدرت است! و اتکای او در این بیان آشکار و جسارت‌آمیز، صرفا تجمعات خیابانی هواداران اوست، همان‌گونه که قبلا گفته ام، تلقی موسوی هم از آن «موقعیت انقلابی» است.

اما احتمال باخت نیز وجود دارد! به همین دلیل خبرنگار تایم از موسوی می‌پرسد: «اگر انتخابات را ببازید، آن وقت چه می‌شود؟» موسوی پاسخ می‌دهد: «تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از آن به پیروزی در انتخابات مربوط می‌شود و بخش‌های دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقب‌گردی در کار نخواهد بود.» یعنی حتی در صورت شکست نیز روند تغییر بنیادین ماهیت قدرت و به عبارت صریح‌تر براندازی نظام ادامه خواهد یافت که دیدیم ادامه نیز یافت.

اما برخی از شخصیت های سیاسی و بویژه نمایندگان مجلس که منتقد احمدی نژآد هستند، مناظره ها را دلیل اصلی اغتشاشات می دانند...

اشتباه افراد ساده‌لوح و خواص بی‌بصیرت از اینجا معلوم می‌شود که علت همه این اغتشاشات را به مناظره‌ها نسبت می‌دهند! و احمدی‌نژاد را نیز به همان اندازه جریان برانداز در وقوع حوادث آتش‌سوزی و آدم‌کشی و خسارات جانی و مالی مقصر قلمداد می‌کنند! در حالی که پر چالش ترین مناظره انتخاباتی در شب سالگرد ارتحال امام – یعنی شب چهارده خرداد – پخش شد ولی اولین درگیرها از 25 خرداد – یعنی 10 روز بعد و سه روز پس از انتخابات انجام شد؟!


آقای شکری! نامه بدون سلام و والسلام هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب هم در این فرایند تاثیر داشت؟


برداشت بنده به عنوان یک عنصر امنیتی این است که نامه جسارت‌آمیز هاشمی به مقام معظم رهبری نیز درست به مانند موسوی با تصور وجود «موقعیت انقلابی» به نگارش درآمد و با اتکای به این موقعیت انقلابی بود که مقام معظم رهبری را تهدید به اقدامات براندازی در جریان انتخابات و پس از آن کرد! نامه ای که قبل از رسیدن به حضرت آقا در سایتها منتشر شد علی هاشمی در ستاد قیطریه و در جمع شش نفر از اعضای اصلی ستاد موسوی با هیجان وصف ناپذیری مطرح می کند: «این نامه حاج آقا خیلی تند است و ما داریم آن را چاپ می کنیم، شما هم بگویید چاپ کنند. باید دست به دست هم بدهیم تا موج ایجاد کند. حاج آقا گفته یا اینجا کار خراب می شود یا فضا برمی گردد.»


ظاهرا این نامه آقای هاشمی است که الان دست شماست...

بله! آقای هاشمی در نامه مورخ 19/3/88 یعنی سه روز قبل از انتخابات به آقا می‌نویسد: «بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم، احزاب و جریان‌ها، این وضع را بیش از این برنمی‌تابند و آتش‌فشان‌هایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان‌ها، خیابان‌ها و دانشگاه‌ها، مشاهده می‌کنیم... از جنابعالی انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم‌اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید، اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.

سرچشمه شاید گرفتن به پیل
چو پر شد نشاید گرفتن به بیل»

ملاحظه کنید هاشمی در پایان این فراز از نامه اش خبر از اغتشاشات پس از انتخابات می دهد. بنابر این معلوم می‌شود که پشتوانه آقای هاشمی نیز برای ارسال نامه تند و بدون سلام و حتی تهدیدآمیز به مقام معظم رهبری، تصور او مبنی بر وجود «موقعیت انقلابی» در جامعه است. این ادعای آقای هاشمی مبنی بر وجود آتش‌فشان‌هایی که نمونه آنها را در اجتماعات انتخاباتی در خیابان‌ها مشاهده می‌کنیم مؤید این امر است. حتی تهدید ناشیانه نسبت به مقام معظم رهبری به شعله‌ورتر شدن آتش در جریان انتخابات و پس از آن هم به دلیل امیدواری آقای هاشمی به استمرار موقعیت انقلابی است که آن را به شکل آتشی که دودش در فضا قابل مشاهده است، بیان می‌کند.

نتیجه اینکه از مصاحبه موسوی در قبل از 22 خرداد کاملا برمی‌آید که آنها به دلیل تصور وجود «موقعیت انقلابی» در جامعه، تصمیم قطعی خود را برای اجرای عملیات نهایی براندازی چه در صورت پیروزی، به صورت اجرای جشن‌های ساختارشکنانه و چه در صورت شکست، به صورت اغتشاشات‌ براندازانه، اتخاذ کرده بودند و صریحا نیز آن را بیان می‌کردند.

آیا هدف فقط این بود که انتخابات ملغی بشود یا اهداف کلان دیگری را تعقیب می‌کردند؟

اهداف غایی راس اصلی فتنه‌گران که همان سازمان های امنیتی جریان استکبار بود، چند بخش دارد. اول نابود‌سازی مدل انقلاب اسلامی بود، نباید این مدل موفق باشد. اگر این مدل انقلاب اسلامی موفق شود و تسری پیدا کند، نظم نوین جهانی آمریکا را بهم خواهند زد، دوم اینکه این مدل حکومت اسلامی باید از درون فروپاشی پیدا کند، از درون فرسوده شود و به اضمحلال و نابودی برسد.

جالب است که همین کار را دستگاه یزید کرد، سپاهی که به جنگ امام حسین (ع) می‌رود چه سپاهی است؟ لشکر حضرت علی است، با لشکر حضرت در کوفه به جنگ پسرش امام حسین (ع) رفتند، با یاران امام علی فرزند امام علی (ع) را سر بریدند. گفتند باید کاری کنیم که این تفکر برای همیشه بخشکد این مربوط به امروز و دیروز نیست. آمدند گفتند اگر می‌خواهید در امان باشید باید بیایید در لشکر ابن زیاد و ابن سعد. یک خیمه‌ای زدند و یک پرچمی زدند گفتند هر کس که مخالف حسین است برود زیر آن پرچم! بعد گفتند این کفایت نمی‌کند کسی از ماست که همراه ما بیاید تا حسین را نابود کنیم. اتفاقا خواص بی‌بصیرت آن روز آنها را همراهی کردند و بر امام حسین (ع) شمشیر کشیدند.

پرچم سبز جریان فتنه دقیقا برگرفته از الگوی ابن زیاد و ابن سعد بود. بنابراین این مدل باید از درون فروپاشی بشود تا به دنیا بگویند این مدل مفلوکی بود، چون خود مردم در مقابلش ایستادند و آن را فروپاشی کردند.

برای اجرای هدفمند و دقیق این مدل، غرب کلیه مؤسسات و بنیادهایی که در فروپاشی شوروی سابق فعالیت داشته‌اند را فعال کرد تا از نظر اندیشه و عمل، بیشترین حملات به حوزه دین، اعتقاد، مرجعیت و رهبری گسیل داشته شود.

موسوی در این جریانات خودش رهبری و هدایت را بر عهده داشت یا اینکه تحت تأثیر افراد یا گروه‌های دیگری به این سمت کشیده شد؟

به نکته خوبی اشاره کردید. ببینید حضور و نفوذ منافقان در پیرامون موسوی به حدی است که می‌توان گفت نامبرده به واقع در چنگال منافقان گرفتار شده و عناصر نفوذی این گروهک از هر طرف او را احاطه کرده‌ بودند...

فکر کنم لازم باشد تا کمی صریح تر این حلقه اطراف موسوی را معرفی کنید.

مهم‌ترین عنصر نفوذی منافقین در ستاد میرحسین، اردشیر امیر ارجمند است که اخیرا به خارج از کشور متواری شده و مدتی در استراسبورگ فرانسه و بعد پاریس مستقر شد. مادر و برادر این شخص از اعضا و سمپات‌های منافقین هستند. همین الان اردشیر امیر ارجمند ارتباطات تشکیلاتی با کادر اطلاعات گروهک منافقان در فرانسه دارد و بنابر اطلاعات موجود با سرویس اطلاعاتی امنیت داخلی فرانسه نیز چندین جلسه برگزار کرده و ضمن تخلیه کامل اطلاعاتی، رهنمودهای لازم جهت ادامه همراهی با این سرویس و پیشبرد کارها به عنوان نماینده و مشاور میرحسین موسوی در اروپا و خاصه در هیئت مدیره کانال تلویزیون رسا به وی داده شده.

یکی دیگر از عناصر نفوذی منافقین در تشکیلات موسوی فاطمه رهنما، همسر شاپور کاظمی (برادر زهرا رهنورد) است. این فرد در اغتشاشات بعد از انتخابات دستگیر شد. فرد دیگر از اطرافیان موسوی، وحید طلایی است که ارتباطات وسیعی با سرپل گروهک نفاق دارد، عضو کمیته به اصطلاح آسیب‌دیدگان باند موسوی بوده و با صالح نقره کار (خواهرزاده رهنورد) ارتباطات نزدیکی داشت.

طلایی در وصل افراد متعدد در حوزه‌های مختلف و ارایه اطلاعات داخلی و انتقال آن به سرپل نفاق فعال بوده و مبالغ زیادی را برای کمک به خانواده آسیب‌دیدگان از منافقین دریافت کرده است. البته باید اضافه کنم که چند نفر جاسوس سرویس های بیگانه در حلقه اطراف موسوی فعال بودند که شناسایی شدند و...

ببخشید آقای شکری، این افراد با موسوی ارتباط غیر رسمی داشتند یا در ستاد موسوی فعالیت رسمی داشتند؟

نخیر! اینها در ستاد موسوی فعال بودند. همین وحید طلایی در کمیته حقوقی ستاد میرحسین فعالیت داشت و با توجه به دسترسی‌هایش به اطلاعات ستاد در انتقال اطلاعات به منافقین و القاء مطالب آنان به اعضای ستاد فعال بوده.

نقش همسر موسوی یا همان زهرا رهنورد در این ارتباطات چیست؟

رهنورد هم جلساتی را در سه شنبه ها داشت که خانمی به نام زهرا حاتمی دبیری جلسات سه‌شنبه‌های زهرا رهنورد را بعهده داشت. این فرد دارای سابقه سمپاتی به منافقین و خانواده‌های منافق دارد. خواهر و شوهر خواهرش هر دو در قرارگاه اشرف منافقین در عراق بودند که معدوم شدند و یک خواهرزاده‌اش هم‌اکنون در قرارگاه منافقین در عراق بسر می‌برد.

البته چهار نفر از اعضای تشکیلات موسوم به مادران عزادار که زیر نظر زهرا رهنورد فعال بوددند و وی از آنها برای اهداف غیرقانونی و فتنه‌گرانه خودش سوء استفاده می‌ کرد، در حین خروج از کشور دستگیر شدند. این افراد از مرتبطین گروهک‌ منافقین بودند و قصد داشتند در کشور آلمان با سرپل منافقین ملاقات کنند.

در زمان دستگیری حلقه اول موسوی، یکی از کارکنان عادی دفتر موسوی تقاضای مذاکره با بچه های ما را داشت و مدعی بود که اطلاعات مهمی دارد. بعد از دیدار نیروی ما با این بنده خدا، وی خبر داد که بهزادیان نژاد - رییس ستاد موسوی – دو روز قبل از اقدامات ما، اسناد و مدارک مهمی را به ویلای شخصی خود در دماوند منتقل کرده و در محلی آن را جاسازی کرده که بلافاصله با اعزام به محل، اسناد مهمی از جمله اسناد جلسات ده ساله موسوی و حلقه اولش کشف شد.

سئوال دیگری که برای بسیاری از مردم ما مطرح است متن بیانیه های موسوی است. با این اطلاعاتی که شما مطرح کردید به نظر می رسد که بیانیه های موسوی هم توسط این حلقه تهیه می شده؟

بله! این ارتباط آنقدر تنگاتنگ شده که در مواردی ادبیات رجوی در بیانیه های موسوی دیده شده.در اوایل فتنه سال 88 مسعود رجوی در تیرماه طی بیانیه‌ای خطاب به موسوی و زهرا رهنورد اعلام کرده بود: «بایست و استقامت کن، ما گذشته تو را در خصوص قتل عام سال 67 نادیده می‌گیریم چرا که امروز هدف مشترکی داریم و آن هم مبارزه علیه ولایت فقیه است. پس به اکنون و آینده بیندیش.»

در سال 89 زهرا رهنورد در خصوص اعدام‌های سال 67 در مصاحبه با سایت‌های خارجی در پاسخ به سؤال آنان اظهار کرده که این اعدام‌ها لکه ننگی است به دامن نظام جمهوری اسلامی ایران که با هیچ آب کوثر و زمزمی نمی‌توان آن را پاک کرد.

رجوی در 7 اردیبهشت سال 89 هم در بیانیه‌ای خطاب به میرحسین از او می‌خواهد به هر قیمتی شده قیام را زنده نگه دارد و با مجوز و بدون مجوز مردم را دعوت به حضور در خیابان و مقابله با نظام کند. در این بیانیه رجوی به میرحسین می‌گوید که موسوی باید در قالب همین رژیم بماند و کارهای خود را پیش ببرد و حفظ او واجب است. جالب اینجاست که رجوی تأکید می کند که ما باید به گونه‌ای عمل کنیم که موسوی را یک قدم به مقابله با ولایت فقیه به جلو هل دهیم.

یعنی موسوی از این بیانیه ها اطلاع دارد و باز در این مسیر حرکت می کند؟

شاید برای شما جالب توجه باشد که میرحسین هم در بیانیه‌ خودش که در 29 آذر 89 منتشر کرده و در ضمن آن اهانت‌های مستقیمی به نظام مقدس جمهوری اسلامی داشته، بیانیه اش را با ذکر شعار مشهور و معروف مسعود رجوی به پایان رسانده...

کدام شعار رجوی؟ نترسید نترسید...

بله! منافقین در طول جریان فتنه از طریق کانال تلویزیون خودشان بارها از هوادارانشان خواستند که در صحنه اغتشاشات از شعار «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» استفاده می‌کردند که میرحسین هم همین شعار را در پایان بیانیه اش آورده و نوشته: «یادمان نرود که همه با هم این شعار را می‌دادیم که نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.»

ولی این همنوایی موسوی و رجوی خیلی عجیب است، این چفت شدن موسوی با منافقین چطور تحقق پیدا می کند؟

ببینید، موسوی در اطراف خود حلقه ای از منافقین را دارد که تحت تاثیر آنهاست، کانالهای ارتباطی موسوی کانالیزه شده، برای همین مثل یک آدم جن زده شده و اساسا انگار هیچ چیز را نمی فهمد، برای همین هم به اعتشاشگران عاشورا می گوید مردم خداجو!

جناب شکری! اشاره کردید که موسوی همچنان به صدور بیانیه‌ های خودش ادامه می‌دهد و حتی برای 16 آذر در اواخر آبان بیانیه می‌دهد. خب جریان فتنه و میرحسین موسوی الان به لحاظ اجتماعی چه وضعیتی دارند و حمایت از جریان فتنه و شخص موسوی در میان گروه‌های مختلف اجتماعی به چه میزان است؟ ضمن اینکه بگویید استراتژی وزارت اطلاعات جهت برخورد با موسوی چیست؟

در پاسخ به سؤال اول باید بگویم که بر اساس آخرین اطلاعات موجود پس از مدیریت و هدایت هوشمندانه مقام معظم رهبری در خصوص اعطای فرصت به موسوی برای نشان دادن چهره اصلی اش و عدم برخورد مستقیم با سران فتنه که امکان مظلوم‌نمایی را از آنها گرفت، روند تحولات و اقدامات صورت گرفته از طرف نهادهای امنیتی و رسانه‌ای، چهره واقعی سران فتنه را برای بسیاری از مردم آشکار کرد به طوری که بخش عمده ای از حمایت‌های مردم و نخبگان از جنبش به اصطلاح سبز در سطح گسترده‌ای کاسته شده. طبق اطلاعات و تحلیل‌های موثق ما میزان ریزش نیروی جریان فتنه در میان طیف‌های مذهبی به مراتب بالاتر بوده. به نحوی که موسوی در ارزیابی شرایط راهپیمایی روز قدس یکی از نگرانی‌های خودش را حضور افراد غیرمذهبی به عنوان حامیان جریان فتنه یاد می کند و می گوید که حضور این چهره های غیر مذهبی در دفاع از من مورد بهره‌برداری نظام قرار خواهد گرفت.

در عین حال در میان اقشار عادی جامعه هم ریزش نیروی هوادار موسوی به نحو محسوسی قابل مشاهده است که نمونه آن عدم شکل‌گیری جریانات اعتراضی در طول سال گذشته و بعد از عاشورای سال 88 است.

از نظر شما استراتژی جریان فتنه و میرحسین موسوی برای آینده چیست؟

بر اساس آنچه ما رصد کرده ایم و اشراف اطلاعاتی به نظر می رسد که استراتژی این جریان بهره‌گیری و سوء‌ استفاده از خانواده آسیب‌دیدگان در فتنه از طریق شبکه زهرا رهنورد به منظور زنده نگه داشتن به اصلاح جنبش سبز، استمرار اهانت و حمله به ارکان اصلی نظام خصوصا جایگاه ولایت فقیه و رهبر معظم انقلاب، پیشبرد اهداف براندازانه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با استفاده و ارتباط با اپوزیسیون و گروهک‌های ضد انقلاب، رسانه‌های خارجی، سایت‌های ضد انقلاب، فراریان خارج‌نشین و...، مهم‌ترین مبحث، تفکیک مأموریت بین سران فتنه و نقش هر یک از آنان برای تداوم و استمرار فتنه‌گری در نظام است.

یعنی شما معتقد به یک تقسیم کار در این جریان هستید؟

قطعا همینطور است. البته شاید باز هم برخی از شخصیتها ادعا کنند که ما از این موضوعات اطلاع نداشتیم برای همین من به برخی از کدهای اطلاعاتی اشاره می کنم. برای نمونه شما به این کد اطلاعاتی که مربوط است به یکی از جلسات محفلی موسوی با عناصرش در تیرماه امسال توجه کنید که چطور جریان فتنه در درون خودشان تقسیم کار کرده اند. موسوی خطاب به این حلقه می گوید: «یک وقت تلقی ما این است که این جنبش با این عظمت چهره های گوناگونی دارد. مثلا فردی در موقعیتی قرار می گیرد و می تواند تند و صریح صحبت کند و دیگری ملایم صحبت کند. یکی می تواند پنجره ای را باز نگه دارد، یکی می تواند مذاکره کند، ما باید استقبال کنیم.

در این حالت این گرایشها مکمل همدیگرند. یعنی دوستانی که الان در سطح جنبش فعالیت می کنند و اسمشان هم مطرح است، می توانند نقشهایی را داشته باشند که دیگری نمی تواند آن نقش را داشته باشد و این را ما باید به عنوان فرصت تلقی کنیم و دائما وقتی با این حضرات قرار داریم، بگوییم این جنبه جنبه خوبی است. ما نمی خواهیم این تنوع را از دست بدهیم. فرض کنید آقای کروبی، آقای خاتمی، آقای هاشمی و دیگران عین هم فکر کنند، عین هم عمل کنند و عین هم بیایند در صحنه، این چیز خوبی نیست. بله در مواردی چه اشکالی دارد که اینها همه با هم یک بیانیه بدهند. این اوج است و ایجاد امید می کند. من این را کامل قبول دارم ولی اینکه فکر کنیم همه فکرها عین هم باشد، من این را اصلا به ضرر جنبش می دانم. این به نفع ماست که آقای هاشمی در همین موقعیت خودش باشد. البته دوست دارم هاشمی بیاید کارهای دیگری هم بکند، اما اگر نکرد همین هم خوب است. ببینید ما به نماز آقای هاشمی هم نیاز داریم.»خوب که دقت کنید دقیقا روند حرمت موسوی و تلاشی که وی برای هماهنگی و استفاده از دیگران دارد مشخص می شود. یا مثلا زهرا رهنورد که نقش خاتمی در جنبش سبز را نقش تغییر فرهنگ در جنبش بیان می‌کند.

بنابراین تحرکات اخیر خاتمی و یکی به نعل زدن و یکی به میخ زدنهای خاتمی در همین راستاست؟

تردید نکنید! میرحسین در ملاقات خودش با شکوری‌راد که به عنوان نماینده مشارکتی‌ها با او ملاقات داشته، بعد از اخذ گزارش از شکوری‌راد مبنی بر انحلال حزب و وضعیت نابسامان آنان در سراسر کشور به او توصیه می‌کند: «شما باید هسته‌های جدید با نام‌های جدید و عناصر سفید ایجاد کنید. اگر سازمان‌دهی مناسب انجام نشود، هدایت استان‌ها با مشکل روبرو خواهد شد، لذا توصیه می‌کنم به جای حزب، شبکه اجتماعی را در فضای مجازی دنبال کنید. شبکه اجتماعی محسنات بسیار زیادی دارد که حزب ندارد من به قدرت شبکه اجتماعی در فضای مجازی بعد از انتخابات (فتنه) ایمان آورده‌ام.»

به نظر می‌رسد جریان اصلاح‌طلبان به معنای عام آن یعنی «نفاق جدید» با اتخاذ رویکرد جدید، در پی فدا کردن تعدادی از سران فتنه و یا به عبارت دیگر زیر تیغ کردن برخی از آنهاست تا طیف اصلی و مؤثر جریان نفاق جدید را در بدنه نظام برای کادرسازی و ظهوری دوباره در مقطع مناسب دیگر حفظ کند.

کاملا درست است. مصداق این رویکرد را هم می‌توانید علاوه بر اظهارات نفرات مؤثر جریان فتنه از جمله شخص محمد خاتمی، در دو بیانیه اخیر میرحسین به وضوح مشاهده کنید.

در حال حاضر اشتغالات موسوی چگونه است؟ چه کار می کند؟
موسوی در حال حاضر کاملا مأیوس، منزوی و مستأصل و درمانده شده. تنها مشغله این آدم میهمانی‌های دوره‌ای با کروبی و خاتمی است! اوج استیصال و درماندگی موسوی را شما در بیانیه اش به مناسبت 16 آذر و روز دانشجو به راحتی می توانید ببینید...

خب، خیلی ممنون از وقتی که در اختیار هفته نامه 9 دی قرار دادید. در پایان اگر نکته‌ای به عنوان جمع‌بندی این بحث دارید بفرمایید؟

به عنوان جمع‌بندی می‌توانم بگویم با توجه به تجربه سه دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی و بنا بر اسناد و مدارک، با قاطعیت می‌توان گفت که مجموعه گروهک‌های ضد انقلاب و اپوزیسیون داخل و خارج از نظام توان راه‌اندازی جریان مخالف علیه نظام و به عبارت دیگر براندازی را نداشته و نخواهد داشت ولی خیانت نیروهای داخلی و سران فتنه‌گر ضدانقلاب سبب زنده شدن گروهک‌ها و امیدواری آنان زیر سایه سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای بیگانه سبب شده تا بار دیگر برای نظام بتوانند دردسری بیافرینند که البته با هوشیاری و حضور پرشور مردم بسیار فهیم و آگاه کشورمان و آمادگی همه نهادهای انقلابی کشور و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی نظام و مهم‌تر از همه تدابیر هوشمندانه و عالمانه رهبر معظم انقلاب، منجر به خنثی شدن طرح شوم آنان شده.


انشاءالله، البته خیلی از مباحث ما ماند که امیدواریم در فرصتی دیگر بتوانیم با شما به گفتگو بنشینیم.

انشاءالله. امیدوارم شما هم مانند حماسه 9 دی، همانطور صریح و با شجاعت باقی بمانید.


شعبه اصلی تمام گروه‌های ضد ایرانی در انگلیس
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت اطلاعات
لندن به افراد مرتبط با فتنه 88 مدرک دکترا پاداش می‌دهد

مجموعه ای از افراد مرتبط با فتنه 88 امروز در لندن بسر می برند و از طریق ارتباط با برخی مجامع علمی این کشور در صدد دریافت مدرک دکترا می باشند که در واقع این امتیازات پاداشی به اقدامات فتنه گرانه آنها است که توسط سیستم حکومتی انگلیس به آنها اعطا شده است.

این بخشی از اظهاراتی است که حجت‌الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی وزیر اطلاعات در واکنش به اظهارات اخیر "جان ساورز" رئیس سازمان امنیت خارجی انگلیس (MI6) گفت. ساورز که تا قبل از انتصاب به عنوان رئیس MI6 به‌عنوان نماینده 1+5 در مذاکرات با ایران و سپس نماینده انگلیس در سازمان ملل نقش مؤثری در صحنه‌گردانی پروژه‌های ضد ایرانی داشت، حدود دو هفته قبل، تأکید کرد که برای توقف هسته‌ای ایران باید اقدامات مخفی و جاسوسی هسته‌ای علیه این کشور افزایش یابد.

به گزارش رجانیوز، وزیر اطلاعات در مورد اظهارات اخیر رئیس دستگاه جاسوسی انگلیس MI6 گفت: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز سرویس های جاسوسی و اطلاعاتی استکبار به دلیل ضعف هایشان در صدد جذب جاسوس بوده اند.

وی اظهار داشت: استکبار مزدورانی را در قالب جاسوس به خدمت گرفته اند اما در واقع این افراد را برای اقدامات خرابکارانه تروریستی مورد استفاده و بهره برداری قرار داده اند، که چهار فرد دستگیر شده در ترورهای اخیر کشور، به هدایت و مدیریت پناهنده انگلیسی (جلیل فتاحی) در اقدامات تروریستی اعتراف کردند.

وزیر اطلاعات با یادآوری تلاش مسئول سرویس اطلاعاتی انگلیس برای استخدام جاسوس در ایران، خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی اسناد، مدارک و شواهدی مبنی بر تلاش استکبار برای بهره برداری از افراد به‌عنوان جاسوس و در ادامه انجام اقدامات تروریستی و خشونت بار در داخل کشورمان را دارد.

وی در پاسخ به سوالی در مورد اقدامات تروریستی منافقین و همکاری های آنها با انگلیس گفت: انگلیس اولین کشور اروپایی است که گروه های تروریستی‌ای را که شخصیت های بزرگی در حد رئیس جمهور و رئیس قوه قضاییه به شهادت رساندند، از لیست گروه‌های تروریستی خارج کرد و این کشور با این اقدامات در صدد ایجاد مانع بر سر راه موفقیت ها و اقدامات جمهوری اسلامی است.

حجت الاسلام والمسلمین مصلحی، تصریح کرد: صهیونیست ها، مجموعه استکبار، امریکا و انگلیس و برخی از کشورهای اروپایی، تمام توان خود را برای اجیر کردن افرادی در راستای اقدامات خشونت آمیز و تروریستی استفاده می کنند.

وی با تأکید بر اینکه مجامع بین المللی باید در مورد حامیان تروریست واکنش نشان دهند، یادآور شد: اقدامات سرویس اطلاعاتی انگلیس در راستای به خاک و خون کشاندن مردم عادی و خدمت گزاران ملت ایران در شرق و غرب کشور لزوم برخورد مجامع بین المللی با این دولت ها را روز به روز آشکارتر می کند.

ارتباطات رئیس دستگاه جاسوسی انگلیس با تروریست‌ها در ایران

وی در پاسخ به اینکه چه ارتباطاتی بین رئیس دستگاه جاسوسی انگلیس با تروریست‌ها در ایران وجود دارد، گفت: اعترافات ریگی و اثبات ارتباطات با سرویس جاسوسی انگلیس روشن می کند که مشی سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی انگلیس، ایجاد ناامنی در مناطق مرزی کشور است.

حجت الاسلام مصلحی در پاسخ به سوالی درخصوص اهداف انگلیس از اینگونه اعمال مخاصمه جویانه گفت: انگلیس همواره در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نقش فعالی در دشمنی با مردم ایران داشته و در ابعاد مختلف به دشمنی با نظام ما پرداخته اشت.

وزیر اطلاعات با اشاره به اینکه صحبت های مطرح شده از سوی رئیس MI6 در واقع از جانب دستگاه اطلاعاتی انگلیس طرح شده، اظهار داشت: اگر چه این شخص به دنبال به چالش کشیدن بحث هسته ای است اما در واقع مواضع دولت انگلیس را بیان می کند.

وی تصریح کرد: افرادی که اقدامات تروریستی انجام می دهند، علاوه براینکه مشمول بحث های اطلاعاتی و امنیتی می شوند، در بحث حقوقی نیز به مجامع قضایی معرفی و برای محاکمه در اختیار آنها قرار می گیرند.

وزیر اطلاعات در پاسخ به این سوال که توان امنیتی ایران امروز در چه وضعیتی قرار دارد، اذعان داشت: با اشراف امنیتی و اطلاعاتی وزارت اطلاعات بر مرزهای کشور و اضمحلال گروه های تروریستی این منطقه، وضعیت امنیتی مرزهای غربی کشور بسیار مطلوب و از سطح امنیتی بالایی برخوردار است.

وی با یادآوری اضمحلال گروه های تروریستی کوموله که با پیروزی انقلاب اسلامی به تقابل با نظام جمهوری اسلامی ایستادند، گفت: این گروه ها در حال حاضر دیگر در منطقه کردستان و غرب کشور جایگاهی ندارند و نابود شده اند و اقدامات آن‌ها نمی تواند به هیچ وجه امنیت منطقه را به خطر اندازد.

وی تصریح کرد: امروزه منطقه غرب کشور از امنیت بسیار بالایی برخوردار است، به نحوی که یکی از مناطق مهم گردشگری مردم محسوب می شود و در بعد تجاری نیز مورد اقبال مردم واقع است.

ارتباط معنادار خارج شدن گروهک های تروریستی از لیست گروههای تروریستی با بیشتر شدن ترور هایشان

وی افزود: در فتنه سال گذشته نیز عوامل این گروهک تروریستی منافقین در میدان انقلاب اقدام به ایجاد انفجار کردند که با اقدامات وزارت اطلاعات ناکام ماندند و این یعنی زمانی که این گروهک ها از لیست تروریستی خارج می شوند، بلافاصله به اقدامات تروریستی بیشتری روی می آورند.

مصلحی تصریح کرد: مجامع بین المللی و کشورهایی که ادعای دفاع از حقوق بشر را دارند، باید پاسخگوی حمایت خود از این گروهک های تروریستی باشند.

شعبه اصلی تمام گروه‌های ضد ایرانی در انگلیس/ لندن به افراد مرتبط با فتنه 88 مدرک دکترا پاداش می‌دهد

مصلحی با بیان اینکه تمام گروه هایی که اقدامات تروریستی و به اصطلاح جنگ نرم بر علیه جمهوری اسلامی ایران انجام می دهند، یا شعبه اصلی‌اشان در انگلیس است یا یکی از شعبه های اصلی خود را در این کشور دارند اظهار داشت: در حال حاضر مجموعه ای از افراد مرتبط با فتنه 88 امروز در لندن به‌سر می برند و از طریق ارتباط با برخی مجامع علمی این کشور در صدد دریافت مدرک دکترا هستند که درو اقع، این امتیازات، پاداش سیستم حکومتی انگلیس به اقدامات فتنه گرانه آنها است.

وی با یادآوری تهدیدات آمریکا علیه ایران گفت: مجامع بین المللی باید در مقابل این تهدیدات اولین واکنش ها را نشان دهند ولی از آنجا که مجامع بین المللی خود دست نشانده کشورهای استکباری هستند، به دنبال ایفای حقوق کشورهای مختلف نبوده و در مقابل تهدیداتی مانند آنچه آمریکا در قبال ایران انجام می دهد، سکوت اختیار می کنند.

مصلحی ادامه داد: در طول سی و دو سالی که از انقلاب گذشته، امریکا و متحدانش با شکست در استفاده از حربه هایی که علیه کشورمان به‌کار برده اند، متوجه شده اند که در مقابل این انقلاب راه به جایی نبرده و نخواهند برد.

وی با بیان اینکه این انقلاب راه خود را پیدا کرده و مسیر خود را با قدرت و سرعت می پیماید، اذعان داشت: عصبانیت آمریکا و متحدانش از این سرعت است و جنگ نرمی که علیه ایران آغاز کرده اند نیز در واقع تدافعی بوده و جنبه دفاعی دارد.

 مصلحی تصریح کرد: امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری جنگ نرم هدایت شده ای را علیه استکبار دنبال کرده اند و استکبار نیز خود به خوبی به این امر واقف است چرا که صهیونیست‌ها که زمانی شعار نیل تا فرات را می دادند، امروز دور خودشان دیوار بتونی بکشند.

 وی افزود: این گونه واکنش‌ها در نتیجه اقدامات جمهوری اسلامی بوده و در واقع از پیروزی های جمهوری اسلامی محسوب می شود لذا تهدیدهایی که استکبار علیه ایران می کند، تنها عربده کشی بوده و از سر زبونی است.

مصلحی تصریح کرد: آمریکا و متحدانش اگر می توانستند در طول سی و دو سال گذشته به انقلاب و نظام اسلامی آسیب وارد می کردند اما همان دوره دفاع مقدس برای تجربه کردن استعمار کافی بود چرا که در آن دوره، تمام دنیای استعمار در مقابل مردم وانقلاب ایستاد اما راه به جایی نبردند.

وی تصریح کرد: وزارت اطلاعات با کشورهای منطقه و خارج منطقه در مباحث امنیتی و اطلاعاتی در ارتباط بوده و تبادل اطلاعاتی نیز می کند.

دستگاه اطلاعاتی برای دفاع از انقلاب و نظام اسلامی حد و مرزی را قائل نیست

وزیر اطلاعات با بیان اینکه گروه های تروریستی به دلیل نداشتن اصالت و جایگاه مردمی و وصل نبودن به منبع پویا و جاری، دست به سوی استکبار دراز کرده و لذا محکوم به شکست هستند، اذعان داشت: زمانی که یک جریان به منبع پویا و جاری وصل نباشد و جایگاه مردمی نداشته باشد، به شکست خواهد انجامید.

مصلحی گفت: امام خمینی با دارا بودن جایگاه مردمی و وصل بودن به منبع جاری و پویای مردمی دیندار و متدین توانستند این انقلاب را پیش ببرند اما گروهک منافقین که ادعای مجاهدت و جنگ برای خلق را داشتند، به وسیله مردم آگاه کنار زده شدند و حتی خانواده این افراد ازآنها اعلام بردائت می کنند.

وی افزود: دستگاه اطلاعاتی برای دفاع از انقلاب و نظام اسلامی حد و مرزی قائل نیست و معتقد است که هرجا که استکبار با نظام اسلامی ما درگیر شود، باید در مقابلش ایستادگی کرد.


وزارت اطلاعات: تعدادی از عناصر گروهک منافقین در اغتشاشات روز گذشته دستگیر شدند
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٧  کلمات کلیدی: خبر ، وزارت اطلاعات

یک منبع آگاه در وزارت اطلاعات از دستگیری تعدادی از عناصر گروهک تروریستی منافقین در اغتشاشات روز عاشورا خبر داد.
این منبع آگاه در وزارت اطلاعات غروب دیروز اعلام کرد که در جریان اغتشاشات دیروز در مرکز تهران که طی آن فتنه گران به دسته های عزاداری حضرت سیدالشهدا(ع) حمله کرده و همچنین تعدادی از خودروهای عمومی و شخصی و برخی اماکن عمومی را به آتش کشیدند، تعدادی از عناصر گروهک تروریستی منافقین دستگیر شدند.
پیش از این اخبار و اطلاعات مفصلی درمورد حضور اعضای گروهک منافقین و بخشی از خانواده های آنها در این آشوب ها منتشر شده بود و برخی از آنها نیز در هفته های گذشته دستگیر شده بودند.