بررسی سیاست خارجی دولت موسوی و هاشمی
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، میر حسین موسوی ، وزارت امور خارجه
درک نخبگان سیاسی از سیاست جهانی در ۸ سال ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی بیشتر ژئوپلتیک بود تا ایدئولوژیک. به این جهت تلاش گسترده ای با انعطاف پذیری و جهت گیریهای مصلحت گرایانه صورت گرفت تا ایران از انزوای سیاسی بیرون آمده و یک ایران اسلامی قوی مورد توجه نظام بین الملل برپا گردد!!

http://up6.iranblog.com/files/e512.jpg

به گزارش ندای انقلاب به نقل از خبرگزاری دانشجو، الزمات ناشی از زیستن در نظام به هم پیوستۀ بین المللی، کم کم رویکردهای واقع گرایانه در سیاست خارجی ایران نمود یافت. نظام اسلامی ایران توانست تا حدود زیادی امکانات و محدودیت های خود را شناسایی کند و با توجه به آنها در جهت بازسازی روابط خود با سایر کشورها گام بردارد.
دولت میر حسین موسوی
جمهوری اسلامی برای سامان دادن به اوضاع داخلی و بازسازی کشور، اصلاح طلبی اقتصادی را سرلوحۀ کار خود قرار داد. عنصر محوری گفتمان حاکم در آن دوران عملگرایی در نتظیم و اجرای سیاست خارجی با رعایت ارزشهای اسلامی تشکیل می داد.
در واقع خط مشی عملی و رفتاری ایران در صحنۀ سیاست خارجی در دهۀ دوم انقلاب را میتوان با توجه به منافع ملی و ترتیبات منطقه ای و پرهیز از تحریک دیگران در قالب سیاست عادی سازی روابط مورد بررسی قرار داد.
البته قبل از آقای خامنه ای  در بیانات امام بالاخص از سالهای ۶۱ به بعد خروج از انزوا و گوشه نشینی مطرح می شد به ابتکار و تأیید امام، آقای خامنه ای در مرداد ۶۲ سیاست خارجی « گشایش درها » را برای ایران پی ریخت.
این سیاستی بود که به گفتۀ آیت الله خامنه ای متضمن مناسبات عقلایی، موجه و سالم با همۀ کشورهاست و هدفش خدمت به مصالح و ایدئولوژی ایران است.
خود امام (رض) در ۶ آبان ۶۳ گفت که نداشتن رابطه با دیگر دولتها را « هیچ عقل و هیچ انسانی نمی پذیرد چون معنایش شکست خوردن و فنا و مدفون شدن است…». امروز دنیا مانند یک عائله و یک شهر است وقتی دنیا وضعش اینطور است ما نباید منعزل باشیم.
اما بر خلاف نظر رئیس جمهور، دولت وی در سیاست خارجی بدون کوچکترین انعطاف و در انزوای کامل به سر می برد. شاید این مسئله یکی از دلایل اختلافات جدی موسوی و آقای خامنه ای بود.
وی که سیاست انزوا را در پیش گرفته بود با اکثر دولت های خارجی ایران رابطه ای نداشت و در داخل هم سیاست اقتصادی کوپنی و مالکیت صد درصدی را دنبال می کرد.
نخست وزیری او هم با زعامت حضرت آیت الله خامنه ای بر ولایت فقیه پایان یافت.
دولت علی اکبر هاشمی رفسنجانی
با رحلت جانگداز حضرت امام خمینی(رض) و سپردن مقام خطیر ولایت فقیه به آیت الله خامنه ای ، آقای اکبر هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری رسید و در این دوران بر خلاف دوره قبل مقام نخست وزیر حذف و کلیه امور با رئیس جمهور اداره می شد.
در این دوران که به تعدیل در همه ابعاد شهره است، درسیاست خارجی هم سیاست تعدیل در پیش گرفته شد اما عملا این تعدیل به کناره گیری از شعارها و اصول اولیه انقلاب منجر شد.
شرایط داخلی پس از جنگ وقبول قطع نامه۵۹۸ ضرورت تحول دراولویت بندی اهداف سیاست خارجی  براساس تامین نیازهای اقتصادی و توسعه کشور راخاطر نشان می کرد. تامین هزینه های بازسازی نیازمند درآمدهای نفتی وافزایش همکاری باکشور های دیگر بود.
با پایان مقتدرانه ایران در جنگ با عراق گمان همه آحاد جامعه بر سیاست خارجه قوی و مبتنی بر اصول انقلاب بود اما بر خلاف تصور نخبگان جامعه، سیاست خارجی بر اساس کوتاه آمدن در بسیاری از اصول بود.
در واقع مجریان سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سالهای ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی به نام توجه به ضروریاتی که کشور از لحاظ سیاسی و اقتصادی به آنها محتاج بود، برای دستیابی به اهداف مورد نظر و دستیابی نیازمندی های اقتصادی در پی آن برآمدند که سیاست آرمان گرایانه را با سیاست مصلحت جویانه جایگزین نمایند.
خلاصه آنکه درک نخبگان سیاسی از سیاست جهانی در هشت سال ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی بیشتر ژئوپلتیک بود تا ایدئولوژیک. به این جهت تلاش گسترده ای با انعطاف پذیری و جهت گیریهای مصلحت گرایانه صورت گرفت تا ایران از انزوای سیاسی بیرون آید! و یک ایران اسلامی قوی موردتوجه نظام بین الملل برپا گردد!!
اما این سیاست تعدیل منجر به قبول  تاثیر گزاری ایران در بین الملل و آزاد شدن از تحریم های غرض ورزانه دولت های اروپایی و آمریکایی  نشد و حتی بر خلاف نظر دولتمردان در پایان دولت وقت هیچ کشور اروپایی در ایران سفیر نداشت!
به طور خلاصه می توان سیاست خارجی دوران سازندگی را به شرح زیر خلاصه کرد:
۱٫      ضرورت توجه به مسائل اقتصادی وامنیتی وتامین منافع ملی در بعد اقتصادی موجب شد تا برای دستیابی به اعتبار و قدرت، سیاستی مصلحت سنج وهمزیستی با دیگران را دنبال کند.
۲٫      پذیرش نظم حاکم بر روابط بین الملل
۳٫      احترام به قواعد بین المللی
۴٫      عضویت فعال درسازمان های بین المللی ومنطقه ای
۵٫      تلاش برای بوجود آوردن فضای همزیستی با همسایگان و کشورهای دوست.
۶٫      سیاست صدور انقلاب که دردوران جنگ تزاصلی سیاست خارجی بود به سیاست اسلام دریک کشور در دوران سازندگی تبدیل شد.
۷٫      اگر چه تلاش زیادی شد تاباکشورهای اروپایی روابط دوستانه برقرار شود ولی به دلیل پیش آمدن مسائلی مانند کشته شدن مخالفان نظام دراروپا باعث تنش زایی دراین رابطه نشد!
۸٫      فروپاشی شوروی اگرجه یک فرصت برای سیاست خارجی ایران بود ولی هیچ استفاده ای از آن نشد.
۹٫      جنگ اول خلیج فارس یک فرصت تاریخی برای سیاست خارجی ایران محسوب می شد که می توانست روابط خود را با این کشور ها بهبود بخشد اما این گونه نشد.

پای درس سیاست خارجی هاشمی:
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢  کلمات کلیدی: سیاسی ، اکبر هاشمی رفسنجانی ، وزارت امور خارجه ، آمریکا
با آل سعود خوب باشیم ، با آمریکا مذاکره کنیم!

خبرنامه دانشجویان ایران: هاشمی رفسنجانی که انتقادهای فراوانی را متوجه مشی سیاست خارجی کنونی دولت دارد در اظهار نظری جالب ارتباط با آل سعود و آمریکا را توصیه کرده است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ سایت دیپلماسی ایرانی که مدیریت آن را صادق خرازی برعهده دارد در دیدار با هاشمی رفسنجانی و اعلام گزارش کار به وی به گفت و گوی خصوصی در این دیدار در مورد رویکرد دیپلماسی دولت دهم پرداخته است.

در این گفت و گو هاشمی ضمن انتقاد از رویکرد دولت های نهم و دهم در ارتباط با کشورهای دیگر و ایجاد تنش مطالب جالبی را در مورد ار تباط دیپلماسی دولت خود با پادشاه عربستان به زبان آورده است و اینگونه خواسته که هم اکنون نیز باید چنین ارتباط هایی را با این کشور مهیا کنیم

وی اینگونه گفته است که: "در صحبت، با حرف‌های دولت‌های گذشته فرقی ندارد. ولی عمل کردن به این خواست آن گونه نیست که الان آقایان رفتار می‌کنند. بالاخره بی‌جهت نیست که روابط ما با کشورهای همسایه در این مقطع این‌گونه تیره شده است.بعد از جنگ طبیعی بود که وضع ما در اوقات تلخی‌ها بدتر شود. ولی روابط دوستانه‌ای برقرار کردیم. از زمان دولت ما شروع شد. نقطه آغاز مهم آن- غیر از خواسته‌ها که انجام می‌دادیم- برخوردی بود که در سنگال با ملک عبدالله فعلی و امیر عبدالله آن موقع داشتم. خلاف انتظارش بود که رئیس جمهوری ایران با وضع آن روزگار، آن گونه با ولیعهد عربستان رفتار کند. "

هاشمی در ادامه سخنان خود در مورد نحوه دیپلماسی خود با سران سعودی می گوید: "روابط دوستانه‌ای از زمان دولت ما شروع شد. نقطه آغاز مهم آن- غیر از خواسته‌ها که انجام می‌دادیم- برخوردی بود که در سنگال با ملک عبدالله فعلی و امیر عبدالله آن موقع داشتم. خلاف انتظارش بود که رئیس جمهوری ایران با وضع آن روزگار، آن گونه با ولیعهد عربستان رفتار کند. "

در حالی که عربستان سعودی به همراه نیروهای نظامی خود در همین انقلاب های اسلامی منطقه به همراه سربازان دیکتاتورهای آن دست به کشتار مردم بی گناه می زند هاشمی در سخنان خود از دولت آل سعود به عنوان کشوری که جایگاه ویژه ای در بین کشورهای اسلامی دارد نام می برد؛ "شما می‌دانید که این روزها روابط ایران و عربستان رو به تیرگی رفته، در حالی که اگر نگاه درستی در سیاست خارجی حاکم بود، می‌توانستیم با کمک عربستان که جایگاه ویژه‌ای در بین کشورهای اسلامی و حتی دنیا دارد، خیلی از مسائل را حل کنیم. ولی نه تنها چنین نیست، بلکه به خاطر بعضی از اهداف داخلی سعی می‌کنند آن رابطه را در جامعه مخدوش جلوه دهند."

در این بین نیز برخی از مسئولین ارشد عربستانی طی مباحثاتی که با سران کشورهای غربی از جمله آمریکا در مورد حوادث منطقه داشته اند ضمن تأکید تأثیر گذار بودن انقلاب اسلامی ایران در این بیداری اسلامی منطقه ، برنامه هایی را برای مقابله با ایران و تهدید آن تدارک دیده بودند.

البته تبیین تدریس سیاست خارجی هاشمی در مصاحبه با سایت سفیر ایران در سازمان ملل در دولت وی به اینجا خاتمه نیافت به طوریکه وی از عدم ارتباط با آمریکا گله کرد!!

هاشمی با بیان اینکه در زمان وی همانند عربستان ، رابطه مان با آمریکا رو به بهبودی می رفت دلیل عدم این ارتباط را مخالفت مسئولین و برخورد تلخ نظام دانست!! "درباره رفتار آمریکایی‌ها هم شما که در وزارت امور خارجه بودید، بیشتر از من می‌دانید که علی‌رغم آن حالت تهاجمی دوران جنگ، حرف‌هایی می‌زدند که نشان از تغییر مواضع آنها و نرم شدن سیاست‌های خشن در خیلی از زمینه‌ها داشت. ما در ایران کمی تلخ جواب می‌دادیم که تابع سیاست رهبری بودیم. ایشان موافق نبودند. البته تا آن مقدار که من ملایمت می‌کردم، آنها جلو می‌آمدند. شاید اگر با آمریکا هم مثل اروپا رفتار می‌کردیم، مشکلات کمتری برای ما پیش می‌آمد."

هامشی در حالی این سخنان را بیان می کند که امام (ره) نیز به شدت مخالف ارتباط با آمریکا بود و آن را شیطان بزرگ می دانست.

امام (ره) در مورد لبخند آمریکا و اقبال به سمت جمهوری اسلامی را از روی طرح و برنامه و نیز توجیه کردن رفتارهای خود می دانستند که می فرمودند: "زمان هوشیارى و شکوفایى ایمان است در این کشور. و لهذا، مى‏بینید که الان هر رادیویى را باز کنید از خارج، از هر گوشه عالم راجع به قضایاى آمریکا و راجع به خضوع او در مقابل ایران صحبت مى‏کنند و حرفها را هم مى‏زنند. اضطراب در کلمات خود ریگان این قدر هست، تناقض گویى، اضطراب هست که انسان نمى‏تواند باور کند که یک آدمى که رئیس یک همچو کشورى هست و ادعایش آن قدر زیاد است، این قدر تناقض گویى، این قدر اضطراب، این قدر وحشت که او را گرفته است، امروز یک چیز مهمى است. نه فقط او را، کرملین هم همین طور است، آنها هم مسابقه مى‏کنند با امریکا در رابطه با ایران. در عین حال انسان مى‏بیند که در حالى که کاخ کرملین به لرزه در آمده است و کاخ سیاه سیاهپوش شده است‏، و مى‏خواهند توجیه کنند هى حرفهاى خودشان را و هى از این ور به آن ور مى‏زنند که توجیه کنند این خطایى که کردند و این کسى را که اینجا فرستادند و با رسوایى از اینجا بیرونش کردند، مى‏خواهند توجیه کنند. مع الأسف، بعض از اشخاصى که در خود ایران هستند، توجه به مسائل یا ندارند یا متعمدند. اینها هم به تبعیت از تبلیغات آنها، آنها هم با همان لسان، اینجا تبلیغ مى‏کنند"

مقام معظم رهبری نیز آمریکا را به عنوان اصلی ترین و دشمن همیشگی جمهوری اسلامی می دانند و هرگونه مذاکره و ارتباط با آن را نشان ساده لوحی در مقابل حیله ی آمریکائیها می دانند. "من معتقدم ، آن کسانى که فکر مى کنند ما باید با راءس استکبار - یعنى آمریکا - مذاکره کنیم ، یا دچار ساده لوحى هستند، یا مرعوبند."

وزارت اطلاعات کتباً مخالفت خود را اعلام کرد
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، حیدر مصلحی ، وزارت اطلاعات ، وزارت امور خارجه

حجةالاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات طی نامه ای اداری و کتبی مخالفت خود را با انتصاب محمدشریف ملک زاده به عنوان معاون وزیر خارجه اعلام کرد.

اطلاعات نظر خود مبنی بر عدم صلاحیت ملک زاده را کتبا به وزیر خارجه اعلام کرد.
 
به گزارش خبرنگار «الف»، حجةالاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات طی نامه ای اداری و کتبی مخالفت خود را با انتصاب محمدشریف ملک زاده به عنوان معاون وزیر خارجه اعلام کرد.
 
پیش از این احمد توکلی از اعلام نظر شفاهی وزیر اطلاعات و مخالفت وی با اجرای دستور رئیس جمهور خبر داده بود. پس از اصرار صالحی برای انتصاب ملک زاده به عنوان معاون وزارت خارجه مصلحی ضروری دانست تا موضع خود را کتبا نیز به وزیر خارجه اعلام کند.
 
گفتنی است صالحی پیشتر گفته بود که باید تخلفات ملک زاده اثبات شود و پس از آن حاضر است وی را برکنار سازد. گرچه وی حاضر نشد نظر دادستان را در همین رابطه  بپذیرد. دادستان پیش تر اعلام کرده بود که ملک زاده در آستانه بازداشت است.
 
با این حال انتظار می رود وزیر خارجه هشدار وزیر اطلاعات را جدی بگیرد و انتقاد دلسوزان دولت و نظام را پذیرفته و معاون خویش را برکنار سازد. در غیراینصورت به نظر می رسد حجت بر نمایندگان مجلس که پیش تر نیز نظر صریح خود را اعلام کرده بودند تمام شود و صالحی در مجلس استیضاح و برکنار شود.


ورود قوه‌قضائیه، پاتک به جریان نفوذی در ماجرای ملک‌زاده
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، قوه قضائیه ، جریان نفوذی ، وزارت امور خارجه

طرح استیضاح علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه در حالی قرار است با بیش از 20 امضا فردا اعلام وصول شود که با توجه به روحیات آقای احمدی‌نژاد و سوابق اقدامات او به‌نظر می‌رسد در صورت رأی آوردن استیضاح و عزل صالحی، وی اقدام به انتصاب ملک‌زاده به‌عنوان سرپرست وزارت‌خارجه کند.

صالحی روز گذشته در جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس اذعان کرده که در طی ماه‌های اخیر به‌دنبال فردی برای معاونت مالی اداری وزارت‌خارجه بوده و ملک‎زاده از ریاست جمهوری به او ممعرفی شده است.

وی در پاسخ به این سؤال نیز که با توجه به اینکه برای به‌کارگیری افراد در رده‌های خیلی پایین‌تر این وزارت‌خانه باید مراحل گزینش و استعلام طی شود، آیا در مورد ملک‌زاده این مراحل طی شده، مجدداً اذعان کرده است که در مورد او استعلام نشده است.

روز گذشته با انتشار گزارشی، اهداف جریان نفوذی از فرستادن ملک‌زاده به وزارت‌خارجه را بررسی کرد. در عین حال، آنچه که کمتر در رسانه‌ها به آن پرداخته شد، این نکته است که در جریان تغییر ساختار وزارت‌خارجه معاونت مالی اداری با اقتصادی و سرمایه‌گذاری ادغام شده و حضور ملک‌زاده از این جهت نگران‌کننده‌تر است.

اما در حالی که یکی از اهداف جریان نفوذی از فرستادن ملک‌زاده به وزارت‌خارجه پیشدستی در جلوگیری از برخورد قضایی با او برآورد شده است، به‌نظر می‌رسد نهادهای امنیتی و به‌ویژه قوه‌قضائیه باید در این مورد خاص ورود جدی‌تری کنند و رسیدگی به اتهاماتی را که در مورد وی مطرح است، در اولویت قرار دهند.

جایگاه حساس وزارت‌خارجه و هدف‌گذاری‌‎هایی که جریان نفوذی با فرستادن ملک‌زاده به این وزارت‌خانه دنبال می‌کند و همچنین احتمال انتصاب وی به‌عنوان سرپرست وزارت‌خارجه در صورت برکناری صالحی، از جمله دلایلی است که نهادهای مسئول باید بدون از دست دادن وقت در این مسئله ورود کنند.

این در حالی است که رئیس‌جمهور نیز در نشست خبری دو هفته قبل خود صراحتاً اعلام کرد که حاضر است به هرگونه تخلف در مورد شخص خود، خانواده و نزدیکانش رسیدگی شود و با این اظهارنظر اکنون توپ رسیدگی به تخلفات جریان نفوذی در زمین قوه قضائیه است و اگر تا قبل از آن، این نگرانی وجود داشت که در صورت رسیدگی به تخلفات این جریان ممکن است احمدی‌نژاد واکنش منفی نشان دهد که به مصلحت کشور نباشد، اکنون بهانه‌ای برای تعلل در این زمینه نیست.

همچنین رئیس قوه قضائیه نیز چندی پیش به‌طور صریح از غوطه‌ور بودن جریان انحرافی در فساد اقتصادی سخن گفته بود و به‌نظر می‌رسد اکنون وقت رسیدگی و برخورد است.


پشت پرده انتصاب معاون جدید وزیر امور خارجه
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت امور خارجه ، جریان انحرافی ، دکتر محمود احمدی نژاد
جریان نفوذی از فرستادن ملک‌زاده به وزارت‌خارجه بدنبال چیست

انتصاب محمد شریف ملک زاده به عنوان معاون مالی و اداری وزارت خارجه به دستور شخص رییس جمهور بوده و وزیر خارجه در این زمینه تصمیم گیرنده نبوده است.

به گزارش رجانیوز، جریان نفوذی در دولت از مجاب کردن احمدی‌نژاد برای این انتصاب، چهار هدف عمده را دنبال می‌کند که اولین مورد آن با هدف‌گذاری آغاز دور جدید انتصاب سفیران است.

اطلاعات موجود نشان می دهد که ملک زاده با یک لیست 50 نفره به وزارت خارجه رفته و فرایند انتصاب سفیران ایران در کشورهای مختلف که در سال گذشته قفل شده بود مجددا با محوریت وی از سر گرفته خواهد شد.

هدف دوم جریان نفوذی از این انتصاب، انتقال فعالیت مالی و تجاری به بیرون کشور است. جریان انحرافی پس از ماجراهای اخیر و آغاز برخوردهای امنیتی و قضایی با این جریان به این نتیجه رسیده است که بهتر است فعالیت های مالی خود را با استفاه از مجموعه سرمایه ای که در این مدت جمع کرده، به خارج از کشور منتقل کند.

مزیت این اقدام از دید این جریان این است که وقتی فعالیت اقتصادی با امکانات وزارت خارجه به خارج از کشور منتقل شود، اولا نظارت نهادهای نظارتی روی آن صفر خواهد شد، ثانیا اشراف اطلاعاتی روی آن حداقل می شود و ثالثا ظرف مدت کوتاهی، یک فرایند تمیز پول شویی رخ خواهد داد و دیگر کسی پیگیر منشا این پول ها و روش کسب آنها در داخل نمی شود.

هدف‌گذاری سوم جریان نفوذی نیز احیای فعالیت های شورای ایرانیان خارج از کشور درون ساختار وزارت خارجه است. پس از قطع بودجه شورای ایرانیان در بودجه 90 توسط مجلس، این جریان تصمیم گرفت که بودجه شورای ایرانیان را از دو محل وزارت ارشاد و وزارت خارجه تامین کند اما ظاهرا آخرین تصمیم این است که کل ساختار شورای ایرانیان درون وزارت خارجه مجددا بازسازی شود. شورای ایرانیان مهم ترین پوشش جریان نفوذی برای برقراری ارتباطات مشکوک خارجی و همچنین فعالیت اقتصادی گسترده بوده است.

همچنین جریان نفوذی احساس می کند که این انتصاب، فرایند دستگیری ملک زاده را که در روزهای اخیر به شدت احساس ناامنی می کرد، منتفی می کند.

در عین حال، این انتصاب بازخوردهای منفی زیادی در بدنه وزارت امور خارجه داشته و کارکنان این مجموعه احساس می‌کنند که وزیر خارجه در طول شش ماه گذشته با بی‌ارادگی خود و قرار دادن این وزارت‌خانه در اختیار سیاست‌های جریان نفوذی، عملاً حیثیت کارشناسی این وزارتخانه کلیدی و حتی شخص خود را مخدوش کرده است.

این در حالی است که به‌دلیل عملکرد نامناسب متکی در ساماندهی فعالیت‌های رو به جلو و تهاجمی نسبت به سیاست‌های استکباری در وزارت‌خارجه، انتظار می‌رفت که وزارت‌خارجه در دور جدید فعالیت خود از لاک انفعالی خارج شود و در این زمینه حتی بحث تغییر ساختار وزارت‌خارجه نیز مطرح شد اما با توجه به نوع مدیریت اثرپذیر صالحی نه تنها این انفعال بیشتر شده بلکه ظاهراً‌تغییر ساختار نیز در راستای سیاست‌های جریان نفوذی و نه هدف‌گذاری‌های کلان نظام در حال انجام است.


تشکیل جلسه دولت به ریاست احمدی نژاد و با حضور مصلحی
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩  کلمات کلیدی: دکتر محمود احمدی نژاد ، حیدر مصلحی ، وزارت امور خارجه ، سیاسی

حرف و حدیث ها پایان یافت
تشکیل جلسه دولت به ریاست احمدی نژاد و با حضور مصلحی


جلسه دیروز هیئت دولت به ریاست دکتر احمدی نژاد و با حضور حیدر مصلحی وزیر اطلاعات برگزار شد.
تشکیل جلسه دیروز دولت با حضور احمدی نژاد و مصلحی را می توان پایانی دانست بر بیش از دو هفته التهاب و خبرسازی که متاسفانه بیش از هر کس دشمنان نظام جمهوری اسلامی از آن سود بردند. برخی مقام های آگاه درون دولت به کیهان گفتند حیدر مصلحی از ابتدای جلسه دیروز در محل هیئت دولت حاضر بود و جلسه دولت نیز در زمان مقرر (حدود 3 بعدازظهر) به ریاست دکتر احمدی نژاد تشکیل شد. خبرگزاری ایرنا ساعت 17 دیروز این خبر را تایید کرد.
حدود 3 هفته پیش و به دنبال ایجاد یک مسئله کاری درون وزارت اطلاعات دکتر احمدی نژاد، مصلحی را از سمت وزارت اطلاعات برکنار و وی را به عنوان مشاور اطلاعاتی خود منصوب کرد. پس از این جابجایی، رهبرمعظم انقلاب اسلامی با ارسال پیامی خطاب به رئیس جمهور تاکید کردند این اقدام را به مصلحت دولت و کشور نمی دانند و دستور دادند که این تصمیم منتفی شود.
چند روز بعد از این دستور و در حالی که در این میان دیداری هم بین رهبری و رئیس جمهور انجام شده بود، رهبرمعظم انقلاب اسلامی با صدور فرمانی علنی خطاب به مصلحی از وی خواستند «با توجه به ماموریت های حساس وزارت اطلاعات»، «با قدرت» به انجام ماموریت های خود ادامه دهد.
همچنین پس از این نامه، رهبرانقلاب در یک سخنرانی عمومی (دیدار با مردم فارس در 3/2/90) تاکید فرمودند که مسئله مهم و غیرقابل حلی درباره موضوع وزارت اطلاعات وجود ندارد و دشمن مانند همیشه در این مورد هم بیهوده به شادمانی روی آورده است. رهبرمعظم انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کردند که هرگز اجازه رسوخ انحرافات درون نظام را نخواهند داد و به شدت با آن مقابله می کنند.
هم زمان با این اتفاقات رئیس جمهور در دو جلسه پی در پی هیئت دولت شرکت نکرد و غیبت چند روزه احمدی نژاد این تصور را بوجود آورد که شکافی در سطوح بالای نظام ایجاد شده است. همین تصور بود که انبوهی از گمانه زنی ها و خبرسازی ها را از پی خود آورد و بویژه جریان ضدانقلاب را نسبت به آنکه بتواند از این آب گل آلود ماهی بگیرد به طمع انداخت.
اما در همین ایام دیدارها و رایزنی های سیاسی متعددی هم با رئیس جمهور انجام شد که تقریبا در تمامی آنها بر حل نهایی موضوع تاکید می شد. نقطه عطف ماجرا اما زمانی بود که رئیس جمهور پس از حدود 10 روز خانه نشینی یکشنبه گذشته در جلسه دولت حاضر شد و در سخنانی بر تبعیت خود و دولت از ولایت فقیه تاکید کرد.
با وجود این که تصور می شد حضور احمدی نژاد در دولت پایان ماجراست اما اجازه نیافتن مصلحی برای حضور در دولت طی روزهای یکشنبه و چهارشنبه باز هم باعث کش پیدا کردن موضوع شد و نگرانی هایی را در میان اصولگرایان و دوستداران دولت بوجود آورد.
در این مدت بسیاری از شخصیت های برجسته و چهره های شناخته شده دینی و سیاسی بر ضرورت تبعیت دولت از ولایت فقیه تاکید کردند و بویژه مشروعیت همه مناصب و اقدامات در دولت را در تبعیت از ولی امر دانستند.
آخرین پرده این ماجرا همانطور که انتظار می رفت در روز یکشنبه رخ داد و چنانکه اخبار متنوع و پیش بینی ها هم نشان می داد هیئت دولت رسماً از مصلحی برای حضور در جلسه دعوت به عمل آورد و جلسه به ریاست احمدی نژاد و با حضور مصلحی بدون هیچ حاشیه ای تشکیل شد.


پاسخ صادق خرازی به اظهارات متکی
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٤  کلمات کلیدی: سیاسی ، منوچهر متکی ، سیدمحمدصادق خرازی ، وزارت امور خارجه

 سیدمحمد صادق خرازی به اظهارات منوچهر متکی، وزیر امور سابق جمهوری اسلامی ‌ایران که در واکنش به گفت‌وگوی او با خبرآنلاین بیان شده، پاسخ داد.

به گزارش دیپلماسی ایرانی، سیدمحمد صادق خرازی پس از انتشار گفت و گوی منوچهر متکی درباره مصاحبه اش که در ویژه نامه نوروزی خبرآنلاین منتشر شده بود متن زیر را به رشته تحریر درآورد: 
 
 نحوست 13 گریبان دو همکار قدیم و دو دوست ندیم را گرفت، گرچه من از اینکه باعث تکدر خاطر جناب جلالت مآب حاج منوچهر خان متکی، وزیر خارجه سابق شدم از ایشان پوزش می‌طلبم و نمی‌دانستم که بیان مطالب آشکار و واضح که اظهر من الشمس و مورد نظاره و باور مجموعه وزارت خارجه و نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور است، چنین ایشان را برآشفته کرده و عتاب و خطابی دور از شان دیپلماتیک، سیاسی و حتی اخلاقی را موجب خواهد شد. 
 
 دوست عزیزم جناب آقای متکی بر خلاف حکم اخلاق و رفاقت و آداب اسلامی ‌به جای خرده‌گیری بر آنچه که بنده در گفت‌وگو اشاره کرده‌ام، هویت شخصی اینجانب را نشانه گرفته است. خدا را شاکرم هم ایشان در جامعه سیاسی و مجموعه دیپلماتیک کشور شناخته شده‌اند و هم بنده و کارنامه مسوولیت‌های هر دو نفرمان روشن و مشخص است و من سیدمحمد صادق خرازی اعتراف می‌کنم تا جایی که توانسته‌ام در دوران مسوولیت‌هایم در زمان دفاع مقدس و نمایندگی‌های ایران در نیویورک و نیز در وزارت خارجه در دوران مسوولیت آقایان دکتر ولایتی و دکتر خرازی، برگزاری اجلاس سران کنفرانس اسلامی‌ در تهران، معاونت وزارت امور خارجه و ماموریت در پاریس در حد بضاعت و توان برای اعتلای نام ایران وعظمت جمهوری أسلامی و حفظ شان ملی و دینی مردم شریف کوشیده‌ و همواره عملکردم مورد عنایت نظر مردم و همکارانم و همچنین مقام معظم رهبری، روسای جمهور و وزرای خارجه وقت بوده ‌است. 
 
اگر خاطر شریف و مزاج آن جناب اجازه دهد حضورم در وزارت امور خارجه و ماموریت این بنده کمترین در نیویورک در زمان وزارت جناب آقای دکتر ولایتی به اشاره و دستور مقام معظم رهبری و ریس جمهور وقت صورت گرفت، ای کاش دوست عزیزم آنچه که در رابطه با اینجانب در دیدارهای خصوصی بیان می‌کنند، علنی و عمومی ‌هم بر زبان آورند. 
 
در باب عزل اینجانب از فرانسه، تصورم این است که گرفتار نسیان شده‌اید، آیا بخاطر دارید که ما چهار سفیر بودیم که به افتخار عزل نایل گشتیم، سفیران ایران در آلمان، انگلستان، مالزی و فرانسه همگی احضار و شما با شرم و خجالت دستور ریس جمهور را ابلاغ می‌کردید و اظهار تاسف می‌‌فرمودید و بسیار از شما متعجبم که به آسانی بهتان می‌زنید و خلاف می‌گویید، اگر نمی‌دانید خوب است که بدانید در همان موقعی که عزل کینه‌ورزانه صورت گرفت مقام رهبری مراتب گلایه و نارضایتی خودشان از این تصمیم را به رییس جمهور اعلام کردند. 
 
کارنامه فعالیت‌های دوست نازنین جناب آقای متکی و مسوولیت‌های ایشان به عنوان نماینده مجلس، رئیس اداره و مدیرکل و معاونت وزارت خارجه و نیز سفیر ایران در ترکیه و ژاپن و نیز وزیر امور خارجه و نحوه و کیفیت حضورشان در پست‌های مختلف قصه پر غصه هفت گنبد افلاک است. بزعم من آقای احمدی نژاد دو لطف و دو خدمت در نصب و عزل شما به جنابعالی کردند، نخست آنکه شما را در کرسی وزارت خارجه که شان انسان‌های وزین و متین و دارای تبار است نشاندند و هم آنکه در عزلتان به شما خدمت کردند و شاید نحوه عزلتان تا حدی شما را نجات داد و توانستید فرار به جلو کنید و از پاسخگویی فعلاً طفره روید ولی مطمن باشید تاریخ بی‌رحمانه داوری و قضاوت جدی خود را خواهد داشت و اقدامات شما طی دوران وزارت خارجه له و علیه منافع ملی ایران از این داوری به دور نخواهد ماند. اینکه منوچهر خان در چه شرایطی کلیددار وزارت خارجه شدند و در چه شرایطی عمارت دستگاه سیاست خارجی را تحویل دادند، فراروی صاحبنظران و کارشناسان است؛ دوره‌ای که در آن نگاه‌های سطحی و رفتار غیرحرفه‌ای و نیز برداشت‌های خوش‌بینانه و غلبه تصویرسازی بجای عینی گرایی، بر مدیریت سیاست خارجی سایه افکند و موجب شد علیرغم فرصت‌های بی‌نظیری که در ادوار مختلف در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی کسب شده بود، موقعیت کشورمان تنزل پیدا کند. البته اگر بخواهم به مجموعه مدارک و مستنداتی که از کارنامه وزارت خارجه و مسوولیت‌های ایشان در اختیار داریم، بپردازم مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. مذاکرات بدون ما به‌ازای ایران با آمریکا در افغانستان و عراق، سرگردانی چند روزه ایشان در لیبی برای ملاقات با سرهنگ معمر قذافی دیکتاتور این کشور، سفرهای ناموفق به سنگال و دیگر کشورها و نیز التماس برای سفر به کشورهای اروپایی، بی‌توجهی به قرارداد 1975 در مذاکرات با عراق، سفر به بحرین برای عذرخواهی ملتمسانه به مقامات این کشور بر سر یادآوری پیشینه روابط دو کشور و... شمه‌ای از کارنامه پر حرف و حدیث ایشان است.  
 
آیا ادبیات ایشان در پاسخگویی به بنده در شان کسی است که 5 سال عهده‌دار سکان سیاست خارجی بوده و زبان گویای ایران در مجامع بین‌المللی؟ آیا کسی که در پاسخ به انتقادی دلسوزانه چنین واکنش نشان می‌دهد در مواجهه با طرفین بیگانه هم همین‌گونه سخن گفته است؟ اگر آری وااسفا و اگر خیر واعجبا!!   
 
آیا آقای متکی که از نحوه عزل خود به جهت تنزل شان مقام دیپلماتیک ایران در سطح جهانی گلایه‌مند بود، گفته‌های خود را در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال 88 از یاد برده‌اند که گفته بود: «در رویکرد روابط خارجی، دولت نهم توانست جایگاه کشور را به حدی برساند که امروز ما مانند جعفر بن ابیطالب که نزد پادشاه حبشه رفته بود، به کشورهای مختلف دنیا می‌رویم و مواضع مان را برای آنها بازگو می‌کنیم.»؟ آیا براستی جعفر بن ابیطالب چنین برخورد می‌کرد و چنین سخن می‌راند؟ جعفر بن ابیطالب سخنگو و سرپرست مسلمانان پناهنده به حبشه بود، او در جلسات مناظره به خوبی مواضع و دیدگاه اسلام را بیان کرد، تا جایی که نجاشی، پادشاه جبشه را متقاعد کرد و فرستادگان قریش را ناامید از بازگرداندن مسلمانان مهاجر به مکه بازگرداند و حتی گفته شده است که نجاشی پس از سخنان جعفر در مورد اسلام، مسلمان شد.(تاریخ الرسل والملوک، محمدبن جریر طبری)  
 
به دوست عزیزم آقای متکی عرض می کنم که ما گوشه‌نشینیم و شما در نقطه مرکز دایره، ما اگر چنین گفتیم و شما جدی نگرفتید ضرری ندارد، همین که فرمایشات شما را دوستان و رفقایتان جدی می‌گرفتند کفایت می‌کند و نمونه‌اش هم فرمایش شما درباره مسابقات جام جهانی اخیر که فرمودید "انگلیس، فرانسه و آمریکا به خاطر جنگ با ایران و مخالفت با برنامه‌های هسته‌ای این کشور دچار حذف زود هنگام از بازی‌های جام جهانی فوتبال شدند. جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی نشان داد که رویکرد جدیدی در جهان سیاست رخ داده و آنچه اکنون در صحنه سیاست بین‌الملل شاهد هستیم، به عینه در نوزدهمین دوره جام جهانی فوتبال به منصه ظهور رسیده است." شما جام جهان بین در کف دارید آقای متکی عزیز که از چرخش توپی در میدانی سبز، گردش‌های سیاسی در جهان را مکاشفه می‌فرمایید.  
 
آقای متکی عزیز، اگر ما به فرموده شما بر اساس تبارگرایی به اردوگاه دیپلماتیک به وزارت امور خارجه وارد شدیم، افتخار من این است که دارای تبار و عطف در این کشور بوده و هستم و مایه تعجب است که امروز بی‌تباران مدعی با هویت و عظمت تاریخی و تمدنی و فرهنگی کشور چنان بازی کردند که با خام نظری و سخن فریبی، چند قطعنامه تحریم نصیب کشورمان کردند و تا روز قبل از صدور قطعنامه از آن بی‌اطلاع بودند و "خالی بندی‌های" پر از اطلاعات نادرست به بزرگان کشور ارائه دادند.   
 
آنچه گفتم نه از سر کین و افترا که حرف دل کارمندان وزارت خارجه و با هدف ارتقای دستگاه سیاست خارجی بود، گرچه اختلاف نظر و سلیقه بنده و شما عیان است و نه می‌تواند موجب بی حرمتی شود و نه استخفاف یکدیگر.  
 
در نهایت، نظر دوست عزیرم آقای متکی را به فرمایش سعدی علیه رحمه جلب می‌کنم که گفته:«معزولی به نزد خردمندان بهتر که مشغولی.» عزل شما توسط آقای احمدی‌نژاد نباید موجب ناراحتی شود. عزلتان، شما را از پاسخگویی و هزار پرسش نجات داد و توصیه می‌کنم از فرصتی که پیش آمده برای خدمت به خلق خدا بهره بگیرید و به همشهریانتان در کردکوی خدمت کنید که عین صواب است.   
 
از شما نیز می‌خواهم برای طلب عافیت و خیر عاقبت بنده از خدای منان دعا کنید و بنده و دیگر بندگان خدا را برای نقدی دلسوزانه و بر اساس حفظ منافع ملی، بجای طعن و ناشکیبایی، فرصتی بدانید برای تامل بر آنچه در دوران شما بر سیاست خارجی گذشت. 
 
خدا ما و شما را مشمول عنایت و عفو خود قرار دهد که داور نهایی اوست. 
 
و مجدداً سلام می‌گویم که بشارت قرآن است. 
 

بررسی تحولات دیپلماتیک؛ از شورای عالی امنیت ملی تا وزارت خارجه
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱  کلمات کلیدی: سیاسی ، وزارت امور خارجه
مشکل موازی‏کاری‏ها و سستی‏های وزارت‏خارجه علاج می‏شود؟

اگر چه علی‏لاریجانی خیلی زود و پس از 26 ماه در آغازین روزهای پاییز 86 جایگاه خود در شورای عالی امنیت‏ملی را به سعید‏جلیلی سپرد تا مسیر پرونده هسته‏ای ریل‏گذاری انقلابی‏تری را تجربه کند، اما جا‏به‏جایی متکی مسئول ستاد انتخاباتی او در استان تهران با علی‏اکبر‏صالحی کمی به طول انجامید و اکنون به نظر می‏رسد با کلید خوردن فصل جدیدی از تغییرات، تحولاتی نو در وزارت خارجه نیز در راه باشد.

عملکرد دولت اصولگرا از همان آغاز اگر چه در حوزه سیاست خارجه تحسین برانگیز بود، اما بدنه سابق دستگاه دیپلماسی انگار تاب رویکرد انقلابی جدید را نداشت. از سوی دیگر تفاوت‏هایی نیز در نقطه نظرات تصمیم‏گیران دستگاه دیپلماسی مشاهده می‏شد؛ همین تفاوت‏ها بود که خیلی زود و با وجود انتقاداتی که آن روزها نسبت به جا‏به‏جایی در شورای عالی امنیت ملی مطرح می‏شد، پای سعید جلیلی را به این شورا باز کرد تا بعدها همگان تأثیر این جا‏به‏جایی را به تحسین بنشینند.

حکایت وزارت‏خارجه اما همچنان باقی ماند تا بارها و بارها شایعات برای رفتن یا ماندن متکی شکل بگیرد و بعد هم تکذیب شود. در این شرایط انتقادات زیادی نیز متوجه وزارت خارجه می‏شد. این انتقادات تا بدانجا بود که برخی دانشجویان در همایشی در دانشگاه تهران وزارت امور خارجه را "وزارت امور تشریفات خارجه لقب" دادند!

انتقادات نسبت به وزارت‏خارجه البته تنها در همین حد باقی نماند. از یک سو چهره‏های مختلف سیاسی انتقاداتی را مطرح می‏کردند، از یک سو تنی چند از مراجع مسائلی را مورد توجه قرار می‏دادند و از سوی دیگر شخص رئیس جمهور رأساً از لزوم اصلاح ساختار وزارت خارجه سخن می‏گفت. محمود احمدی‏نژاد طی مصاحبه‏ای در شهریورماه سال جاری تصریح کرد: «موضوع مهم این است که تغییر نگاهی که در سیاست‌ خارجی رخ داده، باید در وزارت خارجه نهادینه شود. بالاخره چندین سال این وزارتخانه بر مسیر همراهی با معادلات جهانی حرکت کرده، حالا بناست تحول رخ دهد، البته تحولاتی نیز شروع شده که من امیدوارم این تحولات به سرعت جلو برود.  ساختار وزارت خارجه، تشکیلات سفارتخانه‌ها و درجه‌بندی آنها باید عوض شود. همچنین ارزیابی‌ها و ادبیات دیپلماتیک باید تغییر کند که این کار آغاز شده و من امیدوارم با سرعت ادامه پیدا کند و تکمیل شود.» و این نشان از آن داشت که حتی رئیس جمهور هم بعد گذشت این سال‏ها هنوز وزارت خارجه را در مسیر و جایگاه واقعی خود نمی‏بیند و معتقد است هنوز تحولات لازم در آن محقق نشده است.

حرکت پرشتاب دیپلماسی دولت نهم و دهم البته طبیعی بود که با چارچوب تنگ وزارت‏خارجه سازگار نباشد؛ شاید از همین رو بود که رئیس جمهور از اختیار تعیین نمایندگان ویژه استفاده کرد بلکه جای خالی رویکرد انقلابی وزارتخانه در خارج از آن پر شود؛ و باز هم شاید از همین رو بود که بعد از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مسئولین وزارت خارجه مبنی بر ارتباط‏گیری با ایرانیان خارج از کشور، داستان پرحاشیه شورای ایرانیان خارج از کشور رقم خورد. دست آخر اما انگار تقدیر بر این بود که صورت مسئله حذف نشود و کار به فکر بنیادی برای وزارت‏خارجه برسد.

اکنون به نظر می‏رسد دولت بیش از پیش می‏باید به تبیین و تنظیم جایگاه درست و واقعی وزارت خارجه توجه کند و انتظاراتی را که رهبری طی این سال‏ها مورد توجه قرار داده‏اند، مورد توجه جدی قرار دهد. طبیعتا با قرار گرفتن وزارت خارجه در جایگاه اصلی خود انتظار می‏رود موازی‏کاری‏ها در حوزه دیپلماسی نیز به حداقل برسد. رهبر انقلاب نیز در دیدار با اعضای هیئت دولت در شهریور 89 بر این موضوع تأکید کرده بودند: «یک مسئله‌ دیگر هم در مدیریت‏هاى دولتى، کار موازى است. در دولت نباید کارهاى موازى انجام بگیرد. کار موازى چند عیب دارد: اولاً هزینه‌ انسانى زیادى بی‏جا مصرف می‏شود، ثانیاً هزینه‌ مالى زیادى مصرف می‏شود، ثالثاً تناقض در تصمیم‌گیرى‌ها به وجود مى‌آید - وقتى دو دستگاه مسئول یک کارى هستند، این یک تصمیم می‏گیرد، آن هم یک تصمیم دیگر می‏گیرد - و رابعاً از همه بالاتر، مسئولیت لوث می‏شود. فرض کنید توى فلان مسئله‌ اقتصادى یا مسئله‌ فرهنگى یا مسئله‌ سیاست خارجى یا هرچه، اگر چنانچه یک مشکلى پیش بیاید، مسئولیت لوث می‏شود. وقتى کار موازى انجام گرفت، مسئولیت لوث می‏شود. بین دولت - یعنى قوه‌ى مجریه - و بعضى از دستگاه‌هاى بیرون از قوه‌ى مجریه، یک جاهائى بعضى موازى‌کارى‌ها هست. همه‌ى تلاشمان این است که بلکه این موازى‌کارى‌ها را یک جورى حل کنیم، اصلاح کنیم، علاج کنیم. در داخل دولت، دیگر نبایستى از این موازى‌کارى‌ها به وجود بیاید. حالا یک موارد خاصى هست؛ اما کلى‌اش این است که موازى‌کارى خوب نیست.»

جالب آنکه ایشان در همین دیدار نیز شخصا کاستی‏های وزارت خارجه را مورد نقد قرار دادند و با اشاره به عملکرد وزیر خارجه فرمودند: «یک نکته‌اى در اینجا وجود دارد و آن این است که دیپلماسى فقط تحرک و رفتن و نشستن و ملاقات کردن نیست؛ اینها کالبد دیپلماسى است، اینها آن جسم دیپلماسى است -که البته خیلى هم مهم است- جسم، یک روحى دارد؛ این را بایستى در دستگاه دیپلماسى تقویت کرد. البته آقایان انصافاً دارند زحمت می‏کشند؛ نباید ناسپاسى کرد از زحماتى که دارند می‏کشند؛ لیکن خواستم در این خصوص تذکر بدهم. فرض کنید ما یک اجلاسى داریم، یک جلسه‌اى داریم؛ خوب، توى این جلسه چى در مى‌آید؟ یک جاهایى خیلى خوب است؛ مثل همین اجلاس ان.پى.تى که در نیویورک برگزار شد؛ خوب، جزو کارهاى جالب و برجسته‌اى بود که انجام گرفت؛ یا بعضى از کارهاى دیگرى که من در جریان قرار می‌گیرم - بعضى از ملاقات‌ها، بعضى از مذاکره‌ها، بعضى از نشست‌ها - انسان وقتى محتواهایش را نگاه می‌کند، مى‌بیند محتواهاى خوبى است، یعنى پیداست که کار انجام گرفته؛ لیکن بعضى‌ها هم احتیاج دارد به تأمل، احتیاج دارد به دقت و بررسى.»

ایشان همچنین افزودند:«در کار دیپلماسى، این تحرک‏ها را بایستى در یک جهت صحیح و با یک محتواى کامل قرار داد. همه‌ کارهاى دیپلماتیک باید در وزارت خارجه متمرکز شود؛ یعنى باید اینها از طرف وزارت خارجه هدایت شود. و در مذاکره اقتصادى با کشورها هم، به نظر ما آن بخشى که در وزارت خارجه مسئولیت مسائل اقتصادى را دارد، محل تمرکز این رفت و آمدها و تحرکات است.»

همین نظر را رهبر انقلاب دقیقا در دیدار با اعضای هیئت دولت در سال 85 هم مطرح کرده بودند: «این سفرهاى خارجى، ملاقات‌هاى خوب و گفت‌وگوهاى تلفنى، همه‏اش کارهاى لازم امروز ماست؛ هر چه حجم و کیفیت اینها را بالا ببرید، بهتر است. مسئله‏ى دیپلماسى مهم است؛ البته همین‏طور که گفتیم، دیپلماسى باید جهت‏دار باشد؛ باید بدانیم چه می‌خواهیم و دنبال چه هستیم. گاهى انسان با پنج، شش، ده تا کار متفرق به یک هدفى می‏رسد که ظاهراً هیچ‏کدام از آن کارها، فى نفسه آن هدف را نشان نمی‏دهند؛ اما مجموع آن کارها، آن هدف را نشان می‏دهند. فرض کنید فلان موقعیت منطقه‏اى یا فلان پیشرفت بین‏المللى با پنج تا، شش تا، ده تا کار فراهم می‏شود. و دیپلماسى را باید به کار اقتصادى بین‏المللى وصل کرد. یکى از ضعف‏هاى عمده‏ ما، هم زمان دولت قبل، هم زمان دولت ماقبلِ قبل، همین بود که دستگاه‏هاى اقتصادىِ ما به دستگاه وزارت خارجه‏ى ما متصل نبودند؛ یعنى آنها براى خودشان کار می‏کردند؛ گاهى یک نفرى می‏رفت از یک وزارتخانه‏اى، در یک کشورى یک قرارداد مهمِ قابل توجهى هم مى‏بست، آن وقت سفیر ما در آن کشور اصلاً مطلع نمی‏شد؛ خوب، این خیلى عیب بزرگى است. نباید بگذارید این کار در این دولت اتفاق بیفتد.»

این تأکیدات نشان از یک مشکل در وزارت خارجه داشته و دارد. مشکلی که شاید بدترین رونمای آن ماجرای پناهنده شدن برخی سفرای ایران باشد. به عبارت دیگر وزارت خارجه نیازمند دمیده شدن یک روح انقلابی جدید است و البته یک کلان نگری در مجموعه دولت؛ همان طور که شورای عالی امنیت ملی نیازمند این تحول بود. برای رفع این معضل نیز مطابق تشخیص رهبری باید مستقیما وارد عمل شد و حدالامکان نباید با پاک کردن صورت مسئله راه‏هایی برای دور زدن وزارتخانه پیدا کرد. رهبر انقلاب در دیدار با اعضای هیئت دولت در سال 84 نیز به مشکل عدم هماهنگی بخش‏های دیپلماسی و اقتصادی دولت‏ها طی سال‏های گذشته اشاره کردند و ابراز امیدواری کردند که این مشکل در دولت جدید حل شود.

به نظر می‏رسد اکنون فرصتی است تا یک بازنگری جدی در روند گذشته وزارت خارجه صورت پذیرد و ساز و کار جدید نیز برای رفع کاستی‏های گذشته تدارک دیده شود. علاوه بر اینکه حضور صالحی در وزارتخانه با توجه به جریانات اخیر هسته‏ای می‏تواند پیام خوبی برای طرف مخاصمه با کشورمان به همراه داشته باشد.