| زندگینامه پرفسور سیدحمید مولانا |
| ساعت ٤:٢٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٦ کلمات کلیدی: بیوگرافی ، پرفسور حمید مولانا |
کودکی مولاناسید حمید مولانا در ۶ اسفند ۱۳۱۵ در تبریز متولد شد. او در شهریور ۱۳۲۰ و در حدود پنج سالگی خود شاهد اشغال ایران توسط نیروهای خارجی شد و اولین دیدگاههای خود را در امور ملی و بین المللی شکل داد: «غم انگیزترین روزهای من در تبریز حمله متفقین در جنگ جهانی دوم به ایران و اشغال تبریز توسط قوای شوروی بود»؛ بعد از فروکش کردن جنگ جهانی دوم، امتناع روسها از اجرای پروتکلهای بین المللی مبنی بر ترک ایران، باعث بوجود آمدن حزب دموکرات آذربایجان به رهبری پیشه وری شد. در این جریانات بود که سید حمید با وجود کوچکی سن خود شکاف بین جامعه مدنی آن روز و دولت و بروکراسی را به طور ملموس دیده و به گفتهٔ خود: «به این پدیدهٔ ناموزون و نظریه پردازی آن علاقه فوق العاده پیدا نمودم». خود مختارها مدتی بعد پدر سید حمید را به طور موقت بازداشت میکنند و پس از مدتی، به دلیل افزایش فشارها علیه خاندان مولانا، این خاندان به تهران هجرت مینمایند. تحصیلات در تهرانکلاس اول تا سوم ابتدایی را در دبستان سعدی در تبریز، کلاس چهارم را در دبیرستان رضوی تهران و پنجم ابتدیی تا هشتم متوسطه را در دبستان و دبیرستان تعلیمات اسلامی جعفری در تهران خواند. سید حمید با گرفتن مدرک سیکل، رشته طبیعی را انتخاب کرد و وارد دبیرستان مروی تهران شد. در سالهای ۱۳۳۱ تا ١٣٣۴ که همزمان با نهضت ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد بود، عقاید غربی به طرفداری از دو قطب غرب و شرق، کمونیسم و سوسیالیسم و لیبرالیسم و کاپیتالیسم با شدت تمام تبلیغ میشد و جوانان هر یک طرفدار ایدهای گشته و با آن شناخته میشدند؛ اما سید حمید اینگونه عمل میکرد: «من به هر دو گروه انتقاد داشتم و انقلاب اصیل را در هیچ یک از مکتبها نمیدیدم و همیشه در بحث و صحبت خود آرزو داشتم که روزی یک خیزش و جهش اصیل و یک انقلاب اسلامی و مستقل از این دو قطب، عالمگیر شده و ایران را نیز دربر گیرد». گرایش به معارف اسلامی و حوزهاو در دوران دبیرستان، با مدرسه مروی نیز در ارتباط بوده و پای بعضی از سخنرانیهای مرتضی مطهری در آنجا نشست. نیز قبل از رفتن از تهران با وجود کم بودن سنش، چندین بار اجازه حضور در دروس بزرگان حوزه علمیه قم از جمله آیتالله بروجردی را پیدا کرد و آیتالله خمینی را هم برای اولین بار، در قم دید. هم اکنون نیز او در مساجد مراکز اسلامی حومه واشنگتن شرکت و بارها به دعوت مراکز اسلامی و تشکلهای مسلمانان در مساجد و دانشگاههای شهرهایی مثل لندن، منچستر، هامبورگ، بارسلون، الجزیره و قاهره سخنرانی کردهاند. روزنامه نگاری و عزیمت به آمریکادرمدتی که در تهران بود اغلب اوقات فراغت خود را به مطالعهٔ کتاب و روزنامههای قدیمی در کتابخانهٔ مجلس اختصاص میداد و حتی در بسیاری از جلسات دورههای شانزدهم و هفدهم آن زمان مجلس به عنوان نظارهگر در مذاکرات پرجنجال آنروز حضور داشته و یادداشت برداری میکرد و این امور تأثیر بسزایی در آشنایی وی با مسایل جدید داشتند. آغاز فعالیتهای مطبوعاتی سید حمید مولانا، نویسندگی روزنامهٔ «دانش آموزان» بود که برای محصلان دبیرستانهای آن دوران منتشر میشد؛ زمانی که در سن ۱۹ سالگی مشغول فراگرفتن دروس اقتصاد در دانشگاه تهران بود، از کیهان به او پیشنهاد کار شد و به عنوان سردبیر نشریه جدیدالتایس «کیهان فرهنگی» مشغول کار شد؛ یک سال بعد در سال ۱۳۳۵ به کیهان روزانه منتقل شده وعهده دار صفحه اقتصادی این روزنامه شد. چاپ مقالات مولانا در مطبوعات آنروز قبل از عزیمتش به آمریکا، باعث شد که چندین بار توسط دادستان نظامی وقت مورد تفتیش و بازرسی قرار گیرد. او در سن ۱۹ سالگی، پدر و مادر خود را در یک حادثه رانندگی از دست داد. مشاور ریاست جمهوریحمید مولانا در سال ۱۳۸۷ به طور رسمی به عنوان مشاور محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت ایران برگزیده شد.[۱] همچنین ملک وسیعی در نزدیکی ونک تهران برای راه اندازی بنیاد فرهنگی مولانا در اختیار اوگذاشته شد.[۲] مولانا همچنین اعلام کردهاست که سخنرانی محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا را در هنگام سفر محمود احمدینژاد به نیویورک او به احمدی نژاد پیشنهاد دادهاست.[۳] آراء و اندیشه های مولانا1. الگوی وحدتگرا–رهاییبخش؛ ناصر باهنر در برداشت از این الگو، که مولانا ارائه کرده، مینویسد: «توجه او به موضوع فرهنگ و نقش مهم سنّت در جوامع در حال توسعه، نظریهی مدرنیته، بهویژه نظریههای کلاسیک آنرا به نقد کشیده و دیدگاه متفاوت او به فرهنگ و رسانههای جمعی و ارتباطات سنّتی، افقهای نوینی را در موضوع مورد بحث، بهویژه بر اندیشمندان و سیاستگذاران جوامع در حال توسعه باز کرده است. نظریه او در مجموعه نگرشهای ساختارگرا قرار دارد و ارائهدهنده الگوی وحدتگرا–رهاییبخش است.» «وحدتگرایی در فلسفه، به مکتبی اطلاق میشود، که تلاش میکند، پیچیدگیهای مادّی و ذهنی هستی را مظاهر تجلّی یک حقیقت بنیادی نشان دهد و بهوحدت حیات و پیوستگی متقابل همه اشیا اشاره میکند. این مکتب که به یگانگی معتقد است، در برابر تکثّرگرایی قرار دارد. رهاییبخش در اینجا به مفهوم آزادشده از الزامات و اسارت شخصی است، نوعی از رهاییبخشی که در درون فرد تحقق مییابد.» مولانا در مدل خود که مدل همگرا نیز خوانده میشود، ارتباطات سنّتی را مهمترین ابزار جهان سوم در ارتباطات خود معرفی میکند؛ وی میگوید: «این کانالها [کانالهای سنّتی ارتباطات] که از آنها به ارتباطات شفاهی تعبیر میشود، شامل طیف متنوعی است؛ که در برخی از این کشورها کارکردهای مشابهی با وسایل ارتباط جمعی پیدا کرده و در رسانههای سنتی با مدرن، همگراییهایی بهوجود آمده است. کارکردهای آموزشی و تحرّک سیاسی مساجد دایر، از آن جمله است.» مولانا در مدل همگرا، با تکیه بر مفاهیم حکومت و ارتباطات در اسلام، فرایند تبلیغ را بهعنوان شاخص ارتباطات اجتماعی در اسلام، محور قرار میدهد: وی اصول تعیینکننده مرزهای اخلاقی تبلیغ در اسلام را چهار چیز میداند: 1. «توحید 2. امر به معروف 3. و نهی از منکر 4. امّت یا جامعه ارتباط بین فرهنگی و بینالمللی (در اینجا تأکید بر ملّیت است نه دولت–ملت) عناصر ضروری امّت اسلامی است.» باهنر، این بحث مولانا را اینگونه خلاصه میکند: «او تبلیغ را نظریه ارتباطات و اخلاق در اسلام میداند؛ که برای شناخت آن باید به چهار اصل مهم پایه در اسلام اشاره داشت. "توحید" بهعنوان یک نظریه وحدتگرای اطلاعاتی و ارتباطاتی، "امر به معروف و نهی از منکر" بهعنوان نظریه مسئولیت، راهنمایی و عمل، "امّت"، بهعنوان مفهوم جامعه جهانی و "تقوی" بهعنوان نشانگر سیستم اخلاقی تبلیغ در اسلام. 2. گتو-دولت؛ مولانا آینده جهان را متفاوتتر از امروز و دیروز میبیند. به اعتقاد او، «کشورهای مختلف بهمعنای واقعی استقلال و حاکمیت نخواهند داشت. او میگوید: با زیر سؤال رفتن مطلق بودن ملیّت و ناتوانی دولت–ملتها در تدارک امنیّت و خدمات مورد تقاضای شهروندان، نوعی حس بیپشتوانگی (Allchorlessness) اشاعه مییابد. هویّت فرهنگی، مدعیات قومی و طایفهگرایی مدرن، نشانههای پدیدههایی هستند که در جستجوی تفکر سیاسی محلیاند.» «در حقیقت، دوره پس از جنگ سرد، بعد جدیدی را به آرایش سیستمهای سیاسی در روابط بینالملل افزوده است؛ که من آن را گتو-دولت(Ghetto-states) نامیدهام. گتو-دولتها از حاکمیت، حقوق قانونی و نمایندگی بینالمللی خاصّ دولتهای قانونی برخوردار نیستند. بوسنی و هرزوگوین و سومالیا نمونههایی از این دولتها هستند.» «این مجموعه سرزمینی و ملی جداشده و تجزیهشده، اکنون به جزایر تک افتاده یا به اصطلاح "پناهگاههای امن"(safe havens) در درون دریای دولتها تبدیل شدهاند.» وی در ادامه پیشگوییهای خود، در رابطه با آینده ارتباطات جهانی میگوید: «با تغییراتی که بهوقوع میپیوندد، بسیاری از به اصطلاح دولت-ملتها، تنها نقش رسیدگی به موضوعات محلّی و شخصی را برعهده خواهند داشت و تصمیمگیریهای کلان اقتصادی و ارتباطی را به سازمانهای منطقهای، فراملّی و بینالمللی واگذار خواهند کرد.» «در عین حال که دولتها بهطور کلی حقوق حاکمیتشان را از دست میدهند (اغلب درست در همان نقطهای که برای نفع خود استقلال بهدست آوردهاند)، برخی دولتها، تواناییشان را برای تجاوز به حاکمیت دیگران، خواسته یا ناخواسته حفظ خواهند کرد.» 3. آراء انتقادی؛ مولانا را باید در زمره اندیشمندان انتقادی بهحساب آورد. او نظام سرمایهداری را بزرگترین مشکل انسانها و بشریت قلمداد کرده و از تعریف علم گرفته تا تبلیغات بازرگانی جهانی منتسب به غرب را به نقد میکشد. او پیوند بین ارتباطات و سرمایهداری را اینگونه توصیف میکند: «روششناسی در ادبیات و ساختار نهادی رشته پژوهش ارتباطات جمعی را میتوان دنبالهرو رشد سرمایهداری و رسانههای جمعی دانست. با محقّقانی همچون پل لازارسفلد از دفتر تحقیقات اجتماعی کلیسا، هدلی کانزیل از مؤسسه تحقیقات اجتماعی بینالمللی پرینتسون و ایئل موسولاپول از مؤسسه تکنولوژی ماساچوست، روند سرمایهگذاری دولت در طی این دوران، بهنفع برخی برنامهها، تأثیر نیرومندی داشته است. این امر، قویّا در گزینش کسانی که سخن معتبری در این زمینه دارند، را تحت تأثیر قرار میداد؛ کسانی که بهعنوان رهبر شناخته میشدند و اینکه کدامیک از الگوهای علمی رقیب، در خصوص ارتباطات باید موضوع سرمایهگذاری، تحقیق و تشویق باشد. این کار، پژوهش ارتباطات را بهسمت مطالعات خبری و تبلیغات نظامی سوق میداد. بهعلاوه، فرصت را برای بحث آزاد، تنگ میکرد و راه را برای آنچه که ممکن است میان پژوهشگران و مؤسساتی که ارتباطات جمعی را بهعنوان ابزار مدیریت اجتماعی و بهمثابه سلاحی در اختلافات اجتماعی قلمداد میکند، هموار میساخت.» مولانا درباره تبلیغات بازرگانی و نقد آن، طی یک مقاله میگوید: «توسعه روزافزون صنعت تبلیغات بازرگانی، باعث شده است تا این امر به یکی از پدیدههای بسیار مهم جوامع امروزی تبدیل شود و در حوزهها و رشتههای علمی مختلف مورد بحث و بررسی قرار گیرد. هرچند بازار جهانی این صنعت، در طول نیمقرن گذشته افت و خیزهای بسیاری داشته، اما همواره نقش پررنگ ایالات متحده و در مرحلهی بعد، سایر کشورهای صنعتی بزرگ، در آن مشهود بوده است. توجه به این مسئله و نیز سازوکارهای حاکم بر این بازار و گسترش بیحد و حصر آن بهویژه از طریق قالبهای جدیدی چون اینترنت، چالشهای بسیاری را در نظامهای ارزشی و فرهنگی کشورهای مختلف، بهخصوص کشورهای در حال توسعه بهوجود آورده است. تبلیغات بازرگانی، امروزه بهعنوان تهدیدی برای "فضای عمومی" در این کشورها محسوب میشود. مطالعهی انتقادی وضعیت ایران نشان میدهد، که نظام تبلیغات بازرگانی در وضعیت نه چندان مناسبی قرار دارد و جای خالی قوانین و سیاستهای کنترلی و بازدارنده در این زمینه کاملاً مشهود است.» با اینهمه، مولانا آینده پیشرفت تکنولوژی را در نهایت، بهنفع کشورهای در حال توسعه و جهان سومی میداند. او اعتقاد دارد، نتیجه این پیشرفت، توجّه به کشورهای در حال رشد را افزایش خواهد داد و این توجه، شکل ارتباطات جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. هنسون و نارولا مینویسند: «توجه به ملل در حال توسعه، بعد از جنگ جهانی دوم در میان دانشگاهیان از شدت بیشتری برخوردار شد؛ چون همانگونه که مولانا(1986) گفته است، روشهای جدید تحقیق، شکل گرفته و توجه به این کشورها، بهدلیل رهایی از سلطه قدرتهای استعماری و همچنیین تأثیر تکنولوژی در کاستن فاصله میان کشورها، افزایش یافته است.» آثار و تألیفاتاز ایشان بیش از 30 کتاب و صدها مقاله و نوشتار به زبانهای مختلف نوشته و ترجمه شده است. بیشتر آثار ایشان به زبان انگلیسی است؛ که بعضی از آثارش نیز توسط اساتیدی چون یونس شکرخواه به فارسی ترجمه شدهاند. برخی آثار ایشان به شرح زیر است: 1. گذر از نوگرایی؛ این کتاب نقد سرمایهداری، نوگرایی، مکتب نوسازی، مکتب سوسیالیستی و بهطور کلی نظامهای غربی و پیشرفته است؛ که در طول تاریخ، کشورهای ضعیف را به استثمار کشیده و آنها را تحقیر و ناکارآمد کردهاند. از نظر مولانا غرب، حتی علم را نیز به استثمار درآورده و آنطور تعریف کردهاند که بهنفع غرب و برای تحقیر کشورهای دیگر باشد. او میگوید: «بهعنوان نمونه، این مفهوم توسعه بهخوبی از گوتیرز روحانی اهل پرو که یک فعّال اجتماعی نیز هست، ترسیم شده است: اصطلاح "توسعه" حاوی یک بار معنایی تحقیرآمیز است ... و بهتدریج میرود تا جای خود را به اصطلاح "رهایی" واگذار کند.» مولانا آینده جهان را در الگوی وحدتگرا-رهاییبخش بهسمت توجه به کشورهای در حال رشد ارزیابی کرده است. 2. ارتباطات جهانی در حال گذار؛ مولانا در این کتاب، ارتباطات جهانی را در حال گذار و تغییر از شیوههای موجود به شیوههای دیگر میداند. بهنظر او مفهوم دولت از مدل قبلی خود در حال متحول شدن و حرکت بهسوی یک شیوه گتو-دولت(Ghetto-State) است؛ که نه استقلال و نه حاکمیت تعریفشده فعلی را نخواهند داشت. وی، در این کتاب به مفهوم امّت در اسلام، تبلیغ، حکومت اسلامی و جایگاه ولی فقیه در مکتب شیعه صحبت میکند و آنرا بهترین مدل ارتباطی در گذشته، حال و آینده معرفی میکند.
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

