مروری بر یکی از هراسناک ترین حوادث تروریستی تاریخ
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، القاعده ، اسامه بن لادن ، 11 سپتامبر

امسال نخستین سالی است که اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده در سالگرد حملات 11 سپتامبر دیگر در قید حیات نیست ، اما هنوز گروه القاعده با وجودی که تضعیف شده وجود دارد و به سازماندهی عملیات های دیگر علیه آمریکا و غرب می اندیشد. هنوز اسرار زیادی درباره علل و انگیزه های حملات 11 سپتامبر مکتوم مانده است و هنوز سوالات بی پاسخ زیادی است که به آنها جواب داده نشده است.

عصر ایران –10 سال پیش در چنین روزی، جهان از وقوع یک حادثه دهشتناک تروریستی در قلب اقتصادی "امن ترین و قدرتمند ترین کشور جهان " به خود لرزید.

چند هواپیمای مسافر بری به طور همزمان ربوده شده و دو هواپیما به دو ساختمان معروف مرکز تجارت جهانی در نیویورک کوبیده شدند و هواپیمایی دیگر به ساختمان پنتاگون ( وزارت دفاع آمریکا) اصابت کرد و یک هواپیمای دیگر که گمان برده می شد ربایندگان آن قصد داشتند آن را به ساختمان کنگره یا گاخ سفید بکوبند ، سقوط کرد و همه مسافران کشته شدند.

این حادثه تروریستی نزدیک به 3 هزارنفر قربانی داد و صحنه های زنده آتش گرفتن و اصابت هواپیماهای مسافر بری به ساختمان 110 طبقه مرکز تجارت جهانی در نیویورک به طور مستقیم برای صدها میلیون بیننده در سرتاسر جهان پخش شد.

خبر آن  قدر تکان دهنده و شوکه کننده بود که بلافاصله در صدر اخبار رسانه های جهان قرار گرفت .


جورج دبلیو بوش رییس جمهوری وقت آمریکا که در آن زمان در نخستین سال ریاست خود بر کاخ سفید بود پس از این حادثه در صحنه تلویزیون ظاهر شد و مرتکبان این جنایت تروریستی را به انتقام تهدید کرد.

در فاصله چند ساعت پس از این عملیات تروریستی بلافاصله گزارش هایی از هویت 19 رباینده این هواپیماهای مسافر بری منتشر شد و گروه القاعده به عنوان سازمان دهنده اصلی این عملیات معرفی شد. 15 تن از 19 رباینده هواپیماها ملیت عربستانی داشتند .

گروه القاعده و شخص اسامه بن لادن نیز با انتشار پیامی ویدئویی مسئولیت این عملیات را بر عهده گرفت و متعاقب آن ایالات متحده آمریکا از دولت طالبان خواست تا اسامه بن لادن سرکرده گروه القاعده را تحویل دهد .


طالبان در برابر این خواست آمریکا مقاومت کرد و ایالات متحده آمریکا به همراهی یک ائتلاف بین المللی در اکتبر همان سال و در فاصله ای بیش از 1 ماه از انجام حملات تروریستی 11 سپتامبر ، به افغانستان حمله کرد و در نوامبر همان سال این کشور را به اشغال خود در آورده و بساط حکومت طالبان را برچید.

آمریکا موفق به دستگیری اسامه بن لادن نشد و رهبران طالبان نیز متواری شدند اما آمریکا موفق شد تا حکومت افغانستان را برانداخته و حکومتی جدید در این کشور تاسیس کند.

به فاصله کمتر از دو سال از حملات 11 سپتامبر دولت جورج دبلیو بوش مست از پیروزی خود بر طالبان ، به بهانه وجود سلاح های کشتار جمعی در دست حکومت صدام ، بدون کسب مجوز لازم ازشورای امنیت با همراهی بریتانیا و با وجود مخالفت های روسیه ، فرانسه و آلمان ، در 19 مارس 2003 به عراق لشگر کشی کرد  و در طی مدت 3 هفته عملیات نظامی ، حکومت صدام را بر انداخت.


اشغال افغانستان و سپس اشغال عراق از دید بسیاری از ناظران فرصت هایی بودند که فضای پس از حملات 11 سپتامبر در اختیار دولت نو محافظه کار جورج دبلیو بوش قرار داد ، ولی اشغال این دو کشور تازه اول راه مشکلات آمریکا بود.

نیروهای ایالات متحده و برخی دیگر از همپیمانان ناتویی و غیر ناتویی آمریکا در این دو کشور مستقر شدند و از 10 سال گذشته تا کنون آمریکا هزاران نیروی نظامی خود را در این دو کشور از دست داده و صدها میلیارد دلار از مالیات شهروندان این کشور را خرج دو جنگی کرده که بنا به عقیده بسیاری از ناظران دستاوردی متناسب با این هزینه های گزاف عاید این کشور نکرده است.

11 سپتامبر در نخستین سال قرن جدید و هزاره جدید به وقوع پیوست و این سال که بنا به پیشنهاد "سید محمد خاتمی" رییس جمهوری سابق کشورمان از سوی سازمان ملل به نام سال " گفتگوی تمدن ها " نام گذاری شده بود ، با حادثه 11 سپتامبر کاملا تحت الشعاع قرار گرفت و گفتمان جنگ با ترور و جنگ صلیبی بین مسیحیت و اسلام و تمدن اسلامی با تمدن غرب و.. جای گفتگوی تمدن ها را گرفت.

جهان در 10 سال گذشته هزینه های زیادی بابت جنگ های افغانستان و عراق از سویی و گسترش عملیات تروریستی در اقصی نقاط جهان پرداخته است و این جنگ هنوز نیز ادامه دارد.


امسال نخستین سالی است که اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده در سالگرد حملات 11 سپتامبر دیگر در قید حیات نیست ، اما هنوز گروه القاعده با وجودی که تضعیف شده وجود دارد و به سازماندهی عملیات های دیگر علیه آمریکا و غرب می اندیشد.

هنوز اسرار زیادی درباره علل و انگیزه های حملات 11 سپتامبر مکتوم مانده است و هنوز  سوالات بی پاسخ زیادی است که به آنها جواب داده نشده است.

عده ای بر این گمانند که حملات 11 سپتامبر یک خودزنی عامدانه از سوی آمریکا بوده تا بهانه لازم برای لشگر کشی به منطقه خاورمیانه و اشغال برخی کشورهای استراتژیک و نفت خیز فراهم آید ، اما عده ای دیگر با رد این فرضیه می گویند که حملات 11 سپتامبر کار القاعده بوده و این گروه مسئولیت این عملیات را بر عهده گرفته است .


این عده گروه نخست را اصحاب فرضیه توطئه می دانند و می گویند دلیلی ندارد وقتی گروهی مسئولیت مستقیم این حملات را بر عهده می گیرد ، گونه ای دیگر برای آن فرضیه سازی شود.

اما به هر حال فارغ از این بحث ها حملات 11 سپتامبر تاثیری محتوم در فضای بین المللی به وجود آورد و نشان داد که حتی قدرتمند ترین کشور جهان نیز می تواند از نقطه ای که در محاسبات امنیتی خود روی آن حساب باز نکرده بوده ، ضربه بخورد.

حادثه 11 سپتامبر گفتمان حاکم بر فضای بین المللی را تغییر داد و جهان را به پیش و پس از این حادثه تقسیم کرد.


امروز 10 سال از آن روز واقعه می گذرد و نخستین سالی است که مسئول مستقیم و رهبر این عملیات تروریستی ( بن لادن) که در غارهای واقع در کوه های افغانستان آن را رهبری کرده ، دیگر وجود خارجی ندارد.

11 سپتامبر با همه خاطراتش تبدیل به روزی سرنوشت ساز در تاریخ بشر شده و دود آتشی که 10 سال پیش بنا به دلایلی که هنوز تمامی ابعاد آن روشن نیست ، افروخته شده به چشم همه مردم جهان رفته است و صدها میلیون انسان به طور مستقیم تاثیرات این حادثه را در زندگی روزانه خود لمس کرده اند.


ماجرای 11 سپتامبر و آغاز اسلام‌ستیزی جدید از زبان نادر طالب زاده
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی ، نادر طالب زاده ، 11 سپتامبر

خبرنامه دانشجویان ایران: امروز مصادف است با 11 سپتامبر؛ اتفاقی که باعث اشغال افغانستان و بعد عراق شد و پای آمریکا را به خاورمیانه چنان باز کرد که تا مدت ها ماندگار باشد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ حملات یازده سپتامبر اساسا ماجرایی است که به هیچ عنوان نمی شود آن را از ذهنها خارج کرد و یا  از تاریخ حذف کرد، بهخصوص بعد از حمله آمریکا به عراق و افغانستان و آغاز رسمی اسلام ستیزی آمریکا در دنیا.

ماهنامه فرهنگی همشهری آیه به بهانه همزمانی انتشار این دوره مجله خود با ماجرای حمله به برج های دوقلو توجهی کرده است به اسلام ستیزی در دوره جدید غرب به سردمداری آمریکا. در فصل اول این مجله پرونده ای پیرامون این مساله گردآوری شده است؛ این فصل با مصاحبه نادر طالب زاده شروع می شود و در ادامه یادداشت‌هایی از فرشاد مهدی پور و محمد رضا اسلام لو آورده شده است، در ادامه نیز با دکتر ستار عودی درباره ماهیت وجود بن لادن و نقش آمریکا در رسانه ای شدن گفت و گو شده است.

نادر طالب زاده، مستندساز و فیلمسازی است که روی این موضوع خیلی کار کرده و یکی از دغدغه های اصلی اوست. در زیر متن مصاحبه وی با همشهری آیه آورده شده است:

او در این باره معتقداست که هدف اصلی آمریکا از جریانی که به راه انداخته انقلاب اسلامی ایران است و الان جنگی آخرالزمانی بین جبهه خیر و شر درگرفته و پایان این جنگ که با یازده سپتامبر آغاز شده بسیار عجیب و عظیم خواهد بود. گپ و گفت مارا با  با نادر طالب زاده درباره یازده سپتامبر، انقلاب اسلامی و اسلامستیزی بخوانید.

** 11 سپتامبر را میتوان به عنوان یک سناریوی از پیش طراحی شده برای شروع رسمی اسلامستیزی به شمار آورد. حالا چرا 11 سپتامبر باید آغاز این سناریو باشد؟ چرا مثلا حملات تروریستی به سفارتخانههای آمریکا در آفریقا را- مثل سفارت آمریکا در نایروبی- مبدا و شروع این روند قرار ندادهاند؟!

مهمترین موضوع این ماجرا هیبت و بزرگی است. هیبت 11 سپتامبر قابل مقایسه با هیچ اقدام تروریستیای در تاریخ معاصر نیست. اینکه شما وسط شهری آرام مثل نیویورک سه برج را منهدم کنید و دو هواپیمای بوئینگ غولپیکر در یک روز روشن، ساعت نه صبح اصابت کنند به دو برج اصلی و بزرگ نیویورک، به نوعی ماجرا و روند این عملیات و آثار آن را خیلی بزرگ میکند. وقتی از بعد از ظهر همان روز 11 سپتامبر میخواهند کشف کنند چه کسی یا چه گروهی این عملیات را انجام داده، سوالات آغاز میشوند. کسی نمیدانست چه کسی بود؟ چه بود؟ به چه علتی ساختمان سوم سقوط کرد؟ مثلا ماجرای پنتاگون به چه صورت است؟ آن هواپیمایی که به ساختمان وزارت دفاع آمریکا اصابت کرد نمیتوانست هواپیمای مسافربری باشد.

برای اینکه اندازه موتورش خیلی کوچکتر بود و بیشتر به موتور یک موشک کروز شباهت داشت تا یک هواپیمای بوئینگ غولپیکر. شک و تردیدی که درمورد 11 سپتامبر و اصابت هواپیماها به برجهای دوقلو ایجاد میشود هم بینظیر است. مثلا درمورد قتل کندی در سال 1964 هیچ کس نفهمید چه کسی او را کشت و گمانهزنیهای متعددی درباره قتل او میتوان در نظر گرفت و تحقیقاتی هم در این مورد انجام گرفته است. اما برای 11 سپتامبر اینکه دولت آمریکا خیلی صریح در مقابل هر نوع کندوکاو و تحقیقی ایستاده و اجازه این کار را نمیدهد.

حتی تحقیقاتی را هم که درباره این ماجرا صورت گرفته، به رسمیت نمیشناسد، خودش علتی است برای تردید جدی درمورد این ماجرا و آغاز دروغی بزرگ برای حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه. یعنی 11سپتامبر باعث میشود آمریکا بهانهای پیدا کند و قدم در منطقه استراتژیک خاورمیانه بگذارد و پایگاه نظامی وسیع ایجاد کرده و حمله کند و کشوری را فتح کند؛ کشوری که به آمریکا حمله نکرده؛ یا کشور دیگری را به بهانه دستگیری اسامهبن لادن تسخیر بکند. طبق قرار، بنا بوده که نیروهای «دلتافورس» وارد عملیات شوند و بنلادن را دستگیر کنند ولی میبینیم که بعد کل نیروهای مسلح آمریکا وارد این جنگ میشوند. بنابراین 11 سپتامبر یک نقطه عطف است.

من زمانی با یک کشیش مصاحبه میکردم که او میگفت همه چیز را در جهان معاصر امروز میشود به دو قسمت تقسیم کرد: قبل از 11 سپتامبر و بعد از 11 سپتامبر. این یک تاریخ محوری است در زمانه حاضر. هر روزی که میگذرد توجه ویژهتری به این ماجرا میشود. اصلا خود مردم آمریکا امروز سوال دارند! درباره مبارزه با تروریسم خواسته و مطالبه دارند؛ اینکه نمیتوانند سربازان را بهرغم قول و وعدههایی که رئیسجمهورشان میدهد از کشورهای افغانستان و عراق برگردانند خودش یکی از مطالبات اصلی مردم آمریکاست. در واقع این حادثه سرآغاز این جریان است که به طور قطع و یقین یک سرنوشت خیلی بزرگتر از 11 سپتامبر خواهد داشت. سرنوشت پایانی 11 سپتامبر خیلی بزرگتر از 11 سپتامبر خواهد بود.

** چامسکی یک بحثی دارد در حوزه دموکراسی و معتقد است اربابان قدرت به عنوان مغز متفکر در جامعه آمریکا برای مردم این کشور هر چند مدت یک موضوعی یا چیزی را بت میکنند و برای آنها یک دشمن واهی میسازند. برای مثال یک دورهای مارکسیسم و کمونیسم و شوروی بود، یک دوره اعراب دیوانه بودند، یک دوره صدام حسین بود و الان در این دوره این ماجرا! این پروژه «دشمنسازی» ریشه در کجای اندیشه اربابان قدرت دارد؟! چرا اسلام؟

بعد اصلی این ماجرا این است که اسلام یک دین ایدئولوژیکی است؛ یک دین کامل است. این رویکرد و معماری جدید به اسلام برای ملتها جذاب است و در واقع از این دین الگوبرداری میکنند؛ قیام میکنند. خود به خود اسلام از اول این قوت را داشته اما هیچ وقت این بروز پیدا نکرده غیر از آن چند سال اول بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) که آن هم میخورد به بحران و فتنه. فرصتی که الان پیش آمده، فرصت ویژهای است.

دشمن و رقیب تشخیص میدهد این موجی که آمده، موجی ماندنی است وگرنه جنگ 33روزه اتفاق نمیافتاد، جنگی که در آن رژیم صهیونیستی حدود بنتالجبیل در دو کیلومتری مرز فلج شود اتفاق نمیافتاد. فهمیدهاند که اگر شما 5 هزار نفر آموزش دیده شده و تربیت شده این نظام (اسلام) را داشته باشی، این نظام ضد منافعشان خواهد بود و خطرناک است. حماس از حزبالله الگوبرداری کرده یا امروز یمن نگاهش به حزبالله است. این برای غرب خیلی خطرناک است چون جهان اسلام هم جهان ثروتمندی است و هم جای استراتژیکی است و امروز هم دیدیم که چهار، پنج نفر از نوکران امپراتوری غرب در کشورهای عربی فرو ریختند توی همین چند ماه اخیر.

** به نظرتان این قیامهای عربی جوابی به اسلامستیزی آمریکا در جهان اسلام نیست؟! چون تمام این حکام مهرههای آمریکا بودند که در کشورهای اسلامی خاورمیانه منافع آمریکا را تامین میکردند!

از زمان وقوع انقلاب اسلامی و این نیروی مقاومتی که به تأسی از این جریان در منطقه به وجود آمده، مثل لبنان، فلسطین و همراهی باقی امت اسلامی مثل مصر که این جریان خیلی بروز شدیدی در آن داشت چون حسنی مبارک میدید که مدام در غزه در محاصره هستند و این ظلم را تحمل میکرد و چند روز قبل در قفس توی دادگاه محاکمه شد و مردم که این صحنه را میبینند و خوشحال میشوند. در تونس هم همینطور، در لیبی هم به همین منوال.

این تقابل جهان اسلام در مقابل غرب که از ایران شروع شده و در جنگ 33 روزه به اوج خودش میرسد و از این روند هم فلسطینیان و مبارزانشان الگو میگیرند، با اینکه اهل تسنن هستند اما الگوی کاملی میگیرند و همگام و همسو با انقلاب اسلامی حماس به وجود میآید؛ حماسی که در انتخابات به صورت دموکراتیک انتخاب شده ولی پس زده میشود. تمام دورویی غرب برسر بروز ماجرای انقلاب اسلامی مشهود شده و این برای هر جوانی جذاب است و همین طور برای هر آدم عدالتخواهی. به خاطر همین هم امروز در جریان فتنههای رسانهای و «entertainment» در غرب خیلی بیشتر از سابق فعالیت صورت میگیرد و عرصههایش خیلی وسیعتر شده. در حوزه کشورهای اسلامی هم شما میبینید که در حال جولان دادن هستند. الان در همین ایران خودمان چند شبکه سرگرمکننده و... برای مخاطبان خودشان ایجاد کردهاند؟ چیزی حدود 100 کانال که این شبکهها تا سه- چهار سال قبل نبودند.

در واقع رقابت خیلی شدیدی بین این دو جریان به وجود آمده که شروع این ماجرا به عملیات هولناک  11 سپتامبر بازمیگردد و سرانجام هم اتفاق خیلی عجیب و غریبی خواهد افتاد که همه منتظر آن هستند.

** غرب در ساختار خودش تخصص خیلی بالایی در یک فرایندسازی به نام «بدل» دارد. نمونه آن را در مورد اعراب کمونیست در دهههای 70 و 80 میلادی میبینیم که به عنوان اعراب مسلمان مطرح میشدند. یا مثلا یک بدلی ساختند به نام بنلادن و این شد نمادی از اسلام و مجاهدین مسلمان. آن وقت یک نفر مثل بنلادن و سیدحسن نصرالله را در یک تراز قرار میدهند به عنوان نمایندگان اسلام؛ فارغ از اینکه این دو طیف به شدت با هم در تضاد فکری و عقیدتی هستند!

غرب یک میکسر رسانهای دارد که یک ملغمهای درست میکند که توی آن ملغمه زیاد تفکر امام خمینی(ره) و اسامه بنلادن تشخیص داده نمیشود. تفکر وهابیت و انقلاب اسلامی، تفکر سلفیها و فقه شیعه توی میکسر غرب و برای خواننده و شنونده غربی که بیحوصله است و معمولا به همان کلیپهای خبریای که برایش تدارک میبینند، قانع است تمام این اندیشهها را مخلوط میکند و به اسم اسلام به خورد آنها میدهد. در این روند کاهنانی از خود شیاطین غربی مثل رابرت اسپنسر -که الگوی همین جنایتکاری بود که چند وقت پیش آن قتلعام عظیم را در نروژ به راه انداخت بود- فکر نکرده یا کسی به سایت «جهاد واتچ» فکر نکرده، کسی به دیوید هروبیس فکر نکرده. من پارسال در ماه مبارک رمضان چند بار همین «دیوید هروبیس» را روی آنتن معرفی کردم که او کیست و چه میکند؟ چه تفکری را منتشر میکند؟ در واقع این تصویر ترس از اسلام و ایجاد وحشت از مسلمانان کار یک سری کاهن است؛ کاهن رسانهای، کاهن عقیدتی.

دیوید هروبیس نسل قدیم بود و قدیمتر از آن هم امثال ریچارد پرل و دنیل پایس بودند و امروز هم کسی مثل رابرت اسپنسر که ایدهاش را در آن طرف دنیا در آمریکا مطرح کرده و عمل آن را در اینور دنیا در نروژ جوان سیواندی ساله انجام میدهد. باید توجه داشت که این فرایند زیر نظر کاهنان کافر یهودی است که در قرآن هم به آن اشاره شده. اینها از همان جنس هستند که دارند اسلام را تحریف میکنند. قبلا دیوید هروبیس چیزی از اسلام نمیدانست و فقط میترساند میگفت اینها خونریز هستند و از ابتدای امر مسلمانان خشونت را ترویج دادهاند.

در نسل بعدی رابرت اسپنسر مطرح میشود که عربی نمیداند ولی کلی روی این ماجرا کار کرده. در نسل آکادمیهای این جریان «برنارد لوئیس» را داریم که هیچوقت به ظاهر اسلام ستیز نیست و بیش از 10 کتاب درباره تاریخ اسلام دارد ولی در نهان همه این کتابها، ما رگههای اسلامستیزی را مشاهده میکنیم.

اینها سطوح مختلفی است که اسلامهراسی را در دنیا ایجاد کرده. این از یک طرف که ارتش اینها باید وارد میدان بشود که بوش از آن به جنگ صلیبی تعبیر میکند و از طرف دیگر یک انقلاب دینی اتفاق افتاده که تا به الان محو نشده و طبق خواستههای اینها باید محو میشد که نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه مرید و شاخه پیدا کرد و الان با توجه به این تغییر و تحولات اخیر نمیدانند چه کار کنند و چگونه میشود آن را مهار کرد و بروز دشمنان اصیل انقلاب اسلامی مثل عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی، آمریکا و... در مقابل این جریان ایدئولوژیک اسلامی که برای یک جوان جذاب است. این دو در مقابل هم آغازگر یک جنگ آخرالزمانی است که شروع شده.

** یعنی معتقد به جنگ صلیبی هستید؟

نه. اصلا به جنگ صلیبی معتقد نیستم. درواقع بحث جنگ صلیبی را بوش مطرح کرد. آنچه امروز هست این دو جناح است که گفتم؛ خیر و شر. دو قطب در تقابل هم دارند مستانه آماده جنگ میشوند؛ همهجور نیرو هم دارند. نگاه ایدئولوژیک و رسانه هم این جریان دارد و هم آن جریان مقابل و هم نیرو و رشد دارند هر دو جریان. این طرف جبهه اسلامی رو به رشد است. این رشد را شما در هفتهشت کشور عربی میبینید که چگونه گسترش یافته. چند هفته قبل در میدان تحریر قاهره مردم بعد از نماز میخواستند افطار کنند که پلیس آنها را جمع کرد. فکر میکنید با این کار ژنرالها در مصر محبوبتر میشوند؟! نه مردم نسبت به آنها منزجر میشوند و بیشتر به این اعتقاد پیدا میکنند که اینها بازمانده همان رژیم مبارک هستند و هرچه جلوتر میروند  هم مردم روشنتر میشوند. بنابراین صحنه خیلی جذابی ایجاد شده که برای اهل حق بسیار بسیار جذاب است و فراتر از ایران هم رفته.

** جنگ صلیبی را به این دلیل مطرح کردم که پایگاه غرب برای مقابله با جریان اسلام دست به دامن مذهب شدهاند؛ یعنی به عبارتی جنگ بین مسیحیان و مسلمانان. این به صورت واضحی در صحبتهای بوش بعد از حملات 11 سپتامبر یا در حرفهای ویلیام کوهن- وزیر دفاع سابق آمریکا- که جنگ این کشور و متحدانش با اسلام را جنگ چهارم جهانی بیان کرده بود بروز پیدا میکند.

پذیرش این اندیشه خیلی راحت نیست، چون مسلمانان در غرب هم زندگی میکنند. زندگی آرام و پرجمعیتی دارند و تاثیرگذار نیز هستند. آن چیزی که حتی رابرت اسپنسر وقتی میخواهد توهین بکند به مقدسات، یک مقدمهچینی ایدئولوژیک است. به هر حال برای جمع کردن پشتیبانی ایدئولوژیک یکی از آن تکیهگاهها مذهب است ولی غرب به راحتی نمیتواند بگوید مسیحیت در مقابل اسلام، چون این جا نمیافتد.

به همین دلیل جنگ صلیبی یک گفتمان ابتر است. بلافاصله جهان اسلام وارد صحنه میشود و متفکران و اهل رسانه این جریان این گفتمان را خنثی میکنند. الان لابیهای مسلمانان در اروپا و آمریکا خیلی قوی است و این اسلام در خیلی از این کشورها دین دوم آنها به لحاظ جمعیتی است. به هر صورت این کار را خیلی راحت نمیشود انجام داد. آمریکا نزدیک به 100 میلیون مهاجر بعد از 30 سال انقلاب اسلامی در خودش جای داده تا بتواند ارتش را حفظ کند و یک ارتش پرجمعیت داشته باشد. به هر حال این ارتش نیرو میخواهد و مهاجران هم به این دلیل در آمریکا پذیرش میشوند.

در اثنای این پشتیبانیها بحث ایدئولوژیک مذهبی هم مطرح میشود که این، جا نمیافتد. هرچند وقت یک بار هم یک عملیات تروریستی که آخرش هم نمیتوانند کشف کنند کار که بود، در غرب بروز میکند. مثلا در فلان جا یک عملیات تروریستی اتفاق میافتد و القاعده سریع میگوید من آن را برعهده میگیرم و شما هیچ وقت چیز دیگری در این فرایند مشاهده نمیکنید. از همه مضحکتر هم کشتن اسامهبن لادن است که هیچکس در دنیا آن را نمیپذیرد. این ماجرا هم عین 11 سپتامبر است. همه میدانند دروغ است ولی سکوت میکنند.

الان این در غرب یک درام ایجاد کرده که آمریکا و رسانه آمریکایی که پشتیبان این دروغ حکومت آمریکا است، به صراحت توی روز روشن دروغ میگویند و منطق هم نمیآورند. مثلا توضیح نمیدهند چرا شما وقتی پسرهای صدام را دستگیر کردید، سه روز در بغداد چرخاندید تا همه بفهمند اینها پسران صدام هستند، اثر انگشتشان را نگه داشتند و... ولی چرا درمورد اسامه بن لادن که الان بیش از یک دهه است جهان را ناامن کرده، هیچ چیزی منتشر نشد و انداختندش توی دریا؟! چرا دفنش نکردند؟! چه میشد؟! مگر صدام را دفن نکردند؟ مگر آنجا امامزاده شد؟!

این هم چیزی نمیشد. این ها بهانههایی است که میتراشند و بعد هم آن را جواب نمیدهند. این هم یک پدیدهای است که امروز عقلای غرب، اهل تحقیق و حتی مردم عادیای که میخواهند جواب بشنوند، اصلا جوابی از صاحبان قدرت دریافت نمیکنند. این هم یک پدیده جدیدی است. قبلترها اینطور نبود. مثلا برای جنگ ویتنام یکسری توجیهات داشتند. برای جنگ کره و جنگ جهانی دوم هم یکسری توجیهات داشتند ولی برای اتفاقات اخیر هیچ توجیهی ندارند و تمام پاسخها بیجواب است. برگردیم به 11 سپتامبر. در کمیسیون تحقیق 11 سپتامبر نتوانستند 52 سوال مهم را جواب داده و نمیتوانند هم پاسخی به آن بدهند. مثلا اینکه آهنهایی را که از برجها فرو ریخته و از پایههای ساختمان بودند، در عرض چند هفته اینها را جمع کرده و سوار کشتی کردند و فرستادند چین! جمع کردن و سوار کامیون کردن و بردنشان به بندر تحت نظر و اسکورت پلیس آمریکا بود. مثلا یکی از این کامیونها از راه اصلی منحرف شده و رفته بود توی یکی از خیابانهای اطراف که صبحانه بخورد، بلافاصله پلیس آمده بود دنبالش که چرا از این مسیر رفتی. مسیر تو این است.

تمام این آهنها آثار TNT داشت. آثار C4 داشت. این همه دانشمند خواهان بررسی این آهنها بودند. آنها را بردند به چین و ذوب کردند که هیچ اثری از آنها باقی نماند. یا یکی دیگر از سوالات، ساختمان شماره هفت است که در کنار برجهای دوقلو فرو ریخت درحالی که هیچ چیزی به آن اصابت نکرده بود. پس آمریکاییها یک دوره جدید را ایجاد کردهاند که مردم آمریکا دارند تجربه میکنند و ما هم داریم در کنار آن مشاهده میکنیم و خودمان را باید نگه داریم و آماده و اصلاح کنیم برای مراحل بعدی که جهان اسلام توقع دارد از ایران. جهان اسلام توقع دارد اگر مشکلی هم در داخل ایران هست، سریع اصلاح کند. در واقع ایران در کل جهان کشوری است که مدارش متفاوت است، ارتش اسلامی دارد و خارج از ارتش نیروی داوطلب وسیع دارد. الان در انگلستان پلیس حریف این جوانان نمیشود چون نیروی داوطلب ندارند. مثلا نیروهای کلیسایی میخواهند بروند بجنگند؟ ما این نیرو را در ایران داریم؛ یعنی کسانی که اعتقاد دارند. اینها همه کل سناریو را عوض کرده است.